نقد و بررسی " يک داغ دل بس است براى قبيله اى (يادداشت روز)" روز نامه ی کیهان یکشنبه 17 آذرماه سال 1387
"تهدید منتقدان خودی که چرا در طرح وحدت ملی حضور و شرکت داشته و متهم به همکاری با دشمن بیرونی کردن رقیب دوم خردادی ها "
مشخص نیست که چرا سربازجو پاسدار منام امام زمانی شده ی یادداشت روز نویس از موضع فرافکنی و باضرب سیلی سرخ کرده است و دست به قرینه سازی زده است؟ یعنی اینکه چرا روز بعد از 16 آذر که توطئه های تدارک دیده شده ی برنامه ریزان پشت پرده با شکست مواجه شد . زیرا که هم لوطی جماران در دانشگاه حضور نیافت .هم اینکه حرکت های اعتراضی دانشجوئی در 16 آذر دردانشگاه ها برگزارشد . اما اکنون سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری از بیانیه بیرون دادن زندانیان سیاسی 17 شهر یور به مناسب روزه جمعه ی سیاه سال 57 گفته است . البته مشابه همین موضع گیری را سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری خطاب به شیخ مهدی کروبی و مهندس عزت الله سحابی در گذشته در یکی از یادداشت روزهای خود داده بود که در آن یادداشت بر خلاف یادداشت روز کنونی خودش را نماینده ی زندانیان سیاسی در زمان شاه معرفی کرده بود . البته پس ازا پاسخ شیخ تواب مهدی کروبی که از وی مچ گیری کرد. وی خاموش شد. برای همین اکنون ترجیح داده است تا که بصورت سرباز گمنام بدون نام ونشان قلم فرسائی کند. زیرا که با جا خالی دادن وعدم پرداختن و بررسی و تحلیل پاسخگوئی نمودن عدم دلیل حضور لوطی جماران در دانشگاه علم وصنعت برای سخنرانی کردن، ولی برای اینکه به خواهد پاسخی به برگزار کنند گان همایش های اخید وحدت ملی داده و پیشنهاد دهندگان وحدت براینجات ایران باشد با شیوه ی بازجوئی زندان متن بیانیه ساختگی سال 57 در زندان را تغغیر داده است تا که پاسخی به حزب مشارکت و سازمان مجاهدین اسلامی و نهضت آزادی و لطف الله مثیمی داده باشد که به برگزاری اخیراکنگره ی حزب مشارکت حضور داشتند که در این کنگره اعلام شد کهخاتمی به عنوان نامزد ریاست جمهوری دوره ی دهم این کنگره می باشد . به خصوص اینکه قبل از آن برگزاری مراسم 30 ساله قانونگذاری در بهار ستان برگزار شده بود. بهر حال اکنون پیشنهاد و شرکت کنندگان چنین مورد بازجوئی واقع و متهم شده اند که چرا بابهانه ی وحدت ملی و نجات ایران علیه ی دولت ملی و اصولگرائی پاسدار گماشته احمدی نژاد این گروه ها این چنین مخالف شده اند؟

"اکنون باید پرسید �دولت وحدت ملی� مورد نظر گروهها و احزاب یاد شده برای رسیدن به چه هدف مقدس و کدام مقصود ارزشمند است؟ مگر دولت کنونی برخاسته از رأی ملت و حاصل وحدت ملی نیست؟! اگر هست- که هست- طرح تشکیل دولت وحدت ملی برای چیست؟! آنچه بی تردید می توان گفت این است که طرح یاد شده و خواهر دو قلوی آن یعنی �ائتلاف برای نجات کشور�! به منظور مقابله با اصولگرایی و دولت اصولگرای نهم تدارک دیده شده است، چرا که اولین گام آن نفی دولت اصولگرای برخاسته از رأی مردم است و نکته در خور توجه این که کسانی از �ضرورت وحدت ملی� سخن می گویند و برای پی گیری آن همایش برگزار می کنند که در چند دوره انتخاباتی اخیر نظیر ریاست جمهوری نهم، مجلس های هفتم و هشتم و شوراهای اسلامی شهر و روستای دوم و سوم با رویگردانی معنی دار مردم روبرو بوده اند."

سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس در ادامه ی یادداشت روز خود و بدون آنکه توضیح دهد که مبلغ ناپدید شدن مبلغ 150 میلیارد دلار در آمد نفتی در چند سال گذشته کجا رفته است که بطور مستمر از سوی منتقدان مطر ح شده ولی تا کنون هیچگونه پاسخی در این مورد داده نشده است . ولی با شیوه ی وارونه گوئی و طلبکاری کردن از ساده زیستی دولت اصول گرایان ادعای کمدی خدمت گزاری به مردم ایران گفته است . البته مشخص نکرده که این مردم کیستند وچه نوع خدمات دولتی دریافت کرده اند که وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم به خصوص تهی دستان و محرومان روز به روز بدتر از قبل شده است. همچنین در ادامه به اختلاف نظرگاه و عملکرد دو مدعیان اصول گرایان و اصلاح طلبان اشاره کرده و تأکید نموده که اصلاً قابل مقایسه با هم دیگر نمی باشند.
آنکاه پاسدار سربازجو یادداشت روز نویس خطاب به منتقدان خودی هم نفس با دعیان اصلاح طلبان شده تأکید و تهدید کرد که خط قرمز اصول گران می بایست ترسیم ومشخص شود که کجا ایستاده اند؟ از سوی دیگر دستگاه اجرائی نیز باید موظف باشد تاکه اصول گرایان وخود گول و فریب دولت وحدت ملی را نخورد زیرا که طبق پرونده و سناریوئی که برای پیشنهاد دهندگان دولت وحدت ملی ساخته و پرداخته شده ادعا شدده است که شواهد و قرائن موجود حکایت از آن دارد که آمریکا برای عملیاتی کردن پروژه خود، به ترفند جابه جایی مرزها و تغییر محورها روی آورده است.. زیرا که دشمن بیرونی آمریکا به کمک دشمن کینه توزداخلی فعال شده آمده که قصد بازگشت قدرت کرده است و قبلاً در یکی دو شماره یادداشت روز تذکر داده شده بود که هدف این طرد شدگان از قدرت چیست؟ اکنون نیز دوباره قید شده است که دشمن بیرونی با بهره گیری از دنباله های داخلی فریب خورده ها می کوشد محور �اصولگرایی-اصلاح طلبی� را که هر کدام سابقه و تعریف شناخته شده ای دارند به محور �موافقان و مخالفان دولت� تبدیل کند با این امید که در میدان جدید، سابقه نه چندان خوشایند مدعیان اصلاحات و عملکرد مردمی اصولگرایان هر دو به فراموشی سپرده شود و هر یک از آنها با تابلوی جدیدی که آدرس های واقعی از روی آن پاک شده وارد میدان شوند.
درخاتمه اینکه پاسدار یادداشت روز نویس بدون آنکه تحلیل دهد تا اشاره به عملکرد دولت کنونی اصول گرا خوانده شده کند افزوده که بدیهی است که در این میان مدعیان اصلاحات از پنهان کردن سابقه خود خوشنودند، وتأکید نموده البته که این سابقه پاک شدنی نیست. زیرا که عملکردشان موجب شد تا پاسدار گماشته احمدی نژاد رئیس جمهور شود و شرایط کنونی حاکم شود که برای عبور از آن و نجات رژیم تروریستی آخوندی اکنون می بایست طرح پیشنهاد نجات ایران ودولت وحدت ملی داده شود . بالاخره در پایان با شیوه حلوا و هویج منتقدان خودی دولت نهم را متهم نموده است که خسارت دیدگان این میدان بازی برخی از این دوستانی هستند که دولت جراحی و خراطی شده ی مدعی امام زمانی و عاشق خدمت گزاری به مردم ایران را به حال خود را واگذارده و در پروژه ای شرکت نموده اند که برای مقابله با خود شان طراحی شده است و اضافه کرده صدالبته این پروژه با توجه به هوشیاری سربازان گمنام و طراحان طرح کودتای خاموش و خزنده که مردم خطب شده اند ترکش طعم شیرین تورم و گرانی و افزایش قیمت کالاها و فقر و بیکاری خدمت نامیده شده از سوی مدعیان اصولگرایان حاکم را چشیده اند که اینات در اولین حرکت طراان را گام ناکام خواهند کرد. در نهایت اینکه همچون گذشته تهدید کرده است که در آینده نزدیک، به نقش دقیق دشمن خارجی در این پروژه و همکاری دشمن کینه توز داخلی رقیب دوم خردادی ها با دشمن بیرونی ، همراه با اسناد غیرقابل انکار شان پرداخته خواهد شد.

هوشنگ - بهداد
یکشنبه 17 آذرماه سال 1387

نقد و بررسی " عاقبت تكيه كردن بر ديكتاتورها" کوتاه روز نامه ی جمهوری اسلامی یکشنبه 17 آذر ماه سال 1387
چرا برای اینکه مشخص شود دیکتا تور مستبد کیست. همه پرسی آزاد با حضور ناظران بیطرف سازمان ملل در ایران برگزار نمی شود تارسوا شود هر که در او غش شود؟

جیب بران ودزدان حرفه ای از غفلت سوژه های خود استفاده برای رسیدن به اهدافخود استفاده می کنند. فرصت طلبان نیزهمه جا از منافع خودشان دفاع می کنند . صد البته که متجحران وخرافه پرستان و عوامفریبان و دین فروشان نیز با ابزاری کردن دین یا بقول معروف با تصویر مار کشیدن ومار نشاندن ونا آگاهی وساده اندیشی دیگران سوء استفاده کا مل می کنندو همچون زالو از خون دیگران این انگلان تغذیه می کنند .
همانگونه که هنوز فراموش نشده است که روزی شادروان و زنده یاد آیت الله طالقانی تأکید و اخطار کرده بود که حکومت مستبد مذهبی از بدترین نوع حکومت های فاشیستی و استبدادی و دیکتاتوری می باشد . یعنی همین رژیم ضد مردم و بربرمنش و تاریک اندیش فاشیست مذهبی صداق عینی اش می باشد که 3 دهه است که درایران حاکم می باشد و 30 سال است که دین را تبدیل به ابزار قدرت و ثروت و سرکوب و خیانت و جنایت و عوامفریبی و جنگ افروزی و دین فروشی شده است. آنگونه که جنگ ضد ملی و ضد ملی 8 ساله ی ورانگر میان ایران و عراق را نعمت الهی جا زده شد . اکنون نیز سرمقاله نویس با پاک کردن صورت مسئله و آدرس غلط دادن به همان سبک برای جیب بری کردن از موضع فرار و فرافکنی کردن آنگونه ادعای کمدی کرده و از گرفتار بودن ملت های مسلمان اسیر استبداد و دیکتاتوری گفته است که گویا در ایران هیچ خبری از استبداد واثری از دیکتاتوری نمی باشد . درصوریکه هم اینکه رکورد دار نقض قوق بشر در جهان می باشد . هم اینکه رهبرانش در آلمان دارای حکم محکومیت ترورمخالفین ایرانی خود می باشند.

از طرف دیگرهنر وتخصص حرفه ای آخوند جماعت منبرو روضه خوانی و گریز به صحرای کربلا زدن و آسمان و ریسمان بهم بافتن و امام حسین کشی های تکرار اندر تکرار برای دریافت حق منبری اشان می باشد . البته هر گز هم این جماعت انگل بقدرت رسیده نه با علم ونه با رابطه ی علت و ریشه ها که عامل معلول ها می باشد کاری ندارند،بلکه در همه شرایط با سفسطه گری حوزوی تعبیر و تفسیر به رأی به نفع خودشان می کنند . اکنون نیز ملای سرمقاله نویس بدون آنکه تعریفی از استبداد و دیکتاتور ارائه کند که چیست و همچنین بدون پاسخگو بودن و تشریح کردن که نقش ولی فقیه مطلق درر ژیم تروریستی آخوندی چیست؟مهمتر اینکه معنی و عملکرد فتوای حکم حکومتی که بالا تر از قانون اساسی می باشد که هر زمان لوطی جماران پس از نشئه شدن عشقش بکشد آن را صادر می کند چیست؟ اما بدلیل اینکه شیخ طنطاوی دیدار با شیمون پرز رئیس جمهور اسرائیل داشته این چنین محکوم شده و وی و حسنی مبارک رئیس جمهور مصر را مستبد دیکتاتور نامیده و به عنوان نماینده و سخنگوی مردم مصر همچون نامه ی لوطی حکومتی لوطی جماران چنین حکم محکومیت برای شان صادر کرده است:

"اول آنكه اصولا دست دادن با رئيس رژيم صهيونيستي و ابراز صميميت نسبت به او اقدام خلافي نيست و طنطاوي مرتكب جرمي نشده است تا با او برخورد شود. اين را دولتي ها و طرفداران رابطه با رژيم صهيونيستي مطرح مي كنند. دوم آنكه طنطاوي بقدري قدرتمند است كه مخالفت ها و مخالفان نمي توانند تاثيري در جايگاه او داشته باشند. و سوم آنكه مخالفت كنندگان از جايگاه قابل اعتنائي در جامعه و ميان مردم برخوردار نيستند و همين امر موجب شده است مخالفت ها طنطاوي را وادار به كنار رفتن و يا حتي عذرخواهي نمايد. واقعيت اينست كه علت بي نتيجه ماندن اعتراضات مردم مصر اراده ديكتاتور حاكم بر اين كشور يعني حسني مبارك بر حمايت از طنطاوي است . طنطاوي غلام حلقه به گوش حسني مبارك است و ديكتاتورها براي عملي ساختن آنچه اراده مي كنند به چنين افرادي نيازمند هستند. طنطاوي هويت مستقلي ندارد و مهره ايست كه فرعون مصر در بازي هاي سياسي خود او را هر طور بخواهد به كار مي گيرد. بنابر اين كاملا طبيعي است كه طنطاوي به عنوان شيخ دست نشانده الازهر به آمريكا برود و در اجلاسي تحت عنوان گفتگوي اديان با رئيس رژيم صهيونيستي كه هيچ نسبتي با اديان ندارد دست بدهد و به او لبخند بزند تا ديكتاتور مصر نقش خود را در مشروعيت بخشيدن به رژيم صهيونيستي در پوشش اديان بازي كرده باشد و پاداش خود را از آمريكا و صهيونيست ها بگيرد. نقش دلارهاي نفتي عربستان در اين بازي كثيف را نيز نبايد ناديده گرفت . شاه عربستان اين بازي را در نيويورك و درست در هنگامي كه مردم مظلوم غزه زير شديدترين جنايات صهيونيست ها درحال خرد شدن بودند به راه انداخت تا به فلسطيني ها بگويد حتي شيخ الازهر نيز حق را به رژيم صهيونيستي مي دهد و شما چاره اي جز دست برداشتن از مقاومت نداريد. هر چند ديكتاتورهاي ارتجاع عرب با به راه انداختن اين بازي نوكري خود را نسبت به شيطان بزرگ و دلالي خود براي صهيونيست ها را براي چندمين بار به اثبات رسانده اند ولي افكار عمومي جهان عرب و اسلام را با اين بازي كثيف بيش از گذشته عليه خود برانگيختند و پيچيده شدن طومار ديكتاتوري خود را تسريع كرده اند. طنطاوي نيز نبايد به حمايت فرعون مصر دل خوش باشد زيرا سنت الهي اينست كه فرعون ها درهم كوبيده مي شوند و سرنوشت كساني كه به ديكتاتورها تكيه كنند نيز همين است"

بالاخره اینکه در دنباله ملای سرمقاله نویس در شرایطی دست به خود زنی ووارونه گوئی کرده و کتمان حقیقت کرده است که رفسنجانی مکار که یکی از مهره های کلیدی در 30 گذشته در رژیم تروریستی آخوند ی بوده است .اکنون به دلایل داشتن درغارتگرری های خود و خانواده اش که مرتکب شده است و اختلاف که با رقیبش لوطی جماران دارد .برای اینکه گوش هایش کشیده شود. لوطی جماران پاسدار گماشته ی خود محمود احمدی نژاد را راهی شهر های ساری و زنجلان کرد تا ضمن اینکه اعتراف به شکاف طبقاتی کند تا که بگوید جامعه دوقطبی شده است . آنگونه که موجب 70% فقیر و محروم و30 % غنی و ثروتمتند در جامعه شده است که پاسدار احمدی نژاد برای انتقام گرفتن از عاملین این شکاف طبقاتی و غارتگری دست بر چاقوی زنجان برد و تهدید به قطع دست وپا هائی کرد که طبق گفته ی پاسدار احمدی نژاد شکم های شان پر و سیر است و پول های شان نیز از پارو بالا نمی رود .

همچنین از سوی دیگر خاتمی دشمن خطرناک و کینه توز خوانده می شود که دوباره هوس باز گشت به قدرت دارد . حال بماند که دستگاه آلوده به فساد و تبعیض قضائیه 3 دهه است که فقط احکام جنایت و مرگ علیه ی محرومان و تهی دستان صادر کرده است که حتی نه اینکه در میان شان یکی از شکم سیر و پر های ذکر شده که پولش پارو بالا نمی رود وجود نداشته است ، بلکه زمانیکه عباس پالیزدار در دانشگاه همدان پرونده ی غارتگری اسامی 44 دانه درشت نزدیک ووابسته به لوطی جماران را اعلام و افشا نمود. خود افشاگر بازداشت و زندانی شد . یا اینکه زمانیکه 29 نگون بخت و پرورش یافتگان رژیم تروریستی آخوندی در یک رووز در زندان اوین بطور جمعی بر دار کشیده شدند که مورد انتقاد مدافعان حقوق بشر قرار گرفت . سعید مرتضوی قاتل و بازجو وشکنجه گر دادستان تهران در پاسخ به منتقدان گفت که ارتکاب این جنایت عین حقوق بشر است .

