نقد و بررسی " همه به انقلاب بدهكاريم" روزنامه ی جمهوری اسلامی 21 بهمن ماه سال 1387
"عجیب است که در پس جنگ و نزاع باندی و پس از 30 سال هنوز نامی از مردم ایران و مطالبات شان برده نمی شود که صاحبان انقلاب و طلبکاران اصلی بدهکار شده می باشند"
فردا روز 22 بهمن و سالگرد انقلاب است که باز نیاز به سیاهی لشکر برای معرکه گیری آخوندی � پاسداری برای حفظ حکومت لرزان لوطی جماران خامنه ای می باشد . اما چرا ملای سر مقاله نویس نگفته است که تعریف انقلاب چیست و منظور از همه کیستند که به انقلاب بدهکارند؟ یااینکه چرا تذکر داده نشده است که در زمان شاه چه کسانی مبارزه کردند و زندان رفتند و شکنجه شدند و جان دادد تا که انقلاب شد و چه کسانی بر مسند قدرت رسیدند و چرا بطور در بست مسیر و جهت و اهداف و آرمان انقلاب را واژگون و وارونه کردند و 30 سال است که با شیوه ی ضد انسانی و ضد اقلابی دست به خیانت و جنایت و غارترگی و عوامفریبی و جنگ افروزی و سرکوبگری و دین فروشی زده اند؟

کمدی تر اینکه ادعا شده است که سرنوشت رئیس جمهوری آمریکا در مبارزات تبلیغاتی � انتخاباتی نه در ایالت های آمریکا ، بلکه در ایران تعیین می شود .ولی گفته نشده است که بطور بر عکس نمایش بر گزاری و تبلیغات انتخابات � انتصابات � تقلبات ریاست جمهوری در ایران در آمریکا تعیین و مشخص می شود . زیراکه در رقابت موش و گربه بازی مبارزه ی رهبر لوطی جماران با شیطان بزرگ آمریکا و متهم کردن رقیب با همکاری کردن با آمریکا و یا حمایت از کشور و سیستم های بیگانه به خصوص آمریکا معلوم و تعیین می شود.

البته وقتی هدف عوامفریبی و دین فروش و تحریف گری و وارونه گوئی برای حفظ قدرت باشد که تضمین کننده ی انباشت ثروت می باشد . نتیجه این می شود که رندمان 30 سال پس از انقلاب ربوده و مصادره شده منتهی به نقل قول کردن جمله ای از کتاب و خاطرلت جیمی کار تر رئیس جمهور دمکرات در دوران انقلاب می شود که اشاره شد که ادعا شده سرنوشت رئیس جمهور آمریکا در تهران تعیین می شود .

فراموش نشود ملای سرمقاله نویس قبل از اینکه خودش متوجه شده باشد که چگونه لو داده است که لابی و عوامل آمریکا آنقدرنفوذشان در دستگاه حاکمیت لوطی جماران قوی می باشند و حضور و فعالیت شان در ایران پررنگ می باشند که با هدایت گری های پنهانی و نامرئی، آنگونه سیاست مورد نظر و دلخواه آمریکا برنامه ریزی و پیش برده می رود که می تواند مؤثر در راستای انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا باشد.

بلی عجیب ست که پس از 30 سال هنوز تعریفی از انقلاب نشده است! همانگونه که هیچ مسئولی نمس گوید که چرا اهداف و آرمان انقلابی مردم نه فراموش شد ، بلکه درست بر عکس و ضد همان اهداف اقدام شده است . زیرا که به دلیل خفقان زمان شاه و عدم فعالیت سیاسی که مردم ایران نتوانستند بدون سانسور و تحریف و مداح گری و ثنا گوئی تاریخ گذشته به خصوص نقش روحانیون در در بار سلسه شاهان مستبد را به خوانند و آگاه شوند که در دوران قاجار انقلاب مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت و همکاری با کود تای ننگین 28 مرداد نقش روحانیون چه بودوچه کردند ؟ به ویژه خمینی شیاد در توضیح المسائل خود چه خزعبلات و مزخرفاتی را گفته بود ؟ پس همین عدم آگاهی بهترین فرصت مناسب را به خمینی شیاد و پیروانش که مشغول زد و بند پشت پرده بودند د اد تاکه از احساسات مذهبی مردم و ناآگاهی های ذکر شده نهایت سوء استفاده را بکند و قبل از اینکه قانون اساسی و نوع حکومت و ساختارش مشخص شود . دست به همه پرسی آری و نه با فضای تبلیغاتی زد ه شد و آنچه خود ش با اطرافیانش می خواستند را به مردم ایران تحمیل کردند .

هر گز از خاطر نبرده و نخواهم برد که روز آذر 11 فروردین سال 58 به اتفاق چند نفر و یک آخوند به فرمانداری شهرستان ساوه رفته بودیم تا نحوه ی شرا یط بر گزاری انتخابات روز بعد 12 فروردین مشخص شود . در همان حوزه صدای اعتراضی یکی بلند شد که چرا دو جوان دانشجو وارد سالن شدند و محموله های صندوق آرای را برای روستا تحویل گرفتند وبا خودشان بردند. البته دلیل اعتراض خودش را چینن بیان کرد. گفت چون وی استاد دانشگاه علم صنعت است که این دو دانشجو را می شناسد که جزو فعالین چپ در این دانشگاه می باشند و حق نداشتند که پای صندوق انتخابات حضور داشته باشند . از همان موقع با ناظر بودن آن صحنه نه اینکه محیط وشهر ساوه را در جا ترک کردم و روز بعد هم رأی ندادم ، بلکه متوجه شدم که چگونه فاتحه ی انقلاب خوانده شده وبه کج راهه رفته است . از سوی دیگر اگر چنانچه ملای مقاله نویس اگر راست می گوید که مردم ایران آنچه را که خود می خواستند آگاهانه بر گزیدند ونه تحمیل و تبلیغ و انتخاب گار انبری آری سبز امام حسینی ونه سرخ شمری و یزدی در کار نبوده است . پس چرا پس ز 30 سال یکبار دیگر نظر همه پرسی آزادانه از مردم ایران نمی شود تا که رسوا شود هر که در اوغش باشد. و ثابت شود که که آیا اکنون نظر مردم ایران همخوانی با ادعای ملای سر مقاله نویس دارد که چنین گفته است:

"مردم ايران با پيروي از امام خميني و اتحاد و همبستگي كامل توانستند با ساقط كردن رژيم شاهنشاهي و قطع نفوذ آمريكا و انگليس و شوروي نظام حكومتي دلخواه خود را طبق اراده خود تاسيس كنند و استقلال و آزادي كشورشان و خودشان را تامين نمايند. علاوه بر اين پيروزي انقلاب اسلامي در ايران به ملت هاي تحت ستم جهان اين نكته بسيار مهم را آموخت كه اگر با اتحاد و انسجام بپاخيزند مي توانند بر بزرگترين قدرت ها غلبه كنند و معادلات زورگويانه و استكباري حاكم بر جهان را تغيير دهند. "
جالب است که ملای سرمقاله نویس از هر دری که وارد شود و بهرسوئی که به چرخد و هرگونه روضه ای که به خواند و هر گریزی که به صحرای کربلا بزند . در نهایت می بایست ثابت کند که زمین گرد است . یعنی اعتراف آشکار به سیاست صدور تروریسم و بنیاد گرائی و دخالت گرائی در امور داخلی سایر کشور ها کند تا بهتر و بدون شک و ابهام اهداف انقلابی مورد نظر خمیی شیاد را معرفی کند که اکنون از سوی جانشین لوطی جماران خامنه ای و سپاه پاسداران و سایر شرکای شان دنبال می شود که بخشی از دستآورد 30 ساله اش چنین بوده است:

"قيام هاي مردم افغانستان عراق لبنان و حتي ملت هاي آمريكاي جنوبي كه مهره هاي وابسته به بيگانگان را طرد كردند و راه استقلال در پيش گرفتند متاثر از انقلاب اسلامي ايران بود. در فلسطين نهضت آزاديبخش سالها بود كه در انحصار احزاب ملي گرا قرار داشت و مردم و اعتقادات اسلامي آنها نقشي در مبارزات ضد صهيونيستي نداشتند. با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران آرمانهاي انقلابي و اسلامي مطرح شده توسط امام خميني از مرزهاي جغرافيائي عبور كردند و به تك تك خانه هاي مردم فلسطين راه يافتند. به راه افتادن انتفاضه كه مبارزه خودجوش مردمي است و تاسيس احزاب اسلامي در فلسطين در دهه 60 و اسلامي و مردمي شدن مبارزات ضد صهيونيستي از نتايج پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و نفوذ افكار و انديشه هاي انقلابي امام خميني در ميان ملت ها بود. اگر امروز همه جا سخن از ضعف شديد رژيم صهيونيستي در برابر مردم فلسطين گفته مي شود و اين واقعيت را همه باور دارند كه اين رژيم غاصب و جنايتكار در سراشيبي سقوط قرار گرفته است اينها همه از نتايج گرايش مردم فلسطين به اسلام و الهام گرفتن از انقلاب اسلامي است . "

سرمقاله نویس در پایان افزوده آنچه که اشاره شد فقط گوشه ی کوچکی از در باغ بهشت برین وعده داده شده ی خمینی شیاد می باشد ، زیرا که نقل قول شده داده است که کار های بزرگتری در راه است که می بایست در جهان انجام شود . لابد پس از دسترسی به سلاح هسته ای آن زمان تلاش برای پیگیری این کار های بزرگ شتاب خواهد گرفت. البته ازطرف دیگر ملای سرمقاله نویس سرنخ را لو داده است . چونکه شرط و شروطی برای اجرای آن گذاشته است . یعنی تأکید کرده است که نمی بایست تنگ نظری ها و زیادیخواهی ها و انحصاری گری های باندی و نادیده گرفتن اقدامات دیگران در 30 سال گذشته به خصوص در دوران جنگ ضد ملی و میهنی ایران و عراق نادیده گرفته شود ودست به تخریب زده شود . ناگفته نماند که منظور آخوند مکار و هفت خط و دزد رفسنجانی می باشد . برای اینکه ملای سرمقاله نویس باور دارد اینگونه تخریب گری هاموجب شود که چنین ضربه به آرمان و طرح های جهان گشایانه خمینی وارد شود:
"اينها كارهاي بزرگي هستند كه امام خميني با نهضت اسلامي خود در ايران و جهان انجام داده و البته تحولات بزرگتري نيز در راه است . براي حفظ اين دستاوردها و گسترش آن و پديد آمدن تحولات بزرگتر در جهان مسئوليت بزرگي برعهده همه ما قرار دارد. حفظ اتحاد و همبستگي پاي بندي عملي به رهنمودهاي امام خميني قدرداني از نعمت آزادي و استقلال نگهداشتن مردم در صحنه رعايت كرامت انساني آحاد مردم و شناخت صحيح و دقيق تلاش ها و زحمات همه كساني كه براي پيروزي انقلاب اسلامي و سربلندي ايران تلاش كردند محورهاي مهم اين مسئوليت هستند. رواج فرهنگ تخريب ناديده گرفتن زحمات و خدمات سياه نمائي منفي بافي و بي حرمتي نسبت به كساني كه در اصل شكل گيري انقلاب و تاسيس نظام جمهوري اسلامي و به نتيجه رسيدن دفاع مقدس و نجات كشور از بحران ها و توطئه ها و تحريم ها نقش اساسي داشتند سموم مهلكي هستند كه مانع رسيدن انقلاب به اهداف بزرگي كه دارد مي شوند و اين تجربه تاريخي را در ميانه راه به ناكامي و شكست مي كشانند. كساني كه با اين قبيل كارها فضاي سياسي كشور را آلوده مي كنند و خود را طلبكار جلوه مي دهند بايد بدانند كه بزرگترين ضربه ها را به آرمان هاي انقلابي و اسلامي مطرح شده توسط امام خميني وارد مي كنند و انقلاب اسلامي را به قربانگاه مي برند. هيچكس از انقلاب و از مردم طلبكار نيست و همه ما به انقلاب اسلامي بدهكاريم . اين واقعيت را فردا مردم ايران در يوم الله 22 بهمن با حضور يكپارچه در راه پيمائي جشن ورود انقلاب اسلامي به دهه چهارم به اثبات خواهند رساند."

در خاتمه اینکه آیا پس از 30 سال تجربه ی خون بار و ویرانگر و بسیار پر هزینه که از عملکرد دولت مردان رژیم تروریستی آخوندی در دسترس است . مشروط براینکه تضاد و رقابت تخریب گری که میان باندهای مافیائی غارتگر وجود دارد که ملای سرمقاله نویس نه به آن اعتراف کرده ، بلکه اخطار و هشدارداده است که دامنه ی این اختلاف و تخریب گری های شخصیتی موجب وارد شدن لطمه و ضربه به اهداف جهان گشایانه خمینی شیاد و جانشین و پیرامونش می شود . بنابراین آیاهنوز شک و شبهه ای می تواند وجود داشته باشد که چرا ملای سرمقاله نویس همچون رهبر لوطی جماران خامنه ای و سایر مسئولین رژیم تروریستی ضد بشری و نامشروع آخوندی عاجز و ناتوان از پاسخگوئی به مطالبات مردم ایران می باشد آنگونه که اینان جرأت نمی کنند نام مردم را ببرند . در عوض اعتراف به اجرای طرح و اقدامات جهانی دارند که ادامه ی جهانی کردن پاسدار چاقو کش و گماشته احمدی نژاد است که می خواهد مدیریت جهان را تعویض کند و فرهنگ و اقتصاد بسیجی را علیه جهان صادر و حاکم نماید؟

هوشنگ - بهداد
بهمن ماه21 سال 1387
نقد و بررسی " و امام ما گفت ... (يادداشت روز)" روز نامه ی کیهان یکشنبه 20 بهمن ماه سال 1387
"پاسدار شریعتمداری اعتراف ونقل قول کرد است که خمینی به عسگر اولادی گفته بود هدف ما تشکیل حاکمیت جهانی اسلام است که دارای 3 مرحله می باشد که باید برایش آماده شد"

گفته می شود در و تخته با هم چفت و جورمی شود یا روباه از دمش شاهد می آورد . یا اینکه گفته می شود شغا ل بیشه ی مازندران را ندارد ، جز سگ مازندرانی . بنابراین اکنون می بایست به مناسبت سی امین سالگرد انقلاب سرباز جو حسین شریعتمداری شکنجه گر وارد میدان معرکه گیری و پرده داری شود و با آویزان شدن با امام شیادان خمینی و نقل قول کردن از وی که چگونه توصیه و پیام به مهره ی انگیسی عسگر اولادی همکار و هم حزبی اسدالله لاجوردی جلاد منفور زندان اوین داد و گفته بود که مقدمات و شرایط حاکمیت جهانی شدن اسلامی چگونه می باشد وچرا می بایست 3 مرحله پیموده شود وبرایش آماده شد؟ همچنین از چگونگی خصلت های یک دندگی خمینی شیاد گفته است ؟ البته سربازجو و حسین شریعتمداری بطور وارونه گوئی و بازجوئی با گفتمان مشمئز کننده ی تملق گوئی چاپلوسانه دست به داستان سرائی و بازسازی داستان حاکمیت جهانی اسلام مورد نظر وتوصیه خمینی جلاد زده است تا که جوابگوی مطالبات پرداخت ناشده ی مردم ایران در آستانه ی 30 ساله ی ربوده شدن انقلاب باشد که از سوی خمینی شیاد و پیروان موج سوار و فرصت طلب خیانت پیشه و جنایتکار و غارتگر حکومت با عوامفریبی حکومت از آن مستضعفان و پابرهنگان مصادره شد.

ناگفته نماند سربازجو حسین شریعتمداری دست به سناریو سازی زده است که نفر ثالث آن خمینی شیاد است که در قید حیات نیست تا که بر صحت و سقم آن مهر تأئید بزند . زیرا به جز نقل قول کننده که سربازجو حسین شریعتمداری است که هنر و تخصص و خبرگی اش پرونده و سناریو سازی و وارونه گوئی و تحریف کردن می باشد . همچنین مخاطب دیگر مهره غارتگر انگلیسی عسگر اولادی می باشد که دست کمی از همین سرباز جو حسین شریعتمداری ندارد.

اما فراموش نشود در این سناریو وداستان سرائی کردن سربازجو حسین شریعتمداری اعترافی شده است . زیرا که ازجهان گشائی و حکومت جهانی اسلام از خمینی شیاد نقل قول شده است که به وضوح دلیل صدور تروریسم و بنیاد گرائی و دخالت گری و تعقیب و اجرای بحران آفرینی وجنگ ا فروزی در کشورهای همجوار و منطقه و جهان اسلام را فاش و برجسته کرده است که در راستای چه اهداف طراحی شده ای می باشد؟ یعنی اینکه سر بازجو حسین شریعتمداری با خود زنی کردن لو داده است که سرنخ و عامل اصلی جنگ افروزی و ناامن سازی در عراق و افغانستان و برپائی جنگ 33روزه با اسرائیل از سوی حزب الله لبنان و راه اندازی جنگ 22 روزه از طریق حماس با اسرائیل کجاست؟

آنگاه سربازجو پاسدار شکنجه گر با خط کردن و حذف کردن مردم ایران و مطالبات شان و گریختن از پرداختن به شرایط کنونی زندگی طاقت فرسای جمعیت 80 % کشور که بر زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند و بدون توضیح اینکه چرا به جای قول بردن نان بر توی سفره های خالی مردم محروم ایران که رشد تورم و گرانی و فقر و بیکاری داده شده است ؟ سپس دست به نقل قول کردن جنگ 8 ساله ی ضد ملی و ضد میهنی ایران و عراق زده که چگونه خمینی شیاد پیرامون این جنگ خانمان بر انداز که نعمت الهی نامیده شد مرثیه خوانی کرد و 7 سال بر ادامه ی آن اصرار ورزید تا که در نهایت به سر کشی جام زهر شکست منتهی شد که سوگلی اش رفسنجانی مکار خسارت مادی این جنگ ضد ملی و ضد میهنی را 1000 میلیارد دلار در خطبه ی نماز جمعه ی تهران بر آورد کرد که در حقیقت یک سند جنایت علیه ی بشریت می باشد .

