اوین
نامه ی کیهان شنبه 15 مردادماه سال 1396
يادداشت روز اوین نامه ی کیهان "عرسال، آثار فتحي
بزرگ "
زنده یاددکتر مصدق گفته بود
یک عمری به توپچی پول داده می شود تا یک روز که نیازاست شلیک کند. حال داستان قلم
زنان اوین نامه ی کیهان است که به جای دفاع از مطالبات مردم ایران و منافع ملی
کشور از سیاست مخرب هسته ای و
مخالفت با برجام و دفاع ازجنگ افروزی واقدامات تروریستی برون مرزی
پاسداران وزائده اش حزب ا لشیطان لبنان قلم فرسایی و تبلیغ می کنند....
منطقه
نسبتا بزرگ «عرسال» نقش کليدي در جنگ سوريه و به خصوص مقاومت لبنان که يک ضلع مهم
در جنگ ضدتروريزم تکفيري در سوريه به حساب مي آيد بود. از اين رو پس از عمليات بزرگ
حزب الله در منطقه القصير سوريه، دولت هاي مخالف سوريه و گروه هاي تروريستي تلاش
کردند تا در مقابل ضربه اي که از عمليات دو ماهه القصير خوردند يک موقعيت کليدي
براي در اختيار گرفتن موقعيتي برتر بدست آورند اين منطقه، «عرسال» بود که شامل
حدود 300 کيلومترمربع سرزمين لبنان و سوريه مي شد و البته بخش اعظم آن- حدود 170
کيلومترمربع- در لبنان بود. اين انتخاب يک هدف استراتژيک بود که در فاصله کوتاهي
در مرداد 1393-اوت2014- به آن دست يافتند. هم اينک اين منطقه حساس و کليدي پس از
يک نبرد سخت و البته در زماني کوتاه تقريبا به طور کامل توسط حزب الله لبنان بازپس
گرفته و پاکسازي شد. درخصوص اين پيروزي بزرگ و زواياي آن نکات زيرقابل توجه مي
باشد:
1- تسلط تروريست ها بر منطقه عرسال در اواسط تابستان دو سال پيش با هدف چندگانه اي شامل اولا ايجاد يک نقطه امن و کانوني براي انتقال سلاح و تروريزم از مديترانه و طرابلس به داخل سوريه و به خصوص عمليات هايي که با هدف سيطره بر دو استان کانوني حمص و دمشق طراحي و اجرا مي شود ثانيا تبديل اين منطقه به اهرم فشار عليه حزب الله لبنان به گونه اي که مانع حضور فعال و با نشاط حزب الله در سوريه شود و مردم لبنان نتيجه شرکت حزب الله در عمليات ضدتروريزم را انتقال اين پديده از سوريه به لبنان ببينند، ثالثا درگير کردن ارتش لبنان با حزب الله چرا که مسئوليت طبيعي ارتش لبنان حمايت از پناهجوياني است که از سوريه به اردوگاه ها در عرسال سکني گزيده اند و حال آنکه حزب الله نمي تواند در برابر نفوذ گسترده تروريست هايي که در پوشش پناهجو وارد اين اردوگاه ها شده و آنها را به صحنه تهديد موقعيت حزب الله در سوريه نمايند، سکوت کند و رابعا ايجاد منطقه اي امن براي خانواده هاي تروريست هايي که در سوريه مي جنگند، دنبال شد.
در عين حال حزب الله لبنان در اين مدت تلاش کرد تا با محدود کردن آنها در منطقه و قطع اتصالات آنها در سوريه و لبنان از تحقق اهداف چهارگانه اي که به آن اشاره شد جلوگيري کند که تا حد زيادي هم بر آن دست يافت.
