دروغ نامه ی کیهان
شنبه 21 مرداد ماه سال 1391
نقد وبررسی : (يادداشت روز)دروغ نامه ی
کیهان " سرباز صفر اسرائيل در جنگ پنجم "
"طلبه پاسدار وامدار
کودن و وارونه گوی یادداشت روز نویس تصور
کرده است که با جامه کورها سر و کار دارد
و کسی نمی داند احمد چلبی جاسوس چند جانبه کیست وقبل
از اشغال نظامی عراق چه نقشی اجرا نمود تا زمینه ی آماده سازی تبلیغاتی تهاجم
نظامی واشغال عراق فراهم شد؟ سپس چگونه آمریکای اشغال گر با بمباران وخلع سلاح
کردن مجاهدین مستقر در عراق ونگهداشتن نام شان توی لیست با زدن زیرتعهدات خودش به
مردم عراق که قول آزادی وصلح و دمکراسی به
اینان داده بود. همچنین عهد وپیمان شکنی
در مورد مراقبت وحفاظت از مجاهدین اشرف هم عراق را با نخست وزیر کردن مزدور و دست نشانده نوری
مالکی تحویل حاکمان ایران وسپاه قدس داد.
هم مسئولیت حفاظت اشرف را به دولت عراق واگذار کرد تاکه دو بار شبیخون جنایت جنگی
علیه ی بشریت در 6و7 مرداد88 و19 فروردین 90 به مجاهدین اشرف زده شود که ده ها نفر
از مجاهدین اشرف جان باختند وصدها نفرشان مجروح شدند. سپس آمریکا از عراق خارج شدتاجولانگاه پاسداران شود .همچنین با
فراموش کردن اعتراف رفسنجانی در خطبه نماز جمعه ی تهران که خطاب به بوش گفت وی می
داند اگر چنانچه همکاری ما نبود هنوز هم طالبان در افغانستان بر سر قدرت بود .اما
طلبه پاسدار وارونه گوی هم لهجه وهم قلم سربازجو پاسدار سربازجو مدعی شده است که اسناد فراواني وجود دارد كه نشان مي دهد
صهيونيسم بين الملل نقش عمده اي در تحريك آمريكا براي حمله به افغانستان و عراق
داشت.."
طلبه پاسدار وامدار کودن و وارونه گوی یادداشت روز نویس تصور کرده است که با جامه
کورها سر و کار دارد و کسی نمی داند احمد
چلبی جاسوس چند جانبه کیست وقبل از اشغال نظامی عراق چه نقشی اجرا
نمود تا زمینه ی آماده سازی تبلیغاتی تهاجم نظامی واشغال عراق فراهم شد؟ سپس چگونه
آمریکای اشغال گر با بمباران وخلع سلاح کردن مجاهدین مستقر در عراق ونگهداشتن نام
شان توی لیست با زدن زیرتعهدات خودش به مردم عراق که قول آزادی وصلح و دمکراسی به اینان داده بود. همچنین عهد وپیمان شکنی در مورد مراقبت وحفاظت از مجاهدین اشرف هم عراق
را با نخست وزیر کردن مزدور و دست نشانده
نوری مالکی تحویل حاکمان ایران وسپاه قدس
داد. هم مسئولیت حفاظت اشرف را به دولت عراق واگذار کرد تاکه دو بار شبیخون جنایت
جنگی علیه ی بشریت در 6و7 مرداد88 و19 فروردین 90 به مجاهدین اشرف زده شود که ده
ها نفر از مجاهدین اشرف جان باختند وصدها نفرشان مجروح شدند. سپس آمریکا از عراق خارج شدتاجولانگاه پاسداران شود .همچنین با
فراموش کردن اعتراف رفسنجانی در خطبه نماز جمعه ی تهران که خطاب به بوش گفت وی می
داند اگر چنانچه همکاری ما نبود هنوز هم طالبان در افغانستان بر سر قدرت بود .اما
طلبه پاسدار وارونه گوی هم لهجه وهم قلم سربازجو پاسدار سربازجو مدعی شده است که اسناد فراواني وجود دارد كه نشان مي دهد
صهيونيسم بين الملل نقش عمده اي در تحريك آمريكا براي حمله به افغانستان و عراق
داشت . البته وارونه گویی این مدعی وامدار
در مورد تهاجم نظامی به افغانستان وعراق واشغال این دو کشور منتهی نمی شود
چونکه در مورد جنگ 33 روزه و22
روزه هم مشابه همین وارونه گویی را کرده
است . زیرا با خط بطان کشیدن بر چگونگی شروع جنگ 33 روزه که با شلیک خمپاره
وموشک بسوی اسراییل که از سوی حزب الله انجام گرفت .سپس با عبوراز مرز اسراییل 2
سرباز اسراییلی را ربودند و جرقه جنگ با اسراییل را حزب الله لبنان زد. آنگاه این اقدام با واکنش تهاجمی اسراییل مواجه شد و جرقه جنگ 33 روزه حزب الله که با
تحریک پاسداران و حاکمان ایران شروع بود شعله ور گردید ودستگاه تبلیغاتی رسانه ی
خبررسانی ومطبوعاتی رژیم فاشیستی مذهبی ایران کوک شد وچپ وراست گزارش خبری بزودی
سقوط اسراییل می داد ند وبرای شیخ حسن نصرالله هورا می کشیدند که وی رهبر واقعی کشورهای عربی منطقه است
وارتش های کلاستیک کشور های منطقه باید با الگو حزب الله تغییر وباز سازی شوند .
