دروغ استفاده از نیروهای غیرایرانی در مقابله با آشوبهای داخلی با چند هدف در ایران دنبال میشود.گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- یکی از شبهات ثابت و پر تکرار که رسانههای ضدایرانی در جریان ناآرامیها و اغتشاشات در ایران مطرح میکنند، ادعای «استفاده جمهوری اسلامی از نیروهای خارجی برای سرکوب مردم» است؛ ادعایی که معمولاً با آوردن نامهایی چون حشد الشعبی، حزبالله لبنان، فاطمیون، زینبیون و... مطرح میشود.حتماً شما هم بارها این اظهار نظرهای کذب را از اشخاص و رسانههای ضد انقلاب شنیدهاید؛ روایتی که البته تازگی هم ندارد و اولین بار به طور گسترده در جریان فتنه سال 88 مطرح شد.در ایام فتنه آن سال، یک مرتبه شبکههای ماهوارهای و فعالین فضای مجازی اعلام کردند که جمهوری اسلامی، نیروهایی را از حزب الله لبنان برای سرکوب اعتراضات به ایران آورده است. رسانههای ضدانقلاب، این ادعا را که توسط افرادی نظیر امیرفرشاد ابراهیمی (از عناصر فراری و بدنام ضدانقلاب) منتشر شده بود، در سطح وسیعی گسترش دادند و برای اثبات ادعای خود نیز تصویری از چند جوان بسیجی در جریان مقابله با اغتشاشات در منطقه قیطریه تهران منتشر کردند و مدعی شدند یکی ازآنها برادر شهید «علی منیف اشمر» (شهید مشهور استشهادی حزب الله لبنان که در سال 1375 شهید شد) است.

تصویر شهید مهدی نوروزی در جریان فتنه 88 که به عنوان یکی از فرماندهان حزب الله منتشر شد-این ادعا در همان مقطع تکذیب شد اما اثبات آن 5 سال طول کشید.-در دی ماه سال 1393، در جریان مقابله با تروریستهای تکفیری در سامرا و در اطراف حرم امامین عسگریین (ع)، هویت فردی که گفته میشد از لبنان برای سرکوب به ایران آمده، مشخص شد.شهید «مهدی نوروزی» اهل کرمانشاه، فردی بود که تا مدتها رسانههای ضدانقلاب تصویرش را به عنوان یک لبنانی در اغتشاشات ایران منتشر میکردند و حالا بعد از شهادتش، امکان افشای هویت واقعی او فراهم شده بود.16 سال از فتنه سال 88 میگذرد و در طول این سالها چند مرتبه دیگر کشور درگیر بحران و اغتشاش و ناآرامی شد از جمله در سال 96، 98، 1401 و دی ماه 1404. بدون استثنا در همه این ناآرامی -که منجر به کشته شدن تعداد زیادی از هموطنان شد- این دروغ -یعنی استفاده از افراد غیرایرانی برای سرکوب- یکی از مهمترین شبهات و دروغهای رسانههای ضدانقلاب بوده است با این تفاوت که اگر آنها در گذشته فقط حزبالله را میشناختند، حالا اسم حشد الشعبی، فاطمیون و زینبیون را هم شنیدهاند.برای مثال به این تصویر که اسکرین شات یکی از تبلیغات گسترده بازیهای رایانهای در این روزها است، نگاه کنید.

بررسی الگوی رسانهای این شبهه نشان میدهد هدف اصلی از طرح آن، نه اطلاعرسانی، بلکه عملیات روانی است و ضدانقلاب از طرح این ادعا چند هدف را دنبال میکند:1- سلب مشروعیت از نظام: یکی از اهدف اصلی از طرح چنین دروغی، زیر سؤال بردن پایگاه اجتماعی و مشروعیت داخلی نظام و القای این گزاره است که جمهوری اسلامی برای حفظ خود، ناچار به استفاده از «نیروهای بیگانه» شده و این یعنی نیروهای نظامی و امنیتی (از بسیج گرفته تا سپاه و پلیس) دیگر حاضر نیستند تا برای حفظ حکومت، با اغتشاشگران برخورد کنند.البته شبهه ریزش نیروهای نظامی و امنیتی هم از آن شبهات همیشگی در طول اغتشاشات سال های اخیر بوده است؛ ادعایی که حسین باستانی کارشناس بی بی سی فارسی نیز صراحتاً به دروغ و ساختگی بودن آن در طول این سالها اشاره کرده است.
