نقد و بررسی " فتنه افراسياب (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان دوشنبه 27 آبان ماه سال -1387
"پاسدار شریعتمداری باتأکید ازمواقب و مواظب بودن فتنه ی افراسیاب های درون اصول گرایان هشدار داده تا نکندبه جای رسیدن رستم وسهراب بهم، سهراب کشی شود"
سربازجو حسین شریعتمداری از شاهنامه ی فردوسی فقط آخرش را دوست دارد. همچنین داستان رستم و سهراب و اسفندیار را نیز در راستای اهداف خاص همچون مدل قهوه خانه ای نقالی کرده اش را می پسندد که و دست به مرثیه خوانی و تشبیه سازی زده است تا که شخصیت های پوشالی مترادف اینان را برای پاسدار تیر خلاص زن بد نام دروغگو وخالی بند و عقده ای و بیمار روانی احمدی نژا و پاسدار غارتگر میلیاردی محمد صادق محصول را در نقش رستم و سهراب قالب کند و مخالفان شان را اسفندیار بنامد . البته مجلس کمدی و دکوری انتصابی با اقلیت دوم خردادی ها در نقش اسفندیار فریبکار وفتنهگر معرفی شده اند و نسخه تجویز کرده که باید با نا دیده انگاشتن همه انتقادات و اشکالات پاسدار گماشته احمدی نژاد باید شرایط خطیر کنونی در نظر گرفته شود و تأکید کرده که می بایست با بی خیال شدن عملکرد رحیم مشائی به دولت انتقاد نکرد و بدون بهانه گیری رأی اعتماد به وزیر پیشنهادی داده شود تا در این وسط به اسفند یارهای اشاره داده فرصت نداشته باشند هم داستان رستم وسهراب را اجرا کنند و هم چشم سیاوش را نشانه بگیرند. پس باید چشم فتنه ی اسفندیار را کور کرد تا فرصت نداشته باشد شرایط را به نفع خود بکند و این دشمن کینه توز خطرناک نامیده شده خود باز گشت دوباره به قدرت کند.
آیا می توان تصور کرد که آخر و عاقبت کشور تاریخی آنگونه شده باشد که رهبرش یک آخوند گدا صفت علیل ومنبری دوزاری ومعتاد قدرت باشد و رئیس جمهورش یک پاسدار کوتوله ی سیاسی باشد که تمام سلول های وجودی اش خرافه و حقه و دروغ و نا صداقتی و کینه و عقده و ... می باشد . بدتر اینکه تحلیل گر و مفسر سیاسی و روزنامه نگارش یک پاسدار سربازجو وشکنجه گر شده باشد که ضمن دیکته کننده ی خط و خطوط به این دو عنصر نامبرده، خودش از این د و بسیار بدتر می باشد . بالاخره سربازجو پاسدار در دنباله اشاره با افراسیاب های کشف شده درون اصول گرایان در مجلس کمدی و دکوری و انتصابی کرده است واز دلال وواسطه نام برده است که اصول گرائی را فدای منافع فردی کرده است و از عدم آگاهی واطلا ع پاسدار گماشته احمدی نژاد از نسشت توطئه آمیز 15 نفره برای رأی مثبت استیضاح اسدار علی کردان گفته که اکنون نیز علیه ی پاسدار میلیاردی محمد صادق محصولی نامزد پست وزارت کشور فعال است و از خمینی شیاد فاکت آورده و بالاخره چنین از عاشق خدمت گزاری دولت ونه شیفته ی قدرت گفته است:
"برخي از شواهد و قرائن موجود از حضور احتمالي «افراسياب» يا «افراسياب»ها در جبهه اصولگرايان حكايت مي كند. كساني كه كارشان نه فقط به دلسوزي نمي ماند، بلكه به نفوذي ها شبيه ترند و در خوشبينانه ترين احتمال، منافع شخصي خود را بر منافع نظام، مردم و اصولگرايان ترجيح مي دهند. مأموريت اين افراسياب يا افراسياب ها، دشمن نمايي دوستان و دوست نمايي دشمنان است. امام راحل ما(ره) در پاسخ به نامه آقاي محمدعلي انصاري كه منشور برادري نام با مسمايي براي آن است، از اين عده با عنوان «واسطه ها» ياد مي كرده و مي فرمودند؛«بايد از واسطه هايي كه فقط كارشان القاي بدبيني نسبت به جناح مقابل- در اينجا بخوانيد طرف مقابل از يك جناح-است، پرهيز نمود. شما آنقدر دشمنان مشترك داريد كه بايد با همه توان در برابر آنان بايستيد.»دكتراحمدي نژاد از جلسه چند روز قبل از آن باخبر نبود. جلسه 15نفره در منزل... در آن جلسه كه بعد از رأي مثبت مجلس به استيضاح و دور از چشم رياست محترم جمهوري تشكيل شده بود، خبر رسيد آقاي... توانسته است موافقت آقاي... را براي مخالفت با اعزام معاونان پارلماني وزرا و مديران كل آنها به مجلس كسب كند! و... به بيان ديگر، يك واسطه - كه از مسئولان رده پائين هم نيست- براي آن كه از مجلس به خاطر استيضاح يارغار خود انتقام بگيرد، از يكسو طرح مخالفت با اعزام معاونان پارلماني وزرا به مجلس را در جلسه 15نفره مورد اشاره كليد مي زند و از سوي ديگر همين اقدام را براي رئيس جمهور محترم با عنوان يك حركت قانون گرايانه و با هدف پيشگيري از رخدادهايي نظير آنچه مديركل پارلماني دولت انجام داده بود، قلمداد كرده و جا مي زند!و اين در حالي است كه رد پاي «واسطه» ياد شده در ماجراي چك هاي 5ميليون توماني و گرفتن امضاي انصراف از استيضاح به وضوع ديده مي شود و نتيجه آن كه «رستم و سهراب» ما در ميداني كه افراسياب طراحي كرده است به هم مي آويزند و از حق نگذريم، هر دو حق دارند!از سوي ديگر دولت نيز بارها نشان داده است كه شيفته خدمت است نه تشنه قدرت. اين سخن از روي تعارف نيست، همه شواهد و قرائن و اسناد غيرقابل ترديد بر آن گواه است"
سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری همچون معرکه گیران و ماربازان که در پایان اجرای نمایش و برنامه های شان دست به چراغ الله کردن می زنند تا مردم را سر کیسه کنند. یا اینکه با مار رها کردن شرایط را برای همکاران جیب برشان از تماشاچیان فراهم می کنند . یا همچون پهلوانان سنگ خرد کن برروی شکم که بساط خود را در کنار خیابان پهن می کردند که در پایان با قلدری و زور از مردم بر گرد او حلقه زده، بقول خودش برای سیر کردن شکمش تقاضای پول می کرد آنهم شکمی که ته نداشت . یا اینکه شبیه دارویشی که موقع برداشت خرمن در روستاها مداح گری می کنند تا که سهم گندم طلب کنند. یا همچون سارقان بانک که تهدید می کنند بانکدار همه موجودی صندوق بانک را تحویل بدهد. این سربازجو هم بهمین شیوه و تلفیق و ترکیب تجربه ی خودش به دفاع از عملکرد حمایت دولتی پرداخته است که هرگز جای دفاع کردن ندارد. مسخره اینکه با همه اخراج و خراطی و جراحی کردن ها ی دولت بازهم ادعای عاشق خدمت و نه شیفته قدرت بودن پاسدار گماشته احمدی نژاد کرده است و در نهایت اهمپالگی خوذش را تهدید کرده است که می بایست ینگونه به وزیر غارتگر و دزد معرفی شده رأی داده شودتا موجب تضعیف دولت و خوشحالی دشمنان نشوند:
"آيا مصوبات مجلس هاي هفتم و هشتم، نااميدي همراه با خشم دشمنان را رقم نزد؟ و آ يا امروزه تمامي دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها در حذف احمدي نژاد و تضعيف دولتي كه با اقتدار و با تاكيد بر آموزه هاي اصيل اسلام و انقلاب در مقابل قدرت هاي استكباري ايستاده است و مجلسي كه بر همين آموزه ها تكيه دارد، اتفاق نظر ندارند؟ اگر چنين است كه چنين است حمايت دولت از مجلس و پشتيباني مجلس از دولت نه فقط يك توصيه اخلاقي- كه در قد و قواره نگارنده نيست- بلكه يك واجب عيني و ضروري است و خواست قطعي و بي ترديد همه اصولگرايان."
در خاتمه اینکه سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری که این روز ها و قبل از فرارسیدن زمان رأی اعتماد گیری برای زیر کشور جدید، حد اقل دو یاددشت روز تهدید آمیز علیه ی رقیب دوم خردادی های دشمن کینه توز وخطرناک معرفی شده تهیه و تنظیم کرده و مدعی شده است اینان خطرناک تر از گذشته هوس باز گشت به قدرت کرده اند و تهدید شان کرده است که هرگز به این اخراج شدگان از قدرت شانس بازگشتبه دوباره به قدرت داده نمی شود . البته با ترسیم کردن شریط خطری کنونی و نقالی کردن از داستان رستم و سهراب برای یفتن افراسیاب ها درون باندهای مافیائی داخلی اصل گرائی و معرفی کردن آنان و هشدار دادن به مراقب و مواظب اینان بودن، مشخص است که بنا بر حرفه و تخصص و خبرگی که در سر بازجو بودن و اعتراف گیری و تواب و سناریو سازی تحریف نمودن و کتمان کردن و وارونه گوئی و تنظیم کیفر خواست کردن دار و دارای سابقه و پیشینیه کلید بسیاری را بر بالای پشتیبان انداختن نیز دارد پر واضح و مسلم است که هر گز خواهان این نیست که فرصت از کف پاسدار گماشته احمدی نژاد برود و در کف رقبای مدعی اصول گرائی همچون پاسدار سردار قالیباف شهر دار تهران بی افتد که اخیراً نشست مشترک با پاسدار رضائی نوچه رفسنجانی و علی لاریجانی انگلیسی رئیس مجلس دکوری و کمدی و انتصابی و ارتجاعی پیرامون همآهنگی انتخابات ریاست جمهوری داشته است. یا بدتر اینکه تحت هیچ اشرایطی حاضر نیست تا که وضعیت به نفع رقیب دوم خردادی دشمن کینه توز خطرنا ک خوانده شده سید محمد خاتمی به چرخد . برای همین با تهدید کردن و پروند ی خیانت افراسیاب برای اصول گرایان مخالفان وزیر کشور شدن پاسدار میلباردی در مجلس ساخته است . به خصوص اینکه هنوز سپاه پاسداران بطور کامل دسترسی به سلاح هسته ای نیافته اند . یعنی اینکه مأموریت پاسدار گماشته احمدی نژاد تمام نشده است. لذا پاسدار سرباز جو شریعتمداری عصبی و بر آشفته از شرایط موجود شده ودست به تیغ کشی و تهدید کردن زده است . فراموش نشود که هفته رزمایش نیروی انتظامی و بسیج در تهران بی ارتباط با رأی گیری وزیر کشور و ابراز مخالفت ها در مجلس کمدی و دکوری انتصابی نمی باشد . یعنی تلاش شده تا اینگونه پیام زهر چشم گیری از مخالفان رأی اعتماد به پاسدار غارتگر و مایه دار شده محمد صادق محصولی داده شود که در این یادداشت روز افراسیاب خوانده شده اند.
هوشنگ – بهداد
دوشنبه 27 آبان ماه سال -1387
نقد وبررسی " سازشكاران عرب چه توجيهي دارند" روزنامه ی جمهوری اسلامی دوشنبه آبان ماه27 سال -1387

" سیاست خر مندرانه ی سیلکی و دوار از تولید به مصرف ، با تاکتیک و شگرد سیاست دوبله خوری از توبره وآخور"
گماشتگان بقدرت رسیده دولت فخیمه ی انگلیس در ایران برای پیگیری کردن اهداف خود، از همان تاکتیک و شیوه ی ملکه ی انگلیس پس از رنسانس و دوران آغاز انقلاب صنعتی در اروپا استفاده می کنند که چون ین انقلاب وتحول موجب شد تا ماشین آلات جانشین نیروی کار گر در کار خانه ها رابگیرد که منجر به اخراج کارگران و تورم و بحران بیکاری در انگلیس شد . لذا برای حل این معضل ملکه ی انگلیس فرمان داد تا همه ی کارگران بیکار گردآوری شوند تا بر دستان نیمی از اینان بیل و نیم یدیگر کلنگ گذاشته شود. سپسعازم سواحل دریا گردند تا که یک روز کلنگ بر دستان گودال برکنند و روزی دیگر بیل بر دستان گودال هایکنده شده را پر کنند تا اشتغال کامل حاصل شود و بحران بیکاری حل گردد . اکنون رژیم بربرمنش و نامشروع و تاریک اندیش و عوامفریب و دین فروش و جنگ افروز آخوندی که متکی به سیاست تروریسم و بحران سازی و جنگ افروزی با صدور تروریسم به برون مرز به خصوص کشورهای همجوار و منطقه ی خاورمیانه می باشد، برای ادامه ی بقای ننگین خودش از این الگوی تاریخی ارباب فخیمه استفاده می کند. زیرا که هر روزبا پوشش زوار به شهر های مذهبی عراق گله هائی ازمأموران تروریستی پاسدار و اطلاعاتی و امنیتی و قاچاقچیان مواد مخدر را روانه و اعزام به عراق شودتا تلاش و اقدام کنند در عراق دست به عملیات تروریسی و انتحاری و انفجاری و خرابکاری و ناامن سازی بزنند و تظاهرات مخالفت با توافقنامه ی امنیتی عراق و آمریکا بر پا کنند و با خواهان شدن لغو این توافقنامه تأکید بر اخراج نیروهای نظامی آمریکائی از عراق کنند . تااینکه لوطی جماران و مسئولان رژیم تروریستی بتوانند فرصت طلبانه بهره برداری کنند ووانمود نمایند که دوستدار مردم عراق اند وخواهان امنیت و آرامش در عراق می باشند. ولی آمریکای اشغال نمی گذارد. همچنین درست مشابه همین سیاست در افغانستان و لبنان و فلسطین دنبال می شود .

پس بی جت نیست که در برابر برگزاری کنفرانس ادیان در نیویورک نا گهان سر وکله ی اسماعیل هنینه رئیس حماس و شیخ حسن نصرالله رهبر حزب لبنان در صحنه پیدا شد و بطور موازی و مشابه موضع گیری علیه ی اوباما و این کنفرانس صلح ادیان در نیویورک نمودند و مخاطبان خود را با تهدید کردن و تأکید نمودند که بدانید وگول نخورید که اوباما خطرناک تر از بوش است و در خاورمیانه هم چیزی به نفع حزب الله لبنان وحماس تغییر نخواهد شد . یعنی دقیقاً سیاست دیکته شده از سوی لوطی جماران و سپاه پاسداران دنبال و رله و تکرار او بیان شد.
از سوی دیگر سپاه پاسداران با موشک های ارسال شده و در اختیار حماس قرار داد وخواهان همزمان پرتاب 30 عدد از این موشک ها از نوار غزه بدرون خاک اسرائیل شد تا که موجب واکنش ارتش اسرائیل به نوار غزه ومکان پرتاب موشک ها شود تا بر جای گذاشتن کشته ها ومجروجین ناشی از اقدامات نظامی ا رتش اسرائیل ، فرصت مناسب برای دستگاه تبلیغات و دروغ پردازو صورت مسئله پاک کن رزیم تروریستی آخوندی فراهم شود تا در دست داشتن بهانه ی لازم بتواند با معرکه گیری کردن در نماز جمعه ی تهران و پارلمان و کابینه و مطبوعات و رسانه های خبر پراکنی خود دست بزند و تبلیغ کند و با اشک تمساح ریزی برای فلسطینیان و مقصر و جنایتکار جلوه دادن اسرائیل و آمریکا و متهم ومحکوم کردن کشورهای عربی منطقه و سازمان ملل مانور تبلیغتی طلبکارانه داده شود .

فراموش نشود که بموازات این اقدامات هم در تهران برای آماده باش سرکوب داخلی یک هفته مانور رزمایش نظامی 30 هزار نفره ی متشکل از نیروهای ویژه ی شامل نیروی انتظامی و بسیج و پاسداران در تهران واطراف آن بر گزار وترتیب داده شد. هم اینکه همینطور اینکه ارگان فاشیستی سپاه پاسداران دست به آزمایش موشک دور برد زمین به زمین در نوار مرزعراق دست زد تا از موضع ضعف و فرافکنانه پیام قدرت برون مرزی منتقل کند و وعده مانور هوائی و دریائی وزمینی در آذرماه دهد .

