ساعت ۱۱ صبح دوشنبه (۴ اسفند) صدای شلیکهای پیدرپی در یکی از خیابانهای تهرانپارس، پایتخت را تکان داد. رهگذران مرد میانسالی را دیدند که با ساکی در دست از محل متواری میشود.با اعلام تیراندازی مرگبار به بازپرس تبریزی، تیم بررسی صحنه جرم راهی محل شد. آنها مقابل خانهای جسد مردی حدوداً ۶۰ ساله را یافتند که با شلیک ۵ گلوله از کلت کمری به قتل رسیده بود.همسر مقتول که شاهد جنایت بود، در تحقیقات گفت: شوهر خواهرم از مدتها قبل با همسرم مشکل مالی داشت. امروز تماس گرفت و گفت برای رفع این مشکلات به خانه ما بیایید. من و همسرم راهی خانه خواهرم شدیم، اما به محض زدن زنگ خانه، شوهرش مقابل در ظاهر شد و شروع به تیراندازی به همسرم کرد. او از قبل ساکش را آماده کرده بود و بلافاصله پس از تیراندازی، ساک را برداشت و متواری شد.به دستور بازپرس شعبه هشتم دادسرای ویژه سرقت، تحقیقات برای دستگیری قاتل فراری ادامه دارد.روزنامه ایران
نقد و بررسی مطبوعات
جهش ۱۱۰ درصدی هزینه غذا؛ تورم خوراکیها رکورد زد
بازتاب– در حالی که گزارشهای رسمی مرکز آمار ایران از جهش کمسابقه قیمت مواد غذایی حکایت دارد، سفره خانوار ایرانی در تنگنایی بیسابقه قرار گرفته است. دادههای منتشرشده نشان میدهد مردم در بهمن امسال برای تأمین همان سبد غذایی سال گذشته، بهطور متوسط حدود ۱۱۰ درصد بیشتر هزینه میکنند؛ این در شرایطی است که افزایش حدود ۴۰ درصدی حقوقها در ابتدای سال، حالا در برابر موج تورم رنگ باخته و عملاً قدرت خرید خانوارها را بهشدت کاهش داده است.گرانی غذا؛ سرعت بیشتر از دستمزد-میانگین قیمت مواد غذایی در بهمن امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل، بیش از دو برابر شده است. این عدد زمانی معنا پیدا میکند که بدانیم ۳۸.۹ درصد از کل هزینههای خانوار به خوراکیها اختصاص دارد. به بیان ساده، حتی اگر سایر هزینههای زندگی ثابت میماند، جهش قیمت غذا بهتنهایی میتوانست کل افزایش مزد سالانه را خنثی کند؛ چه رسد به اینکه سایر بخشها نیز بین ۴۰ تا ۶۰ درصد رشد قیمت را تجربه کردهاند.در حال حاضر شتاب افزایش هزینهها از رشد درآمدها پیشی گرفته است. در نتیجه، فاصله میان دخل و خرج خانوار هر ماه عمیقتر میشود و قدرت خرید بهطور مستمر تحلیل میرود.قوت غالب، قربانی تورم-نگاهی به جزئیات تورم خوراکیها تصویر دقیقتری ارائه میدهد. در بهمن ۱۴۰۴ نسبت به بهمن ۱۴۰۳، تورم نقطهبهنقطه برخی اقلام اساسی چنین بوده است:این ارقام هر کدام به معنای حذف تدریجی یک قلم از سفره خانوار است. نان و برنج که ستون اصلی تغذیه در بسیاری از خانههاست، بیشترین فشار را تجربه کردهاند. وقتی «قوت غالب» با چنین جهشی مواجه میشود، تغییر الگوی مصرف اجتنابناپذیر است؛ کاهش کیفیت، کاهش کمیت و در نهایت کوچکشدن سفره خانوار ها.
معیشت در ترازوی تورم-سال گذشته هزینه غذای یک خانوار سهنفره حدود ۹ میلیون و ۱۵۰ هزار تومان برآورد میشد؛ رقمی که تنها بخشی از کل هزینه زندگی ماهانه (بیش از ۲۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان) را تشکیل میداد. اکنون با رشد ۱۱۰ درصدی هزینه خوراک، مخارج غذایی چنین خانواری به حدود ۱۹ میلیون تومان رسیده است. بهعبارت دیگر، هزینه ماهانه غذای هر نفر از مرز ۶ میلیون تومان عبور کرده؛ عددی که برای بسیاری از حقوقبگیران معادل یا حتی بیشتر از کل افزایش حقوق سالانه است.فشار بر حقوقبگیران و خطر رکود تقاضا-اقتصاد کشورمان با شوک تورمی همراه شده است، یکی از راهکارهای مرسوم، تعدیل چندباره دستمزدها متناسب با نرخ تورم است؛ تجربهای که در سالهای اخیر در برخی کشور ها مانند ترکیه اجرا شد تا قدرت خرید خانوارها بهطور کامل فرونریزد و بازار مصرف دچار رکود نشود.در کشور ما اما افزایش مزد معمولاً سالی یکبار و با فاصلهای محسوس از تورم واقعی اتفاق میافتد. پیامد این سیاست این است که نخست معیشت خانوار تضعیف میشود و سپس بازارها با افت تقاضا مواجه میشوند؛ چرخهای که میتواند رکود تورمی را عمیقتر کند.آینده سفره ایرانی-ادامه روند فعلی نهتنها به تغییر الگوی مصرف و کاهش تنوع غذایی میانجامد، بلکه پیامدهای اجتماعی و بهداشتی بلندمدتی نیز در پی دارد. کاهش مصرف پروتئین، لبنیات و میوه میتواند آثار خود را در شاخصهای سلامت عمومی نشان دهد.اگر سیاستگذار به دنبال مهار تبعات تورم است، هماهنگی میان رشد دستمزد و نرخ تورم ـ بهویژه در بخش خوراکیها ـ دیگر یک انتخاب نیست؛ ضرورتی فوری است. چرا که در نهایت، اقتصاد از سفره مردم آغاز میشود و هرچه این سفره کوچکتر شود، فاصله میان آمارهای کلان و واقعیت زندگی روزمره بیشتر خواهد شد.
یادداشت روز اوین نامه کیهان "شلیک مستقیم به مغزها در جنگ موازی"
دروغ نامه کیهان ۴ شنبه ۶- اسفندماه سال-۱۴۰۴
یادداشت روز اوین نامه کیهان "شلیک مستقیم به مغزها در جنگ موازی"
درشرایطی
که پاسدار اطلاعاتی- امنیتی حسین نجات
درگفت گوی خود اعتراف کرد که آمریکا وعوامل موساد در اعتراضات دی ماه نقشی
نداشتند. مکمل آن علی شکوری رادمدعی اصلاح طلب که بازداشت شده است، فاش کرد که بسیجی ها
مساجدرا آتش زدند تا نیروهای ا منیتی سرکوبگر بهانه داشته باشند تا با قطع اینترنت
مرتکب سرکوب وحشیانه وکشتارجمعی ضد بشری در۱۸ و۱۹ دی شوند. همچنین تازگی بهزاد
نبوی هم هشدار داد که نفوذی هادربالا حضور دارند .ولی اوین نامه کیهان سربازجو شریعت نداری پاسدار
سربازجوشریعت نداری وقلم زنان همکارش مثل همیشه مأموریت دارند تابطور عمد با پاک کردن
صورت مسأله واقعیت را نه انکار که وارونه
کنند. برای همین یادداشت نویس با
عنوان "شلیک مستقیم به مغزها درجنگ موازی " چاشنی برگردان کردن اعتراضات ادامه دار به اغتشاشات برای ضربهای گسترده به
کشور و مردم کرده که طراحی شده بود. درادامه بدون آنکه به نقش
تحریم ها ورشد تورم وافزایش بی وقفه قیمت ارز ودلار ....وگرانی کالاها که
ناشی ازبرنامه های هسته ای وموشکی است و موجب نارضایتی عمومی و اعتراض بازاریان در۶ دی شد که
سپس مورد تهاجم سرکوبگرانه نیروهای امنیتی واقع گردید.ولی اشاره کرده حرکتی که
ابتدا با ربودن فضای اعتراضی مردم و اصناف به برخی نابسامانیها و نوسانات
اقتصادی، تبدیل به آشوب و اغتشاش شد و در مرحله بعد با اجرای نقشه از پیش طراحی
شده که دشمن امید زیادی به آن بسته بود، چهره یک جنگ خیابانی و شورش مسلحانه تمام
عیار را به نمایش گذاشت. آنگاه یادداشت نویش برای
به حاشیه بردن نقش کلیدی خامنه ای رمال وزبون وآدم کش و عامل بحران ها واعتراضات وسرکوب وبه خون کشانیدش از سوی نیروهای امنیتی اش آن راجنگ
دشمن تبدیل کرده که در آن به دلایل متعدد
از جمله ایجاد اجماع و فشار جهانی بر ایران، افزایش آمار کشتهها را دنبال میکرد.
