نقد و بررسی " پاسخ به دغدغه مردم (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان شبنه 15 تیر ماه سال 1387

"بدون بررسی وارزیابی ریشه ها و اتخاذ راه حل علمی و منطقی برخورد با ریشه ی ناهنجاری اجتماعی ، به معلول با حکم اعدام پرداختن، هدف غلظت رعب وو حشت و خققان در جامعه است"
چگونه است که رژیم جنایتکاری که سابقه و تجربه ی 3 دهه مبارزه ی بدون وقفه با مبارزان راه آزادی و فعالان سیاسی و دانشجوئی داشته است که تا کنون موجب اعدام بیش از 120 هزار زندانی سیاسی شده است . از سوی دیگر حتی مخالفین را در برون پیگیری و ترور کرده است . همچنین طرح قتل های زنجیره ای داشته است . گذشته از این مگر دستگاه فاسد و آلوده ی قضائی 3 د هه نمی باشد که در کنار نیروی انتظامی زیر پوشش مبارزه با مواد مخدر و قاچاقچی روزانه احکام فراوان اعدام وشلاق و قطع اندام صادر کرده است . حال بماند این احکام محمل یا سرپوشی برای بایگانی کردن پرونده های کلان دزدن ومافیا و مفسدان دانه درشت اقتصادی بوده است که پرونده و لیست اسامی 44 نفره ی اینان از سوی عباس پالیزدار در دانشگاه همدان اعلام و افشا شد . البته اکنون از موضع فرار به جلو گفته می شود که این افشاگری پالیزدارشایعه سازی و تهمت و بهتان بوده است .
اما پرسش است چگونه است رژیمی که می خواهد اسرائیل را نابود کند و مدعیست آمریکا را در عراق و خاور میانه شکست داده است و منتظر می باشد تا از عراق و منطقه ی خاورمیانه آمریکا را اخراج کند تا خودش این خلاء را پر کند . از سوی دیگر اذعان می دارد که اولین قدرت جهان می باشد که تصمیم دارد ساختار و مدیریت جهان را تغییر دهد ودر آن دست به اصلاحاتی بزند که دیگر آثاری از ظلم در کار نباشد . همچنین حق و وظیفه ی خود دانسته است تا که در امور داخلی عراق وفلسطین و لبنان و افغنستان دخالت گری سیاسی و نظامی کند وخودش را نماینده و سخنگوی اینان معرفی کند . به خصوص که ادعای خیلی کمدی دارد که یک رژیم مردمی می باشد که آزاد ترین کشورجهان می باشد که رهبرانش چون مذبی می باشند ورهبرش نیز منتسب به وحی می باشند عاری از هر آلودگی به فساد و مبرا از هرگونه خطا و گناهی می باشند .
از طرف دیگر چگونه است با اینکه مذهبی می باشد ومعلم اخلاق می باشد . اما این نظام که بیش از هرکشور دیگر در جهان ارگان های گوناگون سرکوبگر دارد و ولی باز هم در جامعه اراذل و اوباش رشد می کند و یک جوان با قمه می تواند نظم و آرامش و امنیت جامعه را بر هم زند وموجب مخل امنیت جامعه و تجاوز ناموسی دیگرا شود؟!
آخر اینگونه ادعا ها و اعترافات تناقض آمیز هر گز با هم جور در نمی آید. مشروط بر اینکه همگان می دانند ادعای مضحک مبارزه با اراذل و اوباش یک بهانه تراشی کمدی برای افزایش غلظلت اجو ر عب ووحشت و اختناق در جامعه می باشد که صدور احکام اعدام هم چاشنی آن می شود، ضمن اینکه رابطه ی مستقیمی با این معادله دارد که هرچه ضریب جو نا رضایتی عمومی در جامعه بالامی رود . به دلیل ترس و وحشت از قیام وخیزش اعتراضی مردم ناراضی می بایست ظرفیت سرکوب و خفقان نیز افزایش یابد . به خصوص در شرایط کنونی که هم تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها در جامعه بیداد می کند وهرروز بیشتر موجب بالا رفتن فضای التهاب و نارضایتی عمومی می شود . هم اینکه افشاگری عباس پالیز دار مزیت بر علت شده که بر بی اعتباری بیشتر لوطی جماران و سایر مهره های دانه درشت غارتگران فاسد و مافیای اقتصادی وصل به وی افزوده گردد وشرا یط عجیب سخت و فشار گاز انبری شده است . زیرا که هیچگونه دفاع کردن از پرونده ی مجرمان امکان پذیر نمی باشد . همچنانکه پرونده ی هسته ای هم به جای خیلی باریک رسیده و معضل جدی شده است . بنابراین مجموعه این عوامل و پارامترهای نام برده شده، شرایط آنگونه شده که می بایست بازهم بر ضریب سرکوب افزود و قبل از آن می بایست تلاش مذبوحانه کرد تا که دست آویز توجیه گری برایش دست و پا کرد.

بهر حال پس از طلبه پاسدار یادداشت روزنویس روضه خوانی های بزرگ نمائی کرد و با گریز به صحرای کربلا زدن غول های وحشتناک عجیب وغریب از اراذل و اوباش ساخت ومداحی گری و تحسین و تمجیدها ئی که از سرکوبگری طرح امنیت اجتماعی نیروی انتظامی نمود تا که بتواند آن را به تصویب اعدام افراد شرور در مجلس کمدی و انتصابی و فرمایشی و پاسداریزه ی هشتم پیوند بزند تا در نهایت دست بالا را برای مبتکران نیروی انتظامی قائل شود که چگونه توانستند دست به ابتکار ونوآوری سرکوب به جای پاسخ به مطالبات مردم بزنند که پاسدار احمدی نژاد به اینان قول داده بود که می خواهد نان بر توی سفره ی خالی اشان ببرد . ولی چون تورم وگرانی و افزایش قیمت کالا ها تحویل اشان داد اینان هم ناراضی شده اند. بنابراین برای خاموش کردن صدای اعتراضی اشان متهم به اراذل و اوباش شده اند. البته به رخ مجلس ارتجاعی و انتصابی وکمدی هم کشانده است که توجه داشته باشید امتیاز پیشتازی این مبارزه با نیروی انتظامی بوده که اکنون مجلس آلت فعل آن را قانونی کرده است. فراموش نشود که در این مقطع جز خاموش کردن صدای اعتراضی مردم ناراضی وخفه کردن منتقدین از جمله اهل قلم و مطبوعات و حقوقدان و... هدف دیگری دنبال نمی شود.
البته قلمزن وارونه نویس پاسدار زیادی دلسوز مردم که خیلی هم ذغذغه ی امنیت مردم دارد فراموش کرده است که به دستاآورد بسیار مهم طرح مشترک ارتقای امنیت اجتماعی نیروی انتظامی و قوه ی قضائیه اشاره کند. یعنی اینکه توضیح دهد محتوای عملی این مبارزه چگونه بوده است. یعنی اینکه و تذکر دهد که چگونه سردار پاسدار رضا زارعی فرمانده ی انتظامی تهران هنگام مبارزه با فساد اخلاقی و اجتماعی ، خودش در خانه ی فساد در کنار 6 زن در تهران بازداشت شد و شیوه ی عملی مبارزه ی امنیت اجتماعی را به نمایش گذاشته شد. البته برای اینکه مو درزش نرود تأکید شده که عملکرد نیروی انتظامی به دستور قوه ی قضائی و دادستان تهران دنبال می شود .
در خاتمه اینکه طلبه پاسدار یادداشت روز نویس که خیلی هم زور هم زده است که گویا اهل وکالت وقانون است و از منظر حقوقی و قنونی این مقوله را دنبال می کند . ولی آنقدر گیج وپرت است که خودش هم نمی داند برای چه نظر مخالفان و موافقان اعدام را تقسیم بندی کرده و نظرات شان را بازتاب داده و هردورا غیر قابل درمان دانسته است. زیرا که همچون خروسی که خیلی سریع سرش زده و ناگهان به حال خودش رهامی شود که سرپا راه می رود و جهش می کند وخون به این طرف و آن طرف می پاشاند که آخرش که افتاد یادش می افتد که سرش از تنش جدا شد ه است . اینهم همانگونه مدل خروس بی سر رها شده یا ترمز بریده ودنده عقب کنده نظر کیلوئی داده است . البته تصویری هم غیر این اینگونه قلم زدن وتحلیل کردن نمی رود . زیرا وقتی تحلیل و تفسیر دارای هدف مشخص نباشد واز موضع رابطه ی علت و معلومی برخورد و شروع نشود و بصورت ریشه ای ارزیابی نشود که اساساً عامل به وجود آمدن یک پدیده ی ناهنجاری اجتماعی چیست؟ عوامل دخالت گر در چگونگی پیدایش و رشد تأثیر داشته و فضا و محیط بستر رشدش چه بوده است؟ تا پس از ششناسائی ریشه ها و عوامل مداخله گر آنگا ه منطقی و اصولی و ریشه ای و علمی با آن برخورد شود . در غیر اینصورت امکان ندارد تا که با توان بدون گذر از این مرحله ناراضیان عمومی را متهم به اراذل و اوباش و شرور کرد و با صدور احکام اعدام و شدت سرکوب برای شان و علت را رها کردن بتوان اینگونه با معلول ناهنجاری مبارزه کرد و آن را برطرف و ریشه کن نمود. بهمین دلیل است که طلبله پاسدار بر خلاف اینکه به ریشه اشاره نکرده ولی به منتقدان انتقاد کرده است اما در پایان خودش هیچ راه حلی ارائه نداده است جزاینکه از اقدام سرکوب نیروی انتظامی و تصویب حکم اعدام مجلس دفاع کرده و برای شان هورا کشیده است . زیرا که تذکر داده شد هدف فقط بالا بردن غلظت سرکوب و ایجاد رعب و وحشت و خفقان در جامعه است . زیرا که جو نارضایتی عمومی بسیار بالا و مخاطره آمیز می باشد وچون احتمال هرگونه حرکت غیر قابل تصور و کنترل اعتراضی هر لحظه می رود . بنابراین قبل از وقوع با صدور و تجویز اینگونه نسخه ها تلاش مذبوحانه برای پیش گیری یا تأخیر آن می شود.
هوشنگ � بهداد
شنبه 15 تیر ماه سال 1387
نقد وبررسی " اين دو نقطه پر رنگ (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان پنچشیه 13 تیرماه سال 1387
"منظور ز دو نقطه ررنک خط کشی سرخ ر زیر نام رژیم و آمریکا در منطقه و تنش درگیری میان این دومی باشد"
واژه و اصطلاحات و مثل هائی همچون فرافکنی ، رو دست زدن، دیگ به دیگ گفتن رویت سیاه باد. دست پیش گرفتن تا پس نیفتادن ، سیاست یک بام و دو وا با دست پس کردن ولی با پا پیش کردن، فرار به جلو ، آدرس غلط داد ن ، و وارونه گوئی کردن و طلبکاری نمودن و اصطلاحات و مثل های مشابه اکنون شامل حال طلبه پاسدار عرب غیر ایرانی پاسدار یادداشت روز نویس شده است . زیرا که چون این پاسدار ایرانی نمی باشد بنابراین حق دارد که از تاریخ ایران نیز اطلاعی نداشته باشد .به خصوص پیرامون روز 13 آبان سال 58 که وی نمی داند که در تهران چه اتفاق افتاد و چرا خمینی این اتفاق را بزرگتر از انقلاب اول دانست؟ چرا از آن تااریخ تا کنون همه ی مخالفین و دگر اندیشان و ناراضیان با برچسب عامل یا نفوذی یا جاسوس یا ستون پنجم آمریکا متهم و بازداشت و محکوم و تیرباران یا زندانی شده یا موجب فراری اشان از کشور شده است . زیرا که آمریکا شیطان بزرگ از سوی خمینی نامیده شد وتأکید کرد که هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید . پس از اشغال سفارت آمریکا که لانه ی جاسوسی نامیده شد . فضا آنگونه ضد آمریکائی شد که حزب توده و فدائیان اشعاب کرده را با خود برد و پیشمرگه و خط امامی کرد . همچنین سر بازجو پاسدار حسین شریعتداری در یادداشت روز 13 آبانماه سال 1383 به مناسبت سالگرد اشغال سفارت آمریکا که همزمان با دوران اصلاح طلبان قلابی بود در این مورد قلم فرسائی کرد و پیامد های این اشغال گری را شامل جنگ ایران و عراق و شکست متجاوزان روس به افغانستان و سقوط امپراطوری شوروی سابق و حتی وقایع 11 سپتامبر دانسته بود. حال بماند که سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری این یادداشت روز را از بایگانی نه اینکه برداشته است ، بلکه از بس به خودش شک دارد و شیش و بش نوشته و وارونه گوئی کرده و گاف داده است که از ترس مدتی می باشد که کرکره بایگانی ورق پاره ی کیهان پرونده ساز اطلاعاتی � امنیتی - پادگانی را پائین کشیده و دست به پاک سازی زده و چیزی در آن موجود نمی باشد .
همچنین در شرایطی که لوطی جماران و سایر مسئولان ریز و درشت نظام در همه سطوح با کابوس آمریکا می خوابند و بیدار می شوند ودر طول فعالیت روزانه با فعال شدن رسانه های خبری پیرامون آمریکا و پرونده ی هسته ای می باشد . جالب است که اکنون پاسدار طلبه دست پرورده ی سربازجو حسین شریعتمداری به سبک خودش وارونه گوئی کرده و تنها به قاضی رفته و راضی باز گشته است و ابتدای یادداشت روز خود مدعی شده است که ايران اكنون به مهمترين موضوع سياست خارجي آمريكا تبديل شده است.� اين اصلي ترين گزاره درباره مناسبات ايران و آمريكا در طول سه دهه گذشته و مهم و عجیب تر اینکه نظامی که لحظه ای به بقای خودش ادامه می دهد دست به پیش گوئی هم زده و افزوده به احتمال زياد- چند دهه آينده ی سیاست آمریکا ایران خواهد بود . کمدی تر اینکه سربازجو حسین شریعتمداری یک نماینده در آمریکا همچون حمید مونالا دارد تا که روزانه گزیده های مطبوعات یا موضع گیری های مقامات آمریکائی در مورد ایران را گرد آوری و ارسال می کند تا اینکه قلم زنان یادداشت روزنویس با آویزان شدن به اینان ، به توانند به عنوان سند مکمل ادعاهای واهی خود علیه ی آمریکا استفاده ی تبلیغاتی یکطرفه به نفع خود کنند.
البته طبیعی است که در شرایطی که رژیم بحران زده از هر سو در محاصره بحران های کوچک و بزر گ داخلی و بیرونی قرر گرفته است . چاره ای نیست جز اینکه می بایست به آمریکا به عنوان یک ابزار تبلیغاتی آویزان شود و آن را دستآویز تبلیغاتی وتوجیه گرایانه ی خود قرارداد. زیرا اگر غیر این باشد . رژیم بحران زا و بحران زی که در کنار صدور تروریسم وبنیان و اساس دیپلماسی و فلسفه ی وجودی و ماندگای اش می باشد . اگر دست از سیاست داعی جان ناپلئونی و دشمن تراشی آمریکا بردارد .خوب آن موقع می بایست پاسخگو به مطالبات 3 دهه انباشت و پرداخت ناشده ی مردم باشد وهیچ شکر خدای دیگری به عنوان جانشین ندارد تا که برای سنگر تدافعی و فرار کردن از اسخگوئی مورد استفاده قرار دهد . بنابراین مشخص است که هیچ سخن منطقی و دلیل اصولی برای دفاع از خود نه خواهد داشت که مثلاً چگونه می بایست با افشاگری مستند برای عباس پالیز دار بر خورد کند و یا اینکه چگونه و با چه بهانه ای برای بی اعتبار کردن افشاگری اش و همینطور برای زهرچشم گرفتن از بقیه برای اینکه کنترل اوضاع خارج نشود؟ می بایست آنگونه پرونده سازی شود که چون پالیزدار و اعضای تیم وی، روی به بیگانگان برون مرز داشته و تصمیم داشته اند پرونده و اسرار محرمانه را به دشمن برسانند تا بدین وسیله بتوان محتوای پرونده های افشا شده ی کلان دزدان ودانه درشت های مفسد و مافیای اقتصادی لوث شود . دشمن برون مرز هم نیاز به گفتن نیست که ز آمریکا نمی باشد. البته همگی اسامی افشا شده جزو وابستگان به لوطی جماران هستند که باید هر چه زود تر پرونده ی گشودهشده جمع و جور شود . زیرا اگر موضوع کشدار شود و در اذهان عمومی جا بی افتد . دیگر گران و پر هزینه برای مفسدان مافیای اقتصادی وابستگان ونمایندگان نزدیک به لوطی جماران تمام خواهد شد به خصوص اینکه اکنون بحران هسته ای عجیب پیچیده و خطری شده است . برای همین ضریب حساسیت مانور دادن نسبت به آمریکا و اسرائیل نیز چند برابر شده است . بنابراین به دلایلی که توضیح داده شد می بایست که یادداشت روز نویس پاسدار طلبه ی با وارونه گوئی کردن علیه ی آمریا شروع و با آنهم ختم شود .
همچنین پاسدار طلبه یادداشت روز نویس که به عنوان کارشناس سیاسی و نظامی عراق قلمزنی و تحلیل داده است . از یک سو از فضای دمکراتیک حاکم در عراق با قدرت گیری اکثریت شیعه مذهب ها سخن گفته است. ولی ز طرف دیگر مشخص نیست که چرا توضیح نداده که چگونه است آن زمان که خبر توافقنامه ی � نظامی امنیتی � اقتصادی میان دولت عراق با آمریکا آشکار شد . ناگهان دیگر نه عراق ودولت آن دمکراتیک نبود ، بلکه دولت عراق دست نشاند وخائن و فروشده ی کشور عراق به دشمن آمریکا معرفی شد ؟ البته چون اینگونه قلمزنان همچون مأموران فلشی پلیس راهنمائی بر سر 4 راه خیابان اصلی شلوغ و پر تردد و ترافیک می باشند که فقط وظیفه دارند سوت بکشند وبا حرکات دست جهت ومسیر حرکت خودر و ها ر امشخص کنند واراده ای بیش از این ندارند. زیرا که به خدمت گرفته شدگان فلسفه ی حوزوی می باشند که گفته می شود دیگی که برای ملایان حاکم بر ایران نجوشد بهتر است که در آن کله ی سگ بجوشد. اینان نیز موظف می باشند تاکه مدافع همین فلسفه دیگ وپیامش باشند و آن را نیز منتقل و برایش تبلیغ کنند.
در خاتمه اینکه بیچاره پاسدار طلبه ی یادداشت روزنویس چون لکنت زبان دارد و قادر نیست که بطور رو راست و بدون روی دروایسی حرف بزند و پیام اصلی را منتقل کند . بنابراین مجبوراست که با گریز به صحرای کربلا زدن و حاشیه رفتن و از موضع قدرت نمائی رژیم خط و نشان کشیدن برای آمریکا البته که نوعی اعتراف به سیاست دخالت گری در امور داخلی عراق و لبنان و فلسطین تا سومالی و سودان را در بر می گیرد بالاخره نقل قول کرده است که برای برطرف کردن مشکل امنیتی رژیم تروریستی آخوندی با آمریکا بهتر است که آمریکا وارد مذاکره شود و این مشکل را بر طرف کند. در غیر اینصورت با نگرشی که نسبت به رژیم تروریستی با خط قرمز بر زیر نام ایران کشیده شده است و متقابلاً افزوده بر نام آمریکا و استیلایش در خاورمیانه خط قرمز پررنگ تر کشیده شده است و افزوده که این خط کشی ها در نهایت ممکن است منجر به درگیری و جنگ محدوود میان دو کشور شود . در پایان نتیجه گیری کرده است که این تنش ممکن است که در 3 دهه ی آینده هم ادامه یابد ، چونکه به جایگاه ویژه ی قدرت رژیم تروریستی و باج خواهی اش در منطقه و پیگیری اهداف توسعه طلببانه و تلاش برای دسترسی به سلاح هسته ای مرتبط است . البته هدف سلاح هسته ای که پنهانکاری شده و علناً بازگو نشده است . ولی مشخص است که بدون آن رژیم تروریستی جز تنفر ونارضایتی داخل کشور و بحران جهانی هسته ای وایزولگی منطقه ای چیز مهم دیگری به عنوان برگ برنده ی قدرت ندارد تا که رو کند .