زیرا برای خمینی شیاد و پیروانش و پاسداران تا که در قدرت بمانند. این جنگ خانمان بر انداز 7 سال اضافی ادامه یافت و موجب کشته و مجروح و ترکشی و موجی و جانباز و بی خانمان و پناهنده شدن میلیونها ایرانی شد. بد تر اینکه اکنون سربازجو حسین شریعتمداری این جنگ ضد ملی و ضد میهنی را جزو افتخارات خمینی شیاد دانسته و در دنباله آن را به افتخار پیشرفت پروژه ی هسته ای پیوند زده است . زیرا طبق نامه ای که رفسنجانی در خطبه ی نماز جمعه ی خود در تهران به نقل از خمینی شیاد قرائت کرد که خطاب به پاسدار سبز علی رضائی بود که خمینی شیاد همان زمان اعتراف به دسترسی سلاح لیزری کرده بود. به خصوص اینکه سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس حسین شریعتمداری با مقایسه کردن شرایط قدرت آن زمان و کنونی، که حاصل صدور تروریسم و بنیاد گرائی و سیاست دخالت گری در امور داخلی کشورهای منطقه و حضور فعال در صحنه ی جنگ افروزی در منطقه است که اکنون به رخ غرب به خصوص آمریکا کشیده و برای رفع هرگونه شک و شبهه ای ،اینگونه پیرامون این اعتراف آشکار چنین فرمول بنده شده تحلیل کرده است :

"امروز چه؟ آیا چالش ما در این سطح نازل است؟ امروز، به اعتراف دشمنان، در خاورمیانه هیچ رخدادی بدون اراده ایران اسلامی نمی تواند اتفاق بیفتد. تحولات در فلسطین، لبنان، عراق، یمن و تمام منطقه به سرانگشت اقتدار جمهوری اسلامی ایران بسته است، نیست؟! در گرماگرم درگیری آمریکا با عراق، روزنامه واشنگتن پست خطاب به بوش نوشت؛ خاورمیانه را به ایران واگذار کن و بازگرد. آمریکا همه چیز را باخته است. 6آن روزها، شعار مرگ بر آمریکا فقط از زبان مردم ایران شنیده می شد. امام ما می فرمود آمریکا شیطان بزرگ است و تاکید می کرد �هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید� و...امروزه این شعار در همه منطقه و از زبان تمام ملت های مسلمان و حتی غیرمسلمان به گوش می رسد. مردم آمریکا در تظاهرات خود پلاکاردهای BUSH IS SATAN- بوش شیطان است- بر سر دست بلند می کنند. مردم مسلمان در همه جای جهان اسلام، همه گرفتاری ها و ناکامی های خود را زیر سر آمریکا می دانند و... - بوش می گفت و رابرت گیتس، دیک چنی، شیمون پرز و... نیز با استیصال می گویند در جنگ 33 روزه لبنان، در جنگ 22 روزه غزه، در عراق... و هر جای جهان اسلام که مقاومتی در مقابل آمریکا و متحدانش وجود دارد، درگیری واقعی میان ایران و آمریکاست و عجیب آن که دروغگویان دراین باره راست می گویند. باراک اوباما، روی شعار �تغییر� موج سواری می کند و حال آن که �تغییر� اگر به مفهوم تغییر فرمول قدرت جهانی باشد، این تغییر 30 سال پیش و به همت امام راحل ما(ره) آغاز شده و امروز به قول رهبرمعظم انقلاب - در سخنان دیروزشان- جغرافیای سیاسی و قدرت جهانی را دگرگون کرده است. و دهها و صدها دستاورد دیگر که نشان می دهند، در آغاز دهه چهارم انقلاب، به نقطه ای که آن روز حضرت امام راحل ما(ره) خبر داده بود نزدیک شده ایم و امروز در رکاب خلف حاضر او، آن راه که او ترسیم فرموده بود را �خوش به نشان� آمده ایم.به قول آقا، این روزها خاورمیانه به ویترین ناکامی ها و شکست های پی درپی آمریکا و متحدانش تبدیل شده است... و این رشته سر دراز دارد."

در خاتمه اینکه سرباز جو حسین شریعتمداری وارونه گو وتحریف گر فراموش کرده است که چگونه در دوران خاتمی با اشک تمساح ریزی کردن مدافع قشر محروم و زحمتکش جامعه شده بود و به خاتمی و دولت مدعیان اصلاح طلبان که مدافع اصلاحات سیاسی در برابر پروژه ی اصلاحات اقتصادی بود چپ و راست و بطورسیستماتیک مورد انتقاد قرارمی داد که چرا مدعی اصلاح طلبان مردم محروم را فراموش کرده است وبه دنبال تأمین بودجه برای حزب و سازمان های وابسته به دولت و ادعای جامعه ی مدنی و گفتمان فرهنگ تمدن ها می باشد ؟ اما اکنون که وضعیت اقتصادی دولت و اوضاع معیشتی مردم به خصوص محرومان به مراتب خیلی بدتر از آن زمان مدعیان اصلاح طلبان شده است . ولی دریغ از حتی نام بردن مردم فراموش شده تا چه رسد به اینکه از مطالبات پرداخت ناشده ی مردم برده شود که سخت در گیر مبارزه با رشد تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها و فقر و بیکاری می باشند . البته اگر چنانچه رقیب دوم خردادی به همان سبک کم رنگ تر گفتمان انتقاد کردن سربازجو حسین شریعتمداری به دولت مدعیان اصلاات اینان به دولت نهم جراحی و خراطی شده و عاشق خدمتگزاری به مردم ایران انتقاد کنند . مورد بد ترین توهین و اهانت و فحاشی و تهدید وا قع می شوند و عامل سرویس های بیگانه و همکار دشمن شیطان بزرگ آمریکا متهم و محکوم می شوند . بالاخره کیست که نداند که پس از 3 دهه آزمون و با قلم خوردن نام مردم و مطلبات شان ماهیت ضد بشری و قرون وسطائی و نا مشروع بودن رژیم تروریستی آخوندی چگونه می باشد؟ و چرا اکنون که تق عوامفریبی و جنگ افروزی و دین فروشی و غارتگری حاکما ن مدعیان اصول گرائی در آمده است و برای بقای حکومت ننگین اشان تلاش همه جانبه برای دسترسی به سلاح هسته ای می کنند. بنابراین آنچه مشخص و اثبات شده است نه انتظار خدمت رسانی به مردم ایران در کار نیست ، بلکه حاکمان با اتکای ارگان های سرکوبگر اش در صدد تلاش توطئه و دسیسه ی چگونه کنترل و مهار قیام و شورش و خیزش مردم خشمگین وناراضی به خصوص جوانان می باشند و صد البته سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری نیز می بایست به جای عدم ارائه بیلان عملکرد 30 ساله به مردم ایران ، همینطور برای فرار از عدم پاسخگوئی به مطالبات شان، بایددر عوض با تهدید گفتمان مدل بازجوئی از موضع ضعف و افلاس در آستانه ی سی ساله شدن رژیم تروریستی آخوندی قدرت نمائی کاذب برای مخاطبان خارجی به خصوص آمریکا و اعتراف به پیگیری جهانی کردن حاکمیت اسلام به نقل از خمینی شیاد کند.

هوشنگ � بهداد
یکشنبه 20 بهمن ماه سال 1387
نقد وبررسی " حرف روشن ما با اوباما" روز نامه ی جمهوری اسلامی شنبه 20 بهمن ماه سال 1387
"از رئیس جمهور آمریکا اوباما خواسته شده تا که با عذر خواهی کردن از عملکرد سیاست بیش از 50 سال گذشته ی آمریکا در ایران،آنگاه در برابر پیشنهاد سران رژیم تروریستی آخوندی تسلیم شود"

در رژیم تروریستی و ضد بشری آخوندی که شاخص های بی قانونی ووارونه گوئی و کتمان کردن حقیق و عوامفریبی و دین فروشی و بی عدالتی و غارتگری و جنگ افروزی و دشمن آزادی بودن برجسته می باشد . البته 30 سال است که دین ابزار و وسیله ی سرکوب و قدرت و انباشت ثروت و توجیه گر پایمال کردن حق و حقوق مردم ایران شده است . از سوی دیگر ظلم و اجحاف بیش از حدی دیگری به نام ملت شده است . زیرا که عنوان ملت همچون دین، تبدیل به ابزار تبلیغاتی و چماق و قدرت نمائی و اهداف پلید ضد انسانی سران رژیم تروریستی آخوندی و دستگاه تبلیغاتی اش از جمله قلم بر دستان همچون ملای سرمقاله نویس شده است. زیراکه هر زمان که سران رژیم تروریستی آخوندی در ضعف و انزوا ومخمصه قرار می گیرند برای خروج از بحران و پاسخ به منتقدان و همینطور برای پیگیری اهداف خبیث و کثیف خودشان از نام ملت استفاده و هزینه می کنند . یعنی اینکه پس از 30 سال از سپری شدن انقلاب . نه اینکه تمام امیال و آرزو وآمال مردم ایران فراموش و بر ضدخودش مبدل شده است . بلکه حتی هر گز مسئولان رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و میراث دار و پدر خوانده ی تروریسم جهانی حاضر نیستند که نامی از مردم و مطالبات اشان ببرتد تاکه مجبور به پاسخگوئی نباشند که چرا 3دهه است که مطالبات انباشت و پرداخت ناشده ی ملت پاسخ داده نشده است ؟ یا اینکه چراهیچ مسئولی یافت نمی شود تا جوابگو باشد برای چه و ضعیت اقتصادی و معیشتی مردم ایران روز به روز بدتر شده است؟ بدتر اینکه چرا در سی امین سالگرد انقلاب همه ی نیاز و مطالبات مردم ایران و برنامه و تعقیب طرح های اقتصادی، در پروژه ی هسته ای و تلاش برای د سترسی به سلاح هسته ای خلاصه شده است؟ همچنین چرا بدون هیچگونه نظر سنجی آزادانه ی عمومی، ولی به نام ملت در برابر غرب، به خصوص آمریکا برای دفاع از پروژه ی هسته ای به عنوان سپر دفاعی و تهامی استفاده می شود و طلبکاری می گردد؟

در صورتیکه مگر فراموش شده است که چگونه چند روز قبل از تصویب توافقنامه ی امنیتی میان دولت عراق و آمریکادر پارلمان عراق ، گزارش خبری � تصویری - تبلیغاتی تظاهرات ساختگی و دروغین مخابره شد که گویا98% مردم عراق نه اینکه ،مخالف سرسخت تصویب توافقنامه ی امنیتی توافقنامه ی امنیتی میان دولت عراق با آمریکا می باشند، بلکه خواهان اخراج نیروهای نظامی آمریکائی از عراق هستند . اما اکنون پس از برگزاری انتخاب شورای استانی در عراق مردم عراق اثبات کردند که مخالف دخالت گری رژیم تروریستی آخوندی در امور داخلی عراق هستند که از فرقه گرائی در عراق دفاع می کند و با رأی ندادن خودشان به نامزدان وابسته مجلس اعلای انقلاب اسلامی عبد الذلیل حکیم تنفر وبیزاری خودشان را به نسبت به سیاست دخالت گری رژیم تروریستی آخوندی به نمایش گذاشتد و موجب علنی شدن شکست سختی برای رژیم تروریستی آخوندی درعراق شدند . بنابراین همین تجربه و آزمون و نظر سنجی جدید برگزاری انتخابات شورای استانی عراق، آن روی سکه ی نظر مردم پیرامون پروژه ی هسته ای می باشد که اکنون ملاای سر مقاله نویس تلاش مذبوحانه کرده است که این واقعیت را بطور وارونه و با شیوه ی تبلیغاتی ابزاری به نام ملت و دفاع شان از پروژه ی هسته ای و دشمنی با آمریکا برجسته و قالب کند. چونکه بطور یقین مردم آزادیخواه ایران مخالف اعمال سیاست مماشات گرایانه ی تجارت نفت و خون و فراموش کردن پیگیری نقض مستمر حقوق بشر در ایران می باشند.

اما اکنون پرسش است که چرا پس از سپری شدن 30 سال، هنوز اروپا به خصوص آمریکا به سیاست موش و گربه بازی و مماشات گری تجارت خون ونفت خود ادامه می دهند که حاصل آن تا کنون بحران جنگ افروزی و بی ثباتی منطقه ی خاور میانه وناامن وبی ثبات شدن آن بوده است ؟ بعلاوه وجه دیگر این سیاست، موجب تحرک و فعالیت و شتاب دادن تلاش و پیگیری دسترسی به سلاح هسته ای رهبر و مسئولان رژیم تروریستی آخوندی شده است . بدتر اینکه سیاست محکوم کردن نقض حقئق بشر رژیم تروریستی آخوندی از سوی غرب که برایش آنچنان پرونده ی ننگین و سیاه رژیم ترور یستی آخوندی ساخته که تبدیل به رکوردار و پیشتازی جهانی در این زمینه شده است . ولی متأسفانه در سایه روشن های ادامه ی سیاست ضد انسانی خائنانه ی مماشات گری و دنبال نمودن تجارت خون و نفت غرب با رژیم تروریستی آخوندی، به جای مجازات کردن عاملان این در راندمان ننگین نقض حقوق بشر در ایران ، اما کمک کرده تا بازتابش به نفع غارتگران و شکنجه گران و قاتلان حاکم بر یران محو و فراموش شود . آنگونه که نه وضعیت نقض حقوق بشر مستمر در ایران شدت بیشتر گرفته است ، بلکه به موازات آن روند رشد روز افزون تورم و گرانی لجام گسیخته و افز ایش قیمت کالاها و فقر و بیکاری گران در جامعه فزونی یافته و به مردم ایران تحمیل شده است. همینطور عجیب و تعجب آور اینکه به دلیل فعال بودن لابی های دو جانبه ی پشت پرده در اروپا و به خصوص آمریکا، باز هم همین سیاست شکست خورده و مفتضح شده ی مماشات گری با رژیم تروریستی آخوندی ادامه داده می شود و غرب همچنان در شرف آزمون کردن آزمون امتحان باز پس داده شده وشکست خورده ی 30 ساله ی گذشته ی خود می باشد تا که باد کاشته شده ی خود را تبدیل به توفان سهمگین و سونامی بس ویرانگر و خطرناک کند . یعنی اینکه رژیم تروریستی آخوندی را صاحب بمب اتمی کند که نه صلح و ثبات ا منیت خاور میانه که صلح و امنیت جهانی را با چشم انداز خطر جدی مواجه باشد .

در خاتمه اینکه برای چه در کنفرانس امنیتی جهانی مونیخ به پاسدار انگلیسی علی لاریجی دلال و واسطه گر فرصت داده شد تا با معرکه گیری و وارونه گوئی و پاک کردن صورت مسئله دست به هوچی گری بزند و با دفاع از پروژه ی هسته ای کردن از موضع فرافکنی غرب را تهدید و آمریکا را متهم و محکوم نماید و ادعای طلبکاری هسته ای � حقوق بشری کند؟ آیا حضور این پاسدار در این کنفرانس مونیخ که حاصل فعالیت لابی های پشت صحنه می باشد. توهین به آن جمع ودهان کجی به مدافعان حقوق بشر نمی باشد تا که گوش خود را به بلندگوی رژیم یاغی بین الملل و محور شرارت و پدر خوانده ی تروریست جهانی بسپارند که نه هلاکاست را دروغ می داند و خواهان نابودی اسرائیل می باشد ، بلکه طبق اعتراف رهبر لوطی جماران در خطبه ی عید فطرسال گذشته دشمن روند مذاکرات صلح خاورمیانه و مخالف تشکیل کشور دمکراتیک و مستقل فلسطین می باشد؟ همچنین اخیراً در نوار غزه دست به فاجعه آفرینی زد و اکنون نیز طرح و پروژه ی توطئه گسترش جنگ افروزی در پاچنار شیعه نشین پاکستان هم مرز با افغانستان را دنبال می کند و ملای سرمقاله نویس از رئیس جمهور آمریکا اوباما خواسته استتا با اعتراف و عذر خواهی کردن عملکرد سیاست بیش از 50 سال گذشته ی آمریکا در ایران، برابر پیشنهاد وخواست های رهبر و مسئولان رژیم تروریستی آخوندی تسلیم شود..