بنابراین در چنین شرایط مهیا شده در نوار غزه که سازمان دهنده اش لوطی جماران و سپاه پاسداران می باشند بی جهت نیست که سرمقاله نویس بدون هیچگونه اشاره به دلیل و ریشه واکنش تهاجمی ارتش اسرائیل به نواز غزه، در عوض تلاش مذبوحانه کرده تا با اتکا ی خصلت و صفت سیاست آخوندی توبره و آخور خوری از موضع دلسوزی برای مردم فلسطین نوار غزه، اشک تمساح ریزی کند تا که به تواند اهداف تعیین شده را دنبال و مانیتور و تحلیل و تفسیر کند ونتیجه ی دلخواه مورد نظرش را بگیرد که آری این اسرائیل است که تلاش می کند در نوار غزه بحران ایجادکند و اینگونه از موضع فرافکنی بازده ی اقدامات خائنانه ی جنگ افروزانه ی رژیم تروریستی آخوندی در فلسطین را بطور وارونه حوله محمود عباس و سایر رهبران کشور های عرب شرکت کننده در کنفرانس ادیان در نیویورک نموده و اینان را چنین وی را متهم به خیانت کرده است:

"با اينهمه جاي تعجب است كه چرا محمود عباس جناح خائن فتح تشكيلات خودگردان و طيف ارتجاع عرب نيز در اين ماجرا نه تنها در قبال جنايات اسرائيل و رنج فلسطيني ها سكوت كرده اند بلكه بطور آشكار و نهان به تاييد عملكرد صهيونيستها و حمايت از اسرائيل سرگرمند
. طبعا سئوال جدي اينست كه وقتي بيگانگان با شنيدن اخبار فجايع غزه چنين واكنشهائي از خود نشان مي دهند چرا دنياي اسلام و دنياي عرب در اين مقوله ساكتند و چرا سازشكاران عرب و بويژه محمود عباس و جناح خائن فتح با دشمن اشغالگر همراهي مي كنند تا فشار عليه فلسطيني ها را بيشتر و موثرتر كنند هر چند سازشكاران به آخر خط رسيده اند و با تلخكامي احساس مي كنند كه هرچه بيشتر به صهيونيستها خوش خدمتي كرده اند بيشتر زيان ديده اند ولي اين رفتار شرم آور آنها در تاريخ به ثبت خواهد رسيد كه در لحظات بحراني عليه مردم مظلوم فلسطين وارد عمل گرديده و با همدستي اشغالگران باعث رنج و سختي ملتي شدند كه راه نجات خود را در استقامت و ايستادگي جستجو مي كرد و سرانجام دشمن اشغالگر و خيانتكاران را نيز به زانو در آورد و خود پيروز شد.
"
در خاتمه اینکه همانگونه که عملکرد 3 دهه ی گذشته ی حاکمان نسبت به مردم ایران جای هیچگونه انکاری نمی باشد که تا چه اندازه ضد انسانی و جنایت آمیز بوده است . همینطور محال است که توطئه و خیانت های مرتکب شده در مورد زنده یاد یاسر عرفات و جنبش آزادیبخش فلسطین نیز فراموش وازخاطره ها محو وپاک شده باشد که چرا از فردای بقدرت رسیدن خمینی شیاد و عوامفریب و دروغگو وقدرت طلب، چگونه توطئه و خیانت و دسیسه ها آنقدر علیه ی شادوران جنبش آزادیبخش فلسطین زیاد شد وادامه یافت تا اینکه در نهایت به برخی انشعابات درون این جنبش انجامید تادر نهایت آن جریانی که مورد نظر بود از درون این جنبش به نام حماس تقویت ساخته و پرداخته وبیرون آمد وبر روی آن سرمایه گذاری شد تا که به عنوان زائده ی لوطی جماران و سپاه پاسداران در منطقه خاورمیانه در کنار حزب الله لبنان قرار گیرد ودر شرایط بحرانی همچون شرایط کنونی آماده ی اجرای مسئولیت و مأموریت وانجام وظیفه باشد. بنابراین اکنون توهین به پادشان عربستان و اردن کردن و خائن نامیدن محمود عباس رهبر حکومت خود گردان فلسطین که از سوی ملای قلم بر دست دنبال شده است ناشی از لور فتن و افشا شدن نقش خیانت آمیز و خنجر از پشت زنی به جنبش و آرمان مردم فلسطین و به خشونت و نا آرامی کشاندن منطقه و سرزمین سوخته کردن لبنان در جنگ 33 روزه با اسرائیل و باتلاق کردن عراق پس از اشغال نظامی از سوی حاکمان جنایتکار ایران اشغال شده ومردم اسیر شده ی ایران است که چون اکنون درانزای منطقه ای و جهانی قرار گرفته است و سوزش و عصبیت از عدم دعوت به نشست های متطقه ای و کنفرانس ادیان در نیویورک دارد که می بایست گفت اتخاذ این سیاست برای طرد ومنزوی کردن رژیم یاغی بین المللی و پدر خوانده ی تروریسم در جهان درست است که تلاش گسترده برای دسترسی به سلاح هسته ای می کند که با وجود اینکه این تصمیم گیری خیلی خیلی دیر اتخاذ شده است. ولی می بایست افزود که حاکمان رژیم تروریستی آخوندی فقط پاسخ قاطعیت و زبان زور یعنی گفتمان قابل فهمش می باشد وبس که باید اینگونه سیاست ها ادامه یابد تا صلح و آرامش به منطقه باز گردد .
هوشنگ � بهداد
دوشنبه 27 آبان ماه سال -1387
نقد و بررسی " زمين دشمن كجاست؟ (يادداشت روز)" روز نامه ی کیهان یکشنبه 26 آبان ماه سال 1387
"با فراموش کردن مکان وجایگاه باند های مافیائی حاکم در زمین و شیوه ی بازی اشان، در عوض از ایستان رقیب در زمین دشمن، و روش بازی کردنش ترسیم شده است."
معتادین مزمنی که سابقه ی اعتیاد و دستگیری های زیادی دارند و و پیشنیه ی سالیان دراز در بند و زندان بر خور دار می باشند . اینان نیز همچون قمار بازان پاک باخته ای ند که به آرزو و شوق دیگر قمار و برد برای جبران باخت خود می باشند. این معتادان نیزدر انتظار آزاد شدن و سریع به محله ومکانی خود را رساندن و برای خود سازی و یا تزریق و نشئه شدن فعالشدن می باشد . یعنی اینکه خبری از ترک اعتیاد برای اینان در کار نیست . البته که نباید فراموش کرد که اعتیاد فقط منحصر به مواد مخدر و الکل و قمارنمی باشد ، بلکه اعتیاد می تواند انواع و اقسام داشته باشد ، از جمله اعتیاد به بازجوئی و تحریف گری ووارونه گوئی و کتمان کرن واقعیات و حقایق و دروغگوئی می باشد که یادداشت روز نویسان وسایر قلم بر دستان روزنامه ی اطلاعاتی و امنیتی و پادگانی و پرونده و سناریو ساز کیهان سر بازجو حسین شریعتمداری چنین اعتیادهائی دارند که مزمن وترک ناپذیر هم می باشد .
یعنی اکنون که همچون 30 سال گذشته مسئله اساسی و مهم دخالت گری در امور داخلی عراق و فلسطین ولبنان و افغانستان و مبارزه باآمریکا و بوش و اوباما می باشد که جای بوش آمده است . به اضافه پروژه ی هسته ای که جزو همه پروژه های مملکت و حکومت شده و مطالبات و نیاز و احتیاجات مردم ایران شده است . به خصوص رژیمی که 3 دهه سابقه ی دروغگوئی و عوامفریبی و جنگ افروزی و دین فروشی و غارتگری دارد که هر گز جز وعده و قول های دروغین با تهدید و ارعاب و وحشت و خفقان به مردم ایران داده نشده است . ا لبته با حربه و چاشنی مبارزه با دشمن آمریکا ، پژواک های اعتراضی وصدا های مخالف و دگر اندیش معترض سرکوب و خاموش شده است . بنا براین مشخص است در شرایطی که نرخ رشد تورم و گرانی لجام گسیخته و با افزایش قیمت کا لاها و فقر و بیکاری رو به گسترش در جامعه بیداد می کند و جو نارضایتی عمومی بسیار بالا می باشد که می بایست از موضع ترس و ضعف قدرت نمائی شود تا هم پاسخگوی داخلی و هم برون مرز باشد . یعنی اینکه با راه اندازی زنجیره ای از رزمایش و همایش و مانور های نظامی و انتظامی و بسیجی برای زهر چشم گیری داخلی با بهانه امنیت اجتماعی و اخلاقی و فرهنگی و پیشرفت و آرامش دنبال می شود و آزمایش موشک های دور برد زمین به زمین و زمین و هوائی تاکه به رخ دشمن آمریکا و اسرائیل کشیده شود که از بودجه کش رفته و صرف اینگونه مانور های پر هزینه می شود که از بودجه ی آموزش و پرورش وعدم پرداخت حقوق های تعویقی معلمان و کار گران وسایر برنامه های خدماتی و بهداشتی و عمرانی کشور زده شده است .
ازسوی دیگر داشته باشید که در این شرایط بهای صعودی قیمت نفت رو به نقصان وکاهش گذاشته شده که موجب کاهش قریب 70 میلیارد دلاری شده است که قرار بود وارد خزانه ی دولت شود. ازطرف دیگر به دلیل روند افزایش کسری بودجه که آن طرف معادله ی کاهش بهای نفت می باشد ادامه دارد . زیرا که بودجه نفتی بر مبنای اقتصاد تک محصولی می باشد که به موازات آن افزایش رو به رشد واردات کالاها می باشد . حال بماند که رقابت باندهای درونی و جناحی پیرامون نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی � انتصابات ریاست جمهوری دوره ی دهم که در پیش روی می باشد قوز با قز ومزید بر علت شده است .
بنا براین قابل درک است که می بایست برای گریز از شرایط بن بست کنونی با گریز زدن به صحرای کربلا دست آویزی یافت شود و با آن مانور تبلیغاتی چند جانبه و چند هدفه داده شود. پس طبق تجربه ی 3 دهه اهرم وبهانه ی معجزه گر ادعای مبارزه با آمریکا و شیطان بزرگ که در دسترس می باشد به ویژه اینکه پاسدار گماشته احمدی نژاد چون احساسک رده است که نمی تواند نامزد مشترک همه باند های مافیائی برای نامزدی ریاست جمهوری دوره ی دهم باشد . لذا برای انتقام گرفتن و هم اینکه شرایط رابه نفع خودش به چرخاند تلاش مذبوحانه می کند تا دست به اقداماتی بزند تا که لوطی جماران را کیش و مات کند و می بایست برای زمانی سکوت کند تا راه رون رفت برای دسته گل بر آب داده شده ی پاسدار گماشته اش احمدی نژاد پیدا کند . بطور نمونه داستان دوست بودن با ملت اسرائیل که از سوی معاونش رحیم مشائی مطرح شد که مغایر با ادعای نابود سازی اسرائیل بود که مکمل عفو ملوکانه دادن به دلال و جاسوس چند جانبه میان ایران و آمریکا و اسرائیل هوشنگ امیر احمدی شد که دعوت به تهران شد تا ضمن دیدار و ملاقات ومشورت ها با پاسدار گماشته احمدی نژاد و سخنگوی دولت و مشاور و معاونین و... دولت مکتبی و اصول گرایش ، در بستر ایجاد رابطه با شیطان بزرگ فعال شود. گند این قضایا بر طرف نشده بود که گند بزرگتر پاسدار علی کردان و مدرک جعلی از دانشگاه آکسفورد لندن دولت فخیمه در آمد و به افتضاح و رسوائی منتهی شد . داستان این جوک و طنز محو نشده بود که خبر از چگونه ذوق زده وحول شدن و سر بر توی دیگ حلیم افتادن پاسدار گماشته احمدی نژاد آنتنی شد که نامه ی تبریک برای اوباما نوشت . حال بماند که اوباما چگونه از سوی سایر باندهای مافیائی مدعیان اصول گرائی مورد انتقاد و پرخاشگری قرار گرفت؟ حتی در این رابطه از اسماعیل هنینه رهبرحماس و شیخ حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان نیز استفاده شد. اما اکنون جالب است که پاسدار یادداشت روز نویس پرونده ساز و صورت مسئله پاک کن از بازی کردن رقیب دوم خردادی های مدعی اصلاح طلب در زمین دشمن گزارش داده است که کجای این زمین ایستاده و دارد بازی می کند که ادعا شده این دشمن از افغانستان و عراق و فلسطین ولبنان از رژیم تروریستی آخوندی شکست خورده است؟ یعنی اینکه تلاش کرده با آدرس غلط کردن فقط دوم خردادی را متهم به همکاری با دشمن آمریکا کند. از سوی دیگر نا خواسته اعتراف کرده است که نا آرامی و جنگ افروزی و اغتشاش در افغانستان و عراق و فلسطین ولبنان بطور دربست زیر سر لوطی جماران وسپاه پاسداران و عواملش می باشد.
در خاتمه اینکه پاسدار پرونده ساز یادداشت روز نویس بدون اشاره به اقدامات و بازی های پاسدار گماشته احمدی نژاد و مشاور و معاونانش که اینان در کدام زمین ایستاده و چگونه بازی می کنند؟ ولی از رقیب دوم خردادی پرسش کرده است که مگر شما در كدام سوي زمين ايست اده ايد كه به شيون دشمنان كشور و ملت، عزادار شده ايد؟ و افزوده مگر چگونه روشی اتخاذ كرده ايد كه پيروزي بزرگ هسته اي خوانده و ادعا شده ، مي تواند در نمایش خیمه شب بازی انتصابات � انتخابات ریاست جمهوری دهم به ضرر شما تمام شود؟ در دنباله روی سخن به سید خندان خاتمی سئوال کرده که آیا شما هم چنینی احساسی دارید که معاون وزیر امور خارجه ی آمریکا دارد که قبل از حضوردر دیدارپاسدار موجی سعید جلیلی با سولانا در ژنو پیرامون بلند پروازي هسته اي و نفوذ مخرب در عراق و افغانستان و لبنان و فلسطين. رژیم تروریستی آخوندی گفت و تأکید مبارزه با آن کرد ؟ پس از این سئوال افزوده متأسفانه 10سال پيش، از دوره حضور اصلاح طلبان در قدرت درست از این شرایط استفاده نشد و خطاب به اینان بازهم پرسش کرده است اما هنوز نمی دانید که زمين دشمن كجاست؟ بالاخره سربازجو یادداشت روز نویس با آویزان شدن به گفته ی لوطی جماران تا که خودی ها تبرئه شوند و در عوض اینگونه آدرس زمین دشمن را برای رقیب ترسیم کرده باشد که کجاست؟ با فرافکنی چنین نقل قول کرده است ، هركجا كه بي بندوباري فكري و سياسي باشد. هر جا كه به آرمان و اصول انقلاب كم توجهي شود. آنجا كه جريان سياسي از قطب نماي خط امام- ولايت و رهبري لوطی جماران- غافل شود. جايي كه جريان سياسي از پيروزي تقلبات گسترده ی رقیب با پوشش و طرح کودتای خاموش و خزنده که برای حذف کاملش این پروژه اجرا شد این پیروزی نه اینکه تبریک نگوید و شادمان نشود، بلكه نگران باشد و هرجا كه دشمن تهاجم کرد و فشاري آورد، اینهم نه احساس دوری و فاصله گیری نکند ، بلکه احساس رضايت با همکاری كند. در نهایت ادامه ی نوید تهدید کردن را تکرار و تکمیل کرد که در یادداشت روز های قبل داده شد که رقیب دوم خردادی های دشمن کینه توز و خطرناک نامیده شدند که هوس کرده دوباره بقدرت باز گردد و مکمل آن افزود هر موضعي كه برايستادن این جريان هاي كينه توز نسبت به اصل انقلاب را خوش آيد و به هيجان آورداینان نیز جزو قماش دشمن و دشمنان نظام هستند که نشان می دهد نه هيچ تغيير ماهيتي نكرده، بلكه دشمن تر و بد تر شده اند. چونکه با آغوش باز به استقبال باز ديدی يا تشويقي دشمن می روند و لبیک گفته و شنيده و موضعي گرفته که با زبان دشمن علیه ی باندهای مافیائی حاکم همبستر بوده و سخن گفته و انتقاد کرده و در زمین دشمن ايستاده و بازی کرده است.

هوشنگ � بهداد
یکشنبه 26 آبان ماه سال 1387
نقد وبررسی "آمريكا آمريكاست" روز نامه ی جمهوری اسلامی یکشنبه 26 آبان ماه سال 1387
چرااگر اوباما وعده ی دروغ بدهد بد است و فریبکاریست. ولی اگرسران رژیم تروریستی آخوندی 30 سال این سیاستپ لید را دنبال و اجرا کنند اشکالی ندارد؟!
گر چه سرمقاله نویس با رندی و فراموشکاری قیاس به نفس کرده است . زیرا که کیست تاکه نداند در 3 دهه گذشته به جز وعده و قول های دروغ تحویل مردم ایران دادن، چیز بیشتری داده نشده است . البته بدون استثناء دروغ وشیاد و عوامفریبی شامل بنیانگذار نظام و جانشین وی رهبر لوطی جماران وسایرمسئولان رژیم تروریستی آخوندی می شود. اما عجیب است که اکنون سرمقاله نویس با فلسفه ی مرگ خوبست، اما به شرطی که برای همسایه باشد. تلاش مذبوحانه کرده است تا که پیرامون دروغگوئی های خودی سخنی نگوید .در عوض از وعده و نویدهای تبلیغاتی اوباما به خصوص تغییر گفته که افزوده جنبه ی تبلیغاتی و فریبکاری و نه اجرائی و عملیاتی داشته است و مخاطبین خودرا مورد انتقاد قرار داده است که چرا برخی انتظار دارند که شعار تغيير اوباما را جدی تفسیر وتعبیر کنند و بزعم خودش يك دولت جنگ افروز استعمارگر سلطه طلب و زياده خواه را به يك دولت صلح دوست قانونمند و طرفدار عدالت تبديل نمايند؟البته گرچه سرمقاله نویس از مخاطبین مورد نظرش نام نبرده است که منظور ازاین عده و برخی کیستند؟ ولی ابهامی وجود ندارد که هدف هم مدعیان اصلاح طلبان به ویژه پاسدار گماشته احمدی نژاد است که نامه ی تبریک برای اوباما نوشت و اکنون نیز هوس کرده است تا که به کنیا برود تابا پدر اوباما دیدارکند که از کانال وی بتواند ادامه ی پیام تبریک خودرا به آقازاده اوبا ما برساند.