هوشنگ � بهداد
پنچشیه 13 تیرماه سال 1387
سرنخ اصل اقدامات تروریستی در خاور میانه و به خصوص در اسرائیل کجاست؟
آن زمانی که روابط مذاکرات پنهانی صلح اسرایل با سوریه فاش شد، هشدار داده شده بود که رژیم تروریستی آخوندی نمی تواند تحمل کند که تنها هم پیمانش در منطقه سوریه به ادامه ی مذاکرات صلح با اسرائیل ادامه دهد و نظاره گر اوضاع باشد وواکنشی برای برهم زدن آن ازطریق اقدامات تروزستی در شرایط حاد وخاص مرتکب نشود . همچنین تصور نمی رود که جای شک و شبهه ای باقی مانده باشد سرنخ اصلی وعامل محرک و تقویت و تشویق و برنامه ریزی اقدامات تروریستی در خاورمیانه به خصوص در اسرائیل که اخیراً اتفاق افتاد که منجر به کشته و مجروح شدن تعدادی از شهروندان اسرائیلی شد کجاست؟ زیرا که مشخص است که کدام کشور در خاورمیانه می باشد که بیشترین دشمنی با روند مذاکره ی صلح خاورمیانه را دارد و هر اقدامی که از دستش برآمده درا ین زمینه کوتاهی نکرده است. بطوریکه به خاطر بر هم زدن مذاکره ی صلح خاورمیانه وپیشبرد اهداف پروژه ی هسته ای جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان با اسرائیل را راه اندازی کرد و لبنان را به سر زمین سوخته تبدیل کرد .
بنابراین کنون که دولت سوریه به مذاکره ی صلح خود با مقامات اسرائیلی با وساطت دولت ترکیه برای باز پس گیری بلندی های جولان از اسرائیل ادامه می دهد. از سوی دیگر مذاکرات تعویض اسرا میان حماس با اسرائیل نیز در جریان می باشد . به خصوص اینکه در نشست کنگره بین الملل سوسیالیست ها در یویان دست دادن جلال طالبانی با اهورا باراک وزیر دفاع اسرائیل در کنار محمود عباس رهبر حکومت خودگردان فلسطیناتفاق افتاده و انجام گرفته است . به ویژه گزارش خبر آزمایش تمرینی جنگنده های نظامی در حال سوخت گیری هوائی برای پرواز عملیات نظامی در مسافت دور که بر فراز دریای دیترانه مخابره شد که عجیب سران رژیم تروریستی آخوندی را دچار ترس و وحشت نموده است . لذا ب در شرایطی که بحران هسته ای وخیم تر از هر زمان دیگر شده است و اقدام تحریم های اقتصادی اتحادیه ی اروپا که همراه بر توی لیست تحریم بردن بانک ملی همراه است و اسامی تعدادی از مقامات سیاسی و اجرائی و نظامی ممنوع الورود به اروپا شدند بحران هسته ای را مضاعف کرده است . همچنین رشد بحران تضاد و اختلافات داخلی به خصوص لیست افشا گری عباس پالیزدار برشدت بحران و رقابت های دزدان غارتگران و باندهای در گیر جنگ قدرت و ثروت افزوده است .
پس در این شرایط خطیر ودر راستای عبور از بحران وصدور ترریسم و بنیادگرائی نیاز مبرم به بحرن سازی و جنگ افروزی می باشد . بنابراین بدون هرگونه شک و شبهه منشأ اصلی اینگونه اقدامات و اعمال تروریستی همان کشوری می باشد که پدر خوانده ی تروریسم و یاغی بین المللی خوانده شده است و عامل بقایش در رشد و گسترش اقدامات تروریستی وناامنی و بی ثباتی کشورهای همسایه و بحران کردن خاورمیانه پیوند خورده و تنها کشوری است که از ینگونه عملیات تروریستی و یا اشغال نظامی سایر کشور وجنگ افروزی ها تا کنون بطور مستقیم بهره وسود برده است که بدون شک همانگونه که قید شد عامل اصلی ومحرک این چنین اقدامات تروریستی فقط رژیم تروریستی آخوندی و لوطی جماران و سپاه پاسداران می باشد.
برای اینکه فراموش نشده است که چگونه لوطی جماران در خطبه ی عید فطر گذشته در تهران علیه ی کنفرنس صلح خاورمیانه در آناپولیس آمریکا اعلام دشمنی کرد و رهبران کشور های منطقه را تهدید کرد که اگر چنانچه در این نشست صلح آناپولیس آمریکا که آن را پائیزی و خزان زده و شکست خورده اعلام کرد شرکت کنند موقع باز گشت از این اجلاس در کشورهای خودشان دار آشوب و قیام و نا آرامی های اعتراض آمیز مواجه خواهند شد . البته در ادامه ی این تهدید در نوار غزه آتش جنگ ونا آرامی ها افزایش یافت . در عراق اقدامات تروریستی با ارسال اسلحه از ایران عجیب فزونی یافت . در بحرین اغتشاش خیابانی راه اندازی شد . همچنین همچین اواخر به دلیل حضور و شرکت بوش در جشن شصتمین سال دولت اسرائیل کلی دشمنی شد وبد وبیراه گفته شد . بنابراین هم در بستر دشمنی با روند صلح خاورمیانه وهم سنگ اندازی برای عدم موفقیقت تشکیل دولت مستقل و دمکراتیک فلسطین که فرانسه و اروپا و آمریکا تعهد داده اند این مهم را تا پایان سال مسیحی محقق میکنند موجب شده تا. سران رژیم تروریستی آخوندی بربرمنش و تاریک ادیش از هیچگونه تلاش برای افزایش اقدامات تروریستی و دشمنی با روند صلح خاورمیانه وناامن سازی وبی ثبات تر کردنش کوتاهی نکنند.
درخاتمه اینکه تنها راه چاره شتاب بخشیدن به روند صلح خاورمیانه ، کوتاه کردن دست عوامل رژیم تروریستی در عراق و خارج کردن نام مجاهدین از لیست گروه و سازمان های تروریستی از سوی کشورهای اروپا و وزارت امور خارجه ی آمریکا همچون دولت فخیمه ی انگلیس می باشد . مشروط بر اینکه می بایست برای تغییر دمکراتیک در ایران از طرح و راه حل پیشنهادی سوم نه جنگ، نه مذاکره و نه مماشات، بلکه تییرات دمکراتیک در ایران خانم مریم رجوی و مبارزات مردم ایران ومجاهدین و شورای ملی مقاومت حمایت و پشتیبانی شود .

هوشنگ – بهداد
پنجشنبه 12 تیرماه سال 1387
نقد و بررسی " پهنه پنهان جنگ (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان چهار شنبه 12 تیرماه سال 1387
"ضد ونقیض وواونه گوئی و منحرف کردن اذهان عمومی، ابزار کار و هدف پاسداران روزنامه نگار و مقاله و یادداشت روز نویس شده است"
کسی که صاحب اندیشه و تفکر واهل قلم است و به رسالت و اصالت و مسئولیت قلم و مطالب و تحلیل و تفسیر و... جاری شده از قلم آگاهی و اشراف دارد. بنابراین هرروز باری بر جهت و کلیوئی و احساسی قلمفرسائی نمی کند وبا عقده گشائی و با گنده نمائی و وارونه گوئی وتحریف کردن را ابزار اندیشیدن خود نمی کند و مردم را سرکار نمی گذارد ومنحرف نمی کند. همانگونه آنکس که اهل قلم و روزنامه نگاری هست می داند که نقش مدیر مسئول و مهمتر ازآن نقش سرمقاله یا یادداشت که بازتاب دهنده نکته نظرات مدیر مسئول و سمت وسو و سیاست روزنامه می باشد آشنائی کامل دارد .
البته چون در رژیم تروریستی آخوندی بیشترین دشمنی و کینه ورزی با اهل قلم و تفکر و اندیشه و خلاصه عنصر آگاه و آگاهی می شود . زیرا که مرتجعان و خرافه پرستان حاکم می دانند که این قشر و جماعت مخل و مزاحم ابزار دین فروشی و عوامفریبی کردن حاکمان می باشند . بنابراین از ابتدا قدرت گیری این نظام منحوس و ضدمردمی بنای دشمنی با آموزش و پرورش و دانشجو ودانشگاه شروع شد و این نهاد هااز هر سو مورد تهاجم و یورش و پاک سازی واقع شدند تا که بتوان در پناه سنگ بستن و سگان هار رها کردن سرکوب و خفقا ن ووحشت در جامعه حاکم وآن را گشرش داد ونهادینه کرد و جنگ ضد ملی و ضد میهنی 8 ساله ی ایران و عراق را نعمت الهی قالب کرد .
از سوی دگر در این نظام مشتی پاسدار و سربازجو وشکنجه گران زندان ها و اطلاعاتی و امنیتی ها خبر نگار و روزنامه و سرمقاله و یاادداشتت روز نویس شده اند که بدون مسئولیت پاسخگوئی هرگونه که به اینان دیکته می شود یا اینکه دوست دارند قلم فرسائی کنند و اصلاً هم برایشان مهم نیست که در فاصه زمان کوتاه مطالب و ادعاهی شان متناقض است و یک صد و هشتاد درجه با هم دیگر فرق دارد . به خصوص در زمینه ی پروژه ی هسته ای که چون جزو محدوده ی تعیین شده ی خط سرخ نظام می باشد . بنابراین روز نامه نگاران و مطبوعات جز دفاع کور کردن و یا اخبار ممیزی شده که از سوی وزارت فرهنگ سانسور و تفتیش عقاید ارشاد و وزارت بد نام اطلاعات صادر می شود اینان حق اظهار نظر یا قلم زنی دیگری در بازتاب دان خبر ندارند . البته سربازجو یان و پاسداران و شکنجه گران یادداشت روز نویس شده در روزنامه ی اطلاعاتی � امنیتی � پادگانی � توچخانه ای کیهان سربازجو حسین شریعتمداری با روزنامه نگاران دیگر فرق اساسی دارند . زیرا اینان از دیوار حاشیه امنیتی لوطی جماران و سپاه پا اسداران ودولت و ارکان های اطلاعاتی و امنیتی بر خور دارند . برای همین قلم زنان این روزنامه پیرامون پروژه ی هسته ای هرگونه نظر و مانور دادن از آزادی طلق بر خوردار می باشند. بهر حال مشخص نیست وقتی که سرباز و پاسدار یادداشت روزنویس در پایان یادداشت روز خود صحنه را اینگونه ترسیم و آرایش کرده است .
"صحنه، صحنه جنگ است با همه پيچيدگي هايش و غفلت و آسودگي و خاطرجمعي و خوش باشي و خود مشغولي اول شبيخون است در چنين جنگ پرحادثه اما بي سر و صدايي." برای چه در متن یادداشت روز خود تلاش کرده با گریزی به صحرای کربلا زدن و حاشیه رفتن و چپ و راست فاکت آوردن و از تیزهوشی و مدیریت برنامه ریزی جنگی کردن مسئولان رژیم تروریستی آخوندی خطر جنگ را محود و حذف کند
عحیب و جالب است که پاسدار سرباز جو یادداشت روز نویس در برابر آمریکا و اسرائیل و دفاع از پروژه ی هسته ای و حتی جنگ افروزی آویزان به حزب الله شده است . البته داستان حزب الله و جنگ 33 روزه هم معما و شکر خدا برای رژیم تروریستی آخوندی شده است .برای اینکه ازعدم دخالت در اقدام نظامی حزب الله داشتن تا تأکید و اصرار کردن فقط کمک معنوی و تبلیغاتی به حزب الله لبنان می شود و هیچگونه دخالتی در جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان با اسرائیل نشد . در صورتیکه چپ و راست ادعای سقوط و سرنگونی به زودی اسرائیل در این جنگ 33 می شد که در نهایت لبنان را به سر زمین سوته تبدیل کرن تا اینکه شاید بحران هسته ای رژیم حل شود و پرونده اش از شورای امنیت سازمان ملل دوباره به شورای حکام باز گردانیده شود . خلاصه از تغییر حکومت های کشورها عربی منطقه ی خاورمیانه گفتن که می بایست اینان هم رهبر و هژمونی شیخ حسن نصرالله به پذیرند هم ارتش حزب الله لبنان می بایست ارتش کلاسیک کشورهای عربی خاورمیانه شود. اینگونه سخنرانی ها و قلمزنی ها و تبلیغات گوش فلک پر کن هر روز ادامه داشت . البته که نقش تبلیغاتی روزنامه پرونده و سناریو ساز کیهان سربازجو حسین شریعتداری سرآمد همه ی دستگاه و رسانه های بر رسانی و تبلیغاتی رژیم تروریستی آخوندی بود . البته پس از آن این جنگ 33 روزه تبدیل به بهترین سوژه و برگ تبلیغاتی سران رژیم تروریستی آخوندی شده است که هر زمان که قافیه شعر به شار تنگ می آید . بلافاصله رجزخوانی و چفنگ گوئی دفاع کردن از جنگ حزب الله لبنان شروع می شود. در صورتیکه پسا ز آتش بس 6 ساله میان لبنان و اسرائیل که برقرار بود . سپاه پاسداران از این فرصت استفاده کرد و از طریق سوریه امکانات پیشرفته ی موشکی و خمپاره انداز های خود را به جنوب لبنان در این 6 سال منتقل کرده بود تا در مواقع ضروری همچون شرایط راه ائدازی جنگ 33 روزه لبنان با اسرائیل ا ز آن در راستای دفاع کردن از پروژه ی هسته ای استفاده کند . مشخص است که اگر چنانچه آمریکا به اسرائیل فشار نمی آورد تا که بمباران هوائی خودش به لبنان را قطع کند . آیا اکنون چیزی از لبنان وحزب الله باقی مانده بود یانه که بهانه برای سربازجو پاسدار یاداشت روز نویس ها شود در این مورد لز خوانی کنند . مشروط بر اینکه همانگونه که روز گذشته قید شد مگر قرار است که اسرائیل یا آمریکا از طریق زمینی تهاجم کنند و نه اینکه ایران با اسرائیل هم مرز است ؟ همچنانکه با ادامه ی مذاکره ی سوریه با اسرائیل برای باز پس گیری منطقه ی جولان قدرت مانور حزب الله لبنان به عنوان ابزار فشار و تبلیغات رژیم تروریستی و سپاه پاسداران بسیار تضیف شده است. بالاخره اینکه سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس نسخه ی چه باید کرد خود را به عنوان راهنمای چنین تهیه و تنظیم و فرموله و توصیه کرده است:
"اما چه بايد كرد؟ اتحاد و همدلي مسئولان در سطوح مختلف حاكميت، خار چشم دشمنان است همچنان كه خدشه در اين وضعيت قدرت ساز، آنها را اميدوار مي كند. نيازي به مراقبت و جمع آوري سري اطلاعاتي نيست تا براي ناظران صحنه سياست و رسانه در كشور معلوم شود دشمن سرمايه گذاري گسترده اي را براي پيشبرد جنگ نرم رواني- اطلاعاتي در آوردگاه رسانه و سياست و اقتصاد كشور انجام داده است. عوامل ميداني كه گاه و بيگاه به تروريسم سياسي و رسانه اي در كنار خرابكاري و ترور اقتصادي و به هم ريختن فضاي رواني در اين عرصه همت مي گمارند، بي ترديد بخشي از نقشه شبيخون دشمن هستند. در چنين وضعيتي چند نكته را بايد مهم شمرد: 1- توجه و تذكر هميشگي نسبت به شكست دشمن در عرصه جنگ سخت و رويكرد او به جنگ نرم وناپيدا 2- كاستن از فاصله ميان صاحبان منصب و مسئوليت نه صرفاً به عنوان توصيه اخلاقي بلكه به عنوان مسئوليت حاكميتي و امنيتي 3- رويكرد به هماهنگي هاي كلان حاكميتي در جهت تصميم سازي هاي مؤثر به جاي تك روي و تك گويي، هم فرسايي، جزئي نگري و فشل كردن مديريت ها 4- اهتمام ويژه به دو موضوع �ساماندهي و شكوفايي اقتصادي� و �مبارزه با مفاسد اقتصادي� در شرايطي كه دشمن مي كوشد فشار اقتصادي را با عمليات رواني پايگاه هاي رسانه اي و مطبوعاتي خود در زمينه القاي نااميدي مؤثرتر سازد."
. در خاتمه اینکه بدون شک سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس از بازتاب گسترده و تأثیر گذاری سخنرانی عباس پالیز وحشت دارد .زیرا که شده اشراف دارد که در دانشگاه همدان انجام شد و پرونده بایگانی شد ی قضائی اسامی 44 دانه درشت مفسد ومافیای اقتصادی را وی اعلام و افشا کرد . ترس این افشاگری آنگونه بود که می توان دس زد یا قابل پیش ینی می باشد که این پاسدار قلم بر دست خیلی بیش از دادستان قاتل ودزد و عضو باند مافیائی انگلیسی مؤتلفه ی عسگر اولادی سعید مرتضوی ترسیده است . چونکه وی سر یع اقدام به بازداشت عباس پالیزدار و دو نماینده ی مجلس انتصابی هشتم و مسئول بخش نگهداری و حفاظت پرونده های قضائی در سازمان کل بازرسی کشور کرد . چونکه اکنون یادداشتروز نویس بدون نام بردن از پالیزدار و عواقب افشاگری وی بطور خیلی ردانه و پاسدارانه ودزدانه با تجربه ی اعتراف گیری ناشی از تخصص بازجو گری نسخه چه باید کرد برای حاکمان نطام تجویز کرد و شرایط را صحنه ی جنگ با دشمن آرایش و ترسیم نمود است و تأکید کرده که می بایست همگی با هم در غارتگری سهیم و همکار باشند و بدون اختلاف کار خودشان را دنبال کنند . همچنین تلویحاً به دولت به خصوص پاسدار احمدی نژاد گفته که باید از تک روی وکارشکنی کردن در تصمیم گیری های کارهای مهم و پرهیز کند و افزوده 3 نهاد باید تلاش کنند در کنار همدیگر برای خبررسانی بطور مشترک مبارزه با مفاسد اقتصادی را اجرا کنند . یعنی اینکه طوری سیاه بازی شود تا که وانمود گردد فاصله ی میان مسئولین با مردم زیاد نشده است . غافل از آنکه مردم ایران تجربه ی 3 دهه ی از حکومت گران و دولتمردان دارند که دیگر فریب نمی خورند و سیاه نمی شوند . ا سوی دیگر هم رشد لجام گسیخته تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها در جامعه چنان است که مهار ناپذیر شده و هر روز بر ضریب نارضایتی عمومی می افزاید همینطور آنگونه با افشاگری مستند عباس پالیز دار زیرآب نظام و لوطی جماران و دستگاه ظلم و ستم وبی عدالتی و پایگاه و حامی و پشتیبان کلان دزدان و مافیای اقتصادی قضائیه زده شده است که هر گز محال است که کوچکترین امید یا ذره ای باور در اذهان عمومی مردم ایران نسبت به این نهاد باقیمانده باشد که این دستگاه چکاره است و برای چه در 3 دهه ی گذشته فقط آفتابه دزدان و تهی دست و مروم و قربایان جامعه را به مسلخ برده و قربانی کرده است. مهم این است که در میان اسامی دانه درشت 44 نفره گرچه لیست کامل نمی باشد . ولی هر مهره از دیگری بد نام تر و منفور تر و در غارتگری بیت المال و دزدی کردن خود و آقازاده های شان مشهور تر می باشند که هیچ جای دفاع و سیاه بازی و ماستالی کردن از اینان وجود ندارد. ضمن اینکه پاسدار باز جوی یادداشت روز نویس هم به خوبی می داند که صورت مسئله را پاک کرده تا که به تواند آدرس غلط دهد ووارونه گوئی کند که ناشی از ترس ووحشت آشکار می باشد.
هوشنگ � بهداد
چهار شنبه 12 تیرماه سال 1387
نقد وبررسی " ضرورت بازگشت به سيره بهشتي " روزنامه ی جمهوری اسلامی چهار شنبه 12 تیرماه سال 1387
"روضه خوانی و مد یحه سرائی برای بهشتی یا راسپوتین نظام ،در دفاع از روباه مکار و بساز و بفروش رفسنجانی"
ملای سرمقاله نویس این عنوان ضرورت بازگشت به سیره بهشتی را برگزیده است تا اینکه سوژه و بهانه ی لازم داشته باشد اهداف مشخص را دنبال کند. از جمله و پرونده سفید کردن برای رفسنجانی می باشد تا اینکه اعتبار افشاگری مستند عباس پالیز دار در دانشگاه همدان را لوث و ماستمالی کند . بنابراین در این همین راستاست که شیوه های گوناگون تبلیغ کردن برای رفسنجانی در این روزنامه دنبال می شود . زیرا که از همه گزارشات تصویری و زنجیره ای از سفر رفسنجانی به عربستان گرفته تا دیدارهای تشریفاتی و سخنرانی های مختلف روزانه وی بازتاب داده می شود . البت سفر رفسنجانی به عربستان درست در مراسم سال مرگ خمینی بود که وی فرار را بر قرار ترجیح داد و همراه با ملیجک خود پاسدار محسن رضائی به عربستان سفر کرد ودر آنجا بر سر منبر رفت و در طول یک هفته اقامت خود در آنجا مدام از سوی وی خبر و پیام گزارش داده می شد . البته گزارشگر این روزنامه هم به شیوه ی توبره و آخور خوری پیرامون این سفر برای رفسنجانی در این روزنامه ی جمهوری اسلامی با تبلیغ می کرد. یعنی یک بار تصاویر این سفر بازتاب داده شد و در دنباله گزارش زنجیره ای تصویری بازتاب داده می شد که همچنان ادامه دارد . اکنون نیز زیر پوشش مدیحه سرائی برای راسپوتن نظام بهشتی از تغییر به شدن یا در حقیقت تغییر جهت فرصت طلبانه دادن به سوی شدن مانور داده شده است و از مدیریت و استعداد انسانی گفته شده و تأکید شده که بسیار مهم است . آنگونه که نه استعداد ومدیریت انسانی از سرمایه مهمتر دانسته شده است . بلکه چاشنی شده که سرمایه استهلاک پذیر است و مستهلک می شود ، در صورتیکه در مورد نیروی انسانی و مدیریت اینگونه نیست . خلاصه بدون توجه که حرف اول و آخر برای رفسنجانی و شرکایش ثروت و سودجوئی و غارتگری هرچه بیشتر می باشد . زیرا که تنها مقوله ای که در رژیم تروریستی و برابر منش و تاریک اندیش و ضد بشر قرون وسطائی آخوندی معنی و مفهوم ندارد انسان و انسانیت و استعداد و خلاقیت آنان می باشد. زیراکه در 30 سال گذشته قدرت و مدیریت در اختیار گروه یک باند 200 تا 2000 نفره در حال چرخش و گردش بوده است که همگی هم غارتگر ودزد وعوامفریب و دین فروش و جنگ افروز و آزدای کش می باشند.

