مصالحه با آمریکا بی‌معناست

مصالحه با آمریکا بی‌معناست
سعید لیلاز، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی تصریح کرد: اگر یک در هزار، قبل از این ماجرا‌ها مخالف مصالحه با آمریکا بودم، الان فکر می‌کنم این مصالحه کلا بی‌معنی شده است، نه‌تنها به لحاظ سیاسی غلط است بلکه به لحاظ اقتصادی بی‌معناست.
مصالحه با آمریکا بی‌معناست
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس؛ روزنامه فرهیختگان مصاحبه‌ای با سعید لیلاز عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در خصوص اثرات بحران کرونا، کاهش نرخ نفت و... بر ایران، آمریکا و برخی کشور‌های منطقه انجام داده است که در ادامه می‌آید.
  4 تا 5 درصد تولید ناخالص ایران در اثر کرونا از بین می‌رود
از دید شما بحرانی که در اثر اپیدمی کرونا در ایران اتفاق افتاد، به چه میزان و در چه سطوحی به اقتصاد کشور ضربه وارد کرد؟ آیا شما بر سر همان پیش‌بینی قبلی خود هستید و یا رقم‌‌های متفاوتی را امروز می‌بینید؟
بررسی شواهد، اطلاعات و آمار و داده‌‌های اقتصادی و اجتماعی هم در ایران و هم در بقیه کشور‌های دنیا نشان می‌دهد واقعا ماجرای همه‌گیری ویروس کرونا جدی است و نمی‌توان با برخی تحلیل‌‌های مقطعی از کنار آن گذشت. بنده براساس اطلاعات و داده‌‌های پیشین در اوایل اسفند برآورد کرده بودم که به میزان دو تا سه درصد تولید ناخالص ایران در اثر کرونا از دست می‌رود و این نکته را هم بیان کردم که این تخمین درصورتی دقت بالایی خواهد داشت که درگیری با اپیدمی کرونا تا اردیبهشت از بین برود و مساله حل شود ولی اکنون که همچنان در نقاطی از کشور درگیری با این بیماری ادامه دارد، حدس می‌زنم موضوع قدری جدی‌تر است و آثار بیشتری دارد. ‌بخشی از این آثار و تبعات مربوط به دولت می‌شود، در این مورد گفته شده که دولت حداقل 100 هزار میلیاردتومان برای مقابله با این ویروس اعتبار گذاشته است.
 خب، این رقم نزدیک به سه درصد تولید ناخالص داخلی ایران است. خود این عدد به‌تنهایی کسری بودجه را افزایش می‌دهد و طبعا مشکلاتی را به همراه دارد. از سوی دیگر برآورد می‌شود دولت 30 تا 40 هزار میلیاردتومان عدم تحقق درآمد مالیاتی به‌خاطر کرونا داشته باشد و این هم خسارت مضاعفی است که به دولت وارد می‌شود. از طرف دیگر در کشور تاکنون حدود 100 هزار نفر به این ویروس مبتلا شده‌اند و این آمار کسانی است که از خدمات درمانی رایگان دولت بهره‌مند شده‎اند و این هم به بودجه دولت فشار وارد می‌کند و درعین‌حال هزینه‌‌های پاکسازی و ضدعفونی کردن و حفظ بهداشت هم اضافه شده است. ازاین‌رو با توجه به این مباحث من تصور می‌کنم آثار این ویروس بر اقتصاد ایران قابل‌توجه است و احتمالا حدود چهار تا پنج درصد تولید ناخالص داخلی ایران را از بین می‌برد و این عدد مهمی است ولی درعین‌حال باید به این نکته هم اذعان کرد که شواهد نشان می‌دهد فشار این ویروس بر اقتصاد ایران کمتر از کشور‌های مشابه خواهد بود.
  بحران کرونا و کاهش قیمت نفت نهایتا به سود ایران خواهد بود
این خسارت 5-4 درصدی که بیان کردید از قضا با مساله‌ دیگری هم همزمان شده و آن ماجرای کاهش قیمت نفت است. کشور امروز تحت تحریم است و قاعدتا مشکلات زیادی از این منظر داریم، باوجوداین، قریب 150 هزار میلیاردتومان در بودجه امسال برای نفت و درآمد آن پیش‌بینی شده بود. آیا با وجود این دو مساله مشکلات ایران دوچندان می‌شود؟
من تصور نمی‌کنم سقوط قیمت جهانی نفت خام آثار تعیین‌کنند‌ه‌ای روی اقتصاد ایران بگذارد، به‌دلیل اینکه صادرات نفت ایران پس از تحریم‌‌ها به حدود خیلی کمی رسیده بود و به‌نظرم این سقوط قیمت شاید حدود پنج تا 6 میلیارد دلار از درآمد‌های ارزی ایران را در مجموع بتواند کم کند که این رقم به‌سادگی برای ما قابل‌جبران است.
  کاهش نرخ نفت به عربستان 30 برابر ایران آسیب می‌زند
در این‌باره بنده بحث مهم دیگری دارم. من معتقدم به‌طور کلی تاثیر نهایی ویروس کرونا و همچنین سقوط قیمت جهانی نفت خام به نفع جمهوری اسلامی خواهد شد. معتقدم به لحاظ ژئوپلیتیک این اتفاقات نهایتا به نفع ایران است، چون تقریبا تمام رقبای ایران را از کار انداخته است. عربستان و روسیه در حوزه اقتصادی و سیاسی با ایران رقابت دارند، درمورد ایالات‌متحده آمریکا این رقابت در حوزه سیاسی و نظامی است و حالا تقریبا همه اینها از کار افتاده‌اند. یعنی آسیبی که سقوط قیمت جهانی نفت خام به عربستان می‌زند حداقل به نظر من 30 تا 40 برابر ایران است. این کاهش بین‌المللی قیمت نفت خام درحال‌حاضر و در نگاه کلان به نفع ماست.
از طرف دیگر و در یک نگاه کلی به‌نظر می‌رسد آمریکایی‌‌ها در منطقه تا حد قابل‌توجهی زمین‌گیر شده‌اند. همان‌طور که ملاحظه می‌کنید تحرک نظامی واحد‌های عملیاتی ایران در خلیح‌فارس به‌مراتب بیشتر از گذشته است و این هم از آثار شیوع ویروس کروناست.
من فکر می‌کنم اقتصاد جهان و به‌ویژه آمریکا به‌دلیل اپیدمی ویروس کرونا و همین‌طور به‎‌علت سقوط قیمت نفت تا مدت‌‌ها تحت‌فشار و تاثیر کرونا خواهد بود و این مساله سبب می‌شود هرگونه امکان ایالات‌متحده برای ایجاد یک تشنج نظامی در منطقه تضعیف شود.
 
