گزیده ها 3 تیر - 95
خانواده
سپهر کوچولو، قربانی پرونده جنایت هولناک خیابان وحدت اسلامی با حضور در دادسرای
جنایی تهران به رأی پزشکی قانونی درباره جنون قاتل اعتراض کردند.به گزارش
ایران، ظهر دهم شهریور سال گذشته، سپهر 10 ساله برای خرید از خانه خارج شده بود،
که مورد هجوم مرد 35 سالهای به نام اشکان قرارگرفت و به شکلی فجیع به قتل رسید.
این جنایت به قدری هولناک بود که یکی از تلخترین جنایات سالهای اخیر بهحساب میآید.
مادر و خواهر سپهر که در آخرین لحظات جان دادن پسرک بالای سرش بودند بعد از این حادثه دچار آسیبهای شدید روانی شدند و تنها امیدشان به مجازات عامل این جنایت هولناک بود. اما قاتل که معتاد و کارتن خواب بود و سه روز پس از جنایت بالباسهای خونین در یک بوستان درجنوب تهران دستگیر شد در جلسات بازپرسی هرگز جزئیات قتل را بازگو نکرد و در پاسخ به سؤالات مدعی شد هیچ چیزی به یاد نمیآورد.
به این ترتیب قاتل، برای بررسی سلامت روانیاش به پزشکی قانونی فرستاده شد و با اینکه کمیسیون اول با اکثریت آرا رأی به سلامت روانی قاتل داد اما کمیسیون دوم که هفته گذشته با حضور 5 کارشناس تشکیل شد، به اتفاق، رأی به جنون قاتل داد و اشکان با دستور بازپرس منافی آذر به بیمارستان روانی فرستاده شد.
در شرایطی که پدر سپهر در زندان به سر میبرد، مادر داغدار این کودک که بعد از این تراژدی هولناک در وضعیت روحی اسفباری قرار دارد، صبح دیروز با مراجعه به دادسرای جنایی تهران و حضور در دفتر قاضی شهریاری ریاست دادسرای جنایی تهران به رأی کمیسیون 5 نفره پزشکی قانونی اعتراض کرد.
لیلا که لحظات آخر زندگی جگر گوشهاش کابوس هر لحظه زندگیاش شده گفت: «از دیروز(دوشنبه) که در رسانهها درباره رأی به جنون قاتل پسرم خواندهام حسابی به هم ریختهام. به همین خاطر صبح سهشنبه به دادسرای جنایی و نزد بازپرس منافی آذر رفتم و پس از مشورت با قاضی شهریاری رئیس دادسرای جنایی تهران روی پرونده اعتراض گذاشتم. آنطور که به من گفتهاند این اعتراض به دادگاه ارائه میشود و طی مدت یک ماه زمان تشکیل کمیسیون 7 نفره تعیین خواهد شد. امیدوارم در آن کمیسیون رأی طوری باشد که خون پسرم پایمال نشود.
آنطور که من شنیدم اشکان بعد از درمان آزاد میشود و این موضوع به هیچ عنوان برای جامعه هم خوب نیست. چون این فرد همانطور که به بهانه جنون پسر مرا کشت ممکن است هر لحظه کودکان و افراد دیگر را نیز تهدید کند.» مادر داغدیده با چشمان اشکبار ادامه داد: «بعد از این اتفاق من و دخترم و دیگر نزدیکانمان در شرایط بسیار بحرانی قرارداریم و پدر سپهر هم اوضاعش چندان خوب نیست. او با اینکه از ما دور بود اما هر روز از زندان با بچهها صحبت میکرد اما بعد از این اتفاق مدام گریه میکند و در وضعیت روحی بدی قرار دارد و شرایطش بشدت نگرانکننده است.»
قاضی شهریاری رئیس دادسرای جنایی تهران نیز گفت: «با توجه به اینکه برای متهم پرونده قرار منع تعقیب صادر شده است، اعتراض خانواده مقتول در دادگاه کیفری بررسی خواهد شد. چنانچه قضات دادگاه کیفری منع تعقیب را نقض کنند، متهم بار دیگر به کمیسیون بالاتر پزشکی قانونی خواهد رفت.»
مادر و خواهر سپهر که در آخرین لحظات جان دادن پسرک بالای سرش بودند بعد از این حادثه دچار آسیبهای شدید روانی شدند و تنها امیدشان به مجازات عامل این جنایت هولناک بود. اما قاتل که معتاد و کارتن خواب بود و سه روز پس از جنایت بالباسهای خونین در یک بوستان درجنوب تهران دستگیر شد در جلسات بازپرسی هرگز جزئیات قتل را بازگو نکرد و در پاسخ به سؤالات مدعی شد هیچ چیزی به یاد نمیآورد.
به این ترتیب قاتل، برای بررسی سلامت روانیاش به پزشکی قانونی فرستاده شد و با اینکه کمیسیون اول با اکثریت آرا رأی به سلامت روانی قاتل داد اما کمیسیون دوم که هفته گذشته با حضور 5 کارشناس تشکیل شد، به اتفاق، رأی به جنون قاتل داد و اشکان با دستور بازپرس منافی آذر به بیمارستان روانی فرستاده شد.
در شرایطی که پدر سپهر در زندان به سر میبرد، مادر داغدار این کودک که بعد از این تراژدی هولناک در وضعیت روحی اسفباری قرار دارد، صبح دیروز با مراجعه به دادسرای جنایی تهران و حضور در دفتر قاضی شهریاری ریاست دادسرای جنایی تهران به رأی کمیسیون 5 نفره پزشکی قانونی اعتراض کرد.
