نقد و بررسی "نصرالله هاي مصر" روزنامه ی جمهوری اسلامی یکشنبه 23 فروردین ماه سال 1388
"بادفاع ازحزب الله لبنان ، اعتراف مجدد به سیاست مداخله گری در امورداخلی مصر شده و با فحاشی و هتاکی و توهین کردن رئیس جمهور حسنی مبارک تهدید و تحقیر شده است"

کسانی که توفیق اجباری حضور در مساجد یا تکا یا ومکان های مجالس ختم و عزا و سوگواری و حتی جشن عقد و عروسی را داشته باشند و حتماً مشاهده کرده اند که چطوری آخوندها بر سر منبر می روند و مشغول اشک گیری می شوند . یا اینکه چگونه در پای سفره های عقد حضور دارند و در حال خندانیدن دیگران هستنند ؟

بنابراین اینان خوب بیاد دارند که چگونه آخوندهای منبری باگریز به صحرای کربلا زدن و صغرا و کبرا چیدن و با هنرنمائی کردن خودشان؛ به گر یه وا داشتن و همزمان خندایدن دیگران را به معرض نمایش می گذارند. بلی آخوند جماعت منبری و روضه خوان ها آنگونه هنرمدانه اجرای نقش کمیک و تراژیک می کنند که هیچ هنرپیشه و ستاره معروف سینمای هالیوودی هم قادر نیست تا اینگونه استعداد هنری و خلق کردن آثار هنری فی البداهه داشته باشد که در جا در روی صحنه همچون آخوند های منبری ایفای نقش کند. زیرا که اینان 1400 سال است که از طریق دین فروشی دست به اجرای سناریوی تکراری اینگونه هنرنمائی های به گریه و خنده واداشتن دیگران زده اند که موفق شده و توانست اند به صنعت روضه خوانی و مداحی گری و گریز به صحرای کربلا زدن برسند و آنچنان به رشد بقای خود ادامه داده اند تا که با کمک دولت فخیمه اکنون 30سال است که در ایران بقدرت رسیده و حاکم شده اند.

البته فراموش نشود که برای آخوند جماعت به خصوص آنانی که حاکم شده ا ند یا اینکه با لوطی جماران و با حاکمان در رابطه می باشند . پیوسته دیگران برای شان همچون نقش مرغ و عروسی را داشته اند . زیرا که در مراسم سوگواری و عزا و مراسم ختم تا جشن عقد و عروسی حضور داشته اند .

بنابرین اکنون که با حقه بازی و شیاد و عوامفریبی و دین فروشی و جنگ افروزی و غارتگری که اینان در 30 سال گذشته داشته اند و چون تق دروغ گفتن ها و وعدهای سر خرمنی و حتی و ارونه و متضاد شان در آمده است که دیگر نمی توانند همچون گذشته دست به نیرنگ و فریبکاری بزنند. از سوی دیگر چون شرایط کنونی بحرانی و خطیرمی باشد . زیرا که هم تورم و گرانی و هم فقر و بیکار ی در کنارا شکاف عمیق طبقاتی در جامعه بیداد می کند . همچنین هرروز بر میزان جو نارضایتی عمومی افزوده می شود . به خصوص اینکه رژیم تروریستی آخوندی در انزوای کامل منطقه به سر می برد . پس برای فرار از پاسخگوئی به مطالبات مردم ایران و همینطور برای عبور از بحران می بایست دو دستی به سیاست صدور بحران وترور و بنیاد گرائی و سیاست مداخله گری در امورد داخلی سایر کشورهای همجوار و منطقه چسبیده شود.

این سیاست در عراق از طریق سپاه بدر و مجلس اعلای انقلاب سلامی و سفیر پاسدار تروریست محمد حسن کاظمی قمی دنبال می شود البته با نظارت کامل سپاه پاسداران و لوطی جماران می باشد.

در فلسطین ازسوی جهاد اسلامی و حماس و پرتاب موشک و راه اندازی جنگ 22 روزه با اسرائیل دنبال شد که برای دامن زدن به این بحران جنگ افروزی و بسط وتوسعه در سراسر منطقه بسیجیان کفن پوش شدگان این زائده هایسپاه پاسداران روانه ی میدان شد تا با تحصن واعتصاب کردن و فریاد مرگ علیه رهبران کشور های عربی سر دادن و مواد آتش زا و انفجاری به درون دفتر هواپیمائی عربستان و سفارت اردن در تهران پر تاب کردن و بالاخره جایزه ی بیش از یک میلیون دلاری برای ترور ویا کشتن حسنی مبارک رئیس جمهور مصر نیز تعیین کردند . حتی تلاش اخیر ناامن سازی در مصر ادامه ی همین تهدید جایزه ی نقدی میلیون دلاری تعیین کردن برای ترور رئیس جمهور مصر است که از سوی سپاه پاسداران و بسیجیان تعیین شد .

همچنین سیاست مداخله گری در امور داخلی لبنان از طریق سپاه پاسداران و شیخ حسن نصر الله و حزب الله لبنان دنبال شده است . البته که در این مورد برای اهداف مشترک همچون بر پائی جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان با اسرائیل از هم پیمان رژیم تروریستی آخوندی در منطقه یعنی سوریه استفاده می شود که با باج دادن های کلان موافقت و حمایت و پشتیبانی سوریه جلب می شود . برای هین اهرم جنگ 33 روزه برگ برنده ی تبلیغاتی رژیم تروریستی آخوندی در منطقه است. اکنون نیز حربه ی تبلیغاتی جنگ 22 روزه ی غزه هم اضافه و مترادفش شده است.

اما اکنون که رژیم تروریستی آخوندی از یک سو با بحران سخت هسته ای مواجه است . به خصوص اینکه تلاش مذبوحانه می کند تا با سیاست توبره و آخور خوی دو ذوقه خوری کند . یعنی هم در پشت پرده سیاست زد و بند ودیدار و مذاکره گفتگو با مقامات آمریکائیان را ر اروپا دنبال کند . هم اینکه بطور علنی ر اصفهان جشن خبر خوش غنی سازی اوراونیوم و گسترش سانتریفیوژها را بر پا کند. البته از طرف دیگر در شریطی که در انزوای کامل منطقه ای قرار دارد با شکست سخت نتایج انتخابات شورا های استانی عراق رو برو است که برایش تبدیل به کابوس وحشتناک نگرانی از تکرار شکست مشابه در انتخابات پارلمان عراق شده است که در پیش روی می باشد .

اکنون با توجه به اینکه حاکمان رژیم نامشروع و تروریستی آخوندی با رشد نارضایتی داخلی و اوضاع بد اقتصادی مواجه است که افزایش بی رویه ی واردات و کاهش های نفت و افزایش کاهش بودجه مکملش شده و گلوی شان را فشار می دهد . به خصوص در کنارش اسیر و گرفتار رشد رقابت و تضاد های جناحی و باندی شده اند. آنگونه که هرچه زمان به سوی تاریخ بر گزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات انتصابات تقلبات ریاست جمهوری دوره ی دهم پیش می رود . چشم انداز نگرانی بیشتر می شود . لذا برای همین است که برای انتقال بحران به برون مرز، شاهد می باشیم که اقدامات تروریستی و ناامن سازی در عراق دوباره اوج گرفته است. البته نقش کلیدی سفیر تروریست کاظمی قمی و سپاه بدر برجسته و انکار نا پذیر است . به ویژه با همکاری نزدیک اعضای القاعده این عملیات تروریستی و انفجاری انجام می گیرد. همینطور بطور همزمان متوه شدیم که در مصر از طریق حزب الله لبنان و ارسال قاچاقی سلاح دست به توطئه و اغتشاش و ناامن سازی زده شده است . بعلاوه پس بی جهت نیست که اسماعیل هنینه اعتراف به دریافت 250 میلیون دلار از بیت لوطی جماران کرده است و حماس به اسرائیل هشدار داده است .

ازطرف دیگر شیخ فضلل الله در لبنان برروی صحنه آمده و موضع گیری علیه آمریکا و خروج نظامیان آمریکائی از عراق کرده است . ازجهت دیگر بفرمان لوطی جماران و سپاه پاسداران شیخ حسن نصر الله وارد میدان شده است تاکه مصر را تهدید به اغتشاش ونا آرامی و آشوب کند و افتخار به داشتن رابطه با آشوب گران و تروریست های اعزامی به خاک مصر نماید وبه حمایت شدن از سوی رژیم تروریستی آخوندی و پدر خوانده ی تروریست جهانی نیز اعتراف کرده است تا که سوژه و بهانه قلمی و مانور تبلیغاتی - تهدیداتی لازم به ملای سر مقاله نویس ورق پاره ی حکومتی جمهوری اسلامی داده باشد تاکه قبر ستان کهنه ی تابستان گرم شروع جنگ 33 روزه ی حزب الله با اسرائیل را بشکافد و لغز خوانی وکرکری توهین تهدید آمیز جنگ طلبانه علیه رئیس جمهور مصر حسنی مبارک کند که با وارونه کردن این واقعیت که در زمان ادامه ی جنگ 33 روزه ی سپاه پاسداران و حزب الله لبنان با اسرائیل که بسر زمین سوخته لبنان تبدیل شد. پس از اعلام آتش بش شیخ حسن نصر لله که در سفار رژیم تروریستی آخوندی سنگر گرفته و پنهان شده بود خارج شد و یکشبه قهرمان جهان عرب شد و تصویرش در مصر توزیع شد تا چماق تهدید و تحقیر آمیزی علیه ی حسنی مبارک رئیس جمهوری مصرساخته شو که اکنون بطور عریان رئیس جمهور صر مورد تهدید و تحقیر و توهین واقع شده است . که بازهم نقش مستقیم دخالتگری تهدید آمیز رژیم بربر منش یاغی بین المللل آخوندی در امور داخلی کشورای منطقه به خصوص مصر به وضوح نمایان شده است.

در خاتمه اینکه حال پرسش است که برای چه با نماینده ی چنین رژیمی که مزاحم ومخل آسایش و آرامش و رفاه و حتی نفس کشیدن مردم ایران است و تهدید کننده ی ثبات و امنیت منطقه و صلح جهانی می باشد که با هاش بطور پنهانی زد وبند و مذاکره می شودو مشروعیت بهش داده می شود تا اینکه هم گستاخانه تر از این به سیاست صدور ترور و بنیاد گرائی و دخالت گری در امور داخلی سایر کشورهای منطقه ادامه دهد، هم اینکه با انگیزه و شتاب بیشتری به تلاش خود برای دسترسی به سلاح هسته ای ادامه دهد.

هوشنگ � بهداد
یکشنبه 23 فروردین ماه سال 1388
روزنامه ی کیهان شنبه 22 فروردین ماه سال 1388
آنجا چه خبراست ؟! (يادداشت روز)
قبل از نقد وبررسی یادداشت روز ورق پاره ی کیهان باید اذعان کرد که بقول ضرب المثل عامیانه نهاوندی ها که بزبان شیرین ساده لری می گویند دنیاننه او برده ایمانن خو برده .( دنیا ر ا آبرده ولی مارا خواب برده است. ) اکنون در شرایطی که سراسر رژیم تروریستی آخوندی را از رأس تا ذیل آنگونه فساد در بر گرفته و آلوده نموده است که نه اینکه حتی یک نهاد غیر آلوده ی یافت نمی شود تا که در گیر رشوه و تبعیض وو خلاف و قانون شکنی نباشد . بلکه در اثر تبعیض و بی عدالتی و بی قانونی و عدم آزادی و غارتگری و دزدی های کلان مستمر حاکمان و شرکای شان شکاف عمیق طبقاتی هرروز گسترده تر می شود و بر دامنه رشد افسار گسیخته ی تورم و گرانی و افزیش قیمت کالا ها وفقر و بیکاری در جامته افزوده می گردد و بیداد می کند و فریاد رسی هم وجود ندارد .

بدتر اینکه یک پاسدار دزد میلیاردی وزیر کشور با آرای تقلبی تأئید صلاحیت شده است که اکنون مشغول رشوه دادن رقم 200 هزار تومانی به کارکنان وزارت کشور می باشد تا که زمینه ی کسب آرای انتخاباتی و مقدمه ی تدارک ریاست جمهوری انتصابی دوره ی دهم را فراهم کند . از طرف ددیگر فرماندار حزب اللهی پاکدشت حامی دولت را کنارز ده و به جایش رایک فرماندار سپاه پاسدار نشانده است تا در بستر زمینه ی آرای تقلباتی به نفع پاسدار گماشته و چاقو کش احمدی نژاد فعال شود .

همینطور دولت سیب زمینی هائی که سال گذشته از کشاورزان خریدری کرده که به جای توزیع و عرضه کردن به موقع برروی دستش مانده است . حال آن را با کامیون و وانت راهی مکان های مخصوص می کند تا تخلیه و بطور مجانی میان محرومان و کارمندان دولت تقسیم شود تا که از طریق جلب توجه و کسب آرای انتخاباتی شود . حال بماند که داد و هوار و اعتراض مترسکان و عروسکان دکوری و کمدی و انتصابی باز ار مکاره ی هشتم از دولت هرگز به جائی نرسید که مبلغ 200 میلیار دلار فروش نفت در این دو سه ساله کجا رفته است؟ حتی اینان عرضه نداشتند تا که از دولت پاسخ دریافتت کنند که یک میلیارد دلار مفقود شده ی فروش پنهانی نفت را چکار کرده است؟

اما اکنون سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری با پاک کردن صورت مسئله و آدرس غلط دادن سراسیمه وارد صحنه شده و اذعان کرده که گویا خواب نما شده است که سناریوئی به نام شهرام جزایری وجود داشته است که بازی با آن کردن موجب شکست نمایندگان تشریفاتی مجلس ششم مدعی اصلاح طلبی و قبضه ی مجلس هفتم شد که تبدیل به سکوی پرش اشغال پست ریاست جمهوری دره ی نهم شد که باز این پرونده ی معجزه گر گشوده ونبش قبر شده است که ای هوار به فریاد برسید که گویا قرار است که وی از سوی مفسدان نفوذی در دستگاه آلودهی قضائی و حامیان و شرکای پرونده ی شهرام جزایری از زندان آزاد شود. پس این خبر را تبدیل به حربه و چماق تبلیغاتی علیه ی رقیب دوم خردادی کرده است .

زیرا که تأکید شده بود که هرچه زمان به بر گزاری نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی � انتصاباتی � تقلباتی ریاست جمهوری دوره ی دهم نزدیک تر می شود . خط کشی و مرز بندی ها با تهدید های جناحی و باندی نیز حادتر و جدیتر می شود . زیرا که تذکر داد ه شده بود که کوتا گران خاموش و خزنده پشت پرده که پاسدار گماشته احمدی نژاد را رئیس جمهور کردند و وارد صحنه ی قدرت اجرائی شده اند وچنگ بر منابع و ذخایر اقتصادی و نفتی و گازی کشور انداخته و تأسیسات هسته ای و اهداف دسترسی به سلاح هسته ای را در اختیار خود گرفته اند . مهمتر اینکه لوطی جماران را تبددیل به بلند گوی رسمی خود کرده اند که هرچه به وی دیکته و تزریق می کنند را بیان و نشخوار کند برای یک دوره ی موقت 4 ساله قدرت را قبضه نکردند تا سپس صحنه ی قدرت را ترک کنند. بنابراین اگر چنانچه این روز ها سپاه سپاسداران بطور عریان وارد صحنه ی علنی شده و جای وزارت اطلاعات را نیز گرفته است که چپ و راست اطلاعیه ی کشف براندازان نرم اینترنتی و وبلاگ اینترنتی و هلندی خبر می دهد. همچنین فعال شدن علنی سر بازجو حسین شریعتمداری در یادداشت روز و نکته ها و طنز گفت و شنود خود علیه ی رقیب دوم خردادی و خاتمی و موسوی و حامیان شان که همسوئی آشکار با سپاه پاسداران دارد در دفاع از پاسدار گماشته و چاقو کش احمدی نژاد ودو باره رئیس جمهور شدنش می باشد.

پس بی جهت نیست که باز این سربازجو دست به قبرستان کهنه شکافی پرونده ی شهرام جزایری زده است و دست به تکرار نمایش پرونده و سناریو سازی های مشابه ی گذشته ی علیه ی رقیب دوم خردادی ها و دستگاه آلوده به فساد قضائیه زده و چنین با صدور کیفر خواست تهدید به محاکمه کردن شان کرده است .

