رونمايي فيش هاي نجومي از كاسبان واقعي تحريم!

اوین نامه ی کیهان 15 تیر - 95
گزارش خبري تحليلي  اوین نامه ی كيهان: رونمايي فيش هاي نجومي از كاسبان واقعي تحريم!
 سوزن اوین نامه ی کیهان سربازجو شریعت نداری برروی پرداخت حقوق های نجومی دولت روحانی بد جوری گیر کرده است .طوریکه همچون اسب عصاری شده ودور خود می چرخد وهمین فیش های نجومی را تولید و تکرار می کند. البته بدون آنکه متوجه شود بدون شک ترکش این سوزن دامنه گیر بیت خامنه ای واطرافیان  خامنه ای ونهادهای زیر مجموعه اش و پاسداران را خواهد گرفت . چون در رژیم وارونه ولایت فقیه نهادی سالم وجوندارد که فاسد نباشد .

«در ماه هاي آينده امکان پذير است، شرايط توليد بهتر خواهد شد لذا دلالان تحريم از هم اکنون به فکر شغل ديگري باشند.» اين سخن معروف روحاني در ارديبهشت 94 بود. حرفي که فکر نمي کرد تنها يک سال بعد برايش تا اين حد گران تمام شود! او قبل تر در حمله به منتقدان سياست هاي غلط و ضد ملي دولت، گفته بود: «والله بدانيد که با رفع تحريم ها شما نيز منتفع خواهيد شد و نيازي نيست که نگران باشيد. مطمئن باشيد که دکان شما نيز کساد نخواهد شد و اساسا رفع تحريم ها کاسبي هيچ فردي را کساد نخواهد کرد».
    بعد از روحاني، ديگران هم به هرکسي که دلشان خواست برچسب کاسب تحريم زدند و همه ضعف ها و کوتاهي ها و نابلدي هاي خود را پشت برچسب به منتقدان پنهان کردند! عباس عراقچي از آن جمله بود که گفت:« دولت در صدد است تا جلو کساني که از شرايط تحريم کاسبي کردند و در زمان حاضر نيز به دنبال مانع تراشي هستند تا اين فرجام برجام به نتيجه نرسد را بگيرد و اصلاح کند. » او البته بد اقبال تر از روحاني بود و زماني اين سخنان را گفت که رونمايي از کاسبان واقعي تحريم آغاز شده بود!    

    
سونامي فيش هاي نجومي!
    طوفان و سونامي که بيايد ، با خودش خيلي چيزها مي آورد و البته خيلي چيزها را هم مي برد! از حدود دو ماه قبل، جسته گريخته، اخباري از غارت بيت المال توسط غارتگران يقه سفيد منتشر مي شد، اما مديران دولتي انکار مي کردند! آنها با گستاخي هر حرفي در اين باره را سياسي و خلاف واقع مي خواندند و تهديد به پيگيري قضايي هم مي کردند! اندکي بعد انتشار و افشاي فيش ها بالاگرفت و دست خيلي ها رو شد! دولت به ناچار عقب نشست و چند نفر انگشت شمار هم استعفا دادند! آنها سعي کردند ماجرا را با همين چند استعفا تمام کنند اما تمام نمي شد! اين سونامي، اين چند نفر را برد اما پرده از چهره کاسبان واقعي تحريم هم برداشت و نشان داد چه کساني در بحبوحه بحران ارزي و در روزگاري که ارز از نهصد تومان به چهار هزار تومان رسيد، خون مردم را مي مکيدند و آن روزها برايشان جشن بود!    

    
زالوهاي دلارخوار!
    حکايت اين مديران! دولتي، حکايت زالو هايي است که به پيکر نيمه جان اقتصاد ايران افتادند و در روزهاي غم مردم،جشن و سور به پا کردند و بعد هم با قيافه حق به جانب آمدند و فرياد زدند که تحريم پدر مردم را در آورده و به ما راي بدهيد تا سايه شوم جنگ را از سرتان برداريم! و بعد هم که با همين عوام فريبي به مسند نشستند، هرکس که حرف حقي زد، به همان صفت که خودشان بودند، متهمش کردند! «کاسب تحريم»!    