2- حزب الله لبنان از اوايل 1396 و پس از کسب اجماع داخلي در لبنان، عمليات آزادسازي منطقه عرسال را طراحي کرد و اين پس از آن بود که ارتش لبنان با صراحت به رئيس جمهور اين کشور گفته بود که نمي تواند مسئوليت پاکسازي عرسال و پيرامون آن را برعهده بگيرد و اين کار بايد به مقاومت لبنان و رهبر آن سيدحسن نصرالله سپرده شود. حزب الله در طرح اوليه قرار بود پيش از شروع ماه مبارک رمضان عمليات خود را آغاز کند اما شرايطي در داخل سوريه پيش آمد و سبب تاخير دو ماهه در اجراي عمليات شد. در نهايت اين عمليات در حالي آغاز شد که طيف هاي مختلف لبناني- به جز حزب المستقبل به رهبري سعد حريري - کنار حزب الله قرار گرفتند و اين يک وضع کاملا مطلوب براي اقتدار داخلي حزب الله به حساب مي آيد اين در حالي بود که ايجاد دردسر براي حزب الله و ضربه زدن به مشروعيت داخلي حزب الله يکي از اصلي ترين اهداف تصرف منطقه عرسال توسط النصره و داعش بود که با حمايت ترکيه و عربستان اين اتفاق در اوت 2014 افتاد.
حزب الله هم اينک، کل اين منطقه شامل شهرک عرسال و روستاهاي الرمل، القاع، الفاکهته، راس بعلبک، اللبده و... را در يک عمليات چند روزه آزاد کرده است اما در عين حال با توام کردن عمليات نظامي با عمليات سياسي، اين آزادي را با حداقل هزينه و حداقل شهدا بدست آورده است. همانگونه که سيدحسن نصرالله در اثناي اين عمليات گفت، هدف عملياتي حزب الله گرفتن تلفات زيادي از النصره نبود بلکه هدف اصلي آزادسازي اين منطقه از سيطره النصره بود. براين اساس نصرالله در پيامي که براي رهبران النصره فرستاد و آن را از طريق سخنراني در تلويزيون نيز تکرار کرد به آنان مهلتي کوتاه داد تا منطقه را ترک نمايند. پيش از اين «ابومالک النقلي» سرکرده اين گروهک در مناطق مرزي لبنان و سوريه در مذاکره با «مصطفي الحجيري» شهردار شهرک عرسال گفته بود شرط تحويل منطقه اين است که رهبران و نيروهاي النصره بدون آنکه مورد شناسايي قرار گرفته و يا خلع سلاح شوند به ترکيه عزيمت نمايند که اين خواسته ها مورد پذيرش قرار نگرفت و در مذاکرات بعدي که بين نماينده اي از حزب الله و «عباس ابراهيم» از سوي النصره صورت گرفت، النصره پذيرفت که سلاح ها را تحويل دهد و نيروهايش را به ادلب منتقل گرداند که اين توافق در دو مرحله اجرايي گرديد. در مقابل آن النصره پذيرفت که اسراي مقاومت را تحويل داده و اجساد شهداي حزب الله نيز تحويل گردد که اين اتفاق افتاد. در واقع آزاد شدن اسراي حزب الله تداعي کننده عمليات تبادل اسراي لبنان بعد از پيروزي حزب الله در جنگ 33 روزه عليه رژيم صهيونيستي بود.
3- پيروزي بزرگ حزب الله لبنان در جنگ عرسال يک حلقه از پيروزي هاي بزرگي است که طي حدود دو ماه اخير نصيب جبهه مقاومت شده است. آزادسازي موصل که مرکز اصلي هدايت تروريزم در منطقه بود، به هم زدن طرح استراتژيک آمريکا در مرزهاي شرقي سوريه، پيروزي مقاومت در غوطه شرقي دمشق و غرب حمص و شکست داعش در تدمر و مناطق پيراموني آن و آزادسازي سريع عرسال به خوبي نشان مي دهد که روند تحولات امنيتي از شکل بحراني به شکل عادي آن جريان پيدا کرده است و اين نويد را پديد آورده است که سال 2017 در نهايت به يک تحول استراتژيک در وضع امنيتي سوريه منجر شود. شکست تروريزم در حد فاصل 2014 تا 2017 يعني در يک دوره چهارساله کار بسيار بزرگي بود بخصوص اگر اين نکته را درنظر بگيريم که براي شکل گيري اين گروه هاي تروريستي و آماده سازي آنان از جنبه هاي مختلف سال ها کار شده بود و سرويس هاي اطلاعاتي و سازمان هاي سياسي مختلفي از آمريکا تا ترکيه و سعودي پاي اين کار آمده بودند. شکست