نقد و بررسی " ارتش ايمان" روزنامه ی جمهوری اسلامی 29 فروردین ماه سال 1388
"گفته می شود که حکومت می بایست در قلب مردم باشد ، نه اینکه بر روی شانه های شان سنگینی کند."

اگر چنانچه طبق ادعای ملای سرمقاله نوبیس معاندین و منافقین و مخالفین اوایل انقلاب اصرار بر انحلال ارتش شاهی داشتند و می گفتند که می بایست ارتشی باید تشکیل شود که شورائی و در خدمت مردم و دفاع از میهن و نه سر سپرده و مطیع حاکمان مستبر و علیه ی مردم باشد . این دیدگاه غلط بود و بنا بر اعتراف ارتش شاه در آن زمان مورد حمایت خمینی شیاد بود چون با ایمان بود . پس برای چه به موازی ارتش کمیته و سپاه پاسداران و بسیج راه اندازی شد؟ مگر کشورهای متعارف و دمکراتیک جهان چند تا ارتش و ارگان های گوناگون سرکوبگردارند که هریک به شیوه ی برج در برابر بارو قرار گرفته اند و مراقب هم می باشند؟

با همه تعاریف و تمجیدی که ملای سر مقاله نویس در روز ارتش از ارتش کرده است . به خصوص با تأکیدی که بر سپری شدن 21 سال از زمان شکست جنگ ضد ملی و ضد میهنی 8 ساله ی ایران و عراق با سرکشی جام زهر از سوی خمینی دجال و شیاد منتهی شد . پس ازاین آتش بس ، پس چرا هرروز نمایش و رزمایش و همایش مانور نظامی و پاسداری و بسیجی و نیروی انتظامی بر گزار می شود و موازات آن آزمایش موشک های دور برد انجام می گیرد؟ بدتر اینکه ارگان فاشیستی سپاه پاسداران هو بخش های دریائی و هوائی و زمینی دارد . هم اینکه تسلط بر تأسیسات هسته ای انداخته و در ارتش نفوذ کرده و پست رده های بالای ارتش را این ارگان فاشیستی بفرمان لوطی جماران اشغال کرده است؟ مهمتر اینکه با طرح و اجرای کودتای خاموش و خزنده وارد قدرت اجرائی شده ودولت نهم را در چنگ خود دارد و فضای حکوت نظامی اعلام نا شده در جامعه حاکم کرده است و برای رسمیت شناختن این فضا هرروز اطلاعیه ساختگی براندازی نرم اینترنتی هلندی و وبلاگ شخصی صادر می کند وجو ارعاب و وحشت و خفقان و سانسور نهادینه شده در جامعه حاکم کرده است ؟

در خاتمه اینکه ملای سرمقاله نویس با تصویر مارکشی و مار نشان دادن دست به عوامفریبی و پاک کرن صورت مسئله زده است و بدون تذکر اینکه ارتش آلت دست پاسداران ونماینده های لوطی جماران قرار دارد که بی اراده و فرمانبر و مطیع می باشد . اما از عظمت رهبران رژیم تروریسی آخوندی گفته است و افتخار به ارتش ایمان کرده است . آنهم در شرایطی که زمان زیادی از افشای اسامی 44 دانه درشت غارتگران و چوب تاراج زنان بر منابع و ذخایر کشور و مفسدان اقتصادی ودزدان بیت المال نمی گذرد که وابسته و حامی لوطی جماران می باشند که سوی عباس پالیز دار دراردیبهشت ماه سال گذشته دانشگاه همدان فاش و اعلام شدند . ضمن اینکه آنگونه تق رژیم تروریستی آخوندی در آمده است که هنوز دولت دزد نهم مدعی اصول گرائی پاسخ به سئوالات نمایندگان مجلس دکوری و کمدی و انتصابی بازار مکاره ی هشتم نداده است که مبلغ 200 میلیارد دلار در آمد ناشی از فروش نفت را چه کرده است ؟

از سوی دیگر گویا فراموش شده است که گزارشگر ستون جهت اطلاع همین ورق پاره حکومتی معاون اول رئیس رئیس جمهور گماشته پاسداراحمدی نياد را در دو روز متوالی به تمسخر گرفته شد که چرا آمار مقایسه ای دروغ 6 برابر فعالیت دولت نهم نسبت به دولت های پیشین داده است؟ حال بماند که افزایش 3 برابر واردات نسبت به صادرات نه عزت و افتخار نیست، بلکه حراج کردن منابع و خزانه کشور و دولت است که منجر به و رشکستگی کشاندن کار خانجات و اخراج کارگران و نابودی تولید و محصولات کشاورزی و دامپرری کشورشده است. همچنین افزایش روند تورم و گرانی وفقر و بیکاری در جامعه که بیداد می کند . چون برای ملای سرمقاله نویس مردم ایران و مطلبات شان هر گز مهم نیست . بنابراین نیاز نمی بیند تا که کوچکترین اشاره ای به این موضوع کند .

در خاتمه اینکه همانگونه که ملای سرمقاله نویس همچون هم قطاران خود و لوطی جماران و سایر مسئولان وحشت از بیان واقعیت دارد. ملا هماز موضع فرار به جلو ادعای وارونه کرده است . زیرا که بافراموش کردناین واقعیت که رژیم تروریستتی آخوندی در منطقه به انزوای کامل کشیده شده است و از نگرانی واکنش مردم ناراضی به خصوص نسل جوان آنگونه در وحشت به سرمی برد که کنترل امنیت داخلی را پاسداران و بسیجیان بر عهده گرفته اند. اما ملای سرمقاله نویس ادعا کرده که مجاهدین مقیم اشرف نابود شدند . البته سئوال است اگر چنین است چرا پیگیریا ینان در رأس اصلی اهداف لوطی جماران و سایر مسئولان رژیم تروریستی آخوندی واقع شده است ؟ ازطرف دیگر آخر با ارتش همچون دین ابزاری شده بر خورد کردن و ادعای کمدی ارتش ایمان کردن که نه ناشی از قدرت و عظمت نمی باشد ، بلکه نمایش ضعف و زبونی و حقارت و در ماندگی سران رژیم تروریستی از مردم جدا شد و وحشت زده از قیام و خیزش شان می باشد که نیاز به ارگان نظامی سر کوبگر دارند که این ضعف از موضع ترس و ضعف فرافکنانه ی نمایش قدرت نشان داده شده است . که هرروز به شیوه ای نمایش و همایش و رزمایش نظامی قدرت برای زهر چشم گیری از مردم ناراضی و خارج نشدن کنترل اوضاع بغایت انفجاری بر گزار می شود که علائم شدت نگرانی و نه نشان از قدرت است . زیرا که گفته می شود حکومت می بایست در قلب مردم باشد ، نه اینکه بر روی شانه های شان سنگینی کند.

هوشنگ - بهداد
فروردین 29ماه سال 1388
نقدو بررسی " نيم پروژه ! (يادداشت روز("روزنامه ی کیهان شنبه29فروردین ماه سال 1388
"با پاسدار روانی خالی بند و دروغگوی لمپن و ژانرال شکست خورده چگونه می توان در خدمت مردمی بود که در 30 سال گذشته جز وعده های دروغ تحویلشان داده نشده است؟"

سربازجوپاسدار حسین شریعتمداری داستان درویش و کدخدا و شکم وگرسنگی و مرگ را برای رقیب دوم خردادی ها بازگو کرده است . غافل از آنکه وصف شرح حاکمان منبری 2 زاری گذشته با پاسداران روستائی و حاشیه ی شهری از جمله خودش است که در کنار آخوند ها به قدرت خزیده اند که صاحب جاه و مقام و مکنت و ثروت باد آورده های بس کلان شده اند که هرروز بیش از گذشته در بستر سگ دعواهای باندی و جناحی قدرت برای انباشت بازهم بیشتر ثروت، حلقوم محرومان را بیش می فشارند و کول و کمرشان را بر زیر باز هزینه ی سنگین تورم و گرانی و فقر وبیکاری خرد وخمیده می کنند.

آیا بواقع این توهین به ملت و تاریخ و فرهنگ ایران زمین نمی باشد که رهبرش یک آخوند معتاد و گمنام منبری باشد و رئیس جمهورش یک پاسدار لمپن و لات و چموش و خالی بند و عربده کش دلقک گماشته ی دروغگوئی باشد که بقول مهدی خزعلی دچار بیماری روانی و عقده ی خودبزرگ بینی می باشد که در هاله ای از نور در فضای نوری ناشی از حمل نیمه سوزسیر وسیاحت و پرواز می کند که مدعی ناجی بشریت و جهان می باشد . از سوی دیگر رسانه ی خبری و مطبوعاتی اش بر عهده ی یک پاسدار لمپن زشت و کریه چهره ای می باشد که تخصص پرونده و سناریو و بقول خودش طرح و کشف پروژه های گوناگون بر اندازی تا هسته ای را در بر می گیرد . همینطوره خبره دربازجوئی و شکنجه واستاد در تواب و پرونده و سناریو سازی می باشد که همه ی هم و غم و شبانه روزی اش چگونگی طرح و نقشه ی حذف رقیب و خفه کردن صدای هر معترض و منتقدی می باشد. آنهم با انواع و اقسام اتهامات واهی جاسوسی و خیانت و ... که سابقه ی کاربردی 3 دهه دارد.

البته همه ی این توطئه و پروژه ای ضدانسانی با ابزری کردن دین امکان پذیرشده است . برای اینکه 3 دهه است که از سوی دین فروشان عوامفریب حاکم؛ دین تبدیل به وسیله و ابزارسرکوب و خفقان و رعب و وحشت و قدرت و غارتگری و جنگ افروزی شده است. عجیب اینکه اکنون فضاآنگونه بطور عریان آلوده و تیره وتارشده است که هیچگونه چشم انداز روزنه ی امیدی وجود ندارد. آنگونه که حتی نام مردم نیز در جنگ سخت رقابت قدرت و ثروت برده نمی شود تاچه رسد به اینکه قرار باشد از مطالبات و چگونگی پاسخگوئی به آن صحبت شود .یا اینکه رهنمود راه ل ارائه گردد. زیرا که آشکاراهمه جا فریادزده می شود که مردم محلی از اعراب ندارند جز اینکه سیاهی لشکر های مقدمه ساز حماسه ی تقلبات گسترده ی آرای انتخاباتی � انتصاباتی باشند.