در این یادداشت اگرچه به ماجرای حیرت انگیز و تأسف آوری اشاره می شود که اخیراً در جریان یک پرونده فساد اقتصادی اتفاق افتاده ولی موضوع اصلی یادداشت بسیار فراتر از ماجرای مورد اشاره است. بخوانید؛1- چند روز پیش، خبری به کیهان رسید که از آزادی قریب الوقوع شهرام جزایری حکایت می کرد. این خبر با توجه به فساد اقتصادی اثبات شده، و محکومیت تأیید شده شهرام جزایری، باورکردنی نبود. اما بررسی های بعدی تردیدی باقی نگذاشت که ماجرا صحت دارد و تعدادی از دست اندرکاران صاحب مقام در قوه قضائیه، نه فقط زمینه های آزادی او را فراهم آورده اند، بلکه با خیال راحت! تمامی قوانین را زیرپا نهاده و حکم آزادی این مفسد اقتصادی را صادر و حتی ابلاغ نیز کرده اند! برپایه این خبر موثق که بررسی ها و پی گیری های - نه چندان آشکار- نیز صحت آن را کاملاً تأیید می کرد، کار از کار گذشته بود و کیهان برای درج این خبر تأسف آور و اطلاع رسانی درباره این زد و بند پنهان، آماده شده بود که خبر دیگری از راه رسید. خبر آن که در آخرین ساعات باقیمانده تا آزادی شهرام جزایری، حجت الاسلام والمسلمین رئیسی، معاون اول قوه قضائیه از ماجرای این قانون شکنی و زد و بند پشت صحنه برخی از مسئولان- متأسفانه بلندپایه- قوه قضائیه با خبر می شود و بلافاصله خود را به مسئول اجرای حکم رسانده و خواستار توقف آن می شود. ولی مسئول مربوطه اعلام می کند که حکم آزادی شهرام جزایری تمامی مراحل را طی کرده و حتی به امضای یک مقام عالی رتبه در قوه قضائیه هم رسیده است! و تأکید می کند که حق ندارد مانع آزادی جزایری شود! اما، معاون اول قوه قضائیه با اصرار و با مسئولیت خود خواستار توقف اجرای حکم آزادی شهرام جزایری می شود و سرانجام با مسئولیت شناسی حجت الاسلام والمسلمین رئیسی از این رخداد رسوا جلوگیری می شود. - همانگونه که اشاره شد، ماجرای این زد و بند موضوع اصلی یادداشت امروز نیست، این زد و بند پنهان اگرچه با مسئولیت شناسی و اقدام به موقع معاون اول قوه قضائیه ناکام ماند، اما داستان تمام نشده است، چرا که عاملان این زد و بند-بخوانید انگل های خطرناک- هنوز در قوه قضائیه بر سر کار هستند و چنانچه با قاطعیت و بدون ملاحظه به دست قانون سپرده نشده و بازداشت و مجازات نشوند، به یقین در فرصت های دیگر، دست به زد و بندها و قانون شکنی های مشابه دیگری خواهند زد، اگرچه بعید نیست تاکنون در دهها زد و بند پنهان دیگر نیز دست داشته اند که کشف نشده باقی مانده است. چگونگی زد و بند یاد شده تردیدی باقی نمی گذارد که در انجام این قانون شکنی ها و خیانت ها و جنایت ها نه فقط یک یا دو نفر، بلکه یک باند مافیایی سازمان یافته دست دارد. چرا که پرونده ای نظیر پرونده فساد اقتصادی شهرام جزایری، در دستگاه قضایی، گردش کار گسترده ای دارد و مافیای مورد اشاره برای تدارک آزادی وی-آنهم با ظاهر قانونی و تهیه حکم رسمی آزادی او!- ناچار به زد و بند، رشوه دهی و ساخت و پاخت با عوامل متعددی است، آیا غیر از این است؟! اگر چنین است- که به یقین چنین است- این عده چه کسانی هستند؟! و در دستگاه قضایی که باید حامی مظلومان باشد چه می کنند؟!ساده اندیشی نکنید! افرادی نظیر شهرام جزایری برای غارت بیت المال و سوءاستفاده های اقتصادی و سیاسی خود، افراد فراوانی را با پرداخت رشوه های کلان خریده بودند، از کجا معلوم که تهیه کنندگان حکم آزادی او نیز از جمله همین خریده شدگان نباشند؟! البته دراین باره فقط یک تردید جدی! وجود دارد و آن این که، تهیه کنندگان حکم آزادی شهرام جزایری، اخیراً خریداری شده اند یا از قبل خریده شده بودند! 7- کاش برخی از مسئولان محترم دستگاه قضایی به جای آن که گذران اوقات فراغت خود- که متاسفانه خیلی زیاد نیز هست!- به نقاط خوش آب وهوای کشور رفته و در خانه های اشرافی کلان سرمایه داران جا خوش کنند، بخشی از وقت خود- بخوانید وقت متعلق به ملت- را نیز صرف رسیدگی به امور قضایی بر زمین مانده مردم و بررسی هویت برخی از مدیران این دستگاه می کردند البته به عنوان وظیفه خویش نه منت به مردم. مثلاً؛ چرا تعطیلات نوروزی را در باغ رویایی! و چند ده هکتاری آقای �الف-الف� در منطقه خوش آب وهوای شمال سپری کرده و در ویلاهای آنچنانی و اشرافی این کلان سرمایه دار لم داده اند؟ که خدای نخواسته مجبور باشند بهای این �لم دادن� ها را از کیسه ملت هزینه کنند؟! بالاخره، بازداشت و محاکمه عاملان این باند مافیایی و محاکمه آنان در یک دادگاه علنی، کمترین انتظار منطقی و قانونی مردم از حضرت آیت الله شاهرودی است که به یقین از این خواسته خود دست نخواهند کشید و صدالبته، کیهان به لطف خدای بزرگ و با همکاری دلسوختگان اسلام و انقلاب که همه جا- از جمله در زوایای دستگاه قضایی- حضور دارند، تا دستگیری و محاکمه این باند مافیایی، ماجرا را دنبال خواهد کرد. انشاءالله.

در خاتمه اینکه به نظر می رسد که سربازجو حسین شریعتمداری چون زیادی احساسی شده است آنگونه که از حول حلیم توی دیگ افتاده است و سوخته است که ندانسته از فرط عجله کاری و ذوق زدگی که خواسته با یک تیر دونشان بزند چگونه گلاب زده وندبار آورده است .زیرا که به حساب خودش هم علیه ی دستگاه قضائیه ی آلوده به فساد و رشوه موضع گیری کرده است. هم دوم خردادی ها را دراز کرده است که مخاطبان اصلی اش رفسنجانی و خاتمی و کروبی می باشند که در گیر پرونده ی شهرام جزایری به عنوان حامی و رشوه گیر وی بودند . بهمین دلیل متوجه نشده است چگونه دست به خود زنی زده و بر سر شاخ نشسته و بن بریده است . چونکه اولا ً: دستگاه فاسد و آلوده به رشوه و تبعیض و قانون شکن و دشمن مظلومان قضائیه ی سابقه ی 30 ساله دارد و مسئول اصلی شکاف عمیق طبقاتی کنونی در جامعهمی باشد. دوماً: رئیس دزد عراقی آن آخوند شاهرودی رئیس انتصابی لوطی جماران است که همکاره ی رژیم روریستی آخوندی می باشد . سوماً : مگر فراوش شده است که پس از افشا گری اسامی 44 دانه درشت و مفسدان اقتصادی و دزدان بیت المال که از سوی عباس پالیز دار در اردیبهشت سال گذشته در دانشگاه همدان اعلام و افشا شدند . چگونه سعید مرتضوی دادستان قاتل و بازجو وشکنجه گر خانم زهرا کاظمی سراسیمه و دستپاچه واردصحنه شد و حکم بازداشت و بازجوئی عباس پایزدار را صدر کرد ؟ در صورتیکه همین سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری برای دستگاه آلوده به فسادو رشوه و مدافع کلان دزدان و غارتگران حرفه ای عجیب هورا کشید و اجسنت بهش گفت. بالاخره اینکه خود واین سربازجحسین شریعتمداری که از مواضع فرار به جلو آی دزد آی دزد کرده است . خودش یک قلم 200 هکتار زمین مرغوب ورامین را بالا کشیده است که به نام مؤسسه ی کیهان اطلاعاتی � امنیتی � پادگانی در دوران مدعیان اصلاح طلبان از دولت گرفت و آن برای خودش مصادره کرد. ولی چون از حمایت سپاه پاسداران و پشتیبانی لوطی جماران و دیوار حاشیه ای آهنین امنیتی بر خور دار ست . کسی جرأت نمی کند به کریه منظر سرباز جو بگوید بالای چشمان خون آلود این دژخیم ابرو است. آنهمازآن ابروهائی که بقول معروف همیشه به جای آرایش کردنش چشم کور می کند .


هوشنگ - بهداد

شنبه 22 فروردین ماه سال 1388
نقدوبررسی " اصول را چه كسي تعيين مي كند" رونامه ی جمهوری اسلامی شنبه 22 فروردین ماه سال 1388
"اصول گرائی به آن معنی نیست که آنگونه پیشگوئی کند که نتیجه برنده وبازنده ی نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی � انتصاباتی رژیم تروریسنتی آخوندی ضررو زیان به بیند"

اصول جمع اصل است که به معنی یایه و اساس و مبنا و یا زیر بنا می باشد . پسوند "گرا" از گرایش می آید که در مجموع اصول گرا به کسی گفته می شود که تابع یک مبانی ریشه ای به عنوان راهکار و دستور العمل و خط مش می باشد . اما در رژیم ترورستی آخوندی وارونه که همه مفاهیم و کلمات یا نازا و ذبح ویا معکوس شده اند و کاربرد ابزاری و مقطعی و چندگانه یافته اند که چاشنی حفظ قبضه ی قدرت و انباشت ثروت و سرکوب و خفقان حاکمان شده است . بطوریکه دین ومذهب و ملت و آزادی و عدالت .... نیز بهمین سرنوشت ابزار و وسیله ی قدرت و ثروت تبدیل شده است . به خصوص اینکه 30سال است که عجیب بازار دینفروشی و عوامفریبی نیرنگ و جنگ افروزی و غارتگر و خرافات رایج شده و رنوق گرفته است .

از طرف دیگر در بستر جنگ و نزاع و سگ دعواهای جناحی و باند های مافیائی رژیم تروریستی و نامشروع ضد مردمی که برای سرکار گذاشتن مردم و منحرف کردن اذهان عمومی با وجود ایکه اصلا ح و تغییر ناذیر ست . اما چندسالی می باشد که بازی مدعیان درووغین اصلاح طلبی یا اصلاح گرا که معروف به شیفتگان قدرت از سوی رقیب می باشند . همچنین رقیب حاکم خودش را اصول گرا نامیده که چون حریف را قبول ندارد شیادانه عاشق خدمتگزار مردم نامیده است . در صورتیکه ثابت کرده است با وجود اینکه با تأخیر 26 سال بر اریکه ی قدرت خزیده است . نه اینکه عاشق خدمتگزاری به مرم ایران نیست و نه ایتکه هیچ فرقی با رقیب مدی اصلاح طلب شیفته قدرت دارد ، بلکه بمراتب غارتگر و سرکوبگر تر و عاشق و شیفته ی وقدرت و ثروت و انحصاری کردنش می باشد و عجیب هم اشتهای سیری ناپذیری به ورونه و دروغگوئی و عوامفریبی و دینفروشی و جنگ افروزی و تهدید و سرکوب و ترور و غارتگری دارد!

که اکنون آری آنگونه تق مدعیان شیاد و شارلاتاان مدعی اصول گرائی همچون رقیب مدعی اصلاح طلبی در آمده و نخ نما شده است که ملای سرمقاله نویس پیرامون ادعای آخوند روح الله حسینیان همکار ومدافع سعید امامی و حامی پاسدار گماشته احمدی نژاد نقادی کرده است که محور نمایش خیمه شب بازی انتخابات انتصبات � تقلباتی ریاست جمهوری دوره ی دهم است که چنین به اظهار نظر شفاف وی و ماهیت دروغین اصول گرائی و عملکرد و عواقب آن نقل قول و نظر توأم با هشدار کرده است:

"يكي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي كه وابسته به بخش دولتي جناح اصولگرا است در پاسخ به سئوال خبرنگاران دو نكته درباره انتخابات گفته است كه دور از شان نمايندگي مجلس و خلاف معيارهاي اصولگرائي است.ايشان ضمن اينكه گفته است آقاي مهندس ميرحسين موسوي را اصولگرا نميدانم تكليف انتخابات رياست جمهوري را نيز مشخص كرده و گفته است آقاي احمدي نژاد در مرحله اول انتخابات با راي قاطع برنده انتخابات خواهد شد. افراد ديگري نيز اين روزها مطالبي مشابه گفته و نوشته اند كه وجه مشترك آنها جبهه گيري عليه كسي است كه به عرصه رقابت انتخاباتي آمده و با صراحت اعلام كرده است براي صيانت از آينده نظام جمهوري اسلامي خود را نامزد رياست جمهوري كرده است . نوع برخوردهاي گفتاري و نوشتاري بگونه ايست كه در مجموع به نظر مي رسد اين جبهه گيري ها به معناي مطرح كردن اين سئوال است كه اصولا چرا كسي به خود اجازه مي دهد در برابر فرد مورد نظر صاحبان اين گفتارها و نوشتارها وارد رقابت انتخاباتي شود به همين دليل اين افراد به خود اجازه مي دهند در مورد رقباي فرد مورد نظر خود هر طور ميخواهد قضاوت كنند و هر برچسبي كه صلاح بدانند به او بچسبانند!.
زيان سواستفاده از رسانه ملي بسيار بيشتر است. اين قبيل روش ها مطرود باشند و همه برمبناي حق و انصاف آنچه ميخواهند بگويند و بنويسند. اين انتظار به ويژه از كساني كه با عنوان � اصولگرا � در جامعه ظاهر مي شوند بيشتر است و اگر خلاف آن عمل شود خلاف اصولگرائي است . زيرا اصولگرائي چارچوب ها و معيارهاي مشخصي دارد كه هر كسي نمي تواند به ميل خود آنها را ناديده بگيرد يا تغيير دهد و يا اين و آن را از اردوگاه اصولگرائي خارج بداند.اين قبيل برخوردها آفت ها و زيان هائي دارد كه بعضي از آنها را در اينجا برمي شمريم و نكاتي هم از بزرگان مي آوريم بدان اميد كه هشداري باشد براي اجتناب از آن زيان ها. 1 ـ اينكه افرادي نتيجه انتخابات را پيش بيني كنند اقدام عجيبي نيست . اما كساني كه به نوعي وابسته به دولت هستند و آشكارا رئيس دولت را كانديداي مورد نظر خود مي دانند و در برابر رقباي وي موضعگيري مي كنند اگر درباره نتيجه انتخابات سخن بگويند و سخنشان حاكي از اطمينان به پيروزي فرد مورد نظرشان باشد از نظر افكار عمومي مفهوم خاصي دارد كه با سلامت انتخابات سازگار نيست . زيرا ابزارهاي برگزاري انتخابات دردست دولت است و اين گونه سخن گفتن بطور طبيعي اين شائبه را پديد مي آورد كه برگزار كنندگان انتخابات نتيجه آنرا از قبل ميدانند! پرهيز از هر سخن و رفتاري كه چنين شائبه اي را پديد آورد يكي از واجبات اجتماعي و سياسي است . مسئولان صدا و سيما نيز مواظب افراد خودسر كه از اين سرمايه ملي عليه رقباي فرد مورد نظر خود سواستفاده مي كنند باشند"

در خاتمه اینکه ضمن اینکه این مقاله درست نقطه مقابل یادداشت روزامروز ورق پاره کیهان اطلااتی � امنیتی � پادگانی سر بازجو حسین شریعتمداری می باشد . زیرا که در یادداشت روز بطور غیر مستقیم یک ریز از دولت نهم و شخص پاسدار گماشته و چاقو کش و عملکردش دفاع شده است ولی پرونده ولی سناریو سازی علیه ی رقیب وحتی دستگاه قضائیه آلوده به فساد و رشوه و تبعیض شده است و برایشان با قبر ستان کهنه شکافتن با تدید به محاکمه و مجازات پرونده گشوده شده است. اما در این مقاله به بخشی از عملکرد حامیان دولت نهم انتقاد شده است و به گوشه ای ا ز نگاه شیوه ی کار خلاف یکی از مدعیان باادعای مضحک و کمدی اصول گرائی را بازکرده و به نمایش گذاشته شده است که متضاد ادعای ادعای لوطی جماران و شورای نگهبان دست نشانده و آلت دستش است که با وارونه گوئی ادعای سلامت و صحت بر گزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات � انتصابات � تقلبات دوره ی دهم شده اند . زیرا که این ادعا بر زیر سئوال برده و افزوده شده است نتیجه ی اینگونه اقدامات که منتهی به برنده و بازنده ی هر جناح و باندی که شود به زیان رژیم تروریستی و نامشروع آخوندی تمام خواهد شد . زیرا که ذهان عمومی این شیوه را نمی پسندد و قبول نمی کند . جالب تر اینکه اصطلاح گروه خود سر ر ا خاتمی برای آدمکشان حرفه ای وزارت بدنام اطلاعات خاتمی در قتل های زنجیره ای به عنوان نفوذی ها بکار برد. اکنون این اصطلاح برای نفوذی های صدا و سیما یابقول مردم پشم و شیشه بکار برده است که ثابت می شود سبک و شیوه ی تبلیغاتی سمت و سوی این رسانه ی خبر رسانی و تبلیغاتی چگونه اسیر باندهای مافیائی اطلاعاتی � امنیتی � پاسدار خود سر شده که به عنوان خبر نگار یا گوینده ی تلویزیون نفوذ کرده اند. در نهایت بیشتر عریان و مشخص شده است که آخوند روح الله حسیان بر اساس چه مبنائی می باشد که پیشا پیش پیشگوئی پیروزی پاسدار گماشته احمدی نژاد در نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی � انتصااباتی � تقلباتی ریاست جمهوری دوره ی دهم را کرد ه است.
هوشنگ � بهداد
شنبه 22 فروردین ماه سال 1388
پیگیری سیستماتیک جیغ وفغان با توطئه های زنجیره ای علیه مجاهدین ساکن اشرف

رژیم نامشروع و ضد بشری و پدر خوانده تروریست جهانی آخوندی آنگونه به پیسی و افلاس و در ماندگی افتاده است که در بستر رقابت ونزاع جنگ قدرت و ثروت داخلی دست وپا می زند . به خصوص پیرامون نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی � انتصاباتی آنچنان جناح ها و باندهای مافیائی غارتگربه جان هم افتاده و در گیر مبارزه می باشند که به جای پاسخگوئی به مظالبات مردم که خود مسئولین قولش را بهآنان داده بودند تا که ا ز فروش نفت بر توی سفره های خالی محرومان نان ببرند و مبارزه با مفسدان اقتصادی کنند و مجلس دکوری و کمدی و انتصابی و ارتجاعی قول مهار تورم گرانی و تورم را به موکلین خود داده بود .

ولی اکنون دولت با کامیون ووانت مشغول توزیع سیب زمینی مجانی میان اقشار محروم و معلمین و برخی کارمندان دولتی می باشد تا رأی انتخاباتی بخرد. البته از سوی برخی این اقدام محکوم شده و آن را نوعی تحقیر وتوهیندانسته اند . همچنین پاسدار میلیاردی محمد صادق محصولی که تقلبی وزیر کشور شده است. مبلغ 200 هزار تومان میان کارکنان وزارت کشورتقسیم کرده است تا زمینه ی تدارک گسترده ی تقلبات نمایش خیمه شب بازی انتخابات � انتصابات ریاست جمهوری دوره ی دهم فراهم کند.

