نظری کوتاه محور مقاله «مردمان بازيگر» / يازدهم بهمن ماه 77 / روزنامه
مشاركت . 20 مرداد91
جالب و عجیب
است که سرپرست گروه بازیگران تئأتر آلمان
که در دوران خاتمی ومدعیان اصلاح طلبی به ایران سفر کرده بودند . وی در اصفهان با دیدن یک صحنه تعزیه در جا متوجه می شود که چگونه دین ابزار قدرت وثروت وکسب وکار
ومعامله گری شده است .ولی حامیان رژیم ضد
بشری فاشیستی مذهبی دین فروش خودشان را به نادانی زده اند که گویا اینگونهنیست
.عجیب تر اینکه این مقاله در دوران پس از
دوم خرداد در روزنامه توقیف وفراموش شده بازتاب داده می شود . ولی پس از تجربه ی
قیام 6 روز دانشجویی تیر ماه 78 وکودتای 22 خرداد 88 با وجود اینکه مردم ناراضی
فریاد مرگ بر دیکتاتور وخامنه ای واصل ولایت فقیه سر دادند که آشکار نفی حکومت
دینی بود. ولی بازهم ادامه دهندگان مدعیان اصلاح طلبی به جای دفاع از حکومت سکولار
از حکوممت دینی فاشیستی ولایت فقیهی علی خامنه ای آنهم در برون مرز دفاع می کنند و
دل از چشم دوختن باز گشت بقدرت بر نمی کنند ؟!
به نقل از روبرتو چولي سرپرست گروه
بازيگران تئاتر آلمان در مورد بازيگري در ايران: «من پتانسيل قوي در بازيگران
ايراني مي بينم. اين فرهنگ زبان ايراني دارد و اين زبان امكان بازبگري و نمايش را
پديد مي آورد كه انحصارا مر بوط به تئاتر و جايگاه نمايش نيست در جاهاي ديگر هم
وجود دارد. من موضوعي را تعريف مي كنم و آن اين كه از شخصي كه حرف مي زنم بي نام و
نشان است. در چند سال پيش كه به ايران آمده بودم و به اصفهان رفته بودم در يكي از
روزهاي تعطيل و عزاداري دسته اي را ديدم. مطمئنا در آن روز در بازار اصفهان من
تنها فرد خارجي بودم. در آن دسته شيون و گريه زاري زيادي مي شد و انسانها زيادي
رنج مي بردند.اما از آن جا كه من شيعه نيستم موقعيت بسيار مشكلي داشتم و تنها كسي
بودم كه در اين دسته گريه نمي كردم. من بازيگر بسيار خوبي هستم ولي آن جا خجالت مي
كشيدم كه گريه كنم. كنار من چندمرد ايستاده بودند كه زار زار گريه مي كردند يكي از
آنها كه به من نزديكتر بود هنگام عزاداري و وسط گريه زاري رو به من كرد و گفت مي
خواهي فرش بخري؟ و در عين حال به سختي گريه ميكرد. اين بزرگترين بازيگري بود كه من
ديدم.» مقاله «مردمان بازيگر» / يازدهم بهمن ماه 77 / روزنامه مشاركت.