اوین نامه ی کیهان "يادداشت ميهمان "

اوین نامه ی کیهان 5 شنبه 12 بهمن ماه سال 1396

اوین نامه ی کیهان  "يادداشت ميهمان 
  چرا آن موقع که جیک جیک مستانت بود .فکر زمستانت بود؟! !
سناریوی  تهدید های چپ وراست موشک بازی پاتسداران که اسراییل با موشک هاید ور برد پاسدارات محو می شود .
یانیروهای نظامی آمریکایی باید تا 2 هزار کیلومتر از مرزهای ایران فاصله بگیرند .
یا اینکه فراموش نشده برای مخفی کاری واقعیت  پاسداران ورسانه های خبری رژیم ولایت فقیه برای پوشش حضور نظامی  خود مدعی می شدند درجنگ 33 روزه حزب الشیطان لبنان  بااسراییل تبلیغات  حمایتی – سیاسی- اخلاقی وخبررسانی ونه بیشتر می کنند .درحالی که بعداً شیخ حسن نصرالله  رهبر حزب الشیطان لبنان اعتراف کرد هم سلاح وهم پول حزب الشیطان لبنان از سوی رژیم ولایت فقیه تأمین می شود .
همینطور درمورد حضور نظامی عراق و سوریه پاسدازان ادعای حضور مستشاری ونه  نظامی  می کردند .  اکنون این دروغ بزرگ آنگونه فاش شده است که نیاز به  توضیح بیشتر نیست جز اینکه اعتراف پاسدار محمدعلی جعفری رئیس گزمکان پاسداران  بازتکرار شود که قبل از موشک پرانی حوثی های یمنی به خاک عربستان  اذعان کرد اگر حوثی های یمنی درخواست کنند ما آماده  حضور مستشاری در یمن می باشیم  .
اما اکنون  که فاش شده است موشک هایی که حوثی های یمنی به سوی عربستان پرتاب کردند ساخت ایران بوده است .ولی  پاسداران وکارگزاران رژیم ولایت فقیه  وحشت زده از عواقب آن بطور همآهنگ  بازی کی بود کی بود من نبودم  را نمایش می دهند که درجواب باید گفت چرا آن موقع که جیک جیک مستانت بود .فکر زمستانت بود؟ ! که برای انکار وتکذیب آن این چنین آسمان و ریسمان بهم بافته شود.

 پوشه قرمز جانسون وزيرخارجه انگليس در تهران، اولتيماتوم ترامپ به اروپا، تکرار شوي تبليغاتي نيکي هيلي در نشان دادن لاشه يک موشک ادعايي، تشکيل کارگروه به اصطلاح «بازنويسي برجام»، سفر وزيرخارجه و رئيس جمهور فرانسه در آينده به تهران و... همه اينها تلاش هايي در جهت فضاسازي و فشار سياسي–رسانه اي بر ايران براي مذاکره درباره توان دفاعي کشور است که شهريور گذشته با ابتکار فرانسه در حاشيه نشست عمومي سازمان ملل آغاز شد و در متن نشست هفته گذشته وزراي خارجه کشورهاي اروپايي به مرحله تدوين اصول و سازوکار «بازي خطرناک برجام 2» رسيده است.

1- پوشه قرمز جانسون وزيرخارجه انگليس در تهران، اولتيماتوم ترامپ به اروپا، تکرار شوي تبليغاتي نيکي هيلي در نشان دادن لاشه يک موشک ادعايي، تشکيل کارگروه به اصطلاح «بازنويسي برجام»، سفر وزيرخارجه و رئيس جمهور فرانسه در آينده به تهران و... همه اينها تلاش هايي در جهت فضاسازي و فشار سياسي–رسانه اي بر ايران براي مذاکره درباره توان دفاعي کشور است که شهريور گذشته با ابتکار فرانسه در حاشيه نشست عمومي سازمان ملل آغاز شد و در متن نشست هفته گذشته وزراي خارجه کشورهاي اروپايي به مرحله تدوين اصول و سازوکار «بازي خطرناک برجام 2» رسيده است.
