ار در کارخانه نظامی مسکو

به نظر می رسد روسیه به سوی ناامنی پیش می رود چون درفاصله ای کوتاه از درگیری در جچن وسپس ترور یک مقام  وزارت کشور  و اکنون انفجار درکارخانه نظامی مسکو گزارش شده است.
وقوع انفجار در یک کارخانه نظامی در پایتخت روسیه سه کشته برجای گذاشت.

به گزارش ایرنا، این انفجار حوالی ظهر امروز (پنجشنبه) در کارخانه مولنی در خیابان ریزانسکی پراسپکت در جنوب شرقی مسکو رخ داد.

شبکه دوم تلویزیون دولتی روسیه اعلام کرد: بر اثر انفجار منبع گاز سه نفر کشته و یک نفر دیگر مجروح شدند.

کارخانه مولنی سال 1929 تاسیس شده و در آن تجهیزات ویژه نیروگاههای هسته ای و نیز وسایل و دستگاههای مورد لزوم سازمان های امنیتی از جمله وزارت دفاع و کشور و سازمان امنیت فدرال تولید می شود.

در این کارخانه همچنین قطعاتی از مجموعه های موشک های راهبردی روسیه ساخته می شود.


بر اساس برنامه شهرداری مسکو کارخانه مولنی باید تعطیل و خارج از شهر منتقل شود.

بروحانی:رخی می‌خواهند همه چیز را معکوس نشان‌دهند

پاسخ روحانی به "برخی تهمت‌های نادرست":
  
فرارو- رییس‌ جمهور با اشاره به "برخی تهمت‌های نادرست به دولت یازدهم"گفت: برخی می خواهند همه چیز را معکوس و مردم را ناامید کنند. عده‌ای به دنبال این هستند که بگویند مردمی که سال 92 رأی دادید و دولت یازدهم را انتخاب کردید، کار خوبی نکردید، اما مردم ایران در سال 92 کاری خوب انجام دادند و فردی که انتخاب می‌شود، منتخب و نماینده مردم است.

به گزارش فرارو، 17 طرح و پروژه صنعتی، بندری، کشاورزی، دامداری، مخابراتی، بیمارستانی و عمرانی استان گیلان با سرمایه‌گذاری 2 هزار و 500 میلیارد تومان و اشتغال‌زایی برای 3 هزار و 600 نفر، روز پنج‌شنبه به صورت ویدئو کنفرانس و با حضور رییس جمهور افتتاح و یا عملیات اجرایی آنها آغاز شد.

اهم سخنان رئیس جمهور در این مراسم را در زیر می خوانید:

ما طی 3.5 گذشته در تولید محصولات کشاورزی و مواد غذایی به سمت خوداتکایی حرکت کرده‌ایم.
با توجه به تأکیدات مقام معظم رهبری برای اشتغال‌زایی و اهمیت این امر برای دولت یازدهم باید طرح روستای بدون بیکار در همه مناطق کشور آغاز شود تا شاهد ریشه‌کنی بیکاری در کشور باشیم و این امر شدنی است.
{ با اشاره به شعار با تو می‌توانیم و بی‌تو نمی‌توانیم} اگر مردم احساس مسئولیت کنند و به صحنه بیایند کارهای بزرگی انجام می‌شود و در این مسیر باید همه قوا و ملت ایران برای عظمت کشور، اشتغال جوانان و سرافرازی ایران عزیز به میدان بیایند.
دسترسی مردم به نسل‌های سوم و چهارم تلفن همراه به معنای افزایش توان اطلاعاتی، اشتغال‌زایی و ارتباطات بیشتر با جهان است. این مهم امری زیربنایی و ضروری برای توسعه کشور است که 600 میلیارد تومان تاکنون سرمایه‌گذاری شده، 200 میلیارد تومان دیگر نیز در استان در حال انجام است و امیدواریم فضای خوبی برای مردم و جوانان برای دسترسی به اطلاعات فراهم شود. دولت یازدهم با وجود حملات فراوان این حق را برای مردم حفظ کرده و در برابر آن ایستادگی خواهد کرد.
دولت تدبیر و امید از همه حقوق ملت دفاع می‌کند و مردم نیز با حضور در صحنه حامی و پشتیبان این راه هستند.
از نعمت بزرگ دریای خزر و امکانات تفریحی برای مردم در این دریا به خوبی استفاده نکرده‌ایم، طرح مارینای بندر کاسپین با سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و امکانات 350 قایق تفریحی از جمله اقدامات خوب برای مردم این استان و سراسر کشور است.
طرح آکواریوم و همچنین دیگر تفریحات سالم برای مردم در دریای خزر جزء برنامه‌های دولت یازدهم در منطقه آزاد انزلی است.
باید مناطق آزاد به مرکز حمل و نقل تبدیل شود و دولت به دنبال بنادر نسل سوم است و ان‌شاء‌الله با اتصال این بندر به راه‌آهن قزوین، رشت، آستارا متصل می‌شود.
{با انتقاد از برخی تهمت‌های نادرست به دولت یازدهم} برخی می خواهند همه چیز را معکوس و مردم را ناامید کنند. تلاش عده ای برای نا امید کردن مردم از آینده خودشان و ایران، توطئه ای است که می خواهد این حرف غلط را بگوید ای مردمی که سال 92 رأی داده اید، کار خوبی نکردید! اما مردم ایران در سال 92 کاری خوب انجام دادند و  آنکه انتخاب می شود، فرد نیست که بگوییم خوب یا بد است؛ بلکه منتخب و نماینده مردم است. 

 {با اشاره به اقدامات دولت در توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات} کسانی بوده و هستند که می خواهند مردم دارای این حق نباشند، اما دولت ایستادگی کرده و خواهد کرد؛ نه تنها در بخش ارتباطات، بلکه در همه زمینه ها از حقوق مردم دفاع خواهد کرد. 

پوتین: مشتاق دیدار ترامپ در فنلاند هستم



رئیس جمهوری روسیه می گوید از پیشنهاد فنلاند برای آماده کردن شرایط دیدار وی با همتای آمریکایی در حاشیه اجلاس کشورهای قطب شمال، استقبال می کند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سی ان بی سی، «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهوری روسیه امروز پنجشنبه از آمادگی برای دیدار با دونالد ترامپ همتای آمریکایی خود در اجلاس کشورهای قطب شمال که در فنلاند برگزار می شود، خبر داد.

وی این تصمیم را در واکنش به ابراز علاقه «سالی نینیستو» همتای فنلاندی خود برای فراهم کردن مقدمات اولین دیدار پوتین و ترامپ، اعلام کرد.


گفتنی است ترامپ در طول کارزار انتخاباتی و همچنین بعد از پیروزی در رقابت ریاست جمهوری 2016 آمریکا، به دفعات از قدرت رهبری پوتین تمجید کرد و بهبود روابط واشنگتن-مسکو را خواستار شد.

داستان دیروز و امروز و فردای ما با آمریکا

یادداشت/ مهدی فضائلی
داستان دیروز و امروز و فردای ما با آمریکا 10فروردین-96
 پاسداران وخبرگزاری اش بسیج شده تاازهمه امکانات وتریبون ها ومهره ه ای تابلو وبیش ازحد مصرف شده وصدالبته باتاکتیک های تهاجمی ولو رفته استفاده کند تا به تواند سیاست انتقاد به دولت روحانی باچاشنی فاش شده ضد آمریکایی وبرجامی  به پیش برده شود .این سیاست شتاب وشدت گرفته است .چون ارتباط به برگزاری نمایش انتخابات ریاست جمهوری اردیبهشت دارد.
خبرگزاری فارس: داستان دیروز و امروز و فردای ما با آمریکا
دشمن‌شناسی از پیش‌نیازهای قطعی دست‌یابی به امنیت، استقلال و پیشرفت است.
به گزارش حوزه احزاب خبرگزاری فارس ، مهدی فضائلی در یادداشتی با عنوان «داستان دیروز و امروز و  فردای ما با آمریکا» به بیان پیش نیاز های قطعی دستیابی به امنیت،استقلال و پیشرفت پرداخته است.

نشناختن دشمن از آن جهت امنیت ملی ما را به مخاطره می‌اندازد که وقتی دشمن را نشناسیم تهدیداتش را هم نخواهیم شناخت و به طریق اولی نمی‌توانیم با تهدیدات ناشناخته مبارزه کنیم.
عدم شناخت دشمن مانع استقلال و پیشرفت ما نیز خواهد شد زیرا چه بسا موجب اعتماد ما به او بشود و این اعتماد، فرصت‌های در اختیار ما را ضایع و حتی به تهدید تبدیل کند و از دست دادن فرصت‌ها یعنی عدم پیشرفت و به تبع آن وابستگی.
آمریکا از زمانی که انگلیسی‌ها را قدری عقب راند و پا به عرصه ایران گذاشت، وقیحانه‌تر و گستاخانه‌تر از انگلیسی‌ها دشمنی با ملت ایران را پی‌گرفت و از مهمترین دلایل این دشمنی، خوی استکباری اوست.
استکبار یعنی خود بزرگ‌بینی،خود برتر بینی و پسندیدن چیزهایی برای خود در حالیکه همان را برای دیگران مذموم می‌داند.
این خصلت ذاتی مستکبر موجب می شود هر کسی به این خودبرتربینی او تن ندهد و در برابر بیش خواهی و امتیازطلبی نابجای او تمکین نکند مورد عناد و کینه توزی قرار بگیرد.و این درست داستان دیروز و امروز و فردای جمهوری اسلامی ایران با آمریکاست!
یک نمونه هرچند تکراری اما تازه این خوی استکباری را در جریان مذاکرات این روزهای سازمان ملل متحد برای تنظیم قراردادی در زمینه منع و نابودی کامل سلاح های هسته ای می توان مشاهده کرد.
این مذاکرات از سوی حدود چهل کشور از جمله کشورهای اتمی تحریم شد و در آن شرکت نکردند.
در این میان اظهارات نیکی هیلی، نماینده آمریکا در سازمان ملل، قابل توجه بود.
وی اظهارداشت که «برای حفظ امنیت ملی به سلاح‌های هسته‌ای نیاز است»، چون به گفته او «بازیگران بدی» در صحنه بین المللی حضور دارند که «قابل اعتماد نیستند.»!
این فرد جزو همان دولتمردان آمریکایی است که انرژی هسته ای را حتی برای مصارف صلح آمیز،برای ایران ممنوع میدانند!
آیا بازیگران بد در صحنه بین‌الملل فقط برای آمریکا تهدید هستند و آیا خود آمریکا بدترین بازیگر صحنه بین‌الملل نیست؟
آیا آمریکایی که دائماً به گزینه‌های روی میز خود اشاره می کند و هم پیمانان او که بعضاً (رژیم صهیونیستی) ایران را به حمله نظامی و حتی حمله هسته‌ای (رییس‌جمهور اسبق فرانسه) تهدید کرده‌اند برای جمهوری اسلامی ایران قابل اعتمادند؟
آمریکایی ها نه فقط خواستار نابودی تأسیسات هسته‌ای ما بلکه در پی‌محدود کردن و کوتاه کردن دست ما از هر آنچیزی هستند که می تواند ما را در برابر تهدیدات آنها توانمند کند و تلاش برای اعمال محدودیت های موشکی و تضعیف جبهه مقاومت از جمله مهمترین آنهاست.
این در حالیست که خودشان هر روز بر توانمندی‌های نظامی و تهاجمی خود و متحدین منطقه‌ای شان می‌افزایند.
آمریکا درحال حاضر به رغم داشتن حدود 7700 کلاهک هسته‌ای که توان نابود کردن چندباره کره زمین را داراست،همچنان به ارتقاء کمی و کیفی سلاح‌های هسته‌ای خود اهتمام دارد.
آمریکا دو سیاست را با جدیت تمام و به موازات هم دنبال می کند. تقویت و ارتقاء روز افزون توانمندی های خود و تضعیف روزافزون هر کشوری که از نگاه او غیرقابل اعتماد یا بازیگر بد محسوب بشود.
و این داستان دیروز و امروز و فردای آمریکاست با جهان و ما!
و ما هم یک راه بیشتر نداریم و آن توانمندتر شدن و قویتر شدن است در همه جهات!
در این میان،بدلیل نقش اقتصاد در تامین امنیت ملی،عزت ملی،سلامت عمومی،رفاه عمومی،پیشرفت همه جانبه،استقلال از قدرت‌های سلطه‌گر و رهایی از آسیب‌های اجتماعی که همگی به نحوی تولید قدرت می‌کنند، اقتصاد در اولویت نیازهای کشور قرار گرفته.بخصوص که دشمن نیز تمرکز خود را در این نقطه قرار داده است.



