نخست وزير جاسوس ناگفته ها و متن و حاشيه تاريخ انقلاب -۴

اوین نامه ی کیهان14 بهمن -94  
نخست وزير جاسوس  
ناگفته ها و متن و حاشيه تاريخ انقلاب -۴
مگر فرقی بین شاه و شیخ وعوامل وپادوهای شان وجوددارد .زیراکه خامنه ای اگر بدتراز شاه مهره های کلیدی رژیم وارونه ی ولایت فقیه را متهم به فتنه ونفوذی  وجاسوس دشمن نمی کند کمتر هم اتهام به اینان نمی زند؟

شاه شريف امامي را عامل انگليسي ها تصور مي کرد. نمي دانم چه ذهنيتي داشت. شاه گاهي با وجود اين تصورات، اينگونه افراد را در مشاغل نگه مي داشت. موقعي که شريف امامي در سال 1339 نخست وزير شد، کميته اي در نخست وزيري به نام «کميته طرح و فکر» تشکيل شده بود که در آن چند نفر از اعضاي دولت شريف امامي (از جمله احمد آرامش، وزير مشاور و سرپرست سازمان برنامه و بودجه و شوهر خواهر او؛ علي آبادي معاون نخست وزير؛ وزير دادگستري) و سرلشکر پاکروان، رئيس ساواک عضو آن بودند که درباره انجام اصلاحات اساسي در کشور بررسي نموده و برنامه وسيعي را براي مبارزه با فساد تهيه و به موقع اجرا بگذارند.
    من از طرف ساواک چندين گزارش و اسناد و مدارک به اين کميته تسليم کردم. با سقوط دولت شريف امامي، اين کميته تعطيل و بعد دولت هاي علي اميني و اسدلله علم سرکار آمدند. در دولت علم، پاکروان، که هنوز در راس ساواک بود، به من گفت: «به اعليحضرت عرض کردم اگر اجازه بدهند کميته اي نظير کميته طرح و فکر زمان شريف امامي دوباره تشکيل و تعدادي از رجال ملي و خوشفکر و خوشنام کشور عضو آن باشند و مسائل اساسي مملکت در اين کميته مطرح شود.» اعليحضرت پرسيدند: «رجال ملي، مثل کي؟» و من عرض کردم: شريف امامي، ناگهان شاه با حالت برافروخته، گفت: «اين جاسوس پدر سوخته، از کي رجل ملي شده؟» (برگرفته از گفت وگويي با پرويز ثابتي- مديرکل امنيت داخلي ساواک)

     شريف امامي پس از سقوط دولت آموزگار در شهريور 57 و در زمان اوج گيري انقلاب اسلامي به عنوان رجلي به اصطلاح ملي- مذهبي از سوي شاه به سمت نخست وزيري منصوب شد و واقعه خونين کشتار 17 شهريور در دوران صدارت وي رخ داد.