هوشنگ � بهداد
شنبه 20 بهمن ماه سال 1387
نقد و بررسی " نتيجه معکوس (يادداشت روز("روزنامه ی کیهان شنبه 19 بهمن ماه سال 1387
"هرچه بیش از از عمر ننگین رژیم تروریستی آخوندی سپری می شود به دلیل وحشت از بی آیندگی و قیام مردم فراموش کردن مردم و مطالبات شان پررنگ تر می شود"

امروز روز نوزدهم بهمن ماه می باشد که در تاریخ مبارزات آزادیخواهانه ی مردم ایران و سازمان های انقلابی و مردمی علیه شاه مستبد و وابسته و شیخ متحجرو جنایکار تر از سلف خودش، چنین روزی دارای جایگاه خاصی می باشد . زیرا که شامل حماسه ی بزرگ 19 بهمن ماه 49 در سیاهکل است که در 15 کیلومتری شهرستان لاهیجان در استان گیلان واقع شده است که سحرگاهان سرخ و خونین ،غرش پژواک گلوله های سرخ چریک های فدائی خلق در دل تاریکی ظلمت سوز جنگل سیاهکل ، جزیره ثبات شاهنشاهی بر فراز جنگل سر بفلک کشیده ی گیلان بصدا در آوردن شلیکها بر همزد وموجب دستپاچگی و آشفتگی دژخیمان مدعیان جزیره ی ثبات نشین شاهنشاهی شد. من در آن ایام در لاهیجان دانشجو بودم که در این روز تاریخی خاطراتی دارم . اما مورد دیگر حماسه ی جانباختگان 19 بهمن سال 60 یا عاشورای مجاهدین است که در این ایام نیز در زندان بودم که دارای خاطراتی از پخش این خبر درزندان وواکنش زندانیان در بند و زندانبانان می باشم . البته خیلی ازا ین زندانیان بعداً یا تیرباران شدند . یا اینکه برخی پس از آزادی از زندان به صفوف ارتش آزادیبخش پیوستند که تعدادی از اینان در عملیات ها و به خصوص عملیات فروغ جاویدان به شهادت رسیدند و برخی دیگر نیز همچنان در کسوت ارتش آزادیبخش در شهر اشرف می باشند که برای آزادی و عدالت و دمکراسی با حاکمان دین فروش و جنگ افروز و عوامفریب و غارتگران ایران در حال نبرد و مبارزه می باشند . یاد همه آن باتگان راه آزادی میهن گرامی باد و مسیر و راه و مبارزه ره پویان و ادامه دهندگان پیروان شان توفده و پر توان باد.

اما اکنون مداح قلم بر دست و یادداشت روز نویس بدون آنکه کلامی پیرامون چنین روزی در سال 57 اشارهای داشته باشد وبگوید که چه شور و حال انقلابی در جامعه در آن زمان حاکم بود و نقش پیشتازان انقلابی چه بود و با حضورشان در کنار مردم در صحنه چه می کردند واز چه آرمان و امید وخواست و مطالبات و آرزو های آزادیخوانه و عدالنت طلبانه ی مردم ایران مبارزه و دفاع می کردند؟ به خصوص پس سقوط شاه چه اتفاق افتاد و مسیر به کدام جهت چرخید و برای چه سفارت آمریکا در 13 آبان سال 58 در تهران اشغال شد و انقلاب بزرگتر از اول نامیده شد؟ و این حرکت یا در اصل توطئه چه نقشی در سرکوب نیروهای انقلابی و قبضه و انحصاری کردن قدرت آخوند ها با پاسداران تا حال اجرا کرده است؟

ولی مجیز گو ومدیحه سرای یادداشت روز نویس با وقاحت و دریدگی آخوند صفتی و با کتمان کردن زد و بندهای پشت پرده با شیطان بزرگ و با نادیده انگاشتن چوب تاراج بر منابع و ذخایر کشور زدن که در روند ادامه ی کثیف و خائنانه ی سیاست مماشات گرایانه ی تجارت خون انسان ها و نفت بوده اکنون با وارونه و ذیان گوئی کردن مدعی شده است که سران رژیم تروریستی آخوندی از بدو انقلاب تا کنون درشرف خنثی کردن پروژه ی نابودی انقلاب اسلامی بوده اند.

در صورتیکه گفته نشده است که مگر غرب جز تلاش برای ثبات رژیم ضد بشری و نامشروع آخوندی و تعمیم و گسترش دادن ترور و بنیاد گرائی و نا آرامی و جنگ افروزی و بی ثبات کردن منطقه ی خاور میانه و پرورش حزب الله لبنان و حماس و طالبان و القاعده در 30 سال گذشته کار دیگری را انجام داده است تا اینکه به فاشیست های متحجر و دین روش و عوامفریبان حاکم بر ایران کمک شد باشدد تا ریشه ی انقلاب و اهداف و آرمان والای انسانی اش در ایران را بخشکانند وبر ضد خودش تبدیل نمایند تا که در ایران خفه و خاموش گردد و همچون زمان شادروان دکتر محمد مصدق الگوی سایر کشور های منطقه و جهان نشود ؟

ضمن اینکه می بایست طبق طرح های پشت پرده شرایط آنگونه گردد تا هر چه بیشتر عمر تاراج گری و به یغما بردن منابع و ذخایر ایران و سایر کشور های منطقه ی خاور میانه برای تجارت پیشگان خون ونفت غرب تأمین شود. غافل از آنکه طراحان و برنامه ریزان ناشی از نشئگی و مستی زیاد نمی دانستند که در دراز مدت چگونه در آسین خود ماری پرورش داده اند که هر از گاهی اینان را نیش می زند . البته با تلاشی که برای دسترسی به سلاح هسته ای می کند با دسترسی به بمب اتمی آنگاه نیش زهر آگین خودش را بصورت علنی به سوی ولی نعمتان غربی پرتاب خواهد کرد که با هیچگونه پاد زهری هم قابل مداوا و معالجه و درمان نباشد.

در خاتمه اینکه با فراموش کردن ردم ایران و طاباتشان که ناشی از ضعف نهادینه شده ی نظام بربرمنش و تاریک اندیش و نامشروع می باشد . در عوض برای پر کردن این خلاء به ار گان های سرکوبگر و صدر ترور و بنیاد گرائی به منطقه چسبیدن و از قدرت نظامی و پروژه ی هسته ای و موشک فضائی هوائی دفاع و تبلیغ کردن و به آن افتخارنمودن و با شیوه ی تصویر مار کشیدن و مار نشا ن دادن وبا عوامفریبی کردن به خصوص با نادیده گرفتن پرداختن به ریشه و علت های سر کوبگرانه و سرکوب نیروهای فعال سیاسی در فاز مبارزه ی سیاسی آنهم در فضای نیم بند فعالیت سیاسی تحلیل و تفسیر وارونه و یک طرفه ارائه داده شده است . همچنین پیآمدهای ناشی از شغال گری سفارت آمریکا را معکوس جلوه دادن،و به خصوص دستأورد لج بازی پیگیری پروژه ی هسته ای برای تضمین بقای منحوس نظام و اهداف جهانگشائی را به تحریم ا نتقام جویانه و بی اثر غرب تشبیه کردن و... آنهم بدون تعیین کردن جایگاه مردم و مطالبات شان و چگونگی زندگی طاقت فرسی شان پسا ز 30 سال وعده های دروغین سر خرمنی بزک نمیز بهار میاد کمبیزه با خیر میاد . یا حواله ی نا کجا آبادی داد ن نه اینکهادعا شده برای رفع مشکل تورم و گرانی و فقر ایران باید فرهنگ و اقتصاد بسیجی به جهان برای رفع بحران مالی و اقتصادی جهانی صدور شود به ویژه اینکه تأکید مداوم بر تغییر ساختار مدیریت جهان می شود. نه اینکه این ادعا و اعترافات کمدی سند قدرت وافتخار و ترقی و پیشرفت در جامعه نمی باشد ، بلکه درست وحشت از بی آیندگی و فرو پاشی و سقوط است که از موضع فرار به جلو از موضع شدید ضعف قدرت نمائی پوشلی و تبلیغاتی می شود . البته علائم سقوط و فروپاشی ناشی از شکست های زنجیره ای تصویب توافقنامه ی امنیتی دولت عراق با آمریکا شکست در طراحی جنگ افر.وزی 22 روزه ی نوار غزه از سوی حماس که به انزوای بیشتر منطقه ای و جهانی رژیم تروریستی آخوندی منجر شد . در دنباله شکست ناشی از خارج شدن نام مجاهدین از سوی اتحادیه ی اروپا از لیست گروه و سازمان های تروریستی که کمک شایان و قابل توجهی به شکست فرقه گرائی حامیان رژیم تروریستی آخوندی در برگزاری انتخابات شورای استانی در عراق منتهی شد که اکنون برای جبران شکست های پی در پی طبق تحلیل امروز ورق پاره ی جمهوری اسلامی حکومتی کلید پروژه ی دخالت گری و جنگ افروزی در پاچنار پاکستان با بهانه ی دلسوزی و اشک تمساح ریختن برای این شیعیان زده شده است که اخطار و هشداری به غرب و تجارت پیشگان خون ونفت است که به خود آید تا دیر نشده و رژیم تروریستی آخوندی دارای بمب اتمی نشده، سریع به این بازی کثیف و بس خطرناک سیاست مماشات گری خود با رژیم پدر خوانده تروریست جهانی پایان دهد . در عوض برای حل مشکل بحران های عدیده ی منطقه ی خاور میانه و شبه قاره ی هند عزم جزم کند و قاطعانه از تغییرات دمکراتیک در ایران دفاع کند.
هوشنگ � بهداد
شنبه 19 بهمن ماهسال 1387
نقد و بررسی "مظلوم تر از غزه" روزنامه ی جمهوری اسلامی شنبه 19 بهمن ماه سال 1387
پس از شکست های زنجیره ایتوطئه ودسسیه آفرینی های عراق و نوار غزه ، اکنون کلید پروژه ی جنگ افروزی و دامن زدن به آن درپاچنار پاکستا ن رسیده است"

گفته می شود که آخوند دجال ورمالی که در مسجدی بر سر منبر بود در برابر سئوالی که از وی شده بود که پرسش شد اگر چنانچه بچه ای برروی قالی شاش کرد چه باید کرد؟ این آخوند دجال خطاب به سئوال کننده فتوا صادر کرده و گفته بود می بایست آ ن قسمت فرش یا قالی که بر اثر شاش بچه خیس شده است، بریده ودور انداخته شود . غافل از آنکه همسر خودش در مسجد پای منبرش بود وگوش فرا می داد . شب که این آخوندشیاد به خانه باز گشت . ناگهان چشمان حیرت زده اش بر فرش سوراخ شده ی حال خانه افتاد . تعجب زده از عیال دلیل را پرسید .عیال گفت که مشغول آشپز پزی بودم که متوجه نشدم بچه که مشغول بازی است برروی فرش خیش کرده است . منهم یاد حرف تو در مسجد افتادم و این قسمت فرش خیس شده را با قیچی سوراخ و بدورانداختم . پس از شنیدن آخوند با حالت عصبانی بلند به عیالش گفت ای عوامفریب من در مسجد برای دیگران گفته بودم ونه اینکه توا ینکارا بکنی!

اکنون در سی ام سالگرد انقلاب و اجرای مراسم جشن دهه ی زجر ملای سر مقاله نویس همچون آخوند مرتجع احمد خاتمی شیاد و شاگرد آخوند دزد و انگلیسی محمد تقی مصباح یزدی متحجر و فتوا دهنده ی جمعی مرگ انسان ها که امام جمعه موقت تهران است به جای پاسخ به عدم پاسخگوئی به مطالبات و احتیاجات مردم به مخاطبان غربی پریده و پرخاشگری کرده است که چرا با اهداف پروژه ی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی مخالفت می کنند؟ ملای سر مقاله نویس هم بطور همزمان با فراموش کردن پایمال شدن حق و حقوق ملت مظلوم ایران که 30 سال است در گاز انبر دو سویه حق کشی و سرکوب و بهره کشی و محروم شدن از آزادی و عدالت و امکانات و نیاز های اولیه ی داخلی مواجه بوده اند و همچنان در رنج وعذاب هستند. همینطور از سوی دیگر مورد فشار مضاعف تجارت پیشگان خون و نفت غربی ها قرار دارند. اما اکنون ملای قلم بر دست مثل همیشه باحاشیه رفتن و گریز به صحرای کربلا زدن به سراغ با بهانه و دست آویز جنگ 22 روزه ی نوار غزه که طراح اصلی اش رهبر لوطی جماران و سپاه پاسداران بودند که همین هفته رهبر سیاسی حماس به تهران فراخونده شد تا که رهبر لوطی جماران به وی تفهیم کند که جنگ غزه هنوز تمام نشده وهمچنین تأکید کرد که می بایست در حال آماده باش جنگی بود . زیرا که هر لحظه امکان شروع جنگ دیگری هست . البته پیآمد این توصیه و تأکید لوطی جماران یک مهره ی دیگر رژیم در لبنان به نام علامه فضل لله همین گفته ی لوطی جماران را تکرار کرده وگفته که جنگ غزه پایان نیافته است و خبرش نیز در همین شماره ی امروزورق پاره ی حکومتی جمهوری اسلامی بازتاب داده شده است که اکنون سخن ازمظلومیت بدتر غزه در پاچنار پاکستان رفته است و در دنباله ملای سر مقاله نویس دست به شکوه وگله و شکایت بی خبری از فاجعه ی پاچنار زده و با اشک تمساح ریزی کردن برایش در ابتدای سرمقاله چنین روضه خوانی کرده است:

"حوادث ماه هاي اخير و اوضاع آشفته پاكستان و افغانستان گروهك طالبان كه با ادعاي اسلام خلافتي خود گوش فلك را كر كرده بي سروصدا مشغول كشتار عده اي از مسلمانان مظلوم در مرز مشترك پاكستان و افغانستان بود. عوارض اين جنايت بزرگ كه باهمدستي يزيدي ها صورت گرفته هنوز هم ادامه دارد ولي با كمال تاسف رسانه هاي منطقه درباره آن خاموشند! "

حال اینگونه گریز زدن و روضه خوانی و مرثیه گرائی و مداحی کردن چه ار تباطی به مردم ایران دارد که در بدترین شرایط ممکن زندگی می کنند وهرروز که سپری می شود و ضعیت شان بدتر از گذشته می شود؟ آیا اینگونه سیستماتیک در امور داخالی کشورهای همسایه و منطقه دخالت کردن و دست به آشوب و بحران آفرینی وجنگ افروزی کردن در منطقه ی خاور میانه ناشی از فرار از بحران های داخلی به خصوص بحران هسته ای و انزوای منطقه ای و جهانی و نا مشروع بودن رژیم تروریستی آخوندی نمی باشد که یاغی بین المللی و پدر خوانده ی تروریست جهانی نام دارد و برای بقای ننگین خودش نیاز به اینگونه دخالت گری ها در امور داخلی سایر کشور ا و اشک تمساح ریزی برای ساکنان نوارغزه ریختن ، ضرورت مبرم به اینگونه تحلیل و تفسیر های حوزوی از سوی ملای سرمقاله نویس می باشد؟:

البته پرسش است که اکنون طبق اعتراف ملای سرمقاله نویس فاجعه پاچنار شیعیان پاکستان تأکید شده که چندین ماه است که در اینجا شروع شده ودر محاصره قرار دارند . چرا اکنون در آستانه ی سی امین سالگرد انقلاب به این موضوع پرداخته شده و مهمتر اینکه چرا وصل به نوار غزه و مظلومیت بد تر آن شده است؟ همینطور بدون اشاره به سانسورنهادینه ی شده ی خبری در ایران خطاب به مقامات پاکستانی و افغانی از موضع ممیز گری و باز جوئی و صدالبته از موضع سخنگو ونماینده شیعیان پاچنار درپاکستان پرسش کرده است که چرا در مورد این جنایت، سانسوری خبررسانی کرده اند ؟ سپس در دنباله از موضع رئیس دادگاه برای متهمان اینگونه کیفر خواست با مجازات صادر کرده و بر نقش دخالت گرایانه ی رژیم تروریستی آخوندی در پاچنار پاکستان اینگونه تأکید واعتراف کرده است:

آيا رسانه هاي پاكستاني و افغاني از اين فاجعه با خبر بوده اند و سكوت كرده اند يا از آن خبري نداشتند اگر با خبر بودند چرا به مسئوليت خود عمل نكرده اند و اگر بي خبر بودند معلوم مي شود مردم مظلوم پاراچنار در محاصره خبري هم هستند و اينهم يكي ديگر از ابعاد فاجعه انساني پاراچنار است . دوم آنكه دولت پاكستان در برابر جنايت مشترك طالبان ـ يزيدي ها و آمريكا در پاراچنار به وظيفه خود عمل نكرده است . سوم آنكه غربي ها به ويژه آمريكا و انگليس و فرانسه كه در افغانستان حضور نظامي دارند و در پاكستان نيز نفوذ دارند نه تنها براي جلوگيري از فاجعه پاراچنار كاري انجام نداده اند بلكه با مكتوم نگهداشتن جنايات طالبان و يزيدي ها در واقع به اين گروه هاي تروريستي كمك كرده و در جنايات آنها شريك هستند. جرم آمريكا در اين فاجعه بيشتر است زيرا با اينكه دولتمردان آمريكائي از محاصره مردم پاراچنار مطلع بودند و از جنايات طالبان و يزيدي ها خبر داشتند باز هم به بمباران آن منطقه ادامه دادند. هرچند توجيه آمريكائي ها اينست كه با اين بمباران ها درصدد قلع و قمع طالبان هستند اما بر كسي پوشيده نيست كه طالبان وليده نامشروع آمريكاست و دست سران اين گروه تروريستي در دستان دولتمردان آمريكائي است. چهارم آنكه واقعه پاراچنار هيچ ربطي به موضوع اختلافات مذهبي شيعه و سني ندارد. زيرا طالبان و يزيدي ها از موضعي حركت و عمل مي كنند كه اصولا با اسلام بيگانه است. و آخرين نكته اينست كه جمهوري اسلامي ايران براي كمك به مردم ستم ديده پاراچنار تلاش هاي زيادي بعمل آورده و هم اكنون نيز بعمل مي آورد. اين تلاش ها بايد گسترده تر شود و ابعاد وسيع تري پيدا كند و بامشاركت دولت هاي پاكستان و افغانستان زمينه را براي پاكسازي منطقه از گروه هاي تروريستي طالبان و يزيدي فراهم سازد و مردم پاراچنار را كه از مردم غزه مظلوم تر هستند براي هميشه از اين ظلم نجات دهد"

