نقد و بررسی " فرصت همگرايى (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان چهار شنبه 21 اسفند ماه سال 1387

"
برپائی اینگونه نمایش آفتابه لگن هفت دست ؛ شام وناهار هیچی، چه مشکلی از مردم ایران حل می کند"؟

آنچه در مقدمه ی نوشتار نقد سرمقاله ی ورق پاره ی حکومتی جمهوری اسلامی امروزمحور سبک ا نشا ء نویسی دوران دانش آموزی در دبیرستان گفته شد پیرامون یادداشت روز نویسان ورق پاره ی کیهان اطلاعاتی � امنیتی � پادگانی پرونده و سناریو ساز نیز صدق می کند . زیرا که قلمزنی کردن یادداشت روز نویسان بهمان سبک انشاء نویسی دیگران برای دانش آموزان تنبل می باشد. برای اینکه آخوند پاسدار هذیان گوی یادداشت روز نویس در اوج نشئگی آنگونه برج عاج نشین کاخ شیشه ای شده است و با عینک دودی بر چشم زدن و در تابش شدید نور آفتاب ایران را دیده و یک بهشت برین تصویرو ترسیم کرده است که گوئیا در این سر زمین نه دولت مشکل قتصادی ندارد ، بلکه مردم ایران هم هیچگونه مشکل معیشتی ندارند و اثری هم از رشد تورم و گرانی و افزایش قیمت کا لاها و فقرو بیکاری و فساد در کار نیست و پول نفت همانگونه که قول داده شده بودتبدیل به نان شده و بر توی سفره های خالی محرومان آنگونه برده شده که موجب پرشدن شکم های گرسنه و بر طرف شدن شکاف عمیق طبقاتی شده است و ضریب 200 برابر اختلاف در آمد بالائی هابا پائینی ها بطور کلی محو شده است .

برای اینکه پس از قدرت گیری عاشقان خدمت و پس زدن شیفتگان قدرت همانگونه که نوید بازگشت به اوایل انقلب داده شده بود که خمینی شیاد قول حکومت مستضعفان و پا بر هنگان داده بود. اکنون این پابرهنگان و یا همان مستضعفان و پا برهنگان و خران صاحب اقتصاد شده حاکم می باشند. بطوریکه قول مبارزه با مفسدان اقتصادی هم بطور دقیق آنگونه دنبال واجرا شده است. زیرا که عامل بیگانه و مخل امنیتی که دست از پا درازتراز حریم گلیم خود فراتر رفت و در دانشگاه همدان در جمع بسیجیان دانشجوئی دست به افشای پرونده های قضائی خاک خورده و بایگانی شده زد و اسامی 44 دانه درشت یار و حامی و نماینده ی رهبر لوطی جماران با نام اسامی اشان همراه آقزاده های شان و میزان دزدی اشان را اعلام وافشا کرد .

پس برای اینکه پاسخ مناسب به افشاگر مفسدان اقتصادی و دزدان بیت المال داده شود که خدای ناکرده خدشه ای به سیاست قول داده شده ی مبارزه با مفسدان اقتصادی وارد نشود . به خصوص اینکه پالیز دار افشاگر نام مقدس سپاه پاسداران را نیز برده بود که 8 سال با موفقیت جنگ ضد ملی و ضد مذهبی ایران و عراق را تا تحمیل سرکشی جام زهر به خمینی شیاد ادامه داد تا در چشم اندازجایگاه قبضه ی قدرت در آینده برای خود باز کند .

آری اکنون دادگاه تشریفاتی و نمایشی این افشاگر و اخلاگر نظم وامنیت عمومی در پشت درب بسته و غیرعلنی که پیرامون مفسدان اقتصادی و 44 دانه درشت برای افشاگری کرد تشکیل شده است تا که دست پاسدار طلبه ی یادداشت روز نویس باز باشد که بدون هیچگونه نگرانی داخلی فقط متمر کز برروی نگرانی بحران اقتصادی آمریکا و اروپا و مردم دنیا شود. زیراکه ایران جزیره ی جدا شده از دنیا می باشد که حاکمیت فاشیستی مذهبی اش تافت جدا بافته نسبت به جهان دارد و چون با جها ن خارج از پیرامون خودش رابطه ندارد . بنابراین طبق ادعای طلبه پاسدار یادداشت روز نویس از سونامی اقتصادی جهان مصون مانده است .

به خصوص اینکه اصلاً رقابت و تضاد وجنگ قدرتی هم وجود ندارد و اکنون پاسدار محسن رضائی همتای خود پاسدار سرباز جو حسین شریعتداری را نیز تهدید به افشاگری نکرده است و از اسرار نگهداری شده اسناداریخی در صندوقچه قلبش نگفته و تأکیدش نکرده است که اگر چنانچه طرف مقابل سکوت نکند آن را بیرون می ریزد . یعنی در 30سال گذشته چون مردم ایران نامحرم بوده اند ضرورت بازگوئی این اسرار تاریخی مچ گیری پاسداران سابق از هم دیگر هم موردی نداشته است . چون این اسناد مردم ایران خاکستر نشین کن و کشور بر باده وچوب حراج بر منابع و ذخایر کشورزدن فقط اهرم دفاعی و تهاجمی برای رو کم کنی و باج گیری کردن طرفین سگ دعوا کار برد داشته است.

در خاتمه اینکه پاسدار طلبه یاداشت روز نویس که به قول خودش متخصص بیضی انرژی شناس اکو شده و اعتراف کرده است که تشکیل اجلاس اکو در تهران ادامه ی همان تشکیل دادگاه محاکمه سران اسرائیل در تهران است که از سوی سعید مرتضوی قاتل و بازجو وشکنجه گر خانم زهرا کاظمی اداره می شد که پیگیری پرونده ی گشوده ی وی در کانادا به خاطر همین قتل هنوزجریان دارد . زیرا که خانم زهرا کاظمی ایرانی تبار تبعه ی کانا دا بود . همچنین کنفرانس حمایت از فلسطین که مقابل اجلاس باز سازی فلسطین در شرم الشیخ بود .اکنون برای تلاش برای بیرن آمدن از انزوای منطقه ای و جهانی جلسه اکو در تهران بر گزارشد تا با حضور رئیس جمهور ترکیه که گزارش شودکه اخیرا ً نقش محلل میان رژیم و آمریکا اجرا می کند . همچنین رئیس جمهور جمهوری آذربایجان که رابطه ی بسیار نزدیک با آمریکاو اسرائیل دارد و رؤسای جمهور پاکستان و افغانستان که در جلسه حضور داشته باشند که جزو حامیان آمریکا می باشند. طلبه پاسدار یادداشت روز نویس مدعی شده اینگونه موجب تقویت قدرت اقتصادی و سیاسی رژیم تروریستی آخوندی و مبارزه با آمریکاشده است و طرح تلاش برای به انزوا کشانیدن رژیم پدر خوانده ی تروریست هانی خنثی شده است. البته که پاسدار طلبه ی یادداشت روز نویس چون کاری با مردم ایران ندارد . بنابراین کاری هم ندارد تا که بگوید برپائی اینگونه نمایش آفتابه لگن هفت دست شام وناهار هیچی چه مشکلی از مردم ایران حل می کند؟ یا اینکه به جز تقبل هزینه ای سنگین برگزاری تشریفاتی اینگونه نمایشات و بیشتر به مردم ایران فشاروارد کردن چه کمکی به مهار رشد لجام گسیخته تورم وگرانی و کنترل رشد فقر بیکاری در جامعه می کند؟
هوشنگ � بهداد
چهار شنبه 21 اسفند ماه سال 1387
نقد وبررسی " اعتراف تاريخي ولي ديرهنگام" روزنامه ی جمهوری چهار شنبه 21 اسفند ماه سال 1387
"هیچ گربه ای حاضرنیست که برای رضایت خدا موش بگیرد . همانگونه که گفته می شود چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است "

در دوره ی دبیرستان یک موضوع یا واحد درسی به نام انشاء بود که دبیر ادبیات یک بیت شعر یا یک جمله و یا یک ضرب المثل معرف را به عنوان موضوع انشاء برای دانش آموزان انتخاب می کرد . سپس دانش آموزان می بایست بر حسب میزان اطلاعات و شناخت و قدرت تخیل و قلم رسائی خود به تشریح موضوع می پرداختند . البته دبیر ادبیات تأکیدمی کردکه هر انشائی می بایست دارای 3 قسمت باشد .یعنی ابتدا مقدمه باشد ، سپس تشریح موضوع یا بدنه باشد . آنگاه در پایان تیجه گیری داشته باشد که منسجم ومرتبط بهم باشند. فراموش نشود کسانی که دارای قلم و انشاء نویسی خوب و مناسبی نبودند. از دیگران کمکی می گرفتند تا برای شان انشاء نویسی کنند . اما مشکل اینجا بود هرزمانی که می بایست درکلاس در حضور دبیر ادبیلات انشاء نویسی می کردند . زود گندش در می آمد که انشاء های سابق شان را خود ننوشته اند .

اکنون داستان قلم بردست شدگان مقاله و سر مقاله و یادداشت روز نویسان مطبوعات رژیم تروریستی آخوندی می باشد که بهمان سبک انشاء نویسی دوران دبیرستان که کسان دیگری برای شان انشاء می نوشت مقاله نویسی می کنند و به حساب خودشان تحلیل و تفسیر ارائه می دهند . یعنی اینکه ابتد با آویزان شدن به گفته ای از خمینی شیاد یا جانشین وی ، لوطی جماران خامنه ای و یابا نقل قول کردن از یک شخصیت سیاسی یا پارلمانی یا روزنامه و رسانه ی خارجی که مکمل تخیلات برنامه ریزی شده در پشت برده خودقلم بر دست است . دست به مانور دادن تبلیغاتی با پاک کردن صورت مسئله و آدرس غلط دادن زده می شود.

بنابراین بی جهت نیست که ملای سرمقاله نویس ورق پاره ی روزنامه ی جمهوری اسلامی متعلق به لوطی جماران با فراموش کردن در بست مردم ایران ونا دیده گرفتن شرایط سخت و طاقت فرسای زندگی شان که حاکمان عوامفریب و دین فروشان و غارتگر انو جنگ افروزان به اینان تحمیل کرده اند.

همچنین بدون توجهه این واقعیت که دامنه ی رقابت و تضاد و اختلافت ناشی از جنگ قدرت برای کسب و انباشت هرچه بیشتر ثروت میان جناح ها و باندهای مافیائی وابسته به آن چگونه می باشد .اما در عوض از موضع خود وکیل مدافع خوانده و سخنگوی مردم کشور های همجوار و منطقه به خصوص مردم فسطین نامیده آنهم به عنوان دایه مهربانتر از مادر دلسوز و مهربان برای مردم فلسطین ظاهر می شوند و آن را تبدیل به سوژه یا بهانه موضوع انشاء می کنند و علیه ی هر کشور و شخصیتی یا نهاد و... که به خواهند لغز خوانی و تهدید می کنند و چپ و راست نظریه ی استصوابی � حوزوی صادر و تجویز می کنند و رهنمود های شیادانه خمینی گونه و توصیه های سبک نامه حکومتی لوطی جماران خامنه ای جانشین خمینی شیاد چاشنی داده می شود .
اکنون نیز مخاطب ملای سرمقاله نویس ولی نعمت ارباب کشور فخیمه ی انگلیس دشمن شده می باشد . البته ملای سرمقاله نویس بدون اشاره به سوابق همکاری آخوندها با در بار دولت فخیمه ی انگلیس به خصوص پس از دوران انقلاب مشروطیت و پس از ملی شدن صنعت نفت و طرح مشترک کودتای ننگین 28 مرداد علیه ی زنده یاد دکتر مصدق که حاصل این همکاری کودتائی مشترک بستر ساز قدرت گیری آخوند های انگلیسی از سال 57 تا کنون می باشد . ولی اکنون ملای سرمقاله نویس در کسوت نماینده ی تام الاختیار مردم فلسطین بنجول بر صورت ارباب دولت انگلیس کشیده است . آنهم از موضع سیساست توبره و آخوری کردن چونکه با نقل قول کردن از گفته ی یک نماینده ی مجلس عوام کشور فخیمه ی انگلیس علیه ی کشورفخیمه ی انگلیس مانور بلیغاتی داده شده است.

تازه سر مقاله نویس انگلیس را نیز سپر بلا کرده است تا که به جنگ اسرائیل برود و بتواند با عبور کردن از این سرپل به جنگ 22 روزه ی نوار غزه برسد . سپس از غزه به کنفرانس شرم الشیخ رفته و مسئله ی بازسازی فلسطین و نوار غزه راباز کرده و یقه بلر نخست وزیر سابق انگلیس گرفته شده است که ضمن دفاع کردن از حماس و موضع گیری علیه ی محمود عباس کردن ، بلر را در کنارآمریکا واسرائیل قرار داده است . بالاخره در پایان تیجه گیری کرده است که انگلیس خائن و اسرائیل تجاوز گر می بایست هم غرامت پس بدهند وهم اینکه از سر زمین و خاک فلسطین خارج شوند و آن را چنین تحویل حماس دهند:

"نطفه موجوديت نامشروع اسرائيل در دوران اشغال فلسطين توسط اشغالگران انگليسي شكل گرفت و انگليس به خاطر اين خيانت بزرگ و اين اقدام ضدانساني خود بايستي تاوان سنگيني را پس بدهد و با پذيرش مسئوليت در اين خيانت بزرگ براي بازگرداندن شرايط به اوضاع قبل از اشغال فلسطين و پايان دادن به موجوديت ننگين و نامشروع رژيم صهيونيستي تلاش و اقدام نمايد. لندن تصور نكند با حضور مشكوك و ننگ آور � توني بلر � در كميته 4 جانبه مي تواند يكبار ديگر عليه فلسطيني ها وارد عمل شود و جاي دولت قانوني حماس را بگيرد و بجاي آنها درباره غزه و حال و آينده اش تصميم سازي كند. كاملا آشكار است كه لندن سعي دارد با حمايت آمريكا و اسرائيل از اين شرايط و از نياز غزه به بازسازي با حفظ فشار محاصره و كمبودها به عنوان فرصتي براي نفوذ در غزه و ريشه كن ساختن مقاومت يا دستكم � استحاله مقاومت � بهره گيري كند و به تصور خود بزرگترين خدمت را به اشغالگران صهيونيست عرضه نمايد و در واقع كاري را انجام دهد كه اشغالگران شرور با جنگ و جنايت و نسل كشي هم قادر به انجام آن نبوده اند و نتوانسته اند چنين هدفي را تامين كنند. البته بدون اعتراف لندن به حقايق تاريخي نيز نقش استعمار سياه انگليس در ماجراي تلخ فلسطين كاملا روشن و قطعي بود ولي امروز اعتراف ديرهنگام به نقش انگليس و عذرخواهي لندن چيزي را تغيير نمي دهد بلكه فقط با جبران اين فجايع است كه مشخص مي گردد لندن واقعا از اقدامات جنايتكارانه نسل هاي گذشته شرمسار است و درصدد جبران برآمده است ."

در خاتمه اینکه فراموش نشود که گفته می شود هیچ گربه ای حاضرنیست که برای رضایت خدا موش بگیرد . همانگونه که گفته می شود چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است . یا اینکه گفته می شود تو اول برادری ات را ثابت کن سپس ادعای وراثت کن . یعنی اینکه چرا ملای سرمقاله نویس نماینده مردم فلسطین شده و ادعای دایه مهربانتر از مادر برای مردم فلسطین دارد . چرا یک بیلان کوتاه نمی دهد که در 30 سال گذشته حاکمان تهران چه برای مردم ایران کرده اند که قراراست الگوئی برای مردم فلسطین باشد؟ مشروط براینکه ترکش خنجر خیانت از پشت زنی به مردم فلسطین در 30 سال گذشته و توطئه و دسیسه ها وطرح های ترور شادروان یا سر عرفات که فراموش نشده است تا که موجب شود کسی گول اینگونه اشک تمساح ریزی های ملای سر مقاله نویس را به خورد . به خصوص اینکه به وضوح سیاست آشکار برج دربرابر بارو و تلاش برای ایجاد اختلاف میان مردم فلسطین در اینگونه نوشتار ها موج می زند که چگونه تلاش برای رو در روئی حماس باساف می شود که خود سندی انکار ناپذیر برای رسوا و افشاشدن مدعیان دروغین مردم فلسطین می باشد . برای اینکه مردم فلسطین همچون مردم عراق و لبنان افغانستان برای حاکمان ایران تبدیل سپر بلا ی سیاست صدور ترویسم و بنیاد گرائی و مداخله گری در امور کشورهای منطقه در راستای دفاع از پروژه ی هسته ای و تسلط بر خاورمیانه می باشد.
هوشنگ � بهداد
چهار شنبه 21 اسفند ماه سال 1387
نقد و بررسی " همراهان نا همراه ! (يادداشت روز("روزنامه ی کیهان سه شنبه20 اسفندماه سال 1387
"پاسدار شریعتمداری نه با نام مستعار محمد ایمانی ، بلکه با امضای خودش تهدید به ترور کردن خاتمی در یادداشت روز گذشته را امروز تکمیل و تکرار کرده است"

سربازجو پاسدار چند ذوقه و توبره و آخور خور فراموش کرده است که این جوک بخاری ابتدای یادداشت روز را چندین بار در بخش طنز گفت و شنود ورق پاره ی کیهان تکرار کرده است. بنابراین قبل ازا ینکه از رقیب مچ گیری کرده و ضریب هالو بودن شان را به نمایش گذارد . از موضع خود زنی کردن میزان کودنی و فراموشکاری با سربازجو بودن خودش را به معرض نمایش گذاشته است. البته مخاطب رقیب منتقد دوم خردادی ها می باشد که اینان در برابر موج تهاجم کسی واقع شده اند که از پشتوانه ی ددیوار آهنین حمایت لوطی جماران و سپاه پاسداران و سازمان موازی اطلاعاتی برخوردار می باشد که نه توهین وتهدید می کند وطرح ترور تنظیم وتئوریزه می کند؛ بلکه از موضع طلبکاری شلاق بر دستی چوب و پیاز را به خورد رقیب می دهد و ادعای مضحک می کند که شیوه ی بازجوئی و سناریو سازی وی در ورق پاره ی کیهان مترادف با رسالت مطبوعاتی انتقال خبر ها بدون کم و کاست و سانسور ودخل و تصرف می باشد.

