پرسش هائی پیرامون نمایش نشان دادن شوی جای دوست و دشمن موفق الربیعی مشاور امنیت ملی عراق در تهران
ورق پاره ی کیهان سر بازجو حسین شریعتمداری پرونده و سناریو ساز مورخ 5 بهمن به نقل از مهره ی آلت دست و مشاور امنیت ملی عراق موفق الربیعی گزارش شداده که برای چه به تهران فراخونده شد تا با شیوه ی بازجویان زندان اوین جای جلاد و قربانی را تعویض کند وبا تحریف کردن و وارونه گوئی نمودن حقایق این نمایشگر مهمان بتواند نقش شوی سیاسی و طوطی نشان دادن جای دوست و دشمن را در حضور میزبان اجرا کند که در طراحی و توطئه ی تدارک دیده شده ی گوناگون ترسیم شده است . بنابراین اکنون سربازجو حسین شریعتمداری بخشی از گزارش پیرامون مجاهدین ساکن شهر اشرف عراق را اینگونه با نقل قول کردن از وی باز تاب داده است:

"تروریست ها خفه خواهند شد"موفق الربیعی در پاسخ به سؤال دیگری درباره پادگان اشرف در عراق نیز گفت: ظرف دو ماه آینده این پادگان برای همیشه بسته خواهد شد و ساکنان این پادگان راهی جز بازگشت به ایران و یا کشورهای ثالث ندارند.وی در پاسخ به سؤال خبرنگاری که از الربیعی پرسید طبق کدام قانون اجازه داده می شود گروهک منافقین به کشورهای ثالث بروند و چرا در دولت عراق آنها محاکمه نمی شوند و چرا در قبال این گروهک تروریستی از برخورد انسانی صحبت می کنید گفت: همانگونه که گفتم ما این پرونده را از تاریخ 2009.1.1 دریافت کردیم. قبل از این، افراد این گروهک در اختیار نیروهای آمریکا بودند اما از روزی که این پادگان مسئولیتش برعهده ما گذاشته شد بدون صرف وقت و طبق قانون تصمیم گرفتیم آن را ببندیم. وی گفت: در میان افراد این پادگان کسانی هستند که دستشان به خون افراد بی گناه عراقی آغشته است و ما حتما آنها را به دادگاههای صالحه عراق تحویل می دهیم و همچنین کسانی هم هستند که مردم بی گناه ایران را کشته اند و در چارچوب موافقت نامه امنیتی می توانیم آنها را به ایران تحویل دهیم. این در حالی است که اغلب این افراد قلبا تمایل بازگشت به ایران دارند و ما درصدد هستیم لیستی از اسامی آنها تهیه کنیم تا به طرف ایرانی تحویل دهیم و بازگشت سریع آنها به ایران را تضمین کنیم. "ایرانیان بازداشت شده بی گناه هستند"الربیعی در خصوص بازداشت تعدادی از هموطنانمان توسط آمریکایی ها و آزادی دیپلمات های ایرانی هم گفت: به محض برعهده گرفتن مسئولیت اداره امور نسبت به آزادی آنها اقدام خواهد شد و در خصوص برخی از ایرانی ها نیز از آمریکایی ها دلیل مجرم بودن آنها را می خواهیم که اگر مجوزی برای مجرم بودن آنها وجود داشت آنها را در اختیار خواهیم گرفت که البته مطمئن هستیم آنها جرمی مرتکب نشده اند.این مقام عراقی گفت: ما به دنبال شکل گیری یک منظومه امنیتی واحد برای کل کشورهای منطقه هستیم"

اکنون برای رفع هرگونه شبه و ابهامی پرسش است .کدامین رهبر کشور های همجوار عراق و منطقه ی خاورمیانه است که اشراف نداشته و در جریان نباشد که کدام کشور همسایه عراق است که پس از اشغال نظامی بطور فعالانه در امور داخلی عراق دخالت گری و فضولی می کند و هنوز شک داشته باشد که عامل اصلی به باتلاق تبدیل شدن عراق کیست؟

آیا عراق اشغال نظامی شد و ویران گشت تا که تبدیل به میدان یکه تازی عوامل رژیم تروریستی حاکم بر ایران شود؟

برای چه اجازه داده شده است تا که عوامل نفوذی و اعزامی رژیم تروریستی و بربر منش و تاریک اندیش حاکم بر ایران در دولت دست نشانده ی نوری المالکی بر مسند قدرت بنشینند؟
از جمله اکنون برای چه آلت دست موفق الربیعی مشاور امنیت ملی عراق به تهران فراخونده شد؟

چرا پس از به خاک وخون کشیده شدن ساکنین نوار غزه که انگشت اتهام برپائی جنگ نوار غزه به سوی لوطی جماران و خامنه ای و سپاه پاسداران پیرامون این جنگ نوار غزه نشانه رفته است . برای چه برای انحراف اذهان عمومی این دعوت بعمل آمد؟ همچنین چرا در آستانه ی شروع ریاست جمهوری اوباما مهره ی دست نشانده موفق الربیعی مشاور امنیت دولت دست نشانده ی عراق به تهران فراخونده شد تا همچون طوطی سفارشات دیکته شده علیه ی توافقنامه ی امنیتی آمریکا ومجاهدین ساکن شهر اشرف در عراق را بیان و رله و نشخوار کند؟

آخر چگونه است که کشوری که خود عامل اصلی ناامنی و بی ثباتی عراق می باشد . ولی معجزه آسا می تواند با شرکت کردن در یک شوی کمدی سیاسی و فرمایشی تضمین امنیت برای عراق بدهد که پاسدار ترکشی و هسته ای سعید جلیلی رئیس نمایشی شورای عالی امنیت ملی در کنار همتای مترسک خودش موفق الر بیعی این ادعای وارونه تضمین و کمک به امنیت عراق بیان کرده است؟
زیرا که شرایط عراق پس از اشغال نظامی طوری شده است که می توان ادعای مضحکو کمدی کرد. البته ناگفته نماند که اشغال عراق با توطئه ریزی و حمایت سران رژیم تروریستی آخوندی اشغال نظامی عراق امکان پذیر شد و شرایط حضور و یکه تازی و مانور دادن سپاه پاسداران و زائده های وابسته به آن در عراق میسر شد. زیرا که با گروگان گرفتن مردم عراق از طریق دولت دست نشانده دست به نمایش قدرت نمائی و تهدید کرن وباج گیری زده می شود .

آری سئوال است که چه تعداد از مردم بی گناه عراقی تا حال کشته شده اند؟ ضریب آن نسبت نا امنی در عراق زمان صدام حسین وپس از چگونه است و دلیلش چیست؟
آمار کشته شدگان و ربوده و مثله و ترور شدگان مردم عراقی چه میزان هستند و اینان کیستند؟ نقش رژیم تروریستی آخوندی و عواملش در در عراق در این مورد چیست؟

مگر جز این است که تنها کشور که از اشغال نظامی عراق بهره مند شده یا در حقیقت برنده شده است فقط رژیم تروریستی حاکم بر ایران است ؟ همانگونه که هم دست در ترور و ناامن سازی و اقدامات تروریستی عراق دست داشته و بهره هااز اینگونه اعمال انتحاری و انفجاری و اقدامات تروریستی برده است . آنگونه که نماینده ی مجلس تشریفاتی هفتم اعتراف و اذعان کرد که هر انفجاری که در عراق رخ می دهد موجب می شود که حد اقل یک ماه پیگیری پرونده ی هسته ای به تعویق بی افتد؟

همینطور چگونه کشوری که خود دارای پرونده ی محکومیت جهانی نقش حقوق بشرمی باشد و روزی نیست که تعدادی محروم ونگون بخت را بر دار نکشاند و فضای حکومت نظامی اعلام ناشده در داخل کشور آنگونه حاکم کرده است که دانشجویان فریاد مرگ بر دیکتاتور و سید علی پیونشه ، ایران شیلی نمیشه سر می دهند. بعلاوه رتبه دار فرار مغز هاست و رهبرانش پرونده ی محکومیت ترور مخالفین در آلمان دارند . مهمتر اینکه دارای سند جنایت علیه ی بشریت است که مر بوط به قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان خونین سال 67 استد که تا کنون سیاست خائنانه ی مماشات گری و تجارت خون غرب اجازه پیگیری و فعال شدن این پرونده ی سند جنایت علیه ی بشریت در مجامع بین المللی را نداده است. در صورتیکه سازمان عفو بین الملل بر این سند جنایت علیه ی بشریت و پیگیری محاکمه عاملان و آمران این جنایت مهر تأئید زده است. از سوی دیگر با وجود اینکه جنایتکاران حاکم و متهم این سند جنایت تاریخی این روز ها برای سفید سازی پرونده ی ننگین خود شان تلاش می کنند تا گورستان خاوران را محو کنند . ولی عمق جنایت تاریخی آنگونه می باشد که دیر یا زود بالاخره می بایست عاملان و قاتلان و عاملان و آمران این اقدام سند جنایتارکانه ی تاریخی علیه س بشریت بر پای میز محاکمه ی داد گاه بین المللی کشانیده شوند و به مجازات اقدامات وحشیانه و ضد انسانی خود شان برسند.

در خاتمه اینکه آیا این توهین به آگاهی و شعور انسان و حافظه ی تاریخی نمی باشد که اکنون رهبران کشوری که بطور آشکار جایزه ترور و کشتن برای رئیس جمهور مصر حسنی مبارک تعیین می کنند که چرا اجازه نداد ادامه ی جنگ نوار غزه به خاک مصر و سراسر منطقه ی خاور میانه کشانیده و بسط و تعمیم داده شود؟ همچنین هر روز در منابر و مساجد و بلند گوها و تریبون های حکومتی حکم محاکمه و اعدام برای پادشاه عربستان و اردن صادر می کنند که چرا تلاش بری آتش بس نوار غزه کرده اند؟ آیا این رژیم جنایتکار دلش به حال مردم عراق سوخته است و خواهان صلح و امنیت و ثبات در عراق می باشد؟ یا نه اینکه سران و مسئولان جنایتکار این پدر خوانده ی تروریسم جهانی اهداف جنایتکارانه خودشان را زیر پوشش تضمین بر قراری امنیت در عراق و کمک به آن دنبال می کنند که برخی اهداف شامل تلاش اخراج نظامیان آمریکا و مجاهدین از عراق است . همینطور ملغا کردن تصویب توافقنامه ی امنیتی میان دولت عراق با آمریکا می با شد. وکوشش برای ناامن کردن عراق و برنده کردن اسامی لیست فرمایشی برگزاری انتخابات شورای استانی در عراق می باشد . بالاخره اینکه در نهایت اشغال کامل عراق و تشکیل مدل ولایت فقیه دست نشانده ی جماران تهران در عراق و تبدیل کردن عراق به کانون اصلی صدور تروریسم و بنیاد گرائی در منطقه و پشتوانه ی حاشیه ای دفاع از پروژه ی هسته ای می باشد که وظیفه عراقیان وطن پرست و دشمن دخالت گری های رژیم تروریستی آخوندی در امور داخلی عراق می باشد که هر چه زود تر تکلیف خودشان را با مهره های خائن و جاسوس رژیم تروریستی آخوندی درون نهاد های وابسته به د ولت دست نشانده ی نوری المالکی را مشخص کنند و دیگر اجازه ندهند تا که عراق بیش از این باتلاق ساخته شده از سوی لوطی جماران خامنه ای و سپاه پاسداران فرو رود و غرق شود که امکان هیچگونه راه نجاتی برایش متصور نباشد.

هوشنگ � بهداد
پنجم بهمن ماه سال 1387
نقد و بررسی " وقتى ابولهب لالايى مى خواند ! (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان شنبه بهمن ماه5 سال 1387
"وقتی شیوه ی حکومتی به سبک روضه منبری مسجد ی شده است . چرا پاسدار حسین شریعتمداری لالائی ابولهبی برای متهم و محکوم کردن پادشاه عربستان نخواند؟"
زمانیکه خمینی شیاد و عوامفریب فرمان هجوم و یورش به دانشگاه های سراسر کشور را از طریق ملیجک خودش علامه دهر ابولی خان بنی صدر صادر واجرا کرد و پس از به خاک و خون کشاندنیده شدن دانشگا ها ، نام این اقدام ترویج جهل گرائی و خرافات را انقلاب فرهنگی گذاشته شد. آنگاه سیاه چال های زندان را دانشگاه خطاب کرد و بساط روضه و منبر را به محیط دانشگاه کشانده شد تا هر جمعه های هفته خطابه های به حساب عبادی � سیاسی خوانده شود. تا که شرایط پیوند حوزه با دانشگاه فراهم گردد . به موازات آن جنگ ویرانگر و خانمان بر انداز 8 ساله ی ایران و عراق نعمت الهی نامیده شد. از سوی دیگر عنوان ملی مجلس شورا، به اسلامی تغییر نام داده شد . چون هدف ابزاری کردن مذهب در راستای اهداف شوم خائنانه و جنایتکارانه طراحی شده از سوی برنامه ریزان پشت پرده بود .

خلاصه آنقدر در 30 سل گذشته به نام مذهب جنایت و خیانت و عوامفریبی و دین فروشی و غارتگری شده است که اکنون همسو با طرح پادگانی کردن دانشگاه ها رؤسای دانشگاه ها نیز حوزوی و انتصابی و تحمیل شده است . خلاصه بساط حاکمیت مساجد نیز در رأس قرار گرفته و جزو اصول حکومت داری و دولت شده است . زیرا که به همان شیو ی روضه خوانی منبری مساجد و گریز به صحرای کربلا زدن حکومت داری می شود وجواب هر پاسخی داده می شود . یعنی جایگاه مذهب آنگونه ابزاری و نازل و افول یافته است که با آویزان شدن ونقب زدن به بر خی وقایع 1400 سال پیش یا نام ها تلاش مذبوحانه می شود تا با سفسطه گری گفتمان حوزوی که ابتدا مرغ بود یا تخمرغ یا دیوار موش دارد . موش گوش دارد . پس دیوار گوش دارد به همه سئوالات پاسخ داده شود .

برای همین است که پاسدار سربازجو و شکنجه گر بد نام حسین شریعتداری بر سر منبررفته است و در دفاع از جنگ افروزی حماس و متهم کردن رهبران کشور های عربی به خصوص علیه ی پادشاه عربستان از لالائی ابو لهب یاد کرده است. فراموش نشود با اینگونه روضه ی تاکتیکی و ابزاری ابو لهب خواند ن اکنون بهتر مشخص می شود که چرا خمینی دشمنی هسیتریک با دانشگاهیان و دانشجویان و قشر آگاه و روشنفکر و فعالان سیاسی داشت و خود پیروان این شیاد و جلاد بیشترین جنایات را زیر پرده ی دین در 30 سال گذشته علیه ی اینان انجام دادند تا با بسته شدن سنگ، سگ رها و آزاد شود .

از طرف دیگر آن سوی معادله دشمنی با آزادی و دمکراسی و سکولار لیسم است . زیرا که اگر دشمنی نشود . دیگر نه جائی برای دین فروشی و عوامفریبی باقی می ماند ونه لوطی جماران خامنه ای ئ سایر آخوند های متحجر و خرافاتی مشابه و حامی وی می توانند به بقای حکومت ننگین خود شان ادامه دهند . مهمتر آنکه امثال آلودگان و بد نام هائی همچون پاسدارسر بازجو وشکنجه گر حسین شریعتمداری نمی توانند با دجال گری و روضه خوانی و تصویر مار کشی و مار نشان دادن به عوامفریبی و وارونه گوئی و تحریف گری و کتمان کردن حقایق و پرونده و سناریو سازی کردن خود ادامه دهند. و در صورتیکه که خودش در کنار لوطی جماران و سپاه پاسداران و حماس در جنگ و فاجعه آفرینی نوار غزه شریک و سهیم می باشد: اکنون ولی شیادانه از موضع طلبکارانه دیگران را اینگونه متهم به لالائی خوانی ابو لهبی برای کودکان جان از دست داده ی نوار غزه کرده است :

1- دایه ای که می کوشید خود را مهربان تر از مادر نشان بدهد با تظاهر به محبت برای کودکی خردسال لالایی می خواند ولی کودک که به خاطر می آورد چه کتک هایی دور از چشم پدر و مادرش از دست همین دایه خورده و می خورد، نه فقط با لالایی دایه خوابش نمی برد بلکه لالایی گفتن او برایش چندش آور هم بود. نیم ساعتی از لالایی خواندن دایه گذشته بود که کودک با صدای بلند و به گونه ای که پدر و مادرش هم بشنوند به دایه گفت؛ خب! لالایی بس است! حالا دیگر دهانت را ببند و گوشم را آزار نده، می خواهم یک چرت بخوابم!2- ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی که در مقابل جنایات وحشیانه صهیونیست ها علیه مردم مظلوم و بی پناه غزه نه فقط مهر سکوت بر لب زده بود، بلکه مطابق اسناد موجود- از جمله اعتراف چندباره شیمون پرز رئیس جمهور و ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی- اسرائیل را به قتل عام مردم غزه تشویق و ترغیب نیز کرده بود و در طول نسل کشی 22روزه صهیونیست ها در غزه، هرگونه تظاهرات مردم عربستان علیه اسرائیل را حرام! و ممنوع! اعلام کرده بود، یک روز بعد از آتش بس- 30 دی ماه 19.1387 ژانویه2009- طی نطقی در اولین نشست اقتصادی سران کشورهای عربی! به گونه ای ناشیانه تلاش کرد ننگ همدستی خود با اسرائیل در قتل عام مردم غزه را �بی رنگ�! و یا دستکم، �کمرنگ�! کند.