در خاتمه اینکه حقیقت این است که پس از 30 سال برای همگان ابت شده است رژیم نامشروع ضد ردمی تروریستی آخوندی بدون صدور ترور و بنیاد گرائی به برون مرز و سیاست دخالت گری و جنگ افروزی کردن در منطقه ، هرگز امکان بقا ندارد . لذا بی جهت نیست که پس از شکست تصویب تافقنامه ی امنیتی میان دولت عراق با آمریکا که شکست سخت و شاخصی بر ای سران جنگ افروز حاکم بر ایرا نبود . طوریکه بلافاصله طراحی برپائی جنگ 22روزه ی نوار غزه از سوی حماس و توصیه ی رهبر لوطی جماران و سپاه پاسداران در دستور کار قرار گرفت . اما چون این طرح جنگ افروزانه در نوار غزه منجر به شکست شد و نه اینکه مشکل گشای شکست تصویب توافقنامه ی امنیتی در عراق نشد ، بلکه تبدیل به قوز بالاقوز دیگری برای شان شد . از سوی دیگر خروج نام سازان مجاهدین از لیست گروه و ساز مان های تروریسی از سوی اتحادیه اروپا ضربه ی کاری وشکست بزرگتری بود که وارد شد. بدتر اینکه شکست فرقه گرائی و باند مافیائی اعلای انقلاب سلامی عبدالذلیل حکیم در شورای استانی عراق خط زنجیره ی شست را کامل تر کرد . بنابراین اکنون برای جبران کردن این شکست ها، به موضوع شیعیان پاچنار پاکستان روی آورده شده است تا که دست به بحران سازی و جنگ افروزی گسترده در این بخش زده شود. یعنی اینکه این اقدام نمود دیگری بر اثبات عامل بی ثبات و ناآرام کردن رژیم تروریستی آخوندی در منطقه است که ضریب اقدام عاجالانه ی غرب به پایان دادن سیاست کثیف و خائنانه ی تجارتخون وتجارت و تلاش برای تغییرات دمکراتیک در ایران را مضاعف می کند . زیرا که دامن به آشوب زدن در خاک پاکستان بسیار خطرناک می باشد . برای اینکه پاکستان تنها کشور مسلمانی است که دارای بمب اتمی می باشد که در نوار مرزی اش با هندوستان هم دچار تنش می باشد که دارای بمب اتمی می باشد که ادامه ی بحران و جنگ افروزی در خاک پاکستان داستان به تهدید صلح و امنیت منتهی می شود.
هوشنگ � بهداد
شنبه 19 بهمن ماهسال 1387
صدای شوم با ناله ونغمه ی حزین جغد مفلوک، بر فرار آشیانه ی متروک

سی سال از سپری شدن آشیانه گرفتن لاشخوران و کرکسان و مرده خواران بر وطنمان ایران سپری شده است که میراث ترکیب دو اندیشه ی استبداد فاشیستی شاهی و خلافت مستبدان خرافه پرستان و متحجر شیخی می باشد. البته اولی به تاریخ پیوست. ولی آلتر ناتیو جانشینش همچنان حاکم است و مشغول جنایت و خیانت و دین فروشی و جنگ افروزی وچوب تاراج زدن بر منابع و ذخایر کشور می باشد . مهمتر اینکه فرصت طلبان و کج فهمان و بد اند یشان و منفعت جویان و ور شکسته شدگان و مال باختگان سابق هم در برون مرز برایش هورا می کشند و تا می توانند تیغ کشی علیه ی مبارزان ره آزادی می کنند و از زدن هر گونه اتهام وتهمت و اهانت با فحاشی و پرخاشگری کردن با چاشنی برچسب وطن پرستانه ی دروغین و پوشالی خود دریغ نمی ورزند.

از سوی دیگر چون زمان حکومت منحوس حاکمان عوامفریب و بربر منش و تاریک اندیش و پدر خوانده ی تروریست جهانی طولانی شده است.ازطرف دیگر برای بقای ادامه ی حکومت ننگین خودش خیلی وقت است که عجیب عوامل تبلیغاتی اش در برون مرز فعال شده اند و مشغول عضو ویار گیری می باشند نکته ی جالب اینکه چه خبره شده و خوب می داند که چگونه می بایست ابتدا به سراغ سست عنصران و ضعیف نفس های نا توان وبی هویت شدگان بروند تا که از اینان با حربه ی ایران دوستی یا ایران پرستی علیه ی آنانی استفاده کنند که در جنگ و نبرد تبلیغاتی هنوز انگیزه ی مبارزاتی دارند و در صحنه ی مبارزه ی علیه رژیم تروریستی آخوندی حضور دارند و تسلیم نشده اند. وپرچم مبارزان جان باخته ی حماسه ی سیاهکل در بهمن سال 1349 و همچنین جان باختگان 19 بهمن سال 60 را که فرداد سالگردشان می باشد همچنان بر فراشته نگهداشته اند و مصمم و قاطع تا برپائی حکومت دمکراتیک و بر قراری آزادی و عدالت ، مقاوم و استوار به مبارزات خود ادامه می دهند.

بگذریم روز گاری عجیبی شده است . زیرا که متأسفانه هستند کسانی که ادعای شان یک شتر دو کوهانه نمی کشد . در صورتیکه در صحنه ی عمل به اندازه ی یک بال مگس توان گیز گیز کردن ندارند . زیرا گفته می شود جغد پیر ومفلوکیست که تک وتنها ودور افتاده مدت هاست که بر آشیانه ی ویرانی در کنج عزلت سنگر گرفته و عجیب شیون وزاری و ناله ی حزین سر می دهد. آنگونه که صدای ناله ی محزونش موجب سلب آرامش و آسایش دیگران شده است . بطوری که درست تبدیل به جمله ی معرف سعدی شده است که روزی گفته بود افسرده دل افسرده کند انجمنی را . برای اینکه ناله و صدا و نغمه ی شوم این جغد پیر بال و پیر ریخته وبی حرکت وتک وتنها مانده ، عجیب آزار دهنده و تحمل نا پذیر شده است . ا لبته مشخص شده است که جغد پر وبال شکسته ی پیر فرتوت خیلی دچار غم و اندوه دوران جوانی و گذشته اش شده است و افسوس دوران جوانی اش را می خورد که باور دارد نه اینکه چیزی از عقاب کم نداشته ، خیلی هم نه از عقاب، بلکه از کلاغ سیاه سر تر بوده و حتی بهتر خبر چینی و قار قار می کرده است . طفلکی چون اکنون نمی تواند آن شرایط را داشته باشد خیلی سر خورده و غمگین شده است . بدتر اینکه حتی قادر نیست از فضا و حالت گذشته اش فاصله گیرد و به در آید . پس همین تضاد در گذشته سیر کردن و غصه خوردن ، عجیب موجب رنجش و آزارش شده است و بیش ازحد سبب فشار روحی و روانی و جسمی اش شده است و بد جوری نه تعادلش را بر هم زده ، بلکه سبب شده است که صدای حزین ناله نیمه شبانه اش بیش از اندازه دلخراش و تحمل نا پذیر شود و برای دیگران مزاحمت ایجاد نماید .
از طرف دیگر از بد شانسی ا ین جفد مفلوک بیمار وبی تحرک این است که در کنار آشیانه ی جغد درخت های فراوانی وجود دارد که پناهنگاه و آشیانه ی سایر پرندگان رنگین بال زیبای وخوش الحان و آواز گر می باشد که در شب های مهتاتی بهاری و تابستانی از نیمه سحر گاهان و سپیده دمان به بعد نغمه های زیبای خود را سر می دهند که نه باعث محو شدن صدای ناله ی های حزین ونغمه ی شوم این جغد پیر بی تحرک می شود ، بلکه سبب چند برابر شدن دلخوری و عصبیت جغد پیر شده است که چرا صدایش چنین نیست ؟ بنا براین برای اینکه از اینان انتقام بگیرد بر بلند کردن شیون و نغمه و صدای ناموزون ونا همآهنگ خود فزوده که شبیه شیون و زاری عزاداران گورستان می باشد .

هوشنگ � بهداد
1387بهمن ماه18 سال
نقد و بررسی "نشانه راه (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان چهار شنبه 17بهمن ماه سال 1387
"پس از 30 سال بدون تعریف انقلاب و اهداف و پیامد و دستآوردش ، بطور ابزاری نام انقلاب برده شده تا ارزش های معنوی پوشالی، جایگزین نیاز های مادی و عدالت و برابری و آزادی گردد "

چرا در ادامه ی مراسم دهه ی زجر اینهمه که نام انقلاب فرصت طلبانه برده می شود ؟ هیچگونه تعریف جامعی از آن، همچون جرم سیاسی در 30 ساله گذشته ارائه نشده است؟ البته مدتیست که واژه انقلاب به کرات نسبت به گذشته شنیده می شود . زیرا که به دلیل تغییرو تحولات شتابدار پیشرفت تکنولوژی جهانی روزانه در همه سطوح انقلاب و تغییر وتحول به و قوع می پیوندد. ولی انقلاب در چارچوب اجتماعی و اقتصادی پدیده ی دیگریست که به معنی بر هم زدن روابط استثمار گرایانه ی وتغییر وتحول نظم کهن حاکم و برقراری نظم نوین بر شالوده و اساس عدالت و آزادی و برابری و دمکراسی و رعایت حقوق انسان ها و تحمل چند صدائی در جامعه می باشد. اما پرسش است که آیا چنین اتفاقی در ایران رخ داده است که 30 سال از تاریخ وقوع انقلاب 22 بهمن سپری شده است؟ البته اکنون طلبه پاسدار یادداشت روز نویس اینگونه در ابتدای یادداشت روز خود از انقلاب یاد کرده است :

"یکی از حوادث مهم و اثرگذار در تاریخ جوامع بشری، وقوع انقلاب های بزرگ است. بدون تردید انقلاب اسلامی ایران یکی از بزرگترین و سرنوشت سازترین انقلاب های دو سده اخیر به شمار می رود. وجوه بسیاری برای انقلاب اسلامی می توان برشمرد که آن را از انقلابات دیگر متمایز می کند، اما دو ویژگی برجسته وجود دارد که مروری بر آن، علت نفوذ آثار و آرمانهای انقلاب اسلامی را در فراسوی مرزهای ایران آشکار می سازد؛ نفوذی که در جهان امروز پاشنه آشیل قدرتهای استکباری چون آمریکا و رژیم غاصب اسرائیل شده و اسطوره شکست ناپذیری آنان را درهم شکسته است."

طلبه پاسدار یاددشت روز نویس برای اینکه صورت مسئله را پاک کرده باشد. عدالت و آزادی و برابری را جزو نیاز های مادی دنیوی معرفی کرده است. البته بدون آنکه توضیح دهد که چرا در 30سال گذشته رهبران و مسئولان رژیم جمهوری اسلامی با فراموش و پایمال کردن عدالت و برابری و آزادی در جامعه،اما حاکمان خودشان سفت و سخت و حریصانه در بستر انباشت هر چه بیشتر ثروت به قدرت و زندگی مادی چسبیده اند ؟ آنگونه که همه ی جنگ و جدال و تضاد و رقابت و سگ دعواهای باندی و جناحی که با اتهام زدن و سناریو وپرونده سازی برای حذف رقیب از صحنه همراه می باشد. برای قبضه ی قدرت وانحصاری کردنش بوده است. ولی از طرف دیگر مقوله ی نیاز معنویت را در برابر احتیاجات مادی و آزادی و برابری و عدالت نشانده و جایگزین کرده است . تا که با منحرف کردن اذهان عمومی به خصوص محرومان و تهی دستان جامعه تا که علیه ی شرایط کنونی دست به شورش و قیام نزنند. البته اینگونه تحلیل دادن خود نوعی توجیه گری حاکمان غاصب و غارتگر و مستبد و عوامفریب و دین فروش و جنگ افروز می باشد که چنین این سفسطه گری � پاسداری � حوزوی تبیین شده است:

"ابعاد معنوی زندگی انسان و رابطه او با مبدأ و معاد در نگاه اومانیستی نظامهای سیاسی موجود یا به کلی کنار گذاشته شده و یا در حاشیه ای کمرنگ دیده شده اند. در چنین فضایی، تصویر انسان از خود و جهان به کلی عوض می شود چرا که این خود اوست که باید با فهم و درکش آن دسته از دستورالعمل های مربوط به زندگی اجتماعی را که رنگ و بوی آسمانی دارد کشف کند."

طلبه پاسدار یادداشت روز نویس در دنباله ی مرثیه خوانی دفاع پوشالی کردن از معنویت ادعائی خود،از موضع طلبکاری کردن و دست گل به خود دادن و به اتکای فلسفه بافی و سفسطه گری حوزوی فوق، زیرآب مکتب های اقتصادی و حامی مدافعین منافع حقوق انسانی و آزادی و برابری را با اتهام اومانیسم و لیبرالیسم و سکولاریسم زده و نتیجه گیری کرده است که اینان به آخر خط رسیده و شکست خورده اند. چونکه اینان همچون رِژیم بربرمنش و تاریک اندیش و پدر خواده ی تروریست جهانی آخوندی حامی و مدافع ارزش های معنوی انسانیت نبوده و نیستند و اقداماتی مرتکب نشده اند که در 30 ساله گذشته برای پایمال کردن ارزش های انسانی از سوی حاکمان در ایران اتفاق افتاده است . چونکه حامیان آزادی و برابری و عدالت و حقوق بشراعمال و اقداماتی را انجام نداده اند که در 3 دهه ی گذشته با صدور احکام زندان و شکنجه و دست و پا قطع کردن با گیوتین و چشم از حدقه در آوردن اجرا شده است . بطور نمونه اخیراً قرار است چشمان یک متهم جوان با اسید به عوان قصاص کور شود. یا اینان مرتکب تیر باران زندانیان سیاسی بطور انفرادی و جمعی نشدند، به خصوص پس از 30 خرداد سال که انجام شد و در ادامه در اوج نمایش بربریت در تابستان خونین سال 67 هزاران زندانیان سیاسی بفرمان رهبر معنوی خمیی شیاد تیر باران شدند به نمایش گذاشته شد که خود یک سند تاریخی جنایت علیه ی بشریت است . بدتر اینکه اکنون تلاش می شود که سند تاریخی و انکار ناپذیر دشت گورستان خاوران و جنایت این تابستان سال 67 با تخریب کردن، از سوی قاتلان و آمران و عاملان مدرک و سند این جنایت از بین برده شود . بهر حال سپس طلبه پاسدار یادداشت روز نویس وارونه و هذیان گوی بدون آنکه نامی از مردم ایران ببرد. همچنین بدون آنکه نه نامی از نیازهای مادی مردم نبرده است ، بلکه به رعایت چگونگی رعایت کردن ارزش های معنوی اینان نیز هیچگونه و اشاره ای نکرده است . ولی در عوض چنین با باد در غبغب و گلو انداختن و عمامه جا به جا کردن برسر و عبا برروی شانه ها بالا و پائین کردن ، اینگونه از ویژگی انقلب اسلامی ابراز نظر و لغز خوانی و اظهار لحیه کرده است:

"انقلاب اسلامی ایران بر مبنای اندیشه خدامحور و تکیه بر اصالت انسان توحیدی، الگویی جدید و کارساز از یک نظام سیاسی ارایه کرد و سیاستمداران را به باز تعریفی مجدد از انسان و نیازهایش فرا خواند. حاکمیتی که انسانهای درون آن هویتی الهی یافته، در مهلکه جنگ و جدال های بیهوده گرفتار نشده و در سایه یک صلح فراگیر زمینه برای ظهور و حاکمیت مصلح جهانی فراهم آید.
جریانهای اسلامی در تمام کشورهای منطقه در پرتو فضای جدیدی که انقلاب اسلامی ایران بوجود آورده بود مجدداً قد علم کرده و همراه با تشکل های اسلامی جدیدی که انقلاب کشورمان را الگوی خود قرار داده بودند، در میان توده ها خصوصاً نسل جوان نفوذ گسترده ای یافتند.در الگوی انقلاب اسلامی �مردم� نقشی اساسی ایفا می کردند و با تکیه بر قدرت آنان بود که می شد به مصاف نظامهای فاسد رفت. این الگو به جای آنکه با مردم سالاری و حاکمیت مردم مقابله کند آن را به اهرمی کارساز برای اجرای احکام الهی تبدیل کرد و با نوسازی جامعه در تمامی ابعاد و عدم مخالفت با دستاوردهای بشری، استقلال طلبی و هویت بخشی مجدد در تمدن جدید اسلامی را شعار محوری خود قرار داد. بدین ترتیب در فضای جدیدی که انقلاب اسلامی ایران فراهم آورد و با الگوهای نوینی که ارایه داد، اسلام گرایان توانستند در تحولات اجتماعی - سیاسی جامعه خود، حضوری فعال یابند
. بدون تردید پیروزی حماس در جنگ غزه و حزب الله در جنگ 33روزه بنا بر اظهارات رهبران و مبارزان جنبش های مقاومت در فلسطین و لبنان ثمره انقلاب اسلامی ایران است . امروز ایران اسلامی به عنوان خاستگاه جنبش های آزادی خواه مردمی و مقاومت در برابر ستمگری و اشغال شناخته شده است. تمام متغیرهای سیاسی در سطح منطقه و خیزش های اسلامی دایرمدار انقلاب اسلامی و برگرفته از الگوی ایدئولوژیک آن در اصرار بر گزینه مقاومت در برابر زورمندان است.مقام معظم رهبری در این رابطه می فرمایند: �هدف از مبارزاتی که ملت مسلمان ایران به رهبری امام بزرگوار و با همت و اراده نیرومند آن شخصیت عظیم انجام داد ما در پایگاه اسلام تلاش داریم تا راه نجات ملت هایی را که در زیرسایه سنگین و خبیث استکبار بر عالم رنج می برند و روز به روز به بدبختی نزدیکتر می شوند، نشان دهیم.�"
"

در خاتمه اینکه بدون آنکه طلبه پاسدار یادداشت روز نویس همچون سایر پاسداران و همقطاران قلمزن یادداشت روز نویس ورق پاره ی کیهان اطلاعاتی � امنیتی � پاسداری هیچگونه ا شاره ای به نام بردن مردم ایران کند و جایگاه و نیاز های مادی و معنوی و چگونه برآوردنش را ترسیم کرده باشد ؟ زیرا که مشخص است که دلیل عدم اشاره کردن چه می باشد ؟ چونکه ضد ادعای مطرح شده طلبه پاسدار یادداشت روز نویس در 30 سال گذشته اعمال شده است. لذا اکنون جائی برای نام بردن مردم و ارائه ی فاکت از اقداماتی که برای آنان شده هر گز وجود ندارد تا بیان و عیان شود . برای همین است که مداحان و مجیز گویان به دست آویز های توجیه گرانه آویزان می شوند که نه امتیاز و برگ برنده نمی باشد ، بلکه خودش سند معتبر اسیاست صدور تروریسم و بنیاد گرائی در منطقه و جهان گشائی می باشد . زیرا که به وضوح اعتراف بر دخالت گری در امور داخلی کشور های همسایه و منطقه و وصحه گذاشته بر آن است که عامل جنگ افروزی و بحران آفرینی رژیم تروریستی آخوندی می باشد. به خصوص برپائی جنگ 22 روزه و فاجعه ی اخیر نوار غزه که از طریق حماس دنبال و اجرا شد . بنابراین باز هم مثل همیشه به استناد همینگونه اعترافات که عامل اصلی ناامن سازی و بی ثبات کردن و به خطر انداختن صلح و امنیت منطقه ی خاور میانه رژیم تروریستی آخوندی است که با کوشش کردن برای دسترسی به سلاح هسته ای تهدید جهانی را بهمراه دارد . غرب می بایست بدون درنگ برای تغییرات دمکراتیک و تشکیل حکومت غیر دینی در ایران مسئولانه فعال شود واقدام کند . چونکهنمونه ی پیش در آمد شکست فرقه گرائی در انتخابات شورای استانی کنونی در عراق می باشد که از سوی رژیم تروریستی آخوندی حمایت و پشتیبانی می شد که خود گواه طلب و تلاش کردن مضاعف حکومت غیر دینی در ایران می باشد.