بهر حال بی دلیل نیست که اکنون در شرایط تبلیغات � انتخاباتی � انتصاباتی برای متهم و زمین گیر کردن رقیب دوم ردادی ها به خصوص ژنرال بازنشسته نامیده شده میر حسین موسوی سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری که 30 سال است باپرونده سازی و شکنجه و بازجوئی و طراحی پروژه ی توطئه و دشمن شناسی سر و کار دارد.اعتیاد و تخصص خود را با بازنگری و رؤیت خویش در تصویر آینه را به حریف و رقیب نسبت داده و اهداف و برنامه هایش را چنین ترسیم و تشریح کرده وبه نمایش گذاشته است:

همه شواهد و قرائن موجود حکایت از آن دارند که جبهه اصلاحات برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم یک �نیم پروژه� طراحی کرده است و برخلاف آنچه به ظاهر ادعا می کند، امیدی به پیروزی در انتخابات ندارد، بلکه بر این باور است که در صورت موفقیت این �نیم پروژه� می تواند به یک �نیم نتیجه� امیدوار باشد. به بیان دیگر، طرح مورد نظر مدعیان اصلاحات از دو بخش تشکیل شده است. بخش اول یک �پروسه� است یعنی یک جریان طبیعی و بیرون از اختیار و اراده آنان و فقط بخش دوم آن �پروژه� است که اجزای آن با اختیار و اراده اصلاح طلبان طراحی شده است. از این روی �نیم پروژه� نام مناسب تری برای آن است. بخش �پروسه� یا جریان طبیعی و بیرون از اختیار و اراده اصلاح طلبان، این واقعیت غیرقابل انکار است که �اصلاحات� به مفهوم مورد نظر مدعیان اصلاحات، �مرده� است و دیگر وجود خارجی ندارد. این واقعیت نه فقط با صراحت از سوی برخی مدعیان اصلاحات اعلام می شود، بلکه شواهد فراوان دیگری نیز به وضوح نشان می دهد مدعیان اصلاحات، مرگ �اصلاحات� را پذیرفته و به آن اذعان دارند. در این باره می توان به چند نمونه از میان انبوه شواهد ونمونه ها اشاره کرد"

البته سربازجو پاسدار وارونه گوی و فراموشکار مصلحتی شده با از یاد بردن اینکه چه اندازه یادداشت روز و نکته سنجی و طنز گفت و شنود و خبر ویژه تهیه و تنظیم کرد و در ورق پاره ی کیهان به نمایش گذاشت که خاتمی رعایت اصول اخلاقی وادب نکرده و پیمان شکنی کرده است . زیراکه گفته بود اگر میر حسین موسوی بیاید من می روم . پس چرا نرفته و برروی قول خودنایستاده است ؟اما اکنون که خاتمی را حتی با یادداشت روز تهدید به ترور فیزیکی وادار به انصراف کرد .اما حال درست با نعله و ارونه زدن شیپور را از در گشادش نواخته و نامزدشدن و انصراف دادن خاتمی را پروژه ی طراحی و شکست خورده شده دوم خردادی ها علیه ی مدعیان اصول گرائی دانسته است .دردنباله سیاست چند لایه ی حرکت چراغ خاموش پاسداران برای پیروزی گام به گام که پاسدار ذوالقدر اعتتراف کرده بو د را تکرار وبمنزله ی روی کرد مردمی به سوی مدعیان اصول گرایان جا زده است. یعنی دوبله خوری کردن و پیش مقدمه چینی تدارکات تقلبات گسترده نمایش خیمه شب بازی 22 خرداد به عنوان گرایشات مردم وانمود کرده وآن را طلبکارانه دومین عامل شکست رقیب نامیده است که نتیجه گرفته اینان را مجبور به روی آوری طراحی پروژه نموده است تا اینکه بالاخره بتواند راست دروغ گفته باشد و بطور کمدی اینگونه ادعای وارونه و صد در صد دروغ را به حساب خودش راست جا زده باشد:

-" با توجه به مکانیسم انتخابات و گردش کار قانونی آن در نظام جمهوری اسلامی ایران که احتمال تقلب در مقیاس تغییر نتیجه انتخابات در آن وجود ندارد و برگزاری 30 دوره انتخابات طی 30 سال گذشته نیز به وضوح از آن حکایت می کند، ابراز نگرانی اصلاح طلبان نسبت به احتمال تقلب در انتخابات فقط - تاکید می شود که فقط به فقط- به معنای اعتراف پیشاپیش آنان به شکست در انتخابات است و تنها به این منظور صورت می پذیرد که سرپوشی باشد بر علت اصلی شکست، یعنی بی اعتنایی و بی اعتمادی مردم به مدعیان اصلاحات.طی 30 سال گذشته، بارها اتفاق افتاده که مجریان انتخابات از یک جناح بوده اند ولی جناح رقیب آنها در انتخابات پیروز شده است و... - خدا بر درجات امام راحل(ره) بیفزاید که می فرمود آمریکایی ها برای 50 سال دیگر هم مهره چینی می کنند و شواهد و اسناد فراوانی از تاریخ معاصر نیز بر این واقعیت دلالت دارند. از سوی دیگر سرویس های اطلاعاتی بیگانه، علاوه بر مهره های پنهان که مأموریت های جاسوسی و کسب اطلاعات و یا خرابکاری و ترور بر عهده آنان است و فقط هنگامی که بیم لو رفتن و بازداشت آنها می رود از کشور میزبان می گریزند، مهره ها و افرادی را نیز به کار می گیرند که در عرصه سیاسی کشور هدف، نقش ستون پنجم دشمن را بازی می کنند. مهره های این بخش که آشکارا در میدان حاضر شده اند بعد از شکست یک جریان سیاسی که مطلوب سرویس اطلاعاتی دشمن بوده است، به بهانه های مختلف کشور هدف را ترک می کنند. بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال 84، بسیاری از عوامل رسانه ای، سیاسی و محفلی جبهه اصلاحات به خارج از کشور گریختند و هم اکنون آشکارا در خدمت سرویس های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس قرار دارند و برخی نیز برای سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی-موساد- کار می کنند. اینها �تحلیل� نیست، بلکه خبر قطعی است که عوامل یاد شده نیز نه فقط انکار نمی کنند بلکه بر آن اصرار هم می ورزند.این نکته نیز نشانه دیگری از مرگ اصلاحات است و اگر چنین نبود و آمریکایی ها برای مهره های مورد اشاره که تعدادشان فراوان است و همگی نیز در خدمت جبهه اصلاحات بوده اند، زمینه ادامه فعالیت می دیدند، حاضر به فرار- بخوانید فراری دادن- آنها از کشور نمی شدند."

سربازجو کودن و ابله که خودش را همچون پاسدار گماشته احمدی نژاد نابغه ی قرن جا زده است . تصور کرده است که با جامعه ی کوران سر و کار دارد و به این زودی فراموش شده است که داستان آغا سی شدن رفسنجانی و زندانی شدن علیرضا رجائی چه شد که نماینده ی ملی و مذهبی های مجلس ششم بود که جایش زرا هم منقلی لوطی جماران غلامعلی حدادعادل از روی نیمکت های ذخیره گرفت ؟ البته این اتفاق با ابطال کردن30% آرای حوزه ی انتخابیه ی تهران انجام گرفت که از سوی آخوند احمد جنتی دبیر شورای نگهبان به عنوان تخلف و تقلبات انتخاباتی این آرا ابطال شد . همچنین این صحنه در چندین حوزه ی انتخابی دیگر تکرار شد. از جمله در عجب شیرمراغه و ممسنی وبویر احمدی با تظاهرات خونین و شورش و کشته همراه بود . یا ضریب آرای تقلباتی در پل دختر لرستان آنگونه بود که گفته شد اگر چنانچه هم برگ درختان و گنجشگ های این شهر برروی تعداد آرای به صندوق ریخته شده افزده گردد هنوز برابر آرای اعلام شده نمی شد . یا اینکه داستان خواب و بیدار شدن شیخ مهدی کروبی در نمایش خیمه شب بازی انتخابات انتصابات ریاست جمهوری دوره نهم فراموش نشده است که چگونه اعتراض این شیخ در کنار مصطفی معین نامزوم خردادی ها و آخوند غارتگرو بساز و بفروش رفسنجانی نسبت به تقلبات را در بر داشت که اکنون این سربازجو پاسدار بد نام پرونده ساز حسین شریعتمداری چنین ادعای کمدی وارونه کرده و بدون نقش انگلیس و مهره های حاکمش به نقل از خمینی شیاد از مهره چینی در50 سال آینده آمریکائی ها یاد کرده است؟

بالاخره پاسدار سر بازجو پاسدار حسین شریعتمداری با همان لهجه یادداشت روز نویس مهدی محمدی 27 فروردین قلمزنی کرده است و در پایان ضمن فراموش کردن نقش خود به ترک خاتمی از صحنه ی رقابت در نهایت میر حسین موسوی را هم نا آگاه و هم پیمان و مری تیم پروژه ی پردازان و همگام باضد انقلاب وابسته به آمریکا و هم چنین ژنرال شکست خورده معرفی کرده است :

و اما، �نیم نتیجه ای� که مدعیان اصلاحات از �نیم پروژه� خود انتظار دارند، پیروزی در انتخابات نیست، بلکه باقی ماندن- بخوانید زنده ماندن- به عنوان یک جریان سیاسی مخالف اصولگرایان است.با عرض پوزش از آقای مهندس موسوی به خاطر سوابق ایشان باید گفت-و یا حداقل اینگونه به نظر می رسد- که آقای مهندس موسوی به عنوان مجری این �نیم پروژه� انتخاب شده است، اما شواهد موجود حکایت از آن دارند که ایشان اطلاع دقیقی از نیم پروژه یاد شده ندارد، و نمی داند در این ماجرا، نقش �ژنرال شکست� را به ایشان سپرده اند. نقشی که خاتمی از ایفای آن شانه خالی کرد. این �ژنرال شکست�! قرار نیست در جنگ پیروز شود، بلکه قرار است، سپاه شکست خورده را فعلاً از پراکندگی نجات داده و به عنوان اپوزیسیون اصولگرایان- و به قول یکی از سران اصلاحات، �مزاحم فعال�- در صحنه نگهدارد، تا فرماندهان پس پرده- داخلی و بیرونی- که مهندس موسوی آنان را نمی بیند یا نمی شناسد، بعدها، این جبهه از کارافتاده را به کار گیرند.راستی چه شده که هم آمریکا و متحدانش، هم جریانات ضدانقلاب و هم مدعیان اصلاحات شعار �نجات کشور از شرایط کنونی�! را برقلم و زبان دارند؟ مگر دشمنان بیرونی با صراحت اعلام نمی کنند که از قوت گرفتن گفتمان امام و انقلاب نگرانند و چاره کار را خروج اصولگرایان از کرسی های تصمیم سازی و سیاست پردازی می دانند، از آنها انتظاری نیست که خط امام(ره) را برنتابند، اما از آقای مهندس موسوی این انتظار هست که با آنان همزبان نشود.