آنان در يک دوره چهار ساله از طرف نيروهايي که در مقايسه با حريف از امکانات نظامي ويژه اي هم بهره مند نبودند، کاري بزرگ و در واقع جلوه اي از «وماالنصر الا من عندالله» بود. کمااينکه شکست پروژه اشغال نظامي کشورها از سوي آمريکا و ايجاد جنگ هايي از نوع جنگ 33 روزه در حدفاصل 2001 تا 2009 يعني در يک دوره 9 ساله کار بسيار بزرگي بود. در حالي که مخاطب اصلي همه اين جنگ ها و موج تروريزمي که در حدفاصل 2012 تا 2017 پديد آمد، «جمهوري اسلامي» بود. اگر پيروزي آسان حزب الله در منطقه کوهستاني و صعب العبور عرسال در سال 2017 را با پيروزي بسيار سخت حزب الله در منطقه هموارتر القصير و يبرود در سال 2014 مقايسه کنيم درمي يابيم که در اين فاصله چه تحول بزرگي روي داده است. در جنگ سال 2014 با وجود آنکه القصير منطقه اي بالنسبه هموار است حزب الله ناچار شد دو ماه بجنگد و دست کم 800 شهيد را تقديم کند درحالي که در جنگ 2017 و در منطقه اي بسيار سخت تر، اين پيروزي طي يک هفته و تنها با 25 شهيد به دست آمد. بااين وصف آنچه در اين جنگ رخ داده است جنگ غلبه اراده مقاومت بر اراده آمريکا و کشورهاي وابسته و تروريست هاي تحت الحمايه آن است که اين يک «فتح عظيم» به حساب مي آيد.
4- آنچه در منطقه در حال وقوع است، شکست تفکر و پروژه تروريزم است و اين نشان مي دهد که مي توان پس از اين و تا مدت ها چنين روندي را پايان يافته تلقي کرد هر چند ممکن است جلوه هاي ضعيفي از آن را کماکان شاهد باشيم.
نکته مهم اين است که با پايان پروژه تروريزم حتماً آمريکا و عوامل آن در منطقه، پرده جديدي را مي گشايند تا از طريق ديگري زمين و زمان را از جبهه مقاومت و انقلاب اسلامي بگيرند. نبايد فراموش کنيم که کماکان مسئله اول و اصلي آمريکا، اسرائيل، سعودي و... «ايران، و مقاومت آن در برابر جبهه استکباري است پس نبايد گمان کنيم که اين جبهه کينه توز با شکست در مقابل ايران و جبهه مقاومت به حقانيت آن اعتراف کرده و يا خود را ناگزير به تحمل آن خواهد ديد. مهم اين است که دريابيم پس از شکست اين جبهه در شاخه امنيتي و نظامي چه پرده اي باز خواهد کرد. همين روزها ما شاهد تلاش گسترده اي براي ربودن عراق از جبهه مقاومت هستيم اين بار اما مهمات در دو صحنه اجتماعي- با هدف بي اعتبارسازي اسلام گرايان و ايجاد اختلاف بين آنان- و در صحنه روابط خارجي- جداسازي آنان از ايران- جريان دارد با اين گمان که جبهه مقاومت بدون کمک عراق قادر به حفظ نفوذ خود در منطقه و مقابله با مداخلات جبهه استکباري نيست. نويسنده: سعدالله زارعي
1- تسلط تروريست ها بر منطقه عرسال در اواسط تابستان دو سال پيش با هدف چندگانه اي شامل اولا ايجاد يک نقطه امن و کانوني براي انتقال سلاح و تروريزم از مديترانه و طرابلس به داخل سوريه و به خصوص عمليات هايي که با هدف سيطره بر دو استان کانوني حمص و دمشق طراحي و اجرا مي شود ثانيا تبديل اين منطقه به اهرم فشار عليه حزب الله لبنان به گونه اي که مانع حضور فعال و با نشاط حزب الله در سوريه شود و مردم لبنان نتيجه شرکت حزب الله در عمليات ضدتروريزم را انتقال اين پديده از سوريه به لبنان ببينند، ثالثا درگير کردن ارتش لبنان با حزب الله چرا که مسئوليت طبيعي ارتش لبنان حمايت از پناهجوياني است که از سوريه به اردوگاه ها در عرسال سکني گزيده اند و حال آنکه حزب الله نمي تواند در برابر نفوذ گسترده تروريست هايي که در پوشش پناهجو وارد اين اردوگاه ها شده و آنها را به صحنه تهديد موقعيت حزب الله در سوريه نمايند، سکوت کند و رابعا ايجاد منطقه اي امن براي خانواده هاي تروريست هايي که در سوريه مي جنگند، دنبال شد.
