آب؛ بحران ،
کمبود یا سوءمدیریت؟ 14 اردیبهشت
-98
سوء مدیریت
40 ساله موجب کمبود آب شده است .همانگونه
که عدم مدیریت حکومتی موجب نه بهدررفتن باران شدید فصل بهاری که باعث سیل وسیل زده وخسارات مالی وتلفات جانی
شده است.
با بررسی کشورهای دنیا و نمونههای موفق
در مدیریت آب می توان فهمید که کشور ما با جمعیت 80 میلیونی کنونی و با همین منابع
آبی فعلی بهشرط مدیریت درست و درس گرفتن از اشتباهات گذشته میتواند بر مشکلات
فعلی در حوزه آب غلبه کرده و در مسیر توسعه و رشد همهجانبه قدم بردارد.

به گزارش خبرنگار تشکل های دانشگاهی
خبرگزاری فارس، امین مرادی فعال دانشجویی و دانشجوی کارشناسی ارشد عمران گرایش
مخیط زیست دانشگاه امیرکبیر طی یادداشتی درباره اهمیت آب نوشت: بیشک آب مهمترین
ماده در دنیای ماست. ارزش آب در همه قسمتهای زندگی بشر از انسانهای اولیه تا
امروز حضور پررنگ و مؤثری داشته و دارد و به همین دلیل در قرآن از آن با لفظ حیات
یادشده است. 4/97 درصد از آب موجود روی کره زمین را آبهای شور تشکیل دادهاند که
قابلاستفاده برای انسان نیستند. از میان منابع آب باقیمانده نیز غالب آن بهصورت
یخهای قطبی هستند و عملاً قابلاستفاده نیستند؛ بنابراین منابع آب شیرین برای
انسانها در محدودیت میباشد.
بحران یا کمبود یا سوء مدیریت؟
هنگامیکه آب آشامیدنی موردنیاز بهاندازه
کافی نباشد خطر کمبود آب حس میشود. کشور ما در اقلیم خشک و نیمهخشک قرار دارد و
بخش اعظمی از مساحت کشور ما دارای میانگین بارش سالانه بسیار کم میباشد. لذا
اهمیت مدیریت منابع آب در کشور ما دوچندان است. برای تشخیص بحران آب در یک منطقه و
کشور شاخصهای علمی متفاوتی وجود دارد که مهمترین آنها شاخص فالکن مارک و شاخص
سازمان ملل میباشد.
بر اساس شاخص فالکن مارک[1]، مقدار
سرانه منابع آب تجدید پذیر در سال برای هر نفر اساس تعیین وضعیت میباشد که بهصورت
کامل در جدول زیر آمده است.
بر اساس این شاخص با توجه به اینکه
سرانه آب تجدید پذیر در کشور سالیانه 1700 مترمکعب برای هر نفر میباشد کشور ما در
مرز تنش آبی هست. البته به علت عدم پخش یکنواخت منابع آبی در کشور و بارش متفاوت،
وضعیت در بسیاری از مناطق کشور از مرز تنش آبی نیز گذشته است.

شاخص دیگر مربوط به کمیسیون توسعه پایدار
سازمان ملل بوده که بر اساس میزان درصد برداشت از منابع آب تجدید پذیر میباشد که
برای کشوری که بیش از 40 درصد از منابع آب تجدید پذیر خود برداشت کند بحران شدید
آبی وجود دارد که متأسفانه این آمار برای کشور ما 70 درصد هست.
در وضعیت کنونی که واژه بحران آب پرتکرارترین
مسئله روز است آشکارسازی و شفافیت این موضوع برای اتخاذ تصمیمات بعدی اهمیت پیدا
میکند. با رجوع به گذشته غنی کشور خود درمییابیم که گذشتگان ما چطور خود را با
اقلیم بعضاً سخت کشور ازلحاظ آب و هوایی تطبیق داده و با ابتکاراتی نظیر قنات
امورات خود را بدون آسیب گذراندهاند.
عوامل متعددی را میتوان برای وضعیت
کنونی آب کشور عنوان کرد، از رشد جمعیت در دهههای اخیر گرفته تا کاهش میانگین
بارش سالانه کشور و یا برداشت بیرویه از منابع آبی و چاههای زیرزمینی، اما وجه
اشتراک و بنیادی برای این موضوع را باید سوء مدیریتهای پیدرپی در طی چندین سال
دانست که باعث شده امروز تعدادی زیادی از مردم به خاطر ترس از خشکسالی کشور دنبال
مهاجرتهای داخلی (بین استانی) یا خارجی باشند.
استقرار صنایع آب بر در استانهای مرکزی
و خشک بهجای استقرار آنها کنار دریا، عدم نظارت بر احداث و برداشت از چاههای آب
زیرزمینی، الگوی کشت غلط و عدم آبیاری مناسب در کشاورزی، عدم توجه به آمایش
سرزمینی و عدم فرهنگسازی در مصرف آب مثالهایی از سوء مدیریت یادشده میباشند.
با بررسی کشورهای دنیا و نمونههای موفق
در مدیریت آب می توان فهمید که کشور ما با جمعیت 80 میلیونی کنونی و با همین منابع
آبی فعلی بهشرط مدیریت درست و درس گرفتن از اشتباهات گذشته میتواند بر مشکلات
فعلی در حوزه آب غلبه کرده و در مسیر توسعه و رشد همهجانبه قدم بردارد.
در این راه باید همه مردم و مسئولین با
ارادهای قوی و در کنار هم حرکت کرده که با توجه به سابقه کشور و مردم درزمینه های
گوناگون دور از دسترس نیست.