در خاتمه اینکه سئوال است که با وجودرژیم نامشروع بر بر منش و تاریک اندیشی که پدر خوانده ی تروریست جهانی و یاغی بین المللی می باشد که عملکرد 30 سل عوامفریبی و دین فروشی و غارتکگری و جنگ افروزی دارد که حاصل عملکردش شرایط بس طاقت فرسای زندگی محرومان و فرو دستان کنونی جامعه است که 80 % جمعیت کشور را تشکیل می دهند که در زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند . به خصوص در صورتیکه شکاف عمیق طبقاتی هرروز عمیق تر می شود و رشد تورم لجام گسیخته و فقر و بیکاری در جامعه بیداد می کند که هیچگونه چشم انداز بهبود شرایط وجود ندارد . از سوی دیگر دامنه ی رشد تضاد و رقابت و جنگ و جدال قدرت وثروت میان گرگ های هارحاکم و مغلوب آنچنان گسترده شده است که اعتراف به تدارک و طراحی پروژه ی براندازی علیه ی هم دیگرمی کنند و بد ترین انتهامات جاسوس بیگانه بودن وهمکاری با ضد انقلاب داشتن رانثار هم می کنند . آیا اینان می توانند دلسوز مردم ایران باشند و نمایش خیمه شب بازی انتخابتی انتصاباتی- تقباتی سالم بر گزار کنند و می بایست در آن حضور داشت تا بازهم به رژیم تروریستی نامشروع و ضد مردمی مشروعیت داد تا بیشتر جنایت و خیانت کنند؟ آیا می بایست در بازی لوطی جماران و سربازجو حسین شریعتمدای و پاسداران و پاسدار احمدی نژادشرکت جست ؟ یا نه اینکه این نمایش کمدی را تحریم رد و تلاش جدی برای تغییرات دمکراتیک در ایران کرد تا که از شر ِ آخوند و پاسدار و بسط دین فروشی و غارتگری و خققان و سرکوب و سانسور و رعب و وحشت و حکومت نظامی اعلام ناشده، رها و خلاص شد و به این تراژدی بسیار پر هزینه ی 30 سله پایان داد.

هوشنگ � بهداد
شنبه29فروردین ماه سال 1388
نقد و بررسی "شما ديده مى شويد (يادداشت روز("روز نامه ی کیهان پنجشنبه 27 فر وردین ماه سال 1388
"باشیوه فراموش کردن ریشه و علت ها، در عوض مانورتبلیغاتی و تهدیدات معلولی علیه ی رقیب دوم خردادی ها دادن ومتهم ومحکوم کردن شان که...."

پاسداریادداشت روز نویس بهمان سبک حوزوی و منبری واعط غیر متعذ تحلیل و تفسیر می کند . یعنی اینکه هم پند و اندرز می دهد ولی هر گز خود عمل نمی کند . هم اینکه معلول را بدون آنکه به علت و ریشه به پردازد اصل می پندارد تا که روش رابطه ی علت و معلولی بر خوردکردن را دور بزند . در عوض فقط دودستی لنگ معلول را بچسبد و نظر پردازی و روده درازی کند . بطور مثال در ابتدای یادداشت روز، این چنین شروع کرده است :

"از دهه ها قبل این سخنی رایج میان جامعه شناسان سیاسی در ایران بوده که رفتار سیاسی مردم ایران تابعی از تصمیم ها و توصیه های احزاب و گروه های سیاسی نیست. به لحاظ تاریخی هم این حقیقت در موارد متعدد به اثبات رسیده که مجموعه یا اکثریت نخبگان سیاسی نوعی رفتار یا تصمیم سیاسی خاص را به مردم توصیه می کرده اند اما مردم بی اعتنا به �راهنمایی� آنها به راه خود رفته اند و مدت زیادی طول نکشیده که معلوم شده کار درست همان بوده که اراده عمومی بدان تعلق گرفته و الیت سیاسی بهتر است در احوالات و ذهنیات خود بازاندیشی کند. "

اما هر گز گفته نمی شود که علت اینکه مردم ایران به احزاب سیاسی اعتماد نکرده یا اینکه چرا نظرات و تصمیم گیری های مردم تابع رفتار گروه واحزاب سیاسی نمی باشد چیست؟ البته این قلمزن خوب می داند اگر اینگونه بر خورد نکند و نظر ندهد نه می تواند رقبا را متهم ومحکم کند ، نه اینکه می تواند راه فرار برای خودش دست وپا کند تا که ریشش گیر نکند .

چونکه وقتی نظام مستبد و سرکوبگر و تک صدائی باشد و مشتی مبلغ و پادو وجارچی وارونه گو ومتملق و چاپلوس ثنار گوی داشته اشت . ار سوی دیگر مطبوعات و روش اطلاع و خبررسانی بر زیر تیغ سانسور و ممیز گری رفته باشند . همچنین وقتی احزاب و گروه های سیاسی فعال می باشند که تابع و تسلیم شده ی نظام ترسیم شده از سوی دیکتاتور مستبد می باشند . یعنی فرمایشی می باشند . بنابراین مشخص است که در چنین شرایطی که مردم زیر بمباران تبلیغات دروغین رسانه های وابسته به حاکمان مستبد قرار دارند ؛ نه اینکه هر گز به آن اعتماد و باور ندارند ، بلکه درست مخالفش می باشد . ناگفته نماند که دیکتاتوری و یا استبداد مذهبی یکی از بدتر نوع حکومت های استبدادی می باشد . زیرا که از نوع پوشش تا فکر کردن افراد کار دارد .

بنابراین بهمین دلیل است که پاسدار یادداشت روز نویس هیچگونه علاقه ای به بررسی علت ها ندارد و برعکس علاقه ی مضاعف به مانور دادن معلول ها دارد. امااشکال و انتقاد بزرگ مبلغان و دور قاب چینان و مدیحه سرایان درباری و حکومتی ووابسته اینجاست که پیوسته غلام حلقه بر گوش حاکم می باشند و بسیار آسان در شیوه ی بازگوئی وقایع نگاری با رها کردن علت ، وارونه گوئی و کتمان حقایق می کنند. بری همین اکنون گفته شده است که این مردم ایران خودشان بودند که از دیوار سفارت آمریکا در 13 آبان ماه سال 58 بالا رفتند و آن را اشغال کردند تا که حکومت موقت بازرگان را به سقوط بکشانند و موجب به قدرت رسیدن آخوند ها و پاسداران شوند و شرایط را به وضعیت کنونی برسانند . همینطور همین مردم خودشان بودند که منتظری را از ولی عهدی خمینی شیاد کنار گذاشته و خانه شین کردند. یا اینکه خود مردم بودند که یورش سراسری به دانشگاه های سراسر کشور بردند و پس از به خاک و خون کشاندن دانشگاه و دانشجویان3 سال آن را تعطیل کردند. یا اینکه خود مردم بودند که فضای پس از 30 خرداد سال 60 و حمام خون قتل عام تابستان خونین سال 67 را به وجود آوردند . بدتر اینکه خود مردم بودند که جنگ ضد ملی و ضد میهنی را 8 سال ادامه دادند تا که به شکست مفتضحانه سر کشی جام زهر با خسارات اقتصادی یک هزار میلیارد دلارکه در بر داشت ختم شود . بدتر اینه این مردم می باشند که اطلاعیه برانداز نرم هلندی صادر می کنند تا که وبلاگ نویسان وانو دانشجویان دستگیر و شکنجه و بطور رموز و مشکوک در زندان کشته شوند.

البته درست است با مانوردادن اینگونه ادعای پوچ ووارنه کردن بطور تا کتیکی از مردم به عنوان سپر تهاجمی و تدافعی و سنگر گیری استفاده می شود . ولی در اصل نه هدف مردم و نه بررسی و پیگیری مطالبات شان می باشد ، بلکه در راستای جنگ و نزاع قدرت جناحی و باندی می باشد. بنابراین پادار یادداشت رووز نویس پس از حاشیه رفتن و مردم مردم کردن ثابت نموده که زمین گرد است . یعنی به سراغ رقیب دوم خردادی ها رفته و با زهم با هزینه کردن نام مردم گفته که مردم در دو نوبت نمایش خیمه شب بازی دوم خرداد سال 76 و خرداد سال 80 دو دوره ی 4 ساله ی به مدعیان اصلاح طلبی شانس و فرصت دادند و نتیجه گرفته که چون این جماعت نه به اعتقادات مردم وفادارند و نه به منافع آنها، پس موجب شد که فرایند اصلاح جامعه سیاسی توسط مردم آغاز شود. یعنی اینکه با قلع و قمع شورای نگهبان و تقلبات تدارک دیده شده رقیب 26 سال در نوبت کسب قدرت با عنوان اصولگرایان خیمه شب بازی انتصابات انتخابات مجلس هفتم را از آن خود کرد. سپس آن را تبدیل به سرپل از آن کردن نمایش خیمه شب بازی انتخابات � انتصابات - تقلبات، ریاست جمهوری سال 84 نمود. در دنباله بطور کمدی و مسخره ادعا کرده است که برای چندمین بار بعد از انقلاب دستگاه مردم تکلیف خود در لزوم تصحیح مسیر دولت را تشخیص داده و به آن عمل کردند.