درخاتمه اینکه اینگونه اقدامات استبداد و دیکتاتوری نمی باشد. به خصوص اینکه به دانشجویان آزادیخواه مجئوز داده نشد تا که در روز 16 آذر مراسم سالگرد برپا کنند و فریاد مرگ بر دیکتا تور سر دهند. در عوض گفته شد که لوطی جماران به جای دانشجویان قرار است که در دانشگاه علم وصنعت حضور یابد و علیه ی دانشجویان سخنرانی کند . البته لوطی جماران از ترس واکنش دانشجویان معترض جا خالی داد و در دانشگاه حضور نیافت . بلی این دیکتاتوری و استبداد نیست که از طریق سیاست صدور تروریسم و بنیاد گرائی و دخالت گری با چاشنی دلارهای ا هدائی عراق را باتلاق شود و لبنان تبدیل به سر زمین سوخته گردد. همینطور در فلسطین جنگ داخلی راه انداخته و نوار غزه جدا شود . زیرا که این اقدامات می بایست پشتوانه ی اهداف پروژه ی هسته ای و دسترسی به سلاح هسته ای می شد که مردم ایران نه اینکه بمب اتمی وجنگ به خاطرش نمی خواهند، بلکه اساساً رژیم تروریستی مستبد آخوندی را نمی خواهند . زیرا اکر خرافه پرستان و غارتگران ودین فروشان ومستبدان و جنگ افروزان حاکم راست می گویند که نه خود دیکتاتور مستبد و فاشیست نمی باشند، بلکه مخالفش نیز می باشند . چرا تلاش نمی کنند تا یک همه پرسی آزاد بدون دخالت گری و با حضور ناظران بیطرف سازمان ملل در ایران برگزارشود تاکه مردم ایران بطور آزادانه بتوانند نظرشان پیرامون نظام و حاکمان وپروژه ی هسته ای را بیان کنند که چیست تا رسوا شود هر که در او غش شود؟
هوشنگ � بهداد
یکشنبه 17 آذر ماه سال 1387
نقد و بررسی "براى امروز(يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان شنبه 16 آذر ماه سال 1387
"طنز جدید روز 16 آذر، کشف شده است که هژمونی جنبش آزادیخواهی در زمان شاه با خمینی شیاد بود"
مشخص نیست که رژیم بربرمنش و تاریک اندیش ومتحجر و خرافه پرست که ضد علم و اندیشه و تفکر وآزادی و عدالت و دانشگاه و دانشجو وبه خصوص زن می باشد و دارای سابقه ی بس ننگین و خیانت و جنایت بار 3 دهه سرکوبگری مداوم جنبش آزادیخواهی دانشجوئی دارد که از یورش اردیبهشت ماه سال 59 به سراسر دانشگاه های ایران آغاز شد که با بهانه ضد انقلاب فرهنگی این توطئه شروع شد که پس از به خاک و خون کشانیدن شدن دانشگاه ها که منجر به کشته و زخمی و مجروح شدن تعداد بیشماری از دانشجویان شد ، البته که بیش از اینان بازداشت شدند که پس از 30 خرداد سال 60 و تابستان خونین سل 67 در کشتار جمعی اعدام شدند . و پس از آن همچنان این وضعیت ضدیت و دشمنی با داشجویان ادامه داشته است . تا جاتئیکه پس از رئیس جمهور شدن پاسدار احمدی نژاد در رأس اهداف شوم و پلیدش اقدام در پادگانی و حوزوی کردن دانشگاه ها قرارگرفت . زیرا که آخوندهای متحجر حوزوی وانتصابی را رئیس دانشگاه تهران و دانشگاه های دیگر کرد .

در ادامه با ستاره دار کردن دانشجویان مخالف دگر اندیش و تعقیب و اخراج آنان از دانشگاه ها در دستور کار قرار گرفت. حتی برخی از اینان ربوده و کشته شدند . حتی از سوی ی دیگر اساتید دانشگاه ها به اتهام لیبرال و سکولاریسم بودن بطور اجباری پاک سازی و باز نشسته ی شدند . خلاصه سیاست ضدیت با دانشگاهیان و دانشجویان تا آنجا پیش برده شد که منجر به فریاد مرگ بر دیکتاتوراز سوی دانشگاهیان زده شد . همچنین فریاد زده شده که احمدی نژاد عامل سرکوب و تبعیض و فقر و سرکوب و استبداد وفساد .

اما اکنون بدلیل وحشتی که از جنبش آزادیخواهی می باشد . سرکوبگران و چماقداران وحشت زده شد از جنبش دانشجوئی و برنامه ریزان پشت پرده ی کودتا گران خاموش و خزنده ، خواب نما شده و پرچمدار دفاع از جنبش دانشجوئی شده اند و برای چنین روز حساسی 16 آذر لوطی جماران را آماده حضور در دانشگاه علم و صنعت کردند تا بهانه لازم علیه ی دانشجویان باشد که مجوز برگزاری مراسم بزرگداشت 16 آذر به اینان داده نشود . پس بی جهت نیست که اکنون قلم بر دست روزنامه ی پرونده و سناریو ساز اطلاعاتی � امنیتی �پادگانی ورق پاره ی کیهان متعلق به سربازجو حسین شریعتمداری وارد صحنه شده و با اشک تمساح برای دانشجویان ریختن از عدالت خواهی جنبش دانشجوئی پیر امون چنین روزی قلمفرسائی کرده است. آنهم در رژیم غارتگری که عدالت آنگونه آزادی و دمکراسی وارونه و تضاد اجرا شده است که پاسدار احمدی نژاد ضمن اعتراف کردن در شهر ساری به شکاف عمیق طبقاتی اکثریت هشدار داد که 70% محروم و 30% اقلیت غنی و صاحب همه چیزشده با پرسش کردن که عامل چیست و را بایداینگونه باشد . آنگاه مکمل این حرکت در زنجان دست بر چاقو برد تا دست وپای شکم های پر و سیر را قطع کند که بقول وی پول های شان از پارو بالا نمی روند وعامل شکاف همین دو قطبی شدن جامعه به 70% اکثریت محروم 30% اقلیت حاکم و صاحب همه چیز شده می باشند.
مسخره تر اینکه طلبه پاسدار یادداشت روزنویس تاریخچه ی جنبش دانشجوئی در زمان شاه را نیز به خمینی شیاد گره و پیوند زده است که فرمان تهاجم یورش سراسری و به خاک وخون کشاندن دانشگاه ها در ردیبهشت ماه سل 59 را داد . سپس حکم اعدام دانشجویان زندانی شده را در کنار سایر زندانیان سیاسی در قتل عام تابستان خونین سال 67 را صادر کرد که اکنون اینگونه شیادانه تبلیغ شده است که گویا هژمونی جننبش دانشجوئی در زمان شاه با خمینی شیاد و متحجر بوده است . در صورتیکه وی به به دلیل مخالفت با شرکت زنان در اتتخابات مجلس زمان شاه که حاصل اصلاحات انقلاب سفید شاه بود کهچرا زنان می توانند به عنوان انتخاب شونده و انتخاب کننده حق حضور در صحنه ی انتخابات داشته باشند که خمینی با این امر مخالفت کردو تبعید شد وجز این مبارزه ای علیه شاه نداشت و هیچگونه ارتباطی به جنبش دانشجوئی در آن زمان نداشت که اکنون طلبه پاسدار ادعایکمدی آن را کرده است.
فراموش نشود که این اعدای طنز گونه شنیع ترین و جدید یرین اتهام وتوهین کردن به جنبش دانشجوئی زمان شاه می باشد . برای اینکه تولیدات خمینی همچون پاسدار احممدی نژاد رئیس جمهور و پاسدار علی لاریجانی ریس مجلس کمدی و دکوری و انتصابی هشتم می باشد. بهرحال در دنباله ی روضه خوانی بسوط دانشجوئی طلبه پاسدار قلم بر دست یادداشت روز پیشرفت دانشگاه ها ومدارج علمی ارتقای سطح دانش وپژوهش و تحقیق دانشگاهی به خصوص محور پروژه ی هسته ای و آمریکا ستیزی و عدالت خواهی در رژیم تروریستی آخوندی را خلاصه وطبقه بندی کرده است .

در خاتمه اینکه طلبه پاسدار یادداشت روز نویس ومبلغ و مدافع اندیشه ی متحجر خمینی شیاد که با نسبت دادن جنبش دانشجوئی در زمان شاه به خمینی شیاد که گفته شد این ادعای مضحک بدترین اتهام وتهمت به جنبش دانشجوئی زمان شاه وحتی پس از آن ست که وی مرتکب شده است . سپس با آویزان شدن به جانشین خرافه پرست ومتحجر و فرصت طلب تر از خمینی یعنی لوطی جماران جانشین خمینی، دست به موج سواری فرصت طلبانه اهداف دانشجویان 16 آذر زمان شاه زده است و با انکار کردن ارسال دو نامه ی پاسدار احمدی نژاد به بوش و اوباما، اداواطوارهای نمایشی و کمد ی ضد آمریکائی استکبار ستیزی را به نمایش گذاشته است و دانشجویان مخالف نظام وارتجاع حاکم را متهم به غرب گرائی ووابستگی به آنان کرده است تا که بیشتر هم ماهیت واپس مانده ی اندیشه و تفکر ارتجاعی خودش را عریان کند .هم ابزاری بودن نمایش مبارزه با شیطان بزرگ آمریکا همچون دین فروشان حاکم که دین را ابزار قدرت و ثروت و سرکوب دگر اندیشان کرده اند را برجسته سازد . ضمن اینکه عمق و کینه و دشمنی با جنبش آزادی خواهی دانشجوئی را نیز عیان و آشکار کرده است که صد البته ناشی از ترس ووحشت قیام دانشجویان است که لوطی جماران در فضای حکومت نظامی برای مهارش امروز 16 آذر قرار است تا که در کنار بسیج حامیانش در دانشگاه حضور می یابد تا که ترس خود و نظام از جنبش و قیام آزادیخواهی دانشجوئی را اثبات و هویدا سازد.
هوشنگ � بهداد
شنبه 16 آذر ماه سال 1387
نقدو بررسی "تاملاتي در تعامل با همسايه شرقي" روزنامه ی جمهوری اسلامی شنبه 16 آذر ماه سال 1387
" باید بداند آنانکه باد می کارند، روزی توفان درو خواهند کرد"
گفته می شود آنانکه باد می کارند، روزی توفان درو خواهند کرد. اکنون سرمقاله نویس شیوه وزاری و ناله و شکوه از توفانی کرده است بدون آن به کاشتن باد هر گزاشاره ای داشته باشد . یعنی بدون آنکه توضیح داده و تشریح کرده باشد که در 30 ساله گذشته دولتمردان گوناگون و کنونی رژیم تروریستی آخوندی در چه کاری در استان محروم و فقیر سیستان و بلوچسان ومردمانش کرده اند و چه دستآوردی داشته اند؟
یا اینکه مگر غیر از این بوده ی می باشد که در 3 دهه گذشته روزی نبوده است که خبر مرگ و میر و محرومیت و اعدام ودار زدن از این استان مخابره و بازتاب داده نشود؟ البته که این سیاست ضد انسانی نمودی از سیاست ترسیم شده ی کلی صدور تروریسم و بنیاد گرائی به برون مرز و دخالت گری در امور داخلی سایر کشورهای منطقه به خصوص کشورهای همجوار رژیم تروریستی آخوندی می باشد . زیرا که اگر تا کنون دقت و توجه شد ه باشد کهچگونه بطور سیستماتیک دراینگونه سر مقالات پیوسته قلمزنی و تئوری پردازی سیاست داخله گرایانه در امور داخلی کشور های همجوار و منطقه شده و با تهدید و توهین کردن ادامه داشته است که مکملش دشمنی و مخالفت از روند مذاکرات صلح خاور میانه می باشد . زیراکه آن سوی سکه بحران سازی وجنگ افروزی و بی ثبات وناامن کردن منطقه است که چاشنی سیاست دفاع مسمتر و جدی از پروژه ی هسته ای و تلاش برای دسترسی به سلاح هسته ای می باشد.
البته به دلیل ساختار ارتجاعی و اصلاح و تغییر ناپذیر رژیم تروریستی آخوندی و ماهیت نامشروع و ضد مردمی بودنش که به جز اتکای ارگان های سرکوبگرانش و ایجاد فضای اختناق و رعب ووحشت و سرکوب و شکنجه و زندان و دارو اعدام در داخل کشورو صدور تروریسم و بنیاد گرائی و اقدامات تروریستی برون مرزی شانس و امکان بقا و دوام ندارد .
بنابراین سرمقاله نویس بدون بیان و اذعان کند که رژیم بربرمنش منش و تاریک اندیش نامشروع آخوندی چه تعداد از اعضا و خانواده ریگی ها در استا ن سیستان و بلوچستان در کنار سایر افرادمحروم این استان محروم را کشه یا اعدام کرده است . اما پیرامون انتقام انجام شده که با فاصله ی زمانی چند ماهه خبرش بازتاب داده شده است . همینطور بدون اشاره به اقدامات تروریستی برون مرزی که در افغانستان و پاکستان که از سوی عوامل اعزامی و دالی رژیم تروریستی انجام شده است . ولی اکنون در راستای همین سیاست دفاع از سرکوب داخلی و ترور برون مرزی خطاب به ارگان تروریستی و بد نام وزارت اطلاعات اینگونه پرسش و کرده و توصیه برطرف کردن ضعف اطلاعاتی نموده است :

خبر شهادت تمامي گروگان هاي پاسگاه سراوان به دست گروهك تروريستي عبدالمالك ريگي علاوه بر اينكه ناگوار و موجب تاثر و تاسف است از دو نظر قابل تامل نيز هست اول آنكه نيروهاي اطلاعاتي امنيتي و انتظامي ما بايد از عملكرد خود در جريان فعال شدن گروهك تروريستي عبدالمالك ريگي تاكنون ارزيابي جامع و دقيقي بعمل آورند و با مشخص نمودن نقاط قوت و ضعف خود تلاش نمايند از نقاط قوت براي توفيق در برنامه ريزي هاي آينده استفاده كنند و با شناسائي عوامل پديد آمدن نقاط ضعف براي جبران آنها اقدام نمايند. ترديدي وجود ندارد كه دستگاه هاي اطلاعاتي امنيتي و انتظامي ما موفقيت هاي زيادي در مهار تروريسم و برخورد با عناصر و عوامل ناامن كننده كشور بويژه در مناطق شرق كشور داشته اند و از اين بابت بايد از آنها قدرداني شود. با اينحال از اين دستگاه ها در نظام مقتدر جمهوري اسلامي كه علاوه بر قدرت و صلابت خود حاكميت پشتوانه مهم و كارساز مردمي را نيز در اختيار دارد انتظار بيشتري وجود دارد. واقعه تاسوكي مي بايست زنگ خطر را براي اين دستگاه ها بگونه اي به صدا درآورده باشد كه اصولا حوادثي از قبيل پاسگاه سراوان و موارد مشابه رخ ندهد. بعد از چنين وقايعي نيز از دستگاههاي اطلاعاتي امنيتي و انتظامي جمهوري اسلامي ايران اين انتظار وجود دارد كه با تدبير و كارداني لازم بتوانند مانع گسترش دامنه عوارض اين حوادث شوند.

سرمقاله نویس در ادامه یتحلیل مقاله ی خود ضمن تفکیک کردن این پرونده که آن را مر تبط به دوران ژنرال مشرف دانسته و از هم دیگر تفکیک کرده است امادر ادامه به دلیل ربوده شدن کاردار تروریست حشمت الله عطر زاده که گفته می شود اعضای القاعده مقصر ای ربودن می باشند دولت کنونی را مسئول و مقصر دانسته شده است که تناقض آشکار در تفکیک کردن و پیام ضمیمه شده دارد. اینگونه خطاب به حکومت پاکستان تحلیل و پیام داده است :
"در حسن نيت دولت فعلي اسلام آباد ترديدي نداريم ولي انتظارات ملت ايران از اين دولت در قبال حوادث ماه هاي اخير برآورده نشده است . روشن است كه دولت كنوني پاكستان مشكلاتي دارد كه موجب مي شود نتواند آنچنان كه مورد انتظار است عمل كند لكن ادامه وضعيت كنوني كه تروريست ها و نفوذي هاي سازمان هاي جاسوسي بيگانگان به راحتي در پاكستان عمل مي كنند نيز قابل قبول نيست . درست است كه ماجراي ربوده شدن كاركنان پاسگاه سراوان مربوط به خرداد ماه است و ادامه جنايات گروهك تروريستي عبدالمالك ريگي در اين زمينه كه در خاك پاكستان ادامه يافت چيزي است كه به اين دولت به ارث رسيده است ولي تلاش براي مهار اين گروهك توسط دولت كنوني انتظار بجائي است كه بي پاسخ مانده است . علاوه بر اين ربوده شدن حشمت الله عطارزاده ديپلمات ايراني و كشته شدن محافظ وي توسط تروريست ها در پيشاور در تاريخ 22 آبان گذشته در دوران حاكميت اين دولت رخ داده و تاكنون كه قريب يكماه از اين واقعه مي گذرد خبري از او دردست نيست . اينها نشان مي دهند دولت كنوني پاكستان به وظايف خود در قبال تامين امنيت اتباع ايراني در آن كشور عمل نمي كند و در زمينه مقابله با تروريسم نيز كوتاهي مي نمايد."
اما همانگونه که تا کنون بدفعات ثابت شده است که رژیم تروریستی آخوندی فقط زبان زوز یا زبان گفتان خودش رامی فهد که وقتی اینگونه مشابه اعمال و اقدامات خودش بر خورد می شودعقب می نشیند و تسلیم می شود و دستش را بر بالای سرش می برد . بنا براین زمانی هم ضعف نشان داده شده و آوانس داده شده است . شاهد بوده ایم که چگونه با تهاجم و سرعت دست به پیشروی زده است . مشابه آنچه پس از اشغل عراق در این کشور و لبنان وفلسطین رخ داد . که نظاره گر می باشیم که چگونه کشور عراق تبدیل به باتلاق مبدل شده است .. همچنین عوامل وابسته به لوطی جماران وسپاه پاسداران وسپاه قدس در عراق تا آنجا پیش رفتند که نزدیک 11 ماه عراق را تبدیل به جولانگاه و یکه تازی خود کرده وهرروز دسیسه و توطئه و اقدامات تروریستی و عملیات نتحاری و انفجاری و ناامن سازی و بر پلائی تظاهرات راه اندازی شد. آنگونه که کشور عراق به عنوان مالک خصوصی شد . همینطور اینان سخنگو ونماینده ی مردم عراق شدند اعلام دشمنی با تصویب توافقنامه ی امنیتی میان آمریکا و عراق نمودند .
یا اینکه در دفاع از پروژه ی هسته ای در فلسطین جنگ داخلی برادر کشی میان ساف و حماس برپا شدومجنر به جداسازی نور غزه از فلسطین از طریق اساعیل هنینه و حماس شد و بحران و فاجعه اخیر در نوار غزه جزو دستآورد همین سیاست دخالت گری از طریق حماس می باشد .
یا اینکه در بستر بازهم سیاست دفاع از پروژه ی هسته ای وتلاش برای یافتن راه عبور از بحران هسته ای بود کهسپاه پاسداران از طریق حزب الله لبنان جنگ 33 روزه با اسرائیل را تدارک دید که منجر به سرزمین سوخته شده ی لبنان شد .

