گزیده ها قسمت چهارم

گزیده ها قسمت  چهارم 14 تیر -95
یک پژوهش جدید نشان می‌دهد که عینک گوگل دارای طیف گسترده‌ای از برنامه‌های کاربردی در عمل جراحی پلاستیک است.
به گزارش ایسنا به نقل ازplasticsurgery.org جراحان پلاستیک که از عینک گوگل برای روشهای مختلف جراحی زیبایی و ترمیمی استفاده کردند، دارای رضایت کلی از این عینک و کاربرد آن بودند.
به گفته محققان در بیمارستان دانشگاه جورج تاون، با وجود برخی نقاط ضعف مشخص شده، عینک گوگل یک فناوری منحصر به فرد با کاربرد بسیار امیدوار کننده در اتاق عمل است.
عینک گوگل که در سال 2013 به عنوان یک فناوری جدید معرفی شد، به گونه‌ای طراحی شده است که در هنگام استفاده روی چشم را نپوشاند و تصاویری که توسط آن نمایش داده می‌شود هم جلوی زاویه دید را نگیرد. از دیگر امکانات آن باید به امکان ارسال ایمیل و پیام به صورت صوتی اشاره کرد.
کاربران به آسانی می‌توانند نام یا آدرس ایمیل فردی را که تمایل به برقراری ارتباط با او دارند را گفته و بعد از آن با گفتن متن پیام، به آسانی با فرد مورد نظر ارتباط برقرار کنند. از دیگر امکانات این گجت می‌توان به امکان عکاسی، فیلم‌برداری و به اشتراک‌گذاری این فایل‌ها در اینترنت اشاره کرد.
علاوه بر این موارد می‌توان به امکان مسیریابی در سراسر نقاط جهان اشاره کرد که این ویژگی یکی از اصلی‌ترین اهداف این پروژه است که به کاربران برای شناخت بهتر و اطلاع از محیط اطرافشان کمک خواهد کرد.
دیری نگذشت که کاربرد این فناوری در زمینه پزشکی و در اتاق عمل نیز به اثبات رسید.
این پژوهش جدید بخشی از یک برنامه تست گوگل است که به جراحان پلاستیک جورج تاون اجازه ارزیابی عینک گوگل برای استفاده در اتاق عمل را می‌دهد.
پس از معرفی مختصر، 9 جراح پلاستیک از عینک گوگل  برای روش های مختلف جراحی زیبایی و ترمیمی استفاده کردند.
این کاربران در مورد تجربه خود از جمله سطح راحتی، سهولت استفاده و کیفیت تصاویر به دست آمده با استفاده از عینک گوگل مورد بررسی قرار گرفتند.
به طور کلی، جراحان رأی بالایی را برای راحتی و رضایت کلی به این عینک دادند.
آنها نظر بسیار مساعدی درباره توانایی ضبط تصاویر و ویدئو با استفاده از کنترل صوتی و کیفیت عکس ها و فیلم‌های این عینک داشتند.
عینک گوگل در حال حاضر در دسترس نبوده و تحت طراحی مجدد قرار دارد.
این یافته ها در مجله Plastic and Reconstructive Surgery  به چاپ رسیده است.
چندمین بار متوالی است که بیلبوردهای فرهنگی و اجتماعی و نه تبلیغاتی شهر تهران به‌جای هم‌افزایی بین ملت و دولت، زمینه اختلاف و چالش بین شهرداری و دولت یا شهرداری و مردم را فراهم می‌کند. شهرداری تهران برای چندمین بار است که به دليل دادن فضای تبلیغ گسترده به مؤسسه‌ای به نام «اوج» و بیلبوردهای پرحاشیه این مؤسسه زیر علامت سؤال گروهی از مردم می‌رود. پس از بیلبوردهای «صداقت آمریکایی»، «با یک گل بهار نمی‌شود» و... حالا مؤسسه اوج با جملاتی تأمل‌برانگیز «حقوق بشر آمریکایی» را به رخ تهران پرآسیب این روزها کشیده است. حالا اما شهرداری تهران در جواب پیگیری‌های خبرنگاران راه عدم پاسخ به تماس‌ها، از دسترس خارج‌شدن و خلاصه فرار از پاسخ‌گویی را پیش گرفته است.