  آسیب کرونا بر اقتصاد آمریکا بیشتر از خسارت سال 2008 است

این نکته‌ای که شما ذکر کردید، بحث قابل‌تاملی است. آیا شما معتقدید فشاری که امروز ایالات‌متحده تحمل می‌کند، بیشتر از فشار و آسیب‌‌های ناشی از اتفاق سال 2008 است؟ و اساسا آیا خسارت امروز نسبت به اقتصاد بسیار بزرگ ایالات‌متحده به چشم خواهد آمد؟
بله، اطلاعات و آمار‌های موجود گویای همین نکته است. اگر شما امروز به آمار‌های منتشرشده از درون آمریکا توجه کنید، خواهید دید که برآورد‌ها از بیکاری جمعیت 25 میلیون نفری در ایالات‌متحده حکایت دارد، این عدد معادل 15-14 درصد نیروی کار آمریکاست. اگر این اعداد را با گذشته مقایسه کنیم، خواهیم دید درصد بیکاری به‌مراتب بیشتر از بحران 2008 و 2009 است. نرخ بیکاری در آمریکا در سال 2012 در بدترین روز‌های بحران 9درصد بود که از قضا همین مساله هم باعث شد اوباما پیروز انتخابات شود و روی کار بیاید و جمهوری‌خواهان انتخابات را واگذار کنند.
 الان نه فقط کرونا این نرخ بیکاری را بیشتر کرده بلکه مساله این است که در آمریکا کاهش شدید درآمد‌های نفتی هم بیش از 10 میلیون شغل (که حتی برخی آن را تا 15 میلیون هم تخمین می‌زنند) را تحت‌تاثیر قرار داده و میلیون‌‌ها شغل را از بین می‌برد. ازاین‌رو من فکر می‌کنم آمریکا با یکی از بدترین بحران‌‌های خود بعد از بحران دهه 1930 روبه‌رو است، یعنی شدت آسیب و خسارات ناشی از کرونا از بحرانی به نام بحران سال 2009-2008 جلو ‌زده است.
کرونا نیروی دریایی آمریکا را از کار انداخته است
ضمن اینکه ویروس کرونا به لحاظ عملیاتی نیروی نظامی آمریکا را در دریا‌ها از کار انداخته، این نکته مهمی است که از چشم کارشناسان نظامی و متخصصان ژئوپلیتیک هم دور نمانده است. الان واحد‌های دریایی آمریکا تا حد زیادی از کار افتاده‌اند.
کمتر از هر زمان دیگری نیاز به مصالحه با آمریکا داریم
شاید این وضعیت وقتی به روسیه و عربستان منتقل ‌شود برای آنها چالش‌‌هایی را ایجاد کند، اما برخی معتقدند درآمد‌های سرشار نفتی در گذشته و اقتصاد بدون تحریم و دیگر امکان‌ها باعث می‌شود این کشور‌ها چالش‌‌های زیادی نداشته باشند، البته در قیاس با ایران. گفته می‌شود که ایران با چالش بزرگ‌تری درگیر است که فروش نفت یکی از آنهاست و برای مثال در اثر کرونا کاهش صادرات دیگر محصولات نیز به آن اضافه شده. حتی در اثر کرونا واردات کشور هم دچار چالش مضاعفی شده، ازاین‌رو شاید اولین سوال خیلی‌‌ها این باشد که در این شرایط ایران وضعیت بدتری نسبت به دیگر کشور‌ها پیدا کرده است و چرا از آن سخن نمی‌گوییم.
خیر، من معتقدم انزوای سیاسی و تحریم‌‌های دو سال قبل تقریبا تمام آثار کاهش سقوط قیمت جهانی نفت را از قبل خورده است. برخی فکر می‌کنند برجام آثار مفید نداشته! دقت کنید بعد از امضای برجام، سقوط قیمت جهانی نفت خام تمام آثار مثبت جهانی برجام را از بین برد. اما همین اتفاق الان، نتیجه برعکسی ایجاد کرده، یعنی تحریم، جلوی ضربه کاهش قیمت جهانی نفت را به ایران گرفته است. الان جمهوری اسلامی برای هرگونه مذاکره با ایالات‌متحده و یا مصالحه با آمریکا به‌مراتب کمتر از گذشته باید علاقه‌مندی و انگیزه داشته باشد، چراکه این مصالحه هیچ‌گونه اثر مادی برای ما نخواهد داشت.
زمان اثرگذاری کرونا هم مهم است
اثرگذاری کرونا روی ایران بسیار کمتر از بقیه کشور‌ها بوده است. به‌طوری که وضعیت ایران با اروپا و آمریکا قابل‌مقایسه نیست. تعطیلی اقتصاد در ایران تقریبا رو به پایان است و برخلاف نگرانی‌‌هایی که بیان می‌کردند، اگر حالا با چشم باز به کشور ایران نگاه ‌کنیم، خواهیم دید که اینجا تنها جایی است که باید به آن بچسبیم و البته حواس‌مان به آن جمع باشد. پیش‌بینی ما این بود که دو هفته بعد از باز شدن خیابان‌‌ها آمار مبتلایان به کرونا افزایش یابد، درحالی‌که تا الان رشدی نداشته است، البته همچنان با نگرانی به این مساله نگاه می‌کنم. اما اگر آمار مبتلایان همان روزی هزار نفر باشد و این روند ادامه یابد و کاهشی شود، وضعیت بهتر هم خواهد شد.
  همه شواهد نشان می‌دهد باید مقاومت کنیم
یعنی معتقدید مصالحه با غرب تاثیر اقتصادی آنچنان زیادی بر ایران نخواهد داشت؟
اگر یک در هزار، قبل از این ماجرا‌ها مخالف مصالحه با آمریکا بودم، الان فکر می‌کنم این مصالحه کلا بی‌معنی شده است، نه‌تنها به لحاظ سیاسی غلط است بلکه به لحاظ اقتصادی بی‌معناست، چون چیزی پس از مصالحه انتظار شما را نمی‌کشد.
این مجموعه تحریم‌ها، باعث شده در اثر کرونا اقتصاد ایران از آن چیزی که بود، چند درصد تنزل یابد، درحالی‌که درمورد کشور‌های دیگر ماجرای کرونا و همین‌طور قیمت نفت تاثیرات به‌مراتب بیشتری داشته است. به‌نظرم شما به وضعیت کشور‌های عربستان و روسیه خوشبینانه نگاه می‌کنید. روسیه از نظر نظامی و سیاسی رقیب و دشمن ایران نیست ولی عربستان به‌نظر من به لحاظ سیاسی درمعرض بی‌ثباتی است. برای اینکه کسری بودجه عربستان تا جایی که من می‌توانم بفهمم به ارقامی حدود 15 تا 20 میلیارد دلار در ماه می‌رسد و درحال‌حاضر این کشور‌ها و کشور‌هایی مثل عربستان، فقط از ذخایر خود می‌خورند. لذا این تغییرات حتی ممکن است منجر به تغییرات ژئوپلیتیک در خاورمیانه هم بشود، یعنی اهمیت خاورمیانه را برای غرب از بین ببرد و باعث کاهش فشار آمریکا بر ایران شود. ازاین‌رو همه شواهد نشان می‌دهند باید مقاومت کنیم.
 خاورمیانه دیگر پمپ‌بنزین دنیا نیست
 البته در این میان باید نکته دیگری را هم توضیح دهم. اینکه آمریکایی‌‌ها با طالبان در شرق ایران مذاکره می‌کنند، من را به این نگرانی و احتمال می‌رساند که ممکن است غرب ایران را دوباره به بعثی‌‌ها بدهند و بخواهند با استراتژی مهار دوگانه یعنی با نظریه مارتین ایندک ایران را کنترل کنند، نه مستقیما! سیاست تلاش برای کنترل مستقیم ایران برای آمریکایی‌‌ها جواب نداده است. ازاین‌رو ممکن است در اثر تحولات کنونی شما شاهد خروج آمریکا از خاورمیانه شوید. چون پایگاه انرژی جهان عوض خواهد شد. این را باید بفهمید که از این پس خاورمیانه پمپ‎بنزین دنیا نیست و این منجر به تحولات بسیار مهمی خواهد شد که از دیدگاه بنده بیشتر این تحولات به نفع ایران خواهد بود تا به ضرر آن!
 ایران غیرنفتی‌ترین اقتصاد نفتی دنیاست
در این مورد یک تئوری نزد برخی وجود دارد مبنی‌بر اینکه اگر در اثر کاهش توان تولید نفت شیل بر اثر کاهش قیمت نفت، آمریکا به خاورمیانه وابسته‌تر باشد، بازیگر متعهدتری خواهد بود. نظر شما چیست؟
در این صورت ایالات‌متحده بازیگر متعهدتری نسبت به دشمنان ایران خواهد بود، نه نسبت به دوستان ایران! شما عنصر نظام جمهوری اسلامی را نادیده می‌گیرید؟ ایران بدون جمهوری اسلامی قابل‌درک نیست. آمریکا تا الان به دوستان خود متعهد بوده و به دشمنان خود چنگ و دندان نشان داده است و می‌گوید که ببینید ما هم هستیم. این تحلیل و حرف کمک‌کننده نظر من بود، نه متضاد با نظر من.
 دقت کنید اگر اهمیت خاورمیانه از بین برود، همانند انار آب‌گرفته کنار گذاشته می‌شود و ما با کشور‌های منطقه تنها باقی می‌مانیم. در این شرایط ایران به‌مراتب مستقل‌تر و نیرومندتر می‌شود و اقتصاد آن بسیار خودکفاتر خواهد شد، چنانکه امروز هم همین‌طور است؛ چرا؟ چون من معتقدم ایران غیرنفتی‌ترین اقتصاد نفتی دنیاست. این هم حرف کمی نیست و لذا بهتر می‌توان روی پای خود بایستد و حرکت کند.
  نیاز آمریکا به نفت و انرژی خاورمیانه هیچ‌گاه مثل امروز کم نبوده است
ادامه سوال قبلی را مطرح کنم. آثار کاهش قیمت باعث خواهد شد صرفه اقتصادی تولید نفت شیل در آمریکا از بین برود، این برآورد خود آمریکایی‌هاست که می‌گویند در نرخ‌‌هایی کمتر از 27 یا 28 دلار امکان تولید وجود نخواهد داشت. دراین‌صورت آنها با مصرف سرسام‌آور نفتی که هم‌اکنون دارند، نیازمند خاورمیانه و سوخت موجود در آن خواهند بود. این تئوری متناقض با نظر شما نیست؟
اگر آثار تحولات ژئوپلیتیک نفت را پیگیری کنیم، به نتایج دقیق‌تری خواهیم رسید. در 10 سال گذشته بین هشت تا 10 میلیون بشکه نفت خام به تولید نفت آمریکا اضافه شده است. به‌گونه‌ای که الان آمریکا صادرکننده نفت است و صادرکننده خالص گاز در دنیاست، با توجه به همین مساله هم باید گفت که وابستگی آمریکا به نفت خاورمیانه هرگز به کمی الان نبوده و علت سقوط قیمت نفت خام جهانی هم همین است.
زمانی تصور می‌کردیم اگر صادرات نفت ایران متوقف شود، دنیا کن‌فیکون می‌شود و نفت به 200 دلار هم می‌رسد، درحالی‌که ظرف 10 سال گذشته هشت میلیون بشکه به تولید نفت آمریکا اضافه شده و بازار دیگر نیاز آنچنانی به نفت ایران از خود نشان نداده است.