قالیباف: جوانان جهادی علاج دردهای این سرزمین هستند/

قالیباف:
جوانان جهادی علاج دردهای این سرزمین هستند/ تنها راه مبارزه با بیکاری، تبعیض و فساد، سپردن امور به خود مردم است 10فروردین-96
سردار قالیباف شهردار تهران که رانت خوار وآلوده به فساد است . همچنین باوجود اینکه پرونده تراکم فروشی و فاجعه پلاسکو وواگذاری زمین های ارزان به مدیران شهرداری و.... داشته است .ولی پرونده اش پیگیری نشد. اکنون برای اینکه تبلیغات برای نمایش ریاست جمهوری خود کرده باشد . همچنین موضع گیری علیه دولت روحانی کند مدعی شده جوانان جهادی علاج دردهای این سرزمین هستند و افزوده  تنها راه مبارزه با بیکاری، تبعیض و فساد، سپردن امور به خود مردم است!
خبرگزاری فارس: جوانان جهادی علاج دردهای این سرزمین هستند/ تنها راه مبارزه با بیکاری، تبعیض و فساد، سپردن امور به خود مردم است
شهردار تهران گفت: تنها راه مبارزه با بیکاری، تبعیض و فساد، سپردن امور به خود مردم است.
به گزارش خبرگزاری فارس از خرمشهر، محمدباقر قالیباف روز چهارشنبه به منظور بازدید از خدمات و  تلاش‌های ارائه شده توسط جوانان و جهادگران در این شهرستان حضور پیدا کرد. 
 شهردار تهران پس از دیدار با جوانان و جهادگران، متنی را به مناسبت این دیدار در صفحه شخصی خود منتشر کرد.  
قالیباف در صفحه شخصی خود آورده است: «بعضی از مفاهیم و عبارت‌ها آن قدر در رسانه‌ها و برای بهره‌برداری سیاسی استفاده شده‌اند، که متاسفانه از معنای خود تهی گشته‌اند.» 
وی در ادامه عنوان کرده است: «جهادی بودن و کار کردن از همین دسته مفاهیم‌اند، امروز فرصتی شد که برای سومین سال متوالی به اردوهای جهادی واقعی که در طول سه سال گذشته در غرب و جنوب کشور راه افتاده است، سری بزنم و به جوانان و نوجوانانی که تعطیلات عید را صرف فعالیت در مناطق محروم می‌کنند، خداقوت بگویم».  

شهردار تهران همچنین آورده است: «به خود آنها هم گفتم که شما علاج دردهای این سرزمین هستید، تنها راه مبارزه با بیکاری، فقر، فساد و تبعیض در کشور، سپردن امور به خود مردم است که یکی از بزرگترین نمادهای آن همین جهادی کار کردن برای محرومین و مستضعفین است»

وزیر سابق نفت:5 میلیارد دلار ایران در عمان بلوکه است/

وزیر سابق نفت:
پاسخ تحقق 110 وعده اقتصادی روحانی شعار نیست/ 5 میلیارد دلار ایران در عمان بلوکه است/ ضرورت قرار گرفتن نیروهای انقلاب زیر چتر واحد10فروردین-96
اگر قوه فاسد قضاییه بی اراده و آلوده به فساد ودست نشانده خامنه ای وپاسداران نبود ورئیس آن شیخ مترسک ممدصادق لاری جانی انتصابی از سوی خامنه ای نبود تا تابع دستورات وی وپیگیری اهدافش باشد . می بایست پاسدار رستم قاسمی همدوش بابک زنجانی پاسدار در زندان  به سر می برد وهم بند بود .چون بابک زنجانی با دستور و کمک این پاسدار که وزیرنفت دولت دهم احمدی نژاد بود نفت قاچاق فروخت تاتحریم ها دور زده شود .تا اینکه اکنون فرصت لغزخوانی وتبلیغات نمایش انتخاباتی ریاست جمهوری به نفع جناح خامنه ای وپاسداران را نداشته باشد.
خبرگزاری فارس: پاسخ تحقق 110 وعده اقتصادی روحانی شعار نیست/ 5 میلیارد دلار ایران در عمان بلوکه است/ ضرورت قرار گرفتن نیروهای انقلاب زیر چتر واحد
وزیر سابق نفت گفت: دولت نباید از دایره پاسخ‌گویی خارج شود و روحانی باید در قبال تحقق 110 وعده اقتصادی داده شده، فعالیت خود را تشریح کند.
به گزارش خبرگزاری فارس از کرمان، رستم قاسمی چهارشنبه‌شب در جمع گروهی از اصولگرایان استان  کرمان با تشریح اهداف تشکیل قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص) اظهار کرد: زمانی که جنگ تمام شد، همان عده مسبب جنگ تمایل به همکاری در بازسازی ایران داشتند اما امام خمینی (ره) بر روی «ما می‌توانیم» تأکید داشتند و همین ریل باور موجب شد تا در حوزه سازندگی خود را باور داشته باشیم و این موضوع نمونه‌ای از موارد به وجود آمدن قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص) است.
وی بیان داشت: بیش از 100 سد بعد از احداث سد کرخه توسط قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء (ص) ساخته شد و بسیاری طرح‌های بزرگ در کشور بودند که تفاهم‌نامه‌ای هم در رابطه همان طرح‌ها با خارجی‌ها منعقد شده بود اما با مسؤولان وقت صحبت شد که ما می‌توانیم بسیاری از این طرح‌ها را شروع کرده و به سرانجام برسانیم و چنین شد.
قاسمی با تشریح شرایط تحریم در دولت دهم ابراز داشت: تحریم‌ها فلج‌کننده و در تاریخ بی‌سابقه بود، نظر آمریکا و غربی‌ها بر این بود که ایران باید در برابر این تحریم‌ها تسلیم شود، ابزارهای لازم را هم فراهم کرده بودند، اوایل تحریم هم کارهای اجرایی و ارتباطی در حوزه پول و نفت و موارد دیگر به سختی پیش می‌رفت، غربی‌ها به همین دلیل منتظر فروپاشی اقتصاد ایران بودند.
وزیر سابق نفت بیان داشت: در همان زمان به نوعی و به گفته برخی مسأله شعب ابی‌طالب اتفاق افتاده بود، جلسه‌ای با حضور مقام معظم رهبری تشکیل شد و من هم در آن جلسه گزارش دادم  که رهبری بر عبور از تحریم و خودباوری همواره تأکید داشتند.
فرمانده سابق قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء (ص) گفت: در همان شرایط تحریم که بنده مسؤول بودم، میلیاردها تومان پول فروش نفت را وارد ایران کردیم، دولت فعلی هم مهر تایید بر این موضوع گذاشته است اما باید از این دولت پرسید شما توانستید چه مقدار پول در شرایط سخت وارد کشور کنید، 5 میلیارد دلاری را هم که بر اساس توافق لوزان به ایران دادند در کشور عمان بلوکه است.
قاسمی با تشریح شرایط اقتصادی ایران و فروش نفت در زمان تحریم و در دولت دهم خاطرنشان کرد: شرایط عادی نبود، اما طی دو سال ده‌ها میلیارد دلار نفت به روش‌های مختلف فروخته شد و به غیر از 12 میلیارد دلار همه پول‌ها وارد ایران شدف با یک دیپلماسی بسیار مؤثری از تحریم عبور کردیم و خود رئیس جمهور قبلی آمریکا اعلام کرد، تحریم‌ها بر ایران اثری نداشت.
قاسمی تصریح کرد: بسیاری از خارجی‌ها به باهوشی ایرانی‌ها اعتقاد دارند و ما باید خود را باور کنیم و به سه مرحله اساسی از جمله دوران جنگ، بازسازی کشور و تحریم‌ها برخورد کرده‌ایم که بر خودباوری تأثیر بسیار مطلوبی گذاشته است.
وی با بیان اینکه غربی‌ها معتقدند با اقتصاد می‌توان دنیا را کنترل کرد، متذکر شد: بعد از جنگ اقتصاد کشور باید بر روی اقتصاد خودباوری قرار می‌گرفت و دوران سازندگی آغاز شد.
نهمین وزیر نفت ایران در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به پاسخ‌گویی مسؤولان به مردم در قبال فعالیت‌های انجام شده است، تأکید کرد: دولت فعلی آمار دهد و بگوید که در اقتصاد ایران چه تغییری رخ داده است و مردم هم سؤال کنند.
وی افزود: اقتصاد کشور نیازمند یک کار بنیادی است و اقتصاد باید به اقتصاد دانش‌محور تبدیل شود و در غیر این صورت اتفاقات ناگواری در اقتصاد کشور رخ می‌دهد و امروز گفتمان اصلی کشور باید گفتمان اقتصادی باشد، چراکه نزدیک به 70 درصد مردم دغدغه اقتصادی دارند.
وزیر سابق نفت با بیان اینکه کتابی با عنوان بازاریابی سیاسی اصولگرایی در دست تألیف دارد، ادامه داد: در دوران مختلف گفتمان‌هایی شکل گرفت در سال 84 رئیس جمهور قبل احمدی‌نژاد عدالت اجتماعی را دال گفتمان خود انتخاب کرد و رئیس جمهور روحانی تعامل با دنیا را دال مرکزی گفتمان خود انتخاب کرد.
وی تصریح کرد: امروز بسیاری از مشکلات اجتماعی از جمله طلاق، ازدواج و مسائل فرهنگی به اقتصاد متصل است، پاسخ مطالبات مردم شعار نیست و باید با واقعیت وارد صحنه شد و دولت باید پاسخ‌گو باشد.
فرمانده سابق قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء (ص) بیان داشت: نباید دولت مستقر از دایره پاسخ‌گویی خارج شود و دولت و شخص رئیس جمهور باید در قبال 110 وعده اقتصادی که به مردم داده‌اند، فعالت خود را تشریح کنند.
وزیر سابق نفت با بیان اینکه نیروهای انقلاب باید تلاش کنند تا زیر چتر واحد قرار گیرند و با انسجام اختلاف سلیقه‌ها را کنار بگذارند، گفت: قدرت منطقه‌ای ایران در دنیا زبانزد است و باید گفت تفکر «ما می‌توانیم» توانسته ایران را به این جایگاه برساند.
وی با بیان اینکه باید معضلات کشور شناسایی و برای آنها پاسخ ارائه شود، ادامه داد: حدود 8 تا 9 هزار از 18 تا 20 هزار نفری که طی سال کشته می‌شوند، مربوط به حوادث رانندگی بوده و این موضوع از مشکلات مردم است.