جملاتی نظیر «آیا می‌دانید در هر ٩ ثانیه یک زن آمریکایی مورد ضرب‌وشتم قرار می‌گیرد؟»، «آیا می‌دانید که از هر٠ ١١ شهروند آمریکایی یک نفر در زندان است؟» یا «آیا می‌دانید در آمریکا از هر پنج نوزاد، دو نوزاد به صورت نامشروع به دنیا می‌آید؟» این روزها روی در و دیوار و منظر عمومی شهر قرار گرفته است؛ جملاتی که قبل از هر واکنش رسمی با واکنش مردم و هنرمندان و کنشگران اجتماعی در فضاهای در دسترس‌شان و البته تعاملات روزمره خودشان به وجود آمد. وقتی که در تاکسی نشسته‌ایم و با عبور از این تابلوها بحث بین مسافران شروع می‌شود که: «خودمان کم عیب داریم؟»، «خودمان کم معتاد و جوان بی‌کار و خشونت و دزدی داریم؟»، «کسی خشونت علیه زنان خودمان را محاسبه کرده؟ چرا عددش را اعلام نمی‌کنند؟»، «چشممان را به همه بچه‌هایی که این روزها داستان فروختن و معتاد به دنیا آمدنشان را می‌شنویم، ببندیم و دنبال شمردن فرزندان نامشروع آمریکایی‌ها برویم؟»...
مؤسسه‌ای که این بیلبوردها را تهیه و اجرا کرده است، مؤسسه فرهنگی و رسانه‌ای «اوج» نام دارد. براساس آنچه در بخش معرفی سایت این مؤسسه آمده است، سازمان هنری و رسانه‌ای «اوج» در سال ٩٠ فعالیت خود را آغاز کرده و در این حدود پنج سال به پشتوانه گرمی که داشته و دارد، توانسته اثری درخور توجه داشته باشد و در چندین بزنگاه مهم، اثرگذاری مورد نظرش را داشته باشد. این مؤسسه در بخش معرفی سایت خود یادآور شده که تیم جوان و پیگیر آن بعد از دو دهه تجربه‌اندوزی و مطالعه سرنوشت دستگاه‌های فرهنگیِ رسمی و غیررسمی و به موازاتِ این مطالعات، انجام فعالیت و اقداماتِ مثمر و جریان‌سازی و اثربخشیِ فرهنگی و هنری، نهایتا از سال ١٣٨٨  تا ١٣٩٠ به برنامه‌ریزی، طراحی، شناسایی و سازماندهی پرداخته است و این مؤسسه رسما از بهار سال ١٣٩٠ راه‌اندازی می‌شود.
آنچه در این گزارش به آن پرداخته می‌شود وجهی غیر از آن چیزی است که مؤسسه اوج در فعالیت‌های سینمایی و فرهنگی یا بعدها در شبکه تلویزیونی «افق» اجرائی کرده است. «اوج» در این حدود پنج سال با دست بازی که در تولید داده‌ها و مفاهیم در حوزه‌های مختلف و البته گستره بدون مرز فضاهای تبلیغات شهری داشته است، تنها با چند تابلوی اصلی در چند نقطه از شهر حتی روی روند مذاکرات هسته‌ای هم تأثیر گذاشته است. حتما مردم و مخاطبان، تابلوی معروفی که به شکل نمادین مذاکره‌کننده ایرانی و آمریکایی را روبه‌روی هم نشان می‌داد یا بیلبورد بزرگی نزدیک میدان ولیعصر که در آن رئیس‌جمهور آمریکا را در کنار شمر قرار داده بود و... یادشان هست که درست در روزهایی که مذاکره‌کنند‌گان هسته‌ای در گیرودار گفت‌وگو با ١+٥ بودند فضا را به سمت تردید و سؤال برای مردم و حس بی‌اعتمادی برد.