لیلا که لحظات آخر زندگی جگر گوشهاش کابوس هر لحظه زندگیاش شده گفت: «از دیروز(دوشنبه) که در رسانهها درباره رأی به جنون قاتل پسرم خواندهام حسابی به هم ریختهام. به همین خاطر صبح سهشنبه به دادسرای جنایی و نزد بازپرس منافی آذر رفتم و پس از مشورت با قاضی شهریاری رئیس دادسرای جنایی تهران روی پرونده اعتراض گذاشتم. آنطور که به من گفتهاند این اعتراض به دادگاه ارائه میشود و طی مدت یک ماه زمان تشکیل کمیسیون 7 نفره تعیین خواهد شد. امیدوارم در آن کمیسیون رأی طوری باشد که خون پسرم پایمال نشود.
آنطور که من شنیدم اشکان بعد از درمان آزاد میشود و این موضوع به هیچ عنوان برای جامعه هم خوب نیست. چون این فرد همانطور که به بهانه جنون پسر مرا کشت ممکن است هر لحظه کودکان و افراد دیگر را نیز تهدید کند.» مادر داغدیده با چشمان اشکبار ادامه داد: «بعد از این اتفاق من و دخترم و دیگر نزدیکانمان در شرایط بسیار بحرانی قرارداریم و پدر سپهر هم اوضاعش چندان خوب نیست. او با اینکه از ما دور بود اما هر روز از زندان با بچهها صحبت میکرد اما بعد از این اتفاق مدام گریه میکند و در وضعیت روحی بدی قرار دارد و شرایطش بشدت نگرانکننده است.»
قاضی شهریاری رئیس دادسرای جنایی تهران نیز گفت: «با توجه به اینکه برای متهم پرونده قرار منع تعقیب صادر شده است، اعتراض خانواده مقتول در دادگاه کیفری بررسی خواهد شد. چنانچه قضات دادگاه کیفری منع تعقیب را نقض کنند، متهم بار دیگر به کمیسیون بالاتر پزشکی قانونی خواهد رفت.»
زمانبندیهای مرسومی که در دورهی حال
وجود دارد، به دلیل توجهی است که گذشتگان ما بر کمیت و میزان کار داشتهاند. حال
آن که امروزه نگاه کیفیتنگر روی کار آمده است تا میزان کارآیی و بازدهی افراد را
افزایش دهد.
به گزارش زومیت و به نقل از فوربس، کار هشت ساعتهی مداوم یک رویکرد کاری منسوخ و بی ثمر است که همچنان وجود دارد. از این رو اگر میخواهید در کار خود به بازدهی قابل قبولی برسید باید به دنبال روشی جدید بگردید.
تاریخچهی روزی هشت ساعت کار به دوران انقلاب صنعتی بر میگردد. در آن دوره، مدت زمان کار به این شکل تعیین شد تا از تعداد ساعات کار طاقت فرسای کارگران کارخانهها کاسته شود. طبیعتا عملی کردن چنین سیستمی در شرایط ۲۰۰ سال قبل یک نوع دستاورد موفقیت آمیز بوده است اما در شرایط زمانی فعلی کارآیی قابل قبولی ندارد.
با این حال، گاهی هنوز هم این انتظار وجود دارد که مانند اجداد خود روزی ۸ ساعت را به طور مداوم کار کنیم و در بین آن، زمان استراحت خیلی کوتاهی داشته باشیم. کما این که خیلی از افراد در ساعت ناهار خود هم مشغول به کار هستند.
بنا بر مطالعهای که توسط "گروه دراجیم" صورت گرفته است، عادات کارمندان در حین انجام کار در یک برنامهی کامپیوتری ثبت شد. این برنامه میزان زمان سپری شده در کارهای مختلف توسط کارمندان را اندازهگیری کرده و این مدت زمان را با بازدهی حاصل از کار مقایسه کرده است.
در این روند اندازهگیری، نتایج جالبی مشاهده شد. میزان بازدهی کار ربطی به مدت زمان انجام کار نداشت و بیشتر به سازماندهی کاری افراد وابسته بود. برای مثال، در یک مورد خاص که افراد به علت آیین مذهبی خود در طول روز معافیتهای کوتاهی داشتند، بازدهی کاری بالاتری مشاهده شد.
نسبت ایدهآل زمان کار به استراحت ۵۲ به ۱۷ دقیقه است. افرادی که مطابق با این برنامه پیش میروند سطح بالاتری از تمرکز را تجربه میکنند. از این رو در زمان کاری ۱۰۰٪ توجه خود را به کار اختصاص میدهند و در این زمان به سراغ فیسبوک یا چک کردن ایمیلهای خود نمیروند. در صورت احساس خستگی (پس از هر یک ساعت کار) استراحت کوتاهی کرده و در آن مدت کوتاه کاملا از کار فاصله میگیرند. این شیوه به آنها کمک میکند که با انرژی بیشتری کار خود را ادامه دهند.
نیاز مغز شما: ۱۵ دقیقه استراحت به ازای یک ساعت کار
کشف این نسبت جادویی بهرهوری افراد را به شکلی فوقالعاده افزایش میدهد. پس از یک ساعت کار تابع عملکرد مغز به بالاترین حد انرژی خود جهش میکند و حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه زمان لازم است تا این انرژی به حد پایین خود برسد.
برای اکثر ما این جزر طبیعی جریان انرژی مغز، خود را به شکل خستگی و حواسپرتی نشان میدهد.
بهترین راه برای رهایی از این خستگی و حواسپرتی این است که نسبت به این رفتار مغزی آگاه باشیم. پس بعد از هر یک ساعت کار یا بیشتر، زمانی که احساس کردید تمرکز شما رو به سراشیبی رفته است، بدانید که زمان استراحت فرا رسیده است.