    2-
بعد از ضرب الاجل چهار ماهه آمريکا به اروپا، نخبگان عرصه 
    
سياست خارجي اروپا اين سوال را مطرح کرده اند که چرا اروپا در مقابل تهاجم 
    
فاجعه بار نظامي آمريکا به عراق در سال 2003 که براي منافع اروپايي ها به شدت سنگين و هزينه بار بود، نايستاد؟ اين نخبگان سياسي با پاسخ دادن به اين سوال،تاکيد مي کنند اکنون نيز اروپايي ها در مقابل سياست رئيس جمهور آمريکا در قبال ايران و برجام مقاومت نخواهند کرد. برهمين اساس پنس معاون ترامپ تاکيد کرده «در نهايت لحظه اي فرا خواهد رسيد که اروپا بايد تصميم بگيرد به سمت آمريکا برود و بايد منتظر ماند و ديد!» و تيلرسون هم از آغاز به کار کارگروه کشورهاي اروپايي براي رسيدن به نوعي «توافق جانبي» خبر داده است. توافقي که اوايل شهريور رئيس جمهور فرانسه در جمع سفراي اين کشور از آن با عنوان«مکمل برجام» ياد کرد و با بيان اينکه «برجام در صورتي جايگزيني ندارد که مکملي داشته باشد»، از رايزني با اعضاي 1+5 در «آينده» درباره «مکمل برجام» براي «مذاکره درخصوص برنامه موشک هاي بالستيک ايران» خبر داده بود. «آينده اي» که اکنون فرارسيده و رسانه هاي غربي از «اعلام موافقت علني اروپايي ها با مذاکره مجدد درخصوص برخي از بندهاي برجام» در هفته هاي آينده خبر دادند! لذا اروپايي ها در تدارک طرحي هستند تا هم با آمريکا همراه شوند و هم از منافع اقتصادي خود در برجام محافظت کنند، نه اينکه آن گونه که برخي ها در توهم و به دروغ القاء مي کنند، از ايران و برجام حمايت کنند!. در اين استراتژي تلاش دارند علاوه بر بالا نگه داشتن چماق با تشديد تحريم ها، بسته اي به اصطلاح تشويقي تحت عنوان «پيوستن به جامعه جهاني»! هم براي ايران تهيه و ارائه کنند تا عناصر غربگراي داخلي بتوانند روي آن مانور بدهند و در افکار عمومي دستشان خالي نباشد. لذا اين رفتار اروپايي ها با ايران اکنون براساس سياست «کج دار و مريز» است «تا ببينند چه مي شود!» و سياست آمريکا نيز«ايجاد ترس و استمرار فضاي بلاتکليفي در برجام» است «تا چيزي نشود!» آن گونه که هنري کيسينجر گفته «توصيفي که براي اروپا کردم موجب شده اروپا اغوا شود و بين آسيا و آمريکا مانور دهد!». هر چند اروپايي ها مي توانند به استناد «قانون انسداد» مصوب 1996 که پايبندي شرکت هاي اروپايي به تحريم ها و مجازات هاي فرا سرزميني آمريکا را غيرقانوني مي داند، عمل کنند،اما منافع نامشروع اروپايي ها به منافع نامشروع آمريکايي ها گره خورده نه به منافع مشروع ايران!. اينکه تاکنون اروپايي ها به اذعان آقاي ظريف نخواسته اند روابط بانکي با ايران را برقرار کنند، دليل روشن اين امر است و هيئت دولت هم در يکي از مصوبات4 بهمن 96 عدم امکان انتقال ارز به کشور به دليل آثار منفي تحريم ها را تاييد کرد.
