اوین نامه ی کیهان 2 شنبه
13 آذرماه سال 1396
يادداشت روز اوین نامه ی کیهان "امارات كيش داد
انصارالله مات كرد"
پاسداران درمانده که همچون خامنه ای
هرروز برضریب منفوریت شان دراذهان عمومی افزوده می شود . برای اینکه از طریق سیاست
جنگ افروزی وموشکی وبلندگو کردن خامنه ای درراستای دفاع از سیاست واهداف جنگ
افروزی شان موجب شده تاآشکار ملت ایران به گروگان شان درآمده باشد . برای اینکه نه
مردم حق اعتراض به سیاست جنگ افروزی برون مرزی پاسداران دارند ونه اینکه پاسداران شهامت
صادقانه اعلام مواضع جنگ افروزی شان را دارند تا بگویند درصورت فاصله گیری
از سیاست جنگ افروزی برون مرزی وموشکی شان باید پاسخگوی مردم معترض باشند که نه
جان شهروندان رابااعزام درسوریه می گیرند که سپرده های جمعیت کثیری ازمردم ایران
درمؤسسات مالی واعتباری را بالا کشیده اند .
به خصوص که پاسدار تروریست قاسم سلیمانی
پس ازادعای پیروزی برداعش در سوریه خانه نشین شده است .چون بهانه برای ادامه سیاست
جنگ افروزی درسوریه وعراق ندارد .برای
همین پاسداران تلاش می کنند باتحریک حوثی ها به پرتاب موشک به سوی عربستان وامارات
بستر ساز جنگ موهبت الهی دیگر برای پاسداران درمنطقه به وجودآید تافرصت عبور از
هچل پاسخگویی برای شان به وجود آید .دراین رابطه اوین نامه ی کیهان سربازجو شریعت
نداری پیرامون دفاع ازسیاست جنگافروزی پاسداران کوک شده است.
ديروز
يگان موشکي انصارالله يمن با شليک يک موشک کروز، نيروگاه اتمي «براکه» در امارات
را مورد هدف قرار داد. اين شليک غافلگيرکننده در شرايط فعلي که موضوع يمن از چند
جهت بيش از هميشه حساس و در مرکز توجهات منطقه اي و فرامنطقه اي قرار گرفته است،
قابل تامل بوده و آثار و پيام هاي مختلفي دارد.
نيروگاه اتمي براکه در ساحل جنوبي خليج فارس و 53 کيلومتري جنوب غربي شهر الرويس واقع شده است. اين نيروگاه تنها پروژه هسته اي کشورهاي عرب حوزه خليج فارس است که کار ساخت آن از سال 2008 طي قرارداد امارات با شرکت کره اي کيپکو آغاز شد. طبق برنامه ريزي هاي انجام شده قرار بود اولين فاز اين نيروگاه با عنوان راکتور «براکه1» در سال آينده ميلادي به بهره برداري برسد و تا سال 2020 نيز سه راکتور بعدي يکي پس از ديگري فعال شوند. طبق برنامه تعيين شده هر راکتور اين نيروگاه 1600 مگاوات برق توليد کرده و قرار بوده 25 درصد برق کشور امارات تا سال 2021 توسط براکه توليد شود. براکه نخستين و تنها پروژه هسته اي کشورهاي عربي منطقه و گران ترين پروژه در نوع خود در دنياست که 30 ميليارد دلار هزينه براي امارات داشته است.