از سوی دیگر برای اینکه به ملای سر مقاله نویس تفهیم کرد تاکه تصور نکند همه چیز فراموش شده است یاد آوری می گردد رژیمی که بیش ز 120 هزار از نخبگان جامعه را اعدام و چند برابر اینان را زندان و شکنجه کرده است و میلیون ها مغز را در کنار سرمایه از کشور فراری داده است که در این مورد در کنار رتبه ی اول نقض حقوق بشر در جهان رتبه دار جهانی فرارمغز ها نیز می باشد . اکنون دم از بالاتر بودن نیرو واستعداد انساین از سرمایه گفتتن یک نوع جوک و شوخی بیمزه وتوهین و اهانت به فهم و شعور و تجربه ی 3 دهه ی مردم ایران می باشد که خود شاهد و ناظر پایمال شدن حق و حقوق و مزلت و جایگاه انسان در رژیم تروریستی آخوندی بوده اند .

همچنین مشخص نیست که چرا البته ملای سرمقاله نویس توضیح نمی دهد که منظور بهشتی از شدن و تغییر کردن چه بود؟ زیرا که سرمقاله نویس نمی خواهد که مردم بدانند که بهشتی در کنار محمد جواد باهنر با همان وزیر زن آموزش و پرورش فرخ روی پارسا در زمان شاه همکاری می کردند البته که این وزیر اعدام شد تا که فرصت نداشته باشد دست به افشاگری بزند وبگوید که آخوند بهشتی و محمد جواد باهنر و دیگران که بودند و چگونه با دستگاه شاه همکاری می کردند؟. سپس اینان با تغییر و تعبیر شدن در زمان خمینی همکاره شدند . لبته که سر و سری هم با ساواک و برون مرز و از ما بهتران داشتند. برای همین در زمان اشغال سفارت آمریکا در تهران در 13 آبان سال 58 این دو نفر جزو اولین کسانی بودند که وارد سفارت آمریکا شدند و اسناد و مدارک مربوط به خودشان را بردند . آنگاه به دانشجویان اشغالگر اجازه ی ورود به درون سفارت داده شد.
در خاتمه اینکه ملای سرمقاله نویس بدون آنکه توضییح دهد چرا رفسنجانی در جلسه نشست حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر حضور نداشت یا اینکه با بودن بهشتی به دلیل اینکه مدرک کلاسیک شنگول منگول الهیات داشت. ولی رفسنجانی و خامنه ای عاری از این مدرک بودند . زیاد همچون بهشتی برای خمینی عزیز نبودند . مهمتر اینکه پس از بهشتی چه کسی جای بهشتی را در دستگاه خمینی به عنوان ملیجک پر کرد؟ ولی ملای سرمقاله نویس تلاش کرده است به بهانه ی دفاع کردن با ستایش و تمجید کردن از بهشتی بدون آنکه از رفسنجانی نام ببرد از وی دفاع کند و به رئیس جمهور توصیه کند به جای افشا کردن رفسنجانی از وی و تجربه و مدیریت وی استفاده کند . از سوی دیگر برای همین نگران قلم های افشاگر است که چرا علیه ی این بساز و بفروش و غارتگر فعال هستند . بنابراین وظیفه خود دانسته از هر فرصتی که گیر آورده بطور مستقیم و غیر از متقیم از رفسنجانی تریف و ستایش گری و دفاع کند .

هوشنگ � بهداد
چهار شنبه 12 تیرماه سال 1387
نقد و بررسی " نمره مردودي كارنامه جهانخواران (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان سه شنبه 11 تیر ماه سال 1387
" هرگز عقب نشینی و یا تسلیم شدن در برابر فشار آمریکا و اروپا به تبعیت از سیاست مشابه ی الگوی هسته ای لیبی و کره ی شمالی برای رژیم وجود ندارد"
کابوس پایان پذیری مانور دادن و باج گیری و سیاست فرصت سوزی کردن در راستای تلاش دسترسی به صلاح هسته ای که چند سال با سیاست خائنانه ی مذاکره و مماشات هسته ای ادامه داشت. اکنون تبدیل به شرایط بحرانی و فشار گار انبری از داخل و بیرون شده است . زیرا که شکست سیاست دخالت گری در عراق و فلسطین لبنان که مکمل باج گیری و بالا بردن شرایط چانه زنی و مذاکرات هسته ای بود . از سوی دیگر شکست ارسال و دریافت پیشنهاد بسته ای هسته ای هم موجب شد که مشکل بحران هسته ای مضاعف شود . به همین دلیل اکنونسربازجو پاسدار یادداشت روز نویس پس از توضیح و تشریح روند و عاقبت پروژه ی هسته ای لیبی و کره ی شمالی گزارش داده که بر اثر توافقات انجام شده یکی جمع شد و دیگری هم قرار است که تعطیل وبه سرنوشت دیگری منتهی شود و در ادامه نتیجه گیری کرده است که مشابه همین طرح در پایان پیشنهاد مذاکرات هسته ای از سوی آمریکا و اروپا برای پروژه ی هسته ای رژیم فاشیستی مذهبی قرار است تا که نسخه بندی شود .
البته سربازجو پاسدار یادداشت روز پاسخ داده است که تجویز نسخه ی مشابه لیبی و کره ی شمالی برای رژیم تروریستی آخوندی پر واضح است که چیزی بیش از محاسبه ی یک اشتباه فاحش و عمیقاً گمراه کننده نمی تواند باشد . البته باید گفت که اگر چنانچه قرارباشد مورد مشابه قید شده به رژیم تروریستی آخوندی اجرا و یا تحمیل شود. دیگر شانس بقای رژیم صفر می شود . زیرا که در این رابطه می بایست گفت که پاسدار سر بازجوی یادداشت روز نویس درست گفته است که طرح پیشنهاد مشابه این دو کشور پذیرفتنی نمی باشد . زیرا که ماهیت و ساختار و اهداف و موقعیت رژیم تروریستی آخوندی با دو کشور لیبی و کره ی شالی کلاً فرق دارد . زیرا که این دو کشور نامبرده لیبی و کره ی شمالی هدف کشور یا جهانگشائی نداشته و ندارند . به خصوص کره ی شمالی که صرفاً به دلیل ایزوله بودن در راستای دفاع از خود و با کمک و پشتیبانی چین طرح هسته ای را دنبال کرد . بنابراین اگر چنانچه تضمین داده شود که خطری تهدیدش نمی کند. دلیل ندارد که به دلیل داشتن بمب اتمی که جز تحریم اقتصادی و ایزولگی بیشتر و صرف هزینه ی سرسام آور چیزی برایش به ارمغان نمی آورد آن را دنبال و ادامه دهد . ضمن اینکه اکنون روند شانس یکی شدن دو کره که خواست نهائی مردم دو کشور کره ی شمالی و جنوبی می باشد نسبت به گذشته بیشتر چشم انداز مثبتی به خود می گیرد.
از سوی دیگر سرهنگ قذافی با از دست دادن یک فرزند خود در اثر تهاجم جنگنده ی های نظامی آمریکا یکبار مرگ را آزمایش کرد و از آن گریخت . پس برای وی هم دلیل نداشت که با ادامه ی پروژه اتمی ودارای بمب اتمی شدن بازهم به استقبال مرگ بشتابد .
اما در مورد رژیم تروریستی آخوندی شرایط بطور کلی فرق می کند . زیراکه ضریب آلودگی و منفوریت و غارتگری و فساد مالی رهبران و مقامات دولت لیبی و کره ی شمالی همچون رژیم تروریستی آخوندی در ایران نمی باشد که دارای چنین پرونده ی سیاه وننگینی باشند . به خصوص اینکه بیش از دو دهه به نام مردم و دفاع از منافع ملی کشور در دفاع از پروژه ی هسته ای دروغ به مردم ایران گفته شده است . بنابراین عقب نشینی از آن همچون جنگ ضد ملی و میهنی ایران و عراق هر گز امکان پذیر نمی باشد تاکه بتوان با خوردن جام زهر و آبروی ناداشته معامله کردن با خدا و دست آویز مشابه کتاب شیطانی سبلمان رشدی یافتن و به آن آویزان شدن فرصت طلبانه موج سواری کرد و سبب انحراف اذهان عمومی را فراهم کرد . به خصوص اینکه نه لوطی جماران اتوریته ی خمینی را دارد ونه اینکه بحران های گوناگون و به خصوص رشد لجام گسیخته ی تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها در جامعه که بشدت موجب نارضایتی عمومی شده است وهمچنان ادامه دارد با آن دوران قابل مقایسه است . مهمت راینکه نارضایتی عموم با اعتراضات دانشجوئی و کارگران پیوند خورده است .
از سوی دیگر علی الخصوص که افشاگری دانه درشت های مفسدان و مافیای اقتصادی دانه درشت های وصل به لوطی جماران لیست اسامی اشان از سوی عباس پالیز دار در دانشگاه همدان افشا شد مزیت بر علت فزونی و خشم مردم محروم ایران شده است که جمعیت 80% در می شود که در زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند . حال بماند که لوطی جماران و رژیم تروریستی آخوندی به ویژه دستگاه قضائی که حامی و پشتیبان کلان دزدان و غارتگران و صاحبان ثروت های باد آورده می باشد . به دلیل اینکه در موضع ضعف و آسیب پذیری قرار دارد . بنابراین به جای باز داشت غارتگران و مجرمان افشاگران را بازداشت و بازجوئی کرد . این حرکت خیلی بیش از غارتگران و مفسدان اقتصادی موجب بدبینی اذهان عمومی و افزون شدن خشم وتنفر وکینه اشان نسبت به رهبران و دستگاه قضائیه شده است . بلی این افشاگری پالیزدار سبب شد تا که حسابی دست و پای لوطی جماران و قوه ی قضائیه بر توی پوست گردو گذاشته شود . لذا هرگونه عقب نشیی و تسلیم نظام از هر سو که باشد موجب روی صحنه آمدن مردم ناراضی و خشمگین برای انتقام می باشد .
بهمین دلیل مسئولین هسته ای رژیم تروریستی آخوندی قادر نیستند که نه مسیر سیاست لیبی و کره ی شمالی را بروند، بلکه مجبورند تا که اصرار بیشتر بر ادامه ی راه کنند . چون اگر قرار بود این سیاست دنبال شود . دلیل نداشت که توافق پذیرش غنی سازی شکسته شود و سپاه کودتای خاموش خزنده کند و نظام را یک دست می کرد و خودش بر تأسیسات هسته ای چنگ می انداخت و شرایط را به وضعیت کنونی می کشاند . به خصوص اینکه سپاه کودتای خاموش و خزنده کرد تا جای پای خودش در قدرت اجرائی را تثبیت کند و حیطه ی آن را روز به روز گسترش و افزایش دهد و اموال ملی و دولتی را با بهانه ی اصل 44 خصوصی سازی به نام خودش کند و هر گز هم علاقه ای ندارد که دوباره به پادگان های نظامی خود باز گردد و نظاره گر شرایط باشد.
درخاتمه اینکه فراموش نشود مهمتر اینکه دفاع از پروژه ی هسته ای حالت استراتژی در بقاء و دفاع نظام است . برای همین ایدئولوژی چاشنی آن شده است . برای اینکه پاسدار یادداشت روز نویس تأکید کرده رهبران کره ی شمالی چون فاقد آن بودند و امکانات مالی همچون نفت و صدور تروریسم و بنیاد گرائی را نداشتند در برابر نسیم فشار آمریکا خم و تسلیم شدند چون تاب مقاومت بیش از این را نداشتند . یعنی اعتراف آشکار ابزاری از دین و مذهب از سوی حاکمان عوامفریب دین فروش و غارتگر وجنگ افروز وچوب حراج بر منابع و ذخایر کشور زدن در راستای دسترسی به سلاح هسته ای می باشد که باید افزود اکنون پس از 3 دهه سوء استفاده کردن از دین دیگر ادامه ی آن همچون گذشته آسان وبدون پرداخت هزینه ی سنگین از سوی حاکمان دین فروش و عوامفریب شیاد نمی باشد.