در عين حال حزب الله لبنان در اين مدت تلاش کرد تا با محدود کردن آنها در منطقه و قطع اتصالات آنها در سوريه و لبنان از تحقق اهداف چهارگانه اي که به آن اشاره شد جلوگيري کند که تا حد زيادي هم بر آن دست يافت.
2- حزب الله لبنان از اوايل 1396 و پس از کسب اجماع داخلي در لبنان، عمليات آزادسازي منطقه عرسال را طراحي کرد و اين پس از آن بود که ارتش لبنان با صراحت به رئيس جمهور اين کشور گفته بود که نمي تواند مسئوليت پاکسازي عرسال و پيرامون آن را برعهده بگيرد و اين کار بايد به مقاومت لبنان و رهبر آن سيدحسن نصرالله سپرده شود. حزب الله در طرح اوليه قرار بود پيش از شروع ماه مبارک رمضان عمليات خود را آغاز کند اما شرايطي در داخل سوريه پيش آمد و سبب تاخير دو ماهه در اجراي عمليات شد. در نهايت اين عمليات در حالي آغاز شد که طيف هاي مختلف لبناني- به جز حزب المستقبل به رهبري سعد حريري - کنار حزب الله قرار گرفتند و اين يک وضع کاملا مطلوب براي اقتدار داخلي حزب الله به حساب مي آيد اين در حالي بود که ايجاد دردسر براي حزب الله و ضربه زدن به مشروعيت داخلي حزب الله يکي از اصلي ترين اهداف تصرف منطقه عرسال توسط النصره و داعش بود که با حمايت ترکيه و عربستان اين اتفاق در اوت 2014 افتاد.
حزب الله هم اينک، کل اين منطقه شامل شهرک عرسال و روستاهاي الرمل، القاع، الفاکهته، راس بعلبک، اللبده و... را در يک عمليات چند روزه آزاد کرده است اما در عين حال با توام کردن عمليات نظامي با عمليات سياسي، اين آزادي را با حداقل هزينه و حداقل شهدا بدست آورده است. همانگونه که سيدحسن نصرالله در اثناي اين عمليات گفت، هدف عملياتي حزب الله گرفتن تلفات زيادي از النصره نبود بلکه هدف اصلي آزادسازي اين منطقه از سيطره النصره بود. براين اساس نصرالله در پيامي که براي رهبران النصره فرستاد و آن را از طريق سخنراني در تلويزيون نيز تکرار کرد به آنان مهلتي کوتاه داد تا منطقه را ترک نمايند. پيش از اين «ابومالک النقلي» سرکرده اين گروهک در مناطق مرزي لبنان و سوريه در مذاکره با «مصطفي الحجيري» شهردار شهرک عرسال گفته بود شرط تحويل منطقه اين است که رهبران و نيروهاي النصره بدون آنکه مورد شناسايي قرار گرفته و يا خلع سلاح شوند به ترکيه عزيمت نمايند که اين خواسته ها مورد پذيرش قرار نگرفت و در مذاکرات بعدي که بين نماينده اي از حزب الله و «عباس ابراهيم» از سوي النصره صورت گرفت، النصره پذيرفت که سلاح ها را تحويل دهد و نيروهايش را به ادلب منتقل گرداند که اين توافق در دو مرحله اجرايي گرديد. در مقابل آن النصره پذيرفت که اسراي مقاومت را تحويل داده و اجساد شهداي حزب الله نيز تحويل گردد که اين اتفاق افتاد. در واقع آزاد شدن اسراي حزب الله تداعي کننده عمليات تبادل اسراي لبنان بعد از پيروزي حزب الله در جنگ 33 روزه عليه رژيم صهيونيستي بود.