قاسمی تصریح کرد: میلیون‌ها نفر فقیر در کشور ایران وجود دارد که رفع مشکلات اقتصادی این مردم نیازمند راه‌حل است و توانمندسازی آنان نیاز به برنامه و توجه واقعی دارد، این با درآمد دولت از حامل‌های انرژی قابل برطرف شدن است، نیروهای انقلاب در رابطه رفع فقر و خانه‌دار شدن محرومان برنامه مدون دارند.

بیانیه سپاه پاسداران به مناسبت ۱۲ فروردین

بیانیه سپاه پاسداران به مناسبت ۱۲ فروردین:
نهادینه شدن استقلال و آزادی اسلامی در کشور و در هم شکستن خط‌کشی سلطه‌گر و سلطه‌پذیر در جهان از دستاوردهای جمهوری اسلامی است10فروردین-96
تعریف آزادی چیست و برای کیست که  دربیانیه ی ارگان فاشیستی پاسداران  ضدآزادی و دشمن آزادیخواه ادعا شده نهادینه شده است؟
خبرگزاری فارس: نهادینه شدن استقلال و آزادی اسلامی در کشور و در هم شکستن خط‌کشی سلطه‌گر و سلطه‌پذیر در جهان از دستاوردهای جمهوری اسلامی است

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای حاکمیت نظام دین‌مدار و مبتنی بر تعالیم اسلام ناب، نهادینه شدن استقلال و آزادی در کشور و درهم شکستن خط‌کشی سلطه‌گر و سلطه‌پذیر در جهان را از جمله دستاوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی دانست.
به گزارش حوزه دفاعی امنیتی خبرگزاری فارس، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای به مناسبت 12 فروردرین سالروز جمهوری اسلامی، حاکم شدن نظام دین‌مدار و مبتنی بر تعالیم اسلام ناب، نهادینه شدن استقلال و آزادی در کشور و درهم شکستن خط‌کشی سلطه‌گر و سلطه پذیر در جهان را از جمله دستاوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی دانست.
در این بیانیه با تبریک دوزادهم فروردین ماه روز جمهوری اسلامی، به ملت ایران و آحاد علاقه مندان انقلاب اسلامی در سراسر جهان آمده است: با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی با رأی شگفت آور 98.2 درصدی ملت در رفراندوم تاریخی یازدهم و دوازدهم فروردین ماه سال 1358 یک نقطه عطف در تاریخ معاصر فراتر از جغرافیای ایران رقم خورد به گونه‌ای که با قاطعیت می‌توان گفت این پدیده سترگ منشأ تحولات شگرف در صحنه بین‌المللی قرار گرفت.
این بیانیه افزوده است: اصرار معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) در انجام رفراندوم در مدت کوتاهی پس از پیروزی انقلاب اسلامی دلالت بر اهمیت و نقش مردم در تعیین سرنوشت و مدل حکومت و اداره جامعه و قانونمندسازی ساختار و بنیان‌های نظام داشته و خط بطلانی بر تبلیغات مسموم استکبار جهانی علیه جمهوری اسلامی به شمار می‌رود.
این بیانیه رفتار دو گانه مدعیان دموکراسی و مردم سالاری در مواجهه با نظام‌ها و مدل‌های حکومتی در جهان امروز را از عجایب تاریخی قلمداد و تصریح کرد: جای بسی حیرت است که قدرت‌های سلطه‌گر و مدعیان دروغین دموکراسی مدرن، نظام مردم سالار محور دینی جمهوری اسلامی را در تبلیغات سیاه خود مغایر با دموکراسی و رأی مردم در تعیین سرنوشت معرفی اما در مقابل نظام‌های استبدادی غیر مردمی و موروثی را صرفا به واسطه همراهی و تبعیت پذیری از سیاست‌های استکباری و ظالمانه مظهر دموکراسی معرفی می‌کنند.
در این بیانیه خاطرنشان شده است: با گذشت 38 سال از عمر پربرکت نظام مقدس جمهوری اسلامی و در شرایطی که ابررسانه‌های وابسته به بلوک سلطه و صهیونیست در راستای جنگ نرم و تضعیف اعتماد آحاد ملت ایران به ویژه نسل جوان آینده ساز کشور با قلب حقایق و واقعیات مسلم تاریخی، بزک کردن دوران پلید و خفت بار پهلوی و سیاه نمایی و تصویر سازی وارونه از پیامدهای جمهوری اسلامی را به طور جدی در دستور کار خود قرار داده‌اند، تبیین دقیق دستاوردهای انقلاب و نظام اسلامی در ابعاد داخلی و بین المللی بایستی از اولویت‌های جدی در عرصه خنثی سازی اهداف و برنامه‌های دشمن تلقی شود.
این بیانیه اهتمام به تشریح دستاوردهای انقلاب اسلامی را برای تمام دستگاه‌ها و نیز اصحاب رسانه یک رسالت تاریخی و فریضه شرعی توصیف و تصریح کرده است: حاکم شدن نظام دین مدار و مبتنی بر تعالیم اسلام ناب محمدی، مردم سالاری دینی و حکومت مبتنی بر مردم، نهادینه شدن استقلال و آزادی اسلامی و استکبار ستیزی در کشور، عزت ملی و رفع تحقیر تاریخی ناشی از سلطه بیگانگان و وابستگی رژیم شاهنشاهی، افزایش آگاهی‌های سیاسی مردم، ایجاد انقلاب علمی و رشد و توسعه علم و فناوری به ویژه در حوزه دفاعی و بازدارندگی، شکل‌گیری هویت ایرانی-اسلامی، گسترش امید و نشاط و وحدت و یکپارچگی ملی، شکوفایی ذروحیه خودباوری و خوداتکایی و ظهور استعدادهای انسانی و تاریخ ساز در دفاع مقدس در فهرست دستاوردهای داخلی انقلاب و جمهوری اسلامی جایگاه ویژه‌ای دارند.
این بیانیه در تدوین برخی دستاوردهای خارجی و بین‌المللی جمهوری اسلامی تاکید کرده است: میل ایران به جایگاه ممتاز منطقه‌ای و تاثیرگذاری در شکل گیری بیداری و مقاومت اسلامی، شکسته شدن هیبت استکبار و پیدا کردن جرأت مقابله با قدرت‌های دنیا در جوامع و ملل دیگر، درهم شکستن خط کشی سلطه‌گر و سلطه پذیر، رونق دین و دینداری در دنیا و طنین انداز شدن سخن از عدالت و مظلومیت در کرسی‌های عظیم جهانی و پدیداری امید در دل مظلومان و مستضعفان از جمله دستاوردهای بزرگ جمهوری اسلامی در مقیاس فراملی و بین المللی است که نباید اجازه داد در محاد فراموشی و کوچک نمایی قرار گیرد.
این بیانیه جوهره اسلام گرایی جاری در پهنه گیتی را ناشی از حرکت نظام و ملت ایران و برخاسته از آموزه‌های اسلام و الهام گرفته از انقلاب اسلامی قلمداد کرده و افزوده است: تحولات سرنوشت ساز دهه‌های اخیر و مقاومت بیداری اسلامی امروز متاثر از انقلاب اسلامی و عملکرد جمهوری اسلامی ایران و گفتمان ولایت فقیه برای امت اسلامی است که با آشکارسازی نشانه‌های احیای امت واحده و تمدن نوین اسلامی، طرح‌های سلطه جویانه غربی را به چالش کشانده است و پس از فروپاشی شوروی و گفتمان سوسیال‌کمونیست شرقی، اضمحلال گفتمان لیبرال دموکراسی غربی را مژده می‌دهد.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پایان این بیانیه با پاسداشت یاد و خاطره امام راحل(ره) و شهیدان تاریخ ساز انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس استمرار حرکت تکاملی انقلاب اسلامی و پیش روندگی نظام جمهوری اسلامی در دنیای پرتلاطم امروز را مرهون رهبری‌ پیامبرگونه امام خامنه‌ای (مدظله العالی) و بصیرت و هوشمندی ملت ایران قلمداد و تاکید کرده است در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران به عنوان طلایه دار بیداری اسلامی در سطح منطقه با آزمودن آیین حکومت‌داری مبتنی بر ولایت فقیه و مردم سالاری دینی، الگوی ملت‌های مسلمان و بلکه جوامع آزادیخواه و حق طلب قرار گرفته است و به تدبیر مقام معظم رهبری سال1396 سال «اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال» نامگذاری شده است به فضل الهی آحاد ملت و مسئولان نظام با عمل به توصیه‌های معظم له بسترهای استحکام درونی کشور و فزایندگی محبوبیت نظام و قابلیت‌های الگوبخشی ایرانیان به سایر ملت‌ها را تقویت کرده و جبهه دشمنان را به تماشاگر محض پیشرفت و افتخارآفرینی خود تبدیل خواهند کرد.