هوشنگ � بهداد
سه شنبه 11 تیر ماه سال 1387
نقد بررسی " انگليس باز هم خصومت با اسلام" روزنامه ی جمهوری اسلامی سه شنبه 11 تیر ماه سال 1387
"تب و سوز و ساز و هذیان گوئی ضد دولت فخیمه و ارباب انگلیسی به خاطر اخراج کردن نام مجاهدین از لیست گروه و سازمان های تروریستی "
چندی روزی است که عجیب ملای ر مقاله نویس در تب وتاب ضد انگلیسی می سوزد و هرروز هم درجه تب وی بالا تر می رود و موجب ذیان گوئی های بیشتری شده است . نا گفته نماند که نکته شروع و سرآغاز این تب و سوز وساز دشمنی با دولت فخیمه ی انگلیس از خارج شدن نام ماهدین از لیست گروه و سازمان های تروریستی در انگلیس شروع شد و اکنون در دنباله به سلمان رشدی و کتاب آیات شیطانی ویرسیده است . که سرمقاله نویس در قد و قواره ی سخنگوی ونماینده دنیای اسلام و دشمنی کردن با دولت فخیمه انگلیس وارد صحنه ی نبرد و دوئل سخت شده است.
البته برای بهانه و گیر دادن همچون دوران خمینی که پس از سرکشی جام زهر ناشی از شکست جنگ ضد ملی و ضد میهنی 8 ساله ی ایران و عرای که این جنگ خانمان بر انداز ایران ر ا ویران کرد و میلیون ها کشته و مجروح برجای گذاشت و 1000 میلیارد دلار خسارات برجای گذاشت . صد البته که فراموش نشده است که چگونه این جنگ تبدیل به نعمت الهی برای آنانی شود که اکنون بر قدرت نشسته اند و اسامی اشان در کنار آقازاده های شان جزو لیست افشا شده ی 44 نفره مفسدان و غارتگران مافیای اقتصادی می باشند که از سوی عباس پالیزدار در دانشگاه همدان افشا شدند . اما آن زمان خمینی دجال برای بستن دهان معترضین و خانواده های داغدار و عزداران یکبار مصرفان جنگ ضدملی و ضد میهنی نیاز به بهانه و موج سواری کردن داشت . برای همین 6 ماه پس ز انتشار کتاب ظآیات شیطانی سلمان رشدی که موجب برخی تظاهرات در هند و پاکستان وبنگلادش شده بود . فرصت طلبانه به آن چسبید و فتوای مرگ برای نویسنده ی کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی صادر کرد که در نهایت موجب بحران وفراخوان سفرای 12 کشورهای اروپائی از جمله دولت فخیمه ی انگلیس از تهران شد.

البته حاصل کار جزمعروف شدن سلمان رشدی و افزاایش فروش کتابش و شرایط فرار از رهبران جنگ افروز وغارتگر و عوامفریب و دین فروش از پاسخگوئی به ادامه ی 7 سال زوری جنگ ایران و عراق و منحرف و سر گرم کردن اذهان عمومی مردم ایران و ادامه ی دزدی و غارتگری و سرکوب و خفقان واعدام ها و بدتر بدتر کردن وضعیت اقتصادی مردم و البته حضور نوظهور دوم خردادی ها و 8 سال تدارکاتچی بودن خاتمی که به پاسدار احمدی نژاد و شرایط کنونی منتهی شد. چیزی دیگری برای مردم ایران دستآورد و یا بهمراه نداشت . اکنون لمای سرمقاله نویس غافل از این موضوع می باشد که هرروز برموج تنفر مردم نسبت به حکومت و عملکرد و ادعای کمدی ابزاری کردن دین افزوده می گردد . زیرا که در بستر جنگ باندهای مافیائی در گیر ثروت و قدرت و انحصاری کردنش می باشد که از سوی حاکمان دین فروش و عوافریب و جنگ افروز و غارتگر ودزد پیگیری می شود که موجب روی بر گردانی مردم به خصوص نسل جوان ازدین شده اند که 3 دهه باشییادی و قه بازی و تصویر مارکشی و مار نشان و قالب کردن تحمیل شده است .. ولی لای سرمقاله نویس این درمانده و قلم بر دست ناینده و سنگوی جهان اسلام شده و به خاطر اینکه به خواهد از ارباب فخیمه انتقام گیری کند که چرا نام سازمان مجاهدین خلق را از لیست گروه و سازمان های تروریستی خارج نمود که این برسب و نامگذاری در لیست تروریست ها از سوی رهبران رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و تروریستی پیشنهاد بود . اکنون ملای سرمقاله نویس همون خمینی دوباره به کتاب سوخته شده ی آیات شیطانی سلمان رشدی آویزان شده و علیه ی انگلیس و ملکه ی آن مانور داده است .

درخاتمه اینکه ملای قلم بردست سرمقاله نویس که شیپور را از درش گشادش نواخته است . اصلاً علاقه ای ندارد که توضیح دهد چرا یک هفته قبل از اشغال افغانستان و عراق چگونه بود که وزیر امور خارجه ی وقت انگلیس حضرت آیت الله جک استراو به تهران سفر می کرد و با همتای خود و سایر مقامات رژیم تروریستی آخوندی دیدار و ملاقات می کرد تا که نظر مثبت و موافقت اینان را برای همکاری این تجاز و اشغارل گری نظامی جلب کند . حتی گفته می شد که این سفیر دولت مکرمه ی ارباب فخیمه اسامی 12 امام شیعه را نیز در جیب خود بهمراه داشت که به آنان قسم می خورد تا برروی عهد و پیمان منعقد شده ی خود پای بند وپایدار بماند. الحق که با گنجانیدن نام سازمان مجاهدین در لیست گروه و سازمان های تروریستی این قول و و ظیفه را به نحو شایسته انجام داد. . همچنین چرا توضیح داه نمی شود که مدتی کوتاه قبل از نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی � انتصاباتی مجلس هفتم بود که شاهزاده چالرز انگلیسی از بصره وارد تهران شد و به اتفاق سیدخندان دست بر توی کمر به کاخ سعدآباد رفتند تا که یک سال پس از رخ داد ززله ی وویرانگر شهر تاریخی بم از آنجا ابراز همدردی با بازماندگان این شهر ویران و زلزله شده شود! البته این دیدار با سکوت معنی دار و رضایت مندانه ی لوطی جماران همراه بود . در صورتیکه مطبوعات رژیم در آن موقع گزارش کردند که این دیدار به نفع لوطی جماران و نمایندگان وصل به وی در مجلس هفتم تمام شد . ضمن اینکه اکنون چندین سال است که جریان متحجر و خرافه پرسنان انگلیسی قدرت را در رژیم یک دست شده در اختیار خود دارند . با این وجود معلوم نیست که اینگونه جیغ بنفش ضد انگلیسی کشیدن و خود زنی کردن وفرار به جلوی ملای سرمقاله نویس برای چیست؟!1 و قرار است که چه کسی فریب اینگونه نمایشات ضد انگلیسی را به خورد.

هوشنگ - بهداد
سه شنبه 11 تیر ماه سال 1387
نقد و بررسی " كابوس آشفته فتنه جويان ( يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان دوشنبه 10 تیرماه سال 1387
"مشخص نیست که چرا فراوش شد که تهدید می شد سرنوشت پرونده ی هسته ای نه در پشت میز مذاکره در اروپا که در خیابان ای بیروت و بغداد تعیین می شود!"
گفته می شود که ترس اخوی یا دادش مرگ است . یا اینکه گفته شده است آنچه شیر را می کند روبه مزاج ، احتیاج است احتیاج است احتیاج . یا اینکه گفته می شود طرف روی زمین سفت رفع حاجت نکرده بود تا که قطراتش بر روی گونه هایش بنشیند و بداند که چه خبر است و زمین سفت جای هر گونه بازی و خرابکای نمی باشد . زیرا که با سیاستی که لیبی درپیش گرفت و اکنون کره ی شمالی آن را دارد تکرار در پیش گرفته است . موجب شده است که شرایط برای مانور دادن تبلیغاتی و باج گیری کردن مسئولان هسته ای رژیم تروریستی آخوندی بسیار محدود و مخاطره آمیز شود . بطوریکه راه پس و پیش ندارد . چونکه نتیجه هر دو دارای پیآمدهای غیر قابل پیش بینی می باشد . از سوی دیگر با در لیست تحریم گذاشتن بانک ملی رژیم تروریستی از سوی اروپا و وضعیت نا رضایتی عمومی و انفجاری جامعه پیرامون تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها که همچنان ادامه دارد. سبب شده تا که شرایط انفجاری به وجود آمده در جامعه اعتبار و تضمینی برای چشم ا نداز آینده باقی نگذارد . برای اینکه هر لحظه ممکن است که اتفاقی غیر مترقبه و غیر قابل پیش بینی رخ دهد . به خصوص اینکه افشاگری عباس پالیز دار در دانشگاه همدان که انجام شد . درست است که از موضع و حشت و سراسیمگی و دستپاچی و فرار به جلو، دستگاه قضائیه آلوده به فساد و حامی و پشتیبان کلان دزدان و مافیا و غارتگران اقتصادی افشا و رسوا شده وارد عمل شد و دست به بازداشت عباس پالیز دار زد و در دنباله سایر اعضای تیم تحقیق تفحص پرونده های قوه ی قضائییه در مجلس تشریفاتی هشتم و سازمان بازرسی کل کشور از سوی بد نام ترین عنصر دزد و قاتل زهرای کاظمی و قصاب مطبوعات سعید مرتضوی دادستان تهران بازداشت وبازجوئی شدند و اسناد ومدارکی که در اختیار شان بود باز پس و گردآوری شد . ولی آن تأثیری که می خواست بر اذهان عمومی درجامعه بر جای گذاشت وجمع و جور وپاک و محو کردنش از اذهان عمومی به خصور محرومان وتهی دستان منتظردریافت نان برتوی سفره های خالی اشان آسان وبدون پرداخت هزینه نمی باشد . زیرا به جای بررسی پرونده ی غارتگران و دانه درشت های افشا شده که برای مردم ایران ناشناس نمی باشند . ولی اقدام بازداشت افشاگران و بازجوئی اینان بر ضریب خشم و کینه و نفرت و نارضایتی عمومی مردم محروم و به شدت بر زیر فشار افزود که دیر یا زود واکنش خشمگینانه اشان بروز خواهد یافت .
بنابراین باید افزوئ که اکنون شرایط مثل آن زمانی نمی باشد که لغز خوانی می شد که می بایست از آژانس خارج شد و یا اینکه همچون آن موقع نیست که سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری از موضع بالا تهدید می کرد که سرنوشت پرونده ی هسته ای نه در پشت میزمذاکره در اروپا که در خیابان های بیروت و بغداد تعیین می شود ، بلکه اکنون برخلاف عنوان یادداشت روز که وارونه بر گزیده شده است ، شرایط آنگونه می باشد که می بایست از موضع عقب نشینی زبان کوچکه را در آورد. زیرا که خبر از جدی بودن تهاجم نظامی به تأسیسات هسته ای داده می شود که می طلبد و می بایست که سریع تاکتیک تبلیغاتی تهاجمی به شکل تدافعی تغییر داده شود و اختیار گردد . همچون کاری که طلبه پاسدار یادداشت روز نویس کرده که تأکید و یا بهتر است گفته شود که اعتراف کرده است رژیم تروریستی آخوندی بارها اعلام كرده است كه در چارچوبNPT و مقررات آژانس انرژي اتمي، فعاليت هاي هسته اي خود را ادامه مي دهد.
در خاتمه اینکه طلبه پاسدار یادداشت روز نویس درست نقطه مقابل سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری شکنجه گر تحلیل از موضع ترس ارائه کرده است و با فاکت هائی که خودش جمع آوری و اشاره کرده که تناقض آمیز می باشد ترس را آشکار کرده است. برای اینکه تلاش کرده تا که یک نفره به قاضی برود و راضی باز گردد . زیرا که با بینش نوک بینی نگری کوشش کرده است تا که در فنجان توفان بر پا کند . برای اینکه کل قدرت نظامی و امکانات پیشرفته و مدرن نظامی اسرائیل را در حد برخورد جنگ 33 روزه با حزب الله لبنان ارزیابی کرده است و آنگونه که خودش خواسته نتیجه گیری کرده و گفته که حزب الله لبنان قهرمان است و پیرامون جنگ 33 روز مانور داده است که لبنان تبدیل به سر زمین سوخت شد . البته بدون آنکه به شکست نظامی سپاه پاسداران و حزب الله لبنان در تهاجم نظامی به بیروت برای به سقوط کشاندن دولت سینیوره اشاره کند که زیرآب پیروزی جنگ 33 روزه زده شد. وی مدعی شده است که ترکیه بعید است که مجوز پرواز به جنگنده های اسرائیل برای تهاجم به تأسیسات هسته ای ایران بدهد . همانگونه که آمریکا هم به دلیل تجربه ی شکست جنگ 33 روزه اسرائیل در برابر حزب الله لبنان دارد اجازه به پروار جنگنده های اسرائیلی بر فراز آسمان عراق برای حمله به تأسیسات هستهای رژیم تروریستی آخوندی نمی دهد . چونکه نمی خواهد تجربه ی شکست دیگری را تجربه کند و شاهد آن باشد . همچنین پاسدار طلبه افزوده که بوش تلاش می کند مک کی برنده ی انتخابات ریاست جمهوری شود . پس دست به اقدام تهاجم نظامی نمی زند . در صورتیکه این تحلیل درست برعکس است . ا ز طرف دیگر پاسدار طلبله یادداشت روز نویس اشاره به آسمان اردن هم اشاره نکرده است . یعنی همانگونه که جنگنده های اسرائیلی از سوی آسمان اردن در سال 82 تأسیسات اتمی عراق را بمباران کرد دوباره اقدام مشابه ی دیگری کند. اصلاً گفته نشده ی است که عملیات پرواز مسافت دور با سوخت گیری در آسمان بر فراز دریای مدیترانه که آزمایش شده است . این آزمایش نشان می دهد که نیاز به استفاده کردن از آسمان کشورهای همجوار ایران برای تهاجم جنگنده های اسرائیلی نمی باشد . مشروط براینکه قابل درک است که سیستم پدافندی رژیم تروریستی آخوندی هم آنگونه نیست که قادر به واکنش و دفاع از آسمان کشور در برابر جنگنده های درن اسرائیلی باشد . از سوی دیگر نه جنگ زمینی است و نه اسرائیل هم مرز با رژیم تروریستی آخوندی می باشد که رار باشد به یک بار مصرفان آماده باش داد . ولی همانگونه که تذکر داده شد عنوان یادداشت روز وارونه است و هدف تنها به قاضی رفتن و راضی باز گشتن و روحیه دادن به نیروهای ترسیده و وحشت زده است که دچار سرخوردگی و ریزش نشوند.
دوشنبه 10 تیرماه سال 1387 هوشنگ - بهداد
نقد و بررسی "گفتا زكه ناليم ...!" روزنامه ی جمهوری اسلامی دوشنبه 10 تیرماه سال 1387
"ملای سرمقاله نویس بدون لکنت زبان البته با ابرز ترس و وحشت اعتراف کرده افشاگری پالیز دار کیان نظام را باخطر مواجه کرده که تأکید کرده این پرونده نباید دنبال شود"
درست است که گفته می شود گرگ های هار وگرسنه دور هم دایره وار حلقه می کنند وتوی چشمان همدیگر خیره می شوند ومنتظرند که یکی از اینان خواب آلود شود وچرت بزند تا بقیه به وی حمله کنند و وی را از پای در آورند و بدرند و تکه پاره اش کنند وهریک سهم خودش را بردارد و بر نیش دندان بکشد . ولی آخوندهای جنایتکار و غارتگر دانه درشت افشا شده که اکنون از درون خودشان افشا شدند که چگونه در 3 دهه ی گذشته چنگ اندازی بر اموال بیت امال و منابع و ذخایر کشور کرده ند وخود وآقازاده ها و شرکای شان تا توانسته چوب تاراج و حراج و غارتگری بر کشور زده و روز گار مردم را تیره وتار کرده وبه خاک سیاه نشانده اند . بنابراین اینان هر زمان که احساس خطر می کنند .همچون حالت گرگ های هار و گرسنه هم دیگر را نمی درند و پاره نمی کنند . زیراکه می دانند اگر اینکار را بکنند ویروس و میکرب مزمن و مسری سریع همه اندام مهاجمین خواهد شد و همه ادام را در بر می گیرد و میکرب و ویروس وارد زود خودش را آشکار و نمایان می کند .