درخاتمه اینکه بنابراین اگر غرب به جای ادامه ی سیاست خائنه ی تجارت خون مذاکر ه ی هسته ای غرب با رژیم تروریستی آخوندی پیرامون سیاست به حساب مهار دسترسی به سلاح هسته ای که اثر منفی برجای گذاشته است . اکنون برای مانع شدن و یا جلوگیری کرن از فاجعه ی غیر قابل پیش بینی در آینده خسارات انسانی ومادی منطقه ای وجهانیبسیار گسترده می تواند بهمراه داشته باشد. غرب می بایست مسئولانه برای تغییر دمکراتیک در ایران تلاش کند وهر چه زود تر نام مجاهدین را از لیست و گروه های تروریستی خارج کند و از طرح پیشنادی راه سوم خانم مریم رجوی حمایت و پشتیبانی کند که می گوید نه جنگ ونه مذاکره و سازش، فقط تغییر دمکرایتک ایران از سوی مردم ایران و مقاومت سازماندهی حامی اش راه حل اصولی می باشد. به خصوی اینکه برای سومین بار دادگاه اتخحادیه ی اروپا در لوگزامبورک حکم بر غیر عادلانه اتهام تروریست زدن به مجاهدین از سوی کشورهای اتحادیه اروپا و مسترد برگشت اموال دارائی مصادره شده اشان با پرداخت و تقبل هزینه داد گاه را نیز - صادر کرده است.
هوشنگ - بهداد شنبه 16 آذر ماه سال 1387
نقد و بررسی " ساختن آينده (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان 14 پنجشنبه آذر ماه سال 1387
" سنار یوی سازی ومتهم کردن رقیی دوم خردادی به همکاری با دشمن خارجی برای قبضه ی کرسی ریاست جمهوری دوره ی دهم"
روزی یک دوست دبیر آموزش و پرورش تعریف می کرد هر زمان که در کلاس درس با دان آموزان نکته سنج و با هوش و فضول مواجه می شوم که قادر به پاسخگوئی سئوالات شان نمی باشم . از سوی دیگر دانش آموزان قلدری هم هستند که نمی توان به سادگی کنترل شان کرد. برای اینکه بتوان کلاس را کنتترل کنم . مجبورم با خشمگین نشان دادن و بلند کردن چند دانش آموز ضعیف و چند سئوالنسبتاً پیچیده کردن و صدا را بازهم بلند کردن و چند تا نمره ی 2دادن وکمی حاشیه رفتن تا بشود کلاس ساکت و آرام و قابل کنترل کرد . اکنون شیوه ی حکومت داری و قلمفرسائی کردن در رژیم تروریستی آخوندی نیز همینگونه شده است . زیرا که اکنون پاسدار قلم بر دست شده ادامه ی یادداشت روز های قبلی را پیگیری کرده است که رقیب دوم خردادی ها بطور آشکاردشمن خطرناک کینه توز خوانده شد و تأکید شده بود که اینان با حمایت و پشتیبانی دشمن خارجی دوباره بفکر بازگشت و قبضه کردن قدرت می باشد . البته با تهدید کردن شان تذکر داده شده بود که این از قدرت حذف و اخراج شدگان هیچگونه شانس بازگشت دوباره بقدرت ندارند .

بلی این ادامه ی همان سیاست با روش بازجوئی و سناریو سازی زندان اوین است . همچنین شگرد و تاکتیک همکاری با دشمن و مخدوش کردن مرز با دشمن است که لوطی جماران در نمایش برگزاری خیمه شب بازی انتخابات انتصابات مجلس هشتم درمورد دوم خردای ها بکار برد که اکنون از سوی پاسداز قلم بر دست یادداشت روز نویس به عنوان پروژه ی دشمن نامیده شده است که در این یادداشت روز مطرح شده است که دارای اهداف مشخص بند ها و قسمت های تقسیم بندی شده مختلف است که وانمود شده دشمن و دوم خردادی ها تمر کز برروی ایجاد اختلاف و دامن زدن به باندهای مافیائی درونی و منتقد دولت کردن و سیاه نمائی از عملکرد دولت و برجسته کردن ضعف هایش و دور کردن مردم از آن دنبال کرده اند. یعنی دقیقاً وقعیت هائی که وجود دارد نه اینکه انکار شده است ، بلکه بطور وارونه منتسب به رقیب دوم خر دادی با حمایت دشمن خارجی شده است که پاسدار یادداشت روز نویس اینگونه این پروژه را فرموله و تقسیم بندی نموده است:

" 1- تلاش براى ايجاد فشار اقتصادى شديد به ايران از راه هرچه پايين تر نگه داشتن قيمت نفت و اعمال تحريم هاى همزمان با آن. 2- به اعتبار آنچه در مرحله 1 اتفاق مى افتند تبليغات و گفتمان سازى وسيع براى دروغگو، بى اعتبار و فشل نشان دادن دولت و مايوس کردن مردم از آن 3- بزرگنمايى اختلافات داخلى و تلاش براى تشديد هر چه بيشتر آنها با تمرکز بر نقاط ضعف گروه ها و شخصيت هاى سياسى 4- متحد کردن همه مخالفان دولت و نشاندن تقسيم بندى موافق دولت- مخالف دولت به جاى تقسيم بندى اصولگرا- اصلاح طلب 5- شبکه سازى از خرده جنبش هاى اجتماعى و زمينه سازى براى ناآرامى در شرايط ناگوار اقتصادى 6- پررنگ کردن تهديد نظامى و امنيتى از بيرون و بحرانى و روبه سقوط نشان دادن فضاى آينده کشور و نهايتا 7- معرفى کردن برخى اصلاح طلبان به عنوان منجى يا به عبارت ديگر گذاشتن کليد قفل همه بن بست ها در جيب آنها. حجم انبوهى از اظهار نظر هاى پى در پى از جانب منابع غربى -خصوصا نزديکان اوباما- وجود دارد که تاکيد مى کنند براى تصميم گيرى نهايى در مورد ايران بايد منتظر �سال آينده� ماند و از همين اشارت ها مى توان فهميد که آنها به نتيجه دادن پروژه هاى خود اميد بسته اند. در صورتى که اين پروژه ها موفق شود (يک شرط اساسى براى موفق شدن در مرحله واسط اين است که برخى اصولگرايان با تخريب بى امان دولت و چراغ سبز نشان دادن به غريبه ها به بازى در زمين طراحى شده دشمن ادامه دهند.) غرب اميد خود را به تسليم ايران باز خواهد يافت و همه همت خود را براى در آوردن نتيجه مطلوب از صندوق هاى راى در 22 خرداد 88 به کار خواهد بست و متقابلا فقط در شرايطى که اين پروژه ها عقيم مانده باشد غرب خود را براى فراتر رفتن از سطح عمل تاکتيکى و اعمال يک بازنگرى استراتژيک در رفتار خود در مقابل ايران که لزوما با پذيرش آن به عنوان يک قدرت بلامنازع منطقه اى توام خواهد بود، آماده خواهد کرد"

البته همه ی موارد ذکر شده ناشی از رقابت قدرت و ثروت و تضاد درون باند های مافیائی حاکم است. همینطور انتقاد و افشاگر ی رقیب هم از ضعف وناتوانی عملکرد دولت است که تضاد ورقابت رقبا را حاد ومضاعف نموده است که هیچگونه ارتباطی به دشمن بیرونی ندارد . فقط به جز مورد کاهش روند قیمت نفت است که رتبط با بحران اقتصادی جهانی است که تازه این کاهش هم بر خلاف پیش بینی پاسدار گماشته احمدی نژاد است که تأکید کرده بود که هر گز قیمت نفت بر زیر 100 لار در هر بشگه نخواهد رسید. بدتر اینکه اخیراً شیپور را نیز ازدر گشاش نواخته و مدعی شده است که کشور را می توان با بشکه ای 5 دلار هم اداره کرد که به وضوح نه این ادعای مضحک ، نه اینکه منطقی و اصولی نمی باشد ، بلکه دروغ شاخداری است که مرغ پخته را نیز در دیگ به خنده وا می دارد . زیرا که با بهای قیمت نفت بالای 140 دلار که 28 برابر 5 دلار می باشد موجب شده است که وضعیت کنونی در جامعه حاکم شود که گذشته از رشد لجام گسیخته ی تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها و فقر و بیکاری در جامعه که همچنان ادامه دارد. همچنین اکنون موجودی ذخیره حساب پس انداز ارزی کمتر از زمانی می باشد که دولت از خاتمیت تحویل گرفته شد . مشخص نیست که در 3 سال گذشته با افزایش صعدی در آمدی که بود می بایست مبلغ 200 میلیارد دلار حساب ذخیره ی پس انداز ارزی باشد. اختلاف این مبلغ چه شد و کجا رفت و با این معیار و فاکت عملی چگونه می توان باور کردکه کشور را می شود با بهای بشکه ی نفت 5 دلاری اداره کرد در صورتیکه طبق بررسی و ارزیابی بانک مرکزی نزدیک 60 میلیارد دلار کسری بودجه می باشد؟

در خاتمه اینکه البته برای پاسداری که ابتدا سازمان مدیریت برنامه ریزی و بودجه بندی را منحل کرد . آنگاه اعتراف کرد که به تئوری اقتصادی باور ندارد و تلاش می کند که سیستم بانکی را تبدیل به مؤسسات قرض الحسنه ی عصر شتر چرانی کند که بطور شفاف اثبات می کند که هیچگونه شناخت و آگاهی از علم اقتصاد و سیستم پولی و مالی و بانکداری ندارد . می بایست که انتظار بیان و ادعای وارونه و مسخره ی کنترل و اداره ی کشور با بهای بشکه نفت 5 دلا ررا داشت. در صورتیکه رژیم تروریستی آخوندی چون نامشروع و ضد مردمی می باشد و اشرا ف به ضریب نارضایتی و خشم و کینه ی مردم به ویژه جوانان و دانشجویان دارد که تنها هنر ش این است که به پاسخگوئی مطالبات مردم و قول ووعده های داده شده همه اش وارونه اقدام و عمل باشد که مکمل آن افزایش و پیگیری سیستماتیک طرح های امنیت اجتماعی و مبارزه با اراذل و اوباش و فساد فرهنگی و اخلاقی و اجتماعی و بی حجابی و خلاصه شبیخون فرهنگی خارجی بوده است می باشد که بموازات آن گسترش رزمایش و همایش و مانور های نظامی و انتظامی و بسیجی و آزمایش ها و نمایشات موشک های دور برد سپاه پاسداران نیز دنبال و اجرا شده است . صد البته افزایش اعدام ها برای ایجاد اختناق و رعب و وحشت در جامعه هم چاشنی فضای حکومت نظامی ووحشت از قیام مردم هم افزوده شده است. همچنین بطور مستقیم و غیر مستقیم نقل کردن امکان تهاجم نظامی برون مرزی از سوی خود پاسداران نیز اذعان و اعتراف می شود که فقط به خاطر دفاع از پروژه ی هسته ای می باشد که اکنون همانگونه که اشاره شد با نواختن شیپور از در گشادش این اعتراف به تلاش شایعه سازی و دامن زدن دشمن خارجی و ودوم خردادی ها نسبت داده شده است. زیرا به شرایط خطیر رژیم تروریستی آخوندی و نارضایتی عمومی و بحران هسته ای و موضع مخالف جدی اوباما بستگی دارد که آن سوی این معادله موضوع رقابت جدی نمایش خیمه شب بازی انتخابات � انتصابات ریاست جمهوری اسلامی و تلاش برای پیروزی دوباره و حذف رقیب دوم خردادی ها می باشد که اینگونه متهم بهمکاری با دشمن بیرونی برای قبضه ی رسی ریاست جمهوری شده اند.
هوشنگ � بهداد
پنجشنبه 14 آذر ماه سال 1387
دلیل جاخالی دادن وعدم حضور احمدی نژاد در مجلس ،برای دفاع از لایحه تحول اقتصادی
دو گزیده گزارش خبری تصویری که مربوط به پاسدار گماشته و چاقو کش احمدی نژاد است که در روزنامه ی جمهوری اسلامی امروز14 آذر باز تاب داده شده است که نشان می دهد چگونه دریک حرکت برنامه ریزی شده از حضوردر مجلس جاخالی داد ودست به ا دامه ی تور سفر های استانی زد و سر از تبریز در آورد تا دنباله ی عربده کشی و چاقو کشی زنجان خود را در تبریز و خطاب به مخاطبین برون مرز و جهانی دنبال کند .
راستی اگر این بیمار روحی و روانی نیست و دارای عقده ی حقارت خود بزرگ بینی نمی باشد که فرزند آخوند خزعلی مهدی خزعلی این بیماری را کشف و علنی کرد. زیرا که این بیمار روحی و روانی مزمن که در مان ناپذیر هم می باشد. برای اینکه اگر چنانچه درمان پذیر و دا وا شدنی بود . می بایست دروحله ی اول آنچه این بیمار به ادعاهای کمدی خود که چپ وراست بلغور می کند پای بند بود . در صورتیکه ثابت کرده سرو سوزی خودش به ادعاو قول و قرار های داده شده اش باور دارد .
برای همین سئوال است که چگونه است وقتی ک هوی برای مجلس کمدی ودکوری و انتصابی ارزش قائل نمی باشد و از ترس 15 متحصنین مجلس که اعتراض به هیئت رئیسه مجلس کمدی وفرمایشی هشتم دارند که چرا اعلام وصول استیضاح وزیر آموزش و پرورش را از تربیون ملس ابلاغ و قرائت نمی کنند و پاسدار گماشته احمدی نژاد برخلاف قول و قرار گذاشته شده در دفاع از لایحه ی تحول اقتصای در مجلس حضور نمی یابد و آن رابه تعویق می اندازد .
همینطور با نقش دلالی و کار چاق کنی پشت پرده که محمد رضا باهنر این معتاد و نایب رئیس دوم مجلس دارد و بر خلاف اختلافاتی که با هم دیگر دارند. مع الوصف به نفع پاسدار احمدی نژاد دلالی و کار چاق کنی در مجلس می کند ومانع از و ییگیری اجرای طرح اسیضاح های وزرا می شود . ولی پاسدار گماشته و چاقو کش احمدی نژاد دهان کجی می کند و غیر مسئولانه با مجلس کمدی و دکوری و انتصابی بر خورد می کند وبرسر قرار خود حاضر نمی شود. مشخص نیست که این گماشته دلقک که خودش روباتی بیش نیست که کنترل از راه دور بوسیله ی همان برنامه ریزان وطراح کودتا گر و خاموش می شود تا خط و خطوط دیکته شده در راستای اهداف مشخص را به وی تزریق میکنند تااز طریق تعقیب و اجرا شود. برای چه این پاسدار گماشته و روبات و آلت دست، برای جهان کسب تکلیف می کند و رهنمود و توصیه و تهدید می کند ؟
در صورتیکه تناقض گوئی های این پاسدار حراف و لجوج و کینه و عقده ای و بز دل آنچنان عیان است که پس از هر گنده گوئی کردن بدون تضمین و اعتبار، بلافاصله شکر سرخ خوری کرد وعقب نشینی نمودننش شروع می شود . بطور مثل مدتی می باشد که جای تهدید به نابود کردن اسرائیل که هم علیه ی مردم فلسطین بود وهم به نفع اسرائیل تمام شد . زیرا که اسرائیل برای اولین بار موفق شد و توانست در سازمان ملل حمایت کسب کند و رژیم تروریستی آخوندی را به خاطرتهدید کردن اسرائیل به نابودی محکوم کند . در عوض پاسدارگماشته از سوی دیگر رحیم مشائی معاون وپدر زن آقازاده اش را وارد صحنه و فعال کرد و وی را چفت دلال و جاسوس چند جابه هوشنگ امیر احمدی کردش تا که پیام دهد با ملت اسرائیل دوست می باشد تا این پیام جایگزین تهدید به نابود سازی اسرائیل شود که گفته می شود طراح آن محمد علی رامین مشاور پاسدار احمدی نژاد است که به اتهام همکاری با نازیست ها از آلمان اخراج شده است و اکنون بر زیر ذره بین و دوربین می باشد.
از سوی دیگروضعیت اقتصادی کشور وطرح های شکست خورده ی دولت نهم با رشد لجام گسیخته ی تورم و گرانی و فقر و بیکاری آنگونه است که نه مهارشدنی نمی باشد ، بلکه همچنان در حال رشد می باشد که به جای پاسخگوئی به مردم پیرامون این موضوعات بر ضریب افزیش دادن وعده ای بازهم دروغ وگسترش غلظت سرکوب و ایجاد ارعاب ووحشت و اعدام درجامعه افزوده شده است . بنابرای در چنین فضائی باید که پاسدار گماشته احمدی نژاد چاقو کش از حضور در مجلس دکوری و کمدی و انتصابی خود داری کند . زیرای که لایحه تحول اقتصادی جای دفاع دارد. به خصوس که رئیس دولت اعتراف کردن به تئوری اقتصادی باورندارد.

