این آبروداری نیست؛ عین آبروریزی است

 این آبروداری نیست؛ عین آبروریزی است 14-دی-95

 منبع اصلی آبروریزی آنجاست که یک آخوندمنبری ر وضه خوان یکشبه رهبرانتصابی ولی فقیه شد که قدرت ماورای قانون اساسی دارد وهمکاره است و آشکارا قانون شکنی می کند و نظر وگفته اش برای هم فصل الخطاب است .

هنگامی كه چند ماه پیش نشریه معتبر نیچر اعلام كرد كه ده‌ها مقاله از سوی ایرانیان متقلبانه تهیه و در نشریات چاپ شده است ولوله‌ای در ایران رخ داد؛ ولوله‌ای غیرضرور و دیرهنگام، زیرا برای فهمیدن این واقعیت نیازی به این گزارش نیچر نداشتیم، هنگامی كه در خیابان هم تبلیغات برای انجام چنین كاری را می‌دیدیم، نیازی به اطلاع از گزارش نیچر نبود.
به گزارش ایسنا، در ادامه یادداشت روزنامه «اعتماد» آوده است: با این حال، از آنجا كه عمل بد و خلاف اخلاق، برای ما وقتی برجسته و مهم می‌شود كه بیگانه از آن مطلع شود و به اصطلاح آبرویمان جلوی آنان برود، لذا دیدن آشكار سقوط آزاد اخلاق علمی و پژوهشی، حساسیت هیچ‌كس را برنمی‌انگیخت، مگر آنكه غربی‌ها آن را برملا كنند تا دستور مقامات برای رسیدگی صادر شود.
اگر بخواهیم فقط و فقط یك دلیل برای ناتوانی‌مان در مبارزه با انواع ناهنجاری‌ها و فساد و به‌طور مشخص فساد علمی ذكر كنیم، همین مورد كافی است كه تاكنون به تنها اتهامی كه در این زمینه رسیدگی شده، گزارش‌های فرامرزی و غربی در این مورد است. جالب این است كه دبیر كمیته ملی اخلاق در پژوهش‌های علوم پزشكی وزارت بهداشت كه هفته گذشته گزارشی را از این تقلب‌ها ارایه كرد، در بخشی از سخنان خود در خصوص نحوه لو رفتن ماجرا گفت كه: «در نهایت یك نفر كه به نظر می‌رسد از داخل كشور هم بوده، گزارش این تخلف را به انتشارات نشریه نیچر می‌دهد و ماجرای تخلف گسترده برملا می‌شود.»
در حقیقت نقطه محوری ماجرا همین جاست. چرا این فرد تخلف مذكور را به آن نشریه یا به‌طور كلی یك نهاد برون‌مرزی داده است؟ چرا این فرد حتی حاضر نیست خود را معرفی كند و آقای دبیر كمیته با احتمال از وجود چنین شخصی در داخل كشور یاد می‌كند؟ اگر این اتفاق در غرب یا یك كشور عادی رخ داده بود، آیا باز هم گزارش‌دهنده آن را به نیچر و نهادهای مشابه منعكس می‌كرد یا در داخل كشور خودش و در درجه اول به مسئولان امر یا نهاد مدنی مربوط ارجاع می‌داد؟ آیا خود را با افتخار معرفی می‌كرد یا آنكه همچنان در گمنامی به سر می‌برد؟ اگر این گزارش در یك روزنامه ایرانی منتشر می‌شد به سرانجام می‌رسید؟ آیا هیچ مرجع دولتی و قضایی اقدام موثری می‌كرد؟ یا با تخطئه و شكایت متقابل مواجه می‌شد؟ آیا همین موثر بودن رجوع به چنین نهادهایی ریشه اصلی بروز این تخلفات نیست؟ متاسفانه نگاه ما به خودمان از دریچه چشم دیگران است و قادر نیستیم فارغ از نگاه دیگران به ارزیابی و قضاوت و اصلاح كردار خودمان بپردازیم.