پاسدار سربازجو و شکنجه گر حسین شریعتمداری در ادامه ی روضه ی وارونه خواندن خود تلاش برای پاک کردن صورت مسئله نموده است . چونکه با فراموش کردن نقش محوری سران رژیم تروریستی آخوندی و مطبوعات وابسته به آن که در برپائی جنگ نوار غزه که داشته اند . به خصوص نقش همین شکنجه گر و سخنگوی سپاه پاسداران و مدیر مسئول ورق پاره ی کیهان در بر پائی جنگ نوار غزه و دامن به آن زدن آنگونه برجسته و محرز می باشد که هر گز جای کتمان و انکار کردن وجود ندارد. اما عجیب است در شرایطی که رژیم ضد بشری وتروریستی آخوندی خودش مشروعیت ندارد . ولی اکنون این پاسدار یادداشت روز نویس با کمال وقاحت و پرروئی اینگونه سخنگو ونماینده ی مردم فلسطین شده و حکم محکومیت علیه ی پادشاه عربستان صادر کرده است:

"این در حالی است که اولاً؛ مردم فلسطین برخلاف خواسته مشترک رژیم صهیونیستی و سران خودفروخته عرب خواستار صلح- بخوانید سازش- با اسرائیل نیستند بلکه آزادی فلسطین از اشغال صهیونیست ها را دنبال می کنند، بنابراین اظهارات ملک عبدالله درباره دو گزینه صلح و جنگ، نه فقط تهدید ظاهری اسرائیل هم نیست، بلکه یادآوری و تاکید بر خواست دیرینه رژیم صهیونیستی برای متوقف کردن انتفاضه و مقاومت مردم فلسطین است. ظاهراً ملک عبدالله فراموش کرده است که همراه با حسنی مبارک در تماس های مکرر با شیمون پرز و اولمرت- به گفته این دو جنایتکار صهیونیست که هرگز از سوی مصر و عربستان تکذیب نشد- خواستار بمباران های وحشیانه مردم غزه تا محو و نابودی کامل حماس شده بودند تا آنجا که در طول 22 روز جنایت صهیونیست ها حاضر به محکومیت زبانی این جنایات نیز نشدند و رژیم مصر، حتی گذرگاه رفح را برای عبور زنان و کودکان باز نکرده بود!نوه عقیدتی سیاسی ابولهب فراموش کرده است همدستی او و حسنی مبارک با صهیونیست های وحشی در قتل عام مردم مظلوم فلسطین، فراموش شدنی نیست و به یقین مجازات سختی در انتظار آنها خواهد بود. این مجازات اگرچه سخت است ولی در این دنیا پشیمان کننده نیست ؛ زیرا فقط کسانی در این دنیا از مجازات سخت پشیمان می شوند که بعد از مجازات در دنیا باشند!"

در خاتمه اینکه اینگونه الم شنگه بر پا کردن و معرکه گیری سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری پیرامون دفاع از حماس و جنگ نوار غزه نمودن ودیگران را متهم به خیانت و جنایت جنگی کردن و حکم اعدام برای شان صادر کردن، ناشی از ضعف و در ماندگی و انزوای منطقه ای افشا و علنی شدن نامشروع بودن رژیم تر وریستی آخوندی و وحشت از قیام و خیزش مردم ناراضی و بی آیندگی اش می باشد که چون بقایش به بحران زی و بحران زا و بحران آفرینی و جنگ افروزی و آشوب گرائی و بی ثبات ناامن سازی کردن منطقه بستگی دارد . اکنون چون احساس خطر جدی کرده است . بنابراین برای تضمین حیات خفیف خائنانه ی اش سخت تلاش می کند تا که هر طوری شده به سلاح هسته ای دسترسی یابد . اما چون این پروژه ی هسته ای با موج مخالفت روز افزون جهانی مواجه شده است . لذا برای عبور از این بحران بر سیاست صدور تروریسم و بنیاد گرائی و جنگ افروزی و مداخله گری در کشور های همجوار و منطقه با تهدید جنگ افروزی کردن افزوده شده است . البته این سیاست مخرب و تروریستی و جنگ افروزانه و دشمنی با مذاکرات صلح وباج گیری کردن از طریق عوامل پاسداران و سپاه قدس در عراق و افغانستان و حزب الله لبنان و حماس در خاور میانه دنبال می شود .

هوشنگ � بهداد
شنبه 5 بهمن ماه سال 1387
نقد و بررسی " تسويه حساب با سران ارتجاع عرب" روزنامه ی جمهوری اسلامی شنبه 5 بهمن ماه سال 1387
"برای پاک کردن پرونده ی جنایت جنگ افروزی نوار غزه ، از موضع فرار به جلو رهبران کشور های عربی به خیانت و محاکمه و اعدام متهم و تهدید شد ه اند"
مگر روضه خوانان مرده خوار و موج سوار و فرصت طلب و دین فروشان حاکم شده بر ایران که 30 سال تجربه ی عوامفریبی و جنگ افروزی دارند؛ اکنون که از گرده ی خر افتاده و گردو جسته اند به این سادگی ها حاضرند تاکه از مرثیه خوانی برای حماس و جنگ خود پرداخته و شعله ور ساخته در نوار غزه دست بردارند و برای عبور از بحران های داخلی و فرار از پاسخ گوئی به مطالبات مردم ایران و پوشش تبلیغاتی برای ضعف ها و نا توانی و در گل فرورفتگی و انزوای منطقه ای رژیم تروریستی آخوندی اقدام به متهم کردن دیگران و خائن نامیدن شان نکنند ؟
زیرا که بیش از دو سال است که از جنگ 33 روزه ی سپاه پاسداران با اسرائیل گذشته است که از طریق حزب الله لبنان راه اندازی و اجرا شد که در این مدت مانور تبلیغاتی و قدرت نمائی پیرامونش روزانه داده می شود . همچنین پس از اینکه روزانه هزاران مأموران اطلاعاتی و امنیتی و بسیجی و پاسداران و قاچاقچیان مواد مخدر از نوار مرز زمینی ایران و عراق به عنوان زوار وارد عراق می شدند تا که هم دست به اقدامات تروریستی و انفجاری وناامن سازی و آشوب گرائی در عراق بزنند . هم به نام مردم عراق در تظاهرات های طراحی شده و نمایشی در عراق حضور یابند تا اینکه مخالفت با تصویب توافقنامه ی امنیتی میان دولت عراق با آمریکا نمایش داده می شد. اما با تصویب شدن این توافقنامه ی امنیتی همه ی سرمایه گذاری اش در عراق بر باد رفت . بنابراین بلافاصله برای جبران کردن این شکست طرح بحران آفرینی و جنگ افروزی در نوار غزه در دستور کار قرار گرفت .

لذا بدون در نظر رفتن توازن قدرت و قوا و تجهیزات نظامی میان حماس و ارتش اسرائیل، اما جهاد اسلامی و حماس تحریک و تشویق و ترغیب به پرتاب موشک به خاک اسرائیل شدند . این سیاست موشک پرانی آنقدر ادامه یافت تا اینکه با پاسخ کوبنده و مخرب تهاجمی ارتش اسرائیل مواجه شد . آنگاه دستگاه تبلیغات و جنگ روانی و شیطان سازی رژیم تروریستی پیرامون این جنگ نوار غزه برای مرده خواری کوک و بسیج شد و تبدیل به موضوع اصلی در ایران شد و پیگیری مطالبات مردم ایران بطور دربست جای خودش را به حماس و ساکنین نوار غزه و جنگ داد و تا کنون بطور سیستما تیک ادامه یافته است.

از سوی دیگر سپاه پاسداران که طراح اصلی این توطئه و جنگ افروزی 22 روزه ی حماس با اسرائیل در نوار غزه است . زائده ی خود بسیج را سازماندهی و فعال کرد و بصورت دستجات کفن پوش شده راهی فرود گاه ها برای تحصن کردن و حضور در جلوی سفارتخانه های کشور های عربی و اروپائی کرد تا فر یاد مرگ بر رهبران کشور های ربی و غربی سر دهند و تهدید به ترور و کشتن با تعیین جایزه ی میلیون دلاریکنند . همچنین پرتاب مواد آتش زا و نارنجک و کوکتل مولوتف به دفاتر هواپیمائی عربستان در تهران و سفارت اردن در تهران و دفاتر حفاظت مصر رابا بهانه ی دفاع از حماس و همبستگی با ساکنین نوار غزه د نبال کردند .

اکنون نیز ملای سرمقاله نویس با فراموش کردن نقش محوری خائنانه ی جنگ افروزانه در منطقه و تلاش برای ایجاد اختلاف میان حماس و ساف و دامن زدن به برادر کشی و جدا کردن نوار غزه برای توطئه چینی و راه اندازی جنگ 22 روزه نوار غزه و پیوند داادنش به جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان با اسرائیل برای مانور دادن البته با ادعای کذب پیروزی کردن برای حزب الله لبنان و حماس، همین سیاست مشترک لوطی جماران خامنه ای و سپاه پاسداران پیرامون جنگ نوار غزه را این ملای ترکش خورده جنگ قلم بر دست شده دنبال کرده است و حکم محاکمه برای متهمان حسنی مبارک و پادشاه عربستان وا ردن و اینگونه صادر کرده است :

"حسني مبارك رئيس رژيم مصر شاه عبدالله عربستان و عبدالله دوم شاه اردن متهمان اصلي اين پرونده هستند. حسني مبارك متهم رديف اول است زيرا وي گذرگاه رفح را به دستور رژيم صهيونيستي مسدود كرد و اجازه رفت وآمد و رساندن هيچگونه كمكي را به مردم غزه نداد. رسواتر آنكه در برابر اصرارهاي زياد رهبران حماس و مردم مصر و فعالان سياسي جهان عرب و اسلام كه همگي خواستار باز شدن گذرگاه رفح در كوران جنگ غزه بودند حسني مبارك با وقاحت تمام گفت اين گذرگاه را فقط با اجازه اسرائيل باز خواهم كرد! والبته به همين حرف خود پاي بند ماند و حاضر نشد محاصره مردم غزه را بشكند و اجازه بدهد مردم مصر و ساير كشورها به مردم غزه كمك برسانند. در رديف بعدي متهمان شاهان عربستان و اردن قرار دارند كه با سكوت ذلت بار خود به جنايات رژيم صهيونيستي رضايت دادند و حتي با كارشكني عليه اقدامات ساير كشورها كه براي جلوگيري از اين جنايات و متوقف ساختن جنگ تلاش مي كردند همدستي خود را به نوعي ديگر با صهيونيست ها نشان دادند. البته شاه عربستان با پذيرش تعدادي از مجروحان غزه و سخنان رياكارانه خود تلاش كرد افكار عمومي را فريب دهد و خود را دلسوز مردم فلسطين جا بزند ولي اين تحركات رياكارانه در كنار آن سكوت ها و كارشكني ها بقدري رسوا بود كه هيچكس فريب آنرا نخورد و پرده ها هرلحظه بالاتر رفت و چهره خيانتكار سران ارتجاع عرب آشكارتر شد. "

درخاتمه اینکه چگونه می توان باور داشت در شرایطی که رژیم تروریستی آخوندی دراوج درماندگی واستیصال ونامشروع وضدمردمی بودن قرار دارد و برای متحرف کردن اذهان عمومی وعبور از بحران ها وعدم پااسخگوئی به مطالبات مردم ایران تلاش مذبوحانه می کند وهمچون 30 سال گذشته نیاز شدید به بهانه تراشی ودستآویز وجنگ افروزی دارد تاکه بقول خمینی شیاد برایش جنگ همچنان نعمت الهی باشد. بلی آخر چگونه می شود پذیرفت که منفور ترین و منزوی ترین کشور منطقه که کارنامه ی بسیار ننگین نقض حقوق بشر دارد و با موج اعدام و دار زدن ها و سنگسار کردن و با گیوتین دست و پا قطع می کند و با حاکم کردن جو ارعاب و وحشت و سانسور در جامعه که ناشی از خیزش و قیام اعتراضی مردم ناراضی می باشد بر سنگینی این پرونده و ننگین نامه اش افزوده است . از سوی دیگر هنوز افشا گری اسامی 44 دانه درشت های مافیای اقتصادی که از سوی عباس پالیز دار در دانشگاه همدان در اردیبهشت ماه شد که اشاره به بر خی ارقام دزدی و غارتگری نجومی مفسدان بیت المال شد، سپری نشده است . عجیب اینکه همه نماینده ی ویژه ی رهبر لوطی جماران خامنه ای و وابسته به باندهای مافیائی مدعیان اصول گرایان حاکم می باشند یا جزو حامیان و یاران بسیاز نزدیک لوطی جماران هستند . همچنین شکاف عمیق طبقاتی هرروز گسترده تر می شود و در کنار رشد لجام گسیخته ی تورم و گرانی و افزایش قیمت کالاها و فقر و بیکاری که در جامعه بیداد می کند. چگونه سران این رژیم جنایتکار عوامفریب و دین فروش و غارتگر و جنگ افروزی می توانند در میان همه کشور های عربی و مسلمان بر خلاف غیر عرب و سنی بودن شان دلسوز و حامی مردم فلسطین باشند و بدون آلت فعل کردن حماس در راستای اهداف پلید و شیطانی خود که در رأس آن پیگیری دسترسی به سلاح هسته ای و دشمنی با مذاکرات صلح در خاورمیانه قرار دارد که با تحمیل کردن هژمونی اشان در منطقه همراه می باشد. بنا بر ادعای کمدی و پوشالی ووارونه گوئی اشان بدون هیچگونه چشم داشتی از موضع انسان دوستی و امداد رسانی عاشق سینه چاک حماس شده اند و دشمنی با رهبران سایر کشور های منطقه می ورزند و به خیانت متهم شان می کنند و خواهان ترور یا ماکمه و اعدام شان می باشند؟ اینگونه ادعا های کمدی و تناقض آمیز که نه واقعی ونه پذیرفتنی می باشد . به خصوص پس از اینکه دست توطئه گر و خیانت آمیز شان در راه اندازی جنگ 22 روزه نوار غزه همچون برپائی جنگ 33 روزه حزب الله با اسرائیل رسوا و افشا شده است . بنابراین اکنون برای انحراف اذهان عمومی حضور موفق الربیعی مشاور امنیت دولت دست نشانده ی عراق و کشاندن این مهره سر سپرده به تهران فراخوانده شد تا که بطور مشترک مجاهدین ساکن شهر اشرف با تهمت زدن و اتهامات و تحویل دادن ومحاکمه شدن شان، مورد تهدید به اخراج از عراق واقع شوند . خلاصه شوی معرکه گیری سیاست دخالت گری در امور داخلی عراق اجرا شده است که مکمل مقدمه چینی کردن برای ملغا کردن تصویب توافقنامه ی امنیتی دولت عراق با آمریکا و اشغال کامل عراق است.
هوشنگ � بهداد
شنبه 5 بهمن ماه سال 1387
توطئه ی مشترک دو مهره ی دست نشانده ی عراقی در بغداد وتهران علیه مجاهدین ساکن شهر اشرف در بغداد

موج سرکوبگری های رو به رشد ادامه دار که در ایران وجود دارد و عجیب شتاب گرفته است . از جمله ی توقیف روزنامه ی کار گزاران ار گان تبلیغاتی حزب کار گزاران که وابسته به رفسنجانی است که پس از تعطیل کردن دفتر کانون دفاع از آزادی و حقوق بشر متعلق به خانم شیرین عبادی که دارنده ی جایزه ی صلح نوبل است انجام گرفت که همگام با آن افزایش دار زدن ها و سنگسار کردن ها و قطع اندام با گیوتین در زندان ها نیز اوج گرفته است به خصوص اینکه در دو سه روزه اخیر تعداد 20 متهم دست پروردگان رژیم جنایتکار تروریستی آخوندی در زندان اوین و یزد و دیگر شهر ها ی کشور بر دار کشیده شدند . از سوی دیگر تهد ید و تعقیب کردن دانشجویان آزادیخواه و باز داشت و شکنجه و محاکمه کردن شان ادامه دارد . البته به این نیت تا شاید پژواک سر دادن مرگ بر دیکتا تور دانشجویان معترض و آزادیخواه در دانشگا های سراسر کشور خاموش و محو گردد . البته درست نتیجه ی معکوس بر جای گذاشته است . زیرا که نه اینکه دانشجویان آزادیخواه نه تسلیم رعب وحشت به خاطر باز داشت دانشجویان و زندانی شدن شان همسنگران خود نشدند ، بلکه با حضور در صحنه و بلند کرن فریاد مرگ بر دیکتاتور و سید علی پیونشه ، ایران شیلی نمیشه ، خواهان آزادی یاران وهمسنگران و دانشجویان مبارز باز داشت و زندانی شدگان خود شده اند .

همچنین پس از اینکه توطئه گران و جنگ افروزان نوار غزه که به هدف طراحی شده ی انتقال بحران وجنگ افروزی از عراق به نوار غزه نرسیده اند که ناشی از شکست تصویب توافقنامه ی امنیتی میان دولت عراق با آمریکا بود . همینطور به دلیل حضور و فعالیت افشا گرایانه ی مجاهدین در عراق و سراسر اروپا و کا نادا و آمریکا و استرلیا که با بر گزاری تحصن ها و آکسیون و اعتراضات، به دفاع از رزمندگان ساکن اشرف بر خاسته اند و هر روز رژیم جنایتکار و نامشروع و ضد بشری آخوندی را رسوا وبی آبروتر می کنند . بنابراین برای تلافی کردن و انتقام گرفتن از مجاهدین ساکن شهر اشرف ، دستگاه بد نام وزارت آدمکشان اطلاعات رژیم تروریستی آخوندی با راه اندازی جنگ روانی و شیطان سازی بطور هم آهنگ در عراق و داخل کشور و برون مرزتلاش می کنند تا هرروز توطئه و دسیسه و پرونده ی سناریو سازی جدیدی علیه ی مجاهدین گشوده شود . آنگونه که قبل از دعوت یک مهره ی سرسپرده در دولت دست نشانده ی نوری المالکی به نام موفق الربیعی مشاور امنیت ملی دولت عراق به تهران که فرا خوانده شد تا که بطور مشترک توطئه جدیدی علیه ی مجاهدین سان شهر اشرف طراحی و اجرا شود.

بنابراین بطور همزمان از طرف دیگر در یک توطئه ی برنامه ریزی شده ی دیگر ، تعدادی از اعضای خانواده های مجاهدین ساکن شهر اشرف که از فرود گاه تهران عازم بغداد برای دیدار عزیزان خود بودند . بطریکه فراموش نشده است که چگونه پس از اشغال نظامی عراق سران رژیم جنایتکار آخوندی و وزارت بد نام اطلاعات با اصرار و فشار و تهدید و تبلیغات گسترده از خانواده های مجاهدین خواسته می شد تا که بدیدار فر زندان خود شان به عراق بروند و آنان رابه باز گشت به زیر حاکمیت جلادان حاکم بر ایران دعوت کنند . ولی اکنون که تعدادی از اعضای خانواده های مجاهدین عازم بغداد بودند با یک یورش و هجوم وحشیانه و غیر انسانی به اینان در فرود گاه شد ومورد ضرب و شتم شدید واقع شدند وبازداشت و به سلول های انفرادی زندان مخوف یا قتلگاه اوین منتقل شده اند . از سوی دیگر پس از زمان تعیین کردن که می بایست تا 10 روز دیگر مجاهدین ساکن شهر اشرف عراق را به سوی ایران یا کشور ثالث ترک کنند. همچنین بموازات آن در یک شوی خائنانه و ساختگی ادعای مضحک و سفارشی اعلام شد که یکی از مجاهدین ساکنین شهر اشرف خودش را به نیروهای عراقی تحویل داده و مدعی شده است که مجاهدین برای تلاش ماندن در عراق طرح عملیات انتحاری میان نیروهای امنیتی عراقی اطراف شهر اشرف را داشته اند .