بالاخره اینکه جائیکه تمام قول های داده شده ی بردن نان بر توی سفره های خالی محرومان وتهی دستان و مبارز با مفسدان اقتصادی درست وارونه عمل شده است . آنگونه که این پاسدار گماشته ی چاقو کش مجبور شد در شهر ساری اعتراف کند واز شکاف عمیق طبقاتی و نا برابری و بی عدالتی فقر گسترده در جامعه بگوید که ترکش آن دامنگیر 7% جمعیت فقیر جامعه و اقلیت 30% غنی وصاحب 70 % امکانات ثروت و رفاهی و غارتگری شد است.
در خاتمه اینکه زمانیکه تحلیل و پیش بینی پاسدار احمدی نژاد که ادعا کرد بهای نفت که زیر بشکه ای 100 نمی رو د که اکنون به 40 دلار رسیده است . یا اینکه گفته بودکه محال است اجازه داده شود که اوباما رئیس جمهور آمریکاشود که شد . برای چه با اینگونه گلاب زدگی ها و پرونده و کارنامه ی سراسر دروغ وخالی بندی ووارونه که دارد بازهم این پاسدار گماشته بیمار روحی و روانی بقول مهدی خزعلی از رو نمی رود و همچنان در عالم هبروت سیر می کند و خودش را ناجی جهان می داند که وظیفه ی خود می داند با ید با تهدید و توهین کردن به رهبران جهان توصیه صدور و پذیرش جهانی فرهنگ و اقتصادی بسیجی بدهد و کمدی تر اینکه به عنوان برگ برنده به رخ دیگران به خصوص رقبابداخلی خود کشد که وی رابطه ی نزدیک با مردم دارد که اینان عاری از اینگونه رابطه می باشند.

آذر ماه14 سال 1387هوشنگ – بهداد
لطفاً برای رجوع به متن گزارش خبر ها می توانید به این لینک رجوع کنید : http://www.jomhourieslami.com/1387/13870914/index.html
نقد و بررسی " رويکردى بدون تغيير (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان چهار شنبه 13 آذرماه سال -1387
" پاک کردن صورت مسئله برای عدم بررسی کردن مسائل داخلی و پاسخگوئی به مطالبات مردم باادعای وارونه و تناقض آمیز ، با تهدید کردن و چراغ سبز نشان داد ن به اوباما"

اگر یک حکومت ملی و دمکرات و آزایخواه و عدالت طب باشد. وظیفه دولتمردان ومسئولان این حکومت چیست؟ مگر جز این است که می بایست همه هم و غم وتلاش مسئولانش می باید تلاش در بستر ترقی و توسعه و پیشر فت اقتصادی و صنعتی و کشاورزی و ... همه جانبه ی کشور درهمه سطوح باشد و کوشش مستمر برای فراهم کردن رفاه و خدمات رسانی و امنیت اجتماعی و ایجاد اشتغال کامل و بهداشت و آسایش عمومی و تأمین سازمان اجتماعی همگانی برای بیکاران وباز نشستگان باشد و کاری هم به سایر کشور های همجوار و دیگر جز بر مبنا و اصول تعیین شده ی معتارف روابط مسالمت آمیز نداشته باشد .

حال اگر کشوری یافت شود که اقدااتش نه معکوس تمام عیار با نکات ذکر شده در کشور خودش حاکم کرده باشد، بلکه در رأس رئوس اهداف و برنامه هایش دخالت گری در سایر کشورهای همجوار و منطقه حق تقدم داشته باشد ونه اینکه بطور دربست مردم و مطالبات شان فراموش شده باشد ، بلکه با فضای پلیسی و نظامی و حکومت نظامی اعلام ناشده به جای پاسخگوئی به نیاز و احتیاجات و مطالبات مردم تلاش شود هر چه بیشترغلظت سرکوب و خفقان ورعب ووحشت اجتماعی بالا برده شود.همینطور با گسترش ضرب و شتم وبازداشت و شکنحه و تهدید و اعدام ها، بطور سیستماتیک رزمایش و همایش ونمایش مانور نیروی نظامی وانتظامی و بسیج و پاسدار انجام شود و چپ و راست موشک های دور برد با گنده گوئی تبلیغاتی آزمایش شود. این رژیم مستبد وفاشیست که دین را نیز ابزار قدرت و ثروت و عوامفریبی و جنگ افروزی و غارتگری خود رده است چه می تون نام نهاد؟ به خصوص اینکه رهبران ومسئولانش بطور ابلهانه و شیادانه مدام ادعای قدرت منطقه وبرتر جهان و نوآوری و شکوفائی ترقی و پیشرففت و توسعه اقتصادی و علمی ودانش بومی هسته ای هم می کنندد که خنده دار ینکه مدعی اند می خواهند فرهنگ و اقتصادی بسیجی را نیز برای حل بحران اقتصادی ومالی جهان را نیز صادر کنند تا که از این طریق ساختار مدیریت جهان را تغییر دهند تا ظلم در جهان ریشه کن شود و در نهایت مشل تورم وگرانی و افزایش قیمت کالا ها و فقر و بیکاری و شکاف عمیق طبقاتی نیز در داخل کشور نیز حل گردد .
کمدی و مضحکه اینکه همزمان نیز با صدای بلند رئیس جمهور گماشته پاسدار احمدینژاد دست بر چاقو بردهاعتراف نموده است که جامعه به دو قطب 30 و 70% تقسیم شده است که اقلیت 30% همه ی حق و حقوق اکثریت 70% جمعیت محروم وتهی دستان جامعه را پایمال کرده و تهدید کرده است که می بایست دست پای این شکم سیر وپر هائی قطع گردد. زیرا که اینان پول های شان از پارو بالا نمی رود.

مشخص نیست که نام این اعتراف و ادعای متناقض آشکارا چه می توان نهاد؟ به یژه اینکه به دلیل اینکه ای رژیم نامشروع وضد مرد می باشد وبیش از اندازه سرانش به فساد دزدی و غارتگری و جنایت و خیانت آلوده می باشند . بنابراین برای تضمین بقای ننگین خودشان بیش از دو دهه است که اهداف دسترسی به سلاح هسته ای را بطور پنهانی دنبال می کنند و چون مردم نامحرم می باشند حق دانستن ندارند . زیرا که مردم به اینان اعتماد و باور ندارند. چونکه نه اینکه در مورد محتوای اهداف پروژه ی هسته ای چیزی نمی داند وپیوسته به اینان دروغ گفته شده است ، بلکه شیادنه نام این طرح فراملی هم نهاده شده که ادعای کمدی می شود همه ی ایرانیان موافق و مخالف از این پروژه ی هسته ای دفاع و پشتیبانی می کنند.

بنابرین اکنون که این رژیم تروریستی و ضد مردمی از هر سو در بحران وفشار داخلی و بیروونی محاصره ومحاط شده استد . به خصوص پس از اینکه کابینه و پارلمان عراق تواا فقنامه ی امنیتی میان دولت عراق و آمریکارا تصویب کرد که تنها رژیم تروریستی آخوندی در منطقه مخالف این تصویب بود . چون در عراق بازنده شد .پس تلاش مذبوحانه کرد که با دامن زدن بحران سازی در نوار غزه ی فلسطین تلافی کند که این بحران سازی هم منتتهی به شکست شد . اما اکنون که این تاکتیک و توطئه لو رفت وموجب شکست مضاعف شد. بنابراین همزمان که رئیس جمهور پاسدار گماشته احمدی نژاد نامه ی تبریک برای اوباما رئیس جمهور جدیدآمریکا ارسال می کند . از طرف دیگر پاسدار علی لاریجانی رئیس مجلس دکوری و کمدی و انتصابی هشتم اعتراف می کند که اکنون زمان پاسخ دادن به نامه های مؤدبانه ارسالی اعضای کنگره ی آمریکا برای مذاکره می باشد . ولی بلافاصله سر مقاله نویس امروز روز نامه ی جمهوری اسلامی خطاب به این دو پاسدار به عنوان ساده اندیشان نسبت به اوباما پاسخ داده است و مثل گذشته تأکید کرده است که اینگونه اقدامات در حیطه مسئوولیت و اختیارات شما نمی باشد چون متعلق به لوطی جماران است .

همینطوراکنون نیز پاسدار یادداشت روز نویس گمنام امام زمانی بی خیال مردم ومطالبات و نیازشان شده است و ترجیح داده است بر حساب خط و خطوط ترسیم وتعیین شده پیرامون اوباما و آمریکا و مشکلاتی که مواجه با آن می باشد و در پیش روی دارد قلمفرسائی کرده و تحلیل و تفسیر داده وبررسی و ارزیابی و موشکافی نموده و نتیجه گرفته است که نه بخشی از اینگونه مشکلات در عراق و افغانستان وفلسطین ولبنان و خلاصه خاورمیانه مربوط به حضور و نقش رژیم تروریستی آخوندی می باشد . یعنی ضمن پاک کردن صورت مسئله و بررسی و اشاره معضلاتو مشکلات مسال داخلی ، از موضع ضعف و پریشان حاالی ناشی از اتخاذ سیاست مخالفت اوباما با پروژه ی سته ای رژیم تروریستی آخوندی، نوعی قدرت نمائی کاذب نموده تا پیام منتقل نماید در برابر دسترسی به سلاح هسته ای اوبا ما می بایست کوتاه بیاید و رژیم تروریستی آخوندی دارای سلاح اتمی را به پذیرد. البته این پیشنهاد بدون بیان مستقیم نامبردن از پروژه ی هسته ای و اهداف دسترسی به سلاح هسته ای بازگو شده است .

در خاتمه اینکه پاسدار طلبه ی یادداشت روز نویس در خط تناقض گوئی آشکار سیاست با دست پس کردن وبا پا پیش کشیدن هم آمریکا را دشمن خوانده است که برای تأکید باآویزان شدن به گفته ی لوطی جماران که در قبل از نمایش برگز اری 13 آبان سالگرد اشغال سفارت آمریکا در 13 آبان ماه سال 1358 در تهران که در جمع دانش آموزان بسیجی بود و لوطی جماران که ماهیت آمریکای دشمن و دوری جستن از نزدیک شدن به آن را ترسیم کرد چنین با نقل قول کردن از لوطی فاکت آورد . از طرف دیگر چراغ سبز به اوباما داده و توصیه کرده است که راه برون رفت از باتلاق در عراق و مهار کردن نفوذ روسیه از طریق صدور گاز به اروپا فقط تعامل به رژیم تروریستی آخوندی اکان پذیر است . ناگفته نماند که اینگونه اعتراف کردن وضعف نشان دادن ناشی از شکست تصویب توافقنامه ی امنیتی آمریکا در عراق است . همچنین شکست توطئه ی بحران سازی در نوار غزه وبسط دادنش در منطقه دامنه ی شکست مضاعف شد .از سوی دیگر ابقای زیر دفاع کنونی دولت بوش در کابینه ی اوباما و تأکید جدی اوباما با مخالفت پروژه ی هسته ی و ادامه ی غنی سازی اورانیوم ، همچنین ادامه ی سیاست مذاکرات صلح خارمیا نه ی بوش ز سوی اوباما به خصوص با وزیر خارجه شدن هیلاری کلینتون، به ویژه اعتراف بوش مبنی بر اینکه اطلاعات مربوط به سلاح شیمیائی وکشتار جمعی صدام حسین غلط بود و موجب تهاجم نظامی به عراق شد و افزود که از قبل چنین قصد و نیتی در کار نبود که پیام مشص انگشت اتهام به سوی دستگاه پرو پاگاندا و دروغ پرداز و شایعه ساز تبلیغاتی و خبررسانی رژیم تروریستی آخوندی نشانه روی شد ه است. زیر که رژیم تروریستی بود که از طریق جاسوس چند جانبه احمد چلبی توانست این توهم نادرست تجمع سلاح شیمیائی کشتار جمعی صدام حسین وخطرناک بودنش را تلقین وتفهیم کند و موجب ترغیب و تشویق تهاجم نظامی بوش و بلر به عراق شد تا هم خطر را از خود دور کند وهم موجب ساقط شدن دشمنش صدام حسین شود که شرایط برای حیات خلوت کردن عراق و حضور ویکه تازی اش در این کشور فراهم شود که اکنون از برهم خوردن این معادله که تنها برنده نهائی اشغال نظامی افغانستان وعراق است شدیداً وحشت زده شده است . برای همین همزمان که کفن پوشان اطلاعاتی و امنیتی رژیم تروریستی آخوندی به خیابان در تهران کشانده می شود تا مرگ بر آمریکا و اسرایل وملک فهد پادشاه عربستان فریاد زده شود وحکم اعدام انقلابی برای حسنی مبارک ریس جمهور مصر صادر گردد . همینطور از این سو اکنون در یادداشت نیز پیام وکد وچراغ سبز تناقض آمیز برای اوباما نیز ارسال می شود تا موجب شود بازهم خطر خنثی گردد و امکان موانع برای دسترسی به سلاح هسته ای بر داشته شود.
4هوشنگ � بهداد
چهار شنبه 13 آذرماه سال -1387
نقد و بررسی " اوباما و ساده انديشان" روزنامه ی جمهوری اسلامی 4 شنبه 13 آذر ماه سال1387
"سرمقاله نویس خطاب به دو پاسدار رئیس جمهور و رئیس مجلس، شما هم ساده اندیش هستید ، هم اینکه نسبت به اوباما و مسائل بین المللی شناخت ندارید "
عنوان سرمقاله خطاب به دوپاسدار گماشته و چاقوکش رئیس جمهور و رئیس مجلس دکوری وکمدی وانتصابی هشتم می باشد زیرا که هردو پاسدار ازطریق نامه پراکنی مشغول تبریک گفتن به اوباماو هستند و یا اقرار به فراررسیدن زمان مذاکره با نمایندگان آمریکا نموده اند .غافل از آنکه همین سرمقاله نویس همچون این بار، بدفعات گوشزد کرده است که مقوله ی مذاکره و ایجاد رابطه با آمریکا فقط بر عهده و اختیار لوطی جماران است و هیچ مقام دیگر از چنین حقی بر خوردار نیست.

همچنین از سوی دیگر پس از 8 سال اکنون بوش بطور آشکارا اعتراف به اشتاه خود کرده وگفته است که اطلاعات غلط ووارونه در مورد سلاح های کشتار جمعی صدام دریافت کرد و افزوده است که من زمان انتخابات نگفته بودم که قصد جنگ دارم . گرچه بوش به سر چشمه ی اصلی منبع اطلاعات غلط بطور علنی نام نبرده است که چگونه از طریق جاسوس چند جانبه احمد چلبی در دام جنگی افتاد که رژیم تروریستی آخوندی طراح اصلی آن بود . یعنی عامل منتقل و تبلیغ کننده ی اصلی مبنی بر اینکه جمعی صدام حسین دارای سلاح های شیمیائی کشتار جمعی می باشد تا جائیکه قرار گاه های سازمان مجادین مخالف خودش در عراق را جزو مکان های مخفی و پنهان کردن سلاح های کشتار جمعی صدام حسین معرفی کرد . همینطور بوش تأکید کرد که اشتباه من موجب شد که به اوباما رأی داده شود .

بنابراین اکنون تصور نمی رود که اوباما و تیم همکار وی به خواهند اشتباه بوش را تکرار کنند ومرکز اصلی توطئه وناامن سازی عراق و دامن زدن به بی ثباتی با جنگ افروزی در منطقه ی خاورمیانه یعنی رژیم تروریستی آخوندی را فراموش کنند. به خصوص اینکه می دانند سران رژیم تروریستی آخوندی بصورت گسترده تلاش برای دسترسی به سلاح هسته ای می کنند. ضمن اینکه دیگر جای هیچگونه شک و شبهه ای باقی نمانده است که چگونه لوطی جماران و سپاه پاسداران در امور داخلی کشورهای همسایه و منطقه دخالت گری می کنند و دست به اقدامات تروریستی و خرابکارانه وجنگ افروزانه برای ناامن کردن می زنند . همچنین بطور علنی مخالفت و دشمنی با روند مذاکرات صلح خاورمیانه می کنند و موجب راه اندای جنگ 33 روزه حزب الله لبنان با اسرائیل شدد و نقش اصلی در بر پائی جنگ داخلی میان حماس و ساف و جدا سازی نوار غزه داشته اند تا که بتوانند در چنین شرایطی عامل اصلی برپاکننده ی فاجعه نوار غزه باشند.