البته مشابه همین سیاست تهدید آمیز از طریق حماس وجهاد اسلامی فلسطین برای برپایی
جنگ 22 روزه ی نوار غزه دنبال شد .چون هدف بحران آفرینی وجنگ افروزی در منطقه برای
برون رفت از بحران هسته ای بود .اما با کمال پررویی و وقاحت ولایت فقیه گونه مدعی
شده است اسرائيل با چراغ سبز دولت بوش، سپس اوباما كه به رياست جمهوري انتخاب شده
بود به جنوب لبنان و باريكه غزه در سال هاي 2006 و 2008 يورش برد . بهر حال در ادامه لغز و رجز خوانی های وارونه
قلم بر دست وامدار وارونه گو بدون توجه به اینکه هفته پیش وزیر ترور وجاسوسی امور
خارجه ی علی اکبر صالحی عراقی به ترکیه سفر نمود ودیدار با وزیر امور خارجه ی ترکیه
داشت واز موضع ضعف والتماس دست نیاز برای کمک آزاد کردن 48 پاسدار تروریست های
اعزام شده به سوریه دراز کرذ که ربوده
وبازداشت شده واعتراف کردند که پاسدار هستند ونه زوار . ولی اکنون در دفاع از
دیکتاتور خونریز و جنایتکار بشار اسد تیغ کشی علیه ی ترکیه کرده وهر چه اتهام خواسته به ترکیه نسبت داده آنگونه که متهم به خیانت شده و تهدید به سرنوشت مشابه حسنی
مبارک شده است . جالب است که از موضع نماینده وسخنگوی ملت های منطقه مدعی شده قضاوت ملت هاي مسلمان منطقه آن است كه دولت
تركيه نقش خيانت آلود مبارك و ملك عبدالله در جنگ هاي 33 و 22روزه را به عهده
گرفته است و افزوده آنكارا در صف
خيانتكاران به امت اسلام ايستاده و پرسش کرده آيا خيانتكاراني چون صدام و مبارك عاقبت به خير
شدند كه برخي زمامداران تركيه قدم در راه آنها گذاشته اند؟ در ادامه بازجویی وقرائت بندهای اتهامی کیفرخواست
علیه تركيه تأکید کرده که ترکیه بايد به
افكار عمومي منطقه توضيح دهد كه چرا به جاي رژيم صهيونيستي، با سوريه و ايران و
لبنان و عراق درگير شده و بحران را از عمق راهروهاي رژيم اشغالگر قدس به مرزهاي
خود با سوريه و عراق منتقل كرده است؟ بالاخره در خاتمه این چنین ادامه سئوالات متهم کردن ترکیه را دنبال کرده وسئوال کرده است آيا قرار بوده دولت تركيه در
پروژه شكست خورده اسرائيل و آمريكا، بي آن كه متوجه باشد مقدمات تجزيه و تحليل
رفتن نيروي كشورهاي مسلمان غرب خاورميانه را فراهم كند وخود نيز در اين ماجرا
خودكشي كند؟:
"ارتش سوريه پس از تصرف آخرين مواضع گروه هاي مسلح تروريستي
در شهر حلب، در حال پاكسازي اين منطقه در مرز تركيه است. رقم افراد مسلح در اين
منطقه تا 8 هزار نفر هم برآورد شده است. حلب آخرين
نقطه اميد محور آمريكا و تركيه و عربستان و اسرائيل محسوب مي شد و پاكسازي گروه
هاي مسلح در اين منطقه به معناي زدن تير خلاص به پروژه 18ماهه غرب در سوريه خواهد
بود. جنگ سوريه پنجمين جنگ مشترك آمريكايي- صهيونيستي در 11سال گذشته
بود اما اين دو رژيم به اعتبار تجربيات به غايت تلخ 4 جنگ قبلي ترجيح دادند نيابت
جنگ پنجم را به گردن دولت ديگري (تركيه) بيندازند. در واقع سوريه،
فقط قطعه اي از پازل بزرگ جنگ و فصلي از فصول متعدد آن در خاورميانه است. اسناد فراواني وجود دارد كه نشان مي دهد صهيونيسم بين الملل نقش
