گزیده ها قسمت دوم 14
تیر -95
صاحب مزون لباس عروس که متهم است پدرزن
سابقش را کشته و جنازه مثلهشده او را در کاورهای لباس عروس در خیابانهای خلوت
رها کرده است، دیروز در حالی پای میز محاکمه ایستاد که با گذشت چهار سال از جنایت،
هنوز اثری از جنازه به دست نیامده است.
به گزارش فرهیختگان، محمدجواد 52 ساله که صاحب مزون لباس عروس در نظامآباد تهران بود، متهم است دهم اسفند 91 پدرزن سابقش به نام صالح (80 ساله) را که از ناحیه پا معلول بود کشته و جنازهاش را یک هفته در انباری مزون پنهان کرده است. سپس جنازه متعفن را با کمک برادر 58 سالهاش محمدمهدی مثله کرده و در کاورهای لباس عروس پیچیده و در نقاط مختلف شهر تهران در سطل زباله انداخته است.
این مرد که 6 ماه بعد از ناپدید شدن پیرمرد به قتل اعتراف کرده بود، گفت: «پدرزن سابقم را به خاطر طلب 20 میلیونیاش کشتم.» او اما در مراحل بعدی بازجوییها ادعای تازهای مطرح کرد و گفت: «صالح را کشتم چون به زن دومم نظر داشت.»
در حالی که سه سال و نیم از جنایت گذشته و هنوز اثری از جنازه به دست نیامده بود، این مرد و برادرش دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست امین مقدمزهرا و با حضور دو مستشار پای میز محاکمه ایستادند.
در این جلسه، دختر قربانی در حالی که اشک میریخت، گفت: «شوهر سابق خواهرم بارها خانواده ما را تهدید به مرگ کرده و گفته بود قصد انتقامگیری دارد. او به همین خاطر پدرمان را بیرحمانه کشت. بعد از این ماجرا خواهرم که همسر سابق محمدجواد بود به خاطر شدت شوک سکته مغزی کرد و از دنیا رفت. ما هنوز چشمانتظار به دست آمدن اثری از جنازه پدرمان هستیم. زندگیمان تحتالشعاع این ماجرا قرار گرفته است و به هیچ قیمتی حاضر به گذشت نیستیم.»
وقتی نوبت دفاع به محمدجواد رسید منکر قتل پدرزن سابقش شد و ادعای تازهای را مطرح کرد. او گفت: «من به دروغ و تحت فشار در اداره آگاهی قتل را گردن گرفتم اما حالا میگویم بیگناهم. پدرزن سابقم قصد تعرض به همسر دومم را داشت که آنها با هم درگیر شدند و چون پیرمرد از ناحیه پا معلول بود زن دومم او را هل داد که روی زمین افتاد و بیهوش شد. وقتی من بالای سر پیرمرد رسیدم او نیمهجان بود.»
محمدمهدی نیز منکر مشارکت در جنایت بر میت شد و گفت: «چون برادرم نمیتوانست رانندگی کند من فقط در حمل جنازه به برادرم کمک کردم و کارتهای شناسایی پیرمرد و گوشیهای موبایلش را آتش زدم تا هویت او فاش نشود و ردی از ما بر جا نماند.»
در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.
متهم: به خاطر همسر دومم قتل را گردن گرفتم
* سابقه داری؟
سه فقره سابقه شرارت، درگیری و جعل دارم.
* چقدر درس خواندهای؟
فوق دیپلم برق دارم.
* وضعیت مالیات چطور بود؟
وضع مالی بدی نداشتم. یک مزون لباس عروس داشتم و بهتازگی ارثیه 50 میلیونی به من رسیده بود.
* چند سال با همسر اولت زندگی کردی؟
13 سال. ما دو دختر داشتیم که از هم جدا شدیم.
* علت این جدایی چه بود؟
از همان ابتدای زندگی با هم تفاهم نداشتیم و مدام با هم درگیر بودیم.
* حالا دخترانت چه میکنند؟
یکی از آنها پزشک است و دیگری مدرس زبان انگلیسی که گاهی اوقات به ملاقاتم در زندان میآیند.
* چند سال بعد از جدایی از همسر اولت دوباره ازدواج کردی؟
10 سال بعد. رابطهام با زن دومم خوب بود و او در مزون لباس عروس با من زندگی میکرد ولی چون دخترانم با او رابطه خوبی نداشتند برای دخترها خانهای جداگانه گرفته بودم.
* چطور با پدرزن سابقت در ارتباط بودی؟
سالها بود که مواد روانگردان مصرف میکردم. چون پدرزن سابقم هم معتاد بود با هم رابطه خوبی داشتیم و او گاهی اوقات برای مصرف مواد مخدر به مزون لباس عروس میآمد. چون کارگرانی که روی لباسهای عروس منجوق و ملیله میدوختند زن بودند و به مزون من رفت و آمد داشتند، پدرزن سابقم گمان میکرد با آنها ارتباط دارم. به همین خاطر وقتی آخرین بار برای مصرف مواد به مزون آمد سه شبانهروز آنجا ماند.
