فیلم وتصاویردردناک‌ترین سال؛ سهم این پیرزن از دنیا یک متر جای گرم هم نبود

 فیلم وتصاویردردناک‌ترین سال؛ سهم این پیرزن از دنیا یک متر جای گرم هم نبود26-بهمن-1403 

فیلم وتصاویر بس دردناک یک  پیرزن فلک زده با دستان پینه بسته وصدای لرزان ازهمه امکانات محروم  اهل روستای هَنگِر، از توابع شهرستان سربیشه از استان خراسان جنوبی در کشور ثروتمند ایران که گفته نشده محصول چه شرایط و عملکردی می باشد؟ یاآنکه  اذعان نشده است چه فرقی میان وی وکاخ نشینان حاکم و اهل بیت ولی فقیه واطرافیان وشرکای غارتگرش وجوددارد؟ برای چه در46 سال پیش انقلاب شد؟ چرا اهداف وآرمان انقلاب نه زود به فراموشی شپرده شد ؟بلی چرا پس ازانقلاب معکوس  اهداف وآرمان  انقلاب عمل شده است؟ خمینی شیاد وعوامفریب چه وعده ای درمورد مسکن وآب وبرق و... داد؟ چرا معکوس وعده ها عمل شد؟ همچنین چرا پس ازخمینی شیاد جایگزین وی خامنه ای رمال خیلی بیش از خمینی شیاد ازموضع روضه خوانی های دشمن شناسی تناقض گویی کرده وادعاهای دروغ ووارونه کرده است که نه هرگز مسئولیت  ادعاهای ضدمردمی وضدمنافع ملی اش را نه پذیرفته که تأکید بیشتری برادامه اش کرده است؟ بنابراین بدون شک این گزارش سندغیرقابل انکار رسواکننده وافشاگر ماهیت رژیم عوامفریب وفاسد ودروغ گوی ولایت فقیه می باشد.

به حالِ مظلومیت و بی کَسی این مادر باید خون گریست… پینه‌های دستش، صدای لرزونش و مظلومیت نگاهش هیچ وقت از یادم نمیره….. مظلومیت و بی کسی این مادر رو به پای کی باید نوشت؟ بعضی از سؤال‌ها برای همیشه بیجواب میمونهفرارو- سودابه مختاری از فعالان موسسه خانواده مهر و ماه که مدیریت آن را رسول خادم بر عهده دارد با انتشار ویدئویی دردناک از یک پیرزن اهل روستای هَنگِر، از توابع شهرستان سربیشه از استان خراسان جنوبی نوشت: تقریبا دو ماهه پیش رفتیم پیشش…زنی سالخورده بود…‌گفت بریم خانه‌ام را نشان‌تان دهم…. همراهش شدیم…آنچه دیدیم باور کردنی نبود…خانه که هیچ…کپر…! شاید هم نمی‌شود گفت کَپَر….هیچ نبود…. هیچ نداشت….بدون هیچ زیراندازی، روی سنگ و کلوخ در همان جا گذرانِ عمر میکرد….. گفتیم برایت خانه میسازیم…خانه بیست و پنج متری را بهش نشان دادیم. ازش پرسیدیم این خوبه؟ گفت این خیلی بزرگه…. گفتیم نصفش خوبه؟! گفت: نه بزرگه!  خُردتر (کوچکتر) باشه تا گَرم بشه…وی افزود: طبق قولی که به این مادر داده بودیم داشتیم براش یه خونه کوچیک می‌ساختیم که چرخ روزگار نچرخید… «مادر مُرد از بس که جان نداشت». جانَش یاری نکرد که یک شب راحت و گرم رو بگذرونه… به حالِ مظلومیت و بی کَسی این مادر باید خون گریست… پینه‌های دستش، صدای لرزونش و مظلومیت نگاهش هیچ وقت از یادم نمیره….. مظلومیت و بی کسی این مادر رو به پای کی باید نوشت؟ بعضی از سؤال‌ها برای همیشه بیجواب میمونه…رسول خادم هم نوشته زور و تلاش ما به عمر پیرزن نرسید سال‌ها ناراحتی قلبی داشته و، چون امکان مراجعه به پزشک نداشته همه بی‌خبر بودند.خانم مختاری در پایان گفته نیکوکاران محترم برای این مادر ۴۶۰ میلیون به حساب موسسه واریز کرده بودند که متاسفانه عمر این مادر به دنیا نبود. موسسه درنظر دارد برای مادری سرپرست خانوار که دو کودک دارد و در روستایی در اطراف شهرستان بیرجند زندگی می‌کند خانه‌ای تهیه کند. دوستانی که تمایل دارند کمکشون اونجا هزینه بشه و اگر هم تمایل ندارن شماره کارت و فیش واریزی رو برامون بفرستن تا مبلغ رو بهش برگردونیم.