  با وجود رشد اقتصادی، مصرف انرژی اروپا  در اثر افزایش توان تکنولوژی، طی 10 سال گذشته ثابت بوده
درمورد برآورد 27 دلار برای مقرون‌به‌صرفه‌بودن تولید نفت شیل، نظرتان چیست؟
آمریکایی‌‌ها وقتی تولید این نوع نفت را آغاز کردند، قیمت مقرون‌به‎صرفه برای هر بشکه از آن 75 تا 80 دلار بود، اما الان این رقم به‌مراتب کمتر شده است. علت آن هم چیزی نیست جز پیشرفت تکنولوژی که توان تولید ارزان‌تر را به آمریکا داده است. بنابراین وقتی شما از تکنولوژی صحبت می‌کنید به یک ابزار بسیار پرقدرت اشاره کرده‌اید، اگر تکنولوژی فهمیده و درک نشود، قدرت درک و تشخیص دقیق مسائل در سطح جهان میسر نخواهد بود.
یک مثال دیگر بزنم؛ مصرف نفت یا بهتر بگویم مصرف انرژی اولیه اروپا در 10 سال گذشته مقدار ثابتی بوده است، اگرچه که این کشور‌ها پیشرفت کرده و صنایع خود را نیز گسترش داده‌اند. این به چه معناست؟ بدین معناست که افزایش رشد اقتصادی آنها هیچ اثری روی مصرف انرژی نگذاشته و علت آن هم افزایش توان تکنولوژیکی این کشورهاست.
پایگاه عرضه انرژی جهان درحال تغییر است. یک حوزه گازی بزرگ معادل 60 درصد کل حوزه پارس اعم از جنوبی و شمالی، اخیرا بین قبرس و سرزمین‌‌های اشغالی فلسطین کشف شده است. این حوزه وابستگی گاز اروپا به روسیه را صفر می‌کند. اینها تحولات بسیار بزرگی است، یعنی هم روسیه و هم خاورمیانه از کار می‌افتند و همه اینها به نفع ایران است و من معتقدم تحولات آینده به نفع ایران خواهد بود.
تا حدامکان باید به سمت اقتصاد غیروابسته به دنیای خارج برویم
درمیان توضیحاتی که گفتید، درباره انتخابات آمریکا و پیروزی اوباما در اثر مشکلات اقتصادی سال 2008 هم نکته‌ای را تشریح کردید. با اتفاقی که الان افتاده، اگر همان‌طور و براساس همان منطق نتیجه‌گیری کنیم باید بگوییم که ممکن است کرونا و نفت روی انتخابات اکتبر آینده آمریکا اثر بگذارد. آیا شما چنین نظری دارید؟
من متخصص مسائل داخلی آمریکا نیستم و ساختار داخلی آمریکا را نمی‌شناسم ولی آنچه از شواهد می‌بینم، نفوذ ترامپ کاهش داشته است و ممکن است این وقایع بر انتخابات آتی ایالات‌متحده هم اثر بگذارد. آنچه این روز‌ها خودشان بیان می‌کنند این است که آن اطمینان قطعی درباره پیروزی مجدد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری که قبل از کرونا موردتاکید همه بود، حالا دیگر با آن شدت و حدت وجود ندارد. حداقل این را می‌توانیم بیان کنیم.
ازاین‌رو همین غباری که امروز در فضای سیاسی آمریکا ایجاد شده، دوباره این نوید را به ما می‌دهد که باید مقاومت و صبر کنیم و امید زیادی داشته باشیم تا مسائل درست شوند. با توجه به این، بنده معتقدم تا جایی که ممکن است الان باید داخل را محکم کنیم و به‌سمت اقتصاد تا حد امکان غیروابسته به دنیای خارج برویم و یا این وابستگی را متقابل کنیم. البته من با وابستگی مخالف نیستم، با وابستگی یکطرفه مخالف هستم.
مشکل اصلی ایران مدیریت است نه تحریم
 علت اینکه ترکیه وارد ائتلاف ضدایرانی در اقتصاد نمی‌شود، این نیست که آنها به ما عشق می‌ورزند یا مسلمان هستند، علت این است که آنها به ما احتیاج دارند و تا وقتی این‌طور باشد ترکیه با هرگونه فشار علیه ایران مخالفت خواهد کرد. بنابر این منطق هم باید این وابستگی به خودمان را 10 برابر کنیم. اگر این کار را انجام دهیم، ایران غیرقابل تحریم می‌شود، گرچه من همچنان بنابر اعتقاد 25 سال اخیرم، معتقدم که ایران هیچ‌گاه مشکل جدی از بابت تحریم نداشته و مساله و مشکل ما تنها مدیریت است.
پیشنهاد می‌کنم دولت کوپن کالا‌های اساسی بدهد
نکات مهم و امیدوار‌کنند‌ه‌ای بیان کردید. در ‌بخش پایانی مصاحبه می‌خواهم از شما درمورد الزامات و اقدامات ضروری برای تحقق همین آیند‌ه‌ای که شما تصویر کردید، بپرسم. در کوتاه‎مدت و بلندمدت از نظر اقتصادی باید چه کار کرد تا بتوانیم از این فرصت بهره‌برداری کنیم؟
ما باید افراد فرودست جامعه خود را تحت‌حمایت قرار دهیم. این اطمینان را حاصل کنیم که شرایط آنها بدتر نخواهد شد. این مطلب را قبلا به دولت روحانی پیشنهاد کرده بودم و معتقدم ایران باید در چشم‌انداز آتی کوپن کالا‌های اساسی به مردم بدهد؛ به‌خصوص الان و با مشکلات ناشی از اپیدمی کرونا ضرورت این اقدام بیش از گذشته شده است. اگر طبقات فرودست و به‌عبارت دقیق‌تر سه یا چهار دهک پایین جامعه را به‌صورت جدی حمایت کنیم، همانند کمربند‌هایی که وزنه‌برداران موقع بالا بردن وزنه می‌بندند، دراین‌صورت ایران هیچ‌گاه بی‌ثبات نخواهد شد.
شورش‌‌های 25 آبان ناشی از بی‌توجهی به همین توصیه من به حکومت و دولت بود، چراکه دیدید اعتراض حاشیه به متن شکل گرفت. لذا ما باید این حاشیه را جمع کنیم.
علاوه‌بر این باید تلاش کنیم اقتصاد کشور را به‌سمت اقتصاد آزاد در داخل بکشانیم که فارغ از هرگونه رانتی باشد. باید رانت‌زدایی در اقتصاد ایران صورت گیرد. رانت‌زدایی جز با آزادسازی امکان‌پذیر نیست. یکی از مشکلاتی که جناح راست در ایران به‌لحاظ نظری دارد، این است که می‌خواهد بدون اینکه رانت‌‌ها را از بین ببرد، با فساد مقابله کند. این بحث عملی نیست. بدون آزادسازی هرگز عملیات مقابله با فساد در کشور موفق نخواهد بود. باید تلاش شود به‌سمت آزادسازی، حمایت از تولید داخلی و ساخت داخلی کردن اقتصاد حرکت کنیم.
همان کاری که اقتصاد ایران در دو سال اخیر با ‌بخش کشاورزی انجام داد، چون قیمت محصولات یکباره پنج برابر شد، اقتصاد ایران در حوزه کشاورزی یکباره شکوفا شده است و لذا همین اتفاق باید برای بقیه اقتصاد ایران هم رخ دهد که موضوع مفصل‌تری برای صحبت است.
این به معنای افزایش تورم نیست؟
تورم راه و مسیری جز رشد نقدینگی ندارد و این اشتباه علمی بزرگی است که برخی می‌کنند. یا باید جلوی رشد نقدینگی را بگیرید یا اگر نمی‌توانید جلوی رشد را بگیرید، اجازه ندارید قیمت‌‌ها را سرکوب کنید که این باعث رانت می‌شود و رانت هم دزد درست می‌کند.