* ماجرای طلب 20 میلیونی از پدرزن سابقت چه بود؟
چون صالح پیر و از ناحیه دو پا معلول بود 20 میلیون تومان به او قرض داده بودم اما طلبم را پس نمیداد. به همین خاطر در بازجوییهای اول گفتم پدرزنم را به خاطر همین اختلاف حساب کشتهام.
* اگر در قتل دستی نداشتی، چرا واقعیت را به پلیس نگفتی؟
همسر دومم در اداره آگاهی دچار اختلالات روانی شده بود. برادرم هم در اداره آگاهی با خوردن قرص دست به خودکشی زد، به همین خاطر قتل را گردن گرفتم.
* وقتی سر پیرمرد به زمین خورد، چرا او را به بیمارستان نرساندی؟
من ترسیده بودم. با برادرم تماس گرفتم. برادرم نبض و فشار خون او را گرفت و سرم برایش وصل کرد اما پیرمرد بعد از 24 ساعت به خاطر کهولت سن جانش را از دست داد و من جنازه را یک هفته در انباری نگه داشتم.
* چرا جنازه را مثله کردی؟
خیلی ترسیده بودم. به همین خاطر با کمک برادرم با کارد برش پیتزا پاهایش را قطع کردیم تا بتوانیم جنازه را در کاورهای لباس عروس جاساز کنیم. بعد جنازه مثلهشده را در صندوق عقب پراید گذاشتیم و آن را در چهارراه قصر، عباسآباد و خیابان شریعتی در سطل زباله رها کردیم.
* پس چرا هرگز اثری از جنازه به دست نیامد؟
نمیدانم. شاید بقایای جنازه همراه با زبالهها دفن شده باشد.
* میدانی چه حکمی در انتظارت هست؟
به خانواده همسر اولم حق میدهم تقاضای قصاص کنند. آنها حتی برای پدرشان قبری ندارند که بر سر آن گریه کنند.
به گزارش فرهیختگان، محمدجواد 52 ساله که صاحب مزون لباس عروس در نظامآباد تهران بود، متهم است دهم اسفند 91 پدرزن سابقش به نام صالح (80 ساله) را که از ناحیه پا معلول بود کشته و جنازهاش را یک هفته در انباری مزون پنهان کرده است. سپس جنازه متعفن را با کمک برادر 58 سالهاش محمدمهدی مثله کرده و در کاورهای لباس عروس پیچیده و در نقاط مختلف شهر تهران در سطل زباله انداخته است.
این مرد که 6 ماه بعد از ناپدید شدن پیرمرد به قتل اعتراف کرده بود، گفت: «پدرزن سابقم را به خاطر طلب 20 میلیونیاش کشتم.» او اما در مراحل بعدی بازجوییها ادعای تازهای مطرح کرد و گفت: «صالح را کشتم چون به زن دومم نظر داشت.»
در حالی که سه سال و نیم از جنایت گذشته و هنوز اثری از جنازه به دست نیامده بود، این مرد و برادرش دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست امین مقدمزهرا و با حضور دو مستشار پای میز محاکمه ایستادند.
در این جلسه، دختر قربانی در حالی که اشک میریخت، گفت: «شوهر سابق خواهرم بارها خانواده ما را تهدید به مرگ کرده و گفته بود قصد انتقامگیری دارد. او به همین خاطر پدرمان را بیرحمانه کشت. بعد از این ماجرا خواهرم که همسر سابق محمدجواد بود به خاطر شدت شوک سکته مغزی کرد و از دنیا رفت. ما هنوز چشمانتظار به دست آمدن اثری از جنازه پدرمان هستیم. زندگیمان تحتالشعاع این ماجرا قرار گرفته است و به هیچ قیمتی حاضر به گذشت نیستیم.»
وقتی نوبت دفاع به محمدجواد رسید منکر قتل پدرزن سابقش شد و ادعای تازهای را مطرح کرد. او گفت: «من به دروغ و تحت فشار در اداره آگاهی قتل را گردن گرفتم اما حالا میگویم بیگناهم. پدرزن سابقم قصد تعرض به همسر دومم را داشت که آنها با هم درگیر شدند و چون پیرمرد از ناحیه پا معلول بود زن دومم او را هل داد که روی زمین افتاد و بیهوش شد. وقتی من بالای سر پیرمرد رسیدم او نیمهجان بود.»
محمدمهدی نیز منکر مشارکت در جنایت بر میت شد و گفت: «چون برادرم نمیتوانست رانندگی کند من فقط در حمل جنازه به برادرم کمک کردم و کارتهای شناسایی پیرمرد و گوشیهای موبایلش را آتش زدم تا هویت او فاش نشود و ردی از ما بر جا نماند.»
در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.
متهم: به خاطر همسر دومم قتل را گردن گرفتم
* سابقه داری؟
سه فقره سابقه شرارت، درگیری و جعل دارم.
* چقدر درس خواندهای؟
فوق دیپلم برق دارم.