هدف شومی که با میدان داری عناصر آموزش دیده و مسلح شده طی دو شب به خشنترین و بیرحمانهترین
روشها، دو هزار و 400 نفر از ماموران پلیس، مدافعان امنیت و مردم عادی و رهگذران
از کودک و زن و جوان و پیر را به خاک و خون کشید و پس از مراعات و خویشتن داری
پلیس و مدافعان امنیتِ مردم برای جداشدن کامل کسانی که سادهانگارانه هنوز به تصور
اعتراض در کف خیابان باقی مانده بودند، قریب 700 نفر از آشوبگران مسلح و قاتلان
مردم نیز به سزای اعمال شان رسیدند. البته این قلم
بردست وارونه نویس اوین نامه کیهان
سربازجو شریعت نداری تا پایان یادداشت خود ادعای مضحک جعلی ودروغ خودرا پیگیری و
تکرار کرده است.
اغتشاشات اخیر
برای ضربهای گسترده به کشور و مردم طراحی شده بود. حرکتی که ابتدا با ربودن فضای
اعتراضی مردم و اصناف به برخی نابسامانیها و نوسانات اقتصادی، تبدیل به آشوب و
اغتشاش شد و در مرحله بعد با اجرای نقشه از پیش طراحی شده که دشمن امید زیادی به
آن بسته بود، چهره یک جنگ خیابانی و شورش مسلحانه تمام عیار را به نمایش گذاشت.جنگی که بیش از هرچیز دشمن در آن به دلایل متعدد
از جمله ایجاد اجماع و فشار جهانی بر ایران، افزایش آمار کشتهها را دنبال میکرد.
هدف شومی که با میدانداری عناصر آموزش دیده و مسلح شده طی دو شب به خشنترین و بیرحمانهترین
روشها، دو هزار و 400 نفر از ماموران پلیس، مدافعان امنیت و مردم عادی و رهگذران
از کودک و زن و جوان و پیر را به خاک و خون کشید و پس از مراعات و خویشتنداری پلیس
و مدافعان امنیتِ مردم برای جداشدن کامل کسانی که سادهانگارانه هنوز به تصور اعتراض
در کف خیابان باقی مانده بودند، قریب 700 نفر از آشوبگران مسلح و قاتلان مردم نیز
به سزای اعمالشان رسیدند.جنگ آشوبگرانه اخیر که هرچه
گذشت، ابعاد مختلف و زوایا و پشتپردههای
آن نمایانتر شد، نشان داد؛ دشمن آمریکایی و صهیونیستی که خود به حضور و پشتیبانی
در میدان این شبه کودتای خشن اذعان و اعتراف داشت، با روشهای مختلف به یارگیری،
آموزش، تجهیز، تطمیع و تشجیع عوامل مزدور خود پرداخته است. امری که در اعترافات
بازداشت شدگان و کشفیات خط و ربطهای ماجرا هم کاملاً مشهود بود. این توطئه عظیم
البته به لطف خدا با رشادت مدافعان امنیت، حضور همچون همیشه تعیینکننده مردم
مدافع انقلاب و میهن و درایت رهبر حکیم انقلاب خنثی شد اما بررسی ابعاد و زمینهها
و نقشههای دشمن در این ماجرا همچنان ضروری است.یکی
از زوایای مهم و قابل تأمل این اغتشاشات مسلحانه، توجه به جنگی موازی و کشنده در
کنار آن است که پرداختن و تلاش برای خنثی کردن آن به اندازه خود جنگ خیابانی اخیر
اهمیت دارد.واقعیت آن است که وقتی از جنگ
موازی در میدان اخیر سخن میگوییم، با نگاهی هوشمندانه و عمیقتر میتوان دقیقاً
ابزار، نقشهها، تلاشها، تدارکات و هزینههای دشمن در آن را همچون جنگ و اغتشاش
خیابانی مشاهده کرد. گزارشهای
پزشکی قانونی و پلیس، بررسی کارشناسانه سلاحهای نشانه رفته به سوی مردم و
اعترافات آشوبگران مسلح دستگیر شده حکایت از پیاده شدن سناریو دیکته شده از سوی
کارفرمایان معرکه کشتهسازی برای شلیک به سر مردم، رهگذران و حتی برخی از حاضران
در صف به ظاهر اعتراض از فاصله نزدیک برای اطمینان از افزایش قطعی تعداد کشتهها
دارد.اما وقتی از جنگ موازی پرحجم
در کنار این جنگ بیرحمانه و خشن خیابانی سخن میگوییم، منظور جنگ پرحجم و پرخطر
در فضای رسانه و فضای مجازی با محوریت شبکههای اجتماعی و ماهوارهای وابسته به
دشمن است که با بهکارگیری انواع سلاحها همچون تحریف، دروغ، جعل واقعیات و شایعهسازی؛
همزمان و همانطور که تیر اشرار قاتل کف خیابان سر مردم را نشانه میگرفت یا دشنه
و تیغ اوباش اجارهای جسم مردم را میدرید، تیرهای جنگ مجازی موازی دشمن هم مغزها
و ذهنهای مردم و جوانان ما را هدف گرفته بود و دشنههای دروغ و شبهه و تحریف روح
جامعه و مردم از اقشار مختلف را زخمی میکرد. در
این میدان، جنگ مسلحانه خیابانی و به موازات آن جنگ رسانهای و مجازی دشمن به کمکرسانی
متقابل یکدیگر آمده بودند. گاه جنگ و کشتار بیرحمانه خیابانی خوراک و مهمات جنگ
رسانهای و مجازی میشد و گاه جنگ مجازی و انواع تحریفات و دروغها زمینه را برای
پیشبرد اهداف خیابانی اغتشاشگران فراهم میکرد.با
این حال یک تفاوت مهم در این دو محور مهم جنگ و تقابل دشمن با مردم کشورمان وجود
دارد و آن هم اینکه جنگ خیابانی و اغتشاش مسلحانه در یک بازه چند روزه رخ داد و
تمام شد اما جنگ تبلیغی و رسانهای مذکور از مدتها و سالها و روزها قبل از جنگ
خیابانی آغاز شده بود و یک ماه و نیم پس از حوادث تروریستی دیماه همچنان ادامه
دارد و خواهد داشت. موضوعی که نشان از اهمیت این عرصه برای دشمن دارد.تفاوت
دیگر اینکه در جنگ مسلحانه و یا آشوب با انواع سلاح، راحتتر میتوان با صدای
شلیک، دود آتش و...متوجه اتفاقی که رخ میدهد شد اما جنگ رسانهای و مجازی گاه
قربانیان را طی چند سال یا چند ماه و چند روز آنچنان اسیر خود میکند و به مسلخ میبرد
که قربانی شاید تا لحظه آخر و شاید هرگز متوجه نشود از کدام سو و چگونه مورد هدف
تیر زهرآلود قرار گرفته است.در چنین فضائی آنها که خود
برای کشتن هرچه بیشتر مردم ایران و افزایش آمار و کشتهسازی، مزدور اجیر کرده
بودند میداندار افزایش حیرت انگیز و دروغین تعداد کشتهها میشوند و بسیاری دروغها
و روایتهای جعلی را مطرح میکنند تا خون این کشتههای مظلوم را به گردن نظام
بیندازند. عجیب و تلخ و تاسفبرانگیز آنکه عدهای نیز مغز و روح خود را برای شلیک
شایعات و دروغهای دشمن آماده کردهاند.جنگ خیابانی اغتشاشگران با
رشادت و ایستادگی مدافعان امنیت و پای کار آمدن مردم خیلی زود جمع شد اما باید
غلبه بر دشمن و خنثی کردن نقشههای او در عرصه جنگ مجازی و رسانهای هم بیش از پیش مورد توجه همگان از مسئولان تا مردم
قرار گیرد.نکته مهم و راه غلبه بر این
بخش از تقابل با دشمن این است که مسئولان امر و مردم، وجود این جنگ رسانهای و
مجازی و شلیک رگباری دشمن در این میدان را بپذیرند و انکار نکنند.اینجا هم باید مثل جنگ نظامی پدافند مطمئن به
کار گرفت. باید همچون جنگ نظامی یا خیابانی به فکر مداوای مجروحان و آسیبدیدگان
جنگ رسانهای دشمن بود. باید مانند جنگ نظامی در این عرصه هم تحرکات مشکوک دشمن
مورد توجه قرار گیرد.تا زمانی که همچون جنگ نظامی و
مسلحانه واقعیتهای میدانی جنگ مجازی که دشمن در آن هیچ محدودیت اخلاقی و حرفهای
برای خود قائل نیست و حتی از منفجر کردن بمبهای اتمی و شیمیایی و کشتارجمعی مجازی
برای رسیدن به اهداف شوم خود هم ابایی ندارد جدی گرفته نشود، روز به روز شاهد
تلفات در این عرصه خواهیم بود و تا زمانی که همچون عرصه نظامی در جنگ رسانهای هم
قوی نشویم گویی میدان را به دشمن واگذار کردهایم. در این خصوص علاوه بر نیاز به
تحقق حکمرانی مجازی که کشورهای غربی در عمل به آن و حفاظت از جامعه خود از ما جدیتر
هستند، باید به سمت عرضه جذاب، پرمحتوا و متناسب واقعیتهای تاریخ معاصر، معرفی
پیشرفتهای جهشی کشور در دوران پس از انقلاب در عرصههای مختلف، روشنگری از اهداف