هر چه استراحتهای ما واقعیتر باشد، روز کاری ما بازدهی بیشتری خواهد داشت. گاهی اوقات ما به ظاهر استراحت کردهایم اما هنوز هم خستگی را در خود نگه داشتهایم. برای مثال به جای این که از میز کار خود فاصله بگیریم و در زمان استراحت کمی قدم بزنیم خود را با چک کردن یوتیوب و ایمیل سرگرم میکنیم.
زمان کاری خود را مدیریت کنید
سعی کنید در روز کاری هشت ساعتهی خود مدت زمان کاری را در فواصل منظم تقسیم بندی کنید. طبیعتا هر چه با انرژی بیشتری کار کنیم، نتیجهی حاصل از کار بیشتر بر وفق مراد خواهد بود. در ادامه ۴ توصیه برای عملی کردن این شیوه معرفی میکنیم:
۱- برای خود بازهی زمانی تعریف کنید
گاهی اوقات برنامهریزیهای ما برای انجام یک کار به تعیین ماه، هفته یا روز محدود میشود. اما اقدام حرفهایتر آن است که در طول روز هم برنامهریزی داشته باشیم. برای این که برنامهی کاری شما ریتم مناسبی داشته باشد برنامهریزی خود را در فواصل یک ساعته قرار دهید. چنانچه بخواهید خیلی دقیق عمل کنید میتوانید بازههای زمانی ۵۲ دقیقهای تعریف کنید اما همان یک ساعت فاصلهی معقولی محسوب میشود.
۲- به زمانبندی خود احترام بگذارید
هدف از این زمانبندی و برنامهریزی آن است که اوج انرژی خود را صرف کار کنیم و بتوانیم در مدت زمان کوتاهی تمرکز خود را بازیابی کنیم. وقتی در حین زمان انجام کار وقت خود را با اموری مثل ارسال پیامک، چک کردن ایمیل یا بازدید از صفحهی فیسبوک خود میکنید، در واقع به زمانبندی خود بیاحترامی کردهاید و رویکرد شما بی نتیجه خواهد ماند.
۳- استراحت شما واقعی باشد
گروه دراجیم در مطالعهی خود به این نتیجه رسیده است که استراحتهای پشت سر هم و منظم نتیجهی بهتری در کارآیی افراد خواهد داشت. به همین ترتیب، کسانی که استراحت بهتری را تجربه میکنند بیشتر از کسانی که فقط کار را متوقف میکنند، موفق هستند. از این رو در زمان استراحت، از رایانه، تلفن و لیست کارهای ضروری فاصله بگیرید و استراحتهایی مانند پیادهروی، مطالعه و گپ و گفت را انتخاب کنید تا شما را از فضای کاری دور کند. شاید در یک روز شلوغ کاری تصمیم بگیرید که چک کردن ایمیلها یا برقراری تماس تلفنی را به عنوان استراحت انتخاب کنید، اما مواظب باشید که به هیچ عنوان تسلیم این وسوسه نشوید!
۴- منتظر اعلام خستگی بدن نمانید
اگر صبر کنید که ابتدا خستگی به سراغ شما بیاید و بعد استراحت کنید، فایدهای در بازدهی شما نخواهد داشت. متعهد ماندن به برنامهی استراحت کمک میکند که در ساعاتی که انرژی دارید به کار مشغول باشد و در ساعات افت انرژی استراحت کنید. به خاطر داشته باشید که بهرهوری شما در صورت استراحتهای کوتاه مدت، به مراتب بیشتر از کار بدون وقفه و طولانی است.
و در نهایت...
شکستن ساعات کاری به بازههای زمانی یک ساعته و داشتن استراحت بین کار کمک میکند که در طول انجام کار انرژی شما به سطح طبیعی خود برسد و کار را سریعتر و مفیدتر انجام دهید.
به گزارش زومیت و به نقل از فوربس، کار هشت ساعتهی مداوم یک رویکرد کاری منسوخ و بی ثمر است که همچنان وجود دارد. از این رو اگر میخواهید در کار خود به بازدهی قابل قبولی برسید باید به دنبال روشی جدید بگردید.
تاریخچهی روزی هشت ساعت کار به دوران انقلاب صنعتی بر میگردد. در آن دوره، مدت زمان کار به این شکل تعیین شد تا از تعداد ساعات کار طاقت فرسای کارگران کارخانهها کاسته شود. طبیعتا عملی کردن چنین سیستمی در شرایط ۲۰۰ سال قبل یک نوع دستاورد موفقیت آمیز بوده است اما در شرایط زمانی فعلی کارآیی قابل قبولی ندارد.
با این حال، گاهی هنوز هم این انتظار وجود دارد که مانند اجداد خود روزی ۸ ساعت را به طور مداوم کار کنیم و در بین آن، زمان استراحت خیلی کوتاهی داشته باشیم. کما این که خیلی از افراد در ساعت ناهار خود هم مشغول به کار هستند.
بنا بر مطالعهای که توسط "گروه دراجیم" صورت گرفته است، عادات کارمندان در حین انجام کار در یک برنامهی کامپیوتری ثبت شد. این برنامه میزان زمان سپری شده در کارهای مختلف توسط کارمندان را اندازهگیری کرده و این مدت زمان را با بازدهی حاصل از کار مقایسه کرده است.
در این روند اندازهگیری، نتایج جالبی مشاهده شد. میزان بازدهی کار ربطی به مدت زمان انجام کار نداشت و بیشتر به سازماندهی کاری افراد وابسته بود. برای مثال، در یک مورد خاص که افراد به علت آیین مذهبی خود در طول روز معافیتهای کوتاهی داشتند، بازدهی کاری بالاتری مشاهده شد.