* وضعیت مالیات چطور بود؟
وضع مالی بدی نداشتم. یک مزون لباس عروس داشتم و بهتازگی ارثیه 50 میلیونی به من رسیده بود.
* چند سال با همسر اولت زندگی کردی؟
13 سال. ما دو دختر داشتیم که از هم جدا شدیم.
* علت این جدایی چه بود؟
از همان ابتدای زندگی با هم تفاهم نداشتیم و مدام با هم درگیر بودیم.
* حالا دخترانت چه میکنند؟
یکی از آنها پزشک است و دیگری مدرس زبان انگلیسی که گاهی اوقات به ملاقاتم در زندان میآیند.
* چند سال بعد از جدایی از همسر اولت دوباره ازدواج کردی؟
10 سال بعد. رابطهام با زن دومم خوب بود و او در مزون لباس عروس با من زندگی میکرد ولی چون دخترانم با او رابطه خوبی نداشتند برای دخترها خانهای جداگانه گرفته بودم.
* چطور با پدرزن سابقت در ارتباط بودی؟
سالها بود که مواد روانگردان مصرف میکردم. چون پدرزن سابقم هم معتاد بود با هم رابطه خوبی داشتیم و او گاهی اوقات برای مصرف مواد مخدر به مزون لباس عروس میآمد. چون کارگرانی که روی لباسهای عروس منجوق و ملیله میدوختند زن بودند و به مزون من رفت و آمد داشتند، پدرزن سابقم گمان میکرد با آنها ارتباط دارم. به همین خاطر وقتی آخرین بار برای مصرف مواد به مزون آمد سه شبانهروز آنجا ماند.
* ماجرای طلب 20 میلیونی از پدرزن سابقت چه بود؟
چون صالح پیر و از ناحیه دو پا معلول بود 20 میلیون تومان به او قرض داده بودم اما طلبم را پس نمیداد. به همین خاطر در بازجوییهای اول گفتم پدرزنم را به خاطر همین اختلاف حساب کشتهام.
* اگر در قتل دستی نداشتی، چرا واقعیت را به پلیس نگفتی؟
همسر دومم در اداره آگاهی دچار اختلالات روانی شده بود. برادرم هم در اداره آگاهی با خوردن قرص دست به خودکشی زد، به همین خاطر قتل را گردن گرفتم.
* وقتی سر پیرمرد به زمین خورد، چرا او را به بیمارستان نرساندی؟
من ترسیده بودم. با برادرم تماس گرفتم. برادرم نبض و فشار خون او را گرفت و سرم برایش وصل کرد اما پیرمرد بعد از 24 ساعت به خاطر کهولت سن جانش را از دست داد و من جنازه را یک هفته در انباری نگه داشتم.
* چرا جنازه را مثله کردی؟
خیلی ترسیده بودم. به همین خاطر با کمک برادرم با کارد برش پیتزا پاهایش را قطع کردیم تا بتوانیم جنازه را در کاورهای لباس عروس جاساز کنیم. بعد جنازه مثلهشده را در صندوق عقب پراید گذاشتیم و آن را در چهارراه قصر، عباسآباد و خیابان شریعتی در سطل زباله رها کردیم.
* پس چرا هرگز اثری از جنازه به دست نیامد؟
نمیدانم. شاید بقایای جنازه همراه با زبالهها دفن شده باشد.
* میدانی چه حکمی در انتظارت هست؟
به خانواده همسر اولم حق میدهم تقاضای قصاص کنند. آنها حتی برای پدرشان قبری ندارند که بر سر آن گریه کنند.
وزیر
دادگستری گفت: هرجا شفافیت وجود نداشته باشد، فساد تولید میشود و ما در بسیاری از
زیرساختهای اصلی اقتصاد به دنبال شفافسازی هستیم.
به گزارش ایرنا، مصطفی پورمحمدی این مطلب را شامگاه شنبه در همایش ملی تکریم کارفرمایان نمونه، بیان کرد و گفت: دولت با تعقیب جدی چهار اصل اقتصاد مقاومتی، حرکت اقتصادی خود را ریل گذاری کرده است که مهم ترین آنها شفافیت است؛ ضمن اینکه رقابتیسازی اقتصاد و جلوگیری از رانتها در واگذاریها یکی دیگر از برنامههای جدی دولت از ابتدای کار خود بوده است.
وزیر دادگستری اظهار کرد: در دو، سه سال گذشته کم ترین واگذاریها را به شبهدولتیها یا خصولتیها داشتهایم؛ به بخش خصوصی هم که پا پیش گذاشته است، تخفیفهایی دادهایم چراکه دولت اعتقاد دارد باید از این بخش حمایت کند.
وی، بهبود محیط کسبوکار را یکی دیگر از جدیترین مباحث این دولت عنوان کرد که در این زمینه کارهایی جدی صورت گرفته است که تسهیل امور گمرکی از جمله این موارد است و باعث شده است تا بسیاری از مقررات و مجوزهای دستوپاگیر حذف شود.
پورمحمدی ادامه داد: یکی از بحثهایی که بخش تولید و کارفرمایان را در این سالها آزار داده است، تبدیل شدن بانکها و پول به بازیگر اصلی اقتصاد است.