شوم دشمن در پس لبخند ظاهری و خبیثانه آن با زبان روز و مناسب سلیقه جوانان و
نوجوانان حرکت کنیم.اینکه امروز برخی هرچند اندک
از دانشجویان ما در بهترین دانشگاههای کشور با کمترین اطلاعات تاریخی و عدم شناخت
از واقعیات روز جهان به دام تحریفات دشمن میافتند نشانهای از کمکاریهای کسانی
است که از دوران مدرسه تاکنون و در عرصه رسانه و... به وظایف خود درست عمل نکردهاند
و در صحنه جنگ مجازی و تحریف واقعیات به نفع دشمن عقبنشینی کردهاند.در نتیجه جدی نگرفتن جنگ رسانهای و مجازی است
که دشمن برای اثرگذاری خزنده در مدارس و دانشگاهها به طمع افتاده است.البته ساختن تصویری غلط از دانشجویان و دانشآموزان
و معلمان جامعه با پمپاژ اشتباه و لغزشهای عدهای محدود از آنها، خود جلوهای
دیگر از جنگ مجازی است.در اثر غفلت و خوشخیالی برخی
مسئولان سادهاندیش است که اعمال حاکمیت مجازی تبدیل به تابو شده است حال آنکه
دشمن با اذعان بر اهمیت فضای مجازی در تقابل با کشورهای دیگر به سرمایهگذاری
پرحجم در این حوزه روی آورده است.باید در این عرصه قوی شد تا
ابتکار عمل و جرأت ضربه زدن را از دشمن گرفت. امروز اگر دشمن برای حمله نظامی با
سبک و سنگین کردن قدرت نظامی ما جرأت حمله را در خود نمیبیند اما در عرصه جنگ
موازی مجازی تعللها و خوشبینیها و وادادگی برخی مسئولان امر، طمع دشمن را برای
آسیب زدن بیشتر میکند.عباس شمسعلی
حمله پادوهای رسانهای دشمن به امنیت روانی- اقتصادی جامعه
اوین نامه کیهان ۶- اسفند-۱۴۰۴
با کلیدواژه جنگ در
جریان است
حمله پادوهای رسانهای
دشمن به امنیت روانی- اقتصادی جامعه
درحالی که به دلیل ادعاهای پوچ ووارونه ودروغ های تبلیغاتی تولیدی تکراری مدام برضریب
منفوریت وبی اعتباری اوین نامه کیهان سربازجوشریعت نداری همچون خامنه ای ر مال
وزبون وقاتل به پناهگاه خزیده می افزاید. با این حال این اوین نامه تلاش می کند تا
هروز گزارشات دروغ بزرگ ترازروزقبل تهیه وتنظیم کند وبازتاب دهد. برای همین ازدوران
جنگ موهبت الهی خانمانسوز ۸ ساله ایران و عراق خمینی شیاد تاکنون که ازطریق شعار نابودی اسراییل ومبارزه باآمریکا وحمایت
از گروه های نیابتی درمنطقه وبرنامه های هسته ای وموشکی به شدت دنبال شده است که خروجی
اش تحریم ها ورشد تورم وگرانی ها وفقرومحرومیت وبیکاری ونارضایتی اقشار جامعه
واعتراضات به خصوص جنگ خفت باروتحقیرآمیز پرتلفات وپرخسارت ۱۲ روزه بوده است و ادامه اش افزایش ضریب احتمال حمله نظامی
آمریکا به ایران می باشد. ولی برای به
حاشیه بردن این تهدید ، لذااوین نامه کیهان سربازجوشریعت نداری در صفحه اول اوین
نامه کیهانش تیتر خبری "با کلید واژه جنگ درجریان است
.حمله پادوهای رسانه ای دشمن با امنیت روانی- اقتصادی جامعه" زده است.مکمل تیتر خبر اوین
نامه کیهان سربازجوشریعت نداری ادعا شده
است که آمریکا، اسرائیل و دنبالههای داخلی آنها در تدارک برهم زدن امنیت روانی –
اقتصادی جامعه با کنار گذاشتن قواعد حرفهای رسانهای و تولید انبوه اخبار دروغ و
تحریف شده و ایجاد فضای رعب و وحشت در فضای اقتصادی کشور هستند.زیرا آمریکا، اسرائیل
و اروپا، در یک جبهه واحد برای فشار بر ایران، تمام پروتکلهای پذیرفته شده در
جهان را کنار گذاشتهاند؛ از جمله پروتکلهای حرفهای رسانهای. روزانه انواع دروغهای
شاخدار از رسانههایی که به حرفهایگری شهرت داشتند همچون سیانان، رویترز، بیبیسی
و روزنامهها و مجلههای آمریکایی و اروپایی (با زبان اصلی و ترجمه به فارسی) در
حال انتشار است. دروغهایی که قبلاً از سوی رسانههای فارسی زبان که همگی زرد
هستند منتشر میشد اما حالا به رسانههای اصلی سرایت کرده است.البته کنار گذاشتن
قواعد حرفهای رسانهای از سوی رسانههای مشهور در دوران جنگ ۸۸ ساله واعتراضات تبدیل
شده به، فتنههای 88، 98 و 1401 تجربه شده است، اما از جنگ 12 روزه به این سو، شکل
بیپروایی به خود گرفته و این رسانههای به اصطلاح حرفهای، اعتبار خود را حراج
کردهاند. به نظر میرسد به رسانههای مشهور و به اصطلاح حرفهای دستور داده شده
که در عملیات روانی جدید، با کنار گذاشتن قواعد حرفهای، هر خبری که به تضعیف
ایران منجر میشود را با غلو و آب و تاب منتشر کنند.چون آمریکا بیش از
جنگ، به دنبال حاکم شدن ایجاد فضای رعب و وحشت بر اقتصاد ایران است . برای همین حتی ترامپ با توئیتهایش درباره حرکت ناوها و
تهدید حمله و...، از ابتدا فرماندهی این عملیات روانی را بر عهده گرفته است. موازی
آن رسانههای فارسی زبان در خدمت آمریکا و اسرائیل و برخی جریانهای رسانهای
در داخل که بعضاً دولتی هم هستند؛ این خط را ادامه میدهند و هر خبر نگرانکننده
بیمنبعی را منتشر میکنند که اغلب دروغ است. پس باید توجه داشت که
همزمان با تحولات سیاسی و امنیتی منطقه، این موج بیسابقه از جنگ روانی علیه افکار
عمومی ایران با پایه «دروغهای بزرگ» شکل گرفته است؛ موجی که با تمرکز بر القای
«فروپاشی اقتصادی» در صورت وقوع جنگ، تلاش دارد فضای روانی جامعه را به سقوط
بکشاند که البته موفق نخواهد شد. درحالی که برخی روزنامههای داخلی صراحتاً دروغ
تولید کرده و پادوهای مجازی آنها هم منتشر میکنند. چون رسانههایی در داخل اعم از
انسانرسانهها، رسانههای غیررسمی و حتی رسانههای رسمی و دولتی نیز به اسم تحلیل
اقتصادی، این خبرها را گام به گام دنبال و مو به مو نقل میکنند و با ارائه تحلیل
روی این خبرها، دل مخاطبان را خالی کرده و آنها را به خرید دلار و طلا تشویق میکنند.نکته قابل توجه آن است
که بسیاری از این اخبار دروغ با بزرگنمایی و جهتدهی خاص بازنشر میشوند تا
تصویری ناامن از شرایط ارائه دهند. تا پیش از این، اعلام نرخهای موهومی ارز و طلا
توسط برخی کانالهای تلگرامی یکی از چالشهای جدی بازار بود؛ اقدامی که به ایجاد
انتظارات تورمی و تشدید رفتارهای هیجانی در بازار منجر میشد؛ اما اکنون به نظر میرسد
سطح عملیات روانی از «نرخسازی» فراتر رفته و به «فضاسازی امنیتی» برای اثرگذاری
بر بازار ارز رسیده و علاوهبر فضای مجازی، رسانههای رسمی را هم دربرگرفته است. بنابراین
ضرورت هوشیاری مسئولان عالی رتبه، اهالی رسانه، تحلیل گران، فعالان فضای مجازی و
همه کسانی که تریبون و نقش رسانهای دارند؛ باید هوشیارتر از گذشته باشند. که
سنجیده سخن گفتن و نوشتن است. پس مطالبه از دولت است .زیرامتأسفانه دنبال کردن خط
خبری هراسافکن در رسانههای دولتی هم مشاهده میشود. دولت باید رسانههای وابسته
به خودش را مدیریت کند که خط رعب افکنی را کنار بگذارند. همچنین دولت؛ شوکدرمانی
و اقدامات التهاب آفرین اقتصادی را کنار بگذارد؛ چرا که مورد سوءاستفاده دشمن قرار
گرفته و خواهد گرفت. چون خامنه ای رمال زبون وآدم کش در سال ۱۴۰۱ به قوه فاسد
قضاییه دست نشانده خودش گفته بود .دشمن هر چند وقت یا چند روز یک بار، گاهی چند
ساعت یک بار یک شایعهای، یک دروغی، یک حرفی را یک آدم مشخّصی یا نامشخّصی در فضای
مجازی منتشر میکند، مردم را نگران میکند، ذهن مردم را خراب میکند. یک دروغی را
مطرح میکند، شایع میکند، خب، این امنیّت روانی مردم از بین میرود. یکی از وظایف
قوّه قضائیّه برخورد با این مسئله است».