نسبت ایدهآل زمان کار به استراحت ۵۲ به ۱۷ دقیقه است. افرادی که مطابق با این برنامه پیش میروند سطح بالاتری از تمرکز را تجربه میکنند. از این رو در زمان کاری ۱۰۰٪ توجه خود را به کار اختصاص میدهند و در این زمان به سراغ فیسبوک یا چک کردن ایمیلهای خود نمیروند. در صورت احساس خستگی (پس از هر یک ساعت کار) استراحت کوتاهی کرده و در آن مدت کوتاه کاملا از کار فاصله میگیرند. این شیوه به آنها کمک میکند که با انرژی بیشتری کار خود را ادامه دهند.
نیاز مغز شما: ۱۵ دقیقه استراحت به ازای یک ساعت کار
کشف این نسبت جادویی بهرهوری افراد را به شکلی فوقالعاده افزایش میدهد. پس از یک ساعت کار تابع عملکرد مغز به بالاترین حد انرژی خود جهش میکند و حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه زمان لازم است تا این انرژی به حد پایین خود برسد.
برای اکثر ما این جزر طبیعی جریان انرژی مغز، خود را به شکل خستگی و حواسپرتی نشان میدهد.
بهترین راه برای رهایی از این خستگی و حواسپرتی این است که نسبت به این رفتار مغزی آگاه باشیم. پس بعد از هر یک ساعت کار یا بیشتر، زمانی که احساس کردید تمرکز شما رو به سراشیبی رفته است، بدانید که زمان استراحت فرا رسیده است.
هر چه استراحتهای ما واقعیتر باشد، روز کاری ما بازدهی بیشتری خواهد داشت. گاهی اوقات ما به ظاهر استراحت کردهایم اما هنوز هم خستگی را در خود نگه داشتهایم. برای مثال به جای این که از میز کار خود فاصله بگیریم و در زمان استراحت کمی قدم بزنیم خود را با چک کردن یوتیوب و ایمیل سرگرم میکنیم.
زمان کاری خود را مدیریت کنید
سعی کنید در روز کاری هشت ساعتهی خود مدت زمان کاری را در فواصل منظم تقسیم بندی کنید. طبیعتا هر چه با انرژی بیشتری کار کنیم، نتیجهی حاصل از کار بیشتر بر وفق مراد خواهد بود. در ادامه ۴ توصیه برای عملی کردن این شیوه معرفی میکنیم:
۱- برای خود بازهی زمانی تعریف کنید
گاهی اوقات برنامهریزیهای ما برای انجام یک کار به تعیین ماه، هفته یا روز محدود میشود. اما اقدام حرفهایتر آن است که در طول روز هم برنامهریزی داشته باشیم. برای این که برنامهی کاری شما ریتم مناسبی داشته باشد برنامهریزی خود را در فواصل یک ساعته قرار دهید. چنانچه بخواهید خیلی دقیق عمل کنید میتوانید بازههای زمانی ۵۲ دقیقهای تعریف کنید اما همان یک ساعت فاصلهی معقولی محسوب میشود.
۲- به زمانبندی خود احترام بگذارید
هدف از این زمانبندی و برنامهریزی آن است که اوج انرژی خود را صرف کار کنیم و بتوانیم در مدت زمان کوتاهی تمرکز خود را بازیابی کنیم. وقتی در حین زمان انجام کار وقت خود را با اموری مثل ارسال پیامک، چک کردن ایمیل یا بازدید از صفحهی فیسبوک خود میکنید، در واقع به زمانبندی خود بیاحترامی کردهاید و رویکرد شما بی نتیجه خواهد ماند.
۳- استراحت شما واقعی باشد
گروه دراجیم در مطالعهی خود به این نتیجه رسیده است که استراحتهای پشت سر هم و منظم نتیجهی بهتری در کارآیی افراد خواهد داشت. به همین ترتیب، کسانی که استراحت بهتری را تجربه میکنند بیشتر از کسانی که فقط کار را متوقف میکنند، موفق هستند. از این رو در زمان استراحت، از رایانه، تلفن و لیست کارهای ضروری فاصله بگیرید و استراحتهایی مانند پیادهروی، مطالعه و گپ و گفت را انتخاب کنید تا شما را از فضای کاری دور کند. شاید در یک روز شلوغ کاری تصمیم بگیرید که چک کردن ایمیلها یا برقراری تماس تلفنی را به عنوان استراحت انتخاب کنید، اما مواظب باشید که به هیچ عنوان تسلیم این وسوسه نشوید!
۴- منتظر اعلام خستگی بدن نمانید
اگر صبر کنید که ابتدا خستگی به سراغ شما بیاید و بعد استراحت کنید، فایدهای در بازدهی شما نخواهد داشت. متعهد ماندن به برنامهی استراحت کمک میکند که در ساعاتی که انرژی دارید به کار مشغول باشد و در ساعات افت انرژی استراحت کنید. به خاطر داشته باشید که بهرهوری شما در صورت استراحتهای کوتاه مدت، به مراتب بیشتر از کار بدون وقفه و طولانی است.
و در نهایت...
شکستن ساعات کاری به بازههای زمانی یک ساعته و داشتن استراحت بین کار کمک میکند که در طول انجام کار انرژی شما به سطح طبیعی خود برسد و کار را سریعتر و مفیدتر انجام دهید.