بهرحال پاسدار یادداشت روز که بهمان سبک مسئولش سربازجو حسین شریعتمداری در ورق پاره ی کیهان قلمزنی می کند و تحلیل و تفسیر سیاسی به حساب خودش ارائه داده بدون آنکه سخنی از وضعیت موجود بگوید که حاصل و دستآورد عملکرد کدام شرایط می باشد؟ اما در پایان یادداشت روز خود به شیوه ی بازجوئی یقه سازمان مجاهدین بهزاد نبوی را گرفته که چرا پس از رها کردن خاتمی گرد موسوی حلقه و خیمه زده است؟ متقابلاً میر حسین موسوی متهم و محکوم شده است که چرا با اینان دیدار علنی و پنهانی داشته و مشغول امام زادئی با اینان می باشد . در نهایت از تکرار رئیس جمهور شدن پاسدار گماشته احمدی نژاد چنین خبر داده است:

"سابق می تواند دوباره بر گرده ملک و ملت سوار شود، اکنون هم که آن سید عاقبت اندیش خود را از چنگ آنها رهانده و حاضر نشده به خاطر بقای آنها قربانی شود، دست از تلاش و تکاپو برنداشته اند و تلاش می کنند با احاطه کسی که فعلا او را تنها گزینه قابل سرمایه گذاری موجود درصحنه می بینند، راه سابق را ادامه دهند. تا اینجای کار البته عجیب هم نیست. بالاخره نباید توقع داشت کسانی که از یک سال قبل می گفتند انتخابات ریاست جمهوری دهم بازی مرگ و زندگی است و به همین دلیل محمد خاتمی را به زور به صحنه کشاندند تا شاید راه گریزی از عاقبت تلخ �حذف برای همیشه � بیابند، حالا که او کنار کشیده بیکار بنشینند و همه چیز را به حال خود رها کنند. آنچه عجیب است این است که گزینه فعلی آقایان هم به رغم ادعاهای دور و دراز خط امام (ره) و انقلاب که می کرد و می کند، خیلی زود حتی حرف های یک ماه پیش خود در انتقاد از تندروی �برخی� در جبهه اصلاحات را فراموش کرده و به جانب پر مسئله ترین طیف جریان اصلاحات میل نموده است. خداوند بر درجات شهید چمران بیفزاید که می گفت شیپور جنگ را دوست دارد چون �وقتی نواخته می شود سره را از ناسره باز می توان شناخت�. . امروز اما سوگمندانه باید گفت که نامزد اصلاح طلبان هر روز جدی تر از روز قبل در حال اعتبارزدایی از خود و پشت پا زدن به سابقه ای است که آن را سرمایه خود می دانست. نزدیکی به سازمان مجاهدین که پیشقراول ساختارشکنی در دوران اصلاحات بوده است و گذاشتن قرار و مدار پنهان با آنها، پرهیز از هرگونه انتقاد از تندروی ها وهتاکی هایی در طول دوران اصلاحات نسبت به ارزش ها و آرمان های مردم انقلابی ایران روا داشته شد و دفاع از عاملان آنها با این توجیه که �نماز می خوانند و خدا را می پرستند�(؟!) و حالا حشر و نشر با گروهی چون نهضت آزادی که حتی یک روز کینه خود از امام وهمراهی با دشمنان ملت ایران را پنهان نکرده است؛ آیا اینها نشانه های وعده ای است که ایشان درباره پایبندی به ارزش های انقلاب داده بود؟ وضع اکنون به گونه ای است که اصولگرایان دیگر چندان نگران سرنوشت انتخابات نیستند. حتی چهره های دنیادیده تر اصلاح طلب هم در خفا به این حقیقت اذعان دارند که دولت نهم تکرار خواهد شد و آنها همین که بمانند و بتوانند ادامه حیات بدهند هنر کرده اند. نگرانی از بابت سرنوشت کسی است که خود را فرزند انقلاب خواند و به صحنه آمد اما اکنون جریان واخورده می کوشد او را به سوی معارضه جستن با اصول تفکر انقلابی سوق دهد. مردم ایران سخنان و رفتارهای امروز اهل سیاست را نه با محک ادعاهای آنها بلکه با ارجاع به گذشته و سابقه شان خواهند سنجید و نتیجه این ارزیابی است که تصمیم آنها را می سازد. مردم ، امروز آقایان را هم می بینند همچنان که گذشته آنها را دیده "

در خاتمه اینکه همانگونه که گفت می شود هرگز از افعی کبوتر زائیده نمی شود . باید افزود که تصور نمی رود که باید از پاسداران متخصص بازجوئی و اعتراف گیری و شکنجه گری و تواب و پرونده و سناریو ساز قلم بر دست و مطبوعاتی و یادداشت روزنویس شده توقع داشت که خلاف جریان آب شنا کنند و بر حسب تجربه و تخصص و خبرگی و مأموریت ووظیفه ای که دارند در بستر دسترسی به هدف قلمزنی نکنند . یعنی اینکه می بایست با پاک کردن صورت مسئله و نادیده گرفتن مردم وحق و حقوق پایمال شده شان همچنین با فراموش کردن عدم پرداخت مطالبات مردن، بطور جدی و مسئولانه در شرف پیگیری و پرونده و سناریو سازی برای رقیب دوم خردادی ها باشند . زیرا که هدف نهائی حذف کردنش و تکرار قبضه ی قدرت در راستای انباشت هرچه بیشتر ثروت می باشد.

هوشنگ - بهداد
پنجشنبه 27 فر وردین ماه سال 1388
نقد و بررسی " توصيه اي به آقاي معاون اول" روزنامه ی جمهوری اسلامی چهار شنبه فروردین26 ماه سال 1388
یقه پرویز داودی معاون اول رئیس جمهور پاسدار احمدی نژاد گرفته شد است که چرا هم آمار دروغ داده، هم ضعف دولت های سابق را برجسته کرده است؟

گفته می شود که رند دزدی شبانه رفته بود خانه ی پیرزنی دزدی . همینکه مشغول جمع آوری اثاثیه خانه بود و سر و صدا می کرد . پیرزن صاحبخانه بیدار شد و شروع به جیغ و داد و فغان کرد که مر تیکه چکار داری می کنی و اثاثیه خانه را برای چه داری جمع آوری می کنی؟ دزد جواب داد ساکت ! سر و صدا نکن، من به خواستگاری تو آماده ام و وسائل را می خواهم با تو به خانه ی جدید ببرم . پیرزن که پس از شنیدن خوشحال شده بود و قند بر توی دلش آب شده بود. ذوق زده و خندان سرش را بر زیر لحاف کرد و خاموش شد . تا اینکه سرش را از زیر لحاف بیرون آورد و متوجه شد یارو دزده دارد با وسائل خانه را ترک می کند و خیال بردن این را با خودش ندارد . ناگهان عصبی شد و بلند فریاد زد مرتیکه دزد و پدر سوخته دزدی می کنی ، برای چه دروغ می گوئی؟

حال داستان پرویز داوودی معاون رئیس جمهور پاسدار گماشته احمدی نژاد است که کابینه ی مدعی 70 میلیون امام زمانی وعاشق خدمتگزاری به مردم ایران داشته است که در 4 سال گذشته مبلغ 200 ملیارد دلار در آمد حاصل از فروش نفت را بالا کشیده است . اکنون در شرایطی که تورم و گرانی و فقر و بیکاری از سر و روی دیوار شهر های کشور سایه شوم خودش را گسترانیده است که نفس مردم محروم تهی دستان را گرفته است که جمعیت 80% کشور را تشکیل می دهند که در زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند. از سوی دیگر کاهش بهای نفت موجب شده است که کسری بودجه سال 88 بسیار بالا باشد . بد تر اینکه آمار رقم واردات بیش از 56 میلیارد دلار در سال اعلام شده است که خود عامل روند رشد تورم و گرانی و افزایش قیمت کالا ا و فقر و بیکاری شده است و کارخانجات زیادی را از رده و خط تولید خارج و به ورشکستگی کشانیده و موجب سیل اخراج کار گران و پیوستن شان به خیل ارتش بیکاران شده است . در این اوضاع واحوال می بایست خیلی مشنگ و پرت و دریده و پالان سائیده و خالی بند قهار و دروغگوی حرفه ای و عاری از فهم و شعور وداشتن دانش ریاضی مقدماتی بود که بتوان اعلام کرد آمار رشد فعالیت و تولید در دولت خراطی و جراحی شده ی نهم هر ساله 6 برابر دولت ای قبل بوده است.

اما برای اینکه ملای سرمقاله نویس ورق پاره ی روزنامه ی جمهوری نوک این معاون رئیس جمهور مشنگ را چیده باشد و خر فهمش کرده باشد که با هذیان گوئی کردن چیزی برای رژیم تروریستی آخوندی باقی نگذاشته است . زیرا که درست است گفته می شود رب ولی نه به این غلیظی که هر گز قابل مصرف نباشد . بهر حال ملای سر مقاله نویس با روش سر پل خر بگیری یقه پرویز داووی معاون اول رئیس جمهور گماشته پاسدار احمدی نژاد را گرفته است که چرا خالی بندی می کنی و آمار دروغین هر سال 6 برابر زمان دولت قبل رشد فعالیت می دهی و لی برای چه رقبا یا مسئولین دولت های سابق را متهم و محکوم می کنی ؟

در ادامه ملای سرمقاله نویس پس از رجوع کردن به دوران جنگ خانمان بر انداز ضد ملی و ضد میهنی ایران و عراق که به اعتراف شیخ مکار بساز و بفروش رفسنجانی 1000 میلیارد دلار خسارات مالی بر جای گذاشت . ازسازندگی های این دوران جنگ نا مقدس و فعالیت و خدمات آب و برق رسانی در روستا های کشور گفته که چگونه از سوی جهاد ساز ندگی انجام گرفت و به رخ معاون اول رئیس جمهور کشانیده و گفته که اینگونه خدمات آنگونه بود که خمینی شیاد در نامه ی خود به آن رجوع و یاد کرد. ولی تو گونه مدعی پیرو خمینی شیاد می باشی که اینهمه خدمات و پیشرفت های گذشته را نا دیده گرفته ای و همه اش از ضعف دولت های پیشین می گوئی؟ آنگاه ملای سرمقا له نویس خطاب به این معاون توصیه کرده است که مشک آنست که خود گوید نه آنکه عطار بوید و گوید و افزوده که تعریف و تمجید وخالی بندی ودروغ گوئی ایرادی ندارد و هر آنچه دل تنگت می خواهد بگو وار فعالت های دولت نهم بگو و آمار دروغین بده، ولی به شرط آنکه تنگ نظری نکنی و سهم رقبای سابق را هم در نظر بگیری و حق شان را منظور داشته باشی وپایمال نگردد تا که از این خان یغما بهره ببرند و از نمد موجود بتوانند برای خود کلاه دست وپا کنند.