همینطور نهاد ارتجاعی و دست نشانده ی مجلس هشتم دکوری و کمدی و انتصابی که عوامل سپاه پاسداران در آن نفوذ کرده و کنترلش می کنند به جای بررسی مسائل اصلی کشور و جوابگوئی به اقدام نکردن قول های داده شده به مردم، اما در این بازار مکاره معرکه گیری بر پا شده است تا بفرمان لوطی پشت پرده بوزینگان هنر مند یکی یکی برروی صحنه نمایش وارد شوند و تو سر زنان داد و هوار از دست مجاهدین بلند کنند و جیغ بنفش علیه ی اتحاد اروپا بکشند که چرا نام مجاهدین را از لیست گروه و سازمان های تروریستی اخراج کردند؟ آنگاه در ادامه ی نمایش بدون توجه به ضریب 56 میلیارد دلاز واردات سالیانه که نه موجب رشد لجام گسیخته تورم و گرانی و گسترش فقر و بیکاری در جامعه شده است ، بلکه باعث ورشکست شئدن کار خانجات تولیدی و اخراج کار گران شده است . همینطور سبب رو به ورشکستگی گذاشتن صنعت دامپروری و تولیدات کشاورزی ووابستگی بیشتر کشور به واردات شده است . ولی مترسک های نماینده مجلس کمدی و دکوری و ااتنتصابی و ارتجاعی مجلس هشتم با حربه ی نفت و اعتراف چوب تاراج بر منابع و ذخایر کشور از موضع فرا فکنی و فرار به جلو ووارونه گوئی مبارزه با تروریست اروپا را تهدید به تجدید نظر روابط اقتصادی و اجتماعی کردده ا ند که همانگونه که گفته شد چرا نام سازمان قربانی مجاهدین را از لیست گروه و سازمان های تروریستی اخراج کرد اند؟

البته هسو با این بازی خیمه شب بازی و پس از اعتراف سرمقاله نویس ورق پاره ی حکومتی جمهوری اسلامی مورخ 19 فروردین که علیه ی مجاهدین ساکن اشرف بود که چرا موفق الربیعی مشاور امنیت عراق موفق به اخراج شان نشده است . اکنون یک تروریست نشاندار و بد نام وزارت بد نام اطلاعت رژیم فاشیستی مذهبی به نام محمدجواد هاشمی نژاد که دبیر کل سازمان تروریستی وزارت اطلاعاتی هابیلیان نامیده شده است و مأموریتش دخالت گری تروریستی و مداخله گی در امور داخلی عراق و پرونده و سناریو سازی کردن برای مجاهدین ساکن اشرف در بغداد می باشد برروی صحنه ی نمایش علیه ی مجاهدین وارد شده است . تا ادامه ی سیاست و توطئه ی دیکته شده به موفق الربیعی مشاور امنیت عراق علیه ی مجاهدین ساکن اشرف را عریان و بیان و دنبال و اجرا کند که مسئول بر نامه ریز و پیگیر اصلی در بغاد پاسدار تروریست محمد حسن کاظمی قمی سفیر رژیم تروریستی آخوندی در بغداد و سپاه بدر می باشد.

بهر حال خبر گزار گزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران ادعای کمدی این تروریست که رله و نشخوار کننده ی سران رژیم تروریستی آخوندی پیرامون مجاهدین ساکن اشرف می باشد مدعی شده که مجاهدین دستور کشتار مجاهدین ساکن اشرف را داده اند . این مزدور بدون توجه به ضریب سرکوب و سانسور و خفقان و صدور احکام بازداشت و زندان و شکنجه و کشتن زندانیان سیاسی و مطبوعاتی در زندان و گسترش اعدام ها در سراسر کشور که خبرش هرروز مخابره می شود اشک تمساح برای مجاهدین ساکن اشرف ریخته است که گزارش خبری این اشک تمساح ریزی را سایت خبر گزاری فارس سپاه پاسداران مورخ22 فروردین اینگونه بازتاب داده است :

"دبيركل خانواده شهداي ترور سران منافقين دستور کشتن نيروهاي اردوگاه اشرف را صادر کرده اند .خبرگزاري فارس: دبيركل كانون هابيليان گفت: براساس اطلاعات موثق از بغداد، سران منافقين درصدد كشتن و سر به نيست كردن برخي از نيروهاي ناراضي خود هستند . مانور گسترده و رسانه‌اي منافقین در اين خصوص است كه نيروهاي موجود در اردوگاه اشرف در شرايط بسيار وخيم فقدان دارو و غذا به سر مي‌برند و هر لحظه امكان بروز فاجعه انساني مجدد وجود دارد خبرهاي كاملا موثقي داريم كه سران منافقين به علت شورش و نارضايتي‌هاي گسترده نيروهاي معترض در اين فرقه دستور سر به نيست كردن تدريجي نيروهاي ناراضي اين فرقه را دارند و تصميم دارند بعد از سر به نيست كردن اين افراد در خصوص علت اين مسئله، مريضي شديد برخي نيروها و نبود دارو را بهانه فوت اين افراد اعلام كنند تا هم از شر نيروهاي ناراضي و خواهان جدايي خود خلاص شوند و هم براي مظلوم‌نمايي بيشتر، دولت عراق را مقصر مرگ اين افراد جلوه دهند ."

در ادامه ی دیکته شده ی نسخه تنظیم شده از سوی وزارات بد نام اطلاعات وواحد اطلاعات ارگان فاشسیستی سپاه پاسداران ین مزدور تروریست از موضع نماینده مردم عراق و سخنگوی ی دولت عراق چنین گفته است :

"مدتي است كه منافقين در قبال درخواست آرام و قانوني دولت و نمايندگي مردم اين كشور براي خروج از عراق، جبهه‌گيري‌هاي شديدي كرده‌اند و با تطميع چند تن از نمايندگان سياسي اروپايي از جمله يكي از نايب رئيسان پارلمان اروپا و تعداد معدودي از نمايندگان اروپايي، نزاع گسترده رسانه‌اي را عليه دولت قانوني عراق آغاز كرده‌اند تا همچنان به حضور غيرقانوني خود در عراق ادامه دهند"

در خاتمه اینکه فراموش تشود اینگونه اعتراف و خود زنی کردن ها ناشی از انزوای منطقه ای و شکست عواملش در انتخابات شورای استانی عراق ووحشت و نگرانی از تکرار این شکست در انتخابات پارلمان آینده ی عراق می باشد که حضورمجاهدین ساکن اشرف را عامل شکست می دانند . صد البته نمایش دادن اوج استیصال و وحشت سران رژیم فاشیستی مذهبی از فعالیت و افشاگری های سیستماتیک اهداف پنهانی هسته ای و افشای نقش دخالت گری تروریستی و خرابکارانه و ناامن سازی در عراق از سوی مجاهدین نیزمی باشد زیرا که اکنون اینقدر رهبر و مسئولین وپاسداران وپادو وجارچیان رژیم تروریستی آاخوندی از دست مجاهدین به خصوص مجاهدین ساکن اشرف به فغان و وحشت افتاده اند وهرروز این ترس رابا برروی صحنه ی گفتاری و نوشتاری تهدید آمیز مهره ای به شیوه ای تکرار نمایش گذاشته می شود.

هوشنگ � بهداد
فروردین 22ماه سال 1388
نقد و بررسی " اگر بفهمند (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان پنجشنبه 20 فروردین ماه سال 1388
تراتژدیک و کمیک اینکه در رژیم نامشروع و بربرمنش و تاریک ادیش آخوندی،سخنان نوروزی لوطی جماران در مشهد تبدیل به "مانیفست سال 88 شده است "

وقتی که رژیمی نامشروع و ضد مردم و مستبد و سر کوبگر وعوامفریب و غارتگر باشد که دین را نیز ابزار و وسیله و حربه ی کسب قدرت و ثروت و خفقان و سرکوب در جامعه با زندان و شکنجه و اعدام و چپاولگری خود کرده باشد . به خصوص اینکه مترسکی به عنوان رهبر ولی فقیه یا لوطی جماران نشین هم داشته باشد که کارش سنگر گیری پشت منقل و آتش و دود می باشد که وظیفه و مأموریت وی بفرمان نیروهای کودتاگر ان خاموش و خزنده حاکم شده، گشودن آتش برای هموار کردن انتقال پیام و اهداف دیکته و تزریق شده ی اینان باشد . البته فراموش نشود برای این لوطی گاهی هم ضروریست که می بایست برای اربابان پشت پرده ی خودش در نقش عنترش ظاهر شود و نقش نشان دادن جای دوست و دشمن را اجرا کند .

جالب تر اینکه برای این لوطی جماران اختیارات تعیین شده است که بالاتر از قانون اساسی رژیم تروریستی آخوندی می باشد که بصورت فتوا و نامه های حکومتی صادر می شود . البته سخنرانی های از پیش تعیین شده برای وی نیز مکمل نامه های حکومتی می شود . به خصوص سخنرانی های نوروزی است که نمونه ی اخیراً آن در اول فروردین در مشهد ایراد شد که به عنوان مانیفست جایگزین وظایف قانونی 3 نهاد قضائیه و مجریه و مقننه خوانده شده است . زیرا که در نظام بربرمنش و تاریک اندیش پدر خوانده ی تروریست جهانی ولی فقیه نقش شبان دارد که مردم گله های گوسفند می باشند که هیچگونه اراده و قدرتی از خود ندارند جز اینکه تابع شبانی باشند که خود اسیر کارد سلاخان و قصابان می باشد . برای همین است که اکنون پاسدار یادداشت روز اعتراف کرده است که در رژیم آنرمال وضد بشر فاشیست مذهبی که قانون و عدالت و آزادی در آن نا مفهوم و بی معنی می باشد . پیرامون سخنان نوروزی لوطی جماران در مشهد مانور داده و عربده کشیده و تعیین تکلیف کرده است و خطاب به مشتاقان و ذوق زده شدگان پیام نوروزی اوباما که زیادی هیجان زده شده اند. در ابتدای یادداشت روز خود با تحلیل مانیفست سال 88 لوطی جماران برای اینان و سایر مخاطبان که شامل حال مسئولین دولت نهم نیز می شود این چنین تعیین تکلیف و نقل قول کرده است:

برای فهم دقیق همه پیام هایی که سخنان عمیق رهبر انقلاب در ابتدای سال 88 در بر داشت، احتمالا زمان زیادی لازم است. بویژه مخاطبان اصلی این سخنرانی، یعنی دشمنان ملت ایران کار سختی در فهم صحیح همه مضامین آن خواهند داشت. علت عمده هم این است که آنچه ایشان در زمانی بسیار کوتاه درباره آینده مناسبات ایران و امریکا فرمودند دقیقا پاسخی بود فشرده، جامع و در عین حال بسیار دقیق به مجموعه کدهایی که حدود 6 ماه است رسانه ها و مراکز مطالعات امنیتی و استراتژیک غرب سعی در تحلیل روابط ایران و غرب بر مبنای آنها داشته اند و ضمنا همواره سعی کرده اند دریابند موضع ایران درباره آنها چیست. بویژه، دولت جدید امریکا که ادعا می کند در حال نوعی بازنگری استراتژیک درباره ایران است می تواند همه آنچه را که برای فهم صحیح و دقیق موضع ایران لازم است در این سخنان بیابد. امریکایی ها می توانند چشم های خود را به روی واقعیت های ایران ببندند و استراتژی جدید خود را -اگر اساسا چیز جدیدی در کار باشد- بر تخیلات و محاسبات غیر واقعی استوار کنند؛ یعنی همان کاری که تا به حال کرده اند. این راهی است که از حالا می توان با اطمینان و قاطعیت سرنوشت آن را پیش بینی کرد. در واقع اگر امریکایی ها مایل به �گشت و گذار در جاده بن بست� باشند، کسی در ایران مانع آنها نخواهد شد، اما اگر دنبال راهی می گردند که نهایتا به یک راه حل ختم شود -واین دقیقا همان چیزی است که باید درباره آن اعتماد سازی کنند- چاره ای جز مراجعه به سخنان به دقت �کدگذاری� شده رهبر انقلاب ایران در ابتدای سال 88 ندارند. امریکایی ها قبل از هر کاری باید به این نکته توجه کنند که طراحی استراتژیک برای تعامل با ایران، بر مبنای اصولی جز آنچه در آن سخنرانی تبیین شده، رنج بیهوده بردن است و کسی در تهران حتی زحمت بررسی آن را به خود نخواهد داد. این نخستین پیام �مانیفست 88� است، و البته پیام های جزئی تری هم هست که این یادداشت اندکی به آنها خواهد پرداخت. . فعلا برآورد ایران -که به آسانی بر مبنای شواهد و قرائن می توان از آن دفاع کرد- این است که هرگونه مذاکره با امریکا یکسره ضرر است چرا که اولا هویت انقلابی ایران را در ازای هیچ مخدوش می کند، ثانیا امریکا پس از حل مشکلات خود با استفاده از امکانات ایران و آنگاه که نفس راحتی کشید، تازه کینه توزی و دشمنی علیه ایران را از موضعی قدرتمند تر آغاز خواهد کرد. امریکایی ها البته نشان داده اند محاسبه کنندگان خوبی نیستند، اما با این وضعیت حتی آنها هم می توانند بفهمند که نتیجه محاسبات ایران نمی تواند موافقت با مذاکره باشد. امریکایی ها ماه ها فرصت دارند به این بخش از فرمایشات رهبری که بیش از 15 دقیقه طول نکشید فکر کنند و تصمیم بگیرند که بالاخره چه خواهند کرد. راه تعامل با ایران بسته نیست اما فعلا آنقدر هم باز نیست که یک امریکایی بتواند از آن رد شود. خیلی روشن و واضح، امریکایی ها باید تصمیم بگیرند که می خواهند عوض -بخوانید �آدم�- شوند یا نه؟ ایران طبعا از اضافه شدن هیئت حاکمه امریکا به جمع موجودات اهلی استقبال خواهد کرد.

پاسداریادداشت روز نویس پس از تحلیل و تفسیر ی که پیرامون سخنان لوطی جماران در مشهد خطاب به مخاطبان به ویژه مقامات آمریکا ئی داده است . که از موضع چماق و هویج با مخاطبان برخورد کرده است . البته بدون اشاره کردن که چرا دلال و جاسوس چند جانبه هوشنگ امیر احمدی عفو داده و به تهران دعوت شد ؟ یا اینکه چرا پس از دیدار وی با مقامات مسئول دولت نهم سپس وی شدیداً در بستر زد و بند های پشت پرده در کنار سایر لابی و دلال های دو جانبه ی دیگر مقیم آمریکا فعال شد تا جائیکه رحیم مشائی را بطور پنهانی به آمریکا کشاند و قبل از رئیس جمهور شدن اوباما با مشاوران وی دیدار داشت . همچنین پس از رئیس جمهور شدن اوبا ما برای چه وی به کانادا سفر کرد و ابراز علاقه کرد و نظر داد که دولت آماده مذاکره با آمریکا می باشد . یا اینکه بدون آنکه گفته شود که این چگونه نیاز آمریکا به مذاکره است که معاون وزیر امور خارجه مهدی آخوند زاده به اجلاس هلند می رود و در حاشیه ی این اجلاس با نماینده ی آمریکا دیدار و گفتگو می کند ؟ ضمن اینکه تا از سوی وزیر امور خارجه ی آمریکا خبرش آنتنی شد بلافاصله برای ماستمالی کردن که گویا رژیم تروریستی آخوندی نیاز به مذاکره ندارد تکذیب شد تا که اکنون پاسدار شار لاتان و وارونه گو بتوانداز موضع اینکه نه رژیم تروریستی آخوندی که آمریکا هست که نیاز به مذاکره و ایجاد رابطه دارد . زیرا که به دلیل بحران عراق و افغانستان دچار ضعف شده که برای عبور از بحران نیاز به همیاری رژیم تروریستی آخوندی دارد .

مهمتر اینکه پاسدار یادداشت روز نویس نه اینکه موضعگیری عریان علیه اقدامات و تلاش های مذبوحانه دولت نهم برای کانال زدن ایجاد مذاکره و رابطه با آمریکا نگرفته است . همچنین از سوی دیگر توضیح نداده است که چرا روز گذشته در نکته و امروز در بخش طنز گفت و شنود این ورق پاره پاچه ی خاتمی گرفته شده و متهمم به امانت به خیانت شده است که چرا در اجلاس ائتلاف تمدن ها در استانبول با دبیر کل جدید سازمان نظامی ناتو راسموس نخست ووزیر سابق دانمارک دست داده و خوش و بش کرده است؟

در خاتمه اینکه عجیب دنیای زد وبند سیاست مماشات گرایانه تبدیل به تجارت خون شده و مسخره و اهانت آمیز و بی پرنسیب و بی در و پیکر و چارچوب شده است آنگونه که تابع هیچ قوانین مدون و مترقی نمی باشد . زیرا که نه خیلی ساده زیرآب قول و قرار ها تعهدات زده می شود ، بلکه بدتر با اعمال و حرکات متناقض آمیز موجب پایمال کردن هرچه بیشتر رعایت حقوق بشر و پایمال شدن حق و قوق انسان ها می شود . به خصوص در مورد حکومت های مستبدی که نوع دینی اش که در ایران حاکم است و از نوع بدترینش در جهان می باشد . چونکه نقض مستمر حقوق بشر بطور سیستاتیک ووحشتنااک تر از کشور های دیکتاتوری دیگر روزانه اعمال می شود و به شهروندان آمریکائی در ایران رحم نمی شود . زیرا به اتهام جاسوسی دستگر می شوند تا به عنوان گروگان برای آزادی پاسداران تروریست در عراق استفاده شوند . ولی متأسفانه شاهد می باشیم که آمریکا و اروپا از یک سو رژیم تروریستی و آزادی کش و نا مشروع و یاغی بین الملل و پدر خوانده ی تروریست جهانی را به دلیل نقض مستمر حقوق بشر محکوم می کند و اعتراف می کند که عامل و مشکل عدم امنیت عراق ، دخالت رژیم تروریستی آخوندی است . همینطور اشراف کامل دارد که همین نقش را در افغانستان اجرا و تعقیب می کند و عامل اصلی عدم پیشروی روند مذاکرهی صلح خاورمیانه است. مهمتر اینکه با شدت تمام تلاش برای دسترسی به سلاح هسته ای می کند . بطوریکه امروز قرار است در اصفهان با حضور پاسدار گماشته احمدی نژاد ادامه ی خبر های خوش جشن هسته ای برپا شود . اما وزارت امور خارجه ی آمریکا همچنان نام مجادین اپوزیسیون و سازمان قربانی رژیم تروریستی آخوندی را در لیست گروه و سازمان های تروریستی نگهداشته است تا با بستن سنگ، سگ های هار رها شده در عراق روزانه دست به جنایت بزنند و حتی نظامیان آمریکائی را بکشند . بدتر اینکه با تشویق لابی های پشت صحنه بدنبال ارسال پیام مذاکره و دیدار است تا به رژیم تروریستی آخوندی نامشروع و ضد بشری مشروعیت داده شو د تا که لوطی جماران مسئولین آمریکا را نصیحت کند که بهتر است با عذر خواهی کردن دست از اشتباهات گذاشته ی خود بر دارند. به خصوص هیچگونه مخالفتی با تلاش برای دسترسی به بمب داشتن رژیم تروریستی آخوندی نکنند. اکنون نیز پاسدار یادداشت روز نویس که خودش نیز باید جزو تنظیم کنندگان پشت پرده ی متن اصلی سخنرانی دیکته شده به لوطی جماران باشد این سخنان لوطی را بسط داده است و با حلوا حلوا کردنش آن را دور از فهم و درک مقامات آمریکائی و مخاطبان دانسته است.


