فیلم اظهارات جنجالی افسر سابق گارد پهلوی: رضا پهلوی آدم اسرائیل برای تجزیه ایران است!

فیلم اظهارات جنجالی افسر سابق گارد پهلوی: رضا پهلوی آدم اسرائیل برای تجزیه ایران است!31-شهریور-1405

خبرگزاری فارس پاسداران جنایتکاروجنگ افروزناپرهیزی کرده است.چون این فیلم انتقادی افسرسابق گاردمحمدرضاپهلوی علیه رضاپهلوی رابازتاب داده است.


فرامرز دادرس:رضا پهلوی هیچی نیست؛ رضا پهلوی توان مدیریت و ریاست ندارد، سطح هوش او به اندازه اورانگوتان است. رضا پهلوی تنها بزرگنمایی می‌کند، او ایده‌آل نتانیاهو و اسرائیل برای تجزیه ایران است؛ سعید قاسمی‌نژاد بدنبال راه‌اندازی سفارت اسرائیل در تهران است تا هر آنچه اسرائیل موفق به نابودی آن در ایران نشده، نابود کند. تو و اربابات غلط می‌کنید چنین کنید.

سفر نیویورک، قیمت نفت و شیطنت‌های رسانه‌ای

سفر نیویورک، قیمت نفت و شیطنت‌های رسانه‌ای 31-شهریور-1405

شاکی شدن شدیدخبرگزاری فارس پاسداران جنگ افروز وجنایتکاروغارتگربه دلیل سفرپزشکیان به نیویورک و آنتنی شدن خبراحتمال دیدارش باترامپ که موجب کاهش قیمت نفت و عصبیت شدیدپاسداران وکاسبان تحریم های پادوی شان شده است..

در حالی امروز شاهد انتشار گزارش‌هایی مبنی بر آمادگی ایران برای ورود مجدد به مذاکرات در صورت تحقق شروطش هستیم که تحلیلگران بر این باورند انتشار این دست گزارش‌ها بازی رسانه‌ای در آستانه انتخابات آمریکاست که قیمت نفت را پایین آورده و موقعیت حزب جمهوری خواه را تقویت کند.گروه سیاست خارجی خبرگزاری فارس؛ امروز (سه‌شنبه) ۳۱ شهریورماه ۱۴۰۵ و همزمان با سفر مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور به نیویورک برای شرکت در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل، کیودو در خبری به نقل از یک مقام ارشد ایرانی گزارش داد که ایران در صورتی که آمریکا گام‌های اولیه‌ای برای کاهش فشار نظامی بردارد، آماده بازگشایی تنگه هرمز در بازه زمانی هفت روزه است. پس از آن هم خبرگزاری رویترز در گزارشی به نقل از یک دیپلمات ایرانی عنوان کرد که ایران آماده است تا در صورت اتخاذ گام‌های عملی توسط واشنگتن، به مذاکرات بازگردد و همچنین اعلام کرد که هیأت ایرانی برای احیای دیپلماسی در نیویورک از طریق میانجی‌ها اختیار تام دارد.دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا اخیراً در اظهاراتی از آمادگی دیدار با مسعود پزشکیان در نیویورک سخن گفت و امروز هم مارکو روبیو وزیر خارجه این کشور عنوان کرد که «قطعاً» برای دیدار و گفت‌وگو در مجمع عمومی سازمان ملل با ایرانیان آمادگی دارد و در عین حال یادآور شد که در حال حاضر برنامه‌ای برای این دیدار تنظیم نشده است.انتشار گزارش‌های امروز قدری از قیمت نفت کاست.طرح این مباحث رسانه‌ای در حالی صورت گرفته که جمهوری اسلامی ایران پیش از این به صراحت اعلام کرد که تا شروطش پذیرفته نشود مذاکره‌ای در کار نیست. تحلیلگران بر این باورند که انتشار این دست گزارش‌ها بازی رسانه‌ای در آستانه انتخابات آمریکاست که قیمت نفت را پایین آورده و موقعیت حزب جمهوری خواه را تقویت کند.با توجه به ارزیابی‌هایی که از وضعیت انتخابات میان دوره‌ای آمریکا وجود دارد، تقریبا با احتمال بسیار بالا جمهوری خواهان مجلس نمایندگان را از دست می‌دهند، ولی در خصوص مجلس سنا هنوز تردید‌هایی وجود دارد.#نفت#قیمت_نفت#دونالد_ترامپ#نیویورک#مجمع_عمومی#تنگه_هرمز#دونالد_ترامپ

نامه مهدی کروبی به پزشکیان: برای صلحی پایدار، اگر شرایط فراهم آمد با ترامپ دیدار کند

نامه مهدی کروبی به پزشکیان: برای صلحی پایدار، اگر شرایط فراهم آمد با ترامپ دیدار کند31-شهریور-1405

مگرپزشکیان دست نشانده مستقل وتصمیم گیروکاره ای است تا بتواندباترامپ دیدارکند.ازسوی دیگربعیدنیست باهمان شیوه اتهامات سنگینی که به خاتمی  وروحانی واردمی شود به خاطرآن که پیشنهادمذاکره برای صلح شرافتمندانه دادند.ممکن است ترکش این اتهامات  به کروبی به خاطرنامه دادنش به پزشکیان برای مذاکره باترامپ اصابت کند.

 مهدی کروبی نوشت: سفر به مقر سازمان ملل فرصت بی‌بدیلی‌ست که پزشکیان باید از آن بهره گیرد و با رئیس جمهور آمریکا، اگر شرایط فراهم آمد برای گفتگوهای سازنده و صلحی پایدار دیدار کند.»مهدی کروبی، رئیس اسبق مجلس، در نامه‌ای خطاب به رئیس جمهور پزشکیان که برای شرکت در اجلاس عمومی سالانه‌ی سازمان ملل متحد به نیویورک می‌رود، نوشت: برای صلحی پایدار، اگر شرایط فراهم آمد با ترامپ دیدار کن. متن کامل این نامه به شرح زیر است: «باسمه تعالی-مردم عزیز و شریف ایران-می‌دانم که این روزها در شرایط بسیار سخت و مشقت‌باری زندگی می‌کنید، شرایطی که نتیجه مستقیم سیاست‌های ویرانگر چند دهه گذشته به ویژه گرفتار کردن ملک و ملت در چاه ویل تحریم‌هاست. برای خروج از بحران‌ها، نخستین گام، شجاعتِ عبور از تابوهای خودساخته و بازنگری در خط قرمزهایی است که مغایر منافع ملی و مانع اصلی در مسیر توسعه و پیشرفت کشور است. دو جنگ تجاوزکارانه اخیر دو قدرت هسته‌ای علیه کشورمان که یکی ابرقدرت دنیا و دیگری شهره به جنایت و نسل‌کشی‌ست درس بزرگی برای همگان به همراه داشت. مردم ایران علی‌رغم همه‌ی ظلم‌ها و بی‌عدالتی‌ها وقتی پای تمامیت ارضی کشور به میان آمد، همدل و یکدست پای ایران ایستادند. همزمان، نیروهای مسلح‌مان با مقاومت و ایثاری کم‌نظیر برگ زرینی در تاریخ ایران رقم زدند. تلاش‌های دولت هم در مدیریت بحران‌های ناشی از جنگ و اداره کشور و تامین اقلام جای تقدیر و تشکر دارد. این‌روزها کشور در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد و لحظات تاریخی پر واضح است که تصمیم‌های تاریخی می‌طلبد. من بعنوان فردی که در حمایت از دکتر پزشکیان آبرو گرو گذاشتم از ایشان مصرانه می‌خواهم با نگاهی جامع در قامت و جایگاه رییس‌جمهور رفتار کند و در مقابل جمعی اندک و بظاهر انقلابی که نمی‌دانم متوهم‌اند یا خداناکرده خائن، منفعل عمل نکند.سفر به مقر سازمان ملل فرصت بی‌بدیلی‌ست که ایشان باید از آن بهره گیرد و از تمدنی بگوید که ضمن جنگ بلدی، صلح را هنر می‌داند و به جهانیان نشان دهد ایران و مردم بزرگش طالب صلح و ثبات پایدار در منطقه هستند. در همین راستا با رییس جمهور آمریکا، اگر شرایط فراهم آمد برای گفتگوهای سازنده و صلحی پایدار دیدار کند و از انگ گروهی که در مقابل سیل ملت هیچ نیستند نهراسد. من در کسوت رییس مجلسی ششم وقتی سه سناتور آمریکایی خواستار دیدار و گفتگو شدند با آنان دیداری کوتاه داشتم و وقتی مورد نقد آقای خامنه‌ای قرار گرفتم به ایشان گفتم تمدنی که ریشه در تاریخ و معرفت دارد هرگز از گفتگو نمی‌هراسد. اگرچه می‌دانیم طرف مقابل به معنای متعارف قابل اعتماد نیست اما چاره‌ای جز پیمودن مسیر دیپلماسی با تکیه بر خرد و الهام از سنت پیامبر رحمت (ص) در صلح حدیبیه نیست. دیپلماسی، نه نشانه‌ی ضعف، بلکه اوجِ خرد و قدرتِ یک ملتِ خودباور است. پیامبر بزرگوار اسلام با وجود شرایط سخت، صلح را بر جنگ و خونریزی ترجیح داد و در مذاکره برای حصول صلح انعطاف و بردباری به خرج داد و بر پیمان و عهدش باقی ماند. همان‌گونه که امام علی (ع) بر اهمیت وفای به عهد تأکید داشتند، ما نیز بر این باوریم که عهدشکنان و صلح‌ستیزان، فارغ از اینکه در ایران باشند یا در آمریکا، در نهایت بازنده تاریخ خواهند بود. مهدی کروبی-۳۱ شهریور ۱۴۰۵«