برای همین است که ملای سرمقاله نویس گذشته از اینکه تعصب خرکی ووحشتناکی به لباس آخوندی بهخصوص حامیان لوطی جماران دارد و خیلی سفت و سخت از آخوند منفور و غارتگر بدنام بساز و بفروش و روباه مکار و حیله گر رفسنجانی دفاع می کند . پس بی جهت نیست که اکنون اخطار شرایط خطری کرده است و از خطری شدن کیان نظام به خاطر افشاگری پالیز دار گفته شده است . لذا برای اینکه داستان را لوث و ماستمالی کند و بر دهان ها قفل بزند تا که دیگر موضوع تعقیب نشود به نمایندگان مجلس انتصابی و کمدی هشتم توصیه کرده است که چون محتوای این افشا گری عباس پالیز دار مشکوک می باشد . زیرا که پروند های نظامی ربوده شده افشا شده است که دیگر نمی بایست این نمایندگان این موضوع را دنبال کنند . البته قابل فهم است این اصرار و تأکید و اخطار اثبات می کند که خود ملای سرمقاله نویس می بایست جزو غارتگران مافیائی و دانه درشت بیت المال باشد که در درجه ی اول نگران سرنوشت خودش می باشد که اگر افشاگری این پرونده چنانچه ادامه یابد و روزی هم نام وی تابلو و برجسته شود . آن موقع پس از اینهمه جا نماز دروغین و عوامفریبانه آب کشیدن چه خاکی می بایست بر سر خودش بریزد که اینگونه دلواپس و مضطرب شده است . از طرف دیگر خوب می داند که این کلان دزدان افشا شده همه مهره های غارتگر وابسته به لوطی جماران می باشند که نشان می دهد خود لوطی جماران از همه بیشتر آلوده به فساد می باشد و حامی کلان دزدان و غارتگران مافیای اقتصادی می باشد که همه ی نمایندگان ویژه ی وی هم در همه نهاد ها آلوده به فساد و رشوه و غارتگری می باشند .

بنابراین وحشت ملای سرمقاله نویس از این بابت نیز مضاعف شده است که اگر آلوده بودن لوطی جماران آنگونه تکرار وهمه گیر شود که ضریب منفوریت وی تداعی کننده اواخر حکومت شاه و خانواده ی دربار شود . آن موقع تبدیل به همان شرایطی خواهد شد که ملای سرمقاله نویس ازآن به عنوان در خطر بودن کیان نظام یاد کرده ونام برده است. پس برای خفه کردن صدای معترضان و افشاگران و پیگیری کنندگان و بستن پرونده می بایست بر ربودن پرونده با اسرار نظامی تأکیدکند ومانور تبلیغی � تهدیدی دهد. ز سوی دیگر اچون توضیح داده نمی شود که مگر نظامیان چه کرده اند که در دستگاه قضائیه آلوده و پشتیبان و شریک کلان دزدان و سازمان بازرسی کل کشور دارند؟ همچنین اگر ادعای پوچ و دروغین می شود که دو ارگان فاشیستی و سرکوبگر سپاه پاسداران و بسیج مرمی می باشند. اکنون برای چه مردم حق ندارند تا که بدانند محتوای این پرونده ها چیست؟ در صورتیکه حالت تف و تاق و ریش برای ملای سرمقاله نویس دارد که بطور وارونه ر روز از طرح پنهانی و مخفی پروژه ی هسته ای را طرح ملی جا می زند و یوسته تأکید می کند که این پروژه ی هسته ای از سوی مردم ایران و حتی مخالفین از حمایت و پشتیبانی کامل بر خور داراست . ولی اکنون همانطوریکه که گفته شد دانستن حق مردم نمی باشد ونمی بایست بدانند که محتوا و اتهامات پرونده های کلان دزدان و مفسدن اقتصادی افشاشده چیست؟
در دنباله ملای سرمقاله نویس به احتمال زیاد با چراغ سبز لوطی جماران که واقعیت وی سخت ضربه پذیر شده است فعال وارد میدن شده وضمن پرونده سازی کردن سنگین برای نمایندگان مجلس کمدی و انتصابی درست شبیه و موازی دادستان آدمکش و قاتل و قصاب مطبوعات و عضو باند مافیای اقتصادی و بازارانگلیسی عسگراولادی سعید مرتضوی خواهان بازداشت و بازجوئی نمایندگان مجلس شده است.

ملای سرمقاله نویس بدون آنکه تذکر دهد که محتوای قرار دادهای نظامی چیست و چرا تبدیل به پرونده شده است؟ ضمن اینکه همگان می دانند که سپاه پاسداران گذشته از داشتن هزاران اسکله های غیر مجاز در سواحل آبی بنادر جنوب که شبانه روز مشغول تخلیه کالاهای قاچاق از جمله مواد مخدر و مشروبات الکی می باشند . همینطوراین ارگان دارای صد ها شرکت های بزرگ اقتصادی و تجاری و نفتی و گازی و راه وسد سازی و ... غیرو در ایران و خارج می باشد . مشروط بر اینکه فرمانده های سپاه پاسداران سرمایه گذاری بسیار سنگین در شیخ نشین های منطه کرده اند . حتی سپاه پاسداران به خاطر منافع اقتصادی و اهداف سیاسی و خزیدن به قدرت از طریق طرح کودتای خاموش خزنده به عنوان مقدمه و هموار کردن مسیر قدرت و ثروت و انحصاری کردن آن در کنار نیروی انتظامی دست به اقدام نظامی اشغال فرود گاه امام در روز افتتاح آن در تهران زد. همچنین وزیر راه دوران اصلاح طلبان خاتمی با هواپیمای مسافری در استان گلستان سرنگون کرد و وزیر راه دیگر خاتمی را نیز در مجلس استیضاح و برکنار نمود . اما ملای سرمقاله نویس اکنون طوری از اسرار و نقشه های ربوده شده ی نظامی گفته است که انگار ارگان های دزد و غارتگر و فاشیستی و سرکوبگر پاسداران و بسیج عاری از هرگونه خلاف و خطا و گناهی می باشند. کمدی تر اینکه با کپی کردن ادعای مضحک یادداشت روز پاسدار سربازجو حسین شریعتمداری افشاگرا ن ر ابه آن طرف رز وصل کرده است تا اینکه بتواند در نهایت از رفسنجانی غارتگر و افشا شده ی خاص و عام به عنوان بی اعتبار کردن چهره های اصلی نظام دفاع کند و متعاقب آن یقه ی دوم خردادی های مدعیان اصلاح طلبان قلابی را گرفته است . در پایان آویزان به شعر بلند عقاب ناتل خانلری شده و گفته از که نمالیم از ماست که برماست .

