روزی نامه ی
حکومتی جمهوری اسلامی شنبه 21 مرداد ماه سال 1391
نقد
وبرر سی : سرمقاله ی روزی نامه ی حکومتی جمهوری " دروچرا قطر؟ "
"بدلیل بحرانی شدن اوضاع هم پیمان سوریه به ویژه پس از ربوده وبازداشت
شدن 48 پاسداران اعزامی به سوریه که جای هرگونه انکار کردن را مسدود کرده که بلی
اینان زوار مجرد نه متأهل بازنشسته ونه پاسدار هستند. بنابراین تمرکز در در دفاع
از سوریه داده شده است
. برای همین پیرامون پیگیری سیاست صدور تروریسم و بحران وارتجاع به برون
مرز ومداخله گری در امور داخلی کشور های منطقه وهمسایه ها میان قلم زنان تقسیم کار
شده است . یعنی مسئولیت پیگیری مداخله گری در امور داخلی قطر که از موضع ضد
آمریکایی و اسراییلی وکشور های عربی دنبال می شودبر عهده ی سرمقاله نویس گذاشته
شده است و ترکیه بر عهده ی قلم زنان وامدار یادداشت روز نویس دروغ نامه ی کیهان
گذاشته شده است . آنگونه که هر دو روزنامه و دروغ نامه برای شان مهم نبوده است تاکه
به زلزله که در چند استان کشور به وقوع پیوسته است وبیشمار
هموطنان مان کشته ومجروح وبی خانمان شده اند ..؟"
بدلیل بحرانی شدن اوضاع هم پیمان
سوریه به ویژه پس از ربوده وبازداشت شدن 48 پاسداران اعزامی به سوریه که جای
هرگونه انکار کردن را مسدود کرده که بلی اینان زوار مجرد نه متأهل بازنشسته ونه
پاسدار هستند. بنابراین تمرکز در در دفاع از سوریه داده
شده است . برای همین پیرامون پیگیری سیاست
صدور تروریسم و بحران وارتجاع به برون مرز ومداخله گری در امور داخلی کشور های
منطقه وهمسایه ها میان قلم زنان تقسیم کار شده است . یعنی مسئولیت پیگیری مداخله
گری در امور داخلی قطر که از موضع ضد آمریکایی و اسراییلی وکشور های عربی دنبال می
شودبر عهده ی سرمقاله نویس گذاشته شده است و ترکیه بر عهده ی قلم زنان وامدار
یادداشت روز نویس دروغ نامه ی کیهان گذاشته شده است . آنگونه که هر دو روزنامه و
دروغ نامه برای شان مهم نبوده است تاکه به زلزله که در چند استان کشور به وقوع پیوسته است وبیشمار
هموطنان مان کشته ومجروح وبی خانمان شده اند .البته بدلیل ضعف در امداد رسانی آمار
تلفات انسانی همچنان رو به به افزایش می باشد .ولی در صحفات اول این دو مطبوعات
حکومتی امروز یکشنبه تیتر خبرش هم بازتاب داده نشده است . زیرا که مأموریت دفاع از
سوریه و پیگیری سیاست مداخله گری در امور داخلی قطر وترکیه و متهم کردن این دو
کشور به اتهامات گوناگون را بر عهده دارند. جالب است که سرمقاله نویس متوجه نشده
است وقتی کالبد شکافی از وسعت و جمعیت ونوع حکومت طر کرده متوجه نشده است که چگونه
کشور بزرگ ایران از نظر اقتصادی وابسته به قطر است . همانگونه که گفته نشده است که
چه میزان از ایرانیان که برخی شان جزو غارتگران حکومتی وپاسداران وشرکای شان هستند
در این شیخ نشین قطر سرمایه گذاری کرده اند .یا اینکه سالیانه چه میزان دلار از
ایران جهت واردات کالا به قطر داده می شود؟ همچنین چگونه قطر حکومت خانوادگی دارد
ولی خبرگزاری آزاد الجزیره دارد که دارای اعتبار منطقه ای وجهانی شده است . بهرحال
بدون آنکه سرمقاله نویس هیچگونه سندی یا منبعی رو کند که برچه اساس وی مدعی شده که
قطر مبلغ 30 میلیارد دلار برای سرنگونی سوریه اختصاص داده است . همانگونه که نگفته
است که از کجا ارقام اشاره شده وی کسب کرده
است که نشان می دهد که به جداشدگان از حکومت سوریه داده شده که به قطر پناهنده شده
اند . ولی همچون همیشه با ترفند طرح آمريكائي -