بازنشسته با حقوق ۲۲ میلیونی، ۲۵ میلیون اجاره ‌خانه می‌دهد/ مردم از پس خرج دوا و درمان بیماران‌شان برنمی‌آیند

 یک فعال صنفی در انتقاد از سیاست‌های مسئولان:بازنشسته با حقوق ۲۲ میلیونی، ۲۵ میلیون اجاره ‌خانه می‌دهد/ مردم از پس خرج دوا و درمان بیماران‌شان برنمی‌آیند31-شهریور-1405

آفتابه لگن هفت دست شام وناهارهیچی! ادعای قدرت نمایی پوچ تبلیغاتی ضدآمریکایی واسراییلی کردن باچاشنی قدرت برترچهارم نظامی جهان داشتن وتأکیدبردورزدن تحریم ها وفروش نفت نمودن ؛ امادرعمل  به دلیل تشدیدتحریم ها ورشدتورم وگرانی ها موجب شده است تا  یک فعال صنفی در انتقاد از سیاست‌های مسئولان رژیم تروریست وفاسدوعوامفریب وجنگ افروز ولایت فقیه  اعتراف کند که بازنشسته با حقوق ۲۲ میلیونی، ۲۵ میلیون اجاره ‌خانه می‌دهد.موازی آن مردم از پس خرج دوا و درمان بیماران‌شان  هم برنمی‌آیند ونه کاسبان تحریم ها ونه هیچ مسئولی  دیگری هم دراین رابطه  پاسخ گوی نیستند.

یک فعال کارگری می‌گوید: خانواده‌ها گاهی حتی از حیاتی‌ترین نیاز خود هم می‌گذرند؛ من خانواده‌ای می‌شناسم که بعد از بیماری عزیزش برای او آرزوی مرگ کرد چون هزینه‌ی درمان را نمی‌توانست فراهم کند!به گزارش خبرنگار ایلنا، حقوق‌بگیران به خصوص کارگران سال‌هاست که با فقر شدید معیشتی دست و پنجه نرم می‌کنند و این وضعیت پرفشار به خصوص در سال جدید و در پی مجموعه‌ی اتفاقات از جمله جنگ و تداوم برنامه‌های سیاسی و اقتصادی پیشین افزایش یافته است. برای خانواری که درآمد آن عمدتاً از یک حقوق ثابت تأمین می‌شود، افزایش قیمت‌ها به معنای کاهش مستمر توان خرید و دشوارتر شدن تأمین نیازهای ابتدایی زندگی است.در سال ۱۴۰۵ نیز اگرچه حداقل دستمزد کارگران افزایش ۶۰درصدی داشته، اما همزمان رشد هزینه‌های زندگی موجب شده بخش قابل توجهی از این افزایش صرف جبران افزایش قیمت کالاها و خدمات شود. در این شرایط اوضاع معیشتی کارگران نسبت به سالهای قبل نه تنها ثابت نمانده بلکه بدتر هم شده است. در چنین شرایطی، فاصله میان درآمد و هزینه، برای گروه‌هایی مانند کارگران روزمزد، بازنشستگان و خانوارهای فاقد درآمد ثابت، محسوس‌تر است.سفره حقوق‌بگیران هر روز کوچک‌تر می‌شود-عبدالله بلواسی، فعال کارگری، در توصیف شرایط موجود معتقد است مشکلات امروز معیشتی را نمی‌توان صرفاً به تحولات چند ماه اخیر نسبت داد. او می‌گوید: چندین سال است که در این کشور سفره‌های مردم، به‌خصوص حقوق‌بگیران، هر روز خالی‌تر از روز قبل شده و متاسفانه وضعیت ما رو به زوال است.بلواسی تأکید می‌کند: کاهش قدرت خرید، یک اتفاق مقطعی نیست و در طول سال‌های گذشته به تدریج انباشته شده است. اینها نتیجه‌ی سالها بی‌توجهی به منافع مردم است. جنگ نیز ایران را در وضعیتی به مراتب بدتر و در محاصره اقتصادی قرار داد. چنین بحرانی را فرزندان مسئولین اصلا نمی‌بینند، آنها گاهاً در همان کشورهایی که پدرانشان آنها را دشمن می‌نامند به راحتی زندگی می‌کنند و چیزی از فلاکت نمی‌دانند!بلواسی ادامه می‌دهد: در ایران حتی افزایش حقوق هم نمی‌تواند اوضاع حقوق بگیران را ثابت نگه دارد. زمانی که افزایش حقوق اعلام می‌شود، آنچه برای کارگر و بازنشسته اهمیت دارد میزان پولی نیست که روی فیش حقوقی درج شده، بلکه قدرت خرید واقعی آن در برابر هزینه‌های زندگی است.افزایش حقوق در برابر موج گرانی‌ها-او درباره شرایط سال جاری نیز می‌گوید: در کنار جنگ، مجموعه‌ای از عوامل بر زندگی مردم فشار وارد کرده است؛ از افزایش نرخ ارز و تغییرات سیاست‌های ارزی گرفته تا رشد قیمت کالاهای اساسی و هزینه‌های مسکن و درمان. نتیجه نهایی این تحولات را باید در سفره خانوار دید. وقتی اجاره خانه، مواد غذایی، دارو و سایر هزینه‌ها افزایش پیدا می‌کند، افزایش حقوق به‌تنهایی کارساز نیست. اوضاع به قدری اسفبار است که خانواده‌ها گاهی حتی از حیاتی‌ترین نیاز خود هم می‌گذرند؛ من خانواده‌ای می‌شناسم که بعد از بیماری عزیزش برای او آرزوی مرگ کرد چون هزینه‌ی درمان را نمی‌توانست فراهم کند!به گفته‌ی او، مردم در وضعیت بدی گرفتار هستند. از ابتدای سال جاری مردم فقیرتر شده‌اند جوری که تهیه نان شب هم برایشان دشوار است. یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این فشار را می‌توان در وضعیت بازنشستگان مشاهده کرد. کسانی که پس از چند دهه کار و پرداخت حق بیمه، انتظار دارند دوران بازنشستگی را با آرامش بیشتری سپری کنند، در مواردی ناچارند دوباره وارد بازار کار شوند.حقوق ۲۲ میلیونی و اجاره ۲۵ میلیونی؛ روایتی از زندگی یک بازنشسته-بلواسی در توصیف این وضعیت به نمونه‌های منطقه خود اشاره می‌کند و می‌گوید: فردی را می‌شناسم که با حقوق بازنشستگی حدود ۲۲ میلیون تومان، خانه‌ای را ماهانه ۲۵ میلیون تومان اجاره کرده و علاوه بر آن، چند میلیون تومان نیز ودیعه پرداخته است. چنین نمونه‌ای نشان می‌دهد که مسئله مسکن چگونه می‌تواند بخش بزرگی از درآمد یک خانوار را پیش از رسیدن به سایر هزینه‌های ضروری زندگی مصرف کند. در چنین شرایطی، هزینه خوراک، درمان، دارو، قبوض و رفت‌وآمد باید از درآمدِ دیگری تأمین شود که همین بازنشسته را وادار به روی‌آوردن به شغل دیگری می‌کند.وی ادامه می‌دهد: فشار اقتصادی بر بازنشستگان تنها به مسکن محدود نمی‌شود. افزایش سن معمولاً با افزایش نیاز به مراقبت‌های پزشکی و مصرف دارو همراه است و همین مسئله، هزینه درمان را به یکی از دغدغه‌های جدی این گروه تبدیل کرده است.بازنشستگان پس از ۳۰ سال کار، دوباره روزمزد می‌شوند-بلواسی می‌گوید: پس از ۳۰ سال کار، زمانی که فرد به سن بازنشستگی می‌رسد، به‌جای آنکه بتواند در کنار خانواده خود زندگی آرامی داشته باشد، در مواردی ناچار است برای تأمین مخارج روزانه دوباره به کار روی بیاورد.او از بازنشستگانی سخن می‌گوید که در مناطق کارگری و در فصل‌های مختلف سال، برای پیدا کردن کار روزمزد در خیابان‌ها حاضر می‌شوند یا در مزارع به انجام کارهای فصلی می‌پردازند.به گفته‌ی بلواسی، برخی از این افراد در فصل کشاورزی به کارهایی مانند جمع‌آوری علف هرز یا برداشت محصول مشغول می‌شوند و بابت یک روز کار، حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان دریافت می‌کنند. این در حالی است که بسیاری از این افراد دهه‌ها سابقه کار دارند و حالا به دلیل ناکافی بودن درآمد بازنشستگی، مجبور به ادامه کار هستند تا بیش از این شرمنده خانواده خود نشوند!بلواسی می‌گوید: مردم به فلاکت افتاده‌اند! بحران معیشت را نمی‌توان صرفاً با افزایش دستمزد حل کرد. هیچ چیز جلودار گرانی نیست و انگار حاکمیت نمی‌تواند این گرانی را کنترل کند. معیشت مردم به بحران جدی دچار شده است.  این فعال کارگری، در بخش دیگری از صحبتهایش به وضعیت کسانی اشاره می‌کند که اساساً از درآمد ثابت برخوردار نیستند. به گفته او، شرایط این گروه از حقوق‌بگیران دشوارتر است؛ زیرا کارگر روزمزد، کارگر ساختمانی یا فردی که شغل موقت و بی‌ثبات دارد، در صورت کاهش فعالیت اقتصادی و رکود، ممکن است حتی همان درآمد محدود خود را نیز از دست بدهد.ظرفیت‌ها زیاد است اما کاری برای مردم نمی‌کنند-او در خصوص بی‌توجهی مسئولان به وضعیت مردم می‌گوید: شهری مانند مریوان، به دلیل ویژگی‌های اقتصادی و جغرافیایی منطقه، ظرفیت‌هایی در حوزه گردشگری، کشاورزی، تجارت و فعالیت‌های مرزی دارد که در صورت استفاده مناسب می‌تواند به ایجاد اشتغال کمک کند، اما بخش‌هایی از نیروی کار همچنان با نبود شغل پایدار مواجه‌اند. مثلا اگر فقط بخشی از درآمد مرز باشماخ را خرج مردم منطقه کنند مردم بیکار نمی‌مانند اما متاسفانه توجهی نمی‌شود.بلواسی می‌گوید: در شرایطی که ساخت‌وساز رونق کافی ندارد و فرصت‌های شغلی محدود است، برخی کارگران برای پیدا کردن کار ناچار می‌شوند به عراق یا کشورهای دیگر بروند. این مهاجرت کاری تنها یک مسئله اقتصادی نیست و می‌تواند بر زندگی خانوادگی نیز اثر بگذارد؛ زیرا کارگری که برای کسب درآمد مدتی از خانه و خانواده دور می‌شود، عملاً بخشی از زندگی خانوادگی خود را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. حتی ممکن است خانواده‌ی خود را از دست بدهد. او تاکید می‌کند:  وجود ظرفیت‌های اقتصادی در منطقه زمانی معنا پیدا می‌کند که این ظرفیت‌ها بتوانند به اشتغال و درآمد پایدار برای مردم محلی تبدیل شوند که متاسفانه چنین چیزی نمی‌بینیم.فشار اقتصادی محدود به یک طبقه یا گروه خاص نیست-این فعال کارگری می‌گوید:  فشار اقتصادی مستمر باعث شده بخشی از مردم دیگر نتوانند برای آینده خود برنامه‌ریزی کنند. خانواری که نمی‌داند ماه آینده مواد غذایی یا هزینه درمان تا چه اندازه افزایش خواهد یافت، با دشواری بیشتری می‌تواند درباره آینده تصمیم بگیرد.بلواسی شرایط امروز را به وضعیتی تشبیه می‌کند که مردم در آن نه امکان زندگی دارند و نه چشم‌انداز روشنی برای خروج از مشکلات می‌بینند. به اعتقاد او، فشار اقتصادی دیگر محدود به یک طبقه یا گروه شغلی خاص نیست؛ کشاورز، کارگر، کارمند، بازنشسته و کارگر روزمزد، حتی طبقه متوسط، هرکدام به شکل متفاوتی با افزایش هزینه‌ها مواجه‌اند.این فعال کارگری در پایان به  ناکارآمدی و مشکلات ساختاری اشاره می‌کند و می‌گوید: موضوعاتی مانند شایسته‌سالاری، مبارزه با فساد، امنیت شغلی، کنترل تورم و تأمین معیشت، از یکدیگر جدا نیستند. یک‌درصدی‌ها در بهشت زندگی می‌کنند و باکی از تورم ندارند اما عامه‌ی مردم درگیر مشکلات لاینحل هستند. 