البته ملای سرمقاله نویس تلاش کرده است که درک و فهم و شعور مردم را نادیده بگیرد که گویا در 3 دهه ی گذشته مردم ایران هیچگونه تجربه ی از دین فروشان و عوامفریبان و جنگ افروزان حاکم کسب نکرداند و نمی دانند که آخوند ها و آقازاده های شان با شرکای اینان اوایل انقلاب چه داشتند و چگونه زندگی می کردند واکنون صاحب چگونه کاخ ها و ثروت های باد آورده ی نجومی شده اند؟از سوی دیگر این ردم نمی دانند و پرسش نمی کنند چرا وضعیت اقتصادی و معیشتی خودشان به دلیل دور از مراکز قدرت در 3 دهه ی گذشته رروز بدتر شده است؟ مهمتر اینکه مردم ایران متوجه نمی باشند که چرا امثال قلم بر دستان ملایان سرمقاله نویس شده هیچگاه به واقعیات و علت و ریشه ها اشاره نمی کنند و خود مردم هم قدرت درک و فهم ومقایسه کردن را ندارند ؟ البته که ملای سرمقاله نویس بدرستی این واقعیت را می داند که مردم خودشان همه چیز را می دانند . برای همین از ترس این آگاهی و فرار به جلو است که ترسیده و دستپاچه شده وارد میدان شده و توصیه کرده است که به جای مجرمان و دزدان و غارتگران دانه درشت افشا شده بایدبه سراغ افشاگران و نمایندگان مجلس رفت و دستگیر و خاموش شان کرد. در خاتمه همانگونه که تا حال تأکید شد با زهم تذکر داده می شود که سر این کلاف افشا گری باز شده را نمی توان جمع و جورکرد و سروته آن را بهم آورد . زیرا که تبدیل به بر کناری خاکستر آتش سرخ در حال شعله ورشدن شده است که منتظر نسیم تند برای بروز شعله های خشم شعله در سراسر کشور و سوزندان ریش های بی ریشه و غارتگر و عوامفریب دین فروش حاکم است که 3 دهه می باشد دین را تبدل به ابزار سرکوب و غارتگری وجنگ افرووزی ثروت وقدرت خودشان کرده اند.
هوشنگ � بهداد
دوشنبه 10 تیرماه سال 1387
نقد و بررسی " حاميان تروريسم پرچمداران مبارزه با تروريسم !" روزنامه ی جمهوری اسلامی یکشنبه 9 تیرماه سال 1387
"سوز و گذاز و زنجیره پاره کردن ملای سرمقاله نویس علیه مجاهدین که چرا نام شان از لیست گروه و سازمان تروریستی در انگلیس خارج شده است"
وقتی که با یک روز جاخالی دادن و یک روز هم با تأخیر مطالب برروی اینترنت گذاشتن سپس با سر مقاله تنظیم شده ی علیه ی مجاهدین آفتابی شدن ، کاری که ملای سرمقاله نویس انجام داده و اینگونه وارد صحنه شد ه است ، گذشته از افشاشدن ماهیت ملای سرمقاله نویس متعلق به لوطی جماران است که مبلغ و حامی و جارچی یکی از بدنام و غارتگر منفور ترین مهره های رژیم تروریستی آخوندی است که سابقه ی بساز و به فروشی وزد و بند این روباه مکار رفسنجانی دارد که حتی آنقدر منفور است که از درون خود رژیم هم چشم دیدن این هفت خط فرصت طلب و غارتگر را ندارند . از سوی دیگر ملای سرمقاله نویس با فراموش کردن عمدی افشاگری پرونده های دانه درشت غارتگر و مفسدان اقتصادی و ابسته به لوطی جماران و سایر باندهای مافیائی اقتصادی که عباس پالیز دار در دانشگاه همدان اسامی اشان را افشا کرد . همچنین با نادیده گرفتن مطالبات ونیاز مردم ایران که چگونه هر روز کمرشان بیش از گذشته زیر بار تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها خم و داغان می شود که بازده و دستأورد و ارمغان رفسنجانی غارتگر و زد و بند چی پشت صحنه با مک فارلین نماینده ی ویژه ی وقت آمریکا است که در دوران سازندگی دروغین برای هموار کردن راه غارتگری برای خود و اعضای خانواده و حزب و آشنایان و شرکای غارتگر ش بود که با تعدیل اقتصادی برای نشر و نمو و رشد پیده ی آقازاده پروری با تز معروف تز مبارزه با ا ارزانی برای مهار گرانی شروع شد .
هینطور ملای سرمقاله نویس با کمال پروئی و وقاحت آخوندی و فلسفه ی حوزوی تصویر مار کشی و مار نشان دادن که جرأت و شهامت بازگوئی و اشاره کردن به پرونده ی بسیار ننگین رژیم تروریستی آخوندی را ندارد که خمینی چگونه وارد ایران شد وچه و عده و قول های وارونه و عوامفریبانه ای داد . سپس چکار کرد چه تعداد از مجاهدین از همان ابتدا که دانش آموزان دختر و پسر در خیابان های شهرهای ایران به خاطر فروش نشریه ی مجاهدین مورد یورش چماقداران و قداره بندان آدمکشان توی خیابان واقع می شدند و جلوی چشمان مردم کشته می شدند و چرا آنقدر فشار و سرکوب به اینان تحمیل شد تا که مجبور به واکنش شدند؟ چرا گفته نمی شوئ که تا کنون چه تعداد از اینان تیرباران شدند؟ کدام قشر اجتماعی از عملکرد رژیم تروریستی آخوندی رضایت داند؟ دانشجویا ندر دانشگاه ها چه فریاد می زنند؟ برای چه مرگ بر دیکتاتور فریاد می زنند؟ چرا دختران دانشجوئی اقدام به خود کشی می کنند؟ چرا دانشجویان شعار مجاهدین را می دهند ما زن و مرد جنگیم . به جنگ تا به چنگیم؟ کارگران کارخانه ی نیشکر هفت تیچه ی خوزستان چه می گویند و چه می خواهند؟ چرا ملای سرمقاله نویس به این مورد ها اشاره نمی کنند؟
چرا گفته نمی شود که معنی تروریست و حقوق بشر چیست؟ کدام کشور در جهان به عنوان یاغی بین المللی و پدر خوانده ی تروریسم شناخته می شود و دارای پرونده ی ننگین حقوق بشر در جهان می باشد؟
بدتر اینکه سران ورهبران کدام کشوری در جهان می باشد که دارای پرونده ی محکومیت ترور مخالفین می باشند و نام شان در لیست تروریست های زیر پیگرد پلیس بین المللی می باشد که حق خروج از کشور را ندارند . همینطور چرا سپاه پاسداران به دلیل دخالت گری در امور داخلی عراق و باتلاق کردن این کشور در لیست تروریست از سوی آمریکا قرار گرفته است ؟ بنابراین مشخص است که چرا ملای سرمقاله نویس به دلیل اینکه ارباب فخیمه ی انگلیس مجبور شد که دیگربه تقاضای نوکر پررو شده ی خود بها ندهد چونکه 5 شهرروندش را در عراق ربود و در همدان در سلول های انفراد ی زندانی کرده است نام مجاهدین را از لیست گروه و سازمان های تروریستی خارج کرده است که موجب برهم ریختن دستگاه اعصاب سران رژیم تروریستی آخوندی و رسانه های خبر رسانی و مطبوعاتی اش شده است . از جمله ملای سرمقاله نویس هم بد جوری جیغ بنفش کشیده است و سوزش و خارش و عصبیت خودش را بیرون ریخته است . آنگونه که در ایران مجاهدین بر سر قدرت می باشند و آخوندهای جنایتکاران مظلوم و محکوم واقع شده اند .
البته این حرکت اوضاع بیش از حد خراب و بحران وخطری رژیم تروریستی آخوندی می باشد که چنین آثار آن بطور شفاف به تصویر کشانیده شده است. ملای سرمقاله نویس از فرط ناراحتی و قاطی کردن فراموش کرده است لجن پراکنی و اتهاماتی که علیه ی مجاهدین ردیف کرده است گذشته از اینکه دست به خودزنی و زدن زیرآب ادعای مضحکی را زده است که تا حال زور می زد نشان دهد که گویا فرقی با سربازجو پاسدار شکنجه گر و پرونده و سناریو سازی حسین شریعتمداری دارد. در صورتیکه اکنون ثابت کرده است ای دل غافل این یکی خیلی جنایتکار تر از همتای خودش در ورق پاره ی کیهان می باشد و تا حال تلاش مذبوحانه می کرده است که نشان دهد چون در کویر گیر افتاده بود دسترسی به آب نداشت تا که نشان دهد چقدر شناگر قابل و ماهر وبا استعدادی می باشد .
از سوی دیگر سرمقاله نویس دست همه مزدوران وابسته به وزارت بد نام اطلاعات با وزیر آدمکش حرفه ای اش را رو و افشا و رسوا کرده است که کانون ومنبع اتهامات و لجن پراکنی و توهین و اتهاماتی که شبانه روز زده شده کجاست . چون ملای سرمقاله نویس در اتهام نی و وارونه گوئی و بدون بازجوئی حتی یک مورد به جنایات و خیانات و عوامفریبی و دینفروشی و جنگ افروزی و غارتگری سران رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و قرون وسطائی در 3 دهه ی گذشته مرتکب شدند که فقط به یک گوشه ی کوچکی عباس پالیزدار در دانشگاه همدان اشاره کرد.
ولی اکنون ملای سرمقاله نویس با بیرون کشیدن شمیر خود از زیر عبا با دم خروس دزیده شده با قوقولی کردن برروی دست همه ی مزدران فحاش دهان گشاد و دستگاه وزارت بد نام اطلاعات در جنگ روانی و شیطان سازی علیه ی مجاهدین زده است. فراموش نشود که این نتیجه ی مراسم پیروزمندانه 28 ژوئن مجاهدین در پاریس می باشد که اینگونه ملای سر مقاله نویس را عصبی کرده است و وی را تبدیل به همان دوران کرده که با حسین الله کردم در جلوی دانشگا ان بازهرا خانم به دانشجویان انقلابی تهاجم می کرد و فرافکنانه فریاد زده است که چکاره است و چرا وارونه گوئی کرده است؟.
هوشنگ - بهداد یکشنبه 9 تیرماه سال 1387
نقد وبررسی " خط سلامت نظام (يادداشت روز) " روزنامه ی کیهان یکشنبه 9 تیرماه سال 1387"تلاش مذبوحانه مانور دادن فرمان 8 ماده ای لوطی جماران برای راه حل پرونده های افشا شده ی دانه درشت مفسدان اقتصادی و غارتگران بیت المال"
قلم بر دست یادداشت روز نویس شده بدون اینکه توضیح دهد که برای چه لوطی جماران در سال0 138 سال را سال علوی و عدالت خواند و منشور 8 ماده ای مبارزه با فقر و بیکاری و تبعیض و رشوه و رانتخواری و فساد اقتصادی صادر کرد؟ همانگونه که نگفته است نتیجه و عملکرد این نامگذاری آن سال به نام عدالت و صدور فرمان 8 ماده پس از سپری شدن بیش از 7 سال چه بوده است و برای چه دوباره این فرمان 8 ماده ای تکرار و تأکید شده است؟ اما همچون لوطی جماران که برای اهداف خاص آن را صادر کرد که در نقد و بررسی یاداشت روز گذشته به بر خی از دلایل آن اشاره شد. اکنون نیز قلم بررسی طلبه پاسدار با مداح گری کردن آویزان به این پیام تکراری لوطی جماران برای اهداف خاص پیرامون آن مانورداده است . البته برای توجیه گری و بستن جای سئوال و انتقاد واشاره کرده است که در این سال ها مردم خاطره خوبی از مبارزه با مفاسد اقتصادی ندارند چونکه باور دارند مبارزه با مفسدان اقتصادی در حد شعار باقیمانده و کار برد عملی دیگری نداشته است بلکه منجر به بهتر شدن شرایط غارتگری مفسدان اقتصادی شده است.
البته این قلم بر دست با الگو برداری از پاسدار یادداشت روز نویس روز گذشته اشاره کرده یکی از دلایل شکست بارزه با مفاسد اقتصاد دفاع مقامات قضائی از کلان دزدان و مفسدان اقتصادی می باشد که تفکری باور دارد مبارزه با مفاسد اقتصادی موجب می شود حوزه امنیت این کلان دزدان و غاتگران اقتصادی مختل شود و در نهایت منجر به خروج یا فرار سرمایه ی اینان از کشور گردد. یعنی اینکه سرمایه ی غارتگران به جائی کوچ می کند که نه محدودیت و مزاحمت و نه عد م ا منیت برای هر چه غارتگری کردن شان وجود داشته باشد. سپس برای پولشوئی کردن داخل کشور می شود. کمدی اینکه در نظامی که اجرای قانون همچون حق و حقوق مردم محلی از اعراب ندارد . ولی طلبه ی یادداشت روز نویس مدعی شده است که قانون نقش مهمی در مبارزه با مفاسد اقتصادی دارد.
البته طلبه پاسدار یادداشت روز نویس توضیع نداده است که چرا می بایست قانون با فتوای اجتهادی حو زوی قاطی و دومی جای قانونی موضوعه در دستگاه ی قضائیه را بگیرد ؟ یا اینکه دلیل اینکه در برخی موارد چرااحکام صادره با جرم تناسب ندارد؟ نمونه ی بارز در برابر موجی از صدور احکام صادره ی 3 دهه ی گذشته است که هروز حکم اعدام و شلاق و قطع اندام و محکومیت های سنگین برای آفتابه دزدان و تهی دستان قربانیان جامعه صادره شده است. و لی خبر و اثری از بازداشت و محاکمه ی لیست مجرمان مافیای اقتصادی و غارتگران بیت المال دانه درشتانی دیده نمی شود که برخی از آنان را عباس پالیز دار در سخنرانی دانشگاه همدان افشا و اعلام نمود . یادداشت روز نویس در دنباله از سیاست و کاربرد تسامح و تساهل قوه ی قضائیه در برایر مفسدان اقتصادی نام برده که در نهایت موجب ناکام گذاشتن مبارزه با مفاسد اقتصاده شده است. . همچنین طلبه پاسدار یادداشت افزوده در پایان دوره ی مجلس فرمایشی بی اراده و دست نشانده که پرونده های قضائی که مورد تساهل و تسامح در د ستگاه قضائی قرار گرفته بود را مورد تحقیق و تفحص قرار داد . البته بیشتر از این ادامه نداده است که عباس پاللیر دار چرا برخی از نام این اسامی غارتگران و مفسدان اقتصادی که مورد تساهل و تسامح دستگاه قضائی اقع شده اسا را مجبور شد در دانشگاه همدان اعلام کند و چرا در جا ایشان از سو دادستان قاتل و دزد بازداشت و بازداشت شد؟ همینطور چرا مدیر بخش اداره کل سازما ن بازرسی کل و دو نماینده ی مجلس انتصابی هشتم نیز باز داشت و مورد بازجوئی قرارگرفتند ؟ . زیرا که اینان جزو تیم و گروه تحقیق و تفحص پرونده های قضائی در مجلس بودند. . البته در دنباله دست به مچ گیری و افشا کردن سخنگوی قضائی زده و نقل قول از وی کرده که پس از افشاگری گفت که این سناریوی شبیه طنز است .زیرا که مدعی شده دستگاه قضائی دارای پرونده ی درخشانی در امر مبارزه با مفسدانی اقتصادی دارد .
حال در نظر بگیرید که این دستگاه دارای چنین پرونده ای درخشان نبود . آنگاه تعداد اسامی غارتگران دانه درشت مافیائی اقتصادی و رقم و ارقام دزدی و غارتگری ها سر به کجا می کشید و می بایست چه تعداد دیگر بر بر حجم 8 میلیون پرونده که آخوند انتصابی شاهرودی اشاره کرده که مربوط به سال گذشته است افزوده می شد ؟ بالاخره یادداشت روز نویس نتیجه گیری است که این ادعای کمدی سخنگوی قوه ی قضائی با ظر نمایندگان جدی پیگیر پرونده های مفسدان اقتصادی موجب ابهام شده است که برای رفع ابهام به پرونده ی شهرام جزایری رجوع کرده است.
بهرحال طلبه پاسدار یادداشت روز نویس پس از کش و قوس پرونده ی شهرام جزایری دادن و بازگوئی محاکمه و صدور حکم و داستان فرار کردن و دستگیری مجدد و صدور حکم محکومیت جدید که اتفاقاً بازداشت و محاکمه شهرام جزایری همزمانی با صدور فرمان 8 ماده ی لوطی جماران داشت . یعنی همانگونه که قبلاً تذکر داده شده بود. هدف از صدور این فرمان مقدمه چینی برای ضربه زدن به شیخ کروبی که رئیس مجلس مدعی اصلاح طلبان قلابی و سید خندان خاتمی رئیس جمهوری اصلاح طلبان قلابی بود که هر دو متهم شدند که دفترشان مبلغ 300 میلیون تومان رشوه از شهرام جزایری دریافت کردند . البته چند ی نماینده مجلس ششم از دو جناح مدعی هم در گیر دریافت رشوه از شهرام جزایری بودند . در نهایت این پرونده منجر به سقوط دولت اصلاح طلبان قلابی در رقابت انتخاباتی � انتصاباتی مجلس هفتم و ریاست جمهوری دوره ی نهم شد و نه اینکه هدف لوطی جماران این بود که مبارزه با مشکل فساد و رشوه و رانتخواری در نظام شود . اکنون نیز برای پاک و سفید کردن پرونده ی برخی از غارتگران و مفسدان اقتصادی که افشاگری مستند عباس پالیزدار شایعه شدن شایعات در اذهان عمومی در جامعه معرفی شده است پاسدار طلبه یادداشت روز نویس از دستگاه قضائی خواسته است که در این مورد خبررسانی شفاف کند تا موجب رایج شدن شایعات در جامعه نشود .
یعنی اینکه یادداشت روز نویس تقاضا نکرده است که چرا به جای باز داشت مجرمان افشاگران بازداشت و بازجوئی شدند وبرای چه به جای اینکه محتوای پرونده ی غارتگران و کلان دزدان مافیای اقتصادی با اسامی اشان افشا شود. تقاضای خبررسانی شفاف کرده است ؟! از سوی دیگر اگر قرار بود که دستگاه قضائی پیرامون پرونده ی دانه درشت های غارتگران مافیای اقتصادی روشنگری خبررسانی کند . برای چه این پرونده ها را بایگانی کرد؟ مشروط بر اینکه چرا تا در مجلس فرمایشی هفتم این پرونده ها مورد تحقیق و تفحص و ارزیابی قرار گرفته شد . برای چه دستگاه قضائی حامی کلان دزدان و غارتگران دستچاچه شد و شروع به سنگ اندازی کد؟ به خصوص پس از اینکه از سوی عباس پالیز دار به گوشه ی کوچک جنایت ارقام این غارتگران بیت المال و اموال عمومی وذخایر و منایغ کشور در دانشگاه همدان پرداخته شد . قاضی سعید مرتضوی دزد سراسیمه شد و فرمان یورش مغلو وار حمله ی شبانه به خانه ها و باز داشت و بازجوئی کردن افشاگران پرونده غارتگران و مفسدان اقتصادی نمود تا مدارک و اسناد شایعه ساز خوانده شده ها را هرچه زود جمع آوری کرد؟
در خاتمه اینکه بنابراین هر گز نمی توان هیچگونه امید وتوقعی از دستگاهی داشت که نه خود آلوده به فساد و رشوه و رانتخواری می باشد ، بلکه مرکز کانون فساد و تولید کننده ی آن می باشد ونه رئیس انتصابی این کاخ مخروبه ضد عدالتخانه کنام خودش جزو مفسدان و غارتگران افشا شده است، بلکه هیچگونه علاقه ای هم به مبارزه با مفسدان اقتصادی کردن ندارد .مهمتر لوطی جماران هم خواهان مبارزه با مفسدان و مافیای اقتصادی نمی باشد چونکه اینهم آلوده به فساد است و ریشش گیر است . چونکه همه ی مفسدان و غارتگران دانه درشت با حمایت و پشتیبانی و موافقت لوطی جماران با خیال راحت در 3 دهه ی گذشته اقدام به غارتگری کردند .