«چاه پهلوی»|چرا شاه علیرغم 9برابرشدن درآمد نفت سقوط کرد؟
«چاه
پهلوی»|چرا شاه علیرغم 9برابرشدن درآمد نفت سقوط کرد؟ ۶-اسفند-۱۴۰۴
اگر به دلیل جنگ ۶ روزه اعراب با اسراییل
موجب شد تا درآمد فروش نفت درزمان شاه ۹برابر شود ولی به عدم
عدم سرمایه گذاری برای
زیر ساخت ها وکاهش فاصله طبقاتی نشد
تا مانع ازکاهش ۵۲درصد
جمعیت ایران در آستانه فقرگردد .چون دلارها اختصاص به خریدجنگنده های اف ۱۴ واف ۱۶ داده شد که
پس ازا نقلاب اف ۱۶ ها تحویل داده نشدند.موازی آن خرید تانک های تی-۷۲ ازانگلیس گردید ومابقی
دلار جزوسپرده درآمریکایا بانک های سوئیسی گردید. سرانجام این سیاست منجربه سقوط
شاه شد. اما اکنون که مردم از چاله توی چاه افتاده به دلیل دامنه فساد وفقر ومحرومیت وتورم
وگرانی هاکه خیلی بیش از زمان شاه شده است .برای همین جونارضایتی رو به رشد
واعتراضات خونین ادامه دارد . بنابراین شرایطی به سمتی می رود تا رژیم فاسد
وعوامفریب وجنگ افروز وتروریست ولایت فقیه به سرنوشت رژیم قبلی منجرشود.
طی سالهای 50 تا 55 درآمد نفتی 9برابر شد؛ ولی این پول خرج توهمات شاه پهلوی و دربار شد، نه مردم.گروه اقتصادی خبرگزاری تسنیم در نظر دارد طی سلسله اخبار و گزارشهایی با عنوان «چاه پهلوی»، واقعیتهای وضعیت اداره اقتصاد کشور و رفاه مردم در دوران پهلوی را که این روزها وارونه و دروغ و غلط در ذهن برخی رسوخ کرده است، بازگو نماید.سالهای 1320 تا 1357 در ایران منشأ رخدادهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بسیار گستردهای است؛ ملیشدن صنعت نفت در سال 1329، اصلاحات ارضی سال 1341، افزایش بیحدوحصر فروش نفت در اوایل دهه 50، مهاجرت گسترده روستاییان و گسترش بیرویه شهرنشینی ازجمله این موارد هستند.در این دوره با افزایش درآمدهای نفتی، رشد اقتصادی و تولید ناخالص داخلی ایران نیز که ازجمله مهمترین شاخصهای کلان اقتصادی هستند، بهطور قابلتوجهی افزایش یافتند، چنانکه تولید ناخالص داخلی ایران از 44 هزار میلیارد ریال در سال 1338 به 242 هزار میلیارد ریال در سال 1355 رسید و رشد اقتصادی نیز در دوره مذکور از 5 تا 17 درصد در نوسان بوده است.بررسی وضعیت درآمدهای نفتی در دوره 1355ـ1338 نیز نشان میدهد طی این دوره درآمد نفتی کشور از 285 میلیون دلار در سال 1338 به دومیلیارد و 308 میلیون دلار تا سال 1350 و به 20 میلیارد و 735 میلیون دلار در سال 1355 رسیده بود، بهعبارتی طی پنج سال (سالهای 50 تا 55) درآمد نفتی شاه نزدیک به 9 برابر رشد کرده بود که این وضعیت شاه را در یک وضعیت متوهمانه قرار میداد که خود از آن بهعنوان «تمدن بزرگ» نام میبرد.اما آنچه اتفاق افتاد، در ظاهر برای توسعه سریع اقتصاد کشور بود اما او بهطرزی دیوانهوار مشغول قرض گرفتن از خارج، جذب سرمایهگذاری خارجی و... بود، بهطوری که بین سالهای 1342 تا 1351 موازنه پرداختهای ایران تقریباً بیوقفه کسری داشت و سرمایههای زیادی در راه طرحهای تجملی و غیراقتصادی صرف شد.محمدعلی همایون کاتوزیان در کتاب «اقتصاد سیاسی ایران: از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی» آورده است: آیا این فداکردن ثروت اجتماعی ایران بهراستی برای توسعه سریع اقتصادی صورت میگرفت؟ جواب آری است اگر «توسعه اقتصادی» عبارت باشد از: رشد آنی و فزاینده در استفاده از وسایل نقلیه، وسایل خانگی، تعطیلات خارج، تفریحات عرضهشده در رستورانها و قمارخانهها، خانههای کاخمانند و مانند اینها توسط اقلیتی ممتاز؛ هزینههای سرسامآور نظامی و بر باد دادن سرمایه کشور در تاجگذاری دیرهنگام (1347)، جشنی مضحک و بینالمللی بهبهانه موهوم 2500 سال پادشاهی ایران (1350)، دهمین سالگرد ضدانقلاب خونین شاه (1352) و تفننهای سالانه فرح در شیراز بهنام «جشن هنر» که در آن علاوهبر اتلاف پولهای فراوان، زندگی روزمره مردم محل بهکلی مختل میشد، موسیقی جدید غربی در بازار قدیمی شیراز نواخته میشد و تجار با حربه تهدید وادار میشدند مغازههایشان را باز نگاه دارند تا سیاهیلشکر لازم را فراهم آورند و تأثیر موسیقی بر آنها مشاهده شود و خرابههای تختجمشید به جولانگاه نودلقکان درباری بینالمللی و تماشاچیان شبهمدرنیست ایرانیشان بدل میشد.» (کاتوزیان، صفحه 312)محققان در پاسخ به این سؤال که دلایل اقتصادی رخداد انقلاب اسلامی چه بود، همگی به دو عامل اصلی «استبداد» و «سرنوشت دلارهای نفتی» اشاره میکنند و ازجمله کاتوزیان از واژه «استبداد نفتی» برای توصیف اقتصاد دوره پهلوی دوم استفاده کرده است.براساس این تحقیقات، در سالهای بعد از نهضت ملی شدن صنعت نفت، اهمیت نفت در اقتصاد سنتی ایران بهشدت افزایش یافت، در این میان با افزایش دلارهای نفتی، جایگزینی واردات و توسعه صنایع صادراتی دو راهبرد صنعتی بودند که شاه انتخاب کرد.گرچه در آن شرایط انتخاب این راهبرد برای ایران منطقی بود، اما این راهبردها نهتنها به توسعه اقتصادی ختم نشد بلکه بهدلیل وابستگی بیش ازحد به نفت، از بین رفتن زیربناهای اقتصادی در نتیجه اجرای نادرست اصلاحات ارضی و تراز منفی تجاری، ساختار اقتصاد ایران از هم پاشید،برای مثال در دوره 1341 تا 1356 نسبت صادرات غیرنفتی به نفتی، از 23 درصد در سال 1341 به دو درصد در سال 1356 رسید، همچنین عدماجرای سیاستهای بازتوزیع و تجمیع قدرت اقتصادی کشور در دست شاه و دربار و نوکیسگان وابسته به رانت درآمدهای نفتی، عملاً مانع از نشر رشد اقتصادی به لایههای آسیبپذیر جامعه ایران شد.