همینطور سرمقاله نویس در دنباله خطاب به خوش باوران اوباما سیاست داخلی آمریکا را بقول خودش رها کرده و سیاست خارجی اش را مورد بررسی و ارزیابی قرار داده و نتیجه گرفته است که اوبا با بحران افغانستان وعراق و فلسطین و رژیم تروریستی آخوندی در منطقه سر و کاردارد. زیرا که گفته نظامیان آمریکائیان را از افغانستان خارج نمی کند. در مورد عراق با ابهام پاسخ داده است و رابطه ی نزدیک با اسرائیل دارد . زیرا که در سفر تبلیغاتی به اسرائیل سر سپردگی خودش را به اسرائیل ثابت نمود. یعنی اینکه سرمقاله نویس پذیرفته است که رژیم تروریستی آخوندی همچنان مرکز کانون بحران سازی و تنش آفرینی و جنگ افروزی برای آمریکا می باش مشروط بر اینکه بطور غیرمستقیم نیز قبول کرده است که بحران عراق و فلسطین ولبنان و افغانستان ارتباط به سیاست دخالت گری رژیم تروریستی آخوندی دارد . بهر صورت سرمقاله نویس بازهم برای اینکه مخاطبین خودش راشیر فهم کرده باشد؛ شیوه ی برخورد و تنظیم رابطه ی اوباما و حزب دمکرات در برابر رژیم تروریستی آخوندی را اینگونه ترسیم وتشریح کرده و گفته ا ست که سیاست تبلیغاتی تغییر اوباما، فریبی بیش نیست:

"ين شيوه برخورد با موضوع ايران نشان مي دهد هم شخص اوباما و هم حزب دمكرات آمريكا براي برخورد با ايران برنامه دارند و از اين جهت حتي از بوش و جمهوريخواهان حساب شده تر عمل مي كنند. بنابراين شعار � تغيير � درباره سياست اوباما نسبت به ايران نيز يك شعار بيهوده و فريبكارانه بوده و اوباما با ايران رفتاري پيچيده تر از بوش خواهد داشت . از هم اكنون كميته تحريم كار خود را شروع كرده و طرح هائي را در دست بررسي دارد تا ايران را از اين طريق تحت فشار بيشتري قرار دهد. ماموريت كميته تروريسم اينست كه راه هائي را براي اعمال فشارهاي تبليغاتي بر ايران با اتهام تروريسم يا حمايت از گروه هاي تروريستي جستجو كند و اقدامات رسانه اي پرحجمي عليه ايران در اين زمينه بعمل آورد. كميته حقوق بشر نيز مسئول پرونده سازي عليه ايران در زمينه مسائلي است كه معمولا غربي ها آنها را مستمسكي براي وارد ساختن فشارهاي سياسي قرار مي دهند. هم اكنون قطعنامه پيشنهادي كانادا كه از شديدترين لحن در متهم ساختن ايران به نقض حقوق بشر برخوردار مي باشد مطرح است و مثلث � كانادا آمريكا و رژيم صهيونيستي � فعالانه در صدد به تصويب رساندن آن و به راه انداختن يك جريان تند سياسي عليه ايران هستند. اينها همه دست پخت سياست ضد ايراني � اوباما � و حزب دموكرات آمريكاست . اوباما علاوه بر اين بطور جداگانه نيز اتهاماتي را به ايران وارد كرده و دو روز بعد از انتخاب شدن به رياست جمهوري آمريكا ايران را به حمايت از تروريسم و رفتن به سوي ساختن بمب اتم متهم ساخت شكار شدن چهره واقعي اوباما و حزب دمكرات و سياست هاي آنها در مورد خاورميانه بايد ما را و همه ملت هاي منطقه را متوجه اين نكته نمايد كه اوباما وارث سياست سلطه طلبي آمريكاست شعار � تغيير � نيز چيزي جز يك فريب نيست و امروز نيز همه بايد به اين واقعيت توجه داشته باشند كه آمريكا آمريكاست حتي در دوران اوباما. با تجربيات گرانبهائي كه از موفقيت هاي انقلاب اسلامي در مقابله با آمريكا در اختيار داريم بدون ترديد مي توانيم بر سياست خصمانه اوباما نيز غلبه كنيم و اين مرحله را نيز با قدرت و موفقيت پشت سر بگذاريم . هيچكس نبايد در اين واقعيت ذره اي ترديد كند و همه بايد مطمئن باشند كه با وحدت و همبستگي مي توان سلطه گران را در چهره جديدشان نيز وادار به عقب نشيني كرد."

در خاتمه اینکه عجیب است که پس از 30 سال هنوز هم رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و یاغی بین المللی آخوندی ، نه اینکه با مردم ایران روراست، نشده و مردم همچنان نامحرم می باشند که دانستن حق شان نیست و نه اینکه برای نکته نظرات اینان ارزشی قائل نمی شود ، بلکه حتی در برابر پاسخ مطالبات انبتاشت شده اشان فقط وعده ای دروغ های بزرگ تر داده است. مهمتر اینکه اکنون که رژیم تروریستی آخوندی یک دست شده است و ادعای به حساب خودش مکتبی واصولگرائی می کند و پیوسته تأکید بر دشمن شاسی و عدم مخدوش کردن مرز ها با دشمن می کند. بطوریکه با همین بهانه نامزدان انتخاباتی � انتصاباتی مجلس هشتم رقیب دوم خرداد ها بطور فله ای � گله ای رد صلاحیت و قلع و قمع شدند . امابا وجود اینکه اکنون تق رسوائی شعار تاتیکی مبارزه با آمریکای دشمن و شیطان بزرگ آنچنان در آمده است که پژواک اعتراضی با این سیاست متناقض و چند گانه ویک بام ودو هوا از درون بانده های مافیائی حاکمان خودی بلند شده است. یعنی دو روئی و تناقض گوئی آنگونه عریان وشفا ف شده است که از یک سو سید خندان خاتمی و دوم خردادی ها دشمن کینه توز خطرناک داخلی همگام با دشمن بیرونی خوانده می شوند . ولی از طرف دیگر شاهد می باشیم که چگونه دلال و جاسوس چند جانبه همچون هوشنگ امیر احمدی مورد عفو ملوکانه واقع می شود و به ایران دعوت می گردد تامورد مشورت واقع شود که چگونه می توان کانال ارتباطی با آمریکا زد؟ همچنین ارسال پیام نامه ی تبریک پاسدار گماشته احمدی نژاد به اوباما موجب می شود که بازیگران پشت پرده اسماعیل هنینه رهبر حماس و شیخ حسن نصر الله رهبر حزب الله لبنان را وارد میدان کار زار و نمایش ضد آمریکائی کنند تا که هشدار مشابه ی سربازجو حسین شریعتداری را بدهند که مواظب باشید تا که گول نخورید که اواما هیچ فرقی با بوش ندارد . اکنون نیز همینگونه سرمقاله نویس هشدار به مخاطبین دل خوش کرده به اوباما داده است. بهر صورت فراموش نشود که هم موافقان و هم مخالفان و منتقدان اوباما و آمریکا ز درون رژیم ، همه یک حرف را می زنند و پیام را منتقل می کنند که گذشته از تاکتیک تبلیغاتی و رقابت باندی در راستای قبضه ی قدرت و ثروت می باشد، بلکه هدف موجب انحراف ذهان عمومی و ادامه ی بازی قدرت در پشت صحنه می باشد که ادامه ی سیاست 3 دهه سیاست کهنه شده ایست که از همان روز اشغال سفارت آمریکا در 13 آبان سال 58 شروع شد که خمینی شیاد آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول دانست . زیرا که این سیاست اشغال گری سفارت آمریکا در تهران تبدیل به ابزار تبلیغاتی همچون دین ومذهب شد ه است که تبدیل به حربه و چماق و اهرم بس مناسبی شده است که در بستر جنگ قدرت و انحصاری کردنش برای حذف مخالف و منتقد خودی و غییر خودی و پاسخگوئی به عدم مطالبات مردم بکار برده شده است.
هوشنگ � بهداد
یکشنبه 26 آبان ماه سال 1387
نقد و بررسی " كنفرانس اديان يا اجلاس دين ستيزان؟! (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان شنبه 25 آبان ماه سال - 1387
"برای مهار کردن غول از شیشه بیرون زده شده، تلاش و همت جهانی و همگانی لازم است . چون گفته می شود علاج واقعه را باید قبل ا ز واقعه یا فاجعه کرد "
همانگونه که سرمقاله ی روزنامه ی جمهوری اسلامی، در شمارهاامروز این روزنامه پیرامون برگزاری کنفرانس ادیان در نیویورک قلم فرسائی کرده است که همتایش همین موضوع را تعقیب کرده است . بنابراین مشخص است که مرکز تصمیم گیرنده و دیکته کننده می بایست از سوی مراکز اطلاعاتی وامنیتی با همکاری وزارت فرهنگ سانسور و تفتیش عقاید ارشاد باشد که پاسدار محمد حسین صفار هرندی وزیرش می باشد که اکنون اینگونه بطور هستریک سازمان ملل وعربستان سعودی مورد توهین وتهدید تهاجم واقع شده است که چرا برای برگزاری کنفرانس ادیان تلاش کرده اند؟ البته این سیاست تخر یبی و دشمنی با روند مذاکرات صلح در خاور میانه ادامه ی همان نطق وخطبه ی تهدید آمیز لوطی جماران است که در نماز عید فطر سال گذشته ایراد شد و سران کشور های عربی شرکت کننده در کنفرانس صلح آنا پولیس در آمریکا مورد تهید واقع شدند تا که از شرکت در این کنفرانس خود داری کنند .اگرنه موقع بازگشت در داخل کشور های خودشان دچار آشوب و اغتشاش خواهند شد . زیرا که لوطی جماران و سپاه پاسداران سرمایه گذاری برروی عراق و افغانستان و فلسطین و لبنان کرده اند تا که منطقه همیشه بی ثبات و ناامن باشد تا بتوانند هم شرایط صدور بنیاد گرائی و تروریسم آسان تر شود.هم اینکه پیگیری پروژ ه ی هسته ای امکان پذیر گردد .

بنابراین بی جهت نیست از زمان اعلام برگزاری کننفرانس ادیان در نیویرک که سازمان ملل به خصوص بان کیمون دبیر کل سازمان ملل و پادشاه عربستان سعودی در آن نقش داشته اند تا که فضای صلح و عاری از تنش و آشوب در خاورمیانه حاکم شود . بلافاصله از سوی رژیم تروریستی آخوندی واکنش نفی و خصماه نشان داده شد و سیاست تخاصم وتخریب و تهدید در قابل این کنفرانس در دستور کار قرار گرفته شد . البته این سیاست پلید صرفاً با شیوه ی خبری رسانه ای و تبلیغی تحریف شده دنبال نمی شود ، بلکه به موازات اینگونه تبلیغات تهدیدآمیز، شاهد هستیم رزمایش انتظامی و آزمایش موشکی شد. همینطور چگونه اقدامات تروریستی و انفجاری و انتحاری و ناامن سازی و تلاش برای راه اندازی تظاهرات و آکسیون های اعتراضی توافقنامه ی امنیتی میان عراق و آمریکا در عراق راه اندازی شد که رو به افزایش است . همچنین حماس با پرتاب 30 موشک به درون خاک اسرائیل تر غیب شد تا مجدداً بحران نوار موضوع روز شود . حتماً که از طریق حزب الله لبنان نیز بزودی مشابه برای بحران سازی و جنگ افروزی اقدام خواهد شد . زیرا که رژیم تروریستی آخوندی سخت ایزوله ی در منطقه و جهان شده است. از طرف دیگر رژیم تروریستی آخوندی بدون بحران سازی و جنگ افروزی در کشورهای همسایه و منطقه قادر به بقای ننگین خودش نمی باشد .

بنابراین طلبه پاسدار یادداشت روز نویس می بایست ترجیح بند مشابه سرمقاله نویس روز نامه ی جمهوری اسلامی علیه کنفرانس ادیان را دنبال وتکرار کرده ومرثیه وروضه خوانی کرده و تهدید و اتهام زدن را ضمیمه اش کرده اسن و از موضع فرافکنی بقول خودش چند نکته با فایده محوربر گزاری این کنفرانس ادیان وسخنرانی بوش را چاشنی کند.

بالاخره طلبه پاسدار یدداشت روز نویس که به همان عارضه وبیماری روانی پاسدار گماشته احمدی نژاد مبتلا می باشد که آقازاده مهدی خزعلی تازگی ها موفق به کشف آن شده است. بدون آنکه به جز قلم زنان مطبوعات دولتی رژیم تروریستی آخوندی و رسانه های خبرساز دروغین دولتی و امام جمعه های کوک و بزرگ جارچی حکومتی ، کس دیگری وجود نداشته است پس ادعای کذب چهره ها و شخصیت های بی نام ونشان گمنام امام زمانی به عنوان منتقدین برگزاری کنفرانس ادیان اشاره کرده است و درپایان با اعتراف به خوی یاغی بین المللی و پدر خوانده ی تروریسم در جهان رژیم ، تهدید کرده است که محال است رژیم تروریستی آخوندی با امکانات خود وعواملش در منطقه اجازه دهد که به جز رژیم ترروریستی آخوندی که 3 دهه است دین را ابزار سرکوب و خفقان وقدرت و ثروت و صدور تروریسم و بنیاد گرائی جنگ افروزیخود کرده است تهدید کرده هیچ کشوری دیگر با نام دین حق ندارد از اینگونه کنفرانس ها بر گزارکند که توضیح و تشریح این ادعا و تهدید چنین است :

"- البته اعتراض شديد چهره ها و شخصيت هاي مذهبي و سياسي منطقه به برپايي كنفرانس اديان - كه با تلاش قدرت هاي غربي و مباشرت بي دريغ عربستان براي نجات رژيم جعلي صهيونيستي از بن بست مشكلات برگزار شد - نشان مي دهد كه ترفند دسيسه گران نخ نما شده و از كارايي برخوردار نيست و بكارگيري تاكتيك �دين عليه دين�! برملا شده است. مهندسي سياست خارجي جمهوري اسلامي بر مبناي مثلث عزت، حكمت و مصلحت اجازه نمي دهد در حالي كه پاره اي كشورهاي عربي- كه اسم دين را نيز يدك مي كشند- با دين ستيزان و كساني كه دستشان به خون هزاران مسلمان بي گناه آغشته است و اينچنين بي پروا و گستاخانه در پوشش گفت وگوي اديان با يكديگر مراوده دارند؛ در سطح روابط خود با اين كشورها تجديدنظر نكنند و يا اعتراض رسمي خود را اعلام ندارند."

درخاتمه اینکه دیگر جای هیچگونه شک و شهه ای باقی نمانده است تاکه مشخص نشده باشد که سران رژیم تروریستی آخوندی در 3 دهه ی گذشته به نام دین در ایران چه جنایت و خیانت و اقدامات ضد انسانی مرتکب شده اند ؟و چگونه با آن جنگ ضد می و ضد میهنی 8 ساله ی خانمان بر انداز میان ایران وعراق که نعت الهی و دفاع مقدس خوانده و به پیش برده شد چگونه موجب کشته ومجروح و موجی و جانباز و آواره وبی خانمان و پناهنده شدن میلیون ها ایرانی و عراقی شد؟ و چگونه یک قلم هم 1000 میلیارد دلار خسارات مادی و اقتصادی بر جای گذاشت .؟ همینطور چرا با ادعای ام القرای جهان اسلام نامیدن ایران ولوطی جماران رارهبرآن آن خواندن ، حق ویژه ی دخالت گری در امور داخلی کشور های مسلمان را برای خود قائل و محفوظ کرده است و متعاقب آن سیاست تروریسم بنیاذ گرائی را درکشور های مسلمان دنبال کرده است . بنابراین رژیم نامشروع و یاغی بین المللی که یک روز بدون دادن وعده های دروغ به مردم ایران و بحران سازی و تهدید و ایجاد خفقان و اعراب و وحشت و بحرائ سازی و رزمایش و همایش مانور های گوناگون نظامی و انتظامی و آزمایش موشکی در داخل وصدور بحران آفرینی وجنگ افروزی به برون مرز؛ قادر به بقای ننگین خودش نمی باشد . پر واضح است در شرایطی که اوضاع اقتصادی اش بهم ریخته شده و جو نارضایتی عمومی فزونی یافته ودر منطقه و جهان ایزوله شده است. بطوریکه تازگی هاً در هییچک از نشست های منطقه نه دعوت نشده است ، بد تر بلکه اخیراً در کنفرانس ادیان سازمان ملل نیز دعوت نشد و خلاصه اینکه به بازی گرفته نمی شود . زیرا که عامل اصلی بی ثباتی و ناامن سازی در منطقه ی خاورمیانه است . چونکه از طرف دیگر با تلاشی که برای دسترسی به سلاح هسته ای می کند که موجب نگرانی از به خطر افتادن جدی صلح و امنیت منطقه ای و جهانی شده است . بنابراین اکنون می بایست سران رژیم و مبلغان قلم بر دست شان، سخت عصبانی و نگرانی از برگزاری کنفرانس صلح ادیان در نیویورک شده اند که طبیعی است باید برای بر هم زدن و خنثی سازی نتایج مثبتی که این کنفرانس ادیان می تواند در بر داشته باشد؛ با همه امکنات برای خنثی کردن و زدودن آثار مثبت آن در این راستا تلاش کنند . بعلاوه تجربه ی 3 دهه گذشته ثابت کرده که فقط اتخاذ قاطعیت در برابر رژیم تروریستی آخوندی ار ساز بوده است . زیرا که این شیوه یک تصمیم اصولی و.درست برای کنترل مهارش می باشد . در غیر اینصورت هر گونه ادامه ی سیاست خائنانه ی سازشکارانه ی مذاکره و آوانس دادن ونا دیده انگاشتن اقدامات مخربش در کشور های همسایه ومنطقه وعدم کترل ومهار اهداف هسته ای اش می تواند منجر به آنچنان فاجعه ی بشری غیر قابل تصوری شود که با هیچگونه افسوس خوردن وو عذر و بهانه خواهی و پوزش وتوجیکاری کردن جبران پذیر نخاهد بود . پس بدون درنگ باید برای مهار کردن این غول وحشی قرون وسطائی از شیشه بیرون زده شده تلاش و همت جهانی و همگانی کرد. زیرا که گفته می شود علاج واقعه را باید قبل ا ز واقعه یا فاجعه کرد.