لذا چون سرمقاله نویس اشراف دارد که اوباما اشراف کامل به شگرد و تاکتیک و اهداف و عملکرد سران رژیم تروریستی آخوندی دارد. به ویژه اینکه وزیر دفاع بوش را نیز در جایگاهش در کابینه ی خود ابقاء کرده است . پس سرمقاله نویس برای اینکه بیشتر مخاطبین خودش را شیر فهم کند تا که از ساده اندیشی بدر آیند . پس بخشی از سخنان لوطی جماران را به عنوان فصل الخطاب بر گزیده و پیش مقدمه ی برخی از موضع گیری های اوبا ما کرده و در دنباله با توهین کردن به رهبرا کشورهای عربی که چرا در برابر وضعیت نوار غزه سکوت کرده وخاموش می باشند.به مخاطینش توصیه کرده است که شما نه نسبت به اوباما و مسائل بین المللی شناخت ندارید، بلکه نسبت به اوباما این چنین ساده اندیش می باشید:

"شناخت دقيق ماهيت سردمداران آمريكا را بايد از رهبري معظم انقلاب سراغ گرفت كه همواره با شفافيت كامل به تبيين واقعيت ها پرداخته اند و ذهن ها را روشن ساخته اند. در كوران تبليغات انتخاباتي رياست جمهوري آمريكا در اوائل آبانماه گذشته حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي فرمودند اختلاف ميان ايران و آمريكا فراتر از مسائل سياسي و عميق تر از آنست كه با رفتن يك رئيس جمهور و آمدن فردي ديگر برطرف شود
. بسياري از افرادي كه از شناخت دقيق و همه جانبه اي نسبت به مسائل بين المللي و بويژه آمريكا محرومند به � باراك اوباما � و شعار انتخاباتي او كه � تغيير � بود دل بسته بودند و تصور مي كردند با پيروز شدن او در انتخابات رياست جمهوري آمريكا همه چيز در آمريكا تغيير مي كند و اختلاف ايران و آمريكا نيز قابل حل و فصل خواهد بود. اكنون كه اوباما بر رقيب جمهوريخواه خود پيروز شده با موضعگيري ها و انتخاب اعضاي كابينه و همكاران و دستياران خود كاملا روشن شده است كه اين يك تصور خام بوده و در آمريكا فقط نام رئيس جمهور تغيير كرده و مواضع و سياست ها همانست كه بوده و قرار نيست چيزي عوض شود. اوباما در يك حركت كاملا مغاير با شعار � تغيير � روز دوشنبه وزير جنگ دولت بوش را براي تصدي همين سمت در دولت خود انتخاب كرد. هرچند انتخاب هاي قبلي اوباما بويژه منصوب كردن يك صهيونيست به رياست كاركنان كاخ سفيد نيز كاملا ماهيت او را نشان ميداد لكن ابقا وزير جنگ دولت جنگ افروز و ماجراجوي بوش كه از جناح تندروي جمهوريخواهان است از عزم اوباما براي ادامه سياست ماجراجويانه در مواضع خارجي دولت وي حكايت دارد و حتي كمترين اميد به تغيير در سياست خارجي او را نيز به باد داده است . اظهارات اوباما درباره ايران چه آنچه در روزهاي اول بعد از پيروزي در انتخابات گفته بود و چه آنچه در روزهاي اخير به زبان آورده نيز نشان دهنده عزم او براي ادامه سياست سلف خود در مواجهه با جمهوري اسلامي ايران است . او نيز مانند بوش كوچك ايران را به رفتن به سوي سلاح اتمي متهم كرد حكومت جمهوري اسلامي را غيردموكراتيك دانست و بر ادامه تحريم ها و وارد آوردن فشارها بر ايران تاكيد كرد. اوبامادر انتخاب همكاران نيز نشان داده است سياستي را كه اوباما در برخورد با ايران دنبال خواهد كرد يك سياست خشن خواهد بود. او همانگونه كه در قول و قرارهايش با سران رژيم صهيونيستي به آنها وعده داده برخورد با ايران را از سه راه دنبال خواهد كرد تحريم اتهام نقض حقوق بشر و اتهام تروريسم . سران ارتجاع عرب نيز كه اين روزها با سكوت مرگبار خود در برابر فاجعه بزرگ انساني در غزه همراهي خود را با سياست هماهنگ آمريكا و رژيم صهيونيستي عليه ملت فلسطين نشان داده اند با اين سكوت ذلت بار در واقع به اوباما و دولت آينده واشنگتن چراغ سبز نشان داده اند. اين به معناي يك همدستي وسيع ميان اوباما رژيم صهيونيستي و ارتجاع عرب براي توطئه عليه ملت فلسطين و پيشبرد سياست خاورميانه اي آمريكاست .آيا همين واقعيت آشكار كافي نيست تا به ساده انديشاني كه در ايران و جهان عرب هنوز دل در گرو شعار � تغيير � اوباما دارند بفهماند كه اوباما نيز بخشي از ماهيت آمريكاست."

در خاتمه اینکه جدا از اینکه سرمقاله نویس پاسدار گماشته احمدی نژاد رئیس جمهور را مورد مخاطب اصلی خود قرار داده است و وی و مشاوران ومعاون و لابی های فعال پشت پرده با ایجاد مذاکره با آمریکا را ساده اندیشان بی اطلاع از مسائل جهانی و یا عدم شناخت از اهداف اوباما دانسته و معرفی کرده است . البته در مرحله ی بعدی شامل حال پاسدار انگلیسی علی لاریجانی نیز می شود که رئیس مجلس کمدی و دکوری و انتصابی هشتم می باشد. زیرا که اخیراً این پاسدار نیز گفته است که زمان پاسخ دادن به نامه های مؤدبانه ی نمایندگان آمریکا برای مذاکره فرا رسیده است که سرمقاله نویس هردو پاسدار گفته بنشینید بر سر جایتان ونه پایتان را از گلیم خودتان بیش دراز کنید ونه اینکه لقمه بزرگتر از دهانتان بر دارید که حالت خفگی بهتان دست داده شود . از سوی دیگر چرا وحشت از حزب دمکرات آمریکا و سیاست پیگیری این حزب پیرامون کارنامه و پرونده ی ننگین رکور دار جهاتی بودن نقض حقوق بشر رژیم تروریستی آخوندی سخن گفته و این موضوع را مطرح کرده است . زیرا که می داند اولاً این کار نامه ی نقض حقوق بشر رژیم تروریستی آخوندی آنقدر ننگین وسیاه و خونین است که نه ا صلاً جای دفاع کردن ا ندارد ، بلکه رژیم تروریستی آخوندی لحظه ای نمی تواند بدون فعال بودن ماشین سرکوب و خفقان و وحشت و شکنجه زندان واعدام به بقای ننگین خودش ادامه دهد . بالاخره اینکه برایچه سرمقاله نویس کینه و دشمنی و پرخاشگری نسبت به رهبران کشورهای عربی ابراز کرده است ؟ اینهم ناشی از هشیاری اینان است که چرا در دام توطئه و دسیسه پهن شده نوار غزه از سوی لوطی جماران و سپاه پاسداران نیفتادند؟ چونکه متوجه شدند این غائله نوار غزه را لوطی جماران و سپاه پاسداران از طریق اسماعیل هنینه و حماس طراحی و برپا واجرا کردند . زیرا که می خواستند کانون بحران وجنگ افروزی عراق را به خاورمیانه تعمیم وبسط دهند تا اینگونه تلافی و جبران شکست ناشی از تصویب توافقنامه ی امنیتی میان دولت عراق و آمریکا شده باشد . همچنین راه برون رفت از بحران هسته ای و خروج ازانزوای سیاسی رژیم تروریستی یافت شود که باید گفت این توطئه طراحی شده البته نتیجه ی معکوس برجای گذاشت .

هوشنگ � بهداد4
شنبه 13 آذر ماه سال1387
نقد وبررسی " کار پژمردگى يک گل نيست، جنگلى مى سوزد (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان سه شنبه 12 آذر ماه سال 1387
"گفته می شود تمساح پس از اینکه شکارش را می بلعد . سپس موجب می شود که از چشمانش اشک ترشج کند که این حرکت تمساح به اشک تمساح ریختن برای قربانی اش تشبیه شده است"
ترجیح داده شده که بدون هیچ نظر ونقد و تحلیل و تفسیری و یا اشاره به نام نویسنده که کیست ابتدا پاراگراف مقدمه ی نوشتار این یادداشت روز بازتاب داده می شود که چنین است:
"اينجا، چشم ها همه به گودى نشسته و رنگ ها پريده است. زينب 4ساله سر بر زانوى مادر نهاده و خيره به او مى نگرد، درد مى کشد، دلش آشوب است، نوک انگشتانش گزگز مى کند، اما رمق ناله کردن ندارد. چند دقيقه بعد، از نفس مى افتد و بى صدا مى ميرد. مادر بوسه اى خيس بر گونه زينب 4ساله مى نشاند، بى تاب است، فرياد مى کشد... پدر، از اين که کارى از دستش برنمى آيد خجالت مى کشد، آرام اشک مى ريزد. خواهر و برادر 7 و 9ساله زينب که با همه کوچکى مى دانستند بايد بغض خود را در گلو بريزند، حالا که کار از کار گذشته، با صداى بلند گريه مى کنند... طفلکى ها نمى دانند و شايد مى دانند و به روى خود نمى آورند که چند روز ديگر نوبت آنهاست... زينب 4ساله تنها کودک اين ماجرا نيست، اينجا، همه کودکان، سرنوشتى مشابه دارند، «کار پژمردگى يک گل نيست، جنگلى مى سوزد»... اينجا، شب ها هيچ چراغى روشن نيست، شب که از راه مى رسد، تاريکى همه جا را فرا مى گيرد. تنها روشنايى شب، آتش بمباران شبانه و هر از چندگاه دشمنان در آن سوى اين منطقه است. اينجا بيمارستان هست، بيمار هم، اما از دارو خبرى نيست. اينجا بيمارستان با خانه و کوچه و خيابان يکى است... همه جا بيمارستان است و همه با مرگ دست به گريبانند. بيمارها، اما، فقط زودتر مى ميرند. زودتر از بقيه که به تدريج از گرسنگى و سرما بيمار مى شوند و اگر با ترکش خمپاره و توپ به شهادت نرسند، از گرسنگى و سرما و ده ها سختى طاقت فرساى ديگر طاقت از دست مى دهند و جان مى سپارند... اينجا آبى براى آشاميدن نيست، آبها آلوده اند و بيمارى زا، اجاقى روشن نيست، غذايى به هم نمى رسد، آخرين ذخيره آرد، چند هفته قبل مصرف شده و... يک خبرنگار اروپايى که با نام مستعار به کيهان ايميل زده بود- آزادى بيان غرب را ببينيد!- نوشته بود؛ «چند ماهى است که در عکس هاى مخابره شده از اين منطقه هيچ لبخندى بر لب ساکنان آن ديده نمى شود...» اينجا، «شعب ابيطالب» نيست، آنجا که مشرکان در صدر اسلام، مسلمانان را به محاصره کشيده بودند. اينجا نوار غزه است. در غرب فلسطين اشغالى با 1.5 ميليون جمعيت. اين بار هم محاصره شدگان همان زنان و مردان و کودکان مسلمانند و محاصره کنندگان، علاوه بر يهود بنى قريضه، سران مشرک برخى از کشورهاى عربى نيز هستند."
اما اکنون باید اذعان کرد وکفت که یکبار تصور غلط نشود که فکر کنید نویسنده مدافع فعال حقوق بشر است . یا اینکه اشتباه نشود که یک انسان آزادیخواه بدون مرز می باشد . یا اینکه یک ژورنالیست و مفسر سیاسی بیطرف جهان وطنی است و یا.... هر انسان مثبتی را که شما پس از خواندن به ذهننان خطور می کنید ، نویسنده این آن نمی باشد ، زیرا که این گزارش جیگر کباب کن و اشک از چشمان بی اراده جاری کن، متعلق به پاسدار سر بازجو و شکجه گریست که نه احسس اسانی ندارد، بلکه این جانی مفسد سابقه ی عملکردش نه حضوری در زندان های اوین وقزل حصار و سلول های معروف 56 و 59 زندان پادگان عشرت آباد و ابسته به سپاه پاسداران است که اگر بددتر از اسدالله لاجووردی قصاب اوین نباشد کمتر هم نمی باشد ، به خصوص که کار جاسوسی و تحریف گری و وارونه گوئی تبلیغاتی را از بولتن نویسی بخش اطلاعتی ارگان فاشیستی سپاه پاسداران شروع کرد . سپس با بازجوئی و شکنجه گری و تواب سازی و اعتراف گیری و کیفر خواست تنظیم و صادر کنی در زندان ارتتقاء داد . آنگاه با دائر و راه اندازی کردن صنعت تواب سازی در زندان وعضو گیری کردن از میان شان با خود به مؤسسه ی فرهنگی کیهان برد و مجموعه ی تجربیات خود را با پرونده و سناریو سازی به عنوان نماینده ی ویژه ی ولی فقیه یا لوطی جماران در این ورق پاره ی کیهان اطلاعاتی و امنیتی و پادگانی بکار گرفت و د نبال کرده است و داستان غ انگیزی که اکنون باسینه بر تنور چسبانیدن ساخته و پرداخته کرده است . کسانی که پای شان به قتلگاه زندان اوین افتاده و جان سالم بدر برده باشند می دانند که بدر ووحشیانه تر ازاینگونه صحنه ها چندین بار بصورت واقعی و تراتژدیک اتاقاق افتاده است . بنابراین سربازجو پاسدار شکنجه گر حسین شریعتمداری خاطرات خود در زندان اوین را اینگونه بطور ارونه گوئی برشته ی تحریر در آورده و آن را با وضعیت ساکنان نوازه غزه مقایسه کره است که عامل و مقصر این فاجعه هم لوطی جماران وسپاه پاسداران می باشند .

البته برای رفع ابهام پرسش است مگر فراموش شده واز خاطره ها محو شده است که در 30 ساله گذشته به خصوص در کردستان و سسیتان وبلوچستان و خوزستان و ... تابستان خونین سال 67 در زندان های ایران چه گذشته است؟ مگر از یاد رفته است که چگونه خمینی شیاد سپاه پاسداران و رفسنجانی بر تنور 7 سال جنگ ضد ملی و ضد میهنی کوبیدند و موجب میلیون ها کشته ومجروح و آواره و بی خانمان وترکش خورده ها وموجی و جانباز ان در ایران شدند؟ مگر امکان دارد که فراموش شود که چگونه شبانه با 2000 نیروی ویژه ضربت شیخون به خانه های محرومان خاک سفید در تهران زده شد و به بهانه ی واهی مبارزه با مواد مخدر خانه های محرومان تخریب شد و بیش از 2000 زن ومرد وپیر وجوان وکودکان بی خانمان شده بازداشت شدند و دو روز بعد که مصادف با یک روز به عید نوروز مانده بود تعداد 6 نگون بخت از جمله یک زن بر دار کشیده شدندو به اتهام عامل توزیع کننده مواد مخدر در استان تهران و4 تأمین کننده 4 استان حاشیه ی تهران معرفی ومتهم ومحکوم به مرگ شدند و اجسادان تا چند روز بر چر اثقال ها برای عبرت دیگران در فضا معلق ماند؟
مگر تهاجم به اماکن خانقاه درویشان در قم تخریب آن فراموش شده است که چگونه نفرات گردآوری شده اطراف خانقاه مورد ضرب وشتم واقع شدند و بیش از 2000 نفر زدن ومرد وکودکان مدافعان این خانقاه دستگیر و روانی زندان شدند؟
چرا راه دور برویم و از جنایات گذشته مرور و گفته شود. زیرا که مگر شریط زندگی در حاشیه تهران وحلبی آباد وکار تون خوابان بهتر از شرایط زندگی فلسطینیان نوار غزه می باشد ؟ چرا کسی برای اینان،نه شعر و نه مرثیه نمی خواند وتعزیه گردانی نمی کند ، بلکه جزو فراموش شدگانی می باشند که کسی یادی از اینان نمی کند؟ حال بماند که پاسدار گماشته احمدی نژاد در سفر تبلیغات انتخاباتی خود به استان مازندران در مورد تقسیم بندی 30% صاحب همه چیزشده و 70 % محروم چه گفت؟ در زنجان برای که چاقوکشی وتهدید کرد وچه گفت و چرا؟
همچنین پس از اشغال نظامی عراق ، دستان کدام جنایتکارنی بوده است که عراق را به با تلاق تبدیل کرد و در این کشور دست به تشکیل به زندان و شکنجگاه های مخفی زده شد . همینطور چرا با تشکیل جوخه های مرگ دست به ترور مخالفین یا ربودن عراقیان مخالف حضور عوامل رژیم تروریستی در عراق زده شد که پس از شکنجه شدن بصورت جمعی مثله و کشته شدند وهنوز هم این جنایت ر عراق ادامه دارد؟ مگر بازداشتگاه مخفی کودکان که اتفاقی در بغداد کشف شد از یاد رفته است یا اینکه مگر همین مدتی پیش نبود که یک مسجد در بغداد از سوی شکنجه گران و قاتلان و آدمکشان حرفه ای اعزام شده در عراق لو رفت که تبدیل به شکنجگاه و قتلگاه شده بود که پس از لو رفتن قاتلان به ایران گریختند.

بنابراین خط مشترک دیکته شده حمله به کشورهای عربی و محمود عباس و دفاع از حماس وحزب لله لبنان که با تهدید وتشویق به اعدام کردن رهبران کشورهای عربستان ومصر رهنمود داده شده است ادامه ی همان سیاست جایگزین شده ی شکست در عراق است که در نقد و بررسی های قبلی تأکید شد که چون سیاست اشغال عراق از سوی رژیم تروریستی مواجه با شکست شد اکنون کانون بحران آفرینی به نوار غزه و لبنان منتقل شده است تا هم اینکه باخت تصویب توافقامه امنیتی میان آمریکا و عراق به شیوه ای دیگر در اینجا تکرار نشود .هم اینکه شاید با بحرانی کردن نوار غزه وتعمیم وبسط دادنآن به منطقه بتوان آب شکست رفته در عراق را دوباره بر توی جوی برگرداند و شرایط را همچون سابق کرد . یعنی مشابه سیاست شکست خورده ای که پس از خارج شدن نام مجاهدین از لیست گروه و سازمان های تروریستی از سوی دادگاه انگلیس که علیه دولت فخیمه در پیش گرفته شد اکنون نیز در نوازه غزه علیه انگلیس و کشورهای عربی و محمود عباس و حسنی مبارک در دستور کار قرار گرفته شده است. ناگفته نماند که شکست عراق برای لوطی جماران و به خصوص سپاه پاسداران بسیار سنگین بود . زیرا سرمایه گذاری سنگین 6 ساله ی پس از اشغال نظامی عراق در این کشوربر باد رفت . برای همین است که سخنگوی رسمی سپاه پاسداران ونماینده ی ویژه ی ولی فقیه در ورق پااره ی کیهان چنین بطور عریان تهدید و تشویق و ترغیب به اعدام رهبران کشورهای عربی می کند که چرا نه در دام توطئه ی نوار غزه نیفتادند، بلکه آن را افشا و خنثی کردند . پس بی جهت نیست که پس از بسیج کردن کفن پوشان امنیتی و اطلاعاتی و پاسدار که خواهان اعدام انقلابی حسنی مبارک رئیس جمهور مصر شدند اکنون برنامه ریز وتئوری پرداز این صحنه با قلم چماقش وارد صحنه شده و همان تابلوی تهدید اعدام انقلابی حسنی مبارک را برای وی وملک عبدالله پادشاه عربستان تجویز و ترسیم کرده. و تأکید کرده است اینان باید اعدام گردند.

در خاتمه اینکه گفته می شود تمساح پس از اینکه شکارش را می بلعد و فشار بهش وارد می شود موجب می شود که از چشمانش اشک ترشج کند که این حرکت تمساح به اشک تمساح ریختن برای قربانی اش تشبیه شد است. اکنون در شرایطی که رژیم تروریستی آخوندی بازنده در عراق درمانده و منزوی شده است . لذا چون بران سازی نوار غزه جانشین باخت عراق شده که بازهم شکستی دیگر را رقم زده است . پس از سر استیصال سربازجو پاسدار حسین شریعتداری اکنون اینگونه برای مردم فلسطین نوار غزه دلسوزی و اشک تمساح ریزی کرده است که چون شگرد و تاکتیک لورفته است بر ر خود سناریو ساز تخریب خواهد شد
.

