سرمقاله روزی نامه جمهوری "جناح‌های سیاسی و صداقت در عمل"


روزی نامه حکومتی جمهوری اسلامی 3 شنبه 12  تیرماه سال 1397
در رژیم ولایت فقیه 40 سال  است شبانه روز  دروغ تولید می شود تا چاشنی و عده هاو آمار وادعاهای دروغین شود . چرا خالی بندان وارونه گوی همچنان باور دارند که ملت ایران تغییر نکرده  وهمچون 40 سال پیش هستند و فکر می کنند  وتجربه کسب نکرده د که هزینه اش هم برای خودشان وکشور بسیار سنگین بوده است؟همانگونه که نسل جدید به خاطر دسترسی به فضای مجازی و دست یابی به پیام ها واطلاعات  آزاد و اخبار سانسور ناشده  موجب رشدآگاهی شان شده  است .   بنابراین معلوم نیست  که چرا مقاله نویس روزی نامه  جمهوری اسلامی  وجشت از بیان واقعیت دارد ؟ برای اینکه کجا مقامات آمریکایی همچون شرایط کنونی موضع انتقادی  مقابل رژیم ولایت فقیه داشتند؟ مگر فراموش شده رفسنجانی حذف شده در خطبه نمازجمعه  خود خطاب به بوش اعتراف کرد چنانچه  همکاری رژیم ولایت فقیه باآمریکا دراشغال افغانستان نبود هنوزطالبان در افغانستان برسر قدرت بود .مشابه همین سیاست هم دراشغال نظامی عراق تکرار شد . حال بماند که آمریکا در کنار اروپا نظاره گر نقض مستمر حقوق بشر درایران بودند و حتی علیه مخالفان اقدام کردند و هرگز نه از اعتراضات ضدحکومتی مردم ایران حمایت نکردند که با حمایت ازرژیم ولایت فقیه سرکوبگر کمک به بستر سازی سرکوب شدید معترضان ایرانی کردند .بدتراینکه چشمان شان را برروی حضور پاسداران تروریست و جنگ افروزدر افغانستان  ولبنان وعراق و سوریه ویمن ومداخله جویی درامور داخلی بحرین وتحویل سلاح به طالبان وموشک به حوثی ها وحزب الشیطان لبنان بستند و...
رئیس جمهور آمریکا و اطرافیانش مرتباً به ملت ایران چنگ و دندان نشان می‌دهند و تلاش می‌کنند انواع دشمنی‌ها و شرارت‌ها علیه ایران را آزمایش کنند. تحریم، تهدید به تغییر نظام، فشار بر شرکای اقتصادی ایران، تهدید علیه خریداران نفت ایران، تحریک همسایگان، رایزنی با کشورهائی که به رفتار خصمانه ترامپ علیه ایران بی‌اعتنا هستند و حاضر نیستند با دارودسته ترامپ همصدا و همراه شوند، تنها بخشی از مسائلی است که پیرامون ما شکل گرفته و می‌گیرد.
چنین شرارت‌هائی تازگی ندارد و ما از روز پیروزی انقلاب هم شاهد انواع دشمنی‌ها علیه ملت بوده‌ایم ولی به برکت انسجام و یکپارچگی مردم در تمامی دوران 40 ساله انقلاب، مشمول الطاف الهی شده و از عقبه‌های سخت و سرنوشت ساز با حفظ عزت و اقتدار عبور کرده ایم.
اکنون مردم با کوله باری از تجربه‌های ارزشمندی که در طول این دوران پرفراز و نشیب آموخته اند، می‌توانند شیطنت‌های دشمن را خنثی کنند و راه پرافتخار خود را با همبستگی و انسجام هرچه تمام‌تر هموار کرده‌اند. نکته مهم و حیاتی در هر مقطع زمانی این است که دریابیم دشمن چه اهداف و برنامه‌هائی دارد و بر روی چه مسائلی حساسیت نشان داده و برای بی‌اثر ساختن توطئه‌ها چه باید کرد. واقعیت این است که امروز دشمن بر چند نکته متمرکز است و سعی دارد با توسل به سیاه نمائی، بزرگ نمائی مسائل، ایجاد نومیدی و انفعال و دامن زدن به مشکلات، در میان مردم و ساختار نظام ایجاد فاصله و تقابل نماید.
با مروری بر عملکرد رسانه‌های استکباری و شبکه‌های معاند، بهتر می‌توان دریافت که بخش اعظم سیاست‌های تبلیغاتی دشمن، بر روی سوءاستفاده از خوراک تبلیغاتی برخی عناصر داخلی استوار است که شاید خودشان را مدافع سینه چاک انقلاب و نظام هم بدانند ولی دانسته یا ندانسته، آب به آسیاب دشمن می‌ریزند.