اما اکنون ورق پاره ی کیهان پرونده و سنار یو ساز سر باز حسین شریعتمداری مورخ 3 بهمن گزارش داده است که در دیدار دو مهره ی سر سپرده ی عراقی به رهبر لوطی جماران علی خامنه ای و سپاه پاسداران که یکی موفق الربیعی است که مشاور امنیت ملی دولت دست نشانده ی عراق است و د یگری آخوند عراقی شاهرودی است که این آخوند کلان دزد افشا شده در لیست عباس پالیز دار است که رئیس تشریفاتی و انتصابی دستگاه قضائی آلوده به فساد رشوه و تبعیض است که عجیب این نهاد مدافع غارتگران و جلادان و شیادان حاکم بر ایران، دارای کار نامه ی سیاه حق کشی و بسیار سنگین و ننگین آدمکشی می باشند . اما در دیداری که در تهران با هم دیگر داشتند بطور مشترک مدعی شده اند که می بایست بر ضرورت حضور مجاهدین در عراق پایان داده شود . البته این آدمکش دزد و غارتگر شاهرودی با وارونه گوئی کردن و از موضع فرار به جلو تلاش مذبوحانه کرده است که جنایات آدم ربائی و مثله کردن و اقدامات عوامل رژیم تر وریستی و سپاه پاسداران و سپاه قدس به خصوص پاسدار دییپلمات تروریست محمد حسن کاظمی قمی سفیر رژیم تروریستی در بغداد به مجاهدین نسبت داده شود.

در خاتمه اینکه اکنون در شرایطی که رژیم تروریستی آخوندی پس از توطئه جنگ افروزی 22 روز ی نوار غزه بر ضریب رسوا شدگی و انزوای منطقه ای اش افزوده شده است . وبر عکس نه اینکه ، این فاجعه آفرینی نوار غزه نتوانست جایگزین شکست توافقنامه ی امنیتی میان دولت عراق با آمریکا شود ، بلکه تبدیل به شکست افتضاح آمیز دیگری برای دین فروشان وجنگ افروزان حاکم بر ایران شد . همچنین هنگامی که آنچنان برنامه ریزان کودتا گران خاموش و خزنده ی رژیم نامشروع منقبض ووحشت زده شده اند و از قیام خیزش مردم ناراضی به خصوص جوانان و دانشجویان شجاع و آزادیخواه دچار ترس و وحشت و نگرانی می باشند که حتی توان تحمل برگزاری چهاردهمین سال در گذشت مراسم مهندس بازر گان در حسینیه ارشاد تهران را ندارند و تهاجم به نفرات شرکت کننده در این مراسم شده و مورد ضرب و شتم واقع شدند و به اتهام فعالیت علیه ی امنیت ملی مجوز بر گزاری به این مراسم داده نشد . همینطور دفتر تحکیم وحدت دانشجوئی طیف علامه که حاضر نیست همچون گذشته مطیع و فرمانبر حاکمان باشد بر غیر قانونی بودنش تأکید شده است . لذا مشخص است در آستانه ی اخراج نام مجاهدین از لیست گروه و تروریست ها از سوی کشورهای اتحادیه ی اروپا تا چه اندازه برای حاکمان رژیم دین فروش و عوامفریب و غارتگر وجنگ افروز و متزلرل می تواند درد آفرین ونا خوشآیند باشد ؟آنگونه که می بایست سرانش با مسئولین اطلاعاتی و خبررسانی و با وارونه گوئی وتحریف کردن و بر پا کردن جنگ روانی و شیطان سازی همچون ماهی بر قلاب افتاده ای باشند که برای نجات خود از دام قلاب ماهیگیر صیاد دست به هرگونه تلاش مذبوحانه ای می زند . ضمن اینکه نشانگر وحشت عمیق سران رژیم تروریستی آخوندی بربر منش و تاریک اندیش و پدر خوانده ی تروریسم جهانی و یاغی بین المللی از مجاهدین ساکن شهر اشرف می باشد . به خصوص اینکه و فعالیت افشاگرایا نه ی مجاهدین و حامیا ن شورائی اشا ن و همینطور هو ا داران مقاومت در سراسر جهان در حمایت از این اشرف نشینان در بغداد این ترس و نگرانی برای حاکمان جنایتکار ایران بر باد ده و نامشروع و ضد مردمی را مضاعف کرده است.

هوشنگ � بهداد
سوم بهمن ماه سال 1387
"نامشروع بودن رژیم تروریستی آخوندی بمرحله ای رسیده است که حتی توان تحمل برگزاری مراسم سالگرد در گذشت مهندس بازرگان را ندارد"
همچنین سیاست توبره و آخور خوری و مرده خواری حاکمان جنایتکار ایران ادامه دارد . زیرا با تهدید ومتهم کردن وخائن نامیدن دیگران و سوگواری تاکتیکی نمودن و اشک تمساح ریزی برای کشته شدگان جنگ نوار غزه ادامه دارد . در صورتیکه عامل اصلی برپائی این جنگ و فاجعه ی نوار غزه رهبر لوطی جماران خامنه ای و سپاه پاسداران می باشند که ادامه ی همان سیاست تهدید آمیز نابود کردن اسرائیل و دروغ خوانده شدن هلاکاست است. بنابراین اختصاص دادن زنجیره ای رسانه های خبر رسانی و تریبون های همه نهاد های حکومتی و منابر و مساجد و خطبه خوانان و مداحان و مطبوعات به دفاع از پیروزی حماس و تحسین و تمجید کردن از کشته شدگان نوار غزه که آن سوی معادله ی تخریب کردن گورستان خاوران است که تعلق به عاشقان آزادی و عدالت می باشد که بدست دژخیمان انجام می گیرد که در یک اقدام جنایتکارانه ی تاریخی از سوی خمینی شیاد قتل عام عمومی شدند که بدون ابهام خود یک سند محرز جنایت علیه ی بشریت می باشد .
همچنین تخریب گورستان بهائیان در شهر قائم شهر در شمال ایران نمودی دیگر از ماهیت دروغین اشک تمساح ریزی برای ساکنین نوار غزه می باشد .
اما اکنون پس از گزارش خبری دار زدن حدود 20 متهم نگون بخت دست که همگی پروردگان رژیم جنایتکار و ضد بشری بربرمنش و تاریک اندیش آخوندی بودند اخیراً در زندان اوین و برخی دیگر از سیاهچال های ایران انجام گرفت . البته مشخص است ناشی از طغیان و خیزش نارضایتی عمومی می باشد .
از طرف دیگر اکنون برای افشای رسوائی بیشتر حاکمان عوافریب و دین فروش و جنگ افروزی حاکم برایران گزارش شده است که به بهانه ی مسخره ونخ نما شده ی تاکتیکی به خطر افتادن امنیت ملی اجازه ی بر گزاری چهار دهمین سال در گذشت مهندس بازرگان در حسینیه ی ارشاد تهران داده نشده است . در صورتیکه ایشان در اوایل انقلاب رئیس دولت وقت ونخست وزیر امام زمانی بود که از سوی خمینی شیاد بر گزیده شده بود. ولی آنگونه رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و حامی تروریست جهانی منقبض و بسته و نامشروع است که حتی وحشت از برگزاری مراسم سالگرد در گذشت بازرگان دارد وآن راا تهدید امنیتی برای خود می داند. اما از سوی دیگر که سنگ بسته و سگ رها شده است . شاهد بودیم که چگونه زائده های ارگان فاشیستی سپاه پاسداران یعنی بسیجیان بصورت کفن پوش شده بسیج و سازماندهی شده و دانشجو جا زده شده وارد صحنه شده و در دفاع از جنگ افروزی و موشک پرانی حماس دست به پرتاب مواد آنتش زا به سوی سفارتخانه های کشوور های عربی و غربی در تهران زدند و در فروگاه های کشور تحصن نمودند و حتی با سر دادن مرگ بر آمریکا و اسرائیل و انگلیس و فرانسه و پادشگاه عربستان واردن و حسنی مبارک رئیس جمهور مصر برای وی جایزه ی ترور و کشتن میلیون دلاری تعیین شد که سپس رقم این جایزه ی ترور افزایش داده شد.
اکنون پرسش است که مگر پس از 30 سال هنوز چیزی ناگفته باقی مانده است تا که باز هم موجب شک و ابهام برخی از مخاطبان خود به خواب عمیق نا آگاهی فرو رفته شود که ووانمود کنند هنوز نمی ندانند عملکرد 30 سال گذشته ی رهبر و دولتمردان و مسئوین رژیم تروریستی آخوندی چگونه بوده است؟ یا اینکه مگر هنوز نیاز به سند ومدارک بیشتر است تا که نشان داده شود که چگونه در داخل کشور سپاه پاسداران دست به اجرای کودتای خاموش خز نده زد و با رئیس جمهور کردن یک پاسدار گمنام و گماشته به نام احمدی نژاد رقبای دوم خردادی ها کنار زده شدند تاکه فریاد دفاع از پروژه ی هسته ای و نا بود کردن اسرائیل در رأس اهداف و برنامه های اصلی دولت نهم قرار داده شود . همینطور مگر ماهیت رژیم ترویستی آخوندی هنوز مشخص نشد ه است که ضرورت اثبات دارد تا که گفته شود رژیم تروریستی آخوندی با دیپلماسی صدور تروریسم و بنیاد گرائی و دخالت گری در امور داخل سایر کشور های منطقه چه نقش اساسی و کلیدی در ناامن سازی و برپائی آشوب گرائی و جنگ افروزی وبی ثبات کردن کشور های همجوار ومنطقه داشته است ؟ به خصوص چه نقش محوری پیرامون دخالت گری و با تلاق کردن عراق و بر پائی جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان با اسرائیل و سر زمین سوخته کردن لبنان ایفا کرده است ؟همچنین چگونه تلاش برای ایجاد جنگ داخلی میان حماس و ساف و برادر کشی و جدا کردن نوار غزه از سوی حماس و تشکیل دولت اسلامی وابسته به بیت جماران در تهران شد؟ خلاصه اینکه چطوری کوشش در راستای راه اندازی جنگ اخیر حماس با اسرائیل شد که اکنون بدون توجه به میزان خسارات و تخریب اماکن گسترده ی مالی و افزایش تلفات انسانی وارده و بی خانمان شدن 60 هزار ساکنین نوار غزه که در جنگ 22 روزه ی اخیر شد .
در خاتمه اینکه برای فرار از پاسخگوئی به مطالبات مردم ایران و بالا بردن جو ارعاب و خفقان و وحشت در جامعه و فضا سازی کردن علیه ی رقبای دوم خردادی ها که ار تباط به رقابت به نمایش انتخابات � انتصابات ریاست جمهوری دوره ی دهم دارد . با وقاحت و پرروئی آخوندی - پاسداری ادعای پیروزی برای حماس و شکست برای اسرائیل در بوق و کرنا شده است ؟ به ویژه اینکه منوچهر متکی وزیر دستگاه جاسوس خانه ی امور خارجه ی رژیم تروریستی آخوندی با دریدگی و پرروئی خواست آخوندهای حاکم مدعی نماینده و سخنگوی مردم فلسطین شده است و در دفاع از حماس وجنگ افروزی اخیرش ادعا کرده است که از نظر ما با خائن نامیدن محمود عباس گفته که دوران ایشان به پایان رسیده است . اما مگر می توان باور داشت که عاشقان سینه چاکان سیاست خائنانه ی مماشات گران و مذاکره کندگان هسته ای غرب که در شرف پیگیری منافع حقیر تجاری و اقتصادی خود می باشند . با نقشی که رژیم تروریستی در نوار غزه ایفا کرد و خفقان و حکومت نظامی اعلام ناشده ای که در داخل کشور حاکم کرده است که ناشی از نا مشروع بودن ووحشت از قیام وخیزش مردم ناراضی می باشد. باز هم اینان می بایست با زیر پا گذاشتن همه واقعیات و حقایق اشا ره شده در تجارت پیشگان جهانی صدد پیگیری و ادامه ی سیاست کثیف و پلید تجارت خون انسان ها باشند.
هوشنگ � بهداد
چهارم بهمن سال 1387
نقد و بررسی " سقوط 2 2 (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان پنجشنبه 3 بهمن ماه سال 1387
"مدیحه سرائی پیرامون جنگ 33 روزه حزب الله لبنان و 22 روزه حماس با اسرائیل برای سفید کردن پرونده ی سیاه رژیم تروریستی آخوندی ومدعی شدن پیگیری پرونده ی سران رژیم اسرائیل به اتهام جنایت علیه ی بشریت"
پرتاب چندین موشک با برد محدود و وارد کردن خسارات مالی وتلفات و مجروحین محدود درخاک اسرائیل، برابر خسارات مالی نامحدودبا کشته شدن 1300 نفر زن وکودک وبرجای گذاشتن چندین هزار مجروح و بی خانمان شدن 60 هزار نفر از ساکنین نوار غزه که در اثر بیماران و تهاجم گسترده ی نظامی اسرائیل در مدت 22 روزه انجام شد که در این جنگ نا برابر از مدرن ترین ومخرب ترین سلاح ها و تجهیزات نظامی استفاده شد. خلاصه با شخم زده شدن نوار غزه که آن روی سکه ی به سر زمین سوخته تبدیل شدن لبنان در جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان با اسرائیل است که اتفاق افتاد که بیش از 1000 نفر کشته و بیشتر مجروح و زخمی وصد ها هزار نفر آواره همراه داشت. چگونه می توان که اینگونه اقدامات را نامش را پیروزی نامید که طلبه پاسدار یادداشت روز نویس ادعایش را کرده است . در صورتیکه لوطی جماران خامنه ای و سپاه پاسداران و مسئولین رژیم تروریستی آغاز کننده اش می باشند . ولی اکنون برای وارونه کردن حقایق و آدرس غلط دادن ، مسئولان ومنابر و نهادهای حکومتی همراه با مبلغان و جارچیان وپادوها و پاسداران و طلبه های قلم بر دست شده اکنون بسیج شده اند و بطور همآهنگ پیرامون جنگ 22 روزه نوار غزه پایکوبی و دست افشانی می کنند و غریو شادی پیروزی سر می دهند ؟ یعنی در حقیقت دست به لاشخوری و مرده خواری و فرصت طلبی بر فراز اجساد بی گناه و کشته شدگان نوار غزه زده اند . البته که در راستای اهداف شیطانی و پلید ضد انسانی برنامه ریزی شده ی حامان ایران می باشد که در رأس آن فراهم کردن شرایط برای دفاع و دسترسی به سلاح هسته ای می باشد .

ناگفته نماند که ماهیت عوامفریبان و روضه خوانان حرفه ای منبری که خبره در گریز به صحرای کربلا زدن و حاشیه رفتن می باشند. آن زمان افشا و رسوا می شود که اکنون بطور عینی عریان شده است که چگونه این کاتولیک تر از پاپ و دایه نزدیک از مادر شدگان و این نمایشگران تصویر مارکشان و مار قالب کنان دین فروش و موج سواران، بطور دربست پاسخگوئی به مطالبات مردم ایران را فراموش کرده اند. و لی برعکس عاشق سینه چاک ساکنین نوار غزه و حماس شده اند و برای عبور از بحران ها به ویژه بحران هسته ای، همان شوی کثیف و پلید تکراری تجربه شده در جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان با اسرائیل را در نوار غزه اجرا کرده و محورش هرروز بیش از روز قبل روضه خوانی و مداحی گری و روده درازی می کنند . به خصوص اینکه تجربه ی 30 سال گذشته حاکمان و دولتمردان رژیم تروریستی آخوندی ،آنگونه ضد انسانی و غیر قابل دفاع می باشد که هر گز جای هیچگونه شک و ابهامی برای تلاش کردن منحرف کردن اذهان عمومی باقی نمی گذارد که چطوری اهداف کثیف و پلید و ضد انسانی نهفته شده ی خودشان را در پشت سنگر اشک تمساح ریزی تاکتیکی این مدعیان دفاع از حماس و ساکنین نوار غزه پنهان کرده اند.

تازه طلبه پاسدار یادداشت روز نویس همچون سایر همپالگی هایش دو ذوقه خوری هم کرده است . یعنی باسیاست توبره و آخور خوری کردن که تخصص آخوندهای مرده خورحاکم می باشد . جنگ 22 روزه نوار غزه را به جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان با اسرائیل پیوند زده است تا که بازهم ثابت کند که عامل راه اندازی و طراحی هر دو جنگ لوطی جماران خامنه ای و سپاه پاسداران می باشند . زیرا همانگونه که لوطی جماران در خطبه ی عید فطر سال گذشته ی خود در تهران گفته بود دشمن جدی هرگونه مذاکره برای بر قراری صلح پایدار در خاورمیانه می باشدو برپائی جنگ 22 روزه ی نوار غزه حاصل همین دشمنی صلح لوطی جماران در منطقه می باشد . برای اینکه هرگونه صلح و ثبات و امنیت در کشور های همجوار و خاورمیانه برای رژیم جنگ افروز و عوامفریب و غارتگر و دین فروش و بحران زی و بحران ساز ، بمنزله ی طناب دار می باشد. چونکه رژیم تروریستی آخوندی بدون سرکوب و سانسور و اختناق و رعب و وحشت داخلی و صدور بنیاد گرائی و تروریسم و دخالت گری در امور داخلی سایر کشور ها هر گزامکان بقای حکومیت ننگینش وجود ندارد.