وزیر دادگستری افزود: پول بهعنوان پول و نه بهعنوان موتور محرکه تولید و خدمات و اقتصاد، تبدیل به یک چالش برای کشور شده بود، اینکه در دورهای بنگاههای مالی و بانکی و موسسات اعتباری ، سرطان وار رشد کردند، برای اقتصاد کشور اتفاق نامیمونی بود که اقتصاد را به وادی دیگری برد و آثار مخربی را بر جامعه گذاشت.
وی ادامه داد: از طرفی به دلیل مشکلات بانکها در تامین تسهیلات، بخش تولید هم ناتوان بوده است. دولت با شناسایی این مشکل، درصدد برطرف کردن بدهی بانکها برآمد اما متاسفانه در مجلس تصویب نشد.
پورمحمدی گفت: دولت تلاش دارد در اصلاحیه قانون بودجه که بهزودی به مجلس تقدیم خواهد شد، باز این مساله را مطرح کند تا بانکها شرایط مناسب وامدهی و تامین تسهیلات بخش تولید را پیدا کنند. هدف نیز ساختن فضای بهتر و مساعدتر برای کارآفرینان و کارفرمایان کشور است.
دست منتشر کنندگان فیش ها را می بوسیم
به گزارش سازمان تامین اجتماعی ، پورمحمدی درباره این سازمان هم اظهارکرد: تامیناجتماعی، سازمانی با ٤٢ میلیون بیمهشده، خانوادهای بزرگ است که صیانت از آن وظیفهای ملی است. باید بپرسیم چطور درگذشته اجازه داده شده است در این صندوق دست برده شود و به چشم یک قلک به آن نگاه شود؟
وی ادامه داد: این دولت از روز اول مبارزه جدیاش مبارزه با فساد بوده و هیچ حریم و حاشیه امنی برای هیچکس قائل نشده است.
وزیر دادگستری افزود: این رویه در تامین اجتماعی خود را نشان داد و این سازمان به ریل سالمی برگشته است، واکنش دولت به ماجرای فیشهای حقوقی و جابهجاییهایی که دولت بدون تعارف انجام داد در آینده سند افتخار این دولت خواهد شد.
پور محمدی تصریح کرد: ما دست کسانی که این فیشها را منتشر کردند می بوسیم، همان طور که رئیسجمهوری تاکید کردند در عذرخواهی و جبران اشتباه، لکنت نداریم.
به گزارش سازمان تامین اجتماعی در همایش ملی تکریم کارفرمایان نمونه از 33 کارفرمای نمونه با حضور وزرای دادگستری و تعاون، کار و رفاه اجتماعی، مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی و نمایندگان تشکل های عمده کارفرمایی کشور تجلیل شد.
به گزارش ایرنا، مصطفی پورمحمدی این مطلب را شامگاه شنبه در همایش ملی تکریم کارفرمایان نمونه، بیان کرد و گفت: دولت با تعقیب جدی چهار اصل اقتصاد مقاومتی، حرکت اقتصادی خود را ریل گذاری کرده است که مهم ترین آنها شفافیت است؛ ضمن اینکه رقابتیسازی اقتصاد و جلوگیری از رانتها در واگذاریها یکی دیگر از برنامههای جدی دولت از ابتدای کار خود بوده است.
وزیر دادگستری اظهار کرد: در دو، سه سال گذشته کم ترین واگذاریها را به شبهدولتیها یا خصولتیها داشتهایم؛ به بخش خصوصی هم که پا پیش گذاشته است، تخفیفهایی دادهایم چراکه دولت اعتقاد دارد باید از این بخش حمایت کند.
وی، بهبود محیط کسبوکار را یکی دیگر از جدیترین مباحث این دولت عنوان کرد که در این زمینه کارهایی جدی صورت گرفته است که تسهیل امور گمرکی از جمله این موارد است و باعث شده است تا بسیاری از مقررات و مجوزهای دستوپاگیر حذف شود.
پورمحمدی ادامه داد: یکی از بحثهایی که بخش تولید و کارفرمایان را در این سالها آزار داده است، تبدیل شدن بانکها و پول به بازیگر اصلی اقتصاد است.
وزیر دادگستری افزود: پول بهعنوان پول و نه بهعنوان موتور محرکه تولید و خدمات و اقتصاد، تبدیل به یک چالش برای کشور شده بود، اینکه در دورهای بنگاههای مالی و بانکی و موسسات اعتباری ، سرطان وار رشد کردند، برای اقتصاد کشور اتفاق نامیمونی بود که اقتصاد را به وادی دیگری برد و آثار مخربی را بر جامعه گذاشت.
وی ادامه داد: از طرفی به دلیل مشکلات بانکها در تامین تسهیلات، بخش تولید هم ناتوان بوده است. دولت با شناسایی این مشکل، درصدد برطرف کردن بدهی بانکها برآمد اما متاسفانه در مجلس تصویب نشد.
