نگاه خط ارتباطي كري- ظريف

نگاه 
خط ارتباطي كري- ظريف  4 بهمن -94
سناریو سازی به سبک اوین نامه ی کیهان  سربازجو شریعت نداری که تداعی کننده یا وایل انقلاب اشت که خمینی شیاد درمورد روشنگری زندانیان شکنجه شده مدعی شد که مجاهدین همدیگررا شکنجه می کنند تابه رژیم ضدبشری ولایت فقیه نسبت دهند وبدنامش کنند . اکنون نوچه وهمکار سربازجو شریعت نداری درمورد ربودن 3 آمریکایی درعراق  که از سوی عوامل سپاه قدس  بوده است . برای اینکه جوادظریف را متهم کرده باشداز موضع بازجویی ادعا کرده است آمريکايي هاي مفقودشده در عراق چه مي کرده اند و توسط چه گروهي و به چه دليلي ربوده شده اند و يا اينکه ممکن است اين يک بازي آمريکايي باشد که نه کسي ربوده شده و نه کسي مفقودشده باشد و خود آمريکايي ها به دلايل کثيفي که در تاريخ اين کشور نيز نمونه هاي فراواني مي توان براي آن يافت، اين سه نفر را در يک تسويه حساب و يا بازي کثيف کشته باشند؟
نويسنده: علي اكبري

خبر عجيب و جالبي است. وزير امور خارجه آمريکا براي اطلاع از وضعيت سه تبعه اين کشور که در عراق مفقودشده اند، با وزير امور خارجه ايران تماس مي گيرد و درخواست همکاري در اين خصوص مي نمايد و وزير امور خارجه کشورمان نيز اعلام کرده در اين خصوص هر کاري که بتواند انجام خواهد داد. اينکه آمريکايي هاي مفقودشده در عراق چه مي کرده اند و توسط چه گروهي و به چه دليلي ربوده شده اند و يا اينکه ممکن است اين يک بازي آمريکايي باشد که نه کسي ربوده شده و نه کسي مفقودشده باشد و خود آمريکايي ها به دلايل کثيفي که در تاريخ اين کشور نيز نمونه هاي فراواني مي توان براي آن يافت، اين سه نفر را در يک تسويه حساب و يا بازي کثيف کشته باشند، محل بحث اين نوشتار نيست چراکه واقعاً ابعاد اين ماجرا هنوز کاملاً مشخص نشده است، ليکن سوال اين است که اين موضوع چه ارتباطي با ايران دارد که وزير خارجه کشورمان بخواهد براي آن اقدام نمايد؟ آيا وزير امور خارجه کشورمان در وظايف و ماموريت خويش و يا تعهدي که در قبال مردم کشورمان دارد، تعهدي نيز به مردم آمريکا داده که بخواهد مشکلات آمريکايي ها را برطرف سازد و يا اينکه حوزه سرزميني عراق نيز در قلمرو مسئوليتي آقاي ظريف قرار گرفته است؟ وزير امور خارجه ايران اگر آن قدر فرصت دارد که بخواهد اين مشکلات را حل کند، شايسته است به دنبال حل مشکلات اتباع زنداني کشورمان در برخي ديگر از کشورها ازجمله ترکمنستان و... باشد و پيگيري وضعيت اتباع آمريکا را به وزير امور خارجه آن کشور بسپارد.
    
نکته اي که متاسفانه بعضاً مورد غفلت قرار مي گيرد اين است که چرا آمريکايي ها تلاش دارند به هر بهانه اي، ارتباط با وزير امور خارجه يا ديگر مسئولان سياست خارجي کشورمان برقرار و خبر اين ارتباط را منتشر نمايند. بايد توجه داشت که ارتباط مستقيم سياسي بين اين دو کشور برقرار نيست و کشورهاي ديگري به عنوان حافظ منافع در پايتخت اين دو کشور، وظايف سياسي را متقبل شده اند. مذاکرات سياسي بين ايران و آمريکا نيز محدود به مسئله هسته اي بوده است و قرار بر گسترش اين ارتباط به ديگر حوزه ها نبوده است ليکن رصد اخبار نشان مي دهد که طرف آمريکايي به دفعات و به بهانه هاي متعدد اين ارتباط را برقرار نموده است. از تماس به منظور ممانعت از اعزام کشتي نجات به يمن و تلاش براي بازگرداندن آن تا اين موضوع سه نفر مفقود در عراق و بي ربط به کشورمان. به راستي علت چيست؟
    
آمريکايي ها به القاي برقراري ارتباط با ايران به شدت نيازمند هستند تا به ديگراني که تلاش دارند ايران اسلامي را به عنوان يک الگو براي استقلال، راهنماي مسير خويش قرار دهند القا نمايند که ايران نيز مجبور است با آمريکا کنار بيايد و با اين وصف کشور يا ملت ديگري، مسيري که ايران پيمود، نخواهد پيمود. اگر اين شبهه کارگر افتد در افکار عمومي ملت ها، مسيري که شروع آن با شعار استقلال و سرانجام آن پشيماني و دست کشيدن از شعارهاي انقلابي از قبيل مرگ بر آمريکا باشد، انگيزه اي در ديگران براي پيمودن ايجاد نخواهد کرد. آمريکا تلاش دارد اين باور را در جهان و در افکار عمومي نهادينه سازد.
    
نکته ديگر اينکه آمريکايي ها تلاش دارند القا کنند هر مشکلي که در منطقه است به ايران ارتباط دارد و اگر ايران قواعد بازي را رعايت کند، هيچ مشکلي در منطقه نخواهد بود و آمريکا تلاش دارد که ايران را مجبور به رعايت ملاحظات بين المللي و پرهيز از تنش آفريني کند. ادامه اين مسير باعث خواهد شد دلباختگان و مستضعفاني که جمهوري اسلامي را به عنوان حامي و پشتيبان خويش به حساب مي آورند در محاسبات خود تجديدنظر نموده و تصور نمايند که ديگر نمي توان بر روي اين حامي و شريک خود حساب کنند چراکه ممکن است اين حامي و پشتيبان در تعامل با آمريکا، ايشان را رها سازد. تصوري که براي عمق راهبردي جمهوري اسلامي ايران در منطقه و جهان بسيار خطرناک است.
    
دليل ديگر اين اقدام آمريکا حساسيت زدايي از افکار عمومي داخل کشورمان در خصوص اين ارتباط است. ارتباط با آمريکا به واسطه مضراتي که براي کشور دارد به هيچ عنوان به صلاح نظام و مردم نمي باشد و به تعبيري ارتباط با آمريکا نوعي تابو است که نبايد شکسته شود. اگر اين روند ارتباطي ادامه يابد کم کم از حالت يک امر قبيح و مضر، به يک امر عادي و بعضاً لازم و ضروري تبديل خواهد شد و بهانه اي براي تعميم و گسترش در ديگر بخش ها و ارکان حاکميتي و حتي عمومي خواهد شد. امري که طرف آمريکايي بسيار تمايل دارد که آن را به سرانجام برساند و از روزنه و منفذي که ايجاد شده، سرپلي براي گسترش دسترسي خود ايجاد نمايد. اين وظيفه مسئولان و مردم است که در اين خصوص هوشياري به خرج دهند و مراقبت نمايند که از اين منظر گزندي به جامعه و نظام وارد نشود.