52درصد جمعیت ایران در آستانه فقر-ازجمله علائم آسیبسازی رفاه اجتماعی، گسترش فاصله طبقاتی، توزیع نامتعادل درآمد و ثروت است که خود منجر به فزونی جمعیت زیـرخطفقـر و سوءتغذیه میشود. یکی از مطالعات بسیار دقیق و جامع در زمینه فقر در دوره پهلوی، مطالعات مرحوم دکتر حسین عظیمی (بهنقل از همایون کاتوزیان، ص 316 تا 320) است.عظیمی در رساله دکترای خود که در دانشگاه آکسفورد و تحتعنوان «بررسی رابطه رشد اقتصادی، توزیع درآمد و فقر با توجه به مسائل ایران» انجام شده است، سه رده مصرف کالری را در ایران مشخص میکند که معرف «سه خط فقر» متمایز هستند،بر این اساس، خط «الف» معرف مصرف 90 تا 99 درصد حداقل نیاز کالریک؛ خط «ب» معرف مصرف 75 تا 90 درصد حداقل نیاز کالریک؛ و خط «پ» معرف مصرف 75 درصد با کمتر از حداقل نیاز کالریک است. عظیمی با بهکارگیری این تعاریف به این نتیجه دست مییابد که «از مجموع 30 میلیون و 700 نفر جمعیت ایران در سال 1351، مصرف کالری 16 میلیون نفر (یعنی 52 درصد جمعیت کشور) کمتر از حداقل نیاز بود و چهارمیلیون نفر از این جمعیت 16میلیونی، دچار سوءتغذیه شدید (مصرف کمتر از 75 کالری) بودهاند.وی ادامه میدهد: «در برخی نواحی همچون استان کردستان همه روستاییان دچار سوءتغذیه هستند، در مناطق قومی ـ عشیرهای همچون خوزستان، کرمان، بختیاری، بلوچستان و... نیز شرایط بهنحو چشمگیری بدتر از نتایج مربوط به سایر نقاط کشور بود.»وی اشاره میکند آنها که با ابعاد مسئله، سیاستها و کارآیی لازم برای تحقق چنین امری کمترین آشنایی را دارند، بیتردید جز این نخواهند گفت که در شرایط کنونی، مشکل سوءتغذیه در ایران نهتنها حل نمیشود بلکه تشدید هم میشود: «احتمالا هر سال بر جمعیتی که دچار سوءتغذیه هستند، با سرعت زیادی افزوده خواهد شد.» (بهنقل از همایون کاتوزیان، ص 316 تا 320).آمارهای جهانی نیز از فقر مطلق در سالهای اولیه انقلاب این آمارها را تأیید میکنند، بهطوریکه آمارهای بانک جهانی از وضعیت فقر در ایران نشان میدهد در سال 1364 نزدیک به هشت درصد جمعیت کشور در وضعیت فقر مطلق بودهاند.بهنظر میرسد فقر مطلق در کشور از 13 درصد ادعاشده عظیمی در سال 1351 به هشت درصد در سال 1364 رسیده که این امر در نتیجه اقدامات و بستههای حمایتی سالهای اولیه انقلاب اسلامی بوده است؛ اما یکی از نکات قابلتأمل در زمینه وضعیت فقر، مقایسه وضعیت ایران و ترکیه است که این مقایسه نشان میدهد بهخلاف ادعای سلطنتطلبان مبنیبر جایگاه برتر معیشتی مردم ایران در منطقه، در سالهای قبل از انقلاب در حالی 13 درصد جمعیت ایران در وضعیت فقر مطلق بودهاند که این میزان در ترکیه کمتر از دو درصد بوده است.
نیوزیلند ۴۰ مهره رژیم آخوندی را تحریم کرد
نیوزیلند با ادعاهای حقوقبشری 40 شخص ایرانی را در فهرست تحریمهای خود قرار داد.به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، وینستون پیترز، وزیر امور خارجه نیوزیلند امروز چهارشنبه گفت که این کشور تحریمهایی را علیه 40 شخص ایرانی اعمال کرده است.میان این اشخاص که نیوزیلند آنها را با ادعاهای حقوقبشری تحریم کرده است، وزیران و مقامهای ایرانی هستند.افراد تحریمشده شامل اسکندر مؤمنی، وزیر کشور، اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات و محمد موحدی آزاد، دادستانکل کشور میشوند.نیوزیلند با این اقدام ضدایرانی به استرالیا، بریتانیا، اتحادیه اروپا، کانادا و ایالات متحده در اعمال تحریمهای مشابه پیوست.بیشتر بخوانید-تحریمهای جدید اتحادیه اروپا علیه ایران-ادعای آمریکا درباره اعمال تحریمهای جدید علیه ایران
آمار حوادث جادهای در کرمانشاه طی ۱۰ ماه به ۴۹۳ قربانی رسید
آمار حوادث جادهای در کرمانشاه طی ۱۰ ماه به ۴۹۳ قربانی رسید۶-اسفند-۱۴۰۴
مدیرکل پزشکی قانونی استان کرمانشاه گفت: تلفات ناشی از حوادث جادهای در استان طی دهماهه امسال به ۴۹۳ نفر رسید.بهتاش خانیآباد، مدیرکل پزشکی قانونی استان کرمانشاه امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس در کرمانشاه، از فوت ۴۹۳ نفر بر اثر حوادث ترافیکی در دهماهه سال جاری خبر داد و اظهار کرد: این آمار در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته افزایش داشته است.وی افزود: در ۱۰ ماهه سال ۱۴۰۳ تعداد ۴۸۸ نفر در تصادفات جان خود را از دست داده بودند که آمار امسال نشاندهنده رشد تلفات جادهای در استان است.مدیرکل پزشکی قانونی استان کرمانشاه با تشریح جزئیات این آمار، تصریح کرد: از مجموع فوتیهای دهماهه امسال، ۱۱۰ نفر مربوط به تصادفات درونشهری، ۳۴۴ نفر مربوط به حوادث برونشهری و ۳۹ نفر مربوط به حوادث غیرترافیکی بوده است. این در حالی است که در مدت مشابه سال گذشته از مجموع ۴۸۸ فوتی، ۱۰۱ نفر درونشهری، ۳۲۵ نفر برونشهری و ۶۲ نفر مربوط به حوادث غیرترافیکی ثبت شده بود.خانیآباد همچنین از افزایش شمار مصدومان حوادث رانندگی خبر داد و گفت: در ۱۰ماهه سال جاری ۱۰ هزار و ۳۸۸ نفر در تصادفات مصدوم شدهاند که از این تعداد سههزار و ۳۴۰ نفر زن و هفتهزار و ۴۸ نفر مرد بودهاند؛ این رقم در مدت مشابه سال گذشته ۹ هزار و ۸۷۵ نفر بوده است.وی با بیان اینکه بیشترین آسیب وارده به قربانیان تصادفات مربوط به ناحیه سر و گردن است، خاطرنشان کرد: استفاده صحیح و مستمر از کمربند ایمنی میتواند نقش مؤثری در کاهش شدت جراحات و پیشگیری از مرگومیر ناشی از حوادث رانندگی داشته باشد.برای دسترسی سریع به خبر استان کرمانشاه، اخبار خود را از اینجا بخوانید.#پزشکیـقانونی#تصادفات
فیلم چطور کسی که حکم اعدام صادر میکرد، طرفدار پهلوی شده؟!
فیلم چطور کسی که حکم اعدام صادر میکرد، طرفدار پهلوی شده؟!۶-اسفند-۱۴۰۴
مچ گیری افشاگرانه مضاعف یا دوبله
مهدی خلجی از رضا پهلوی وطلبه سابق مهدی نصیری که با همسنگرشدن باپرویز ثابتی سینه
چاک رضاپهلوی شده است. چون دراوین نامه کیهان حکم اعدام برای مخالفان صادرمی
کرد؟!
مهدی خلجی با اشاره به برنامه علنی اعلام شده مبنی بر تعطیلی یک دههای انتخابات در صورت سر کار آمدن رضا پهلوی در ایران، درباره حلقه جدید ربع پهلوی گفت: «چطور می شود که مهدی نصیری که در روزنامه کیهان برای مخالفان حکم اعدام صادر می کرد، امروز پهلوی چی شده است؟» اظهارات این چهره اپوزیسیون را میبینید و میشنوید.
۳ کشته و۸ زخمی در تصادف شدید محور جلگه-بمپور بلوچستان
رئیس پلیس راه جنوب سیستان و بلوچستان از فوت ۳ نفر و مجروح شدن ۸ نفر دیگر در تصادف محور جلگه-بمپور خبر داد.به گزارش تابناک، سرهنگ دوم بابک راستی شامگاه سه شنبه به خبرنگاران گفت: برخورد یک دستگاه وانت نیسان با یک دستگاه سواری پژو ۴۰۵ در محور جلگه به بمپور متاسفانه منجر به فوت ۳ نفر شد.رئیس پلیس راه جنوب سیستان و بلوچستان افزود: در این سانحه ۸ نفر دیگر نیز مجروح که بنا بر گزارشهای اولیه ۵ نفر از مصدومان از اتباع بوده و مجروحان توسط عوامل امدادی به مراکز درمانی منتقل شدند که علت تامه این تصادف در دست بررسی کارشناسان پلیس راه قرار دارد.وی خاطر نشان کرد: رانندگان ضمن رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی، از انجام حرکات مخاطرهآمیز به ویژه سبقتهای ناایمن خودداری کرده و با توجه به شرایط جادهای با سرعت مطمئنه تردد کنند.
