يونجه،
مني سه عباسي
مقاله ای دیگر بقلم محسن معصومی دانشجوی زندانی سیاسی سابق که مجاهد کنونی ساکن اشرف است. بر گرفته از
سایت افشاگری .
دل خوش كنك هاي ولي فقيه مفلس،
در سايت گشتاپوي آخوندي به خودش، كه: يونجه ارزان خواهد شد و كذا و
كذا...، قبل از حل هر مسأله اي از رژيم غرقه در بحران هاي لاعلاج، عقب
ماندگي استراتراتژيكي اش در صحنه سياسي از مقاومت ايران را خوب برملا مي كند. دنبك
و دستك زدنهاي بوزينه وار براي اينكه اتمام حجتِ «... دو مقام ارشد وزارت خارجه در
كنفرانس خبري هفتم ژوئيه 2012 ـ هفدهم تير 91 مبني بر...»، تهديد به رها كردن
افسار گرازان وحشي و جنايتكاران عليه بشريت (كه تحت تعقيب بين المللي هم هستند) و
اينكه «... مجاهدين بايد بدون هيچ قيد و شرطي قرارگاه اشرف را تخليه كنند...» و
«خطرناك و غير مسؤلانه» خواندن «برخورد مجاهدين با موضوع تخلية اشرف...» محلي كه
بر اساس همه معيارها و قوانين، حكم خانة آنها را دارد، و النهايه باجگيري بر سر
اينكه اگر خانه تان را ترك نكنيد در ليست آخوندساخته، باقي خواهيد ماند، چقدر خوب
دست خالي و فلاكت ولي فقيه را رو مي كند كه مجبور شده است شعارهاي استراتژيكش را
هم در رويارويي با مقاومت ايران هزينه كند و شيادي هاي استكبارستيزانه و پرچمداري
هاي كاذب «نه شرقي، نه غربي» را زير پا بگذاردولي فقيه شاخ شكسته يي كه در حضيض
استيصال و بيچارگي، وقتي كوچكترين اشعه يي از نارضايي (در آنچه كه شيطان بزرگش مي
ناميد) ديد، تهديدات آبكي مقامات دست چندم و غير رسمي اش را، توسط بالاترين مقام
رسمي نظامي اش به مثابه «مست بودم اگر...خوردم» آنچنان سراسيمه پس گرفت كه در يك
جمله احمقانه اينطور توبه كند كه: «... از موضع اقتدار!! تنگه هرمز را براي عبور
كشتي هاي نفت كش غرب باز نگه مي داريم...» (فيروز آبادي، رئيس ستاد مشترك نيروهاي
مسلح رژيم)، هرگز نمي تواند توان و قدرت مقاومت ايران كه برخاسته از حقانيت و
مشروعيت است را فهم كند. آنگونه كه طومار ضرب الاجل هاي غيرقانوني و نامشروع را
يكي بعد از ديگري درهم مي پيچد و البته كه با پاكبازي بي حد، قيمت آنرا به تمام و
كمال هم مي پردازد.اگر
زدو بندهاي كثيف، خائنانه و پشت پرده در ماجراي ايران گيت با آنچه خميني دجال آنرا
صهيونيزم بين الملل و شيطان بزرگ مي خواند در زدن برچسب تروريسم به مقاومت مشروع
ملت ايران دردي از آن كفن پاره دجال دوا كرد و توانست جام زهري را كه النهايه به
كامش ريختيم از او دور كند، رقاصي هاي مفلسانة ولي فقيه مافنگي و گشتاپوي درگاهش
در بارگاه از ما بهتران و استغاثه براي امدادهاي غيبي و اينكه يونجه را براي حضرات
به مني سه عباسي تقليل دهند هم افاقه خواهد كرد. آن هم در شرايطي كه در آخر خط
شكست و افلاس مماشات و استمالت، كه صداهايي قوي در همان جوامع را هم به خروش آورده
و با گستردگي جبهة درخشان همبستگي بين المللي با مقاومت ايران و شخصيت هاي تراز
اول جهان در اين جبهه (كه ويلپنت فقط گوشه اي از آن بود)، نه تنها بر دامن كبريايي
مقاومت ايران گردي نمي نشاند، بلكه تمام قدرتهاي جهان هم ديگر قادر به نجات رژيم
پابگور نيستند. رژيمي كه بر روي آتش فشاني از خشم و كين مردم حكومت مي كند و
مقاومتي آماده و حي و حاضر را در كمين خود دارد.حضرات استمالتچي و پشتيبان هم بايد از همين
حالا براي بوي گند زد و بند با پدرخواندة تروريسم و سرافكندگي از قرباني
كردن مقاومت كبير ميهني مردم ايران در مقابل فاشيسم مذهبي، فكري كرده و پاسخگو
باشند، كه در فضاحتي مثل كميسيون تاور در آينده بيرون خواهد زد. محسن
معصومي-مرداد 1391
