اوین نامه کیهان 4 شنبه 11 مهر ماه سال 1397
يادداشت روز اوین نامه ی کیهان "جنگ ارزي با
تاكتيك ماهي پلو!”
طی 40 سال هرروزی که از عمر رژیم
ولایت فقیه سپری شده است براساس تجربه کسب شده ماهیت ارتجاعی واصلاح ناپذیری رژیم
ولایت فقیه بیشتر نمایان شده است .از طرف دیگر تنفرعمومی روز افزون نسبت به رژیم ولایت فقیه هم
بیشتر برجسته شده است . برای همین افزایش
فاصله میان مردم ورژیم ولایت فقیه از طریق وابستگی شدید رژیم ولایت فقیه به ارگان
های سرکوبگر به خصوص سپاه پاسداران بیشتر بیشتر شده است . همین امر موجب رشد قدرت پاسداران ونفوذ اقتصادی -
سیاسی - نظامی وحتی فرهنگی و مطبوعاتی
شان شده است . تا جایی که ادعای مالکیت
کشور و به گروگان گرفتن مردم می کنند .
برای همین است که برنامه هسته ای و موشکی همراه با سیاست جنگ افروزی از سوی اینان دنبال می شود وموازی مخالفت با برجام مخالفت شدید با تصویب
لوایح 4 گانه FTAFمی کننذ .در این رابطه مشتی جارچی
تبلیغاتی در مطبوعات و رسانه های خبری و
پادو در مجلس ارتجاع وتریبون های نماز جمعه
دارند.
جمعي نشسته بودند و درباره راه هاي
مقابله با شيطان سخن مي گفتند. هركس بنا به معلومات و خوانده هايش نظري مي داد كه
چگونه مي توان از شر و حيله شيطان در امان ماند. يكي در آن ميان گفت من راهي مي
شناسم كه مي توان كار شيطان را يكسره كرد. سايرين با اشتياق از او خواستند كه
تدبيرش را هر چه زودتر با آنان در ميان بگذارد. مرد رند از آنان خواست كه ماهي شور
فراواني تهيه كنند و ماهي پلو بپزند. وقتي غذا حاضر شد گفت حالا بدون آن كه بسم
الله بگوئيد، بخوريد. رند كه حسابي گرسنه بود لقمه ها را بزرگ تر برمي داشت و سريع
تر از بقيه فرو مي داد. وقتي خوردند و سير شدند رو به جمع كرد و گفت حالا بسم الله
بگوئيد و آب بنوشيد. جمع نوشيدند و با تعجب پرسيدند اين كارها چه ربطي به مقابله
با شيطان دارد؟! مرد رند سينه اي صاف كرد و گفت؛ در حديث آمده است كه اگر هنگام
خوردن غذا نام خدا را بر زبان نياوريد، شيطان با شما هم غذا مي شود. شيطان با ما
ماهي شور فراوان خورد اما نتوانست آب بنوشد، پس از فرط تشنگي خواهد مرد!
برخي مواضعي كه اين روزها درباره كاهش نرخ
ارز گرفته مي شود از همين نوع است. گروهي از نمايندگان مجلس و چهره هاي سياسي حامي
دولت وارد معركه شده و مدعي هستند كاهش قيمت دلار به خاطر اطمينان از تصويب لايحه
CFT (آخرين
لايحه از لوايح چهارگانه مربوط به درخواست هاي FATF) در مجلس است. قابل تامل
ترين موضع گيري را در اين ميان از سفير كشورمان در لندن شاهد بوديم. روز دوشنبه
حميد بعيدي نژاد در پيامي توئيتري نوشت: «با شروع ريزش قيمت ارز و سكه در بازار
امروز عصر ايران، حالا نوبت نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي است كه با تكميل
فرآيند FATF و تصويب استانداردهاي بين المللي نظام بانكي در جلسه
فردا، روند تثبيت واقعي نرخ ارز و از ميان رفتن حباب ساختگي در بازار را تداوم
بخشند.»