    3- سياست هاي آمريکا در ايجاد بلاتکليفي در اقتصاد ايران و فضايي ترديدآميز و ايران هراسي براي ترساندن سرمايه گذاران خارجي از ورود به بازار ايران حتي بر فضاي اجلاس امسال داووس چنان سنگيني کرد که موجب شد آقاي ظريف از حضور در اين اجلاس اقتصادي منصرف شود، در حالي که در دو سال گذشته آقاي ظريف جزو ستارگان داووس به شمار مي رفت و از جذب سرمايه گذاري هاي خارجي سخن مي گفت. هرچند آقاي ظريف در حاشيه نشست مجمع عمومي سازمان ملل از اين فضاي بلاتکليفي به عنوان بخشي از راهبرد آمريکا انتقاد کرده بود اما نکته مهم اين است در حالي آقاي ظريف از بين بردن فضاي ايران هراسي را از دستاوردهاي حضور خود در دو نشست گذشته داووس برمي شمرد، که امسال برخلاف دو سال گذشته عربستان سعودي و ترامپ ميدان دار ايران هراسي در اين اجلاس بودند. لذا آقاي ظريف بايد توضيح دهد که چرا سياست منفعلانه وزارت خارجه اجازه داد چنين فضايي در اختيار دشمنان ايران قرار گيرد؟ و چرا در گذشته ديگران را متهم به دشمن تراشي و زمينه سازي براي ايران هراسي مي کرد؟ البته بخشي از فشار FATF و بحث مبارزه با پولشويي با بزرگنمايي و سياه نمايي و انتشار برخي موارد فساد در ايران نيز براي فراهم کردن القاء و افزايش ريسک سرمايه گذاري در ايران در افکارعمومي و اذهان سرمايه گذاران است.
    4-
اين سخن يکي از حاميان برجام که گفته «دوره نگفتن ها و نديدن ها گذشته است» و هفته قبل تيتر رسانه هاي اصلاح طلب و حامي دولت شد، به فضاي رسانه اي کمک خواهد کرد تا روشن تر سخن بگويد لذا اولا 27 دي پنج روز بعد از اولتيماتوم ترامپ به اروپا يک گزارش خبري انگليسي ادعا کرد وزيران خارجه آلمان، فرانسه و انگليس و فدريکا موگريني با تهران درخصوص آغاز گفت و گوهاي فشرده در باره برنامه موشکي به توافق رسيدند. روزنامه فايننشال تايمز تاکيد کرد وزير خارجه آلمان پس از ديدار فدريکا موگريني با محمد جواد ظريف، نتايج اين توافق را به رکس تيلرسون وزير خارجه آمريکا اطلاع داد. پايگاه خبري اليوم السابع هم نوشت «ايران و اروپايي ها درخصوص موضوع آزمايش موشک هاي بالستيک در حال گفت وگوهاي جدي هستند» و سفر آقاي ظريف به بروكسل مقر اتحاديه اروپا را نيز در اين جهت ارزيابي کرد. وزير خارجه فرانسه نيز 21 ژانويه از مذاکراتي با ايراني ها درخصوص مسئله موشک هاي بالستيک و مسائل منطقه خبر داد و گفت «به همين خاطر به تهران سفر خواهم کرد». وي عليرغم مذاکرات هسته اي و امضاء برجام ادعا کرده«اگر ايران در باره برنامه موشکي و مسائل منطقه اي خود با ما مذاکره نکند براي هميشه مظنون به تلاش براي سلاح هسته اي خواهد بود». رسانه هاي فرانسوي هم هدف اصلي رئيس جمهور اين کشور به تهران در آينده را گفت وگو درباره «مکمل برجام» اعلام کردند.