نیوزویک: آمریکا دست خالی از سوریه بازمیگردد 15 تیر –
95
مگر خامنه ای وپاسداران و سایر
شرکای جنگ افروزشان در سوریه چه عاید شان شده است به جز هزینه کردن میلیاردهادلار
در سوریه وتحویل گرفتن روزانه اجساد اعزام شده به سوریه که همچنان ادامه دارد؟
نشریه آمریکایی نیوزویک نوشت: تا همین چند هفته پیش آمریکا به دفعات با
همکاری استراتژیک با روسیه در سوریه مخالفت کرده بود، اما حالا بنا بر گزارشها،
همکاری محدودی پیشنهاد شده که در آن آمریکا با روسیه علیه جبهه النصره همکاری میکند
و اطلاعات را به اشتراک میگذارند. در مقابل روسیه از دولت اسد میخواهد حمله به
مناطق تحت تصرف گروههای شورشی که آمریکا تروریست نمیداند را متوقف کند.
سوای چه طور اجرا شدن این برنامه، صرف وجود آن نشان میدهد که تفاوت زیادی در سیاست اعلام شده و انجام شده آمریکا در رابطه با سوریه به چشم میخورد.
دو هفته پیش 51 دیپلمات وزارت خارجه آمریکا یادداشتی را امضا کردند که بر ضرورت استفاده از ابزارهای مختلف برای دستیابی به هدف اعلام شده کاخ سفید در ماموریت آمریکا در سوریه تاکید میکردند.
سیاست رسمی آمریکا همچنان بر اساس توافقهای ژنو 2 است که خواستار تشکیل دولت انتقالی با قدرت اجرایی کامل بر اساس موافقتهای دو طرفه است.
هدف از برنامههای پنهانی طولانی مدت سیا از تجهیز و آموزش نیروهای شورشی – همانهایی که آمریکا از روسیه میخواهد برای حفاظت از آنها کمک کند – این بود که از فشار نظامی علیه دولت سوریه استفاده کند تا دمشق را مجبور به دنبال کردن راه حل سیاسی کند.
دیپلماتهای مخالف از منطقی مشابه برای هدفی یکسان استفاده کرده و خواستار افزایش حملات به دولت سوریه شدند. در حال حاضر برنامه سیا به طور نظری ادامه دارد، اما اصل استفاده از ابزارهای نظامی برای دستیابی به اهداف دیپلماتیک در سوریه به دلیل بیحاصل بودن کاملا خدشهدار شده است.
به همین دلیل دیگر قضاوت سیاستهای کاخ سفید در تضاد با اهداف آمریکا قابل کاربرد نیست. چنان که یک عضو ارشد دولت آمریکا اعلام کرده، هدف آمریکا در سوریه به کاهش خشونت تا اندازه ممکن به مدت زمان ممکن محدود شده است. شکل دادن به مسیر جنگ اهمیتی نداشته، و پایان آن حتی بیاهمیتتر است.
برنامههای آمریکا شامل استراتژی بلندمدت برای تضعیف گروههای افراطی میان شورشیها نیست.
با این همه، حتی اگر به طور رسمی اعلام نشده و با مواضع رسمی تضاد داشته باشد، سیاست آمریکا در سوریه کاملا روشن است. پرسش آن است که آیا گزارشها درباره برنامه آمریکا برای همکاری با روسیه این سیاست را دنبال میکند. پاسخ آن است که واقعا این طور نیست.
در بسیاری از مناطق تحت تصرف مخالفین، النصره گروه شورشی اصلی است. در استانهای ادلب و حلب این گروه حضور قوی و نقش نظامی فعالی دارد و به دفعات با دیگر گروههای قوی از جمله احرارالشام همکاری دارد که از نظر روسیه گروهی تروریستی است اما آمریکا احرارالشام را تروریست نمیداند.
جبهه النصره در جنوب سوریه نیز حاضر است و با گروههای شورشی همکاری میکند که آمریکا مستقیما از آنها حمایت میکند. استفاده از محل حضور این گروهها برای تعیین مناطق امن و ناامن بسیار دشوار است.
البته این گروه میتواند هر زمان بخواهد به مناطق اصطلاحا امن برود. این یا باعث تضمین امنیت آنها میشود، یا امنیت دیگران را به خطر میاندازند. به طور نظری شاید خشونتها در برخی مناطق کاهش یابد. در عمل بسیار شکننده خواهد بود و میتواند باعث افزایش خشونت در مناطق دیگر شود.
مسائل زیادی درباره همکاری آمریکا با روسیه وجود دارد. این همکاری به روسیه اجازه میدهد به بمباران مناطق تحت حضور جبهه نصره ادامه دهد؛ تمرکز بر پایان جنگ را تغییر داده و به سمت جنگیدن با یک گروه که در یک سوی جنگ قرار گرفته میبرد؛ احتمالا جبهه نصره و دیگر گروههای شورشی را به هم نزدیکتر میکند؛ آمریکا با طرحی موافقت میکند که پیشتر روسیه و دولت سوریه با آن موافقت کرده بودند؛ و گفتگوهای جدی درباره انتقال سیاسی و پایان جنگ در سوریه را تضعیف میکند.