ناگفته ماند چون داستان قدرت و ثروت وحفظ آن در میان است که باند های مافیائی رقیب حاکم بقول خودشان قبل از قبضه ی قدرت 26 سال در صف انتظارش بودند و نمی خواهند هر گز به این مفتی ها قدرت و ثروت را از دست بدهند . برای همین در یادداشت روز گذشته که برای دومین بار خاتمی تهدید به ترور و خاک سپاری شد . اکنون نیز دنبال تهدید یادداشت روز قبلی، بطریقی دیگر نه با نام مستعار محمد ایمانی، که با امضای سربازجو حسین شریعتمداری پیگیری شده است.

کمدی ومضحک اینکه باز هم با شیوه ی تحمیلی و زهر چشم گیری کردن از رقبای درون جبهه ی مدعی اصول گرایان پاسدار گماشته احمدی نژاد چاقو کش از موضع توبره و آخور خوری به منتقدان رقیب دوم خردادی ها جواب داده است وقتی که در جبهه ی خودی آرامش است و اصلًا خبر عبور از پاسدار احمدی نژاد و سایر نامزدان همچون پاسدار سردار شهر دار تهران قالیباف مطرح نشده ست دلیل ندارد که از اختلافات رقیب دوم خردادی ها گفته نشود.

در ادامه سربازجو پاسدار سناریو وپرونده ساز به جای جواب دادن که عملکرد دولت نهم در این نزدیک 4 سال چه بوده است و چه برنامه ای برای 4 سال بعدی وجود دارد تا که وضعیت رشد تورم و گران و افزایش قیمت کالا ها و فقر و بیکاری را دوبله کند تا بطور مضاعف پاسخ بردن نان برتوی سفره های خالی محرومان و با دادگاه غیر علنی باس پالیزدار تشکیل دادن که افشاگر لیست 44 نفره دزدان و غارتگران بیت المال دانه درشت وابسته وحامی لوطی جماران بود که تشکیل این دادگاه بوضوح می گوید چگونه مبارزه ی جدی با افشگران مفسدان اقتصادی می شود. بهر حال در یک تناقض گوئی آشکار از یک سوا ز اطلاعات درون دوم خرادی ها وجنگ زرگری گفته که وعده داده است در آینده این موضوع را افشا می کند وازطرف دیگر با شیوه ی تکراری و سوخته ونخ نما شده ی بیش از حد تکراری روش برج در برابر بارو برای دامن زدن به اختلافات درون جبهه ی حامیان خاتمی از موضع تناقض آمیز اینگونه نقل قول کرده است :

"و اما، نگارنده در پی آن نیست که احتمال �بازی زرگری� در جبهه اصلاحات را نادیده بگیرد و شواهدی نیز در دست است که این احتمال را قوت می بخشد. شواهدی که در آینده به آن خواهیم پرداخت ولی در این وجیزه فقط - تاکید می شود که فقط- به نکته ای از میان دهها نکته قابل گفتن دیگر اشاره می کنیم که می تواند از سردرگمی و به هم ریختگی در جبهه اصلاحات حکایت کند، بخوانید؛�خاتمی با ما تفاوت داشت، خاتمی روحانی بود و گروه خونی اش بیشتر به مجمع روحانیون می خورد. حزب مشارکت ما هم با مجمع خیلی فرق دارد، هرچند خاتمی در بین اعضای مجمع بهترین است. البته مجمع روحانیون، بدترین خیلی دارد� این سخن مکتوب یکی از سران حزب مشارکت است که همین چند هفته پیش گفته بود، �حاضریم همه ما ایثار کنیم تا خاتمی رئیس جمهور شود.نجات کشور در دست اوست�! ما از ابتدا هم می دانستیم که خاتمی با ما فرق دارد. بین اجزای سیستم فکری او سازگاری وجود ندارد. او آخرین میخ را بر تابوت اصلاحات زده است� این اظهارنظر مکتوب هم از یک مدعی سینه چاک برای ریاست جمهوری خاتمی است. باز هم بخوانید؛ �خاتمی با تشبیه و تعریف جامعه مدنی با مدینه النبی(ص) آن را خراب کرد و از هویت انداخت� گوینده این سخن مکتوب هم اکنون از سران جبهه اصلاحات و طرفدار چندآتشه ریاست جمهوری آقای خاتمی است و... �خاتمی اردک لنگ و فلج است، کاری از او ساخته نیست�... �ما خودمان او را از گوشه کتابخانه ملی بیرون آوردیم ولی بعد متوجه شدیم که به درد ریاست جمهوری نمی خورد�... �اگر خاتمی بخواهد به همین روال ادامه دهد و با ما(حزب مشارکت و سازمان مجاهدین) همراهی نکند او را از قطار اصلاحات پیاده می کنیم�... �خاتمی شاه سلطان حسین است که قدرت تصمیم ندارد و همه چیز را به باد می دهد�... �خاتمی مرد شنا در استخر است، توان شنا کردن در دریا را ندارد� و... "

پاسدار سر بازجو انگاری که با بچه سر و کار دارد و رقیب شگرد های وی را نمی داند که چگونه فقط جای جملات اتهامات و تهدیات تحقیر کردن های یادداشت روز گذشته تغییر و تعویض شده است . از سوی دیگر گویا که خاتمی خودش اشراف ندارد که این موارد در موردش بکار برده شد که بازهم برای چندمین بار نیاز به تکرار کردنش از سویاین سرباز ج هست که اکنون به عنوان چماق و تحقیر و کیفر خواست و محاکمه کردن خاتمی رله شده است تا این چنین بطور مستقیم دراز و متهم و محاکمه و محکوم شود :

اکنون سؤال این است که آیا جناب خاتمی این افراد و هویت آنها را نمی شناسد؟ پاسخ این سؤال منفی است، چرا که خاتمی بارها به صراحت- که تماماً مکتوب و مستند است- از حضور این افراد در اطراف خود گلایه کرده
و با عباراتی نظیر این که �از اردوگاه اصلاحات صدای دشمن را می شنوم�، من در حد یک تدارکچی هستم، و... یاد کرده بود و قبل از اعلام کاندیداتوری خود نیز یکی از دشواری های خویش را حضور همین افراد در اطراف خود نامیده بود. خب! آیا خاتمی عوض شده است؟ خود ایشان که می گوید من همان خاتمی هستم. آیا اطرافیان ایشان تغییر هویت داده اند؟ خودشان که به هویت قبلی خود افتخار می کنند! بنابراین پیوند خاتمی با افراد یاد شده چگونه قابل توجیه است؟ و آیا وحدت با این هویت های چندگانه به شوخی شبیه نیست؟ این پیوند به یقین نمی تواند از درون حلقه ناهمخوان خاتمی و اطرافیانش ریشه گرفته باشد. می تواند؟! پس چه عاملی این گروه ناهمخوان را که هرکدام ساز جداگانه ای می زنند، به هم نزدیک کرده است؟ تنها نقطه اشتراک این جمع متضاد، مخالفت با اصولگرایان و ریاست جمهوری احمدی نژاد است. چرا؟! بهتر است مدعیان اصلاحات، خود به این پرسش پاسخ دهند و کیهان برای راهنمایی ایشان فقط به این نکته اشاره می کند که جبهه اصلاحات در این نقطه با دشمنان بیرونی نظام اشتراک نظر کامل دارد! ندارد؟ ما می دانیم و مدعیان اصلاحات نمی توانند انکار و یا پنهان کنند که اگرچه خاتمی را به نامزد شدن راضی کرده اند ولی او همچنان دغدغه همراهی با اطرافیان ناهمراه را دارد و بخشی از سردرگمی و آشفتگی در جبهه اصلاحات از این نقطه ریشه می گیرد.مدعیان اصلاحات خاتمی را- با عرض پوزش از ایشان- مانند گذشته �شاه سلطان حسین�! �مرد شنا در استخر�! �تدارکاتچی�! �فاقد انسجام فکری� و... می دانند ولی بر این باورند- نمی گوئیم به کسانی قول داده اند!- که می توان او را فریب داد مثل گذشته، و مدیریت کرد، مثل حالا! به یقین برخی از همین اطرافیان فراموش نکرده اند- و اگر هم فراموش کرده باشند می توان به یادشان آورد- که در جایی گفته بودند �ما با خاتمی نیستیم، او با ماست�!"

فرق یادداشت روز دیروز که خاتمی نه تهدید به ترور و گور سپاری تاریخی شد که با نام مستعار محمد ایمانی تنظیم شده بود با یادداشت امروز که با امضای خودش می باشد برای توجیه کاری عنوان نان قرض دادن با پوزش از خاتمی ضمیمه و اضافه شده است و گر نه همان اتهامات و صفات علیه ی خاتمی و اخطار دادن به شیخ مهدی کروبی و میرحسین موسوی تکرار شده است. زیرا که سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری اخطاری که روز گذشته به شیخ تواب کروبی و میر حسین موسوی کرد تا که اینان مسیر خودشان را با خاتمی و حامیان وی جدا کنند . اکنون نیز با مانور دادن شیخ مهدی کروبی علیه ی دوم خردادی ها ، تهدید ات یادداشت روز گذشته این چنین به شیوه ی دیگر برگردان و تکرار شده است:

"مدعیان اصلاحات از کروبی به خاطر استقلال رأی و تدین او عصبانی هستند، چرا که کروبی طی چند سال حضور نزدیک در جبهه اصلاحات، از هویت اطرافیان خاتمی و تمایل غیرقابل توجیه خاتمی به آنان باخبر است و در دوره 8 ساله اصلاحات نیز بارها در برابر ساختارشکنی ها، سوءاستفاده ها و همراهی مدعیان اصلاحات با بیگانگان ایستاده است. همین مدعیان درباره کروبی معتقدند که او با ما نیست و در گذشته هم دردسرآفرین بوده است! آیا مدعیان اصلاحات می توانند اهانت های علنی خود به کروبی را انکار کنند؟ این اهانت ها که مکتوب و مضبوط است. و آیا می توانند بر انتقادات و اعتراض های علنی و مستند کروبی به جبهه اصلاحات سرپوش بگذارند؟ اینها هم مکتوب و مضبوط است پس چرا علی رغم همه این واقعیات، کیهان را به تفرقه افکنی در میان اصلاح طلبان متهم می کنید؟درباره مهندس موسوی نیز باید گفت آقای خاتمی اشتیاق فراوانی دارد که مهندس به حمایت از او برخیزد و با استفاده از سوابق قبلی ایشان، سابقه نه چندان قابل دفاع خود در دوران اصلاحات را تا حدودی ترمیم کند و از سوی دیگر مهندس موسوی حاضر نیست سابقه قبلی خود را با حمایت از خاتمی به هدر بدهد، هرچند که سکوت 01 ساله مهندس موسوی در اوج اهانت های آشکار مدعیان اصلاحات به انقلاب و امام و اسلام، غیرقابل توجیه است و دقیقا به همین علت اطرافیان خاتمی به حمایت نهایی مهندس موسوی از خاتمی امیدوارند...و اما علی رغم همه اختلافات و سردرگمی ها در جبهه اصلاحات تمامی نامزدهای این جبهه در یک نقطه با یکدیگر اتفاق نظر کامل دارند و آن مقابله با احمدی نژاد است. یعنی دقیقاً همان خواسته ای که دشمنان بیرونی با همه توان دنبال می کنند. دشمنان بیرونی انکار نمی کنند که با احمدی نژاد فقط به دلیل تاکید وی بر آموزه های امام و انقلاب مخالفت می ورزند. ولی نامزدهای سه گانه جبهه اصلاحات چرا...؟! به آن خواهیم پرداخت."

بهر حال سربازجو پاسدار شریعتمداری ثابت کرده است که نه مردم ایران ونه مطالبات شان اصلاً مهم نیست و هیچگونه ارزشی ندارند. همچنین خودش را افشا و رسوا کرده که یک شیاد دروغگو وبی پرنسیب و کج کرداریست که نه دیگران که حتی خودش را نیز قبول ندارد تا که مقایسه سر انگشتی کند که 4 سال پیش دراین موقع ها در یادداشت روزهای ورق پاره ی کیهان چه می گفت و می نوشت؟ وچگونه با انتقاد کردن از دولت مدعی اصلاح طلبان قلابی سینه محرومان و زحمتکشان را بر سینه می زد و از رشد فقر و بیکاری وتورم وگرانی روزانه در جامعه می نالید و از وضعیت خراب اقتصادی می گفت و می افزود که دولت به در 8 سال گذشته هیچگونه توجهی به مسائل اقتصادی نداشت و بها نداد و اشک تمساح برای تهی دستان جامعه و شرایط سخت معیشت زندگی و اقتصادی اشان می ریخت و از عمیق شدن فاصله و شکاف طبقاتی گله و شکایت ها می کرد.

بنابراین بر خلاف شعار های کتیکی که بطور ترجیح بند از بهشتی معدوم و راسپوتین در بار خلافت خمینی شییاد یاد می کرد و نقل قول می کرد که ما نه شیفتگان قدرت همچون مدعیان اصلاح طلبان نمی باشیم ، بلکه عاشقان خدمت می باشیم که بر حسب وظیفه و مکتب وارد صحنه شده وچشم بقدرت هر گز ندوخته ایم . اما اکنون دارد هوار می زند که هدف فقط قدرت و حفظ آن بهر بهائی می باشد .

در خاتمه اینکه سربازجو حسین شریعتمداری بوضوع اعتراف کرده است که همه دشمنی اش با شیخ مهدی کروبی و میر حسین موسوی و خاتمی و حامیانش به خاطر این است که چرا رقیب پاسدار احمدی نژاد شده اند و چرا از دولت وی انتقاد می کنند و اجازه نمی دهند باز رئیس جمهور شود ؟ در صورتکیه عملکرد دولتش آنگونه است که جای هیچگونه دفاع برای حامیان نزدیکش وجود ندارد. در نهایت اینکه بسیار جالب است که هرچه زمان به تاریخ بر گزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات � انتصابات � تقلبات ریاست جمهوری دوره ی دهم نزدیک می شود . بیشتر ماهیت ضد انسانی و تغییر و اصلاح ناپذیر بودن رژیم پدر خوانده ی تروریست جهانی ثابت می شود که چگونه در 30 سال گذشته زیر پرده دین و ابزاری کردنش به مردم ایران دروغ گفته شده است و در پشت پرده چه جنگ قدرت و ثروت خشن وبی رحم و وحشیانه ای میان رقبا وجود داشته است که اکنون از پرده برون فتاده و عریان و علنی شده است که مشخص شده است چگونه با بدترین شیوه ی غیر انسانی رقبا همدیگر را مخاطب قرار می دهند و آشکارا با تحقیر کردن تهدید به حذف فیزیکی و ترور همدیگر می کنند . آیا پس از 30 سال تجربه و اینگونه آشکار گوئی ها وفاش ماهیت و ساختار رژیم بربرمنش و تاریک اندیش جنگ افروز و غارتگر دین فروش هنوز جای سئوال یا ابهامی باقی مانده است که این رژیم نامشروع و ضد انسانی نه اینکه تغییر و اصلاح پذیر نمی باشد ، بلکه هرچه جلو می رود درنده و خشن وبی رحم و بسته منقبض و تحمل ناپذیر تر می شود وهر گزهیچگونه چشم انداز امید برای بهبودی شرایط مردم ایرانبه خصوص فرو دستان که 80 % جمعیت کشوررا تشکیل می دهند وجود ندارد.
هوشنگ - بهداد
سه شنبه20 اسفندماه سال 1387
نقد و بررسی "فريبكاري در � شرم الشيخ �" روزنامه ی جمهوری اسلامی سه شنبه 20 اسفندماه سال 1387
" توهین وهتاکی و تهدید کردن بامتهم نمودن رهبران کشور های عربی و محمود عباس رهبر فلسطین به جای عدم پاسخگوئی به مطلبات مردم وبررسی مسائل روز ایران "

بازهم برای فرار از بررسی و ارزیابی مسائل داخلی ایران، آنهم در شرایطی که فشارهای گاز انبری به رفسنجانی وارد می شود. به خصوص پس از باز گشت وی از سفر عراق این فشارها تشدید شده است تا جائیکه امکان دارد وی پست ریاست مجمع خبرگانی خود را در نمایش انتخاباتی در پیش روی ا ز دست بدهد . اما ملای سرمقاله نویس با اینکه مدافع سر سخت رفسنجانی می باشد. ولی همچون همیشه تر جیح داده است تا که در کسوت نماینده و سخنگوی فلسطین وبلندگوی حماس و اسماعیل هنینه ودولت وی ظاهر شود و علیه کنفرانس شرم الشیخ و محممود عباس موضع گیری کند و با پس گیری نشخوار کردن شکر سرخ خوری های گذشته ی خود که بلر نخست وزیردولت فخیمه ی انگلیس را سگ دست آموز بوش خطاب می کرد. اکنون وی را کار گزار بد نام اسرائیل خوانده است و نگران سرنوشت چندین میلیارد دلارهای اهدائی به باز سازی فلسطین شده است که در کنفرانس شرم الشیخ تعهد داده شد.