این‌گونه بود که محتواهای تولیدشده این مؤسسه با حمایت بی‌دریغ و بی‌توضیح شهرداری تهران در نقاط مهم و پرتردد شهر به عنوان موضع نظام جمهوری اسلامی ‌ایران قلمداد شد و تا مدت‌ها موج منفی رسانه‌های غربی را به همراه داشت. اما بیلبورد‌های «صداقت آمریکایی» تنها اقدام اتاق فکر این مؤسسه نبود. پس از ابلاغ سیاست‌های جمعیتی از سوی مقام معظم رهبری و موج خبری که در ادامه آن درباره افزایش جمعیت و ضرورت‌های آن به وجود آمد، این مؤسسه هم در تلاش برای تبلیغ افزایش جمعیت و تشویق به فرزندآوری اقدام به تحلیل محتوا و نصب بیلبوردهایی در شهر با عنوان «با یک گل بهار نمی‌شود» کرد. این بیلبوردها که مقایسه‌ای نابرابر بین خانواده پرجمعیت و کم‌جمعیت بود، از رسانه‌های مکتوب و دیداری و شنیداری رسمی تا شبکه‌ها و گروه‌های مجازی غیررسمی بازتاب پیدا کرد. این بیلبوردها هم با اثری منفی و بالعکسی که روی مفهوم افزایش فرزند داشت، خیلی زود از سطح شهر جمع‌آوری شد.
از آنجایی که شهرداری تهران و زیرمجموعه آن یعنی سازمان زیباسازی، مسئول اول و آخری بیلبوردهای شهر تهران هستند، هفته قبل و چند روز پس از واکنش‌ها به بیلبوردهای «حقوق بشر آمریکایی» تلاش کردیم تا با مدیرعامل سازمان زیباسازی درباره دلیل اجرای این بیلبوردها صحبت کنیم. او در جلسه‌ای در همین رابطه با مدیران فرهنگی و روابط عمومی شهرداری تهران بعد از توضیح کوتاهی قول داد تا با توجه به دلایلی که از اجرای کار می‌داند، مفصل در این رابطه توضیح دهد اما بعد از قطع تلفن تا لحظه تهیه این گزارش او یا در دسترس نبود يا دیگر به هیچ تماسی پاسخ نداد. تماس‌های روابط‌عمومی شهرداری تهران به شکل جالبی قطع می‌شد و تلفن معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری و روابط‌عمومی‌شان هم یا اشغال بود یا بوق آزاد داشت؛ اما دریغ از پاسخ!
عیسی علیزاده در همان توضیح کوتاه گفت: این بیلبوردها در راستای برنامه‌های پیش‌بینی‌شده برای هفته حقوق بشر آمریکایی است و در آن به اعمال حقوق بشر به وسیله آمریکا در این کشور و در کل دنیا پرداخته است. اما این موضوع خیلی زود محل انتقاد و چالش مخالفان و موافقان در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی و هنرمندان و فعالان فرهنگی و اجتماعی قرار گرفت. دراین‌میان واکنش‌های متفاوت اعضای شورای شهر درخور توجه بود. مدیرعامل سازمان زیباسازی که دو هفته قبل به خاطر نحوه اجرای «نگارخانه‌ای به وسعت یک شهر» با انتقاد جدی چند عضو اصولگرا مواجه شده و متهم به نفوذ یک جریان سکولار و افراطی در زیباسازی شده بود این‌بار تقدیر این اعضا  را به دست آورد.
دیروز مجتبی شاکری بی‌اطلاع از فرار به عقب شهرداری تهران و جمع‌کردن تعدادی از این بیلبوردها از سطح شهر، اقدام سازمان زیباسازی را «کار خوبی که باید تشویق شود» خطاب کرد و گفت: از میان ٣٧ نوع تصویری که در فضاهای تبلیغاتی سطح شهر به نمایش درآمده، تصاویری که با محتوای سرفصل‌های نقض حقوق بشر به‌وسیله آمریکا نظیر کودتای ٢٨ مرداد، تحریم‌های اقتصادی، تحریم‌های دارویی و جنایات علیه ملت یمن بود رویکرد خوبی است. شاکری به راه‌افتادن کمپین در واکنش به این بیلبوردها را برنامه‌ریزی گل‌نخوردن آمریکا خوانده است. اما احمد مسجدجامعی، یکی از اعضای اصلاح‌طلب شورا که روزی وزیر فرهنگ هم بوده است، دیروز در شورا گفت: اختلاف ما با آمریکا اختلافی عمیق، استراتژیک و بنیانی است و با نگاه سطحی نباید آنها را در ذهن‌ها تقلیل داد و احیانا نتیجه عکس از آن گرفت. ما با ملت آمریکا مشکلی نداریم که به آنها نسبت‌های ناروای خارج از چارچوب‌های عرفی، اخلاقی و مذهبی بدهیم و سطح دعوا را حتی به نامشروع‌بودن فرزندان آنها بکشانیم.