هوشنگ - بهداد
چهار شنبه17 بهمن ماه سال 1387
نقد و بررسی " آنچه ديده نمى شود (يادداشت روز("روزنامه ی کیهان چهار شنبه 16 بهمن ماه سال 1387
"سیاست تغییر اوبا ما یعنی پذیرش بدون قید و شرایط ادامه ی پروژه ی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی، در غیر اینصورت توطئه به تسلیم کشانیدن رژیم تروریستی آخوندیست"

گفته می شود که روزی یکی به دوستش توی خیابان رسید و پس از سلام و علیک و حال و احوال خطاب به وی گفت مرد ناحسابی درست است که من تلفن دارم . اما تو که داری، چرا یک زنگی به ما نمی زنی و حال و احوالی نمی پرسی؟ اکنون داستان رژیم تروریستی آخوندی می باشد که 30 سال ثابت کرده است که نه اینکه تغییر و اصلاح پذیر نمی باشد ، بلکه حتی توان تحمل و پذیرش مدعیان اصلاح طلبان قلابی خودی را نیزندا رد . ولی عجیب است که اکنون چپ و راست یقه ی اوبا ما رئیس جمهور آمریکا سفت سخت گرفته می شود و پرسش می شود تو که از تغییرات در آمریکا گفتی و قول دادی که در روابط گذشته تجدید نظر می کنی و خواهان گفتگو با رژیم تروریستی آخوندی بدون قید و شرط می باشی؛ پس چرا هیچگونه تغییری برای پذیرش پروژه ی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی دیده نمی شود و سیاست جدید آمریکا نسبت به گذشته هیچگونه تجدد ر و تغییری منظور نشده است؟ بالاخره در دنباله پاسدار یادداشت روز پیرامون سیاست اوباما در مورد رژیم تروریستی آخوندی اینگونه نتیجه گیری کرده وتحلیل داده است:

"طراحی جدید اوباما علیه ایران از کانال مکانیسمی به نام مذاکره می گذرد. فرمول کار بسیار ساده است: به ایران پیشنهاد گفت وگو می دهیم، اگر پذیرفت به این معناست که خود را برای معامله بر سر آنچه تا به حال معامله ناپذیر می خواند آماده کرده است و اگر نپذیرفت یا مذاکرات شکست خورد حسن نیت خود را به جهان نشان داده ایم و معلوم شده این ایران است که به دنبال حل مسئله نیست، آن وقت می توان اجماع علیه ایران را دوباره بازسازی کرد و با جلب موافقت کشورهایی که در دوره بوش حاضر به همراهی با هیچ تحریم جدیدی نبودند، فشارها بر ایران را به طور اساسی تشدید کرد. "

سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس برای اینکه رئیس جمهور آمریکا و لابی های دو جانبه ی مشاوران وی را از اشتباه در آورد و تفهیم کند که چقدر درک و فهم شان نسبت به شناخت ماهیت و ساختار رژیم تر وریستی آخوندی و اهدافش نادرست واشتباه فکر می کنند و از درک این واقعیت عاجز و نا توان می باشند که تصور می کنند که پست تشریفاتی ریاست جمهوری در این نظام مهم است و رئیس جمهور صاحب قدرت و اختیار و استقلال می باشد. در صورتیکه نمی دانند که چقدر رئیس جمهور نقش سرپل و سر سپردگی به رهبر لوطی جماران دارد که خودش آلت دست سپاه پاسداران است . یعنی اینکه دل خوش به نتایج نمایش خیمه شب بازی ریاست جمهوری تخیلی و رؤیائی دوره ی دهم داشته شده است. آنگونه که تا زمان ترجیح داده می شود به پیگیری سیاست لو رفته ونخ نما شده ی مماشات گری پنهانی ادامه داده شود.

در نهایت قلم بر دست یادداشت روز نویس برای اینکه اینان را از اشتباه خارج کند که اینگونه تصورات ، فقط یک پدیده وتصور تنیده شده ی یانکی ها آمریکائی می باشد . بنابراین برای اینکه جواب پاسدار گماشته احمدی نژاد چاقو کش و مشاوران فعال پشت پرده ی وی را نیز داده باشد. بدون نام بردن ازمخا طب داخلی ، ولی به شیو ی به در گفتن تا دیوار بشنود، خطاب به دو طرف افزوده اینان اسیر تصور باور و سیاست ساده انگارانه ی خودشان شده اند که چنین برای شان خلاف آن را تر سیم و تشریح کرده است:

"بر سر راه اجرای این ایده البته ظاهرا مشکلی هست و آن انتخابات ریاست جمهوری ایران است. تحلیل امریکایی ها این است که پیشنهاد گفت وگو با ایران و احیانا نشستن پای میز مذاکره به نفع محمود احمدی نژاد تمام خواهد شد پس بهتراست تا زمان مشخص شدن نتیجه انتخابات ایران به �فعالیت های محرمانه� روی بیاورند و فاز آشکار پیشنهاد را بگذارند برای بعد از انتخابات. این استراتژی مشخصا یک پدیده امریکایی است و قاعدتا باید از ذهن یک یانکی در واشینگتن یا جایی همان حوالی به بیرون تراویده باشد. پدیده ای سرشار از اشتباه محاسبه، غلو درباره توانایی های خود و ضعف های دیگران، پر از سوء تفاهم درباره الگوهای رفتار دیگران و نهایتا ساده انگارانه تا آن حد که علاوه بر تفکر، هم زمان می تواند سوژه ای برای خنده هم باشد . 1- امریکایی ها هنوز نمی گویند دقیقا چه کار می خواهند بکنند. علت این نیست که عمدا مشغول پنهان کاری هستند. اتفاقا امریکا از جمله معدود کشورهایی است که مرز میان تصمیم گیری پنهان و تحلیل آشکار پدیده ها در آن بسیار نازک است. علت آن است که خودشان هم هنوز کاملا نمی دانند مسیر آینده چگونه خواهد بود و چگونه باید باشد. مهم ترین مانع بر سر راه تدوین دقیق نقشه راه تحولات آینده این است که در امریکا هیچ کس نمی داند در ایران چه می گذرد و برخورد ایران با بازی های آنها چگونه خواهد بود. یکی از بهترین تاکتیک ها در این حالت این است که از آنچه در سر دارید چیزهایی بگویید، واکنش طرف مقابل را به دقت رصد کنید و بعد، بر مبنای این واکنش ها و تحلیل نتایج آنها بقیه مسیر را طراحی کنید. به این ترتیب، این فرصت وجود خواهد داشت که �واقعیات� بیشتری در طراحی مسیر آینده لحاظ شود. می توان فرض کرد امریکایی ها فعلا در حال گذراندن نوعی �مرحله یادگیری� درباره ایران هستند. مشکل فقط این است که آیا آنها قادر به درک و تفسیر درست آنچه می بینند خواهند بود و آیا اساسا دستگاه بینایی آنها درست کار می کند؟ امریکایی ها باید توجه کنند وقتی پیام های غلط بدهند حتما آدرس های غلط دریافت خواهند کرد."

همانگونه که اشاره شد سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری یاددشت روز نویس تکرار کرده است که آمریکا می بایست آنچه مقامات رژیم تروریستی آخوندی به مخاطب آمریکا پیشنهاد می دهند را در بست قبول کند تا دچار مشکل و أدرس غلط دادن نشود. در دنباله افزوده چرا آمریکا تصور می کند که مذاکره با ایران کردن یک امتیاز برای رژیم تروریستی آخوندی می باشد در صورتیکه داستان معکوس می باشد و این آمریکا بوده است که به خاطر کنترل و مهار قدرت رژیم تروریستی آخوندی وارد منطقه شد و عاقبت از موضع ضعف مجبور به مذاکره با رژیم تروریستی آخوندی شد تا به تواند مشکلات خودش را از طریق رژیم تروریستی آخوندی حل و فصل کند . بهر حال سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری نماینده ی لوطی جماران در ورق پاره ی کیهان برای اینکه پاسداربه به مخاطبان دولت نهم و آمریکا داده باشد . تأکید کرده است که رژیم تروریستی آخوندی نه نیاز به مذاکره با آمریکا ندارد بلکه آن را مضر برای خود می داند و تأکید کرده به خصوص دولت نهم جراحی و خراطی شده ی نهم که مدیون همین شعار دشمنی با آمریکا می باشد که هر گز جایز نیست در راستای گفتگو با آمریکا حرکت کند. زیرا که همه ی آزادیخواهان جهان مدل حزب الله لبنان و حماس الگو برادری از مبارزه ی ضد آمریکائی رژیم تروریستی آخوندی الهام می گیرند. از سوی دیگر مدعی شده که این موقعیت آسان بدست نیامده است که قرار است از دست داده شود . بالاخره اینکه سرباز و پاسدار یادداشت روز نویس با دست پس و با پا پیش کشیدن پیشنهاد کرده است که اگر غرب خواهان تعامل است. می بایست این چنین چیز بار ارزشی روی میز مذاکره بگذارد :

"- نه فقط ایران نیازی به مذاکره با امریکا ندارد، بلکه اساسا آن را به نفع خود هم نمی داند. هرگونه گفت وگو با امریکا برای هر دولتی در داخل ایران خصوصا یک دولت اصولگرا قطعا مضر است و آن را در مقابل خیل عظیم مردان و زنانی که به درستی و به تاسی از امام خود امریکا را شیطانی غیر قابل هدایت می دانند قرار خواهد داد. این چالش آنقدر بزرگ است که تقریبا هیچ معامله ای آن را توجیه نمی کند. در ایران حتی سخن گفتن از مذاکره با امریکا در حالی که دشمنی ها ادامه دارد هم هزینه دارد چه رسد به اینکه کسی واقعا به فکر اقدام بیفتد. به طور خاص دولت نهم بخش مهمی از سرمایه اجتماعی خود را محصول مقاومت سرسختانه در مقابل امریکاست که هرگونه ابراز تمایل به مذاکره آن را شدیدا به خطر خواهد انداخت. در خارج از ایران هم سازش ناپذیری با کسانی که به زورگویی عادت کرده اند سرمایه بزرگی است که عمق استراتژیک وسیعی را برای ایران فراهم آورده است. تمام آزادی خواهان و مقاومان عالم اکنون به ایران به عنوان قدرتی می نگرند که می توان به آن تکیه کرد و از تکیه گاه خود مطمئن بود. ایران این موقعیت را آسان به دست نیاورده که آسان از دست بدهد. لبخند ها و وعده های کسانی که آسان ترین کار برای آنها پیمان شکنی است، مسلما بی ارزش تر از آن است که ایران بخواهد حتی به آن اعتنایی بکند چه رسد به اینکه دل خوش کند و پای میز بیاید. غرب اگر به راستی خواستار تعامل با ایران است، ابتدا باید ثابت کند که چیز با ارزشی روی میز است. عجالتا چیزی دیده نمی شود و بعید است که هرگز هم دیده شود."

در خاتمه اینکه با تناقض گوئی هائی که پاسدار سر بازجو حسین شریعتمداری در یادداشت روز خود کرده است . زیرا که توضیح نداده است که اگر چنانچه آمریکا شیطان است که عوض شدنی نمی باشد و نقل قول از خمینی شیاد کرده که وی تأکید کرده بود که نمی بایست با شیطان مذاکره و گفتگو کرد . ضمن اینکه پیوسته آمریکا دشمن نامیده و معرفی شده است . پس چگونه است که این شیطان چنانچه تن به خواست حاکمان تهران دهد و توسعه ی پروژه ی هسته ای را به پذیرد و با آن هیچگونه مخالفتی نکند . چگونه است که آنگاه شیطان تبرئه می شود و برای گفتگو و ادامه ی آن هیچگونه ایرادی وارد نیست ؟! البته این ادعا و فلسفه تابعه ی فلسفه ی حوزوی می باشد که گفته می شود دیگی که بر سر بار است . اگر برای آخوندهای حاکم نجوشد بهتر است که در آن کله ی سگ بجوشد . همچنین سرباز جو پاسدار شکنجه گر و سخنگوی لوطی جماران و سپاه پاسداران در پایان یادداشت روز خود گفته است پیشنهاد گفتگوی از سوی آمریکا یک توطئه برای به تسلیم کشاندن رژیم تروریستی آخوندی با تشدید فشار بر آن است. زیرا که افزوده فرمول استراتژیک امریکا واضح است که اهداف امریکا به هیچ وجه تعدیل نشده و اساسا حسن نیتی هم در کار نیست. بنابراین پیشنهاد مذاکره بخشی از یک توطئه است، که قاعدتاً پیشنهاد دهندگان امریکایی ها نباید انتظار داشته باشند که مسئولان رژیم تروریستی آخوندی در یک توطئه علیه خود مشارکت کنند .در دنباله سربازجو حسین شریعتمداری گفته پیشنهاد مذاکره از جانب امریکا حتی آن زمان که کاملا با حسن نیت همراه باشد جایی بهتر از بایگانی - سطل زباله اداره جاتی ها نخواهد داشت. تا چه رسد به حالا که لایه های پنهان توطئه ای که این پیشنهاد بخشی از آن است که آشکار شده است. در پایان افزوده به قول قدیمی ها باید گفت: �بروید خداوند روزی تان را جای دیگری حواله کند�!. فراموش نشود چون هرگونه موضع گیری علنی علیه ی دولت نهم و موش و گربه بازی های پشت پرده ی مشاوران ارشد پاسدار گماشته و چاقو کش احمدی نژاد که در پشت پرده با مقامات آمریکائی ها در اروپا دنبال می کنند که هنوز جریان دارد.ولی تو فاش می شود تکذیب می گردد . چون افشا کردنش همچون تف و تاق و ریش است و به ضرر تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری دوره ی دهم مدعیان اصول گرایان تمام می شود . پس این پاسدار مجبور شده است که بطور غیر مستقیم پیام را منتقل کند. بهر صورت اکنون غرب به خصوص مقامات آمریکائیان باید دانسته باشند .زمانی که یک پاسدار یادداشت روز نویس آنچنان قدرت دارد که خط و خطوط تصمیم گیری تعیین می کند که شامل مهمترین مسئله ی بحرانی پرونده ی هسته ای می باشد . این رژیم چگونه نظام بربرمنش و تاریک اندیش بی حساب و کتاب و خرت وخری می باشد که مشخص نیست صاحب اصلی قدرت کیست؟ بنابراین تنها خلاص شده از این شرایط مبهم کنونی و رفع خطر جدی آینده در خاورمیانه و جهان می بایست هرچه زود تر غرب برای تغییرات دمکراتیک در ایران اقدام کند.

هوشنگ - بهداد

چهار شنبه 16 بهمن ماه سال 1387
نقد و بررسی " اين اقتدار را بايد حفظ كرد" روزنامه ی کیهان چهار شنبه 16 بهمن ماه سال 1387
" برای اهداف جنگ افروزانه ی آینده در خاور میانه، از حفظ اقتدار حماس در کنار حزب الله لبنان دفاع و تأکید شده است"

شعر "گر خواهی آسایش جهان طلبی، رو قوی شو که در نظام طبیعت ضعیف پایمال است " اما در سیستم ورزشی رژیم تروریستی آخوندی این شعر هم ذبح شده و آنگونه شده است که ورزشکار باید مبلغ رژیم تروریستی آخوندی باشد، یا اگر چنانچه قهرمان ملی و مردمی و بدون وابسته به حاکمان عوامفریب و دین فروش و جنگ افروز و غارتگر باشد . می بایست همچون حبیب خبیری کا پیتان تیم ملی فتبال و سایر ورزشکاران مشابه را به مسلخگاه کشانیده و تیرباران شوند.

