دیدار با ترامپ نسخه کودکانه غربگرایان برای اقتصاد ایران

 اوین نامه کیهان ۳۱ شهریور۱۴۰۴

اوین نامه کیهان بررسی کرد

دیدار با ترامپ نسخه کودکانه غربگرایان برای اقتصاد ایران

 چون سربازجو شریعت نداری نماینده ویژه خامنه ای رمال دراوین نامه کیهان می باشد  واز حاشیه امنیتی برخورداراست . لذاآزادی کامل دارد، هرطوری دوست دارد دراوین نامه کیهانش قلم زنی وتحلیل گری وگزارش خبری واطلاع رسانی کند . برای همین می توان گفت که بدون شک مخاطب اصلی اوین نامه کیهان سربازجو شریعت نداری خامنه ای رمال رهبر ام الفساد خامنه ایی رمال می باشد  که برای حفظ جایگاه خودآویزان به روسیه باج گیر وگروکش وغیرقابل اعتماد شده است.  برای همین هدف نهایی نسخه های تجویز شده  روزانه  اوین نامه کیهان  آماده سازی  بیان  مواضع و روضه خوانی های خامنه ای رمال دردیدارهایش می باشد . به ویژه پیرامون برنامه هسته ای که  ازموضع ضدآمریکایی با تأکید مخالفت با مذاکرات هسته ای  پیوسته  دراوین نامه کیهان برجسته می شود . برای همین  موافقان برجام ومذاکره با هسته ای  باآمریکا را اوین نامه کیهان سربازجو شریعت نداری متهم می کند که این طیف تا حدی مجنون وار خود را در برابر آمریکا حقیر می‌بینند که احتمالا حتی حاضر به این هستند که طبق دستورالعمل سال گذشته ترامپ‌، نشیمن گاه وی را نیز ببوسند. درحالی که خودش و رهبرش و...نه نشیمن گاه پوتین دیکتاتور وجنایتکار جنگی را می بوسند که مدام ملات داخلی اش را  به عنوان چاشنی محرک انرژی ضدآمریکایی مزمزه می کنند. بهرحال اوین نامه کیهان سربازجوشریعت نداری برای تبرئه کردن خود ورهبرش وپاسداران جنایتکار وکاسبان تحریم ها وشرکای شان با پاک کردن صورت مسأله ،باتأکید بر نقش مخالفان برجام ومذاکره ، مدعی شده است .۲۲ سال مذاکره بی‌حاصل، خسارت‌های پیاپی برجام، و وتوی اخیر قطعنامه لغو تحریم‌ها در شورای امنیت بار دیگر نشان داد که نسخه‌های غربگرایان چیزی جز توهمات کودکانه و ساده‌لوحانه نیست. همان‌هایی که «امضای کری» را تضمین و برجام را راه‌حل مشکلات جهان می‌دانستند، امروز پس از یک دهه زیان و بی‌حاصلی، بازهم نسخه کرنش بیشتر را برای ملت ایران تجویز می‌کنند؛ نسخه‌ای که نتیجه‌ای جز گستاخ‌تر شدن دشمن و سنگین‌تر شدن هزینه‌های کشور ندارد.لذا28 شهریور ۱۴۰۴ را می‌توان نقطه پایانی بر یکی از پرهزینه‌ترین و بی‌حاصل‌ترین ماجراجویی‌های دیپلماتیک تاریخ رژیم تروریستی وجنگ افروز وفاسد ولایت فقیه  دانست؛ روزی که آمریکا، انگلستان و فرانسه با وتوی قطعنامه موسوم به «ادامه لغو تحریم‌ها» شورای امنیت سازمان ملل، رسماً مرگ برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ را اعلام کردند. این رویداد عملاً یکی از آخرین مراحل «اسنپ‌بک» بود؛ مکانیسمی که غرب از همان روز نخست برای گروگان گرفتن ایران طراحی کرده بود. مرگ رسمی برجام و پایان یافتن قطعنامه ۲۲۳۱، نه‌تنها نشان داد مسیر اعتمادسازی‌های یک‌طرفه تهران بی‌حاصل بوده، بلکه بار دیگر ثابت کرد که تئوری «کرنش در برابر غرب» هیچ دستاوردی جز تحقیر، فشار و زیاده‌خواهی دشمن ندارد.با این همه، جریان غرب‌گرای داخلی که از سال ۱۳۸۲ تاکنون بارها نسخه‌های شکست‌خورده خود را به ملت ایران تحمیل کرده است، بار دیگر با اظهاراتی کودکانه و ساده‌لوحانه، نسخه تکراری «باید بیشتر امتیاز داد» را روی میز گذاشته است.زیراتاریخ مذاکرات هسته‌ای ایران نشان می‌دهد که از اولین گفت‌وگوها و مذاکرات در سال ۱۳۸۲‌، تا برجام ۱۳۹۴ و همچنین تا توافق قاهره در شهریور 1404، در ۲۲ ساله دیپلماسی فرسایشی در این پرونده، دستاورد ملموسی نصیب ایران نشده است. دو سال گفت‌وگوهای حسن روحانی و تیم مذاکره‌کننده وی در دوران دولت اصلاحات جز صدور قطعنامه‌های پیاپی شورای حکام، طرح اتهام «محور شرارت» علیه ایران، و زمینه‌سازی برای فشارهای بعدی نتیجه‌ای نداشت. چون ۲۲ سال مذاکره و اعتمادسازی‌های یک‌طرفه، و در مقابل، خیانت‌های مکرر غربی‌ها، به تنهائی یک رکورد در شکست دیپلماسی به شمار می‌آید. کدام عقل سلیمی می‌پذیرد که تالی منطقی عقب‌نشینی، اصلاح رفتار دشمن باشد؟ تجربه نشان داد هر عقب‌نشینی، دشمن را در زیاده‌خواهی گستاخ‌تر کرده است.پس از وتوی اخیر در شورای امنیت، بار دیگر شاهد بودیم که غربگرایان داخلی همان نسخه‌های کودکانه و ساده‌لوحانه همیشگی خود را تکرار کردند. علی مطهری در اظهارنظری عجیب گفت: «اگر ترامپ درخواست ملاقات با پزشکیان را داشت، به رغم نفاق و دروغگویی‌اش، رئیس‌جمهور ما به خاطر منافع ملت بپذیرد. کیش شخصیت ترامپ و اینکه می‌خواهد همه چیز را به نام خود تمام کند، ممکن است به سود ایران تمام شودومحمود سریع‌القلم، نظریه‌پرداز جریان تسلیم، یک گام جلوتر رفت و پیشنهاد داد: «به جای مذاکره با آمریکا و اروپا، باید با یهودیان نیویورک تماس گرفت و به آنها اطمینان داد که ایران دنبال نابودی اسرائیل نیستومرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران، نیز سال‌ها قبل گفته بود: «روحانی اگر حاضر می‌شد با ترامپ سلام علیک کند، تمام تحریم‌ها برداشته می‌شد!» ابطحی هم در آستانه سفر رئیس‌جمهور به نیویورک گفته بود: «رئیس‌جمهور قبل از سفر به نیویورک مجوزهای لازم را برای گفت‌وگوهای سطح بالا اخذ کندوکرباسچی هم اخیراً در اظهارنظری ساختارشکنانه مدعی شد: «پزشکیان در این یک‌سال بهتر از هرکس دیگری متوجه شده که شرایط کشور از لحاظ اجتماعی، امنیتی، سیاسی و اقتصادی ناگوارتر از سال ۶۷ است. امروز هم آقای پزشکیان باید نقشی که مرحوم‌ هاشمی داشتند را ایفا کند و خدمت رهبری برود و اختیار کامل بگیرد و حتی آن شهامت ‌هاشمی را هم داشته باشد که بگوید من را محاکمه و اعدام کنیدپس این اظهارات نه‌تنها نشان‌دهنده بیگانگی این طیف با واقعیت‌های سیاست بین‌الملل است، بلکه بار دیگر ثابت می‌کند که غربگرایان هنوز هم ساده‌ترین و ابتدائی‌ترین راهکارها، یعنی «سلام علیک»، «تماس تلفنی»، و «اطمینان دادن به صهیونیست‌ها» را به‌عنوان نسخه‌های اقتصادی و سیاسی برای ملت ایران تجویز می‌کنند.لذااین طیف تا حدی مجنون وار خود را در برابر آمریکا حقیر می‌بینند که احتمالا حتی حاضر به این هستند که طبق دستورالعمل سال گذشته ترامپ‌، نشیمنگاه وی را نیز ببوسند.اینکه پس از همه اقدامات خصمانه ترامپ در دور نخست ریاست‌جمهوری‌اش ـ از تحریم‌های حداکثری و تهدیدهای مکرر تا خروج یکجانبه از برجام ـ هنوز عده‌ای در داخل دم از «مذاکره با ترامپ» می‌زنند،  درحالی که دیدار با ترامپ؛ تشکر از دشمن؟به‌ خودی خود نشانه‌ای روشن از عمق ساده‌لوحی این جریان است همانگونه که یکی از عجیب‌ترین و در عین حال تلخ‌ترین فصول برجام، باور کودکانه و ساده‌لوحانه برخی چهره‌های غربگرا بود که می‌گفتند «امضای کری تضمین است»! سرانجام اوین نامه کیهان سربازجوشریعت نداری اعتراف کرده است درمقابل انباشت پول بادآورده ای که نصیب کاسبان تحریم هاو مخالفان برجام ومذاکره هسته ای باآمریکا شده است. اما تحریم ها تورم زا هزینه اش صورت‌حسابی برای  ملت شده که  باید بپردازد. ولی ازموضع فراربه جلو ادعا کرده است .اگر یکی از بزرگ‌ترین خطاهای جریان ساده‌لوح غربگرا، این است که به جای  کوشش برای  زودتر از NPT خارج شدن باشد اما  اصرار بر باقی ماندن در معاهداتی کرد که کوچک‌ترین ضمانتی برای رژیم تروریستی وجنگ افروز وفاسد ولایت فقیه  ایجاد نمی‌کند.  زیرا اگر در همان دوران جنگ تحمیلی یا حتی پس از آغاز بازی خطرناک «مکانیسم ماشه»، رژیم تروریستی وجنگ افروز وفاسد ولایت فقیه   نامه خروج از NPT را فعال می‌کرد، در بازه ۹۰ روزه خروج (که در پایان شهریور 1404 به پایان می‌رسید) می‌توانست از این ابزار به‌ عنوان اهرم فشار استفاده کند و غربی‌ها را وادار به اصلاح رفتار خود نماید.