فضلی‌نژاد: منتقدان حمایت حاکمیت از هنر انقلاب کمی تاریخ بخوانند

در برنامه «و اینک آخرالزمان» مطرح شد
فضلی‌نژاد: منتقدان حمایت حاکمیت از هنر انقلاب کمی تاریخ بخوانند 10فروردین-96
 نوچه و دست پرورده وهمکار اوین نامه ی کیهان سربازجوشریعت نداری اکنون سر وکله اش درخبرگزاری پاسداران پیداشده است تاهمان روش وسیاست اوین نامه ی کیهان رادر گفت و گویش با خبرگزاری پاسداران دنبال کند.
خبرگزاری فارس: فضلی‌نژاد: منتقدان حمایت حاکمیت از هنر انقلاب کمی تاریخ بخوانند
فضلی نژاد ضمن لازم دانستن حمایت از فیلم‌های ارزشمندی مانند «ماجرای نیمروز» گفت: ارتش آمریکا برای تهیه یک سکانس از فیلم «جان فورد»، ۵۰۰ دوربین خودکار در اختیار آنها گذاشت.
به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، پیام فضلی نژاد کارشناس در گفت و گو با شبکه خبر از ساختار نظام استودیویی هالیوود، رابطه آن با نظامیان و پیوند سینما و ادبیات سخن گفت.
وی در برنامه تلویزیونی توضیح داد:فیلم‌هایی مانند «چگونه از زندانیان بازجویی کنیم»، «حمله با بمب»، «زندگی جاسوسی در خاک دشمن»، «فرود آمدن در منطقه دشمن»، «چگونه پشت جبهه دشمن عملیات کنیم» و... از آثاری است که توسط جان فورد برای سازمان اطلاعات نظامی آمریکا (او. اس. اس) ساخته شده و هیچ‌گاه به نمایش عمومی درنیامد، چون دارای طبقه‌بندی سری و خیلی محرمانه است.
وی ضمن انتقاد از افرادی که معتقدند حاکمیت نباید از هنر انقلاب حمایت کند، ضمن توصیه مطالعه تاریخ به آنها گفت: ارتش آمریکا برای تهیه یک سکانس از فیلم «جان فورد»، ۵۰۰ دوربین خودکار در اختیار آنها گذاشت. فضلی نژاد ضمن لازم دانستن حمایت از فیلم‌های ارزشمندی مانند «ماجرای نیمروز»، جهت تبیین چرایی این حمایت به بیان نمونه‌هایی از حمایت حاکمیت از سینما پرداخت:
* پیوند سینما و ادبیات
در نظام استودیویی هالیوود، نویسنده‌ای مانند جان اشتاین بک رمان «خوشه‌های خشم» را برپایه نیازهای معرفتی و استراتژیک ایالات متحده می‌نویسد و جان فورد نیز فیلم آن را می‌سازد. اینگونه، هم رمان و داستان و بخشی مهم از ادبیات آمریکا مخاطبان خود را حفظ می‌کند و هم، ادبیات با سینما پیوند می‌خورد و به آن کمک می‌کند.
* پیوند هالیوود و ارتش
موضوع فیلم «حمله با بمب» آموزش عملیات خرابکاری چریکی در خاک دشمن است و موضوع فیلم «چگونه پشت جبهه دشمن عملیات کنیم» نیز آموزش عملیات ضدجاسوسی در جنگ است.در یک صحنه فیلم «نبرد میدوی» ساخته جان فورد ارتش آمریکا ٥٠٠ دوربین خودکار در اختیار کارگردان می‌گذارد و این فیلم اسکار بهترین فیلم مستند را گرفت؛ اسکاری که برای او کم‌هزینه نیز نبود و در این فیلم یک چشم خود را در اثر اصابت ترکش از دست داد.