پورمحمدی گفت: دولت تلاش دارد در اصلاحیه قانون بودجه که بهزودی به مجلس تقدیم خواهد شد، باز این مساله را مطرح کند تا بانکها شرایط مناسب وامدهی و تامین تسهیلات بخش تولید را پیدا کنند. هدف نیز ساختن فضای بهتر و مساعدتر برای کارآفرینان و کارفرمایان کشور است.
دست منتشر کنندگان فیش ها را می بوسیم
به گزارش سازمان تامین اجتماعی ، پورمحمدی درباره این سازمان هم اظهارکرد: تامیناجتماعی، سازمانی با ٤٢ میلیون بیمهشده، خانوادهای بزرگ است که صیانت از آن وظیفهای ملی است. باید بپرسیم چطور درگذشته اجازه داده شده است در این صندوق دست برده شود و به چشم یک قلک به آن نگاه شود؟
وی ادامه داد: این دولت از روز اول مبارزه جدیاش مبارزه با فساد بوده و هیچ حریم و حاشیه امنی برای هیچکس قائل نشده است.
وزیر دادگستری افزود: این رویه در تامین اجتماعی خود را نشان داد و این سازمان به ریل سالمی برگشته است، واکنش دولت به ماجرای فیشهای حقوقی و جابهجاییهایی که دولت بدون تعارف انجام داد در آینده سند افتخار این دولت خواهد شد.
پور محمدی تصریح کرد: ما دست کسانی که این فیشها را منتشر کردند می بوسیم، همان طور که رئیسجمهوری تاکید کردند در عذرخواهی و جبران اشتباه، لکنت نداریم.
به گزارش سازمان تامین اجتماعی در همایش ملی تکریم کارفرمایان نمونه از 33 کارفرمای نمونه با حضور وزرای دادگستری و تعاون، کار و رفاه اجتماعی، مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی و نمایندگان تشکل های عمده کارفرمایی کشور تجلیل شد.
سارق سابقهدار که در جریان فرار
ازمحاصره مأموران پلیس و گروگانگیری یک مادر و دو فرزندش با شلیک گلوله مجروح شده
بوددر بازجوییهای پلیسی، جزئیات تازهای از این فرار را فاش کرد. این درحالی است
که همدست وی با شلیک پلیس کشته شدهاست.
به گزارش روزنامه ایران، متهم که مهدی نام دارد، چند روز قبل همراه همدستش در فاز چهار مهرشهر کرج در حال بررسی ساک حاوی ضبطهای مسروقه بود، که یکی از سربازان وظیفه کلانتری به آنها مشکوک شد و بلافاصله با گشت پلیس تماس گرفت. اما دزدان که احتمال میدادند راز سرقت هایشان بر ملا شود با قمه ای که در دست داشتند به طرف سرباز وظیفه حمله کرده و پس ازمجروح نمودن او پا به فرار گذاشتند.
اما همان موقع خودروی پلیس از راه رسید ومأموران به تعقیب متهمان پرداختند.درجریان عملیات تعقیب و گریز سارقان، مأموران با رعایت قوانین شلیک، سرانجام برای متوقف کردن متهمان ۵ گلوله به سوی آنها شلیک کردند که دو تیر به پای مهدی اصابت کرد. اما در یک چشم بر هم زدن سناریوی هولناک دیگری از سوی سارقان برای فرار از مهلکه اجرا شد. آنها همان موقع با متوقف کردن خودرویی که رانندهاش یک زن بود ودو فرزندش نیزهمراهش بودند آنها را گروگان گرفتند.
زن که بشدت از حضور سارقان قمه به دست شوکه شده بود و رنگ بر چهره نداشت با تهدید آنها ایستاد و سارقان سوار خودرو شدند. دقایقی پس ازگروگانگیری نیز با شلیک مستقیم پلیس، یکی ازمتهمان کشته شد. همدست زخمیاش نیز چارهای جز تسلیم ندید وبدین ترتیب مادر و دو فرزندش ازماجرای گروگانگیری نجات یافتند. مهدی نیز برای درمان به بیمارستان منتقل شد.
صبح دیروز با حضور در بیمارستان با متهم مجروح گفتوگویی انجام داد.
چندسال داری؟
٢٣سال
سابقه کیفری داری؟
بله
به چه جرمی دستگیر شدی؟
سرقت
ولی گروگانگیری هم در پرونده ات ثبت شده؟
بله اما اصلاً قصد گروگانگیری نداشتیم. به خاطراینکه پلیس درتعقیبمان بود خیلی ترسیده بودیم وبرای فرار به ناچاردست به گروگانگیری زدیم!
از زمان درگیری ات باپلیس بگو؟
داشتیم ضبطهایی را که سرقت کرده بودیم نگاه میکردیم که نمیدانیم چه شد که پلیس سررسید. وقتی هم آمدیم فرار کنیم یک پسر جوان- سربازکلانتری- مانع فرار ما شد که مجبور شدیم با چاقو زخمیاش کنیم.
