اوین نامه کیهان ۱۴ مهر۱۴۰۴
واکنش غربگرایان به طرح
ترامپ و پاسخ حماس
اشک تمساح برای غزه یا نسخه تسلیم برای
ایران
پس از جنگ ۱۲ روزه داریوش سجادی که مقیم آمریکاست وسابقه فعالیت درصدای آمریکا دارد درایران مانده است . چون وی جزو هم فکران سربازجو شریعت نداری و همکارانش دراوین نامه کیهان است .بنابراین نقش مکمل کلیدی درمواضع ضدآمریکایی اوین نامه کیهان سربازجوشریعت نداری دارد .چون مأمور پیگیری مطالب رسانه های آمریکایی ومواضع مقامات آمریکایی وترجمه کردنش برای اوین نامه کیهان است . برای آنکه داریوش سجادی آنقدرمورد اعتماد است ونفوذ دارد که به آسانی از ایران برروی آنتن شبکه اینترنشنال متهم به بلندگوی تبلیغاتی اسراییل می آید و هیچ موضع گیری ازسوی اوین نامه کیهان سربازجو شریعت نداری علیه اش نشده است .همانگونه درمورد حضور مهدی نصیری مدیر مسئول سابق اوین نامه کیهان ومقیم ونکور کانادا که حضور دربرنامه اینترنشنال دارد وانتقاد شدید به رژیم تروریست وجنگ افروز وفاسد وضدمنافع ملی ولایت فقیه. ومی کند اماسربازجوشریعت نداری درمورد وی سکوت پیشه کرده است . درحالی که هرروز بطور سیستماتیک مهره های مدعیان اصلاح طلب ورسانه های خبری شان ازسوی اوین نامه کیهان شریعت نداری مورد شدید ترین انتقادات واتهامات قرارمی گیرند. بهر حال منظور از این گریززدن به خاطر برجسته کردن نقش داریوش سجادی ومواضع متضاد وپوچ تبلیغاتی- ضدآمریکایی وضد اسراییلی اوین نامه کیهان است. بهرحال درشرایطی که حماس زیرفشار شدید قرار گرفته است وراهی ندارد جزآنکه سرانجام تن به پیشنهاد ترامپ دهد .ولی تیتر خبر صفحه اول اوین نامه کیهان: واکنش غرب گرایان به طرح ترامپ وپاسخ ترامپ با پسوند اشک تمساح برای غزه یا نسخه تسلیمم برای رژیم جنگ افروز وفاسد ولایت فقیه: شده است. سپس در ادامه توضیح داده شده است.جنبش حماس با پاسخی هوشمندانه، طرح اسراییل-ترامپ برای «تسلیم غزه» را نقش بر آب کرد، اما در داخل کشور، همان جریان غربگرایی که ده سال پیش با توافقی خسارتبار، کشور را با برجام در تلهای حقوقی و سیاسی گرفتار ساخت، امروز با اشک تمساح برای غزه و لبهایی خندان برای غرب، بار دیگر نسخه «تسلیم» را برای رژیم تروریست وجنگ افروز وفاسد وضدمنافع ملی ولایت فقیه تجویز میکند.که بیش از یک دهه از آن روزها میگذرد که عدهای با ژست عقلانیت و شعار «تعامل سازنده با جهان» کشور را پای توافقی نشاندند که نتیجهاش نه رفع تحریم بود و نه رونق اقتصادی، بلکه تبدیل شدن رژیم تروریست وجنگ افروز وفاسد وضدمنافع ملی ولایت فقیه به کشوری «متعهد بیدستاورد» در برابر غرب بود. همان توافقی که به تعبیر کارشناسان حقوق بینالملل، یک سند الزامآور یکطرفه بود و بهجای شکستن زنجیر تحریم، بهدست خودمان قفل تازهای بر توان کشور زد و نهایتا با مکانیسم ماشه، مرگ آن نیز فرا رسید. البته بدون آنکه اشاره ای که به مخالفت پاسداران جنایتکار با برجام شود .همین طور اشاره ای به نقش گروکشی روسیه باج گیر درمذاکرات هسته ای به ویژه پس ازبرجام شود که منجر به تشدید تحریم ها ورشد تورم وبحران اقتصادی وگرانی هاشد. ولی ازموضع وارونه گویی تأکید بربانیان آن توافق خسارتبار شده است . که یک دهه اقتصاد، صنعت و دیپلماسی رژیم تروریست وجنگ افروز وفاسد وضدمنافع ملی ولایت فقیه را در تله وعدههای پوچ غربیها حبس کردند، اکنون نیز با فرار رو به جلو و بدون ذرهای شرمندگی، بار دیگر نسخهای تازه از همان «الگوی تسلیم» را برای رژیم تروریست وجنگ افروز وفاسد وضدمنافع ملی ولایت فقیه مینویسند. آنان میگویند باید از تجربه غزه عبرت بگیریم؛ اما از چه؟ از مقاومت یا از ویرانی؟ گویا در قاموس غربگرایان، درس گرفتن از تاریخ به معنای تکرار اشتباهات گذشته است، نه تصحیح آنها.روزنامه سازندگی و تیتر «توافق پس از ویرانی»تکرار همان روایت شکستطلبی است که بار دیگر نشان می دهد چشم امیدش نه به مقاومت مردم غزه بلکه به لبخند آمریکا و اروپا دوخته شده است.