نقد مبانی فکری و عملی دولت‌های پیشین و کنونی

در بیانیه تفصیلی پنجم علیرضا زاکانی مطرح شد
نقد مبانی فکری و عملی دولت‌های پیشین و کنونی/ در مدیریت دولت‌ها چه باید کرد؟10فروردین-96
علیرضا زاکانی بسیجی که عضو جبهه پایداری مصباح و رهپویان ووامانده وداغدار ازورود به مجلس ارتجاع کنونی است 3 گل وارد دروازه رقیب کرده و برایع ادی سازی یک کرنر روی دروازه دولت عدالت  محور و مهرورز پاک ترین درتاریخ فرستاده که به اوت رفته است .البته همین کرتر هم دردوران 8 ساله احمدی نژاد نه  نزد که دفاع جانانه  از دولت های نهم ودهم احمدی نژاد می کرد.
خبرگزاری فارس: نقد مبانی فکری و عملی دولت‌های پیشین و کنونی/ در مدیریت دولت‌ها چه باید کرد؟
علیرضا زاکانی در بیانیه پنجم خود به نقد مبانی فکری و عملی دولت‌های پیشین و کنونی (دولت‌های سازندگی، اصلاحات، مهرورزی و اعتدال) پرداخت.
به گزارش گروه احزاب خبرگزاری فارس، علیرضا زاکانی بیانیه پنجم خود پیرامون نقد مبانی فکری و عملی دولت‌های پیشین و کنونی (دولت‌های سازندگی، اصلاحات، مهرورزی، اعتدال) را منتشر کرد.
متن کامل بیانیه زاکانی به شرح ذیل است:
مردم عزیز ایران اسلامی، جوانان و فرهیختگان
بی گمان؛ گذشته چراغ راه آینده است. تاریخ معلم انسانها است. ما بسیاری از چیزهایی را درو میکنیم که گذشتگان ما کشتهاند. آیندگان ما هم بسیاری از چیزهایی را درو خواهند کرد که ما کشته‌ایم. چه خوب بود پیشینیان ما؛ بسیاری از کارها را انجام نداده بودند که در آن صورت ما اینک بسیاری از گرفتاری ها را نداشتیم و باید به روان گذشتگان مان درود بفرستیم، چراکه بسیاری از خوبیهای روزگار ما ثمرات کشت و کار آنهاست.
درس ها و عبرت هایی از دولت های انقلاب
تاریخ تحلیلی سالهای 1368 تا 1395 برای ایران اسلامی کلاسی بس بزرگ برای آموختن است. در طول این سالها، بذرهای خوب و فراوانی کشته شده است که اینک ثمرات آن را درو میکنیم. اما این «نوشته» کشت و کارهای فراوانتری را واکاوی میکند که در طول دوره دولت های مختلف، صورت گرفته که ای کاش صورت نگرفته بودند!
رویکرد اصولی این نوشته، عمدتاً «تحلیلی» است. بنابراین، به جای مستندات و تتبعات آن، باید تحلیلهایش به عنوان جوهره و اساس آن، ملاک و معیار تمام ارزیابیها قرار گیرد.
سؤال اصلی
سئوال اصلی،که این نوشتار در صدد پاسخ به آن برآمده عبارت از این پرسش است که:
الگوها، سیاست ها و عملکرد دولت های پیشین تا چه اندازه بر مبنای نظری نظام جمهوری اسلامی استوار بوده است؟
شرایط کشور در آغاز حاکمیت دولت سازندگی (سال 1368)
دولت سازندگی در حالی در سال 1368 اداره کشور را بر عهده گرفت که وضعیت عمومی کشور دارای ویژگی های منحصر به فردی بود. انقلاب اسلامی بر محور اسلام، مردم و رهبری دینی، توانسته بود در یک منازعه بسیار نابرابر، برای اولین بار در تاریخ ایران در یک جنگ تحمیلی پیروز شود. پس از پیروزی در جنگ، فرهنگِ ایمان، جهاد و شهادت با خصوصیات ویژه ای بر روح و جان جامعه دمیده شده بود. مردم به واسطه دفاع مقدس به مراتب ویژه ای از ایمان آگاهانه و باور به حاکمیت مطلق خداوند دست پیدا کرده بودند. آن ها ثمرات مدیریت دینی را به خوبی در اداره موفق جنگ مشاهده کرده بودند. نسبت به مبانی فلسفی و فقهی جهاد در راه خدا باور داشتند. حاکمیت اخلاق و معنویت دینی در زندگی اجتماعی مردم برقرار بود. خیلی ها برای عمل به احکام الهی و حداکثرسازی رضایت الهی تلاش می کردند. ایثار جان و مال در راه خدا و تقدم اولویت های اجتماع بر منافع فردی، جاری و ساری بود. پی جویی مطالبات آرمان خواهانه و عدالت طلبانه در رأس مطالبات بدنه اجتماع قرار داشت.
حمایت از محرومان و مستضعفان و مبارزه با مستکبران جهان، عزت و اقتدار اسلامی در عرصه زندگی بین المللی، عدم اهتمام و توجه به سود و منفعت و لذت در زندگی فردی و اجتماعی، قداست فعالیت های اجتماعی و سیاسی، حریم وحرمت مقدس فداکاران و فداکاری در جریان جنگ تحمیلی و الگو پذیری بی بدیل از جوانان و جوانمردان شهید و جانبازان، تسری اخلاق دینی در حوزه اقتصاد از قبیل صرفه جویی و قناعت و ایثار در زندگی اقتصادی و…؛ از جمله مهم ترین ویژگی ها و خصوصیات این دوره زمانی بود.
البته اثرات و خسارات ناشی از جنگ، بالطبع فرصت یک زندگی معمولی را نیز از مردم گرفته بود و فرصت های اقتصادی و تحقق عدالت فراگیر در همه سطوح جامعه را با مخاطره مواجه کرده بود. برای همین مجموعه ای از مطالبات ویژه و بسیار بزرگ را در جامعه به وجود آورده بود.
تحقق مجموعه‌‏اى از آرمان‏ها و اهداف اقتصادى و اجتماعى که انقلاب در روزهاى آغازین پیروزى برعهده گرفت، بسیار بزرگ و دست نایافتنى می نمود؛ رفاه کامل، اشتغال همگانى، زمینه تحصیل رایگان، عدالت اجتماعى و اقتصادى و مانند آن که بعضاً نیز با شعارهاى غیر واقعى و غیر دقیق، نظیر برق و آب و نفت رایگان و حتى تقدیم مستقیم پول نفت به مردم، بر سر زبان‏ها افتاده بود، این‏گونه هدف گذارى، توقّع و مطالبات مردم از نظام اسلامى را بیش از اندازه و غیر واقعى بزرگ مى‏نمود و چون هیچ کشور و نظام و دولتى از توان تحقق عملى این آرمان‏ها در این سطح برخوردار نبود و نیست! در نتیجه نوعى تلقی هرچند کاذب ناکامى را براى اقشار مختلف اجتماعى در بر آوردن مطالبات آن‏ها به وجود می آورد.
البته چون فضاى دهه نخست انقلاب، به ویژه سال‏هاى جنگ، فضاى تکلیف گرایى و بدهکارى به نظام و انقلاب بود و اکثریت جامعه همیشه و در هر شرایطى خود را بدهکار به انقلاب مى‏دانستند، هیچ کس به خود حق نمى‏داد که از انقلاب چیزى مطالبه کند، بلکه حتى انقلاب را طلبکار جان و مال خود مى‏دانست و این‏گونه بود که جان و مال خود را براى پاسداشت انقلاب تقدیم مى‏کردند.
اما در این شرایط بود که به یکباره اهداف بزرگ اقتصادى و اجتماعى پیش گفته در روزهاى آغازین پیروزى انقلاب به جلوه آمدند و به مثابه معیارى براى ارزیابى و توفیق سنجى عملکردها و سیاست‏هاى اقتصادى جمهورى اسلامى عمل کردند و جامعه‏اى که خود را در هر شرایطى بدهکار انقلاب و نظام مى‏دانست، به یکباره خود را با ذخیره مطالبات فراوان معوقه برآورده نشده روبه‏رو یافت.
در پى دو تحول و واقعه عمده اجتماعى و سیاسى پیروزى انقلاب اسلامى و وقوع جنگ تحمیلى، اقتصاد کشور با فرار سرمایه‏هاى مادى و انسانى، هزینه‏هاى جنگ تحمیلى، هجوم پناهندگان عراقى و افغانى، تحریم اقتصادى غرب، ملى کردن بسیارى از صنایع و بانک‏ها و دولتى کردن اقتصاد کشور و جهت‏گیرى تولید کالاها و خدمات اقتصادى در داخل کشور (استراتژى جایگزینى واردات یا همان خودکفایى) شرایط منحصر به فردى روبرو شده بود.
آرمان‏هاى بزرگ اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى انقلاب و نظام اسلامى اما با پشتوانه‏هاى محکم اعتقادى، فقدان سیستم ‏هاى مناسب مدیریتى، شهادت رهبران و مدیران انقلابى و اختصاص بخش وسیعی از ظرفیت مدیریتى و مدیران کشور برای اداره جنگ تحمیلى، باید دلایل کافى براى عدم تحقق کامل اهداف اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى انقلابى و اسلامى به حساب آید.
چهارچوب نظری دولت سازندگی
در ادامه همین وضعیت، با روی کار آمدن دولت سازندگی، رهبران آن مجموعه مطالبات معوقه مردم را «اقتصادى» تعریف و تعیین کرد و از آن جهت که الگوى دولت‏سالار اداره نظام زندگى اقتصادى در جهان فعلى ـ نظام مارکسیستى ـ دقیقا در آغاز دوران حکومت دولت سازندگى در ایران، با یک شکست باور نکردنى روبرو شده بود، یک بار دیگر، فرهنگ، تمدن و به ویژه نظام اقتصادى غرب در چشم‏ها و دل‏ها درخشید و دولت سازندگى بر آن شد که الگوهاى توسعه اقتصادى غرب مبتنى بر آزادسازى اقتصادى الگوى مطلوب براى تأمین مطالبات معوقه مردم و نهایتا پیشرفت اقتصادى و حتى فرهنگى و اجتماعى ایران را برگزیند.
به علاوه رهبران و مدیران انقلاب و انقلابى و نیز فرزندان هوشمند و انقلابى ملت مسلمان ایران در حوادث گوناگون انقلاب از جمله ترورها و جنگ به شهادت رسیده بودند ـ و البته شاید اساسا براى انجام پروژه توسعه اقتصادى به مدیریت و مدیرانى از این دست باور جدى نداشتند ـ نظام مدیریت کشور را به مجموعه مدیران عملگرا و تکنوکرات سپردند. افرادى که لزوما به مبانى فرهنگى و آرمان‏هاى دینى و انقلابى نظام اسلامى معتقد نبودند، اما دولت سازندگى بر آن بود که این مجموعه از مدیران مى‏توانند سیمان تولید کنند، سد بسازند، جاده بسازند، استان اداره کنند، فولاد تولید کنند و… و این کارها اساسا امورى نیستند که انجام آنها به اعتقاد به مبانى حکومت دینى و مدیران و متولیان آنها وابسته باشد، بلکه به توان و عدم توان انجام آنها وابسته است. بنابراین توان انجام کار شرط اول و آخر و شرط لازم و کافى انجام این کارها به حساب آمد ودر کمال ناباوری در برابر انجام کار، چشم بر میل های مدیران بسته شد و ریشه های فساد اقتصادی در کشور شکل گرفت.
دولت سازندگى از آن جهت که مطالبات مردم را فقط اقتصادى ارزیابى نموده بود و برخود نام «دولت کار» نهاده بود، اساسا براى همه ابعاد دیگر زندگى فردى و اجتماعى نظیر نیازهاى فرهنگى و دینى و مطالبات سیاسى اهمیت چندانى قائل نبود. بنابراین، اهمیت چندانی به فعالیت و نقش آفرینى سیاسى مردم نداد و خود به خود فضاى سیاسى جامعه به سوى بسته و بسته‏تر شدن رفت.
رئیس دولت سازندگى بر آن بود که براى کار سیاسى در دولت، فقط خود او کافى است. بقیه فقط باید کار کنند و ماهیت کار نیز از آن سو که ایرانى و غیر ایرانى، اسلامى و غیر اسلامى، انقلابى و غیر انقلابى، ایرانى و غربى و شرقى ندارد، پس هر کس مى‏تواند آن را انجام دهد. بدیهى بود که این مجوز بسیار خوبى براى ورود دوباره عده خاصی به حکومت بود؛ گروهی که به خاطر عدم اعتقاد و یا حتى ضدیت با انقلاب از صحنه خارج شده بودند!
تغییر ارزش ها و دگرگونی بافت فرهنگی جامعه
دولت سازندگى به موازات اینکه به ساخت و ساز و تولید و عرضه مى‏پرداخت، از همان آغاز دریافت که ماشین توسعه اقتصادى نمى‏تواند بر بستر فرهنگ دینى و انقلابى، حداقل با خصوصیاتى که از جنگ و شهادت گرفته بود، حرکت کند. بنابراین دست به کار ایجاد ارزش‏هاى فرهنگى متناسب مثل مصرف‏گرایى و تجمل‏گرایى و نهایتا غرب‏گرایى در کشور شد. بنابراین، اتفاقا «فرهنگ» که از اولویت ذهنى و شعارهای متولیان دولت سازندگى رفته بود، اولویت جدى و حتى اول یافت.
