مردم نمیدانند با جرزنیهای
انتخاباتی شما چه کنند؟ 5آذر-99
از کی تا حال مردم ایران سربازجوشریعت نداری را
نماینده تام الاختیار خودشان کرده اند تا همچون رهبر رمال ام الفسادش اهداف وخواست
پلید خود را با برچست مردم ایران مقابل جناح مغلوب بیان ودنبال کند؟ مشروط براینکه مگر فراموش
شده است همین مردم در اعتراضات ضدحکومتی خود فریاد زدند اصلاح طلب؛ اصول
گرا ، دیگه تمام شد ماجرا ؟ همچنین انتقاد
واردی که به مدعیان اصلاح طلب ودولت حسنک روحانی وارد است این است که موقع برگزاری
نمایشات انتخابات ریاست جمهوری 92 و 96
وعده هایی داده شد که به نظر می رسید فاصله زیاد با رقبای وابسته به جناح
غالب داردولی پس ازآن از آن وعده های تبلیغاتی- انتخاباتی فاصله گرفته اند چون
مقابل تهدیدها وفشارها وانتقادات باندهای جناح غالب حسنک روحانی تسلیم وبااینان همآهنگ شده است . بنابراین همانگونه
که اوین نامه کیهان سربازجو شریعت نداری گزارش کرده است مدعیان اصلاحطلبی در
بدترین دوره محبوبیت اجتماعی بلکه در اوج منفور بودن در میان مردم قرار دارند، لذا
جای هیچ ابهامی نیست که جناح غالب ورهبر
ام الفسادش خامنه ای رمال همراه
باارگانهای سرکوبگر به ویژه پاسداران جنایتکارخیلی بیشترمنفور تر وموردخشم وکینه ونفرت روز افزون مردم قرار دارند.
در حالی که مدعیان اصلاحطلبی در بدترین دوره محبوبیت اجتماعی بلکه در اوج
منفور بودن در میان مردم قرار دارند، یک فعال اصلاحطلب ادعا کرد: مشکل این طیف،
اجازه نیافتن برای حضور در «انتخابات رقابتی» است.
غلامرضا انصاری که حضور در شورای شهر و مجلس و همچنین ریاست سازمان بهزیستی
در دولت اصلاحات را دارد، به روزنامه آرمان گفت: «در سالهاي گذشته شرايطي بهوجود
آمد که باعث شد اميد اجتماعي در کشور به حداقل خود برسد. در انتخابات اسفند 1398
مشارکت مردم در انتخابات بسيار پايين بود و شاهد حداقليترين حضور مردم در
انتخابات بوديم. بنابراين چنانچه قرار بر اين باشد که يک انتخابات پرشور و رقابتي
شکل بگيرد، نياز است که ما به اصول مصرح در قانون اساسي، حقوق ملت و انتخابات
دموکراتيک رو بياوريم و مردم باور کنند که رايشان ميتواند در سرنوشت آنها
تاثيرگذار باشد. اين موضوع اميد را دوباره در بستر اجتماعي فراهم و مهيا نموده و
انتخابات رقابتي را به دنبال خواهد داشت.»
وی میافزاید: رويکرد سياست داخلي بايد يک سياست تعاملي و رقابتي باشد و با
اعتماد به ملت، احترام به آراي مردم، اعتماد به احزاب سياسي قانونمند شرايط بهتري
براي جامعه رقم زد. دولت و احزاب بايد در کنار يکديگر باشند چراکه در نبود حزب
پاسخگو جريان باندي و محفلي، بدون تعهد بهوجود خواهد آمد و افراد بدون شناسنامه
وارد سياست ميشوند که قصد دارند خودشان را در عالم سياست معرفي کنند. حضور افراد
بدون شناسنامه آثار منفي گستردهاي را در جامعه بهجاي خواهد گذاشت. ما شاهد هستيم
تصميمات غيرکارشناسي و علمي که در دولتهاي نهم و دهم باعث انهدام منابع اقتصادي و
ازبينرفتن سرمايههاي اجتماعي در جامعه شد. در انتخابات اخير افراد کاملا
ناشناخته سياسي وارد عرصه سياسي شدند و اقداماتي را که در همين چند ماه محدود حضور
نمايندگان مجلس يازدهم در مجلس شاهد و ناظر هستيم مويد همين مسئله است که بهجاي
اينکه به مشکلات مردم بپردازند، فقط در حال پرداختن به موضوعات حاشيهاي هستند.
اظهارات آقای انصاری برخلاف واقعیتهای میدانی و جاری است. چنان که این طیف
در انتخابات ریاستجمهوری 23 سال گذشته، اجازه داشته با نامزدهایی مانند خاتمی،
معین، کروبی، هاشمی رفسنجانی و میرحسین موسوی، وارد گود رقابت شود. آنها با وجود
این که در سال 88 مرتکب خیانت بیسابقهای شدند، با این حال باز هم اجازه حضور در
رقابتهای 92 و 96 را داشتند و با وجود داشتن جهانگیری و عارف در گود رقابت، ترجیح
دادند از روحانی حمایت کنند.
آنها در انتخابات مجلس سال گذشته هم به جای یک فهرست، چند لیست ارائه کرده
بودند، اما سوءتدبیر بیسابقه آنها در طول 6 سال موجب دلزدگی شدید مردم و کاهش
مشارکت در انتخابات سال گذشته مجلس شد.
همین احزاب به ظاهر اسم و رسمدار بودند که مدعی تضمین وعدههای دولت و
مجلس اصلاحطلب شدند اما در همین دو سال اخیر نسبت به مسئولیت دولت شانه خالی میکنند
و میخواهند به رسم افراد بیشناسنامه و فاقد سابقه(!) رفتار کنند.درباره تفاوت مدیریت این طیف با دولت نهم و دهم فارغ از ضعفهای دولت نهم و
دهم نیز تفاوتهای دو نوع مدیریت، بسیار روشن و مورد اذعان اکثریت مردم است.