فراموش نشود که مصرف مواد مخدر در میان سال جوانان کشور که به جای توسعه و رونق ورزش و بر طرف کردن مطالبات و ایجاد اشتغال کامل برای جوانان بس رواج داده شده است. زیرا که نهاد ورزش هم همچون نهادهای دیگر تبدیل به نهاد اختلاس گری باند های مافیائی با اهاف تبلیغات سیاسی شده است . یعنی ورزش بر ضد خود تبدیل شده است . چون ورزشکاران رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و نامشروع آخوندی می بایست همچون بسیجیان و سپاه پاسداران و نیروی انتظامی در خدمت حاکمان باشند و ابزار و وسیله ی سر گرم کردن نسل جوان باشند . برای همین است که پس از 30 سال زنان که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند هنوز نمی توانند در میادین وزرشی همچون فوتبال در جایگاه تماشا چیان در کنار همسران خود شان حضور داشته باشند.

اما فراموش نشود که منظور ملای سرمقاله نویس از عنوان اقتدار مقاله و ابتدای آن که از ورزش و قوی بود جسم در برابر ضعف سخن رانده است. هدف بررسی ورزش و روحیه و ورزشکاری در داخل کشور نمی باشد ، بلکه اینگونه گریز به صحرای کربلا زدن پیش درآمد روضه ی جنگ نوار غزه و ادامه قوی بودن حماس و پیروزی کذائی جنگ 22 روزه نوار غزه علیه ی اسرائیل می باشد که تأکید شده این اقتدار باید حفظ گردد . برای اینکه بارها گفته شده است که مردم ایران و بررسی و برآورد کردن مطالبات و خواست و نیازشان محلی از اعراب ندارد. به خصوص اینکه بر خلاف انتظار ملای سرمقاله نویس تا حال هیچگونه اشاره ای به بر گزاری انتخابات شوراهای استانی و نتایج آن در عراق نکرده است . البته قابل فهم است که چون نتیجه مورد دلخواه سران رژیم تروریستی آخوندی پیش نرفته و نچر خیده است سکوت اختیار شده است. زیرا که رهبر لوطی جماران و سپاه پاسداران متحمل شکست سختی در عراق شده اند. لذا ملای سر مقله نویس ترجیح داد است. برای پر کردن خلاء ناشی از شکست انتخابات شوراهای استانی در عراق بطور مضاعف تبلیغات و مانور پیرامون حماس وجنگ نوار غزه و اقتدار حماس دهد و برروی قدرت پوشالی حماس تمر کز کند و همچنان روضه ی تکرای فلسطین و تاریخ اشغال گری اسرائیل بخواند و تکرارکند.

برای همین به مناسبت دهه ی زجر دعوت از خالد مشعل رهبر سیاسی حماس به تهران شده که قرار است در روز جمعه در خیمه شب بازی نماز جمعه ی تهران حضور یابد. پس می طلبد که برای بازار گرمی کردن تنور تبلیغاتی به نفع حماس فعالیت گسترده شود. چونکه نوعی سرمایه گذاری کردن محور بحران آفرینی وجنگ افروزی حماس در منطقه است که مکمل نظررهبر لوطی جماران خامنه ای است که در دیدار خودش با خالد مشعل تأکید کرد که جنگ نوار غزه پایان نپذیرفته است و هر لحظه امکان جنگ وجود دارد.

بهر صورت ملای سرمقاله نویس در دنیاله باز هم اعتراف کرده است که کانون سرنخ و منشأء تولید و پرورش حماس و حزب الله لبنان وجنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان و 22 روزه ی حماس با اسرائیل رژیم تروریستی آخوندی می باشد . به خصوص اینکه رهبران کشور های عربی متهم و محکوم شده اند که چرا همکاری نکردند تا که جنگ 22 روزه ی نوار غزه سراسر منطقه ی خاور میانه را در بر بگیرد. پس چون سران رژیم تروریستی آخوندی به اهداف طراحی شده ی خودشان در جنگ 22 روزه ی نوار غزه نرسیده اند. بس پرخاشگرانه وهتاک با رهبران کشور های عربی برخورد می شود و اینان مورد تهدید واقع می شوند. بهر حال بدون هرگونه لکنت زبانی این چنین ملای سرمقاله نویس شفاف و روشن به اینگونه دخالت گری ها در جنگ حزب الله لبنان حماس با اسرائیل افتخار و اعتراف کرده است:

"فصل درخشان تاريخ فلسطين هنگامي آغاز شد كه انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني در ايران به پيروزي رسيد. آرمان هاي انقلابي و اصول اسلامي مورد نظر امام خميني كه از مرزهاي جغرافيائي عبور كردند و سرزمين هاي مختلف را در نورديدند ملت هاي مسلمان و آزاديخواه را در نقاط مختلف جهان مجذوب خود كردند. حمايت از آرمان فلسطين و مطرح كردن معيارهاي جديد و مترقي براي مبارزه با رژيم صهيونيستي و آزادسازي قبله اول مسلمين از برجسته ترين فرازهاي افكار روشن و مترقي امام خميني بود. مردم فلسطين مجذوب اين افكار بلند شدند و سومين مرحله از نهضت فلسطين آغاز شد كه اينبار با درون مايه اسلامي و الگو گرفتن از انقلاب اسلامي ايران بود. انتقاضه هاي اول و دوم از رهگذر همين درون مايه اسلامي بود كه به مردم اعتماد به نفس مي بخشيد و اينكه نبايد در انتظار اين و آن بمانند بلكه با الهام از تعاليم اسلام و تكيه بر ايمان و اراده خود به جهاد روي آورند و بر دشمن صهيونيستي بتازند و مطمئن باشند كه خدا به ياري آنها خواهد آمد و ديديم كه چنين شد و خدا در همه مراحل اين مردم به اسلام روي آورده را ياري كرد كه بارزترين نمونه آن جنگ 22 روزه غزه بود
. كمك خدا به مجاهدان في سبيل الله را قبل از مردم غزه مردم لبنان در جنگ 33 روزه رژيم صهيونيستي با حزب الله لبنان مشاهده كرده بودند. مهمترين فراز اين دو جنگ اينست كه مردم نشان دادند با تكيه بر ايمان و توكل بر خدا و بدون چشمداشتي به دولت ها مي توان ارتش پرمدعاي رژيم صهيونيستي كه حدود 60 سال عربده شكست ناپذيري آن پادشاهان و شيوخ و سران عرب را مرعوب كرده بود را درهم شكست و راه را براي پيروزي ملت فلسطين بر اشغالگران هموار كرد. اين واقعيتي است كه رخ داده و اكنون بايد كاري كرد كه اين راه ادامه يابد. راهزنان عقيده و فكر اكنون در دنياي عرب و اسلام با همدستي صهيونيست ها و حاميان غربي آنها بشدت درحال وارونه جلوه دادن واقعيت ها و منحرف كردن مسير اين نهضت پيروز فلسطين هستند. واقعيت اينست كه مردم فلسطين با الگو گرفتن از انقلاب اسلامي به تقويت فكر و ايمان خود به جهاد اسلامي از يكطرف و تقويت بنيه دفاعي خود از طرف ديگر افتادند و با پيمودن اين راه درست به نتيجه نيز رسيدند. فقط ادامه دقيق و بدون انحراف همين راه است كه مي تواند نهضت فلسطين را به نتيجه نهائي برساند و قبله اول مسلمانان و سرزمين اسلامي فلسطين را آزاد كند. اين اقتدار را بايد حفظ كرد."

در خاتمه اینکه مشخص است که با این شیوه ی برخورد کردن با رهبران کشور های عربی و دشمنی کردن با مذاکرات صلح خاور میانه و دفاع از بحران آفرینی و جنگ افروزی کردن در خاور میانه نه اینکه طراح اصلی اش رژیم نامشروع و ضد مردمی بحران ساز و بحران سازی و جنگ افروز خمینی می باشد. زیرا که در 3 دهه ی گذشته ثابت شده است که رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و پدر خوانده ی تروریست جهانی بدون آن قادر به حیات ننگین خودش نمی باشد . از سوی دیگر اکنون جای شک و شبهه ای هم در ذهن باقی نمی گذارد که مرکز ثقل نا آرامی و جنگ افروزی و بی ثباتی های منطقه ی خاور میانه فقط رژیم تروریسی آخوندی می باشد . البته ابزار بحران آفرینی اش درمنطقه همچون حزب الله لبنان و حماس می باشد .مشروط بر اینکه افزوده می شود همانگونه که اخیراً وزیر امور خارجه ی عراق نظر داده و گفته است چون کشور های عربی موضع و جبهه ی متحد و مشترک و همآهنگ در عراق و فلسطین ندارند. این خلاء موجب حضور و سوء استفاده ی رژیم تروریستی از طریق کانا ل وابزار هایش شده است تا که اهدافش را دنبال کند . اما چون نتایج انتخابات شورای استانی عراق نشان از فاصله گرفتن از فرقه گرائی در عراق می باشد که عامل و مروج آن رژیم تروریستی آخوندی می باشد. اکنون غرب می بایست در یافته باشد که کانون خطر اصلی کجا می باشد که می بایست سریع به سیاست مماشات گری و تجارت نفت و خون خود با رژیم تروریستی آخوندی پایان دهد و تلاش برای تغییرات دمکراتیک در ایران کند تا صلح و امنیت و ثبات سیاسی در منطقه ی خاور میانه باز گردد.
هوشنگ � بهداد
چهار شنبه 16 بهمن ماه سال 1387
نقد و بررسی "اخوان" ترکيه (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان سه شنبه 15 بهمن ماه سال 1387
پس از جنگ افروزی نوار غزه ، اکنون نوبت مانور دادن تبلیغاتی و دخالت گری در ترکیه فرا رسیده است که زمینه ی آن پس از سخنان نخست زیر ترکیه در اجلاس لاووس سوئیس فراهم شده است"
گفته می شود کور از خدا چه می خواهد، جز دو چشم بینا ؟ اکنون در آستانه ی سی امین سال تشکیل رژیم مستبد و تروریستی مذهبی که خمینی شیاد آن را بنیانگذاری کرد . چون در مراسم کمدی برپائی جشن پاسداری � بسیجی حوزوی مو سوم به دهه ی زجر است که مسئولان سخن یا هدیه یا بیلانی ندارند تا که به مردم ایران ارائه کنند . بنابراین برا ی فرار از پاسخگوئی به مطالبات مردم ایران، نیاز به بحران سازی و جنگ افروزی برون مرزی شدیداً احساس می شود تا که بهانه ی لازم برای منحرف نمودن اذهان عمومی در دسترس باشد . برای همین است که خالد مشعل مسئول بخش سیاسی سازمان حماس به تهران فرا خونده شده است تا که با رهبر لوطی جماران خامنه ای دیدار داشته باشد و لوطیخطاب به وی بتواند تأکید کند که جنگ 22 روزه ی نوار غزه پایان نیافته است و بیافزاید ا که می بایست در حال آماده باش جنگی بود. زیرا که هر لحظه احتمال شروع جنگ وجود دارد. یعنی اینکه لوطی جماران اعتراف کرده است که به هدف هائی که در تدارک و راه اندازی جنگ 22 روزه ی نوار غزه طراحی شده بود چونکه حاصل نشد و . بدست نیامده است . بنابراین با آلت دست کردن حماس و قربانی نمودن دوباره ی زن ومرد و کودکان فلسطینیان ساکن نوار غزه می بایست حماس عامل توطئه ی لوطی جماران و سپاه پاسداران جنگ افروز شود . زیرا که برای چانه زنی و با ج گیری پیشبرد اهداف هسته ای و دسترسی به سلاح اتمی ، نیاز به اهرم قوی در برابر رئیس جمهور آمریکا می باشد که باید برای مذاکره ی هسته ای در اختیار داشت . پس بدین منظور خالد مشعل حلوا حلوا می شود و پس از دیدار با لوطی جماران با پاسدار گماشته و چاقو کش احمدی نژاد و رفسنجانی مکار دیدار و گفتگو داشته است . امروز نیز قرار است تاکه در مجلس ارتجاعی و دکوری و کمدی و انتصابی پاسدار با ریاست علی لاریجنی انگلیسی، پیرامون جنگ نوار غزه و حماس بحث و مشورت و جدل شود .

همچنین قرار است که خالد مشعل در معر که چرخانی نماز جمعه ی تهران در کنار آخوند شیاد احمد خاتمی امام جمعه ی موقت تهران که شاگرد آخوند انگلیسی و غارتگر مصباح یزدی حضور داشته باشد و در تنور جنگ افروزی و نا بود کردن اسرائیل دمیده شود.

از سوی دیگر پس از نفوذ و دخالت و جنگ افروزی و بی ثبات کردن و نا آرام سازی عراق و بر پائی جنگ 22 روزه ی نوار غزه اکنون نوبت دخالت گری در امور داخلی ترکیه فرا رسیده است که جرقه ی آن رانخست وزیر ترکیه در سخنان تهاجمی خود به شیمون پرز رئیس جمهور اسرائیل در اجلاس لاووس سوئیس زده است که زمینه را برای فرصت طلبان متحجر و خرافاتی و آشوب گر و بحران زی و زنگیان مست حاکم برایران فراهم کرده است . بنابراین بی دلیل نیست که پاسداران یادداشت روز نویس شده در بستردفاع از پروژه ی هسته ی و دامن زدن به فضای بحرانی خاورمیانه کوشش می کنند تا دامنه ی جنگ و بحران را بسط داده و شعله های جنگ و ناامنی نوار غزه به درون جامعه ی ترکیه کشانیده شود. لذا پاسدار غیر ایرانی یادداشت روز نویس که متخصص پیگیری و دخالت گری در امور داخلی کشور های همجوار ایران و منطقه است . حال وارد میدان شده است و سیستم حاکم ترکیه و تاریخچه اخوان مسلمین و حوزه ی فعالیت آن در کشور های مسلمان و قدرت گیری 6 ساله ی ا سلام گرایان را از زوایای گوناگون مورد کابد شکافی و ارزیابی که خود قرار داده است تا که در دنباله بهمان نتیجه ی مطلوب مورد نظر خود برسد.

اماچگونه است که پاسدار غیر ایرانی یادداشت روز نویس نادیده گرفته است که دولت ترکیه هم پیمان آمریکا می باشد وهم رابطه ی نزدیکی با دولت اسرائیل دارد.؟ هم چندین سال است که تلاش می کند عضو اتحادیه ی اروپا شود . به ویژه که مسئله حجاب در ترکیه با آنچه در ایران دارد مغایر هم دیگر می باشد . از سوی دیگر رژیم تروریستی آخوندی با هر دو کشور آمریکا و اسرائیل سر دشمنی و جنگ و ستیز و خصومت دارد وخصم همدیگر می باشند . ولی اکنون از موضع تاکتیکی اعتراف شده است که دولت ترکیه هم از پروژه ی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی دفاع و حمایت کرده است . هم اینکه اقدامات ورفتار دولت ترکیه موجب تقویت رژیم تروریستی آخوندی در منطقه شده است؟ بالاخره اینکه پاسدار غیر ایرانی نکات مشترک زیادی میان حاکمان دین فروش ایران با اسلام گرایان حاکم بر ترکیه ترسیم کرده است و فقط اختلاف را در این دیده است که ترکیه چرا به عنوان سرپل میانجی میان سوریه و اسرائیل فعالیت می کند تا که بلندی های جولان به سوریه باز گردانیده شود. البته از سوی دیگر تعریف و تمجید کردن از اسلام گرایان ترکیه و ابراز نزدیکی و دوستی با آن را پاسدار یادداشت روز نویس در چشم انداز این هدف جستجو وپیگیری کرده است :

"- نزدیک شدن روزانه ترکیه و ایران به یکدیگر و اتصال این دو به جغرافیایی وسیع و غنی- عراق، سوریه، لبنان، فلسطین و سودان- و تلاش دو کشور برای همکاری گرفتن از کشورهای دیگر منطقه نظیر قطر، یمن، الجزایر و لیبی، یک وضعیت کاملا تاریخی و استثنایی را برای کشورهای عضو این مجتمع پدید می آورد این موضوع حتما با منافع غرب بخصوص مطامع آمریکا منافات جدی دارد. در این مجتمع لازم نیست یک کشور محور باشد و بقیه پیرامون چرا که این از مختصات سیستم دو قطبی و متعلق به گذشته است. برای بلوغ چنین مجتمعی کشورهای بزرگتر و موثرتر باید سهم دیگران را بیشتر کنند و از مراودات بیشتر دیپلماتیک حول محور کشورهای کوچکتر عضو استقبال نمایند. اما البته این موضوع حتما دشمنان شناخته شده ای دارد."

در ختمه اینکه تعریف و ستایش از اسلام گرایان ترکیه کردن که اشاره شد. پس از موضع گیری طیب اردغان نخست وزیرترکیه در برابر شیمون پرز در اجلاس لاووس سوئیس به وجود آمده است . که پس از آن با تبلیغات گسترده و چند جانبه تلاش فرصت طبانه می شود تا که در مرحله ی اول رابطه ی دیپلماتیک ترکیه با اسرائیل مخدوش شود و نقش میانجی گری گفتگوی صلح ترکیه میان مقامات سوری با اسرائیل سست و پایان پذیر شود. در مرحله ی بعدی آنگاه ترکیه در برابر فشار اسرائیل و غرب مجبور شود به سوی رژیم تروریستی آخوندی گرایش یابد و سوریه به جای چش دوختن به ادامه ی گفتمان مذاکره ی صلح با اسرائیل برای باز پس گیری بلند های جولان نه از موضع دیپلماتی و صلح که به حربه ی زور و جنگ روی آورد و متوصل شود تا که بتوان سوریه را نیز هم پیمان جبهه وآلت دست همچون حزب الله لبنان وحماس علیه اسرائیل کرد. تا هم حضور در عراق تقویت شود و هم سیاست تعقیب ملغی کردن تصویب توافقنامه ی امنیتی میان دولت عراق با آمریکا آسان تر دنبال شود . همینطور با متشنج و بحرانی تر کردن فضا ی خاور میانه، شرایط عبور از انزوای منطقه ای رژیم تروریستی آخوندی و پیگیری دسترسی به سلاح هسته ای بدون مانع و فشار شتاب گیرد .