واقعیت این است که دولت سازندگى در شاخص‏هاى توسعه اقتصادى که براى خود تعریف کرده بود، به توفیقات قابل قبولى دست یافته بود. رشد اقتصادى منفى به عدد مثبت قابل قبولى رسید، هر چند هیچ گاه به آن رقم پیش‏بینى شده و مصوب نرسید اما به موازات اینکه ساخت و سازهاى دولتى و تولید و مصرف افراد و خانوارها روز افزون شده بود، اشتها و توقع مردم بیشتر از رشد برخوردارى‏هاى مادى و اقتصادى آنان رشد مى‏کرد و دقیقا همین حالت مردم کم کم آنان را به لحاظ اقتصادى نیز به دولت سازندگى معترض ساخت. جامعه معترض از این جهت خود را در آغوش مجموعه‏اى از ارزش‏هاى فرهنگى متناسب با توسعه اقتصادى یافته بود که با ارزش‏هاى فرهنگ انقلابى و دینى فاصله داشت. اشرافیگری، آزادى برخوردارى از مواهب مادى زندگى، لذت‏طلبى‏هاى گوناگون در زندگى، عدم اهتمام به همنوع و عدالت اجتماعى، سودطلبى افراطى و… از عناصر این فضاى فرهنگى بود.
عمده مدیران حاکم نیز به همین فرهنگ تعلق خاطر نظرى و عملى داشتند. و از طرفى فضاى سیاسى جامعه به شدت بسته بود به گونه‏اى که ازاعتراضات منطقى نیز استقبال نمی شد. بنابراین جامعه در یک فضاى بسته سیاسى در حالى که با همه تغییرات مثبت در برخوردارى‏هاى اقتصادى خود را ناکام مى‏دانست، اما در آغوش تغییرات فرهنگى به سمت یک فرهنگ غرب‏گرا در حالى که مدیران عملگراى دولت سازندگى نیز خود را در این فضاى فرهنگى با آنان همراه مى‏نمودند و… به یک سخنگو، نماینده و مظهر نیاز داشتند. پیوند تکنوکراتیسم حاکم سیاسى با لیبرالیسم فرهنگى حاکم اجتماعى توانست سخنگویى و نمایندگى این شرایط اجتماعى را در ایران بر عهده گیرد.
غربی سازی «فرهنگ » در دولت سازندگی
دولت سازندگى مجموعه مطالبات معوقه مردم را در «مطالبات اقتصادى» خلاصه نمود و از آن جهت که الگوى اقتصادى دولت‏سالار مارکسیستى با شکست باور نکردنى در جهان روبرو شده بود و نیز یک الگو و سیاست اقتصادى اسلامى و بومى را در اختیار نداشت و شاید هم باور نداشت، تأمین این مجموعه عظیم مطالبات اقتصادى را در چارچوب تحقق پروژه «توسعه اقتصادى» مبتنى بر نظام «اقتصاد آزاد» عملى مى‏دید.
عمده‌‏ترین و شاید تنها هدف نظام اقتصاد آزاد در زندگى مصرفى فردى حداکثرسازى لذت است و در زندگى تولیدى حداکثرسازى سود است و مهم‏ترین و تنها هدف هر دو در سطح کلان و ملى اقتصادى رشد اقتصادى است. آرمان‏هاى اقتصادى چونان اشتغال کامل منابع تولیدى را نسبت به رشد اقتصادى یک هدف واسطه‏اى و وسیله‏اى تلقى مى‏کنند. روح تمام برنامه‏هاى پنج ساله توسعه در کشور ما همین رویکرد اقتصادى است. در همان اوان طراحى و اجراى برنامه اول توسعه مبتنى بر الگوهاى توسعه غربى به خوبى نمایان شد که ماشین توسعه اقتصادى با ساختار و سیستم غربى نمى‏تواند بر بستر و جاده فرهنگ دینى و انقلابى حرکت کند. توسعه اقتصادى با سیستم غربى لزوما مى‏بایست ارزش‏ها، دانش‏ها، باورها، آداب و رسوم و سنن فرهنگى مناسب خود را خلق کند تا بتواند بر بستر آن حرکت کند. جالب توجه این بود که این کار را بسیار موفقیت‏آمیز به انجام رسانید.
به نظر می‌آید دولت سازندگى از همان روزهاى نخست حاکمیت خویش به روشنى دریافت که با گونه خاص نگاه مردم ایران به طبیعت و ماوراء طبیعت و دنیا، حاکمیت فرهنگ قناعت به جاى طمع ورزى در بهره جویى از زندگى مادى و گسترش فرهنگ کمال جویى در سایه معنویت، حرمت نهادن بیشتر به عالمان و اندیشمندان دینى، یقین و اطمینان و آرامش دینى و معنوى در زندگى، عدم دنیاگرایى، عدم مصرف‏گرایى و…. در پناه فرهنگ ایمان، جهاد و شهادت، نمى‏توانند ماشین توسعه اقتصادى مبتنی بر الگوهای غربی را در بستر جامعه ایران به حکومت در آورند. بنابراین خواسته و ناخواسته با تلاش‏هایى که به خروج این مجموعه فرهنگى از جامعه به نفع آن مجموعه‏اى از عناصر فرهنگى متناسب با توسعه همت گماشته بودند همراهى کردند.
فرهنگ مهم‌تر است یا اقتصاد؟
اما یک پرسش اساسى پیش روست: آن‏که واقعا براى یک جامعه، فرهنگ مهم‏تر است یا اقتصاد؟
در پاسخ به این سؤال به نظر مى‏آید که اولویت حیاتى فرهنگ بر اقتصاد بدیهى باشد. فرهنگ به معناى مجموعه دانش‏ها، ارزش‏ها، باورها، آداب و رسوم و… اساسا هویت یک ملت را مىی‌سازد. فرهنگ تمام جان و جوهر و ذات زندگى و شخصیت و در یک کلام ملیت یک ملت است. بنابراین اهمیت فرهنگ براى یک جامعه به مثابه اهمیت جان و روح آدمى براى فرداست. چون قانون که روابط عناصر مختلف یک سازمان را به سامان مى‏کند، فرهنگ تمام روابط گوناگون و بیشمار اجتماعى را تعریف و تنظیم مىی‌کند. با تضعیف فرهنگ، بند از بند روابط اجتماعى می‌گسلد. حال اگر یک ملت چونان ملت ایران، براى پذیرش یک فرهنگ خاص چونان فرهنگ اسلامى دلایل منطقى و معقول دارد دلیل مضاعف دیگرى براى پاسداشت این فرهنگ خاص وجود خواهد داشت. بنابراین، فرهنگ عام‏ترین بنا و ساختمان زندگى بشرى است که سایر ابعاد زندگى چونان اقتصاد و نظام اقتصادى در آن و بر آن ساخته می‌شود.
آنچه که از مجموعه «نصوص انقلاب» به دست مى‏آید، نقش حیاتى فرهنگ و عینیت فرهنگ با ملیت و هویت جامعه و نیز تأثیرپذیرى متقابل فرهنگ و اقتصاد از یکدیگر و نهایتا اولویت و اهمیت فرهنگ نسبت به اقتصاد است. (این اولویت هیچ منافاتی با رفع فوری معضلات اقتصادی ندارد، آنچنان که امروز فوریت کشور رفع مشکلات اقتصاد است که آن باید در صدر رسیدگیها قرار گیرد.)
اعتراضات رهبر حکیم انقلاب به روند اقتصادی سازی سیاست‌ها
از سال 68 به موازات حرکت نظام سلطه در تهاجم نرم به انقلاب اسلامی، ماشین توسعه و سازندگى در کشور ـ در حالى که بستر مناسب فرهنگى خود را به عنوان جادّه حرکت خود می‌‏ساخت ـ رهبر عالیقدر انقلاب اسلامى پیش و بیش از همه فرایند ساخت و ساز این جاده را دید و خطر آن را با عنوان «آغاز تهاجم فرهنگى» اعلام کرد، البته همچنان که توسعه و سازندگى به پیش مى‏تاخت و مرتّب «افتتاح و بهره‏بردارى» می‌نمود! تهاجم فرهنگى به غارت، به شبیخون و نهایتاً به قتل عام فرهنگى تبدیل شده بود.
شعله ور شدن مطالبات سیاسی مردم
با توجه به رویکرد یک سویهی «دولت سازندگی» به اقتصاد، چند دلیل روشن زمینه شعلهور شدن مطالبات سیاسی در کشور را فراهم ساخت. به فراموشی سپردن «سیاست» از سوی «دولت سازندگی» برای اینکه ارج اقتصاد از دل و دیده مردم و کارگزاران تنزل نکند، اتفاقا موجب شد که آتش سیاست در دل و دیده مردم و کارگزاران شعله ورتر شود. از سوی دیگر با تأمین نسبی مطالبات اقتصادی مردم، خود به خود مطالبات سیاسی در چشم و دل مردم برجسته‌تر شد. در واقع، گویی با ارضاء یک نیاز، خود به خود نیاز ارضاء نشده بر کرسی فرماندهی در دل و فکر آدمیزاد صعود میکند!
از دیگر سوی، دولت کار و سازندگی برای انجام اصلاحات اقتصادی به یک سری از پیش زمینههای فرهنگی احتیاج داشت. پیش زمینههایی چون حاکمیت عقلانیت به معنای داشتن حساب و کتاب برای حداکثر سازی سود در میدان عمل اقتصادی، حاکمیت روحیه علمی در جامعه، نظم پذیری جمعی، آزادی اندیشه، برابری حقوق همه انسانها، مشارکت همه مردم و ارزشمند شدن کار و مال و … که گویی مخرج مشترک توسعه یافتگی در همه کشورهای دنیاست. این پیش زمینه ها که برخی از آنها خواسته و برخی ناخواسته در کشور به وجود آمد خود از قبیله سیاست و فرهنگند. ارج و قرب بیش از اندازه اقتصاد در دولت کار و سازندگی نیز از سوی دیگر زمینه مطالبات سیاسی در کشور را فراهم نمود. تریبون های کشور به میدان تاخت و تاز سخنوران در ارائه آمار و ارقام مختلف در جهت نمایاندن پیشرفتهای حاصله در زمینههای اقتصادی اختصاص یافت. پس از مدتی که از این وضعیت گذشت؛ گویی ناگاه، مردم به این حساب و کتاب افتادند که اگر رشد تولید ملی، رشد فولاد، سد سازی، صنعت پتروشیمی، تلفن و کامپیوتر و … تا این حد مهم است، کشورهایی که به عنوان دشمن ما در میدان سیاست مطرح هستند در این زمینهها در اوجند! و برای آنها علیالظاهردر کشور هیچ چیزی به اندازه آزادی، دموکراسی و … مهم نیست. در آنجا خبر از ارزشهای دینی از قبیل شهادت و … نیست. این وضعیت جامعه را به واخوانی همه ارزشهای فرهنگی و سیاسی خود ـ حتی آن دسته از ارزشها که به کمک آنها در مقابل دنیا ایستاده بود ـ واداشت! اگر رشد تولید سیمان، فولاد و … آن همه ارزش داشت که در دوران سازندگی گفته میشد طبیعی است که دیگر امریکا و … نباید تا آن حد که قبل از دوران سازندگی گفته میشد دشمن محسوب شود.
با این تحلیل، گویی دولت سازندگی با این که میخواسته است تا به توسعه اقتصادی همت بگمارد، زمینه توسعه سیاسی را فراهم ساخت! گرچه دولت سازندگی در مسیر اجرای الگوی اقتصاد آزاد هم با تورم 49 درصدی در سال های پایانی عمر خود و قبول شکست اجرای این الگوی غلط، راه را برای قضاوت راه طی شده اقتصادی و نادرستی آن در اذهان نیز فراهم کرده بود.
دولت اصلاحات
اساساً دولت اصلاحات بر بستر انتقاد بر دولت سازندگی توانست اعتماد عمومی مردم را به خود جلب نماید، اما این هر دو دولت بر یک بنیاد فکری واحد شکل گرفته اند. در نتیجه به نظر می رسد تفکیک اساسی این دو دوره از یکدیگر یک خطای جدی و بزرگ تحلیل منطقی تاریخ معاصر ایران است. چنان که جناب آقای هاشمی رفسنجانی نیز در پایان دوران حاکمیت دولت اصلاحات گفت: «آقای خاتمی در مسیر سیاستهای دوره مسؤولیت من پیشرفت کردند. البته با اقتضائات زمان همراه بود. شاید اگر من هم میخواستم ادامه دهم، به همین جاها میرسیدم» (روزنامه صدای عدالت؛16/3/1384)
در دوم خرداد 76 بستر فرهنگى به وجود آمده در دوران حاکمیت دولت سازندگی ـ که به حق محصول تهاجم فرهنگى دشمنِ انقلاب و ایران بود ـ با تکنوکراتیسم حاکم در دوران حاکمیت دولت سازندگى (که هر دو على الظاهر سیاسى نبودند بلکه «فرهنگى و کارى» و اقتصادى مى‏نمودند) در قالب انتقاد به دولت سازندگى به یک پیروزى سیاسى دست یافتند.