اما مگر اامکان دارد که قلم بر دستان ورق پاره ای حکومتی و حامی لوطی جماران خامنه ای پیرامون هر موضوعی که حرافی و حلاجی کردن که عنوان تحلیل سیاسی داده می شود ، این نوشتار ها همراه با گریز زدن به صحرای کربلا نباشد و منتهی به جنگ 33 حزب الله لبنان و 22 روزه حماس با اسرائیل نشود و رهبران کشور های عربی به خصوص رئیس جمهور مصر و پادشاه عربستان در کنار محمود عباس حکومت خود گردان فلسطین مورد هتاکی واقع نشوند و با توهین و اهانت متهم و محکوم نشوند؟ خلاصه اینکه اینگونه علیه اشان نسخه صادر نشود:

"گزارش هاي متعددي در طول جنگ 22 روزه منتشر شد كه نشان مي داد ارتجاع عرب و در راس آن رژيم كمپ ديويدي مصر و همچنين عربستان از سران رژيم صهيونيستي براي حمله به غزه و يكسره كردن كار حماس تقاضا كرده اند. بدين ترتيب سئوال اينست كه اقدام عربستان براي تقبل كمك 900 ميليون دلاري براي بازسازي غزه چه معني و مفهومي دارد. در واقع سران ارتجاع عرب با اين دودوزه بازيها از يكطرف اشغالگران وحشي را براي حمله به غزه تشويق و حمايت كرده اند و از سوي ديگر بخشي از هزينه هاي ترميم جنايات اسرائيل را متقبل شده اند. كاملا بعيد بنظر مي رسد كه در طول تاريخ دولت هائي تا اين حد آشكار ووقيح در رسوايي يك جنگ به هر دو جبهه متخاصم كمك مستقيم كرده باشند و كوچكترين ابائي از آشكار شدن اقدامات خود نداشته باشند. واضح است كه اين قبيل سئوالات عموما پاسخهاي روشني دارند و حاميان اسرائيل كه از 22 شبانه روز جنايت عليه مردم غزه حمايت كرده اند نمي توانند با يك مانور سياسي ـ تبليغاتي در � شرم الشيخ � بر آنهمه جنايت سرپوش بگذارند و نقش خود به عنوان � شريك جرم اسرائيل � را پنهان سازند. ولي مسئله اينست كه فتح و محمود عباس كوچكترين پايگاهي در غزه ندارند و چيزي براي از دست دادن در غزه در اختيار ندارند! اين شگرد جديد بهانه اي براي توجيه تداوم محاصره غزه و مقابله با مقاومت اسلامي در غزه است . در واقع اسرائيل ارتجاع عرب و ساير حاميان اسرائيل سرگرم انتقام گرفتن از مقاومت اسلامي در غزه هستند و بطور يكسان حماس و مردم مظلوم غزه را تحت فشار مضاعف قرار داده اند. "

بالاخره ملای سرمقاله نویس در پایان بالا آورده است و دلیل عصبیت و نارضایتی خودش را به معرض نمایش گذاشته است که چرا دلایل و اهداف نمایش و شوی کمدی تشکیل دادگاه محاکمه سران اسرائیل در جنگ 22 روزه ی نوار غزه و برپائی کنفرانس حمایت از فلسطین در تهران فاش و گفته شده است که هدف از اجرای این شو، سیاست دخالت گری در امور داخلی سایر کشور ها به خصوص فلسطین وسنگ اندازی کردن در راستای مذاکرات صلح خاورمیانه و بازسازی فلسطین می باشد . به ویژه اینکه این سیاست دخالت گری از سوی محمود عباس بیان ومحکوم شد که اکنون این افشاگری همراه با انتقاد دخالت گری در امور داخلی فلسطین از سوی محمود عباس موجب بر افروختگی و انتقام گرفتن از محموداعباس شده که ملای سر مقاله نویس اینگونه آن را نمایش داده است :

"تصادفي نيست كه با تشكيل اجلاس بين المللي تهران كه با هدف بررسي جنايات صهيونيست ها در غزه برپا شده بود بطور يكجا خشم صهيونيست ها آمريكا و اسرائيل حتي دربارهاي بي افتخار عرب را بهمراه داشت و جنايتكاران شرور ايران را به دخالت در امور داخلي فلسطين متهم مي ساختند. حتي سازشكاران فلسطيني در تشكيلات باصطلاح خودگردان هم سعي كردند در باب اعلام محكوميت ايران بخاطر دخالت در امور داخلي فلسطين از اشغالگران سبقت بگيرند و حال آنكه همين طيف بدنام هرگز حاضر نشدند بخاطر جنايات جنگي در غزه اسرائيل اشغالگر را محكوم كنند و حتي از وقوع اين جنايات اظهار تاسف نمايند بلكه براي خوشايند صهيونيستها فقط � مقاومت � را عامل اين فجايع معرفي كردند.
اجلاس شرم الشيخ بايستي مايه شرمساري شيوخ عرب شود چرا كه در اين اجلاس بدون اشاره به جنايتكاراني كه غزه را به ويراني كشيدند و حدود 1500 فلسطيني را در غزه به خاك و خون نشاندند كه دستكم نيمي از آنها را زنان و كودكان بي دفاع و مظلوم تشكيل مي دادند براي كمك به مردم غزه در برابر دوربين ها سرودست مي شكنند ولي دنيا به خوبي مي داند كه آنچه در شرم الشيخ رخ داد يك فريبكاري سياسي ـ تبليغاتي بود. زيرا عاملان و آمران و حاميان ويراني غزه اشك تمساح ريختند تا خود را به دروغ دوست مردم معرفي كنند اما اين دروغي بود كه هيچكس آنرا باور نكرد."

در خاتمه اینکه چون سیاست و دیپلماسی صدور بنیاد گرائی و تروریسم به برون مرز و مداخله گری کردن در امورداخلی داخلی سایر کشور های همجوارو منطقه شالوده ی سیاست امور خارجه و رمز ماندگاری رژیم تروریستی آخوندی می باشد که اکنون بد جوری تق و گندش در آمد ه زیراکه شدیداً ضربه پذیر شده است . از جمله اتخاذ سیاست های وزیر امور خارجه ی عربستان درکنفرانس شرم الشیخ و موضع انتقادی وواکنشی تند پادشاه بحرین به خاطر استانی خواندن این کشور از سو یآخوند ناطق نوری و قطع رابطه ی دیپلماتیک کشور مراکش در حمایت از بحرین و متعاب آن پیوستن سوریه به این دو کشور و انتقادات حسنی مبارک رئیس جمهور مصر و محمود عباس می باشد . حتی تازگی وزیر امور خارجه ی عراق هم اعتراف کرده است که ما مشکل در نوار مرزی مان با رژیم تروریسی آخوندی داریم . بنابراین در شرایط که شکست های زنجیره ای ادامه دار تصویب توافقنامه ی امنیتی میان عراق با آمریکا که پیآمد شکست انتخابات شورای استانی در عراق برای حامیان رژیم تروریستی آخوندی در عراق را در بر داشته است به خصوص اینکه طراحان بر پا کنندگان جنگ 22 روزه ی نوار غزه نه اینکه به اهداف طراحی شده ی خود نرسیدند ، بلکه آنگونه بازنده شدند که منجر به انزوای کامل منطقه ای و جهانی رژیم تروریستی آخوندی شد. آنگونکه مسئولان جنگ افروز رژیم تروریستی مجبورشدند تا در برابر کنفرانس بازسازی فلسطین در شرم الشیخ مصر دو دادگاه نمایشی محاکمه سران اسرائیل و کنفرانس حمایت از فلسطین در تهران بر پا کنند . در حالیکه اجرای این دو شوی فرمایشی نه کمک به عبور از بحران انزوای منطقه ای رژیم تروریستی آخوندی نکرد ، بلکه موجب انتقادات بس گسترده ی دخالت سیاست دخالت گری در امور داخلی کشور های منطقه شد. به ویژه انتقاد محمود عباس رهبر حکومت خود گردان فلسطین را در بر داشت که سبب شده اکنون اینگونه جیغ و فغان ملای سرمقاله نویس را نسبت به بازتاب این انتقادات بلند کند و وادار به بر خورد واکنش تهدید و توهین آمیز با کشیدن جیغ بنفش شود.
هوشنگ � بهداد
سه شنبه 20 اسفندماه سال 1387
نقد وبررسی "احضار روح در انتخابات)يادداشت روز("روزنامه ی کیهان دو شنبه 19 اسفند ماه سال 1387
مکمل دو یادداشت روز قبلی پاسدار شریعتمداری محور رد صلاحیت و ترور خاتمی ، اکنون خاتمی گورباچف و شاه سلطان سلطان نامیده شده تهدیده به گورسپردن و فراموشی برای همیشه شده است.

سانسورچی وممیز گری که تخصص پاسداری وجنگ افروزی و بازجوئی و شکنجه گری و کتمان کردن حقایق و خراطی کردن اندیشه و جراحی کردن تفکر آزادیخواهی دارد . خلاصه تواب و پرونده و سناریو سازی ووارونه گوئی چاشنی حرفه ی قلمش شده است . معلوم است وقتی که قرار است نقل قول از دولت فخیمه کند . آنگونه جراحی و خراطی و سانسور وممیز گری شده وهدفمند نقل قول می کند تا که مو درزش نرود که می بایست 100% در راستای هدف طراحی شده باشد که می بایست دنبال شود . به خصوص اگر پیرامون پروژه ی هسته ای و رقابت و قدرت باشد که هست ونیست و بود ونبود رژیم تروریستی و پدر خواند ی تروریست جهانی به آن بستگی دارد .
بنابراین وقتی اکنون از آیت الله جک وزیر امور خارجه ی اسبق دولت فخیمه انگلیس نقل قول می شود که چگونه سفر هائی به ایران داشته است . به خصوص مدت زمن های بسیار کوتاه قبل از تهام نظامی به افغانستان وعراق بوده است . البته در یکی از این سفر ها که اسامی فارسی 12 امام شیعه را در جیب کت خود جا سازی داشت تا که با آنان برای جلب اعتماد مخاطبین خود به نام آنان سو گند یاد کند و در یکی از همین دیدار ها بود که در برابر پیشنهاد گنجانیدن نام مجاهدین در لیست گروه و سازمان های تروریستی در اتحادیه ی اروپا گنجانیده شود که دستمزد و پاداش و پیش در آمد موافقت با اشغال نظامی افغانستان و سپس عراق بود که اکنون برای راوی پاسدار بازجو قلم بر دست شده نمی صرفد که از این حضرت آیت دولا جک استراو در این مورد و موضوعات نقل قول کند ، بلکه همانگونه که اشاره شد گزینه برداری از گفته ی وی می کند که صد در صد در خدمت اهداف سران رژیم تروریستی به خصوص اهداف هسته ای و باخواست و محاکمه رقیب باشد.

آری سربازجو پاسدار بمثابه این مثل که گفته می شود هیچ گربه ای به خاطر رضایت خدا موش نمی گیرد . همچنین مگر امکان دارد که موضوع هسته ای مطرح شود و تؤام با سیاست توبره و آخور خوری نباشد و نام رقیب دوم خردادی ها از قلم بی افتد . به خصوص اینکه مسئله ی رقابت نمایش خیمه شب بازی انتخابات -اتصابات ریاست جمهوری دوره ی دهم مطرح ودر پیش روی است و خاتمی هم وارد صحنه ی مبارزه ی انتخاباتی شده است و این روز ها در سفر شیراز و کهکلیویه و بوشر به سیاست های دولت نهم انتقاد می کند. و لی پاسدار یادداشت روز قلم بر دست مدافع پاسدار گماشته احمدی نژاد چاقو کش نظاره گر و بیطرف باشد و واکنش نشان ندهد.
بنابراین آویزان به آیت دولا جک استراو شدن و از وی نقل قول کردن در حقیقت بهانه و سوژه برای دراز کردن دولت مدعیان اصلاح طلب و مجلس ششم اصلاح طلب می باشد که اینگونه متهم و محاکمه و تهدید شده اند که هرشان این بود که فقط امتیازات هسته ای به غرب دادند تا که پاسخ به خاتمی داده شده باشد که در سخنرانی تبلیغاتی خود در شیراز گفته است که افتخارات کنونی هسته ای مربوط به دوران مدعیان اصلاح طلبان می باشد تا که بقول خودش بساط میز از سالیان چیده شده گذشته را که قرار است در نمایش انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم تکرار شود اینگونه بر هم زند:

"میز بازی و مذاکره چیده شده حرف نداشت! قدرت ها در این میز شطرنجی که �تهدید�، طول و �نشان دادن در باغ سبز� (تطمیع) عرض آن بود با حرکاتی پیوسته و پیچیده به طرف ایرانی �کیش� می دادند و چون روند بازی یک طرفه چیده شده بود، حرکت های انفعالی، با دادن امتیازهای جدید و در عین حال تنگ تر شدن عرصه (و نه گشایش) همراه می شد. این میز مذاکره اگرچه بهانه اش چالش هسته ای بود، اما وسعتی به بزرگی مشکلات غرب در خاورمیانه بزرگ داشت. گویا آمریکا و غرب برای اولین بار توانسته بودند �خم� ایران را به دست بگیرند و با حرکت ها و تاکتیک های مداوم امتیاز بستانند و سودای ضربه فنی را نیز در سر بپرورانند. امثال آقای استراو آن روزها ضرورتی نمی دیدند به ملامت خویش بپردازند چرا که نه فقط دولت ایران را منفعل و متحیر می یافتند بلکه مجلسی را پشت سر این دولت مشاهده می کردند که شاکله اصلی آن �ساز اجنبی� می زد. بنابراین وقتی طرف ایرانی به عنوان مثال می گفت ما نمی توانیم تن به پروتکل الحاقی بدهیم، مذاکره کننده اروپایی پوزخند می زد و به طعنه می گفت �بلوف نزنید! ما خبر داریم که در پارلمان شما طرح 3فوریتی لزوم اجرای پروتکل الحاقی در حال پیگیری است.� پارلمان در این وانفسا، خود قوز بالاقوز شده و محکم پشت دولت ایستاده بود. که چه؟ مقاومت کند؟ نه، محکم ایستاده بود که دست مردّد و لرزان دولت را بگیرد و پای باج خواهی های دشمن را امضا کند. دیپلماسی کشور کاملا قفل شده و در منگنه مانده بود. اگر هم ورق برگشت و رویای بیگانگان تبدیل به کابوس شد، راز آن را صرفا باید در درایت و صلابت رهبر فرزانه انقلاب و عزم و اهتمام ملت برای تغییر بنیادین در رویکرد دولت و مجلس جست وجو کرد. دولت و مجلس دگرگون شدند و اراده �عزت و اقتدار ملی� با هدایت رهبر فرزانه انقلاب کارساز شد. ملت همان ملت و مقتدا همان مقتدا بودند، شجاع و مصمم. راننده و سرنشین و مقصد تفاوتی نکرده بودند آنچه تغییر کرده بود جایگزینی خودرویی بود که حتی با هل دادن نیز استارت نمی خورد. با ژیان و فولکس قراضه ای که حتی استارت هم نمی خورد- ولو سرنشینان مصمم و شجاع باشند- نمی توان به مقصدهای دور دست یافت. چرا هوشیاری و حساسیت مردم نسبت به دشمنان باید برخی احزاب داخلی را نگران کند؟ آیا این ربطی به رفت و آمدهای مکرر با برخی محافل اروپایی- در بروکسل و برلین و لندن و پاریس- ندارد؟ آیا مربوط به سفر عضو موثر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ششم- از اعضای حزب دولت ساخته- به بلژیک نیست که طی آن سفر، طرف اروپایی اعلام کرد گزینه و انتخاب نهایی ما در ایران شما هستید اما باید متقابلا در چالش با نظام از خود تحرک نشان دهید تا دفاع ما از شما در کشور خودمان توجیه داشته باشد؟ ملاقات های مکرر دبیرکل وقت حزب مشارکت و نیز رئیس ستاد انتخابات با برخی سفرای اروپایی چطور؟"

سربازجو حسین شریعتمداری این یدداشت روز را تنظیم کرده است که ادامه ی همان دو یادداشت روز سابق وی می باشد که تأکید کرده بود شورای نگهبان وی را تأئید صلاحیت نمی کند.و سپس در یادداشت 24 بهمن خود تهدید به ترورش کرد . البته برای رد گم کردن افزود از سوی آمریکا طرح ترورش طراحی شده است . اکنون این یادداشت روز مکمل همان دو یادداشت روز قبلی می باشد که مخاطب اصلی خاتمی می باشد . البنه این سر بازجو لو داده است که طراح موضع شاه سلطان که از دهان عنصر دست آموز و آلت دست لوطی جماران در 24 آذر در دانشگاه علم و صنعت بیان شد که گفت نیاز به شاه سلطان ها نیست . طراح اصلی این اصطلاح تزریق و تحمیل شده به طوطی و لوطی جماران همان کودتاگران خاموش و خزنده می باشند که پاسدار گماشته احمدی نژاد چاقو کش را برای باج گیری وخفه کردن رقبا و مخالفان، رئیس جمهور دکوری کردند و همین سرباز جو یادداشت روز نویس هم جزو برنامه ریزان اصلی باند اطلاعاتی � امنیتی � پاسداری � بسیجی کودتاگران خاموش می باشد که حال بند و سر نخ را لو داده است که مبتکر شاه سطان اینان بود اند که اکنون نیز چند بار اینگونه نامش برده شده واز گور و به خاک سپردنش گفته شده است که بزبان ساده همان برگردان وترجمان شاه سلطان حسین و گورباچف نامیدن است که با شیوه ی پیاز و چوب دنبال شده است که هف اصلی همان ترور کردن خاتمی می باشد که برای مقدمه سازی واجرائی کردن طرح در بستر رقابت نمایش انتخابات ریاست جمهوری اینگونه توضیح و تشرح شده است :