اتفاق درخور توجه درباره این بیلبوردها آن بود که واکنش‌های مردمی به بیلبوردها و جملات آنها همراه با عکس‌ها و هشتگ‌ها و جملات اعتراضی‌شان قبل از هر رسانه و مسئولی توجه‌ها را جلب کرد. این یعنی حتی اگر با انحصار و دسترسی‌های غیررقابتی، درودیوار شهر برای یک جریان، یک تفکر یا حتی یک رنگ خاص باشد، مردم خیلی خوب می‌توانند خوب‌وبد پشت آن را تشخیص بدهند و حتی اگر بر زبانشان نیاورند، در ذهنشان نگه دارند و به قضاوت بنشینند.  اما دراین‌میان برخی سؤالات و ابهامات وجود دارد. از جمله اینکه مؤسسه‌ای که هنوز پنج سال از عمر فعالیت آن نگذشته، چطور می‌تواند این‌طور در فضای تبلیغات شهری یکه‌تازی کند؟ شهرداری تهران در فروش و یا تحویل موقت و دائم این بیلبوردها در میدان‌های مهمی چون فردوسی، ولی‌عصر(عج) یا جداره اتوبان‌های اصلی تهران تنها نقش «طرف قرارداد» را دارد و به محتوا و نحوه عملکرد روی این بیلبوردها نظارت ندارد که حالا جواب رسانه‌ها را نمی‌دهد؟ گرچه در این سال‌ها درباره تابلوها و بیلبوردهای تبلیغات شهری، ساماندهی و رتبه‌بندی درخورتوجهی صورت‌گرفته اما شهرداری تهران هنوز نتوانسته انحصار شرکت‌ها، مؤسسه‌ها و سازمان‌های دولتی و نیمه‌دولتی و وابسته به نهادهای خاص را بشکند.
آیا شهرداری تهران به همه مؤسسه‌های تبلیغاتی در سطح شهر تهران اجازه می‌دهد با این دسترسی گسترده و فراگیر و این سطح از بیان «مفاهیم دلسوزانه»، فعالیت کنند؟ آیا شهرداری تهران در این بازار آشفته بی‌پولی که به جان فروش زمین‌های ذخیره و باغات شهر تهران افتاده، از این مؤسسه پول نقد دریافت می‌کند یا اینجا هم تهاتر و جایگزینی پروژه و... است؟منبعروزنامه شرق
محققان دانشگاه کلمبیا برای نخستین بار توانسته‌اند قطعاتی از استخوان زنده را از سلول‌های خوک‌های مینیاتوری پرورش داده و آن را برای جایگزینی ساختارهای آسیب‌دیده شکل دادند.
به گزارش ایسنا به نقل از یاهو، از این استخوان مهندسی شده برای ترمیم فک پایین یک خوک استفاده شد که یکی از محکم‌ترین و پیچیده‌ترین استخوان‌های آرواره در صورت است.
این دستاورد راه را برای ترمیم استخوان‌های سایر مناطق بدن هموار کرده است.
استخوانها معمولا دارای اشکال پیچیده‌ای هستند که ساخت جایگزین برای آن‌ها را در بیماران آسیب‌دیده مشکل می‌کند. اگر در حال حاضر از تیتانیوم به عنوان جایگزینی برای استخوان استفاده می‌شود، اما این کاشت‌های مصنوعی فاقد مغز استخوان هستند که نقش‌های مهمی در بدن از جمله تولید سلول‌های قرمر خون و سلول‌های ایمنی ایفا می‌کنند.
بیماران می‌توانند از استخوان اهدایی استفاده کنند اما این کار با مشکلات دیگری همراه است که از آن جمله می‌توان به احتمال خطر رد شدن بافت توسط سیستم ایمنی بدن اشاره کرد. از این رو معمولا پزشکان از بخش‌های دیگر بدن استخوان را دریافت کرده و پس از شکل دادن به آن در محل آسیب‌دیده قرار می‌دهند اما آسیب وارد شده به محل برداشت معمولا بسیار زیاد بوده و منجر به درد فراوان می‌شود.
اکنون دانشمندان امیدوارند بتوانند استخوان زنده را در آزمایشگاه پرورش دهند. آن‌ها بر روی واحد راموس-کندیل متمرکز شدند که بخش ارتباط دهنده گردن با گوش در فک پائین است. این استخوان بیشترین وزن صورت را تحمل می‌کند. این آزمایشات بر روی خوکهای مینیاتوری یوکاتان انجام شد که فک آن‌ها از شباهت زیادی در آناتومی و مکانیزم با انسان برخوردار است.