اعراب ضرب المثل معروفي دارند که مي گويد؛ اذا کان بيتك من الزجاج فلا ترمي الناس بالحجارهًْ. وقتي خانه ات شيشه اي است، به خانه ديگران سنگ پرتاب نکن. سخنگوي ارتش يمن ديشب اعلام کرد امارات متحده عربي تا زماني که درگير جنگ يمن است، ايمن نخواهد بود. امروز نهصد و هشتاد و چهارمين روزي است که مردم مظلوم يمن زير بمباران عربستان و امارات و ساير متحدان آنها قرار دارند. شايد آن روز که وليعهد جوان و خام آل سعود و شيوخ امارات جنگ عليه يمن را آغاز کردند، تصورشان اين بود که يمن و انصارالله لقمه اي راحت براي بلعيدن است. روي کاغذ و با محاسبات مادي نيز اينگونه به نظر مي رسيد. ثروتمندترين کشور عربي به همراه تعدادي ديگر از کشورهاي کوچک اما پولدار عربي متحد شدند و در اين جنگ از آخرين تجهيزات و جنگ افزارهاي روز غرب بهره برده و حتي از پشتيباني اطلاعاتي و نظامي آنان نيز برخوردار هستند. سوي ديگر اين ميدان فقيرترين کشور عربي است. آنقدر فقير که عربستان اجازه عضويت آن در شوراي همکاري خليج فارس را در سال 1981 نداد و طي 36 سال گذشته نيز يمن راهي به اين شورا پيدا نکرد. اين در حالي است که مي توان گفت چنانچه ويژگي هاي ژئوپلتيک کشورها ملاک عضويت بود، يمن گزينه شماره يک براي عضويت در چنين شورايي بود. با همه اين احوال، ائتلاف پرهياهو عليه يمن طي بيش از دو سال و نيم بمباران و محاصره کامل، در دستيابي به پيروزي ناتوان بوده و عمليات «طوفان قاطعيت» که مدعي بود هدف آن نجات يمن از نفوذ ايران است، امروز به «سلاخ خانه انسانيت» و «افتضاح عروبيت» تبديل شده است.
اما از نظر زماني نيز هدف قرار دادن امارات مهم و قابل توجه است. اين عمليات در پنجمين روز شورش علي عبدالله صالح رئيس جمهوري پيشين يمن عليه انصارالله به وقوع پيوست. روز شنبه صالح در نطقي تلويزيوني رسماً راه خود را از مردم يمن جدا کرده و به متجاوزان سعودي و اماراتي چراغ سبز نشان داد و آنان را برادران همسايه ناميد و از آمادگي خود براي ورق زدن برگي جديد- بخوانيد سازش با جنايتکاران- خبر داد. موضعي که با درگيري مسلحانه تعدادي از حاميان وي با رزمندگان انصارالله همراه بود. البته تحولات اخير صنعا و موضع گيري اخير و صريح صالح، آخرين گام در چرخش وي به سوي متجاوزان بود و ماجرا از چند ماه پيش آغاز شده بود.
اوايل شهريور ماه بود که صالح در اقدامي عجيب از طرحي که در ظاهر براي رسيدن آذوقه به مردم گرسنه يمن بود، اعلام حمايت کرد. اين طرح عبارت بود از تسليم بندر حديده به طرف سوم درگيري (مثلاً سازمان ملل) و تخليه شهر و بندر از سوي انصارالله. عربستان و کشورهاي غربي حامي آن از اين طرح حمايت کردند اما انصارالله با آن مخالفت کرد و واگذار کردن اين بندر به عنوان آخرين گلوگاه يمن را رد کرد. از آن زمان به بعد روند اختلاف ميان دو طرف تشديد شد.
فرداي همان روز عبدالرحمان الراشد-تحليلگر سعودي- مقاله قابل توجهي در العربيه نوشت. او در اين مقاله با عنوان «آيا صالح حوثي ها را کنار مي گذارد؟»، نوشت؛ افراد رسانه اي نزديک به صالح مي گويند او قصد دارد قدرت خود را به حوثي ها نشان دهد و براي اين کار محتواي رسانه اي بسياري تهيه شده است. الراشد در ادامه مي گويد اين کارها کافي نيست و صالح اگر صداقت دارد بايد عملاً ثابت کند از اردوگاه انصارالله خارج شده است و به دامن اعراب بازگشته است! راه حلي که العربيه پيش پاي صالح مي گذارد جالب توجه است؛ «بيانيه ها و مواضعي که اختلاف را نشان مي دهند فريبنده هستند اما چيزي را ثابت نمي کنند. هنگامي ثابت مي شود که اين اختلاف واقعي است که نيروهاي دوطرف با يکديگر درگير شوند!» يعني همان اتفاقي که طي چند روز گذشته در صنعا شاهد آن بوديم.