درحال حاضر همدست تو دراین ماجرا کشته شده وخودت هم با اتهام گروگانگیری، سرپیچی ازفرمان ایست پلیس واتهامات دیگر روبهروهستی که جرائم ات خیلی سنگینه. چه حرفی برای گفتن داری؟
من دزد وسایل خودرو بودم وهیچ وقت در چنین ماجراهایی دست نداشتم. بعد از شلیک مأمور پلیس هم زود تسلیم شدم. الان هم خیلی پشیمان هستم. ضمن اینکه دوستم هم دراین ماجرا کشته شده است.
زن جوانی هم که دراین ماجراهمراه دو فرزندش گروگان گرفته شده بود، اظهارداشت: آنروز درحال رساندن پسرم به مدرسه بودم که بین راه ناگهان با تهدید دو جوان که یکیشان غرق در خون بود مجبور به توقف شدم. درحالی که بشدت شوکه شده بودم و باور نمیکردم همانند فیلمهای پلیسی در یک لحظه گرفتار تبهکاران شدهام با التماس ازآنها خواستم با من و فرزندانم کاری نداشته باشند. اما آنها با تهدید از من خواستند خیلی باعجله حرکت کنم.
من هم به ناچار و برای نجات جان خود و فرزندانم چارهای جزاین نداشتم. اما خوشبختانه مأموران پلیس بلافاصله رسیدند و دقایقی بعدهم با شلیک گلوله به یکی ازگروگانگیران ماجرا خاتمه یافت. الان هم خیلی خوشحالم که دو فرزندم و خودم سالم هستیم و از پلیس هم تشکر میکنیم که با اقدام بموقع جان من و پسر و دخترم را نجات دادند.
به گزارش روزنامه ایران، متهم که مهدی نام دارد، چند روز قبل همراه همدستش در فاز چهار مهرشهر کرج در حال بررسی ساک حاوی ضبطهای مسروقه بود، که یکی از سربازان وظیفه کلانتری به آنها مشکوک شد و بلافاصله با گشت پلیس تماس گرفت. اما دزدان که احتمال میدادند راز سرقت هایشان بر ملا شود با قمه ای که در دست داشتند به طرف سرباز وظیفه حمله کرده و پس ازمجروح نمودن او پا به فرار گذاشتند.
اما همان موقع خودروی پلیس از راه رسید ومأموران به تعقیب متهمان پرداختند.درجریان عملیات تعقیب و گریز سارقان، مأموران با رعایت قوانین شلیک، سرانجام برای متوقف کردن متهمان ۵ گلوله به سوی آنها شلیک کردند که دو تیر به پای مهدی اصابت کرد. اما در یک چشم بر هم زدن سناریوی هولناک دیگری از سوی سارقان برای فرار از مهلکه اجرا شد. آنها همان موقع با متوقف کردن خودرویی که رانندهاش یک زن بود ودو فرزندش نیزهمراهش بودند آنها را گروگان گرفتند.
زن که بشدت از حضور سارقان قمه به دست شوکه شده بود و رنگ بر چهره نداشت با تهدید آنها ایستاد و سارقان سوار خودرو شدند. دقایقی پس ازگروگانگیری نیز با شلیک مستقیم پلیس، یکی ازمتهمان کشته شد. همدست زخمیاش نیز چارهای جز تسلیم ندید وبدین ترتیب مادر و دو فرزندش ازماجرای گروگانگیری نجات یافتند. مهدی نیز برای درمان به بیمارستان منتقل شد.
صبح دیروز با حضور در بیمارستان با متهم مجروح گفتوگویی انجام داد.
چندسال داری؟
٢٣سال
سابقه کیفری داری؟
بله
به چه جرمی دستگیر شدی؟
سرقت
ولی گروگانگیری هم در پرونده ات ثبت شده؟
بله اما اصلاً قصد گروگانگیری نداشتیم. به خاطراینکه پلیس درتعقیبمان بود خیلی ترسیده بودیم وبرای فرار به ناچاردست به گروگانگیری زدیم!
از زمان درگیری ات باپلیس بگو؟
داشتیم ضبطهایی را که سرقت کرده بودیم نگاه میکردیم که نمیدانیم چه شد که پلیس سررسید. وقتی هم آمدیم فرار کنیم یک پسر جوان- سربازکلانتری- مانع فرار ما شد که مجبور شدیم با چاقو زخمیاش کنیم.
درحال حاضر همدست تو دراین ماجرا کشته شده وخودت هم با اتهام گروگانگیری، سرپیچی ازفرمان ایست پلیس واتهامات دیگر روبهروهستی که جرائم ات خیلی سنگینه. چه حرفی برای گفتن داری؟
من دزد وسایل خودرو بودم وهیچ وقت در چنین ماجراهایی دست نداشتم. بعد از شلیک مأمور پلیس هم زود تسلیم شدم. الان هم خیلی پشیمان هستم. ضمن اینکه دوستم هم دراین ماجرا کشته شده است.