"خب! چه باید کرد؟ آنها راهی بهتر از مذاکره نمی شناسند که چنان کم هزینه و پرسود بوده باشد. بنابراین همه امید و همت خود در ایجاد فرصت تازه- یافتن برگ برنده- برای مذاکره را معطوف به �جایگزینی� طرف مذاکره کننده ایرانی کرده اند. آنها دنبال شاه سلطان حسین هایی هستند که اهل معامله از موضع ضعف باشند و بتوانند کشوری را با �تاج بی تخت� تاخت بزنند. حاضر باشند بیگانه صرفا تاجی بر سرشان بگذارد، اگر تخت و رخت و کلاه و جامه شان را نیز ایلغار کرد عیبی ندارد. بتوانند گورباچف باشند و به همین دل خوش کنند که تصاویرشان روی آنتن ها و صفحات اول رسانه ها و روزنامه های اروپایی برود. بتوانند ننگ و عار را به جان بخرند و به ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه اقتدا کنند، امتیاز نفت و غیر نفت بدهند و مابه ازایش چند سفر فرنگ بروند و با ورژن امروزی تر، چند سخنرانی هم در یکی از پستوهای آکادمیک داشته باشند و نظریه ای درکنند! اما اگر ترقه ای ترکید یا اولتیماتومی رسید، درجا قافیه را ببازند و آماده نشستن پای میز مذاکره باشند. اصلا یک پا عرفات باشند برای خودشان، که عاشق مذاکره بود و مدام در این دهه ها امتیاز و زمین و قدرت داد تا توانست صهیونیست های وحشی را پای میز مذاکره نگه دارد! که چه شود؟ از اینجا به بعدش را بخوانید از مقاله وزیر ارشاد دولت اصلاحات در روزنامه اعتماد ملی:� انتخابات را می توان و باید از زوایای گوناگون دید و سنجید. اما آن وجه از این موضوع که به نسبت ملت ایران با بیگانگان و طراحی دشمنان برمی گردد، حائز اهمیت استراتژیک است. تنوع و رقابت نامزدها در فضایی شاداب یک بحث است و بستن راه طمع و نفوذ دشمن، بحثی متفاوت. در کنار جاذبه ها، باید دارای دافعه های روشن در این زمینه بود وگرنه همان می شود که رئیس دولت سابق به درستی- در سال هفتم ریاست خود-هشدار داد؛ �از اردوگاه اصلاح طلبان صدای دشمن به گوش می رسد.� امروز هم صدای دشمن از این اردوگاه به گوش می رسد که باعث می شود امثال کروبی و موسوی و خیلی های دیگر حساب خود را از آن جماعت جدا کنند و البته توقع از آقای خاتمی که اقرار به واقعیتی تلخ کرده، بیشتر و پیشتر است. دافعه با دشمن و احیای مرزبندی با نفوذی ها، آغاز تجدید اخوت با جمهوری اسلامی و ملت ایران است. اینجا دیگر نه عرصه رقابت حزبی و انتخاباتی بلکه مرز دوست و دشمن است و البته که دوست در جبهه دشمن نمی ایستد.مگر نه اینکه به قول رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا، ایرانی معتدل، ایرانی ای است که با گلوله کشته شده باشد؟!فارغ از آمد و شد نامزدها و گرم شدن فضای مسابقه و رقابت انتخاباتی، باید امیدوار بود که شاه سلطان حسین ها و ناصرالدین شاه ها و تقی زاده ها و هویداها و عرفات ها به تاریخ پیوسته باشند و سر از گور بلند نکنند. اگر ما نخواهیم، انگلیسی ها و آمریکایی ها که علم و هنر احضار روح ندارند، دارند؟!
در خاتمه اینکه ضرورت دارد تا که اشاره به تأکیدات گذشته شود که پیوسته تأکید می شد که جریان کودتاگر خاموش و خزنده که رقیب را با تهدید و تقلب و توطئه کنار زد و پاسدار احمدی نژاد را رئیس جمهور کرد و وارد صحنه ی قدرت اجرائی شده است و تسلط بر منابع اقتصادی و نفتی و گازی دارد و تأسیسات هست ای را در کنترل کامل خود دارد و اهداف دسترسی به سلاح هسته ای را دنبال می کنند . از همان زمانیکه وزیر راه دولت مدعی اصلاح طلبان را در استان گلستان با 6 نماینده ی مجلس ششم سرنگون کرد که چرا امتیاز خدمات رسانی برج مراقبت فرود گاه خمینی شیاد در تهران به شرکت پیمانکاران سپاه پا سداران داده نشد؟ سپس این فروگاه درست در روز افتتاحش از سویسپاه و نیروی انتظامی اشغال نظامی شد . در دنباله وزیر راه دیگر دولت مدعی اصلاح طلبان در مجلس ششم استیضاح وبر کنار شد که رمضانزاده سخنگوی دولت مدعی اصلاح طلبی گفت مجلس با این اقدام دولت را فلج کرد. این اقدامات پیش زمینه قبضه کردن مجلس هفتم و در ادامه ی قبضه ی ریاست جمهوری دوره ی نهم با شیوه حرکات بقول پاسدار ذوالقدر با چراغ خاموش پیگیری شد . بنابراین این باند مافیائی فاشیستی کودتاگر دست به کودتای خاموش و خزنده نزدند تا که برای ی دوره ی وقت 4 ساله باشد و اکنون بسادگی علاقمند هستند تا از قدرت کنار بکشند و تحویل رقیب دوم خردادی ها بدهند . مشروط برا ینکه تذکر داده شده بود که هرچه زمان به سوی تاریخ بر گزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات � انتصابات - تقلبات ریاست جمهوری دوره دهم پیش رود سمت و سوی رقابت ها و برخورد ها وتهدید های رقبا جدی و پر هزینه و سرخ وخطری تر می شود. البته فراموش نشود که تهدید کردن خاتمی پیام برای رقبای درون باندی پاسدار احمدی نژاد نیز می باشد تا که وارد صحنه ی رقابت نشوند.

هوشنگ � بهداد
دو شنبه 19 اسفند ماه سال 1387
نقد و بررسی " سفر تاريخ ساز" روزنامه ی جمهوری دو شنبه 19 اسفند ماه سال 1387
"گفته می شود دختری که ننه اش تعریفش را بکند بدرد داعی اش می خورد و پسری که بابایش تعریفش را کند، راست کار عمه اش می باشد."

بررسی و ارزیابی پیرامون سفر تاریخ ساز 6 روزه ی رفسنجانی جنگ افروز و قاتل مردم ایران وعراق که از سوی ملای سرمقاله نویس سفر تاریخ ساز معرفی شده است . ابتدا می بایست افزود افزایش عملیات انفجاری و انتحاری و تروریستی در عراق که این روزها انجام می شود که نسبت به یک ماهه گذشته رشد بی سابقه ای یافته است جزو بخشی از همین دستأورد سفر تاریخ ساز رفسنجانی جنگ افروز و غارتگر بساز و بفروش به عراق می باشد.

البته آنچه از قلم مدعی سرمقاله نویس عمداً افتاده است . دلایل این سفر است که مهمترین شان شامل نگرانی از تصویب قطعنامه ی امنیتی دولت عراق با آمریکا است که شکست سخت عوامل وابسته به رژیم تروریستی آخوندی در انتخابات شورای استانی عراق این نگرانی را تشدید کرد . به خصوص حضور مجاهدین در شهر اشرف دلهره را مضاعف کرده است . همینطوروحشت و نگرانی از تکرار شکست شورای استانی در انتخابات پارلمان آینده در عراق مشکل بغرنجی است که جبران این شکست غیر قابل پیش بینی می باشد.

به ویژه اینکه رشد دامنه ی اختلاف و رقابت های درونی که میان رفسنجانی و لوطی جماران و باندهای وابسته ادامه دارد که رقابت نمایش انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم بر شدت دامنه ی این اختلافات افزوده است . لذا این موضوعات جزو عواملی بود که رفسنجانی تصمیم سفر به عراق گرفت . زیرا که از طریق آخوند سیستانی در عراق تلاش کرد تاکه به لوطی جماران گوشزد کند تا که از رشد اختلافات جناحی و باندی در ایران جلوگیری کند و از ضریب فشار برروی رقبای آخوند های حامی اش کاهش داده شود. البته از سوی رفسنجانی وی به ایران دعوت شد که پذیرفته نشد. اما گزارش شده است که پاسخ سیستانی افسوس از تحمل پذیر نشدن آخوندهای حامی وی در ایران می باشد.

از سوی معلوم نیست آخوندی که در داخل کشور به بازی گرفته نمی شود . آنگونه که پاسدار گماشته چاقو کش احمدی نژاد در زنجان تهدیدش کرد که با چاقوی ضامن دار زنجانی می خواهد دست وپای این آخوند شکم سیر که پولش از پارو بالا نمی رود را قطع کند . همچنین همانگونه که مردم ایران این آخوند بساز و بفروش و قدرت طلب و غارتگر را عامل اصلی ادامه ی جنگ 8 ساله ی ضد ملی و ضد میهنی می دانند که عالی جناب سرخ پوشی می نامندش که نقش کلیدی در قتل های زنجیر ای داشته است . همچنین مردم عراق نیز در زمان حضور این آخوند جنایتکار جنگ افروز در عراق فریاد اعتراضی علیه اش سر دادند که چرا به این آخوند قاتل مردم عراق اجازه داده شد تا وارد کشور عراق شود؟. زیرا که فرماندهی کردن 8 سال جنگ و خطبه ی تهدید آمیز عراق را بر عهده داشته و باتلاق وویتنامیزه کردن عراق در نماز جمعه ی تهران پس از اشغال نظامی عراق فراموش نشده است . پس اکنون این آخوند مکار بساز و بفروش و قدرت طلب و جنگ افروز و غارتگر، چه پیامی می تواند برای مردم عراق داشته باشد که ملای سرمقاله نویس و جارچی و حامی سینه چاک رفسنجانی عنوان سفر تاریخ ساز به عراق برای مقاله ی خود بر گزیده است؟

بدر اینکه ابراز خوشحالی ملای سرمقاله نویس از اینکه در عراق از کسی با فرش سرخ پذیرائی شد که نامش با خمینی شیاد گره خورده است و توانست 8 سال جنگ ضد ملی و ضد میهنی ایران و عراق را فرماندهی کند که اکنون در همان مکان و جایگاه رئیس جمهور سابق عراق مورد استقبال واقع شد . البته بدون توجه به موج مخالفت هائی که از سوی مردم عراق و تشکل های گوناگون انجام گرفت . این دیدار غیر معمولی نامیده شده نه افتخار آمیز برای مردم عراق و حتی مردم ایران نمی باشد ، بلکه ننگی بر پیشانی دعوت و استقبال نندگان می باشد که دستان جنایتکار را فشرد ه اند که موجب ادامه ی 8 سال جنگ ایرا ن وعراق شد که و عامل کشته و مجروح شدن میلیون ها ایرانی و عراقی و آواره وبی خانمان می باشد که حداقل طبق اعتراف همین جلاد و شیاد رفسنجانی در نماز جمعه ی تهران مبلغ 1000 میلیارد لار خسارات اقتصادی به ایران وارد شد که خسارات وارده به طرف مقابل عراق هم نمی تواند کمتر از این باشد.

مفتضح تر اینکه پذیرش شکست مفتضحانه جنگ با سرکشی جام زهر از سوی خمینی شیاد که اوج عزت واقتدار رژیم تروریستی آخوندی و ذلت دشمن و آزای ملت عراق از یوغ استبداد نامیده شده است. اوج نمایش اجرای نقش کمدی ملای سر مقاله نویس است . کمدی تر اینکه ملای سرمقاله نویس تبلیغاتچی سفر رفسنجانی دجال و جلاد و جنگ افروز و بساز بفروش به عراق را مهمتر از سفرهای بوش به عراق دانسته است . زیرا که اولاً رفسنجانی جرأت نکرد که پا در بصره گذارد و یا در میان مردم عراق آفتابی شود . دوماً آنقدر سیاهی لشکر و مفت خور و سور چران با خودش به عراق برده بود که مقامات عراقی بطور علنی اعلام کردند که حاضر به تأمین پذیرائی اینان نمی باشد. از سوی دیگر بدون آنکه اشاره کند که چرا پاسدار احمدی نژاد چاقو کش در سفر ارومیه مورد پرتاب لنگه کفش واقع شد که پخش خبرش از رسانه ها و مطبوعات سانسور شد . سوماً اینکه مقایسه کرده است که رفسنجانی همچون بوش در عراق با پرتاب نه لنگه کفش مورد استقبال واقع نشد . بلکه با فرش قرمز از وی استقبال شد چونکه این سفر تاریخی و مهم بوده است .

در خاتمه اینکه آنقدر دست ملای سرمقاله نویس در باره ی این سفر خالی می باشد که مجبور شده است اعتراف کند که مأموران اعزامی به عنوان زوار به نجف ارسال شده بودند تا که جزو سیاهی لشکران استقبال کننده از رفسنجانی دجال و شیاد و جنایتکار جنگ افروز باشند که وظیفه و مأموریت داشتند فریاد بزنند یار امام شیاد خمینی خوش آمد . همانگونه که مشخص نیست برای چه به مطبوعات عراقی اشاره شده که از رفسنجانی حمایت کرده اند نام ونشان ندارند ؟ ! به خصوص اینکه کوچکترین اشاره ای هم به مصابه های رسانه ای و پخش خبرها و حرکات اعتراضی مخالفت با حضور رفسنجانی در عراق هم نشده است تا نکند خدشه ای به این سفر تاریخ ساز وارونه نمایش و بازتاب داده شده وارد شود. بهر حال اینگونه تحلیل و تفسیر دادن مصداق عینی این مثل است که گفته می شود دختری که ننه اش تعریفش را بکند بدرد داعی اش می خورد و پسری که بابایش تعریفش را کند راست کار عمه اش می باشد.

هوشنگ � بهداد
دو شنبه 19 اسفند ماه سال 1387
نقد و بررسی " شروع مجدد از مسکو (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان یکشنبه 18 اسفند ماه سال 1387
"پشتک ووارو زدن وتناقض گوئی های ادامه دار پاسداران و بازجویان زندان قلم بر دست و یاددشت روز نویس شده در ورق پاره ی کیهان"

تقسیم کار منسجم و وهمآهنگ برنامه ریزی شده برای پاک کردن صورت مسئله و فراموش کردن مردم ایران و مطالبات شان ونا دیده گرفتن بررسی و پرداختن به مسائل مهم روز ایران ، یعنی همینکه ملای سرمقله نویس ورق پاره ی حکومتی جمهوری اسلامی به عراق می رود و یقه دزدان نفتی مشترک مقامات سیاسی و نظامی آمریکائی و عراقی را در مقاله ی خود می گیرد و توضیح می دهد که چگونه پس از اشغال نظامی عراق مبلغ135 میلیارد دلار فروش نفت عراق را بالا کشیده اند؟ البته این مدعی العموم وسخنگوی مردم عراق کاری با سئوال خاتمی ا ز مسئولان دولت نهم هم ندارد که در سفر تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری خود در شیراز خاتمی مطرح کرده و از عدم واریز شدن مبلغ 150 میلیارد دلار فروش حاصل از نفت به خزانه ی دولت پرسش کرده است . از طرف دیگر پاسدار قلم بر ست ورق پاره ی کیهان اطلاعاتی �ا منیتی � پادگانی متعلق به سربازجو حسین شریعتداری نیز به مسکو سفر کرده از آنجا گزارش و تحلیل و تفسیر تهیه و تنظیم کرده است که میان دو همتای وزیر امور خارجه ی روسی و آمریکائی چه رد و بدل شده است؟

جالب است که در دنباله پاسدار یادداشت روز نویس وارونه گو به مخاطبان خود گوشزد کرده است که پس از دیدار دو وزیر امور خارجه ی آمریکا و روسیه نمی بایست دچار ساده انگارانه شد و بر اساس شرایط دوران جنگ سرد میان دو کشور آمریکا و روسیه و مناسبات میان دو کشور را تحلیل و قضاوت نمود. زیرا که نه آمریکا ونه روسیه در آن جایگاه و مقام سابق قدرت نمائی ادوات جنگی و موشک و ... رژه های نظامی آنچنانی خود نمی باشند و توصیه کرده است که می بایست با اشراف به اطلاعات گسترده و جدید نظر و تحلیل داد .

البته پاسدار یادداشت نویس کودن و فراموشکار ولی مدعی همه چیز دانی از خاطر برده است که مگر رژیم ضد بشری و نامشروع تروریستی آخوند غیر از این است که بدلیل فاصله گیری زیاد و جدائی از مردم که دارد و به سبب ضعف و ناتوانی به پاسخگوئی به مطلبات مردم ایران که دارد . بطوریکه که ناچارست برای چندین سال متوالی بطور بهم پیوسته و زنجیره ای پیگیریبرپائی سیستماتیک همایش و نمایش و رزمایش و آزمایش موشک های دور برد و مانور های نظامی � پاسداری و بسیجی و نیروی انتظامی داشته باشد و ادعای پیوستن به باشگاه کشورهای دارای سلاحاتمی کند تا که خلاء جدائی از مردم ووحشت و نگرانی از خزش و قیام شان را اینگونه پر کند . ولی اکنون پاسداریادداشت روز نویس در مورد آمریکا و روسیه نسخه ی معکوس این واقعیت را تجویز کرده است.

بهر حال چون تحلیل و تفسیر های ارائه شده مستند و علمی و دارای ثبات نمی باشند زیرا که قلم بردستان یادداشت روز نویس پاسداران و بازجویان زندان ها می باشند که حرفه اشان شلاق بر دست گرفتن و خفه کردن صدای آزدیخواهان وبه تسلیم کشاندن مخالفان و دگر انشان و جراحی کنندگان تفر و و اندیشه و خلاصه تحریف گری و وارونه گوئی واقعیت ها و کتمان کنندان حقایق می باشند . زیرا که دست پروردگان و پرورش دهندگان مکتبی می باشند که خمینی شیاد بنیانگذارش بود که وظیفه و مأموریتش عوامفریبی و دروغگوئی و دین فروشی برای قبضه ی قدرت وحفظ وادامه ی آن بوده است. بنابراین اینان خیلی ساده گفتار ها و تحلیل های یادداشت روز ها متضاد همدیگر می باشد . یعنی یک روز که به روس ها در شورای امنیت سازمان ملل علیه آمریکا و گروه 5+1 بهش نیاز دارند با دادن باج های کلان وخریدن مقطعی روس ها نظر روس ها جلب وموافقت شان بدست می آید و در ادامه تبلیغات مشمئز کننده از روس ها با مانور های تبیغاتی کر کننده و جنگ روانی علیه ی آرمیکا با دفاع کردن از پروژه ی هست ای شروع می شود. ولی همینکه متوجه می شوند که روس های فرصت طلب و معتاد به سیاست توبره و آخور خوری همچون ملایان اند که زود دچار چرخش دگر دیسی در بستر کسب بیشتر منافع خود می شوند . ناگهان همچون این یادشت روز شیپور از در گشادش نواخته می شود که روس ها هر گز قبل اعتماد نمی باشند وهوار ش اینگونه بر آسمان بلند می شود:

"روسیه خود را در جامعه بین المللی به شدت معامله گر نشان داده و به همین دلیل برای همه طرف ها غیرقابل اعتماد است. در ایران هیچ کس در این باره تردیدی ندارد که روس ها به تعهدات احتمالی خود نسبت به ایران چندان پایبند نیستند فقط به این شرط که امتیازهای کافی گرفته باشند. چنین روحیه ای امکان همکاری استراتژیک را به رغم اینکه ایران به آن علاقمند است منتفی می کند. 4- و نکته آخر این است که روس ها تا امروز نشان داده اند که در پروژه های بزرگ ناچار از �هماهنگی� هستند و قدرت عمل یک جانبه آنها بسیار ضعیف است. از این رو نباید به مقاومت روسیه در مقابل باج خواهی های غرب چندان امید داشت.تحت این شرایط همه چیز به این بستگی خواهد داشت که �آمریکایی ها چه بدهند؟� اما درباره یک نکته نباید اشتباه کنند. توان روسیه در تأثیرگذاری بر ایران بسیار کمتر از آن است که آمریکایی ها محاسبه کرده اند، لذا سرمایه گذاری بیش از حد روی این پروژه فقط به معنای تلف کردن وقتی است که می تواند باارزش باشد."