بنابراین بی جهت نیست که چرا اکنون طلبه پاسدار یادداشت روز نویس با همان شیوه ی الگوبرداری و کپی شده ی قلم زهر آگین و تحریف گر و وارونه گوی سرباز جو حسین شریعتمداری و فلسفه ی تهدید انقلاب چاقو کشی پاسدار گماشته احمدی نژاد و تأکید کردنش بر نابودی اسرائیل و ترویج اقدامات انتحاری و تروریستی در منطقه و با چاقو کشی انقلابی کردن و کشتن اسرائیلیان و ابراز علنی و دشمنی کردن با پیشنهاد دهندگان صلح رهبران کشورهای عربی در خاورمیانه و صد البته مخالفت و دشمنی کردن با محمود عباس رهبر حکومت خود مختار فلسطین ، دست به جمع بندی زده و نسخه ی اختشاش و نا آرامی و آدمکشی و جنگ افروزی برای نابودی اسرائیل صادر کرده است و در پوشش دفاع از حماس و گره زدنش به حزب الله لبنان ، اهداف پلید و ضد انسانی و جنگ افروز رژیم بربر منش و تاریک اندیش رژیم پدر خوانده ی تروریست جهانی را چنین تبیین و تشریح و تحلیل و فرموله کرده است :

"1- حمله به غزه به جای آنکه حماس را سرنگون کند، قدرت منطقه ای مهم و بزرگتری به این جنبش مردمی بخشید. حالا دیگر مردم فلسطین انتظار سقوط دولت غیرقانونی تشکیلات خودگردان محمود عباس در رام الله را می کشند؛ کسی که متحد با رژیم صهیونیستی، از یک سو دنبال طرح صلح(!) بوده و از سوی دیگر در صف مشوقان اسرائیل در قبال فجایع غزه سکوت اختیار می کند و حماس را مقصر خون کودکان فلسطینی می خواند! با سرنگونی محمود عباس، اسرائیل اصلی ترین مهره فلسطینی خود را در مقابله با جنبش های مردمی و انتفاضه از دست خواهد داد.2- قطعا در سال 2009 حماس به حزب الله پیشرفته دیگری تبدیل شده که قادر خواهد بود موشک های خود را تا تل آویو، کریات و برج های عزرائیلی شلیک کند. این موضوع یهودیان شهرک نشین را با هراس جدی مواجه کرده و به سیر مهاجرت منفی در سرزمین های اشغالی دامن زده است.3- وقوع انتفاضه ای که به زندگی عاریتی و حیات نامشروع رژیم صهیونیستی پایان دهد در آینده ای نه چندان دور بسیار جدی است به گونه ای که اعراب حاضر در اسرائیل نیز به کمک مبارزان فلسطینی عملیات ضداسرائیلی انجام می دهند. انقلاب چاقو� پدیده ای است که در روند مبارزات مردم این سرزمین و انتفاضه الاقصی در سرزمین های اشغالی آغاز شده است. مسلمانان عرب، دشنه های کینه خود را در خیابانها و کوچه های مناطقی که یهودیان و اعراب در کنار هم زندگی می کنند در سینه صهیونیست ها فرو کرده و آرام از محل دور می شوند. این روش به خاطر کاهش پیامدهای آن در مقایسه با عملیات انتحاری، سران رژیم اسرائیل را غافلگیر و مستاصل کرده است. پیروزی مقاومت اسلامی فلسطین موجب آبیاری بذر مقاومت در کرانه باختری و سرزمین های اشغالی شده و این کار عرصه را برای غاصبان تنگ تر می کند.4- ناامیدی بزرگ اعراب منطقه به خاطر شکست اسرائیل کاملا مشهود است. حمایت و پشتیبانی برخی سران عرب از رژیم کودک کش در طول جنگ و تلاش آنان در راستای اعمال فشار بر مقاومت و دادن فرصت لازم به دشمن، اعراب را در ابتدای نبرد غزه بر آن داشت تا از اسرائیل بخواهند در اجرای عملیاتش عجله به خرج دهد و اشتباهات جنگ 33روزه را تکرار نکند. اما مقاومت و ایمان ملت فلسطین و حمایت گسترده مردم کشورهای منطقه از حماس و در نهایت تکرار شکست اسرائیل، سران خائن عرب را ناامید کرد. اکنون رژیم غاصب صهیونیستی مغلوب مقاومت حماس و مردم غزه شده و افتضاح به بار آمده طبعا نمی تواند برای اسرائیلی ها خوشایند باشد چرا که وجهه این رژیم را نزد افکار عمومی خراب تر از گذشته می کند.این گزاره ها همگی نشانه افول �قدرت بازدارندگی� رژیم بی ریشه و هرزی است که برای نجات جان خود و استمرار حیات بی مقدارش دست و پای بی حاصل می زند.رژیم کودک کش در جنگ 22 روزه در سراشیبی تند تری از سقوط قرار گرفت. اما اکنون پس از جنایات غزه و وحشی گری ارتش اسرائیل و شکست رژیم اشغالگر قدس نوبت محاکمه صهیونیست ها فرا رسیده است. این کار شاید میخ دیگری بر تابوت کسی باشد که خیلی پیش تر از اینها مرده است. در کنار مردم جهان، بسیاری از نهادهای بین المللی نیز خواستار مجازات سران رژیم کودک کش به عنوان جنایتکار جنگی شده اند. یکی از موضوعاتی که در اساسنامه دیوان بین المللی کیفری (لاهه) قابلیت پیگیری دارد �نسل کشی� است. محاصره دارویی و غذایی، بمباران مناطق مسکونی و صدها زن و کودک شهید فلسطینی مصداق بارز این بند هستند."

در خاتمه اینکه گرچه جنایات کشتن افراد بی گناه در هر زمان ومکانی بهر شیوه ای که انجام گیرد هر گز فراموش شدنی نمی باشد و از سوی هر کشور ومدعی که انجام گیرد شدیداً محکوم می باشد. ولی نباید فراموش کرد که نتیجه ی 30 سال سکوت و سازش غرب با رژیم جنایتکار و غیر متعارف و قرون وسطائی و ضد بشری حاکم بر ایران که در بستر منافع اقتصادی و تجارت خون انسان ها ی آزادیخواه و بی گناه ادامه داشته است . اکنون حاصل این سیاست کثیف و خائنانه موجب شده است که عامل بحران و ناامن سازی و جنگ افروزی خاورمیانه ، با نادیده انگاشتن پرونده ی بس ننگین و کار نامه ی سیاه تروریستی و ضد حقوق بشری و جنگ افروزی ای که دارد . البته که هدف تلاش برای دسترسی به سلاح هسته ای می باشد. همینطور حد اقل گذشته از دخالت گری در امور داخلی افغانستان و عراق و دست زدن به اقدامات گسترده ی تروریستی برای ناامن سازی وبی ثبات کردن در عراق دارد که هنوز هم ادامه می دهد ، البته که طراح اصلی دو جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان با اسرائیل و جنگ و فاجعه 22 روزه ی حماس با اسرائیل در نوار غزه می باشد که در کنار سایر جنایات ضد بشری 30 ساله اش از جمله اصرار و تأکید بر ادامه ی جنگ خانمان برانداز 8 ساله ی ایران و عراق که به عنوان نعمت الهی نامیده شد و تا سرکشی جام شکست زهر ادامه یافت . همچنین سند جنایت مستند غیر قابل انکار تاریخی قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان خونین سال 67 هم دارد . ولی بدلیل سیاست خائنانه ی مماشات گری غرب، پرونده ی جنایات و خیانات ضد بشری عاملان جنگ افروز و آمران قاتلین حاکم بر ایران متأسفانه هنوز از طریق مجامع حقوقی و قضائی جهانی پیگیری نشده است . بنابراین چرا در چنین شرایط اکنون طلبه پاسدار یادداشت روز نویس با پاک کردن صورت مسئله و به عنوان نماینده و سخنگوی مردم فلسطین ووکیل مدافع تسخیری حماس از موضع فرافکنی و فرار به جلو و آی دزد کنان طلبکاری نکند و خواهان محاکمه ی بین المللی سران اسرائیل نشود؟

هوشنگ � بهداد
پنجشنبه 3 بهمن ماه سال 1387
توطئه ی زنجیره ای منسجم و گسترده علیه ی مجاهدین ساکن شهر اشرف در عراق
آنانی که اخبار مر بوط به ایران را دنبال می کنند ، اشرف کامل دارند که اوضاع چگونه است و چرا مردم محروم خاک سفید در تهران اعتراض کرده اند و بر خورد نیروهای سرکوبگر با اینان با چگونه بوده و متقابلاً واکنش حمایتی ازمردم محروم و تهی دستان منطقه ی خاک سفید تهران به اوباشان سرکوبگر چگونه بوده است که خود نمود وضعیت انفجاری جامعه و مردم ناراضی و خشمگین می باشد ؟اما گذشته از رشد تورم و گرانی و فقر و بیکاری و افزایش دار زدن و اعدام ها ودستگیری اعضای خانواده های رزمندگان مجاهد خلق مقیم شهر اشرف در فرود گاه تهران و راهی سلول انفرادی زندان یا قتلگاه اوین کردن که مکمل و ادامه ی سیاست سرکوبگری و خفقان در جامعه است تا مانع از قیام و خیزش عمومی شود. از سوی دیگر گزارش بازتاب داده شده ی اخیر در سایت تابناک پاسدار محسن رضائی که نقل قول شده از گزارش اداره فدرا ل حمایت از قانون اساسی آلمان است که مجاهدین را تروریست نامیده است که بدون هیچگونه شک و شبهه ای می بایست حاصل زد وبند های کثیف تجارت خون انسان ها در پشت پرده از سوی دولت آلمان با مقامات رژیم تروریستی آخوندی و فعالیت های مأموران اطلاعاتی اعزامی و لابی های مقیم آلمان باشد اما جالب است که ابتدا این خبر در خبرگاه � چراگاه علی شمس گاو پیشانی سفید بازتاب داده شد که همکارانش کپی کرده و برای سایت تاباک پاسدار محسن رضائی ارسال کردند که زنجیره ی همکاری و همسوئی مشترک اشان علیه ی مجاهدین را نشان می دهد.

همانگونه که او لتیماتوم 10 روزه داده شده برای اخراج مجاهدین از عراق که از سوی مشاور امنت ملی دولت دست نشانده ی عراق موفق الربیعی داده شده است که اخیراً وی به تهران فراخونده شده است تا که اینگونه ادعاها را کند که خبرش اول در سایت مبلغ رژیم دین فروش و جنگ افروز و خود فروشان رژیم تروریستی آدمکشان آخوندی سایت هابلیان آمده است که کپی شده ی آن در ورق پاره ی روزنامه ی جمهوری اسلامی متعلق به لوطی جماران آخوند معتاد و علیل خامنه ای امروز مورخ 2 بهمن بازتاب داده شده است که گذشته از خط زنجیره ای جنگ تبلیغاتی علیه ی مجاهدین است . همچنین افشای دخالت گری در عراق و پیشبر اداف و اعمال تروریستی علیه مجاهدین ساکن شهر اشرف است که اکنون فاش و عیان شده است .

از سوی دیگر با اینگونه بازتاب دادن گزارشات خبری که با ز د وبندهای کثیف و پلید و ضدانسانی انجام شده است. وحشت روز افزون سران رژیم تروریستی آخوندی نسبت به مجاهدین به نمایش گذاشته شده است . به خصوص پس از شکستی که از تصویب توافقنامه ی امنیتی میان دولت عراق با آمریکا، نصیب رژیم تروریستی آخوندی شد که لوطی جماران و سپاه پاسداران تصور می کردند اگر چنانچه تلاش کنند که با گشودن بحران آشوب گرائی وجنگ افروزی از عراق به نوار غزه و راه انداختن جنگ افروزی و فاجعه آفرینی در نوار غزه شانس بسط و ترمیم دادن بحران جنگ افروزی و ناامنی و بی ثباتی در منطقه ی خاور میانه وجود دارد و در نهایت فضا و شرایط به سمتی سوق داده خواهد شد که نه بحران هسته ای به حاشیه برده و فراموش می شود ، بلکه جبران شکست تصویب توافقنامه ی امنیتی عراق نیز خواهد شد و موجب باز گشت شرایط به قبل از تصویب توافقنامه ی امنیتی در عراق می شود . ولی چون نه اینکه چنین اتفاقی نیفتاد و شرایط اینگونه نشد ، بلکه با عدم حمایت از حماس از سوی رهبران کشور های عبی و غربی و اعلام آتش که در نوار غزه شد، بر سرعت نشانه رفتن انگشت اتهام به سوی رژیم تروریستی آخوندی در شعله ور ساختن جنگ نوار غزه نیز فزونی یافته است که موجب شکست مضاعف برای دیپلماسی صدور تروریسم و بنیاد گرائی و دخالت گرائی رژیم تروریستی آخوندی در برپائی جنگ نوار غزه شد و انزوای بیشتری را برای رژیم تروریستی آخوندی بهمراه آورد.

اما پس از اینکه تلاش مذبوحانه ی طراحان جنگ افروز نوار غزه و تبدیل به فاجعه کردنش برای از صحنه خارج کردن سران کشور های میانه روی عرب برای مانع تراشی از پیگیری طرح پیشنهادی آتش بس نوار غزه اشان و ادامه ی مذاکره ی صلح خاورمیانه عقیم ماند . زیرا که این تلاش توطئه جنگ افروزی نوار غزه نه برای طراحان جنگ افروز حاکم برایران موفق عمل نکرد ، بلکه نتیجه تهدید جایزه تعیین کردن ترور و کشتن حسنی مبارک رئیس جمهور مصر از سوی سپاه پاسداران و بسیجیان دانشجو نامیده شده بر ضد اهداف پاسداران طراح عمل کرد. زیرا که سبب شد که ماهیت تروریستی رژیم آخوندی و پدر خوانده ی تروریسم جهانی علنی و آشکارتر شود .
از سوی دیگر طبق اعتراف گزارشگر امروز ورق پاره ی روزنامه ی جمهوری اسلامی که گزارش کرده است مجاهدین در کنار کشور های عربی نقش اساسی در افشای اهداف هسته ای رژیم تروریستی آخوندی داشته است پس می بایست که برای انتقام گرفتن و تلافی کردن برروی اجراج شان از عراق پا فشاری شود . پس بی دلیل نیست که موفق الربیعی مشاور امنیت دولت دست نشانده ی عراق به تهران فراخوانده شد تا ادعا کند مجاهدین ساکن شهر اشرف 10 روز مهلت دارند که عراق را ترک کنند . همچنین گزارشگر روزنامه ی جمهوری اسلامی مورخ 2 بهمن به نقل یکی از اعضای بی نام ونشان مجاهدین ساکن شهر اشرف که گزارش شده خودش را معرفی کرده ، چنین اطلاعات نقل قول کرده است :

"كشف عمليات تروريستي منافقين در عراق "يكي از اعضاي گروهك تروريستي منافقين با تسليم خود به نيروهاي عراقي از تصميم براي انجام عمليات تروريستي عليه اين نيروها پرده برداشت . به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از روزنامه الصباح بخش اطلاع رساني دفتر موفق الربيعي مشاور امنيت ملي عراق اعلام كرد : يكي از اعضاي گروهك تروريستي منافقين كه در پادگان اشرف ساكن است اخيرا با تسليم خود به نيروهاي عراقي فاش كرد : از سوي گروهك تروريستي منافقين و بعد از برنامه ريزي دقيق براي انجام عمليات انتحاري در مقر نيروهاي امنيتي اعزام شد. وي افزود : هدف از اين عمليات در تنگنا قرار دادن و به وجود آوردن مشكلاتي براي نيروهاي امنيتي بود چرا كه آنان مسئول برقراري امنيت پادگان اشرف و حمايت از اعضاي منافقين هستند. تلاش براي ايجاد تبليغات و هياهوي رسانه اي در جهان عرب و در سطح بين الملل به ويژه در اروپا و آمريكا از ديگر اهداف اين اقدام تروريستي ناكام مانده عنوان شد. دلسرد و مايوس كردن اعضاي گروهك تروريستي منافقين براي خروج از اين پادگان يا پناهنده شدن به نيروهاي امنيتي هم از اهدافي بود كه در وراي اين عمليات تروريستي طراحي شده بود. دربيانيه صادره از دفتر مشاور امنيت ملي عراق تاكيد شد : اين فرد متهم در حال حاضر تحت حمايت و مراقبت كامل قرار دارد و دولت عراق به منظور ايجاد تسهيلاتي براي بازگشت اين عضو منافقين به ايران يا پناهندگي به كشور سوم و با تاكيد به تعهدات دولت عراق به آمريكا و جامعه بين الملل درباره اين گروهك با سازمان هاي بين المللي تماس هايي برقرار خواهد كرد. اين درحالي است كه موفق الربيعي مشاور امنيت ملي عراق كه روز دوشنبه وارد تهران شد درپاسخ به پرسشي درباره حضور منافقين در خاك عراق گفت : دولت عراق به طور جدي تصميم به اخراج منافقين از پادگان اشرف گرفته و به آنان ابلاغ كرده است كه دو راه بيشتر ندارند اول اينكه به ايران بازگردند و دوم ; كشور ديگري را براي حضور خود انتخاب كنند. وي تاكيد كرد : منافقين تحت هيچ شرايطي ديگر نمي توانند درخاك عراق بمانند"

در خاتمه اینکه مجاهدین خلع سلاح شده ساکن شهر اشرف که زیر نظارت کامل نیروهای حفاظتی آمریکا و عراقی می باشند که از هر سو زیر توطئه و تهدید و خطر عوامل ترورستی اعزامی رژیم تروریستی آخوندی در عراق می باشند .بنابراین اکنون که گزارشگران بد نام غیبی بی نام و نشان وزارت بد نام اطلاعات رژیم آخوندی گزارش داده اند که اینان قصد اقدامات تروریستی در عراق دارند که مرتبط با عدم اخراج شان از عراق می باشد. گواه بر دست خالی بودن و رسوائی ودر ماندگی توطئه گران علیه مجاهدین است. همچنین افزوده شد ه که در تبلیغات خارج از کشور در اروپا و آمریکا نیز اینگونه تبلیغ می کنند و پس از مقدمه چینی و پرونده و سناریو سازی علیه ی مجاهدین کردن به نقل از مهره ی دست نشانده و سر سپرده ی لوطی جماران موفق الربیعی گفته و تأکید شده است که اینان دو راه بیش ندارند . یکی اینکه می بایست تحویل دژخیمان و جلادان و آدمکشان حاکم بر ایران داده شوند یا اینکه راهی کشور ثالثی شوند که نمونه ی بارز سیاست دخالت گری در اموری داخلی راق از طریق پاپت و مهر ه های آلت دست و سر سپرده است.