جدايي صالح و اندک هواداران وي از جريان مقاومت در يمن که با تحريک و مداخله ائتلاف متجاوزان - بخصوص با مداخله امارات- انجام شد، با استقبال گرم آل سعود و امارات مواجه شده و سه سناريو را براي آينده نبرد محتمل کرد؛
1- سناريو نخست و مطلوب رياض عبارت بود از رويگرداندن مردم از انصارالله در صنعا و ساير شهرها و شورش عليه اين گروه که مي توانست به سرعت باعث تضعيف و شکست آنان شود. در اين سناريو صنعا توسط نيروهاي صالح کنترل شده و طي يک روند سياسي، صالح با پشتيباني حمله کنندگان منطقه اي و غربي به يمن، قدرت را در دست مي گيرد. شرط اعطاي قدرت به صالح، تضمين وي براي عقب راندن انصارالله به صعده و سرکوب و خلع سلاح اين گروه بود.
رسانه هاي عربستان و حامي جنگ يمن کوشيدند نام فتنه صالح در صنعا را انقلاب مردم يمن عليه عوامل ايران ناميده و از اين طريق، افکار عمومي يمن را براي همراهي با اين ماجراي ساختگي، تحريک کنند. انتشار اخبار گسترده و جعلي درباره سقوط صنعا، اشغال مراکز دولتي و تلفات سنگين انصارالله و... همگي براي پيشبرد همين سناريو بود.
2- در سناريوي دوم جدا شدن صالح از حوثي ها باعث سه قطبي شدن جنگ شده و کار را پيچيده تر مي کرد. در اين سناريو رياض مي کوشيد ضمن تضعيف انصارالله با گشودن جبهه اي جديد و داخلي، آن را پاي ميز مذاکره کشانده و شروط خود را به اين گروه تحميل کند. فرق اين سناريو با سناريوي اول در آن است که سناريوي نخست با قدرت نظامي اعمال مي شد و سناريوي دوم با روندي سياسي و پشت ميز مذاکره. نتيجه عملي هر دو سناريو براي انصارالله تقريبا مشابه بود.
3- در سناريوي سوم که به هيچ عنوان مطلوب رياض نيست، مردم و نيروهاي نظامي با صالح همراهي نمي کنند و انصارالله نيز با هوشياري وارد عمل شده و ضمن برخورد جدي با فتنه گران و برهم زنندگان امنيت عمومي، مسير مقاومت را پيش مي برد.
خبرهاي منتشر شده از صنعا و ساير شهرهاي تحت کنترل مقاومت نشان مي دهد سناريوي يک و دو محقق نشده است و انصارالله با درايت و کمترين درگيري مسلحانه ممکن، اوضاع را تحت کنترل خود دارد. صالح بدترين زمان ممکن را براي خيانت انتخاب کرد. در حالي که مردم يمن از گرسنگي و وبا و بمباران رنج مي برند و جان خود را از دست مي دهند، رويگرداندن از جبهه مقاومت و لبخند به دشمن، بي شک نه تنها موجب همراهي مردم نخواهد شد بلکه انزجار و تنفر آنان را به دنبال خواهد داشت.
درايت انصارالله و هوشياري آن در برابر تحولات داخلي و همزمان شليک موشک به امارات، فصل جديدي از جنگ يمن را ورق زد. فصلي که سرآغاز آن پالايش انقلاب يمن از نفوذي هاي داخلي و وحشت توام با شرمندگي براي همسايگان جنايتکار بود. خيانت صالح کيشي بود که امارات در اين صفحه شطرنج خونين داد اما شليک دقيق انصارالله حريف را مات کرد. نويسنده: محمد صرفي
نيروگاه اتمي براکه در ساحل جنوبي خليج فارس و 53 کيلومتري جنوب غربي شهر الرويس واقع شده است. اين نيروگاه تنها پروژه هسته اي کشورهاي عرب حوزه خليج فارس است که کار ساخت آن از سال 2008 طي قرارداد امارات با شرکت کره اي کيپکو آغاز شد. طبق برنامه ريزي هاي انجام شده قرار بود اولين فاز اين نيروگاه با عنوان راکتور «براکه1» در سال آينده ميلادي به بهره برداري برسد و تا سال 2020 نيز سه راکتور بعدي يکي پس از ديگري فعال شوند. طبق برنامه تعيين شده هر راکتور اين نيروگاه 1600 مگاوات برق توليد کرده و قرار بوده 25 درصد برق کشور امارات تا سال 2021 توسط براکه توليد شود. براکه نخستين و تنها پروژه هسته اي کشورهاي عربي منطقه و گران ترين پروژه در نوع خود در دنياست که 30 ميليارد دلار هزينه براي امارات داشته است.