گویی نویسندگانش فراموش کردهاند که رژیم تروریست وجنگ افروز وفاسد وضدمنافع ملی ولایت فقیه بارها مچ اسرائیل و حامیانش که تا بن دندان مسلح بودهاند را خوابانده است و در جنگ ۱۲روزه اخیر که فرماندهان سپاه ومهره های هسته ای درو شدند وخامنه ای رمال را به پناهگاه کشاند برگردان به مجبور کردن اسراییل به التماس برای آتش بس کرد. اما در این تیتر به شکلی پنهان و ناخودآگاه همه چیز وارونه نمایش داده میشود: مقاومت، عامل ویرانی معرفی میشود و سازش، کلید بازسازی! درست همان منطقی که واشنگتن و تلآویو سالهاست با آن به ملتهای منطقه میگویند «اگر میخواهید زنده بمانید، تسلیم شوید». و حالا همان منطق از زبان رسانههای مدعی اصلاحات در تهران بازگو میشود. موازی آن در شبکههای اجتماعی نیز، همصدا با این رسانهها، اکانتهای شناختهشده اپوزیسیون و برخی چهرههای منتسب به جریان غربگرا در داخل، با ذلّت و بیشرمی مثالزدنی، وضعیت کشور را «بحرانی» توصیف کرده و راهحل را «تسلیم بیقید و شرط» در برابر غرب میدانند.برای آنان، مقاومت نه افتخار بلکه گناه است؛ عزت ملی، نه سرمایه بلکه بار اضافی؛ و استقلال، نه آرمان بلکه مانع پیشرفت! در حالیکه همین تفکر ذلیلانه، طی سالهای گذشته، بزرگترین خسارتها را بر ملت ایران تحمیل کرد. آنان از غزه اشک میریزند، اما نه از سر انسانیت بلکه از آن جهت که پذیرش مشروط آتشبس از سوی حماس را شکست معرفی کرده و از آن بهانهای برای تجویز تسلیم رژیم تروریست وجنگ افروز وفاسد وضدمنافع ملی ولایت فقیه بسازند.سؤال اساسی این است: این حجم از احساس حقارت و خودکمبینی در برابر غرب از کجا ریشه میگیرد؟ آیا حاصل مطالعه و تجربه است، یا نتیجه سالها تغذیه فکری از رسانهها و نهادهای غربزده؟ چگونه است که در جهانی که نظم غربی در فاز نزولی خود قرار گرفته و بلوک جدیدی از قدرتهای غیرغربی سر برآورده، هنوز گروهی در داخل ایران آرزو دارند با لبخند غربیها احساس موجودیت کنند؟وابستگی مجنونوار به غرب در دوران افول غرب به ویژه که اوین نامه کیهان سربازجو شریعت نداری پیش از این نیز بارها ازموضع بازجویی و اتهام زنی ووارونه گویی هشدار داده بود که وابستگی فکری و روانی جریان غربگرا به غرب، حالتی بیمارگونه و حتی مجنونوار دارد. چون درس ازتجربه تاریخی عراق، لیبی نگرفتند که نشان داد عقبنشینی در برابر غرب نه تنها امنیت نمیآورد، بلکه دشمن را برای بلعیدن کامل کشور تشویق میکند. بنابراین پاسخ هوشمندانه حماس عامل رسوایی طرح ترامپ است . البته منظور برگردان توافق حماس با پیشنهاد حماس موجب برجسته شدن بازنده اصلی این توافق رژیم تروریست وجنگ افروز وفاسد وضدمنافع ملی ولایت فقیه می باشد. چون مقصرمواضع رسانهای جریان غربگرا در هفتههای اخیر است که نشان میدهد هدف آنان نه تحلیل شرایط بلکه القای شکست است. آنان با تکیه بر بحرانی نشان دادن وضعیت کشور، سعی دارند فضای روانی جامعه را بهگونهای شکل دهند که هرگونه مقاومت، بیفایده جلوه کند. در حالی که رژیم تروریست وجنگ افروز وفاسد وضدمنافع ملی ولایت فقیه هرروز بیشتر با آویزان شدن به زن ستیزی وحجاب اجباری ماهیت قرون وسطایی اش را برجسته می کند .اما درمقابل اوین نامه کیهان سربازجوشریعت نداری اعتراف کرده جهان در حال تغییر است. اما ذهن غربگرا در گذشته مانده است . چون آویزان شدن به چین فرصت طلب و روسیه باج گیر وگروکش رژیم تروریست وجنگ افروز وفاسد وضدمنافع ملی ولایت فقیه را اوین نامه کیهان سربازجو شریعت نداری برگردان به غربگرایی نه یک مکتب فکری که نوعی بیماری مزمن سیاست ایرانی کرده است و علائم این بیماری در تمام رفتارهای سیاسی این جریان مدعی اصلاح طلب غربگرا آشکار است. زیرا از بیاعتمادی به توان داخلی تا شیفتگی نسبت به لبخند غربیهاروی آورده اند.مقاومت یا تسلیم، دو راه پیشِ روما امروز در نقطهای تاریخی ایستادهایم؛ جایی که تجربه غزه، عراق، لیبی و حتی برجام، درسی روشن پیشِ رومیگذارد: مقاومت، سخت است اما عزت میآورد؛ تسلیم، آسان است اما نابودی میآورد.پس تکرارمی شود اشکهای تمساح غربگرایان برای غزه، نه از سر انساندوستی بلکه از سر کینه نسبت به راه مقاومت است. آنان میخواهند از خون کودکان غزه، نسخهای برای بیخاصیت کردن رژیم تروریست وجنگ افروز وفاسد وضدمنافع ملی ولایت فقیه بسازند. اما ملت ایران، همانگونه که در برابر تحریم، تهدید، جنگ و ترور ایستاد، امروز نیز راه خود را از راه ذلت جدا میکند!