هوشنگ- بهداد
شنبه 25 آبان ماه سال - 1387
داستان عبرت آموز خرید و فروش میمون درهند و رأی فروشی و گول خوردن در ایران
این داستان جالب و آموزنده ضمیمه شده را که به دو زبان انگلیسی فارسی می باشد ر ا دریافت کردم . چون عبرت آموز است . بنابراین را ترجیح دادم با افزودن بازگوئی خاطره مشابه از طریق سایت اندیشه آن را بازتاب دهم و منتقل کنم . ا لبته به نظر می رسد که این اتفاق که مربوبط به یکی از روستاهای هند است متعلق به زمانی باشد که هند مستعمره انگلیس بود که تقریباً یک نوع شیوه و سیاست ی گذشته ی پیر استعمار انگلیسی می باشد . بهر حال ناگفته نماند که مشابه اش را در دوران نوجوانی از کسی دیگر بشکلی دیگری شنیده بودم که مدتی سرایدار بانک استقراض روس و انگلیس در ایران بود که وی که خیلی شوخ طبع و بذله گوی بود روزی به اتفاق سایر دوستان وفرزند وی که در خانه به عیاتش رفته بودم نقل قول می کرد که یک انگلیسی در هند در مکانی از اهالی هند باد هوا را خریداری کرده بود . ابتدا اها لی ساده دل هندی با خنده و تعجب و خوشحالی زائدالوصفی در صف نوبت فروش سهم باد هوای خودشان به متقاضی مشتری خریدار انگلیس که ایستاده و پس از فروش امضا هم داده بودند . سپس زمانی پس از فروش باد سپری نشده بود که زمان محصول برداشت محصول گندم فرا رسید که اهالی متوجه شدند ناگهان سرو کله ی خریدار انگلیسی صاحب هوا با چند مأمور پیدا شد وبه اهالی اخطار کرد که مگر فراموش کرده اید که شما همگی باد فضا یا هوارا به من فروختید و من مدرک وسند و امضا ء از شما دارم . بنابراین من صاحب و مالک باد هوای این مکان می باشم و شما هیچیک بدون اجازه ی من حق استفاده از باد هوا برای باد باد دادن خرمن خود و استفاده کردن از باد را ندار ید . مگر اینکه سهمیه ی اجاره ی باد را بمن بدهید . حال بماند که اجاره یکسال بیش باد موقع برداشت محصول خیلی بیش از اصل باد فروخته شده بود . اکنون با مثال مشابه دیگری که در مورد خریدو وفروش میمون زده شده است و همانگونه که ذکر شد بدو صورت انگلیسی و فارسی و ضمیمه شده است. یاد آن بیچاره و خوش باور هائی افتادم که گول شیادی و خالی بندی ووعده های سر خرمنی پاسدار گماشته احمدی نژاد را خوردند که قول داده بود قرار است با مفسدان اقتصادی مبارزه کند و در وزارتخانه ی نفت دست به پالایش و پاک سازی بزند تا که درآمد ناشی از فروش نفت را صرف هزینه ی نان کند تا که بر توی سفره های خالی محرومان برده شود. همچنین به جوانان قول داده بود که صاحب شغل و مسکن خواهند شد تا که بتوانند تشکیل خانواده دهند تا دیگر پدران در حضور فر زندان شان خجالت زده نباشند و فرزندان شان نیز در برابر دیگران شرمگین نباشند . اما خیلی زود مشخص شد که عنتر لوطی جماران پاسدار گماشته احمدی نژاد همچون همان ارباب فخیمه چگونه شکارچی و دلال وواسطه و خبره خریدار میمون بوده است که اینگونه توانست دست به عوامفریبی بزند تا که تورم وگرانی و افزایش قیمت کالا ها و فقر و بیکاری را به منتظران دریافت نان بر توی سفره های خالی تحویل داد . همینطور با خط زنجیره های امنیتی اجتماعی و آسایش نیروی انتظامی ضرب وشتم خیابانی و شلاق و .... را به جای اشغال کامل و مسکن تشکیل خانواده به جوانان هدیه کرده است.

اکنون توصیه می شود به آن حامیان گول خوردگان از سوی پاسدار احمدی نژاد و لوطی جماران گول که ب جای آب با پرداخت هزینه ی سنگین به سرآب رسیدند اگر می خواهند دوباره با سیاست نقدی کردن یارانه شگرد تبلغات انتخاباتی و رأی فروختن گول نخورند . حتماً با دقت این داستان ضمیه شده را بخوانند.
هوشنگ � بهداد
آبان23 ماه سل 1387

IF you have difficulty understanding the current would financial
situation, the following should help �

Once upon a time in a village in India, a man announced to the villagers that he would
buy monkeys for $ 10.
The villagers seeing there were many monkeys around, went out to the forest and started
catching them.
The man bought thousands at $ 10, but as the supply started to diminish, the villagers
stopped their efforts. The man further announced that he would now buy at $ 20. This
renewed the efforts of the villagers and they started catching monkeys again.
Soon the supply diminished even further and people started going back to their farms.
The offer rate increased to $ 25 and the supply of monkeys became so little that it was an
effort to even see a monkey, let alone catch it!
The man now announced that he would buy monkeys at $ 50! However, since he had to
go to the city on some business, his assistant would now act as buyer, on his behalf.
In the absence of the man, the assistant told the villagers: "look at all these monkeys in
the big cage that the man has collected. I will sell them to you at $ 35 and when he
returns from the city, you can sell them back to him for $ 50. "
The villagers squeezed together their savings and bought all the monkeys.
Then they never saw the man or his assistant again, only monkeys everywhere!
Welcome to WALL STREET.

چنانچه با درك وضعيت اقتصادي حال حاضرجهان مشكل داريد ، متن زير را بخوانيد ؛به شما كمك خواهد كرد .
روزي روزگاري دردهكده اي در هند ، مردي به اهالي دهكده اعلام كرد كه هر ميمون را به قيمت ۱۰ دلار خريدار است .
اهالي دهكده كه مي ديدند ميمون هاي زياد ي دراطراف دهكده وجود دارد ، به جنگل رفتند و به شكار آنها مشغول
شدند.
مرد ۱۰۰۰ ميمون را به قيمت ۱۰ دلار خريد ، اما هنگامي كه به نظر مي رسيد ديگر ميموني براي شكار وجود ندارد ،
اهالي دهكده دست از تلاش براي گرفتن ميمون ها برداشتند . سپس مرد اعلام كرد كه هر ميمون ر ا به قيمت ۲۰ دلار
خريداري مي كند . اين امر سبب دادن جان تازه اي به اهالي دهكده براي ادامه تلاش هايشان به منظور شكار ميمون داد
و آنها دوباره شروع به شكار ميمون كردند .
به زودي ميمون ها ناپديد شدند و اهالي دهكده به مزارع خود بازگشتند . پيشنهاد ق يمتي به ۲۵ دلار افزايش پيدا كرد ،
اما تعداد ميمون ها آنقدر ناچيز بود كه بتوان يكي از آنها راديد،چه رسد به اينكه آن را شكار كرد.
اكنون مرد اعلام كرد هر ميمون را به قيمت ۵۰ دلار مي خرد . اما از آنجائيكه او مجبور بود براي برخي امور شغلي به
شهر برود ، به جاي اودستيارش كار او را ادامه مي داد .
دستياردرغياب مرد به اهالي دهكده گفت ، " به همه ميمون هايي كه مرد در اين قفس بزرگ جمع آوري كرده است نگاه
كنيد . من اينها را به قيمت ۳۵ دلار به شما مي فروشم و وقتي كه او از شهر بازگشت شما مي توانيد آنها را به او
بفروشيد" .
اهالي دهكده پس اندازهاي خود را جمع كردند و همه ميمون ها را خريدند .
بعد ازآن ماجرا ، آنها ديگر نه مرد و نه دستيارش راديدند ، تنها چيزي كه همه جا به چشم مي خورد ميمون بود !
خوش آمديد . STREET WALL به
نقد و بررسی " آدرس بازار آهنگرها(يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان پنجشنبه 23 آبان ماه سال 1387
" چرا باید در بازی نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی � انتصاباتی شرکت کرد که رقیب دوم خردادی دشمن کینه و خطرناک نامیده شده و تهدید به تسویه حساب نیز شده است؟"
واقعاً که بهتر از این نمی توان اوضاع و احوال و خرت و خر و آشفته بازار حاکم بر ایران اشغال شده بامردم در بند و اسیر را تعریف و تفسیر و تحلیل کرد که اکنون جیغ و فغان یکی از سر آشپز باشی ها از شوری دیگ آش بر سر بار در آمده و چنین هوار ازشوری آش زده است:
"پيچيدگي� به مهم ترين مشخصه فضاي سياسي كشور ظرف چند ماه گذشته تبديل شده است. فضاي مبهم و غبارآلود، حجم انبوه نقل قول ها و كدهايي كه معلوم نيست اصل و نسبشان چيست و چه ميزان مي توان به آنها اعتماد كرد و نهايتاً خروارها تحليل و توصيه كه از هر سو به جانب گروه ها و شخصيت هاي سياسي روان است و اجازه نمي دهد �واقعيات� از �جعليات� تمييز داده شده در جايگاه مناسب خود بنشينند و با اسلوب هاي صحيح تحليل شوند سازه هاي اصلي اين فضا هستند. تحت چنين شرايطي اتفاقات بسيار خطرناكي مي تواند رخ بدهد. در اثر جابجايي ذهني و گاه عملي مرزهاي ارزشي، دشمن به جاي دوست مي نشيند، �تدبير دوست� با �نقشه دشمن� در مي آميزد و تشخيص آنها از هم دشوار مي شود. لابيست ها و واسطه ها بازيگردان مي شوند و با خبر آوردن و خبر بردن �بزرگان� را به انفعال مي كشانند و نهايتاً بازي چنان پيچ مي خورد كه �ضرر مسلم�، �منفعت محض� پنداشته مي شود و همه چيز به �فاجعه� ختم مي شود. فاجعه فقط اين نيست كه دشمن دوباره به صحنه بازگردد- كه چنين اتفاقي هرگز رخ نخواهد داد- همين مقدار هم كه سرمايه هاي گرانقيمت اعتماد و برادري بسوزد و آنچه دشمن بايد سال هاي طولاني زحمت مي كشيد تا بدان دست يابد دو دستي به آن هبه شود، فاجعه است؛ �خود فاجعه�!"
البته نیاز به تذکر نیست تاکه گفته شود معنی و مفهوم و مورد دشمن خطاب کردن چیست یا کیست؟ یا که چرا به باندهای مافیائی خودی ناراضی پیام وهشدار داده شده است که می بایست مواظب دشمن باشند تا که در دامش نیفتند که دارند با مانور تبلیغاتی دادن از تضادهای میان بادهای خودی و انتقا داتی که به عملکرد دولت می کند ؛ برای بازگشت دوباره بقدرت خود تلاش و فعالیت می کند . البته پاسدار قلم بر دست تأکید وتهدید کرده است اینان هر گز شانسی برای باز گشت دوباره بقدرت ندارند . همینطور گرچه سربازجو پاسدار یادداشت روز نویس در ابتدا تلاش کرده مثلاً با لفظ قلم بازی به حساب خودش منطقی و استدلالی مدل پاسداری بلغور کند و از رقیب دشمن با لکنت زبان وعددم رک گوئی نام برده است . ولی در ادامه چنین بطور شفاف و بدون لکنت زبان از دشمن به باز گشت قدرت هوس کرده و چشم به آرای بر خی از باندهای مافیائی رقیب حاکم اصول گرائی دوخته است اینگونه یاد کرده است:
از همين نكته كه ادعاي خلوص بي معناست مي توان نتيجه گرفت پس �دفاع مطلق� هم استراتژي صحيحي نيست و بايد به جاي آن براي �دفاع معقول� تلاش كرد. همه تلاش دشمن و ايادي داخلي آن - كه حالا ديگر حتي پيوندهاي خود را تكذيب هم نمي كنند- در شرايط كنوني اين است كه مجموعه رفتار اصولگرايان و خصوصاً دولت در 3 سال و چند ماه گذشته را فاقد عقلانيت، غيرقابل دفاع و يكسره ضرر جلوه دهد و همين جاست كه نبايد بازي خورد و مرزها را در جاي درست تعريف كرد. آيا مجموعه آنچه پس از سال 84 رخ داده يكسره درست است و بايد از نمث و ثمين آن دفاع كرد؟پاسخ: نه، آيا مجموعه رفتارهاي دولت و اصولگرايان اولا در قياس با مجموعه رفتارهاي نادرست آنها و ثانياً در قياس با كارنامه گذشتگان معقول و قابل دفاع است؟ پاسخ:قطعاً و صددرصد، اين جملات از مرتبه بديهيات فراتر نمي رود اما در فضاي سياسي امروز ما محتاج يادآوري و تذكر پي درپي است تا مبادا روزي برسد كه ببينيم نان خود را در سفره ديگران گذاشته و مي خوريم؛ ديگراني كه به وقت نياز و تنگنا مي ايستند و به مرگ تدريجي ما مي خندند. در اين يكي دوماه گذشته بسياري دوستان به اين پرسش كشيده شده اند كه راه صحيح كدام است؟ ظاهراً آدرس هاي غلطي هم به جبهه دشمن رفته و برخي از آنها به اين توهم افتاده اند كه در صورت حضور در صحنه حتي از حمايت و تاييد اصولگرايان بهره مند خواهند بود. كار به جايي رسيده كه محمد خاتمي هم علنا مي گويد در راي اصولگرايان طمع كرده است"
بالاخره اینکه پاسدار یادداشت روز نویس که با همان روش شلاق و شکنجه و تواب سازی و گفتمان مدل حوزوی سفسطه گری رقیب دوم خردادی دشمن خوانده شده را به حساب افشا و سپس تهدید و تأکید کرده است برای تسویه ی حساب با این دشمن عجله در کار نیست . زیرا که افزوده فرصت برای انتقام گرفتن و پرونده و سناریو سازی وجود دارد. ولی اکنون با شیوه به در گفتن تا که دیوار بشنود تا خودی های ناراضی و دلخور شده که از اقدامات و عملکرد پاسدار گماشته احمدی نژاد دل خوشی ندارند بدانند تا که دست وپای خودشان را جمع کنند و نکند هوس کنند یک وقت بطور تاکتیکی به سوی دشمن خاتمی روند که اکنون دشمن کینه توز خطر ناک خوانده شده است. البته قلم بر دست مدعی برخلاف ادعای پوشالی که از خدتگزاری به مردم دولت نهم کرده ولی هیچگونه فاکت و آمار در این مورد ارائه نکرده است تاکه دانسته شود این خدمتگزاری های مردم چیست؟ ولی در عوض با متمرکز شدن برروی رقیب دشمن کینه توز که تذکر و اخطار داده این دفعه دشمن خیلی خطر ناک تر از دفعه قبل تصمیم دارد به قدرت باز گردد با حواله دادن برگزاری نمایش خیمه شب بازی ریاست جمهوری انتصاباتی دوره ی دهم هم نوید تدارک تقلبات گسترده وهم تسویه حساب با دشمن داده که می تواند خونین و پر هزینه باشد . بهر صورت پیام خطاب به رقیب دشمن چنین داده شده است :
برخلاف آنچه ظاهراً ممكن است به نظر برسد، به هيچ وجه پاي احساسات در ميان نيست و اين قلم اساساً به شهادت همه آنچه تا به حال نوشته استدلال را بر هرچيز ديگري ارجح مي داند.موضوع بسيار روشن است. دشمني خطرناك و مدعي، دندان تيز كرده و به طمع افتاده، قصد و اراده بازگشت به همان جايگاهي را دارد كه چندي قبل مردم يكدل و يكزبان به سبب انبوه ناملايمات از آن اخراجش كردند و حالا كساني در انديشه اند كه اين دشمن كينه توز را در جامعه دوست و �منجي� به دوستان قالب كنند تا شايد جبهه مخالفان وضع موجود عليه خودي هايي كه ولو گاه ندانم كاري و بداخلاقي كنند، در دشمني با دشمن كم نگذاشته اند تكميل شود. كدام سوي اين معادله بايد ايستاد؟ ظاهراً جواب آسان است اما ترجمه اين جواب آسان از تئوري به عرصه عمل سياسي مجاهدتي با نفس و گذشتن از برخي خاطره هاي بد مي خواهد كه بايد براي حصول آن از خداوند توفيق خواست.نقشه دشمن اين بار بسيار خطرناك تر و حساب شده تر از قبل است. به جرئت مي توان ادعا كرد دشمن خارجي و دنباله هاي داخلي آن در عداوت با رهبري و دولت مورد حمايت آن و به عبارت ديگر براي مسدود كردن باب خدمت رساني سالم و بي منت به مردم نقشه هايي تو در تو كشيده اند كه تا به حال حتي اندكي از آن هم مورد بحث كافي قرار نگرفته است. انتخابات فرصتي مغتنم است كه ابعاد اين بازي طراحي شده در خارج و نحوه بازيگري برخي مدعيان در دل آن بهتر تشريح شود و اين ضرورتي است كه حتماً عملي خواهد شد. براي اين كار عجله اي نيست و زمانش خواهد رسيد. فعلاً مهم اين است كه مرزها مخدوش نشود و هركسي همان جا بايستد كه اصول و ارزش ها اقتضا مي كند. هزينه هاي حضور-حتي حضور اشتباهي- در جبهه دشمن به روز مبادا سنگين تر از حد طاقت نازكدلان خواهد بود."
عجب و جالب است که معلوم نیست که این چگونه نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی �انتصاباتی می باشد که اینگونه تبدیل به میدان دوئل میان رقبا شده است که با سنگین ترین اتهامات و تهدیدات چاشنی و مزین شده و تأکید شده است که تازه این در باغ می باشد و ورودیه درون باغ به آینده حواله داده شده است که بسیار خصمانه تر خواهد بود؟! اکنون پرسش است که با دسترس بودن تجربه ی 3 دهه گذشته ی دولت مردان که شرایط کنونی حاصلش می باشد و با شیوه ی رقابتی که اکنون وجود دارد که رقیب دوم خردادی که 8 سال بقول خودش تدارکاتچی بوده است و لوطی جماران را به وحی منتسب کرد. اکنون نیز اعتراف کرده است که تصمیم دارد از جایگاه آسیب دیده ی نظام و ولایت فقیه لوطی جماران دفاع کند به عنوان دشمن کینه توز و همگام وهمکار با دشمن بیرونی معرفی شده است که تلاش می کند بقدرت باز گردد تا بسیار خطراک تر از گذشته اقدام کند . آیااین مدعیان به جز قدرت ثروت و انحصاری کردنش با مشام خونین شان هر گز بوئی از انسانیت برده اند ؟ آیا این مدعیان زنجیر پاره کرده و شمشیر و شلاق وکلت بر دست گرفته که بوضوح تهدید می کنند اصلاً می دانند که معانی کلمات و لغات دمکراسی و آزادی عقیده و بیان و رعایت حقوق بشر و عدالت و یا خدمتگزاری به مردم چیست تاکه قرار باشد در خدمت مردم باشند؟ زیرا که یا در کسوت پاسداری در اقدمات تروریستی برون مرزی مأموریت و فعالیت داشته اند یا اینکه در لباس سرباز بد نام وگمنام اطلاعاتی و امنیتی مسئول پیگیری مخالفین وشکار کردن شان در قتل های زنجیره ای شرکت داشته یا به عنوان سر باز جو وشکنجه گر و پرونده و تواب ساز و کیفرخواست صادر کن برای صدور احکام اعدام ی و تیر خلاص زنی اشتغال داشته اند که اکنون به مرکز و مسند قدرت و ثروت خزیده و نزدیک شده اند که هیچگونه علاقه ای ندارند رقیب از صحنه خارج کرده را به رسمت بشناسد تا چه رسد به اینکه اینان را دوباره سهیم وشریک شان کند. به خصوص اینکه کوشش خستگی ناپذیر برای دسترسی به سلاح هسته ای می کند.
در خاتمه اینکه پرسش بعدی این است که چرا نباید به جای اینکه نظاره گر بود یا حمایت باندی را کرد وتبلیغ برای حضور شرکت در نمایش خیمه شب بازی انتصاباتی � انتخاباتی ریاست جمهوری دوره ی دهم نمود؟ چرا نمی بایست دست به روشنگری تمام عیاروهمه جانبه زد و از مردم ایران در خواست کرد تا که با همه وجود این نمایش خیمه شب بازی انتخابات � انتصابات را تحریم کنند و توصیه شود که همگی باید در صدد همگرائی و همصدائی جمعی تلاش کنند ؟ همچنین چرا نباید تأکید شود تا که همه در راستای تغییرات دمکراتیک در ایران همآهنگ و هم صدا و فعال شوند و چرا نباید در نهایت برای این هدف تبلیغ و مبارزه کرد؟
هوشنگ � بهداد
پنجشنبه 23 آبان ماه سال 1387
واکنش های رژیم نسبت به برگزاری کنفرانس ادیان در نیویورک از سوی عربستان