جان باختن کارگر کرمانشاهی در یک باغ در کردستان عراق +جزئیات

 جان باختن کارگر کرمانشاهی در یک باغ در کردستان عراق +جزئیات31-شهریور-1405

یک کارگر ۳۸ساله اهل کرمانشاه، در پی حادثه سقوط از درخت در منطقه «شنروی» اقلیم کردستان عراق، جان خود را از دست داد.به گزارش ایلنا، به گزارش منابع کارگری، «فاضل جهانگیری» کارگر ۳۸ساله و اهل شهر مرزی «نوسود» از توابع استان کرمانشاه، در حالی که به همراه دو همکار خود برای انجام امور کشاورزی به اقلیم کردستان عراق سفر کرده بود، هنگام برداشت گردو در یکی از باغ‌های منطقه شنروی دچار حادثه شد. گفته می‌شود وی در جریان فعالیت در باغ، از ارتفاع درخت سقوط کرد و پس از انتقال به بیمارستان، به دلیل شدت جراحات وارده، بر اثر خونریزی و آسیب‌های داخلی جان خود را از دست داد. بر اساس اطلاعات دریافتی، پیکر این کارگر پس از انتقال به مرکز پزشکی قانونی «حلبچه» جهت انجام بررسی‌های لازم و تکمیل مراحل قانونی، در آن مرکز نگهداری می‌شود.

ادامه تجمع جوانان جویای کار شهر حُر مقابل کشت و صنعت هفت تپه

 ادامه تجمع جوانان جویای کار شهر حُر مقابل کشت و صنعت هفت تپه31-سهریور-1405

جمعی از بیکاران شهر حر با حضور مقابل مجتمع کشت و صنعت هفت تپه خواستار استخدام خود شدند.به گزارش خبرنگار ایلنا، جوانان جویای کار شهر حر واقع در شهرستان شوش استان خوزستان، امروز هم مانند چند روز گذشته مقابل مجتمع کشت و صنعت هفت تپه تجمع کردند. این گروه از جوانان، خواستار اشتغال بومی‌ها در این مجتمع کشاورزی و صنعتی هستند. یکی از این جوانان جویای کار می‌گوید: مسئولان بارها به ما بومی‌ها وعده استخدام داده‌اند ولی متاسفانه مدیریت شرکت معتقد است شرکت کشت و صنعت هفت تپه ظرفیت محدودی برای استخدام نیروی کار دارد. او با بیان اینکه بر خلاف نظر مسئولان ظرفیت‌های خالی بسیاری برای جذب نیرو در مجتمع کشت صنعت هفت تپه وجود دارد گفت: ظرفیت‌های خالی ناشی از بازنشستگی نیروهای قدیمی و همچنین خالی شدن پست‌های شغلی ناشی از انتقال و فوت برخی کارکنان است.همچنین این جوانان با اشاره به پتانسیل‌های موجود در مجتمع هفت‌تپه، خواستار فعال‌سازی واحدهای راکد و غیرفعال از جمله واحدهای «الکل‌سازی»، «گوجه‌فرنگی» و «زغال» شدند تا از این طریق، نه تنها برای جوانان بومی اشتغال ایجاد شود، بلکه بهره‌وری کل مجموعه نیز افزایش یابد. بومی‌های بیکار شهر حر می‌گویند: این عادلانه نیست که تعدادی معدود در این شرکت بزرگ مشغول به کار باشند اما شمار زیادی جوانان جویای کار ماهر و تحصیل‌کرده‌ی این شهر سال‌ها در انتظار شغل بمانند و بیکار باشند.