هوشنگ � بهداد
" سه شنبه15 بهمن ماه سال 1387
نقد و بررسی "ارشميدس اوباما ! (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان دوشنبه 14 بهمن ماه سال 1387
"پاسدار یادداشت روز نویس خطاب به اوباما آمریکا گفته است بدر ایران دنباله میانه رو نگرد د و چشم به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم نداشته باشد . زیرا رئیس جمهور هر که باشد هیچگونه اختلافی میان کند رو وتندرو در دفاع از پروژه ی هسته ای وجود ندارد"

پاسدار سر بازجو ی یادداشت روز نویس از 30 سال پیش و تحلیل و پیش بینی مجله ی تایم آمریکائی نقل قول کرده است که خمینی شیاد مرد سال بود و چگونه اندیشه ی این شیاد عوامفریب تعادل قدرت جهانی و موقعیت منطقه ای را بر هم زده است و خاور میانه را دچار تنش و آشوب و بی ثباتی کرده است و اعتراف هم شده است که عاملش خمینی شیاد و پیروانش می باشند. آنگاه در دنباله سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس با نقل قول کردن تحلیل مشابه مرد سال بودن آن زمان خمینی شیاد از سوی مجله ی تایم آمریکائی، اکنون از موضع یک هفته نامه ی انگلیسی مورد ارزیابی و مرور قرار داده و نتیجه گیری کرده است که می توان ادعا کرد که همچنان حادثه ی پیروزی انقلاب در ایران بزرگ ترین حادثه ی نیمه ی دوم قرن بیستم می باشد . سپس به چگونگی ماشه کشیدن انقلاب بقول سرباز جو پاسدار یادداشت روز نویس از درج یک مقاله علیه ی خمینی اشاره کرده است که به مناسبت روزجهانی زن مورخ 17 دی سال 56 بود که ازسوی داریوش همایون مقاله ای به نام رشیدی مطلق تهیه و تنظیم شده بود که این مقاله در روزنامه اطلاعات درج شد .

البته سرباز جو پاسدار یادداشت روز نویس برای اینکه حاصل مبارزات مبارزان وجانفشانی های مردم ایران و سازمان های انقلابی و مردمی در زمان شاه را به نفع خمینی شیاد و فرصت طلب مصادره کند . روی خمینی متمر کزشده و مانور تبلیغاتی داده است . در صورتیکه کانون پر طپش تحرک و حرکت های انقلابی و عضو گیری سازمان های سیاسی دانشگا ها به خصوص دانشگاه تهران بود که اصلاًدر آن زمان نه اینکه نام خمینی مطرح نبود و نه اینکه نسل جوان هیچگونه شناختی نسبت به خمینی نداشت. بلکه فضای دانشگاه ها قبل از انقلاب درست شبیه شرایط کنونی بودکه جنب و جوش و خروش در دانشگاه های کشور حاکم است و پژواک آزادیخواهی مرگ بر دیکتاتور و سید علی پینو شه ایران شیلی نمیشه تبلور یافته و طنین انداز شده است .

از سوی دیگر اکنون پس از 30 سال که هنوز به مطالبات مردم پرداخته نمی شود و به شرایط کنونی حاکم بر جامعه هم اشاره نشده است که چگونه است و مردم ایران در چه شرایطی می باشند و چطوری زندگی می کنند؟ و یا چرا بیلان و یا عملکرد سپری شدن 30 سال از انقلاب، در سالگرد انقلاب از طرف دولت مردان ارائه نمی شود ؟ اما گذ شته از اینکه اینگونه فرار از پاسخگوئی مسئولان کشور ناشی از ماهیت ضد مردمی و نامشروع بودن رژیم تروریستی آخوندی است که با فاصله گیری عمیق رهبر و مسئولان نظام با مردم ایران می باشد . همچنین در حال حاضر که گند سیاست متمر کز شدن برروی دشمن و مبارزه با آمریکا در آمده است و بدون مطرح کردن زد و بند ودیدار های پشت پرده ی مقامات رژیم تر وریستی آخوندی با مقامات آمریکائی در کشور های اروپائی از جمله در وین پایتخت اتریش که دنبال شده است. بنابراین اکنون بعینه قابل فهم است که چگونه توطئه ی حساب وطراحی شده ی اشغال سفارت آمریکا در 13 آبان سال 58 که منجر به سقوط دولت موقتمهندس بازرگان شد و قدرت گیری آخوند ها را بدنبال داشت که در ادامه با پاسداران در قدرت سهیم شدند ودرشرایط کنونی سپاه پاسداران دست بالا را در قدرت دارد .

بهر صورت هرروز که سپری می شود نقش توطئه ی طراحی شده ی اشغال سفارتخانه ی آمریکا در تهران برجسته تر می شود که نه فقط این اشغال گری نقش کلیدی در ثبات و بقای رژیم تروریستی و قبضه ی قدرت و انحصاری کردنش ایفا کرده است . بلکه اکنون پس از 30 سال هنوزداستان سناریوی مبارزه با آمریکا در دهه ی زجر ادامه دارد که جانشین همه ی خواست و مطالبات مردم ایران شده است . مشروط بر اینکه تبدیل به باج خواهی بیرونی و قدرت نمائی کردن و اهرم عضو گیری در منطقه در راستای اقدامات تروریستی وجنگ افروزی و بی ثباتی منطقه ی خاور میانه شده است . همچنین موجب تصیفه حساب های جناحی و باندی و حذف رقبا از صحنه با متهم کردن به همکاری با دشمن آمریکا و چماق خفقان و رعب و وحشت در جامعه و نهادینه کردن سانسور و مطبوعات شده است . مهمتر اینکه پیگیری و دفاع از سیاست مبارزه با آمریکا گذشته از میلیتاریزه کردن منطقه فضا به سمتی سوق داده وآنگونه شد که شرایط فعالیت تلاش پنهانی برای دسترسی به سلاح هسته ای رژیم تروریستی آخوندی فراهم شد . همینطور آنگونه تبلیغ و وانمود می شود که افتخار پیشتازی مبارزه با آمریکا در جهان نیز فقط منحصر به رژیم تروریستی آخوندی می باشد و به نامش ثبت شده است . مسخره تر اینکه مقامات آمریکائی پس از 30 سال آزمون شکست خورده ی سیاست مماشات گری هنوز به پایان نرسیده است و از سوی لابی های فعال دوطرفه همچنان این سیاست مخرب و کثیف پشت پرده دنبال می شود.

خلاصه پاسدار سربازجوی یادداشت روز نویس جمع بندی مبارزه ی 30 ساله ی رژیم تروریستی آخوندی با آمریکا رابا مخطاب قرار دادن رئیس جدید آمریکا اوباما چنین تنظیم و تحلیل کرده است :

رئیس جمهور و دولت جدید مدعی �تغییر� در آمریکا در روزگاری به قدرت رسیده که سیمای جهان در حد زیر و رو شدن (انقلاب به مفهوم واقعی) دگرگون شده و رژیم مدعی رهبری بلامنازع جهانی در �قرن جدید آمریکایی�- همان پروژه گستاخانه نومحافظه کاران- اکنون مجبور است از بیراهه برگردد و لااقل در ظاهر خود را هماهنگ با این روند تغییر نشان دهد. از نگاه هیئت حاکمه اصلی آمریکا (فارغ از روبنای دموکرات و جمهوری خواه)، این زمینگیری و عقب نشینی تلخ را باید از چشم ایران جدید دید. آمریکا در این وضعیت به کسی می ماند که در اوج یک رؤیای شیرین، آب یخ برسرش بریزند یا از بلندی سقوط کند. فاتح افغانستان و عراق در کمتر از 2 سال که خود را در آستانه فتح تمامیت خاورمیانه می دید اکنون نه تنها خاورمیانه را از دست رفته می بیند بلکه در جوار مرزهای خود در آمریکای لاتین (حیاط خلوت سابق) نیز شاهد سقوط دولت های دست نشانده یکی پس از دیگری است. تایم- به سهو و نادانی یا عمد- کم فروشی کردکه آیت الله خمینی را مرد سال 1979 معرفی کرد، باید می نوشت �خمینی، مرد قرن 20 و 21�.آقای اوباما که ارشمیدس وار به میان میدان دویده و یافتم یافتم می کند، در این میان 30 سال دیر آمده است. جامه بی قواره و گشاد تغییر با وجود اتفاقات بزرگی که در همین 30 سال در ایران و جهان رخ داده، بر تن او زار می زند. انقلاب ایران و ارزش های جهانی شده و مستقر آن، چنان جهان را دیگرگون کرده و توقع تغییر را بالا برده که سخن گفتن یکی مانند اوباما به عنوان نماینده هیئت حاکمه آمریکا در قیاس با آن تغییرات ، فرمالیته و بی پایه جلوه می کند. او لااقل 30 سال دیر آمده و هیئت حاکمه آمریکا لزوم سردادن شعار تغییر را با 30 سال تأخیر- که کار از کار گذشته- فهمیده اند. اوباما باید جای ریگان و کلینتون و بوش پدر و پسر می آمد یا آنها باید از تغییر دم می زدند. اوباما در قبال برنامه هسته ای ایران چه می کند؟ آیا به وعده خود برای مذاکره با ایران عمل می کند؟ یا آن را به بعد از انتخابات ریاست جمهوری عقب می اندازد؟ از ایران برای مهار بحران های عراق و به ویژه افغانستان استمداد می کند؟ اگر چنین درخواستی کند پس توقع او مبنی بر توقف برنامه هسته ای ایران چه می شود؟ و... چنین سؤالاتی اگرچه در مقام تحلیل مسائل روز مهم می نمایند اما عمق چالش آمریکا با ایران را مورد توجه قرار نمی دهند.شعار تغییر از سوی رئیس جمهور جدید آمریکا اگرچه به عنوان یک ابتکار ناگزیر مطرح شده اما واقعیت این است که این شعار بیش از آن که فرصت ایجاد کند، پدید آورنده دردسرها و دشواری های تازه تر است هرچند که با هدف به تاخیر انداختن بحران بزرگ طراحی شده باشد.:

پاسدار سربازجو در دنباله بازدن زیرآب خوش خیالی رقیب دوم خردادی ها وچشم داشتن آمریکا که ممکن است در نمایش خیمه شب بازی انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم چیزی تغییر خواهد کرد. در صورتیکه به 5 سال ایستادگی و عدم تسلیم و عقب گرد پروژه ی هسته ای و شتاب و سرعت پیگیری این موضوع اشاره و تأکید کرده است و افزوده این پیروزی علیه ی آمریکا همچنان منتهی به پیشروی پروژه ی هسته ای ادامه داده خواهد شد . بالاخره در این مورد خطاب به سیاستمداران آمریکائی و مشاوران اوباما گفته است که اگر تصور می کنید که در ایران رئیس جمهوری روی کار خواهد آمد که مرعوب وتسلیم شده ی از سوی غرب است که منجر به دست بر داشتن از پیگیری اهداف دسترسی به سلاح ای می شود . باید گفت اینگونه برداشت کردن تصور باطلی می باشد . بحر حال تغییر و تحولات 5 سال گذشته در بستر پیگیری پروژه ی هسته ای و چالش هائی که با رئیس جمهور جدید آمریکا پیرامون این بحران هسته ای و خاور میانه بارژیم تروریستی آخوندی باآمریکا وجود دارد وچشم انداز برگزاری ریاست جمهوری دوره ی دهم و پروژه ی هسته ای را سرباز جو پاسداریادداشت روز نویس لین چنین ترسیم و تشریح کرده است:

"براساس اخبار متعدد و متواتر، مشاوران و تصمیم سازان دولت اوباما مذاکره با ایران را امتیازی معنادار برای کشوری می دانند که 5 سال بر سر حق خود ایستادگی کرده و اکنون می تواند اعلام پیروزی تازه ای کند. آنها در عین حال بر این باورند که عقب نشینی از مذاکره، به مفهوم عقبگرد در شعار انتخاباتی خود و در واقع افتادن در سیاه چاله ای است که در دولت بوش و با همدستی انگلیسی ها به راه افتاد اما خود بوش را بلعید. نگرانی دیگر آن است که ایران به سرعت مشغول توسعه فناوری هسته ای است و اگر تا پس از انتخابات- به خیال تغییر دولت در ایران و روی کارآمدن دولتی تسلیم پذیر- صبر کنند لااقل بین 6ماه تا یک سال زمان حیاتی و تعیین کننده را از دست خواهند داد. در حالی که دورنمای روی کارآمدن دولتی مرعوب هم منتفی است. اما این چالش یک راه حل بیشتر ندارد؛ پذیرفتن گستره و عمق نفوذ ایران در معادلات قدرت جهانی به عنوان یک تغییر ناگزیر در جهت گشودن قفل از دست و پای سیاست خارجی آمریکا. مسئله آنها با ایران در آن سطح از ابتذال نیست که با نشستن پای میز مذاکره یا امتناع از آن قابل حل و فصل باشد همچنان که بازی با کلمات تغییر و مذاکره مستقیم و بدون شرط یا دیپلماسی هوشمند و قاطع و... نمی تواند افقی تازه پیش روی آنها ترسیم کند. همچنین بیهوده خواهد بود که با تقسیم مسئولان به میانه رو و تندرو ادعا کنند دنبال میانه روها برای مذاکره و تفاهم می گردند. نتیجه انتخابات هرچه باشد، تکلیف ملت و حاکمیت ایران با منش مستکبرانه آمریکا روشن است. آنها بی تردید میانه روهایی را که ادعا می کنند در جستجویشان هستند پیدا نمی کنند. این سخن شعار نیست. شهادت رابرت گیتس وزیردفاع به ارث مانده از دولت بوش برای کابینه اوباما (و رئیس اسبق سازمان جاسوسی سیا) است که همین یکی دو ماه پیش اذعان کرد �طی 30 سال گذشته به طور مداوم به دنبال عناصر میانه رو و معتدل در ایران برای مذاکره و توافق بوده ایم اما به نتیجه نرسیده ایم��ایرانی معتدل، کسی است که با گلوله کشته شده باشد�! ایرانی خوب و معتدل، ایرانی مرده است. اما مرور سرنوشت طواغیت و مستکبران در طول تاریخ حاکی از آن است که نوع آنها جز به هنگام سقوط و سرنگونی و گذشتن کار از کار سر عقل نمی آیند. فرعون هم وقتی خود را معلق در میان آب نیل یافت و چند سطل از آب آن را خورد، فریاد زد که خدای موسی ایمان آوردم! آیا اوباما آخرین فرعون کاخ سفید خواهد بود؟ 30 سال کم زمانی نیست برای باخبر شدن از اینکه آب دریا تا گلو و زیرچانه بالا آمده است."

در خاتمه اینکه سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس همچون همتای خود در ورق پاره ی جمهوری اسلامی بدون آنکه نامی از مردم ایران ببرد و اشاره ای به مطالبات شان کند . یعنی با اتخاذ سیاست کاملاً متناقض و متضاد با شرایطی که خاتمی رئیس جمهور بود که هر روز اشک تمساح برای محرومان جامه ریخته می شد واز شکاف عمیق طبقاتی وشکوه و ناله ها علیه تورم و گرانی و فقر و بیکاری در جامعه روضه خوانی می شد و اعتراض شدید به مسئولان حکومتی به خاطرعدم پیگیری و پرداخت مطالبات مردم می شد.همینطور انتقاد به توجه فعالیت سیاسی کاری و فاصله گرفتن مسئولان دولتی از عدم بررسی و پرداختن مسائل اقتصادی و معیشتی و فرهنگی گفته می شد . جالب است که پس از رئیس جمهور شدن پاسدار گماشته احمدی نژاد چاقو کش فقط حرف اول و آخر دفاع از پروژه ی هسته ای می با شد . آنگونه که اکنون سرباز جو پاسدار یادداشت روز نویس خطاب به اوباما رئیس جمهور آمریکا و مشاورانش اخطارداده است که بیهوده دلت تان را به تند رو و میانه رو درون رژیم تروریستی آخوندی خوش مدارید واین چنین تقسیم بندی نکنید . زیراکه در دفاع از پروژه ی هسته ای همه با هم همصدا می باشند و هیچگونه اختلافی هم میان شان وجود ندارد که الکی چشم به نتایج برگزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم و پیروزی میانه روها و تغییرسیاست هسته ای دوخته اید .از طرف دیگر پس از سردادن اسرائیل نابود باید گردد .اکنون خبر از سرنگونی به زودی آمریکا داده شده است . لابد این اتفاق هم پس از دسترسی به سلاح هسته ای رژیم تروریستی آخوندی، شرایط سقوط و سرنگون شدن حکومت آمریکا رخ داده خواهد شد. بهر حال، برای هشدار اخطار، تأکید می شود که اگر چنانچه غرب تلاش برای تغییرات دمکراتیک در ایران نکند و زمان از دست برود و رژیم صاحب بمب اتمی شود . پس از آن هیچ تضمینی وجود ندارد که وضعیت صلح و امنیت و ثبات در خاورمیانه بحران زده و جهان گونه می خواهد باشد؟
هوشنگ � بهداد
دوشنبه 14 بهمن ماه سال 1387
نقد و بررسی " ايران 57 و ايران 87 (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان یکشنبه 13 بهمن ماه سال 1387
با توجه به کارنامه ی سیاه بسیار ننگین حاکمان دین فروش و غارتگر وجنگ افروزایران، عجیب نیست که پس از 30 سال جرأت نمی کنند نه نامی از مردم ایران ونه مطالبات شان ببرند

آنانی که دستی در انقلاب سال 57 داشتند وخود در صحنه حضور داشتند. خوب به خاطر دارند که پس از بازتاب خبر سقوط رژیم پادشاهی شعار و فریاد این بود که در بهار ان آزادی جای شهدا خالی ، ولی پس از زمان بس کوتاه نه آزادی موقتی از جامعه رخت بر بست و فضای نیم بند دمکراتیک در جامعه تعطیل شد. بلکه حاکمان برجای تخت و تاج شاه نشسته تا کنون این مستبدان هار با نظام فاشیستی مذهبی زنجیرپاره کرده اشان ،همچنان زوزه کشان مشغول تاخت و تاز و تاراج کردن وجنگ افروزی و دین فروشی و سرکوب و اختناق و سانسور و ضرب و شتم و زندان و شکنجه و دار و اعدام می باشند . بهمین دلیل است که بطور آشکارا هم اعتراف به از دست رفتن همه ی امید و آرزو های 22 بهمن 57 می شود. هم تأکید عمدی بر فراموشی سپرده شدن مطالبات مردم بطور دربست می شود . زیرا که اکنون با بررسی وقایع 30 سال گذشته که جشن سالگرد آن در دهه ی زجراز روز گذشته شروع شده است. قلمبر دستان مأمور به بررسی و ارزیابی نکات و وضعیتی پرداخته می پردازند که مطلقاً نه هیچگونه تجانسی با خواست و اهداف و امیال مردم آزادیخواه سال 57 و نسل پس از آن ومطالبات مردم ایران ندارد ، بلکه درست وارونه ومعکوس آن می باشد . زیرا که از موضع قدرت نمائی پوشالی، نوعی تلاش برای توجیه گری جایگاه متزلزل حاکمان زور گو ونامشروع می باشد. بنابراین بی دلیل نیست که طلبه پاسدار یادداشت روز نویس در ابتدای یادداشت روز خود با پاک کردن صورت مسئله و نپرداختن به وضعیت نا بسامان اقتصادی و نا هنجاریای گسترده ی اجتماعی و وضعیت سخت و طاقت فرسای معیشتی مردم محروم ایران که 80 % جمعیت کشور را تشکیل می دهند که در زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند چشم انداز آینده را با تأکید پیمودن راه طی شده به عنوان چراغ راهنما برای آینده ترسیم کرده است .