نیروهای وفادار به انقلاب و نظام لازم است در این باره به قطعیت برسند که تضعیف هر یک از اجزاء نظام به زیان کشور تمام خواهد شد و از این طریق قطعاً سودی عاید هیچکس نمی‌شود. در بعضی موارد به وضوح، تلاش عناصری که نه تنها عنادی با اصل نظام ندارند بلکه حتی از دلسوزان انقلاب هم شمرده می‌شوند، به خوبی قابل رصد کردن است که در سیاه نمائی، ایجاد یاس و تردید نزد مردم و نیروهای انقلاب، از دشمنان قسم خورده هم سبقت گرفته‌اند و بهترین خوراک تبلیغاتی دشمن پسند را به آنها پیشکش کرده‌اند. تخریب دولت و نادیده گرفتن خدمات مسئولین کشور، بزرگترین خیانتی است که می‌توان در هر زمان و به ویژه در مقطع حساس کنونی انجام داد. اینکه چرا تاکنون ترفندهای دشمن برای ایجاد شکاف و تقابل میان ملت و مسئولین نظام به جائی نرسیده، عمدتاً به یکپارچگی جامعه باز می‌گردد که دشمن را در راه تحقق اهداف ناپاکش وادار به شکست و سرخوردگی کرده است. با رصد کردن رسانه‌های بیگانه کاملاً آشکار است که دشمنان به استناد اظهارات و مواضع برخی نیروهای انقلاب، ادعا می‌کنند نظام جمهوری اسلامی دچار بحران ناکارآمدی و ناکامی در حل مسائل و مشکلات جامعه است. همین رسانه‌های معاند با سوءاستفاده از همین دیدگاه‌های دشمن پسند، قصد دارند ارکان نظام را درمانده و منفعل جلوه دهند تا ثابت کنند امیدی به آینده نیست و گرهی از مشکلات مردم گشوده نمی‌شود. ناگفته پیداست که مشکلاتی هم وجود دارد ولی باید پرسید آیا کشوری را می‌شناسید که مشکل نداشته باشد و همه چیز بر وفق مراد به پیش رود؟ علاوه بر این، انصافاً کارنامه کسانی که اکنون ژست اپوزیسیون گرفته‌اند و با مخالف خوانی و سیاه نمائی سعی دارند چهره مخدوشی از کشور را به نمایش بگذارند، تا چه اندازه متفاوت بوده است؟ به ویژه آنکه اساساً ریشه بسیاری از مسائل، مصائب و مشکلات اصلی امروز به عملکرد ضعیف آنها در گذشته نه چندان دور باز می‌گردد که به دیدگاه کارشناسان و عناصر کاردان و کارآمد بی‌اعتنا بودند و تمامی خطاهای جدی و آشکار خود را به سادگی توجیه می‌کردند.
هنوز هم ترامپ، جان بولتون، مایک پمپئو و نتانیاهو به حوادث دیماه استناد می‌کنند و تلاش دارند از آن حوادث تلخ به سود خود و در جهت مطامع شرورانه خود سوءاستفاده کنند ولی باید پرسید که جرقه اولیه چنان حوادثی از کجا و توسط چه کسی زده شد؟ اجماع ضربات ناشی از عملکرد دوستان نادان و دشمنان دانا، برای انقلاب و نظام، شاید به یک اندازه هزینه در بردارد و کشور را دچار خسران بزرگی می‌کند. چرا ما فقط نسبت به دشمن حساس هستیم ولی از خنجر دوستان نادان غافل مانده ایم؟ تکرار این صحنه‌ها و استمرار چنین وضعیتی است که دشمن را برای سوءاستفاده بیشتر وسوسه می‌کند تا به دروغ، وجود یک «بحران ساختاری» را در اذهان دوست و دشمن جا بیندازد. اکنون ترامپ در جلب نظر سایر کشورها برای همدستی و همراهی علیه ایران به بن بست رسیده و هرچه بیشتر تلاش می‌کند، کمتر نتیجه می‌گیرد و درست در همین زمان است که فعالان و جناح‌های سیاسی باید به فکر منافع کشور باشند و در عمل، نه فقط در شعار، با دولتمردان که مسئولیت رویاروئی با دشمن را برعهده دارند همراهی کنند. اینکه این روزها بعضی از این حضرات سخنانی در جهت لزوم همراهی با دولت گفته‌اند خوبست ولی کافی نیست. آنها باید وارد میدان عمل شوند، از کارشکنی بپرهیزند و با کارشکنان برخورد نمایند. فقط در میدان عمل است که جناح‌های سیاسی می‌توانند نشان دهند در ادعاهایشان صادقند و منافع ملی را در برابر منافع جناحی قربانی نمی‌کنند.