عمده اي در تحريك آمريكا براي حمله به افغانستان و عراق داشت. جمع بندي ارزيابي ها
درباره علت شكست در اين جنگ، وجود جبهه مقاومت اسلامي با محوريت ايران بود. اما يك
محاسبه نه چندان پيچيده مشخص مي كرد كه درگيري با ايران مي تواند هزينه هاي به
مراتب سنگين تر و پيش بيني نشده تري را به دنبال داشته باشد. سوريه در اين ميان
ضعيف مي نمود و حلقه اتصال شرق و غرب جبهه مقاومت بود. ضمنا پروژه سوريه مي توانست
اذهان را از بيداري اسلامي- قطعه مكمل مقاومت اسلامي- منحرف كند تا آمريكا و
متحدانش فرصتي براي تجديد قوا پيدا كنند و رژيم هايي نظير عربستان از گوشه رينگ
بگريزند. با اين حال چشم آمريكا و رژيم
صهيونيستي از 4 تجربه قبلي بشدت ترسيده بود. از متن اين فرآيند بود كه تركيه نامزد
انتحار شد، با همان فرمول دميدن در آرزوهاي نوستالژيك و تحريك و تحميق. در چالش
سوريه، اگر پروژه اصلي شكست خورد اما اسرائيل تا اينجا به واسطه لجن مال كردن
حيثيت دولت تركيه، انتقام سختي از عملكرد دو سال پيش آنها در ماجراي كشتي مرمره
و... گرفته است. اينها البته بدان معنا نيست كه حال و روز اسرائيل در مواجهه با
جبهه مقاومت و ايران، حال و روز خوبي است. اسرائيل در آستانه روز جهاني قدس، حال و
روز بدي دارد آن گونه كه اخبار متعدد حكايت مي كند. ماجراي سوريه را بايد از زاويه
باخت هاي استراتژيك آمريكا و اسرائيل نگريست و اينكه با به ميان كشيدن پاي تركيه
كوشيدند دولت آنكارا را در حالي كه مثلا در اتحاديه اروپا راه داده نمي شود، در
زيان هاي هنگفت غرب شريك كنند.در چنين موقعيتي كه اسرائيل از جنوب (مصر) احساس خطر
مي كرد، پروژه سوريه كليد خورد و آمريكا و رژيم صهيونيستي و عربستان و قطر، از
تركيه به عنوان سپر و پياده نظام در جنگ نيابتي استفاده كردند. از نگاه اين جبهه،
تركيه به اعتبار ملت مسلمان آن، داراي صبغه دموكراتيك بود و مي شد به واسطه معامله
با دولت آنكارا- خيانت به ملت مسلمان تركيه- اين پرستيژ مثبت را خرج بي حيثيتي هاي
آمريكا و اسرائيل و عربستان كرد و احتمالا ضمن منحرف كردن انقلاب هاي منطقه از
اهداف اسلامي، انسجام جبهه مقاومت را از هم گسيخت و البته با تركيه نيز در آخر كار
تسويه حساب كرد. هر قدر كه زورآزمايي غرب در اين
جنگ نيابتي طولاني تر شد، انرژي آزاد شده از سوي اين جبهه نيز بيشتر به سوي پياده
نظام آنها (تركيه) كمانه كرد. گروه هاي مسلح براي اولين بار پنجشنبه گذشته، به يك
خودروي نظامي در شهر مهم و بندري ازمير حمله ور شده و 11نظامي را كشته يا مجروح
كرده اند. درگيري با پ ك ك در مناطق كردنشين هم 40 كشته و مجروح را در همين دو
هفته اخير به دنبال داشته است. اكنون خبرگزاري
رويتر به نقل از ديپلمات ها و تحليلگران تركيه گزارش مي دهد «بدترين كابوس براي
دولت آنكارا در حال وقوع است. روابط تركيه به خاطر دخالت در ماجراي سوريه و حمايت
از گروه هاي مسلح با همسايگاني چون ايران و عراق و حتي روسيه مسموم شده حال آن كه