حتما برای شما هم پیش آمده که بخواهید
از افراد برای سمتی که میخواهند در شرکت شما داشته باشد، سوالهایی بپرسید یا در
واقع با فرد درخواست دهنده شغل مصاحبه کنید. اما سوالهای کلیشهای مصاحبه به قدری
ناپخته هستند که هیچگاه نمیتوانید به اطلاعاتی که از شخص مقابل خود میخواهید
برسید. پس با ما همراه باشید تا بیشتر درباره سوالهای معمول مصاحبه و مشکلات آنها
صحبت کنیم.
به گزارش زومیت و به نقل از نکست وب، سوالهای مصاحبه همگی شبیه به هم شدهاند و ما بدون اینکه کمی بیشتر درباره آنها فکر کنیم، دائم از کاندیداهای سمتهای شغلی مختلف سوال میکنیم:
«میتوانی کمی درباره خودت بگویی؟»
این سوال متمرکز نیست، به عنوان یک سوال بسیار بد شناخته میشود. این سوال طراحی شده تا شخصی را در یک جایگاه قرار دهد و او را آزمایش کند. کاندیدای رو به روی شما احتمالا جوابهایی که پیش از این حفظ کرده و احتمالا از یک وبسایت آن را خوانده و همان کلمات را عینا به شما برمیگرداند.
بهتر است بپرسیم: «میتوانی برجستهترین موارد زندگی کاری خود تا به این لحظه را تعریف کنی؟» یا «چه چیزهایی درباره این کار برای شما جذاب است؟»
اگر دوست دارید شخص مقابل با شما صادق باشد باید خودتان نیز به عنوان مصاحبه کننده سوالهای صادقانه بپرسید.
«بزرگترین نقاط ضعف خود را چه چیزهایی میدانید؟»
زمانی که این سوال را میپرسید باید منتظر دو نوع واکنش از شخص مقابل باشید:
کاندیدای مستعد رو به روی شما احتمالا با فشار و سردرگمی زیاد از موارد بیفایده و بیمعنی مانند «گاهی اوقات خیلی زیاد کار میکنم» به عنوان نقاط ضعف خود نام میبرد.
حالت دوم این است که آن شخص سعی میکند کاملا صادق باشد و با اکراه شکستها و نقاط ضعف خود را در مقابل شخصی کاملا غریبه که رو به رویش نشسته و در حال قضاوت کردن او است بیان کند و این رابطه را از همین ابتدا خدشه دار میکند.
در هر صورت، این سوال نمیتواند به شما برای انتخاب بهترین شخص کمک کند.
اگر هدف شما از این سوالها فهمیدن «صداقت» شخص مقابل و «از خود آگاه بودن» وی است، از او بخواهید که شما را در جریان پروژه خاصی که انجام داده قرار دهد و بپرسید برای مثال قرار است امروز چه کار متفاوتی انجام دهند.
نباید تصمیم خود برای استخدام شخصی را مبتنی بر کمبود نقاط ضعف وی بگیرد، تصمیم به استخدام کردن یا نکردن را مبتنی بر نقاط قوت شخص بگیرید.
«خود را در ۵ سال آینده کجا میبینی؟»
در نگاه اول احتمالا این سوال زیاد هم بد نیست و منطقی به نظر میرسد. بالاخره شما دوست دارید شخصی را استخدام کنید که برای زندگی خود برنامه دارد و دارای انگیزه کافی برای زندگی کاری خود است.
اما واقعا چه کسی میداند که در ۵ سال آینده در کجا قرار دارد؟ حتی اگر آن شخص مقابل بداند، شما دوست دارید گوش دهید و حرفهایی مانند «برنامه دارم یک یا دو سالی اینجا کار کنم و پس از آن به صورت مشاورهای کار خود را انجام دهم؟» برمیخورید، به همین دلیل است که جواب دادن به این سوال نوعی دورویی را مشخص میکند.
مگر اینکه شخص مصاحبه شونده پیشگو یا فالگیر باشد یا البته که بخواهد خود را بزرگ جلوه دهد و از آرزوهای خود بگوید، چه چیز دیگری میتواند جواب این سوال باشد. این سوال قدیمی و از کار افتاده که هیچ دردی را دوا نمیکند رها کنید.
به جای آن میتوانید از فرد مقابل بخواهید درباره نکات هیجان انگیز زندگی کاری که دوست دارد انجام دهد بپرسید یا اینکه چه مهارتهای حرفهای را دوست دارد یاد بگیرد.
«چرا به جای دیگران باید شما را انتخاب کنم؟»
اولا که شخص رو به روی شما اصلا چطور باید خود را با دیگر کاندیداهای آن سمت مقایسه کند؟ شما با بقیه مصاحبه کردهاید نه آن شخصی که مقابل شما نشسته و شاید برای اولین بار شما را میبیند.
دوما مگر کل روند مصاحبه برای پیدا کردن شخص درست و صحیح برای یک سمت شغلی و پیدا کردن کمپانی مناسب برای کارمند نیست؟
سعی کنید سوالی بپرسید که بتواند مهارتهای شخص مقابل خود را آشکار کند و اینکه آن شخص اصلا چطور با اینجا آشنا شده و دوست دارد در اینجا کار خود را انجام دهد.
«اگر حیوان بودیم، دوست داشتی کدامیک از آنها بودی؟»
مصاحبه شغلی قرار است یک گفتگو بین دو شخص بزرگسال باشد. اکنون وقت سوال کردنهای بیجا و بیفایده نیست. این سوال در جلسه مصاحبه به هیچ وجه نمیتواند ارزشی که شخص مقابل شما میتواند به تیم اضافه کند را مشخص کند.