امنیت شغلی کارگری تقریبا صفر!

امنیت شغلی کارگری تقریبا صر  12اردیبهشت-99!
عدم امنیت شغلی همراه با 4 برابر کمتر زیر خط فقر اقتصادی دستمزد اهدای هدیه 41 ساله رژیم غارتگر عوامفریب به کارگران محروم وزحمت کش است که درروز جهانی به کارگران ایرانی داده شده است.
براساس آمارهای موجود بیش از 96درصد قراردادهای رسمی ثبت‌شده ما موقتی هستند. اگر به این تعداد پیش‌بینی حدود سه‌میلیون کارگر غیررسمی را هم اضافه کنیم امنیت شغلی ما در حوزه کارگری در محدوده صفر سیر می‌کند.
امنیت شغلی کارگری تقریبا صفر!
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس؛ روزنامه فرهیختگان، در مطلبی به مسئله مطالبات کارگری پرداخته که خلاصه‌ای از آن در ادامه از نظرتان می‌گذرد.
به‌قول فعالان کارگری، جریان کار و کارگر اگر قرار باشد بر مدار درستی حرکت کند، باید سه‌مولفه را داشته باشد و مطالبات اصلی باید حول این سه‌محور شکل بگیرد؛ یکی مساله امنیت شغلی، دیگری معیشت و ضلع سوم تشکل‌یابی است. این سه‌مساله روی هم اثر می‌گذارند و از هم اثر می‌پذیرند و تحقق هرسه باهم و به‌حد مطلوب می‌تواند رضایت نسبی کارگران را از وضعیت موجود ایجاد کند.
در ارتباط با دو وجه اول یعنی امنیت شغلی و مساله معیشت سخن بسیار رفته است و ادعاها و اظهارنظرهای گوناگون زیادی وجود دارد. در ارتباط با ضلع سوم و مساله تشکل‌یابی و نقش اتحادیه‌ها، تشکل‌ها و سندیکاهای کارگری در پیگیری مطالبات کارگران ولی ماجرا کمی متفاوت است و آن میزان‌که به باقی مولفه‌ها پرداخته شده، به این ضلع توجه درخوری نشده است. به‌همین خاطر و در توصیف، تحلیل و تشریح جایگاه و اهمیت تشکل‌های کارگری، اتحادیه‌ها و سندیکاهای کارگری با کارشناسان و فعالان حقوقی و کارگری گفت‌وگو‌هایی داشتیم.
امنیت شغلی کارگری تقریبا صفر!
علی خدایی، عضو کارگری شورای‌عالی کار گفت: «درحال‌حاضر اگر بخواهیم به امنیت شغلی در کشور امتیاز دهیم که وضعیت کارگران در این مقوله چطور است، براساس آمارهای موجود بیش از 96درصد قراردادهای رسمی ثبت‌شده ما موقتی هستند. اگر به این تعداد پیش‌بینی حدود سه‌میلیون کارگر غیررسمی را هم اضافه کنیم که از حداقل‌ها برخوردار نیستند، آنها هم فاقد امنیت شغلی هستند و درنهایت به این نتیجه خواهیم رسید که امنیت شغلی ما در حوزه کارگری در محدوده صفر سیر می‌کند.»
حقوقی که نصف هزینه‌ها را هم کفاف نمی‌دهد
این فعال حوزه کارگری افزود: «بعد از امنیت شغلی، موضوع معیشت است که درحال‌حاضر حداقل مزد تعیین‌شده حتی نیمی از هزینه‌های یک خانوار را پوشش نمی‌دهد. اگر به گفت‌وگوی بعد از تعیین مزد آقای وزیر دقت کنید (با اینکه روی این عدد هم بحث داریم) ایشان عنوان می‌کند عدد تعیین‌شده 55درصد سبد معیشت است، درحالی‌که چنین نیست و مجموع درآمدها را با مجموع درآمد ردیف‌های جانبی مزد حساب کرده‌اند و این عدد می‌تواند به‌نسبت سبد تعیین‌شده باشد و اگر این ماجرا را بپذیریم، کسی نیست پاسخ بدهد که تکلیف 45درصد باقی‌مانده چیست؟»
بیش از 88 درصد کارگران عضو هیچ تشکلی نیستند
خدایی در ادامه گفت: «درنهایت اما به موضوع سوم ماجرا می‌رسیم که بحث تشکل‌یابی است. براساس آمارهای موجود، حداکثر 12درصد کارگران شاغل در تشکل‌های رسمی متشکل هستند؛ یعنی بیش از 88درصد کارگران برای پیگیری امور خود فاقد تشکل هستند، بنابراین در این شرایط کاملا مشخص است که در هیچ‌یک از مطالبات اولیه یعنی امنیت شغلی، معیشت و اقتصاد و تشکل‌یابی وضعیت مطلوبی نداریم و بالطبع در مطالبات ثانویه وضعیت از این هم بغرنج‌تر خواهد بود.»
جدال بین کارگر و کارفرما؛ جدال حداکثر و حداقل‌ها
در ادامه اما برای بهتر روشن شدن وجوه حقوقی و جایگاه مطالبات کارگران در نظام حقوقی ایران و مقایسه این فضا با سایر نظامات حقوقی با رسول کوهپایه‌زاده، حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری گفت‌وگو کردیم. او دراین‌باره به «فرهیختگان» گفت: «بحث طبقه کارگر، موضوع حقوق کارگر، روابط کارگری و مناسبات کارگری از مباحث بسیار مهم، حساس و تعیین‌کننده در مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حتی امنیتی است. این موضوع با داشتن ابعاد مختلف و پیچیدگی‌های فراوان و تاثیراتی که بر سایر ارکان، مناسبت‌ها و روابط دیگر دارد، از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار است. در کشور ما براساس آمار ارائه‌شده طبقه کارگر حدود 26میلیون نفرند که در بخش‌های مختلف صنعت، معدن، کشاورزی، خدمات اداری، بانکی و... مشغول به‌کارند و به‌لحاظ کمی، کیفی و پراکندگی در عرصه‌های گوناگون این موضوع اهمیت قضیه را دوچندان می‌کند. مستحضرید که ذات و طبیعت نامتعادل رابطه میان کارگر و کارفرما به این معنا که کارگر را ناچار به تبعیت از شرایط تحمیلی کارفرما می‌کند و اصطکاک منافع بین آنها وجود دارد؛ کارگر به‌دنبال حداکثر منافع و دستمزد است و کارفرما به‌دنبال پرداخت حداقل‌هاست.