هوشنگ � بهداد
دوم بهمن ماه سال 1387
نقد و بررسی " دنياى اوباما (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان چهار شنبه 2 بهمن ماه سال 1387
"دور زدن مطالبات و نیاز های مردم ایران و نادیده گرفتن اختلافات و بحران های درونی و فراموش کردن نقش دخالت گری در منطقه، با بر جسته کردن مشکلات پیش روی اوباما"
پاسدار یادداشت روز نویس ورق پاره ی کیهان پرونده و سناریو ساز اطلاعاتی � امنیتی � پادگانی که متعلق به سربازجو حسین شریعتمداری است که نماینده ی ویژه ی لوطی جماران در این مؤسسه می باشد . این پاسدار قلم بر دست نیز همچون همتایش ملای سرمقاله نویس روزنامه ی جمهوری اسلامی پیرامون آغاز رئیس جمهور شدن اوباما که جانشین بوش شده پرداخته است . یعنی اینکه اصلاً برای این پاسدار قلم بردست هم مهم نیست که مردم ایران چه مطالبات و نیاز احتیا جاتی دارند و وضعیت رشد تورم و گرانی و فقر و بیکاری در جامعه چگونه است و مردم ایران چگونه زندگی طاقت فرسائی دارند؟ مهمتر اینکه نیاز هم نیست اشاره شود که چرا با بوش در اشغال گری افغانستان و عراق همکاری شد ؟ آنگونه که رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه ی تهران خود به این همکاری اعتراف کرد . زیرا که تنها برنده ی اشغا ل نظامی افغانستان و عراق رژیم تروریستی آخوندی بوده است . زیراکه اقدام و عملیات 8 ساله ی بوش برای هرطرف که بد بود یا بقول ملای سر مقاله نویس روزنامه ی جمهوری اسلامی میراث شوم بوش است . ولی برای سران رژیم تروریستی آخوندی همچون جنگ ضد ملی و ضد میهنی 8 ساله ایران و عراق بقول خمینی شیاد جزو الطاف و نعمت الهی بوده است . برای همین است که پاسدار یادداشت روز نویس شاکی است که چرا اوباما بوش منطقی است که ادامه دهنده ی آرزو و سیاست های بوش از موضع منطقی می باشد . زیرا که هم از اعضای کابینه ی بوش استفده کرده است و هم می خواهد اشتباه کاری و ندانم کاری آرزوهای بوش را تر میم و در مان کند. ناگفته نماند که ریشه ی نگرانی پاسدار قلم بر دست و یادداشت روز نویس از منطقی عمل کردن اوبا ما است . چونکه گفته شده است که قرار نیست اوباما اقداماتی انجام دهد که همچون دوران بوش دربست به نفع رژیم تروریستی آخوندی تمام شود .

لذا بر همین اساس و بنا ست که از نظر پاسدار مفسر و تحلیل گر یادداشت روز نویس ورق پاره ی کیهان دنیای اوباما با بوش تفکیک و متمایز شده است. به ویژه اینکه توضیح داده است که اوباما بر خلاف بوش که تلاش می کرد راه حل بحران خاورمیانه نظامی - اسرئیلی باشد به جز سال آخر که اندکی اعراب به بازی گرفته شدند . ولی اوباما می خواهد مشکل خاورمیانه را از طریق دیپلماسی و ادامه ی روند مذاکرات صلح میان اعراب و اسرائیل حل کند که این اقدام هر گز نمی تواند مورد خوشآیند رژیم تروریستی و جنگ افروز آخوندی باشد که بقای ننگین خودش را مدیون صدور بحران و تروریسم وجنگ افروزی و بنیاد گرائی می داند. چونکه پیرو همان تز دشمنی با روند مذاکرات صلح خاورمیانه رهبر لوطی جماران است که در خطبه ی عید فطر سال گذشته ی خود مخالفت و دشمنی با هرگونه اقدامات صلح خاورمیانه را علنی کرد و راه اندازی جنگ 22 روزه حماس با اسرائیل دستأورد همان خطبه ی تهدیدآمیز وجنگ افروزانه ی عید فطر لوطی جماران در سال گذشته می باشد.

پس بی جهت نیست که پاسدار سر بازجوی یادداشت روز نویس به عنوان سخنگو ونماینده ووکیل تسخیری مردم فلسطین مخالفت و سنگ اندازی کردن پیشاپیش هرگونه اقدام از سوی اوباما محور صلح اعراب و اسرائیل و تشکیل دو کشور مستقل فلسطینی و اسرائیلی را اینگونه پیش بینی کرده است:

"ته ذهن تیم اوباما البته راه حلی جز وادار کردن فلسطینیان به فراموش کردن اینکه �اساساً روزی در 1948 اشغالی صورت گرفته� پذیرش یک سیستم دو کشوری چیز دیگری نیست و اگر ماجرا به همین مقدار محدود بماند با اطمینان می توان گفت حتی اگر او در این موضوع شروعی بهتر از بوش داشته باشد، آخر کار فرجامی بهتر از او نخواهد یافت. گذشته از موضوع فلسطین اوباما با خود اسرائیل درگیری هایی پیچیده خواهد داشت. روابط آمریکا و رژیم صهیونیستی برخلاف آنچه بسیاری می پندارند هرگز ایدئولوژیک نبوده و صرفاً بر اشتراک منافع وسیع دو جانبه مبتنی است
."

پاسدار یادداشت روز نویس پس از اشاره کردن به مسائل رو بروی اوباما از جمله پروژه ی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی و چگونگی شروع مذاکره بدون پیش شرط محور آن که افزوده ادامهی این سیاست موجب موج نا رضایتی شدید اسرائیل خواهد شد.از طرف دیگر با دور زدن موضوع عراق و نقش رژیم تروریستی آخوندی در ناامن سازی و بی ثبات کردن این کشور، به خصوص اینکه هنوز چشم به ملغا و بی اعتبار کردن توافقنامه ی امنیتی میان دولت عراق با آمریکادوخته شده است تا که شرایط برای اجراخ نظامیان آمریکائی از عراق فراهم شود و جایش را خودش بگیرد. از سوی دیگر به موضوع افغانستان و پاکستان اشاره شدده است که گفته شده برای آمریکابسیار مهم است . البته بدون توضیح چگونگی رابطه میان رژیم تروریستی آخوندی با اعضای القاعده که وجود دارد که این روز ها اخبار بیشتری محور این همکاری مشترک مخابره و بر جسته شده است ؟ اما قلم بر دست یادداشت روز نویس مدعی شده است که اعضای القاعده از عراق به این دو کشور رفته و خودشان را در برابر مبارزه بااهداف آمریکا باز سازی کرده اند.


درخاتمه اینکه پاسدار یادداشت روز نویس به موضوعی اشاره کرده است که ادامه ی طرح باز سازی شده بر اندازی نرم افزاری از سوی آمریکا است که طراح اولیه ی آن حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران می باشد که اخیراً از سوی دستگاه ی آلوده به فساد و رشوه ی قضائیه مطرح شد . سپس دستگاه بد نام وزارت اطلاعات بعنوان برگ برنده ی دستگیری عاملان نفوذی طرح بر اندازی آمریکائی خبر داد که گفته شد این متهمین دستگیر شده اعتراف و محاکمه و محکوم شده اند. فراموش نشود که هدف از این اقدام طراحی شده انگشت اتهام و فشار به سوی روشنفکران جامعه نشانه رفتن می باشد . همینطور بهانه تراشی جدید برای گسترش دامنه ی خفقان و ارعاب ووحشت و خود سانسوی در جامعه و توقیف و تعطیل کردن بیشتر مطبوعات رقیب دوم خردادی ها می باشد که مر تبط با رقابت نمایش خیمه شب بازی انتخابات � انتصابات ر یاست جمهوری دوره ی دهم می باشد. همچنین به مورد دیگر چالش و تلاش اوباما پیرامون پروژه ی هسته ای اشاره شده واذعان شده است که هدف اوباما بسیج کردن جهانی علیه ی ا ین روژه ی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی می باشد. البته از این تلاش ، طرح و پیشنهاد هویج و چماق نام برده شده است. یعنی اینکه نگرانی نهائی از جابجائی ریاست جمهوری در آمریکا همچنان وحشت مخالفت با اهداف دسترسی به سلاح هسته ای رژیم بربرمنش و تاریک اندیش و پدر خوانده ی تروریست جهانی می باشد.
هوشنگ - بهداد
چهار شنبه 2 بهمن ماه سال 1387
نقد و بررسی " ميراث شوم بوش" روزنامه ی جمهوری اسلامی چهار شنبه 2 بهمن ماه سال 1387
" بدون اعتراف به همکاری با بوش در اشغال نظامی افغانستان و عراق که در راستای اهداف خاص ضدانسانی و شوم بود. اکنون طلبکارانه از میراث شوم بوش گفته شده است "
عجیب است رژیمی که خودش نا مشروع و ضد مردم و قرون وسطائی و آشوب طلب و جنگ افروز و عوامفریب و دین فروش و غارتگر است و 30 سال است که با ابزاری کردن دین و سوء استفاده کردن از آن سابقه ی جنایت و خیانت و جنگ افروزی و ویرانی و دروغگوئی و دین فروشی دارد. چون از قیام و وخیزش اعتراضی مردم وحشت دارد . بنابراین پیوسته تلاش می کند با بحران سازی های درونی و بیرونی و انحراف اذهان عمومی وافزایش سرکوب و خفقان و ضرب و شتم دستگیری و زندان و شکنجه و دار و اعدام و سنگسار کردن و قطع اندام به حکومت ننگین خودش ادامه دهد . ضمن اینکه سیاست صدور تروریسم و بنیاد گرائی و دخالت گری در امور داخلی سایر کشور را جزو دیپلماسی خود قرار داده است که مکمل سیاست سرکوب و ار عاب و وحشت داخلی اش کرده است . البته از ویژگی های شوم و ضد انسانی رژیم تروریستی آخوندی در کنار ابزاری کردن دین با مقولات آزادی و عدالت و مردم ایران و مبارزه با آمریکا و دفاع کردن دروغین و تاکتیکی از ملت های مسلمان منطقه است به خصوص حزب الله لبنان و حماس را وسیله پیشبرد اهداف شوم و کثیف و پلید خود قرار داده است. برای همین برای فرار از پاسخگوئی به مطالبات مردم ایران ، همیشه پرداختن به کشور های همجوار و منطقه و اسرائیل و آمریکا ار حجیت داده می شود تا اینکه ثابت شود در این رژیم تروریستی و ضد بشری آخوندی مردم سیاهی لشکر هائی می باشند که به جز حضور و نیاز شرکت در انتخابات � انتصابات نمایشی و فر مایشی یا دفاع از تأسیسات هسته ای به عنوان دیوارهای گوشتی و گلوله های دم گلوله ی توپ بودن در جنگ، دیگر محلی از اعراب ندارند.

برای همین است که ملای سر مقاله نویس بدون آنکه توضیح دهد ماهیت و ساختار رژیم تروریستی آخوندی چگونه است و در 30 سال گذشته برای مردم ایران چه کرده است و زنان در این رژیم بربرمنش و تاریک اندیش آخوندی چه جایگاه ونقشی دارند؟ یا اینکه بر گزاری نمایش انتخابات و انتصابات ریاست جمهوری در ایران چگونه است و چه روندی را طی می کند و نقش شورای نگهبان فر مایشی در این مورد چیست؟ بالاخره رئیس جمهور چگونه بر گزیده می شود و قدرت و اختیاراتش چیست؟ در تجربه ی آزمون شده 30 ساله به خصوص در بیش از 3 سال گذشته پاسدار گماشته و چاقوکش کش برای مردم ایران چه کرده است؟ آری با فراموش کردن عمدی این موضوعات از سوی ملای سرمقاله نویس تر جیح داده شده است که به گشایش مراسم ریاست جمهوری باراک اوباما در آمریکا پرداخته شود. البته بدون اعتراف و اشاره به همکاری سران رژیم تروریستی آخوندی با آمریکا در اشغال نظامی افغانستان و عراق که در راستای کثیف و تدارک دیده شده در این دو کشور و منطقه ی خاور میانه بوده است که از میراث شوم بوش بوده است . ناگفته نماند که مهمترین میراث شوم بوش اشغال نظامی این دو کشور و فراهم کردن فرصت برای رژیم تروریستی آخوندی در این دو کشور و یکه تا زی کردن و دست زدن به اقدامات تروریستی و صدور آن به خاور میانه و ناامن وبی ثبات کردنش می باشد که بطور نمونه 22 روز جنگ در نوار غزه شاهد فاجعه سازی بودیم.

آری بدون آنکه اشاره شود که بوش هر که بود و هرچه کرد پس از 8 سال ولی کاخ سفید آمریکا را ترک کرد و جای خودش را به یک سیاهپوست غیر آمریکائی داد که یک زن هم وزیر امور خارجه اش می باشد . در صورتیکه آخوند علیل و معتاد و آلوده به فساد و مدافع و مبلغ آن خامنه ای لوطی جماران بعنوان رهبر و ولی فقیه در جماران بر جای خود نشسته است که می تواند نامه های حکومتی بالاتر از قانون اساسی صادر کند و کنترل و تغییر پذیر است و پاسخگو به هیچ مقامی هم نمی باشد.

همچنین با نا دیده گرفتن مشکلات اقتصادی دولت و وضعیت بد ونابسامان و طاقت فرسای معیشتی مردم ایران آنگونه که از دفاتر ثبت دفن اجساد بهشت زهرا گزارش شده است در یک ماه گذشته تعداد 48 نفر به خاطر عدم سوء تغذیه جان باخته اند . همینطور ادامه ی جنگ قدرت و ثروت باندهای مافیائی و جناحی که وجود دارد . ولی از مشکلات اقتصادی و غیرو در آمریکا گفته شده است که اوباما در مراسم سخنرانی افتتاحیه ی ریاست جمهوری خود بر خلا ف سران رژیم تروریستی آخوندی به این واقعیت اعتراف کرد و قول راه حال نه کوتاه مدت آن را از طریق همکاری جمعی و همگانی داد.

در خاتمه اینکه همانگونه که تذکر داده شد ملای سرمقاله نویس بدون کوچکترین اشاره به وضعیت داخلی کشور که اوضاع چگونه است وچه چشم اندازی در انتظار مردم ایران می باشد؟ به خصوص هرروز که سپری می شود هم ضریب سرکوب و ارعاب و اختناق ووحشت و اعدام ها در جامعه افزایش می یابد . هم رشد تورم و گرانی و فقر و بیکاری در جامعه فرونی می گیرد. هم مطبوعات بیشتری بر زیر تیغ سانسور و توقیف و تعطیل شدن برده می شوند . از طرف دیگر تهدید و اتهام زدن به رقیب از سوی مقامات دولت نهم از جمله پاسدار میلیاردی محمد صادق محصولی زوری و تقلبی وزیر کشور شده همچنان ادامه دارد. مهمتر اینکه انگاری که سران رژیم تروریستی آخوندی صداقت دارند و به مردم ایران گزارش داده اند که چرا به جای پاسخگوئی به مطالبات مردم تلاش کرده اند در امور داخلی عراق و افغنستان و لبنان و نوار غزه دخالت گری و جنگ افروزی می کنند ؟ یا اینکه به مردم ایران گفته اند که برای چه هزینه ی بس هنگفت را به حزب الله لبنان و حماس باج داده و هنوز هم می دهند تا که در منطقه بحران آفرینی و جنگ افروزی کنند که اکنون ملای سرماله نویس از اوباما خواسته است به دلیل تهاجم نظامی به عراق که چشم بسته نامیده شده و هزینه های صرف شده و اختلاس های مربوطه به نظامیان آمریکا و سایر پیمانکاران نظامی و غیر نظامی آمریکائی در عراق پاسخگو باشد. ضمن اینکه ملای سر مقاله نویس مشکلات آمریکا در عراق و افغانستان و لبنان و نوار غزه را نیز ردیف کرده است و بحران های اجتاعی و اقتصادی و مالی در آمریکا را نیز جزو لیست تهیه شده افزوده است که گفته شده رئیس جمهور آمریکا اوباما با آن مواجه می باشد و تأکید شده است که این موارذ جزو میراث شوم باقیمانده بوش بر ای رئیس جمهور جدید آمریکا می باشد . البته آنگونه صورت مسئله پاک شده است که گویا از اینگونه خبر ها و بحران اقتصادی و مالی و غارتگری و جنگ قدرت و ... در رژیم تروریستی آخوندی وجود ندارد که هیچ مسئولی هم پیرامونش جوابگوی نمی باشد؟

هوشنگ � بهداد

چهار شنبه 2 بهمن ماه سال 1387
نقد و بررسی " سيطره بر دروازه ها (يادداشت روز)" روز نامه ی کیهان سه شنبه اول بهمن ماه سال 1387
باز هم روضه خوانی پیرامون جنگ نوار غزه و تدید ومتهم کردن رئیس جمهور مصر حسنی مبارک که چرا تلاش برای آتش بس جنگ نوار غزه کرده است؟"

خیلی وقت است که همه منابر و مساجد و تریبون های همه نهاد های رژیم تروریستی آخوندی منحصر به حماس و جنگ نوار غزه و دفاع از حماس داده شده است که با اشک تمساح ریزی برای ساکنان نوار غزه همراه می با شد . برای همین همه پاسداران و سر باز جویان و شکنجه گران یادداشت روز نویس ورق پاره ی کیهان پرونده و سناریو ساز متعلق به سر بازجو حسین شریعتمداری کارشناس های خبر ه ی نظامی به خصوص پیرامون جنگ نوار غزه شده اند و با کپی بر داری از روی دست هم کردن دست به مانور تبلیغاتی می زنند .

عجیب آنکه این قلم بر دستان مداح آنگونه در دفاع از حماس و پیروزی پوشالی آن ذوب شده اند که گوئی نوار غزه بخش مرزی و ساحلی رژیم تروریستی آخوندی می باشد. که اینان وظیفه ی شرعی و مکتبی و انسانی خود می دانند تا که با فراموش کردن مطالبات مردم ایران فقط می بایست از حماس دفاع کنند و از قهر مانی های رهبر حماس بگویند و درغم و مرگ و میر ساکنین نوار غزه عزا داری و شیون و زاری مصنوعی کنند وبا گریز به صحرا کربلا زدن برای شان روضه خوانی کنند. آری آنگونه از جنگ نوار غزه و ساکنین نوار غزه گفته می شود که انگاری ایران خالی از سکنه شده است و همه ی ساکنین اش به نوار غزه کوچ کرده اند که می بایست در آنجا به مطالبات و نیاز و و احتیاجات شان پاسخ داده شود.

از سوی دیگر پاسدار غیر ایرانی و عرب یادداشت روز نویس در ابتدای یادداشت روز خود آنگونه گزارش از میزان تخریب اماکن و مساجد و .. در جنگ نوار غزه داده است که شبیه الگوی کوچکتر ترسیم شده ی ضرر و زیان و خسارات وارده ی جنگ 8 ساله ی ضد ملی و ضد میهنی ایران و عراق است که خمینی شیاد آن رانعمت الهنی نامیده بود که ملیجک و سوگلی اش رفسنجانی مکار و غارتگر در نماز جمعه ی تهران آمار و بیلان 1000 میلیاد دلار فقط خسارات مادی جنگ را داد.