اعراب ضرب المثل معروفي دارند که مي گويد؛ اذا کان بيتك من الزجاج فلا ترمي الناس بالحجارهًْ. وقتي خانه ات شيشه اي است، به خانه ديگران سنگ پرتاب نکن. سخنگوي ارتش يمن ديشب اعلام کرد امارات متحده عربي تا زماني که درگير جنگ يمن است، ايمن نخواهد بود. امروز نهصد و هشتاد و چهارمين روزي است که مردم مظلوم يمن زير بمباران عربستان و امارات و ساير متحدان آنها قرار دارند. شايد آن روز که وليعهد جوان و خام آل سعود و شيوخ امارات جنگ عليه يمن را آغاز کردند، تصورشان اين بود که يمن و انصارالله لقمه اي راحت براي بلعيدن است. روي کاغذ و با محاسبات مادي نيز اينگونه به نظر مي رسيد. ثروتمندترين کشور عربي به همراه تعدادي ديگر از کشورهاي کوچک اما پولدار عربي متحد شدند و در اين جنگ از آخرين تجهيزات و جنگ افزارهاي روز غرب بهره برده و حتي از پشتيباني اطلاعاتي و نظامي آنان نيز برخوردار هستند. سوي ديگر اين ميدان فقيرترين کشور عربي است. آنقدر فقير که عربستان اجازه عضويت آن در شوراي همکاري خليج فارس را در سال 1981 نداد و طي 36 سال گذشته نيز يمن راهي به اين شورا پيدا نکرد. اين در حالي است که مي توان گفت چنانچه ويژگي هاي ژئوپلتيک کشورها ملاک عضويت بود، يمن گزينه شماره يک براي عضويت در چنين شورايي بود. با همه اين احوال، ائتلاف پرهياهو عليه يمن طي بيش از دو سال و نيم بمباران و محاصره کامل، در دستيابي به پيروزي ناتوان بوده و عمليات «طوفان قاطعيت» که مدعي بود هدف آن نجات يمن از نفوذ ايران است، امروز به «سلاخ خانه انسانيت» و «افتضاح عروبيت» تبديل شده است.
اما از نظر زماني نيز هدف قرار دادن امارات مهم و قابل توجه است. اين عمليات در پنجمين روز شورش علي عبدالله صالح رئيس جمهوري پيشين يمن عليه انصارالله به وقوع پيوست. روز شنبه صالح در نطقي تلويزيوني رسماً راه خود را از مردم يمن جدا کرده و به متجاوزان سعودي و اماراتي چراغ سبز نشان داد و آنان را برادران همسايه ناميد و از آمادگي خود براي ورق زدن برگي جديد- بخوانيد سازش با جنايتکاران- خبر داد. موضعي که با درگيري مسلحانه تعدادي از حاميان وي با رزمندگان انصارالله همراه بود. البته تحولات اخير صنعا و موضع گيري اخير و صريح صالح، آخرين گام در چرخش وي به سوي متجاوزان بود و ماجرا از چند ماه پيش آغاز شده بود.
اوايل شهريور ماه بود که صالح در اقدامي عجيب از طرحي که در ظاهر براي رسيدن آذوقه به مردم گرسنه يمن بود، اعلام حمايت کرد. اين طرح عبارت بود از تسليم بندر حديده به طرف سوم درگيري (مثلاً سازمان ملل) و تخليه شهر و بندر از سوي انصارالله. عربستان و کشورهاي غربي حامي آن از اين طرح حمايت کردند اما انصارالله با آن مخالفت کرد و واگذار کردن اين بندر به عنوان آخرين گلوگاه يمن را رد کرد. از آن زمان به بعد روند اختلاف ميان دو طرف تشديد شد.