  این امر سبب می‌شود هدف نهایی حقوق که عدالت برای همه اقشار جامعه است در اینجا مخدوش شود، به‌ همین‌ دلیل حقوق کار با نگرشی عدالت‌خواهانه و با موضع‌گیری‌های جانبدارانه به‌نفع طبقه ضعیف‌تر یعنی کارگر پا به میان نهاده و با حمایتگری به تنظیم و تعدیل این رابطه نابرابر می‌پردازد.
تشکل کارگری، کلید رسیدن به امنیت و دستمزد مناسب
این حقوقدان در ادامه به وضعیت کارگران، مطالبات آنها و تشکل‌های کارگری در ایران برای پیگیری مطالبات کارگران اشاره کرد و گفت: «کارگران برای اینکه بتوانند به دو نیاز اصلی خود یعنی حداقل دستمزد و امنیت شغلی برسند و آن را تامین کنند، نیاز دارند در قالب مساله سوم یعنی حق تشکل آن را پیگیری کنند. در این خصوص اصل 26قانون اساسی آزادی تشکل‌های صنفی و سیاسی را در چارچوب قانون پذیرفته است، مشروط‌‌ بر اینکه اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را رعایت کنند. به‌هرحال آزادی تشکل از حقوق بنیادین کارگران است.
ماده 178قانون کار چنین عنوان می‌کند که هرکس شخص یا اشخاصی را به‌اجبار و تهدید وادار به قبول عضویت در تشکل‌های کارگری یا کارفرمایی کند یا مانع عضویت در تشکل‌های کارگری و کارفرمایی شود و نیز چنانچه از ایجاد تشکل‌های قانونی و انجام وظایف آنها جلوگیری کند به جریمه نقدی و حبس یا هر دو محکوم می‌شود.
اصل 26قانون اساسی حق تشکیل انجمن، سندیکا و تشکل‌های کارگری را به‌رسمیت شناخته است. نکته قابل‌توجه این است که قشر و جمعیت کارگر علی‌رغم اینکه به‌لحاظ مالی و اقتصادی جزء قشر فرودست جوامع تلقی می‌شوند، همواره درطول تاریخ در تحولات سیاسی و اجتماعی نقش خاص و بعضا بی‌بدیلی را بازی کرده‌ و بسیار اثرگذار و تحول‌برانگیز بوده‌اند، ازاین‌رو دولت‌ها و حاکمیت‌ها نگاه ویژه و خاصی به وضعیت کارگران دارند، چه به‌لحاظ بعد تقنینی و چه ابعاد اجرایی و قضایی موضوع! اگر بخواهیم مثال تاریخی بیاوریم نقش کارگران به‌خصوص کارگران صنعت نفت در پیروزی انقلاب اسلامی در اعتصابات سال 57 نقش غیرقابل‌انکاری است.
در کشورهای دیگر مثال به‌روز بزنیم موضوع اعتصابات کارگران در فرانسه که به جلیقه‌زردها موسوم شده و تحولات و آثاری که ‌همراه داشته، موید جایگاه و نقش مهمی است که قشر کارگر در تحولات اجتماعی و سیاسی می‌تواند ایفا کند. در کشور ما باتوجه به وضعیت خاص اقتصادی و شرایط ویژه‌ای که ناشی‌ از تحمیل تحریم‌های بین‌المللی است، وضعیت کارگران به‌لحاظ اقتصادی و معیشتی باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد، یعنی بحث حداقل دستمزد که مهم‌ترین دغدغه قشر کارگر است، نیاز به توجه بیشتری دارد.
شاید در بعد تقنینی از این حیث مشکلی نداشته باشیم، کمااینکه ماده 41 قانون کار اعلام کرده تعیین حداقل دستمزد سالانه یکی از فاکتورها براساس نرخ رسمی تورم است که از سوی بانک مرکزی اعلام می‌شود و سال گذشته این نرخ بالای 40درصد اعلام شده بود، اما متاسفانه همانطور که در جریان هستید شورای‌عالی کار در آخرین مصوبه‌اش در این زمینه حداقل دستمزد کارگران را 21درصد اعلام کرد که برخلاف صراحت قانون است.
البته این شورا متشکل از نماینده دولت، کارگر و کارفرماست که نماینده کارگران مصوبه را امضا نکرد و در کمال شگفتی و تعجب این مقرره تصویب و ابلاغ شد تا در این سال به‌خصوص، سال جهش تولید که کارگر یکی از مولفه‌های اصلی موضوع تولید است، این مساله بر موضوع تولید در کشور می‌تواند تاثیرات نامطلوبی بگذارد.
البته در این خصوص اقدامات حقوق و قانونی برای ابطال این مصوبه در دیوان عدالت اداری صورت گرفته و من شخصا با برخی نمایندگان محترم کارگری صحبت کرده‌ام و اخذ وکالت هم انجام شده و امیدوار هستم در دیوان عدالت اداری این مصوبه لغو شود.
درنتیجه برای بهبود شرایط اقتصادی تثبیت آرامش، امنیت اجتماعی و سیاسی و رونق و پیشرفت در تولید نیازمند توجه بیشتر به قشر کارگر هستیم؛ هم به‌لحاظ حمایت‌های قانونی و هم حمایت‌های اجرایی دولت در عمل و توجه بیشتر نهادهای ذی‌صلاح مربوطه وضعیت معیشتی و امنیت شغلی کارگران، می‌طلبد که بازنگری مجددی در نحوه ارتباط با این قشر داشته باشیم و البته قشر کارگر هم با دریافت آموزش‌های صحیح و آشنایی بیشتر با حقوق خود و حرکت در چارچوب قانون و مقررات جهت پیشبرد خواسته‌ها و مطالبه‌گری به‌حق خود درواقع می‌تواند از وضعیت فعلی عبور کند و در جایگاه مطلوب‌تری قرار گیرد.»