محققان ابتدا سلول‌های بخش‌هایی از استخوان ران گاو را با استفاده از مواد شوینده و آنزیم حذف کرده و تنها چارچوب آن را نگهداشتند. سپس این چارچوب‌ها به شکل واحد راموس-کندیل آرواره خوک‌ها قالب‌گیری شدند.
در مرحله بعد به این چارچوب‌ها سلول‌بنیادی خوک‌ها اضافه شد و درون راکتورهای زیستی قرار گرفت تا اکسیژن و مواد مغذی سلول‌ها را تامین کنند. پس از چند هفته این سلول‌ها به استخوان نیمه بالغ زنده تبدیل شدند.
این تحقیق در مجله Science Translational Medicine منتشر شده است.

روزنامه «شهروند» می‌نویسد: شبكه‌هاي مجازي يك‌تنه كار خبررساني و انتشار واقعيات جامعه را به دوش مي‌كشد. طي روزهاي گذشته عكسي در فضاي مجازي منتشر شد كه كارمندان كميته امداد را در حال توزيع افطاري بين مددجويان شهرستانی در جنوب نشان مي‌داد اما اين افراد توزيع هر بسته افطاري را به رويت كارت ملي و شناسنامه و ثبت اثر انگشت و ساير مشخصات مددجو مشروط كرده بودند.
به دنبال انتشار اين عكس، روابط عمومي كميته امداد با صدور اطلاعيه‌اي در خصوص اقدام و اعلام کرد که:
«
پيرو انتشار عكسي در شبكه‌هاي اجتماعي با مضمون توزيع بسته‌هاي غذا و نمايش نابخردانه، اعتمادسوز و خارج از عرف دو تن از همكاران كميته امداد، ضمن تشكر از حساسيت و واكنش رسانه‌هاي گروهي و فعالان فضاي مجازي و تقبيح ثبت و انتشار تصوير مورد اشاره توسط افراد مذكور، مراتب عذرخواهي مديران و همكاران امدادگر كميته امداد را اعلام كرده و به آگاهي مردم شريف كشورمان مي‌رساند كه افراد خاطي به دستور مستقيم رئيس كميته امداد تعليق و از سمت خود عزل شده و تعيين تكليف افراد مذكور به هيأت تخلفات اداري استان خوزستان واگذار شده است. شايسته ذكر است براساس آيين‌نامه‌هاي موجود، ارايه خدمت به صورت نمايشي و در ملأعام و به صورتي كه شأن و اعتبار مددجو مخدوش شود، ممنوع است.
ذكر اين نكته نيز ضروري است آمار توزيع غذا و اطعام نيازمندان در طول ‌سال به ويژه ايام ماه مبارك رمضان به صورت ميليوني بوده و اصولا امكان دريافت كارت ملي و شناسنامه براي ارايه خدمت امري غيرعقلاني و ناممكن بوده و همكاران امدادگر به صورت كلي و براساس ليست‌هاي كلي نسبت به ثبت و ضبط خدمات ارايه شده مي‌پردازند تا امكان كنترل و در صورت نياز افزايش خدمات در يك منطقه خاص فراهم شود. سياست‌كاري مديريت كميته امداد پرهيز از انجام كارهاي نمايشي و دور از شأن مددجويان عزيز بوده و بر همين اساس در ‌سال گذشته، نحوه انجام برخي مأموريت‌هاي امداد تغيير كرده است كه از آن جمله مي‌توان به عدم برگزاري مراسم گروهي ازدواج مددجويان تحت پوشش و نمايش چهره مددجويان عزيز در رسانه‌ها اشاره كرد كه همواره مورد انتقاد طيف گسترده‌اي از مردم بصير كشورمان بوده است. فرصت را غنيمت شمرده و از همراهي و مشاركت گسترده مردم عزيزمان در‌ سال‌جاري و به ويژه ماه مبارك رمضان در برنامه‌هاي مختلفي كه با هدف رسيدگي به نيازمندان و دستگيري از محرومان پيش‌بيني شده است، سپاسگزاري مي‌كنيم
در اين خصوص ابتدا بايد از واکنش سريع و خوب و نيز عذرخواهي مسئولانه كميته امداد تشكر كرد و آن را دستاوردي ديگر براي آزادي رسانه از خلال شبكه‌هاي مجازي دانست. فراموش نكنيم اگر رسانه نبود، اين اتفاقات و مشابه آن همچنان رخ مي‌داد و به احتمال فراوان در جاهاي ديگر هم رخ مي‌دهد و هيچ انعكاسي نمي‌داشت و در نتيجه اصلاحي هم صورت نمي‌گرفت. از اين حيث كميته امداد يا هر نهاد دولتي ديگر به جاي فرستادن كارشناسان و بازرسان به مناطق خود و آوردن گزارش (فارغ از خوب يا بد و درست يا نادرست و دقيق و نادقیق بودن اين گزارش‌ها) اكنون به‌راحتي و بدون هزينه در جريان كار كاركنان خود قرار گرفته است و از اين جهت همه بايد شكرگزار وجود چنين رسانه‌هايي باشند كه چون چشمان بينا همه جا ناظر امور هستند.