پیدا کردن شخصیتهای دارای استعداد برای تیم خود سخت است. این روند را با پرسیدن سوالهای بیجا که به شناخت بیشتر از شخص مصاحبه شونده نمیانجامد، سختتر نکنید. با سوالهای مصاحبه خود سعی کنید شناختی از سطح مهارت، تجربه و کیفیتهای شخصی مصاحبه شونده بدست آورید.
به گزارش زومیت و به نقل از نکست وب، سوالهای مصاحبه همگی شبیه به هم شدهاند و ما بدون اینکه کمی بیشتر درباره آنها فکر کنیم، دائم از کاندیداهای سمتهای شغلی مختلف سوال میکنیم:
«میتوانی کمی درباره خودت بگویی؟»
این سوال متمرکز نیست، به عنوان یک سوال بسیار بد شناخته میشود. این سوال طراحی شده تا شخصی را در یک جایگاه قرار دهد و او را آزمایش کند. کاندیدای رو به روی شما احتمالا جوابهایی که پیش از این حفظ کرده و احتمالا از یک وبسایت آن را خوانده و همان کلمات را عینا به شما برمیگرداند.
بهتر است بپرسیم: «میتوانی برجستهترین موارد زندگی کاری خود تا به این لحظه را تعریف کنی؟» یا «چه چیزهایی درباره این کار برای شما جذاب است؟»
اگر دوست دارید شخص مقابل با شما صادق باشد باید خودتان نیز به عنوان مصاحبه کننده سوالهای صادقانه بپرسید.
«بزرگترین نقاط ضعف خود را چه چیزهایی میدانید؟»
زمانی که این سوال را میپرسید باید منتظر دو نوع واکنش از شخص مقابل باشید:
کاندیدای مستعد رو به روی شما احتمالا با فشار و سردرگمی زیاد از موارد بیفایده و بیمعنی مانند «گاهی اوقات خیلی زیاد کار میکنم» به عنوان نقاط ضعف خود نام میبرد.
حالت دوم این است که آن شخص سعی میکند کاملا صادق باشد و با اکراه شکستها و نقاط ضعف خود را در مقابل شخصی کاملا غریبه که رو به رویش نشسته و در حال قضاوت کردن او است بیان کند و این رابطه را از همین ابتدا خدشه دار میکند.
در هر صورت، این سوال نمیتواند به شما برای انتخاب بهترین شخص کمک کند.
اگر هدف شما از این سوالها فهمیدن «صداقت» شخص مقابل و «از خود آگاه بودن» وی است، از او بخواهید که شما را در جریان پروژه خاصی که انجام داده قرار دهد و بپرسید برای مثال قرار است امروز چه کار متفاوتی انجام دهند.
نباید تصمیم خود برای استخدام شخصی را مبتنی بر کمبود نقاط ضعف وی بگیرد، تصمیم به استخدام کردن یا نکردن را مبتنی بر نقاط قوت شخص بگیرید.
«خود را در ۵ سال آینده کجا میبینی؟»
در نگاه اول احتمالا این سوال زیاد هم بد نیست و منطقی به نظر میرسد. بالاخره شما دوست دارید شخصی را استخدام کنید که برای زندگی خود برنامه دارد و دارای انگیزه کافی برای زندگی کاری خود است.
اما واقعا چه کسی میداند که در ۵ سال آینده در کجا قرار دارد؟ حتی اگر آن شخص مقابل بداند، شما دوست دارید گوش دهید و حرفهایی مانند «برنامه دارم یک یا دو سالی اینجا کار کنم و پس از آن به صورت مشاورهای کار خود را انجام دهم؟» برمیخورید، به همین دلیل است که جواب دادن به این سوال نوعی دورویی را مشخص میکند.
مگر اینکه شخص مصاحبه شونده پیشگو یا فالگیر باشد یا البته که بخواهد خود را بزرگ جلوه دهد و از آرزوهای خود بگوید، چه چیز دیگری میتواند جواب این سوال باشد. این سوال قدیمی و از کار افتاده که هیچ دردی را دوا نمیکند رها کنید.
به جای آن میتوانید از فرد مقابل بخواهید درباره نکات هیجان انگیز زندگی کاری که دوست دارد انجام دهد بپرسید یا اینکه چه مهارتهای حرفهای را دوست دارد یاد بگیرد.
«چرا به جای دیگران باید شما را انتخاب کنم؟»
اولا که شخص رو به روی شما اصلا چطور باید خود را با دیگر کاندیداهای آن سمت مقایسه کند؟ شما با بقیه مصاحبه کردهاید نه آن شخصی که مقابل شما نشسته و شاید برای اولین بار شما را میبیند.
دوما مگر کل روند مصاحبه برای پیدا کردن شخص درست و صحیح برای یک سمت شغلی و پیدا کردن کمپانی مناسب برای کارمند نیست؟
سعی کنید سوالی بپرسید که بتواند مهارتهای شخص مقابل خود را آشکار کند و اینکه آن شخص اصلا چطور با اینجا آشنا شده و دوست دارد در اینجا کار خود را انجام دهد.
«اگر حیوان بودیم، دوست داشتی کدامیک از آنها بودی؟»
مصاحبه شغلی قرار است یک گفتگو بین دو شخص بزرگسال باشد. اکنون وقت سوال کردنهای بیجا و بیفایده نیست. این سوال در جلسه مصاحبه به هیچ وجه نمیتواند ارزشی که شخص مقابل شما میتواند به تیم اضافه کند را مشخص کند.