دولت اصلاحات محصول، سخنگو، نماینده و ثمره پیروزى سیاسى همگرایى بستر فرهنگى به وجود آمده در دوران حاکمیت دولت سازندگى و عملگرایى حاکم در این دوران بود که خود را در پیوند و همراهى و همگرایى چهره‏هاى فرهنگى و مدیران سازندگى نشان مى‏داد. هر چند این دو دسته داراى دو خاستگاه متفاوت بودند، یکى از خاستگاه فکرى و فرهنگى و دیگرى داراى خاستگاه اجرایى و عملگرایانه اما به یک دیدگاه سیاسى واحد رسیدند و این هر دو دسته همراه با پایگاه‏هاى اجتماعى جوانان و زنان و نیز مجموعه دلبستگان و وابستگان فکرى و عملى به غرب تمام آرزوهاى خود را به غلط یا درست در آیینه چهره دولت دوم خرداد دیدند. دولت اصلاحات بسیارى از مناصب اقتصادى و اجرایى را به عملگرایان سپرد در حالى که اساساً، اقتصاد در اندیشه و عمل ایشان داراى اهمیت درخور توجه نبود.
مفهوم سازی‌های هدفمند
گسترش فرهنگ غرب عنصر اصلى پیروز سیاسى در خرداد 76 رسالتى بود که عمدتاً بر عهده مطبوعات گذاشته شد. فرهنگى که پیش‏تر و در زمان حاکمیت دولت سازندگى از سوى رهبر حکیم انقلاب اسلامى به عنوان فرهنگ مهاجم اعلام شده بود، اینک به عنوان پیروز سیاسى با ابزار قدرت سیاسى با مفهوم‏سازى و نظریه‏پردازى در قالب تحلیل مسائل اجتماعى، فرهنگى و سیاسى و گاه اقتصادى به وسیله عمدتا مطبوعات بسیار مؤثر به تحکیم، تقویت و گسترش خویش پرداخت. تنزل نقش خداوند در زندگى بشر در قالب حکومت الهى و اسلامى، ترفیع منزلت انسان، ترویج فردگرایى و آزادى، نسبیت در معرفت و اخلاق، ترویج معرفت‏هاى تجربى، تنزل نقش و منزلت معارف وحیانى، فرهنگ‏سازى بر مبناى عقلانیت ابزارى و مادى، زمینى‏سازى آسمانى‏ترین معارف دینى، عرفى‏سازى و تقدس زدایى از عقاید، باورها و نمادها و سمبل‏هاى دینى، ترویج جدایى دین از سیاست، واگرایى بین نسل انقلاب و نسل‏هاى جدید و جوان، گسترش کمى و کیفى حوزه نفوذ علم در برابر حوزه نفوذ دین، مساعدت در تصرف معارف دینى توسط معارف دنیوى، رشد و گسترش لمپنیسم اجتماعى، اهتمام ارادى و غیر ارادى در فروپاشى اجتماعى، حاکمیت بروکراسى و نظام ادارى جانبدارى حزبى، عدول از مواضع انقلابى در عرصه بین الملل به بهانه حداکثرسازى منافع ملى، گسترش فرهنگ لذت‏طلبى و سودجویى در زندگى فردى،گسترش آزادی‌هاى مدنى عمدتا در راستاى برخوردارى از مواهب مادى زندگى و… عناصر معدود و محدودى از مجموعه تلاش‏هاى فرهنگى حاکمیت دولت اصلاحات بود.
نهایتا واگرایى بین دین و سیاست، حکومت و مردم، دو جناح اصلى کشور و نسل‏هاى مختلف اجتماعى و همگرایى با جامعه جهانى تحت حاکمیت غرب و عمدتا امریکا محصول و ثمره این تلاش فرهنگى در این سال‏ها بود.
اما در این میانه اقتصاد على‏رغم حکومت و حاکمیت چپ گرایان تحت حاکمیت تکنوکراتیسم طرفدار اقتصاد آزاد باقى ماند. شاید بدین دلیل که چپ گرایى در اقتصاد که بر محور یک اقتصاد دولتى بود، با گسترش گفتمان آزادى در حوزه فرهنگ و سیاست سازگارى نداشت و شاید هم در یک تقسیم کار از پیش تعیین شده هر یک از حوزه های فرهنگ و اقتصاد به اقتضاء علاقه و طبع و نیز منافع به ترتیب به گرایش لیبرالیسم و تکنوکراتیسم واگذار شد.
در همین زمینه روزنامه ها به عنوان مهم ترین و مؤثرترین ابزار سیاسى و فرهنگى به پرورش یافتگان بستر فرهنگى مهاجم سپرده شد و این بستر فرهنگى مساعد فرصت مناسبى را براى همگرایى با نظام سلطه بین الملل به رهبرى امریکا در بستر شعار تنش‏زدایى و گفتگوى تمدن‏ها فراهم ساخت.
در عرصه بین الملل با جلب حداقل منافع براى کشور و فقط با چند سخنرانى و مصاحبه از تمام غرور انقلابى ملت ایران در طول این سال‏ها صرف نظر شد، در حالى که منفعت طلبى ملى هم اقتضاء مى‏کرد که اگر هم به غلط تصمیم گرفته‌‏اند تا از این عزت و غرور انقلابى صرف نظر کنند این صرف نظر کردن را در مقابل دریافت بهاى آن بفروشند. اینان از همه چیز صرف نظر کردند اما دشمنان نه تنها از مواضع خویش صرف نظر نکردند بلکه تازه به خوبى دریافته بودند که تلاش‏هاى خصمانه بیست ساله آنان به ثمر نشسته و عده‏اى از بطن و متن حکومت اسلامى برخاسته و بر آنند که به دلیل فشارهاى بین المللى و در راستاى حداکثرسازى منافع ملى کشور باید در مقابل آنان تسلیم شد و به این تصمیم منطقى رسیدند که براى به نتیجه رسیدن بیشتر بر فشارهاى قبلى نیز باید بیفزایند.
دقیقا در دوران حاکمیت دولت اصلاحات بود که دشمنان انقلاب اسلامى ـ همانانى که در حال تنش‏زدایى با آنها بودیم ـ براى اولین بار و به صورت جدى جمهورى اسلامى ایران را محور شرارت خواندند و به حمله نظامى تهدید کردند.
فقر همزمان در الگوهای توسعه سیاسی و توسعه اقتصادی
الگوی «توسعه سیاسی» جناب خاتمی نیز از بیماری مزمنی که الگوی «توسعه اقتصادی» جناب هاشمی رنج میبرد در رنج است. الگوی توسعه اقتصادی دولت سازندگی با همه مبادی نظری و الگوهای عملیاتی آن حتی الگوهای اقتصاد سنجی به کار گرفته شده همه و همه وارداتی بودند. با صرف نظر از این که این الگوها میتوانند بومی بشوند یا نه؟ در دولت سازندگی اساساً انگیزه چندانی برای بومی کردن وجود نداشت. برنامههای دولت سازندگی هر عیبی داشت قطعاً این یک عیب را نداشت که فقط به «سخنرانی و حرف» خلاصه شود، بلکه یک برنامه عملیاتی در حوزه فعالیتهای اقتصادی کشور بود، که با جدیت تمام اجرا شد و امروز نیز برای همگان قابل نقد و بررسی است و مخالفان برنامههای دولت سازندگی میتوانند بر آن انتقاد کرده یا موافقانش آن را تحسین نمایند.
و اما مفاهیم اصلی الگوی توسعه سیاسی خاتمی نظیر جامعه مدنی، آزادی، قانونگرایی، سیاست تشنج‌زدایی و … با اینکه میتوانستند از معدن پایان ناپذیر فرهنگ و معارف اسلامی استخراج شوند، به صورت «بسته‌ای» با زبان وادبیات خاص همین مفاهیم از خارج از کشور قرض گرفته شدند. با اینکه این مفاهیم در ابتدا تنها در حد یک «تیتر» از سوی جناب آقای خاتمی تبیین شدند اما تمام پشتوانه های فلسفی و علمی آن به یکباره به وسیله مطبوعات از مبادی غربی آن فراخوانده شدند و در این میانه تکمله های بعدی آقای خاتمی بر برخی از این مفاهیم نظیر «مدینه النبی» از سوی همان دسته از مطبوعات عملاً یک شوخی سیاسی تلقی شد!
ضعف در بازیابی دینی مفاهیم غربی
پس از دوم خرداد حجم اطلاعات و استدلالاتی که چون سیل از مبادی فرهنگ غرب بر پشت این مفاهیم جمع شد فرصت هرگونه بازیابی این مفاهیم را از حوزه اندیشه دینی از همگان گرفت. البته انصاف این است که عدم آمادگی متفکران دینی را در این مرحله نباید نادیده بگیریم. هرچند خود آقای خاتمی در حد ارتباط این مفاهیم با یکدیگر و گاه بیشتر در حد یک استحسان و تمایل قلبی از ارتباط این مفاهیم با معارف دینی سخن میگوید. اما خود او نیز اگر فرصتی برای تبیین این مفاهیم بیابد از فرهنگ غربی مدد میجوید.
اما همچنانکه طرح برنامه توسعه و سازندگی اقتصادی مبتنی بر سیاست‌های تعدیل و آزادسازی اقتصادی زمینه طرح و به رسمیت پذیرفتن مبانی لیبرالیسم اقتصادی را فراهم ساخت، طرح این مفاهیم غربی در حوزه فرهنگ و سیاست ـ آن هم فقط در حد عناوین ـ یک فرصت تاریخی و استثنایی برای همه کسانی که به دنبال فرهنگ سازی بر مبنای اندیشه غربی در کشور بودند را فراهم نمود.
هیچ عقل سلیمی نمی‌تواند معتقد باشد که یک اندیشه را می‌بایست با تحکم و زور از صحنه خارج کرد! اما اگر یک ملت تصمیم گرفته باشد، که بر اساس یک اندیشه خاص (معارف اسلامی) زندگی خود را اداره کند و بر همین اساس نیز متولیان امور خود را انتخاب کند این حق برای او محفوظ میماند که در آینده، همه امروزیها را بازخواست و محاکمه کند که چرا مدنیت ما را بر اساس اندیشه و مبانی خود ما سامان نداده‌اید؟
توبه از انقلاب توسط بعضی‌ها
برخی از فعالان سیاسی و فرهنگی کشور که به ظاهر از پیشروان گفتمان انقلابی ـ اسلامی دهه اول پس از پیروزی انقلاب بودند و در دهه دوم در راستای پایبندی به همان مبانی در مجموعه معترضین سرسخت به بانیان توسعه اقتصادی در کشور قلمداد می‌شدند و ظاهراً به نظر نمی‌آمد که تا قبل از دوم خرداد 76 تغییر چندانی در رویه خویش داده باشند پس از آن به یکباره با تغییر گفتمان انقلابی و گاه با توبه و اظهار پشیمانی از آن، گویی ماحصل آنچه خود در بنای آن در گذشته مشارکت جدی داشتهاند به حراج گذشته و با همان حرارت و جدیت به بازسازی و درونی سازی عناصر اصلی اندیشه سیاسی و اجتماعی غرب زیر لوای شعارهای دوم خرداد پرداختند. البته این ماجرا برای طرفداران سنتی و دیرین گسترش فرهنگ و اندیشه غربی در کشور ما یک فرصت بی نظیر و استثنایی در تاریخ ایران را به وجود میآورد که در جلوی دیدگان همه به یکباره قد کشیدند و به واخواهی مطالباتی که انقلاب فرصت واخواهی آن را از آنان گرفته بود پرداختند.
مطبوعات با برخی از رویه ها و چسب و سریشم های دینی و انقلابی که گاه نیزتا حدودی قابل قبول می نمود همه مطالبات به حق سیاسی ـ فرهنگی مردم در قالب شعارهای قانونگرایی، جامعه مدنی، آزادی اندیشه و … را به عنوان ظرفی جهت انتقال محصولات و مبانی اندیشه غرب بهره برداری کردند. در نتیجه، مطبوعات در این دوران به کلاسی برای تعلیم مبانی اندیشه غرب مبدل شدند. حال آن که این فرصت تاریخی برای اقبال عمومی به موضوعاتی از این قبیل میتوانست به استخراج گوهرهای گرانبهایی از معارف دینی در این حوزه ها مبدل شود.
برای نشان دادن غربی سازی فرهنگ کشور پس از دوم خرداد 1376 اساساً نیازی برای مطالعات تجربی، وجود ندارد. مطبوعات دوم خردادی مملو از مفاهیم ونظریات و تحلیل های غرب گرایانه، البته بر شانه های تحولات و وقایع و پدیده های اجتماعی و سیاسی سال های اخیر در کشور بود. هر اتفاق سیاسی و اجتماعی بهانه ای بود تا از یک سو مجموعه ای از مفاهیم فرهنگ غربی ترویج و تحکیم و تقویت شود و همزمان نیز مجموعه ای از مفاهیم فرهنگ اسلامی، انقلابی و ایرانی تضعیف و تخفیف صورت پذیرد.
دولت نهم و خاستگاه آن
روزگاری که دکتر محمود احمدی نژاد، به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری نهم، پا به عرصه تبلیغات سیاسی نهاد، خیلی ها گمان کردند او نمونه بارز و تجلی نمادین گفتمان عدالت خواهانه انقلابی است. دولت هشت ساله اصلاحات، محور مطالبات گفتمانی خود را توسعه سیاسی قرار داده بود و پیش بینی ها، گواهی می داد که پس از مجادله های قوم اصلاح طلب، آنچیزی که فورا به یک مطالبه عمومی، مردمی و فراگیر تبدیل خواهد شد، گفتمان عدالت خواهانه خواهد بود. گفتمانی که خیلی زود بار نمادین خود را به دوش شهردار وقت تهران منتقل کرد.