البته هدف از اینگونه تحلیل دادن جدا از اعتراف دست داشتن سران رژیم تروریستی آخوندی در جنگ نوار غزه است که در راستای به حاشیه رفتن بحران پروژه ی هسته ای از یک سو و فراموش کردن بحران داخلی و نادیده گرفتن تورم و گرانی و قر و بیکاری که در جامعه است که بیداد می کند. مهمتر اینکه محدود کردن انتقاد رقیب دوم خردادی نسبت به عملکرد دولت نهم و همچنین خنثی کردن تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم رقبا از دیگر اهداف تدارک دیده شده پیرامون راه اندازی جنگ نوار غزه بوده است که از سوی برنامه ریزان کودتاگران خاموش و زنده ی پشت پرده دنبال شده است . برای همین است که از ابتدای شروع جنگ 22 روزه حماس با اسرائیل تا کنون همه ی اخبار و مسائل روز ایران محور همین موضوع کوک شده و دور می زند .

در خاتمه اینکه به جز موارد اشاره شده ی فوق، یک هدف مهتر این راه اندازی جنگ 22 روزه در بر داشت که مرتبط به عریان سازی مخالفت و دشمنی با موضوع روند مذاکرات صلح خاورمیانه است که در خطبه ی عید فطر سال گذشته ی لوطی جماران خامنه ای پیرامون نفرانس آناپولیس در آمریکا در تهران مطرح شد به خصوص اینکه سوریه از طریق میانجی گری ترکیه با مقامات اسرائیلی مشغول مذاکره برای باز پس گیری بلندی های جولان بود که افشا شدن این خبر برای مقامات رژیم تروریستی آخوندی بسیار خبر سخت و نا گواری بود . از طرف دیگر عربستان و مصر نیز پیشنهاد مذاکرات صلح خاورمیانه داده بودند که موجب مضاعف شدن نا خشنودی لوطی جماران خامنه ای و سپاه پاسداران شده بود . بنابراین می بایست هر طوری شده این طرح ها بر هم زده می شد. لذا پس از شکست تصویب توافقنامه ی امنیتی میان دولت عراق با آمریکا، تنها اقدامی که می توانست این شرایط و توازن و تعادل را بر هم زند . انتقال بحران از عراق به نوار غزه و بر پائی همین جنگ نوار غزه و گسترش آن در سراسر منطقه ی خاورمیانه بود . ولی چون طرح لورفت و هشیاری رئیس جمهور مصر با بستن نوار غزه و رفح و همینطور تلاش برای آتش بس باعث شد که ضریب خشم و کینه ی سران رژیم تروریستی آخوندی و دستگاه تبلیغاتش پیرامون رئیس جمهور مصر حسنی مبارک و پادشاه عربستان افزایش یابد . بطوریکه ارگان فاشیستی سپاه پاسداران با بسیج و کفن پوش کردن بسیجیان و جایزه برای ترور و کشتن حسنی مبارک تعیین کردن را نیز در دستور کار خود قرار داد . امااکنون که مخالفت با بر گزاری اجلاس شرم الشیخ پس از آتش بس جنگ نوار غزه شده است که در راستای ادامه ی انتقام گرفتن از رئیس جمهور مصر است که چرا اجازه نداد جنگ نوار غزه به سراسر منطقه ی خاورمیانه بسط داده شود . همچنین تلاش برای از صحنه خارج کردن کشور های میانه روی عرب خاورمیانه و پیگیری دشمنی مذاکرات صلح لوطی خماران خامنه ای می باشد که همه قلم بر دستان مأموریت دارند در این چارچوب قلمفرسائی کنند.
هوشنگ - بهداد
سه شنبه اول بهمن ماه سال 1387
نقد و بررسی " درس هائي از غزه" روز نامه ی جمهوری اسلامی سه شنبه اول بهمن ماه سال 1387
با مانور دادن جنگ 33 روزه حزب الله لبنان و دردفاع تاکتیکی از جنگ 22 روزه حماس، برای سفید کردن کار نامه ی ننگین وسیاه، دیگران تهدید و متهم شده و خائن نامیده شده اند:

در شرایطی که نماد رشد نهضت مدرک جعلی سازی و دروغگوئی و گنده ی نمائی پاسدار علی کردانیسم همه گیر ونمایان و برجسته تر می شود و هرروز اخبار گوناگون پیرامون این نهضت مذکور مخابره و بازتاب داده می شود . چرا نمی بایست طلبه ی مکتب درس خوانده ی سابق حوزوی مدعی آموز گار خبره و کارشناس حرفه ای آموزش و تعلیم دیده وکارشناس مسائل جنگی نشود و پیرامون جنگ های گذشته شکست خورده ی اعراب در برابر پیروزی اسرائیل تحلیل و رهنمود ندهد و پس از ارزیابی و مقایسه کردن و رهبران کشور های عربی را به خیانت متهم نکند و بالاخره در ادامه ی تحلیل خود به پیروزی های جنگ 33 روزه ی حزب الله و 3 هفته ای حماس با اسرائیل نرسد و بر سر منبر نرود و پیرامونش روضه ی مبسوط نخواند؟ ضمن اینکه چرا نمی بایست توقع داشت که علیه ی فعالیت حسنی مبارک رئیس جمهور مصر برای آتش بس و ادامه ی مذاکرات صلح خاورمیانه موضع گیری خصمانه نکند و در دنباله با محکوم کردن بر گزاری کنفرانس شرم الشیخ، آن را متهم و محکوم ننماید ؟ همچنین چرا در ادامه پادشاه عربستان را به عنوان متهم و خائن دراز نکند؟ زیرا که پادشاه عربستان نیز در کنار رئیس جمهور مصر هم برای پیشبرد آتش س جنگ نوار غزه و مذاکرات صلح در خاورمیانه فعال می باشد . مهمتر اینکه عربستان تلاش می کند تا مانع از نفوذ رژیم تروریستی آخوندی در منطقه شود. به خصوص اینکه مبارزه برای عدم دسترسی به سلاح هسته ای رژیم تروریستی آخوندی می کند که این گناهش هر گز از سوی سران رژیم تروریستی آخوندی بخشودنی نمی باشد.

بهر صورت ملای سرمقاله نویس در ادامه ی تحلیل یا روضه خوانی های دفاع از جنگ 3 هفته ای حماس و متهم و محکوم کردن اسرائیل و سران کشورهای عربی منطقه به بررسی و تحلیل و مقایسه ی 4 جنگ گذشته میان اسرائیل با اعراب پرداخته است . ابتدا افسوس خورده است که چرا در جنگ های اولیه ی قبلی اعراب با اسرائیل رزمندگانی همچون حزب الله لبنان و حماس وجود نداشتند تا که اجازه داده نشود اسرائیل پیروز شود ؟ آنگاه جالب است که ملای سر مقاله نویس و افسوس خورده ، از افسوس خوردن خود پیشمان شده است . برای اینکه ادعا کرده است که آن زمان هم گروه های مقاومت فلسطینی به رهبری عزالدین قسام نیز وجود داشتند و مانع از تشکیل رونده شرم آور همچون کمپ دیوید می شدند. اما افزوده ، ولی خائنانی همچون عبدالعزیر پادشاه عربستان هم بودند که پیام می دادند که مقاومت بی فایده است و با تشکیل دولت اشغال گر اسرائیل مقاومت کردند. حال چگونه است که چرا ملای سرمقاله نویس خود را نه نمایند ی مردم سر زمین فلسطین ، که نماینده ی همه کشور های مسلمان و عرب دانسته است ؟ البته که پاسخش به ام القرا ی جهان اسلامی بودن رژیم تروریستی آخوندی باز می گردد.
در خاتمه اینکه جالب است که همچون چشم بندان و تر دستان و مار بازان که دارای شگرد و ترفندهای خاص برای اجرای نمایش خود وسر گرم کردن مردم وسر کیسه نمودن شان هستند . ملای سر مقاله نویس نیز اکنون به اهرم تبلیغاتی و مانور دادن جنگ 33 روزه ی سپاه پاسداران با اسرائیل آویزان شده است که از طریق حزب الله لبنان دنبال و اجرا شد که طرا ح آن سپاه پاسداران بود . همچنین اکنون پس جنگ 3 هفته جنگ نوار غزه و اعلام آتش بس داده شده از سوی اسرائیل که ادعای شکست برای اسرئیل و پیروزی برای حماس شده است ضمیمه و چاشنی پیروزی جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان با اسر ائیل شده است و تبدیل به ابزار چماق مضاعف علیه ی رهبران کشور های عربی منطقه شده و به عنوان برگ برنده علیه ی اسرئیل مطرح و بکار گرفته شده است . مسخره تر اینکه از موضع فرار به جلو و آی دزد کردن و تلاش برای پاک کردن صورت مسئله و سفید کردن پرونده ی سیاه و ننگین سران رژیم تروریستی آخوندی ، ملای سرمقاله نویس ادعای کمدی نماینده ی همه ی کشور و مسلمانان منطقه کرده و خواهان محاکمه ی سران رژیم اسرائیل به عنوان مجرم و متهمان جنایت علیه ی بشریت شده است . البته فراموش نشود که حسنی مبارک رئیس جمهور مصر را نیز در زمره ی متهمان اسرائیلی قلمداد کرده که تأکید نموده است که وی نیز می بایست محاکمه شود. البته باید افزود وقتی که غرب در برابر موج سیاست های داخلت گری رژیم تروریستی آخوندی در عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین سکوت معنی دار می کند و فقط به فکر گسترش تجارت خائنانه و کثیف خون انسان ها ی خود می باشد . برای چه نباید ملای مبلغ و مداح و جارچی رژیم تروریستی آخوندی از موضع طلبکاری و برتری جوئی با تهدید کردن دیگرا ن کرکری خوانی نکند و خیانت و جنایت و عملکرد سران رژیم تروریستی آخوندی را به حساب دیگران واریز نکند؟
هوشنگ � بهداد
سه شنبه اول بهمن ماه سال 1387
توطئه مشترک ارتجاع حاکم برایران و دولت دست نشانده اش در عراق، علیه ی ساکنان شهر اشرف
مگر رژیم جنایتکار تروریستی آخوندی می تواند بدون سرکوب و خفقان و زندان و شکنجه و اعدام و دار زدن و قطع اندام کردن با گیوتین در داخل کشور ،همچنین با صدور بنیاد گرائی و تروریسم و دخالت گری در امور داخلی کشور های همجوار و منطقه به خصوص عراق به حیات ننگین خودش ادامه دهد ؟ زیرا پس از شکست تصویب توافقنامه ی امنیتی میان دولت عراق با آمریکا دامنه ی بحران از عراق با طراحی کردن جنگ افروزی و فاجعه آفرینی بهر نوار غزه کشانده ودنبال شد . اما اکنون که پس از 3 هفته موفق نشد دامنه ی جنگ غزه را به سراسر منطقه خاورمیانه بسط و تعمیم دهد. چونکه پس از 3 هفته منتهی به آتش بس شد . اما بهای سنگین آن را کود کان و زنان ومردان نوار غزه پرداختند تا که سران مرده خوار وموج سوار و فرصت طلب حاکم بر ایران مدعی شکست ارتش اسرائیل و پیروزی حماس شوند. جالب است که با شیوه ی سیلی سرخ کردن ، این پیروزی کذائی حماس را مترادف پیروزی حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه خطاب می کنند.

همینطور از سوی دیگر سران رژیم تروریستی بازهم برای فرار از پاسخگوئی به مطالبات مردم ایران و سرپیچپی کردن از اجرای قول شان برای مهار رشد روز افزون تورم و گرانی و فقر و بیکاری با فراخوان دادن به مهره سر سپرده در دولت عراق، موفق الربیعی مشاور امنيت ملي عراق وحضور وی در ایران ، سیاست دخالت گری در امور داخلی عراق از طریق این پاپت مشاور امنیتی دولت دست نشانده ی عراق علیه مجاهدین ساکن شهر اشرف دنبال شده است . برای اینکه نقل قول شده است ن این مهره ی دست نشانده مشاور امنیتی دولت نوری المالکی پس از ورود به ایران با خوشرقصی کردن و دم برای آخوندهای جنایتکار تکان دادن ، در کسوت سربازجوی زندان اوین ظاهر شده و خواهان اخراج مجاهدین از عراق وتحویل دادن شان به دژخیمان حاکم بر ایران شده است تا اینگونه انتقام ضعف و ناتوانی سران رژیم تروریستی علیه ی مجاهدین گرفته شود .
عجیب است که هر دو رژیم ضد بشری و مستبد مذهبی حاکم بر ایران و رژیم و دست نشانده ی عراق تصور می کنند که مجاهدین و اندیشه ی ضد ارتجاعی و آزایخواهی شان در چند هزار نفر ساکنان عراق خلاصه می شود که با فشار بر اخراج شان از عراق قضیه تمام می شود . غافل از آنکه ان اندیشه آنگونه رشد و دامنه یافته است که حداقل امضای حمایت میلیون هانفر شیعه و سنی عراقی را بهمراه خود دارند . در ایران که جای خود دارد . نمونه هجوم بربرمنش وحشیانه به اعضای خانواده های مسن رزمندگان مجاهد خلق ساکن عراق که اخیراً در فرودگاه در تهران رخ داده است که اینان پس از ضرب و شتم و دستگیری به سلول های انفرادی قتلگاه اوین منتقل شده اند. همچنین تحصن و تظاهرات ادامه دار حامیان مجاهدین در کشور ها اروپائی آمریکائی و حتی استر الیا نشان از رشد و بلوغ آگاهی حامیان مجاهدین ساکن شهر اشرف و مقاومت می باشد. صد البته در صورت اخراج مجاهدین از شهر اشرف عراق خیلی محدودیت ها که اکنون مجاهدین با آن مواجه می باشند از میان خواهد رفت و بسادگی اجازه داده نمی شود تاکه در صورت عدم حضور مجاهدین در عراق این کشور تبدیل به جولانگاه عوامل رژیم تروریستی آخوندی شود و دولت دست نشانده ی عراق نیز کما کان به سپردگی خود به لوطی جماران علی خامنه ای و سپاه پاسداران ادامه دهد . برای اینکه عراقی های غیور ووطن پرست و آزادیخواه و ضد ارتجاع کم نیستند تاکه در برابر زد و بند های کثیف دولت دست نشانده ی نوری المالکی بر رژیم تروریستی آخوندی سکوت نکنند و از خود واکنش نشان ندهند.

در خاتمه اینکه همانگونه که سران رژیم تروریستی و بربر منش و تاریک اندیش حاکم بر ایران تصور می کردند پس از همکاری کردن با اشغال گران نظامی عراق و پس از بمباران قرار گا ه های مجاهدین و خلع سلا ح کردن شان خواب رؤیائی دیده بودند که فاتحه ی مجاهدین و مبارزه ی اینان خوانده می شود. خیلی زود تصور با طل شان معکوس تعبیر شد و متوجه شدند که مجاهدین غیر مسلح از مجاهدین مسلح خطرناک تر می باشند . بنابراین در صورت موفق شدن به اخراج مجاهدین از عراق به زودی متوجه خواهند شد که عجب اشتباه بزرگ تاکتیکی و استراتژیکی مرتکب شده اند. زیرا که بقول منتظری که در تابستان خونین سال 67 ودر زمان قتل عام زندانیان سیاسی به خمینی شیاد گفته بود که مجاهدین یک سنخ فکر می باشند که به کشتن وحذف فیزیکی نه نابود نمی شوند ، بلکه موجب تکیر شان می شود . لذا اندیشه ی مجاهدین نه فقط در شهر اشرف در بغداد نیست ، بلکه در عمق جامعه حتی جنبش دانشجوئی رفته و زده و پویا و فعال می باشد که هر گز ارتجاع حاکم دین فروش و جنگ افروز و غارتگر را یارای ایستادگی و مقاومت برای حذف و نابودی اشان را ندارد . چونکه تفکر میرا توان مقاومت و ایستادگی در برابر اندیشه پویا و مترقی را هر گز ندارد.
لطفاً برای رجوع به متن گزارش خبر بر روی این لینک کلیک کنید .

http://www.jomhourieslami.com/1387/13871101/index.html هوشنگ – بهداد
سه شنبه اول بهمن ماه سال 1387
نقد و بررسی " 5 مدل سنجش جنگ 22 روزه (يادداشت روز("روزنامه ی کیهان دو شنبه 30 دی ماه سال 1387
"پس از 3 هفته مانور تبلیغاتی و مرده خوری فرصت طلبانه ی جنگ نوار غزه، اکنون نوبت فرصت طلبی و سوء استفاده گری از آتش بس ناشی از جنگ نوار غزه فرا رسیده است:
فراموش نشده موضوع انشاء در دوران دبیرستان چگونه بود و چرا که هر دانش آموزمی بایست پیرامون موضوع قصه پردازی می کرد ؟البته آنان که اهل مطالعه بودند از قلم بهتر برخور دار بوده و خوب سناریو سازی و داستان سرائی می کردند . خلاصه پردازش انشاء بستگی به استعداد و تخیل پردازی دانش آموزان داشت که چگونه در یک یا چند صحفه مطلب تهیه و آماده می کرد . حال بماند که برخی از دانش آموزان هم بودند که از روی کاغذ سفید انشای خود را در کلاس درس برای معلم و دنش آموزان می خواندند وتا زمانی که گیر نمی کردند ولو نمی رفتند، می توانستند عجیب هم نقش خودشان را خوب اجرا کنند . البته دانش آموزان هم فقط گوش می دادند و پوز خند می زدند .
از طرف دیگر نیاز به گفتن ندارد که نقش آخوند های انگل و غیر مولد بقدرت رسیده در جامعه چگونه بوده است؟ یعنی چگونه هم در مراسم جشن و عقد و عروسی حضور داشته و دارند .هم در اجرای مراسم عزا و سوگواری حاضر می باشند و مشغول مفت ومرده و شیرینی و نقل و خرما و حلوا خوری با دریافت دستمزد روضه خوانی و خطبه عقد عروسی هستند .
اکنون نیز پرورش یافتگان اینگونه مکتب آخوند های حاکم شده که اهل بازجوئی و شکنجه گری و قلم ورزی ووارونه گوئی و تحریف کردن می باشند با ترکیب و تلفیق فلسفه ی مفت و مرده خوری آخوندی و عریضه خوانی از روی کاغذ سفید تبدیل به یادداشت روز نویس شده و دست تحلیل سیاسی و ... پیرامون مسائل روز به خصوص فاجعه ی نوار غزه می زنند .

