اوین نامه کیهان ۲۶ مرداد ۱۴۰۴
گزارش خبری تحلیلی اوین نامه کیهان
پنهانکردن بیکفایتی
مدعیان اصلاحات با گندهگویی «تغییر پارادایم»
اوین نامه کیهان سربازجوشریعت نداری همچون رژیم عوامفریب و دروغ ووارونه گوی ولایت فقیه ورهبر منفور همه کاره و تناقض گو خامنه ای رمال کتمان کننده واقعیت است درمقابل تلاش مذبوحانه کرده است تابا هرمناسبت و هربهانه ای برای فرار از بیان واقعیت ونقش باندهای مافیایی خودی دستآویزی علیه جناح رقیب مدعی اصلاح طلب بسازد. برای همین عدم مدیریت همراه باتبعیض و فساد بیش از ۴۶ ساله رژیم جنگ افروز وعوامفریب ولایت فقیه که به وضوح برجسته شده وقابل انکارنیست و بدون کوچک ترین اشاره ای به بیان واقعیت دولت های خودی احمدی نژاد ودژخیم رئیسی حذف شده کند درحالی که خیلی بیش از دولت های دیگر گندزدند وخشارات فوق نجومی ببارآوردند و عامل تشکیل باند مافیایی غارتگر وکاسبان تحریم های جنگ افروز بودند ولی سراغ دولت های رفسنجانی خاتمی وروحانی و پزشکیان می رود تا برای توجیه عملکرد ضد مردمی وضد ملی رهبرش خامنه ای رمال وکاسبان تحریم های مخالف برجام ومذاکره هسته ای که نفوذی های اسراییل می باشند وعامل جنگ خفت بار ۱۲ روزه بودند بتواندهمه کاسه و کوزه ها همه بحران ونارسایی وناکارآمدی و...را برسر اینان بشکند. برای همین گزارش خبری تحلیلی باعنوان پنهان کردن بی کفایتی مدعیان اصلاحات با گنده گویی تغییر پارادایم دراوین نامه کیهانش داده است. چون هدف اوین نامه کیهان این است تا وانمود کند طی بیش از۴۶ سال فقط مدعیان اصلاح طلب درقدرت بودند ومسئول شرایط فوق بحرانی و.... کنونی اند. پس اتهامات شان را چنین لیست کرده است. مردم هنوز تبعات برجام، تحریمهای تشدیدشده و اقتصاد ویرانشده دولتهای یازدهم و دوازدهم را فراموش نکردهاند، ظریف و روحانی مجددا با ادبیات پرطمطراق «تغییر پارادایم» بازگشتند. رسانههای مدعی اصلاحات نیز با بزرگنمایی یادداشت ظریف در فارنپالیسی، تلاش میکنند همان شکستهای گذشته را در قالبی بزکشده بهعنوان راهبردی نوین بازعرضه کنند.البته این اولین بار نیست که ظریف از تضمین امضای کری تا تغییر پارادایم با جملات پر زرق و برق و واژهسازیهای شبهدانشگاهی سعی دارد بر شکستهای تاریخی و نابلدی مفرط خود نسبت به مسائل بینالمللی سرپوش بگذارد.ازسوی دیگر یکی از ویژگیهای بارز این جریان، خوددانشمندپنداری است. آنها خود را سیاست مداران عالِم دانسته و ملت را موظف به گوش دادن به نظریات شان میدانند.چون ظریف در یادداشت خود حتی به توافق اخیر واشنگتن میان آذربایجان و ارمنستان اشاره کرده و مدعی شده است که این توافق میتواند فرصتی برای همکاری ایران، روسیه و ترکیه باشد. او این موضوع را هم به «پارادایم فرصت» پیوند زده و نتیجه گرفته که حتی این رخداد میتواند بستر سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی در منطقه را فراهم آورد!مردم فراموش نکردهاند.هم چنین اوین نامه کیهان بدون آنکه اشاره به نقش دولت باتفنگ وپول ورسانه پاسداران جنایتکار مخالف برجام در دولت روحانی کند اما افزوده گرچه امروز برای حسن روحانی و محمدجواد ظریف سالهای سیاه دولت یازدهم و دوازدهم به فراموشی سپرده شده و آنان با فرار به جلو تلاش میکنند خود را در مقام نسخهپیچ داخلی و حتی بینالمللی معرفی کنند، اما مردم ایران هنوز آن روزهای تلخ را بهخوبی به خاطر دارند. هیچکس از یاد نبرده است که در مرداد ۱۴۰۰، دولت دوازدهم چه وضعیت بحرانی و بهغایت نابسامانی را به دژخیم رئیسی حذف شده با طرح مدیریت خالص سازی همراه با تقلب وآماربسیارپایین تحویل داد؛ خزانهای خالی، تورمی افسارگسیخته، ذخایر ارزی بهشدت کاهشیافته، صادرات نفت در پایینترین سطح، رکود تولید داخلی، ناترازی گسترده در انرژی و ساختار اقتصادی و بانکی در حال فروپاشی البته. گفته نشده دژخیم رئیسی حذف شده دلاررا باچه قیمت تحویل گرفت وبا چه قیمتی تحویل پزشکیان داد یا نقش کاسبان تحریم ها دررشدتورم وگرانی هاچه بوده است؟امااوین نامه کیهان یا متهم کردن رسانه های مدعی اصلاح طلب باز تأکید کرده بهمحض انتشار یادداشت تازه ظریف در «فارنپالیسی» رسانههای وابسته به جریان مدعی اصلاحات بار دیگر دست به کار شدند و با آبوتاب فراوان آن را بهعنوان «نقطه عطف» و «ضرورت تغییر بنیادین» معرفی کردند. روزنامههایی نظیر شرق، هممیهن، آرمان ملی و سازندگی، با تیترهایی همچون «زمان تصمیم بزرگ»، «طراحی استراتژی ملی نوین» و «تصمیمساز تحول پارادایمیک باشید»، تلاش کردند تا یادداشت ظریف را بهعنوان یک راهبرد علمی و ضرورتی اجتنابناپذیر جا بزنند. ونتیجه گیری کرده چیزی جز سلسلهای از شکستها و امتیازدهیهای بیحاصل نمیبینیم.چون پرسشی که باید از این جماعت و رسانههای حامیشان پرسید، این است که چرا با وجود کارنامهای چنین سیاه و سنگین، باز هم مدام در مقام «نسخهپیچی» ظاهر میشوند؟ پاسخ روشن است: برای این جریان، شکستهای پیاپی نه دلیلی برای سکوت، بلکه فرصتی برای بازتولید خود در عرصه رسانهای است. آنها با عناوین پر زرقوبرق و واژههای دهانپرکنی چون «تحول پارادایمیک»، «بازتعریف مؤلفهها» و «استراتژی نوین»، سعی دارند شکستهای تاریخی خود را بزک کنند و دوباره به میدان تصمیمسازی بازگردند.درپایان بازهم اوین نامه کیهان بیشتر پاچه ظریف را گرفته و متهم کرد است زیرا گفته واقعیت این است که «تغییر پارادایم» در قاموس ظریف چیزی جز سرپوش گذاشتن بر بیکفایتی و خیانتهای دیروز نیست. آنچه ظریف «تغییر پارادایم» مینامد، چیزی جز تکرار همان «توهمات برجامی» نیست. ملت ایران به روشنی دریافته است که غربگرایان نهتنها گرهای از زندگی مردم باز نکردند، بلکه با سیاستهای غلط خود، گرههای تازهای بر مشکلات افزودند.