خسارت 263 میلیارد ریالی به محصولات باغی و زراعی آذربایجان‌غربی

خسارت 263 میلیارد ریالی به محصولات باغی و زراعی آذربایجان‌غربی
رییس اداره مدیریت بحران و کاهش مخاطرات طبیعی جهاد کشاورزی آذربایجان‌غربی از وارد شدن خسارت بیش از 263 میلیارد ریالی ناشی از وقوع تگرگ و سرمازدگی به اراضی زراعی و باغی استان در فروردین ماه سال جاری خبر داد.
خسارت 263 میلیارد ریالی به محصولات باغی و زراعی آذربایجان‌غربی
امیر ساوجی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در ارومیه اظهار کرد: با توجه به برآوردهای اولیه خسارات ناشی از وقوع تگرگ و سرمازدگی، به اراضی کشاورزی شهرستان‌های میاندوآب، خوی، شاهین‌دژ و سردشت بیشترین میزان خسارت وارد شده است.
وی افزود: بیشترین میزان خسارت سرمازدگی مربوط به محصولات باغی در شهرستان‌های شاهین‌دژ و میاندوآب در سطح یک هزار و 577 هکتار گزارش شده است.
رییس اداره مدیریت بحران و کاهش مخاطرات طبیعی جهاد کشاورزی آذربایجان‌غربی تصریح کرد: تگرگ نیز در سطح ۵۵ هکتار از محصولات زراعی و 2 هزار و 184 هکتار از محصولات باغی از جمله درختان هسته‌دار واقع در شهرستان‌های خوی، میاندوآب، مهاباد، سردشت و شاهین‌دژ خسارت وارد کرده است.
ساوجی بر لزوم بیمه محصولات کشاورزی توسط کشاورزان تأکید کرد و گفت: هر ساله در اوایل بهار انواع مخاطرات جوی شامل سرمازدگی، سیل، تگرگ خسارت‌هایی را به کشاورزان و دامداران وارد می‌کند، ویژگی طبیعت بر این است که خیلی از حوادث قابل پیش‌بینی نیستند لذا از کشاورزان انتظار می‌رود نسبت به بیمه محصولات خود اهتمام بیشتری داشته باشند.