هوشنگ - بهداد
پنجشنبه 20 فروردین ماه سال 1388
نقد و بررسی " نامزد و نيزه (يادداشت روز("روزنامه ی کیهان چهار شنبه 19 فروردین ماه سال 1388
"سناریوی نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی � انتصاباتی چیستی و کیستی و چرائی با متهم و محکوم کردن رقیب دوم خردادی ها به مدافع و همسو بودن با دشمن بیگانه "

نه تجاوز به حق و حقوق انسان ها و بی محتوا کردن مقولات آزادی و عدالت و دمکراسی و ابزاری کردن دین جزو وظایف و مأموریت حاکمان دین فروش و جنگ افروز و غارتگر و عوامفریب در 30 سال گذشته بوده است ، بلکه تجاوز به قاموس کلمات با وارونه و تناقض و دروغگوئی نیز پیوسته چاشنی شده است . مثلاً اکنون پاسدار یادداشت روز نویس بدون آنکه توضیح دهد که شرایط کنونی چگونه است و وضعیت معیشتی مردم ایران به خصوص محرومان چگونه می باشد و یا اقتصاد کشور در چه موقعیتی است؟ یا اینکه گفته شود که نقش شورای نگهبان آلت دست لوطی جماران در قلع و قمع و رد صلاحیت کرن نامزدان و داوطلبان خیمه شب بازی ها چیست؟ یا اینکه اشاره شود که برای چه شیخ مهدی کروبی نامه ی انتقادی به شورای نگهبان نوشته است که حمایت این نهاد از پاسدار احمدی نژاد یر قانونی است؟ یا اینکه اذعان شود که چرا بر خلاف قانون اساسی دست ساز و محصول خمینی شیاد و رژیم تروریستی آخوندی که می گوید سپاه و بسیج حق ندارند که در پای صندوق های مار گیری خیمه شب بازی انتخابات � انتصابات حضور دشته باشند و به نفع جریان خاص موضع گیری و تبلیغات کنند، ولی نه اینان حضور فعال در نمایش خیمه شب بازی ها دارند ، بلکه دست به تدارکات تقلبات گسترده می زنند و نمایندگان تشریفاتی مجلس کمدی و دکوری و انتصابی و رئیس جمهور دست نشانده از این جعبه های مار گیری به حساب آرای انتخاباتی بیرون می کشند .

ولی خیلی مسخره است که اکنون ادعا شده که در 30 سال گذشته نمایشات خیمه شب بازی پرنشاط بوده و به گرمی مورد استقبال واقع شده است . البته تعریف و تشریح نشده است که معنی استقبال و پر نشاط چیست؟ زیرا که معلوم نیست که این چگونه نشاط 30 ساله است که از در و دیوار کشور و قیافه و رخسار مردم ایران به خصوص محرومان و تهی دستان فقر وغم می بارد. آنگونه که 80 % جمعیت کشور را آنانی تشکیل می دهند که در زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند و شرایط آنگونه است که از سوی نمایندگان مجلس کمدی و دکوری و انتصابی هشتم گزارش شده بود که اینان نیز در زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند.

اما پاسدار یادداشت روز نویس با تعارف کردن و عوامفریبی نمودن و مانور دمکرات منشانه و در باغ نشان دادن که اگر مدعیان رقابت انتخابات ریاست جمهوری انتقاد از دولت نکنند و شعارهای قالبی و تکراری گذشته سر دهند این یک اقدام ارتجاعی است . در ادامه اعتراف کرده است که هدف از پذیرش برخی از نامزدان برای نیاز به سیاهی لشکر و بازار گرمی نمایش خیمه بازی انتخاباتی است تا بقول خودش تبلیغات دشمنان بیرونی خنثی شود .

در د نباله پاسدار یادداشت روز نویس اشاره به تابلوی پیشرفت و عدالت در دهه ی چهارم رژیم ترووریستی آخوندی کرده است . آنگاه مدعی شده که هرگونه تکرار شعار های گذشته و عدم ابتکار نوآوری باز گشت به گذشته و ارتجاعی می باشد که نه تا کنون پیشر فت و عدالت ببار نیاورده ، بلکه موجب برپائی کاخ ها و گستردگی کوخ ها شده است. سپس با حواله دادن به بررسی عملکرد ها در گذشته ی مدعیان ونه نگاه سطحی به تابلوی ترسیم شده ی شعار های قالبی تبلیغاتی انتخاباتی آنانپرداخته و گفته که اگر هم بیایند رونق و رقابتی در کار نیست . چون اینان قدرشناس دشمن می باشند . در عوض افزوده می بایست که قدر شناس رجال و جریان هائی بود که بقول لوطی جماران دشمن شناس هستند و با دست رد بر سینه ی دشمن زدن مرز با دشمن را نیز مخدوش نکرده اند .

خلاصه پس از گشودن پرونده ی رقیب دوم خردادی های تند رو حامی خاتمی که اکنون حامی میر حسین موسوی شده اند و متهم و محکوم کردن شان که اینان علیه ی نظا ودر خدمت دشمن می باشند از اصول گرایان حاکم به خصوص پاسدار گماشته احمدی نژاد چاقو کش دفاع کرده است ودر پایان سفسطه گری و بازجوئی کردن و به در و دیوار زدن و گرده بر زمین سائیدن و گرد خاک بر پا نمودن در نهایت رقیب دوم خردادی های حامی خاتمی و میر حسین موسوی را اینگونه متهم و محکوم و آلوده به همکاری و همسوئی با دشمن کرده است :

-" جماعتی که به مقدسات و مسلمات دین (وحی، توحید و نبوت و امامت)، حضرت امام خمینی و دفاع مقدس و اصل انقلاب رحم نکرد طبیعی بود که به کسانی چون آقای خاتمی نیز چه در خفا و چه علناً رحم نکند و بگویند گروه خون او با ما فرق می کند. پس شد ماجراهایی که یکی پس از دیگری رقم خورد.آقای هاشمی نمونه دوم بود و نوع مواجهه جریان نفاق جدید با وی در حدفاصل سال های 77 تا 84، چهره این جریان را آشکارتر ساخت. بنابراین کدام مانع می تواند چنین جریان �فتنه زیست�، �فسادطلب� و اباحی مسلکی را از تکرار همان شیوه های دوگانه در قبال آقایان میرحسین موسوی، مهدی کروبی یا هر شخصیت دیگری بازدارد که در اردوگاه انقلابند و این کم جرمی است در نظرگاه طیف و طایفه منافقینی که به اقتضای روزگار دست به ترور فیزیکی یا شخصیت زدند و یا برای خود سپر بلا ساختند یا اراده کردند از این طریق، خانه تیمی- مسجد ضرار مقدس نما- برپا کنند."

در خاتمه اینکه وقتی سربازجو پاسدار تحلیل گر و مفسر و یادداشت روز نویس می شود . مشخص است زمانی که جنگ و رقابت سخت قدرت و ثروت میان باندهای مافیائی و جناح ها موضوع اصلی و پیروزی قبضه ی قدرت و انحصاری کردنش هدف نهائی می باشد که نه مردم و مطالبات و نیاز و خواست شان محلی از اعراب ندارد ، بلکه به کیفی ترین مهره های رون رژیم تروریستی آخوندی هم رحم نمی شود و بسیار آسان از دم تیغ اتهام زدن عبور داده می شوند. بدتر اینکه خیلی ساده با تغییر تاکتیک تبلیغاتی ؛ وارونه و تناقض گوئی می شود و دراز کردن و متهم نمودن رفسنجانی و خاتمی و دوران 16 ساله ی اینان که خائن به نظام و اسلام و انقلاب معرفی شده بودند نه اینکه فر اموش شده است ، بلکه با فرافکنی کردن اکنون رقیب دوم خردادی ها بهمین اتهام زدن به اینان متهم می شوند . حتی از سوی همکار همین یادداشت روز نویس یا شاید خود سرباز جو حسین شریعت ندار باشد در مقاله ی نکته با ابو لهب دست ندهید بقلم سربازجو سین شریعتمداری در همین شماره ی ورق پاره ی کیهان خاتمی متهم به خیانت به امانت شده است که چرا در اجلاس ائتلاف تمدن ها در استانبول ترکیه با دبیر کل جدید ناتو راسموس نخست وزیر دانمارک دست داده است؟ در صورتکیه از سوی دولت مهدی معاون وزیر امورخارجه به اجلاس هلند می رود وبا نماینده ی آمریکا در حاشیه ی این اجلاس دیدار و گفتگو می کند. سپس باتکذیب کردن ماستمالی می شود. بنابراین پس از 30 سال تجربه ی اینگونه بازی و نمایشات پوشالی و خیمه شب بازی که منجر به بحران کنونی و بدتر شرایط بیش از گذشته شده است . چون چشم انداز هیچگونه امید به بهبودی شرایط در آینده وجود ندارد . پس دیگر نیاز به اتخاذ عمل و آزمون ارتجاعی کردن آزمون های 30 سال تجربه و شکست خورده ی چیستی و کیستی و چرائی جایز نمی باشد.
هوشنگ � بهداد
چهار شنبه 19 فروردین ماه سال 1388
نقد و بررسی " آمريكا نقض حاكميت ملي عراق" روزنامه ی جمهوری اسلامی چهار شنبه فروردین 19 ماه سال 1388
"نقش بازیگر و هدایتگر اصلی موفق الربیعی مشاور امنیت ملی عراق علیه مجاهدین ساکن اشرف مشخص و برجسته شده و برروی صحنه نمایش ضعف وتهدید آمده است"

فراموش کردن مسائل داخلی کشور به خصوص دور زدن پاسخگوئی به مطالبات مردم ایران که در شرایط بسیار سخت و طاقت فرسا بسر می برند. ولی در عوض پرداختن به نقض حاکمیت ملی عراق از سوی آمریکا که از موضع و ارونه گوئی و فرافکنی و طلبکارانه مطرح شده است . نمایشی از ضعف و در ماندگی و استیصال سران رژیم تروریستی آخوندی می باشد که بطور عریان به نمایش گذاشته شده ا ست.

البته اینگونه موضعگیری کردن دلایلی دارد که شامل پاسخگوئی به پیام نوروزی اوبام ریس جمهور آمریکا می باشد . چونکه اوباما به توقف غنی سازی اورانیوم و عدم دخالت گری در امور داخلی سایر کشور هااشاره کرد . ولی لوطی جماران گفت که تغییرات جدیدی در رفتار رئیس جمهور آمریکا نسبت به گذشته دیده نمی شود و مسئولین آمریکائیان را نصیحت کرد تا رفتار شان را تصحیح و تغییر کنند. همچنین به دلیل تأکیدات اوباما بر توقف غنی سازی و مخالفت عریان با تلاش دسترسی به سلاح هسته ای رژیم تروریستی آخوندی است که پس از پیام ویدئوئی نوروزی دنبال بیان شده است . به ویژه اینکه پس از سخنرانی اخیر اوباما در پارلمان ترکیه، وی سر زده وارد عراق شد که مشخص است این سفر همه تلاش و دستأورد ای سفر های زنجیره ای علی اکبر ولایتی مشاور امور بین الملل لوطی جماران و وزیر آدمربا منوچهر متکی و آخوند غارتگر و مکار رفسنجانی و بالاخره پاسدار انگلیسی علی لاریجانی به بغداد را بر باد می دهد . البته بازی کردن با دلقک و کفتر پر قیچی موفق الربیعی مشاور امنیت ملی عراق علیه ی مجاهدین ساکن اشرف که جای خود دارد و در رأس اهداف اصلی سران رژیم تروریستی آخوندی می باشد.همینطور سفر اخیر محمود عباس به بغداد هم نمی تواند هر گز مورد خوشآیند سران رژیم پدر خوانده ی تروریست جهانی و یاغی بین المللی باشد .

بنابراین می بایست که ملای قلم بر دست و مقاله نویس که همچون لوطی جماران و سپاه پاسداران و رفسنجانی مکار بساز و بفروش و سایر مسئولین عراق را جزو حیات خلوط خودشان می دانند. نمی توانند نسبت به سفر محمود عباس و سپس اوباما به عراق بی تفاوت باشند وواکنش نشان ندهند. برای همین موج انفجارات در عراق فزونی یافته و ضمن قربانیان زیاد مردم عراق با نواختن شیپور از در گشادش فریاد آمریکا نقض کننده ی حاکمیت ملی عراق نیز بلند شده است تا با آدرس غلط دادن ، پرونده چنگال خونین در عراق پاک و سفید کردن از موضع خود زنی و فرافکنانه آمریکا در عراق و مجاهدین و بعثی ها مقصر جلوه داده شوند.

ناگفته نماند که موضع حاد و خصمانه علیه ی آمریکا اتخاذ کردن ناشی از رشد رقابت و تضادهای درونی نیز می باشد . به خصوص اینکه مخالفت با تلاش پنهانی دولت نهم می شود که با همه تأکیدات و نقل قول هائی که از لوطی جماران ملای سرمقاله نویس می کند و به مسئولین دولت نهم هشدار و اخطار می دهد که تلاش برای پل و کانال زدن پنهانی مذاکره برای ایجاد رابطه با آمریکا جزو مسئولیت ووظایف و اختیارات شما نمی باشد. مع الوصف چون گوش داده نمی شود . پس با تهیه و تنظیم اینگونه مقالات ضد آمریکائی گوش رئیس دولت مدعی مکتبی اصول گرای تابع لوطی جماران نیز کشیده می شود .

جالب است که پرده ها کنار زده شده است . زیرا که ملای سرمقاله نویس بطور عریان عبا و ردای خودش را در آورده و عمامه بر زمین کوبیده و نعلینگ بر سقف کوبیده است و اندام ترکش خورده و جانبازی و موجی خودش را با خنجر چوبین بر دور کمر بسته اش را به نمایش گذاشته است و آن را از غلاف بیرون کشانیده و بلای سرش به حرکت در آورده و چرخانیده است و با عربده کشی کردن از فرط عصبیت آب دهان بر سقف پرتاب کرده است ولی از بد شانسی اش بر گشته و ریش و محاسن زرد شده اش را خیس کرده است . با این وجود و در این حالت با خود زنی کردن دست به اعتراف زده است . زیرا که توانسته با خشم و کینه و نفرت و البته بدون لکنت زبان فریاد و هوار از دست مجاهدین ساکن اشرف زده است و اذعان کرده است که ناراحتی اش همچون سایر رهبر لوطی جماران و رفسنجانی جانی و پاسدار انگلیسی علی لاریجانی و... ناشی از شکست عوامل رژیم همچون مجس اعلای اسلامی ابو ذلیل حکیم در انتخابات شورای استانی عراق است. البته بیش از این نگرانی ، وحشت از تکرارشکست بزرگتر در انتخابات امسال پارلمان عراق است که عامل و مقصر اصلی این شکست های استراتژیک در عراق را ناشی از حضور مجاهدین در اشرف می داند .

برای همین است اکنون که طرح توطئه ی جنایت آمیز مصداق عینی جنایت علیه ی بشریت موفق الربیعی مشاور امنیت ملی عراق علیه ی مجاهدین ساکن اشرف شکست خورده وسوخته شده است . ناچارا ً ادامه ی طرح از طریق ملای سرمقاله نویس ورق پاره ی حکومتی جمهوری اسلامی متعلق به لوطی جماران تعقیب شده است .
غافل از آنکه اینگونه اعتراف آشکار به دخالت گری علنی در امور داخلی عراق کردن اثباتگر نقض کننده ی اصلی حاکمیت ملی عراق با توهین و تهدید کردن ملی گرایان عراقی در شورای بیداری عراق و پاک کرن صورت مسئله و آدرس غلط دادن می باشد . چونکه وانموده شده که آمریکا مقصر است و مجاهدین ساکن اشرف متهم و تهدید شده است .

در خاتمه اینکه آیا هنوز هم شک و ابهامی وجود دارد که مشخص نشده باشد نقش حضور وویرانگر ومخرب رژیم تروریستی آخوندی در عراق چه میزان است و چرا نمی خواهد در عراق امنیت و ثبات سیاسی باشد ؟ همانگونه که دشمنی هیستریک با روند مذاکره ی صلح خاورمیانه می کند و از طریق حزب الله لبنان وحماس بحران آفرینی و جنگ افروزی می نماید و رهبران کشور های عرب همچون مصر و عربستان و اردن را تهدید می کند که چرا تلاش برای آشتی کشور های عربی می کنند و پیشنهاد طرح مذاکره ی صلح برای خاور میانه می دهند؟ بنابراین اکنون که رئیس جمهور اوباما پاسخ منفی وتهدید و توهین آمیز در برابر تبریک نو روزی خود دریفت کرده است . زیرا که قرار است فردا در اصفهان با حضور پاسدار احمدی نژاد چاقو کش جشن پییروزی هسته ای برپا کند که بازهم نشان از عزم جزم پیگیری به دسترسی هسته ای می باشد .پس نیاز هست که بازهم تکرار و تأکید شود که تا دیر نشده و رژیم تروریستی آخوندی دارای بمب اتمی نشده است . تأخیر جایز نمی باشد، تنها راه حل نهائی رفع تهدید و خطر صلح و امنیت منطقه ای و جهانی تلاش همه جانبه ی بین المللی برای تغییرات دمکراتیک در ایران برای استقرار وتشکیل حکومت غیر دینی می باشد.