    
مشتي از خروار
    ليست اميد را به خاطر داريد؟ همان ليستي که قرار بود براي جوانان و فرهيختگان و تحصيلکردگان کاري بکند! همان که از تبعيض و بي عدالتي شکايت داشت! و همان ليستي که تنها و تنها يک چهره اقتصادي داشت! يک دانشجوي رشته اقتصاد! آن روزها برخي که خود شريک دزد بودند و رفيق قافله«تکرار مي کردند» که به ليست اميد راي بدهيد و ما متعجب بوديم که اين ليست که تنها يک دانشجوي اقتصاد در آن است، چگونه مي خواهد کاري براي اقتصاد بکند!؟ چهره اقتصادي کجا و دانشجوي اقتصاد کجا!؟ اما سونامي فيش هاي حقوقي موضوع را روشن کرد! صفدر حسيني ، وزير کار و وزير اقتصاد دولت اصلاحات بود. او به مدد نزديکي با رفيق گرمابه و گلستانش اسحاق جهانگيري، به رياست صندوق توسعه ملي رسيد. حقوق ناقابل حدود 60 ميليوني گرفت ( البته پاداش و مزايا بماند) اما اين افشاگري برگ هاي زرين ديگري از کارنامه وي را افشا کرد! فاطمه حسيني ، دختر صفدر، چهره اقتصادي ليست اميد بود. او در اوج بحران ارزي، در سن بيست و سه چهار سالگي با همسر جوانش که قبلافروشنده چيني بهداشتي بود و حالايک بيزينس من تمام عيار شده بود، يک شرکت صرافي ثبت کرد! و در روزگار بحران ارزي، کاسبي حسابي انجام داد! به گونه اي که مدتي بعد ، سرمايه ثبت شد ه اش را 700 ميليون افزايش داد ! البته همسرش نيز چنين کرد و سرمايه ثبت شده اش را يک ميليارد و 140 ميليون تومان افزايش داد! تني چند از نزديکان ديگر صفدر حسيني نيز در اين صرافي شريک بودند و در ايام تحريم و نوسانات شديد ارزي، کاسبي خوب و پر سودي داشتند!    

    
دختر عمه دوست داشتني!
    اما اين تنها دختر صفدر حسيني نبود که دلمشغولي و دغدغه اقتصادي داشت! او دختر عمه اي داشت که دستي در کار صرافي هم داشت! مهين نيکبخت فرزند محمدناصر نيکبخت ، خواهرزاده صفدر حسيني و شريک صرافي آنها بود صرافي کوچکي که دور همي بچه ها براي اوقات فراغت بود تا مشق اقتصاد بکنند! مشقي که با يکصد ميليون تومان شروع شد و پس از نوسانات ارزي به سرمايه دو ميليارد توماني منجر شد! البته اين همه کاسبي آنها از تحريم نبود! پدر او يعني محمد ناصر نوبخت، در دولت يازدهم به سمت استانداري همدان رسيد!اين مهره چيني دولت يازدهم دقيقا در راستاي اجراي همان شعار مبارزه با کاسبان تحريم است و ملاحظه مي کنيد که هيچ يک از آنها در اين دولت به جايي نرسيده اند!

    
    
فريدون همه جا!
    حسين فريدون براي کسي ناشناخته نيست! دستيار اجرايي رئيس جمهور، برادر رئيس جمهور ، مرد مذاکره کننده هسته اي که با زبان سرخه اي ايران را از خطر جنگ نجات داد!! اما اين همه هنر هاي او نيست! او ذوالفنوني است که اگر دستگاه قضايي تصميم به اجراي عدالت درباره اش بگيرد، گفتني ها درباره اش خواهيم خواند! او هم به تجارت شريف دلار و کاسبي در ايام تحريم علاقه دارد!.اما تنها نيست!علي صدقي ،رئيس بانک رفاه کارگران،مرد 234 ميليوني بانک رفاه و ... شريک فريدون است. آنها در همان سالهاي طوفان ارزي،صرافي درست کردند تا بتوانند خدمتي به اقتصاد آشفته کنند. حالااگر به اقتصاد ملي نشد،به اقتصاد خودشان که مي توانند!و اينگونه شد که آنها هم به اين عرصه پا گذاشتند. صدقي بعدها رئيس بانک شد.اما چگونه؟ناصر سراج رئيس سازمان بازرسي کل کشور تصريح کرد که صدقي پرونده داشت،اما با فشار حسين فريدون به رياست بانک رسيد!اسناد معتبر و متعددي در اختيار کيهان است که نشان مي دهد،صدقي چندين و چند پرونده ديگر هم داشته و به هيچ وجه صلاحيت نشستن بر روي چنين صندلي مهمي را نداشته ،اما امان از فشار برادر رئيس جمهور!    

    
فهرست تمام نشدني!
    مي توان به اين فهرست موارد متعدد ديگري هم افزود. از صرافان ديگري تا وام گيرندگان حرفه اي که وام هاي يک ميلياردي به سود يک درصد گرفته اند و عليه تحريم شعار مي دهند !از جاده صاف کن هاي تحريم و فشار دشمن تا کسي که دارو را به 640 برابر قيمت خريد در ايام تحريم به شرکت دارو ساز فروخت و حتي از کيفيت دارو هم زد و در دولت يازدهم بالانشست! کاسبان تحريم، چنان هنرمندانه نقش اجرا کردند که کسي خبر دار نشد آنها که فرياد دزد دزد سر مي دهند،همان دزدها هستند!و نتيجه آن شد که موفق به جلب اعتماد و راي مردم شدند!    