18تصاویر گروه جهادی فتح

18تصاویر گروه جهادی فتح  12اردیبهشت-99
چون برای جنگ افروزان حاکم به خصوص پاسداران جنایتکار ایران ویران جنگ 8 ساله خانمانسوز عراق موهبت الهی بود . بنابراین برای پیگیری مداوم از این سیاست موهبت الهق جنگی پیوسته پسوندهای جنگی عربی چاشنی همه پروژه های تبلیغاتی با رنگ وبوی جنگی پاسداران جنایتکار شده است .
گروه جهادی فتح در سال1397 با هدف یاری رساندن به نیازمندان و همچنین حضور در مناطق بحرانی تشکیل شد. اعضای این گروه پس از فرمان مقام معظم رهبری در خصوص کمک مومنانه به اقشار ضعیف جامعه شکل، تصمیم به پخت غذای گرم برای بی‌خانمان‌ها و کارتن‌خواب‌ها می‌گیرند. و غذای پخته شده را عموما در محلات شوش، مولوی و محدوده‌ی بازار بزرگ بین نیازمندان توزیع می‌کنند. در گروه جهادی فتح، بانوان نقش اصلی را ایفا می کنند.
عکس: محمدسعید سعیدی 


اعضای گروه در حال آماده سازی غذا
اعضای گروه جهادی فتح، معصومه پاپی نژاد و فائزه مسعودی در حال پخت غذا
فائزه مسعودی به سایر اعضای گروه، در پخت غذا کمک می‌کند
تقسیم غذا در ظروف یک‌بار مصرف
حسین به خواهرش فائزه مسعودی در آماده سازی ظروف کمک می‌کند
غذای آماده شده توسط گروه جهادی فتح
افطار کردن گروه جهادی فتح پس از آماده کردن غذا و قبل از توزیع
مهدی زبرجدی از معتمدین و خیرین بازار،  برای توزیع غذا به گروه جهادی فتح کمک می‌کند.
گروه جهادی فتح هنگام گشت‌زنی و پیدا کردن کارتن‌خواب‌ها
توزیع غذای گرم به کارتن خواب‌ها در محدوده خیابان مولوی
توزیع غذای گرم به کارتن خواب‌ها در محله‌های شوش
توزیع غذای گرم به کارتن خواب‌ها در محدوده‌ی چهارراه سیروس
توزیع غذای گرم به کارتن خواب‌ها در محدوده خیابان مولوی
توزیع غذای گرم به کارتن خواب‌ها در محدوده خیابان مولوی
توزیع غذای گرم به کارتن خواب‌ها در میدان محمدیه
توزیع غذای گرم به کارتن خواب‌ها در میدان محمدیه
توزیع غذای گرم به کارتن خواب‌ها در میدان مولوی
بی‌خانمان‌های خیابان مولوی  که توسط اعضای گروه فتح،  غذای گرم دریافت کرده‌اند

15تصاویرباز باران با بهار با رگبار شدید و زودگذر باران در نیمه فصل بهار

15 تصاویرباز باران با بهاربا رگبار شدید و زودگذر باران در نیمه فصل بهار، 12اردیبهشت-99
در نیمه فصل بهار،تهران رنگ و روی دیگری به خود گرفت. اگر چه در برخی نقاط شهر تجمع آب‌های سطحی و پس‌زدن فاضلاب در خیابان‌ها باعث بروز مشکلاتی شد اما شادمانی مردم در زیر باران بهاری لحظات زیبایی را برای عکاس خبرگزاری فارس رقم زد.
عکس: محمدسعید سعیدی


بارش باران بهاری، میدان فردوسی
بارش باران بهاری، خیابان انقلاب
جمع شدن زباله‌ها در جوی کنار خیابان انقلاب تقاطع خیابان استاد نجات‌الهی پس از باران
جمع شدن آبهای سطحی در خیابان انقلاب تقاطع خیابان استاد نجات‌الهی
جمع شدن آبهای سطحی در میدان فردوسی پس از باران بهاری
بارش باران بهاری، میدان فردوسی
آبهای سطحی در خیابان انقلاب تقاطع خیابان استاد نجات‌الهی پس از باران بهاری
بارش باران بهاری، میدان فردوسی
بارش باران بهاری، میدان فردوسی
جمع شدن آبهای سطحی در خیابان انقلاب تقاطع خیابان استاد نجات‌الهی
بارش باران بهاری، خیابان انقلاب
خارج شدن  موش  از فاضلاب شهری پس از سرریز شدن فاضلاب شهری
پس‌زدن آب از فاضلاب شهری  خیابان انقلاب تقاطع خیابان استاد نجات‌الهی
باران بهاری و پدر و دختری که در ترافیک پشت چراغ  توقف کرده‌اند
پُر شدن باغچه‌های کنار خیابان پس از بارش باران بهاری