هوشنگ - بهداد
سه شنبه 12 آذر ماه سال 1387
نقد و بررسی " فاجعه غزه سكوت اعراب و گستاخي انگليس" روزنامه ی جمهوری اسلامی سه شنبه 12 آذر ماه سال 1387
سئوال است که مگر رژیم حاکمان تروریستی آخوندی کلانتر جهان ومنطقه می باشند که از دیگران بازخواست کرده و داد گاه فر مایشی برای شان تشکیل داده اند و متهم ومحکوم شان کرده اند؟!
آنقدر تعزیه گردانان و معرکه گیران ومداحان مرده و حلوا خوران بر سر گور بدون مرده که تخصص هنرشان مرثیه خوانی و تعزیه گردانی و اشک تمساح ریزی و شیون وزاری دروغین و مصنوعی کردن می باشد. از بس این صحنه ی نمایش تعزیه گردانی و دو طفلان مسلم کشی تکراری 30 ساله نخ نماشده است که دیگران از جمله دولت فیمه هم توجهی به اینگونه نمایشات کمدی و تصنعی نمی کنند .زیرا که دریافته اند که درون گور مرده ای در کار نیست . تازه دو جفت لگد هم بر گور خمینی شیاد می زنند که این داستان شیادانه دروغین که وی با دفاع از فلسطین راعلم کرد. موجب شد تا بستر ساز و زمینه ی 30 سال قدرت و ثروت اندوزی ونان دانی و پهن کردن بساط مار گیری برای جانشین و پیروانش شود که دست به نمایش نشان دادن مار و قالب کردن مار نموده اند.

بنابراین چگونه می توان باو کرد زمانیکه 80% جمعیت کشور در زیزر خط فقر اقتصای زندگی می کنند و شکاف عمیق طبقاتی آنگونه گسترده و عمیق و برجسته شده و نفس مرم را گرفته وبیداد گری می کند که پاسدار گماشته احمدی نژاد مجبور شد در سفر اخیر خود به استان مازندران با فر یاد و بلند کردن انگشت اخطار آمیز خود اعتراف کند که کلیه در آمد و امکانات کشور متعلق به 30% اقلیت شده و اکثریت 70% جامعه محروم می باشند . همچنین مکمل این افشاگری در شهر زنجان دست به چاقوی ضامندار زنجانی برد و تهدید کر دکه با جوانان زنجانی می خواهند تا دست وپای شکم سیر وپر شده هائی را قطع کنند که پول های شان از پار و هم بالا نمی رود .

همینطور چگونه قابل بول است که در عدم صداقت ملای سرمقاله نویس شک نکرد که در شرایط خفقان آور جامعه ای که در فضای آلوده و سنگین حکومت نظامی اعلام تاشده به سختی نفس می کشد ومردم با رشد تورم وگرانی و افزیش قیمت کالا ها و رشد فقر و بیکاری در جامعه مواجه می باشند . این موضوعات مهم واساسی از سوی سرمقاله نویس به وضوح نادیده گرفته شود. ولی در عوض شیادانه تبدیل به فرشته ی نجات برای فلسطینیان نوار غزه گردد و اشک تمساح ریزی برای اینان کرده است و از فاجعه نوار غزه و سکوت خائنانه یاعراب و به خصوص محمود عباس و گستاخی انگلیس و یا دولت فخیمه یاد کرده است ؟
راستی کدامیک را می شود باور کرد قسم حضرت عباس یا خروس دزدیده شده و دم از زیر عبای ملا بیرون زده را باید پذیرفت؟
مهمتر اینکه سئوال است که مگر رژیم حاکمان تروریستی آخوندی کلانتر جهان ومنطقه می باشند که از دیگران بازخواست کرده و داد گاه فر مایشی برای شان تشکیل داده اند و اینان را متهم ومحکوم وتهدید کرده اند که چرا هزینه ی اقدامات وتوطئه دسیسه های طراحی شده در نوار غزه را اینان تقبل نمی کنند که لوطی جماران و سپاه پاسداران حماس را مجبور کردند تا تعداد 30 عدد موشک بدرون خاک اسرائیل پرتاب کنند تا منجر به این فاجعه ای شود که اکنون ملای سرمقاله نویس بتواند بصورت سریالی روزانه پیرامونش این غائله ی ساخنته شده قلمفرسائی و سناریو سازی و تبیغات کند و همچون گردنه زنان سر گردنه ای صعب العبور با دستبد به محموله های کاروان دیگران زدن ادعای باج گیری و طلبکاری کند و مسخره تر اینگونه برای رد گم کردن و پرونده سفید کردن و نسبت به ارباب فخیمه بافرافکنی ووارونه گوئی کردن کند چنین تهدید و توهین نماید:
"مقامات لندن دچار عقده هاي رواني هستند و سعي دارند براي تمام دنيا تعيين تكليف كنند و حرفهايي بزنند كه عموما از دهان آنها بزرگتر است و شايد هميشه با تمسخر و بي اعتنايي ديگران مواجه شده و مي شود. "
البته ریشه و عمق ناراحتی ملای سرمقاله نویس به این دلیل است که وزیر امور خارجه ی انگلیس در گفتگوی خود باشبکه ی العربیعه دست برروی اهرام ومهره های بازیگر لوطی جماران و سپاه پاسداان در متطقه گذاشته است . یعنی اینکه نام از حماس و حزب الله لبنان برده است و از روند ادامه مذاکرات صلح اعراب با اسرائیل دفاع کرده و از به رسمیت شناختن محمود عباس به عنوان نماینده ی فللسطین در برابر حماس گفته و تأکید کرده است که موجب ریختن آب بر توی لانه ی مورچگان شده است. به خصوص اینکه سرمقاله نویس دوباره به جنگ 33 روزه ی سپاه پاسداران وحزب الله لبنان با اسرائیل یاد کرده و مانور داده است تا که بازهم ثابت کند نقش مداخله گرایانه ی رژیم تروریستی آخوندی در لبنان و فلسطین تا کجاست و قطع کردن این نقش و حضور چگونه می تواند تکمیل کننده ی شکست در عراق باشد و در نهایت چگونه می تواند این سیاست به گسترش هر چه بیشتر ایزوله شدن رژیم تروریستی آخوندی در منطقه منتهی شود و سبب شود اقدامات تروریستی و خرابکارانه وجنگ افروزانه ی بیرون مرزی رژیم تروریستی آخوندی به خصوص در خاور میانه مهار وکنترل شود.

بهر حال ملای سر مقاله نویس عجیب کف بر دهان آورده و سخت عصبی از موضع گیری افشاگرایانه ی وزیر خارجه ی انگلیس است . زیرا که سخت بر آشفته شده و دست به پرخاشگری و توهین علیه وی و دولت انگلیس زده است . از سوی دیگر رهبران کشورهای عربی به خصوص محمود عباس را خائن و سازشکار نامیده است . حالب تر اینکه در پایان نسخه و توصیه ای تجویز نمود که غافل از آنکه بداند که چرا احساساتی شده و چه گفته است و برای چه چنین دست به خود زنی زده است؟ زیرا که نا خواسته به و اقعیتی اعتراف کرده است که بیش از سایر کشور های منطقه در مورد خود رژیم تروریستی آخوندی صدق می کند . برای اینکه چنین فرافکنانه آرزو نمود و اینگونه دیگران را با توهین وتهدید خائن ومستبد نامیدن مورد خطاب قرار داده است :

"ايكاش دنياي اسلام و دنياي عرب از چنين رهبران خائني محروم بود و ايكاش ملتها مي توانستند مكنونات قلبي خود را به صراحت بيان كنند. آنگاه مي ديديم كه ساير ملتهاي مسلمان و عرب نيز همانند مردم لبنان وفلسطين و بويژه همچون ساكنان ثابت قدم و استوار غزه كه اكنون در بدترين شرايط بسر مي برند به دوست و دشمن ثابت مي كردند خائنين را طرد مي كنند و دست رد بر سينه آنها مي زنند. آنها گرسنگي و سختي و رنج محاصره دشمنان را به جان مي خرند ولي ذلت و ننگ همدستي با جناح خائن محمود عباس را نمي پذيرند. هم اينك بسياري از مردم غزه و نمايندگان مجلس ملي فلسطين و دولتمردان حماس در سياهچالهاي قرون وسطايي اسرائيل به سر مي برند ولي مسئله اينست كه مزدوران محمود عباس به � خبرچيني � جاسوسي و خوش خدمتي به اشغالگران سرگرمند. اگر انگليسي هاي شرور از اين طيف خائن و جاسوس حمايت نمي كردند جاي تعجب مي بود و اگر با اراده و خواست ملت هاي بزرگ فلسطين و لبنان همراه مي شدند ابعاد خيانت سازشكاران و مزدوران محلي دشمن تا اين اندازه آشكار نمي گرديد
. "
در خاتمه اینکه اکنون شکست و باخت در عراق و بر باد رفتن سرمایه گذاری سنگین در عراق به نیت اینکه آمریکا از عراق و منطقه خارج می شود و بقول پاسدار گماشته احمدی نژاد رژیم تروریستی آخوندی خلاء عدم حضور قدرت آمریکا در عراق و منطقه را پی می کند و ولایت فقیه از عراق تشکیل می شود و تبدیل به امپراتوری می شود کهتا لبنان در منطقه بسط داده می شود و تضمین این قدرت هم داشتن بمب اتمی می شود . ولی اکنون پس از دریافت ضربه ی کاری ناشی از شکست تصویب توافقنامه در کابینه و پارلمان عراق که سریع سرمایه گذاری برروی حزب الله لبنان وحماس شده است . بطوریکه میشل سلیمان رئیس جمهور لبنان با تهدید و زور و دسیسه به تهران و جماران کشانده شد که گفته می شود بطور پنهانی قرار داد امنیتی 5 ساله با قول تأمین کردن نیاز های تسلیحاتی و نظامی ارتش لبنان از طریق حزب الله لبنان با وی بسته شده است . همچنین از طریق حماس و پرتاب موشک بدرون خاک اسرائیل موجب فاجعه آفرینی نوار غزه شد به امید آنکه دامنه ی این فاجعه همچون جنگ 33 روزه حزب الله گسترده می شد ومی توان دست به موج سواری فرصت طلبانه زد . ولی با هشیاری محمود عباس و کشورهای منطقه این طرح با شکست مواجه شد . اکنون افشاگری که وزیر امور خارجه انگلیس کرده موجب شده است که به نظر می رسد هم طرح های خائنانه ی رژیم تروریستی در منطقه لو رفته است . هم اینکه منجر بیش از حد رسوا و منزوی شدن رژیم تروریستی آخوندی شده است . بهمین دلیل است که اینگونه ملای سرمقاله نویس سراسیمه وارد میدان شده و علیه ی وزیر امور خازجه ی دولت ولی نعمت فخیمه ی انگلیس عربده کشی پرخاشگرانه وتهدید آمیز کرده و رهبران کشور های عرب به خصوص محمود عباس را خائن و فاسد نامیده و از حماس و حزب الله لبنان دفاع کرده است. جالب اینکه آرزوی برگزاری انتخابات و نظر پرسی آزاد در منطقه هم کرده است که می بایست همینجا مچ این عوامفریب و شرلاتان را گرفته شود و پرسید کهتو اگر بیل زنی چرا تو اول باغچه خودت را بیل نمی زنی و سپس تلاش کنی باغچه دیگران را بیل بزنی . یا اگر راست می گوئی ابتدا برادری ات را ثابت کن ، آنگاه ادعای وراثت کن . یعنی اینکه اول تقاضای برگزاری نظر پرسی آزد در ایران بکن تا که مردم ایران بقول خودت از آن آزادی لازم بر خوردار باشند تاکه بتوانند آزادانه آنچه درون ضمیر و قلب اشان می گذرد و وجود دارد را بدون هیچگونه ترسی بیان کنند که مشخص شود چگونه است؟ آنگاه نسخه آزمون شده را برای دیگران توصیه و تجویزکن . اگر نه در شرایطی که ستون انقلاب و نظام و اسلام ، یعنی رفسنجانی مکار و غارتگر تهدید به قطع دست وپا به خاطر دزدی و غارتگری می شود و فضای حکومت نظامی اعلام ناشده در سراسر ایران حاکم است و ارعاب و خفقان ورشد ضرب و شتم و افزایش اعدام که فقط وحشت ایجاد کرده است که ناشی از ترس حاکمان از خیزش و قیام ردم ناراضی به خصوص جوانان و دانشجویان می باشد. اینکه هنر نیست تیر در تاریکی رها کردن و عقده گشائی و فحاشی به دیگران نمودن که تازه لورفته است . زیرا که تجربه ی 30 ساله دارد . فراموش نشود که موضع گیری های روشنگرانه برای مهار کردن یاغی بین المللی و مرکز و کانون پدر خوانده ی تروریسم جهانی که با یک زمان تأخیر تاریخی 30 ساله و بس خونین وپر هزینه در عراق و فلسطین و لبنان اتخاذ شده است می تواند سیاستی باشد که در صورت پیگیری و تداوم تضمین کننده ی صلح و ثبات و امنیت در منطقه و جهان باشد.
هوشنگ � بهداد
سه شنبه 12 آذر ماه سال 1387
نقد و بررسی "چه کسى تيرهاى بمبئى راشليک کرد؟ (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان دو شنبه 11 آذر ماه سال 1387
"تحلیل وارونه پیرامون اقدامات تروریستی زنجیره ای بمئی هند از موضع فرا فکنی و آی دزد کنان"
گفته می شود چوب که بر داشته شود گربه دزدهپا به فرار می گذارد. اکنون پاسدارعرب یادداشت روز نویس به فرمان سربازجو حسین شریعتمداری وارد میدان شده است. زیرا که مأموریت دارد تا از موضع فرار به جلو و آی دزد دزد کنان تلاش به پاک کردن صورت مسئله کند و آدرس غلط دهد ووانمود نماید که گویا رژیم تروریستی آخوندی مر کز و کانون پدر خوانده ی تروریست جهانی نمی باشد و هیچگونه نقشی هم نمی تواند در انفجارهای زنجیره ای تروریستی در بمئی داشته باشد . اما از سوی دیگر این پاسدار قلم بر دست و تحلیل گر فر اموش کرده است که مسئولش سربازجو پاسدار شریعتمداری در مورد فاجعه ی 11 سپتامبر هم از یک طرف ادعا می کرد که این انفجار زیر سر صهیونیست ها بوده است . زیرا که قبل از انفجار ساختمان دو قلو یا کار کنان یهود یان حضور نیافتند و یا اینکه قبل از انفجار خارج شده بودند .اما عجیب این است که از سوی دیگر گفته نمی شود که چرا نتیجه و دستأورد این انفجار منجر به اشغال نظامی افغانستان و عراق شد که گذشته از همکاری مستقیم و غیر مستقیم در اشغل نظامی افغانسان که رژیم داشت و رفسنجانی هم در نماز جمعه های تهران به این واقعیت اعتراف کرد فقط به نفع رژیم تروریستی آخوندیدر منطقه تمام شد؟!

همچنین چرا پاسدار یادداشت روز نویس بدون در نظر گرفتن اعتراف سر بازجو حسین شریعتمداری که در یادداشت روز 13 آبان سال 83 خود که اعتراف کرد فاجعه ی 11 سپتامبر جزو یکی از پیآمدها و دستأورد های اشغال سفارت آمریکا در تهران می باشد اکنون نیز بهمان سبک وارونه گوئی این قلم بر دست غیرایرانی یادداشت روز نویس شده برای پرونده سفید کردن ادعا کرده است که سر نخ اقدامات زنجیره ای تروریستی بمئی هند زیر سر آمریکا و اسرائیل می باشد تا یهودی و آمریکائی و انگلیسی و استرالیائی و ... کشته شوند تا این قلم بردست بهانه برای مانور دادن وارونه ی خود داشته باشد؟ برای اینکه برای تحلیل و تشریح گزارش صحنه وتبلیغات انجام شده بهمان شیوه ی بازجوئی و اتهام زنی لو رفته مقایسه و تشبیه شده است که 3 دهه است از سوی دستگاه تبلیغات و بازجویان زندان و وزارت بد نام اطلاعات و دستگاه فاسد قضائی و داد ستانی و داد گاه های ضد انقلاب رژیم تروریستی به مخالفان و دگر اندیشان آخوندی اتهام زده شده است که اکنون همان تبلیغات اتهام زنی های وارونه آزمون و تجربه شده به شیوه ی دیگر گزیده برداری و رله شده است. چون به موضوع نوار غزه پیونده زده شده و اشک تنمساح ریزی برای حماس شده است که بازهم لو داده شده که داستان چیست؟ زیرا که پس از شکست تصویب توافقنامه در پارلمان عراق حماس جایگزین بحران سازی و باج گیری شده است . به خصوص که مسئله ی مخالفت و دشمنی جدی با تشکیل کشور مستقل فلسطین و ادامه ی صلح سوریه با سرائیل و باز پس گیری بلندی های جولان نیز مطرح است که مشکل را پیچیده تر و مضاعف کرده است . در صورتیکه عامل و ریشه ی اصلی بحران سازی اخیر نوار غزه لوطی جماران و سپاه پاسداران می باشند که حماس را ترغیب و تشویق و مجبور به پرتاب 30 موشک کردند تا بحران را آنگونه گسترده در منطقه شود که موجب تصویب شدن توافقنامه ی آمریکا و عراق در پارلمان عراق نشود .