در خاتمه اینکه ملای سر مقاله نویس به پرویز داودی معاون اول مشنگ رئیس جمهور گماشته احمدی نژاد هشدار داده است که می بایست هوشیار و مواظب باشد که چه می گوید ؟ برای اینکه تا کنون هر گز دیده نشده است لوطی جماران اینگونه مقایسه ای کرده باشد که از ضعف دولت های پیشین گفته باشد. زیرا که می داند هر گونه برجسته کردن ضعف دولت های پیشین همچنین تف و تاق و ریش است . زیرا که برریش محاسن خودش می نشیند که همکاره ی رژیم تروریستی آخوندی می باشد که رؤسای جمهور و رئیس دولت های گذشته را تأئید کرده است . بالاخره از پرویز داوودی پرسش کرده است تو که خودرا پیرو خمینی شیاد و جانشین وی لوطی جماران می دانی برای چه هر زمان که فرصت گیر می آوری شروع به برجسته کردن ضعف دولت های گذشته می کنی؟ البته ملای سرمقاله نویس منتقد همچون معاون اول رئیس جمهور که توصیف و تشریح وضعیت شرایط کنونی را فراموش کرده است که بگوید چگونه می باشد؟ ملای سرمقاله نویس هم نمی خواهد به جای اینکه دفاع از دوران رفسنجانی بساز و بفروش و غارتگر کند، خودش قبول کند و توضیح دهدکه شرایط حاکم کنونی محصول و دستآورد دولتمردان سابق می باشد و دولت ها یکی از دیگری بیشتر گلاب زده و گند بالا آورده تر و دروغگو و عوامفریب و غارتگر و سرکوبگر تر بوده اند.
هوشنگ � بهداد
چهار شنبه 26 فروردین ماه سال 1388
نقد و بررسی "سير و عنبر (يادداشت روز("روزنامه ی کیهان پنجشنبه 26 فروردین ماه سال 1388
"تدارک بر پائی بساط معرکه گردانی مال فروشان که بوی گندش 3 دهه است همه جا را آنگونه آلوده کرده که مشام کسانیکه دچار گریپ مزمن می باشند را سخت می آزارداکنون بطور وارونه به عطر و عنبر تشبیه شده است"

گرچه ضرب المثل ازموضع فرار به جلو و آی دزد آی دزد کردن تکراری است . ولی بدلیل اینکه موجز و پر محتوا و جو ابگو می باشد. پس برای جلو گیری از اطاله ی کلام و نوشتار ضروریست که به آن اشاره شود تا پاسخگوی مدعی پاسدار یادداشت روز طلبکار باشد که با فرافکنی کردن یقه ی رقیب را گرفته است که چرا با انتقاد کردن ها موجب بر هم زدن بساط تدارک چیده در زیر میز می شود که قبل ازبرروی میز منتقل شدن وبه نمایش تزئین در آمده باشد. با انتقادهای دولتی تلاش می کند که بساط را برهم بریزد و پسآمد برگزاری خبر های جشن غنی سازی اورانیوم و گسترش ساتنریفیوژها ر اصفهان راهمچون شکستت جنگ ضد ملی ضد میهنی 8 ساله ی ایران وعراق تبدیل به جام زهر دیگری کند وبر کام برنامه ریزان ستاد کود تاگران خاموش و خزنده پشت پرده کند که باهزاران خون دل خوردن و تدارک حرکت چراغ خاموش چند لایه و پیچیده طرح خود را طراحی و دنبال کردند تا موفق شدند رقیب مزاحم دوم خردادیها و روباه مکار رفسنجانی بساز بفروش را کنار بگذارند و یک پلسدار بد نام وگمنام امام زمانی را رئیس جمهور خود کنند تا در راستای اهداف و برنامه های طراحی شده اشان حرکت و اقدام کند و اکنون که وی را برای دوم اجرای نمایش 4 ساله ی دوم آماده کردندد و ار گان فاشیستی سپاه پاسداران آشکارا وارد صحنه شده وطرح های گوناگون مبارزه ی اخلاقی و براندازی نرم اینترنتی را دنبال می کند ودست به مسدود کردن وبلاگ ها و دستگیری ای گسترده زده است تا جائیکه سایت های خبر رسانی خانه ی ملت یا مجلس کمدی و دکوری و انتصابی هشتم هم فیلتر گزاری کرده است . زیرا که از این طریق توانست بوسیله ی پاسداران نماینده شده ی مجلس ارتجاعی هشتم طرح سانسور و توقیف و بلاگ های اینترنتی را به تصویب برساند تا در آستانه ی برگزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات- انتصابات � تقلبات ریاست جمهوری دوره ی دهم سانسور کامل خبررسانی و تبلیغاتی همه گیر شود و مکمل رعب وحشت و خفقان نهادینه و قانونی شده حاکم شده در جامعه گردد.

برای همین بازجو پاسدار یادداشت روز نویس گفته است که رقیب دوم خردادی یک جا عقل و اخلاق و منطق و انصاف را بر زیر پا گذاشته است .چونکه و گیر به توزیع سیب زمینی مجانی دولتی داده و آن را نماد سیب زمینی نامیده است . یا اینکه 6 برابر فعالیت آماری رشد دولت نهم نسبت به دولت های گذشته را که از سوی پرویز داودی معاون اول رئیس جمهور دولت جراحی و خراطی شده اما م زمانی و عاشق خدمتگزاری به مردم ایران بیان شده است و ایشان این روز ها در سخنرانی هایش اینگونه آمارهای مقایسه ای ارائه می کند رابه تمسخر گرفته است.

البته اینگونه تبلیغ مقایسه ای آماری کردن بخشی از شیوه و شگرد مکتبی و اصول گرائی تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری دوره ی دهم است که آن روی سکه چاپ اسکناس های بدون پشتوانه و تقسیم آن میان کارمندان دولتی است که همراه با دادن سکه های طلا به عنوان هدیه تولد کارمندان دولت از سوی دولت مکتبی دنبال و اهداء می شود.

بهر حال فضای افشاگری و انتقاد به دولت کردن رقبا به آنجا رسیده است که اکنون پاسدار بازجو یادداشت روز نویس یا همکارش پاسدار وزیر ارشاد مجبور شده فضای ترسیم شده ی تبلیغات انتخابات کنونی را تشبیه به بازگوئی ضرب المثلی در دوران سعدی کند تا که توانسته باشد در ابتدای نوشتار یادداشت روزخود پاسخ منتقدان رقیب دوم خردادی را با نقل قول کردن از سعدی اینگونه به حساب خودش داده باشد:

�خردمندی را که در زمره اجلاف (افراد سبک سر) سخن ببندد، شگفت مدار که آواز بربط با غلبه دهل برنیاید و بوی عنبر از گند سیر فرو ماند. نمی داند که آهنگ حجازی، فرو ماند زبانگ طبل غازی�.

باز پاسدار یادداشت روز نویس شده که سالیان درازیست به جای پاسخگوئی به مطالبات مردم و تحلیل شرایط کنونی روز، مأموریت مشترک شان در یادداشت روزها این است که از درون قفسه های بایگانی وزارت بد نام اطلاعات پرونده بیرون بکشند و به سبک بازجویان خبره نبش قبر و کالبد شکافی و گزینه برداری کنند تا سپس با کپی برداری و تقلب از روی دست همدیگر کردن برای رقیب تیغ کشی کنند تا که هم خفه و خاموش شود . هم اینکه همه کاس و کوزه ها بر سر این رقیب مغلوب تو سری خو ربشکنند و آوار کنند.بدتر اینکه متهم به جاسوسی و همسوئی با دشمن بیگانه و دنیا پرستی و زر اندوزی و وادادگی انقلابی و عقیدتی ودوری جستن از خصلت های انقلابی پاسداری و لوطی جمارانی نیز می کنندش. در صورتیکه همسنگران جنگ ضد ملی و ضد میهنی و سر کوبگری های خیابانی و دانشگاهی حضور در شکنجگاه ها و بازجوئی و شکنجه کردن هادر کنار همدیگر بوده اند که اکنون از بدی حوادث و ادامه و رشد جنگ و گریز قدرت و تمامیت خواهی و انحصارگرائی قبضه ی کامل قدرت و انباشت ثروت رو در روی هم قرار گرفته اند که تلاش برای حذف هم دیگر می می کنند . مشروط بر اینکه جنگ ونزاع وسگ دعواهای شان هیچگونه ارتباطی به مردم ایران و مطالبات انباشت و پرداخت ناشده اشان ورام ومکتب و دین و ایمان ندارد. زیرا که در مرام و مسلک و بازار دین فروشان عوامفریبان حاکم دین ومذهبی ابزار قدرت و ثروت و سرکوب و خفقان و زندان و شکنجه و اعدام شده است.

