فیلم نزاع پوچ داخلی از سقوط احتمالی تپه‌های علی الطاهر خطرناک‌تر است!

فیلم نزاع پوچ داخلی از سقوط احتمالی تپه‌های علی الطاهر خطرناک‌تر است!۱۶-شهریور-۱۴۰۵

جنگ های  قدرت جناحی وباندی دررژیم تروریست وجنگ افروزولایت فقیه عوامفریب که بحران آفرینی برای عبورازبحران ها بوده تاریخچه ۴۷ ساله دارد. .البته این تاریخچه  طوری بوده که به مرورپس از خانه نشین کردن منتظری خامنه ای رمال جایگزین خمینی شیادشد .سپس  بعدازرفسنجانی، خاتمی مدعی اصلاح طلب رئیس جمهور وبعد به حاشیه برده شد.موازی آن کروبی وموسوی درمحاصره خانگی قرارداده شدند .درادامه رفسنجانی حذف دائم  گردید. روحانی  مدعی اعتدال گراهم متهم به غربگرادشد.تاآنکه آخونددژخیم رئیسی حذف گردیدوجایش را پزشکیان گرفت وواردگودشدتادولت ترکیبی انجام دهد.اما پس ازکشته شدن خامنه ای رمال شرایط تغییرنمود.زیرا موجب قبضه قدرت ازسوی پاسداران جنایتکاروجنگ افروز وتقویت رسانه های خبری شان شده است.دراین رابطه ویدئوی ضمیمه شده راخبرگزاری تسنیم سپاه تروریست قدس بازتاب داده است.

ما با گزاره‌هایی خلاف‌واقع روبه‌رو هستیم کسی نمی‌تواند با قطعیت نشان دهداگر تفاهمنامه نبود چه اتفاقی می‌افتاد.مرز واقعیت - تفسیر جنگ خبرگزاری تسنیم: یک نزاع عجیبی در داخل شکل گرفته که این جنس منازعات را «نزاع‌های ابطال‌ناپذیر» می‌نامیم؛ نزاع‌هایی که به‌شدت آسیب‌زا هستند، چون هیچ‌یک از طرفین عملاً امکان اثبات قطعی ادعای خود را ندارند.یک طرف می‌گوید علت اینکه علی‌الطاهر از دست رفت یا در معرض سقوط قرار گرفت، این بود که شما به سمت آتش‌بس و تفاهمنامه رفتید و در نتیجه چنین وضعیتی ایجاد شد.طرف دیگر دقیقاً استدلال معکوس را مطرح می‌کند: می‌گوید در دوره آتش‌بس و تفاهمنامه، دست‌کم شدت نبرد نظامی کاهش پیدا کرده بود، اما شما با حمله به تفاهمنامه، تضعیف آن و آرزوی فروپاشی‌اش، شرایط را به نقطه‌ای رساندید که کل چارچوب از بین رفت و نتیجه‌اش وضعیت فعلی شد.مسئله اینجاست که هیچ‌کدام از این دو ادعا به‌سادگی قابل اثبات یا ابطال نیست. ما با گزاره‌هایی خلاف‌واقع روبه‌رو هستیم؛ کسی نمی‌تواند با قطعیت نشان دهد اگر تفاهمنامه نبود چه اتفاقی می‌افتاد، یا اگر باقی می‌ماند حتماً چه نتیجه‌ای حاصل می‌شد.بنابراین، تنها محصول قطعی این نزاع می‌تواند این باشد که یک اتفاق نامطلوب نظامی را به یک منازعه داخلی هم تبدیل کنیم و در نتیجه، هزینه آن را برای خودمان افزایش دهیم.اگر یک استراتژی منسجم داشته باشیم که حتی 50 یا 60 درصد درست باشد، اما حول آن انسجام وجود داشته باشد و همه بر اساس آن حرکت کنند، احتمال موفقیت بسیار بیشتر از وضعیتی است که مدعی یک استراتژی صددرصد درست باشیم، اما در عمل با فقدان انسجام پیش برویم. در حالت اول، حتی اگر بخشی از واقعیت دیده نشده باشد، همچنان امکان توفیق وجود دارد؛ اما در حالت دوم، خودِ عدم انسجام می‌تواند یکی از علل اصلی شکست باشد.بیشتر بخوانید-امضای تفاهم نامه تامین سبد سوخت مناسب نیروگاه شازند در ایام سرد سال-از این منظر، اینکه از ماجرای علی‌الطاهر نیز بتوانیم یک دوقطبی تازه و یک دعوای داخلی جدید بسازیم، واقعاً نوعی «شاهکار معکوس» است؛ شاهکاری منفی که فقط بر هزینه‌های یک وضعیت دشوار می‌افزاید.🎤کیان عبداللهی