بنابراین بی جهت نیست که پس از راه اندازی جنگ نوار غزه و سه هفته مانور دادن تبلیغاتی و تهدید ومتهم به خیانت کردن سایر رهبران کشور های عربی و حتی جایزه ی بیش از یک میلیون دلاری برای ترور و کشتن حسنی مبارک رئیس جمهور مصر تعیین کردن ، خلاصه پس از کشته شدن بیش از 1200 نفر از کودکان و زنان و مردان ساکنین نوار غزه و شخم زدن نوار غزه اکنون که آتش بس داده شده است ولی پاسدار یادداشت روز نویس ضمن ردیف کردن دلایل شکست برای اسرائیل و پیروزی حماس در جایگاه قاضی بین المللی نشسته و حکم محکومیت برای دیگران صادر کرده است . در صورتیکه اگر قرار است که چنین دادگاهی تشکیل شود . ابتدا می بایست پیرامون اقدامات سران جنگ افروز و آدمکش و عوامفریب و دین فروش و غارتگر آخوندی در 30 سال گذشته تشکیل شود که فقط یک مورد کارنامه بس ننگین شان قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان خونین سل 67 می باشد که سند معتبر و انکار نا پذیر جنایت علیه ی بشریت می باشد .

بهر صورت پاسدار یادداشت روز نویس بدون اشاره به بازگشت گریختگان از خانه ها که خانه های شان که در نوار غزه ویران شده است و مشکلات مالی و اقتصادی و تحریم ها و محرومیت هائی که در نوار غزه که وجود دارد وبا آن مواجه هستند . مشخص نیست واکنش باز گشتگان وهمه چیز از دست دادگان چگونه خواهد بود و اسماعیل هنینه با موشک پرانی انتقامی از موضع بس ضعیف چه پاسخی در برابر همه چیز از دست دادگان ساکنین نوار غزه خواهد داشت؟ اما پاسدار شکنجه گر و تحریف گر یادداشت روز نویس که همچون لوطی جماران و پاسداران و لاشخوران بالا های خود را آماده ی فرود بر سر اجساد برای مرده و لاش خوری کردن مردگان نوار غزه تنظیم و آماده نموده است. اکنون با نقل قول کردن و ابراز شادمانی از مرده خوری کردن اینگونه ارزیابی و چاره جوئی و نتیجه گیری و نقل قول پیرامون 3 هفته جنگ و فاجعه ی نوار غزه کرده است:

"نتیجه چیست؟ آیا مردم غزه روحیه خود را باخته و مرعوب این وحشی گری بی سابقه شده اند؟ یا حماس نابود شده؟ یا توان مقاومت آن تضعیف شده و شلیک موشک های مقاومت رو به کاهش گذاشته؟ یا غزه به تسخیر درآمده؟ یا به ارتش 20 هزار نفری حماس آسیبی وارد شده؟ آن پیروزی که سران اسرائیل با ادعای دستیابی به آن، اعلام آتش بس یکجانبه کردند کدام است؟ بن ویدمن خبرنگار شبکه سی ان ان که به عنوان نخستین خبرنگار غربی پس از 3 هفته توانسته از مرز رفح وارد غزه شود، این گونه از مشاهداتش گزارش می دهد: �باید اعتراف کنم روحیه مردم غزه پس از 3 هفته بمباران و ویرانی کامل منازل مسکونی، عالی است. آنها در این شرایط سخت و دشوار وقتی سر از پنجره آپارتمان های خود بیرون می آورند، واقعا جسور و مبارز به نظر می آیند. اوضاع غذا و درمان بسیار وخیم است با این حال به روحیه مردم خدشه ای وارد نشده است. نفرت آنها از اسرائیل و حمایتشان از حماس افزایش یافته است.� این، واقعیت زرادخانه استراتژیک (ملی- اسلامی) و عقبه مهم جنبش و دولت مقاومت اسلامی حماس است."

در خاتمه اینکه در آستانه ی ورود به کاخ سفید رئیس جمهور جدید اوبا ما و برجای بوش قرار گرفتن، اینگونه تحلیل دادن که بحران خاورمیانه ادامه می یابد. البته افزوده شده بررسی کامل به فرصت دیگری حواله داده شده است . همانگونه که اشاره شده است ناشی از ماهیت انگلی و مرده خواری آخوندهای روضه خوان منبری بقدرت رسیده در رژیم تروریستی آخوندی می باشد که برای پیگیری منافع حقیر مالی وانباشت بیشر ثروتت خود همینطور حفظ قدرت ننگین شان دست بهر جنایت و خیانت و جنگ افروزی و ویران کردنی می زنند . اگر نه سئوال است که برروی نقشه ی جغرافیا نوار غزه کجا واقع شده است و ایران کجا قرار دارد؟ ساکنان ایران کیستند وچه نوع نیاز و مطالباتی دارند؟ اوضاع اقتصادی کشور و وضعیت معیشتی مردم ایران چگونه است؟ آیا پاسخ دادن به نیاز و پیگیری مطالبات مردم ایران مهم و می بایست در الویت قرار گیرد یانه پرداختن به مسئله ی ساکنین نوارغزه و دفاع از حماس کردن و قهرمان ساختن از اسماعیل هنینه همچون شیخ حسن نصر الله رهبر حزب الله لبنان مهمتر است؛ آنهم در شرایطی که همین جنگ و فاتجعه ی نوار غزه نیز به ساکنین نوار غزه تحمیل شده است ؟ زیرا با ترغیب و تشویق و تحریک حماس و جهاد اسلامی فلسطین از سوی لوطی جماران خامنه ای و سپاه پاسداران به پرتاب موشک به خاک اسرائیل شروع شد. از سوی دیگر رژیمی که بدترین رفتار غیر انسانی با شهروندان خودش دارد و بدترین شرایط زندگی با تورم و گرانی و فقر و بیکاری را به آنان تحمیل کرده است و سرانش آلوده به فساد و تبعیض و رشوه غارتگری و جنگ افروزی و دین فروشی و جنایت و خیانت می باشند که سابقه ی 30 ساله هم دارند . چگونه اینان می توانند حامی حماس و دوستدار ساکنین نوار غزه باشند؟ به خصوص اینکه فرصت طلبانه با پاک کردن صورت مسئله تلاش مذبوحانه برای منحرف کردن اذهان عمومی می کنند و با عوامفریبی و شیادی، دست به گول زدن حماس زده اند تا در پناه راه اندازی فاجعه ی نوار غزه و کشته شدن افراد بی گناه اهداف کثیف و پلید خودشان در منطقه را دنبال کنند و در ادامه ی سیاست ناامن سازی وبی ثبات کردن منطقه ی خاورمیانه تلاش برای عبور از بحران هسته ای و دسترسی به سلاح هسته ای را تعقیب کنند و از ابتدای آغاز جنگ 22 روزه و آتش بس کنونی درنوار غزه تا حال ، نه نامی از مردم ایران برده شده است .نه اینکه کلامی از احتیاجات و مطالبات مردم ایران گفته شده است که به وضوح همین امر هم ماهیت نامشروع و ضد مردمی بودن حاکمان بر ایران اثبات می شود وهم اینکه اهداف خبیث و کثیف برنامه ریزان راه اندازی جنگ نوار غزه برای بهره برداری ها خاص آن برجسته و نمایان شده است. که پاسخ کوتاه است . زیرا که همانا نیاز به تغییر دمکراتیک در ایران به عنوان تنها راه حل بس ضروری تر از گذشته می باشد.
هوشنگ - بهداد
دو شنبه 30 دی ماه سال 1387
نقد وبرسي: قضاوت غيرواقعي درباره مجامع جهاني! روزنامه ي جمهوري اسلامي شنبه ديماه28 سال 1387
متهم ومحكوم كردن سازمان ملل كه چرا در راستاي اهداف رژيم تروريستي آخوندي درجنگ نوار غزه اقدام نكرده است؟
رژيم تصويرماركش ومارقالب كن قرون و سطائي آخوندي كه نه هرگزبه به علت ها، كاري ندارد وبه آن اشاره اي نمي كند بلكه در راستای مقاصد و اهداف شوم خود آن را وارونه بيان مي كند. برای همین اكنون ملاي سر مقاله نويس براي اينكه كارنامه كثيف رژيم ضدبشري آخوندي گشوده نشود كه چگونه عامل بحران آفريني جنگ نوارغزه مي باشد. ملای سرمقاله نویس محور فعاليت و عملكردسازمان ملل تحليل وارونه داده است.البته بدون اشاره كردن به اين موضوع كه چرا پاسدار احمدي نژاد چاقوكش درسازمان ملل هواروفرياد زده بود كه سازمان ملل مي بايست منحل شود وسازمان ملل جديدي تشكيل شودكه آمريكا وانگليس و اسرائيل درآن حضورنداشته باشند ؟همچنين اخيرا ْنيز درادامه وتأئيد نظر وفتواي لوطي جماران خامنه اي كه در مورد طرح برنامه وچشم اندازاقتصادي دوره5 ی پنجم كه گفته است دولت بايد باحمايت سايرملت هاي مسلمان جهان وغيرو تلاش براي تغييرواصلاح سازمان ملل كند. پس از آن احمدي نژادچاقوكش وطوطي گفته است كه بلي سازمان ملل مي بايست تغيير كند واصلاح شود. همینطورملاي سر مقاله نويس ازموضع فرار به جلو چنين وافكني كردن چنين ادعاي كمدي كرده است :

اشكال كار همه كساني كه مجامع و سازمان هاي جهاني را ضعيف و ناتوان مي دانند اينست كه به عملكرد آنها نگاهي يكطرفه دارند. فقط يكطرف اين سكه را ديدن موجب مي شود چنين قضاوت نادرستي درباره اين مجامع صورت بگيرد و افكار عمومي جهان به درستي در جريان واقعيت هاي مربوط به آنها قرار نگيرد. مجامع و سازمان هاي بين المللي همانطور كه مي توانند بيانيه بدهند و اقدام عملي كنند با سكوت خود نيز كارهاي زيادي انجام مي دهند. اين همان روي ديگر سكه است كه اظهارنظر كنندگان درباره عملكرد اين مجامع آنرا نمي بينند و لذا مرتكب قضاوت نادرستي درباره آنها مي شوند.

البته هرگونه مقاله اي كه باهرمضمون وسمت وسوئي كه تهيه وتنظيم مي شود. مي بايست چه بطور مستقيم و غير مستقيم به گريززدن جنگ 33روزه حز ب الله لبنان با اسرائيل ختم شودتاكه بعنوان برگ برنده عليه ي اسرائيل وآمريكا بر روي ميزگذاشته شود وثابت گردد كه اين جنگ رژيم تروريستي آخوندي بااسرا ئيل بودكه اكنون ادامه ي آن درنوارغزه دنبال شده است. ولي ملاي سر مقاله نويس به جاي اعتراف به راه اندازي اين جنگ و فاجعه نوارغزه که ازسوي رژيم تروريستي وضد بشري آخوندي تدارک دیده شده است اما بامتهم ومحكوم كردن رهبران كشورهاي عربي به خصوص مصروعربستان و با تلاش مذبوحانه براي ادامه ي جنگ نوازغزه مي كند و با سنگ اندازي كه در مسيرآتش بس مي شودد كه ادامه ي سياست دشمني آشكار باروندمذاكرات صلح خاورميانه است.اكنون نيز محورسفر بان كي مون به خاورميانه كه كوشش براي اجراي آتش بس جنگ نوارغزه است . ملاي سرمقاله نويس اينگونه نظروتحليل داده است:

مفهوم سخن آقاي بان كيمون كاملا روشن است . اين شرايط خطرناك غزه نيست كه به او اجازه سفر نميدهد بلكه كساني كه اين خطر را آفريده اند يعني آمريكا و رژيم صهيونيستي به وي اجازه سفر به غزه را نمي دهند. دبيركل سازمان ملل با جايگاهي كه سازمان ملل دارد مي تواند به منطقه جنگي برود و با سفر خود آنجا را امن كند و به طرف متجاوز دستور بدهد لااقل در مدت سفر وي جنگ را متوقف نمايد اما چنين اتفاقي نمي افتد چرا چون قرار براينست كه نيافتد تا به مردم فلسطين گفته شود كه صهيونيست ها اين قدرت را دارند كه جلوي چشم دبيركل سازمان ملل ورئيس كميته صليب سرخ جهاني و هر مسئول بين المللي ديگر هر جنايتي را كه اراده كنند انجام بدهند. بنابر اين حتي همين سفر دبيركل سازمان ملل به منطقه و همين خودداري او از سفر به غزه نيز اقداماتي در جهت كمك به آمريكا و رژيم صهيونيستي براي ادامه جنايت هستند. با اينحال چگونه مي توان گفت سازمان ملل كاره اي نيست!
در خاتمه اينكه كاملاْ مشخص است كه چرا جوابگوئي به مطالبات مردم ازسوي مسئولان رژيم تروريستي آخوندی توجهي نمي شود. ؟ يا همينطور چرا ضريب سركوب و اعدام و دار زدن وقطع اندام باگيوتين وسنگساركردن هادرايران اوج گرفته است؟ ياازسوي ديگر چرا بسيجيان چماقدار دانشجوناميده و سازماندهي شده درجلوي دفاتر حافظ منافع مصرو سفارتخانه هاي اردن وعربستان و انگليس وفرانسه و.... دست به تظاهرات مي زنند و با آتش کش زدن پرچم کشور ها با موادآتش زا به آتش کشیده مي شوند و جايزه ي ميليون دلاري براي ترور رهبران كشورهاي ديگر تعیين مي کنند . البته اين توطئه ي شوم با اهرم دفاع از حماس و همدردي كردن با ساكنين نوارغزه دنبال شده است. اما عجيب است كه اكنون برای اینکه به تعداد 600 بسيجي چماقداران بسيج شده در تظاهرات برنامه ريزي شده دستمزد وجايزه داده شود اینان به سوريه سفر می كنند و برای آگاهی دادن و منتقل نمودن تجربيات خودشان به همتايان سوري وحماس و حزب الله لبنان فعال شدند تا اگر چنانچه موفق شدند بتوانند بعنوان امداد رسان خودشان را به نوارغزه در کنار اعضای حماس برساند.
هوشنگ � بهداد
سه شنبه 27 ديماه سال 1387
نقد و بررسی" تغیير تحميلي !" روزنامه ی جمهوری اسلامی دو شنبه 30 دی ماه سال 1387
" در آستانه ی ریاست جمهوری موضع گیری خصمانه علیه ی اوباما و افشاکردن ارسال نامه تبریک بیهوده پاسدار گماشته و چاقو کش احمدی نژاد به اوباما"
ملای سرمقاله نویس با فراموش کردن 3 دهه ی سیاست تاکتیکی مبارزه با آمریکای شیطان بزرگ خوانده شده که حتی ترکش این مبارزه دامنه ی خودی ترین نیروهای خودی را گرفت و به عنوان همگامی با دشمن آمریکا کردن متهم ومحکوم شدند . آنگونه که خاتمی همسو با دشمن آمریکا و صهیونیست بین الملل و خارج شده از خط خمینی شیاد از سوی ورق پاره ی کیهان و مدیر مسئول آن سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری متهم شده است. از سوی دیگر هنوز از خاطره ها محو و فراموش نشده است که چگونه نامزدان رقیب دوم خردادی ها در نمایش خیمه شب بازی مجلس کمدی و دکوری و انتصابی هشتم به اتهام عدم آگاهی دشمن شناسی و مخدوش کردن مرز با دشمن آمریکا رد صلاحیت گله ای � فله ای شدند . همچنین در تاریخ 30 ساله گذشته سابقه نداشته است که اینگونه که دولت جراحی و خراطی شده ی پاسدار گماشته و چاقوکش مورد حمایت رهبر ولی فقیه واقع شده باشد بقیه نیز این چنین مورد حمایت همه جانبه و اقع شده باشند . در صورتیکه همانگونه که ملای سرمقاله نویس اعتراف و اذعان و انتقاد کرده است هیچ رئیس جمهور یا مقامی وجود نداشته است که همچون پاسدار گماشته احمدی نژاد چاقو کش بوده باشد که نامه ی تبریک آمیز برای رئیس جمهور آمریکا ارسال کرده باشد که این پاسدار احمدی نژاد در مورد رئیس جمهور شدن اوباما کرد که افزوده شده پاسخی هم در یافت نکرد. بنابرین در آستانه ی رفتن بوش و آمدن رئیس جمهور جدید آمریکا اکنون ملای سرمقاله نویس پاسدار گماشته احمدی نژاد چاقوکش را نیز اینگونه در ردیف سایر گول خوردگان وعده ی تغییر تبلیغاتی اوباما دانسته است :

"امروز آخرين روز رياست جمهوري بوش كوچك و فردا سه شنبه اول بهمن روز تحويل زمامداري آمريكا به � باراك اوباما � رئيس جمهور جديد اين كشور است . شعار � تغيير � كه � اوباما � باتوسل به آن به مسند رياست جمهوري دست يافت افراد زيادي را در داخل و خارج آمريكا فريب داد تا آنجا كه شخص اول اجرائي جمهوري اسلامي ايران برخلاف رويه 30 سال گذشته براي وي پيام تبريك فرستاد و البته با بي اعتنائي او مواجه شد. اين شعار هر چند در تاريخ انتخابات آمريكا بي سابقه نيست اما اينبار به دليل سياهي بيش از حد پرونده بوش كوچك و حزب جمهوريخواه جاذبه خاصي براي افكار عمومي آمريكا و بسياري از مردم جهان داشت و به همين دليل هنوز هم اين سئوال در محافل سياسي جهان مطرح است كه آيا رئيس جمهور جديد آمريكا تغييري در سياست هاي اين كشور ايجاد خواهد كرد يا خير "مشخصا دو نمونه از اين سياست ها را درباره مساله فلسطين و چگونگي تعامل با جمهوري اسلامي ايران مي توان نام برد. وي بارها بر ادامه حمايت از رژيم اشغالگر قدس تاكيد كرد كما اينكه جمهوري اسلامي ايران را به تروريسم و عاملي براي تهديد امنيت آمريكا و جهان متهم ساخت و درباره فعاليت هسته اي ايران نيز همان مطالبي را به زبان آورد كه بوش و دارودسته جنگ افروز وي همواره گفته اند"
ملای سرمقاله نویس روند مرحله ای رئیس جمهور شدن اوبا ما را به 3 مرحله تقسیم کرده است که مرحله ی اول را قول تغییرات در آمریکا نامیده است که اشاره شد اوباما حمایت از اسرائیل کرد و رژیم تروریستی آخوندی را تروریسم و تهدید امنیت آمریکا و جهان متهم کرد . اکنون پیرامون مرحله ی دوم فعالیت ریاست جمهوری اوباما و ارزیابی نکته نظر وی در مورد جنگ نوار غزه و اقدامات رژیم تروریستی آخوندی را ملای سرمقاله نویس برآورده کرده که آن را ابنگونه تشریح کرده است :