2- تحریک احساسات ملیگرایانه: طرح نام نیروهای غیرایرانی و حضور آنها در جریان مقابله با آشوبهای داخلی، میتواند تلاشی برای تحریک حساسیتهای ملی و ایجاد شکاف میان مردم و ساختارهای امنیتی کشور باشد و طنز ماجرا اینجاست که این ادعا از سوی کسانی مطرح میشود که شب و روزشان به التماس از خارجیها (آمریکا و اسرائیل) برای حمله به ایران میگذرد و همه جای ترامپ و نتانیاهو را برای تسریع در این حمله زخم کردهاند.3- تطهیر خشونت اغتشاشگران: وقتی نیروی مقابله کننده با آشوبها «بیگانه» معرفی شود، خشونت علیه او نیز در روایت رسانهای قابل توجیه یا حتی مشروع جلوه داده میشود.آشوبهای اخیر از حیث خشونت و استفاده از سلاح (چه سرد و چه گرم)، حجم بالای تخریب اماکن عمومی و خصوصی، کشتار مردم بیگناه، بریدن سر و آتش زدن افراد –بخصوص نیروهای امنیتی- یکی از بینظیرترین و وحشیانهترین بحرانهای سالهای اخیر بوده است پس لازم است برای توجیه این حجم از جنایت، گفته شود که جمهوری اسلامی از بیگانگان برای سرکوب استفاده کرده است.4- زمینهسازی برای فشار خارجی: ننگ التماس به بیگانه برای حمله نظامی به سرزمین مادری، یکی از بزرگترین رسواییهای فتنه اخیر بود. التماسهای تهوعآور و لحظه شماری برای حمله نظامی به ایران آنقدر کثیف است که برخی از اشخاص و جریانهای مخالف نظام هم سعی میکنند تا امن خود را از آن پاک نگه دارند اما جریانات ضدانقلاب از منافقین گرفته تا تجزیهطلبان و سلطنت طلبها (بخصوص شخص رضا پهلوی و رسانههای وابسته به آنها نظیر اینترنشنال، من و تو، بی بی سی و ...) حیات خودشان را در این میبینند که ترامپ و نتانیاهو را برای حمله به ایران و شکل دادن یک جنگ نظامی تمام عیار که طبیعتاً به کشته شدن هزاران نفر در داخل و تخریب بسیاری از زیرساخت های کشور خواهد انجامید، قانع کنند.
مراد ویسی از کارشناسان شبکه اسرائیلی اینترنشنال و یکی از اصلیترین مروجین و تطهیر کنندگان حمله خارجی به ایران، همان دروغ استفاده از نیروهای غیرایرانی را بدون هیچ سندی مطرح میکند-5- تخریب آرمانها و متحدین ایران در منطقه: در سال 88 طرح ادعای دروغ استفاده از نیروهای حزبالله در اغتشاشات داخلی ایران، به شعار «نه غزه، نه لبنان» ختم شد و طرح همین شعار هم نشان میداد که هدف از ترویج چنین دروغی چه بوده است.حالا بعد از چند سال که محور مقاومت در منطقه شکل گرفته و بیشترین ضربات را به اسرائیل، آمریکا و متحدین آنها زده، باز باید با همان شیوه و این بار با آوردن نامهای دیگری علاوه بر حزب الله به تخریب این محور در اذهان ایرانیان بپردازند.
بدون شرح!-ادعای بی سند-در ایران، مسئولیت تأمین امنیت داخلی بهصورت شفاف بر عهده نهادهای مشخص داخلی (پلیس، وزارت اطلاعات، بسیج و سپاه) است و هیچ گزارش رسمی، حقوقی یا مستقل بینالمللی معتبری تاکنون ادعای استفاده از نیروهای خارجی را تأیید نکرده است.از طرف دیگر، فارغ از اینکه استفاده از نیروهای نظامی یا شبهنظامی خارجی برای کنترل ناآرامیهای داخلی، نهتنها فاقد منطق عملیاتی است، بلکه تبعات حقوقی، امنیتی و سیاسی سنگینی برای هر کشوری دارد، نیروهایی مانند حشدالشعبی، حزبالله یا فاطمیون، ساختار، زبان، چهره و نشانهای خاص خودشان را دارند و پنهانسازی گسترده حضور آنها در شهرهای مختلف ایران، آن هم در شرایط اغتشاش، عملاً غیرممکن است؛ امری که خود بهتنهایی ادعای مطرحشده را با تردید جدی مواجه میکند و جای سوال دارد که در عصر تلفنهای هوشمند، شبکههای اجتماعی و پوشش لحظهبهلحظه حوادث، چرا هیچ تصویر یا سند متقنی بدست نیامده است؟با این تفاسیر، ادعای استفاده جمهوری اسلامی از نیروهای خارجی برای سرکوب اغتشاشات، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت باشد، یک روایت رسانهای تکراری، بدون سند و با اهداف مشخص روانی و سیاسی است و استمرار طرح آن در طول این سالها، بدلیل کارکرد تبلیغاتیاش در فضای رسانهای است؛ روایتی که با گذشت زمان و فقدان هرگونه مدرک معتبر، بیش از پیش بهعنوان یک «دروغ مصرفی» قابل شناسایی است؛ دروغی که البته –هرچند روشن- اما با کمال تاسف هنوز هم برخی آن را باور میکنند.