چند خبر تصویری که در صحفه ی اول روزنامه ی جمهوری اسلامی مورخ 23 آبان بازتاب داده شده مرتبط بهم دیگر می باشند که آن سوی سکه همایش امنیت اجتماعی و آسایش نیروی انتظامی و بسیج است که این روز ها خیابان ها و میادین تهران به اشغال این نیروهای سرکوبگر در آمده است. اما باید افزود این دیگر شگرد و تاکتیک زنجیره ای و تکراری لو رفته ونخ نما شده ای است که هر زمان رژیم تروریستی آخوندی در زیر فشار و بحران های بیرونی و رشد تضاد های درونی و احساس خطر خیزش از سوی مردم ناراضی می کند بلافاصله دست به مانور همایش و نمایش و رزمایش نظامی و امنیتی در بستر اعلام شرایط حکومت نظامی ناخوانده می زند. صد البته که با چاشنی آزمایش موشکی سپاه پاسداران همراه می باشد . زیرا که طراح اصلی اینگونه مانور ها سپاه پاسداران می باشد.

امااکنون که اوباما رئیس جمهور آمریکا شده است که نه اینکه تغییری در برابر پرونده ی هسته ای ایجاد نشده است ، بلکه پیش بینی ها مبنی بر این است که فشار هسته ای بیشتر نیزخواهد شد. بنابراین آزمایش موشکی سپاه پاسداران گذشته که اینکه از دفاع پروژه ی هسته ای می باشد. پاسخی به احساس خطر تهاجم نظامی از سوی اسرائیل و آمریکا به تأسیسات هسته ای نیز می باشد. زیرا که با آزمایش موشکی که هدف فضای نظامی کردن جامعه است که مکملش بقول پاسدار گماشته احمدی نژاد با نصب دوربین ها در معابر عمومی از سوی پلیس فضای پلسی کردن جامعه نیز می باشد. همچنین نوعی شرایط آماده باش جنگی نیز می باشد که در صورت احتمال هرگونه خطری ارگان های سرکوبگر رژیم تروریستی آخوندی غافگیر نشوند تا که کنترل جامعه از دست شان خارج شود .

فراموش نشود رشد بمب گذاری ها و اقدامات تروریستی و اقدامات عملیات انتحاری در عراق که هر روز موجب ویرانی و تلفات سنگین انی و مالی می شود که ارتباط به مخالفت و دشمنی جدی با توافقنامه ی میان دولت آمریکا و عراق دارد، بخشی از اهداف و اقدمات پیگیری سیاست بیرون مرزی سپاه پاسداران است که خط زنجیره ای تکمیلی آن، از سوی حماس در فلسطین و شیخ حسن نصرالله و حزب الله لبنان دنبال می شود .چونکه اکنون اسماعیل هنیه و شیخ حسن نصرالله بطور همزمان علیه اوباما بسیج شده و برروی صحنه می آیند و همان پیام دیکته شده ای را تکرار می کنند که سران رژیم تروریستی آخوندی اذعان وبیان نموده اند.

اما اکنون از سوی دیگر ابتکار جالبی که عربستان در پیش گرفته است که همت به برگزاری کنفرانس ادیان در نیویورک نموده است که خود نوعی دیپلماسی نزدیک و همآهنگ شدن با رئیس جمهور آمریکا برای هر چه بیشتر ایزوله کردن رژیم تروریستی آخوندی در منطقه و جهان می باشد. به خصوص اینکه پادشاه عربستان سعودی و رئیس جمهور اسرائیل در ضیافت شامی شرکت داشتند که باکی مور دبیر کل سازمان ملل نیز حضورداشت که هر گز نمی تواند خبر خوشآیدی برای سران رژیم تروریستی آخوندی باشد . بنابراین برای خنثی نمودن بازتاب و نتایج این ابتکار جدید عربستان دستگاه تبلیغات و تهدید و پروپاگاندای رژیم تروریستی آخوندی نیز فعال شده است ودست به اقدامات واکنشی تبلیغای وتهدید آمیز زده است . یعنی از یک سو دست به آزمایش موشکی در نوار مرز ایران وعراق زده شده است که هم پاسخ به کنترل دوربین مدار بسته نور مرزی از سوی نیروهای نظامی آمریکا و انگلیس می باشد . هم از طرف دیگر تلاش برای نوعی آماده باش در برابر حرکات تهاجم نظامی هلیکوپترهای آمریکائی مشابه نوار مرزی عراق سوریه است که اگر چنانچه اتفاق مشابهی افتاد یا از طریق هواپیماهای بدون سر نشین در مرز پاکستان وافغانستان انجام می شود. از قبل آماده باش وجود داشته باشد. همینطورهمزمان نیز شیخ حسن نصراله را برروی سن وصحنه آورده شده است تا که اخطار مشابه اسماعیل هنیه دهد که پیام دهد گول نخورید تا بعداً پشیمان شوید که نمی دانستید اوباما با بوش فرقی ندارد .

خلاصه اینکه فراموش نشده است که در چگونه در خطبه ی عید فطر سال گذشته لوطی جماران سران کشورهای عربی را تهدید کرد که اگر چنانچه در کنفرانس صلح آناپولیس در آمریکا شرکت کنید باید بدانید که زمان بازگشت از سوی ملت های مسلمان کشور خود مورد اعتراض واقع می شوید و در داخل کشور دچار آشوب و نا آرامی شوید . نمونه ی این تهدیدها بعداً در خیابان های بحرین زمان سفر 8 روزه بوش به منطقه اتفاق افتاد .
بهر حال اینکه دشمن اصلی روند مذاکره ی صلح در خاورمیانه و عدم امنیت در عراق و مخالفت کردن با توافقنامه ی میان عراق و آمریکا تنها رژیم تروریستی آخوندی می باشد . لذا طبیعی است که برگزاری کنفرانس ادیان در نیویورک که از سوی عربستان هدایت می شود بسیار خطرناک برای اقدامات و اهداف شوم تروریستی و بی ثبات و ناامن سازی عراق و خاورمیانه می باشد که پشتوانه ی سیاست پیگیری سلاح هسته ای می باشد.

در خاتمه اینکه چون مبتکر این کنفرانس ادیان عربستان سعودی می باشد که ادامه طرح های پیشنهادی قبلی برقراری امنیت صلح در عراق و لبنان و خاورمیانه می باشد که پیوسته با مخالفت و دشمنی و کار شکنی رژیم تروریستی آخوندی مواجه شده است. اکنون که زمان حج می باشد و رژیم تروریستی آخوندی هم در شرف اعزام مأموران و تروریست ی اطلاعاتی و امنیتی و خرابکار و قاچاقچیان مواد مخدر به عنوان حجاج به عربستان می باشد . چون احتمال هرگونه آشوب و اخلال گری در مراسم حج برای انتقام گیری کنفرانس ادیان در نیویورک وجود دارد . پس نیروی ها امنیتی عربستان می بایست در اوج هشیاری و آماده باش مراقب و مواظب حجاج اعزام شده ی رژیم تروریستی آخوندی در مراسم حج باشند تا که غافلگیر نشوند
.
هوشنگ – بهداد
برای رجوع به منابع ضمیمه و اشاره شده در نوشتار لطفاً به این لینک رجوع شود :
http://www.jomhourieslami.com/1387/13870823/index.html
روزنامه ی جمهوری اسلامی پنجشنبه 23 آبان ماه سال 1387
نقد وبررسی " راز زدايي از يك شكست (يادداشت روز)}روزنامه ی کیهان چهارشنبه 22 آبان ماه سال 1387
"چگونه است که کشور مدعی پیروز و قوی، در 3 دهه ی گذشته به دنبا ل کشور شکست خورده نظامی و سیاسی در بیرون و مالی و اقتصادی در داخل، از هر کانال با سر دویده است؟"
تحلیل و تفسیری که پاسدار عرب یادداشت روز نویس کرده هم عجیب و جالب است و هم متناقض و خنده دار است. برای اینکه یک خط زنجیره ای از شکست سیاست های خارجی و اقتصادی و مالی داخلی و سیاست نظامی گری برون مرزی آمریکا را ترسیم و نتیجه گیری کرده است که اینگونه شکست ها که حتی مهمتر از بحران اقتصادی سال 1329 خوانده شد و بدتر از شکست نظامی وکره و ویتنام نا میده شده که نصیب آمریکا گشته است . همچنین تأکید کرده است که انتخابات 4 نوامبر در آمریکا نه شکست جموری خواهان ونو محافظه کاران ، بلکه نمایش شکست آمریکا می باشد . البته اینگونه قلم زنان یک بعدی که فقط با معلول به سبک سفسطه گری حوزوی سر کار دارند چون مأمور قلم بردستان و به خدمت گرفته شدگانی می باشند که می بایست به نفع رژیم تروریستی آخوندی و پیروزی و قدرت و توانائی اش و..... شکست حریف و رقبایش قلم زنی و مرثیه خوانی کنند و هر گز هم خود را مقید نمی دانند که از شیوه ی رابطه ی علت و معلولی به مسائل برخورد کنند . زیرا که اگر چنانچه چنین تابلوئی از شکست برای امریکا و بوش و آمریکا ترسیم نکند. متقابلا قادر نیست ان روی سکه پیروزی های زنجیره ای را برای رژیم تروریستی ردیف و لیست کند .

بتابراین هرگز یادداشت روزنویس مدعی حاضر نیست که نوک قلم خود را به چرخاند و توضیح دهد برای چه کشوری که این همه شکست سیاسی نظامی بیرونی و اقتصادی و مالی درونی را متحمل شده است در مقابل کشور پیروز همچون ر ژیم تروریستی آخوندی قرار دارد که بر خلاف ادعای ظاهری که دارد؛ امااز طریق لابی های پنهانی و علنی پیام مذاکره برای چنین کشوری ارسال می کند؟ چونکه از فعال کردن پاسدار تروریست حسن کاظمی قمی سفیر شده در عراق که با لابی ها و نفوذی های درون دولت عراق چپ و راست فعال است و با اعلام آماگی مذاکره در امور امنیت داخلی عراق برای مقامات آمریکائی پیام ارسال می کند که آماده ی ادامه ی مذاکرات مرحله ی چهارم می بلشد. از سوی دیگر مشخص نیست برای چه تیم ورزشی برای کانال زدن باب مذاکره به آمریکا اعزام می شود؟ بدتر اینکه پاسدار گماشته احمدی نژاد دست به هذیان گوئی می زند وبا بیان خواب رؤیائی عکس یادگاری گرفتن با فرمانده ی نظامی آمریکائی در بغداد اعتراف کرده و مدعی شدکه این فرمانده ی آمریکائی که نمی دانست زمان تاریخ ورود این پاسدار گماشته به عراق چه موقع است. اما از طریق سربازان اطلاعاتی گمنام امام زمانی دانسته که این پاسدار به بغداد می آید که در یک ماه قبل از ورد این پاسدار به بغداد مرخصی خودش را لغو کرد تا زمان ورود پاسدار احمدی نژاد در بغداد باشد تا به اتفاق معاونش با وی عکسی یادگاری بگیرد و بر روی قلب خود بگذارد، زیرا که گفته بود این پاسدار توی قلبش می باشد .

پس از آن دادستان پاسدار گماشته احمدی نژاد عفو ملوکنه به دلال و جاسوس چند جانینه هوشنگ امیر احمد داده شد و از وی به ایران دعوت شد تا که در تلاش ایجاد رابطه با آمریکا فعال شود . در دنباله ی این شو، بازی عاشق شدن رحیم مشائی معاون رئیس جمهور شروع شد که پیام دوستی میان ملت آمریکا و اسرائیل با ملت ایران را داد . آنگاه با فاکتور گیری ملت آمریکا، تب عشق و دوستی رحیم مشائی با ملت اسرائیل آنقدر داستانش بالا گرفت وکشدار شد که لوطی جماران برای پایان دادن به نزاع و سگ دعواهای میان دولت جراحی و خراطی شده با مجلس دکوری و کمدی و انتصابی و ارتجاعی پیرامون رحیم مشائی و عاشق ملت اسرائیل شدنش مجبور شد تا وارد معرکه شود و با این شو پایان دهد. حال بماند که چقدر پاسدار احمدی نژاد در تور سفرهای مارتونی استانی خود از مثبت یافتن حضور معاون وزیر امور خارجه ی آمریکا در دیدار میان سولا نا با پاسدار موجی و ترکشی سعید جلیلی در ژنو گفت وبا باد در غبغب انداختن داد زد که دلیل تسلیم وعقب نشیی آمریکا در مذاکره ی هسته ای می باشد .اخیراًکه دلال و جاسوس چند جانبه هوشنگ امیر احمدی فعال شده بود و خبر بازگشائی دفتر شورای ایرانیان در تهران را داد و در سفری که به ایران داشت شرایط سفر پنهانی رحیم مشائی به آمریکا طرح شد . در دنباله مطبوعات از ارسال نامه ی بوش به ایران خبر دادند. داشته باشید این بازی در شرایطی د نبال و اجرا شد که هیچگونه تغییری در رفتار آمریکا شاهد نشدو هیچ پاسخ مثبتی از سوی مقامات آمریکائی که آمریکا ضعیف شکست خورده ی اقتصادی و مالی و سیاسی و نظامی اعلام شده است هر گز داده نشد . زیرا که همچنان بر تعلیق غنی سازی خود اصرار می ورزد.

ناگفته نماند که شکی وجود ندارد که بوش در تهاجم نظامی به عراق مرتکب اشتباه تاریخی شد . زیرا به جای اتخاذ این تهاجم اگر خواهان حل مشکل خاورمیانه بود می بایست مرکز و کانون اصلی ناامن وبی ثبات سازی منطقه یعنی رژیم تروریستی آخوندی تهاجم نظامی می کرد . اما دومین اشتباه بوش که بزرگتر از اشتباه اشغال نظامی عراق بود . خلع سلا ح کردن سازمان مسلح رژیم تروریستی آخوندی مقیم عراق بود . یعنی بقول معروف سنگ را بست و سگ را رها کرد. زیرا که در کمال خوش باوری و بی تجربگی با آزاد گذاشتن دستان عوامل اخلاگرو پاسدار و اطلاعاتی و نفوذی و اعزامی از سوی رژیم ترویستی آخوندی به عراق تا که بتوانند در همه سطوح در عراق نفوذ کنند و عراق را تبدیل به حیلت خلوت و باتلاق کنند و با پیگیری اقدامات تروریستی و انفجاری انتحاری زنجیره ای و ادامه دار در عراق، موجب شد تا که خیلی سریع عراق به مرکز ثقل صدور صدور تزرریسم و بنیاد گرائی به خاورمیانه برای رژیم به خصوص سپاه پاسداران مبدل شو د . چونکه از این طریق سپاه پاسداران طریق حزب الله لبنان جنگ 33 روزه با اسرائیل راه اندازی کرد. همینطور از سوی حماس جنگ داخلی در فلسطین برپا و نوار غزه را جدا شد و دشمنی و مخالفت ب اروند مذاکره ی صلح خاورمیانه در دستور قرار گرفته شد داد .
همچنین بطور همزمان از سوی دیگر از طریق اقدام سیاست خائنانه ی مذاکره ی تجارت خون انسان ها فرصت سوزی هسته ای دنبال شد . در نهایت آمریکا در دامی افتاد که رفسنجانی در چند خطبه ی نماز جمعه ی تهران خود با تهدید کردن آمریکا اعتراف کرد که اگر چنانچه آمریکا از عراق خارج نشود. عراق برایش به ویتنامی دیگر تبدیل خواهد شد و در باتلاق عراق فرو خواهد رفت. خلاصه اینکه بالا رفتن هزینه ی بسیار سنگین نظامی مالی با افزایش تلفات جانی آمریکا در عراق و تعمیم دادن این سیاست در افغانستان که منجر به پیآمد شکست نظامی و سیاسی و بیرونی اقتصادی و مالی در داخل کشورشد که اکنون پاسدار عرب یادداشت روز نویس ادعایش را کرده است. ناشی از پیگیری سیاست رژیم تروریستی آخوندی در دفاع از پروژه ی هسته ای علیه آمریکا دنبال شد و به بوش تحمیل کرد.