هرچند وزارت خارجه کشورمان در اطلاعيه اي ادعاي مقامات و رسانه هاي غربي را تکذيب کرد، اما سيد عباس عراقچي که بعد از پيگيري مذاکرات هسته اي و امضاء برجام، اکنون مامور پيگيري مسائل منطقه به عنوان معاون سياسي وزير خارجه شده، در واکنش به سخنان وزير خارجه فرانسه در اين خصوص ترجيح داد به جاي واژه «مذاکره» از عبارت «رايزني» استفاده کند و بگويد «اگر مقصود از مذاکره، رايزني هاي سياسي باشد ما همواره در حال رايزني سياسي درخصوص موضوعات بسياري هستيم»! لذا تحليلگران غربي و غيرغربي معتقدند آن گونه که مذاکره کنندگان ايراني درباره لغو تحريم هاي نظامي با آمريکا و غربي ها در مذاکرات برجام مصالحه کرده بودند، اکنون نيز با غرب معامله خواهند کرد. معامله اي که به گفته رسانه هاي آمريکايي در ازاي حمايت غرب از جريان سياسي خاص در ايران، اين جريان زمينه ساز مذاکره مجدد درخصوص برجام خواهد شد. اما نکته مهم تر اينکه کارشناسان مسائل بين المللي معتقدند مصالحه مذاکره کنندگان هسته اي با آمريکا درباره تحريم هاي نظامي و مخالفت با حذف اين تحريم ها در قطعنامه 2231، علي رغم حمايت روسيه و چين شايد اقدامي هوشمندانه در جهت زمينه سازي براي برجام دومي درباره قدرت دفاعي کشور بوده که از سوي جريان نفوذي غربگراي داخل ايران بر مذاکره کنندگان تحميل شده است. شهريور گذشته در مطلب «بازي خطرناک برجام 2» از برخي خبرهاي محرمانه و تحليل ها سخن گفته بوديم که حکايت از اين داشت پيشنهاد «مکمل برجام» توسط برخي لابي هاي ايراني به طرف هاي غربي داده شده است! البته سوزان ملوني، كارشناس ارشد سابق وزارت خارجه آمريكا هم اذعان کرده «نقل قول هايي که از داخل ايران در باره آنچه درحال رخ دادن است،نقش مستقيمي در تصميم گيري ترامپ دارد».
    5- اما اروپايي ها چه در سر دارند؟ به نظر مي رسد اروپايي ها همان چيزي در سر دارند که نيکي هيلي در وين به دنبال آن بود. قرار است براساس بندهاي74 و 75 بخش دسترسي هاي برجام معروف به بخشQ، ادعاهاي جديد آمريکايي ها در باره مراکز نظامي ايران را در کميسيون مشترک به راي بگذارند و با پنج راي آمريکا و فرانسه و انگليس و آلمان و اتحاديه اروپا (موگريني) بازرسي از اين مراکز را درخواست کنند که حق وتوي روسيه و چين در شوراي امنيت نيز براساس برجام دور زده شده است.
    6-
افزايش فشارها و تلاش ها عليه قدرت دفاعي ملت ايران بعد از اعتراضات و اغتشاشات اخير موضوع مهمي است که نشان مي دهد دقيقا مشابه بعداز فتنه 88 که سران و عوامل فتنه با گرا دادن به دشمن موجب اعمال تحريم هاي به اصطلاح فلج کننده عليه بخش انرژي و نفت شدند، اکنون نيز جرياني که خائنانه به دنبال زمينه سازي براي مذاکره درباره قدرت دفاعي کشور هستند، پشت اغتشاشات اخير حضور داشتند.
    7-
اما هرچند آمريکا و اروپايي ها تلاش دارند با فضاسازي هاي سياسي– رسانه اي ملت ايران را بترسانند تا به خيال خود يکبار ديگر پاي ميز مذاکره اي که تاکنون «خسارت محض و دستاورد هيچ» داشته، بنشانند و جريان غربگراي حامي برجام در داخل نيز تلاش دارد ترس خود را به ملت تعميم دهد، اما 22 بهمن نزديک است! و ملت ايران به خوبي مي داند براساس يک «پنهان کاري چند تابعيتي آمريکايي– ايراني- اروپايي»! همراهي با آمريکا ويژگي اروپايي ها، عدم پايبندي به مذاکره ويژگي ديپلماسي آمريکا و القاء توهمات و دروغ گفتن به افکارعمومي ويژگي جريان ليبرال نفوذ کرده در ارکان کشور است. نويسنده: دكتر محمدحسين محترم