در طول پنج سال جنگ در سوریه، آمریکا دستاوردهای بسیار کمی داشته است. با به پایان رسیدن کار دولت اوباما و انباشته شدن ناکامیهای آن، این دولت علاقه بسیاری به بیتوجهیی به اهداف بلندمدت برای رسیدن به اهداف کوتاه مدت دارد. اما به هیچ کدام دست پیدا نمیکند و دست خالی برمی گردد.
دولت سوریه آنقدر بیتوجه نیست که حاضر به رعایت مفاد توافقها باشد، و روسیه نمیتواند یا نمیخواهد دمشق را وادار به پذیرش آن کند.
سوای چه طور اجرا شدن این برنامه، صرف وجود آن نشان میدهد که تفاوت زیادی در سیاست اعلام شده و انجام شده آمریکا در رابطه با سوریه به چشم میخورد.
دو هفته پیش 51 دیپلمات وزارت خارجه آمریکا یادداشتی را امضا کردند که بر ضرورت استفاده از ابزارهای مختلف برای دستیابی به هدف اعلام شده کاخ سفید در ماموریت آمریکا در سوریه تاکید میکردند.
سیاست رسمی آمریکا همچنان بر اساس توافقهای ژنو 2 است که خواستار تشکیل دولت انتقالی با قدرت اجرایی کامل بر اساس موافقتهای دو طرفه است.
هدف از برنامههای پنهانی طولانی مدت سیا از تجهیز و آموزش نیروهای شورشی – همانهایی که آمریکا از روسیه میخواهد برای حفاظت از آنها کمک کند – این بود که از فشار نظامی علیه دولت سوریه استفاده کند تا دمشق را مجبور به دنبال کردن راه حل سیاسی کند.
دیپلماتهای مخالف از منطقی مشابه برای هدفی یکسان استفاده کرده و خواستار افزایش حملات به دولت سوریه شدند. در حال حاضر برنامه سیا به طور نظری ادامه دارد، اما اصل استفاده از ابزارهای نظامی برای دستیابی به اهداف دیپلماتیک در سوریه به دلیل بیحاصل بودن کاملا خدشهدار شده است.
به همین دلیل دیگر قضاوت سیاستهای کاخ سفید در تضاد با اهداف آمریکا قابل کاربرد نیست. چنان که یک عضو ارشد دولت آمریکا اعلام کرده، هدف آمریکا در سوریه به کاهش خشونت تا اندازه ممکن به مدت زمان ممکن محدود شده است. شکل دادن به مسیر جنگ اهمیتی نداشته، و پایان آن حتی بیاهمیتتر است.
برنامههای آمریکا شامل استراتژی بلندمدت برای تضعیف گروههای افراطی میان شورشیها نیست.
با این همه، حتی اگر به طور رسمی اعلام نشده و با مواضع رسمی تضاد داشته باشد، سیاست آمریکا در سوریه کاملا روشن است. پرسش آن است که آیا گزارشها درباره برنامه آمریکا برای همکاری با روسیه این سیاست را دنبال میکند. پاسخ آن است که واقعا این طور نیست.
در بسیاری از مناطق تحت تصرف مخالفین، النصره گروه شورشی اصلی است. در استانهای ادلب و حلب این گروه حضور قوی و نقش نظامی فعالی دارد و به دفعات با دیگر گروههای قوی از جمله احرارالشام همکاری دارد که از نظر روسیه گروهی تروریستی است اما آمریکا احرارالشام را تروریست نمیداند.
جبهه النصره در جنوب سوریه نیز حاضر است و با گروههای شورشی همکاری میکند که آمریکا مستقیما از آنها حمایت میکند. استفاده از محل حضور این گروهها برای تعیین مناطق امن و ناامن بسیار دشوار است.
البته این گروه میتواند هر زمان بخواهد به مناطق اصطلاحا امن برود. این یا باعث تضمین امنیت آنها میشود، یا امنیت دیگران را به خطر میاندازند. به طور نظری شاید خشونتها در برخی مناطق کاهش یابد. در عمل بسیار شکننده خواهد بود و میتواند باعث افزایش خشونت در مناطق دیگر شود.
مسائل زیادی درباره همکاری آمریکا با روسیه وجود دارد. این همکاری به روسیه اجازه میدهد به بمباران مناطق تحت حضور جبهه نصره ادامه دهد؛ تمرکز بر پایان جنگ را تغییر داده و به سمت جنگیدن با یک گروه که در یک سوی جنگ قرار گرفته میبرد؛ احتمالا جبهه نصره و دیگر گروههای شورشی را به هم نزدیکتر میکند؛ آمریکا با طرحی موافقت میکند که پیشتر روسیه و دولت سوریه با آن موافقت کرده بودند؛ و گفتگوهای جدی درباره انتقال سیاسی و پایان جنگ در سوریه را تضعیف میکند.
در طول پنج سال جنگ در سوریه، آمریکا دستاوردهای بسیار کمی داشته است. با به پایان رسیدن کار دولت اوباما و انباشته شدن ناکامیهای آن، این دولت علاقه بسیاری به بیتوجهیی به اهداف بلندمدت برای رسیدن به اهداف کوتاه مدت دارد. اما به هیچ کدام دست پیدا نمیکند و دست خالی برمی گردد.
دولت سوریه آنقدر بیتوجه نیست که حاضر به رعایت مفاد توافقها باشد، و روسیه نمیتواند یا نمیخواهد دمشق را وادار به پذیرش آن کند.