در کهگیلویه و بویراحمد رخ داد:استنشاق گاز در محیط بسته ۳ فوتی و یک مصدوم برجای گذاشت

 در کهگیلویه و بویراحمد رخ داد:استنشاق گاز در محیط بسته ۳ فوتی و یک مصدوم برجای گذاشت31-شهریور-1405

فرماندار شهرستان چرام با ابراز تأسف از وقوع یک حادثه مرگبار در پی حفاری غیرمجاز در نزدیکی روستای «آرند» از توابع این شهرستان گفت: شوربختانه در این حادثه سه نفر به دلیل استنشاق گاز ناشی از فعالیت موتور برق در محیط بسته جان خود را از دست دادند و یک نفر دیگر نیز با وضعیت وخیم به بیمارستان امام خمینی دهدشت مرکز شهرستان کهگیلویه منتقل شد.به گزارش ایلنا، علی وفایی‌مقدم روز سه شنبه، ضمن تشریح جزئیات این حادثه تلخ اظهار کرد: حدود ساعت ۲۱ شب دوشنبه ۳۰ شهریورماه ۱۴۰۵، چهار فرد که با هدف انجام حفاری غیرمجاز در فاصله‌ای ۱۲ متری از یک رودخانه فصلی در حاشیه روستای آرند چرام مشغول کار بودند، به دلیل استفاده از موتور برق در فضایی محدود و محصور، دچار مسمومیت شدید ناشی از گاز منوکسید کربن شدند.فرماندار چرام با بیان اینکه سه نفر از این افراد در محل حادثه جان باخته و نفر چهارم نیز با شرایط وخیم تحت مراقبت‌های ویژه قرار دارد، تصریح کرد: متأسفانه این افراد تحت تأثیر تبلیغات کذب و سوداگرانه‌ای قرار گرفته بودند که با وعده‌های پوچ و غیرواقعی در خصوص وجود اشیاء عتیقه و آثار باستانی، عده‌ای را به کام مرگ می‌کشانند.وفایی‌مقدم با تأکید بر اینکه ادعاهای موجود درباره وجود گنجینه و عتیقه در این منطقه کاملاً کذب و بی‌اساس است، افزود: تنها اثر تاریخی شناخته شده در شهرستان چرام، یک قلعه است و تاکنون هیچ‌گونه شیء یا اثر باستانی در این محل کشف نشده است.وی افزود: با این حال، متأسفانه افراد سودجو و کلاهبردار با ترفندهای مختلف و ارائه اطلاعات غلط، مبالغ هنگفتی را از مردم ناآگاه دریافت می‌کنند تا آن‌ها را به جست‌وجوی گنج‌های خیالی ترغیب کنند.وفایی مقدم با هشدار جدی به شهروندان در خصوص اینگونه فعالیت‌های غیرقانونی گفت: این حفاری‌ها نه تنها جرم محسوب می‌شود و پیگرد قانونی دارد، بلکه بازی با جان است و مردم باید هوشیار باشند که این اطلاعات دروغین، صرفاً ابزاری برای اخاذی و کلاهبرداری است و هیچ واقعیتی در پشت پرده این داده‌های فرهنگی جعلی وجود ندارد.فرماندار چرام در مورد روند رسیدگی قضایی این حادثه نیز اظهار کرد: در حال حاضر تحقیقات اولیه توسط دستگاه‌های مسئول در جریان است و هنوز فرد خاصی در این رابطه دستگیر نشده است؛ اما بررسی‌ها برای شناسایی عوامل احتمالی دخیل در ترغیب این افراد به حفاری غیرمجاز و شناسایی پشت‌پرده این تحرکات، با جدیت از سوی نهادهای امنیتی و قضایی پیگیری خواهد شد.وفایی‌مقدم ضمن ابراز تأسف مجدد برای خانواده‌های داغدار، از عموم مردم خواست تا با هوشیاری در برابر شایعات و وعده‌های پوچِ سودجویان، از هرگونه اقدام غیرقانونی که منجر به خسارات جبران‌ناپذیر جانی می‌شود، به‌شدت پرهیز کنند.شهرستان چرام دارای دو بخش مرکزی و سرفاریاب با جمعیتی حدود۲۳ هزار نفر در ۲۶۰ کیلومتری یاسوج مرکز کهگیلویه وبویراحمد واقع شده است.

زاویه‌دارها وصله‌های ناجور وفاق (نکته)

 زاویه‌دارها وصله‌های ناجور وفاق (نکته)31-شهریور-1405

متن بیشترنکته های سربازجوشریعت نداری وهمکاران یادداشت نویس اوین نامه کیهان که همراه با واژگان انگلیسی ومنابع رسانه های آمریکایی است. ازسوی  داریوش سجادی همکارسربازجوشریعت نداری مقیم آمریکا تهیه وتنظیم می شوند.ازجمله همین نکته سربازجوشریعت نداری است که دررابطه پیگیری هدف ترسیم شده اشاره  به عنوان «جنگ شناختی- cognitive warfare» شده است. ازسوی دیگر چاشنی پیگیری این هدف خودکرده  که به نکته خامنه ای رمال کشته شده  آویزان شده  که گفته بود اصلی‌ترین انگیزه عملیات روانی و کارویژه عوامل نفوذی را «اختلال در دستگاه محاسباتی» مسئولان دانسته و از جمله، گفته بود«غربی‌ها تلاش می‌کنند که افراد را جذب کنند و افرادی را که می‌توانند در جامعه اثرگذار باشند، بکشانند به آن سمت مورد نظر خودشان. آن سمت مورد نظر عبارت است از تغییر در باورها، آرمان‌ها، نگاه‌ها، سبک زندگی؛ کاری کنند که این شخصی که مورد نفوذ قرار گرفته است، همان چیزی را فکر کند که آن آمریکایی فکر می‌کند؛ یعنی کاری کنند که شما همان جوری نگاه کنید به مسئله که یک آمریکایی نگاه می‌کند... هدف این است. هدف نفوذ این است» و ده‌ها نمونه دیگر از همین هشدارها و بیدارباش‌ها که تقریباً بی‌پاسخ مانده‌انداما!چون قلم زنی سربازجوشریعت نداری براساس تجربه بازجویی واتهام زنی وتهیه وتنظیم کردن کیفرخواست برای صدورحکم محکومیت رقبای غیرخودی شده است.بنابراین خروجی یادداشت ها ونکته ها وجوک های اتهامی فوق مسخره وهدفمند گفت وشنود وتیترخبری صفحه اول اوین نامه کیهانش جهت دارند.یعنی همگی علیه رقیب مدعی اصلاح طلب ورسانه های خبری شان می باشد.چون اینان حامی  برجام ومذاکره ومخالف جنگ هستند.برای همین اینان ازسوی نکته پاسدارسربازجوشریعت نداری چنین موردسئوال یااتهام واقع شده اند: جریانات غربگرا و غربزده را می‌توان و باید در فهرست افراد و جریاناتی جای داد که سیستم محاسباتی آنها به تسخیر دشمن درآمده است و همان‌گونه فکر می‌کنند و به ارزیابی و محاسبه مسائل می‌نشینند که خواسته دشمن است. افرادی با این طرز تفکر نمی‌توانند و نباید در مسئولیت‌های کلیدی به کار گرفته شوند. این جماعت با انقلاب و نظام اسلامی و مردم شریف و جان‌فدای ایران همسو و همخوان نیستند.