"مرحله دوم فاصله ميان انتخابات رياست جمهوري تا دردست گرفتن رسمي زمامداري است . در اين مرحله جنگ غزه رخ داد كه صحنه بي رحمانه ترين جنايات صهيونيست ها عليه مردم فلسطين بود. اوباما نه تنها نسبت به آنهمه جنايت عليه زنان و كودكان و حتي تجاوز به مدارس و بيمارستان ها و مراكز وابسته به سازمان ملل و ساير مجامع جهاني كوچكترين عكس العملي نشان نداد بلكه در نهايت بي تفاوتي به استراحت و تفريح و بازي گلف ادامه داد و درباره مشكلاتي كه در زمينه انتخاب سگ براي دخترش دارد كه البته به نظر وي از انتخاب وزير بازرگاني آمريكا مشكل تر است سخن گفت و ديگر هيچ ! درباره ايران هم بار ديگر اتهامات گذشته را تكرار كرد و اينبار قدري صريح تر سخن از مقابله با خطري كه به زعم او از ناحيه ايران متوجه امنيت آمريكا و جهان است سخن گفت . موضوع فعاليت هسته اي ايران نيز در منطق اوباما همچون سلف او يك كابوس است كه او خود را موظف به مقابله با آن ميداند. "
ملای سرمقاله نویس در ادامه ی مقاله ی خود به مرحله ی سوم رئیس جمهوری اوباما اشاره کرده است و نتجیه گرفته است که با وجود رئیس جمهور شدن اوباما و قول تغییرات دادن ولی ساختار قدرت و حکومت درآمریکا آنگونه است که فقط تغییرات جزئی امکان پذیر است که تابع قوانین داخلی و نقش تعیین کننده ی اهرم های قدرت در آمریکا می باشدو افزوده تغییر مهمی در بستر سیاست امور خارجه ی آمریکا قابل پیش بینی و تصور نمی باشد . به خصوص در مورد رژیم تروریستی آخوندی تأکید کرده که چرخش مهمی رخ نخواهد داد . زیرا رشد و نفوذ اعمال تروریستی و قدرت رژیم تروریستی آخوندی در منطقه ی خاور میانه که از طریق حزب الله لبنان و حماس و همچنین در سایر کشور های اسلامی دنبال می شود آنگونه است که برای اوباما تبدیل به چنین چالش بزرگی می با شد :

با اينهمه نمي توان از واقعيت هاي جديدي كه حاكميت آمريكا را به خود مشغول كرده اند چشم پوشيد. اين واقعيت ها به همان اندازه كه در اصل پديد آمدن از نظر دولتمردان آمريكا ناخواسته و برخلاف ميل و اراده آنها بودند در ادامه نيز خود را بر آنها تحميل خواهند كرد. قدرت روزافزون جمهوري اسلامي ايران و نفوذ فوق العاده اي كه در منطقه دارد بيداري كم سابقه ملت ها كه از ثمرات پيروزي انقلاب اسلامي و نفوذ امواج آن به فراتر از مرزهاي ايران و منطقه است رشد چشم گير مقاومت اسلامي در خاورميانه كه پيروزي هاي خيره كننده حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه و حماس در جنگ سه هفته اي بر ارتش پرمدعاي رژيم صهيونيستي نمونه هائي از آن هستند ناكامي و شكست كامل طرح هاي خاورميانه اي آمريكا تزلزل شديد پايه هاي رژيم صهيونيستي روي گرداني عمومي ملت هاي آمريكاي لاتين از دولت آمريكا بحران هاي اقتصادي و اجتماعي داخل خود آمريكا فاصله گرفتن اروپاي متحد از آمريكا قدرت گرفتن مجدد روسيه و ظهور قدرت هاي جديد در آسياي جنوبي و جنوب شرقي بخشي از واقعيت هائي هستند كه بي ترديد بر آمريكا تحميل خواهند شد و حزب دموكرات آمريكا و شخص � اوباما � چاره اي جز مواجه شدن با آنها ندارند. اين واقعيت ها طبعا سياست هاي دولت جديد آمريكا را دستخوش تغيير خواهند كرد اما نه تغييري كه � اوباما � خواستار آن باشد بلكه تغيير تحميلي !

در خاتمه اینکه با تجربه ی 3 دهه حکومت رژیم تروریستی بربرمنش و تاریک اندیش نامشروع آخوندی که هم یاغی بین المللی و هم پدر خوانده ی تروریسم در جهان خوانده شده است . این رژیم ثابت کرده است که هر گز یک رژیم متعارف و نرمال و تابع قوانین بین المللی با رعایت احترام متقابل و تلاش برای ایجاد روابط مسالمت آمیز با همسایگان خود و کشور های منطقه و جهان نبوده است و هر زمان که منافعش ایجاد کرده دست به اقدامات تروریستی با پرده ی دین زده است . بطور نمونه در چند هفته گذشته شاهد بودیم که چگونه توطئه و دسیسه گری برای ایجاد جنگ و فاجعه سازی در نوار غزه و بحران سازی در منطقه ی خاور میانه کرد و چگونه بسیجیان چماقدار و کفن پوش شده را بخش حفاظت و اطلاعات سپاه پاسداران سازماندهی و بسیج کرد و در دفاع و حمایت از حماس و ساکنین نوار غزه روانه ی فرودگاه ها و سفار تخانه های کشور های اروپائی و عربی کرد و با به آتش کشدن پرچم کشور ها و فریاد مرگ سر دادن و مواد آتش زا به درون سفارتخانه ها پرتاب کردن و دفتر هواپیمائی عربستان را به آتش کشیدن ، جایزه میلیون ها دلازی برای ترور و کشتن حسنی مبارک رئیس جمهور مصر تعیین شد که در راستای دفاع از پروژ ی هسته ای ودشمنی آشکار با روند مذاکرات صلح خاور میانه واز صحنه خارج کردن مصر و عربستان و اردن و خنثی کردن فعللیت پیشنهاد صلح و پیگیری آن میان اعراب و اسرائیل و باناامن وبی ثبات کردنش کوشش شده است . همچنین ثابت شده است که رژیم تروریستی آخوندی فقط زبان گفتمان خودش یعنی زور را می فهمد که در 30 سال گذشته هر گز چنین با این رژیم برخورد نشده است . به خصوص اینکه پیرامون سوء استفاده کردن از لابی های مشترک دو طرفه بسیار حرفه ای و زیراکانه استفاده کرده است . زیرا که پیوسته پیام های متناقض و گول زننده منتقل کرده است . بطور مثال اکنون مشاور ویژه پاسدار گماشته و چاقو کش احمدی نژاد حمید موولانا می باشد که یک شهروند آمریکائی می باشد که سمت و سوی موضع گیری رئیس جمهور در برابر امریکا را تهیه و تنظیم و ترسیم می کند . بنابراین همانگونه که با تأکید و اخطار هشدار داده بود که رژیم تروریستی آخوندی پس از شکست تصویب توافقنامه ی امنیتی میان آمریکا و عراق در نوار غزه جنگ افروزی خواهد کرد تا جبران شکست کند . اکنون نیز مثل همیشه تأکید می شود که قدرت اجرائی را سپاه پاسداران در دولت نهم در دست دارد و تأسیسات هسته ای را نیز در کنترل کامل خود دارد و اهداف دسترسی به سلاح هسته ای را هم فعاانه دنبال می کند که هرگز هم سر و سوزنی از این هدف عقب نشینی نخواهد کرد. پس اگرهمچنان غرب نام مجادین را از لیست گروه و سازمان های تروریستی اخراج نکند و تلاش مسئولانه برای تغییر دمکراتیک در ایران نکند. به زودی با اعلام بمب اتمی از سوی مقامات رژیم ترریستی آخوندی متوجه خواهد شد که چگونه بازنده ی نهائی می باشد که شب و روز می بایست نگران صلح و امنیت نه منطقه ای که جهانی باشد.

هوشنگ � بهداد
دو شنبه 30 دی ماه سال 1387
نقد و بررسی " از عقب نشينى پلکانى تا گدايى آتش بس (يادداشت روز)" روزنامه ي کیهان سه شنبه 29 ديماه سال 1387
"اعتراف به سرنخ هر دو جنگ 33 روزه حزب الله و 22 روزه ی حماس با اسرائیل، با فاش گوئی و رهنمود دادن فتوای مرگ اسرائیلیان در هر جا و مکان"

گذشته از اینکه در رژیم تروریستی آخوندی آنگونه اوضاع شیر تو شیر شده است و اوضاع بهم ریخته و آشفته و نابسامان شده است که گذشته از نیاز مبرم به جنگ افروزی و پیوسته بحران آفرینی کردن که بیش از گذشته نمبان و برجسته شده است . از سوی دیگر یک پاسدار و سربازجو وشکنجه گر بد نام و پرونده و سناریو ساز حرفه ای که نه رقبا و دگر اندیشان ، بلکه به رقبای خودی هم رحم نمی کند؛ اکنون با فراموش کردن مردم ایران و نیاز و مطالبات شان ، معجزه آسا مدافع ساکنین نوار غزه شده است تا که نشان دهد که این اقدام به اندازه ی کافی نه اینکه یک بازی کثیف تبلیغات تاکتیکی و سیاسی وکمدی و غیر قابل تصور می با شد، بلکه تبدیل به سناریوی تراژدیک نیز شده است . برای اینکه این پاسدار شکنجه گر و سر باز جو وکیل مدافع تسخیری و سخنگوی اجباری ساکنین نوار غزه شده است و با کیفر خواست محکومیت با متهم نمودن دیگران صادر کردن ، و همچون دولت مصر را به خود فروختگی و تحقیر شدگی مفتخر کرده است .

حال چه کسی به این مجوز را به سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری داده است که چرا می بایست یک غیر عرب و مدعی شیعه گری و کیل مدافع تسخیری عرب و سنی ها شود و برآورده کردن حق و حقوق مردم ایران نا دیده گرفته شود. نه اینکه مهم می باشد. بلکه معمائی می باشد که در بطن خود اهداف خبیث و پلید و شوم ضد انسانی نهفته است. چونکه پرسش است چگونه می توان باور داشت. اینگونه مدعیان دیگران و کودکان و فرزندان شان را بیش از خود شان و مردم کشور شان دوست داشته و دلسوزان شان باشند و عجیب هم برای شان سینه بر تنور به چسبانند.؟

گفته می شود که اسب عصاری مدام به دور خودش می چرخد تا گندم را برای آسیابان به آرد وبرای برخی به نان تبدیل کند . اکنون نیز پاسدار سربازجو حسین شریعتمداری تلاش کرده تا وانمود کند که همین نقش را برای حزب الله لبنان و حماس اجرا می کند. یعنی اینکه همانگونه که گفته شد با فراموش کردن مطالبات مردم ایران، اما راه اندازی جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان وسپاه پاسداران با اسرائیل و مانور تبلیغاتی دادن به آن مبدل به نقل محفل و مرکز ثقل خواست و نیاز های مردم ایران شده است که اکنون همزادش حماس و جنگ 22 روزه ی نوار غزه هم مکملش شده است که نه اثبات گر دخالت گری در بحر ان آفرینی و جنگ 33 و 22 روزه حزب الله لبنان وحماس از سوی رژیم تروریستی آخوندی می باشد ، بلکه نشانگر نیاز شدید و مبرم رژیم تروریستی آخوندی به اینگونه جنگ افروزی های برون مرزی به خصوص در خاورمیانه است .

کمدی تر اینکه سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری نه فقط در کسوت وکیل مدافع از ساکنین نوار غزه و حماس و حزب الله لبنان وارد صحنه شده و دست به عربده کشی و معرکه گردانی تبلیغاتی زده است ، بلکه در دفاع اشک تمساح ریزی و از موضع نماینده و سخگنوی ملت های عرب این چنین رهبران کشور های عربی را متهم و محکوم کرده است:

"هـ: رژیم صهیونیستی قبل از حمله وحشیانه به مردم مظلوم غزه، سران کشورهای مصر، اردن و عربستان را در جریان این حمله و اهداف آن قرار داده و نه فقط نظر موافق آنها را جلب کرده بود، بلکه آنگونه که اولمرت اعلام کرد- و هیچیک از سران خودفروخته سه کشور یاد شده انکار نکردند- سران سه کشور یاد شده بر سرکوبی مردم غزه اصرار ورزیده و شاید باورکردنی نباشد ولی واقعیت دارد که ملک عبدالله و حسنی مبارک تنها راه به زانو درآوردن حماس را قتل عام مردم عادی غزه دانسته بودند! لطفاً تردید را کنار بگذارید، حسنی مبارک با هماهنگی ملک عبدالله سعودی و سفارش-بخوانید دستور- شیمون پرز و بوش، گذرگاه رفح را حتی برای عبور زنان و کودکان غزه نیز باز نکرد. اما، مقاومت جانانه و ایستادگی سرخ و عاشورایی حماس و مردم غزه که دو روی یک سکه اند، خیلی زودتر از آنچه انتظار می رفت محاسبات رژیم وحشی و کودک کش اسرائیل را برهم زد و رویای صهیونیست ها و حامیان عرب و آمریکایی آنها را به کابوسی وحشتناک بدل کرد. بعد از 9 روز بمباران و موشک پرانی پیاپی و قتل عام مردم مظلوم غزه نه فقط نشانه ای از تسلیم در آنان دیده نمی شد، بلکه برانگیختگی افکارعمومی جهانیان، رژیم صهیونیستی و سران جنایتکار آن را به منفورترین موجودات روی زمین تبدیل کرده بود. در این نقطه، صهیونیست ها که آرزوی پیروزی 3 روزه را برباد رفته می دیدند، حمله زمینی را با استعداد چندتیپ زرهی و 3 لشگر آغاز کردند. در این حمله بیش از 600 تانک در مزارع کم عرض و طول اطراف غزه پرسه می زدند و در همان حال بمباران هوایی و پرتاب موشک های اسرائیلی به غزه ادامه داشت.

" یادداشت روز نویس سرباز جو حسین شریعتمدار ی که از پیروزی جنگ 22 روزه حماس و جهان اسلام همچون جنگ 33 روزه حزب الله لبنان و شکست ارتش اسرائیل و جهان کفر گفته است . اما سخت ناراخت از آتش بس 72 ساعته در نوار غزه است و پیش بینی کرده که این نمی تواند پایان ماجرا باشد. زیرا که برگردان نابودی اسرائیل پاسدار گماشته و چاقو کش احمدی نژاد را اینگونه با فتوای حکم مرگ برای اسرائیلیان در هر جا و مکانی صادر و تجویز کرده است :

"دیروز رژیم اشغالگر قدس در حالی که نه فقط به هیچ یک از اهداف بارها کاهش داده خود نرسیده بود، آتش بس یکطرفه - و فعلاً 72 ساعته- اعلام کرد!... یعنی شکست قطعی در جنگ 22 روزه بعد از شکست مفتضحانه قبلی در جنگ 33 روزه ... و برگ زرین - اگرچه خونین- دیگری از پیروزی اسلام بر کفر جهانی.پیام مقاومت آقا 2 روز بعد از آغاز حمله وحشیانه صهیونیست ها و پیام پیروزی ایشان 2 روز قبل از پیروزی نهایی، ملکوتی است. فاعتبروا یا اولی الالباب.. "

.بدیهی است که آتش بس نمی تواند و نباید پایان ماجرا باشد. صهیونیست های غاصب دست به جنایات وحشیانه زده اند و کمترین مجازات آنها، مرگ است. هر جا که باشند و در هر نقطه ای از دنیا که پیدا شوند. مگر می توان این جرثومه های فساد و تباهی را به حال خود رها کرد و از خون های به ناحق ریخته مردان و زنان و کودکان غزه چشم پوشی کرد؟ به قول ولی امر مسلمین، دوران بزن و در رو گذشته است بنابراین، جنایتکار هر جا و در هر جایگاهی که باشد واجب القتل است"

در خاتمه اینکه همانگونه که بدفعات اشاره شده است. فاجعه ی نوار غزه بها و هزینه و پسآمداصل دشمنی و مخالفت کردن با روند مذاکرات صلح خاورمیانه است که در استای عبور از بحران هسته ای و تلاش کردن برای دسترسی به سلاح هسته ای می باشد که لوطی جماران در خطبه ی عید فطر سال گذشته به وضوح علیه طراحان و پیشنهاد دهندگان روند مذاکرات صلح در خاورمیانه فریاد خشم آلود زد و رهبران کشور های عربی شرکت کننده در کنفرانس آنا پولیس در آمریکا را تهدید علنی کرد. بنابراین راه اندازی این جنگ نوار غزه چون آنگونه که طراحی و تدارک شده بود اکنون ببار ننشسته و نتیجه نداده است . زیرا قبل از آنکه جنگهمه گیر شود و دامنه ی جنگ نوار غزه به سراسر منطقه گسرش داده شود . منتهی به آتش بس موقت و بیشتر منزوی شدن رژیم تروریستی آخوندی شده است . لذا سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری با وانمود کردن حمایت از ساکنین نوار غزه ، تهدید به صدور فتوای حکم مرگ برای اسرائیلیان را صادر کرده است . یعنی اینکه تبلیغ و دفاع از اقدامات تروریستی و انتحاری درون خاک اسرائیل کرده است که می تواند همراه با پرتاب موشک ها از سوی حماس و کاتیوشا از سوی حزب الله لبنان به خاک اسرائیل باشد . حال غرب می بایست تصور کند با سیاست خائنانه و فرصت طلبانه تجارت خون انسان ها که با رژیم تروریستی آ خوندی ادامه داده است که می بایست در نهایت منتهی به دسترسی به سلاح هسته ای رژیم برای بربر منش و تاریک اندیش و نامشروع و قرون وسطائی شود و با وجود اینکه یادداشت روز نویس اکنون اینگونه رهنمود و سلاح تهدید آمیز قتل به صدور مرگ اسرائیلیان برای انتقام گرفتن از اسرائیلیان داده است که چاشنی نابود کردن اسرائیل از سوی پاسدار گماشته و چاقو کش احمدی نژاد است. آن زمان که رژیم تروریستی آخوندی اعلام کند دارای سلاح هسته ای می باشد چه اتفاق خواد افتاد و مسئول کیست؟ به خصوص سیاست بازان مماشت گران غربی چه پاسخی خواهند داشت و چگونه از شریک جرم و هم پرونده بودن خود با حاکمان رژیم تروریستی آخوندی دفاع خواهند کرد؟
هوشنگ - بهداد
سه شنبه 29 ديماه سال 1387