اين موضع آقاي سفير كه زماني در تيم
مذاكرات هسته اي هم حضور داشته است، به شدت يادآور مواضع وي و همفكرانش درباره
برجام است. مواضعي تخيلي و دور از واقعيت هاي سياسي و اقتصادي كه رقص عده اي خوش
خيال كه همزمان اسكناسي يك دلاري و هزار توماني در دست داشتند، تبلور خياباني اين
حجم از كلاهبرداري محاسباتي بود. كار چنان بالا گرفت كه وقتي خبري از سيب و گلابي
برجام نشد و رقصندگان هم به صف معترضان پيوستند، چندي بعد همين آقايان مدعي شدند
كه اين منتقدان بودند كه سطح انتظارات مردم را بالا بردند.
اجرايي كردن تعهدات FATF مين گذاري در ميدان
اقتصاد و امنيت كشور است كه تلفات آن در آينده مشخص خواهد شد. برخلاف ادعاي بعيدي
نژاد و هم خط هاي وي، FATF نه تنها به ثبات قيمت ارز و كاهش مشكلات
اقتصادي كشور كمك نمي كند، بلكه نقش ردياب را براي بمب هاي تحريمي دشمن فراهم كرده
و اندك روزنه هاي دور زدن تحريم ها و تنفس مبادلات اقتصادي خارجي كشور را نيز بسته
و مشكلات را دو چندان مي كند.
اما جالب تر از نظر بعيدي نژاد، اظهار
نظر وزير ارتباطات است. آذري جهرمي روز دوشنبه در توئيتي نوشت: «آيا در تيتر فرداي
روزنامه ها و طرح ديدگاه هاي صاحبنظران، به نقش شبكه هاي اجتماعي در همدلي ملي و
سقوط دلار پرداخته خواهد شد؟ شايد اين تجربه خوبي بود كه نشان دهد برخي ايرادات
مطروحه، ناشي از عدم وجود سياست صحيح در نحوه استفاده از رسانه هاي نوين است نه
نفس توسعه شبكه هاي اجتماعي.» نعل وارونه آقاي وزير در نسبت دادن كاهش قيمت دلار
به شبكه هاي اجتماعي از آن دست مواضعي است كه مي توان گفت تنها در چنته ايشان يافت
مي شود. آقاي وزير! شما بر اساس كدام مستندات و استدلال ها ظرف چند ساعت متوجه
شديد كه مدال كاهش قيمت دلار را بايد به گردن شبكه هاي اجتماعي انداخت؟! برخلاف
ادعاي عده اي كه وضعيت حاضر را محصول خروج آمريكا از برجام مي دانند، حداقل 9 ماه
(بيش از 4 ماه قبل از خروج آمريكا از برجام) از شروع روند افزايش قيمت دلار مي
گذرد. در اين 9 ماه شبكه هاي اجتماعي كجا بودند و چرا جلوي بالا رفتن قيمت دلار تا
بالاي 18 هزار تومان را نگرفتند؟
نگاهي گذرا و دور از سياسي بازي، به
اتفاقات ماه هاي اخير نشان مي دهد، در كنار بي عملي و بي تدبيري مسئولان دولتي،
شبكه هاي اجتماعي يكي از اصلي ترين عوامل وضع موجود هستند. مسئله اي كه برخي از
مسئولان ارشد دولتي - مانند رئيس پيشين بانك مركزي- نيز به آن اذعان كرده اند. در
جنگ اقتصادي آمريكا عليه ملت ايران، تحريم و رسانه دو سلاح اصلي دشمن هستند. تحريم
فشار اقتصادي وارد مي كند و عمليات رسانه اي، با پمپاژ نااميدي، عدم اطمينان، بي
ثبات نشان دادن اوضاع و القاي برتري مطلق حريف، زمينه را براي رسيدن كشور تحريم كننده
به هدف، يعني تسليم تحريم شونده، فراهم مي سازد.