ترامپ از روند مذاکرات با ایران ناامید شده است/ ایران معتقد است باید ضربهای جدی به ترامپ وارد کند
در
مقالهای مطرح شد
ترامپ
از روند مذاکرات با ایران ناامید شده است/ ایران معتقد است باید ضربهای جدی به
ترامپ وارد کند۶-اسفند-۱۱اسفند-۱۴۰۴
علی واعظ که یکی از لابی های رژیم تروریست وجنگ افروز
ولایت فقیه مقیم آمریکاست گفته است که برداشت من این است که این گفتوگوها میان
آمریکا با رژیم تروریست وجنگ افروز ولایت فقیه بهتدریج در حال شکست هستند، به این
معنا که پیشرفت سریعی که ترامپ برای توافقهای سریع و تمیز میپسندد، حاصل نشده
است و ادامه داده با توجه به اینکه سرعت بسیج نظامی بسیار بیشتر از سرعت
دیپلماسی است، نگرانم که هرگز به توافق نرسند. لذا ایرانیها به این نتیجه
رسیدهاند که خویشتن داری فقط حملات بیشتری را به دنبال دارد؛ بنابراین حتی با
پذیرش ریسک بیشتر، احساس میکنند باید ضربهای وارد کنند. این یعنی انگیزه
دارند وارد یک قمار بسیار خطرناک شوند و تلفات قابل توجهی به طرف آمریکایی و
اسرائیلی وارد کنند؛ و از آن نقطه به بعد، پیشبینی مسیر حوادث غیرممکن است.عجیب
است که این لابی رژیم تروریست وجنگ افروز ولایت فقیه را ترغیب به حمله موشکی پیش
دستانه بسیار خطرناک وپرهزینه غیرقابل پیش بینی به مواضع نظامی مستقرآمریکا
درمنطقه کرده است!
انتقاد کارگران آبفای چوار از تاخیر در پرداخت حقوق/ مزایا پرداخت نمیشود
۱۵۰ کارگر شرکتی آبفای چوار از تاخیرهای متداول در پرداخت مزد و مزایای مزدی خود انتقاد کردند.تعدادی از کارگران شرکتی آبفای چوار در تماس با خبرنگار ایلنا، از تاخیرهای متداول در پرداخت حقوق ماهانه خود انتقاد کردند. این کارگران با بیان اینکه از سه سال پیش پرداختها نامنظم شده؛ گفتند: از سه سال پیش پرداخت حقوقها را به تاخیر انداختند؛ حالا اما پرداختها به بیست وپنجم هر ماه کشیده؛ هر بار نیروها کلی اعتراض میکنند تا حقوقها به موقع پرداخت شود و این در حالیست که شرکت پیمانکار منابع مالی کافی برای پرداخت حقوق دارند. به گفته کارگران، حقوق پرسنل رسمی و قرارداد مستقیم آبفای چوار بین ۲۷ تا پایان هر ماه به موقع واریز میشود. این کارگران در عین حال از عدم پرداخت مزایای عرفی و مناسبتی انتقاد کردند و گفتند: همزمان پرداخت مزایا را به کلی فراموش کردهاند؛ ما همیشه کلی مزایای عرفی و مناسبتی داشتیم که ظاهراً دیگر ارادهای برای پرداخت آنها نیست. کارگران شرکتی آبفای چوار میگویند: در این شرکت حدود ۱۵۰ کارگر به عنوان تعمیرکار، خدمات، کنتورنویس و... در بخشها و روستاهای مختلف مشغول به کارند که مطالبات سال قبل و بخشی از عیدی این نیروها نیز هنوز پرداخت نشده است؛ ما از سال گذشته پاداش مناسبتی و حق مرخصی طلبکاریم؛ حق مرخصیها را چند سال است نپرداختهاند.
به فکر کارگران زحمتکش ساختمانی باشید/ حتی بیمه نداریم
رئیس انجمن کارگران و استادکاران ساختمانی گرگان؛
رئیس انجمن کارگران ساختمانی گرگان گفت: در حالی که کارگران ساختمانی ستونهای اصلی ساخت و ساز هستند، خودشان زیر بار بیثباتی شغلی، نبود بیمه و خطرات مرگبار کارگاهها خم شدهاند.علی اصغر دهسنگی در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: امروزه کارگران ساختمانی همچنان با مجموعهای از مشکلات ساختاری و مزمن دستوپنجه نرم میکنند؛ مشکلاتی که نهتنها امنیت شغلی و سلامت آنان را تهدید میکند، بلکه پیامدهای اجتماعی گستردهای نیز به همراه دارد. وی ادامه داد: بسیاری از کارگران بدون قرارداد رسمی و با اتکا به توافقهای شفاهی مشغول به کارند. این وضعیت خوب نیست و باعث میشود که در صورت توقف پروژه یا اختلاف با پیمانکار، کارگر هیچ پشتوانه قانونی برای دریافت حقوق خود نداشته باشند. دهسنگی بیان کرد: ایمنی کارگاهها همچنان در سطح نگرانکنندهای قرار دارد. سقوط از ارتفاع، ریزش داربست، برقگرفتگی و حوادث ناشی از نبود تجهیزات استاندارد، هر سال جان صدها کارگر را تهدید میکند. با وجود سختی کار و ساعات طولانی، دستمزد بسیاری از کارگران با تأخیر پرداخت میشود و در برخی موارد حتی بخشی از حقوق آنان توسط واسطهها و پیمانکاران کسر میگردد. وی افزود: متاسفانه بخش قابل توجهی از کارگران ساختمانی فاقد بیمه درمانی و بازنشستگی هستند و در صورت وقوع حادثه، هزینههای سنگین درمانی بر دوش خانوادههایشان میافتد. سهمیه سالانه بیمه تامین اجتماعی برای کارگران ساختمانی وجود نداردوی گفت: حل مشکلات کارگران ساختمانی تنها با اقدامات هماهنگ دولت و مجلس امکانپذیر است. مجلس میتواند با تصویب قوانین الزامآور، کارفرمایان را موظف کند برای هر کارگر در پروژه، قرارداد ثبتشده ارائه دهند تا امکان پیگیری حقوقی و دریافت مزایا فراهم شود. همچنین ایجاد سامانهای برای گزارش تخلفات ایمنی توسط کارگران نیز میتواند نقش مهمی در شفافیت و پیشگیری از حوادث داشته باشد. وی تصریح کرد: دولت میتواند با اتکا به ماده ۱۴۱ قانون کار و پیمانهای دسته جمعی با تصویب قوانین حمایتی، ریز دستمزد کارگران ساختمانی و تعرفههای مزدی را متناسب با سختی کار و شرایط اقتصادی تعیین کند تا فشار معیشتی کاهش یابد. همچنین توسعه برنامههای مهارتآموزی و ارتقای شغلی میتواند آینده کارگران ساختمانی را متحول کند. این اقدامات در کنار اصلاحات قانونی، میتواند مسیر بهبود وضعیت این قشر زحمتکش را هموار کند.
فیلم سخنگوی کاخ سفید: ایران شعار «مرگ بر آمریکا» سر میدهد؛ این تهدید نیست؟!
فیلم سخنگوی کاخ سفید: ایران شعار «مرگ
بر آمریکا» سر میدهد؛ این تهدید نیست؟!۶-اسفند-۱۴۰۴
شعارپوچ تبلیغاتی ۴۷ ساله فریاد مرگ برآمریکا سردادن که برایمصرف داخلی و حذف
رقبا ازصحنه بوده است. اکنون تبدیل به بهانه برایسخنگوی دولت ترامپ و چاشنی کننده تقویت
تهدیدحمله نظامی احتمالی ترامپ به ایران شده است!
سخنگوی کاخ سفید در واکنش به سوال خبرنگار که پرسید: آیا ترامپ ایران را تهدید میداند؟ پاسخ داد: ایران شعار «مرگ بر آمریکا» سر میدهد؛ پس خودتان بگویید آیا این یک تهدید است یا نه. تبلیغات وام - 728x90 سخنگوی کاخ سفید در واکنش به سوال خبرنگار که پرسید: آیا ترامپ ایران را تهدید میداند؟ پاسخ داد: ایران شعار «مرگ بر آمریکا» سر میدهد؛ پس خودتان بگویید آیا این یک تهدید است یا نه. وی افزود: عملیات «چکش نیمه شب» یک مأموریت فوقالعاده موفق بود که در واقع تأسیسات هستهای ایران را نابود کرد. این به آن معنا نیست که ایران هرگز دوباره برای ایجاد یک برنامه هستهای تلاش نخواهد کرد.