زن جوانی هم که دراین ماجراهمراه دو فرزندش گروگان گرفته شده بود، اظهارداشت: آنروز درحال رساندن پسرم به مدرسه بودم که بین راه ناگهان با تهدید دو جوان که یکیشان غرق در خون بود مجبور به توقف شدم. درحالی که بشدت شوکه شده بودم و باور نمیکردم همانند فیلمهای پلیسی در یک لحظه گرفتار تبهکاران شدهام با التماس ازآنها خواستم با من و فرزندانم کاری نداشته باشند. اما آنها با تهدید از من خواستند خیلی باعجله حرکت کنم.
من هم به ناچار و برای نجات جان خود و فرزندانم چارهای جزاین نداشتم. اما خوشبختانه مأموران پلیس بلافاصله رسیدند و دقایقی بعدهم با شلیک گلوله به یکی ازگروگانگیران ماجرا خاتمه یافت. الان هم خیلی خوشحالم که دو فرزندم و خودم سالم هستیم و از پلیس هم تشکر میکنیم که با اقدام بموقع جان من و پسر و دخترم را نجات دادند.
وزیر اسبق
کشور گفت: بعید می دانم خود روحانی هم احمدی نژاد را رقیب خود بداند چون در سپهر
سیاسی کشور، احمدی نژاد شخصی پایان یافته است.
به گزارش ایرنا، عبدالواحد موسوی لاری در مورد احتمال نامزدی رییس دولت های نهم و دهم برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده گفت: احمدی نژاد یک مهره سوخته سیاسی است و بحث ورود وی به انتخابات ریاست جمهوری شوخی است. البته، عده ای او را از این شهرستان به آن شهرستان می برند و جمعیتی را هم دور وی جمع می کنند تا روحانی را آزار دهند ولی من احمدی نژاد را خطر تلقی نمی کنم.
اهم سخنان وی به شرح زیر است:
* احمدی نژاد از کدام کارنامه خود می تواند دفاع کند؟ فقط می تواند بگوید که من یک یارانه 45 هزار تومانی دادم. شاهدیم که الآن همه کشور گرفتار بلایای این یارانه است. ایشان چگونه می تواند خود را از کوله باری از تخلفات و اتهامات مالی که بر دوش دارد پاک کند؟!
*تا همین الآن هم دولت روحانی نجابت به خرج داده و بسیاری از آنها را باز نکرده است»، خاطرنشان کرد: اگر روحانی مسائلی که احمدی نژاد و یارانش دارند را با مردم در میان بگذارد، آن وقت می بینید که مردم به فردی که چنین مشکلات عظیمی را برای آنها درست کرده است، آیا اصلا رای می دهند؟! من معتقدم احمدی نژاد رای قلیلی دارد که برای پیروزی وی در انتخابات کارساز نیست.
*بعید می دانم خود روحانی هم احمدی نژاد را رقیب خود بداند چون در سپهر سیاسی کشور، احمدی نژاد شخصی پایان یافته است. حالا اگر عده ای او را از این شهرستان به آن شهرستان برای سخنرانی و تجمع می برند، برای کاسبی خودشان است.
*{literal}{{/literal}با اشاره به توئیت سال گذشته رئیس جمهوری مبنی بر تمایل وی برای برگزاری یک همه پرسی {literal}}{/literal} قانون اساسی همواره مراجعه به آرای عمومی را اساس کار خود قرار داده است. انتخاب رئیس جمهور، اعضای مجلس، شوراهای شهر و روستا و اعضای خبرگان همه و همه بر پایه مراجعه به رای مردم است. این مراجعه فقط به انتخابات محدود نمی شود و می تواند در مورد مسائل مهم کشور نیز صورت گیرد.
*برجام، یارانه ها، مناسبات ما با دنیای غرب و مسائلی مانند آن از جمله موضوعاتی است کهدولت می تواند با کسب نظر از مراجع رسمی، در مورد آنها رفراندوم برگزار کند چون قانون اساسی راه آن را بازگذاشته است.
*{literal}{{/literal}در رابطه با رفراندوم مربوط به بحث نظارت استصوابی{literal}}{/literal} در مورد نظارت استصوابی مقام معظم رهبری بعد از حوادث 18 تیر 78 گفتند' که این نظارت دیگر تبدیل به قانون شده است و اگر نظری درباره آن دارید از طریق مجلس بروید آن را بررسی کنید..'( نقل به مضمون) از این رو، به نظر من نیازی به رفراندوم ندارد.
*{literal}{{/literal} با اشاره به تغییر رئیس صدا و سیما {literal}}{/literal} رسانه ملی باید کارکردی ملی داشته باشد. نمی توان پسوند رسانه ملی را یدک کشید ولی برای یک جناح کار کرد؛ یعنی همان چیزی که در دهه اخیر اتفاق افتاده است. متاسفانه در این سالها رسانه ملی، نماد حضور ملت نبوده است حال آنکه ما ملتی 80 میلیونی هستیم که چتر قانون اساسی روی سرمان است.
* انتظار ما این است که با تغییر مدیر صدا و سیما ،به این مساله توجه شود وگرنه اگر در بر همان پاشنه قبلی بچرخد، مردم تنها برخی سریالهای صدا و سیما را می بینند و به اخبار و برنامه های سیاسی آن توجهی نمی کنند. یعنی خانواده ها سریالی را می بینند ولی موقع خبر که رسید، کانال را عوض می کنند.
