ایمیل در یافتی :
آق محمود سپهری . محتوای
شعر تصویر را کامل کرده است. 21
مرداد 91.
روزگارم بد نیست
چاه نفتی دارم
پول گازی
سر سوزن عقلی
دوستانی ، دستشان داغ و درفش
و سخنگویی که همین نزدیکیست
لای این شب بوها
گوئیا ...
پاي آن کاج بلند
چاه نفتی دارم
پول گازی
سر سوزن عقلی
دوستانی ، دستشان داغ و درفش
و سخنگویی که همین نزدیکیست
لای این شب بوها
گوئیا ...
پاي آن کاج بلند
گرمساری اهل تهرانم
ازهمان روزکه خوردم پپسی
توی میدان ولیعصر، شدم تهرانی
...
اهل تهرانم
پیشه ام حرافیست وخالی بندی
گاه گاهی قفسی میسازم توی اوین
تا به آواز جوانی که در آن زندانیست
غم بدبختیتان تازه شود
چه خیالی،،،،چه خیالی میدانم
همشون بی جانند
خوب میدانم
حاصل دولت من بی نانی است
...
من مسلمانم
برسرم هالهی نور با دریافت وحی از راه دور
جانمازم پرچم وچیفه حماس
مُهرم زور
قصر، سجاده من
من وضو باخونِ ِ مردم پیروجوان میگیرم
من نمازم را
ازهمان روزکه خوردم پپسی
توی میدان ولیعصر، شدم تهرانی
...
اهل تهرانم
پیشه ام حرافیست وخالی بندی
گاه گاهی قفسی میسازم توی اوین
تا به آواز جوانی که در آن زندانیست
غم بدبختیتان تازه شود
چه خیالی،،،،چه خیالی میدانم
همشون بی جانند
خوب میدانم
حاصل دولت من بی نانی است
...
من مسلمانم
برسرم هالهی نور با دریافت وحی از راه دور
جانمازم پرچم وچیفه حماس
مُهرم زور
قصر، سجاده من
من وضو باخونِ ِ مردم پیروجوان میگیرم
من نمازم را
پی تکبیرةالاحرام فقیه
پی قدقامت شورای نگهبان خواندم
کعبه ام بر لب چاه
کعبه ام توی جمکران افتادست
کعبه من مث یک زندانی
می رود راه براه
می رود بند به بند
حجرالاسود من
کلّهی تار و سیاه اوباماست
اهل تهرانم
نسبم شاید برسد
به یه هندونهی کالی در چین
نسب ِ من شاید
به پسر عمه چاوز برسد
رهبرم بی خبر از خواب پرید
جنّتی زیبا شد
مرد بقال از من پرسید
چند مثقال کراک میخواهی
من ازاو پرسیدم
راي مفت سیری چند؟
پی قدقامت شورای نگهبان خواندم
کعبه ام بر لب چاه
کعبه ام توی جمکران افتادست
کعبه من مث یک زندانی
می رود راه براه
می رود بند به بند
حجرالاسود من
کلّهی تار و سیاه اوباماست
اهل تهرانم
نسبم شاید برسد
به یه هندونهی کالی در چین
نسب ِ من شاید
به پسر عمه چاوز برسد
رهبرم بی خبر از خواب پرید
جنّتی زیبا شد
مرد بقال از من پرسید
چند مثقال کراک میخواهی
من ازاو پرسیدم
راي مفت سیری چند؟