فیلم درگیری دانشجویان در تجمعات دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی طی چند روز اخیر
فیلم درگیری دانشجویان
در تجمعات دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی طی چند روز اخیر۶-اسفند-۱۴۰۴
تاحال درگیری میان دانشجویان مبارز و ترقی خواه
وآزادی خواه با چماقداران بسیجی ونیروهای حراست وامنیتی دردانشگاه هابوده
است .ولی حال تغییرسمت وسو دادگان انجمن دانشجویان مسلمان بسیجی سابق
که مقابل دانشجویان انجمن تحکیم وحدت مدعی اصلاح طلب بودند .سپس تعدادی شان پس
ازترک کشور جزو مشاوران رضا پهلوی شده اند . اکنون در دانشگاه ها تبدیل به
تکثیر وبازتولیدشدگان عواقب شعبان بی مخ های حامی رضا پهلوی شده اند وموازی
چماقداران بسیجی سهمیه ای مقابل دانشجویان مبارز وترقی وآزادیخواه قرارگرفته اند و
بطور مشترک با حمله فیزیکی وهتاکی وفحاشی شعارمرگ برچپی ومجاهد سرمی دهند.
در برخی دانشگاهها تجمعاتی صورت گرفته است. در ادامه تصاویری از درگیری دانشجویان حاضر در تجمعات دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی را مشاهده میکنید.
یک و نیم تریلیون دلار ثروت چگونه از ایران خارج شد؟
یک و نیم تریلیون دلار ثروت چگونه از ایران خارج شد؟۶-اسفند-۱۴۰۴
انقلاب شد تا ازمنابع وذخایر کشور ثروتمند ایران بابرنامه ریزی به نحواحسن برای
توسعه وپیشرفت کشور ورفاه مردم وبازگشت ایرانیان خارج ازکشور وسرمایه گذاری
سایرکشورها درایران استفاده شود .نه آنکه با شعار نابودی اسراییل ومبارزه با
آمریکا وجنگ افروزی زیر ساخت های کشور آسیب جدی به بیند وموازی آن با اعمال
سیاست های ضدمردمی وضدمنافع ملی، انحصار گرایی وباند بازی وفساد وترور واعدام و
سرکوب وحجاب اجباری ومسدودکردن فضا همگام با برنامه های هسته ای وموشکی وگروه های
نیابتی به پیش برده شود تا موجب تحریم ها ورشد تورم وافزایش قیمت ارز ودلار وگرانی
کالاها فقر ومحرومیت وبیکاری گردد و عامل موج خروج سرمایه ها ومغزها ومتخصصان
و.... رو به رشد طی ۴۷ سال از کشور شود که معادل ۱۵۰۰ میلیارددلار می شود؟!
ایران درگیر موجی بیوقفه از مهاجرت است؛ از خالی شدن روستاها و حاشیهنشینی در شهرها گرفته تا خروج میلیونی نیروهای تحصیلکرده به خارج از کشور. جامعهشناسان هشدار میدهند تا وقتی بحران اقتصادی، تبعات تحریمها و ناتوانی دولت در برطرف کردن مشکلات معیشتی مردم ادامه داشته باشد، بازگشت مهاجران تنها یک شوخی سیاسی خواهد بود.فرارو- مبحث مهاجرت در ایران پرونده بازی است که همراه با ناملایمات اجتماعی دستخوش تغییر میشود؛ حالا برخی به احتمال افزایش میل به مهاجرت پس از ناآرامیهای دی اشاره دارند. بنابراین باید باری دیگر به علل و روند فراز و فرود مساله مهاجرت پرداخت.به گزارش فرارو، سید محمود نجاتی حسینی، مدیر بخش جامعه شناسی دین - موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در تعریف مساله مهاجرت میگوید: «مهاجرت – یعنی کوچ ارادی یا ناخواسته فردی یا گروهی از جایی به جایی دیگر به امید بهتر کردن وضعیت زندگی – همیشه درایران وجود داشته است و به ویژه پس از انقلاب در شهرنشینی ما شاهد مهاجرت های دسته جمعی گسترده از روستاها به شهرهای مرکزی و از این شهرها به شهرهای بزرگ و سپس به متروپل وکلانشهرهایی مانندتهران بودهایم.»خطر مهاجرت به حاشیه شهر را فراموش نکنیم-سید محمود نجاتی حسینی به فرارو میگوید: «در کنار این مهاجرتهای درون سرزمینی که نوعی مساله اجتماعی نیز هست-چون موجب خالی شدن روستاها از جمعیت لازم برای ماندگاری اجتماع محلی و نیز کاهش نیروی کار دربخش کشاورزی و دامپروری و هم چنین افزایش بی رویه جمعیت و ترافیک شهری در شهرهای مهاجرپذیر و افزایش بیکاری و گرانتر شدن زمین و مسکن شهری و حتی بالارفتن نرخ جرم و جنایت شهری میشود-باید از یک مساله اجتماعی در زمینه مهاجرت شهری مضاف هم نام برد که محصول شرایط اقتصادی بحرانی یک دهه اخیر در کشور و نتایج منفی آن برای زندگی در شهرهای بزرگ و میانه و کوچک است.»منظور او از مهاجرتهای درون شهری از مناطق شمالی شهر یعنی مناطق مرفه و گران به مناطق مرکزی شهرها و نیز از این مناطق به مناطق جنوبی و ارزانتر و مناطق حاشیه شهرها و هم چنین شهرهای پیرامونی است که از دید او: «از لحاظ جامعهشناختی دارای تبعات فرهنگی اجتماعی منفی برای خانوادههای مهاجر است. به ویژه برای فرزندان جوان آنها که در موقعیت دانش آموزی و یا دانشجویی هستند.»مهاجرت برون سرزمینی چند دهه است که گریبانگیر ایران شده-این جامعهشناس نوع دیگری از مهاجرت در ایران را بدین شکل بررسی میکند که: «باید از یک مساله مهاجرت مضاف مضاعف هم نام برد که به خصوص طی چند دهه گذشته گریبان گیر جامعه ایران کنونی و کشور-دولت و دولت-ملت شده است. منظور من مهاجرت برون سرزمینی یا به اصطلاح عمومی شده آن، مهاجرت به خارج از کشور است.»پیش از پرداختن به ماهیت و ابعاد اجتماعی فرهنگی مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور و نتایج و پیامدهای اقتصادی سیاسی آن برای جامعه و کشور-دولت چند نکته قابل تامل وجود دارد که به سه دسته تقسیم شده و از دید نجاتی حسینی بدین شرح است:فقط حدود 20 درصد ایرانیان به مهاجرت فکر نمیکنند!-در درجه اول از دید او: «مطالعات موجود نشان میدهد طی سه دهه گذشته به ویژه میل به مهاجرت ایرانیان بسته به بحرانیتر شدن شرایط کشور افزایش داشته است. برخی آمارها که از پژوهشهای تجربی اخیر برگرفته شده است نشان میدهد فقط حدود 20 درصد ایرانیان به مهاجرت فکر نمیکنند! یعنی بیشتر مردم بیش و کم به مهاجرت از وطن و رحل اقامت افکندن در خارج از وطن فکر میکنند! که خود این فکر کردن به مهاجرت، میتواند یک ابر مساله اجتماعی درباره مهاجرت به خارج از کشور باشد. مسالهای که باید از لحاظ جامعه شناختی و روان شناسی اجتماعی خاستگاههای شکل گیری آن و نیز انگیزهها و دلایل این نوع فکر کردن و هم چنین شرایط ساختاری نهادی محیط بر ایجاد این نوع انگیزش یعنی فکرکردن به مهاجرت وارسی شود.»دیاسپورای ایرانی بزرگترین دیاسپورای جهان است-در درجه دوم این جامعه شناس اشاره دارد: «جمعیت ایرانیان مهاجرت کرده به خارج از کشور و تشکیل یک دیاسپورای بزرگ ایرانی در خارج از مرزهای سرزمینی ایران نیز بخشی از مساله اجتماعی مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور است. وفق آمارهای رسمی و کارشناسی شده از جمعیت دیاسپورای ایرانی که برگرفته از دادههای نهادهای مرتبط (مانند: دبیرخانه شورای عالی ایرانیان خارج ازکشور، رصدخانه مهاجرت ایرانیان، سازمان ثبت احوال کشور، مرکز آمار ایران) است؛ جمعیت دیاسپورا بین یک بازه ۸ تا ۱۰ میلیون در نوسان است. توزیع جغرافیایی این دیاسپورا نشان میدهد بیش از ۵۰ درصد جمعیت دیاسپورای ایرانی درآمریکا و امریکای شمالی و سپس اقیانوسیه و اروپا و مابقی جمعیت دیاسپورای ایرانی در ترکیه و مالزی و شرق آسیا و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس مستقر هستند. اگر اغراق و خطا نکرده باشیم این دیاسپورای ایرانی احتمالا بزرگترین دیاسپورای جهان باید باشد.»