بالاخره اینکه در پایان یادداشت روز بر پائی بساط معرکه گردانی مال فروشان ومال خران بازار مکاره که بوی گندش 3 دهه است که همه جا را آلوده کرده است آنگونه که مشام کسانی که دچار گریپ مزمن می باشند را سخت می آزارد اکنون بطور وارونه اینگونه ترسیم کرده است:

انتخابات چهارسوق عطاران و عنبرفروشان است. آن که عطر و عنبر ندارد و سیر می برد و بر بساط می گذارد، و شامه رهگذران را می آزارد، خیال خام در سر نپروراند که چون بوی عنبر از گند سیر فرو ماند، پس لاجرم این سودا به سود او آید. اندکی سلیقه باید، مگر که شامه وی گرفته باشد و نگاه خیره مردم را خریدار پندارد.

در خاتمه اینکه فراموش نشود با تحلیل تهدیدآمیزی که بازجو پاسدار یادداشت روز نویس ارائه کرده و چهره ای که از رقیب دوم خردادی ها ترسیم کرده و به نمایش گذاشته است . ثابت کرده است که بدون کوچکترین شک و ابهام طراح برنامه ریز اصلی پشت صحنه ارگان فاشیستی سپاه پاسداران می باشد که با اجرای طرح کودتای خاموش و خزنده ی سوم تیر ماه سال 84 و رئیس جمهور کردن پاسدار گماشته و غلامک احمدی نژاد وارد مرکز قدرت اجرائی شد و اکنون هرروز بلند تر فریاد و هوار می زند که هیچگونه علاقه ای به بازگشت به پادگان های نظامی ندارد. برای همین است که بطور عریان وارد صحنه ی قلع و قمع و تهدید و سانسور و خفقان و ضرب وشتم وبگیر و ببند شده است و همزمان که مسئولیت کنترل امنیت داخلی کشور را در کنار بسیج بر عهده گرفته است و همایش و رزمایش ومانور های نظامی با آزمایش موشک های دور برد بر گزار می کند . از طرف دیگربموازات آن سخت درگیر فیلتر گزاری رسانه های اینترتی و تعطیل و مسدود کردن وبلاگ های اینترنتی با دستگیری های گسترده با اتهام مبارزه با فساد اخلاقی و معنوی و براندازان نرم اینترنتی را نیز دنبال می کند که تکمیل کننده ی فضای خفقان و رعب و وحشت اجتماعی و سانسور مطبوعاتی و اطلاع رسانی حکومت نظامی اعلام ناشد است . مهمتر اینکه همانگونه که سال گذشته پیش بینی و هشدار داده شد که هرچه زمان به سوی بر گزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات � انتصابات � تقلبات ریاست جمهوری دوره ی دهم پیش می رود. صف آرائی های رقبا خصمانه و تهدید آمیز تر می شود . اکنون بمرور بیشتر شاهد چنین رخ دادهای تهدید آمیز حذف رقیب می باشیم . زیرا که گفته شده بود که کودتا گران خاموش و خزنده اقدام برای یک دور ه ی کوتاه و موقتی 4 ساله ی قبضه ی قدرت نکردند ، بلکه به این نیت آمده تا که بمانند و رقیب را به جز صحنه پرداز تزئیین نمایشات گرم کننده ی تنور و بازار تبلیغاتی برای پیش مقدمه ی آماده سازی حماسه ی تقلبات سازی انتخابات و مشروعیت تراشی کاذب برای رژیم نامشروع و ضد مردمی آخوندی، نیاز بیشتر ندارند.

هوشنگ � بهداد
پنجشنبه 26 فروردین ماه سال 1388
نقد و بررسی " ردپاى تغيير در ثبات عراق (يادداشت روز("روزنامه ی کیهان سه شنبه فروردین25 ماه سال 1388
"اعتراف به دخالت گری وسازماندهی کردن انفجارات اخیرعراق و ناامن کردنش برای فشار وارد نمون خروج نظامیان آمریکا از عراق و ملغی ساختن تصویب توافقنامه ی امنیتی"

نباید تصور شود که سیاست دخالت گری در امور داخلی سایر کشورهای همجوار و منطقه ی خاورمیانه بدون برنامه ریزی دقیق می باشد و همینطوری الله بختگی اقدام می شود و یا بقول خاتمی که در مورد جنایتکاران و قاتلان و آدمکشان حرفه ای وزارت بد نام اطلاعات در روند قتل های زنجیره ای گفته بود که این جنایات کار یک گروه خود سر در وزارت بد نام اطلاعات بود که بدون دستور و مجوز مقامات بالا دست به اینگونه اقدامات جنایتکارانه و ضد انسانی زدند و با باد در غبغب انداختن ژست افتخار آمیز هم می گرفت ومدعی می شد که غده ی سرطانی را در درمان کرد و چشم فتنه را کور نمود . غافل از آنکه این سلول بد خیم آنگونه رشد کرده و همه تار و پود رژیم تروریستی آخوندی را آلوده کرده ود ربر گرفته بود که توانست با طراحی هر 9 رز یک بحران زمینه ی تهاجم کودتا گران خاموش و خزنده را فراهم کند تا که همه رقبا را از صحنه حذف و قلع و قمع شان کند و قدرت را بطور کا مل قبضه و به انحصار خودش در آورد که تازه خیز برای تکرار و تمدید و تثبیت جایگاه قدرت خودشان برداشته است.

بنا براین اکنون که پاسدار عرب زبان و غیر ایرانی یادداشت روز نویس وارد صحنه شده است و خبر از رد پای تغییر در ثبات عراق داده است . ضمن اینکه با وارونه گوئی کردن آدرس غلط داده است . یعنی اینکه پس از اشغال نظامی عراق بود که عوامل رژیم تروریستی آخوندی در عراق تلاش بطورهمه جانبه فعال شد ندو با اقدامات تروریستی و انفجاری و انتحاری و استشهادی و آدم ربائی کوشش کردند تا که عراق دارای ثبات و امنیت نشود و تبدیل به باتلاقی شود که فقط لاشخوران رژیم تروریستی آخوندی ر آن بتوانند غوطه ور باشند و مانور دهند .

لذا پس از تصویب توافقنامه ی امنیتی � نظامی � اقتصادی میان دولت عراق با آمریکا و همچنین پس از شکست افتضاح آمیز عوامل دست نشانده و بدنام دار و دسته ی عبد الذلیل حکیم و سپاه بدر در انتخابات شورای استانی عراق که شکست بسیار سنگینی برای رژیم تروریستی آخوندی محسوب می شود و پس از اینکه اوبا ما رئیس جمهور آمریکا بطور ناگهانی به عراق سفر کرد که پس از سفرهای رفسنجانی مکار بساز و بفروش و پاسدار انگلیسی علی لاریجانی به عراق بود . اکنون چون نگرانی و وحشت از ترور شکست مشابه ی انتخابات شورای استانی عراق در انتخابات پارلمانی آینده ی عراق می باشد. لذا چون زنگ خطر به صدا در آمده است.پس خبر از شنیدن رد پای تغییر ثبات در عراق داده شده است.

فراموش نشود که دادن خبر این رد پا که همزمانی با با فعال شدن شیخ حسن نصر الله دارد که تازگی ها با اعزام مزدوران مسلح حزب الله به مصر دست به اقدام عملیات تروریستی و ناامن سازی و بی ثبات کردن مصرزدند. بهمین دلیل تذکر داده شد که سیاست دخالت گری در امور کشور های همسایه و منطقه بسیار دقیق و همآهنگ و سازماندهی شده است . به خصوص اینکه سازمان جهاد اسلای فلسطین نیز طبق گزارش خبر گزاری فارس در دفاع از حزب الله لبنان با تهدید کردن مصر وارد صحنه شده است.

اما جالب است که در یک چشمه خودز نی کردن پاسدار غیر ایرانی یادداشت روز نویس خودش در ابتدای یادداشت روزش اعتراف کرده ولو داده است که گسترش ناامنی این روز ها در عراق ارتباط به تجدید نظر توافقنامه ی امنیتی � اقتصادی � نظامی میان دولت نوری المالکی با آمریکا دارد . زیرا تنها کشوری که در منطقه مخالف تصویب این توافقنامه بود فقط رژیم تروریستی آخوندی بود . آنچنان که حتی گزارش خبری تصویری دروغین تظاهرات مخالفت بیش از 96% مردم عراق با تصویب این توافقنامه قبل از تصویب در پارلمان عراق در صحفه ی اول همین ورق پاره ی اطلاعاتی � امنیتی � پادگانی بازتاب داده شد. ناگفته نماند که خبرها مخابره شده اتفجارات و نا آرامی های اخیر در عراق گفته شده است که که پشت این انفجارات سپاه بدر و اعضای القاعده وجود دارد که بطور مشترک اقدام به این عملیات تروریستی می کنند که هدف ناامن نشان دادن عراق و تلاش برای ملغی ساختن توافقنامه ی امنیتی و اخراج نظایان آمریکائیان از عراق می باشد.

در خاتمه اینکه نیاز به گفتن ندارد که همچون جنگ 8 ساله ی ضد ملی و ضد میهنی خانماز بر انداز ایران و عراق که خمینی شیاد آن را نعمت الهی نامید . سپس اشغال نظامی افغانستان و عراق و راه اندازی جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان با اسرائیل شد . آنگاه ایجاد جنگ داخلی میان ساف و حماس و برادر کشی میان شان که منجر به جدائی نوار غزه و تشکیل دولت اسلامی حامی لوطی جماران شد و برپائی جنگ 22 روزه نوار غزه با اسرائیل و هرگونه بحران وتنش آفرینی در منطقه و ایجاد کردن اغتشاش در روند صلح خاورمیانه ودشمنی نمودن با آن واجازه به تشکیل و تأسیس دولت مستقل و دمکراتیک فلسطین ندادن؛ فقط به نفع ژیم تروریستی آخوندی تمام شده و برنده نهائی اش بوده است . پس بدون شک طرف خواهان ناامن سازی عراق و دامن به آن زدن، رژیم تروریستی آخوندی می باشد که برای پاک کردن پنچه های سرخ آلوده وخون فشانش در عراق اکنون پاسدار یادداشت روز نویس غیر ایرانی با پاک کردن صورت مسئله و مانور تبلیغاتی دادن با سفر نوری المالکی به روسیه، تلاش مذبوانه کرده تا که با آدرس غلط دادن آمریکا را مقصر انفجارات اخیر عراق جلوه دهد تا همانگونه که گفته شد شرایط آماده شدن دو هدف ملغی کردن توافقنامه ی امنیتی و خروج نظامیان آمریکائی از عراق فراهم شود. فراموش نشود که هدف اصلی دیگر فضا سازی کردن در دفاع از پروژه ی هسته ای و دست بالا داشتن در مذاکرات و زد و بندهای هسته ای و امنیتی افغاستان و عراق در پشت پرده است.