هوشنگ - بهداد
چهار شنبه 19 فروردین ماه سال 1388
نقد و بررسی " اسرائيل و گدايى امنيت (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان سه شنبه 18 فروردین ماه سال 1388
"از ترس واکنش تهاجم نظامی اسرائیل به تأسیسات هسته ای با پاک کردن صورت مسئله وارونه و تناقض گوئی شده است "

بازی با سیاست لو رفته ونخ نما شده ای که سیاست رژیم تروریستی آخوندی علیه ی سازمان آزادیبخش فلسطین در 30 سال گذشته دنبال شده که منطبق با جریان حزب لیکود و راست های اسرائیل بوده است . زیرا که هدف برای قدرت گیری حماس و سازمان جهاد اسلامی فلسطین در برابر ساف در راستای جا پا باز کردن و نفوذ در خاور میانه بوده است . بهمین دلیل پیوسته تلاش مذبوحانه شده است تا که عوامفریبانه اشک تمساح برای مردم فلسطین ریخته شود . ولی در عمل خنجر از پشت به اینان زده شده است . چونکه هر زمان که مراحل مذاکره میان فلسطین و مقامات اسرائیلی می رفت تا که به ثمر برسد . ناگهان دست به اقدامات و اعمال تروریستی و انتحاری و استشهادی درون خاک اسرائیل زده می شد تا ضمن بر هم زدن میز مذاکره بهانه ی لازم به ارتش اسرائیل داده شود تا تهاجم نظامی گسترده ی خود علیه ی سرزمین فلسطین را آغاز کند . به خصوص قبل از بر گزاری انتخابات در اسرائیل این پروژه طراحی و اجرا می شد . بطور نمونه شرایط برنده و حاکم شدن آریل شارون که با چند اقدام تروریستی و انتحاری آماده شد. شرایط مذاکره ی صلح با فلسطین در دوره ی حزب کارگر اسرائیل که پذیرفته بود که از زمین های اشغال شده جنگ ششم سال 1947 عقب نشینی کند و زمین های اشغال شده ی فلسطینی پس داده شود؛ وارونه شد و با شکست حزب کارگر و روی کار آمدن دولت آریل شارون موجب شد تاکه موج تهاجمات خاکی و هوائی و آبی که بطور سیستماتیک ارتش اسرائیل انجام شود و حلقه ی محاصره ی عرفات تنگ تر گردد . در عوض افزایش خانه سازی ها که در سر زمین های اشغالی سرعت گرفت ، سبب سازماندهی حزب الله لبنان و حماس و تضعیف عرفات و ساف شد . تا اینکه در نهایت در انتخابات فلسطن با تبلیغات و کمک های مالی لوطی جماران و سپاه پاسداران حماس برنده ی انتخابات شد که در دنباله جنگ برادر کشی خانگی ساف و حماس و جدائی نوار غزه و دولت اسلامی مورد حمایت لوطی جماران در نوار غزه به و جود آمد .

آنگاه برای بازهم برای تقویت قدرت گیری بیشتر حزب الله لبنان و حماس و تشکیل جهاد اسلامی فلسطین ودشمنی کردن با روند مذاکره ی صلح خاورمیانه و عبور از بحران هسته ای که پرونده اش در شورای امنیت سازمان ملل گشوده شده بود ، همچنین برای هموار کردن دفاع از پروژه ی هسته ای و پیگیری و تلاش برای دسترسی به سلاح هسته ای طرح جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان با اسرائیل تدارک دیده شد .

همینطور برای اینکه هدف دشمنی با مذاکره ی صلح خاورمیانه ی آناپولیس دنبال شود و شکست کشانیده شود که قرار بود تا پایان سال 2008 میلادی کشور مستقل دمکراتیک فلسطین در کنار کشور اسرائیل به وجود آید . لوطی جماران به دستور جنگ افروزان پشت پرده یعنی ارگان فاشیستی سپاه پاسداران در عید فطر سال گذشته وارد صحنه شد و دست به معرکه گیری دشمنی عریان با مذاکره ی صلح خاور میانه و کنفرانس آنا پولیس در آمریکا زد و رهبران کشور های عربی را آشکارا تهدید به عدم حضور و شرکت در این کنفرانس کرد و کلید پروژه ای را زد و بستر تدارک جنگ 22 روزه ی حماس با اسرائیل را آماده کرد تا پیش مقدمه شکست مذاکره ی صلح خاور میانه وپیروزی حزب لیکود و قدرت گیری دست راستی ها در اسرائیل آماده و مهیا شود وفضا برای پاسدار غیر ایرانی فرصت شود تا در ورق پاره ی کیهان در یادداشت روز خود از گدائی امنیت اسرائیل گوید و علیه ی آن مانور دهد تا که جمع بندی موضوعات مطرح شده به پرداازد . البته با فاکتور گرفتن نقش دخالت گرایانه ی رژیم تروریستی آخوندی در 30 سال گذشته در خاور میانه که چگونه می باشد؟ به خصوص نقش مخرب وویرانگری که علیه ی زنده یاد عرفات و ساف اجرا شد .اما اکنون پاسدار غیر ایرانی با پاک کردن صورت مسئله آنگونه که خود می خواهد اینگونه بازی کردن با حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه و جنگ 22 روزه حماس با اسرائیل را با اعتراف کردن به نمایش گذاشته است :

"اسرائیل در زمان احساس ضعف و پس از هر شکست معمولا به سمت نظریه گفت وگو برای امنیت غلتیده است. اینک در دوره ای به سر می بریم که رژیم صهیونیستی درگیر شدید تبعات دو شکست سنگین و خفت بار- از حزب الله لبنان و مقاومت فلسطین- می باشد. بر همین اساس �تلاش برای بهبود شرایط امنیتی� به یک نیاز اولویت دار برای شهروندان غاصب و دولتمردان صهیونیست تبدیل شده است. از این رو مردم در انتخابات بهمن ماه قبل به ائتلاف کنونی رای دادند و وزیر خارجه جدید این رژیم از بطلان توافقات آناپولیس سخن می گوید."

البته پاسدار غیر ایرانی یادداشت روز نویس ورق پاره ی کیهان رژیم تروریستی آخوندی صلاح ندیده است تا که به در انواع و اقسام بحران و فشار های بیرونی و داخلی اشاره کند که رژیم را به کام خود فرو برده و در بن بست قرارش داده است، ضمن اینکه در منطقه به انزوای کامل کشیده شده است . ا فراموش نشده که لوطی جماران و سپاه پاسداران به نیت این هدف تدارک جنگ 22 روزه ی حماس با ا سرائیل از طریق تشویق و ترغیب حماس و جهاد اسلامی به پرتاب موشک به خاک اسرائیل را طراحی کردند تا اینکه تلاش برای به شکست کشانیده شدن مذاکره ی صلح خاورمیانه امکان پذیر شود و با تضعیف کردن نقش کشور های میانه روی عرب همچون مصر و عربستان سعوی و اردن جای شان را با حضور پر رنگ تر خودشان در کنار هم پیمانش سوریه پر کنند.

از سوی دیگر طراحان جنگ 22 روزه ی حماس با اسرائیل تصور می کردند که با روی کار آمدن ائتلاف راست در اسرائیل شرایط برای ماور تبلیغاتی به نفع خودشان در منطقه ی خاور میانه باچتر حمایتی از پروژه ی هسته ای و دفاع از حماس و تقدیت حزب الله لبنان فراهم می شود . اما ینجا را پیش بینی نکرده بودند که نه اینکه جنگ 22 روزه ی حماس تعبیر خواب شتری لف لف خوری پنبه دانه اشان را وارونه می کند، بلکه منجر به انزوای کامل رژیم تروریستی آخوندی در منطقه می شود بعلاوه اتحاد وهم پیمانی کشور های عربی نیز بیش از گذشته علیه ی رژیم روریسی آخوندی شکل می گیرد .

در خاتمه اینکه بر خلاف اهداف بر نامه ریزی شده ، پس از جنگ 22 روزه، نه اینکه هیچگونه راه حل برون هسته ای رایش به وجود نیامده است ، بلکه این مسئله تبدیل به موضوع و معضل جدی برای دولت جدید اسرائیل شده است . آنگونه که صحبت از طراحی تهاجم نظامی اسرائیل به تأسیسات هسته ای رژیم ترویستی آخوندی می شود که در صورت اتفاق این تهاجم نظامی اسرائیل ، هیچگونه پدافند دفاعی حرکت تلافی جویانه رژیم تروریستی آخوندی نمی تواند مانع از این اقدام شود. یا اینکه ضربه ی نظامی جدی به اسرائیل وارد شود. زیرا که امکان تجهیزات نظامی پیشرفته و قدرت عمل ندارد . برای اینکه پرتاب موشک های در برد به هدف اصابت نکرده پس از پرتاب شکار و منهدم خواهند شد . بهمین دلیل است که پاسدار غیر ایرانی از موضع ضعف و فرار به جلو در یادداشت روز خود ، بطور وارونه از ضعف امنیتی اسرائیل گفته است و با آدرس غلط دادن تلاش تبلیغاتی مذبوحانه برای جا انداختن شرایط جنگی میان اسرائیل و مصر و اشغال مجدد صحرای سینا از سوی ارتش اسرائیل کرده است تا شاید با منحرف کردن اذهان عمومی تلاشی برای عبور مقطعی بحران خطری هسته ای باشد.

هوشنگ � بهداد
سه شنبه 18 فروردین ماهسال 1388
نقد وبررسی " ناتو دستخوش بحران هويت " روزنامه ی جمهوری اسلامی سه شنبه 18 فرور دین ماه سال 1388
"با تناقض ووارونه گوئی و نادیده گرفتن همکاری با اعضای ناتو در افغانستان از طریق آلمان، عجیب است تحلیل بحران هویت ناتو و نقش آمریکا در آن علیه ی روس ها داده شده است!"

تناقض و وارونه گوئی و انکار و تکذیب کردن و حاشیه رفتن و گریز به صحرای کربلا زدن ودور زدن عدم پاسخگوئی به نیاز و مطالبات مردم ایران جزو اساس گفتمان و سیاست تبلیغاتی و دیپلماسی داخلی و خارجی رژیم تروریستی آخوندی شده است . البته با چاشنی دروغ گوئی ووعده های سر خرمن به مردم ایران همراه است.

امااکنون در شرایطی ادعای بحران هویت سازمان نظامی نا تو شده است که همین مدتی پیش بود که خبری مخابره شد که گفته شد پس از 30 سال دیداری میان یکی از کار گزاران رژیم تروریستی آخوندی با مقامات ناتو در اروپا انجام شده است .

همچنین تازگی ها آخوندزاده معاون وزیر امور خارجه به عنوان نماینده ی رژیم تروریستی آخوندی و پدر خوانده ی تروریست جهانی در اجلاس هلند شرکت داشت که مذاکره پیرامون افغانستان بود .

از طرف دیگر این روز ها چندین خبر گزارش و مخابره شده که توافق و تفاهم میان دولت آلما ن و رژیم تروریستی آخوندی شده است تاکه امکانات تجهیزات نظامی و غیرو ناتو از خاک و آسمان ایران به افغانستان منتقل شود.

اماقلم بر دست بدون کوچکترین اشاره به این مسائل از اجلاس سران کشورهای عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ناتو در استراسبورگ فرانسته کرده است و گفته که این اجلاس در میان تدابیر شدید امنیتی بر پا شد .در ادامه به تاریخچه و فلسفه ی وجودی ناتو پپرداخته و گفته است که این پیمان نظامی در برابر پیمان نظامی منحل شده ورشو مربوط به بلوک شرق سابق بود. سپس نتیجه گیری کرده که اکنون ناتو اعتبار وجودی خود راا زدست داده است . زیرا که دوران 47 ساله ی جنگ سرد میان بلوک کمونیست با جهان غرب به پایان رسیده است . همچنین از طرف دیگر افزوده که آمریکا تلاش می کند که نقش ووظایفی دیگر به ناتو محول کند. زیرا که هدف آمریکا مانع از چالش اروپا برای محدود کردن ناتو و یا انحلال آن است . البته بدون توضیح این موضوع که اگر چنین است چگونه است که اعضا سازمان ناتو پس از فرو پاشی شوروی سابق افزایش یافته است تا جائیکه اعضای رقیب پیمان نظامی ورشو را به عضویت خود پذیرفته است ؟ بالاخره مدعی قلمزن پس از تحلیل و روضه خوانی خود به سیاست تغییر اوبا ما در مورد ناتو رسیده و آن را اینگونه تحلیل و تشریح کرده است:

تاكيد بر اين نكته بويژه از جانب � باراك اوباما � رئيس جمهور آمريكا تعجب آور است چرا كه وي ظاهرا � خواستار تغيير � بود اما در ميدان عمل دقيقا همان اهداف هميشگي واشنگتن را تكرار مي كند و در مورد ناتو خواستار � باز تعريف اهداف ناتو � در چارچوب جديدي است كه براي تمامي اعضاي آن قابل درك و توجيه باشد. استفاده از اين واژه ها به خوبي نشان مي دهد كه يكپارچگي ناتو به زير سئوال رفته و طيف قدرتمندي از اعضاي ناتو در مورد اهداف و برنامه هاي اين سازمان دچار ابهام شده اند و با سياستهاي واشنگتن در گسترش قلمرو ناتو موافقتي ندارند.
در خاتمه اینکه مقاله نویس باتأکید کردن سپر دفاع موشكي واستقراق سمع در لهستان وچک که از سوی آمریکا و علیه ی روسیه است. مانور تبلیغاتی هد فمند داده است تا که ثابت کند آمریکا می خواهد از طریق ناتو ، قدرت نظامی و نفوذ روس ها در اروپا و آسیای میانه را مهار و کنترل کند و افزوده که البته اروپا با این سیاست تحمیلی آمریکا از طریق ناتو علیه ی روس ها موافق نیست . البته قلمزن مقاله نویس نگفته است که هدف اینگونه موضع گیری خصمانه علیه ی آمریکا و جانبدارنه به نفع روس ها کردن در مرحله ی اول ترفند و شگرد تلاش دامن زدن به دامنه ی تضاد و اختلاف میان آمریکا با روس ها ست و از طرف دیگر ایجاد اختلاف میان اروپا با آمریکا در مرحله ی بعدی می باشد تا در نهایت گسترش این اختلافات منتهی به عدم اجماع اعضای 5+1 پیرامون پروژه ی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی در شورای امنیت سازمان ملل و عدم تصویب قطعنامه ی جدید شود و در نهایت تشدید فشار پیگیری تحریم ها خنثی شود که باید افزود هیچگونه ار تباطی به مردم ایران و منافع ملی کشور نه اینکه ندارد ، بلکه تصویب ورق پاره های بی ارزش شورای امنیت سازمان ملل که پاسدار گماشته و چاقو کش احمدی نژاد ادعای کمدی آن را می کرد . اکنون گذشته از اینکه تحریم ها شرایط سختی را به مردم تحمیل کرده است ، بلکه موجب معضل افزایش واردات دولتی و تعطیلی کارخانجات و دامپروری و کشاورزی و اخراج کار گران شده که برای عبور از این بحران نسخه اصلاح صرفه جوئی اقتصادی لوطی جماران ضروری شده است.

هوشنگ � بهداد
سه شنبه 18 فرور دین ماه سال 1388
نقد و بررسی " دروغى به نام صلح (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان دوشنبه 17 فروردین ماه سال 1388
طبیعی است رژیم تروریستی و فاشیشتی جنگ افروز که بقایش به صدور تروریسم وجنگ افروزی بستگی دارد هرگز نمی تواند مدافع صلح و حامی ثبات امنیت سیاسی در منطقه ی خاور میانه باشد "

رژیم تروریستی آخوندی نا مشروع و ضد بشری و جنگ افروز و عوامفریب ودین فروش که جنگ8 ساله ی ایران و عراق ضد ملی و ضد میهنی و خانمانسوز را نعمت الهی خواند و شالوده و فلسفه ی وجودی اش از اساس بر سیاست صدور تر وریستم و بنیاد گرائی و مداخله گری در امور داخلی سایر کشور های خاور میانه بنا نهاده شده و استوار است . به خصوص در شرایطی که لوطی جماران در خطبه ی عید فطر سال گذشته دشمنی آشکار علیه کنفرانس صلح خاورمیانه در آنا پولیس آمریکا اتخاذ کرد و رهبران کشور های عربی را تهدید کرد که نمی بایست در این کنفرانس شرکت کنند. در غیر اینصورت در کشور های خودشان با خطر ناامنی واغشاش مواجه خواهند شد . لذا مشخص است هر گونه اقدام و پیشنهد صلح در خاورمیانه برایش بمنزله ی طناب دار می باشد . بنابر این با همه توان و ظرفیت و قدرت تلاش علیه ی هرگونه مذاکره ی صلح بطور جدی اقدام می کند . یا اینکه با موضع وارونه گوئی وفرافکنی از صلح طلبی دروغین می گوید.

پس بی جهت نیست که مسئولین و قلم بر دستان رژیم تروریستی آخوندی با سیاست تأئید و تکذیب که معادل سیاست با دست پس کردن و با پا پیش کشیدن می باشد . همچنین مکمل سیاست توبره و آخور خوری است . پیوسته از جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان و جنگ 22 روز ه حماس با اسرائیل گفته می گویند و یک ریز به عنوان اهرم چماق با این دو جنگ که بر نامه ریز و هدایتگرش ارگان فاشیستی سپاه پاسداران بوده است مانور تبلیغاتی می دهند تا که اسرائیل را متهم به دو گزینه ی جنگ وصلح به عنوان دوراهبرد کنند . همچنین قلم بردست یادداشت روز نویس در دنباله ی یادداشت روز خود یقه عربستان را گرفته ومتهم به دلالش کرده است که چرا در برابر نفوذ و جنگ افروزی رژیم تروریستی آخوندی در خاور میانه پیشنهاد صلح برای خاورمیانه داد ؟ جالب اینکه پاسدار طلبه یادداشت روز نویس بطور شفاف اعتراف کرده است که تدارک و راه اندازی جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان با اسرائیل که لبنان منجر به سر زمین سوخته شد که طراحش سپاه پاسداران و لوطی جمار ان بودند ؛ برپائی این جنگ 33 روزه برای به شکست کشانیدن پیشنهاد صلح عربستان سعودی در خاور میانه بوده است .

همینطور عجیب تر اینکه در ادامه ی اعتراف و خودزنی کردن های قلم بر دست یادداشت روز نویس، وی بیشتر گاف داده است . زیرا که اذعان و اقرار کرده است که راه اندازی جنگ 22 روزه ی نوار غزه ی حماس با اسرائیل برای به شکست کشا نیدن نتایج کنفرانس صلح خاورمیانه آنا پولیس بوده است.

بالاخره قلمزن یادداشت روز نویس آرزوی ایده آل جنگ فروزانه و دشمنی با صلح و ثبات سیاسی منطقه مورد نظر لوطی جماران و سپاه پاسداران را از زبان بشار اسد بیان کرده که تنها حامی رژیم تروریستی آخوندی در میان کشور های عربی می باشد که دقیقاً موازی و همسو با نظر وزیردست راستی و افراطی جدید امور خارجه ی اسرائیل می باشد که اینگونه آن را نقل قول و رله کرده است:

"شاید از همین روست که بشار اسد رئیس جمهور سوریه پس از جنگ 22 روزه در نشست سران کشورهای عربی در قطر تصریح می کند: �طرح صلح عربی مرده است� اما نکته جالب توجه اینجاست که �آویگدور لیبرمن� رهبر حزب افراطی �اسرائیل خانه من� که در کابینه �نتانیاهو� به پست وزارت امورخارجه رسیده است، هفته گذشته در مراسم تحویل گرفتن این مسئولیت از �تزیپی لیونی� وزیرخارجه سابق این رژیم در خصوص روند صلح و سازش گفته است؛ �آناپولیس مرده است و اسرائیل باید برای رسیدن به صلح آماده جنگ شود�!"