ولي نسبت به برخي نكات مندرج در اين اطلاعيه بايد دقت كرد. براساس اطلاعيه، گويي كه افراد مذكور خطاكار بوده‌اند و در نتیجه از كار اخراج شده‌اند. ما نمي‌دانيم كه چگونه مي‌توان فقط براساس يك تصوير خطاكاري آنان را ثابت كرد؟ شايد انجام چنين اقدامي يك دستور سازماني از سوي مسئولان ذيربط بوده است. اگرچه اعلامیه نکات دیگری را بیان کرده، ولی شاید در آن منطقه چنین روالی حاکم بوده. اتفاقاً تصوير نشان مي‌دهد كه آنان خود را در حال انجام كاري عادي و وظيفه انساني و اداري تلقي مي‌كنند و الا مانع از گرفتن عكس مي‌شدند.
مسأله اينجاست كه آنان چه نفعي دارند كه بخواهند غذا را به اين صورت تحقيرآميز توزيع كنند؟ تصوير نشان مي‌دهد كه فرم خاصي در اين زمينه وجود دارد و مهر و استامپ براي ممهور كردن برگه‌اي خاص وجود دارد و مسأله در حد تصمیم شخصي نيست. درواقع مشكل برمي‌گردد به فقدان اعتمادي كه ميان عوامل توزيع غذا و سلسله‌مراتب اداري وجود دارد.
عزل و اخراج دو نفري كه احتمالاً براساس ضوابط و سلسله ‌مراتب اداري رفتار كرده‌اند جز اينكه مشكل‌آفرين و غيرعادلانه است، نتيجه ديگري ندارد. آنان حتما این اسناد را به افراد بالادستی خود تحویل می‌دادند و مورد اعتراض آنان هم نبوده است. اگر ما با فلسفه امر خير و كمك به نيازمندان آشنا باشيم و عملكرد سازمان خود را بر اين اساس شكل دهيم، در اين صورت متوجه مي‌شويم كه نه‌تنها نيازي به گرفتن شناسنامه و كد ملي نيست، بلكه كمك‌ها را بايد در نهايت احتياط و رازداري توزيع كرد؛ البته و به‌طور قطع و يقين همان‌طور كه در اطلاعيه آمده است، امكان گرفتن شناسنامه و كد ملي و درج و رسيدگي به آنها وجود ندارد، ولي بعيد نيست كه در يك شهر يا منطقه خاص به دلايلي فردي يا مديريتي چنين كاري انجام شده باشد. از اين رو نمي‌توان مأموران مذكور را مقصر اصلي ماجرا معرفي كرد. حتي اگر آنان خودسرانه هم چنين كرده باشند، بايد مديريت مافوق آنان در جذب و آموزش فلسفه كميته امداد به آن دو نفر؛ مقصر يا داراي قصور شناخته شود.
مسأله در اينجا فراتر از يك اشتباه يا خطاي نيروي انساني است. حتماً بايد نسبت به عزل آن دو نفر تجديدنظر كرد؛ مگر آنكه اين اقدام آنان خودسرانه و خلاف ضوابط اداري ابلاغ شده به آنان بوده است. كميته امداد هم از اثرات سوء اين اقدام نبايد نگران باشد، همين كه عذرخواهي كرده و نشان داده كه درصدد اصلاح است، كافي است؛ مشروط بر اينكه تكرار نشود و كاسه و كوزه‌ها فقط بر سر اين افراد شكسته نشود.