همچنین قلم بر دست کتمان کننده ی حقایق ومجیز گوی سر سپرده وبی اراده در ادامه ی مرثیه خوانی و بزرگ نمائی کردن رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و پدر خوانده ی تروریست جهانی بدون آنکه نامی از مردم ایران ببرد یا بگوید که نیاز و احتیاجات شان چیست و چگونه زندگی می کنند ؟یا اینکه حاکمان برای اینان چه کرده اند؟ در عوض با دست آویز قرار دادن گزینه برداری برخی گزیده های خارجی که شامل ابراز ظرات شخصیت و مقامات خارجی یا مطبوعات خارجی می باشد که به نقش سیاست دخالت گری در منطقه و اقدامات تروریستی و آشوب گرائی صحه می گذرد . به عنوان سند و پشتوانه ی قدرت رژیم تروریستی آخوندی و رشد ترقی جامعه و کشور در 30 سال گذشته تأکید قلمدادو شده است.

همینطور مداح وارونه گو وتصویر مار کش و مار قالب کن با آویزان شدن به چشم انداز عدالت نا کجا آبادی وعده و حواله داده از سوی رهبر لوطی جماران که برای دهه ی چهارم رژیم تروریستی آخوندی ترسیم کرده است که بر اساس و معیار ارزیابی که در ابتدای یاداشت روز تأکید بر پیمودن ادامه ی راه گذشته در آینده داده شده است و با در نظر گرفتن شرایط موجود که بدون نیاز به هرگونه ی توضیحی کاملاً مشخص است که چشم انداز عدالت مورد نظر دهه چهارم، با احتمال بودن رژیم چقدر می تواند فاجعه انگیز باشد؟ به خصوص اینکه بر الگوی حکومت اسلامی و مکتبی سال 84 تأکید شده است که دست ادر کارانش باند مافیائی و فاشیستی سپاه پاسداران کو دتا گران خاموش و خزنده بودند که پاسدار چاقوکش و بیمار روانی و عقده ای احمدی نژاد رارئیس جمهوری کردند که شریط و وضعیت کنونی حاکم بر ایران وگرانی و تورم و فقر و بیکار روز افزون تحمیل شده بخشی از دستآورد این اقدام کودتاگران خاموش و خزنده است که قرار است الگو وچشم انداز دهه ی چهام حکومت منحوس وپلید آخوندی باشد.

در خاتمه اینکه همانگونه که در ابتدای نقد و بررسی سرمقاله ی امروز روز نامه جهموری اسلامی اشاره شد که چون رژیم نامشروع و ضد مردمی و غارتگر وچنگ افروز و دین فروش آخوندی به آنچنان مذلت و افلاس و در ماندگی و پیسی و بن بست توأم از وحشت از قیام مردم ناراضی قرار گرفته است که هیچ راهی به جز فرار به جلو وآی دزد کردن ندارد که ناشی از ضعف و ناتوانی به عدم پاسخگوئی مطالبات مردم و مشکلات عدیده ایست که وجود دارد. ضمن اینکه رژیم تروریستی آخوندی در چنبره ای از بحران ای ریز و درشت داخلی و منطقه ای و خارجی محاصره و محاط شده است که مسئولان و مبلغانش پیوسته مجبورند بر روی به سیاست پاک کردن صورت مسئله و آدرس غلط دادن متمرکز شوند و پیگیرانه برای منحرف کردن اذهان عمومی تلاش کنند و به سیاست صدور تروریسم و بنیاد گرائی و دخالت در امور داخلی سایر کشور های همجوار و منطقه ای خود ادامه دهند که در بستر دفاع کردن از پروژه ی هسته ای و کوشش کردن برای دسترسی به سلاح هسته ای می باشد. همینطور می بایست روش گزینه برداری کردن مطالب برخی از قلم های خریداری شده ی آلوده را نیز رله و نشخوار کنند وچاشنی قدرت نمائی و عظمت پوشالی رژیم تروریستی آخوندی کنند . زیرا که جزو لابی های دو جانبه در برخی از مطبوعات خارجی می باشد. در صورتیکه همین شیوه گزینه برداری حساب شده خودش اثبات نه قدرت که سیاست دخالت گری با صحه گذاری بر ترویج اقدامات تروریستی و آشوب گرائی و باج گیری کردن رژیم یاغی بین المللی و پدر خوانده ی تروریست جهانی می باشد . برای اینکه قدرت واقعی حمایت مردم ودر خدمت رسانی کردن به اینان می باشد ونه وارونه ی آن که آشکارا ادعا و اعتراف می شود.
هوشنگ - بهداد
یکشنبه 13 بهمن ماه سال 1387
نقد و بررسی " سران عرب ياد بگيرند" روزنامه ی جمهوری اسلامی یکشنبه 13 بهمن ماه سال 1387
پس از ترک نخست وزیر ترکیه از اجلاس لاووس سوئیس، اکنون دولت مردان ترکیه تهدید شده اند که هیچ راهی ندارند جز اینکه راه خمینی شیاد علیه ی اسرائیل را بروند"

در آستانه ی برپائی جشن دهه ی زجر اکنون اوج در ماندگی وبن بست و به آخر رسیدگی رژیم ضد بشری و نامشروع و تروریستی آخوندی آنگونه شده است که در ابتدای شروع این دهه ی زجر از وحشت عدم بیلان عملکرد 30 ساله به مردم دادن که در حال چالش و در گیری و مبارزه کردن روزانه با روند رشد تورم و گرانی لجام گسیخته و افزایش قیمت کالا ها و فقر و بیکاری در جامعه می باشند. از سوی دیگر دولت جراحی و خراطی شده ی نهم با مجلس دکوری و کمدی و انتصابی پیرامون لایحه بودجه ی سال آینده هم سخت وجود دارد . زیرا که هم اعداد ارقام ارائه شده و هم کاهش هزینه های جاری این لایحه دروغین است ومورد انتقاد واقع شده است . زیزا که گفته می شود این لایحه کارشناسی ناشده و واقعی نمی باشد. ولی ملای سرمقاله نویس بدون توجه به این واقعیت که مردم ایران در 30 سال پیش چه می گفتد وچه را طلب می کردند اما پس از آن چه نصیب شان شده است؟ مثل همیشه از موضع فرار به جلو و دور زدن نپرداختن به پاسخگوئی مطالبات فراموش شده ی مردم با بستن شمیر چوبین بر دور خود بر سر منبر رفته است و با روضه خوانی کردن معلم مستبد فاشیست شده و توصیه به سران عرب کرده است که از دام افتاده شدن نخست وزیر ترکیه طیب اردغان درس ویاد بگیرند و همآواز با پیرووان خمینی شیاد و جنگ افروزان حاکم بر ایران وهمصدا با بسیجیان کفن پوش شده در جلد دانشجو رفته شوند ومرگ علیه ی اسرائیل و آمریکا انگلیس و آمریکا سر دهند و از اسرائیل فاصله بگیرند و از حماس برای ادامه ی جنگ افروزی های بیشتر و ناامن وبی ثبات کردن منطقه ی خاور میانه دفاع کنند تا در اثر اخلال روابط یپلمالیک و سیاسی با اسرائیل یا قطع کردن این رابطه ،فاتحه ی هرگونه مذاکره ی صلح با اسرائیل خوانده شود و اینان در این فاتحه خوانی برای فراهم شدن شرایط خرما و حلوا خوری آخوندهای حاکم برایران سهیم شوند .

بلی ملای سرمقاله نویس پس از افت مانور دادن فاجعه ی جنگ نوار غزه اکنون از گرده ی خر افتاده و شروع به شکستن با دم خود کرده است . زیرا که از روی فرصت طلبی با آنتنی شدن خبر نخست وزیر ترکیه که در اجلاس اقتصاد جهانی لاووس با رئیس جمهور اسرائیل شیمون پرز اتفاق افتاد که دلیل اختلاف در دفاع از کشته شدن زنان و کودکان بی گناه فلسطینی در نوار غزه بود . البته بدون آنکه نخست وزیر ترکیه به چگونگی شروع این جنگ اشاره ای داشته باشد و به ریشه و عامل اصلی ترغیب و تشویق کردن حماس به پرتاب موشک و آغاز این جنگ 22 روزه ی نوار غزه اشاره ای داشته باشد. ولی با برخوردی که طیب اردغان کرد موجب تقویب مرتجعان جنگ افروز در ایران و زائده و حامیانش در منطقه شده است . پس بی جهت نیست همانگونه که تذکر داده شد، ملای سر مقاله نویس با فراموش کردن شرایط کنونی ایران ووضعیت بد معیشتی مردم ایران ، دست به موج سواری و بهره برداری از سخنان نخست وزیر ترکیه در اجلاس لاووس سوئیس زده است و این شیوه ی بر خورد را این چنین به 3 جز تقسیم کرده است :

"كاري كه رجب طيب اردوغان در داووس انجام داد داراي سه جز بود كه عبارت بودند از 1 ـ دادن پاسخ صريح به شيمون پرز رئيس رژيم صهيونيستي در مورد جنايت اين رژيم در غزه و بيان اين جمله كه � شما راه كشتن كودكان را خوب مي دانيد2 ـ محكوم كردن آن دسته از حاضران در اجلاس داووس كه براي پرز كه در سخنان خود تلاش كرده بود بر كشتار مردم غيرنظامي غزه سرپوش بگذارد و جنايات رژيم صهيونيستي در غزه را توجيه نمايد كف زدند و او را تشويق كردند و بيان اين جمله صريح كه � كساني را كه در تاييد اين ظلم كف مي زنند محكوم مي كنم زيرا كف زدن براي كشتار كودكان جرمي است كه صهيونيست ها عليه انسانيت مرتكب شده اند � . 3 ـ ترك كردن اجلاس داووس و اعلام اين نكته كه داووس براي من تمام شده است زيرا در اين اجلاس به رئيس رژيم جنايتكار صهيونيستي 25 دقيقه وقت داده مي شود تا دروغهايش را بگويد ولي به من اجازه صحبت كردن در دفاع از كودكان و زناني كه توسط صهيونيست ها به قتل رسيده اند داده نمي شود. "
امافکر نکنید که ملای سرمقاله نویس اکتفا به همین بخش روضه خوانی کرده است و در دنباله با گریز به صحرای کربلا زدن و روش فلسفه بافی حوزوی تبصره های دیگر ضمیمه ی این 3 جز نکرده باشد که چنین نباشد:

ريشه هاي اين موضعگيري صريح را بايد در سه نكته جستجو كرد. اول آنكه رجب طيب اردوغان و گروه او كه اكنون حاكميت تركيه را در اختيار دارند اخواني هستند و از اين جهت با رهبران حماس ريشه فكري مشترك دارند. همين امر موجب شد در جريان جنگ غزه دولتمردان تركيه تلاش زيادي براي پايان دادن به اين جنگ نموده و از هيچ اقدامي براي حمايت از حماس كوتاهي نكردند. دوم آنكه مردم تركيه تحت تاثير انقلاب اسلامي و مباني فكري امام خميني از روحيه ضد صهيونيستي بسيار بالائي برخوردارند و نخست وزير اين كشور و ساير مسئولان ناگزيرند خود را با آنها تطبيق دهند. همين روحيه ضد صهيونيستي بود كه موجب شد مردم تركيه در جريان جنگ غزه بيش از مردم ساير كشورها در صحنه حاضر باشند و علاوه بر تظاهرات هر روزه كنسولگري رژيم صهيونيستي در اسلامبول را به مدت دو هفته محاصره كنند و خواستار قطع رابطه دولت تركيه با اين رژيم غاصب و نامشروع شوند. و سوم آنكه جنايات رژيم صهيونيستي در غزه آنچنان وسيع و داراي ابعاد وحشيانه است كه جاي كوچكترين مسامحه اي براي هيچكس باقي نگذاشته است . در همان اجلاس داووس افرادي همانند بانكي مون دبيركل سازمان ملل و عمروموسي دبيركل اتحاديه عرب حضور داشتند كه درباره ويراني ها و كشتارهاي هولناك غزه كه توسط صهيونيست ها صورت گرفته بارها داد سخن داده اند و هر روز شخصيت هاي سرشناس جهان اعلام مي كنند سران رژيم صهيونيستي به خاطر جناياتي كه در غزه مرتكب شده اند بايد به عنوان جنايتكاران جنگي محاكمه و مجازات شوند. با توجه به اين واقعيت ها سخنان شيمون پرز رئيس رژيم صهيونيستي در توجيه جناياتي كه سران اين رژيم در غزه مرتكب شده اند كاملا وقيحانه و غيرقابل تحمل بود و رجب طيب اردوغان نخست وزير كشوري كه مردم آن قوي ترين حضور را در اعتراضات ضد صهيونيستي داشتند ناگزير بود در برابر اظهارات وقيحانه شيمون پرز موضعگيري كند"

ملای سر مقاله نویس در دنباله روی اختلاف نظر مردم ترکیه با حاکما ن ترکیه مانور داده و گفته است که مردم ترکیه در ضدیت با اسرائیل از دولتمردان ترکیه جلوتر می باشند و تابلوی داشتن روابط اقتصادی و سیاسی با اسرائیل مشکل برای دولتمردان ترکیه ترسیم کرده است . سپس دوباره برروی سخنان طیب اردغان در اجلاس لاووس مانور داده است که چگونه غافلگیر کننده بوده است. برای همین پس از بازگشت نخست وزیر ترکیه به کشورش موجب استقبال واقع شد. بدتر اینکه ملای سرمقاله نویس فتوا صادر شده است که دولت مردان ترکیه راهی بروند که خمینی شیاد ترسیم کرده بود . از طرف دیگرخطاب به سران کشورهای عربی این تابلوی شعاری را نیز ضمیمه کرده است:

"مردم اسلامبول در مراسم استقبال از رجب طيب اردوغان تابلوهائي دردست داشتند كه روي آنها نوشته بود � دونياداشباكان گورسون � يعني دنيا از نخست وزير ما ياد بگيرد. "

در خاتمه اینکه مشخص نیست که چرا ملای سرمقاله نویس فراموش کرده است که مردم ایران نه اینکه نظرات شان اصلاً مهم نیست و محلی از اعراب ندارد ، بلکه با همه تنفر وخشم و کینه ای که اینان نسبت به حاکمان دین فروش و غارتگر و جنگ افروز عوامفریب دارند. ولی پیوسته مسئولان رژیم تروریستی آخوندی نماینده و سخنگوی ملت و مردم ایران شده اند و سیاست اخطار وتهدید دیگران و پیگیری خواست واهداف خودشان را به نام مردم ویا ملت ایران بیان ودنبال کرده اند . ولی اکنون در مورد دلتمردان ترکیه این ادعا ارونه ی بیان شده است . در صورتیکه پس از پیروزی اسلام گرایان در ترکیه با تبریک به رهبران ترکیه گفتن کلی دست افشانی و پایکوبی و تبلیغات به خاطر این پیروزی شد . از طرف دیگر مگر خمینی شیاد و پیروان و جانشین وی در 30 سال گذشته برای مردم ایران چه کرده اند که در دهه ی زجر حتی هیچ مقام و مسئولی جرأت نمی کند به مردم ایران بیلان دهد که اکنون ادعای کمدی شده است که مردم ترکیه خواهان این هستند که دولت مردان ترکیه باید همان راه خینی شیاد را بروند؟ در حقیقت این ادعا ادامه ی همان سیاست مخالفت ناخشنودی از مقامات ترکیه است که چرابه عنوان میانجی مذاکرات صلح میان سوریه با اسرائیل اجرای نقش کرده است و هدف نهائی برهم زدن این نقش و قطع رابطه ی دیپلماسی دولت ترکیه با اسرائیل است که مکمل همان دشمنی و مخالفت با مذاکرات صلح خاورمیانه است که رهبر لوطی جماران خامنه ای در خطبه ی عید فطر سال گذشته درتهران ایراد کرد.
هوشنگ - بهداد
یکشنبه 13 بهمن ماه سال 1387