در خاتمه اینکه روس ها پس ا ز تهاجم نظامی به گرجستان و اشغال نظامی دو بخش و جدا کردن از گرجستان اعلام استقلال کردن شان که با موج مخالفت غرب مواجه شد. از سوی دیگر روس ها همچون رژیم تروریستی آخوندی شدیداً به در آمد حاصل از فروش نفت و گاز وابسته می باشند . اما غرب به خصوص آمریکا برای اینکه گوش روس های متجاوزبه گرجستان را بکشند. بنابراین پس از این تجاوز نظامی روس ها به گرجستان بود سیاست دقیق و حساب شده ی روند نزولی کاهش بهای نفت را دنبال کرده اند و همچنان ادامه دارد که نه موجب رام شدن روس ها شده است ، بلکه موجب آسیب زدن به مرکز ثقل تأمین کننده ی هزینه ی اقدامات تررویستی برون مرزی رژیم تررویستی آخوندی شده است . به خصوص اینکه بحران مالی و اقتصادی آمریکا این مشکل را برای روس ها و مقامات رژیم تروریستی آخوندی مضاعف کرده است. از سوی دیگر اتخاذ سیاست تهاجمی بحرین وحمایت کشور های عربی که ا ز بحرین شد که علیه ی رژیم تروریستی آخوندی و پدر خوانده ی تروریست جهانی آخوندی بوده است منجر به بلند کردن دست با پرچم سفید تسلیم شدن از سوی مقامات رژیم تروریستی آخوندی شده است که به معنی اثبات این واقعیت است که سران رژیم تروریستی آخوندی هرزمان که سمبه طرف مقابل پر زور بوده است بر خلاف سر دادن شعار ومانور های توخالی که از سر موضع ضعف و ناتوانی قدرت نمائی کاذب که شده است در عمل این ببر غران دروغین جا زده شده تبدیل به ببر کاغذی و بی خطر شده است . بنابراین اینکه پاسدار یاددشت روز نویس ادعا کرده است که تأثیر گذاری روس ها برروی رژیم ترویستی آخوندی خیلی کمتر از آن است که محاسبه شده است . سازش و باج دادن های کلان به روس ها پیرامون نیروگاه اتمی بوشهر و ارسال قاچاقی پاسدار ذوالقدر به مسکو در فروردین ماه واکنون اعزام اخیر پاسدار نجار وزیر دفاع به مسکو برای دادن باز هم باج های کلان بیشتر برای بستن قرار دهای نظامی و تسلیحاتی و حمایت سیاسی از پروژه ی هسته ای نشان و اثبات گر ادعای خالی بندی پاسدار یادداشت روز نویس می باشد که مقاومت سران رژیم تروریستی آخوندی در برابر فشار روس ها محدود و آسیب پذیر است.
هوشنگ � بهداد
یکشنبه 18 اسفند ماه سال 1387
نقد وبررسی "آمريكا اشغالگر و غارتگر" روزنامه ی جمهوری اسلامی یکشنبه 18 اسفند ماه سال 1387
آیا بررسی اسامی غارتگران بیت المال از سوی عباس پالیز دار مهمتر است؟! یا مبلغ 150 میلیارد دلار فروش نفتی که خاتمی پرسش کرده مفقود شده بیشتر است یا اختلاس ادعای مبلغ 135 میلیارد دلار فروش نفت در عراق"
"
پس از برگزاری کنفرانس باز سازی فلسطین در شرم الشیخ که با موضع گیری تند وتیز وزیر امور خارجه ی عربستان سعودی علیه رژیم تروریستی آخوندی در این کنفرانس همراه بود که موجب عصبیت و بر افروختگی سران رژیم تروریستی آخوندی شد. بطوریکه آخوند احمد خاتمی که شاگرد و دست پرورده ی آخوند انگلیسی مصباح یزدی است و یکی از امام جمعه های موقت تهران می باشد ناچار به عربده کشی وتهدید وزیر امور خارجه ی عربستان سعودی در نماز جمعه ی تهران شد .

اما اکنون عنوانی که سرمقاله نویس با این مضمون "آمریکا اشغالگر و غارتگر" برای مقاله ی خود بر گزیده است که چاشنی تیتر خبری تصویری شده است که در صحفه ی اول همین ورق پاره ی حکومتی با یتر درشت تصویری چنین گفته شده است :" تظاهرات ضدآمريكايي در افغانستان. مردم افغانستان شعار مرگ بر آمریکا سردادند. "یعنی اینکه عدم پاسخ مطالبات مردم ایران به همین گونه شعار ها داده شده است که همراه با پیگیری سیستماتیک دخالت گری در امور داخلی سایر کشور های همجوار و منطقه و حتی جهان می باشد که تبیین کننده ی دیپلماسی صدور تروریسم وبنیاد گری به برون مرز می باشد که رمز ماندگاری رژیم تروریستی آخوندی بوده است.

همچنین ملای سرمقاله نویس بدون آنکه اشاره به نفت دزدی عراق پس از اشغال نظامی عراق از سوی سپاه پاسداران اشاره ای کند. یا اینکه گزارشی از سفر سردار چاپندگی و رفسنجانی مکار به عراق ارائه دهد و بگو ید چرا تعداد همراهان وی آنقدر زیاد بودند که مورد اعتراض مقامات عراقی واقع شد. آنگونه که تأمین هزینه ی همراهان رفسنجانی را قطع کردند ؟

یا اینکه ملای سرمقاله نویس بگوید برخورد مردم عراق و نهاد ها و تشکل های ملی و مردمی عراق نسبت به حضور رفسنجانی در عراق چگونه بود؟ یا اینکه توضیح دهد که چرا فریاد اعتراضی مردم عراق به عامل ادامه ی جنگ ضد ملی و ضد میهنی ایران و عراق بلند شد که مقصر میلیون ها کشته و مجروح و بی خانمان و آوره شدن هر دو کشور ایران و عرق می باشد؟ که خسارات مالی فقط در ایران از سوی همین شیاد و دزد و غارتگر رفسنجانی در خطبه ی نماز جمعه ی تهران که پس از آتش بس سر کشی جام زهر شکست از سوی خمینی شیاد قرائت شد مبلغ 1000 میلیارد دلار اعلام شد . مشروط بر اینکه مبتکر باتلاق و ویتامیزه کرن عراق نیز می باشد . حال بماند که چگونه آقازاده های دزدش در کنار سپاه پاسداران در صدور قاچاقی چاه های نفت در بصره ی عرا فعالیت دارند و سایر جنایاتی که پس از اشغال نظامی عراق در این کشور از طریق اعزام تروریست ها و سپاه قدس و به خصوص دیپلمات تروریست محمد حسن کاظمی قمی به عنوان سفیر رژیم تروریستی آخوندی در عراق دنبال شده است .

بهرحال عجیب است که ملای سرمقاله نویس چشمان خودش را بر بازگوئی و بیان این واقعیت بسته و به سراغ آمریکا رفته است و از غارتگری های مقامات دیپلماسی و نظامی آمریکا در عراق نقل قول کرده است . در صورتیکه قبلاً همین قلم بردست مقاله نویس و همتایش سر بازجو حسین شریعتمداری در ورق پاره ی کیهان گزرش دادند که آمریکا در عراق تا حال 600 مییارد دلار هزینه کرده است و اگر قرار است میزان این هزینه برایش باز گشت شود نیاز به ده ها سال حضور در عراق دارد تا تازه بخشی ز آن مسترد شود.

بنابراین همانگونه که در ابتدا اشاره شد اینگونه قلم فرسائی کردن و گریز به صحرای کربلا زدن ها یک نوع بهانه گیری برای فرار از پاسخگوئی به مطالبات مردم ایران است که وضعیت اقتصادی و معیشتی شان هرروز بدتر می شود . از سوی دیگر گریختن به عدم پرداختن و بررسی رشد اختلافات تضاد رقابت های جناحی و باندی رقبای در گیر جنگ قدرت و ثروت می باشد. برای همین ادامه ی سیاست صدور تروریسم و بنیاد گرائی به برون مرز با مداخله گری در امور داخلی دیگران پیگیری می شود .آنهم از موضع طبکاری کردن و نماینده و سخنگو وکیل مدافع بودن دنبال می شود و دیگران متهم و محکوم می شوند. آنگونه که گوئی اوضاع در داخل کشور امن وامان است وهمه هم رضایت کامل دارند . مهمتر اینکه رهبران و مسئولان رژیم تروریستی آخوندی آنگونه مصلحان انسان دوست و نوع پرستی می باشند که فقط بر اساس وظیفه دینی و شرعی و مذهبی خود رهنمود های صلح جویان و سازنده ی بدون هیچگونه چشم داشتی ارائه می کنند.

جالب است که اکنون پس از اینکه برخورد مناسب با روباه مکار و بساز و بفروش رفسنجانی در عراق نشد ه است. ملای سرمقاله نویس که حامی و مدافع سینه چاک این آخوند شیاد و غارتگر رفسنجانی می باشد یادش افتاده است که مقامات عراقی هم همچون آمریکائیان این چنین در غارتگری نفتی در عراق دست داشته اند:
"انگشت اتهام در اين زمينه فقط به سوي يك يا چند نفر يا گروه نيست بلكه در واقع طيف وسيعي از افراد و گروهها بويژه مقامات مرتبط با مسائل عراق در اين � غارت بزرگ قرن � مشاركت فعال داشته و دارند. موضوع مهم ديگر اينست كه اين موارد اختلاس فقط در يك مقطع زماني كوتاه صورت نگرفته بلكه بررسيهاي نهادهاي نظارتي فدرال آمريكا نشان مي دهد كه تقريبا بدون استثنا در تمامي طول دوران اشغال عراق اين موارد عينا صورت گرفته و هيچ مقطع زماني خاصي نبوده كه � دوران پاكدستي � گردانندگان جنگ عراق معرفي شود. دفتر تحقيقات فدرال فهرست اسامي مسئولان سياسي ـ نظامي و شركتهاي مقاطعه كاري متهم در اين موارد را در اختيار دارد و سرگرم تحقيق و بررسي در زمينه ابعاد سرقت اختلاس و حساب سازي در پرونده هاي مالي جنگ در عراق است . نتايج اين بررسيها قرار است كمتر به رسانه ها درز كند ولي با تغيير دولت احتمال دارد كه دمكراتها ديدگاه ديگري در اين زمينه داشته باشند و براي بهره برداريهاي سياسي ـ تبليغاتي به افشاگري در اين زمينه تمايل جدي داشته باشند. "

در خاتمه اینکه ملای سرمقاله نویس ورق پاره ی حکومتی جمهوری اسلامی که معمولاً نکته نظرات بیت رهبری به خصوص لوطی جماران را با زتاب می دهد آنقدر در پیگیری سیاست صدور بنیاد گرائی و تروریسم به برون مرز با سیاست مداخاله گری در امور داخلی سایر کشور ها به خصوص عراق مشغول و سرگرم شده است و آن را مسئولانه ادامه ی دهد که فرصت مرور پیگیری خبر های داخلی و تجدید نظر برخی از وقایع مهم را ندارد. از جمله اینکه این روز ها بر خلاف قول های داده شده دادگاه غیر علنی به جای علنی برای عباس پالیزدار تشکیل شد که در لابلای دادگاه محاکمه ی سران اسرائیل در تهران که به اتهام جنایت علیه ی بشریت در جنگ 22 روزه ی نوار غزه بطور غیابی محاکمه شدند و بطور همزان کنفرانس حمایت از فلسطین هم در تهران برگزار شد . موجب شد تا خبر تشکیل دادگاه غیر پالیزدار محو شود و کمک به ملای سرمقاله نویس کند که نفس عمیق بکشد که خیالش راحت باشد که دیگر موضوع افشای اسامی مفسدان اقتصادی و دزدان بد نام بیت المال و چوب حراج زنندگان بر منابع و ذخایر طبیعی کشور مطرح نیست که قبلاًاز سوی عباس پالیز دار در اردیبهشت سال جاری در دانشگاه همدان اعلام و افشا شد و با غیر علنی بودن دادگاه نمایشی و فرمایشی دوباره این اسامی مطرح نمی شود تا که بر سر زبان ها جاری گردد. همینطور معلوم نیست که چرا ملای سرمقاله نویس به خودش زحمت نداده است تا سخنرانی تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری خاتمی در سفر شیراز را دنبال کند که روز گذشته در روزنامه ی سرمایه منعکس شد که نقل قول شد خاتمی از دولت مدعی اصول گرائی پرسش کرده است مبلغ 150 میلیارد د لار در آمد فروش نفت در دو سه سال اخیر کجارفته است؟! لابد ملای سرمقاله نویس وحشت از پاسخگوئی این واقعیت راداشته است که بررسی مسائل غارتگری نفتی در ایران مهم نیست و نسبت به پیگیری مسائل درعراق الویت ندارد ؟ همینطور سئوال تکمیلی اینکه مبلغ غارتگری نفتی 135 میلیاردلار در عراق بیشتر است یا نه مبلغ 150 میلیارد دلار در ایران که در چند سال اخیر به غارت رفته و مفقود شده است؟!
هوشنگ - بهداد
یکشنبه 18 اسفند ماه سال 1387
نقد و بررسی "لاهه، مواجهه نظامى با مقاومت آفريقا (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان شنبه 17 اسفند ماه سال 1387
"دفاع کردن از رئیس جمهور مستبد سودان حسن البشیر و تبرئه کردن وی، بدلیل وحشت از عواقب دادگاهی شدن وی و نگرانی از تکرار سرنوشت مشابه برای حاکمان تهران"

فرا فکنی و متقابل به مثل کردن حاکمان تهران آنهم پس از آتش بس جنگ نوار غزه که در نشست مصر امکان پذیر شد . سپس برای باز سازی فلسطین و نوازه غزه کنفرانس در شرم الشیخ مصر بر گزار شد. بلافاصله از سوی حاکمان تهران همزمان هم دادگاه محاکمه سران رژیم اسرائیل به اتهام جنایت در بشریت در نوار غزه تشکیل شد. هم کنفرانس حمایت از فلسطین در تهران راه اندازی شد تا لوطی جماران خطبه خوان سفارشی اش باشد و آمریکا و اسرائیل و کشورهای عربی را تهدید کند . اما اکنون پاسدار غیر ایرانی که قلمش به حمید مولانا هم نزدیک است و یادداشت روز نویس ورق پاره ی کیهان شده است با فرا موش کردن شیوه های واکنشی مسئولان و مقامات رژیم تروریستی آخوندی مدعی شده است ابلاغ حکمی که مدتی پیش برای رئیس جمهور سودان حسن البشیر به اتهام جنایت علیه ی بشریت صادر شده بود و اکنون حکم اقدامش ابلاغ شده است ناشی از انتقام گرفتن شکست اسرائیل از جنگ 22 روزه نوار غزه با حماس است که بدستور لوطی جماران و سپاه پاسداران حماس تحریک و تشویق به پرتاب موشک ها به خاک اسرائیل شد که در دنباله واکنش تهاجم گسترده ی نظامی هوائی و زمینی و حتی آبی اسرائیل به نوار غزه را بهمراه داشت که موجب فاجعه انسانی شد که سران رژیم تروریسی آخوندی و پاسدار غیر ایرانی یاددشت روز نویس از این فاجعه ی انسانی نوار غزه به عنوان پیروزی حماس علیه ی اسرائیل یاد می کنند . چون برای این دژخیمان نابودن شدن انسان ها وویران شدن اماکن و تخریب گسترده وبی خانمان شدن ها انسان ها معنی و مفهومی ندارد.

بهر حال در دنباله پاسدار یادداشت روز نویس با سیاست توبره و آخور خوری و برای توجیه کردن نظام مستبد فاشیستی � مذهبی آخوندها در ایران که الگوی مشابه حکومت مستبد و دیکتاتوری مذهبی البشیر است که سابقه همکاری با القاعده دارد با دفاع جانبدارانه حکومت وی را این چنین یک حکومت دمکراتیک مذهبی جا زده است:

"سودان دارای یک نظام دمکراتیک مذهبی است. در این کشور انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس برگزار می شود. عمرالبشیر در انتخابات 23 آذرماه 1379 در رقابت با سه کاندیدای دیگر- از جمله جعفر نمیری- اکثریت آرای حدود 12 میلیون رأی دهنده سودانی را کسب کرد و همچنین حزب او- جبهه ملی اسلامی که بعداً به کنگره ملی تغییر نام داد- در انتخابات همین سال حدود 60 درصد از 270 کرسی پارلمان سودان را به دست آورد."

همچنین پاسدار یاددشت روز نویس در دنباله ی دفاع کردن از رئیس جمهور سودان و موضع مخالف علیه ی حکم دادگاه لاهه اتخاذ کردن به اتهامات وارده از سوی دادگاه لاهه اشاره کرده است و برای اینکه جنایات البشیر را پاک ووی را تبرئه کند . اینگونه گزارش و تحلیل مقایسه ای از موضع طلبکارانه داده است:

"دادگاه لاهه مدعی است به حمایت از حدود 35 هزار تن مقتول، 7/2 میلیون نفر آواره و 100 تا 300 هزار نفری که به دلیل گرسنگی و فقر جان باخته اند، حکم به بازداشت عمرالبشیر داده است این در حالی است که اگر آمار مقتولین و آواره ها درست باشد در جریان یک درگیری 20 ساله که دو طرف -دولت و شورشیان- داشته، اتفاق افتاده است و باز باید گفت شورشیان منطقه دارفور یک جریان تجزیه طلب بوده اند و با صراحت از آن حرف می زدند و مقابله یک دولت با تجزیه طلبی و شورشگری کاملاً قانونی و مشروع است و هیچ دولتی نیست که تجزیه طلبی را تحمل کند. جالب این است که دادستان برای صدور حکم بی سابقه این دادگاه علیه رئیس جمهور حاکم یک کشور به جان باختن 100 تا 300 هزار نفر به دلیل بیماری و گرسنگی استناد کرده و حال آنکه این موضوع در قاره آفریقا منشا دولتی ندارد و از همین رو باید یقه دهها سازمان پرطمطراق بین المللی را گرفت که علیرغم داعیه کمک به مهار فقر و بیماری نوعاً کاری نمی کنند. در واقع در این ماجرا لاهه به جای آنکه طرف قربانی باشد طرف جنایتکاران را گرفته است."