۱- ناتو (سازمان پیمان آتلانتیک شمالی) در گزارش سال ۲۰۲۰ خود که بخشی از آن را خبرگزاری آسوشیتدپرس منتشر کرده است، به عرصه جدیدی از جنگ اشاره کرده و آورده است: «تاکنون پنج حوزه جنگی را به رسمیت می‌شناختیم؛ زمین، هوا، دریا، فضا و فضای سایبری». و در ادامه تأکید می‌کند که از این پس باید حوزه و میدان دیگری از جنگ را به این پنج حوزه اضافه کنیم و از آن با عنوان «جنگ شناختی- cognitive warfare»یاد می‌کند. این حوزه جدید چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟ پاسخ سؤال را باید از زبان «جیمز جوردانو» که یکی از دست‌اندرکاران تهیه گزارش یادشده است، شنید. جوردانو می‌نویسد: «در جنگ شناختی، ذهن انسان به میدان نبرد تبدیل می‌شود. در جنگ روایت‌ها، که شاخه‌ای از جنگ نرم است، هر یک از دو سوی جنگ تلاش می‌کنند تا روایت خود از یک رخداد را بر روایت طرف دیگر غلبه داده و باورپذیرتر معرفی کنند. اما هدف نهایی در جنگ شناختی آن است که حریف همان‌گونه فکر کند که ما می‌خواهیم. از این روی میدان اصلی نبرد در جنگ شناختی مغز انسان‌ها و سیستم محاسباتی آنهاست». و اما، چگونه؟!2- به این نکته حکیمانه از آقای شهیدمان که فقط یکی از بسیارهاست توجه کنید، حضرت ایشان اصلی‌ترین انگیزه عملیات روانی و کارویژه عوامل نفوذی را «اختلال در دستگاه محاسباتی» مسئولان دانسته و از جمله، می‌فرمایند: «غربی‌ها تلاش می‌کنند که افراد را جذب کنند و افرادی را که می‌توانند در جامعه اثرگذار باشند، بکشانند به آن سمت مورد نظر خودشان. آن سمت مورد نظر عبارت است از تغییر در باورها، آرمان‌ها، نگاه‌ها، سبک زندگی؛ کاری کنند که این شخصی که مورد نفوذ قرار گرفته است، همان چیزی را فکر کند که آن آمریکایی فکر می‌کند؛ یعنی کاری کنند که شما همان جوری نگاه کنید به مسئله که یک آمریکایی نگاه می‌کند... هدف این است. هدف نفوذ این است» و ده‌ها نمونه دیگر از همین هشدارها و بیدارباش‌ها که تقریباً بی‌پاسخ مانده‌اند!3- جریانات غربگرا و غربزده را می‌توان و باید در فهرست افراد و جریاناتی جای داد که سیستم محاسباتی آنها به تسخیر دشمن درآمده است و همان‌گونه فکر می‌کنند و به ارزیابی و محاسبه مسائل می‌نشینند که خواسته دشمن است. افرادی با این طرز تفکر نمی‌توانند و نباید در مسئولیت‌های کلیدی به کار گرفته شوند. این جماعت با انقلاب و نظام اسلامی و مردم شریف و جان‌فدای ایران همسو و همخوان نیستند. در این‌باره اگرچه گفتنی بسیار است، ولی در این مختصر، باز هم به یکی دیگر از بیانات [مثل همیشه] هوشمندانه و حکیمانه آقای شهیدمان اشاره می‌کنیم. حضرت ایشان چند روز قبل از آخرین انتخابات ریاست جمهوری (۵ تیرماه ۱۴۰۳) خطاب به دو نامزد انتخابات می‌فرمایند: «توصیه و عرض ما به نامزدهای انتخابات [این است]. من به این حضرات محترم عرض می‌کنم که با خداوند خودتان عهد کنید که اگر موفق شدید و توانستید مسئولیتی به دست آورید، کسان و کارگزاران خود را از کسانی قرار ندهید که ذره‌ای با انقلاب زاویه دارند. آن کسی که با انقلاب، با امام راحل، با نظام اسلامی ذره‌ای زاویه داشته باشد، او به درد شما نمی‌خورد. او همکار خوبی برای شما نخواهد بود. آن کسی که دلبسته‌ آمریکا باشد و تصور کند که بدون لطف آمریکا نمی‌شود قدم از قدم برداشت در کشور، او برای شما همکار خوبی نخواهد بود».4- خطر زاویه‌دارها هنگامی است که در مسئولیت‌های کلیدی (حتی لایه دوم و سوم) به کار گرفته شوند و یا به‌عنوان مشاور، در کنار فلان مسئول حضور داشته باشند و متأسفانه باید گفت که این رخداد خسارت‌بار در پاره‌ای از موارد به وقوع پیوسته است و برخی از مسئولان در پوشش «وفاق» زاویه‌دارهایی از این دست را (خواسته یا ناخواسته) به کار گرفته‌اند! و حال آنکه، وحدت یا وفاق تعریف شناخته‌شده‌ای دارد. وفاق که گزاره بسیار ارزشمندی نیز هست، در میان کسانی است که اصول و مبانی مشترکی دارند، اگرچه ممکن است سلیقه‌های سیاسی متفاوت و حتی متضادی داشته باشند. با این تعریف از وفاق، زاویه‌دارها نه فقط وصله ناجور وفاق، بلکه آفت وفاقند.5- بعد از فتنه ۸۸، جمعی از مدعیان اصلاحات که در پی آن حرکت خیانت‌آمیز، احساس انزوا می‌کردند، شعار «آشتی ملی»! سر دادند. رهبر معظم انقلاب در این خصوص فرموده بودند: «حالا یک عدّه‌ای یاد گرفته‌اند تعبیرات «آشتی ملّی، آشتی ملّی» [را گفتن]؛ این حرف‌ها به نظر من معنی ندارد؛ مردم مجتمعند، با هم متّحدند؛ آنجایی که پای اسلام در میان است، پای ایران در میان است، پای استقلال در میان است، پای ایستادگی در مقابل دشمن در میان است، مردم با همه‌ وجودشان ایستاده‌اند. ممکن است در فلان مسئله‌ سیاسی دو نفر با هم اختلاف نظر داشته باشند [امّا] تأثیری نمی‌گذارد. چرا می‌گویید آشتی؟ مگر قهرند که بیایند با هم آشتی کنند»؟ امام شهید در ادامه بیانات خود، زاویه‌دارها را بیرون از دایره «وفاق» تعریف کرده و می‌فرمایند: «بله، مردم ما با آن کسانی که به روز عاشورا اهانت کردند قهرند. ملّت با آنهایی که روز عاشورا، با قساوت، با لودگی، با بی‌حیایی آمدند جوان بسیجی را در خیابان لخت کردند و کتک زدند، قهر است. با اینها آشتی هم نمی‌کنیمپاسدارسربازجوحسین شریعت نداری

یادداشت روزاوین کیهان"طشت رسوایی حقوق بشر آمریکایی فرو افتاد "

 دروغ نامه کیهان 3 شنبه 22-شهریورسال1405

یادداشت روزاوین کیهان"طشت رسوایی حقوق بشر آمریکایی فرو افتاد "