صهيونيستي خاورميانه جديد، كه تثبيت حكومت سران ارتجاع عرب بخشي ازاین طرح است . جالب است که به جز وحشت سقوط اسد نگرانی
از سقوط مزدور و دست نشانده ی نوری مالکی
هم شده است . زیرا که سرمقاله نویس فاش نموده در اين طرح، علاوه بر سوريه،
دولت عراق نيز قرار است قرباني شود و تجزيه اين هر دو كشور در دستور كار قرار
دارد. صد البته که می بایست ترکیه وسایر
کشورهای عربی از قلم نیفتد . نابراین
افزوده شده که رجب طيب اردوغان با همراهيهائي
كه با آمريكا می کند در دامن زدن به بحران سوريه و بحران آفريني در عراق ميكند،
چنين سودائي را در سر ميپروراند برای همین . هم اكنون در تركيه
مخالفتهاي مردمي و احزاب، براي دولت اردوغان دردسرهائي آفريده، در قطر اختلافات
دروني خاندان آل ثاني از شرايط جديدي خبر ميدهد و در عربستان قيامهاي مردمي از
منطقه شرقيه درحال سرايت كردن به ساير مناطق است. با توجه به اين شرايط، به نظر ميرسد
خاورميانه عربي و بطور كلي خاورميانه، بگونهاي شكل خواهد گرفت كه ديگر جائي براي
آمريكا و صهيونيستها در آن وجود نخواهد داشت. در آن صورت، این چنین شيخ قطر و
همسر يك ميليارد دلار بزك كردهاش نيز بايد به آمريكا پناه ببرند و در نقطهاي دور
از دسترس اعراب مقيم آمريكا بقيه عمر خود را در پنهاني و غربت سپري كنند :
"نقش قطر در بحران سوريه، اين سؤال
را ايجاد كرده كه حكومت اين شيخ نشين كوچك با دامن زدن به اين بحران چه هدفي را
دنبال ميكند؟ اين سؤال هر چند از يكسال و نيم قبل يعني از
شروع بحران سوريه وجود داشت ولي با چند رويداد در هفتههاي اخير پررنگتر شد.
پناهنده شدن سفير سوريه در عراق به قطر، پناهنده شدن سفير سوريه در روسيه سفيد به
قطر در هفتههاي گذشته و سرانجام پناهنده شدن نخستوزير دو ماه حكومت كرده سوريه
به قطر در هفته گذشته، توجهها را بيش از هر زمان ديگري به قطر جلب كرده است. شايد
افزودن واقعه سفر طارق الهاشمي معاون فراري رئيسجمهور عراق از اربيل به قطر و
پذيرائي گرم شيوخ قطر از وي به رويدادهاي مربوط به سوريه نيز درك و فهم روشنتر
نقش قطر در آنچه در منطقه ميگذرد يا قرار است بگذرد را آسانتر كند. قبل از پرداختن به چرائي رفتار شيوخ قطر در ماجراهاي مربوط به سوريه و
عراق، خوب است نگاهي به خود قطر داشته باشيم و با ساختار حكومتي اين شيخ نشين آشنا
شويم. اين آشنائي قطعاً به درك موضوع كمك خواهد كرد. شيخ نشين قطر، با
11000 كيلومتر مربع وسعت يكصد و چهلمين كشور جهان است كه در جنوب خليج فارس و در
همسايگي عربستان و امارات قرار دارد. حكومت اين شيخ نشين، خانوادگي است و خاندان
"آل ثاني" بر جمعيت حدود نيم ميليوني آن حكومت ميكند. قطر، فاقد مجلس
انتخابي است و هيچ قانوني در اين كشور با آرائ مردم تدوين و تصويب نشده و چيزي كه
به نام مجلس در اين شيخ نشين وجود دارد، داراي اعضاي انتصابي است كه تعداد آنها
فقط اندكي بيشتر از انگشتان دستها و پاهاي امير است! كما اينكه قانون اساسي آن
نيز توسط خود خاندان "آل ثاني" تدوين شده و مردم هيچ دخالتي در تدوين و
تصويب آن نداشتهاند. رئيس حكومت قطر، خليفه آل ثاني بود كه فرزند او "حمد بن
خليفه" با تبعيد كردن پدر به انگليس در جريان يك كودتاي درون خانوادگي، حكومت
را در دست گرفت و اكنون بدون آنكه از هيچ قانوني تبعيت كند هر طور كه خود بخواهد
با مردم و درآمد سرشار نفت و گاز اين شيخ نشين رفتار ميكند. قطر، تا دو
قرن قبل تحت حكومت ايران قرار داشت، سپس همراه با عربستان به متصرفات دولت عثماني
ضميمه شد و با فروپاشي عثماني مدتي تحت سلطه انگليس بود و پس از يك جدال درون