هوشنگ � بهداد
یکشنبه 9 تیرماه سال 1387
نقد و بررسی " بهداشت قضايي در بوته نقد (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان شنبه 8 تیر ماه سال 1387
"در بازی کی بود کی بود ، من نبودم افشا شدن اسامی غارتگران و مافیای اقتصادی پاسکاری کردن و توپ را وارد زمین رقیب کردن نه اینکه هیچ مشکلی را حل نمی کند ، بلکه کارا خیلی از آنچه هست خرابتر خواهد کرد."
چه که خوب معنی استقلال همچون ، آزادی و عدالت و استقلال و جمهوری اسلامی مشخص شد که چیست و چرا دستگاه قضائی آنگونه استقلالی دارد که در آمریکا و فرانسه و انگلیس و جاهای دیگر هم مشابه ی این استقلال نیست که زیر کنترل و نظر قوه ی مجریه یا رئیس مجهور و نخست وزیر باشد . عجیب تر اینکه مشخص نیست که چگونه است که شاهین و کف ترازوی عدل و عدالت این نهاد پارسنگ زده و بالانس نداشته است . زیرا که در 3 دهه ی گذشته همه اش علیه ی محرومان و تهی دستان یک کفه سنگینی کرده است. از سوی دیگر کفه دیگرش به سوی غارتگران و مافیای اقتصادی غش نموده است . البته عدم توازن و بالاس آنگونه محرز و عیان وشفاف است که اخیراً به درستی در بیانیه ی انجمن اسلامی دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه تهران به این واقعیت اشاره شده زیرا که این بیانیه پرسش شده است که چرا در 3 دهه ی گذشته بر خلاف اینکه شعار مبارزه با مفسدان اقتصادی و مافیای اقتصادی سر داده شده است به خصوص پس از 3 سالی که رقیب اول گرا بر قدرت نشسته است این شعار خیلی بیشتر از گذشته سر داده شده است ولی تا کنون یک دانه درشت اقتصادی مفسد معرفی نشده است ؟ البته در بیانیه افزوده شده که اینگونه پرسش کردن سئوال توده های مردم نیز می باشد . اکنون سئوال است که نکند که گیر کار در انتصابی بودن رئیس قوه ی قضائیه و وابسته بودنش به لوطی جماران می باشد که طبق سنت و رسم و رسوم عوامفریبی وو ارونه گونه گوئی کردن که پیوسته از سوی رهبر و مسئولان و مطبوعات بیان می شود اکنون پاسدار لبنانی یاداشت روز نویس شده نیز بر ا ساس همین استدلال از استقلال قوه ی قضائیه گفته و روضه ی مبسوط در این مورد قرائت کرده است.
در دنباله پاسدار یادداشت روز نویس عرب بودن خودش را با تعریف و تمجیدی که از رئیس تشریفاتی و انتصابی قوه ی قضائیه کرده به اثبات رسانده است . در صورتیکه این نهاد قضائی مرکز کانون اصلی کلان دزدان و غارتگران مافیائی می باشد . ضمن اینکه نام این رئیس که مجتهد عظیم الشأن آخوند شاهرودی عراقی خوانده شده در لیست غارتگران و مافیای ا قتصادی عباس پالیز دار آمده است. البته پاسدار یاددشت روز نویس در ادامه به ریشه ی اصلی جنگ گرگ های غارتگر ودرنده خوی اشاره کرده و گفته که چیست ؟ برای اینکه به اصل 44 قانون اساسی و خصوصی سازی اشاره کرده که قرار است مبلغ 2000 میلیارد دلار اموال دولتی به بخش خصوصی واگذار گردد که می بایست با بهانه ی خصوصی سازی و اعطا ی واگذاری سهام عدالت دولت این اموال ملی به بخش خصوصی انجام شود . یعنی در اختیار دو نهاد دزد و فاشیست و سرکوبگر سپاه پاسداران و زائده ی آن بسیج قرار گیرد که همین موضوع موجب رشد تضاد و رقابت باندهای مافیائی در گیر جنگ قدرت و ثروت و انحصاری کردن آن شده است . لذا یادداشت روز نویس در دنباله به بهداشت قضائی اشاره کرد که گفته شد جدیدترین ابداعات رئیس انتصابی قضائی است که مکمل پیام نوآوری و شکوفائی اقتصادی لوطی جماران می باشد. عجیب است یادداشت روز نویس از موضع خود زنی و فساد فرا گیر در کشور و به خصوص نهاد قضائی پرداخته که گفته وجود 8 میلیون پرونده در دستکاه قضائی موجب پائین آوردن شأن جایگاه رژیم تروریستی آخوندی شده که با مکمل و پیوند زدن یک تلفن و میلیارد ها تومان غارتگری را اینگونه ترسیم شده است:
"استقلال دستگاه قضايي ايران و وجود يك مجتهد عظيم الشأن در رأس آن يك فرصت بي بديل براي كشور است و در با توجه به اين موضوع بد نيست سري به يكي از شعارهاي كنوني دستگاه قضايي بزنيم و نسبت آن را با شرايط كنوني ارزيابي كنيم. نزديك ترين- و جديدترين- شعار اين قوه �بهداشت قضايي� است. رئيس شوراي اطلاع رساني قوه قضائيه در اين خصوص گفته است: �اميدواريم بهداشت قضايي كه از ابداعات رئيس قوه قضائيه است، تبديل به فرهنگ شده و اهداف آن محقق شود.�وي در خصوص علت طرح اين شعار مي گويد: �وجود هشت ميليون پرونده در سال براي قوه قضائيه، شأن جمهوري اسلامي را پايين مي آورد به همين سبب ايشان سال گذشته شعار بهداشت قضايي را مطرح كردند.� يكي از مقامات محترم عالي اين قوه نيز چند روز پيش در همايش �بهداشت قضايي� گفت: �مقصود از بهداشت قضايي كاهش ورودي پرونده ها نيست بلكه اين يكي از اهداف بهداشت قضايي است اما هدف مهمتر سلامت جامعه از جرم، خلاف، تخلف، كشمكش هاي حقوقي و خانوادگي است.�وي در عين حال با نظارت هاي متعدد بر سرمايه گذاري مخالفت كرد و آن را غلط دانست و گفت: �دادگاهها مسئول علاج و درمان هستند اما كار مهمتر، حساس تر و با ارزش تري كه نظام قضايي بايد دنبال آن باشد، بهداشت قضايي است.� و �اينكه مسائل فرهنگي را رها كنيم و بعد برخورد كنيم درست نيست.�ترديدي وجود ندارد كه بهداشت قضايي- با همان تعريف و تعبيري كه از سوي بعضي از مقامات عالي رتبه قضايي مطرح مي شود- يكي از نيازهاي جامعه و از اهميت ويژه اي نيز برخوردار است. اما سؤال اين است كه در اين فضاي پركشش اقتصادي آيا مي توان مفسدان گردن كلفتي را كه با يك تلفن ميلياردها تومان سرمايه را جابجا مي كنند و بعضاً در مراوده با سرمايه داري استعماري خارجي منافع ملي ايران را در پيش پاي كمپاني هاي بزرگ كشورهاي صنعتي قرباني مي كنند، رها كرد و از اولويت بهداشت قضايي و استفاده از دستگاههاي خودكار به جاي �ناظر انساني� سخن گفت. راستي مگر موضوع مفاسد اقتصادي، سرقت يك كالا از يك فروشگاه زنجيره اي است؟"
البته یادداشت روز نویس به این دلیل دست به افشاگری زده و از بهداش تقضائی نقل قول کردهاست تا که بتواند هم پرونده ی لوطی جماران را پاک و سفید کند که گویا وی نقشی در لیست افشا شده ی اسامی غارتگران مافیای اقتصادی دانه درشت ندارد . مشروط بر اینکه برای جا انداختن منشور 8 ماده ا لوطی جماران جا باز کرده و اینگونه پیرامون این منشور و قا نون 44 قانون اساسی مانور داده است :
"همانگونه كه رهبرمعظم انقلاب اسلامي در بند 2 فرمان 8 ماده اي خود فرمودند؛ قوه مجريه موظف است با استفاده از روش هاي خاص خود از �بروز و رشد فساد مالي در دستگاهها پيشگيري كند� ولي وقتي اين فساد واقع شد، قوه قضائيه بايد � با استفاده از كارشناسان و قضات قاطع و پاكدامن� وارد ميدان شود و �عناصرآلوده را از سر راه تعالي كشور بردارد.� وقتي درست در كشاكش بحث مبارزه با مفاسداقتصادي، مسئله اولويت كار فرهنگي و اولويت بهداشت قضايي مطرح مي شود، به دليل سابقه بدي كه اينگونه مباحث در ذهن شهروندان ايراني دارد، نوعي سهل انگاري در مواجهه دستگاه قضا با مفاسد اقتصادي به مشام مي رسد.در ميدان جديد اقتصادي كشور، قوه قضائيه بايد عزم جدي خود را با برخورد قاطع با مفسدان اقتصادي به منصه ظهور برساند تا از طريق آن از يك سو مردم مطمئن باشند در اجراي ذيل اصل 44 قانون اساسي و خصوصي سازي، چوب حراج به اموال عمومي نمي خورد و از سوي ديگر مفسدان وسوسه نشوند و به يك ائتلاف- اعلام نشده و بدون آرم- دست پيدا نكنند و هر روز به سمت يك كالاي اساسي مورد نياز مردم- نظير مسكن و زمين و...- هجوم نبرند. در اين ميان مسئولان دستگاه قضايي بايد مراقب ادبيات خود باشند. تا مورد سوءاستفاده واقع نشود. به يكي دو مورد زير توجه كنيد:"
بالاخره پاسدار یادداشت روزنویس بدون آنکه نامی از همان مجتهد عظیم الشأن رئیس قوه ی قضائیه آخوند شاهرودی و رئیس مجمع مصلحت و مجمع خبرگان رفسنجانی ببرد از این دو نفر نقل قول کرده است که عمق فاجعه و توجیه گری و مالیده کردن دانه درشت های غارتگر و افشا شده در لیست عباس پالیز دار به نمایش گذاشته شده است . بهر حال محتوای ا ین نقل قول از این دو نفر اینگونه است:
"يك مسئول قضايي مي گويد: � نبايد مدام در تريبونهاي مختلف شعار مبارزه با مفاسد اقتصادي سر دهيم و تصور كنيم، هر كس شعار مبارزه با مفاسد را سر داد قهرمان است و هر كس سخني در اين مورد نگفت خود مفسد است�. اين سخن براي مردم دلگرم كننده است يا نگران كننده؟ يكي ديگر از مسئولان دستگاه قضايي گفته است: �اولين گام در زمينه (اجراي اصل 44) تغيير نگاه جامعه نسبت به سرمايه دار و سرمايه است... خود داشتن ثروت زياد، كارخانه و مزرعه نبايد عيب تلقي شود.� و افزوده است: �دولت و دادگاهها به راحتي اين حقوق مكتسبه را ناديده نگيرند زيرا اين امر موجب عدم ثبات در حرمت گذاري به مالكيت خصوصي است و سياست هاي اصل 44 با اين قبيل اقدامات سنخيتي ندارد.� او مي افزايد: �اگر عليه كارخانه داري پرونده اي در دستگاه قضايي به وجود آمده است، قاضي فوراً و به راحتي اقدام به صدور قرار پلمب كارخانه نكند زيرا بستن كارخانه در واقع از بين بردن ثروت، بايكوت سرمايه و بيكار شدن مردم بوده كه ضرر آن به مراتب بيش از ضرري است كه مالك كارخانه وارد كرده است. در بسياري از كشورها قوه قضائيه حق احضار يك كارفرما را ندارد، اما متاسفانه در ايران، يك قاضي تازه به دوران رسيده خيلي راحت حتي قرار توقف يك پروژه ملي را نيز صادر مي كند و لذا اينجا بحث امنيت سرمايه گذاري محقق نخواهد شد�. اين مقام قضايي در نهايت براي رفع فساد اقتصادي گفته است: �رشد اقتصادي خود به خود موجب مبارزه با مفاسد اقتصادي خواهد شد.�. برهمين اساس بايد به مخاطبي كه اين سخنان را شنيده است و نسبت به بحث مهم �بهداشت قضايي� به ديده ترديد مي نگرد، حق داد.. مشكل اين است كه در طول سالهاي گذشته اتفاقات مكرري در حيف و ميل بيت المال افتاده ولي فريادي را از سوي دستگاه قضايي موجب نشده است. اين در حالي است كه نمي توان از يك قاضي كه روبروي او يك قاتل ايستاده پذيرفت كه به جاي صدور حكم مجازات به بررسي سوابق تحصيلي او در دوره دبستان بنشيند و صدور حكم را تا پايان اين بررسي ها به تاخير بيندازد."
در خاتمه اینکه همانگونه که اخیراً در بیانیه ا نجمن اسلامی علوم پزشکی دانشگاه تهران آمده است که به قول از مردم اشاره کرده که اینان نگران تورم و گرانی وافزایش قیمت ها وعدم پیگیری وافشا و بازداشت و محاکمه اسامی دانه درشت غارتگران و مایای اقتصادی می باشند . ولی با واکنش سریع و شتابزده فرار به جلوئی که قاضی دزد و قاتل سعید مرتضوی انجام داد و دست به بازداشت و بازجوئی عباابس پالیزدار کرد . سپس دو نماینده ی مجلس هشتم انتصابی به نا م های فاطمه آجرلو و محمد دهقان را بازداشت و برای ساعت ها بازجوئی کرد تا که به تواند پرونده های غارتگران و مافیای اقتصادی افشا شده را جمع آوری کند. البته اعتراض 212 نماینده ی مجلس انتصابی نسبت به بازداشت و بازجوئی ها را بهمراه داشت و اختلافی که میان مجلس و قوه ی قضائیه پیرامون افشای دانه درشت های اقتصادثی و مافیئی به وجود آمده است . زیرا هر یک دیگری را متهم شرایط کنونی می کند . رئیس قوه قضائیه می گوید آنان که شعار مبارزه با مفسدان اقتصادی سر می دهند خودشان پرونده ی اقتصادی سالم ندارند . اکنون نیز پاسدار یاداشت روز نویس به دفاع از دولت به منشر 8 ماه ی لوطی جماران در 8 سال پیش اشاره تا ثابت کند این دستگاه قضئیه آلوده است که به دلیل پیگیری نکردن منشور 8 مادی بلوطی جماران در 7 سال پیش مقصر است . آنچه مهم است بازهم همچون گذشته تأکید می شود کلافی که پالیزدار باز کرد یا توپی که وارد زمین غارتگران بیت المال و مفیای اقتصادی کرد جمع و جور کردنش نه آسان نمی باشد ، بلکه بازی کردن با آن حالت چوب دو سر طلا را برای باز یگر دارد . از سوی دیگر هر چه زمان به جلو می رود به دلیل اینکه وضع اقتصادی و معیشتی مردم بدتر می شود و فشاری که تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها به مردم محروم وارد می شود که جمعیت 80% کشور می باشد که نارضایتی اش هرروز بیشتر ی شود و دولت و مسئولان هم نمی توانند کار اساسی انجام دهند چونکه خودشان آلوده به فساد و مسبب این شرایط می باشند. بنابراین در بازی کی بود کی بود ، من نبودم اینگونه پاسکاری کردن و توپ را وارد زمین رقیب کردن نه اینکه هیچ مشکلی را حل نمی کند ، بلکه کارا خیلی از آنچه هست خرابتر خواهد کرد.
هوشنگ � بهداد
شنبه 8 تیر ماه سال 1387
جیغ و فغان یک پاسدار تروریستو سفیر در بغداد و سخنگوی امور خارجه علیه مجاهدین
به دلیل شرایط بحرانی رژیم تروریستی آخوندی وپیروزی مجاهدین در انگلستان که نام شان از لیست گروه و سازمان های تروریستی خارج شد . این ضربه خرد کننده آنچنان برای نظام دست نشانده ارباب فخیمه سنگین بوده است که پس از دریافت خبر، سران و مسئولان رژیم تروریستی آخوندی گیج و مبهوت و مات شده و دست به واکنش های هیستریک خود زنی زده اند . زیرا پس از فحاشی و تهدید کردن سخنگوی دولت و رئیس مجلس انتصابی هشتم و سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری اکنون نوبت به دوپاسدار تروریست رژیم تروریستی و ضد بشری آخوندی رسیده است تا که وارد صحنه ی نمایش شوند واجرای نقش ایفا کنند. یکی از دو در نقش پاسدار دیپلمات تروریست اعزامی به بغداد است که به نام حسین کاضمی قمی است و به عنوان سفیر انجام مأموریت وپیگیریاقدامات تروریستیدر عراق کرده است . دیگری به نام علی محمد حسینی است که به عنوان سخنگوی وزارت امور خارجه است که پیوسته اجرای نقش کمدی نشان دادن جای دوست و دشمن و تکذیب کردن ها خبر هااجرای نقش کرده و می کند .
این دو بطور همزمان با اجرای نقش و مأموریت خودشان علیه ی مجاهدین مجبور شدند تا که همه سرنخ اصلی بازیگران سایت های مزدوران وابسته به وزارت بد نام اطلاعات رژیم تروریستی و ا مسال سایت خبرگاه عیلی شمس معلوم الحال و گاو ییشانی سفید علیه ی مجاهدین را نیز لو دهند و افشا کنند که منبع اصلی اتهام زنی و خبر و شایع سازی علیه ی مجاهدین کجا و چگونه است ؟. زیرا که این دو پاسدار تروریست و دیپلمات شده بطور همزان علیه ی مجاهدین وارد صحنه شده و همان اتهامات و صفاتی را نسبت داده اند که همکاران نامبرده اشان تکرار کردند . همچنین 3 دهه است که جز ممیزه وهویت و شاسنامه یرژیم تروریستی آخوندی و حامیان و مبلغانش می باشد. یعنی همین عنوان تروریست که به مجاهدین نسبت داده شده است .
این دو مأمور تروریست دیپلمات شده با تیغ کشی کردن و سر و صورت خودشان را خونین کردن تلاش مذبوحانه کرده اند تا که با آدرس غلط دادن و پاک کردن صورت مسئله اقدامات خرابکارانه و تروریستی و باتلاق سازی عراق و همچنین پرونده ی ننگین و سنگین نقص سیستماتیک حقوق بشر که رتبه دار مقام اولی جهان می باشد و رژیمی که پدر خوانده ی تروریست و یاغی بین المللی نامیده شده است که گذشته از داشتن پرونده جنایتکرانه اعدام بیش از 120 هزار زندانی سیاسی در 3 دهه گذشته که در پرونده ی ضد اسانی اش دارد که یک قلم آن مربوط به قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان خونین سال 67 می باشد که عاملان و آمران این نسل کشی و جنایت تاریخی روزی می بایست به جرم جنایت علیه ی بشریت در کنار سایر مجرمانی که جنگ ضد ملی و ضد ملی ایران و عراق را 7 سال اضافی ادامه دادند وموجب کشتن ومجروح شدن میلیون ها ایرانی عراقی وآوار ه وبی خانمان شده اشان شدند به پای میز محاکمه در دادگاه منصفانه جهانی کشانیده شوند وبهسزای اعمال جنایت آمیز و ضد بشری خود برسند . البته به اضافه آن رهبرانی این رژیم ضد بشری که دارای پرونده ی محکومیت در دادگه آلمان به اتهام ترور مخالفین در سالن غذا خوری میکنوس دارند و یا اسامی شان به دلیل سایر اقدامات تروریستی برون مرزی در لیست لیست پلیس بین المللی زیر پیگیرد قانونی می باشند . بنابراین این رژیم آنقدر آلوده به جنایت و خیانت می باشد که نزدیکی و همکاری با آن کردن خودش جرم است .

اما از سوی دیگر گر راستی راستی در جهان نظم و حساب و کتاب و عدالت و آزادی حاکم بود و تجارت خون و انسان به خاطر منافع اقتصادی و تجاری و بازرگانی و نفتی و نظامی و تسلیحاتی انجام نمی شد. همینطور اگر چنانچه سیاست خائنانه ی مذاکره و مماشت گری غرب با این رژیم تعقیب نمی شد و اگر جای قربانی با جلاد و حاکم با مظلوم تغییر نمی کرد .چه دلیل داشت که نام سازمان قربانی رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و یاغی بین المللی و پدر خوانده ی تروریست قرون وسطائی عو ض شود و بطور وارونه در لیست گرو و سازمان های تروریستی گنجانیده شود که فرصت و شرایط آنگونه فراهم شود که اکنون پاسداران سابق تیر خلاص زندان اکنون از موضع فرار به جلو طلبکاری کنند . آنهم با کتمان کردن حقایقی که زمان زیادی از وقوع آن سپری نشده است .

بطور مثال آیا فراموش شده است که پس ار درز کردن توافقنامه ی نظامی � امنیتی � اقتصادی میان دولت عراق و آمریکا چه موجی از تهدید ها و اقدامات تروریستی از سوی مقامات رژیم تروریستی علیه ی حاکمان عراق شروع شد؟ و چه خط و نشان هائی کشیده شد و از موضع سخنگو و نماینده و وکیل مدافع مردم عراق فریاد ها و جیغ ها زده شد که بشتابید و بر خیزید و قیام کنید که عراق به دشمن فروخته شد و قانون کاپیتولاسیون ملغی شده در ایران دوباره در عراق احیا شد و داده زده شد که امنیت عراق امنیت رژیم تروریستی می باشد . ما هر گز اجازه نمی دهیم که این توافقنامه امضا ء و عملی شود . حتی نخست وزیر عراق و هیئت همراهش به تهران و جماران فراخوانده شدند تا که حضور یابند تا دیدار حضوری اشان با لوطی جماران وی تأکید و اخطار کند که این توافقنامه نمی بایست که امضاء شود . حتی از سوی آخوند سیستانی فتوا و نظر دروغین و جعلی مبارزه مسلحانه با اشغال گران آمریکائی پیرامون مخالفت با همین توافقنانه میان دولت عراق با آمریکا بازتاب داد شد .

ولی عجیب است که اکنون سفیر پاسدر تروریست حسین کاظمی قمی در بغداد در جمع روزنامه نگاران عراقی در سفارت رژیم در بغداد با کمال پرروئی و دو روئی و بز دلی و زبونی و دروغگوئی منکر اینگونه تهدیدات و دخالت گری ها شده است و شکر سرخ زیادی خوری مسئولان را این بالا آورده و با حالت گلازدگی بر رخساره ادعا کرده که ما نسبت به قرار داد میان دولت عراق با آمریکا مخالفت نمی کنیم !البته این شگرد معکوس تاکتکی برای این است تا که این پاسدار تروریست اعزامی در دنباله بتواند که با اشک تمساح دروغین برای مردم عراق ریختن وبرای نمایش ترس و وحشت از حمایت گذشته امضاهای 5 میلیون و 200 هزار نفری و اعلام حمایت 300 هزار شیعه ی جنوب عراق از مجاهدین ساکن شهر اشرف تلاش مذیوحانه کند که تمام اقدامات تروریستی و ناامن سازی و باتلاق کردن عراق که پس از اشغال نظامی این کشور از سوی عوامل رژیم در عراق انجام شده است را حاشا و ناامنی عراق را به مجاهدین نسبت دهد.
برای اینکه مجاهدین هم مانع اصلی رشد بنیاد گرائی ارتجاعی صادره از ایران به عراق هستند . هم اینکه حضورشان در عراق موجب شده است که طرح اشغال کامل عراق و تشکیل حکومت ولایت فقیه دست نشانده ی جماران د ر عراق امکان پذیر نشود . هم اینکه مانع اصلی تبدیل شدن عراق به سر پل اصلی صدور تروریسم و بنیاد گرائی به حاورمیانه گردد. به خصوص اینکه با افشای لیست بیش از 30 هزار نفره پاسدران و مأموران اعزامی از ایران به عراق ونفوذشان در ارگان و نهادهای گوناگون عراقی ضربه ی بسیار جدی وکار ساز بر اهداف روریستی و دراز مدت طرح اشغال کامل عراق وارد کرد که از سوی لوطی جماران و سپاه پاسدران طراحی شده است .