فرداي همان روز عبدالرحمان الراشد-تحليلگر سعودي- مقاله قابل توجهي در العربيه نوشت. او در اين مقاله با عنوان «آيا صالح حوثي ها را کنار مي گذارد؟»، نوشت؛ افراد رسانه اي نزديک به صالح مي گويند او قصد دارد قدرت خود را به حوثي ها نشان دهد و براي اين کار محتواي رسانه اي بسياري تهيه شده است. الراشد در ادامه مي گويد اين کارها کافي نيست و صالح اگر صداقت دارد بايد عملاً ثابت کند از اردوگاه انصارالله خارج شده است و به دامن اعراب بازگشته است! راه حلي که العربيه پيش پاي صالح مي گذارد جالب توجه است؛ «بيانيه ها و مواضعي که اختلاف را نشان مي دهند فريبنده هستند اما چيزي را ثابت نمي کنند. هنگامي ثابت مي شود که اين اختلاف واقعي است که نيروهاي دوطرف با يکديگر درگير شوند!» يعني همان اتفاقي که طي چند روز گذشته در صنعا شاهد آن بوديم.
جدايي صالح و اندک هواداران وي از جريان مقاومت در يمن که با تحريک و مداخله ائتلاف متجاوزان - بخصوص با مداخله امارات- انجام شد، با استقبال گرم آل سعود و امارات مواجه شده و سه سناريو را براي آينده نبرد محتمل کرد؛
1- سناريو نخست و مطلوب رياض عبارت بود از رويگرداندن مردم از انصارالله در صنعا و ساير شهرها و شورش عليه اين گروه که مي توانست به سرعت باعث تضعيف و شکست آنان شود. در اين سناريو صنعا توسط نيروهاي صالح کنترل شده و طي يک روند سياسي، صالح با پشتيباني حمله کنندگان منطقه اي و غربي به يمن، قدرت را در دست مي گيرد. شرط اعطاي قدرت به صالح، تضمين وي براي عقب راندن انصارالله به صعده و سرکوب و خلع سلاح اين گروه بود.
رسانه هاي عربستان و حامي جنگ يمن کوشيدند نام فتنه صالح در صنعا را انقلاب مردم يمن عليه عوامل ايران ناميده و از اين طريق، افکار عمومي يمن را براي همراهي با اين ماجراي ساختگي، تحريک کنند. انتشار اخبار گسترده و جعلي درباره سقوط صنعا، اشغال مراکز دولتي و تلفات سنگين انصارالله و... همگي براي پيشبرد همين سناريو بود.
2- در سناريوي دوم جدا شدن صالح از حوثي ها باعث سه قطبي شدن جنگ شده و کار را پيچيده تر مي کرد. در اين سناريو رياض مي کوشيد ضمن تضعيف انصارالله با گشودن جبهه اي جديد و داخلي، آن را پاي ميز مذاکره کشانده و شروط خود را به اين گروه تحميل کند. فرق اين سناريو با سناريوي اول در آن است که سناريوي نخست با قدرت نظامي اعمال مي شد و سناريوي دوم با روندي سياسي و پشت ميز مذاکره. نتيجه عملي هر دو سناريو براي انصارالله تقريبا مشابه بود.
3- در سناريوي سوم که به هيچ عنوان مطلوب رياض نيست، مردم و نيروهاي نظامي با صالح همراهي نمي کنند و انصارالله نيز با هوشياري وارد عمل شده و ضمن برخورد جدي با فتنه گران و برهم زنندگان امنيت عمومي، مسير مقاومت را پيش مي برد.
خبرهاي منتشر شده از صنعا و ساير شهرهاي تحت کنترل مقاومت نشان مي دهد سناريوي يک و دو محقق نشده است و انصارالله با درايت و کمترين درگيري مسلحانه ممکن، اوضاع را تحت کنترل خود دارد. صالح بدترين زمان ممکن را براي خيانت انتخاب کرد. در حالي که مردم يمن از گرسنگي و وبا و بمباران رنج مي برند و جان خود را از دست مي دهند، رويگرداندن از جبهه مقاومت و لبخند به دشمن، بي شک نه تنها موجب همراهي مردم نخواهد شد بلکه انزجار و تنفر آنان را به دنبال خواهد داشت.
درايت انصارالله و هوشياري آن در برابر تحولات داخلي و همزمان شليک موشک به امارات، فصل جديدي از جنگ يمن را ورق زد. فصلي که سرآغاز آن پالايش انقلاب يمن از نفوذي هاي داخلي و وحشت توام با شرمندگي براي همسايگان جنايتکار بود. خيانت صالح کيشي بود که امارات در اين صفحه شطرنج خونين داد اما شليک دقيق انصارالله حريف را مات کرد. نويسنده: محمد صرفي