پیدا کردن شخصیتهای دارای استعداد برای تیم خود سخت است. این روند را با پرسیدن سوالهای بیجا که به شناخت بیشتر از شخص مصاحبه شونده نمیانجامد، سختتر نکنید. با سوالهای مصاحبه خود سعی کنید شناختی از سطح مهارت، تجربه و کیفیتهای شخصی مصاحبه شونده بدست آورید.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای
اسلامی و مدیر مسئول روزنامه اعتماد در انتقاد به تعطیلی روزنامه قانون و سایت
جهاننیوز به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نامه نوشت.
به گزارش ایسنا، متن نامه الیاس حضرتی به علی جنتی به شرح ذیل است:
بسمه تعالی
برادر عزیز و بزرگوارم جناب آقای علی جنتی
رییس محترم هیات نظارت بر مطبوعات
با سلام و احترام
تعطیلی سایت جهان نیوز از سوی هیات نظارت بر مطبوعات و نیز تعطیلی روزنامه قانون با دستور دادستانی تهران، مایه تاسف همه اصحاب رسانه و مدافعان آزادی و حقوق مدنی شد و بار دیگر زنگ خطر را برای رسانه های منتقد به صدا در آورد.
شما می دانید که ما داغدار این شیوه برخورد با مطبوعات و رسانه ها هستیم و تلخی تعطیلی یک سایت یا روزنامه را بارها در کام خود حس کرده ایم. ما بر این باوریم که تعطیلی یک رسانه، اجرای حکم اعدام آن محسوب می شود و شدیدترین اقدامی است که می توان علیه یک رسانه انجام داد و متاسفم که برای برخی به صورت اولین اقدام در آمده است، در حالی که حداکثر باید آخرین اقدام باشد.
در بادی امر چنین به نظر می رسد که اصلاح طلبان از توبیخ و توقیف رقبای خود شادمان شوند و در دل ذوق کنند که بالاخره «درزی هم در کوزه افتاد» اما هرکسی که مصیبت و رنج تعطیلی و توقیف را تجربه کرده باشد، آرزو می کند که این چنین اندوه نه تنها به دوستان و همفکرانش که به رقبا و مخالفینش هم نرسد. ما مکرر آزموده ایم این رنج و دیده ایم این محنت. برای همین است که به حد وسع تلاش کرده ایم و به اطلاع و استحضار بزرگان رسانده ایم که "توقیف راه حل نیست".
رییس محترم جمهوری گفته اند توقیف باید آخرین راه حل باشد. فرمایششان ناظر بر حقیقتی است که نمی توان انکارش کرد اما ما که از نزدیک دستی بر آتش مطبوعات داریم، می دانیم که توقیف اصلا راه حل نیست، چه برای مطبوعات و رسانه های اصلاح طلب باشد و چه اصولگرا، توقیف و تعطیلی جز اینکه کار را بر همه سخت تر کند، حاصلی نخواهد داشت. آقای روحانی بارها بر حضور منتقدین و رسانه های منتقد تاکید کرده اند و توجه داشته باشید که حضور هر رسانه حتی منتقد بیشتر مفید فایده خواهد بود تا عدم حضورش، مادامی که آنها قانونی و رسمی و شناسنامه دار حرف بزنند و تند و تیز نقد کنند، جامعه بهتر می تواند رصدشان کند تا اینکه غیررسمی و زیرزمینی و در ساختار شبکه های اینترنتی و فضای مجازی و خدای نکرده رسانه های آن سوی آبی.
قطعا منظور من این نیست که با خاطی و ناقض قانون برخورد نشود، حتما باید برخورد شود اما این برخورد منحصر به تعطیل و توقیف نیست و بهتر است که نباشد، باید به افراد هم حق پاسخگویی داده شود و از این حیث بر عملکرد هیات نظارت بر مطبوعات نقدهایی وجود دارد زیرا افراد نمی توانند برای دفاع حضور داشته باشند پیشنهادم این است که بازنگری صورت گیرد و هیات نظارت به مدیران مسئول اجازه دفاع دهد و به جای توقیف رسانه ها پرونده هایشان را به مراجع قضایی ارجاع داده و اجازه دهد در دادگاه مطبوعات، تاکید می کنم در دادگاه مطبوعات و با حضور هیات های منصفه به این امور رسیدگی شود.
اگر می بینید امروز بازار مطبوعات کساد است، یک دلیل عمده اش همین سنت تعطیل و توقیف است که ما به آن خو گرفته ایم. اگر می بینید که در مطبوعات ما، شیوه آبونمان پا نمی گیرد و مخاطبان، مشترک مطبوعات نمی شوند، دلیل اصلی اش همین است که اکثر مخاطبین، اطمینانی به تداوم کار رسانه ها ندارند و از روی سابقه احتمال قریب به یقین می دهند که رسانه دلخواهشان دیر نخواهد پایید.
توقیف اما یک اثر بد دیگر هم دارد؛ باعث می شود مطبوعات بیش از انتظار دست به عصا شوند، حاصل کارشان جذابیت لازم را نداشته باشد لذا همین تعداد مخاطب موجود هم از دست میرود و مردم به سراغ رسانه هایی می روند که بیرون از حصار قانونی، اخلاقی و عرفی جمهوری اسلامی ایستاده و فعالیت می کنند؛ آنها همین که از سد پارازیت بگذرند، آزادند که هر راست و دروغی را به شیوه های جذاب و خوش رنگ و لعاب به مخاطبان القا کنند. کافی است تنها نگاهی به رشد شبکه های ماهواره ای فارسی زبان در یک دهه گذشته داشته باشید.
در پایان تاکید می کنم که توقیف، توابع و دنباله های سیاسی، اخلاقی، شرعی و عرفی بسیار دارد که کار را خراب تر می کند که بهتر نه. آقای روحانی در نمایشگاه مطبوعات گفتند که بدترین جوانمرگی، جوانمرگی مطبوعات و رسانه است. برادر عزیزم جلوی جوانمرگی ما رسانه ها را بگیرید.