بنابراین اکنون که توطئه ی انفجار لوله ی آب شهر اشرف و قطع آب روستا های اطراف آن خنثی شده و تلاش مذبوانه پرتاب موشک به قرار گاه اشرف منجر به آبروزی و شکست تروریست های اعزامی شد . همچنین مفتضح شدن توطئه ی بزرگتر در پارلمان عراق علیه ی مجاهدین به شکست انجامیده است . مخصوصاً اینکه دولت فخیمه ی ارباب انگلیسی آخوندهای حاکم بر ایران مجبور شد تا پس از مبارزه و نبرد سنگین 7 ساله که جریان داشت نام مجاهدین را از لیست تروریست ها خارج کنند که آیت الله جک وزیر امور خارجه ی پشین انگلیس اعتراف کرده بود که مقامات رژیم تروریستی در دیدار با وی درخواست کرده بودند که می بایست نام سازمان مخالف رژیم ملا ها در لیست گروه و سازمان های تروریستی در از طریق اتحادیه کشورهای اروپا گنجانیده شود. اکنون با خارج شدن نام مجاهدین از لیست تروریست از دولت فخیمه ی ارباب انگلیس ملاهای حاکم برایران چون احساس می کنند خیلی مغبون و سرافنکنده شده و احساس خفت و حقارت و شکست می کنند . برای جبران کردن مأموران و پاسداران تروریست خود را یکی یکی بر روی صحنه ی نمایش نشان دادن جای دوست و دشمن می فر ستند که دو مورد آن در روزنامه ی اطلاعاتی � امنیتی � پادگانی کیهان سربازجو حسین شریعتمداری و همکار نزدیک این پاسدار تروریست ها بازتاب داده شده که ضمیمه شده است که چگونه این پاسداران تروریست و مأمور جیغ بنفش و فغان علیه ی مجاهدین کشیده اند؟

هوشنگ بهداد
پنجشنبه 6 تیر ماه سال 1387
نقد وبررسی " نسخه اي به تاريخ همه روزها ( يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان پنجشنبه 6 تیر ماه سال 1387
"پاسدار حسین شریعتمداری از ترس مر گ دست به خود زنی و خود کشی زده و اعترافات و مقایسه ای کرده که آینه تمام نمای نظام فاسد ترسیم و به نمایش گذشته شده است"
جالب که سربازجو پاسدار حسین شریعمتداری که برای توجیه کاری واکنش های گسترده ی افشاگری عباس پالیز دار وارد صحنه شده ناخواسته نشان داده چگونه مجبور شده است که دست به خود زنی بزند؟ یعنی در اصل اقدام نوعی خود کشی از ترس مرگ می باشد . زیرا با مثالی که زده و نقل قوولی که از فکاهی نامه ی توفیق زمانشاه کرده است شرایط کنونی را را به خوبی ترسیم کرده و به نمایش گذاشته است . در ست است که از منظزر وی مخاطب رفسنجانی و آقازاده ها و به قول آخود امدی نتیوزارتخانه یا امپراتوری نفت است . اما اثبات کرده که تا کجا محتوا و ساختار نظام کنونی به خصوص دستگاه قضائیه اش آلوده به فساد است ؟ مشروط بر اینکه اشاره نکرده که اوضاع کنونی هزار بار بدتر از آن زمان شاه و دکتر اقبال می باشد . البته وی در دنباله ی یادداشت روزخود اعترافات بس بیشتری کرده است . بهر حال مقدمه ی یادداشت روز را پاسدار سربازو جسین شریعتمداری اینگونه شروع کرده است:
"هفته نامه فكاهي «توفيق» كه نزديك به دو دهه در سال هاي پيش از انقلاب منتشر مي شد و هر از چندگاه- و البته به ندرت- طنز و كاريكاتوري ناهمخوان با مذاق مسئولان رژيم طاغوت داشت و سرانجام نيز كارش به توقيف كشيد، در يكي از شماره هاي خود، تمام صفحه روي جلد را به كاريكاتوري اختصاص داده بود كه اشاره به آن در صدر اين نوشته خالي از لطف و بي فايده در بيان موضوع نيست. زمينه اين كاريكاتور، مرزهاي جنوبي كشور و سواحل خليج فارس بود. يك نفتكش غول پيكر، بعد از بارگيري از پايانه نفتي ايران، به سوي انگليس در حركت بود و در سوي ديگر، يعني درون خاك ايران، يك گاري اسبي در حال حمل يك بشكه نفت به مناطق مركزي كشور بود. در كنار اين دكتر منوچهر اقبال، رئيس و همه كاره شركت ملي نفت ايران و يكي از حلقه هزار فاميل رژيم شاه ديده مي شد، كه چشم خود را به سوي نفتكش غول پيكر انگليسي بسته و با چشم ديگر به گاري اسبي نگاه كرده و با دست به سوي آن اشاره مي كند و فرياد مي زند «آهاي... بردند!... خوردند... پدر اقتصاد مملكت را درآوردند و...»!"
البته سئوال است که مگر بر اساس اصل 107 قانون اساسی رژیم تروریستی آخوندی ولی فقیه همکاره نمی باشد و مگرعملاً در ظاهر امر نشا داده نشده است که و لایت فقیه یا لوطی جماران همکاره در این نظام بوده است ؟ اکنون باز هم پرسش است که اگر چنانچه دستان پنهان قدرت نامرئی در پشت پرده فعال نبوده و همچنان بیشتر فعال نمی باشد که لوطی جماران را در اختیار خودش دارد و کنترل می کند . همینطور اگر چنانچه نظام از رأس تا ذیل آن آلوده به فساد و غارتگری نمی باشد ؟ چگونه است که پس از 7 سال که از فرمان 8 ماده ای لوطی جماران سپری شده است البته این منشور معروف 8 ماده ای در دوران قدرت اصلاح طلبان قلابی صادر شد که سال عدالت به نام علی هم چاشنی این فرمان 8 ماده ای شد . چونکه قرار بود مبارزه با فقر و تبعیض و رشوه و رانتخواری وفقر و بیکاری شود.؟ جالب است که دانسته شود که نه اینکه اینکا ر نشد بلکه مسئله اینجاست که همچون تز مبارزه با ارزانی رفسنجانی بر ای مهار گرانی این فرمان لوطی جماران هم درست بر ضد خودش تبدیل شد و عمل کرد . زیرا که از 7 سال پیش تا نکون مسیر وارونه علیه ی زندگی طاقت فرسا و سخت و ناگوار معیشتی محرومان به جای بهبود شرایط اقتصادی و زندگی مردم بر جای گذاشت و عجیب تر اینکه موجب سرعت بخشیدن به رشد بیکاری و فقر و شکاف عمیق طبقاتی در جامعه شد و رشد روز افزون تورم لجام گسیخته و گرانی مهار نا پذیر همچنان ادامه دارد ولی برای راه چاره این پاسدار سربازجو شریعتمداری دوباره به ضرورت مطرح کردن این فرمان چنثن تأکید کرده است.
"امروز، بيش از هفت سال از صدور فرمان 8 ماده اي رهبر معظم انقلاب براي مبارزه با مفاسد اقتصادي مي گذرد. ايشان در آن فرمان 8 ماده اي كه خطاب به سران سه قوه صادر شده بود- 80.2.10- آورده بودند؛"
آویزان شدن به سخنان لوطی جماران که روز گذشته در جمع مسئولان نهادهای ژیم ایراد شد که تأکید و تکرار همان فرمان 8 ماده ای 7 سال پیش شده است. البته بدون آنکه توضیح یا کلام و سخنی داده شود که چرا این فرمان به چنین سر نوشت شومی دچار شد ؟ یا اشاره به اثبات بی پشم بودن کلا ه لوطی جماران شود که چه تضمینی برای اجرای تکرار ادعای فرمان 8 اد ای لوطی جماران می باشد تا که همان سیاست گذشته و حتی بد تر از آن ادامه نه خواهد یافت ؟ ولی سربازجو پاسدار حسین شر یعتمداری همچون لوطی جماران که از ترس بازتاب وواکنش افشاگری عباس پالیزدار در دانشگاه همدان به وحشت و نگرانی افتاده و مشتر کاً دست به و پا افتاده و دست به تلاش های مذبوحانه برای مهار تأثیر گذاری این افشاگری و بازتاب آن در جامعه زد اند . اما غافل می باشند که دارند شیون و زاری و خود زنی بر سر گوری می کنند که اصلاً در آن مرده ای وجود ندارد . برای اینکه نه فرمان 8 ماده ای بار ور نبود ، بلکه حتی خنثی و نازا و قسر هم نبود، زیرا که همانگونه که گفته و توضیح داده شد درست نتیجه ی معکوس درجامعه برجای گذاشت . برای اینکه هدف اصلی آن فرمان 8 ماد های نه بر طرف کردن معضل بیکاری و رشوه و فقر وتبعیض نبود ، بلکه سگ اندازی علنی علیه ی دولت اصلاح طلبان قلابی بود . برای اینکه هدف این بود تا که مسیر توسعه ی سیاسسی در جامعه که شعار اصلاح طلبان قلابی بود منحرفشود به سمت و سوی مسائل اقتصادی سوق داده شود تا با فعال کردن مافیای قتصادی و طرح سناریوی شهرام جزایری زمینه ساز شکست و طرد وحذف رقیب اصلاح طلبان قلابی از قدرت اجرا و پیاده شود تا شرایط برای قدرت گیری و یکه تازی رقیب مدعی اصول گرائی عاشق خدمت گزاری به مردم ایران هموار گردد . که اکنون 3 سال است که با طرح کودتای خاموش و خزنده نظام را یک دست کردند و خیلی بیشتر از اسلاف خود غارتگری و سرکوب کردند . حال که همچون نجیب حیوان توی گل فرو رفته و گیر کرده اند و افشاگری عباس پالیز دار نیز اوضاع را بیش از حد بحرانی و خطری کرده است . بنابراین تلاش شده است تا با آویزان شدن دوباره به این فرمان 8 ماده ای لوطی جماران شاید سوسوئی برای راه نجات از گرداب شرایط بحرانی و خطیر کنونی یافت شود . ضمن اینکه هدف مهم دیگر کوشش برای چرخاندن دام عباس پالیزدار از سوی دانه درشت های مافیای غارتگران اقتصادی افشا و رسوا شده ی وابسته و حامی لوطی جماران به سمت مهره های رقیب شکست خورده ی دوم خردادی می باشد که کلید این سناریو را سر بازجو پاسدارحسین شریعتمداری در ستون طنز گفت و شنود روز گذشته ی خودزد.همچنین رفع مسئولیت از لوطی جماران و پرونده ی وی سفید کردن هم هدف است . چونکه طوری قلمفرسائی و تحلیل ومانور تبلیغاتی و انحذرافی داده شده که گویا ایشان هیچگونه نقشی در پیدایش و رشد شرایط موجود نداشته است ، بلکه مقصر 3 نهاد مهم دیگر می باشند به خصوص قوه ی قضائی که نه اینکه در این زمینه ی فرمان 7 ماده ای تا کنون همکاری نکرده است، بلکه هر باز با اعدام کردن چند آفتابه دزد و فریاد زدن که اینگونه اقدامات موجب فراری دادن سرمایه ها از کشور می شود . زمینه ی غارتگری و چپاولگری سرمایه داران و مافیای اقتصادی را بیشتر فراهم کرده تا با خیال راحت اقدام با غارتگری هرچه ا فزون تر خود شان کنند.عجیب معا و سر و راز مشکوک و پیچیده ای شده است که اینگونه غارتگران بی نا ونشان اشاره شده که فراوان هم می باشند نه اینکه بازداشت و محاکمه نمی شوند، بلکه اصلاً نام و نشان هم ندارند واگر رئوزی دری به تخته ای به خورد و رشد تضاد های باندهای درونی آنقدر افزایش و رشد یابد که کنترل شدنی نباشد و یکی همچون عباس پالیز دار یافت شود که به عنوان دبیر تحقیق و تفحص پرونده های قضائی در مجلس به دلیل ور شکسته شدن مجبور شود تا که بخشی از این اسناد و مدارک و اسامی که اجازه ی قرائت آن در محلس فرایشی و نمایشی هفتم داده نشد را در دانشگاهی همچون همدان اعلام و افشا کند نه اینکه در جا بازداشت می شود و به خانه ی همکارانش ریخته و بازداشت ها و بازجوئی ها ی بیشتری انجام می شود تا که ااسناد ومدارک قبل از افشا شدن ومردم از محتوای آن مطلع و آگاه شوند جمع آوری و ضبط شوند . بدتر اینکه مورد بدترین اتهامات نیز از هر سو واقع می شوند که هرچرا اسرار پنهانی هویدا و آشکار کردند؟
اکنون با توجه به این شرایط آیامی توان انتظار معجزه داشت که چاقو می خواهد دسته ی خودش را ببرد که صحبت از ت/رار فرمان 8 ماده ای لوطی جماران شده است؟ یا نه هدف همان انحراف اذهان عمومی از بازتاب افشا گری پالیزدار و تعویض جای متهمان با تغییر مسیر و محتوای پرونده و نام اسامی افشا شده دیگر متعلق به مهره های رقیب دوم خردادی ها می باشد. بهرحال به جز مورد قبلی اشاره شده در دنباله پیرامو ن فعالیت زنجیره ای شبکه مافیای غارتگران اقتصادی چنین توضیح داده شده است:
"و اما، اين خبر موثق كه نمونه هاي متعدد ديگري نيز دارد، عبرت انگيز و درس آموز است؛ خبر آن است كه يكي از صاحبان سرمايه، با پرداخت 5 ميليون دلار رشوه به يك مدير دولتي، در يك مناقصه برنده مي شود و سپس با ارائه اسناد پيروزي خود در مناقصه از يك بانك مبلغ 300 ميليون دلار وام مي گيرد. اين شخص نه فقط كمترين اقدامي براي اجراي پروژه اي كه طي مناقصه ياد شده برعهده گرفته بود، انجام نمي دهد و نه فقط قسط هاي وام 300 ميليون دلاري را پرداخت نمي كند، بلكه با 100 ميليون دلار از وام دريافتي در جبل علي - منطقه آزاد دوبي- سرمايه گذاري مي كند! يعني، وام را از ايران مي گيرد و با آن در يك كشور ديگر سرمايه گذاري مي كند! چرا...؟!براي اينكه مي داند اولا؛ به علت جدي نبودن مبارزه با مفاسد اقتصادي، كسي از او درباره رشوه 5 ميليون دلاري، وام 300 ميليون دلاري، اجرا و عملياتي نكردن پروژه اي كه بر عهده گرفته است و سرمايه گذاري با پول ملت در يك كشور بيگانه كمترين پرسش و بازخواستي نمي كند! و ثانيا؛ اگر دري به تخته اي بخورد و كسي صدايش در بيآيد، دهها مدافع سينه چاك به حمايت از او بر مي خيزند كه؛ «چرا سرمايه ها را فراري مي دهيد»؟! «چرا عرصه را براي فعاليت نخبگان اقتصادي تنگ مي كنيد»؟!، چرا، چرا، چرا... ثالثاً؛ همين آقا دقيقاً مانند آشپزي كه هرگز دستپخت مسموم خود را نمي خورد، به خوبي مي داند كه با وجود فساد اقتصادي سرمايه اش امنيت ندارد! بنابراين، حتي پول دزدي را هم براي سرمايه گذاري به خارج از كشور انتقال مي دهد! و...
در خاتمه اینکه به نظر می رسد که سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری به دلیل دیدار وملاقات حضوری با لوطی جماران داشتن زیادی نشئه و شنگول است که چنین ذوق زده و احساسی و هیجانی شده است که با پشت انگشتان ونرمک کف دست دستان خود بر پشت پلک چشمان خود مالیده است تا که به زور چشمان خودش را باز کند تا که بتواند با هذیان وئی کپی بردری شده از روی نسخه های سفارشی و دیکته شده ی سخنرانی لوطی جماران از بازگوئی خواب نما شدن خودش بگوید و با آب و تاب فراوان پسوند تحلیل و تفسیر و تعبیر کردن های ذاب و مثال زدن از غارتران بی نام و نشان امام زمانی که گویا متوجه شده است پس از 3 دهه که فساد وآلودگی وغارتگری و رشد باندهای مفسدان گوناگون از رأس تا ذیل نظام را در برگرفته است و چون تا ر و کارتونک های عنکبوتی همه سطوح و تار و پودش را تنید و آلوده به فساد کرده است که ایشان مدعی شده و اخطار کرده است که بلی مفسدان اقتصادی باید بدانند که مسئولان نظا به پیروی از منویات ملوکانه ی و فرمان 8 ماده ای لوطی جماران هر گز دست ااز مبارزه ی بی امان و پیگیر خودشان از ضرورت مبارزه با مفسدان اقتصادی بر نمی دارند . ولی چون تضمین اینگونه های کمدی وارونه همیشه معکوس کار برد داشته است . برای همین عباس پالیز دار و همکاران افشا گر لیست اسامی امفیای اقتصادی و غارتگران بیت المال بازداشت شدند تا اینکه دیگر کسی جرأت نکنند وار حریم بزرگان شود و اسائه ادب به ساحت مقدس کلان دزدان و غارتگران مافیائی کند که چرا خود و اخنواده و آقازاده های شان صاحب ثروت های باد آورده و نجومی شده اند؟ برای اینکه طبق تجربهی 3 دهه ی گذشته اصلاً مهم نیست که در دانشگاه های پادگانی شده چه می گذرد و معاون دانشگا در دفتر محل کار خودش در دانشگاه زنجان با دختر دانشجو چه می کند؟ یا اینکه دانشجویان چه واکنش نشان داده و چگونه فریاد مرگ بر دیکاتور می زنند؟ یا اینکه این روز ها چند تا دختر دانشجو در لاهیجان وزاهان وای دیگر اقدام به خود کشی کردند؟ یا اینکه کارگران قهرمان کارخانه تولید نیشکر هفت تپه برای چه نزدیک دو ماه است که دست با اعتصاب و تحصن واعتراضات زده اند و خواست و مطالبات شان چیست و عامل ورشکسه شدن این مجتمع تولیدی کیست؟ یا اینکه بالاخره مردم ایران چگونه زندگی می کنند وتورم و گرانی و افزایش قیمت کالاها درجامعه چه می کند؟ نقش دلالان وواسطه ها در اقتصاد انگلی دلالی چیست و روزانه چه ارقام وحشتناکی از جیب مردم محروم و سفره های خلی تهی دستان به غارت برده می شود و بر توی کیسه ی گشاد و پر ناشدنی چه دزدان و غارتگران و شرکای ااربابان حاکم در قدرت و باندهای مافیائی اقتصادی وابسته به آنان یا رقیب شان ریخته می شود؟

هوشنگ – بهداد
پنجشنبه 6 تیر ماه سال 1387