3- پيروزي بزرگ حزب الله لبنان در جنگ عرسال يک حلقه از پيروزي هاي بزرگي است که طي حدود دو ماه اخير نصيب جبهه مقاومت شده است. آزادسازي موصل که مرکز اصلي هدايت تروريزم در منطقه بود، به هم زدن طرح استراتژيک آمريکا در مرزهاي شرقي سوريه، پيروزي مقاومت در غوطه شرقي دمشق و غرب حمص و شکست داعش در تدمر و مناطق پيراموني آن و آزادسازي سريع عرسال به خوبي نشان مي دهد که روند تحولات امنيتي از شکل بحراني به شکل عادي آن جريان پيدا کرده است و اين نويد را پديد آورده است که سال 2017 در نهايت به يک تحول استراتژيک در وضع امنيتي سوريه منجر شود. شکست تروريزم در حد فاصل 2014 تا 2017 يعني در يک دوره چهارساله کار بسيار بزرگي بود بخصوص اگر اين نکته را درنظر بگيريم که براي شکل گيري اين گروه هاي تروريستي و آماده سازي آنان از جنبه هاي مختلف سال ها کار شده بود و سرويس هاي اطلاعاتي و سازمان هاي سياسي مختلفي از آمريکا تا ترکيه و سعودي پاي اين کار آمده بودند. شکست آنان در يک دوره چهار ساله از طرف نيروهايي که در مقايسه با حريف از امکانات نظامي ويژه اي هم بهره مند نبودند، کاري بزرگ و در واقع جلوه اي از «وماالنصر الا من عندالله» بود. کمااينکه شکست پروژه اشغال نظامي کشورها از سوي آمريکا و ايجاد جنگ هايي از نوع جنگ 33 روزه در حدفاصل 2001 تا 2009 يعني در يک دوره 9 ساله کار بسيار بزرگي بود. در حالي که مخاطب اصلي همه اين جنگ ها و موج تروريزمي که در حدفاصل 2012 تا 2017 پديد آمد، «جمهوري اسلامي» بود. اگر پيروزي آسان حزب الله در منطقه کوهستاني و صعب العبور عرسال در سال 2017 را با پيروزي بسيار سخت حزب الله در منطقه هموارتر القصير و يبرود در سال 2014 مقايسه کنيم درمي يابيم که در اين فاصله چه تحول بزرگي روي داده است. در جنگ سال 2014 با وجود آنکه القصير منطقه اي بالنسبه هموار است حزب الله ناچار شد دو ماه بجنگد و دست کم 800 شهيد را تقديم کند درحالي که در جنگ 2017 و در منطقه اي بسيار سخت تر، اين پيروزي طي يک هفته و تنها با 25 شهيد به دست آمد. بااين وصف آنچه در اين جنگ رخ داده است جنگ غلبه اراده مقاومت بر اراده آمريکا و کشورهاي وابسته و تروريست هاي تحت الحمايه آن است که اين يک «فتح عظيم» به حساب مي آيد.
4- آنچه در منطقه در حال وقوع است، شکست تفکر و پروژه تروريزم است و اين نشان مي دهد که مي توان پس از اين و تا مدت ها چنين روندي را پايان يافته تلقي کرد هر چند ممکن است جلوه هاي ضعيفي از آن را کماکان شاهد باشيم.
نکته مهم اين است که با پايان پروژه تروريزم حتماً آمريکا و عوامل آن در منطقه، پرده جديدي را مي گشايند تا از طريق ديگري زمين و زمان را از جبهه مقاومت و انقلاب اسلامي بگيرند. نبايد فراموش کنيم که کماکان مسئله اول و اصلي آمريکا، اسرائيل، سعودي و... «ايران، و مقاومت آن در برابر جبهه استکباري است پس نبايد گمان کنيم که اين جبهه کينه توز با شکست در مقابل ايران و جبهه مقاومت به حقانيت آن اعتراف کرده و يا خود را ناگزير به تحمل آن خواهد ديد. مهم اين است که دريابيم پس از شکست اين جبهه در شاخه امنيتي و نظامي چه پرده اي باز خواهد کرد. همين روزها ما شاهد تلاش گسترده اي براي ربودن عراق از جبهه مقاومت هستيم اين بار اما مهمات در دو صحنه اجتماعي- با هدف بي اعتبارسازي اسلام گرايان و ايجاد اختلاف بين آنان- و در صحنه روابط خارجي- جداسازي آنان از ايران- جريان دارد با اين گمان که جبهه مقاومت بدون کمک عراق قادر به حفظ نفوذ خود در منطقه و مقابله با مداخلات جبهه استکباري نيست. نويسنده: سعدالله زارعي