سياست آنكارا، به صفر رساندن مشكلات با همسايگان بود. رويكرد دولت تركيه درباره
بحران سوريه، بي توجهي فوق العاده به ملاحظات سنتي سياسي و امنيتي اين كشور بوده و
تبعات آن گريبانگير خود تركيه شده است. با وجود اظهارات جنگ طلبانه مقامات آنكارا
عليه سوريه و كمك به مخالفان دولت اسد، آنها توانايي كار ديگري را ندارند و كاري
بيش از اين از دست آنان برنمي آيد. با وجود همه
كمك هاي غرب و تركيه به اپوزيسيون بشار اسد، او همچنان پابرجاست و در كنار متحداني
چون ايران و عراق ايستاده و تمام فشارهاي خارجي به بن بست رسيده است. ايان لسر
كارشناس آمريكايي در امور تركيه مي گويد در آينده بدترين سناريو براي تركيه اين
است كه هرج و مرج هاي طولاني موجب خلأ امنيتي در مرزهاي جنوب و مناطق كردنشين اين
كشور شود.»ناظران مسلمان در منطقه اكنون مي بينند كه تركيه ماه هاست كلمه
اي درباره رژيم اشغالگر صهيونيستي سخن نمي گويد همان گونه
كه درباره نقض جنايت آلود حقوق بشر و دموكراسي در عربستان و بحرين و يمن و قطر
مطلقا ساكت است. از آن سو ملت هاي مسلمان واقفند كه دولت سوريه محور مقاومت ضد صهيونيستي
بوده و طبيعتا مي پرسند سود كشاندن اين محور مقاومت به درگيري و بحران داخلي عايد
چه كسي مي شود؟ قطعا دل ملت مسلمان و غيور تركيه نيز از اين وضعيت خفت بار خون است
و اعتراض و خشم خود را به تدريج نشان خواهد داد.
قضاوت سر راست نزد ملت هاي مسلمان منطقه آن است كه دولت تركيه نقش خيانت آلود
مبارك و ملك عبدالله در جنگ هاي 33 و 22روزه را به عهده گرفته است. آنكارا در صف
خيانتكاران به امت اسلام ايستاده و پرسش اين است كه آيا خيانتكاراني چون صدام و
مبارك عاقبت به خير شدند كه برخي زمامداران تركيه قدم در راه آنها گذاشته اند؟
تركيه بايد به افكار عمومي منطقه توضيح دهد كه چرا به جاي رژيم صهيونيستي، با
سوريه و ايران و لبنان و عراق درگير شده و بحران را از عمق راهروهاي رژيم اشغالگر
قدس به مرزهاي خود با سوريه و عراق منتقل كرده است؟ آيا قرار بوده دولت تركيه در
پروژه شكست خورده اسرائيل و آمريكا، بي آن كه متوجه باشد مقدمات تجزيه و تحليل
رفتن نيروي كشورهاي مسلمان غرب خاورميانه را فراهم كند وخود نيز در اين ماجرا
خودكشي كند؟هنوز هم براي محاسبه مجدد در ميان
سياستمداران آنكارا دير نشده است. آنها بايد از خود بپرسند تا كجا مي توانند با
رژيم اشغالگر و غدار صهيونيست كه حتي دولت آمريكا را قرباني مطامع خود كرد، هم
داستان شوند؟ يا اينكه چرا تبديل به آلت دست ژنرال هاي لائيك و كودتاگر تركيه كه
بارها چوب آنها به تنشان خورده بود، شدند؟ آيا آقاي اردوغان مي خواهد سرباز صفر
اين ژنرال ها يا عضو پياده نظام ارتش اسرائيل باشد؟ آيا او با تحريك داود اوغلو،
خشاب سربازان رژيم كودك كش اسرائيل را پر مي كند؟! اسرائيل نمي توانست بدتر از
اين، از دولت تركيه انتقام بگيرد."
هوشنگ
بهداد
دروغ
نامه ی کیهان شنبه 21 مرداد ماه سال 1391
سرباز صفر اسرائيل در جنگ پنجم (يادداشت روز)