هوشنگ � بهداد
سه شنبه 25 فروردین ماه سال 1388
نقد و بررسی " نگاه واقعي به دشمن" روزنامه جمهوری اسلامی سه شنبه 25 فروردین ماه سال 1388
" نباید شيطان بزرگ را در داخل جستجو كرد و هر جمع و جناحي جمع و جناح ديگر را به جاي � شيطان بزرگ � قرار دهد و چنين وانمود كند كه مبارزه اصلي را بايد در داخل انجام دادو دنبال كرد"

فضای ارعاب و وحشت و خفقان وسانسور گسترش یافته و ساخته و پرداخته ونهادینه شده در جامعه از سوی مسئولان نظام رژیم تروریستی آخونددی به آن مرحله رسیده وآنگونه شده است که شبیه عنکبوتی شده است که کنج دیوار گیر کرده و آنقدر تار تنیده است که کارتونک ها برایش حالت ملیه های چند لایه زندان شده است که راه عبور و فرارش را بطور کامل مسدود کرده اند . برای اینکه اکنون که سرمقاله نویس چون از ترس تهدید و اتهام جرأت نمی کند که بطور رک و مستقیم حرفش را بیان کند و مخاطبانش را معرفی کند. پس مجبور شده است که با ایما و اشاره و به در گفتن تا دیوار بشنود پیام خودش را به مخاطبانش منتقل کند . بدتر اینکه با این روش خود سانسوری تلاش کرده تا که هم برای خودش هم حاشیه تدافعی ایجاد کند .هم اینکه جلوی انتقاد و تهاجم رقیب را سد کند؛ ناچار شده است که به خمینی شیاد آویزان شود واز وی نقل قول کند تا یادآوری کند وی در مورد آمریکا چه گفته بود و برای چه وی را شیطان بزرگ و ام الفساد نامید؟

برای همین سرمقاله نویس تأکید کرده است که چه بخواهیم وچه نخوایم آمریکا دشمن ماست . و به نقل از خمینی شیاد نقل کرده که بدرستی گفت که آمریکا شیطان بزرگ و ام الفساد قرن است و نتیجه گرفته که بایددر برابر اين دشمن زخم خورده و كينه توز واقع بين بودو افزوده می بايد که نقاط قوت و ضعف اين دشمن را شناسائي كرد و به مقتضاي آن با وي برخورد نمود. همچنین ادامه داده و گفته که نمی بایست که این دشمن را آنقدر بزرگ ديد كه مقابله کرن با او غيرممكن جلوه داده شود که اگر اینگونه شود يك خطاي بزرگ است . كمااينكه اگر چنانچه این دشمن كوچك تر از آنچه هست معرفي شود . اینهم خطائي ضربه زننده و مشكل ساز خواهد بود .

البته این تذکر و یاد آوری برای حالی کردن باندهای درگیر جنگ قدرت و انباشت ثروت داده شده است تا که آنگونه غرق جنگ ودر گیری وحذف هم دیگرنشوند که نه اینکه دشمن را فراموش کنند ، بلکه به جای دشمن شیطان بزرگ اینگونه هم دیگر را اشتباهی به جای دشمن بزرگ آمریکا بگیرند که برای هشیاری شان و تعیین کردن شروط پیروزی در برابر شیطان بزرگ چنین تأکید بر دشمن شناس و واقع بودن ترسیم شده است:

"اما شرط پيروزي اينست كه واقع بين باشيم و همانگونه كه امام مي فرمودند آمريكا را � شيطان بزرگ � بدانيم نه اينكه � شيطان بزرگ � را در داخل جستجو كنيم و هر جمع و جناحي جمع و جناح ديگر را به جاي � شيطان بزرگ � قرار دهد و چنين وانمود كند كه مبارزه اصلي را بايد در داخل انجام دادو دنبال كرد! اين به خواست دشمن تن دادن است و به ساز بيگانگان رقصيدن . دشمن همين را ميخواهد و اين بالاترين خدمت به آمريكاست "

در دنباله سرمقاله نویس مثل همیشه اشاره به تاریخچه عملکرد آریکا از 28 مرداد ماه سال 32 تا حال کرده است و تأکید فراوان بر روی دشمن شیطان بزرگ وغافل نشدن از آن کرده است. البته همانگونه که توضیح داده شد سرمقاله نویس چون نمی تواند بدون لکنت زبان وروی دروایسی ناشی از ترس سانسور حرفش رابزند و مخاطبانش رامعرفی کند که کیستند و در پشت پرده مشغول چگونه زد وبندی با دشمن شیطان بزرگ و بقول خمینی شیاد الفساد می باشند. زیرا که اینان از حمایت لوطی جماران و سپاه پاسدارا نبر خور دارهستند . به خصوص که این روز ها درمورد رقابت داخلی نمایش خیمه شب بزی انتخابات � انتصابات � تقلبات ریاست جمهوری دور هی دهم سخت مشغول فعالیت تبلیغاتی می باشند و دست به تور سفر های ماراتونی و بسیار پر هزینه ی انتخاباتی با دادن خبر های خوش غنی سازی ارانیوم و بر پائی جشن هسته ای می زنند . صد البته که اجرای شوی سیاسی � تبلیغاتی � انتخاباتی توزیع مجانی دولتی سیب زمینی هم چاشنی این رقابت و انتخابات تبلیغات شده است .

از سوی دیگرمگر می شود که دست خالی دست به سفر تبلیغا تانتخاباتی زد و سوغاتی سفر برای مشاقان باز دید کننده بهمراه نداشت . بنابراین از محموله چاپ اسکناس های نو وتا ناشده بدون پشتوانه که اتفاقاً مخصوص عیدی و هدیه ی سفری و تبلیغاتی دادن سفارش داده شده است باید که میان شان تقسیم شود که پس از آن شکر گویان از هم اکنون پیشاپیش آرای خودشان را به رئیس جمهور مکتبی عاشق خدمت و دشمن شیفته ی قدرت را آماده ی تحویل وهدیه دادن کنند تا برنامه ریزان وتدارک بینندگان مستقر در وزارت کشور حماسه سازان نمایش دکوری و فرمایشی انتصاباتی انتخاباتی دچار معضل کمبود آرای دشمن شکن نگردند.

خاتمه اینکه بهمین دلیل است که سر مقله نویس فقط گوشزد کرده است که برای سفید سازی پرونده و پوشش عادی سازی تقلبات چسب اصلی مقابله با دشمن شیطان بزرگ و ام الفساد قرن آمریکا نه اینکه نباید فراموش نشود. زیرا که ادامه ی فلسفه ی مبارزه با دشمن بیگانه ب سازی 30 ساله است که رمز ماندگاری رژیم تروریستی آخوندی بوده است. لذا اصرار نموده که باید خیلی زیاد مواظب بود تا که نکند که دچار خطا کاری شد و یقه ی رقیب را به جای دشمن شیطان بزرگ گرفت.
هوشنگ � بهداد
سه شنبه 25 فروردین ماه سال 1388
نقد وبررسی "چنبره فريب (يادداشت روز"( روزنامه ی کیهان دوشنبه 24 فروردین ماه سال 1388

"بالاخره کدام واقعیت دارد؟ قسم حضرت عباس یا دم خرورس بیرون زده شده است؟"

هرزمان که سربازجو حسین شریعتمداری مدیرمسئول ورق پار ه ی کیهان دسته گلی به آب می دهد و یا گند تهدید عریان علنی کردنش با افشاگری های به حساب مستند کردنش تو زرد در می آید و موجب گلابزدگی برایش می شود. به خصوص زمانی که موقع افشاگری کردن و رو نمودن های آس کشف خبر دست اول خوش ذوق زده می شود و احساساتی و کنترل نا پذیر عجله می کند و مواظب نیست که چگونه از زور ذوق و حول شدگی به جای خوردن حلیم بر توی دیگ حلیم می افتد و حلیم ناخورده دهان و صورتش سوخته می شود .

در این حالت است که برای ترمیم و ماستمالی کردن ترجیح داده می شود که سکوت اختیار کند و نقش زاپاسی های جانشین را در یادداشت روز کند تا که موضوعی را تحلیل و تفسیر کند که جدا از مسائل داخلی همچون آمریکا مانور دهند .

برای همین است که شاهدیم پس از اینکه بازتاب خبر آزادی شهرام جزایری از زندان در یادداشت روز آنجا چه خبر است پاسدار یادداشت روزسر بازجو حسین شریعتمداری نا درست از آب در آمد و بهره بهر داری های پسوند و پشوند این خبر و یادداشت روز همه مخدوش شد وبر ضد خودش تبدیل و اعتبارش را از دست داد.

خلاصه اکنون که بد جوری خیطی و کنفی برای این سربازجو حسین شریعتمداری حرفه ای و خبره در اعتراف و مچ گیری و پرونده و سناریو سازی ببار آورده است . پس سیاست گرد وخاک کردن علیه ی تبریک و سخنان اوباما در دستور یادداشت روز های این روز ها قرار گرفته شده است که هدف قدرت نمائی منطقه ای و دفاع کردن از پروژه ی هسته ای و نرخ تعیین کردن و بالا بردن قیمت وسط دعوا است .