مجادله کلامی احمدی نژاد با رئیس جمهور اصلاحات، نمایشی تمام عیار از تقابل گفتمانی این دو فکر است. با این روند، 27 خردادماه سال 1384، تبدیل به نقطه عطفی در تاریخ معاصر سیاسی ایران شد. تعداد زیادی از مردم و گروه های مختلفی از صاحبان فکر که دل در گرو ادبیات عدالت خواهانه داشتند به جناب آقای احمدی نژاد متمایل شده و به لحاظ مبنایی به او گرایش نشان دادند.
در آن مقطع تاریخی، این رئیس جمهور تقریبا جوان، با ادبیات متفاوت و رفتارهای ویژه تبدیل به اصلی ترین مظهر گفتگوهای انقلابی شد. او توانست در رقابتی نفس گیر و پس از راه یابی به دور دوم، رقیب بزرگ خود، جناب هاشمی رفسنجانی را پشت سر گذاشته و به پاستور راه پیدا کند.
خاطرات مردم از شهرداری احمدی نژاد
احمدی نژاد خود را به عنوان ششمین رئیس جمهور انقلاب اسلامی ایران در تاریخ سیاسی ثبت کرد. در آن دوران چیزی که عامه مردم از ایشان می شناختند، الگوی موفقی از مدیریت جهادی بود. باور بر این بود که این استاد دانشگاه علم و صنعت ایران، در مدت 4 سال استانداری اردبیل (72 تا 76) و 2 سال شهرداری تهران (82 تا 84)، توانسته بود پرونده درخشانی از مدیریت کارآمد اجرایی را به نمایش بگذارد.
تلقی عمومی مردم آن بود که او یک عنصر حزب اللهی پا به کار، پیگیر و استثنایی است که بدون ذره و لحظه ای استراحت، زندگی و توان خود را مصروف به خدمت نموده و با حذف تجملات و قواعد زائد بروکراسی، انجام پروژه های مهم را در دستور کار قرار داده است. او به جزئیات اجرا توجه و دقت زیادی دارد. اتمام کارها برای او مهم است. هیچ مانع یا کندی را بر نمی تابد.
وقتی رئیس جمهور باور کرد یک ایدئولوگ است
شاید مشکل از آنجا شروع شد که رئیس دولت نهم، سعی کرد فراتر از یک مدیر اجرایی، تبدیل به یک ایدئولوگ و نظریه پرداز شود. او با ورود به جایگاه ریاست جمهوری، به ناگاه در بالاترین تراز یک سیستم ایدئولوژیک قرار گرفت که در جزء جزء این نظام، فکر و فرهنگ و مبانی انقلابی اسلامی، وزن برجسته ای دارد. شاید قرار گرفتن شخصی در تراز جناب آقای احمدی نژاد در این جایگاه امر مذموم و نکوهیده ای نباشد، مشکل و نکوهش جای دیگری است.
جناب احمدی نژاد در دوران مدیریت اجرایی خود، هیچگاه به یک دستگاه فکری و الگوی اندیشه ای روشنی دست پیدا نکرده بود. او برای رفتارهای مدیریتی اش توضیح نظری درست و همه جانبه ای نداشت. اگر سیاستمداری برای شرح عملکرد خود یک دستگاه نظری معینی نداشته باشد، به ناچار دیگرانی پیدا می شوند که با سلیقه و میل خود، برای او دستگاه استدلالی می سازند و او را در مدل نظری خود هضم می کنند. بارها دیده شده که در عالم سیاست، آدم های سر و زبان داری پیدا شده اند که کنشگران سیاسی را توضیح داده و برای توضیح آنان دستگاه نظری کاملی بنا کرده و به مرور آنان را در دستگاه خود، مدیریت کرده اند. اما اتفاقی که برای جناب احمدی نژاد افتاد چیزی غیر از این بود. کسی جناب احمدی نژاد را توضیح نداد، بلکه او خود به این صرافت افتاد که با طرح مبانی نظری، خود و عملکردش را برای دیگران توضیح دهد. این همان نقطه تغییر او بود. کم کم کار به جایی می رسد که دنیای سیاست بیش از آنکه به الگوی عملی او توجه کند، چارچوب فکری او را پیگیری و نقد می کند.
جناب احمدی نژاد احتمالا یکی از رکوردداران سخنرانی، خطابه، گفت‌وگو و حضور در جلسات متنوع و مختلف است. او در هر موضوع اظهار نظر می کند و حتی پیشنهاد مبنا می دهد.
او در سال های ریاست قوه مجریه در جایگاه ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی می نشیند و بی آنکه تصویر روشنی از حوزه فرهنگ و اندیشه داشته باشد، نسخه می دهد و یا مبنای فرهنگی خلق می کند. او حتی در حوزه مفاهیم دینی ورود می کند و مضامینی را خلق کرده و ترویج می کند. در دوران ریاست جمهوری او گهگاه پیش می آمد که او در جمع اساتید حوزه دین و بزرگان اخلاق کشور نسبت به طرح معارف دینی مبادرت می کرد و یا برای ایشان درس اخلاق می گفت.
این روند شتابان، رئیس جمهور را به این باور درونی رساند که یک ایدئولوگ و نظریه پرداز مطرح و مؤثر است که می تواند مبتنی بر مبانی فکری خودساخته، مسائل اجرایی کشور را حل و فصل کند.
جناب احمدی نژاد نمونه ای است از یک کنش موفق و مؤثر، مجموعه ای رنگارنگ از آفرین ها و انتقادهای جدی، با این تفاوت که او در عقبه رفتارهای خود دستگاه استدلالی مبتنی بر مبانی دقیق انقلابی اسلامی ندارد. پس بهتر آن بود آن هنگامی که در مصدر مدیریت کلان جامعه قرار می گیرد، به دستگاه فکری معرفتی موجود انقلاب چنگ بزند و بی آنکه داعیه نظریه پردازی داشته باشد از مفاهیم و تجربیات موجود بهره بگیرد.
بسیاری از گفتگوها و سخنرانی های دکتر احمدی نژاد که در عالم رسانه تبدیل به سوژه های پرهیاهو شد، فارغ از شیطنت های غرض ورزانه رسانه های ضد انقلاب و ترفندهای مرموز استکباری، از این ناحیه رنج می برد که مبتنی بر اندیشه های روشن نظری نیست، یعنی نوعی از خلأ تئوریک و آشفتگی مبنایی سبب ساز ادبیات حادثه ساز جناب احمدی نژاد می شود و خواهد شد.
در کنار این خلاء اساسی و مبنایی، تصمیمات خلق الساعه و تکانه های غیرمتعارف اقتصادی، عرصه را بر همگان تنگ نمود تا جایی که بخش عمده ای از جامعه در خیال مدینه فاضله، سودای کاروانی دیگر در سر نمود و منتظر منجی ای گشت که از فضای نوسانی و غیر مستقر ایجاد شده نجات یابد.
دولت تدبیر و امید
صحبت از تدبیر و امید و چرخیدن چرخ زندگی مردم در کنار حفظ دستاوردهای غرور آفرین ملت بود. پیام صلح و دوستی و گشایش اقتصادی همراه با بازگشت عزت به ایرانی در سراسر جهان داده شد. کلید گشایش قفلهای آزار دهنده جان و جسم مردم در مقابل چشمانشان رخ نمود. شعارهای زیبا و امیدهای دلگرم کننده در فضای جامعه جلوه گری کرد و وعده حل مشکلات صد روزه همگان را به تحیر واداشت و جناب آقای روحانی توجه نیمی از جامعه را به خود معطوف نمود.
در آستانه 4 سالگی بیان وعده ها و شعارهای دولت تدبیر و امید، به کارنامه ایشان میتوان نظر نمود و قضاوتی درست را از آن داشت. جناب آقای روحانی در مبانی نظری و الگوهای عملی، تمسک به دولت های سازندگی و اصلاحات کرد – لذا نقدهای پیش گفته پیرامون این دو دوره با نسبتی مشخص به دولت یازدهم هم تعمیم می یابد- اما نه از عمل جدی دولت سازندگی بهره ای داشت و نه از شعارها و جلوه گری های پرزرق و برق دولت اصلاحات، توجه صرف دولت تدبیر و امید به سیاست خارجی، اعتماد به وعده های سردمداران آمریکا و چشم دوختن به دست بیگانگان در گره گشایی از کار ملت ایران در کنار خستگی و کمتوانی و صد البته پرگویی دلآزار و بی عملی جانفرسا، که تازه با کسب تجربه هشت سال دولت مهرورزی، خدمات آن را فراموش و زشتی های آن را نصب العینش قرار میداد، فرا روی ملت ایران قرار گرفت.
در یک کلام دولت محترم چشم را بر خوبی های دولت های ماقبل خود بست و با درس آموزی از زشتی های آنها نقش ویژه ای را در به خطر انداختن منافع ملی و مصالح انقلابی ایفا کرد.
در مدیریت دولت ها چه باید کرد؟ به کدام سو باید شتافت؟
امیر مؤمنان علی(ع) می فرماید: «العقول ائمه الافکار، و الافکار ائمه القلوب، و القلوب ائمه الحواس، و الحواس ائمه الاعضاء»؛ عقل ها پیشوایان اندیشه هایند، و اندیشه ها پیشوایان دل هایند، و دل ها راهنمایان عواطف و حس هایند، و عواطف و حس ها پیشوای اعضاء می باشند. (بحار، ج1، ص 96)
انسان ها همیشه در حال کنش و ارتکاب رفتارهای مختلف هستند. رویی ترین سطح زندگی هر آدم، اعمال و رفتار اوست. اما هر عمل، در پشتوانه خود، مجموعه ای از استدلال ها و منطق ها را تلنبار کرده است. نقطه آغاز هر عمل عقل است. عقل یعنی محموعه استدلال ها. قوه عاقله، قوه مستدل انسان است. گام دوم، فکر است، افکار مخلوق عقل است. گام بعدی قلب است یعنی مظهر گرایشات، تمایلات و احساسات. پس از آنکه تمایلات در وجود انسان شکل گرفت، اعمال صادر می شود. این سلسله مراتب به صورت خودآگاه و ناخودآگاه در وجود آدمی جریان دارد.
کنشگر سیاسی از قوی ترین کنشگر هاست، چون برای همه حیثیت زندگی تصمیم می گیرد. پس آدم هایی که در حوزه سیاست و مدیریت ورود می کنند، بسیار بیشتر از بقیه مردم نسبت به برخورداری از دستگاه استدلالی، اضطرار دارند. چون هر عمل و انتخاب آن ها بخش وسیعی از جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد.
انقلاب اسلامی ایران، بر آماده از یک عقلانیت مجرب و کارآمد است. عقلانیتی به حجم و امتداد تاریخی 1500 ساله، عقلانیتی که هنوز ادامه دارد و در حال زایش و فربه شدن است. امام خمینی (ره) در نقطه اوج این عقلانیت قرار می گیرد و با امتزاج آسمانی عرفان و کلام و فلسفه و فقه، مدل حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه را بنیانگذاری می کند و در ادامه نیز رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به توسعه آن همت می گمارد. جا دارد مدیران اجرایی خرد و کلان از همین دستگاه استدلالی عمیق بهره بجویند بی آنکه بخواهند خود تبدیل به لیدر فکری معرفتی جامعه شوند.
باید بدانیم ما در چنین میدانی قرار داریم، تجربه پیشینیان ما که آدم های ضعیفی هم نبوده اند، در گذر تاریخ این حقیقت را اثبات کرده است که اگر کسی با خلأ مبنایی یا التقاط فکری معرفتی، اقدام به اجتهاد در امور کند هم به خود آسیب می زند و هم خیل هوادران و پیروان خود را دچار سرخوردگی و فروپاشی می کند. پس کسب مبنا برای اهالی سیاست از اهم واجبات و وظایف است.
امید است متولیان امور کشور در امروز و آینده، از گذشتگان درس گیرند و راه و جهت درست برگرفته از اندیشه ذلال عقلانیت اسلامی را پیشه سازند و با برخورد گزینشی و درست با علوم و دستاوردهای بشری، از مواهب آن بهره جویند و خود و جامعه خویش را در معرض آسیب های آن قرار ندهند. ان شاءالله
کمترین فرزند ایران اسلامی
علیرضا زاکانی

1396/01/10