البته اینگونه قلمزنی کردن که آن روی سکه ی سفر شتاب زده و سراسیمه ی پاسدار علی لاریجانی باتفاق رئیس مجلس سودان از تهران به خارطوم پایتخت سودان می باشد که برای حمایت از رئیس جمهوری سودان بود که البته یک دهان کجی کردن آشکار به حکم دادگاه بین المللی لاهه نیز خطاب می شود. صد البته که این سفر اقدام پاسدار علی لاریجانی که بفرمان لوطی جماران خامنه ای انجام شد ناشی از ترسی می باشد که عواقب این حکم پیگرد قانونی حسن البشیر رئیس جمهور مستبد مذهبی سودان موجب وحشت رهبران و مقامات و مسئولان رژیم تروریستی جمهوری اسلامی شده است. زیرا گذشته از اینکه اسامی اغلب مسئولان و مقامات رژیم تروریستی آخوندی در لیست متهمان و محکومان دادگاه ها در آلمان و آرژانتین و سوئیس و ... می باشد ممنوع الخروج نیزهستند که در لیست پیگرد پلیس بین المللی نیز می باشند .

از طرف دیگر سند جنایت محرز علیه ی بشریت اینان در 30 سال گذشته بس فرار تر از اتهامات رئیس جمهوری سودان می باشد . زیرا که 7 سال جنگ اضافی میان ایران و عراق ادامه یافت . در صورتیکه امکان آتش بس و صلح و دریافت مبلغ 100 میلیارد د لار غرامات در دسترس بود . ولی خمینی شیاد پایش را بر توی یک کفش کرد و به این پیشنهاد آتش بس و صلح صدام حسین پاسخ منفی و رد داد .چون می خواست انتقام فردی از صدام حسین رئیس جمهور وقت عراق بگیرد . ولی ادامه ی این جنگ ضد ملی و ضد مذهبی موجب شد تا که میلیون ها نفر ایرانی و عراقی کشته مجروح و آواره و بی خانمان شوند و خسارات مالی عدیده و بیسشماری بهر دو کشور ایران و عراق وارد شود که یک سند علنی جنایت علیه ی بشریت می باشد که مسببان و عاملین ادامه ی این خانمانسوز می بایست در دادگاه صالحه ی بین المللی محاکمه شوند .

بدتر اینکه خمینی شیاد به دلیل اینکه مجبور شد که به خاطر پذیرش شکست و آتش بس جام زهر سر بکشد . برای پاد زهر سم این جام زهر سر کشی شده، دست به جنایت ضد بشری دیگری زد و مرتکب سند تاریخی جنایت دیگر علیه بشریت شد . زیرا که برای فرار از پاسخگوئی به خانواده های داغدار و عزا دار جنگ و اعتراض بی خانمان و آوار شد گان جنگ فرمان قتل عام زندانیان سیاسی در سراسر زندان های کشور را در تابستان خونین سال 67 را صادر کرد و ده ها هزار زندانی سیاسی در مدت بس کوتاهی قتل عام شدند .

فاجعه آمیز تر اینکه اکنون پیروان خمینی شیاد وشرکای ادست اندر کار این جنایت تاریخی به خیال خام خودشان دارند تلاش مذبوحانه می کنند تا با تخریب کرد ن دشت خاوران که مکان گور های دسته جمعی بخشی از قتل عام شدگان تابستان خونین و سیاه فاجعه ی تاریخی و ملی سال 67 می باشد را با تخریب کردن از بین ببرند . گویا به حساب تفکر حقیرانه ی خود پنداشته اند که ننگ با رنگ پاک شدنی می باشد و با زنده بودن شاهدان زیاد و اعضای خانوده های شهدا امکان محو کردن وزدودن این جنایت تاریخی وجود دارد.

در خاتمه اینکه از طرف دیگر هنوز ادامه ی اینگونه جنایات ادامه دار که دنباله ی اعدام بیش از یک صد و بیست هزار زندانیان سیاسی در 30 سال گذشته است جنایات ضد بشری مشابه همچنان در ابعاد کوچکتر ادامه دارد . زیرا که همین روز ها گذشته از یورش به خانه ی دانشجویان ودستگیری شبانه اینان و طرح گورستانی کردن دانشگاه ها که مکمل طرح یورش سراسری اردیبهشت سال 59 به دانشگاه هاست که عنوان انقلاب ضد فرهنگی اجرا شد . همچنین یاد آور حمله به کوی دانشگاه تیرماه سال 78 می باشد . اکنون نیزگزارش شده است که زندانی سیاسی حشمت ساران چگونه پس از تحمل چندین سال شکنجه ی زندان در اثر تزریق سم در زندان گوهر دشت کرج جان باخته است و موجب سنگین تر شدن کارنامه ی ننگین و سیاه جنایات سران رژیم تروریستی آخوندی شده است.

هوشنگ � بهداد
شنبه 17 اسفند ماه سال 1387
نقد و بررسی " به نام اعراب به كام اسرائيل" روزنامه ی جمهوری اسلامی شنبه 17 اسفند ماه سال 1387
"با آویزان شدن به انتقاد کور و کینه ای با کنفرانس شرم الشیخ و هتاکی به مصر و عربستان کردن ، برای فرار کردن از پاسخگوئی به بحران های گسترده و نارضایتی عمومی "

جالب است وقتی که رژیمی آنگونه ضد مردمی می باشد و از مردم خود فاصله گرفته ودور شده و آنان را فراموش کرده باشد که برای سرانش مهم نباشد که مردم در چه شرایط طاقت فرسائی بسر می برند؟ یا اینکه آنگونه چوب حراج بر منابع و ذخایر کشور زده شده باشد که اصلاً مهم نباشد که واردات هرچه بیشتر جای صادرات غیر نفتی و گازی را گرفته است که حتی گزارشگر همین ورق پاره ی حکومتی جمهوری اسلامی خبر از واردات آجیل هندی و چینی بری هفت سین مراسم جش نوروزی عید گزارش داده ا ست . از سوی دیگر گزارشگر همین ورق پاره مکمل خبر واردات آجیل هندی و چینی از خطر حذف صنعت فرش در جهان را مخابره کرده است .

بنابراین در چنین شرایط می بایست که ملای سرماله نویس نیز بموازات آخوند های حکومتی ائمه جماعات نگران نتایج بازسازی فلسطین در کنفرانس شرم الشیخ درمصر باشد و باید همدوش و همگام با سفر پاسدار علی لاریجانی به خارطوم پایتخت سودان که برای حمایت از حسن البشیر رئیس جمهور مستبد سودان است به این کشور سفر کرد که به اتهام جنایت علیه ی بشریت از سوی دادگاه لاهه مورد پیگرد واقع شده است . زیرا که رهبران و مسئولین رژیم تروریستی آخوندی که دارای کارنامه ی بس سنگین و سیاه تر از رئیس جمهور سودان دارند نگران وضعیت مشابه ی نسبت به آینده خود باشند. لذا بنابراین باید که پیوسته بطور سیستماتیک تلاش مذبوحانه برای منحرف کردن اذهان عمومی حرکت و فعالیت و قم لفرسائی و تبلیغ شود.
پس بی جهت نمی باشد که سیاست رسمی خارجی رژیم تروریستی آخوندی در 3 دهه گذشته بر اساس صدور ترریسم وبنیاد گرائی و دخالت گرائی در امور داخلی کشور های همجوار و منطقه ی خاورمیانه بنا نهاده شده است . زیرا که شالوده ی این سیاست آنگونه با بقای رژیم تروریستی آخودی تلفیق و عجیب شده است که جدائی یا ترک این سیاست موجب فرار سیدن وشتاب دادن مرگ وفروپاشی قطعی رژیم تروریستی و پدر خوانده ی تروریست هانی می شود .

با این حساب نگرانی ملای سرمقاله نویس فقط از موضع افشاگرانه ی وزیر امور خارجه ی عربستان در کنفرانس شرم الشیخ نیست ، بلکه نگرانی بزرگترش این است که چرا به موازات کنفرانس شرم الشیخ و پیشنهاد ارائه شده وزیر امور خارجه ی عربستان چرایک تشگل گروه 6+3+1 هم علیه ی رژیم تروریستی آخوندی هم در این کنفرانس تشکیل شده است که شامل 6 کشور شورای همکاری خلیج فارس و کشور های مصر و اردن و عراق و آمریکا می باشد . یعنی فرار از پاسخگوئی به این واقعیت که گفته می شود آنان که باد می کارند توفان درو می کنند. البته ملای سرمقاله نویس به نقل از وزیر امور خارجه ی عراق گفته است که هدف از تشکیل این گروه 6+3+1 این است که آمریکا قصد دارد وارد مذاکره با رژیم تروریستی آخوندی شود که ملای سر مقاله نویس اضافه کرده است اینگونه آمریکا با روش کینه توزانه و خصمانه اقدام کرده است و بالاخره پیرامون تشکیل این گروه و اهداف آن اینگونه تحلیل داده شده و نسخه علیه کشورهای عربی به خصوص عربستان صادر شده است:

"ظاهرا قرار بود اوباما زمينه هائي براي اجراي سياست هاي جديد فراهم كند تا باعث تغيير در ديپلماسي ناكام آمريكا شود ولي باز هم در صدد تكرار همان سياستهاي گذشته در قالب جديد است . اگر اينگونه باشد اميدي براي پايان دادن به نفرت ملتها عليه آمريكا نيست و كشتي به گل نشسته سياست خارجي آمريكا همچنان در موقعيت كنوني باقي خواهد ماند. اما جاي تعجب است كه چگونه دنياي عرب حاضر شده است به ابزار سياست هاي ضدايراني واشنگتن تبديل شود و چرا دولت رياض كه در تبليغات رسانه اي خود سعي دارد از هر فرصتي براي هوشمند و آگاه جلوه دادن خود بهره گيري كند اينگونه دنياي عرب را آلت فعل بي اراده و ذلت پذير آمريكا ساخته است "
در دنباله و بخش پایانی مللای سرمقاله نویس همچون گذشته که ثابت می کرد زمین گرد است و همه چیز به جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان با اسرائیل ختم می شود به ترجیح بند جنگ 33 روزه آویزان می شود تا به پیروزی حزب لبنان و شکست اسرئیل و آمریکا در منطقه راه برد . اکنون نیز ترجیح بند جنگ 22 روزه نوار غزه و پیروزی حماس و شکست اسرائیل و ارتجاع عرب هم ضمیمه شده است . ضمن اینکه با تهدید کردن کشور های عربی و به خصوص با توهین و هتاکی کردن به مصر و عربستان خبر از وقایع جنگ مشابه ی 22 روزه نوار غزه در آینده این چنین داده است
:

"در واقع همه چيز به فجايع غزه و جنگ 22 روزه اي باز مي گردد كه صهيونيستها در خلال آن سعي داشتند ريشه هاي مقاومت اسلامي در غزه را بسوزانند. ارتجاع عرب در آن ماجرا نه تنها همدست بلكه حامي اسرائيل بود و مقامات ارشد رژيم صهيونيستي بارها اعتراف كردند كه اين جنگ را به درخواست مصر و عربستان آغاز كرده اند و آل سعود حتي هزينه هاي جنگ عليه مردم غزه را نيز پيشاپيش تقبل كرده است . اكنون رژيم كمپ ديويدي قاهره و آل سعود براي سرپوش گذاشتن بر آن خيانت بزرگ خود نه تنها در اجلاس نمايشي شرم الشيخ سعي كردند خود را دوست مردم غزه معرفي كنند و براي باصطلاح بازسازي غزه اعلام همبستگي و همراهي كنند كه حتي براي انحراف افكار عمومي دنياي عرب و دنياي اسلام از فجايع غزه مي خواهند اسرائيل را تبرئه و خطر محسوس و ملموس اسرائيل را تعمدا به فراموشي بسپارند و � خطر موهوم ايران � را جايگزين آن كنند . حال آنكه ارتجاع عرب در جنگ 8 ساله عراق عليه ايران تجربه كرد كه هيچكس از دشمني با ايران اسلامي سود نكرد و از سرمايه گذاري عليه ايران بهره اي نبرد. هم در آن ماجرا و هم در ماجراي غزه و هم در حوادثي كه آينده آبستن آنست و با اجلاس شرم الشيخ در واقع كليد خورده است همه چيز به نام اعراب تمام خواهد شد ولي اوضاع به كام اسرائيل است . البته صهيونيستها هم از جنايت و كشتار و نسل كشي در غزه سودي نبردند و از شرارتهاي آينده نيز بهره اي نصيبشان نخواهد شد اما اين ملتهاي مسلمان و بويژه ملتهاي عرب هستند كه با آگاهي از عمق فجايع ديروز و امروز و با كسب اطمينان در مورد خيانت آشكار دربارهاي بي افتخار عرب لازمست به وظايف تعطيل ناپذير خود عمل كنند و با كساني كه آب به آسياب دشمنان اسلام و دشمنان اعراب مي ريزند تكليف خود را يكسره نمايند."

در خاتمه اینکه همانگونه که در ابتدای نوشتار اشاره شد به دلیل ماهیت ضد مردمی و قرون وسطائی رژیم تروریستی آخوندی و بدلیل وحشت از خشم تراکم شده مردم ناراضی به ویژه نسل جوان و دلهره و اضطرابی که از تعمیم و گسرش جنبش آزادیخواهی و اعتراضی دانشجوئی به متن جامعه ی باشد . بنابراین می بایست برای پاک کردن صورت مسئله و دور زدن مسائل و بحران اصلی و به انحراف کشانیدن اذهان عمومی به دستأویز صدور بحران و بنیاد گرائی و ادامه ی سیاست دخالت گرائی در امور داخلی سایر کشور ها آویزان شد . اما چون این سیاست لو رفته ونخ نما شده است که نه همچون گذشته نه اینکه کاربرد ندارد، بلکه بر ضد خودش تبدیل شده است. مشابه واکنش برخورد حاکمان بحر ین در قبال استانی خواندن این کشور از سوی آخوند دزد بیت المال ناطق نوری و مشاور لوطی جماران است که منجر به عقب نشینی و تسلیم طبانه و مفتضحانه مسئولان رژیم تروریستی آخوندی شد . مشروط بر اینکه منتهی به قطع روابط دیپلماتیک دولت مراکش با رژیم تروریستی آخوندی هم شده است. از سوی دیگر موضع تهاجمی و افشاگرایانه ی وزیر اور خارجه ی عربستان در کنفرانس شرم الشیخ را بهمراه داشته است و صد البته برخورد مردم عراق و جریانات معترض ووطن پرست عراقی نسبت به سفر روباه مکار رفسنجانی به عراق از جمله واکنش های توفان درو کردن کشت باد می باشد .

هوشنگ � بهداد
شنبه 17 اسفند ماه سال 1387
نقد و بررسی "توقف ممنوع! (يادداشت روز)"روزنامه ی کیهان پنجشنبه 15 اسفند ماه سال 1387
"عجیب است آمران و عاملان و مقصران دو سند محرز جنایت علیه ی بشریت اکنون با فرافکنی و آی دزد کنان دادگاه مشابه برای اسرائیل تشکیل داده وطلبکار شده اند!!"

آخوند پاسدار یادداشت روز نویس در همان ابتدای یادداشت روز خود لو داده است که برپائی شوی کنفرانس حمایت از فلسطین که در تهران بر گزار شد و امروز به به پایان می رسد مکمل اجرای شوی کمدی تشکیل دادگاه محاکمه ی سران اسرائیل در تهران است که به اتهام جنایت علیه ی بشریت در تهران بر پا شده است که در اصل ادامه شکست توطئه ی جنگ افروزی 22 روزه ی نوار غزه از طریق حماس وسپاه پاسداران می باشد که گذشته از اینکه همین جنگ 22 روزه ی نوار غزه دنباله همان خطبه ی لوطی جماران در عید فطر سال گذشته در تهران است که بطور علنی هم رهبران کشورهای عربی تهدید به عدم شرکت در این کنفرانس شدند وهم تأکید بر دشمنی با روند مذاکرات صلح خاورمیانه و کنفرانس صلح خاورمیانه در آناپولیس آمریکا بود . همچنین از سوی دیگر برپائی جنگ 22 روزه ی نوار غزه به تلافی شکست تصویب توافقنامه ی امنیتی میان دولت عراق با آمریکا راه اندازی شد . البته تصویب این توافقنامه ی امنیتی در پارلمان عراق ،شکست انتخابات شورای استانی عراق برای حامیان و عوامل رژیم تروریستی آخوندی در عراق را بهمراه داشت .

بنابراین اکنون که مصر نقش کلیدی در آشتی دادن حماس و گروه های فلسطینی با ساف را بر عهده دارد و اجلاس باز سازی فسطین و نوار غزه در شرم الشیخ بر پا کرد که نمایدگان بیش از 80 کشور جهان در این اجلاس شرکت داشتند. البته که حماس و رژیم تر وریستی آخوندی حامی تاکتیکی حماس در این اجلاس شرم الشیخ حضور نداشتند. ناگفته نماند که در این اجلاس شرم الشیخ تعهد مالی 5 میلیارد دلاری برای باز سازی فلسطین به تصویب رسید . همینطور بر پائی این اجلاس شرم الشیخ در نهایت موجب بیشتر ایزوله شدن رژیم تروریستی آخوندی شد.

لذا مسئولان ر ژیم تروریستی آخوندی برای اینکه صورت به ضرب سیلی سرخ کنند. با اشک تمساح ریزی برای حماس و در حمایت از فلسطین و علیه ی اسرائیل این دو شوی نمایشی را در تهران بر گزار کردند تا که فرصت روضه خوانی و مانور دادن تبلیغاتی برای امثال آخوند پاسدار یادداشت روز نویس ورق پاره ی کیهان اطلاعاتی � امنیتی � پادگانی فراهم شود. زیرا که آخوند پاسدار یادداشت روز نویس برگردان و ترجمان ادای کمدی پاسدار احمدی نژاد چاقو کش است که د ر سازمان ملل گفته بود سازمان ملل می بایست منحل شود و سازمان ملل جدیدی تشکیل شود که در آن نمایندگان انگلیس و آمریکا و اسرائیل وجود نداشته باشند. البته اخیراً لوطی جماران نیز پیرو ترسیم تبصره چشم انداز 20 ساله اشاره به اصلاح ساختار سازمان ملل کرده است که تأکید کرده این جزو مسئولیت وظایف رژیم ترورستی آخوندی می باشد که اکنون آخوند پاسدار یادداشت روز نویس همین سیاست علیه ی اسرائیل و آمریکا و سازمان ملل را به شیوه ی مشابه د نبال کرده است .
البته وی توضیح نداده است که چگونه کشوری که خودش رکوردار جهانی نقض مستمر قوق بشر می باشد و رهبرانش دارای پرونده ی محکومیت در دادگاهی در آلمان به اتهام ترور مخالفین دارند و برخی از سران و مسئولانش تحت تعقیب پلیس بین المللی می باشند . بدتر اینکه دارای پرونده ننگین سند جنایت علیه ی بشریت به خاطر قتل عام زدانیان سیاسی در تابستان خونین سال 67 می باشد .
مهمتر اینکه این رژیم دارای کار نامه ی سیاه وننگین خنجر از پشت زنی خیانت نسبت به جنبش آزادیبخش فلسطین دارد و دادستان بازجو وشکنجه گر و قاتل سعید مرتضوی به دلیل قتل خانم زهرا کاظمی ایرانی تبعه ی کانادا در زندان اوین که دارای پرونده ی گشوده در کانادا می باشد .