در خاتمه اینکه همانگونه که اشار شد رژیم دین فروش و عوامفریب و غارتگر و جنگ افروز که دشمن صلح است و بقای ننگینش با صدور تروریسم و بنیاد گرائی و جنگ افروزی و تهدید و ترور و مداخله گری در امور داخلی کشورهای همجوار و منطقه ادامه داشته است . مهمتر اینکه هذیان و وارونه گوئی رکن اساسی و کلیدی دستگاه تبلیغاتی و خبر رسانی اش را تشکیل می دهد . پس قابل درک است در شرایطی که این رژیم نامشروع و ضد مردمی آخوندی در منطقه به انزوای کامل کشنیده شده است. همینطور به دلیل تلاش و تأکید و پیگیری دسترسی به سلاح هسته ای زیر فشار شدید بیرونی می باشد . ازطرف دیگر رشد تضاد و رقابت وسگ دعوای جنگ و نزاع جناحی و باندی قدرت و ثروتش سخت بالا گرفته است . مهمتر اینکه جو نارضایتی عمومی به دلیل روند رشد تورم و گرانی و فقر و بیکاری در حال افزایش است . بدتر اینکه بهای کاهش قیمت نفت موجب افزایش فاحش کسری بودجه شده است . آنگونه که از ترس و وحشت اعتراض و قیام مردم ناراضی از یک سو، ضریب سرکوب و خفقان و سانسور و اعدام گسترش یافته است . از طرف دیگر لوطی جماران برای محرومان و تهی دستان نسخه ی اصلاح صرفه جوئی تجویز کرده است . بنابراین در چنین شرایط بحرانی وبن بستی که قرار دارد . راهی جز دشمنی و مخالفت با صلح و امنیت در منطقه ودفاع از جنگ افروزی وحزب الله لبنان و حماس ندارد. زیرا که برای ادامه بقای متزلزل ننگینش نیاز به این دو جریان کلیدی برای جنگ افروزی دیگر و عبور از بحران دارد.

هوشنگ - بهداد
دوشنبه 17 فروردین ماه سال 1388
نقد و بررسی "نصيحت به مسئولين آمريكائي" روزنامه ی جمهوری اسلامی دوشنبه 17 فروردین ماه سال 1388
"اینگونه که از موضع حقارت مسئولین آمریکا مورد مخاطب قرار گرفته شد اند . ی بایست گفت که گفته می شود خود کرده را تدبیر نیست"

معمولاً مصرف تریاک و سایر مواد مخدر بر خلاف مشروب که بی باکی و بقول معروف رد راستی می آورد ، حرافی و پرگوئی و محافظه کاری و بزدلی با ادعاهای عجیب و غریب همراه است. برای همین ملایان و منقلیان سخت با مشروب خواری مبارزه می کنند تا بازار مصرف مواد مخدر هرچه بیشتر گسترش یابد و رونق گیرد . به خصوص اینکه کنترل نوار مرزی با افغانستان و پاکستان از نیروی انتظامی به سپاه پاسداران محول شده است تا بطور دربست انحصار ورود و توزیع مواد مخدر را در اختیار خودش داشته باشد.

از سوی دیگر اصطلاح بحث های پا منقلی در میان ایرانیان رایج است . صد البته یکی از مشتاقان ومصرف کنند گان و مشتریان دائمی بساط دم ودود و منقل و تریاک لوطی جماران است که چاشنی آن ادامه ی سیستماتیک هذیان گوئی و روده درازی کردن و آسمان و ریسمان بهم دوختن های ایشان می باشد. البته متن فرمایشات و سخنرانی ها و روضه خوانی ها و صدور فتوا ها و پیام ها و نامه های حکومتی مافوق قانون اساسی لوطی جماران دیکته شده و تحمیلی از سوی بر نامه ریزان پشت پرده همچون سپاه پاسداران است .

از طرف دیگر گفته می شود که یارو ملا را به ده راه نمی دادند. ولی آدرس خانه ی کد خدا را می گرفت . حال دادستان لوطی جماران و سخنرانی نوروزی وی در صحن امام رضا در مشهد است که پس از بر خاستن از پای بسط منقل دوست و یار و هم همشهری و هم منقی اش سلطان خراسان شیخ عباس واعظ طبسی ا سخنرانی ای ایراد شد که دستماله مانور سریالی تبلیغاتی و گزگ جار چیان و مبلغانی همچون ملای سرمقاله نویس ورق پاره ی حکومتی جمهوری اسلامی شده است. همچنین پاسدا ر طلبه ی یادداشت روز نویس ورق پاره ی کیهان نیز در نواختن این سنفونی همآوائی می کند و پیرامون سخنرانی لوطی جماران روضه ها می خوانند و قصه پردازی ها می کنند و از تدبیر سرنوشت ساز با چشم انداز راهگشاه بودن راه و اصلاح صرفه جوئی و عدالت دهه چهارم و رهنمود و توصیه دادن و نصیحت کردن ها و پرتو افکنی های روضه ی لوطی جماران می گویند . البته بدون آنکه کوچکترین اشاره ی به مدرک کلاسیک و تخصص لوطی جماران کنند که چیست که اینهمه ادعا دارد ویک ریز هذیان گوئی می کند .

اما اکنون هم کمدی و هم تراژدیک است . زیرا که بدلیل خطای کبیره ای که دولت مردان و نظامیان آمریکائی مرتکب شدند که به جای تلاش برای سقوط رژیم پدر خوانده ی تروریست جهانی و محور شرارت جهانی و یاغی بین المللی کنند که بقول خودشان که مانع و مشکل اصلی استقرار صلح و ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه است . مهمتر اینکه با خلع سلاح کردن اپوزیسیونش در عراق و آن در لیست گروه و سازمان های تروریستی گنجانیدن ؛ درست با این اقدام و اشغال نظامی افغانستان و سپس عراق موجب تقویتش شدند .

بدتر اینکه در اشغال نظامی این دو کشور همانگونه که رفسنجانی مکارغارتگر و بساز و بفروش در خطبه های نماز جمعه ی خود در تهران خطاب به بوش گفت از همکاری رژیم تروریستی آخوندی بر خور دار بود وانجام شد تا که مقامات آمریکائی در آستین خود مار پرورش دهند که زهر کشنده اش هم نصیب سربازان و نظامیان آمریکائی در افغانستان و عراق شود . هم اینکه اکنون مسئولین آمریکائی از موضع برتری و هژمونی طلبی مورد نصیحت لوطی جماران واقع شوند . زیرا که ادعا شده است حال آمریکا از موضع ضعف و دچار فرو رفتن و غلتیدن در با تلاق شدگی عراق و افغانستان نیازمند مذاکره با نماینده ی رژیم تروریستی آخوندی در هلند است . البته تا گندش در می آید و علنی می شود . با اینکه وزیر امور خارجه ی آمریکا خبر حضور و دیدار را تأئید می کند . اما از سوی رژیم تروریستی آخوندی از موضع طلبکارانه تکذیب می شود . جالب تر اینکه گزارشگر همین ورق پاره ی حکومتی متعلق به لوطی جماران از موضع انتقادی از دولت پرسش کرده است که با چه اختیار و مسئولیتی این دیدار انجام گرفته شده است .

بنابراین اکنون برای اینکه با یک تیر چند هدف زده شود . یعنی اینکه ضمن دفاع از پروژه ی هسته ای و صدور تروریسم و بنیاد گرائی کردن این مقاله با نصیحت کردن مسئولین آمریکائی تنظیم شده است تا ضمن بر جسته کردن جایگاه متزلزل آمریکا در جهان و زدن زیرآب شعار تغییر اوباما ووارونه تعبیر و تفسیر کردنش که به نقل از سخنرانی لوطی جماران در اول فروردین در صحن امام رضادر مشهد که ایراد و مطرح شد . ضمناً بطور غیر مستقیم به مسئولین دولت نهم نیز هشدار داده شود که چرا خارج از اختیارات ووظایف قانونی اش اقدام کرده است و در حاشیه ی اجلاس موضوع امنیت افغانستان در هلند با نماینده ی آمریکا ددار و مذاکره شده است؟

در خاتمه اینکه بازگوئی بیش از حد تکراری تاریخچه ی روابط 30 ساله با آمریکا و اشاره کردن به کودتای ننگین 28 مرداد سال 32 ، آنهم بدون اشاره به نقش انگلیس و همکاری نزدیک آخوند کاشانی با کودتاگران که حاصل آن کودتای ننگین حکومت کنونی در ایران شده است تا رسیدن به شعار تغییر انتخاباتی اوبا ما و پیام نوروزی ایشان و در ادامه طبکاری کردن که تغییری در پذیرش برنامه و اهداف پروژه ی هسته ای ر ژیم تروریستی آخوندی و عدم کار برد مبارزه با تروریسم از سوی اوباما دیده نشده است . سپس نتیجه گیری شده است که اين جملات سرتاسر واهي آكنده از اتهام و مالامال از تهديد است که كسي به زبان آورده كه با شعار � تغيير � به ميدان آمده و تظاهر مي كند كه مي خواهد با رژیم تر وریستی آخوندی با زبان ديپلماسي سخن بگويد. در صورتیکه اين جملات چيزي جز همان تهديدهاي اسلاف اوباما نيست. همینطور ملای سر مقاله نویس افزوده که اين برخورد رئيس جمهور جديد آمريكا نشان مي دهد که تصميم دارد به سياست خصمانه اسلاف خود با رژیم بربرمنش و تاریک اندیش آخوندی برخورد کند و ادامه دهد که سخت پیگیر دسترسی به سلاح هسته ای است و خود را قدرت بر تر منطقه می نامد. از طرف دیگر به اوباما توصیه و نصیحت کرده است که به مشاوراني عاقل و سالم نياز دارد و گفته که اين همان نكته ايست كه در نصايح رهبر لوطی جماران در مشهد آمده است که خطاب به او باما تاكيد كرد � از انسان هاي سالم مشورت بخواهيد � . نه اینکه در ميان مشاوران ايراني شما ا افرادي همانند � ولي نصر � حضور داشته باشند كه پدر او حسين نصر از فراريان است که مشورت هاي امثال او به دربار سلطنتي بود كه شاه را سرنگون كرد. یعنی ملای سرمقاله نویس پند و اندرز لوطی جماران به اوباما رئس جمهور آمریکا را عریان وعیان کرده که ناشی از ترس سرنگون شدن است که مغایرت آشکار با ادعای پوشالی وکمدی قدرت بر تر منطقه بودن رژیم تروریستی آخوندی می باشد.
هوشنگ � بهداد
دوشنبه 17 فروردین ماه سال 1388

نقد و بررسی " نقشه راه (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان شنبه 15 فروردین ماه سال 1388
روضه خوانی و گریز به صحرای کربلا زدن با مانور تبلیغاتی پیرامون پیام نوروزی صرفه جوئی اقتصادی لوطی جماران دادن تا بتوان نقشه راه سال 88 ترسیم و تنظیم شود که چگونه است؟.

گفته می شود بیدار نمودن کسی که خواب است آسان است. و لی کسی که خودش را به خواب زده است بیدار کردنش بسیار مشکل است . به خصوص اگر این خود به خواب عمیق زده لوطی جماران باشد که رهبر رژیم تروریستی آخوندی است که سابقه و تجربه ی 30 ساله عوامفریبی و دین فروشی و عوامفریبی و جنگ افروزی و تهد ید و ترور و زندان و شکنجه و اعدام و سنگسار و منقل و دود و هذیان و وارونه گوئی دارد . بدتر اینکه پادو وجارجی تبلیغاتی مخصوصش هم یک سربازجو پاسدار شکنجه گر بد نام باشد که کار نامه و پیشینه ای بمراتب ننگین تر از لوطی جماران دارد .اما به عنوان نماینده ی ویژه ی لوطی جماران در ورق پاره ی اطلاعاتی – امنیتی – پادگانی کیهان مشغول پرونده و سناریو سازی و سیاه بازی می باشد .

بنابراین مشخص است که این سربازجوی یادداشت روز نویس شده همچون ملای سرمقاله نویس همتای خود در ورق پاره ی حکومتی جمهوری اسلامی وظیفه و مأموریت دارد تا با آویزان شدن به سخنرانی و هذیان گوئی نو روزی لوطی جماران در صحن امام رضا شد دست به مانور تبلیغاتی بزند و پیرامون مزایای فرهنگ صرفه جوئی اقتصادی و مبارزه با مفاسد اقتصادی روضه خوانی کند و داستان سرائی نماید . تا که شاید راه چاره ای برای کاهش شدید بهای نفت و کسری فاحش بودجه ی سال جاری با اینگونه روضه خوانی و گریز به صحرای کربلا زدن و صورت مسئله پاک کردن و آدرس غلط دادن ها پیدا شود . همینطور با خاک پاشیدن بر توی چشمان مردم محروم و تهی دست و ناراضی که جمعیت 80 % در کشور را تشکیل می دهند به حساب خودش قانع کند تا که به جای پیگیری مطالبات و تقاضای حقوق و مزایا و تقاضای کنترل تورم و گرانی و فقر و بیکاری لجام گسیخته و رو به رشد که در جامعه حاکم است باز هم بیش از گذشته فرهنگ قناعت و صرفه جوئی را پیشه کنند . یعنی اینکه داو طلبانه به استقبال تحمل شرایط سخت و طاقت فرسا و نا گوار تر از شرایط کنونی با عنوان نقشه راه لوطی جماران بروند.

صد البته که اینگونه روضه خوانی و نسخه صادر کردن ها که دیکته و تجویز شده کودتا گران خاموش و خزنده در پشت پرده به لوطی جماران است که سربازجو حسین شریعتمداری سخنگوی رسمی و لی اعلام نا شده اشان در ورق پاره ی کیهان می باشد. نمی تواند که چانی و پیش مقدمه ی تبلیغات و رقابت نمایش خیمه شب بازی انتخابات – انتصابات – تقلبات ریاست جمهوری دوره ی دهم نباشد . مشروط بر اینکه می بایست ثابت شود که زمین گرد است . یعنی باید بر اهرم تبلیغات کلیدی مبارزه با آمریکا علیه ی رقیب دوم خردادی ها تأکید و اصرارشود. تا بتوان با آویزان شدن به پیام نوروزی اصلاح صرفه جوئی اقتصادی لوطی جماران به عنوان نقشه راه ، اینگونه مسیر چشم انداز اتخابات و سال 88 را تعیین و ترسیم کرد:

انتخابات ریاست جمهوری دهم، رخدادی که بنا به دلایل خاص و شرایط حساس کنونی، در داخل و خارج از کشور، چشم دوستان و دشمنان همه به آن دوخته است و ماجرای درگیری بی وقفه ما و آمریکا که کارزاری تمام عیار است و طرفین ماجرا، نه به دلیل اختلاف سلیقه های بین راهی، که به خاطر ماهیت های متضاد خود به هم آویخته اند و هر یک تغییر ماهیت طرف مقابل را خط پایان این درگیری می داند، آمریکا بر تغییر هویت اسلامی و عدالتخواهانه ما اصرار می ورزد و ما تغییر ماهیت استکباری نظام سلطه را دنبال می کنیم و... و اما، نقشه راه برای سال 88 که برخی از خطوط آن، نظیر اصلاح الگوی مصرف، نیاز همه سال هاست، یک نسخه ای شفابخش است و مانند هر نسخه شفابخش دیگر، هنگامی به نتیجه مطلوب می رسد که پیچیده شود و در عرصه عمل بی کم و کاست به اجرا درآید و در این باره گفتنی هایی هست؛"

همچنین سر بازجو پاسدار شریعتمداری در ادامه ی یادداشت روز خود بدون اشاره به شرایط کنونی که اوضاع چگونه است و دلیل آن چیست؟ اما به طور روبنائی به بر خی از مقولات مبارزه با فساد اقتصادی و توزیع عادلانه ی ثروت و ... اشاره کرده که از سوی خمینی شیاد مطرح شد و از سوی جانشین وی لوطی جماران برای منحرف کردن اذهان عمومی تکرار شده است . البته بدون نام بردن از منتقدان که چرا ابراز رضایت از عملکرد 30 سال گذشته کرده اند؛ ولی سنگ اندازی در بستر اجرائی شدن مبارزه با مفسدان اقتصادی می کنند. یعنی ردانه تلاش کرده است تا با تبرئه کردن لوطی جماران و دفاع از حاکمان مقصر شرایط کنونی را منتقدان دولت و حامیان مفسدان اقتصادی و انباشت کنند گان ثروت معرفی کند . بالاخره در پایان بدون آنکه بگوید دستأورد سال نو آوری و شکوفائی سال گذشته بود که اکنون الگو برای پیام نوروزی اصلاح صرفه جوئی سال جدید لوطی جماران شده است .در نهایت این چنین آرزوی پیروزی این پیام صرفه جوئی به عنوان نقشه راه حل کرده است .

"بالاخره، امید آن که نقشه راه امسال نیز مانند سال گذشته که «سال نوآوری و شکوفایی» بود و در پهنای گسترده ای به بار نشست، به بار بنشیند و مخصوصاً؛ حرکتی جدی و فراگیر برای «اصلاح الگوی مصرف» که نیاز حیاتی همه روزها و همه سال هاست آغاز شود."