همچنین سئوال است که اگر در این اقدامات تروریستی بوئی خاخام وهسر ضد صهیونیستی اش کشته شدند چرا به خاخام هائی که با پاسدار گماشته در آمریکا دیدار و عکس یاد گاری می گیرندیا به ایران دعوت می شوند کسی با اینان کاری ندارد و اینان در آمریکا ترور و یا بازداشت نمی شوند؟

مهمتر اینکه چرا رابطه مخدودش شده ی گازی و هسته ای رژیم تروریستی آخوندی با هند هم وارونه جلوه داده شده است؟ اتفاقا رابطه ی هند با افغانستان خوبست . زیر می خواهد از این شرایط به عنوان فشار علیه ی پاکستان استفده کند. همینطور دو 3 هفته پیش ماهواره های خبری جهانی خبری مخابره کردد که یک پل میان کشمیر هند و پاکستان موقع افتتاح فرو ریخت که تعدادی از کشمیری های پاکستانی کشته شدند که می تواند نوعی حالت انتقام گیری از هند در این مورد هم وجود داشته باشد.
از سوی دیگر کسی نمی تواند منکر شوند که سرنخ و مبلغ و مشوق اینگونه اقدامات تروریستی در منطقه رژیم تروریستی آخوندی می باشد.زیرا که با بالا رفتن از دیوار سفارت آمریکا در 13 آبان سا ل 58 شروع شد . سپس در کویت و لبنان و قاهره و جاهای دیگر در ابعاد بزرگ و کوچک تکرار شد.
همینطور پس از اشغل نظامی افغانستان وفرار اعضای القاعده و طالبان به ایران کهودر اختیار سپاه پاسداران قرار گرفته شدند و مورد باز آموزی و تعلیم نظامی واقع شدند تا اینکه سپس اینان در کنار سپاه پاسداران هم در افغانستان وهم در عربستان و مادرید اسپانیا ولندن و به خصوص عراق و هم همراه با تیم های آموزش و تعلیم دیده ی حزب الله لبنان و اعضای سپاه قدس در عملیات گوناگون از جمله ربودن ها و گردن زدن ها در عراق در سال های اول و دوم پس از اشغال نظامی استفاده شد .

جالب است که پاسدار عرب یادداشت روز نویس یکبار دیگر با واسطه خواندن نقش انگلیسی ها باز هم بیشتر لوداده است که چرا یک هفته یا کمتر از زمان اشغال نظامی افغانستان و عراق سر و کله ی آیت الله جک استراو با در جیب کت خود داشتن نام اسامی 12 امام شیعه در تهران پیدا می شد و پیام می آورد ومی برد؟ یا اینکه چرا زمانیکه نیروهای نظامی آمریکائیان در شهر ناصریه عراق مشغول جنگ با نیروهای وفادار به صدام حسین بودند. ولی نیروهای انگلیسی از طریق هوا برد ار مرز آبی و زمینی ایران وارد شهر بصره و سایر شهرهای مذهبی عراق بدون مقاومت شده بودند؟
یا اینکه چرا بنا بر تقاضای سران رژیم تروریستی آخوندی از طریق آیت الله جک استراو نام مجاهدین در کشورهای عضو اتحادیه ی ازوپا در لیست گروه و سازمان تروریستی گنجا نیده شد؟ اکنون نیز تضاد و دشمنی با دولت فخیمه ی انگلیس به دلیل خارج شدن نام مجاهدین از لیست گروه و سازمان های تروریستی از سوی دادگاه انگلیس مطرح شده است .

در خاتمه اینکه پاسدار یادداشت روز نویس با تأکید و بر جسته کردن و نسبت دادن طراحی زنجیره ای اقدامات تروریستی به آمریکا و اسرائیل و تمر کزدادن بر روی این موضوع که هم با تناقض گوئی همراه می باشد که گفته دولت پاکستان می تواند دخالت داشته باشد . زیرا که سابقه ی طولانی در انفجار های هند در گذشته داشته وهم تأکید اکید کرده که پاکستان وبه خصوص القاعده در این اقدامات تروریستی بمئی دخالت ندارند. به ویژه با دفاعی که از القاعده کرده است که گفته نیاز به اینگونه اقدامات ندارد . قلم بر دست با اینگونه موضع گبری ها بیشتر دچار پریشانی حالی و هذیان گوئی شده است . زیرا که چرا از سوی وی هیچگونه اشاره یا پاسخی بر روی موضع تروریست ها مبنی بر کشتن آمریکائی و انگلیسی ها اسرائیلی داده نشده است که فقط یا در خطبه های نماز جمعه و یا در حاشیه ی تظاهرات و راهپیمائی وابسته به آن یا در پارلمان و یا دیدار ای با لوطی جماران چنین فریاد هائی سر داده می شود ؟ بهر حال همانگونه که ابتدا گفته شد چوب که بر داشته شود گربه دزده پا بفرار می گذرد . تحلیل پاسدار عرب یادداشت روز نویس نیز از همین موضع تهیه و تنظیم شده است که چون لوطی جماران و پاسداران از طریق تصویب توافقنامه ی میان دولت عراق و آمریکا در کابینه و پارلمان عراق شکست سختی متحمل شدند . لذا اکنون که رژیم در گیر شدید بحران هسته ای می باشدتلاش کرده است برای جبران شکست دامنه ی شعاع و بحران خاورمیانه را به شبه قاره ی هند بکشاند و آن را بسط و گسرش دهد که برای توجیه گری نیاز به روضه خوانی و اشک گیری وارونه می باشد که کلید آن را دو روز است که روزنامه یا ورق پاره ی کیهان پرونده و سنار یو ساز اطلاعاتی � امنیتی � پادگانی با تاختن به سایت های اپوزسیون افشاگر زده است.
هوشنگ - بهداد
دو شنبه 11 آذر ماه سال 1387
نقد و بررسی " اوباما; تكرار طرح هاي ناكام آمريكا در فلسطين" روزنامه ی جمهوری اسلامی دو شنبه 11 آذر ماه سال 1387
"کار برد مشابه ی 3 شیوه ی آزمون شده در بازجوئی های زندان در مطبوعات و سیاست امور خارجه ی رژیم تروریستی آخوندی "
یکبار اشاره شده بود که شیوه ی روزنامه نگاری و خبرسانی رژیم تروریستی آخوندی به سبک روش بازجویان زندان اوین بامتهمین و قربانیان شان می باشد . زیرا که قلمزنان از آن محیط و نظامی گری پاسداری بر خاسته و به عرصه و حوزه ی قلمزنانی مطبوعاتی وارد شده اند که مسائل را همچنان از دید اططلااتی و امنیتی در راستای اهداف و خط مش تعیین شده می نگرند و حرکت می کنند . برای اینکه در زندان نسبت به موضع زندانی از چند روش شلاق و شکنجه و تهدید ویک موضع متضاد این روش با یک موضع بینابینی دنبال مش ود که شامل هر دو روش دیگر است . این روش ها برای در هم شکستن زندانی ووادار کردنش به تسلیم و ندامت و اعتراف و یا ایستادن بر سر موضع با پرداخت هزینه ی بس سنگین استفاده می شود .

اکنون دقیقاً همین شیوه در مورد اوباما بکار گرفته شده است . زیرا از یک سو سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری با دسته گل بی لام به خود دادن به رخ دیگران از جمله رقیب دوم خردادی کشیده می شود که گفته بودند دوم خردادی ها می گویند پیروزی اوباما موجب پیروزی ما خوا هد شد. یا خطاب به پاسدار گماشته احمدی نژاد که نامه ی تبریک برای اوبا ما نوشت می گوید که این افتخار فقط نصیب ورق پاره ی کیهان پرونده و سناریو ساز اطلاعاتی � امنیتی � پادگانی شد که اسیر اوهامات صلح جویانه ی اوباما نشد و قاطعنامه ی گفت که وی نه کبوتر صلح که باز جنگی است که نه هیچ فرقی نه با بوش ندارد، بلکه بدتر نیز می باشد.

از طرف دیگر موضع سرمقاله نویس روز نامه ی جمهوری اسلامی کما بیش مشابه موضع سرباز جو حسین شریعتمداری می باشد. ولی این وسط رحیم مشاعی معاون پاسدار گماشته احمدی نژاد نیز وجود دارد که خبر از پذیرش مذاکره میان پاسدار احمدی نژاد با اوباما داده است که از طریق تلاش واسطه ها ودلال و جاسوس های چند جانبه است که پیرامون هوشنگ امیر احمدی حلقه زده اند که شامل گری سیک ها و اروند آبراهامیان و عباس عمانی و.... می شوند .

. البته این سیاست تاریخچه 30 ساله دارد. زیرا که از همان زمان زیر درخت سیب در پاریس خمینی شیاد شروع شد که برای حذف رقبا از صحنه طرح اشغال سفارت آمریکا در 13 آبان سال 1358 در تهران ریخته شد و زمان آزادی گرو گان های آمریکائی که بر خلاف ادعای خمینی شیاد که تأکید بر محاکمه جاسوسان می کرد ولی با زد و بند های پشت پرده آزاد شدند . سپس این سیاست زد و بند پشت پرده در تابستان سال 65 مجدداً لو رفت زیرا که گند دیدار رفسنجانی با مک فارلین نماینده ی ویژه ی ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا در تهران با دریافت کیک وکلت و کتاب در آمد. ولی برای خاموش کردن قضیه منجر به پرداخت هزینه اعدام مهدی هاشمی بردار داماد حسینعلی منتظری شد .همچنین باز هم مشابه همین سیاست در اشغال افغانستان و عراق دنبال شد و اکنون که اینگونه جنگ زرگری ظاهری با گرد وخاک کردن ها می شود . لابی های دو طرف در پشت صحنه سخت فعال می باشند . ولی به دلیل اینکه مردم ایران نامحرم می باشند و رقابت پیرامون انحصار یو باندی کردن مذاکره با آمریکا در جریان ومطرح می باشد . بنابراین برای انحراف ذهان عمومی می بایست که همچنان به شیوه ی لو رفته ونخ نماشده ی شیوه ی 30 ساله بازجوئی زندان این سیاست ادامه یابد تا راه برون رفت برای بحران ها گوناگون از جمله بحران هسته ای بدست آید.

اما به دلیل این مخالفت با اوباما می شود که به خاطر بر گزیده شدن یک کلیمی به عنوان عضو دستیاران اوباما می باشد که موجب نگرانی شدید شده که ممکن است به سیاست دشمنی با روند مذاکره ی صلح در خاورمیانه که رژیم تروریستی آخوندی در پیش گرفته خدشه و آسیب وارد کند و سبب اخلال و کاهش سرعت پیگیری صدور تروریسم و بنیاد گرائی به منطقه و پیگیری دسترسی به سلاح هسته ای شود. مهمتر اینکه رفتن سوریه به پای میز مذاکره ی صلح و باز پس گیری بلندی های جولان ،به خصوص تشکیل کشور مستقل و دمکراتیک فلسطین برای اهداف رژیم تروریست آخوندی سهم مهلک و کشنده و بسیار خطرناک می باشد. زیرااگر چنانچه حماس در فلسطین وحزب الله در لبنان از زیر یوغ رژیم تروریستی آخوندی خارج شوند. جبران کردن این ضربه که موازی و مترادف ومکمل بازنده شدن در عراق است که در اثر تصویب توافقنامه در پارلمان عراق نصیبش شده است که جبران کردن شکست مضاعف بسیار سخت است . برای همین سرمقاله نویس حیران و نگران و عصبانی تابلویاز این کابوس رااینگونه ترسیم شده است .
در واقع هدف آنست كه تشكيلات خائن محمودعباس و جناح فتح بعنوان استخوان بندي حكومت آينده در بخش فلسطيني حاكميت را در دست بگيرد. با در نظر گرفتن اينكه محمود عباس و طيف خائن فتح كمترين جايگاه و پايگاهي در ميان فلسطيني ها ندارند در حقيقت اين طرح جديد براي به قدرت رسانيدن اين جناح خائن در تمامي بخش هاي فلسطيني بويژه � غزه � است
. در خاتمه اینکه همانگونه که بدفعات تکرار و تأکید شده است که رژیم ضد بشری و بربرمنش و تاریک اندیش و نامشروع آخوندی قادرنیست که یک روز بدون سرکوب وضرب و شتم واختناق و رعب و وحشت در جامعه همراه با باز داشت و زندان و شکنجه و اعدام کردن و اجرای مانورهای نظامی و انتظامی و بسیجی و آزمایش موشک دور برد پاسدارا ن بر قرار کردن، همچنین با ایجاد فضای اعلام نا شده ی حکومت نظامی و با حاکم کردن شرایط آماده باش تحمیلی جنگی در داخل که هیچگونه خبری به جز پیرامون موضوعات یاد شده مخابره نمی شود . زیرا که مردم ایران ومطالبات شان هیچگونه محلی از اعراب ندارند تاکه قرار باشد مسئولی یافت شود تا پاسخگوی شرایطی باشد که رشد تورم و گرانی و فقر و بیکار بیداد می کند . از طرف دیگر سیاست صدور تروریسم و بنیاد گرائی و دخالت گری در امور داخلی سایر کشورهای همسایه و منطقه جزو اهداف استراتژیک رژیم و رمز مانداری رژیم تروریستی آخوندی می باشد که هر گز امکان ندارد از این دو سیاست داخلی و برون مرزی سران رژیم تروریستی آخوندی لحظه ای کوتاه بیایند . به خصوص اینکه مدتی است که شانس تضمین بقلا ء وادامه ی رژیم به دسترسی سلاح هسته پیوند خورده و عجیب شده است که موجب مضاعف شدن سیاست سرکوبگری و اختناق داخلی و صدور تروریسم و بنیاد گرائی به برون مرز شده است.
هوشنگ � بهداد
دو شنبه 11 آذر ماه سال 1387
گزارش های خبری زنجیره ای در دفاع از پروژه ی هسته ای و تلاش برای دسترسی به سلاح هسته ای
این گزارش 4 خبر ضمیمه شده که تیتر های شان چنین است : بازگشت پيكرهاي مطهر41 شهيد حماسه دفاع مقدس به وطن، افشاي تفاوت ميان متن انگليسي و عراقي توافقنامه بغداد ـ واشنگتن ، معاون بين الملل سازمان انرژي اتمي :ايران به دانش بومي ساخت راكتور هسته اي دست پيدا كرده است و رئيس سازمان انرژي اتمي پيشنهاد كرد :ايجاد كنسرسيوم مشترك ساخت و توسعه نيروگاه هاي اتمي در منطقه. اارتباط مستقیم و غیر مستقیم به هدف پروژه ی هسته ای و دسترسی به سلاح هسته ای دارند. زیرا که دیگر جای ابهای وجود ندارد که هرگونه ثبات و امنیت در عراق که مانع از صدور سیاست صدور تروریسم و بنیادگرائی به منطقه به خصوص عراق شود موجب عدم باج گیری و پیشبرد سیا ست خائنانه ی مذاکره ی چانی هسته ای و فرصت سوزی و دسترسی به سلاح هسته ای می شود . بنابراین بی جهت نیست که پس ز تصویب توافقنامه ی میان آمریکا و دولت راق در پارلمان عراق ،بلافاصله از طریق طلبه مقتدی صدر که در گروگان سپاه پاسداران در ایران می باشد اعلام 3 روز عزای عمومی در عراق شد. پس از آن با سلاح های انفجاری ارسالی رژیم تروریستی آخوندی در جلوی مقر سازمان ملل در بغداد دست به اقدام تروریستی – انفجاری زده شد و منجر به کشته و مجروح شدن تعدادی ار کارکنانش شد .
همچنین هرروز از طریق سرمقاله یا تهیه گزارش خبری همین روزنامه ی جمهوری اسلامی بازتاب داده می شود که هم نشان از دشمنی و مخالفت شدید با تصویب توافقنامه ی امنیتی میان دولت عراق با آمریکا در پارلمان عراق دارد . هم اینکه تلاش می شود که به ناآرامی ها و بر پائی تظاهرات و اعتراضات و انفجارات و عملیات تخریبی تروریستی در عراق به گسترش مخالفت با این توافقنامه دامن زده شود.
البته فراموش نشود که مفهوم اینگونه ترغیب و تشویق های خرابکارانه و ناامن سازی عراق بطور عریان نمود و بیان کننده ی عمق و ضریب دخالت گری در امور داخلی عراق می باشد که از سوی دیگر نمایانگر و افشاگر دروغین اشک تمساح ریزی و دلسوزی برای مردم عراق است . همچنانکه افشای ماهیت پوشالی ودروغین عدم دخالت گری و حضور بودن در عراق و ادای وارونه و مضحک تلاش برای ایجاد امنیت در عراق می باشد.
همچنین. در شرایط کنونی که 20 سال از زمان آتش بس سپری شده است حمل کردن راست یا دروغ مشتی استخوان پوسیده به عنوان کشته شدگان جنگ ضد ملی و ضد میهنی ایران و عراق چاشنی کردن فضای آماده باش جنگی شده که مر تبط به دفاع کردن از پروژه ی هسته ای می باشد که به جای پذیرش وتن دادن به قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل با دهان کجی ولج کردن خبر از فعال شدن تعداد 5 هزار سانتریفیوژ داده شده است. همینطور حمل کردن این ستخوان های پوسیده بر شانه های مرده شوران سیار و نظاره گری مرده و لاشخوران حرفه ای جنگ افروزان حاکم مکمل شرایط حکومت اعلام ناشده ی نظامی است که به موزات افزایش فضای سرکوب و اختناق وا عدام ها در جامعه و گسترش دادن مانور های نظامی و آزمایش موشک دور برد سپاه پاسداران و رزمایش و همایش نیروی انتظامی و بسیجی می باشد که اعلام شده حداقل تا 3 سال ادامه خواهد یافت که بدون شک در دفاع از سیاست هسته ای می باشد .
در خاتمه اینکه اکنون پرسش است اگر هدف اینگونه توطئه وسرکوبگری های داخلی و داخلت گری ها در امور داخلی عراق ر راستای دسترسی به سلاح هست ای نیست و سران رژیم تروریستی آخوندی وحشت از تهاجم نظامی به تأسیسات هسته ای خود ندارند . از طرف دیگر اگر وحشت وترس از خیزش و قیام مردم ناراضی به خصوص جوانان و دانشجویان ناراضی ندارند، چرا به جای اینکه تلاش کنند تورم و گرانی را مهار و کنترل نمایند و فقر و بیکاری کاش دهند. ولی بر عکس شاهد می باشیم که شرایط تصیم گیر ی ها معکوس می باشد بطوریکه لوطی جماران از ترس ووحشت برگزاری مراسم بزرگداشت سالگرد 16 آذر از سوی دانشجویان مجبور شده است تن به فرمانی دهد که از سوی برنامه ریزان پشت پرده یا طراحان کودتا گر خاموش و خزنده طراحی شده است . چونکه ترجیح شده است که باید لوطی جماران به بهانه مبارزه با استکبار جهانی و مانع شدن از سوء استفاده کنندگان خوذش در دانشگاه علم و صنعت حضور یابد و دست به نمایش نشان دادن جای دوست و دشمن بزند.
http://www.jomhourieslami.com/1387/13870911/index.htmlهوشنگ - بهداد
دو شنبه 11 آذر ماه سال
نقد و بررسی " يورش اطلاعاتى به شر( يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان یکشنبه 10 آذر ماه سال 1387
" چراپاسدار یاددشت روز نویس با پاک کردن صورت مسئله وبا آدرس غلط دادن ، از موضع ضعف، قدرت نمائی برای پاک کردن پرونده سیاه کرده است؟ "
گفته می شود مگر چغندر هم جزو میوه جات می شود؟ اکنون پاسدار بازجویادداشت روز نویس ثابت کرده است که در شرایط قحطی میوه ،چغندر هم می تواند جزو میوه جات شود. زیرا که هم شیرین است و هم مشتقات لبو و قند و شکر دارد که شیرینی جات هم تولید کند .
دلیل هم ساده است. زیرا که اکنون اقدامات تروریستی در هند رخ داده که یاد آور فاجعه 11 سپتامبر در آمریکا می باشد که طبق تحلیل و استدلال سربازجو حسین شریعتمداری یادداشت روز مورخ 13 آبان 1383 که به مناست سالگرد اشغال سفارت آمریکا تهیه و تنظیم شد، تأکید شده بود که از بازتاب و نتایج اشغال سفارت آمریکا در تهران، یک مورد هم همین فاجعه 11 سپتامبر است که نام برده شده بود . زیرا که این اقدام تروریستی بستر ساز اشغال نظامی افغانستان وعراق شد که رفسنجانی در خطبه ی نماز جمعه ی خود در تهران اعتراف کرد که این اشغال گری ها با همکاری رژیم تروریستی آخوندی به وقوع پیوست. سپس همه ناظران و آگاهان سیاسی ونظامی و آشنا به شرایط منطقه متفق القول نظر دادند که برنده ی نهائی و اصلی این اشغال گریها، فقط رژیم تروریستی آخوندی بوده است و دربست به نفعش تمام شد . البته هزینه ی سنگین مالی و اقتصادی که آمریکا در این دو اشغال گری نظامی متحمل شد. زمینه ساز شرایط بحران کنونی اقتصادی و مالی در آمریکا شده است. جالب است که پاسدار احمدی نژاد بطور وارونه و آدرس غلط تحلیل و نظر داده است که بوش دست به تهاجم نظامی افغانستان وعراق زد تا که این بحران اقتصادی و مالی کنونی در آمریکا را به تعویق بی اندازد . بهر حال این شرایط اکنون موجب ذوق زدگی پاسدار یادداشت روز نویس شده است که ذوق زدگی مخفی و پنهانی خودش نسبت به اقدامات تروریستی در بمئی هندوستان را نیز ضمیمه کرده و فریاد از زلزله ی سیاسی � اقتصادی زده که جهان را فرا گرفته است و می رود که بقدرت 60 ساله غرب پایان دهد و قدرت غرب دگرگون شود و قدرت از غرب به سوی شرق و هند و روسیه رود و به موازات آن دامنه ی رشد قدرت به کشور های اسلامی همچون اند وزی و ترکیه و رژیم تروریستی آخوندی روی آورد .
حال داشته باشید که رژیم بحران زا و بحران زی و متزلزل و نا مشروع و ضد مردمی در شرایطی ادعای قدرت می کند که رژیم آنگونه بی اعتبار شده و چشم انداز بقایش مبهم و مجهول و به خطر افتاده است که از ترس ووحشت هر روز می بایست ارگان و شیوه ی جدید سرکوب و مانور سر کوبگری رزمایش و همایش وارد صحنه کند تا به جای مطالبات مردم ونا رضایتی عمومی و نگرانی از خیزش و قیام های عمومی به خصوص جوانان ناراضی وعده ی سرکوب بیشتر داده شود . طوری که فرمانده ها ی نیروی انتظامی و بسیجی و پاسداران اعتراف کرده اند که بر نامه ی حضور شان وهم گشت زنی و مانور دادن شان 3 ساله و دائمی می باشد. به خصوص اینکه از وحشت سالگرد بزرگداشت مراسم 16 آذر دانشجوئی آنقر وحشتزده شده است که نه اینکه فضای خفقان و پادگانی در دانشگاه های ایران حاکم شده و دست به باز داشت دانشجویاتن زده می شود ، بلکه وزیر علوم با اعتراف اینکه مجوز به دانشجویان برای بر پائی مراسم 16 آذر داده نمی شود . ولی از طرف دیگر طبق دستور بر نامه ریزان کودتا گران خاموش و خزنده ی پشت پرده وزیر علوم از لوطی جماران دعوت شده تا که برای اولین بار وی به مناسبت 16 آذر در دانشگاه علم و صنعت حضور یابد .