*اگر صدا و سیما بازگو کننده نظرات و دیدگاههای عامه مردم که زیر چتر قانون اساسی هستند باشد مردم گرایشی به رسانه های خارجی که جهت گیری هایشان را از دولتهای خود می گیرند، نخواهند داشت. از همین رو، انتظارمان از آقای علی عسگری رییس جدید رسانه ملی این است که به طور بنیادی به این نقاط ضعف توجه کنند.
به گزارش ایرنا، عبدالواحد موسوی لاری در مورد احتمال نامزدی رییس دولت های نهم و دهم برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده گفت: احمدی نژاد یک مهره سوخته سیاسی است و بحث ورود وی به انتخابات ریاست جمهوری شوخی است. البته، عده ای او را از این شهرستان به آن شهرستان می برند و جمعیتی را هم دور وی جمع می کنند تا روحانی را آزار دهند ولی من احمدی نژاد را خطر تلقی نمی کنم.
اهم سخنان وی به شرح زیر است:
* احمدی نژاد از کدام کارنامه خود می تواند دفاع کند؟ فقط می تواند بگوید که من یک یارانه 45 هزار تومانی دادم. شاهدیم که الآن همه کشور گرفتار بلایای این یارانه است. ایشان چگونه می تواند خود را از کوله باری از تخلفات و اتهامات مالی که بر دوش دارد پاک کند؟!
*تا همین الآن هم دولت روحانی نجابت به خرج داده و بسیاری از آنها را باز نکرده است»، خاطرنشان کرد: اگر روحانی مسائلی که احمدی نژاد و یارانش دارند را با مردم در میان بگذارد، آن وقت می بینید که مردم به فردی که چنین مشکلات عظیمی را برای آنها درست کرده است، آیا اصلا رای می دهند؟! من معتقدم احمدی نژاد رای قلیلی دارد که برای پیروزی وی در انتخابات کارساز نیست.
*بعید می دانم خود روحانی هم احمدی نژاد را رقیب خود بداند چون در سپهر سیاسی کشور، احمدی نژاد شخصی پایان یافته است. حالا اگر عده ای او را از این شهرستان به آن شهرستان برای سخنرانی و تجمع می برند، برای کاسبی خودشان است.
*{literal}{{/literal}با اشاره به توئیت سال گذشته رئیس جمهوری مبنی بر تمایل وی برای برگزاری یک همه پرسی {literal}}{/literal} قانون اساسی همواره مراجعه به آرای عمومی را اساس کار خود قرار داده است. انتخاب رئیس جمهور، اعضای مجلس، شوراهای شهر و روستا و اعضای خبرگان همه و همه بر پایه مراجعه به رای مردم است. این مراجعه فقط به انتخابات محدود نمی شود و می تواند در مورد مسائل مهم کشور نیز صورت گیرد.
*برجام، یارانه ها، مناسبات ما با دنیای غرب و مسائلی مانند آن از جمله موضوعاتی است کهدولت می تواند با کسب نظر از مراجع رسمی، در مورد آنها رفراندوم برگزار کند چون قانون اساسی راه آن را بازگذاشته است.
*{literal}{{/literal}در رابطه با رفراندوم مربوط به بحث نظارت استصوابی{literal}}{/literal} در مورد نظارت استصوابی مقام معظم رهبری بعد از حوادث 18 تیر 78 گفتند' که این نظارت دیگر تبدیل به قانون شده است و اگر نظری درباره آن دارید از طریق مجلس بروید آن را بررسی کنید..'( نقل به مضمون) از این رو، به نظر من نیازی به رفراندوم ندارد.
*{literal}{{/literal} با اشاره به تغییر رئیس صدا و سیما {literal}}{/literal} رسانه ملی باید کارکردی ملی داشته باشد. نمی توان پسوند رسانه ملی را یدک کشید ولی برای یک جناح کار کرد؛ یعنی همان چیزی که در دهه اخیر اتفاق افتاده است. متاسفانه در این سالها رسانه ملی، نماد حضور ملت نبوده است حال آنکه ما ملتی 80 میلیونی هستیم که چتر قانون اساسی روی سرمان است.
* انتظار ما این است که با تغییر مدیر صدا و سیما ،به این مساله توجه شود وگرنه اگر در بر همان پاشنه قبلی بچرخد، مردم تنها برخی سریالهای صدا و سیما را می بینند و به اخبار و برنامه های سیاسی آن توجهی نمی کنند. یعنی خانواده ها سریالی را می بینند ولی موقع خبر که رسید، کانال را عوض می کنند.
*اگر صدا و سیما بازگو کننده نظرات و دیدگاههای عامه مردم که زیر چتر قانون اساسی هستند باشد مردم گرایشی به رسانه های خارجی که جهت گیری هایشان را از دولتهای خود می گیرند، نخواهند داشت. از همین رو، انتظارمان از آقای علی عسگری رییس جدید رسانه ملی این است که به طور بنیادی به این نقاط ضعف توجه کنند.