بازار فروش انسان

رکودی که موجب رونق می‌شود!
بازار فروش انسان 1 اردیبهشت -94
یادداشت دریافتیکاوه بهلولی قشقایی؛ آنانکه تمام پدیده‌های اجتماعی را چند وجهی می‌نامند شاید پر بیراه هم نمی‌گویند و حتی این نظریه را تا آن جا تسری و تعمیم می‌دهند که باران رحمت الهی را نیز دو وجهی می‌نامند. از آسیب‌های باران بی‌موقع (به زعم صنوف و حرف) گرفته تا فوائد یک خشکسالی بزرگ، همگی پدیده‌های طبیعی‌ای هستند که باید چند وجهی نگریسته شوندگاهی باران برای عده‌ای می‌شود مایه زحمت و گاهی خشکسالی مایه رحمت برای عده‌ای! که البته تعداد شق دوم بسیار اندک هستند که عموما در محاسبات لحاظ نمی‌شوند اما با اینهمه اوصاف، وجود دارندپرده اول
رکود اقتصادی هم یکی از پدیده‌های دووجهی است که به رغم رکود در اکثر بازار‌ها، بازار دیگری را رونق می‌بخشد و آن بازار فروش انسان است! از اعضای بدن انسان گرفته تا هویت و شرافت و آبرو در این بازار رد و بدل می‌شوداین بازار با رونق اقتصادی، رابطه‌ای عکس، اما همبسته دارد. و از معدود بازارهایی هستند که هنوز اجناس و خدماتشان، ارزان رد و بدل می‌شوند! خیلی ارزان و گاهی در حد قیمت یک وعده غذاقدمت این بازار به درازای تاریخ بشر است و مثل همه بازار‌ها، تکنولوژی هم در آن تاثیر دارد. شاید ۱۰۰ سال پیش که تکنولوژی وجود نداشت مورد معامله، جنس ملموسی نبود و صرفا حیثیت و شرافت بود اما امروز از حد کالای نامرئی فرا‌تر رفته و به کالاهایی چون کلیه و کبد و قلب و غیره رسیده استاین بازار، ارزش و اعتبار انسان را به اندازه پول، تقلیل داده و جالب اینکه، در شرایط رکود سایر بازار‌ها، علیرغم رونق بازار، کالا‌هایش به دلیل عرضه بالا، ارزان‌تر می‌شوند. لذا رکود بازار اقتصادی، رابطه‌ای منفی با قیمت کالاهای این بازار داردپرده دوم
امروزه این بازار، به دو قسمت عمده تقسیم شده است «خود فروشی و از خود فروشی». قسم اول، خود فروشی به معنای تن‌فروشی که در آن، کالای ظاهری رد و بدل نمی‌شود و معامله، غیر قابل جبران است و تا ابد، فروشنده قادر به تامین و جبران کالای از دست داده نخواهد بود لذا معامله‌ای یکطرفه است! بازار غیر منصفانه‌ای که در آن کالایی به نام شرافت و حیثیت، به ثمن بخس فروخته می‌شود و چه بی‌انصافند خریداران این بازار!. در ظاهر امر یک طرف معامله خریدار و طرف دیگر فروشنده است اما در حقیقت هر دوطرف ماجرا، شرافت فروشند و در اصل خریداری وجود ندارد! قسم دوم بازار، «از خود فروش‌ها» هستند که اعضای بدن خود را به فروش می‌گذارند، در این بازار، قیمت‌ها تا حدودی منصفانه‌تر از بازار قبل است و حتی اعتبارش! بازاری که گاهی قابل جبران استپرده سوم
وجوه تفارق دو بازار: شق اول نفرت بر می‌انگیزد و شق دوم ترحمدر بازار تن، پشیمانی سودی ندارد ولی در بازار عضو، گاهی قابل جبران استفروشنده بازار عضو، دردش موقت و بازار تن، دردش دائمی استدر بازار عضو؛ یک نفر زجر می‌کشد و در بازار تن، چند نفر (گاهی یک خانواده و گاهی هم یک طایفه و گاهی یک ملت! -اشاره به دختران کشورهایی که، در سایر کشور‌ها به تن فروشی مشغولندوجوه تشابه دو بازار: در هر دو بازار دلال وجود دارد و همیشه، سود دلالان، بیشتر از طرفین معامله استدر هر دو بازار، هدیه خداوندی به فروش می‌رسد چه حیثیت و آبرو باشد چه کلیهدرهر دو بازار، جوان‌ها پر مشتری‌ترند. در هر دو معامله، فروشنده بازنده است در یکی سلامتی و در دومی شرافتاین بازار‌ها مطلوب هیچ انسان عاقل و هیچ دولتی نیست و جالب‌تر اینکه، عملکرد غلط دولت‌ها موجب ایجاد این بازار‌ها می‌گردد... فقر، موجب هر دو بازار است