خانوادگي در سال 1351 با كودتاي خليفه بن حمد عليه پسر عموي خود شيخ احمد بن علي
بن عبدالله، حكومت اين شيخ نشين دردست شيخ خليفه قرار گرفت. اكنون كه شيخ حمد بن
خليفه با كودتائي ديگر جاي پدر نشسته، فقط 40 سال از پيدايش اميرنشيني به نام قطر
با ويژگي حكومت خانوادگي آنهم متكي به كودتا پشت كودتا ميگذرد بدون آنكه ريشه و
اصالتي داشته باشد. با روي كار آمدن شيخ
حمد، استعمار انگليس جاي خود را به استعمار آمريكا داد و حاكم جديد قطر براي آنكه
حمايت آمريكا را داشته باشد تا بقاء خود بر تخت امارات را تضمين نمايد سه فقره
تعهد به واشنگتن سپرد كه عبارتند از: - تبديل ساختن قطر به
پايگاه نظامي آمريكا در منطقه .- برقراري روابط گسترده اقتصادي با رژيم
صهيونيستي و دلالي براي اين رژيم .- برعهده گرفتن نقش مجري توطئههاي آمريكا
در منطقه.امير قطر، مبلغ 30 ميليارد دلار براي براندازي
دولت سوريه بودجه در نظر گرفته است. وي از اين بودجه تاكنون 50 ميليون دلار به
نبيل العربي دبيركل اتحاديه عرب به خاطر كشاندن اين اتحاديه به موضعگيري عليه سوريه
پرداخت كرده، 15 ميليون دلار به "رياض حجاب" نخستوزير فراري سوريه كه
هفته گذشته به قطر پناهنده شد داده، همين مقدار نيز به هر يك از سفراي سوريه در
عراق و روسيه سفيد كه آنها نيز به قطر پناهنده شدند پرداخت كرده، حداقل يك و نيم
ميليارد دلار به القاعده براي تجهيز تروريستهاي سلفي كه هم اكنون در حلب با ارتش
سوريه ميجنگند پرداخت كرده، مبالغ زيادي نيز به مفتيهاي سلفي داده تا فتواي جواز
قتل علويها و شيعيان سوريه را صادر كنند و تصرف در اموال آنها و تجاوز به زنانشان
را حلال و جنگيدن عليه خود آنها را واجب اعلام نمايند. اينها اطلاعاتي است كه
تاكنون به دست آمده و طبعاً براي شيخ قطر كه به خاطر ايجاد تغييراتي درصورت و بيني
همسرش بيش از يك ميليارد دلار در لندن هزينه ميكند، خرج كردن ميلياردها دلار براي
به دست آوردن رضايت آمريكا آنهم در موضوع مهمي همچون براندازي دولت سوريه كه به
صورتهاي مستقيم و غيرمستقيم به نفع خود شيخ قطر نيز خواهد بود، اقدامي كاملاً
طيبعي و مورد انتظار است. طرح آمريكائي - صهيونيستي خاورميانه جديد، كه تثبيت حكومت
سران ارتجاع عرب بخشي ازآن است، تحقق خواهد يافت. در اين طرح، علاوه بر سوريه،
دولت عراق نيز قرار است قرباني شود و تجزيه اين هر دو كشور در دستور كار قرار
دارد. رجب طيب اردوغان نيز با همراهيهائي كه با آمريكا در دامن زدن به بحران
سوريه و بحران آفريني در عراق ميكند، چنين سودائي را در سر ميپروراند.عليرغم اين
تصورات، تحولات منطقه كه سرعتي بيسابقه دارد با زبان ديگري با حاكمان اين كشورها
سخن ميگويد. هم اكنون در تركيه مخالفتهاي مردمي و احزاب، براي دولت اردوغان
دردسرهائي آفريده، در قطر اختلافات دروني خاندان آل ثاني از شرايط جديدي خبر ميدهد
و در عربستان قيامهاي مردمي از منطقه شرقيه درحال سرايت كردن به ساير مناطق است و
روشنفكران مخالف آل سعود درحال سازماندهي براي بهرهبرداري از موقعيت جديد هستند.
با توجه به اين شرايط، به نظر ميرسد خاورميانه عربي و بطور كلي خاورميانه، بگونهاي
شكل خواهد گرفت كه ديگر جائي براي آمريكا و صهيونيستها در آن وجود نخواهد داشت.
در آن صورت، شيخ قطر و همسر يك ميليارد دلار بزك كردهاش نيز بايد به آمريكا پناه
ببرند و در نقطهاي دور از دسترس اعراب مقيم آمريكا بقيه عمر خود را در پنهاني و
غربت سپري كنند"
هوشنگ بهداد
روزی نامه ی حکومتی جمهوری اسلامی
شنبه 21 مرداد ماه سال 1391
چرا قطر؟