رحیمپور ازغدی: دروغ است؛ روحانیت قبل از انقلاب احترام داشت؛ اصلا کسی حسابشان نمیکرد 21-ارردیبهشت-1404
حال که بزبزقندی طلبه پاسدار که عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است اعتراف کرده که دروغ است که میگویند روحانیت قبل انقلاب،احترام داشت؛ اصلا کسی اینها را حساب نمیکرد چون روحانیت در آن زمان، اقلیتی در گوشه جامعه بود و فقط بین خانوادههای مذهبی، در یک روضه خانگی شرکت میکرد تازه در همان حد هم برخی روحانیون احترام نداشتند. خوب چرا بزبزقندی نگفته است که چه دستان پلیدی درکاربود تا همزمان با اعتراضات دانشجویی ودانشگاهی و کارگران شرکت نفت وسپس زدن کلید اعتصاب سراسری معلمان در15 مهر 57 ناگهان خمینی شیاد تصمیم گرفت نجف را ترک کند چون نتوانست به سوریه وکویت برود اما بادرخواست شاه از ژیرگاردستن رئیس جمهور وقت فرانسه موجب شد تا با ورودخمینی شیاد به پاریس موافق شودزیردرخت سیب سنگر بگیرد تا سپس رادیو بی بی سی دولت فخیمه انگلیس بلندگوی تبلیغاتی اش برای رهبری انقلاب شود تادرادامه که اعتراضات همه گیر درداخل کشور ادامه داشت و درشرایطی که دردوران شاپوربختیارنخست وزیر بود وشاه هم ایران را ترک کرده بودو شرایط حکومت نظامی بود اما خمینی شیاد بدون هیچ محدودیتی با هواپیما ازپاریس باهمراهانش به سمت تهران پروازکرد و ازآنجا به بهشت زهرا رفت وسخنرانی کرد ووعده هایی داد که نه عملی نشد که این سخنرانی وی بایگانی شد ودیگر پخش نگردید تا سرانجام در12 فروردین 58 دررفراندوم آری یا نه جمهوری اسلامی بدون یک کلمه کم وبیش جایگاه انحصاری قدرت خود واطرافیانش را تثبیت نمود وفضا برای آخوندهایی هموار گردد که قبل ازانقلاب جایگاه واحترامی نداشتند براریکه قدرت بنشینند وبا شرکای پاسدار و.... مشغول جنایت وخیانت وغارت وسرکوب وسانسور واعدام ....تاحال شوند.

من وقتی دانشگاه تعطیل شد و تدریس طلبگی را شروع کردم، اول موقتی رفتم و بعد دیدم اصلا وظیفه ما همین است. بسیاری از آشنایان آن زمان مرا به خاطر این موضوع مسخره میکردند.عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی میگوید دروغ است که میگویند روحانیت قبل انقلاب،احترام داشت؛ اصلا کسی اینها را حساب نمیکرد.به گزارش انتخاب، رحیمپور ازغدی گفت: روحانیت در آن زمان، اقلیتی در گوشه جامعه بود و فقط بین خانوادههای مذهبی، در یک روضه خانگی شرکت میکرد. تازه در همان حد هم برخی روحانیون احترام نداشتند.ازغدی تأکید کرد: من وقتی دانشگاه تعطیل شد و تدریس طلبگی را شروع کردم، اول موقتی رفتم و بعد دیدم اصلا وظیفه ما همین است. بسیاری از آشنایان آن زمان مرا به خاطر این موضوع مسخره میکردند.