سئوال است که مسئولان این رژیم پدر خوانده ی تروریست جهانی به چه مجوز به خودشان حق داده اند که نماینده و سخنگوی مردم فلسطین شوند و آخوند پاسدار یادداشت روز نویس نیز بتواند پیرامون دو شوی کمدی و نمایشی حمایت از فلسطین و حماس و علیه ی اسرائیل و سازمان ملل و آمریکا و سایر کشورهای مسلمان چنین از موضع فرار به جلو فرافکنی قلمفرسائی � حوزوی کند :

امروز کنفرانس بین المللی حمایت از فلسطین در تهران در حالی به پایان می رسد که این پایان را باید نقطه آغازینی برای محاکمه و مجازات سران جنایتکار صهیونیست در دادگاهی صالح قلمداد کرد. پیش از آن اقدام بجا و شایسته دادستانی کل کشور در �اعلام جرم� نسبت به 29 جنایتکار جنگی رژیم صهیونیستی به موجب شکوائیه ای مستند در 6 سرفصل مشتمل بر جنایات بین المللی و نقض قوانین و معاهدات بین المللی و همچنین �اعلام جرم� 5700 حقوقدان ایرانی علیه مجرمان جانی صهیونیستی و به دنبال آن تکمیل تحقیقات مقدماتی از سوی دادستانی تهران درباره پرونده غزه و درخواست جلب بین المللی 15 نفر از سران و فرماندهان ارشد صهیونیست بستر مناسبی برای اثرگذاری کنفرانس بین المللی فاجعه انسانی غزه بوجود آورد تا روند این پیگیری فراتر از چند همایش و سمینار به گونه ای جدی تر ادامه بیابد. البته بی شک پیگیری محاکمه سران کودک کش رژیم صهیونیستی نه تنها دغدغه کشورهای مسلمان بلکه خواست عمومی قاطبه مردم جهان است. اصرار و پافشاری بر این موضوع که منشأ آن را باید در آینه �بیداری جهانی� به نظاره نشست، در عین حال اقدامی حداقلی - والبته واجب- در برابر جنایت های جنون آمیز و دهشتناک سردمداران تل آویو است که در جنگ 22 روزه غزه با نقض صدها مواد از مقررات، قوانین و عهدنامه های بین المللی و نادیده گرفتن حجم انبوهی از متون، اصول و قواعد حقوق بشری و با وحشی گری نظم عمومی جهانی و اخلاقیات اولیه انسانی را شخم زدند و بذر تجاوز، زیاده خواهی و چپاولگری را بر ساختار حقوقی و قضایی نظام بین الملل نشاندند. در این میان سازمان ها و نهادهای بین المللی نیز که مستقیما وظیفه داشتند در برابر این جنایات و تجاوزات مشهود از اهرم های الزام آور خود برای پیشگیری یا دست کم توقف جنگ و کشتار بهره ببرند. نقش �معاونت در جرم� را بر عهده گرفتند و همچون معاون در جرمی که اسباب وقوع جرم را برای فاعل و مباشر جرم تسهیل می کند به کمک و مددرسانی جنایتکاران و مجرمان صهیونیستی شتافتند. "

در خاتمه اینکه طبق نظر و فتوائی که آخوند پاسدار یادداشت روز نویس پیرامون مجرمان جنگ 22 روزه نوار غزه داده است و خواهان محاکمه ی مجرمان این فاجعه به اتهام جنایت علیه ی بشریت شده است . البته از ترس بازگشت تف پرتاب شده به سقف بر ریش و افتادن خیاط در کوزه، وی توضیح نداده است که این جنگ چگونه آغاز شد و نقش لوطی جماران و سپاه پاسداران و سایر مسئولان و مطبوعات و دستگاه تبلیغات رژیم تروریستی آخوندی در زدن جرقه ی این جنگ 22 روزه ی نوار غزه چه بوده است؟ بطور مثال بدون اینکه اشاره شود دعوت از رهبر حماس به تهران کردن و بردشمنی صلح خاورمیانه و خائن نامیدن محمود عباس و برسمیت نشناختن اسرائیل و نادیده گرفتن وتأکید کردن بر شکستن آتش بس در راستای چه اهدا فی بود؟ یا اینکه برای چه دلارهای اهدائی برای جنگ افروزی در منطقه در بیت جماران به اسماعیل هنیه داده شد؟ سپس قبل از شروع جنگ 22 روزه نوار غزه برای چه حماس و جهاد اسلامی فلسطین تشویق و ترغیب و تحریک به پرتاب موشک به خاک اسرائیل شدند که سبب کشته و مجروح شدن تعدادی از ساکنین اسرائیل شد که زمینه ساز تهاجم نظامی اسرائیل شد.؟ از سوی دیگر مگر فراموش شده است که پس ازآزادی خرمشهر وباز پس گیری این شهر، مگر صدام حسین رئیس جمهور وقت عراق با وساطت سایر کشور های عربی و یک کشور آفریقائی پیشنهاد آتش بس و صلح با غرامات جنگی 100 میلیارد دلار نداد که خمینی و پاسداران و رفسنجانی زیر بار نرفتند و بر نابودی صدام حسین پای فشردند؟ که حاصل آن خیره سری و انتقام گیری خمینی شیاد از صدام حسین سبب 7 سال ادامه ی جنگ شد که گذشته ازخسارات فراوان مالی و اقتصادی با ویرانی گسترده که بهر دو کشور ایران و عراق در گیر جنگ وارد شد . موجب مرگ و مجروح شدن وبی خانمانی و آوارگی و داغدار شدن میلیون ها ایرانی و عراقی شد که یک سند تاریخی معتبر غیر قابل انکار جنایت علیه ی بشریت می باشد که عامل و مقصر اصلی جنگ افروز حاکمان کنونی بر ایران می باشند که در کنار خمینی اصرار بر ادامه ی جنگ تا پیروزی کردند . در صورتیکه به شکست سرکشی جام زهر انجامید وبدتر اینکه برای فرار از پاسخگوئی به شکست جنگ ضد ملی و ضد میهنی ایران و عراق به مردم ایران به خصوص خانواده های داغدار و عزدار ناشی از جنگ بی حاصل برای مردم ، ولی نعمت برای جنگ افروزان خمینی شیاد دست به جنایت تکمیلی زد و فرمان قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان سال 67 را صادر کرد که تذکر داده شد این هم یک سند تاریخی دیگر جنایت علیه ی بشریت ی باشد که همه ی خانواده های داغدار و عزیز از دست داده و همه آزادیخواهان و انسان دوستان ایرانی و حتی عراقی بدور از هرگونه تفکر واندیشه و مرام و مسلک در کنار هم می بایست تلاش برای تشکیل دادگاه بین لمللی برای محاکه ی آمران وعاملان و مقصران هر دو جنایت علیه ی بشریت کنند.
هوشنگ - بهداد

پنجشنبه 15 اسفند ماه سال 1387
نقد و بررسی " بازسازى يا باج خواهى ؟!) يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان چهار شنبه اسفند ماه 14سال 1387
"اکنون هتاکی و متهم کردن رئیس جمهور مصر تبدیل به موضوع اصلی قلم بر دستان رژیم تروریستی آخوندی شده که چرا تلاش برای آتش بس جنگ و باز سازی نوار غزه کرده است؟"

با به فراموشی سپردن مطالبات مردم ایران و نادیده انگاشتن وضعیت نا بسامان موقعیت دولت جراحی و خراطی شده ، به خصوص وضعیت بحرانی اقتصادی و وضعیت طاقت فرسای معیشتی که مردم ایران در آن قرار دارند. به ویژه دور زدن شریط رقابت انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم و اعمال طرح و دسیسه های محدود و مهار کننده ی روش تبلیغات رقیب دوم خردادی ها که روز به روز فزون تر می شود ، در عوض این روز ها در یک سنفونی مشترک و برنامه ریزی شده مطبوعات حکومتی وابسته به لوطی جماران در راستای اهداف مشخص فعال شده اند . چونکه اکنون طلبه پاسدار یادداشت روز نویس ورق پاره ی کیهان همچون ملای سر ممقاله نویس همتایش در ورق پاره ی حکومتی جمهوری اسلامی وارد میدان شده است و به نمایندگی از سوی مردم فلسطین و اشک تمساح ریختن برای شان که چرا نماینده حماس در اجلاس شرم الشیخ مصر حضور نداشته علیه اجلاس شرم الشیخ مصر قلمفرسائی نموده است.

عجیب است که یکی نیست در رژیم تروریستی آخوندی پرسش کند که مگر شما سر یا ته پیازی می باشید که اشک ریزان ناشی از آب پیاز دلسور، تبدیل به دایه نزدیک تر از مادر برای مردم فلسطین شده اید و به خود تان حق می دهید که یکه تاز انحصاری وسخنگوئی و وکیل مدافع حماس و سا کنین نوار غزه شوید؟
اما مگرهمین حماس و سازمان جهاد اسلامی فلسطین نبودند که تحریک شدند تا که آتش بس با اسرائیل را بشکنند و به اسرئیل موشک پرتاب کنند تا مقدمه ی جنگ 22 روزه نوار غزه فراهم شود؟ آیا همین زمینه سازی خیانت آمیز کافی نمی باشد که بیش از 1000 نفر کشته ی ساکنین نوار غزه و بی خانمان شدن ده هاهزار فر شان بامیلیارد ها خسارات وارده که بر جای گذاشت تا که هدف نهائی دشمنی با روند مذاکرات صلح خاور میانه پیش برده شود.؟از سوی دیگر مگر این جنگ افروزی 22 روزه ی نوار غزه تحمیلی از سوی رژیم تروریستی آخوندی به ساکنین نوار غزه موجب نشد تا که جریان دست راستی ها در اسرائیل برنده ی انتخابات شوند و قدرت را اینان بگیرند تا که شرایط روند مذاکرات با فلسطین را سخت تر کنند؟ یعنی همان خواست سران رژیم ترویستی آخوندی که را دنبال می کردند اتفاق افتاد. برای ایتکه در حقیقت این طرح ادامه ی هما نسیاست تکراری 3 دهه ی رژیم تروریستی آخوندی در منطقه می باشد . زیرا که با طراحی و پیگیری این سیاست بوده است که عرفات محاصره و موجب رشد و قدرت گیری حماس و تضعیف ساف شده است . چونکه حماس بال یا بازوی دیگر پیشبرنده ی اهداف رژیم تروریستی آخوندی در منطقه همچون حزب الله لبنان شده است.

پس بی دلیل نیست که طلبه پاسدار یادداشت روز نویس همچون ملای سرمقاله نویس ورق پاره ی حکومتی جمهوری اسلامی بدون آنکه به نقش اساسی راه اندازی جنگ 22 روزه ی نوار غزه اشاره کند . یا اینکه بدون آنکه توضیح دهد در پروسه ی جنگ 22 روزه نوار غزه سران رژیم تروریستی آخوندی به خصوص سپاه پاسداران چه کردند؟ یا تشریح کند که برای چه سپاه پاسداران ارگان سر کوبگر یا زائده ی وصل به خودش بسیج را کفن پوش و راهی میدان کرد تا که در جلوی فرود گاه های کشور یا کنسول و دفاتر و سفارتخانه های کشور های مصر و عربستان واردن و برخی از کشورهای اروپائی و آمریکا دست به تظاهرات و تحصن بزنند و فریاد مرگ سر دهند و پرچم این کشورها را آتش بزنند و مواد آتش زا بدرون ساختمان ها پرتاب کنند . مهمتر اینکه فریاد مسلح و به نوار غزه اعزام شدن سر دهند . بد تر اینکه جایزه ی میلیون دلاری برای کشتن حسنی مبارک که متهم به خیانت شده بود تعیین کنند که چرا مصر نوار غزه را باز نگذاشت تا که سپاه پاسداران بتواند از این طریق ارسال مواد داروئی و غذائی ظاهراً انسان دوستانه،ولی سلاح با نیرو به نوار غزه ارسال کند تا که دامنه ی جنگ گسترده شود و سراسر منطقه ی خاورمیانه را در بر گیرد .

بنابراین اکنون رئیس جمهور مصر حسنی مبارک می بایست به چند اتهام مرتبط بهم محکوم شود. یکی اجازه ندادن به باز گشائی نوار غزه و گسترش دامنه ی جنگ نوار غزه به منطقه در حین جنگ 22 روزه ی نوار غزه، اتهام دیگر تلاش برای آتش بس نوار غزه که حسنی مبارک با کمک پادشاه عربستان و اردن پیگیری و عملی اش کرد . دیگری تشکیل نشست میان رهبران ساف و حماس بمنزله ایجاد وحدت ملی فلسطین در مصر . بالاخره اجلاس اخیر شر م الشیخ که برای باز سازی فلسطین بر گزارشد به خصوص برای باز سازی ویرانی های ناشی از جنگ 22 روزه که در نوار غزه رخ داد . لذا حسنی مبارک رئیس جمهور مصر به اتهامات اشاره شده مورد محاکمه ی طلبه پاسدار یادداشت روز نویس غیر عرب و فلسطین واقع شده است که حتی نه به مردم فسطین وبه مردم کشور خودش، بلکه هم لباس و عمامه خودش همچون خاتمی هم رحم نمی کند. بلی این طلبه پاسدار یادداشت روز نویس همچون همتای مقاله نویس ورق پاره ی حکومتی جمهوری اسلامی پیرامون اجلاس جدید شرم الشیخ بندهای گوناگون کیفر خواست اتهامی برای حسنی مبارک رئیس جمهور مصر تهیه و تنظیم و صادر کرده است:

در خاتمه اینکه آنچه که مشخص است و مو درزش نمی رود عدم حس انسان دوستی و نوع پرستی نسبت به مردم فلسطین در اینگونه معرکه گردانی ها می باشد. زیرا که باستناد 3 دهه تجربه ی خیانت به جنبش آزادیبخش ملی فلسطین کردن و خنجر از پشت به اینان زدن و تلاش های گسترده توطئه آمیز که برای ترور فیزیکی زنده یاد عرفات می شد تا که حماس جایگزین ساف شود . لذاجای هیچگونه شک نسبت به نیت پلید سران رژیم تروریستی آخوندی پیرامون چشم طمع به فلسطین دوختن باقی نمی گذارد که نا مفهوم باشد پشت اشک تمساح ریزی برای حماس ریختن چه اهداف شوم و ضد انسانی نهفته است ؟ زیرا که به بحران سازی و جنگ افروزی در منطقه ی خاور میانه و ناامن کردنش در راستای عبور از بحران پروژه ی هسته ای و دسترسی به سلاح هسته ای امکان پذیر می شود. پس قابل فهم است که چرا طلبه پاسدار یادداشت روز نویس بطور شفاف اعتراف کرده و لو داده وگفته است که موضع گیری های این چنینی و برخوردهای حذفی، ذره ای از انگیزه های الهی مقاومت را چه در بین مردم فلسطین و چه در بین مبارزین حماس کم نمی کند. ودر دنباله نقل قول کرده است که خالد مشعل- رئیس دفتر سیاسی حماس مجددا بر عنصر مقاومت فلسطینی تاکید می کند و می گوید: � به شما اطمینان می دهم که برادرانتان هرگز از گزینه مقاومت چشم پوشی نخواهند کرد، چرا که مقاومت یگانه گزینه راهبردی ما به شمار می رود و این یک تکلیف است. ما این تکلیف را تا باز پس گیری وجب به وجب خاک فلسطین اشغالی از چنگال صهیونیست های غاصب به جا خواهیم آورد.� یعنی اینکه سرمایه گذاری بر روی دامن زدن جنگی دیگر در خاورمیانه از طریق حماس شده است . به خصوص اینکه پرونده ی قتل رفیق حریری نخست وزیر سابق لبنان در دادگاه لاهه گشوده است که ادامه ی آن می تواند به دمشق و تهران به عنوان شرکای جرم این پرونده برسد . بنابراین برای بی اعتبار کردن این پرونده و دادگاه و خنثی کردن بازتاب اجلاس باز سازی فلسطین در شرم الشیخ نیاز به اتهام زدن وهتاکی به رئیس جمهور مصر کردن و تلاش برای جنگ افروزی از سوی حماس و حزب الله لبنان ضروری می باشد.
هوشنگ � بهداد
چهار شنبه 14 اسفند ماه سال 1387
نقد و بررسی " توافقات قاهره و زمينه هاي ترديد" روزنامه ی جمهوری اسلامی چهار شنبه 14 اسفند ماه سال 1387
"معلوم نیست که چرا نه بررسی مسائل داخلی ونه سفر رفسنجانی مکار به عراق مهم نیستند ، ولی ارزیابی اجلاس شرم الشیخ و حماس بسیار مهم می باشد!!"

ملای سرمقاله نویس حامی و سینه چاک رفسنجانی غارتگر و مکار بر خلاف انتظار که سکوت اختیار کرده است . زیرا که بدون آنکه اشاره به سفر رفسنجانی به عراق کند و بگوید که شیوه ی برخورد مردم عراق نسبت به سفرا ین روباه مکار رفسنجانی چگونه می باشد؟ همچنین بدون آنکه هیچگونه اشاره ای به شرایط داخل کشور کند و توضیح دهد که وضعیت اقتصادی دولت و معیشتی مردم چگونه است و چرا یک میلیارد دلار مفقود شده است و یا نحوه ی تبلیغات انتخابات خیمه شب بازی ریاست جمهوری چطوری می باشد؟ ولی همچون همیشه با دور زدن مسائل داخلی و پاک کردن صورت مسئله به سراغ فلسطین و محمود عباس و حسنی مبارک رفته است تا از موضع وکیل مدافع و سخنگوی مردم فلسطین محمود عباس را خائن وهمکار دشمن اسرائیل معرفی کند واز حماس دفاع نماید . به خصوص اینکه اکنون اجلاسی در شرم الشیخ مصر پیرامن باز سازی نوارغزه و فلسطین بر گزارشد که سرمقاله نویس گزارش کرده است بیش ا ز 80 نمایندگان کشور های جهان حضور داشتند ورقم 4 و نیم میلیارد لار تعهد مالی برای باز سازی فلسطین حاصل شد . اما چون رژیم تروریستی نه اینکه به این اجلاس دعوت نشد ، بلکه این اجلاس یشتر موجب انزاویش شده است . بنابرین ملای سر مقاله نویس نسبت به بر گزاری و نتایج این اجلاس شرم الشیخ دست به عقده گشائی زده است و تلاش کرده است تا هر طوری شده به ایجاد تنش و تضاد و اختلاف و درگیری میان حماس و ساف دامن بزند.