در خاتمه اینکه طبق عملکرد 30 سال گذشته و تجربیات عوامفریبانه ووارونه ی صدور فرمان و یا منشور 8 ماده ای مبارزه با مفسدان اقتصادی و تبعیض و فقر و بیکاری و رشوه و یا نامیدن سال عدالت به نام امام علی که در دسترس است. به خصوص اینکه سال خشکسائی و کم آبی و خاموشی سال گذشته که مکمل رشد لجام گسیته ی تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها و فقر و بیکاری شد که مترادف و همزاد و همسو با افزایش اعدام ها و اختناق و سرکوب در جامعه بود که همراه با ضرب و شتم و زندان و شکنجه دانشجویان و اهل قلم و مطبوعات و وبلاگ نویسان و فعالین اجتماعی و سیاسی و حقوق بشری و دستگیری و اذیت و آزار جوانان و ز نان معترض و ناراضی و تعطیلی کار خانه ها و اخراج کار گران ... شد تا اینکه خلاصه در اواخر سال تعیین حق اقل دستمزد کارگران رقم 274 هزار و 500 تومان تصویب شد که در برابر نرخ تعیین شده مبلغ 850 هزار تومان مرز خط فقر اقتصادی می باشد . همچنین افزایش تنش در منطقه و انزوای بیشتر رژیم تروریستی آخوندی در منطقه و افزایش فشار بیرونی و تضاد و رقابت های درونی و کاهش بهای نفت و فاحش کسری بودجه ی سال جاری و مفقود شدن یک میلیارد دلار فروش نفت از سوی دولت که جدا از 200 میلیارد دلار فروش نفت است که مشخص نیست کجا رفته است ؟ همه نشان از علائم موفقت و پیروزی روند نوآوری و رشد شکوفائی اقتصادی در سال گذشته است که الگو برای پیام یا نقشه ی راه اصلاح صرفه جوئی سال جدید شده که پیش بینی امید موفقیت همچون سال گذشته برایش شده است . بنابراین نیاز به تذکر و پیشگوئی کردن نیست تا که گفته شود برای کنترل قیام وخیزش مردم ناراضی ، چه فاجعه ای برای مردم ایران به خصوص محرومان وتهی دستان در سال جاری در راه می باشد؟
هوشنگ – بهداد
شنبه 15 فروردین ماه سال 8 138
نقد و بر رسی " تدبير سرنوشت ساز (يادداشت روز)" روز نامه ی کیهان یکشنبه 16 فرو ردین ماه سال 1388
"مقایسه ی آماری اختلاف مصرف انرژی و آب و نان که تداعی کننده ی داستان تف و تاق و ریش است "
چگونه است که طلبه پاسدار یادداشت روز نویس ورق پاره کیهان با دستأویز قرار دادن فتوای نو روزی صرفه جوئی لوطی جماران همچون خمینی شیاد تحلیل و فتوا داده است که جنگ ویرانگر و خانمان برانداز ضد ملی و ضد میهنی ایران و عراق را نعمت الهی نامیده بود . در صورتیکه آغاز جنگ و ادامه ی آن برای تثبیت قدرت جنگ افروزان نعمت بود ونه اینکه برای ملت بود که سهم شان محنت و ذلت و.. شد .

آری عجیب است اکنون جارچی و قلم بر دست تصویر مار کش و مار قالب کن با آویزان شدن به پیام اصلاح صرفه جوئی اقتصادی لوطی که در سخنرانی اول فروردین در صحن امام رضا در مشهد بیان شد . مشخص نکرده و توضیح نداده است که نامگذاری سال ها از سوی لوطی جماران جانشین خمینی شیاد برای چه کسانی آثار خیرات و برکات بهمراه داشته است؟ زیرا که تا آنجا که به مردم ایران با ز می گردد نه اینکه در سالیان گذشته پیام های نو روزی و نامگذاری سال ها از سوی لوطی جماران هر گز خیرات و برکاتی برای شان در بر نداشته است، بلکه هرروز وضعیت اقتصادی و معیشتی شان بدتر از قبل شده است . بنابراین ادعای وارونه ای قلم بردست یادداشت روز نویس ورق پاره ی کیهان پیرامون نامگذاری های سا ل ها که از سوی لوطی جماران اعلام شده است بمثابه ی تف و تاق و ریش می باشد . زیرا که طلبه پاسدار یادداشت روز نویس اینگونه پیرامونش ادعای کمدی کرده است :

"رهبر فرزانه انقلاب، آثار و برکات زیادی به همراه داشته و در بسیاری از موارد به گفتمان غالب جامعه تبدیل و در نتیجه به تسری �فرهنگی� آن مقوله منجر شده است. به عنوان نمونه می توان شکل گیری جنبش �عدالت خواهی� را ثمره سلسله نامگذاری های سال امیرالمؤمنین(ع)، سال امام خمینی(ره)، سال نهضت حسینی(ع) و سال پاسخگویی سران قوا دانست. امسال نیز سال شروع یک نهضت اصلاح گرایانه در زمینه الگوی مصرف است، ضرورتی که پیش از این هم بارها از سوی رهبر معظم انقلاب گوشزد شده و بایستی سالها پیش از این از سوی مسئولان امر نگاه جدی تری به آن می شد"
طلبه پاسدار یادداشت روز نویس بدون آنکه اشاره به شکاف عمیق طبقاتی در جامعه کند . یا اینکه بگوید که ضریب اختلاف در آمد و مصرف بالائی ها با پائینی ها چگونه وچه میزان است ؟ یا اینکه اذعان کند که توزیع ضریب ثروت در ایران چگونه است؟ یا اینکه تشریح نماید. دلیل استفاده کردن خود رو های مدل های منسوخ و قدیمی با ضریب مصرف سوخت بالا و آلوده کردن محیط زیست چه میزان است و چه نقشی در بالا بردن مصرف انرژی سوختی در ایران دارد؟ یا اینکه گفته شود دلیل مصرف بالای نان در سفره های خانه های ایرانیان چیست تا آنجا که برای برخی خانواده های تهی دست نان غذای اصلی شان می باشد . آنگونه که پاسدار گماشته احمدی نژاد با شیادی و عوامفریبی با قول دادن سر خرمنی بردن نان بر توی سفره های خالی محرومان توانست رئیس جمهور شود . حال بماند شیوه ی پخت سنتی و غیر صنعتی که هم موجب افزایش هزینه سوخت وهم فزونی ضایعات نان می شود . همینطور بدون آنکه به سیستم توزیع و دلیل افزایش مصرف آب در ایران اشاره شود . بطور مثال از عدم امکان استفاد از ماشین ظرفشوئی در ایران گفته شود . یا به مدت زمان و شیوه دوش و حمام گرفتن و وضو گرفتن و میزان مصرف آب و گل و سبزیکاری خانگی ... وعلت فرسودگی لوله کشی های آب اشاره شود . اما برای متهم و محکوم کردن مردم ایران به اصراف در مصرف انرژی و نان و آب این چنین مقایسه ی آمار مصرفی با سایر کشور های پیشرفته یا در حال توسعه شده است :

مطابق آمارها، ایران بالاترین میزان �شدت انرژی� را در جهان به خود اختصاص داده است. این معیار برای ایران 17برابر ژاپن، 5/8برابر اروپا، 2برابر چین و 3برابر کشورهای آسیای شرقی است. پیامد مصرف این میزان از انرژی در کشور آن است که تا 10سال دیگر، ایران قادر به صدور نفت نخواهد بود. این در حالی است که 70درصد منابع بودجه کشور از طریق فروش نفت تامین می شود. مصرف انرژی در ایران در مقیاس جهانی برابر با مصرف انرژی در کشوری با جمعیت 750میلیون نفر- یعنی 10برابر جمعیت فعلی کشور- است. آیا این مساله یک هشدار جدی نیست؟!نگاه به برخی از اعداد و ارقام این هشدار را جدی تر هم می کند؛ متوسط مصرف سوخت خودروهای بنزینی در کشورمان حدود 11لیتر در روز است. در حالی که این شاخص در کشورهای دیگر نظیر آلمان و ژاپن 5/2، انگلیس 5/3، فرانسه 2 و کانادا 5/6 لیتر در روز می باشد. هر 10سال یک بار میزان مصرف سوخت در ایران 2برابر می شود. این نرخ رشد در مقیاس جهانی 1 تا 2درصد بیشتر نیست. میزان سوخت مصرفی جهان حدود هر 50سال یک بار 2برابر می شود. معنی دیگر این معادله آن است که ایران در مقایسه با میانگین جهانی حدود 5برابر بیشتر سوخت مصرف می کند. سالانه نیز بیش از 38درصد از بودجه دولت به یارانه بنزین اختصاص پیدا می کند.سرانه مصرف نان در کشور حدود 160کیلوگرم در سال است. یارانه ای که به نان تعلق می گیرد طی 5سال اخیر به طور متوسط سالانه 30درصد رشد داشته است. معنی این حرف آن است که با ادامه این روند طی 10سال آینده با متوسط رشد 15درصد و بدون درنظر گرفتن افزایش یارانه قیمت نان، میزان یارانه پرداختی به رقم 600هزار میلیارد ریال خواهد رسید.الگوی جهانی مصرف آب آشامیدنی برای هر نفر در سال، یک مترمکعب و برای بهداشت 100مترمکعب در سال است. بر این اساس در کشور ما 70درصد بیشتر از الگوی جهانی آب مصرف می شود و یا بهتر آن است که بگوییم به راحتی باعث اتلاف و هدرروی �مایه حیات� می شویم! البته در زمینه مصرف انرژی برق و گاز هم وضعیتی مشابه داریم.

در خاتمه اینکه طلبه پاسدار یادداشت روز نویس که کلی افتخاز به نامگذاری سال ها از سوی لوطی جماران کرده است و بد تر اینکه مانور تبلیغاتی آثار خیرات و برکات ناشی از این نامگذاری ها داده است . اما معلوم نیست که چرا نتیجه ی عملکرد 3 دهه تبدیل به جای زیر ابرو برداشتن چشم کور کرده و به شرایط کنونی شده است که گذشته از مقایسه ی اختلاف گسترده ی آمار مصرف انرژی و نان و آب با سایر کشور ها که داده شده است. از طرف دیگر شرایط آنگونه است که اکنون لوطی جماران مجبور شده است تا وارد صحنه شود و نسخه ی صرفه جوئی در مصرف صادر کند . عجیب تر اینکه مشخص نیست که بدون تفکیک کردن طبقات اجتماعی و عدم تعیین میزان در آمد و ثروت و مصرف ، اما چرابطور کلی مردم مورد مخاطب واقع شده اند که می بایست فرهنگ مصرف خود را تغییر دهند . در صورتی که همانگونه که اشاره شد ضریب فقر و اختلاف طبقاتی در جامعه آنگونه است که پاسدار گماشته احمدی نژاد چاقو کش با دادن وعده ها ی دروغین مبارزه با مفسدان اقتصادی و تبدیل کردن در آمد نفت به نان و بردن آن بر توی سفره های خالی محرومان و تهی دستان توانست رفسنجانی مکار و غارتگر را شکست دهد و رئیس جمهور مکتبی و اصول گرا شود که عاشق خدمتگزاری ونه شیفته قدرت است که حاصل آن نتیجه حاکم کنونی در ایران است . بالاخره اینکه فراموش نشود تا زمانی که این رژیم تروریستی آخوندی غارتگر و دین فروش و جنگ افروز و عوامفریب بر سر کار باشد . اوضاع هرروز بدتر خواهد شد که هیچگونه چشم انداز امید بهبود مثبت در کار نمی باشد.
هوشنگ � بهداد
یکشنبه 16 فرو ردین ماه سال 1388
نقد و بررسی " فرهنگ مصرف"روزنامه ی جمهوری اسلامی شنبه 15 فروردین ماه سال 1388
"در پاسخ کالبد شکافی پرتوی از پیام نوروزی لوطی جماران باید گفت " خانه از پای بست و یرانست. خواجه در فکر نقش ایوانست"

لوطی جماران طبق نمایش تصویرار کشیدن و مار نمایش دادن و مار بازی و معرکه گردانی کردنن هرساله که در نوروز در سخنرانی خود در حرم امام رضا پیامی می دهد که جای قانون اساسی را می گیرد . زیرا که تبدیل به الگو ودستور لعمل برای مسئولین و جنگ وجدال جناحی و باندی در طول سال از یک سو می شود و از طرف دیگر نسخه ی عملی برای پاک کردن صورت مسئله و فرار از پاسخگوئی به مطالبات مردم می گردد . یعنی در حقیقت علیه ی ملت می شود.

اما جالب و عجیب است که چرا مشخص نیست پس از سپری شدن 30 سال از عمر ننگین رژیم تروریستی آخوندی که جامعه را شدیداً طبقاتی کرده است . بطوریکه شکاف عمیق طبقاتی میان اقلیت بالائی ها و حاکمان و اکثریت پائینی و محرومان آنگونه عمیق و گسترده شده است که طبقه ی میانی از بین رفته است . و تورم و گرانی و فقر و بیکاری در جامعه بیداد می کند و بهای نفت کاهش یافته است و بودجه با کسری فراوان مواجه است .

همچنین چرا زمانیکه عباس پالیز دار در در اردیبهشت ماه سال قبل در دانشگاه همدان در جمع بسیجیان اسامی 44 دانه درشت های مفسد اققتصادی و غارتگران منابع و ذخایر کشور و کلان دزدان حرفه ای بیت المال را اعلام و افشا کرد . نه اینکه صدای اعتراضی لوطی جماران در نیامد و از افشاگرحمایت نکرد ، بلکه بر عکس دست اقدام معکوس زد . زیرا که مهره ی دست آموز و ملیجکش سعید مرتضوی قاتل و شکنجه گر و دزد را سراسیمه وارد صحنه کرد و خود سکوت رضایتمندانه اختیار کرد . تا که فرمان بازداشت و بازجوئی افشاگر عباس پالیز دار را صادر کند . اما معلوم نیست که اکنون چه اتفاقی افتاده است که لوطی جماران متوجه اصلاح صرفه جوئی در مصرف شده و برایش فتوا صادر کرده است .

مهمتر اینکه ملای سرمقاله نویس نیز پس از 0 3 سال که از بقای ننگین رژیم مذهبی دین فروش و غارتگر و جنگ افروز و عوامفریب گذشته است . کشف کرده است که در قرآن توصیه به قناعت شده و برای معیشت روشن ترین دستور العمل فرهنگ مصرف تأکید کرده است . همچنین افزوده گذشته از خشک سالی و بحران اقتصادی و مالی براي ملت و مسئولان بخش هاي مختلف كشور صرفه جوئی يك فريضه است. زيرا که هيچ ملتي بدون رعايت فرهنگ مصرف نمي تواند به اهداف مهم پيشرفت و توسعه دست يابد. البته ملای سرمقاله نویس توضیح داده است که چگونه نه برای رهبر و مسئولان کشور که برای ملت فریضه ی مذهبی است تا که صرفه جوئی در مصرف پیشه کنند .

آیا این واقعاً مسخره نیست و توهین و دهان کجی آشکار به مردم ایران نمی باشد در شرایطی که 80% جمعیت کشور در زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند و جائیکه صحبت و سئوال و پرسش است که در دو سه سال اخیر مبلغ 200 میلیارد دلار در آمد ناشی از فروش نفت کجا رفته است ؟ به خصوص همین قبل از عید بود که بحث مفقود شدن بیش از یک میلیار دلار از سوی دولت نهم ادعای مکتبی و اصول گرائی دارد که مورد تأئید و حمایت لوطی جماران می باشد در مجلس ارتجاعی و کمدی و دکوری و انتصابی هشتم مطرح بود .

از سوی دیگر مگر فر اموش شده است که سال گذشته همین موقع پاسدار گماشته احمدی نژاد در شهر مذهبی قم چه گفت و چگونه گرد و خاک بر پا کرد و با عربده کشی ادعای مبارزه با مفسدان و مافیائی اقتصادی از جمله مافیای وارد کننده و توزیع کنند گان سیگار های قاچاق خارجی کرد که شامل حال پاسدار محسن رضائی دبیر مجمع مصلحت نظام می شد . یا اینکه در تور سفر های مارا تونی پر هزینه ی تبلیغات استانی در شمال و شهر ساری و سپس زنجان چه گفت و از پایمال شدن حق و حقوق 70% از سوی اقلیت 30% گفت و تهدید کرد که می خواهد با چاقوی ضامندار زنجانی شکم آنانی را پاره کند که پول های شان از پارو بالا نمی رود .

در خاتمه اینکه حال پرسش است که چگونه است که همه ی این اعترافات و افشاگری ها و تهدیدات فراموش شده است و به جای مفسدان اقتصادی و کلان دزدان بیت المال و به خصوص بریز و بپاش های بیت رهبری باهزینه ی تدارک منقل و دود و دم سورسات رهبر لوطی جماران که بیست و چهار ساعته برپاست، ملت محروم وتهی دست مورد مخاطب واقع شده است که می بایست صرفه جوئی کنند و برای شان رعایت فرهنگ صرفه جوئی و قناعت تجویز شده است که پیامی جز تحمل فقر و تورم و گرانی و شرایط سخت و طاقت فرسا تر از شرایط کنونی برای شان متصور نمی باشد. . بدتر اینکه ملای سرمقاله نویس افسوس جهان اسلام خورده که چرا از فرهنگ صرفه جوئی فاصله گرفته اند . ولی غیر مسلمانان رعایت می کنند . مهمتر اینکه معلوم نیست که چرا به جای برسی پرتوی از پیام نو روزی لوطی جماران در صحن امام رضا اعتراف نکرده است که خانه از پای بست و یرانست. خواجه در فکر نقش ایوانست .

هوشنگ � بهداد
شنبه 15 فروردین ماه سال 8 138
پیرامون مقاله مصطفی تاج زاده در خصوص مجاهدین، در سایت نو روز

سایت خبری نو روز وابسته به حزب مشارکت اسلامی مورخ 12 فروردین یک مقاله از مصطفی تاج زاده بازتاب داده است که با عنوان " در خصوص مجاهدین خلق" می باشد . البته پرداختن به مجاهدین در اصل دفاع کردن از یک جریان فاشیستی به نام سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است که زائده و تحفه نو ظهور و دست ساز خمینی شیاد در برابر سازمان مجاهدین در اوایل انقلاب است . این جریان بقول سعید حجاریان فولکس واگنی . یعنی اینکه اعضای شان در یک فولکس واگن جای می گیرد. از همان ابتدا تا حال در 30 سال گذشته با نفوذ و حضور در ارگان های گوناگون حکومتی و فاشیستی همچون سپاه پاسداران و دادستانی ضد انقلاب و کمیته و زندان اوین و باز جوئی ها و در دولت میر حسین موسوی و به خصوص حضور پررنگ و فعال در جنگ ضد ملی و ضد میهنی 8 ساله ی این و عراق داشته است. صد البته که هرگز فراموش نشده است که چگونه نقش کلیدی در سر کوبگری های خیابانی و دانشگاه ها انجام وظیفه می کرد و در کنار حزب خائن توده و فرزند نا خلف خوانده اش اکثریت پرچمدار مبارزه ضد امپریالیستی خمینی شیاد علیه ی آمریکا بود .