دولتمردان محترم با شانتاژ و غوغاسالاري
چنين وانمود مي كنند كه منتقدان خواهان محدوديت فضاي مجازي و برچيدن شبكه هاي
اجتماعي هستند حال آنكه محل بحث جاي ديگري است و آن نگاه حاكميتي و كلان به
ماجراست. در حالي كه جريان غربگراي داخلي با توهين و تخطئه و برچسب زني، سعي دارد
راه را بر هرگونه گفت و گوي منطقي و انتقادي ببندد، اين روزها آمريكا و كشورهاي
اروپايي بدون ترس و واهمه در حال ديكته سياست هاي خود به شبكه هاي اجتماعي هستند و
اين شبكه ها نيز چاره اي جز تن دادن به اين قوانين ندارند. رسوايي «كمبريج
آناليتكا» يكي از جنجالي ترين نمونه هاي اخير سوءاستفاده از اطلاعات كاربران شبكه
هاي اجتماعي است كه با همكاري فيسبوك از اطلاعات ميليون ها كاربر آمريكايي براي
تاثيرگذاري بر انتخابات رياست جمهوري 2016 بهره برداري كردند. جالب توجه آنكه اين
شركت وابسته به شركت لابراتوارهاي ارتباطات راهبردي (اس سي ال) است كه سوابقي در
حوزه نظامي و جنگ رواني دارد.
وقتي غول هاي فناوري دنيا حتي به
شهروندان خود نيز رحم نكرده و اينچنين از آنها جاسوسي كرده و از اطلاعات آنها براي
مقاصد سياسي
و اقتصادي خود و شريكانشان سوءاستفاده مي كنند، ديگر تكليف ايران و مردم آن كه
حاضر به پذيرش كدخدايي آمريكا نيستند، روشن است. مدت زيادي از آشوب هاي دي ماه 96
نگذشته است. آشوب هايي كه جان عده اي از شهروندان بي گناه را نيز گرفت و شبكه هاي
اجتماعي نقشي غيرقابل انكار در برپايي و دميدن در اين آتش داشتند و جالب آنكه يكي
از اصلي ترين واكنش ها و دخالت هاي غرب در اين ماجرا آن بود كه به هر ترتيبي نبايد
اجازه داد جمهوري اسلامي شبكه هاي اجتماعي را كنترل يا محدود كند.
اقتصاد كشور بيمار است و تب و لرز آن با
پايين و بالا شدن قيمت دلار يكي از عوارض اين بيماري است. بدون شك پايين آمدن چند
هزار توماني قيمت ارز، پس از آن افزايش نجومي و بي منطق، اتفاقي مثبت است اما
واقعيت آن است كه تا برخي دردهاي مزمن اقتصاد درمان نشود و به موازات آن افكار
عمومي كشور از چنگال تروريست هاي كيبوردي نجات نيابند، وقوع چنين التهابات و شوك
هاي اقتصادي غيرقابل انتظار نيست. موضع آقايان بعيدي نژاد و آذري جهرمي را در واقع
بايد نوعي فرار به جلو دانست. كشور درگير يك جنگ تمام عيار اقتصادي و رسانه اي
است. وزارت ارتباطات يكي از قرارگاه هاي اصلي جبهه خودي در فضاي مجازي به عنوان اصلي
ترين ميدان جنگ اقتصادي است. نسبت دادن قيمت دلار به شبكه هاي اجتماعي، ادعايي بي
اساس براي پوشاندن سياست هاي غلط دولت در حوزه فضاي مجازي است. بعيدي نژاد و دوستانش هم
كه اين روزها بايد پاسخگوي قصه نافرجام برجام باشند، به جاي پاسخگويي درباره
تعهدات و امتيازات يك طرفه اي كه به حريف دادند، مي خواهند با دادن وعده هاي واهي،
تعهدات جديدي بر دوش كشور بار كنند. البته از دولتي كه به قول پدرخوانده هاي اصلاح
طلبش، دولت برجام و تلگرام است، بيش از تاكتيك ماهي پلو نيز نمي توان انتظار داشت. نويسنده: محمد صرفي