یادداشت نویس هم قلم وهمکارعنصرتابلوومنفوروپاسدارسربازجوحسین شریعت نداری باعنوان "طشت رسوایی حقوق بشرآمریکایی فروافتاد" طوری ازموضع طلبکاری وارونه گویی کرده است که انگاری رژیم منفوروتروریست وعوامفریب نه سانسورچی و سرکوبگر وشکنجه گروقاتل ومخالف شدیدآزادی بیان و کنترل رسانه های خبری نیست وکارنامه رکوردارمحکومیت چهانی نقض حقوق بشرنداردکه رکوردارد دریافت سالانه دراین رابطه است و جوایزمعادل نوبل وبالاتر دریافت می کند .برای همین درشرایطی که رسانه های خبری درایران بشدت زیرشدیدتیغ سانسورقراردارندوفضای مجازی هم فیلترمی شودوسرکوب وبازداشت وپرونده سازی وصدوراحکام سنگین برای فعالان فضای مجازی  وصدوراحکام اعدام بدون وقفه باشدت پیگیری می شود.درمقابل یادداشت نویس هم قلم همکارسربازجوشریعت نداری درابتدای یادداشت خود ازموضع ضدآمریکایی چنین تحلیل داده است: تصمیم پنجشنبه‌شب هیئت حاکمه آمریکا مبنی بر خروج رسمی، شتاب‌زده و سراسیمه از شورای حقوق بشر سازمان ملل‌، بیش از آنکه یک مانور دیپلماتیک یا تاکتیک انزواگرایانه سیاسی باشد، اعتراف عریان و محتوم به بن‌بست کامل هژمونی غرب در جنگ روایت‌ها و عرصه اقناع افکار عمومی جهان است. رژیمی که افزون بر هفت دهه، مفهوم متعالی و فطری «کرامت انسانی» را به مسلخ منافع جهان‌خوارانه سرمایه‌داری خود برده و واژگان محترمی چون «حقوق بشر»، «حق حیات» و «آزادی» را به چماقی سخت برای سرکوب، تهدید و باج‌خواهی از ملت‌های مستقل و انقلابی تبدیل کرده بود، امروز به نقطه‌ای از ورشکستگی رسیده که توان دفاع از رفتار وحشیانه خود را حتی در چهارچوب نهادهای فرمایشی و دست‌ساز خود را ندارد.این فرار را باید خلع سلاح بزرگ استکبار جهانی در پهنه ادعاهای اخلاقی دانست. درادامه یادداشت نویس به سبک وشیوه پاسدارسربازجوشریعت نداری این پیش مقدمه را چماق اتهامی علیه مدعیان اصلاح طلب ورسانه های خبری شان کرده است.چون اینان حامی مذاکره ومخالف جنگ باآمریکاهستند.لذایادداشت نویس تأکید کرده که سال‌هاست که سرمقاله‌نویسان جریان تحریف در غرب و پادوهای رسانه‌ای فارسی‌زبان آنان، آمریکا را قبله آمال دموکراسی و مدافع حقوق ملت‌ها تصویر می‌کردند؛ اما امروز پرده‌ها چنان فرو افتاده که صاحب‌خانه‌ نیز تاب تماشای چهره کریه خویش را ندارد. صدایی که با خروج پنجشنبه‌شب آمریکا در سراسر گیتی پیچید، صدای خرد شدن ساختار پوسیده لیبرال- دموکراسی غربی و طشت رسوایی حقوق بشر آمریکایی بود؛ طشتی که از بلندای بام استکبار به زیر افتاد و آوای ننگین آن، خواب را از چشمان سیاست‌بازان کاخ سفید و پنتاگون ربود. در این حرکت مشمئز‌کننده‌ای که مقامات آمریکایی در خروج از شورای حقوق بشر سازمان ملل بعد از چند دهه جنایت علیه بشریت با تابلوی حقوق بشر انجام دادند پرداختن به چند نکته خالی از لطف نیست:درپایان یادداشت نویس  ادعاکرده این خروج ننگین از شورای حقوق بشر سازمان ملل‌ ازسوی آمریکا، نقطه عطفی در مبارزات جبهه حق علیه باطل به شمار می‌رود. چون برای سال‌ها، امپراتوری سرمایه‌داری و رسانه‌های وابسته به اتاق فکر سازمان سیا تلاش می‌کردند با دوگانه جعلی «غرب مدرن و انسانی» در برابر «کشورهای ناهمسو»، ملت‌های مستقل را در گوشه انفعال قرار دهند.البته یادداشت نویس کوچک ترین اشاره ای به نقض مستمرحقوق بشرنهادینه شده درروسیه باج گیروگروکش وچین فرصت طلب  حامی تاکتیکی رژیم تروریست وجنگ افروز ولایت فقیه نکرده است!تصمیم پنجشنبه‌شب هیئت حاکمه آمریکا مبنی بر خروج رسمی، شتاب‌زده و سراسیمه از شورای حقوق بشر سازمان ملل‌، بیش از آنکه یک مانور دیپلماتیک یا تاکتیک انزواگرایانه سیاسی باشد، اعتراف عریان و محتوم به بن‌بست کامل هژمونی غرب در جنگ روایت‌ها و عرصه اقناع افکار عمومی جهان است. رژیمی که افزون بر هفت دهه، مفهوم متعالی و فطری «کرامت انسانی» را به مسلخ منافع جهان‌خوارانه سرمایه‌داری خود برده و واژگان محترمی چون «حقوق بشر»، «حق حیات» و «آزادی» را به چماقی سخت برای سرکوب، تهدید و باج‌خواهی از ملت‌های مستقل و انقلابی تبدیل کرده بود، امروز به نقطه‌ای از ورشکستگی رسیده که توان دفاع از رفتار وحشیانه خود را حتی در چهارچوب نهادهای فرمایشی و دست‌ساز خود را ندارد.این فرار را باید خلع سلاح بزرگ استکبار جهانی در پهنه ادعاهای اخلاقی دانست. سال‌هاست که سرمقاله‌نویسان جریان تحریف در غرب و پادوهای رسانه‌ای فارسی‌زبان آنان، آمریکا را قبله آمال دموکراسی و مدافع حقوق ملت‌ها تصویر می‌کردند؛ اما امروز پرده‌ها چنان فرو افتاده که صاحب‌خانه‌ نیز تاب تماشای چهره کریه خویش را ندارد. صدایی که با خروج پنجشنبه‌شب آمریکا در سراسر گیتی پیچید، صدای خرد شدن ساختار پوسیده لیبرال- دموکراسی غربی و طشت رسوایی حقوق بشر آمریکایی بود؛ طشتی که از بلندای بام استکبار به زیر افتاد و آوای ننگین آن، خواب را از چشمان سیاست‌بازان کاخ سفید و پنتاگون ربود. در این حرکت مشمئز‌کننده‌ای که مقامات آمریکایی در خروج از شورای حقوق بشر سازمان ملل بعد از چند دهه جنایت علیه بشریت با تابلوی حقوق بشر انجام دادند پرداختن به چند نکته خالی از لطف نیست:1- برای درک ریشه‌ انگیزه این فرار زبونانه، باید به ذات ماهیت استکباری و متناقض سیاست خارجی آمریکا نگریست. ادعای پاسداری از حقوق بشر توسط سردمداران واشنگتن، بزرگ‌ترین طنز تلخ و در عین حال جنایت‌بار تاریخ معاصر است. امام شهید ما،(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) با همان نگاه تیزبین‌شان، عمق این توطئه سازمان‌یافته را شکافته و با بیانی کوبنده فرموده بودند: «مسئله‌ حقوق بشر برای غربی‌ها و بخصوص آمریکایی‌ها یک ابزار است؛ ابزاری برای فشار، ابزاری برای زورگویی... هر جا بخواهند به یک کشوری فشار بیاورند، مسئله‌ حقوق بشر را علم می‌کنند؛ در حالی که خودشان بزرگ‌ترین ناقضان حقوق بشر در دنیا هستنداین تبیین حکیمانه، خط بطلانی صریح بر تمام لفاظی‌های کارگزاران دستگاه سیاست خارجی آمریکا کشید. تاریخ سه دهه اخیر آمریکا مالامال از قصابی، اشغالگری، شکنجه و تروریسم دولتی است. مگر حافظه ملت‌های جهان خاکستر شدن شهرهای فلوجه عراق و قندوز افغانستان را فراموش کرده است؟ مگر رسوایی دهشتناک سیاه‌چال‌های ابوغریب، بگرام و شکنجه‌گاه دائمی گوانتانامو از صفحه تاریخ پاک می‌شود؟ رژیمی که با ادعای کشف سلاح‌های کشتارجمعی عراق را به خاکستر نشاند و جان بیش از یک میلیون انسان بی‌گناه را گرفت، همان رژیمی است که ماشین جنگی کودک‌کش صهیونیستی را در نوار غزه و جنوب لبنان به بمب‌های فسفری و هدایت‌شونده دوهزار پوندی تجهیز کرد تا هزاران کودک را در آغوش مادرانشان قطعه‌قطعه کند. برای واشنگتن، «انسان» مادامی ارزش زیستن دارد که تسلیم ماشین غارت و چپاول کمپانی‌های غربی باشد و اگر ملتی اراده استقلال و ایستادگی کرد، تمام حقوقش به فتوای دموکراسی لیبرال ساقط خواهد شد.2- داغ مدرسه شجره طیبه میناب و ماتم مراسم عروسی بندر سیریک، اسناد انکارناپذیر توحش حقوق بشری آمریکا بود که امروز با خروج او از یک نهاد نه چندان مؤثر، بیش از هر زمان دیگری به نمایش درآمده است. آمریکا که امروز با وقاحت تمام از نظارت‌های بین‌المللی می‌گریزد، پرونده‌ای گشوده از جنایت مستقیم در خاک پاک جمهوری اسلامی ایران دارد. ملت غیور و مؤمن ایران هنوز عزادار خون‌های پاکی است که در حملات سبعانه ارتش تروریست آمریکا به شهادت رسیدند. واقعه غم‌بار و جان‌گداز ۹ اسفند ۱۴۰۴ در شهرستان میناب، سندی مجسم و خونینی از تروریسم کور کاخ سفید است. در آن صبح شوم، بمب‌افکن‌های ارتش متجاوز آمریکا با شلیک هدایت‌شده موشک‌های سنگین به مدرسه دخترانه «شجره طیبه» میناب، کلاس‌های درس، نیمکت‌ها و آرزوهای ۱۶۸ دانش‌آموز معصوم و نونهال را در آستانه عید نوروز به تلی از خاکستر و اجساد مطهر مبدل ساختند. آیا در کدام کنوانسیون چهارگانه ژنو یا میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، تبدیل کردن کلاس درس ریاضی و قرآن به قربانگاه کودکان مجاز شناخته شده است؟! ماشین تبلیغاتی استکبار بلافاصله کوشید تا این فاجعه قرن را در پوشش «خطای هدف‌گیری» و «آسیب جانبی ناخواسته» پنهان سازد؛ همان دروغ تکراری و مشمئزکننده‌ای که در تیرماه ۱۳۶۷ پس از شلیک به پرواز هواپیمای مسافربری ۶۵۵ بر فراز خلیج‌فارس سر دادند و چندی بعد به جنایتکار آن مدال شجاعت بخشیدند.جنایت میناب پایان ددمنشی گرگ‌های پنتاگون نبود. هنوز ناله‌های مادران داغدار مدرسه شجره طیبه در فضای هرمزگان طنین‌انداز بود که در اقدامی جنایتکارانه و جنون‌آمیز دیگر، کاروان شادی و آیین عروسی جمعی از هم‌وطنان بی‌دفاع و مظلوم در بندر سیریک هدف مستقیم بمباران متجاوزان آمریکایی قرار گرفت. خنده‌ها و نغمه‌های شادباش جوانان، در چند ثانیه به ضجه، خون و پیکرهای تکه‌تکه‌شده تبدیل شد. این فجایع نشان داد که دشمن هیچ خط قرمزی در زیر پا گذاشتن اصول اولیه بشریت نمی‌شناسد.امام شهید انقلاب، (قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه) سال‌ها پیش با شجاعت و صلابت بی‌مانند، چهره پر از تزویر حاکمان آمریکا را هدف گرفته و فرمودند: «آمریکایی‌ها خجالت نمی‌کشند اسم حقوق بشر را می‌آورند؟! هر کس دیگری در دنیا ادعای حقوق بشر بکند، دولتمردان آمریکا نباید اسم حقوق بشر را به زبان بیاورند، از بس که کارنامه‌شان در این قضیه، سیاه و تباه و افتضاح است.»3- ابعاد دشمنی و نقض حقوق بشر توسط سردمداران واشنگتن منحصر به باروت، موشک و جنایات میدانی نیست؛ رژیم آمریکا طی سالیان متمادی با پیاده‌سازی سیستماتیک‌ترین رژیم تحریم‌های اقتصادی، یکی از بزرگ‌ترین جنایات علیه بشریت را رقم زده است. نام این راهبرد در قاموس پنتاگون و خزانه‌داری آمریکا هرچه باشد، در حقوق بین‌الملل «تروریسم دارویی» و «نسل‌کشی خاموش» تعریف می‌شود. مگر می‌توان آن کلام خباثت‌آمیز سناتور آمریکایی «‌مارک کرِک» را در مواجهه با این سؤال خبرنگاری که از او پرسیده بود به نظر شما تحریم‌ها علیه ایران باعث فشار به مردم ایران نمی‌شود، در پاسخ خبرنگار گفته بود«اشکال ندارد غذا را از دهان ایرانیان بی‌گناه بیرون بکشیم»! آمریکا سال‌هاست که با بستن شریان‌های بانکی و تهدید کمپانی‌های دارویی جهان، از رسیدن پانسمان‌های ویژه بیماران پروانه‌ای‌، داروهای حیاتی شیمی‌درمانی کودکان سرطانی و تجهیزات اتاق عمل به بیمارستان‌های ایران ممانعت به عمل می‌آورد. صدها کودک معصوم ایرانی نه در میدان جنگ، بلکه روی تخت‌های درمانگاه‌ها و در آغوش‌گریان مادرانشان، صرفاً به جرم اراده استقلال ملتشان و زیر بار تحریم دارویی آمریکا‌، جان باختند. با این وجود، دولت جنایتکار آمریکا در سالگرد همین کشتارها، با صدور بیانیه‌های جعلی و مغرضانه، ملت‌های دیگر را به عدم رعایت آزادی و حقوق بشر متهم می‌کردند! این حد از رذالت و دوگانگی اخلاقی تنها در فرهنگ استعماری غرب قابل جمع و تحلیل است.اکنون که با همت و خون‌خواهیِ خانواده‌های شهدای گلگون‌کفن میناب و بندر سیریک، مستندات غیرقابل انکاری از نقض فاحش بندهای اساسنامه دادگاه‌های بین‌المللی گردآوری شده و در سازمان ملل بر سر آمریکا آوار گشته است، واشنگتن راهی جز برهم زدن میز پیش روی خود ندید و فرار پنجشنبه‌شب از شورا، واکنشی بزدلانه برای نجات از سیل مواخذه‌ها، دادخواهی‌ها و خلع ید حقوقی در عرصه جهانی است. قاتل وقتی متوجه می‌شود که ادله جرم در دستان شاکیان غیرقابل تردید است، چاره‌ای جز فرار از دادگاه ندارد.4- این خروج ننگین، نقطه عطفی در مبارزات جبهه حق علیه باطل به شمار می‌رود. برای سال‌ها، امپراتوری سرمایه‌داری و رسانه‌های وابسته به اتاق فکر سازمان سیا تلاش می‌کردند با دوگانه جعلی «غرب مدرن و انسانی» در برابر «کشورهای ناهمسو»، ملت‌های مستقل را در گوشه انفعال قرار دهند.اما اکنون که نقاب از رخ این کریه‌المنظر فرو افتاده، وظایف راهبردی و فوری نیروهای انقلابی و جریان مقاومت در چند ساحت خطیر باید دنبال شودالف) دستگاه‌های تبلیغی و نخبگان انقلابی نباید بگذارند امپراتوری دروغ با عملیات روانی، این خروج تحقیرآمیز را اقدامی در قالب انتقاد ساختاری بازنمایی کند. باید با تمام قوا و به زبان‌های مختلف، مستندات کشتار مظلومان میناب و داغداران بندر سیریک را به دانشگاه‌ها، انجمن‌های حقوقی مستقل و مجامع مردمی سراسر جهان صادر کرد و نشان داد آمریکا متهم ردیف اول ترور و کشتار در قرن بیست و یکم استب) وزارت امور خارجه و ستاد حقوق بشر قوه قضائیه نباید این فرار را پایان کار تلقی کنند. خروج از یک شورا، رافع مسئولیت کیفری آمران و عاملان حملات تروریستی ارتش آمریکا نیست. پیگیری حقوقی در مجامع قضائی مستقل، سازمان‌های ضدامپریالیستی، مجمع عمومی سازمان ملل و کشورهای عضو جنبش عدم تعهد باید تا صدور احکام بازداشت برای مسئولان آمریکایی و فرماندهان سنتکام که جنایت میناب را رقم زدند با قاطعیت پیگیری شودج) نقشه شوم دشمن همواره این بوده است که ضربات سخت میدانی را با جنگ شناختی و ایجاد دودستگی میان مردم تکمیل کند. تجربه ثابت کرده هر قطره خونی که پای انقلاب ریخته شده است‌، پیوند مردم با آرمان‌های والای انقلاب اسلامی و مقام عظمای ولایت را مستحکم‌تر کرده است. امروز پاسخ به جنایت میناب و فرار مذبوحانه واشنگتن از شورای حقوق بشر سازمان ملل‌، حفظ یکپارچگی ملی، مقاومت اقتصادی و انسجام اراده‌ها پیرامون خط اصیل ولایت است.حسن رشوند