در خاتمه اینکه نکته ی کلیدی که عرب پاسدار یادداشت روز نویس به آن اشاره نکرده این است که بر خلاف رجز خوانی ها و مخالفت هائی که علیه ی حزب جمهوری خواه و نو محافظه کاران در آمریکا کرده است . اتفاقاً سران رژیم تروریستی آخوندی گروگان های آمریکائیان وکارکنان سفارت آمریکا در تهران را به نفع رقیب جمهوریخواه کارتر دمکرات آزاد کردند . سپس در تابستان سال 65 در تهران رفسنجانی به دیدار و ملاقت مک فارلین رفت که نماینده ی ویژه رونالد ریگان هنرپیشه معروف ورئیس جمهور وقت ازحزب جمهوری خواه آمریکا بود که کلت و کیک وکتاب را در یافت کرد . در صورتیکه همان زمان در مدارس و خیابان ها و نمازجمعه ها فریاد مرگ بر آمریکا و صدام حسین و منافقین طنین انداز بود.اکنون هم اعتبار اینگونه تحلیل یادداشت رروز ها مترادف و آن روی سکه آنگونه شعار ها و دیدارهای یاد شده می باشد.

هوشنگ � بهداد

چهارشنبه 22 آبان ماه سال 1387
نقد وبررسی " آمريكا و طرح � نهادينه كردن بحران � در افغانستان" روزنامه ی جمهوری اسلامی چهار شنبه 22 آبان ماه سال -1387
"مگر گفته نمی شود چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است ؟ چرا پرداختن به موضوعات عراق و افغاستان و لبنان وفلسطین و... مهمتر از پاسخگوئی به مطالبات مردم محروم ایران است؟"
مگر می توان همیشه در جاده یکطرفه با سرعت زیاد حرکت کرد و راند وهم اینکه لغز خوانی کرد و توجهی به راه بازگشت وبن بست نداشت و بازهم ادعای قهرمانی اتومبیل رانی داشت ؟ زیرا که اینگونه ادعا ها و تحلیل و تفسیر های یک بعدی و معلولی که یک ریز بازتاب داده می شود بر همین ادعا و تز و اساس ذکر شده استوار است که ابتدا و در دجه ی اول مخاطب آمریکا است . سپس اسرائیل و کشور های عربی منطقه در رده بندی ها ی بعدی قرار می گیرند . آنهم بدون آنکه هرگز بررسی ریشه ای شود و جایگاه رژی تروریستی آخوندی مشخص و برجسته و ترسیم گردد که در این تابلوی طراحی و ترسیم شده کجا قرار گرفته است؟

بطور مثال اکنون سرمقاله نویس از موضع وکیل مدافع و نماینده و سخنگوی مردم افغانستان و پاکستان بصورت دایه مهربانتر از مادر دلسوز وارده صحنه شده است و پس از کلی اشک تمساح ریزی برای زنان وکودکان قربانی شده ناشی از بمباران هوائی آمریکا در مرز پاکستان افغانستان کردن که گاهی درون خاک پاکستان انجام می گیرد که گفته می شود هدف پگییری و سرکوب کردن اعضای طلبان و القاعده می باشد.البته بر تأکید بنی براینکه آمریکا متهم و محکوم شده که دارد دست به جنایت می زند .
از سوی دیگر توضیح داده نمی شود که پس دادستان مذاکره آمریکا با طلبان چه می شود که چندین بار همین روزنامه و به خصوص همین سرمقاله نویس از موضع انتقادی به این موضوع پرداخته است ؟
مهمتر اینکه مگر شرایط کنونی حاکم بر افغانستان وبدتر از آن که د ر عراق حاکم شده است . نتیجه همکاری و تبانی مستقیم و غیر مستقیم سران رژیم تروریستی آخوندی با اشغل گران نظامی هر دو کشور افغانستان وعراق نمی باشد؟ مگر این واقعیت که هم اشغال گران وهم رهبران کشور منطقه وهم سران رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و نامشروع آخوندی و سایر آگاهان و ناظران سیاسی منطقه اعتراف و ا قرار نکرده اند که اشغال نظامی افغانستان و عراق و سقوط طالبان وصدام حسین فقط برنده اش رژیم تروریستی آخوندی بوده است؟

همچنین مگر مدتی پس از اشغال نظامی ا فغانستان رفسنجنی در خطبه ی نماز جمعه ی خود در تهران بوش وی را مخاطب خود قرار نداد پیام نداد ونگفت که بوش می داند اگر چنانچه همکاری ما در اشغال نظامی افغانستان نبود هنوز هم در ا فغانستان طالبان بر سر قدرت بودند؟ پرسش است هم اکنون برای چه این نقش و اعتراف همکاری کردن با اشغال گران افغانستان نادیده گرفته می شود و تنها آمریکا مقصر وقایع و فجایع افغانستان وعراق معرفی می شود؟ برای چه دائم صورت مسئله پاک می شود ؟ این چگونه سیستم خبررسانی و تحلیل و تفسیر کردن رو بنائی و معلولی یکطرفه می باشد که 3 دهه است ادامه داشته است؟
مگر فراموش شده است که چگونه از طریق دلال و جسوس چند جانبه احمد چلبی مدرک سازی دروغین شد و آنقدر اطلاعات غلط و غیر واقعی پیرامون سلا ح های کشتار جمعی عراق داده و تبلغ شد تا بستر ساز تهاجم ظامی به عراق فراهم شد ؟ زیرا که طرح خواب سرنگون کردن دشمن اصلی صدام حسین و خلع سلاح سازمان مسلح مخالف مقیم عراق و بالاخره تبدیل نمودن حیات خلوت عراق دیده شده بود که از روز سقوط صدام حسین تا کنون در عراق سیاست دخالت گری و نفوذ و اقدمات تروریستی و ناامن سازی عراق دنبال شده است تا اینکه اکنون این روز ها شاهد می باشیم تنها کشوری که بطور علنی با دخالت گری واقدامات تروریستی و مخرب و عمیات انفجاری و انتحاری و راه اندازی تظاهرا ت وآکسیون های اعتراضی در عراق بر پا می کند تا فریاد شعار مخالفت با توافقنا مه ی امنیتی میان دولت عراق با آمریکا سر داده م شود و تأکید بر اخراج آمریکا از عراق و افغانستان گردد شود . فقط از سوی رژیم تروریستی آخوندی و پاسداران و سپاه قدس و سفیر تروریست در بغداد پاسدار حسن کاظمی قمی دنبال می شودکه برنامه ریزی و هدایت و سازماندهی کننده می باشند د. البته از طرف دیگر اینگونه اقدامات اعتراف آشکار و انکار نا پذیر دخالت گری در این دو کشور می باشد.

در خاتمه اینکه سئوال است آیا کسی در جهان یافت می شود که بچه های همسایه اش را بیش از اعضای خانواده ی خودش دوست داشته باشد ؟مگر جز اینکه نظر و چشمداشت خاصی نسبت به اینان داشته باشد؟ از سوی دیگر مگر آخوندهای منبری سابق و بقدرت رسیده ی کنونی فراموش کرده اند چگونه آن زمانی که از مراکز قدرت و ثروت بدور بودند بر سر منابر حنجره پاره می کردند و خطاب به شاه بطور غیر مستقیم می گفتند. چونکه شهامت علنی گوئی داشتند که مدعی بودند چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است . چگونه است که اکنون بررسی و رسیدگی به مطابلت مردم ایران که 80 % جمعیت کشور بر زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند. همینطور نرخ رشد تورم و گرانی لجام گسیخته با افزایش قیمت کا لا ها و فقر و بیکاری در جامعه بیداد می کند . بعلاوه کاهش بهای نفت و افزایش کسری بودجه موجب مزیت بر علت شده است تا که فشار مضاعف تری بر محرومان وتهی دستان وارد شود . چرا این مردم ایران در الویت نمی باشند و چرا باید مطالبات و نیاز و احتیاجات شان بطوردربست فراموش شود وجای آن را بررسی وضوعات افغاستان و عراق و لبنان و فلسطین وترکیه و... بگیرد؟ عجیب و مهمتر اینکه همه ی این سیاست های صدور تروریسم وبنیاد گرائی ودخالت در امور داخلی سایر کشور ها به خاطر دسترسی به سلاح هسته ای می باشد که خود همین هدف تبدیل به فشار بین المللی و تحریم اقتصادی شده است که هزینه و بهای اینگونه اهداف بلند پروزانه را بازهم مردم محروم وتهی دستان ایرانی می پردازند. در نهایت اینکه همه ی ااین ترفند و تلاش های مذبوحانه و آدرس غلط دادن ها ناشی از عدم مشروعیت رژیم تروریستی دزد و غارتگر و دین فروش و جنگ افروز ووحشتزده از قیام مردم ناراضی و خشمگین است که هر روز با یک بحران سازی تلاش می شود اذهان عمومی و کنترل کردن شان از طریق اراگان های سرکوبگر با روش و متد ضرب و شتم وخفقان و ارعاب در جامعه پیگیری شد تا که بقای رژیم ضد بشری آخوندی امکان پذیر گردد.

هوشنگ � بهداد
چهار شنبه 22 آبان ماه سال -1387
نا گفته های نکته ی پاسدار شریعتمداری، خطاب به پاسدار گماشته احمدی نژاد
در نکته ی سربازجو حسین شریعتمداری خطاب به پاسدار گماشته احمدی نژاد که پیرامون دفاع کردن از پلیس سرکوبگر ونصب دوربین های جاسوسی در خیابان ها ومعابر عمومی می باشد که آن روی سکه انتقاد کردن از پاسدارگماشته احمدی نژاد است که چرا به پلیس به خاطر اقدام نصب دوربین های جاسوسی انتقاده کرده است ؛ مطالبی وجود داردکه به تأمل و توضیح و تفسیر می باشد.
بنابراین می بایست پرسش کرد و گفت مگر از همان زمانی که جنگ ویرانگر 8 ساله ی ضدملی و ضد میهنی میان ایران وعراق نعمت الهی خوانده شد ؟ همچنین مگر قبل از آغاز جنگ تهاجم گسترده به دانشگاه های سراسر کشور که شد که منجر به و تعطیلی کشاندن 3 ساله ی دانشگاه ها زیر پوشش و بهانه ی انثقلاب ضد فرهنگی شد؟ به خصوص مگر پس از اینکه به تظاهرات مسالمت آمیز بیش از نیم میلیون نفره ی مردم تهران در 30 خرداد سال 60 در تهران شد که بیشمار به خاک وخون کشانیده شدند و دستگیر ووروانه ی شکنجگاه هاشدد و بساط شکنجه و اعدام وتیرباران ها شروع شد و تا کنون ادامه داشته است . زیرا که اخیراً مجاهد قهرمان پس از 7 سال زندان وشکنجه عبدالرضارجبی در سیاهچال تیرباران شد؟آیا می توان لدعا کرد و گفت که نقش ارگان های اطلاعاتی � امنیتی و سرکوبگر چه بوده و آن را فراموش کرد که چگونه نقش کلیدی در بقا و دوام رژیم تروریستی آخوندی داشته است؟
به ویژه پس از اینکه برنامه ریزان سیاست حرکت چراغ خاموش با طرح کودتای خاموش و خزنده و تقلبات گسترده پاسدار گمنام احمدی نژاد گماشته ی لوطی جماران وغلامک سپاه پاسداران را رئیس جمهور کردند تا از پروژه ی هسته ای دفاع کند . البته رئیس جمهور شدن این پاسدار با افزایش قیمت نفت همراه شد . لذا در شرایط یک دست شدن رژیم برای حذف کامل رقیب دوم خردادی ها و انحصاری کردن هر چه بیشتر قدرت و ثروت، افزایش بودجه ی ناشی از در آمد نفت که عاید دولت شد، فقط صرف ارگان های سرکوب نظامی و انتظامی اطلاعاتی و امنیتی شد و رزمایش و همایش ومانور های نظامی و آزمایش های موشک های دور برد در بستردفاع از اهداف هسته ای از یک سو شروع شد . از طرف دیگر طرح های گوناگون نیروی نتظامی به عنوان امنیت اجماعی و مبارزه با اراذل و اوباش و بی حجابی و مواد مخدر و قاچاق و معتادین وتهاجم فرهنگی و فساد اخلاقی هم چاشنی و مکمل شد. تا ائیکه جدا از سرکوب جوانان ناراضی به اتهام اراذل و اوباش به محیط دانشگاه ها و دانشجوئی با شعار طرح ضد انقلابی فرهنگی دوم و پادگانی کردن فضا ی دانشگاه ها هم کشیده شد و در دستور کار قرار گرفت . بشکلی که به جدا سازی دختران و پسران دانشجو در دانشگاه ها و نصب دوربین های پنهانی مدار بسته در خوابگاه های دانشجویان منجر شد که برای کنترل هرچه بیشتر دانشجویان می باشد .

اما اکنون برای کنترل جو نا رضایتی عمومی جامعه که به دلیل تورم وگرانی و افزایش قیمت کالاها و فقر و بیکاری بسیار افزایش یافته و این نارضایتی اقشار گوناگون جامعه از جمله کارگران همچنان رو به فزونی است . بنابراین چون سران نظا م نگران شورش و واکنش های اعتراضی مردم ناراضی به خصوص جوانان می باشند . لذا برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه از سوی نیروی انتظامی دستور نصب دوربین های کنترل کننده ی جاسوسی در معابر عمومی داده شد . جالب است که پاسدار گماشته احمدی نژاد در یک اقدام تاکتیکی - نمایشی که بی ار تباط به تبلیغات انتخابات انتصابات ریاست جمهوری دورهی دهم نمی باشد به نصب دور بین ها از سوی پلیس انتقاد کرده ومدعی شده که موجب می شود در جامعه فضا پلیسی شود ! انگار که اکنون فضا پلیسی نظامی و شرایط حکومت نظامی اعلا م ناشده درجامعه حاکم نیست! ولی انتقاد گماشته پاسدراحمدی نژاد بلافاصله با واکنش فرمانده ی کل نیروی انتظامی سردار پاسدار احمدی مقدممواجه شدکه با جناق یا همریش خودش می باشد . نا گفته نماند که ریشه ی این کنش و واکنش و کش و قوس می تواند عدم واگذاری پست نامزدی وزارت کشور به پاسدار احمدی مقدم باشد .زیرا که نامش جزو لیست نامزدان احتمالی وزارت کشور بود.

درخاتمه اینکه جالب است که در میان ،سر و کله سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری با اخطار نکته اش پیدا شد و این مبلغ و جارچی ومدافع سینه چاک تبلیغات ارگان های سرکوبگر پاسدار ان و بسیجان ونیروی انتظامی و اطلاعاتی و امنیتی ها با نقد کردن نتقاد پاسدار گماشته ی احمدی نژاد به پلیس، جانب پلس را گرفته است ودرست بر خلاف یادداشت روز گذشته ی خود که با عنوان "چرا احمدی نژاد" که خیلی سفت وسخت از این پاسدار گماشته دفاع کرد وهمه منتقدان ومخالفان داخلی و بیرونی دولت را به دشمنان آمریکاو اروپا و اسرائیل متهم نمود . ولی اکنون در یک حرکت تناقض آمیز آشکار با لنگ ولگد به پاسدار احمدی نژاد زدن که تو چون وارد نیستی پس نمی بایست که دخالت درپیشنهاد نصب دوربین جاسوسی پلیس می کردی . چونکه پلیس خیلی بهتر از تو جامعه را می شناسد وبرحسب حرفه ومأموریت و وظیفه اش خوب می داند که چگونه باید جامعهرا کنترل ند تا که مجرمانی که در رأس نظام قرار گرفته را فراموش و برای دفاع و حمایت کردن ازاینان معترضین جامعه را باتهام مجرمان سرکوب کند، لذا این پاسدار سرباز جو جانب پلیس را گرفته و از نصب دوربین های جاسوسی در معابر عمومی دفاع کرده است تا که ثابت کند درست اشاره شد که رژیم تروریستی آخوندی بربرمنش و تاریک اندیش وعوامفریب و دین فروش و نا مشروع و جنگ افروز وغارتگر هرگز نمی تواند یک روز بدون ضرب وشتم وسرکوب و ایجاد رعب و وحشت در جامعه و وزندان وشکنجه و دار و شلاق و اعدام ها ادامه داشته باشد.