و من الله التوفیق و علیه التکلان
به گزارش ایسنا، متن نامه الیاس حضرتی به علی جنتی به شرح ذیل است:
بسمه تعالی
برادر عزیز و بزرگوارم جناب آقای علی جنتی
رییس محترم هیات نظارت بر مطبوعات
با سلام و احترام
تعطیلی سایت جهان نیوز از سوی هیات نظارت بر مطبوعات و نیز تعطیلی روزنامه قانون با دستور دادستانی تهران، مایه تاسف همه اصحاب رسانه و مدافعان آزادی و حقوق مدنی شد و بار دیگر زنگ خطر را برای رسانه های منتقد به صدا در آورد.
شما می دانید که ما داغدار این شیوه برخورد با مطبوعات و رسانه ها هستیم و تلخی تعطیلی یک سایت یا روزنامه را بارها در کام خود حس کرده ایم. ما بر این باوریم که تعطیلی یک رسانه، اجرای حکم اعدام آن محسوب می شود و شدیدترین اقدامی است که می توان علیه یک رسانه انجام داد و متاسفم که برای برخی به صورت اولین اقدام در آمده است، در حالی که حداکثر باید آخرین اقدام باشد.
در بادی امر چنین به نظر می رسد که اصلاح طلبان از توبیخ و توقیف رقبای خود شادمان شوند و در دل ذوق کنند که بالاخره «درزی هم در کوزه افتاد» اما هرکسی که مصیبت و رنج تعطیلی و توقیف را تجربه کرده باشد، آرزو می کند که این چنین اندوه نه تنها به دوستان و همفکرانش که به رقبا و مخالفینش هم نرسد. ما مکرر آزموده ایم این رنج و دیده ایم این محنت. برای همین است که به حد وسع تلاش کرده ایم و به اطلاع و استحضار بزرگان رسانده ایم که "توقیف راه حل نیست".
رییس محترم جمهوری گفته اند توقیف باید آخرین راه حل باشد. فرمایششان ناظر بر حقیقتی است که نمی توان انکارش کرد اما ما که از نزدیک دستی بر آتش مطبوعات داریم، می دانیم که توقیف اصلا راه حل نیست، چه برای مطبوعات و رسانه های اصلاح طلب باشد و چه اصولگرا، توقیف و تعطیلی جز اینکه کار را بر همه سخت تر کند، حاصلی نخواهد داشت. آقای روحانی بارها بر حضور منتقدین و رسانه های منتقد تاکید کرده اند و توجه داشته باشید که حضور هر رسانه حتی منتقد بیشتر مفید فایده خواهد بود تا عدم حضورش، مادامی که آنها قانونی و رسمی و شناسنامه دار حرف بزنند و تند و تیز نقد کنند، جامعه بهتر می تواند رصدشان کند تا اینکه غیررسمی و زیرزمینی و در ساختار شبکه های اینترنتی و فضای مجازی و خدای نکرده رسانه های آن سوی آبی.
قطعا منظور من این نیست که با خاطی و ناقض قانون برخورد نشود، حتما باید برخورد شود اما این برخورد منحصر به تعطیل و توقیف نیست و بهتر است که نباشد، باید به افراد هم حق پاسخگویی داده شود و از این حیث بر عملکرد هیات نظارت بر مطبوعات نقدهایی وجود دارد زیرا افراد نمی توانند برای دفاع حضور داشته باشند پیشنهادم این است که بازنگری صورت گیرد و هیات نظارت به مدیران مسئول اجازه دفاع دهد و به جای توقیف رسانه ها پرونده هایشان را به مراجع قضایی ارجاع داده و اجازه دهد در دادگاه مطبوعات، تاکید می کنم در دادگاه مطبوعات و با حضور هیات های منصفه به این امور رسیدگی شود.
اگر می بینید امروز بازار مطبوعات کساد است، یک دلیل عمده اش همین سنت تعطیل و توقیف است که ما به آن خو گرفته ایم. اگر می بینید که در مطبوعات ما، شیوه آبونمان پا نمی گیرد و مخاطبان، مشترک مطبوعات نمی شوند، دلیل اصلی اش همین است که اکثر مخاطبین، اطمینانی به تداوم کار رسانه ها ندارند و از روی سابقه احتمال قریب به یقین می دهند که رسانه دلخواهشان دیر نخواهد پایید.
توقیف اما یک اثر بد دیگر هم دارد؛ باعث می شود مطبوعات بیش از انتظار دست به عصا شوند، حاصل کارشان جذابیت لازم را نداشته باشد لذا همین تعداد مخاطب موجود هم از دست میرود و مردم به سراغ رسانه هایی می روند که بیرون از حصار قانونی، اخلاقی و عرفی جمهوری اسلامی ایستاده و فعالیت می کنند؛ آنها همین که از سد پارازیت بگذرند، آزادند که هر راست و دروغی را به شیوه های جذاب و خوش رنگ و لعاب به مخاطبان القا کنند. کافی است تنها نگاهی به رشد شبکه های ماهواره ای فارسی زبان در یک دهه گذشته داشته باشید.
در پایان تاکید می کنم که توقیف، توابع و دنباله های سیاسی، اخلاقی، شرعی و عرفی بسیار دارد که کار را خراب تر می کند که بهتر نه. آقای روحانی در نمایشگاه مطبوعات گفتند که بدترین جوانمرگی، جوانمرگی مطبوعات و رسانه است. برادر عزیزم جلوی جوانمرگی ما رسانه ها را بگیرید.
و من الله التوفیق و علیه التکلان