ایرانیان مهاجر حدود یک و نیم تریلیون دلار ثروت در کشورهای دیگر انباشته کردهاند-در سومین درجه، نجاتی حسینی اشاره دارد: «وارسی شاخصهای اقتصاد اجتماعی این دیاسپورای ایران نشان میدهد که ایرانیان مهاجر به خارج حدود یک و نیم تریلیون دلار ثروت و سرمایه در کشورهای دیگر انباشته کردهاند! آنان در مشاغل فنی مهندسی و پزشکی و وکالت و در صنعت ارتباطات و اینترنت و تکنولوژیها هوافضا و نیز در نهادهای آموزشی و علمی و پژوهشی غرب خوش درخشیدهاند. از این لحاظ ما با مساله اجتماعی دیگری هم که مرتبط با دیاسپورای ایرانی است مواجهیم که باید بیشتر روی ماهیت و تبعات آن و راهکارهای مواجهه علمی کارشناسی برای کاستن از آثار آن کار کنیم. منظورم مساله فرار مغزها و فرار سرمایه و نیروی کار و نیروی کارآفرین از ایران است. از این لحاظ ما شاهد نرخ بحرانی افزایش مهاجرت به خارج گروههای اجتماعی توانمندساز جامعه از جمله دانشجویان و اعضای هیات علمی و کادر پزشکی و پرستاری هستیم. همانطور که نرخ افزایش مهاجرت به خارج سرمایه داران و کارآفرینان ایرانی نیز بحرانی شده است.»سیاستپژوهی مهاجرت به حد کفایت انجام نشده-واقعیت اجتماعی از دید او این است که: «هم از نگاه جامعهشناسی اقتصادی سیاسی مهاجرت و هم از منظر روانشناسی اجتماعی فرهنگی مهاجرت، ترکیبی از چهار عنصر اجتماعی یعنی تمنا-تمایل–توان– تدبیر مهاجرت، سازنده کنش مهاجرت ایرانیان به خارج از کشورست؛ ضمن آن که دو عنصر کلاسیک یعنی عوامل دافعه مهاجرت/عوامل جاذبه مهاجرت هم در تحقق مهاجرت مهماند. هم چنان که هم افزایی بین عوامل نهادی ساختاری محیط زندگی در ایران و دلایل و انگیزهها و مقاصد و اهداف کنشگران در عمل مهاجرت و تحقق آن مدخلیت دارند.»از اینرو از دید این جامعه شناس: «باید طیف گستردهای از علل-یعنی عوامل نهادی ساختار برون زا- و دلایل - یعنی عوامل کنشگری درون زا- را در ایجاد مهاجرت جمعیت چند میلیونی ایرانیان به خارج از کشور برای مطالعه جامعه شناختی مساله اجتماعی مهاجرت ایرانیان و سیاستپژوهی مهاجرت مد نظر قرار داد. کاری که هرچند تا اندازهای توسط نهادهای آکادمیک و حاکمیتی مرتبط و نیز پژوهشگران مستقل و آزاد انجام شده است اما در حد کفایت نیست.»مهاجرت یک کنش عقلانی معطوف به ریسک اجتماعی است-واقعیت اجتماعی دیگر از دید او این است که: «از نگاه جامعهشناسی و نظریه عقلانیت اجتماعی، مهاجرت ماهیتاً یک کنش عقلانی معطوف به ریسک اجتماعی است، یعنی قصد و عمل مهاجرت با مخاطراتی در مبداء و مقصد مهاجرت همراه است که به طور دقیق بخش اعظم آن برای کنشگر یعنی مهاجر و خانواده در حال مهاجرت یا افراد و گروههای اجتماعی در صدد مهاجرت قابل پیش بینی نیست.»کنشگر مهاجر نوعی کنشگر عقلانی است-با این حال از نگاه او: «کنشگر مهاجر نوعی کنشگر عقلانی است که دست به ریسک اجتماعی میزند از طریق الگوی تحلیل هزینه– فایده. طبق این الگوی اقتصادی اجتماعی وقتی کنشگر به این نتیجه برسد که رفتن از وطن به جای دیگری که وطن نیست بیشتر به نفع او و خانواده و آینده فرزندانش است؛ لذا در مقام یک کنشگر تصمیم گیر عقلانی و با وارسی آپشنهایی که در اختیارش هست، دست به مهاجرت میزند ولو با ریسک اجتماعی بالا و به جان خریدن مخاطرات و حتی خطرات.»مهاجران پناهنده یک موقعیت اجتماعی اقتصادی ژلهای دارند-او در مورد مهاجرت از نوع پناهندگی میگوید: «این ریسک اجتماعی بسیار بالاست چون آیندهای نامطمئن و مبهم و لرزان و یک موقعیت اجتماعی اقتصادی ژلهای پیش روی کنشگر مهاجر است. در مهاجرتهای از نوع علمی پژوهشی دانشگاهی که مطمئن و برنامهریزی شده در مبداء و مقصد مهاجرت است و معمولا توسط دانشجویان و پژوهشگران و اعضای هیات علمی دانشگاهها و دارندگان مدارک دکترای حرفهای و تخصصی انجام میشود، درجه ریسک اجتماعی مهاجرت بسی کمترست.»در ادامه اشاره دارد: «اما در مهاجرتهای از نوع اقتصادی که باسرمایهگذاری مالی انبوه مورد تقاضای کشور مقصد همراه است و توسط سرمایه داران و تاجران و کارآفرینان اقتصادی انجام میشود نیز درجه ریسک اجتماعی مهاجرت باز هم کمتر از نوع مهاجرت علمی گفته شده است. میماند مهاجرت اقتصادی از نوع نیروی کار، که بسته به میزان مهارت نیروی کار و نوع کار و ماهیت بازار کار در کشور مقصد مهاجرت و میزان درآمد ناشی از کار و هزینههای زندگی در مقصد، درجه ریسک اجتماعی مهاجرت نوسان دارد.»خطرات فرهنگی مهاجرت را باید جدی گرفت-روی هم مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور از دید او: «دارای خطرات فرهنگی است: از جمله وارد شدن شوک فرهنگی ناشی از تفاوت فرهنگی در سبک زندگی فردی و اجتماعی، به ویژه وقتی مقصد کشور غربی است در امریکا و امریکای شمالی و اقیانوسیه و اروپا، و هم دارای ریسک اجتماعی یا مخاطرات اقتصادی اجتماعی است از حیث یافتن کار مناسب دارای درآمد مناسب و برآمدن از عهده هزینههای زندگی. البته این را هم باید اضافه کرد که بسته به ویژگیهای فردی و اجتماعی فرهنگی فرد مهاجر از جمله سن و درآمد و مهارتهای تخصصی و میزان دانش و داشتن سواد رسانهای اینترنتی و تجربیات مهاجرت و نوع سبک زندگی در وطن و مانند آن، درجه ریسک اجتماعی مهاجرت برای مهاجران و خانواده آنان متفاوت است.»ریسک اجتماع نسل زد و الفا برای مهاجرت کمتر از نسل بی، ایکس و ایگرگ است-به گفته او: «دادههای موجود نشان میدهد نسل زد و آلفا یعنی کوهورت سنی متولد ۱۳۷۰ خورشیدی به بعد یعنی نسل جوان ایرانی تحصیل کرده آشنا به سبک زندگی غربی در انواع مهاجرت یعنی مهاجرت علمی آموزشی پژوهشی دانشگاهی و مهاجرت اقتصادی درجه ریسک اجتماعی مهاجرتشان کمتر از درجه ریسک سایر نسلها یعنی نسل بی (متولدین ۱۳۲۰ خورشیدی) و نسلهای ایکس و ایگرگ (متولدین۱۳۴۰ تا۱۳۶۰ خورشیدی) بوده است.»عوامل دافعهای ادامهدارند-نکته پایانی بحث از دید نجاتی حسینی این است که: «از منظر جامعهشناسی مهاجرت و روانشناسی اجتماعی مهاجرت، و بر اساس دستکم سه الگوی تحلیلی که توضیح داده شد، یعنی الگوی عوامل دافعه/جاذبه مهاجرت، الگوی تحلیل عقلانی هزینه–فایده مهاجرت، و الگوی تحلیل ساختار–کنشگر، میتوان گفت: ماهیت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی-سیاسی و مقتضیات حقوقی محیط، از جمله شرایط بحران اقتصادی، دشواریهای کار و معیشت، تورم و تحریم و پیامدهای منفی آن برای زندگی در وطن، از یک سو و نبود یک دولت رفاه کارآمد که بتواند مهاجرت را کاهش دهد و ایرانیان را به ماندن تشویق و ترغیب کند، از سوی دیگر، همگی عوامل دافعهای هستند که میل به مهاجرت ایرانیان را تشدید و تقویت میکنند.»بازگشت مهاجران به وطن فقط یک شوخی سیاسی است- به گفته او: «تا زمانی که این عوامل وجود دارد، که احتمالا و متاسفانه این شرایط هم چنان وجود خواهد داشت مگر تغییر خاصی در عملکرد دولت رخ دهد، لذا نرخ مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور نه تنها کاهشی نخواهد شد بلکه روندی افزایشی خواهد داشت. هم چنین به همین منوال ادعای دولت مبنی بر اتخاذ سیاستهایی برای بازگشت مهاجران متخصص به وطن هم، فقط یک شوخی خواهد بود! متاسفانه.»