هوشنگ � بهداد
آبان ماه 21سال ماه سال 1387
نقد و بررسی " پرهيز از احساس گرايي(يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان 21 آبان ماه سال 1387
پیامدهای ادعای طرح لایحه تحول اقتصادی ونقدی کردن یارانه ها"
عجیب سیستم بی برنامه و عدم باورمند به تئوری های اقتصادی در شرایطی که طرح های اقتصادی و بانکی ومالی دولت همه با شکست مواجه شده است و هرروز بر افزایش کسری بودجه افزوده می گردد طوریکه مطبوعات رژیم گزارش داده اند که دولت تا کنون به دلیل کاهش بهای نفت مبلغ 63 میلیارد دلار ضرر وزیان یا کاهش در آمد ارزی داشته است. الباست که در این شرایط طلبه پاسدار دست به قلم برده و گفته است 3 اتفاق اقتصادی مهم در یک روز به وقوع پیوسته که شامل پیشنهاد لایحه هدفمند کردن یارانه های دولتی که یکی از 7 طرح تحول اقتصادی دولت است و سخنرانی کردن پاسدار گماشته احمدی نژاد پیرامون این لایه که گذشته از برجسته کردن دامنه ی اختلافات محور اصل 44 قانون اساسی و خصوصی سازی و سند چشم انداز 20 ساله که میان مجلس و دولت و مجمع مصلحت نظام وجود دارد وصد البته طرح یارانه که جنبه ی تبلیغات ریاست جمهوری دوره ی دهم می باشد . همچنین دومین گزارش کمیسیون ویژه بررسی طرح تحول اقتصادی در مجلس علنی دکوری و کمدی و انتصابی و ارتجاعی هم قرائت شده البته با انتقادات این نهاد مواجه شده است. زیرا که می گویند این طرح بدون عوارض نمی باشد و شدنی نیست هر 3 موضوع در یک روز اتفاق افتاد . اکنون چون شرایط بیش از حد بهم ریخته شده است . یادداشت روز نویس برای اینکه نگرانی خودش را ابراز کرده و پاسخی به منتقدان وهم دولت داده باشد که با تعجیل اقدام نکنند، وی وارد صحنه شده است . البته داشته باشید در شرایطی که دولت جراحی و خراطی شده و مجلس دکوری و کمدی با هم دیدگر در یک نمایش کمدی تؤام با تناقض و اختلاف 3 موضوع مهم مربوط به طرح یارانه ی نقدی تبلیغاتی- انتخابات و اقتصادی را مطر ح می کنند مشخص نیست که اگر چنانچه اینان سر و سوزنی احساس مسئولیت نسبت به وضعیت نا بسامان و مطالبات مردم می کنند وبرای قول های داده ی شده ی خود ارزش قائل می باشند پس چرا تلاش نمی کنند تا تورم وگرانی را مهار و کنترل کنند که نفس مردم محروم وتهی دستان را بسیار سخت گرفته است.

همچنین عجیب است . جائیکه از سیستم اقتصاد انگلی دلالی وواسطه گری توزيع كالا و خدمات در رژیم تروریستی آخوندی اعتراف و گفته شده است که به صورت سنتي و دست به دست شدن چند باره كالا انجام می گیرد ودر حال گردش می باشد که یکی از دلایل اصلی وابستگی اقتصادی و تورم و گرانی و احتکار از سوی باندهای مافیائی اقتصادی و بازاری و دلالی حامیان حکومت و دول می باشند.معلوم نیست که چرا طلبه پاسدار یادداشت روز نویس بدون آنکه توضیح دهد چگونه وقتی پاسدار گماشته احمدی نژاد اعتراف کرده است که به تئوری ای اقتصادی باور ندارد . از سوی دیگر مشاهده شد که چگونه طرح قانون ارزش افزوده ی مالیات پس از 17 روز به دلیل مقاومت و اعتراض بازاریان با شکست مواجه و حد اقل برای یک سال تعطیل شد .اکنون بر اساس چه معیار و مبنا و اصولی طلبه پاسدار یادداشت روز نویس ادعای انقلاب در تحول اقتصادی نامیده شده و اینگونه با چاشنی عدم عجله کاری پیام وتوصیه داده شده است:

"طرح تحول اقتصادي، يك انقلاب در اقتصاد كشور است. هرچند انتخاب اولويت ها به درستي انجام گرفته اما انتخاب درست به تنهايي كافي نيست. تدوين نظام جامع اجرايي براي اين اقدام بزرگ و برنامه مرحله به مرحله جهت تحقق اهداف طرح، لازمه به ثمر نشستن همت والاي دولت است. به نظر مي رسد عدم دقت در اين بخش آسيب هاي جبران ناپذيري به دنبال داشته باشد.بايد از شتابزدگي و احساس گرايي پرهيز كرد. كارشناسان اميد زيادي به بحث ماليات بر ارزش افزوده و آثار جانبي آن در شفافيت نظام اقتصادي و بازرگاني كشور در نتيجه وصول ماليات هاي دقيق تر و عادلانه تر داشتند، اما شتابزدگي در اجرا و عدم تمهيد لازم و توجيه و تعامل با مردم و بخش هاي مختلف اقتصادي و البته انحرافاتي كه از سوي برخي اصناف صورت گرفت، باعث شد اين اقدام لازم و اساسي، تعطيل و به تعويق افتد. تجربه اي كه نبايد درباره طرح تحول و هدفمندي يارانه دوباره تكرار شود."

در خاتمه اینکه مشخص نیست همانگونه که گفته می شود خاته از پای بست ویرانست ، خواجه در فکر نقش ایوانست. برای چه ظلبه پاسدار یادداشت روز نویس تلاش مذبوحانه کرده و با وعده دادن انقلاب در تحول اقتصادی با ضرب شرطی چاقو داده است. البته که تأکید نموده نمی بایست با عجله اقدام شود. برای اینکه مدعی خودش هم می داند که دیگر جای هیچگونه چشم انداز امیدی باقی گذاشته نشده است که اوضاع به سوی هرچه وخیم وبحرانی تر پیش می رود . از طرف دیگر جائیکه گزارشگر همین روزنامه ی اطلاعاتی � امنیتی � پادگانی کیهان پرونده و سناریو ساز سربازجو حسین شریعتمداری نماینده ی ویژه لوطی جماران چند روز پیش خبر از انحصار 5 قلم کالای وارداتی داد که با میلیاد ها ها دلار در انحصار 65 نفر می باشد . البته بدون هیچگونه توضیحی که این انحصار چگونه به وجود آمده است ؟چند سال است که این انحصار گرایان فعال می باشند؟ نقش و قا نون و دستگاه قضائی ووابستگی های نفرات انحصارگر به نهادهای حکومتی چگونه است؟ همینطور چگونه است که اینان پیوسته در حاشیه امنیتی می باشند وهیچگاه اینان نام ونشان و آدرس هم ندارند؟ مهمتر اینکه چرا وقتی یکی همچون عباس پالیزدار در دانشگاه همدان اسامی 44 دانه درشت غارتگر و مفسدان اقتصادی و دزدان بیت المال را افشا می کند . به جای اینکه غارتگران زیر پیگرد قرار گیرند؛ ولی با کمال تعجب ا فشا گر بازداشت و بازجوئی زندانی شد ومورد های مشابه فراوان دیگر که وجود دارد اکنون آیا این یک جوک بیمزه و نمک پاشیدن برروی زخم مزمن مردم تهی دست و محروم وفرو دست نمی باشد که از راه بودن انقلاب تحول اقتصادی نوید داده شده است؟ در صورتیکه وعده ی سرخرمن و حواله به نا کجاد آباد به محرومان دادن و باد کاشتن است که بدون شک توفان سهمگین ومخرب افزایش نرخ تورم وگرانی و فقر و بیکاری خیلی بیشتری رااین انقلاب پوشالی و وارونه ی اقتصادی همراه خود دارد.
هوشنگ � بهداد
آبان ماه21 سال 1387
نقد و بررسی " چرا احمدي نژاد ؟ (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان دوشنبه 20 آبان ماه سال 1387
دفاع متناقض ووارونه ی پاسدار حسین شریعتمداری از پاسدارگماشته احمدی نژاد و دولت نهم ووابسته کردن منتقدان ومخالفان بیرونی و داخلی دولت به دشمن "
سربازجو حسین سربازجو نه یک عنصر طلاعاتی امنیتی پرونده و سناریو ساز و تحریف گر و وارونه گو می باشد که بهمان گونه که نسبت به مخالفین و رقبا دگر اندیشان با نجربه و تخصص و خصوصیات قید شده برخورد دشمنانه می کند ، بلکه در در مقابل در برخورد با خودی و مهره های نزدیک به لوطی جماران بسیار متملق و چاپلوس و مداح و ستایشگر می باشد، به خصوص اگر چننچه نسبت به خودی مجبور باشد که نا پرهیزی کند و انتقادی نماید که مورد انتقاد واقع شود وهر چه این سمبه واکنشی پر زور تر باشد واکنش تملق گوئی و چاپلوسی این سربازجو حسین شریعتمداری نیز مشمئز کننده ترمی باشد . همچون همین یادداشت روز تهیه شده ی کنونی که پیرامون گماشته ی لوطی جماران پاسدار احمدی نژاد تنظیم شده است. مثلاً با فراموش کردن یادداشت روز 13 آبان سال 83 خود که نتیجه گرفته بود آغاز جنگ خانمان بر انداز 8 سال ضد ملی و ضد میهنی ایران و عراق شد که بیش از چندمیلیون نفر کشته و مجروح و جانباز و موجی و آواره وبی خانان شدند که طبق اعتراف رفسنجانی که در نماز جمعه ی تهران اعتراف کرد این جنگ مبلغ 1000 میلیارد دلار خسارات مالی واردشد و خمینی با سرکشی جام زهر ناشی از شکست جنگ در نهایت زبونی مجبور به پذیرش آتش بس شد. اکنون سربازجو حسین شریعتمداری از این جنگ به عنوان پیرزی رژیم تروریسی آخوندی نام برده است که چرا سقوط نکرد و توانسته است به بقای ننگین خودش ادامه دهد .

پرسش است که پیروزی یعنی چه؟ همانگونه که خمینی جنگ ضد ملی و ضد میهنی خانمان بر انداز را نعت الهی نامید . معلوم نیست که پیروزی همچون جنک نعمت است شامل حال چه کسانی شد؟ زیرا تا آنجا که به مردم ایران بازی می گردد نه خواهان این جنگ وادامه ی آن بودند و نه اینکه نه از نعمت جنگ و پیروزی ادعا شده ی آن چیز ی عایدشان نشد ، بلکه آنگونه معضل و مشکلات و غم وعزاداری و مصیبت ومصائب برای شان آورده شد که هنوز هم پس ز 20 سال که از زمان آتش بس می گذرد نه اینکه ترکش خاموشی برق ضرر و زیان جانی و مالی وارد می کند ، بلکه در اثر طرح کودتای خاموش و خزنده که شد که پاسداران و بسیجیان بطور مشترک دست به تقلبات انتخالبات - انتصابات زدند وپاسدار گمنامی را رئیس جمهور کردند که جز دروغ گفتن ودست به خالی بندی کردن و رشد تورم و گرانی افسار گسیخته و افزایش قیمت کالاها و فقر و بیکاری برای تهی د ستان محرومان ارمغان آوردن هدیه ی دیگری نداشته است که به جای وعده بردن نان برتوی سفره های خالی محرومان و مبارزه با مفسدان اقتصادی و ایجاد اشتغال برای جوانان جایگزین شده است که اکنون پاسدار سر باز جو حسین شریعتمداری که نقش اساسی در رئیس جمهور کردن پاسدار گماشته احمدی نژاد داشته است . اکنون مجبور شده که از بس گلا زده شده است انتقاد تاکتیکی کند که سپس تملق گوئی کند . زیرا که گذشته از افتضاحی که با استیضاح و بر کناری پاسدار علی کردان دولت نهم به وجود آورد . اکنون به دلیل عریضه نویسی که برای اوباما رئیس جمهور جدید آمریکا ارسال شد که حتی مورد انتقاد همین سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری واقع شد . ولی حال برای جبران کردن شکر سرخ خوری خود دست به تملق و چاپلوسی ومداحی گری و ستایش کردن از پاسدار گماشته ی احمدی نژاد زده است و سخت در مقابل به منتقدین تهاجم کرده است که چرا به عملکرد غیر قابل دفاع پاسدار گماشته احمدی نژاد انتقاد می کنند؟ مهمتر در مقام دفاع از پاسدار گماشته احمدی نژاد، بدون پاسخ دادن که تورم وگرانی و فقر وبیکاری و انزوای جهانی رژیم تروریستی آخوندی چیست که روی سخن به منتقدان می تواند مدعی شود جزو ارزش های مکتبی و انقلابی باشد و اینگونه ادعای کمدی مسخره 3 سئوال ضمیمه کرده است؟:

"اكنون سه سؤال مطرح است. اول اين كه آيا مي توان در ارزشمند بودن اهداف اعلام شده كمترين ترديدي داشت؟ و دوم آن كه آيا احمدي نژاد براي رسيدن به اين اهداف همه تلاش و تمامي شب و روز خود و كابينه اش را به كار نگرفته است؟ و آيا در اين راه هيچ لحظه اي را از دست داده است؟ و سوم آن كه كدام چشم واقع نگري مي تواند، موفقيت هاي فراوان و شگفت انگيز احمدي نژاد و گام هاي بلندي كه براي تحقق اين اهداف برداشته است را ناديده بگيرد؟"

سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری ر ادامه ی تصو یر مار کشی و مار نشان وتملق و چاپلوسی کردن خودکه دلیل ماراتونی سفر های استانی و صرف هزینه ای بسیار سنگی که بدون مجوز از خزانه ی دولت برداشته شده است و رقم واردات را بالا بردن وخزانه ی کشور را خالی کردن که مربط با دفاع کردن از پروژه ی هسته ای و تبلیغات انتخاباتی – انتصاباتی ریاست جمهوری دوره ی دهم بوده است که کلی قول ها ووعده های مصوبه های دولتی کاغذی استانی داده شده است چه بازده ی مثبت دیگری بهمراه داشته است که اینگونه ادعای وارونه ی پوشالی شده است :
"- دولت نهم با تلاش پيوسته و شبانه روزي -كه اگر نگوئيم از مرز طاقت فرسايي گذشته است، به يقين بايد بپذيريم روي اين خط قرار دارد- گفتمان كار و تلاش بي وقفه را با دو شناسه «انقلابي» و «مردمي» نهادينه كرده است اين تحول بزرگ كه به تدريج حلقه هاي مياني و بدنه دولت را هم فرا مي گيرد، نياز حياتي نظام و آرزوي ديرينه مردم بوده است كه متاسفانه در دولت هاي سازندگي و اصلاحات مورد توجه جدي قرار نگرفته بود. كدام مسئول و دولتمردي را مي توان آدرس داد كه در اوج پركاري به اندازه يك چندم احمدي نژاد فعال و در همان حال تلاش بي وقفه او با دو ويژگي انقلابي و مردمي توأم بوده يا باشد؟! يكي از وزرا كه سابقه اي طولاني در جبهه و جنگ دارد و سال هاي متمادي است روزانه فقط يك وعده غذاي سبك مي خورد، براي نگارنده تعريف مي كرد در يكي از سفرهاي استاني آقاي احمدي نژاد متوجه اين ويژگي او شده بود. تصور نگارنده اين بود كه حتماً احمدي نژاد ايشان را ملامت كرده كه چرا چنين مي كني؟ ولي واكنش آقاي رئيس جمهور اين بود كه؛ مبادا كار نمي كني كه تپل! مانده اي؟! شايد اين واكنش آقاي احمدي نژاد سختگيرانه بوده است، شايد! ولي فرهنگ او همين است، كار مداوم براي مردم با اميد به رضاي خدا و پاداش اخروي."

سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری بدون آنکه توضیح دهد که مگر چند سال است که خمینی شیاد مرده است چه کسی جایگزین وی شد؟ نوچگان و یاران نزدیک خمینی چه کسانی بودند؟ در 3 دهه ی گذشته قدرت و دولت در اختیار چه کسانی بوده است وچه رابطه ای با خمینی و جانشین وی داشتند؟ اگر چنانچه نظام از رأس تا ذیل آن آلوده به فساد رشوه و تبعیض و ... نباشد . پس چرا شرایط به اینجا کشانیده شد و یا اینکه چه دلیل دارد که سرباز جو پاسدار حسین شریعتداری با اینگونه خود زنی کردن زیرآب خمینی شیاد وجانشین وی و حامیانش را در دفاع کرد ن از پاسدارگماشته احمدی نژاد بزند؟:

بدتر اینکه سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری فریب دادن مردم با عنوان مبارزه با مفسدان اقتصادی کردن که هر گز گفته نمی شود اینان کیستنند و چگونه به جود آمدند گول زدن مردم با وعده ی دادن نان برتوی سفره ای خالی اشان را هنر به صحنه کشاندن مردم ودرگیر مسائل سیاسی دانسته که افتخار کرده است تا قبل از پاسدار احمدی نژاد اینگونه مردم گول زدن و سیاه کردن سابقه نداشت . در صورتیکه این یک شگرد سوخته و لو رفته ونخ نما شده است که از دوران خمینی شیاد با وعده ی دادن حکومت به مستضعفان شروع وپس از آن در زمان خامنه ای و رفسنجانی و خاتمی نیز ادامه داشت و این هنر سیاه بازی و عوامفریبی و دین فروشی و گول زدن مردم به ارث رسیده به پاسدار گماشته احمدی نژاد اینگونه نیست که فقط مختص این پاسدا دروغگو وخالی بند بوده است.
در خاتمه اینکه همانگونه که بازده ونتایج سفره های تبلیغاتی – انتخاباتی و دفاع از پروژه ی هسته ای استانی گفته نشده که چیست؟ از طرف دیگر . وقتی با شیوه ی جانبدارانه و یک طرفه بازجوئی تحلیل داده می شود. مشخص است محرومانی که 80% جمعیت کشور را تشکیل می دهند که در بدترین شرایط ممکن زندگی می کنند جزو ناراضیانی قلمداد شده اند که از امتیاز 100 نمره داده شده به عملکرد دولت پاسدار گماشته احمدی نژاد فقط موجب کاهش 10 امتیاز شده است. همچنین سر بازجو پاسدار حسین شریعتداری نگاه به صف حاميان و مخالفان دولت انداخته که مدعی شده درس آموز است زیرا كه اینان را جزو دشمنان تابلودار بيروني و داخلي رژیم تروریستی آخوندی هستند که شامل انقلاب آمريكا، اروپا، اسرائيل، گروهك هاي تروريستي ضدانقلاب، مفسدان اقتصادي، حرامخواران و برخي از احزاب داخلي می شوند كه پرونده سياهي از حمله به ارزش هاي اسلامي و انقلابي و همخواني با قدرت هاي بيروني دارند که در حلقه مخالفان سرسخت دولت نهم جاي گرفته اند. البته با فاکتور گرفتن از عفو ملوکانه دادن به دلال و جاسوس چند جانبه هوشنگ امیر احمدی برای کانال ارتباطی به آمریکا زدن که از سوی پاسدار گماشته احمدی نژاد دنبال شد . همچنین نقش و موضع گیری رحیم مشائی معاون رئیس جمهور در مورد طرح دوست بودن با اسرائیل و پنهانی به آمریکا سفر کردن ، مشخص نیست که پیام ومفهوم نامه ی تبریک برای اوباما نوشتن چیست که ادعا شده است حامی اسرائیل می باشد؟ اما اکنون سئوال است که اینان در کجای تقسیم بندی دشمنان ومنتقدان ومخالفان دولت نهم در کنار اسرائیل و آمریکا قرار می گیرند تا صد البته طبق این ادعا و تحلیل رده بندی کرد دشمان شامل حال خود پاسدار احمدی نژاد گماشته ی لوطی جماران هم می شود؟!
هوشنگ – بهداد
دوشنبه 20 آبان ماه سال 1387
نقد و بررسی " انكار نمادهاي انقلاب و نظام !" روزنامه ی جمهوری اسلامی دوشنبه 20 آبان ماه سال 1387
"پیشنهاد کاهش روز های تعطیلی سالیانه ، هدف حذف تعطیلی روز 29 اسفنذد روز ملی کردن صنعت نفت می باشذ"
نظامی که 3 دهه سابقه و تجربه ی ضد مردم وسرکوبگری و دزد ی دارد . برای اینکه حاکمانش فقط به فکر چگونه هرچه بیشتر غارتگر کردن و چاپیدن خودشان بوده و می باشند . بنابراین وقتی که مسئولان و مأمورانش ئه در خدمت مردم نمی باشند؛ بلکه راندمان کارشان بسیار منفی و پائین وپر هزینه می باشد . لذا فعال و تعطیل بودن ایام کاری این دولت چه فرقی به حال مردم ایران می کند که اکنون قرار باشد چانه زنی وبحث و جدل و یقه درانی پیرامون کاهش یا افزایش روزهای تعطیل سال ر بازار مکاره شود ؟چونکه هر چه ایام کاری این دولت کمتر فعال باشد. مشخص است که هزینه کمتری هم صرف دستگاه بورکراسی عریض و طویل سیستم ارتجاعی حاکم می شود .هم اینکه مسئولان حاکم هم زیر پوشش خدمت رسانی به مردم یا در حقیقت سرویس به خودشان دادن کمتر فرصت غارتگری بیشتر دارند . در نهایت کمتر می توانند به خزانه ی دولت دستبرد بزنند. به خصوص اینکه سرمقاله نویس اعتراف کرده است که روز های تعطیلات غیر رسمی کمتر از روزهای رسمی نمی باشد . یعنی اینکه هر زمان رئیس پاسدار گماشته رئیس جمهور شده هرجا احساس کند که می تواند به نفع خودش تبلیغ کند؛ در جا روزهائی را تعطیل رسمی اعلام می کند .

البته فراموش نشود که انتقاد و مخالفت کردن سرمقاله نویس با عدم تعطیل روزهای 15 خرداد و 12 فردردین به دلیل مخالفت کردن با ایام تعطیلی نوروز می باشد نه اینکه انتقاد وی به دولت است که چرا خودسرانه بر روزهای تعطیلی غیر رسمی می افزاید و اکنون تصمیم گرفته شده است برخی روزهای تعطیلی حذف گردد. همینطور یکی از مهمترین وظیفه و مأموریت مجلس یا بازار مکاره کمدی و دکوری و انتصابی این است که هر از گاهی پیرامون همین موضوع زیادی روزهای تعطیلی در سال دست به معر که گیری می زند که از رو ی بیکاری و بی برنامگی و رشد اختلافات باندهای مافیائی داخلی می باشد که نوعی سر گرم مردم و تسویه حساب بادی و جناحی می باشد . از طرف دیگر در اصل هدف فرار کردن از عدم پاسخگوئی به مطالبات مردم ودور زدن بررسی مسائل مهمتر همچون پوشاندن ضعف و ناتوانی از برآوردن قول های داده شده مثل مهار تورم وگران می باشد.

سئوال است آیا مگر روز 15 خرداد و 12 فروردین که مربوط به خمینی شیاد نمی باشد که در 12 فروردین رژیمی را بدون یک کلمه کم وزیاد بنا نهاد که اساس و بنیانش جز دروغ و عوامفریبی و شیاد گری ودین فروشی وجنگ افروزی نمی باشد که 3 دهه است چنین هدایائی تحویل مردم ایران به خصوص تهی دستان ومحرومان داده شده است؟ زیرا که اگر چنانچه نظام دارای بازده ی مثبت و به نفع مردم می باشد برای چه چنین روزهائی می بایست تعطیل با شد ؟ از جهتی دیگر نمی توان منکر شد که کارکنان دولت به دلیل نارضایتی داشتن از سیستم هرچه بر روزهای تعطیلی افزوده گردد خیلی بیشتر خوشحال خواهند بود تا اینکه مجبور باشند برای چنیمن سیستمی کار کنند که از رأس تا ذیل آن آلوده به فساد و تبعیض رشوه و ... می باشد. البته مهره ی انگلیسی پیشنهاد دهنده ی روز های تعطیل برای مخلوط کردن دوغ و دوشاب روز 29 اسفند سالروز ملی شدن صنعت نفت ومقاومت و ایستان در برابر پبر استعار انگلیس دولت ارباب فخیمه را نیز گنجانیده است که نقل قول شده که مدعی گفته است چنین روزی نمی بایست تعطیل باشد چون گفته مربوط به روزهای نماد های خاص و معروف نمی باشد.

در خاتمه اینکه سرمقاله نویس در دنباله و پایان سرمقاله ی خود با زهم از روزهای 15 خرداد و 12 فروردین دفاع کرده است. از سوی دیگر ایشان نگرانی خودش را پیرامون نظر نماینده ی پیشنهاد دهنده ی مجلس دکوری و کمدی و انتصابی هشتم معطوف داشته واظهار و اعلام کرده و گفته است که با ادامه اینگونه پیشنهادات احتمال دارد که دامنه ی دشمنی با انقلاب و روز های انقلابی به جائی برسد که مخالفت به تعطیل بودن روز 22 بهمن سالگرد انقلاب نیز منتهی گردد وخواهان غیر تعطیل بودن چنین روزی شود
.
هوشنگ � بهداد
دوشنبه 20 آبان ماه سال 1387
نقد وبررسی " نگاه ايراني به يك تغيير (يادداشت روز)" روز نامه ی کیهان یکشنبه 19 آبان ماه سال - 1387
"افتخار به سیاست دخالت گری در کشورهای همجوار و منطقه برایو سهم داشتن در به شکست و پیروزی رساندن رؤسای جمهوری حزب دمکرات و جمهوریحواه در آمریکا"
پس ازرئیس جمهور شدن اوباما مرثیه خوانی ها با تهدید و اتهام زنی ها و اعترف کردن ها شروع شده است . اکنون پاسدار قلم زن پس از لیست کردن برخی از سئوالات پیرامون اوباما که طراحی کرده اما از قلم انداخته است که چگونه اوباما پس از پیروز شدن در مصاحبه ی مطبوعلتی خود از مبارزه با تروریسم و تلاش برای توقف غنی سازی و مهار اهداف هسته ای رژیم تروریستی آخوندی گفت ولی پاسدار یادداشت روز نویس این موضع گیری اوباما رابه لیست سئوالات خود اضافه نکرده است . در عوض از میزان سهم داشتن رژیم تروریستی آخوندی در بقدرت رسانیدن رؤسای جمهوری هر دو حزب آمریکا گفته که از طریق نمایش و سناریوی اشغال سفارت آمریکا در تهران شروه و به سیاست دخالت گری در عراق و منطقه رسیده است که ذعانکرده چگونه اکنون جزو کار نامه و پرونده عملکرد و سهم خواهی کنونی بقدرت رسید ن دمکرات ها شده است؟ و افتخار این سهم خواهی را با نقل قول کردن به نمایش گذاشته است . البته به سبک پاسداری و بازجوگری و تحریف کردن و جاخالی دان وسانسور نمودن که اشاره به خطبه ی رفسنجانی نکرده است که چگونه پس از اشغال افغانستان رفسنجانی در خطبه ی نماز جمععه ی خود خطاب به بوش گفت ایشان می داند که اگر چنانچه همکاری ما نبود هنوز در افغانستان طالبان بر سر قدرت بود. بهرحال پاسدار یادداشت روز نویس اینگونه تحلیل نقش داشتن در پیروزی و شکست احزاب امریکائی و پیروزی اوباما را داده و اعتراف کرده است :
نقش و سهم ايران در اقبال مردم آمريكا به دموكرات ها پس از 14 سال را نبايد ناديده گرفت. و اين البته اول بار نيست. 30 سال پيش، اراده ملت ايران به تغيير منجر به تلاطم در اركان سياست آمريكا شد. پيروزي غافلگير كننده انقلاب اسلامي كه ركن اصلي سياست دو ستوني كاخ سفيد در خاورميانه و خليج فارس را از هم مي پاشيد و كشور ژاندارم آمريكا را در عمل به رقيب اصلي واشنگتن در منطقه تبديل مي كرد، در كمتر از يك سال با فتح غير مترقبه لانه جاسوسي كامل شد و كارتر كه حتي از عمليات نظامي براي ربودن گروگان ها هم شكستي ديگر را عايد آمريكايي كرده بود، ناكامي را براي دموكرات ها رقم زد. 30 سال بعد اتفاقي مشابه به اعتبار استواري و سياست پيشرو ايران رخ داد و حزب حاكم در آمريكا دوباره شكست خورد. تفاوت ماجرا اما در اين بود كه آن روز در آمريكاي ابرقدرت، رئيس جمهوري جنگ طلب و وحشي انتخاب شد تا با جنگ و جنايت و چنگ و دندان نشان دادن، از ابرقدرت سرافكنده اعاده حيثيت كند اما امروز در پس 3 دهه، به جاي رئيس جمهوري جنگ افروز و قداره بند و البته شكست خورده، رئيس جمهوري- از هم حزبي هاي كارتر- برگزيده مي شود تا افتضاحات دوران 8 ساله بوش را جبران و چهره بي اعتبار ابرقدرت را ترميم كند (اگرچه در طول تاريخ آمريكا به ويژه پس از جنگ دوم جهاني، دموكرات ها در جنگ طلبي و كودتا و مداخله در ديگر كشورها دست كمي از جمهوري خواهان نداشته اند اما ماجراجويي و جنگ افروزي دولت نومحافظه كار بوش در اين ميان كاملاً بي سابقه و منحصر به فرد بوده است
)."
پاسدار یادداشت روز نویس در ادامه ی یادداشت روز خود اوج ناشی گیری خود را بارز کرده که چرا بد جوری و به کاهدان زده است ؟ زیرا برای اینکه خواسته است با کوبیدن جمهوریخواهان در آمریکا تلاش زده تا که چراغ سبز به دمکرات ها بزند که بلی این سیاست های داخلت گرایانه رژیم تروریستی آخوندی در منطقه به خصوص افغانستان عراق بود که موجب شکست سیاست آمریکا بوش و پیروزی اوباما شد. ولی از سوی دیگر نا خواسته اعتراف کرده است که چگونه نقش حضور و دخات گری و تلا ش برای اقدامات تروریستی و انفجاری و ناامن سازی عراق و افغانستان و لبنان وفلسطین کرده است که اکنون اذعان شده است در 8 سال گذشته رژیم ترئوریستی آخوندی دستان خودش را بالا زد تا که موجب شکست جمهوریخوهان وبوش و پیروزی رقیب دمکرات ها شود. اما عجیب است که همه خوشرقصی پاسدار قلم بردست و یادداشت روز نویس شده و بالون بر هوا کردنش چه زود این بالون هوا نشده ترکید زیرا که همه امتیاز طلبی ناشی از کمک کردن به شکست جمهوری خواهان وپیروز شدن رقیب دمکراتش سریع تبدیل به سرآب شد زیرکه گفته است که نمی توان به اوباما دل بست . زیرا که از نظرات اوبا ما چنین نقل قول شده است :
"اين سخنان به يك معنا درست است. چه درباره رويكرد جهاني دولت اوباما و چه درباره نوع رويكرد آن نسبت به چالش هاي ديرين با ايران. اوباما همان كسي بود كه چندماه پيش در نشست كميته امور عمومي آمريكا-اسرائيل (ايپك) از دوستي ناگسستني و وفاداري به اسرائيل گفت و تاكيد كرد �حفظ امنيت اسرائيل چون وچرا ندارد و دوستي ما ناگسستني است. اورشليم(قدس) پايتخت ابدي اسرائيل است.� و نيز همان جا ايران را تهديدي بزرگ خواند كه بايد با ديپلماسي مستقيم و تشديد تحريم هاي اقتصادي در كنار مذاكره مستقيم و بدون پيش شرط وادار به تغيير سياست شود. او اكنون هم در اولين كنفرانس خبري پس از پيروزي ايران را متهم به توليد سلاح هسته اي مي كند و مي گويد� اين غيرقابل پذيرش است. ايران از تروريسم حمايت مي كند و اين بايد متوقف شود�. با اين حال او نمي تواند قلدرانه تر از جمهوري خواهان عمل كند، كه اساساً ديپلماسي تهاجمي آمريكا در جاي جاي خاورميانه در باتلاق فرو رفته و يكي بايد در اين ميان به جاي هرزه گويي، ابتدا ارتش و ديپلماسي آمريكا را از اين وضع بيرون كشد، ضمن آن كه باتلاق اقتصاد هم كم از دو حوزه ميليتاريسم و ديپلماسي ندارد."
پاسدار یادداشت روز نویس بدون توجه به اینکه چقدر ادعا می شد که هم صدام حسین وهم طالبان والقاعده به آمریکا و اسرائیل نسبت داده می شدند . ولی اکنون مشخص نیست که چرا شیپور از در گشادش نواخته شده و ادعا شده است که اسرائیل بوش را گول زد تا که به افغانستان وعراق تهاجم نظامی کند تا که دربست شرایط به نفع رژیم تروریستی آخوندی تمام شود که پاسداران با کودتای خاموش و خزنده قدرت را بگیرند و نظم را یک دست کنند تا پاسدار گمنام وتروریست احمدی نژاد رئیس جمهور شود که هم اسرائیل را تهدید به نابودی کند. هم ثبات سیاسی منطقه را متزلزل کند. هم پاسداران با حزب الله لبنان جنگ 33 روزه با اسرائیل بر پا کنند و هم دشمنی با روند صلح خاورمیانه ورزد وحماس را در برابر ساف تقویت کند که نوار غزه را جدا کند . مهمتر این اهداف دسترسی به سلاح هسته ای را دنبال کند. بهر حال پاسدار یادداشت روز نویس اینگونه اعتراف کرده که اشغال افغانستان وعراق به نفع رژیم تروریستی آخوندی تمام و اینگونه عصاره بوش فشرده شد :
" به تازگي خبرگزاري قدس به نقل از مركز تحقيقاتي القدس، ترجمه پژوهش �مركز تحقيقات راهبردي اسرائيل� را منتشر كرده كه از جمله در آن مي خوانيم�اسرائيل آمريكا را در دوران بوش با وارونه نشان دادن حقايق خاورميانه و وادار كردن واشنگتن به دو جنگ بزرگ فريب داد و لااقل براي مدتي كوتاه خطرات كمين كرده عليه امنيت ملي را از خود دور كرد. ما از جنگ آمريكا بر ضد تروريسم سود جستيم و البته اين هماهنگي نقاط تيره اي هم براي ما به همراه داشت، نظير جنگ 33 روزه با حزب الله... دوران بوش دوران اسرائيل بود. ما عصاره دولت بوش را تا آخرين قطره فشرديم و گرفتيم. اما مرحله بعدي بسيار دشوارتر است زيرا دولت جديد چه دموكرات و چه جمهوري خواه وارد مرحله جمع كردن بحران ها خواهد شد. بايد از اين مرحله هم بهره برد، به ويژه در زماني كه دولت جديد مشغول مرتب كردن نتايج منفي دولت بوش است�."
در خاتمه اتفاقا باید گفت با اعترافات شفافی که پاسدار یادداشت روز نویس کرده است که اذعان کرده تنها عامل ناامن سازی منطقه رژیم تروریستی آخوندی می باشد و با وجود تجربه ای که حزب بوش از این 8 ساله و سیاست های دخالت گرایانه و مخربانه ای رژیم تروریستی آخوندی در باتلاق سازی عراق و سرزمین سوخته کردن لبنان اجرا کرده است و با غائله آفرینی و برپائی جنگ داخلی که در فلسطین کرد و با حضور تخریبی درا فغانسان دنبال می کند که تا کنون با بهای سنگین مالی و جانی برای آمریکائیان تمام شده است . به خصوص اینکه سران رژیم تروریستی آخوندی با شتاب به دنبال دسترسی به سلاح هسته ای می باشند .بنابراین این تجربیات کسب شده به حزب رقیب دمکرات انتقال داده خواهد شد که می بایست اوباما بداند تا این رژیم تروریستی آخوندی تا هر زمان بر سر پا باشد هر گز بحران خاورمیانه حل شدنی نمی باشد . به خصوص اگر دسترسی به سلاح یابد دیگر مسئله صلح و امنیت جهانی به خطر می افتد که ضرورت مبارزه قاطح همه جانبه و باو جدیت خیلی بیش از گذشته طلب می کند و چنین نیز خواهد شد
.
هوشنگ - بهداد
یکشنبه 19 آبان ماه سال - 1387