اما چون پس از جنگ ضد ملی و ضد ملی 8 ساله ی ایران و عراق و پذیرش آتش بس شکست که همراه با سر کشی جام زهر از سوی خمینی شیاد بود. تاریخ مصرف شان به پایان رسید و نقشی همچون گذشته اینان دیگر نقش در قدرت نداشتند . از طرف دیگر به دلیل انشعابات درونی اش که به گرایش های گوناگون تبدیل شد . چون برخی به سوی جریان انگلیسی مؤتلفه همچون پاسدار ذولقدر رفت و پاسدار محسن رضائی به سوی رفسنجانی رفت و ملیجک وی و پادوی لوطی جماران شد . بقیه این جریان فولکس واگنی که از صحنه قدرت به بیرون پرتاب شده اند همسو با خاتمی شیاد سنگر گرفته در کنج کتابخانه اینان گرد عبد الکریم سروش حلقه زدند و دخمه یا حلقه ی مطالعاتی کیان با شمس الواعظین و سعید حجاریان را تشکیل دادند و به حساب خود شان این از مرکز قدرت طرد شدگان مشغول مطالعه شدند تا اینکه فضای مناسب دوم خرداد به و جود آمد و با نا دیده گرفتن پرونده سیاه گذشته شان از جمله حضور فعال در قتل عام زندانیان سیاسی از 30 خرداد سال 60 تا تابستان خونین سال 67 که حمام خون برپا شد. اینان با لعاب و برچسب مدعیان دروغین اصلاح طلبی به اریکه قدرت در مجلس ششم و دولت هفتم و هشتتم خزیدند و حاصل فعالیت مشرک شان در کنار خاتمی هموار کردن بقدرت رسیدن پاسدار چاقو کش محمود احمدی نژاد شد . البته پرونده ی گسترده ی فساد مالی و اختلاس گری شان به خصوص با حضور در مدیریت شرکت پترو پارس جنوب دارند که بهزاد نبوی رئیس و مدیر عامل آن بود . همینطور در پرونده شهرام جزیری نیز در کنار سایر دوم خردادی ها در گیر بوده اند.

اما اکنون که رقابت و جنگ قدرت انتخابات باند های متخاصم مافیائی سخت با لا گرفته است و دوباره پرونده ی این جریان فاشیستی از سوی سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری و همکار و وکیل مدافع سعید امامی آخوند روح الله حسینیان گشوده شده است و با نقل قول کردن وتکرار سازمان منافقین دوم که از سوی قصاب بد نام زندان اوین اسد الله لاجوردی که این جریان نامیده شده بود . اکنون برای اینکه سر سپردگی خودشان را به نظام نشان دهند . همچنین برای اینکه کارنامه سیاه شان سفید گردد و خودشان را تبرئه کنند . مصطفی تاج زاده عضو و عنصر فعال و سیاسی این جریان فولکس واگنی وارد صحنه شده است و برای اینکه به رقبای منتقد خود پاسخ داده باشد . با آویزان شدن به آخوند مطهری و خمینی عوامفریب و آخوند شیاد خاتمی پاچه ی مجاهدین را سفت و سخت گرفته است و تمام اراجیف و لغز خوانی ها و اتهام زنی ها و شیطان سازی و جنگ روانی که دستگاه بد نام تبلیغاتی وزارت اطلاعات و سایت های تبلیغاتی مزدوران وابسته به آن، تا کنون علیه ی مجاهدین به خصوص رهبری آن بکار برده اند را نشخوار و تکرار کرد ه است .

کمدی و مضحک اینکه تاج زاده از موضع مدافع قانون مداری به سبک خاتمی شیاد و مدافع دمکراسی و قانون و حقوق بشر و آزادی بیان و اندیشه و انتخابات آزاد به مجاهدین و رهبری آن حمله کرده است و مجاهدین را متهم کرده است که مخالف این مقولات بوده و می باشند . آنهم در شرایطی که تأسیس و عملکرد شورای ملی مقاومت و ماندگاری مجاهدین و حضور شان بر روی صحنه ی مقاومت و مبارزه ی علیه ی رژیم تروریستی آخوندی آنهم با همه دسیسه و توطئه و تهدید ها و زد و بندهای خائنانه که اجرا شده است خلاف این ادعا را ثابت می کند . در صورتیکه رژیم نامشروع و ضد مردمی پدر خوانده تروریست جهانی دارای کارنامه ی بغایت ننگین و سنگین نقض حقوق بشری در جهان می باشد. همینطور نه اینکه امثال خاتمی ها از سوی جانشین و پیروان خمینی شیاد نه تحمل نمی شوند، بلکه همراه با حامیانش متهم به شاه سلطان حسین و همسو با دشمن بیگانه می شوند .

از سوی دیگر رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و تروریستی آخوندی منزوی ترین کشور منطقه است و روند رشد لجام گسیخته ی تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ها و فقر و بیکاری در جامعه بیداد می کند و هرروز بر عمق شکاف عمیق طبقاتی افزوده می گردد و با کاهش بهای قیمت نفت عجیب بودجه کشور با کاهش فاحشی مواجه می باشد و هیچگونه چشم انداز امیدی نسبت به بهبود وضعیت در آینده وجود ندارد .

بد تر اینکه خفقان و سرکوب و ار عاب و و حشت و ضرب و شتم و بگیر و بنبد و بازداشت ها با شکنجه و اعدام و سانسور غوغا می کند . آنگونه که بر حسب برآورد ضریب جمعیت کشور رتبه و مقام اول جهانی اعدام ها را به خود اختصاص داده است که مکمل رتبه دار جهانی نقض مستمر حقوق بشر و پیشتاز مرگ و میر جهانی در جاده ها می باشد و همچنان که اشاره شد دوباره تأکید می شود این شرایط کنونی حاکم بر کشور محصول و پیآمد کار مشترک جناح ها و باند های مافیائی غالب و مغلوب می باشد . از جمله نقش سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی انکار نا پذیر نمی باشد . به خصوص اینکه مصطفی تاج زاده عضو فعال این جریان فاشیستی ، بعلاوه که عضو فعال حزب کروکی مشارکت اسلامی است در دوره ی اول ریاست جمهوری خاتمی معاونت سیاسی وزارت کشور را بر عهده داشت که حاصل آن نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی مجلس ششم بود که در چند حوزه شهر ستان ها به خصوص در تهران به دلیل تقلبات و خلاف 30 % آرای انتخاباتی حوزه ها ابطال اعلام شد . از سوی دیگر بازده ی کار مشترک دولت و مجلس ششم مدعی اصلاح طلبی طبق اعتراف خاتمی هر 9 روز یک بحران بود . همچنین سعید حجاریان تئوریسین دوم خردادی ها ترور شد. 80 مطبوعات یکشبه تعطیل و توقیف گردید . همچنین قیام 6 روزه ی دانشجوئی در تیر ماه سال 78 سرکوب شد . همینطور قتل های زنجیره ای اجرا ونقش انواع و اقسام عالیجنابان افشاشد .

مهمر اینکه خاتمی شیاد پس از اینکه لوطی جماران را منتسب به وحی کرد و اراده ی سیاسی برتر نامیدش و شناسنامه ی انقلاب برای رفسنجانی روباه مکار و دزد و غارتگر و صادر کرد و در آستانه ی تبلیغات دوره ی دوم در استان کرمان و شهر کرمان اعتراف کرد که ما مسئولین ر ژیم تروریستی و دین فروش و جنگ افروز و غارتگر آخوندی در برابر همه قول و وعده های سر خرمنی که تا کنون به مردم ایران داده ایم . فقط فقر را میان شان منصفانه توزیع کرده ایم . البته وی سران حکومت و شرکای دزد و غارتگرش را تفکیک نکرد ونگفت که اینان نه اینکه جزو مردم ایران نمی باشند ، بلکه دشمن شان هستد که اسامی 44 دانه درشت ها عباس پالیز دار در دانشگاه همدان در ردیبهشت سال گذشته اعلام و افشا کرد.

بالاخره اینکه خاتمی شیاد پس از دو دوره ی 4 ساله ی ریاست جمهوری مدعی اصلاح طلبی اعتراف کرد که نقشی به جز تدارکاتچی نظام نداشته است. البته شرایط کنونی آنگونه عیان است که نیاز به بیان نیست.

در خاتمه اینکه جرم بزرگ مجاهدین در 30 سال گذشته این بوده است که از همان ابتدا اسیر شانتاژ گری و شعار های تبلیغاتی و پوچ مبارزه با امپریالیسم به خصوص با آمریکای شیطان بزرگ و خمینی شیاد نشد و همسو با دانشجویان مسلمان پیرو خط امام یا همان بر نامه ریزان پشت صحنه سازمان دست ساز و قلابی مجاهدین انقلاب اسلامی و همسنگران توده ای و اکثریتی اش نشد و درست مبارزه ی اصولی با ارتجاع حاکم را اصل قرار داد و برروی آن تأکید کرد و تا کنون با پرداخت هزینه ی بسیار سنگین و خونین برروی این مبارزه ایستادگی کرده است . به ویژه اینکه ارتجاع هار ترمز بریده و دنده عقب کنده ی حاکم که دست پرورش یافتگان مکتب خمینی شیاد هست نه فقط تبدیل به مشکل اساسی مردم ایران شده است . نه اینکه امثال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و دوم خردادی ها را قبول ندارد و آنان را غیر اسلامی و عامل دشمن بیگانه می داند ، بلکه تبدیل به معضل امنیت و صلح و ثبات سیاسی کشور های همجوار و منطقه ی خاور میانه شده است . بدتر اینکه با قدرت سپاه پاسداران از طریق کودتای خاموش و خزنده و تسلط بر تأسیسات هسته ای و تلاش شبانه روزی که برای د سترسی به سلاح هسته ای می شود . مهمتر اینکه تهدید جدی صلح و امنیت جهانی شده است . بنابراین مشخص است که جرم و گناه کبیره و نابخشودنی سازمان مجاهدین خلق این است که نه در برابر این هیو لای وحشی و غول از شیشه بیرون زده شده تسلیم نشده و زانو نزده است ، بلکه در برابرش ایستاده و هنوز خللی در عزم راسخ مبارزه کردن با افشاگری سیستماتیک توطئه و اهداف تهدید آمیز به وجود نیامده است . آنگونه که موجب نگرانی و هتاکی و اتهام زنی یک پادو وجارجی سابق از قدرت به بیرون پرت شده ی رژیم تروریستی آخوندی برای تبرئه کردن جریان فاشیستی خود واقع شده است . ضمن اینکه این مدعی قلم بر دست باز هم ثابت کرد که چقدر واقعیت دارد که گفته می شود هر گز از افعی، کبوتر زائیده نمی شود . یا توبه ی گرگ مرگ است . برای اینکه این رژیم تروریستی و نامشروع و ضد بشری آخوندی محال است که تغییر و اصلاح پذیر باشد.

فرودین ماه14 سال 1388
هوشنگ � بهداد
زبله گرد ها دستآورد30 ساله ی رژیم تروریستی با حمایت سیاست غرب

گزارشی از سوی خبر نگار سایت خبررسانی اینترنتی آفتاب از کرمان باز تاب داده شده است که خیلی تأسف انگیز است . زیرا که درست معکوس آرمان مبارزان و انقلابیون و آزادیخواهان و مردم ایران است که برایش انقلاب کردند.

البته عوامل و ارا متر هائی که موجب نارضایتی عمومی مردم ایران و وضعیت خیزش و انقلاب در زمان شاه شد. باید اذعان کرد که در شرایط کنونی از هر نظر بسیار گسترده تر از آن زمان با شدت ادامه دارد. به خصوص در زمینه ی شکاف عمیق طبقاتی و گسترش فقر و بیکاری و تبعیض و ضریب سرکوب و خفقان اجتماعی که به و ضوح در همه سطوح قابل رؤیت است و هر گز کتمان کردنی نمی باشد . چونکه همانگونه که اشاره شد گزارشی که گزارشگر سایت خبررسانی آفتاب متعلق به حسن روحانی از کرمان تهیه کرده است ؛ ضمن تأسف انگیز بودنش گویای واقعیتی می باشد که نتیجه ی عملکرد 30 ساله ی غارتگران و دین فروشان و جنگ افروزان و عوامفریبان حاکم می باشد که درست نتیجه ی معکوس امید و آرزوهای مردم ایران به خصوص مردم استان محروم کرمان در قبل از انقلاب و شرایط بهمن ماه سال 57 می باشد . برای اینکه با سیستم شاه مبارزه شد تا نا بر ابری ها و ظلم و اجحاف ها و زباله جمع کنی ها و اعتیاد و رها شدگان در جامعه ... در کار نباشد و عدالت و آزادی و دمکراسی جایگزینش شود ونه اینکه آن امکانات موجودی هم که بود نابود شود و کسانی جانشین شاه شوند که خیلی بیش از وی دزد و مستبد و سرکوبگر تر می باشند.

شایان یاد آوریست که هنوز برای آنانی که قبل از انقلاب فعالیت سیاسی داشتند فراموش نشده است که زمانی که فضای سیاسی از سال 54 به بعد در ایران باز شد که به خاطر فشار دمکرات ها در آمریکا بود که برروی شاه مستبد و وابسته وارد شد که بیش از دو سال طول کشید و فعالین سیاسی و مردم توانستند نفسی تازه کنند و بمرور حضور شان در صحنه افزایش یابد و پررنگ شود که در نهایت با پررنگ شدن این حضور اعتراضی مردم منتهی به کاستن کارآئی دستگاه جهنمی ساواک شد و در نهایت بستر ساز انحلال آن شد که شرایط فروپاشی سیستم شاه شتاب یافت و هموار شد . اما جانشینان کنونی شاه چون این تجربه ی دوران شاه را دارند . مشروط بر اینکه ضریب وابستگی شاه را نیز ندارند . بنا براین چون حاکمان کنونی ایران اتکای شان هرروز بیش از گذشته به ار گان های سرکوبگر بیش از گذشته شده است. پس با وجود اینکه جنایات و اعمال ضد انسانی حاکمان کنونی اصلاً قابل مقایسه با زمان شاه نمی باشد . لذا تنها راه ماندگاری را در منقبض تر کردن هر چه بیشتر فضای جامعه نسبت به روز قبل می دانند تا که بتوانند به حاکمیت ننگین خودشان ادامه دهند. البته سیاست تهدید و آلوده و همسو کردن خیلی از مدعیان مخالف را هم به پیش برده شده است . امثال حزب مشکوک کمونیست کارگری حمید تقوائی و سایت روزنه اش که علیه مجاهدین ساکن اشرف درست همسو با موفق اربیعی مشاور امنیت عراق و دستگاه بد نام وزارت اطلاعات و سایت های دست سازش همچون پارس - ایران شده است.

اما موضوعی که مخاطبان غربی به خصوص سیاستمداران آمریکائی قادر به درک و فهمش نمی باشند . تصور کرده اند که با دور زدن مردم ایران و پاک کردن صورت مسئله و صرفاً با شیوه ی هویج و چماق می توانند خواست مورد نظر خودشان برای کنترل کردن فعالیت هسته ای و عدم تلاش برای دسترسی به سلاح هسته و همینطور عدم پیگیری فعالیت صدور تروریسم و بنیاد گرائی و دخالت گری در امور داخلی کشور های منطقه ی خاور میانه را به سران رژیم تروریستی آخوندی تحمیل کنند. غافل از آنکه بطور سیستماتیک رهبران رژیم تروریستی آخوندی به ویژه فر ماندهان سپا پاسداران با فریاد و صدای بلند اعتراف کرده اند که خطر نه از بیرون که از درون می باشد.

بنابراین غرب به جای اینکه اقداماتی را در پیش گیرند که موجب شکستن دیوار اختناق و سرکوب در داخل کشور شود تا که تیغ سر نیزه از زیر گردن مردم معترض فاصله گیرد و بتوانند وارد صحنه ی مبارزه ی اعتراضی علیه ی حاکمان شوند که نمونه های آن در پایان مسابقات فوتبال از سوی جوانان ناراضی به نمایش گذاشته می شود و مکمل آن از سوی دانشجویان معترض و آزادیخواه با فریاد مرگ بر دیکتاتور دنبال می شود . ولی غرب درست با به بازی گرفتن رژیم نامشروع و ضد مردمی و پدر خوانده ی تروریست جهانی با سیاست خائنانه ی مماشات گری تجارت نفت و خون و انسان و یا مذاکره پیرامون امنیت عراق و افغانستان و هسته ای، هم موجب مشروعیت دادن به رژیم تروریستی آخوندی می شوند . هم سبب دهان کجی کردن به مردم ایران می گردند . بد تر اینکه باعث تقویت امکان سر کوب کردن بیشتر مردم ایران از سوی مستبدان و سر کوبگران حاکم بر ایران شده اند.

متأسفانه هزینه ی بسیار سنگین سیاست گاز انبری درونی و بیرونی را مردم ایران پرداخته و می پر دازند که با وجود منابع غنی نفت و گاز وسایر ذخایر دیگر که در ایران وجود دارد . اما گذشته از خفقان و سرکوب و اعدام و سانسور و نقض مستمر حقوق بشر که ادامه دارد. اکثریت مردم ایران آنگونه در زیر خط فقر اقتصادی به سر می برند که در میان زباله و آشغال ها به دنبال مواد غذائی و کارتن و پلاستیک می گردند که گفته شه تبدیل به یک نوع شغل شده است. آنهم برای نوجوانانی که می بایست پشت میز مدارس باشند. البته این مشاغل کاذب و غیر انسانی آن روی سکه زندگی طاقت فرسا ولی شرافتمندانه ی کارتن خوابی و تن و اندام فروشی و اعتیاد و قاچاق فروشی مواد مخدر می باشد که نتیجه ی فقر و تبعیض و بی عدالتی نهادینه شده در 30 ساله گذشته در جامعه است.

در خاتمه اینکه عجیب است که هنوز غرب متوجه نشده است که چون سران رژیم بربر منش و تاریک اندیش و نامشروع و ضد بشری آخوندی بطور دقیق اشراف کامل از فضای انفجاری جامعه دارند و همانگونه که توضیح داده شد تجربه ی زمان شاه را دارند که هر گز نه می توانند ونه می خواهند که دست از سرکوب و استبداد و سانسور و اختتناق و زندان و شکنجه و اعدام بر دارند و در این مورد کوتاه بیایند و فضای باز سیاسی و اجتماعی دهند . زیرا که خوب می دانند که در جامعه ی به شدت طبقاتی شده که هرروز فاصله ی حاکمان با توده های ناراضی مردم بیشتر می شود و همچنان که اعتراف خطر از درون نه بیرون می کنند. بنابراین می بایست که برای کنترل شرایط انفجاری جامعه به ابزار سرکوب با زور و سرکوب بیشتر اادامه دهند و تلاش گسترده تر برای دسترسی به سلاح هسته ای کنند . زیرا که در غیر اینصورت هیچگونه شانس بقای حکومت ننگین شان نمی باشد. اما جای تأسف دارد که سیاست مماشات گرایانه و متضاد غرب هم همسو با سیاست حاکمان ایران شده است که نه فضای داخل ایران از هر نظر تحمل نا پذیر شود، بلکه موجب تهدید امنیت و ثبات سیاسی راق و افغانستان و خاور میلانه شده است که هر روز هم ضریب این خطر افزایش می یابد.

هوشنگ - بهداد
سیزدهم فروردین ماه سال 1387