    
سرخوردگي!
    اما رو شدن دست کاسبان تحريم که در دل دولت يازدهم لانه کرده اند،مقبوليت اجتماعي دولت يازدهم را به شدت کاهش داده است. نگاهي به شبکه هاي اجتماعي و صفحات حاميان دولت در اين شبکه ها، نشان از شدت سرخوردگي و ياس آنها مي دهد. به ويژه در موضوع فاطمه حسيني و حسين فريدون،ماجرا کاملاجدي است و حاميان دولت احساس مي کنند پيام «تکرارمي کنم» کلاه بدي به سر آنها گذاشته است!    

    
تئوريسين پول کثيف کجاست!؟
    پيش از انتخابات مجلس دهم،رحماني فضلي وزير کشور دولت يازدهم،مدعي شده بود برخي با تجارت مواد مخدر و پول ناشي از آن، به عرصه انتخابات وارد مي شوند!ادعاي عجيبي که تا کنون يک برگ سند براي آن منتشر نشده است. او البته بعدها از حرفش عقب نشست و گفت منظور اين بوده که شايد چنين شود،اما زنجيره اي هاي اصلاح طلب،هرچه توانستند واژه پول کثيف را چماق کردند و بر سر منتقدان دولت و برجام کوبيدند!بي آنکه بدانند چرا!!؟اکنون رد پول کثيف آشکار شده است. در صرافي حسين فريدون وشرکا،فاطمه حسيني و شرکا،و.... اما خبري از وزير کشور نيست!؟او چرا حالاسخني از پول کثيف و تاثير آن در انتخابات نمي گويد!؟آيا معتقد است اين پول ها تميز است يا چون خودي هستند بايد سکوت کند!؟البته او تنها نيست،وزير دادگستري دولت يازدهم هم که پيش تر ، هر از گاهي فرياد اختلاس و دزدي سر مي داد،اين روزها خاموش و کم اثر است و تنها اظهار نظرش،مثل هميشه پيش بيني اين واقعه بود منتها 5 سال قبل!يعني سال نود !همان سالي که گفته بود اتهامات وارده به خاوري دروغ است و توطئه بدخواهان و ...! جز اين دو ،ساکتان ديگري هم در اجراي فيش گيت ديده مي شوند مثلااکبر ترکان را به خاطر داريد؟!تئوريسين پروژه بزباش و قرمه سبزي!او هم مدتي قبل با اعتماد به نفسي ستودني درباره تحريم ها و کاسبان تحريم گفته بود:« ما حرف هاي گفتني زيادي درباره فساد اقتصادي و بهره گيري از شرايط تحريم ها داريم که بعدا درباره آن صحبت خواهيم کرد. تحريم ها هزينه هاي آشکار و پنهاني را براي ما داشته است که يکي از آنها فساد اقتصادي و اداري امروز کشور است. من قول مي دهم که در اين مورد صحبت کنم. حرف هاي ناگفتني زيادي درباره بهره گيري برخي، از شرايط تحريم ها داريم که بعدا بازگو خواهيم کرد. همه بايد يادشان باشد حاميان تحريم، از فساد اقتصادي و رانت مالي به وجود آمده، بهره گرفته اند»اما معلوم نيست چرا حالاحرفي نمي زند!آيا مي تواند درباره پديده حسين فريدون و صفدر حسيني و نيکبخت و فاطمه حسيني و ... توضيحي به مردم بدهد!؟به مردم نه ،اگر ممکن است به راي دهندگان به رئيس دولت يازدهم و به ليست اميد توضيح بدهد که اين همه کاسب تحريم و رانت خوارو غارتگر در بين آنها چه مي کنند!؟
   
    
مظلوميت نظام
    اما به جز شيريني ماجراي روشدن دست کاسبان واقعي تحريم در دل دولت يازدهم، اين ماجرا يک وجه تلخ هم دارد. تلخ ترين فصل آنجاست که غارتگران بيت المال،خود را مساوي نظام معرفي مي کنند و هر صداي افشاگري را به جرم رفتن آبروي نظام!به سکوت دعوت مي کنند!واقعيت اين است که نظام،نخستين مدعي و مطالبه گر برخورد با اينگونه افراد است و رهبر انقلاب در دو مرحله با شدت و قاطعيت بر لزوم برخورد با متخلفين و دريافت کنندگان حقوق هاي نجومي تاکيد کرده اند. کاري نداريم که دولتمردان با اين فرمان چه کرده اند و موضوع را با استعفاي چند مدير متخلف فيصله داده اند و حالابه گفته معاون وزير اقتصاد دنبال حفظ سرمايه هاي انساني(!)هستند. اما واقعيت اين است که اين مطالبه نظام و مردم است و اگر دولتمردان تدبير و اميد، واقعا تدبيري داشتند،براي حفظ آبروي هزاران مدير خدوم و پاک و متعهد،دست اين دزدان راکوتاه مي کردند و اجازه نمي دادند اين متخلفان پشت آن متعهدان سنگر بگيرند.