گزارش ارائه شده نشان می‌دهد كه وزارت بهداشت، اقداماتی را علیه افراد متقلب انجام داده است، ولی هنگامی كه خوب نگاه كنیم، متوجه می‌شویم كه یك جای كار ضعف دارد. در گفت‌وگویی كه همراه با این گزارش با دبیر كمیته مزبور منتشر شده، بر این نكته ذكر شده است كه آبروی ایران نزد نشریات علمی مخدوش شده است و لذا سخت‌گیری‌هایی را در رابطه با انتشار مقالات ایرانیان انجام می‌دهند و حتی ممكن است از این پس نیز انتشار مقالات ایرانیان كمتر شود. این رفتار را می‌توان به منزله نگاه منفی آنان نسبت به وضعیت عمومی و نه موردی مقالات ایرانیان دانست. اگر تعدادی مقاله از كشوری مثلاً فرانسه منتشر شود كه بعداً معلوم شود متقلبانه است، آیا با كلیه مقالات ارسالی از فرانسه نیز چنین برخوردی را انجام می‌دهند؟ نه. آنها را خطاهای موردی می‌دانند، زیرا گمان می‌كنند كه جامعه علمی فرانسه و دولت و دستگاه قضایی آن آمادگی و اراده لازم برای برخورد با این موارد را دارند و اگر كسی در داخل فرانسه به آنها اطلاع دهد، بدون اغماض رسیدگی می‌كنند و نگران آبروریزی كشور و دانشگاه و فرد خاصی نیستند. زیرا در این مورد حقیقت است كه نگه‌دارنده آبرو است و نه كتمان آن. بنابراین باید كوشید كه وضعیت را در داخل به گونه‌ای متحول كرد كه اگر مقالات تقلبی هم در خارج منتشر شد آنها را موردی و فردی تلقی كنند نه آنكه آن را به كل محیط و ساختار علمی یك جامعه ربط دهند و همه مقالات دیگر را نیز متقلبانه بدانند مگر اینكه خلافش ثابت شود.
متاسفانه در این اقدام، جامعه دانشگاهی و پزشكی كشور لطمه شدیدی خورده است. ولی پرسش اینجاست كه این جامعه در این میان چه محلی از اِعراب داشته است؟ چرا حضوری ندارند؟
در یك جامعه متعادل بیشترین نقش را در مقابله با این ناهنجاری‌ها نهادهای مدنی دارند. پس نخستین اقدام وزارت بهداشت و سایر نهادهای دولتی كوشش برای باز كردن جا برای اینگونه نهادهاست. اگر نهادهای مربوط حضور موثر و قدرتمندی داشتند، خیلی بهتر و ساده‌تر می‌توانستند مانع این تقلب‌ها شوند و در نهایت مسئولیت نابسامانی نیز متوجه ضعف خودشان بود و نه كلیت حكومت و ساختار.
برای اینكه بدانیم با این شیوه نمی‌توانیم به مبارزه با این ناهنجاری‌ها برویم كافی است به یك پرسش و پاسخ روزنامه و آقای دبیر كمیته ملی اخلاق در پژوهش اشاره كنیم:
پرسش: افراد دیگر درگیر این پرونده مربوط به كدام دانشگاه‌ها بودند؟
پاسخ: ما برای حفظ آبرو نمی‌توانیم اسامی دانشگاه‌ها را اعلام كنیم.
خب همین نگاه آبروداری است كه كار را به اینجا رسانده. اگر نشریه نیچر هم می‌خواست مثل ما عمل كند و برای حفظ آبروی ایران نامی از كشور نمی‌برد و خیلی كلی می‌گفت ٥٨ مقاله تقلبی است، امروز خیال ما هم راحت بود كه ما مصداق آن افشاگری نیستیم. دانشگاه‌های ذی‌ربط در موضوع با ضعف رفتاری خودشان كاری كرده‌اند كه آبروی یك كشور رفته است، آن وقت حالا ما درگیر آبروی نداشته یك مجموعه دانشگاهی هستیم. طبیعی است تا وقتی كه چنین رفتار می‌كنیم، دانشگاه‌ها یقین دارند همیشه تحت حمایت قرار دارند و آبروی‌شان مخدوش نمی‌شود حتی اگر آبروی كشور را ببرند. لذا ضرورتی نیز به نظارت بر امور علمی نمی‌بینند. الان نه تنها باید نام دانشگاه‌ها اعلام شود بلكه مدیران آن در زمانی كه این مقالات متقلبانه منتشر شده باید پاسخگو باشند. این به نفع جامعه علمی است.

این رفتار و منطق مثلا آبروداری، عملا به معنای دادن مجوز به دانشگاه‌ها برای ادامه این نوع تخلفات است. كوشش برای حفظ آبروی نداشته كردن، آبروداری نیست، بلكه عین ‌آبروریزی است.