البته لای سر مقاله نویس با فراموش کردن نقش تدارکاتچی بودن و بستر سازی توطئه ی ایجاد جنگ خانگی و برادر کشی و جدا کردن نوار غزه و تشکیل دولت اسلامی مورد خواست لوطی جماران که از سوی لوطی جماران و سپاه پاسداران دنبال و اجرا شد تا که حماس تبدیل به بازوی مشابه حزب الله لبنان در منطقه شود که نتیجه ی این اقدام بر پائی جنگ 22 روزه ی نوار غزه بود.

همینطور ملای سر مقاله نویس از یاد برده است که چگونه دعوت از اسماعیل هنیه به تهران شد تا باحضور خود وهمدوش با آخوند متحجر انگلیسی خاتمی که نوچه و شاگرد آخوند دزد انگلیسی مصباح یزدی است در نماز جمعه ی تهران علیه روند مذاکرات صلح خاورمیانه موضع خصمانه ی مشترک اتخاذ کند و محمود عباس را خائن بنامد و تأکید بر دشمنی مذاکرات صلح با اسرائیل نماید و اصرار برعدم به رسمیت شناختن اسرائیل کند. ولی حال ملای سرمقاله رئوس متهم و محکوم کردن محمود عباس و ساف و حسنی مبارک را ترسیم کرده است. ضمن اینکه از قلم انداخته است تا که تذکر دهد که چگونه قبل از این اجلاس شرم الشیخ ودر ادامه ی تهدید به ترور حسنی مبارک رئیس جمهور مصر از سوی بسیجیان کفن پوشان در تهران برای کشتنش جایزه ی میلیون دلاری تعیین شدو برای ناامن جلوه دادن مصر و آسیب رساندن به صنعت جلب توریست در مصراقدام تروریستی انجام شد که به دلیل انتقام گرفتن از نقش آتش بس جنگ نوار غزه و تلاش برای بر پائی اجلاس در شرم الشیخ بود.

بلی اکنون ملای سر مقاله نویس زور زده است تا بابر کناری محمود عباس و ساف اسماعیل هنیه و حماس و دولت اسلامی متمایل به جماران جایگزین شود تا که اهداف رژیم تروریستی آخوندی در منطقه ی خاورمیانه براحتی و بدون موانع از طریق حماش به پیش برده شود .
پس بی جهت نیست که پس از اجلاس شرم اشیخ در مصر هم دادگاه محاکمه ی سران اسرائیل در تهران از سوی دادستان کل آخوند فرصت طلب دری نجف آبادی تشکیل شده است و هم هم همزمان کنفرانس حمایت از فلسطین درتهران بر پا شده است . تا که دست ملای سرمقاله نویس بیشتر باز باشد که محمود عباس را متهم به خیانت و همکاری با دشمن اسرائیل کند.

البته از سوی دیگر طرح توطئه مشترک با سوریه و حزب الله لبنان علیه محمود عباس نیز در دستور کار واقع شده است . زیرا که تلاش شده است تا با تعویض کردن اقدامات حزب الله لبنان وحماس به موشک پرانی به خاک اسرائیل به حامیان بازداشت شده ی ساف در سوریه نسبت داده شود تا سوژه برای ماستمالی کردن گشوده شدن پرونده ی ترور رفیق حریری نخست وزیر ساق لبنان در دادگاه لاهه فراهم شود. در صورتیکه پاسدار محسن رضائی در روند جنگ 22 روزه نوار غزه گفت که اکنون بهترین موقع برای سوریه می باشد تا که جبهه ی جنگ دیگری علیه ی اسرائیل برای باز پس گیری بلندی های جولان بگشاید. حال بماند که همین نظر را هم پاسدار عبدالله عراقی رئیس نیروی زمینی سپاه پاسداران داشت که آشکارا بیان کرد ونوید بزودی گشودن جبهه جنگ زمینی با اسرائیل را داد که بلافاصله خبر پرتاب موشک حزب الله به خاک اسرائیلی مخابره و آنتنی شد .هم اینکه موضع همه رهبران مسئولان رژیم تروریستی آخوندی فرا گیر کردن جنگ نواره غزه و حماس با اسرئیل از سوی سوریه و لبنان ومصر و اردن بود.

بالاخره ملای سرمقاله نویس در پایان با فرافکنی ووارونه گوئی نیات پلید 3 دهه ی خنجر از پشت زنی به آرمان مردم فلسطین و سازمان آزادیبخش فلسطین از سوی سران رژیم تروریستی آخوندی به ساف و محمود عباس نسبت داده شده واینگونه وارونه بیان کرده است :
"اگرچه انتظار مي رود كه توافقات قاهره به فرصتي براي تفاهم و همكاري گروههاي فلسطيني منجر شود و زمينه اي براي همبستگي مردم فلسطين را بوجود آورد لكن از آنجا كه فتح و تشكيلات خودگردان به اضطرار در اين حلقه وارد شده اند اين احتمال وجود دارد كه در فرصت مناسب در جهت تامين اهداف صهيونيستها وارد عمل شوند و از پشت به ساير گروههاي فلسطيني خنجر بزنند. اقدامات بعدي قاهره ودعوت انحصاري از طيف محمود عباس در اجلاس شرم الشيخ و تلاش براي به حاشيه راندن و حذف حماس و فرصت طلبي آنها عليه دولت حماس ترديدها را بيشتر مي كند. اين امر نشان مي دهد كه حتي توافق فرصت طلبانه با حماس نيز بخشي از سناريوي از پيش تنظيم شده اي است كه تشكيل اجلاس شرم الشيخ فاز تكميلي آن محسوب مي شود."

در خامه اینکه پرسش است که به رهبر و مسئولان و پادو وجارچیان ومبلغان رژیم فاشیستی مذهبی چه ارتباط دارد که بطورسیستماتیک در امور داخلی فلسطین و لبنان ومصر و عراق و افغنستان دخالت گری و امر ونهی کنند و دادگاه تشکیل دهند و رهبران این کشور ها و فلسطین را به خیانت متهم ومحکوم نمایند؟ اگر راستی رهبران ومسئولان رژیم تروریستی آخوندی خودشان صادق می باشند و ریگی بر توی کفش خود ندارند و خیلی ادعای بیل زنی دارند . چرا ابتدا باغچه خوشان را بیل نمی زنند تا سپس نوبت به باغچه ی دیگران برسد ؟ به خصوص اینکه اکنون که جنگ رقابت و سگ عوا ها میان گرگ های هار بالا گرفته شده است . آنگونه که استاندار شیراز اجازه ی سخنرانی به خاتمی در شاه چراغ شیراز را نداده است . ازطرف دیگر همینطور به شیخ تواب کروبی در د انشگاه گرگان اجازه ورود برای سخنرانی داده نمی شود . بدتر اینکه اخیراً حزب اعتماد ملی شیخ مهدی کروبی فاش کرده است که دستور صادر شده که به جز پاسدار گماشته احمدی نژاد چاقو کش کس دیگری حق سخنرانی انتخاباتی در دانشگاه های ایران را ندارد . با این اوصاف چگونه می توان باورداشت که سران این رژیم تر وریستی و ضد بشر و پدر خوانده تروریست جهانی می توانند که دلسوز مردم فلسطین و لبنان و عراق باشند ؟ در صورتیکه با سفرروباه مکار رفسنجانی به عراق، این شیخ مکار با موج فزایننده اعتراض و تنفر مردم میهن پرست عراقی مواجه شده است.
هوشنگ - بهداد
چهار شنبه 14 اسفند ماه سال 1387
نقد و بررسی " چرا سکوت ؟! (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان سه شنبه 13 اسفند ماه سال 1387
"ده دفعه گفته بودم با من شوخی نکن . حالا این صد دفعه که باز می گویم با من از اینگونه شوخی ها مکن"

به خاطر دارم یکی خطاب به دوست شوخ طبع و طنزگویش که گاهی گداری سر به سرش می گذاشت ، می گفت ده دفعه گفته بودم با من شوخی نکن . حالا این صد دفعه که باز می گویم با من شوخی مکن . اکنون داستان سربازجو حسین شریعتمداری می باشد که برای اثبات وانمود کردن شوت وخنگ یا نابغه در کودن بودن برخی از مقامات حکومتی در ابتدای یادداشت روز خود از برتراند راسل انگلیسی نقل قول کرده است تا ضریب کودن بودن های نابغه ی درون رژیم تروریستی آخوندی را اثبات کند . آنگاه با تعجب از ضریب کم هوشی مهره های درون حکومت آخوندی گفته که چگونه اقدامات شان موجب خرسندی مقامات آمریکا ئی شده است . آنگونه که وسوسه شده و هنوز به دنبال اینگونه نابغه ها برای مذاکره می گردند. و افزوده که اینان باید حق داشته باشند تا خودشان را در برابر اینان با هوش و نابغه بدانند.

حال بماند که اگر چنانچه رقیب در این مورد نقش داشت .هزا ر بار به سیخش کشیده و برروی آتش چرخانیده و کبابشان کرده بود. ولی چون از باندهای مافیائی خودی مدعیان اصول گرایان هستند که مرتبط به تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری دوره ی دهم می شود. بنابراین سربازجو حسین شریعتمداری در دنباله پس از باز کردن ماهیت و نقض هئیت سفر کنندگان آمریکائی به ایران انگشت تعجب حیران شدگی بر لب گرفته و خطاب به ساده لوحی میزبان و دست اندر کاران ایرانی که برای چه دعوت شدند ودر ادامه چنین سئوال شرمگینانه از میزبانان کرده است که چرا سکوت کرده اند:

"اکنون با توجه به سوابق این هیئت در دشمنی و کینه توزی علیه اسلام و ایران و اهداف رسماً اعلام شده آنان که تبادل تجربیات و آموزش دانش سینمایی خود به سینماگران ایران است! انگشت حیرت به دندان نمی گزید؟ و از ساده لوحی برخی دست اندرکاران- که کمترین برخورد منطقی و قانونی با آنان کنار گذاشتن از مسئولیت است- خنده تلخ بر لب هایتان نمی نشیند و در همان حال، از این که احتمالاً برخی دیگر از دست اندرکاران کاسه ای زیر نیم کاسه دارند و هنوز بر سر کارند- یا به بیان گویاتر، مسئولان را سر کار گذاشته اند- تأسف نمی خورید؟!آیا شرم آور نیست که کسانی در جمهوری اسلامی ایران از سازندگان و تهیه کنندگان فیلم های ضد اسلامی و ضد ایرانی برای انتقال تجربیات و آموزش به سینماگران ایرانی دعوت کنند و علاوه بر رسانه ها و مجامع و محافل آلوده و بدسابقه، برخی از دست اندرکاران ساده لوح نیز برای آنها هورا بکشند و به به و چه چه راه بیندازند؟!

سر بازجو حسین شریعتمداری پس از توضیح دادن و پرسش شر مگینانه کردن و از سخنگوی وزارت امور خارجه قشقاوی نقل قول کردن که وی گفته است هالیوود ساخت 30 فیلم ضد ایرانی را در دستور کار خود دارد . آنگاه اینگونه از مجریان و دست ادر کاران دعوت کننده از این هیئت هنری و سینمائی هالیوودی آمریکائی پرسش کرده که اینان کیستند و چه کسانی و یرای چه هدفی از اینان به ایران دعوت کرده اند ؟

راستی! آیا هیئت یاد شده با بهره گیری از کرامات عرفانی! و از طریق �طی الارض�! به ایران آمده است؟! خب! چه کسانی از آنها دعوت کرده اند؟ چه کسانی به آنها ویزا داده اند؟ چه کسانی میزبانی آنان را برعهده گرفته اند؟ چه کسانی با برنامه اعلام شده این هیئت یعنی انتقال تجربیات سینمایی آنها به سینماگران ایرانی- با توجه به سوابق ضد دینی و ضد ایرانی آنان- موافقت کرده اند؟! سکوت نکنید! این پرسش ها نمی تواند بی پاسخ بماند و کسانی که در این ماجرا کوتاهی و قصور و یا عناد و تقصیر داشته اند نمی توانند برای همیشه از نگاه تیزبین مردم مؤمن و انقلابی ایران اسلامی پنهان بمانند."و اما، پشت صحنه این ماجرا که بارها از سوی مقامات آمریکایی اعلام شده شنیدنی تر است و البته عبرت انگیز و در همان حال تعجب آور که چرا مسئولان محترم و ذیربط در کشورمان از آن بی خبرند؟! و اگر قرار نیست اینگونه رخدادها و طرح ها و پروژه های رسماً اعلام شده دشمن را رصد کنند، پس در چه کارند؟! در اینجا فقط به یک نمونه از آن بسیارها اشاره کرده و شرح کامل داستان را به فرصتی دیگر موکول می کنیم؛در سال 1385- 2006 میلادی- همزمان با مصوبه سازمان CIA که در آن، هالیوود را به ساختن فیلم های جذاب! برای توجیه جنگ آمریکا علیه تروریسم!! موظف کرده بود، کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا نیز پروژه ای به نام �مدیریت دیدارهای بین المللی� میان شهروندان آمریکایی با چند قشر از اقشار کشورهای هدف - از جمله ایران اسلامی- تدوین کرده و به تصویب رساندند. براساس این طرح که به ECA مشهور است و سایت وزارت خارجه آمریکا در همان هنگام متن خلاصه ای از آن را منتشر کرد، دیدارهایی از سوی آمریکایی ها با سینماگران، ورزشکاران، هنرمندان و دانشجویان ایرانی- در ایران و آمریکا- پیش بینی شده بود و هدف از این دیدارها، ترویج و توجیه سیاست های خاورمیانه ای آمریکا در پوشش های هنری، ورزشی، علمی و... اعلام شده بود.کاندولیزا رایس از این طرح با عنوان �دیپلماسی شهروندی� -CITIZEN DIPLOMACY- یاد کرده و گفته بود؛ در این حرکت راهبردی، هریک از شهروندان آمریکایی در تماس با ایرانیان، نقش یک دیپلمات آمریکایی را برعهده خواهند داشت و دیدارهای آنان قبل از آن که هنری، ورزشی، علمی و... باشد، ماهیت سیاسی دارد. رایس در کنگره از اختصاص اولیه 900 میلیون دلار برای انجام این دیدارها خبر داده بود. جالب است که هیئت سینمایی مورد اشاره اعلام کرده اند که با هزینه شخصی به ایران آمده اند!"

در پایان حسین شریعتمداری سر بازجو برای اینکه مدافعان سکولار یسم در ایران را بر زیر سئوال ببرد و اینان را آلوده به آمریکا ودستگاه جاسوسی وسفرای سیار آمریکا متهم کند .این چنین تأکید بر پیگیری نکته ی بر گرفته از سایت وزارت امور خارجه ی آمریکا کرده است:

"این نکته را نیز به نقل از سایت وزارت خارجه آمریکا بخوانید؛ �وزارت خارجه برای هنرمندان ایرانی در محصولات آمریکایی موقعیت حضور و فعالیت ایجاد می کند تا براساس یک چشم انداز امنیتی بتواند از آنان به عنوان سفیران ارزش های سکولار ایالات متحده بهره گیرد�... و این قصه سر دراز دارد که پیش از این به آن پرداخته و باز هم خواهیم پرداخت... حالا با آنچه در صدر این نوشته آمده است موافقید؟!"

در خاتمه اینکه بدون توجه به ارسال کارت تبریک برای اوباما رئیس جمهور آمریکا که از سوی پاسدار گماشته احمدی نژاد چاقو کش انجام گرفت . ولی می بایست گفت که عجب پس از 30 سال تق مبارز با شیطان بزرگ آمریکا در آمده ونخ نما شده است که سر بازجو حسین شریعتمداری بدون آنکه تذکر دهد چگونه لوطی جماران ترسیم مرز دشمن شناسی کرده است تا جائیکه در زمان بر گزاری نمایش خیمه شب بازی مجلس هشتم رقیب دوم خردادی ها به اتهام عدم درک دشمن شناسی و مخدوش کردن مرز با دشمن بیگانه آمریکا متهم به همکاری با دشمن بیگانه آمریکا کرد. سپس همین فتول موجب رد صلاحیت شدن فله ای و گله ای نامزدان رقیب دوم خردادی از سوی شورای نگهبان شد . همینطور بدون آنکه توضیح دهد کدام ارگان حکومتی مسئولیت صدور ویزا برای اتباع آمریکائیان به ایران می باشد . یا اینکه بدون اینکه این پاسدار سر بازجو توضیح داده باشد که نقش وزارت فرهنگ سانسور و تفتیش عقاید ارشاد که مسائل امور سینمائی را دنبال می کند در دعوت کردن سیاسی کاران و هنرمندان وابسته به هالیوود در آمریکابه ایران چیست؟ اما از طرف دیگر سربازجو حسین شریعتمداری نه اینکه اعتراف کرده است که مشتاقان آمریکا و مذاکره با آن درون رژیم تروریستی آخوندی آنقدر زیاد و رشد کرده و افزیش یافته است ودرون حکومت بوفور یافت می شوند ، بلکه از زور نابغه بودن تجربه ی 30 سال تکرار شده و بقول مدعی قلم بر دست یادداشت روز نویس سر بازجو حسین شریعتمداری این نابغه کودن هااز تجربیات شکست گذشته در س نیآموخته وبازهم برای اینکه مقامات آمریکائی را خرسند و خوشحال کنند دست ب دعوت مقامات یا هنر مند ان سینمائی و سیاسی هالیوودی زده اند تاکه مشغول عضو گیری مهره های تبلیغاتی سکولاریسم در ایران باشند.

هوشنگ - بهداد
سه شنبه 13 اسفند ماه سال 1387