هنر کرونا؛ کاهش جرایم واقعی، افزایش جرایم مجازی

هنر کرونا؛ کاهش جرایم واقعی، افزایش جرایم مجازی  12اردیبهشت-99

در یک برآورد کلی آمارها حاکی از آن است که با اجرای طرح فاصله‌گذاری اجتماعی و قرنطینه در شهرهای جهان ۳۸ هزار سایت کلاهبرداری جدید فعال شده و این جرایم به طور کل ۳۰۰درصد افزایش داشته است.
به گزارش ایسنا، روزنامه ایران نوشت: «هر جا که بحث انتقال و پرداخت آنلاین پول در میان باشد، حتماً راهزنانی مجازی هم در کمین نشسته‌اند. هر چند فعالیت این افراد در فضای مجازی موضوع تازه‌ای نیست اما نیاز به چنین امکانی در اوج فاصله اجتماعی از یک سو و احساس همدردی و همدلی آدم‌ها با توجه به شرایط کرونایی از سوی دیگر، فرصت مناسبی برای جولان مجرمان سایبری و هکرها و کلاهبرداران مجازی فراهم می‌آورد.
ناگفته پیداست که کرونا وضعیت مشابهی در همه جای جهان پدید آورده و به تبع آن جرایم مجازی هم تقریباً مشابه هم هستند؛ از تبلیغ کارهایی همانند تولید محتوا، پشتیبانی سایت، پاسخگویی در بخش فروش سایت و ... در منزل با درآمد عالی، وعده فروش پلاسمای افراد بهبود یافته از بیماری کرونا، فروش کیت‌های جعلی تشخیص و حتی واکسن تقلبی کرونا به قیمت هزار دلار و ... . جالب است بدانید در برخی کشورها جرایمی مثل تهدید به خاموش کردن برق بیمارستان و غیر فعال کردن دستگاه‌های پزشکی نیز گزارش شده است و همین طور تهدید افراد ساده‌دل با ابتلای آنها به کرونا برای در اختیار قرار دادن رمز عبور رایانه یا رمز عبور کارت‌های بانکی‌شان.
در یک برآورد کلی آمارها حاکی از آن است که با اجرای طرح فاصله‌گذاری اجتماعی و قرنطینه در شهرهای جهان ۳۸ هزار سایت کلاهبرداری جدید فعال شده و این جرایم به طور کل ۳۰۰درصد افزایش داشته است.
در ایران نیز بر اساس گزارش‌های رسمی با افزایش ۹۵ درصدی جرایم سایبری از ابتدای سال تاکنون مواجه بوده‌ایم که حدود ۸۰ درصد آن در حوزه مالی و اقتصادی و شامل کلاهبرداری‌های اینترنتی و برداشت‌های غیر مجاز بوده است.
نبی غلامی، وکیل دادگستری و کارشناس مرکز پژوهش‌های قوه قضائیه در این باره می‌گوید: «آثاری را که این ویروس بر جرایم ارتکابی دارد می‌توان از دو منظر کاهشی و افزایشی آن مورد بررسی قرار داد. یعنی از یک سو با کاهش تردد شهروندان در سطح شهر، افزایش حضور آنان در منزل و استفاده از خدمات آنلاین می‌توان انتظار کاهش میزان وقوع جرایمی نظیر سرقت از منازل، ضرب و جرح و ... را داشت و از سوی دیگر به دلیل افزایش میزان استفاده از فضای مجازی و خدمات رایانه‌ای، افزایش وقوع جرایم در این حوزه امری محتمل است.»
وی عنوان می‌کند: «افزایش استفاده از خدمات آنلاین یا برخط در کنار بالا رفتن میزان بیکاری مشاغلی که صاحبان آنها نیاز به حضور فیزیکی در جامعه دارند، باعث شده تا بزهکاران فضای مجازی در پوشش ارائه شغل در حوزه خدماتی مثل تولید محتوا، پشتیبانی سایت، پاسخگویی در بخش فروش اینترنتی و ... اقدام به جذب شهروندان و دریافت اطلاعات حساب بانکی آنها کنند. به رغم این که قبل از شیوع کرونا نیز مجرمان سایبری مرتکب جرایم مشابه می‌شدند با این حال و با در نظر گرفتن این که بخشی از مجرمان سنتی نیز لاجرم و شاید برای امرار معاش، به سمت ارتکاب جرایم سایبری می‌روند، می‌توان انتظار داشت که در صورت ادامه این روند، به زودی شاهد افزایش قابل توجه نرخ جرایم سایبری و به طور خاص کلاهبرداری رایانه‌ای باشیم.»
در مقایسه رشد آمار جرایم رایانه‌ای ایران با معدل کل جهانی این جرایم، کاملاً پیداست که اوضاع ما چندان هم بد نیست اما از این دلخوشی کوچک که بگذریم، به این پرسش می‌رسیم که آیا همه مشکلات در رویکرد بیش از پیش شهروندان به استفاده از سرویس‌های آنلاین و درنتیجه تبدیل جرایم سنتی به جرایم مجازی نهفته است؟ بهناز آریا، رئیس کمیسیون افتای سازمان نظام صنفی استان تهران با بیان این موضوع معتقد است: «بسیاری از مردم در خصوص امنیت فضای مجازی و فناوری‌های جدید از توجه و هوشیاری کافی برخوردار نیستند. از سوی دیگر بدون آن که متوجه عواقب و آسیب‌پذیری آن شوند تمایل دارند هر فناوری و ابزار جدیدی را امتحان کنند بخصوص اگر به بحث اقتصادی مرتبط باشد. بنابراین بلافاصله هر نرم‌افزاری را بر روی گوشی‌شان نصب می‌کنند و به همین سادگی جرایم مجازی افزایش پیدا می‌کند. بحث امنیت در فضای مجازی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این موضوع نیاز به مراقبت و اطلاع رسانی مستمر دارد که متأسفانه در کشور ما به میزان لازم این اتفاق نمی‌افتد.»
وی اعتقاد دارد همکاری بخش خصوصی با دولت، تعریف مصادیق جرم و قانونگذاری دقیق در این زمینه، آموزش شهروندان بویژه آموزش کودکان از همان مقطع ابتدایی و اطلاع رسانی دقیق به مردم، می‌تواند در پیشگیری از چنین جرایمی مؤثر باشد: «اگرچه این نوع جرایم قابل پیگیری هستند اما باید توجه داشته باشیم همان طور که یک سارق یا قاتل سعی می‌کند ردپایی از خود در صحنه جرم باقی نگذارد، در فضای مجازی هم مجرمان سعی می‌کنند آثاری از خود برجا نگذارند. بنابراین قوانین کشور باید به گونه‌ای باشد که با فرد مجرم برخوردی سریع با تنبیهات شدید در نظر گرفته شود. در حال حاضر در پلیس فتا پرونده‌هایی وجود دارد که برای رسیدگی به آنها باید پروسه‌ای طولانی طی شود. پس از آن هم به اعتقاد من جزایی که بازدارندگی کافی داشته باشد برای مجرم در نظر گرفته نمی‌شود. در واقع ضرری که فرد می‌کند با جزا مطابقت ندارد. در حالی که امروزه اطلاعات جزو ارزشمندترین دارایی‌ها محسوب می‌شود و حریم شخصی نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است که یک مجرم مجازی به هر دو حوزه دست درازی می‌کند.»
احمد بخارایی که معتقد است جرایم سایبری نوعی راهزنی مجازی است، این مسأله را از دریچه تاب‌آوری اجتماعی و اقتصادی بررسی می‌کند و می‌گوید: « تاب‌آوری اجتماعی، یکی از عوامل تاب‌آوری اقتصادی است. یعنی وقتی تحت شرایط خاص، پدیده‌هایی رخ می‌دهد که باعث پایین آمدن تاب‌آوری اقتصادی و کم شدن آستانه تحمل افراد می‌شود، آنهایی که گرفتار مشکلات هستند برای رسیدن به منافع فردی خودشان دست به انواع جرایم می‌زنند.»
این جامعه شناس می‌گوید: «از آنجایی‌ که کشور ما با مشکلات عدیده و مسائل خاصی روبه‌رو است هر روز شاهد بروز پدیده‌هایی هستیم که به التهابات گسست اجتماعی و فقر دامن می‌زند و باعث می‌شود افراد سودجو با قرار دادن پا بر دوش دیگران و له کردن آنها خودشان را ارتقا دهند که این همان گسست اجتماعی است. واقعیت قضیه این است که ما آن همبستگی لازم اجتماعی را نداریم یا این همبستگی و دیگرخواهی خیلی کمرنگ است. اگر توجه داشته باشید بیش از ۹۰ درصد زندانیان اقتصادی کشور محکوم و قربانی شرایط بیرونی هستند که آنها را به این سمت سوق داده و به اجبار مرتکب اینگونه جرایم شده‌اند. بنابراین در تحلیل و درمان این مشکل زاویه دید ما بسیار مهم است که یکی از این راه‌حل‌ها مداخله روانشناسان اجتماعی برای تغییر منش افراد خودخواه به دیگرخواه است.»
کرونا هنرهای عجیب و غریبی دارد و یکی از آنها جمع کردن جرایم خیابانی، نزاع و درگیری در محیط‌های اجتماعی و سرقت از منازل و کیف‌قاپی در پیاده‌روهاست اما این ویروس هوشمند، در مقابل توانسته سرقت از فاصله دور را رواج دهد و آن را جایگزین بقیه جرایم کند. حالا در میان سارقان هم برد با آنهایی است که بیش از دیگران با دانش و ابزار روز آشنایی دارند و این شاید به بالا بردن دانش شهروندان نیز بینجامد؛ به هر حال فضای مجازی دیگر خیابان نیست که کیفت را سمت دیوار بگیری یا پولت را چند جا بگذاری و چیزهایی از این دست. اینجا باید بلد باشی از اطلاعات شخصی‌ات محافظت کنی و اگر تا حالا یاد نگرفته‌ای، کرونا مجبورت می‌کند که یاد بگیری.»