اکنون سئوال است در شرایطی که رشد تورم و گرانی و افزایش قیمت کا لاها و فقر و بیکاری در جامعه بیداد می کند و هرروز کسری بودجه بیشتر می شود . زیرا که بهای نفت کاهش می یابد و افزایش واردات نیز همچنان ادامه دارد این اقداات کجا بمنزله ی چشم انداز قدرت رژیم تروریستی آخوندی می باشد؟

باید اذعان کرد که این دیگر یک شگرد لو رفته و نخ نما شده ایست که شیوه ی کار پاسداران و بازجویان اطلاعاتی قلم بر دست شده و مدعیان تحلیل گر یادداشت روز نویس شده است که تابلوئی که اینان ترسیم می کنند پیرامون سیکل مدار بسته ای است که بر اساس و پایه ی هر چه بیشتر شدت سرکوب و اختناق داخلی و سانسور در شبکه ی خبر رسانی و مطبوعات است که با تهدید رقیب و پرونده و سناریو سازی برایش دنبال می شود که هدف ایجاد خفقان و اعدام در جامعه با منحرف کردن اذهان عمومی و سر کار گذاشتن مردم است که ضمیمه اش دادن وعده های دروغ و غلط محور تورم و گرانی و فقر و بیکاری است که با چاشنی و مطرح کردن بطور سیستماتیک دشمن خارجی و عدم مخدوش کردن مرز با این دشمن است. همچنین متهم کردن مخالفان ورقیب و دگر اندیشان به همکاری کردن با این دشمن است که قید شد با برپائی همایش و رزمایش و مانور نظامی و انتظامی و بسیجی و آزمایش موشک های دور برد ار سوی پاسداران و حاکم کردن فضای حکومت نظامی اعلام نا شده در هم آیمخته و دنبال می شود که مکمل آن سیاست صدور تروریسم و بنیاد گرائی با دفاع از مردم عراق و فلسطین و لبنان و افغانستان می باشد .

در خاتمه اینکه این تاکتیک های ذکر شده با بهانه ی سیاست دخالت گری در امور داخلی سایر کشور هابا عنوان و پوشش دفاع کردن از پروژه ی هسته ای می باشد که هم تضمین بقای رژیم تروریستی آخوندی و هم تکمیل کننده و پشتوانه ی اهداف بلند پروازانه ی محو کردن اسرائیل و تبدیل به امپر اتور بزرگ شدن منطقه ی خاور میانه می باشد . برای همین است که محتوای یادداشت روز ها آویزان شدن به جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان با اسرائیل و مانوردادن قدرت با آن علیه ی آمریکا اسرائیل است. یا تهدید کردن کشور های میانه رو ی عرب خاورمیانه می باشد که رابطه دیپلماتیک با آمریکا یا اسرائیل دارند و پیرامون مذاکرت صلح خاورمیانه فعال هستند و مخالف پروژه ی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی می باشند . همچنین دشمنی عریان با روند مذاکره ی صلح خاورمینه و ناامن سازی منطقه و به خصوص عراق است که با پرچم دایه مهر بانتر از مادر برای مردم عراق و لبنان و فلسطین و افغانستان دنبال می شود . البته که سمت و سوی دیگر یادداشت روز ها رقیب دوم خردادی ها و گاهی منتقدان خودی پاسدار احمدی نژاد می باشند . زیرا که ار تباط مستقیم به نمایش خیمه شب بازی انتخابات � انتصابات ریاست جمهوری دوره ی دهم و حذف رقیب و قبضه ی قدرت و انباشت ثروت و انحصاری کردنش دارد . فراموش نشود که کانون و مرکز پدر خواننده تروریست درجهان تهران و جماران است و بدو ن شک انگیزه ی اقدامات تروریستی در بمئی اگر با دقت و ریشه ای مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد درست همین تهران - جماران است . همینطور تأکید می شودآنچه در این میان ارزش و محلی از اعراب ندارد مردم ایران و مطالبات شان می باشد.
هوشنگ - بهداد
یکشنبه 10 آذر ماه سال 1387
نقد و بررسی "آنچه مجلس بايد داشته باشد " روزنامه ی جمهوری اسلامی یکشنبه 10 آذر ماه سال 1387
"مجلس باید حرفی و شعاری در رأس امور و مستقل باشد، ولی عملاً بایدعلیه ی مردم باشد و رأی اعتماد به امثا ل پاسدار میلیاردی محمد صادق محصولی دهد"
ملای سرمقاله نویس به مناسبت مرگ مدرس یک روضه ی مبسوط برای مجلس خوانده است و هرچه خواسته علیه ی رضا خان و مجلس دوران وی گفته که استقلال نداشت . چونکه دست نشانده بود. آنگاه و پس از تعریف و تمجید از مدرس و خمینی شیاد کردن اشاره به 8 دوره مجلس کمدی و دوری و تشریفاتی رژیم تروریستی آخوند کرده است . البته بدون آنکه توضیح دهد که به جز وزیر کردن یک پاسدار میلیاردی چه دستآوردمثبت دیگری در این 30 ساله ی این مجلس ارتجاعی و دست نشانده برای مردم ایران داشته است؟ یا اینکه از نظر محتوای استبدادی و سرکربگری چه فرقی میان رضا خان وفرزندش با خمینی شیاد بنیانگذار رژیم تروریستی آخوندی و جانشین وی ولی فقیه لوطی جماران وجود دارد؟ تازه سرمقاله نویس به خاطر این دلیل به مجلس و روز مجلس اشاره کرده است که مصادف با سالروز مرگ آخوند مدرس است که در زمان شاه نماینده مجلس بود . یعنی اگر مدرس آخوند نبود. آخوند مقاله نویس هم کاری با مجلس نداشت . مسخره تر اینکه تجربه ی 30 ساله یی عمر ننگین رژیم آخوندی که ویژگی و امتیازات خاص به آخوند های حکومتی داده است . بطور یکه نه آقازاده ی قاتل آخوند علی فلااحیان وزیر اطلاعات در دوران رفسجانی توانست در روز روشن با کلت جوان 22 سرباز وظیفه ی نیروی انتظامی را در خیابان تهران با کلت خودش بکشد که حتی باز داشت و بازجوئی هم نشد ، بلکه در افشاگری عباس پالیز دار در دانشگاه همدان افشا و فاش شد که چگونه آقا زاده آخوندهای وابسته و حامی به لوطی جماران دست به غارتگری وچپاول وحراج منابع و ذخایر طبیعی زده اند که از مصونیت کامل هم بر خو ردار می باشند. ولی اکنون آخوند سر مقاله نویس با وقاحت تمام از قانون کا پیتولاسیون در زمان شاه سخن رانده است وتأکید کرده چگونه خمینی در سال 43 با این قانون مخالفت کرد و به ترکیه تبعید شد .

البته توضیح داده نشده است که مگر چه فرقی میان خمینی با بقیه بود که شاه نه وی را در زندان نگه نداشت ، بلکه با یک سرهنگ ساواک تا استانبول بدرقه وهمراهی شد تا از آنجا راهی نجف در عراق شود . همچنین همانگونه که اشاره نشده است که چرا در مهر ماه سال 1357 شاه بازهم از رئیس جمهور فرانسه در خواست کرد تا که به خمینی مجوز ورود به پاریس دهد و برایش پاسپورت صادر کرد؟ ولی سرمقاله نویس اکنون ادعا کرده که مجلس تا سال 58 در اختیار آمریکا و انگلیس بود . اما نگفته است که پس ازآن مجلس وابسته و در اختیار که بوده و چه عملکردی داشته است؟ بهر صورت سرمقاله نویس در دنباله اشاره به گفته ی خمینی کرد که گفته بود مجلس در رأس امور است که با تحلیل و تفسیر از رأس امور بودن مجلس، نتیجه گیری کرد که می باید چنین فعال ونه منفعل باشد:

"اقتضا در راس امور بودن مجلس شوراي اسلامي اينست كه پيشرو و فعال باشد نه منفعل . نمايندگان مجلس نبايد منتظر بمانند تا مشكلي پيدا شود و سپس به حل آن بپردازند. آنها بايد مشعلدار نظام باشند و همواره با تصويب قوانين مورد نياز راه را براي مسئولان اجرائي و قضائي روشن كنند تا آنها با استفاده از اين روشنائي به راهي كه فراروي آنهاست بروند "

سپس سرمقاله نویس افزود که مجلس اول و دوم چنین در رأس امور بود؛ و لی از مجلس سوم شرایط تغییر کرد تا اینکه خیلی تلاش شد تا مانع از به وجود آمدن مجلس ششم شود که با شکست مواجه شد . ولی مجلس هفتم که اصولگرا و جای مجلس ششم شد وقرار بود که جبران مجلس اشکال و انحرافات ششم را کند که موفق نشد تا اینکه مجلس هشتم جایش را گرفت که اینهم ابتدا منفعل بود . سپس بیعت بدی گذاشت . زیرا که به پاسدار میلیاردی دزد غارتگر رأی اعتماد دادتا که اینگونه نقش انفعال و ضعف خود را علیه مستضعفان وله ثروتمندان به نمایش گذارد:
"در دوره هاي اول و دوم مجلس شوراي اسلامي اين چنين بود. از دوره سوم به تدريج نمايندگان مجلس وارد بازي هاي سياسي و جناحي شدند كه در دوره ششم اين بازي ها به اوج رسيد و همين امر موجب شد مجلس از جايگاه خط دهي و فعال بودن به مرحله انفعال سقوط كند. زحمات زيادي براي جلوگيري از تكرار مجلس ششم كشيده شد ولي نمايندگان مجلس هفتم متاسفانه نتوانستند جايگاه واقعي مجلس را احيا كنند. مجلس هفتم ضعيف و منفعل بود هر چند خوشبختانه بيماري هاي خطرناك مجلس ششم را نداشتمجلس هشتم در چند ماهي كه از عمر آن گذشته هنوز مشخص نكرده كه قرار است فعال باشد يا منفعل . در ماجراي كردان مجلس هشتم ابتدا ضعف نشان داد ولي با سرعت به جبران آن پرداخت . با اينحال در جريان راي اعتماد به وزير كشور بعدي توسط مجلس هشتم بدعتي گذاشته شد كه از يكطرف اصولگرائي زير سئوال رفت و از طرف ديگر اين شعار اساسي كه انقلاب اسلامي متعلق به محرومين است و در نظام حكومتي برآمده از آن نبايد سرمايه داران به پست هاي كليدي گمارده شوند ناديده گرفته شد. در اينكه وزير كشور كنوني يك سرمايه دار است ترديدي وجود ندارد . او همان كسي است كه در سال 1384 هنگامي كه براي تصدي وزارت نفت به مجلس هفتم پيشنهاد شد عكس العمل نمايندگان آن مجلس موجب شد رئيس جمهور پيشنهاد خود را پس گرفت حتي با فرض اينكه سرمايه اين شخص از راه مشروع هم به دست آمده باشد حضور او در راس يك وزارتخانه با معيارهاي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي سازگاري ندارد و به همين جهت مجلس هشتم در اين زمينه زير سئوال قرار دارد."

در خاتمه اینکه ملای سرمقاله نویس عملکرد 30 ساله دوره های مجلس ارتجاعی و دکوری و کمدی و فرمایشی و انتصابی را با اینکه تأکید کرده که از دوره ی سوم از حالت رأس امور بودن خارج و فاصله گرفت تا حال که در مجلس ششم منحرف شد . سپس از مجلس هفاتم به بعد به حالت انفعال رسید تا که اکنون مجلس کمدی و دکوری انتصابی هشتم به پاسدار میلیاردی غارتگر محمد صادق محصولی رأی اعتماد برای وزارتخانه ی حساس کشور داد. در صورتیکه خودش نقل قول و اعتراف کرده است که در مجلس کمدی هفتم به به دلیل ثروتمند بودن این پاسدار رأی اعتماد برای پست وزارت نفت داده نشد . عجیب تر اینکه با این وجود بازهم عملکرد 30 ساله ی مجلس دکوری و کمدی و ارتجاعی و آلت دست را مثبت ارزیابی کرد ه است . بدتر اینکه در یک تناقض گوئی آشکار بر مستقل ماندن مجلس تأکید کرده است که هم د ر شرایط یک دست بودن نظام وهمکاره بودن ولی فقیه لوطی جماران که پیوسته توصیه بر تعامل میان دولت و مجلس می کند با ادعای مستقل بودن مجلس بیشتر به جوک شباهت دارد تا ادا و طوار مستقل بودن مجلس به خصوص اینکه در ابتدای مجلس ششم شاهد بودیم که چگونه این مجلس در ابتدای شروع کارش به خاطر قرائت نامه یا حکم حکومتی لوطی جماران به پایان خود رسید ونه معنی استقلال که قانون در رژیم تروریستی آخوندی فاتحه اش خوانده شد. ولی چون خصلت و اعتیاد و خصوصیات آخوند جماعت سیاست تو بره و آخور خوری و تناقض گوئی و عوامفریبی و دین فروشی و تکذیب و انکار و سفسطه گری می باشد . بنابراین سرمقاله نویس ادعای کمدی مستقل برای مجلس کرده است .

هوشنگ - بهداد
یکشنبه 10 آذر ماه سال 1387
آ