آقای پزشکیان! سازمان ملل را به دادگاه جنایات آمریکا تبدیل کنید

 اوین نامه کیهان 3شنبه22-شهریور-1405

گزارش خبری تحلیلی اوین نامه کیهان

آقای پزشکیان! سازمان ملل را به دادگاه جنایات آمریکا تبدیل کنید

اوین نامه کیهان پاسدارسربازجوشریعت نداری دررابطه با مخالفت سفرپزشکیان  به آمریکابرای حضورش دراجلاس عمومی سالانه  سازمان ملل لذابرایش تعیین تکلیف کرده است که بایدبرای به حاشیه بردن کارنامه ننگین وخونین  47 ساله رکوردارچهانی محکومیت نقض حقوق بشری که رژیم تروریست وچنگ افروزولایت فقیه دارد. پس پزشکیان موظف است تا ازموضع فراربه جلوسازمان ملل رابدیل به اتاق شکنچه زندان اوین همراه بااعتراف گیری وپرونده سازی  وصدور حکم محکومیت  کپی بیدادگاه جنایات زندان اوین پاسداران شکنجه گرباهمکاری دستگاه قوه فاسدقضاییه برایش  تبدیل کند.

سرویس سیاسیبا توجه به سفر رئیس‌جمهور به نیویورک، صحن سازمان ملل باید به دادگاه جنایات آمریکا تبدیل شود. نیویورک نه جای لبخند و مذاکره، بلکه فرصت افشای فاجعه میناب، سیریک و لامرد، خونخواهی امام شهید و فریاد اقتدار «ایران مبعوث» است.مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور کشورمان در حالی جهت شرکت و سخنرانی در هشتادویکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد عازم نیویورک شده که گذر زمان در یک‌سال گذشته، شتابان و پرحادثه‌تر از هر دوران دیگری در تاریخ معاصر بوده است. رئیس‌جمهور در شرایطی پا به نیویورک می‌گذارد که صحنه جهانی، هنوز زیر بار پیامدهای تجاوزگری مستقیم واشنگتن علیه ایران فرو رفته است؛ سالی که در آن کاخ سفید با طراحی کودتای دی‌ماه1404، تحمیل جنگ ۴۰روزه و شهادت قائد و رهبر عزیزمان و جمعی از فرماندهان، دانش‌آموزان و هموطنان عزیزمان، آخرین پرده از وقاحت و وحشی‌گری را به اجرا گذاشتاما امروز، در حالی که دیپلمات‌های کشورمان چمدان‌های خود را می‌بندند، نیویورک دیگر نه جای «لبخند در راهروها» و «توافق‌های اتفاقی»، بلکه صندلی متهمی است که بوی سوختگی نشیمن‌گاهش، سراسر غصبگاه سازمان ملل را فراگرفته است!رؤیای تسلیم در راهروهای سازمان ملل؛ نسخه سوخته جریان غربگرا-همزمان با بار بستن هیئت ایرانی، باز هم همان صدای نحس و آشنا از اردوگاه مدعیان اصلاحات و جریان تسلیم به گوش می‌رسد؛ طیفی که همواره سفر به نیویورک را به سطح یک «برخورد اتفاقی در راهرو» و «یک دیپلماسی لبخند» تنزل داده است. رسانه‌های تسلیمی با فضاسازی گسترده و ضریب دادن به سراب مذاکره، بار دیگر در حال تحریف چالش ایران و آمریکا هستند. آن‌ها خروج از NPT را تله می‌نامند، از مقاومت ایران در انسداد تنگه هرمز انتقاد می‌کنند و تسلط بر آن را هزینه‌ساز می‌دانند و حتی در کمال وقاحت، خون‌خواهی رهبر شهید را به صلاح نمی‌بینند!اما سؤال اساسی از این جریان بی‌کارنامه این است که حاصل این میزان اشتیاق برای مذاکره بی‌هدف چیست؟ مگر نسخه مذاکره تا امروز جواب داده است؟! نه در زمان روحانی و خسارت محض برجام و نه در میانه دیپلماسی دولت چهاردهم که ترامپ در کمال بدعهدی درست در وسط میز مذاکره، بمب انداخت و حتی به امضای خود در تفاهم نامه اسلام‌آباد هم پایبند نماند. این میزان اشتیاق برای زانو زدن در برابر بدعهدی که امضایش ارزش کاغذ زیر دستش را ندارد، نامی جز وادادگی ندارد.طومار سیاه جنایات آمریکای تروریست-امروز رئیس‌جمهور نباید فراموش کند که نماینده ملتی است که داغ سنگین جنایات ایالات متحده را بر سینه دارد. اگر چه کارنامه آمریکا در جنایت و خیانت علیه ایران طومار بزرگی از کودتای ۲۸ مرداد، حمایت تمام‌قد از صدام، ورود مستقیم به جنگ خلیج‌فارس، تحریم‌های گسترده و ترور دانشمندان هسته‌ای است، اما جنایات اخیراً ارتکابی در ۱۲ روز جنگ تحمیلی، کودتای دی‌ماه، جنگ ۴۰ روزه، شهادت قائد امت و فرماندهان سلحشور و مقتدر و تجاوزهای اخیر، وقاحت کاخ سفید را به اوج رسانده است.بر اساس تازه‌ترین یافته‌های «هیئت حقیقت‌یاب مستقل بین‌المللی درباره ایران»، دلایل محکم و انکارناپذیری وجود دارد که نیروهای تروریست آمریکایی مستقیماً مسئول حمله به مدرسه ابتدائی «شجره طیبه» در شهر میناب بوده‌اند؛ جنایتی هولناک که طی آن ۱۶۸ نفر به شهادت رسیدند. جنایت آمریکا به همین‌جا ختم نشد؛ حمله به منزل مسکونی و مجلس عروسی در کوهستک سیریک، و به‌کارگیری سلاح‌های ممنوعه و کشتار جمعی در لامرد، سند دیگری از پرچم خونین حقوق بشر آمریکایی است.لیست جنایات دشمن، پهنه وسیعی از ساختار مدنی و حیاتی کشور را نشانه رفته است. دست‌درازی مستقیم به مدارس، دانشگاه‌ها، مؤسسات علمی و مجالس مردمی مانند کوهستک، کشتار بی‌رحمانه غیرنظامیان اعم از زنان، کودکان، معلمان، دانشمندان و شهادت قائد و رهبر عزیزمان، تنها بخشی از این توحش استانحطاط اخلاقی در به‌کارگیری سلاح‌های ممنوعه و کشتار جمعی علیه کودکان در لامرد، در کنار حمله به زیرساخت‌های حیاتی نظیر نیروگاه‌های آب و برق، تاسیسات پتروشیمی، زیرساخت‌های انرژی و سیلوهای کشاورزی، عمق کینه‌توزی کاخ سفید را نشان می‌دهدتجاوز به مراکز امدادی، بیمارستان‌ها، ایستگاه‌های اورژانس، آمبولانس‌ها و انبارهای هلال احمر، هدف قرار دادن بنادر، خطوط راه‌آهن، پل‌ها، فرودگاه‌ها، هواپیماهای مسافربری و هجوم به هویت رسانه‌ای و مذهبی کشور از جمله تاسیسات صداوسیما، کتابخانه‌ها، مساجد و حسینیه‌ها، طومار جنایتی است که رئیس‌جمهور باید در نیویورک صدای مظلومیت مقتدرانه آن باشد و سیمای شوم مدعیان جهانی حقوق بشر را افشا کند.حسابرسی از همسایگان بی‌عمل -و پاسخ کوبنده در حوزه انرژی تریبون سازمان ملل متحد همچنین بهترین فرصت برای صراحت لهجه با آن دسته از همسایگانی است که سرزمین و پایگاه‌های خود را در اختیار ماشین جنگی آمریکا قرار دادند. همان نوچه‌های منطقه‌ای که امروز نقش واسطه را بازی می‌کنند اما در عمق وجود، دل در گروی ارباب خود دارند. باید به آن‌ها یادآور شد که در صورت وقوع جنگ،دیگر خویشتنداری وجود نخواهد داشتچنانچه قرارگاه خاتم‌الانبیا(ص) با کشورهای حاشیه خلیج ‌فارس در صورت تجاوز احتمالی آمریکا به ایران اتمام حجت کرد و اعلام نمود: «چنانچه کشورهای منطقه با تجاوز شیطان بزرگ به ایران همسو شوند، همگی در این شرارت شریک تلقی می‌شوند و دیگر نمی‌توانند از نیروهای مسلح قدرتمند ایران انتظار خویشتن‌داری یا نجابت داشته باشندامروز آقای پزشکیان و تیم اقتصادی و دیپلماسی همراه، پیش از آنکه تریبون مجمع عمومی را به دست بگیرند، کافی است نگاهی به تابلوهای بنزین و گازوئیل در جایگاه‌های نیویورک بیندازند! بر اساس گزارش آکسیوس و داده‌های انجمن اتومبیل آمریکا، قیمت متوسط بنزین معمولی در ایالات متحده به حدود ۴.۴۸ دلار و گازوئیل به رکورد بی‌سابقه ۶.۵۰ دلار در هر گالن رسیده است. بازار جهانی نفت تعیین‌کننده قیمت است و هزینه تصمیمات نظامی کاخ سفید امروز مستقیماً از جیب خانوارهای آمریکایی و باک خودروهایشان پرداخت می‌شود.افسار باب‌المندب و تنگه هرمز در دست کیست؟-دیپلمات‌های ما در نیویورک باید نظم و ترتیبات نوین را ملکه ذهن خود کنند. امروز ماشین جنگی آمریکا به گل نشسته و تورم جنگ، کمر اقتصاد غرب را شکسته است. با عملکرد طوفانی انصارالله و در اختیار گرفتن افسار تنگه باب‌المندب در کنار حاکمیت قاطعانه ایران بر تنگه هرمز، جریان انرژی و تجارت جهانی معادلات جدیدی به خود دیده است. حال باید از غربی‌ها پرسید که با حاکمیت ایران و انصارالله بر دو گلوگاه حیاتی جهان، واقعاً کت تن کیست؟حتی نشریات آمریکایی نیز نتوانسته‌اند این افتضاح استراتژیک را پنهان کنند؛ همان‌طور که روزنامه واشنگتن‌پست صراحتا اذعان کرده است: «با هر معیاری، ترامپ بازنده قطعی جنگ با ایران است.» ترامپ اکنون به عنوان یک رئیس‌جمهور ناکام، شکست‌خورده و بی‌آبرو در جنگ، تنها به دنبال آن است که با مانورهای رسانه‌ای و طرح ژست‌های دروغین مذاکره، پرونده هسته‌ای را روی کارزار انتخاباتی خود سوار کند؛ او می‌خواهد کلاهی از نمد هسته‌ای موشکی برای خود ببافد تا افکار عمومی آمریکا را از شکست نظامی و پرواز قیمت نفت منحرف سازد.نیویورک، دادگاه محاکمه آمریکا و صدای ایران مبعوث-آقای رئیس‌جمهور! دونالد ترامپ با هدف سیاه‌نمایی، ایجاد دوگانگی در داخل ایران، تضعیف انسجام ملی و ترمیم چهره وحشیانه خود، دام دروغین مذاکره را پهن کرده است. نباید در زمین بازی کلامی این تروریست قمارباز حرکت کرد. شهید رئیسی در همین صحن سازمان ملل با بالا بردن قرآن کریم و تصویر شهید حاج قاسم سلیمانی، فریاد اقتدار و عزت ایران را به گوش جهانیان رساند؛ امروز نیز چشم ملت ایران و فرزندان امت اسلامی به نماینده جمهور است.فارغ از حواشی، پروپاگاندا و فشار جریان غربگرا، فریاد مظلومیت و اقتدار ملت ایران باشید. تصویر امام و رهبر شهیدمان، عکس معصومانه دانش‌آموزان شهید میناب و سند جنایات لامرد و کوهستک را روی دست بگیرید و سازمان ملل را به دادگاه محاکمه آمریکا تبدیل کنید. نیویورک نه جای لبخندها، بلکه جای به دریوزگی کشاندن آمریکای متجاوز و انعکاس صدای «ایران مبعوث»است.

ناآرامی در آمریکا|تیراندازی در لس‌آنجلس از پشت بام به سمت مردم

 ناآرامی در آمریکا|تیراندازی در لس‌آنجلس از پشت بام به سمت مردم31-شهریور-1405

خشونت و ناآرامی در آمریکا ادامه دارد و در جدیدترین تحول، رسانه‌ها از تیراندازی در لس آنجلس خبر دادند.به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم به نقل از منابع خبری آمریکایی، یک مظنون پس از تیراندازی به سمت مردم از پشت بام ساختمانی در جنوب لس آنجلس، در ایالت کالیفرنیا در کشور آمریکا  توسط پلیس بازداشت شد.بیشتر بخوانید-التهاب ایالت تگزاس پس از تیراندازی مأمور مهاجرت-تیراندازی در نزدیکی کنیسه‌ای در کانادا-نیروهای امدادی سه مصدوم را به بیمارستان انتقال دادند.پلیس چندین خیابان اطراف منطقه را بسته است و از ساکنان خواست از این منطقه دوری کنند.