در خاتمه اینکه مشخص نیست که چر اپس از اینهمه حاشیه رفتن و گریز به صحرای کربلا زدن ها و مطالب بیش از حد تکراری بیان ورله کردن ها آنگونه مانور تبلیغاتی داده و بازی می شود تا اینکه ثابت شود اوباما همان تهدید های اسلافش را نسبت به رژیم تروریستی آخوندی و پروژه ی هسته ای تکرار می کند ولی به شیوه ای دیگر بیانش می کند. پرسش است که چرا بطور روراست ورک گفته نمی شود اگر چنانچه سیاست اوباما با بوش تغییری نکرده است و شعار تغییری که داده است آن نیست که مورد نظر لوطی جماران وسپاه پاسداران نمی باشد . یعنی اینکه اجازه داده نمی شود که رژیم تروریستی آخوندی بدون هیچگونه مخالفت و کار شکنی وسنگ اندازی کردن دسترسی به سلاح هسته ای یابد؟ همچنین برای چه بطور سیستماتیک اوباما وموضع گیری هسته ای وی مطرح می شود؟ از طرف دیگر چرا آنگونه در پشت پرد ه دلالان و جاسوسان ولابی ها به خصوص در اروپا با مقامات آمریکائی فعال شده اند که پاسدار انگلیسی علی لاریجانی رئیس مجلس کمدی و دکوری و انتصابی مجلس هشتم اخیراً به این سیاست پنهانی هسته ای پشت پرده، اعتراض کرده وگفته که این سیاست فایده ای است. بالاخره چنبره ی فریب را کدام مدعی دنبال کرده است که حتی مردم خودش را از دانستن اطلاعات و اهداف هسته ای محروم کرده است ضمن اینکه این پروژه را شیادانه همیشه به نام ملت مطرح می کند . بهر حال کدامیک کدام واقعیت دارد؟ قسم حضرت عباس یا دم خرورس بیرون زده شده است؟
هوشنگ - بهداد
دوشنبه 24 فروردین ماه سال 1388
نقد و بررسی " پيامدهاي گريز از قانون" روزنامه ی جمهوری اسلامی دوشنبه 24 فروردین ماه سال 1388
"در آمدن گند چاپ اسکناس های غیر قانونی و بدون پشتوانه و تقسیم میان محرومان برای کسب آرای تقلباتی به نفع پاسدار گماشته احمدی نژاد"

پس از اینکه ستاد کودتاگران خاموش و خزنده با حرکت چراغ خاموش و سیاست چند لایه ی پیچیده بقول خودشان موفق شدند رقیب رفسنجانی و دوم خردادی ها را شکست دهند و پاسدار گماشته احمدی نژاد را رئیس جمهور کنند . چشم طمع به قبضه ی ذخایر ارزی دوران خاتمی و تصاحب 2000 میلیارد دلار اموال ملی و شرکت ها و بنگاه ها و بانک ها ومؤسسات و کارنجانجات دولتی از طریق طرح خصوصی سازی دوخته بودند . بنابراین انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی بودجه بندی از سوی پاسدار گماشته احمدی نژاد و مشورت و حمایت آخوند اطلاعاتی و امنیتی و آدمکش حرفه ای مصطفی پور محمدی بود که آن زمان وزیر کشور بود و طرح و هدف و قرار این بود که طرح بودجه بندی استانی شود .

از سوی دیگر پاسدارگماشته احمدی نژاد اعتراف به عدم باور تئوری اقتصادی نمود و با این دو اقدام دولت همان زمان زیرآب طرح و برنامه ریزی بودجه بندی علمی و طراحی مدون اقتصادی زده شد تا دست دولت آلت دست سپاه پاسداران و بسیج بطور کامل برای کش رفتن ذخایر ارزی و سپرده های ارزی نقدی دوران خاتمیباز شود و بالا کشیدن 200 میلیارد دلار فروش نفت و مفقود شدن یک قلم یک و نیم میلیارد دلار ناشی از فروش نفت و گازامکان پذیر گرذ د . البته بازار مکاره مجلس دکوری و نمایشی و کمدی و انتصابی هشتم اگرچنانچه به عنوان یک نهاد قانونگذاری است . ولی از وظایف خود قصور کرده است . زیرا که تابع لوطی جماران است که ماورای قانون اساسی است و نه اینکه از قانون اطاعت و پیروی کند . چونکه لوطی جماران نامه ی حکومتی تجویز کرد که مجلس باید ر کنار دولت باشد و با آن تعامل کند . بنابراین هر دو بازار مکاره هفتم و هشتم با سیاست سکوت رضایتمندانه و یا سیاست حمایتی خودشان که بطور چشم بسته که اتخاذ کردند واز دولت نهم حمایت و پشتیبانی نمودند اگر بیش از دولت مسئول و مقصر نباشد کمتر هم نیستند.

اما از طرف دیگر وقی که از سوی دولت برای کسب آرای انتخاباتی سیب زمینی مجانی توزیع می شود و یا فرماندار با فرمانده پاسدار تعویض میگردد . یا اینککه پاسدار میلیاردی با تقلب و رأی اعتماد گیری باهمکار یمجلس، وزیر کشور می شود تا که اکنون میان کار مندان وزارت کشور مبلغ 200 هزار تومان تقسیم کند که همین روشت قسیم پول در میان کارمندان دولت نیز انجام می شود . بدتر اینکه زمانیکه در کنار پیشخوان روزنامه های فروشی ها در خیابان ها نزدیک به عید پول جدید ونو عرضه و فروخته می شد . مشخص است که اینگونه باج دادن ها که در کنار سفرهای استانی انتخاباتی پاسدار چاقو کش گماشته احمدی نژاد بطور سیستماتیک دنبال شده است . یعنی اینکه میان روستائیان از کازورن گرفته تا اصفهان و یزد مبلغ 80 هزار تومان پول میان شان تقسیم شده است. پس می بایست که اسکناس بدون پشتوانه به عنوان پشتوانه ی چاشنی تبلیغاتی انتخاباتی رأی خریدن نیز به چاپ برسد تا سپس با افزایش بازهم حجم نقدیندگی در بازار نرخ رشد تورم و گرانی و فقر بیشتر بیش از گذشته نفس مردم را بگیرد و کمرشان را خم نماید. در صورتیکه پیگیری این مسئله چاپ اسکناس غیر قانونی و بدون پشتوانه جزو حقه ی مفقوده و ظایف پیگیری و انجام ناشده نمایندگان مجلس دکوری و کمدی و انتصاابی و ارتجای هشتم بوده است که تا کنون دنبال نشده است.

ناگفته نماند که البته نمی بایست نقش لابی های پر زور و قدرت پاسداران حامی دولت نهم در این نهاد دست نشانده ی مجلس کمدی و دکوری و انتصابی هشتم را نا دیده گرفته شود.
در خاتمه اینکه خیلی وقت است که طشت رسوائی رژیم تروریستی آخوندی از بام بر زمین فتاده است و تقش اینگونه در آمده است که باید گفت: خانه از پای بست ویرانست . خواجه در فکر نقش ایوانست . به خصوص اینکه قدرت گیری 4 ساله ی مدعی اصول گرائی و بقول خودشان عاشقان خدمت به مردم که نه بر خلاف رقیب شان که شیفتگان قدرت هستند که خود قدرت را در همه سطوح قبضه ی کامل کرده اند .عملکرد شان به ویژه اقدامات چاپ اسکناس قاچاقی بدون قانون و پشتوانه شلیک تیر خلاص بر جمجه ی لوطی جماران و رژیم تاریک اندیش و بربرنش و تغییر و اصلاح ناپذیر آخوندی و ادعای اصول گرائی کمدی می باشد که راه چاره ی نهائی ، هرگز بدون بر کناری لوطی جماران که در رأس نظام حکومت فاشیستی دینی قرار دارد و عدم تفکیک و جدائی دین از حکومت، امکان پذیر نیست واگر چنانچه انجام نگیرد نه اینکه هر روز وضعیت بدتر از گذشته خواهد شد. لذا تقسیم بندی به اصلاح طلب نرم تن و اصول گرای سخت سر و تمامیت خواه بازی پوچ و مسخره و سر کار گذاشن مردم و منحرف کردن اذهان عمومی می باشد که این نمایش مضحک تاریخچه ی 30 ساله دارد . زیرا که سیکل چرخشی قدرت میان این جناح و باند های درگیر قدرت که همه اشان هم آزمون شده و شکست خورده می باشند نتیجه ی محصول مشترک شان همین اوضاع و احوال شرایط کنونی می باشد . سئوال است مگر پاسدار گماشته احمدی نژاد به جای تدارکاتی خاتمی نیامده است؟ مگر خاتمی جای سردار سازندگی و چاپندگی رفسنجانی برای خود و آقازاه ها و اطرافیان نیامده بود ؟ حال چه همین پاسدار احمدی نژاد رئیس جمهور شود. یا نه همچون آخوند حسن روحانی و شیخ مهدی کروبی ی میر حسین موسوی و پاسدار محسن رضائی یا هر پاسدار دیگری که می خواهد باشد نه اینکه تفاوتی ندارد و نه اینکه چیزی به نفع مردم ایران به خصوص محرومان تغییر نمی کند ، بلکه طبق تجربه ی 30 سال گذشته چشم انداز هر چه زمان به جلورفته شرایط رو به وخامت به بدتر شدن سوق داده شده است . به ویژه در شرایط کنونی که سپاه پاسداران وارد مرکز قدرت اجرائی شده وبر منابع اقتصادی و نفتی و گازی و مالی چنگ انداخته است که به هیچوجه تصمیم به بازگشت به سوی پادگان ها را ندارد. به خصوص اینکه تأسیسات هسته ای را در اختیار خود دارد که خیلی سفت و سخت هم اهداف دسترسی به سلاح هسته ی را دنبال می کند و چون لوطی جماران را توی چنگ خود دارد از حمایت و پشیبانی کاملش نیز بر خور دار می باشد.
هوشنگ - بهداد
دوشنبه 24 فروردین ماه سال 1388
نقد و بررسی "توپ در زمين حريف (يادداشت رو)" روزنامه ی کیهان یکشنبه 23 فروردین ماه سال 1388
"طلبه پاسدار تصور کرده اکنون که توپ درون زمین حریف است دروازه اش باز است که ذوق زده پا به توپ آماده شوت شده ، غفل از آنکه نقش غضنفرخان گلزن خودی رایفا کرده است"
برخی از کلمات بدلیل بار معین و شعاع و محدوده ی عملکرد تأثیر گذاری که دارند به لغات کلیدی موسوم هستند . مثل پول و آزادی و عدالت و .....البته گاهی کار برد شان چند گانه است که بستگی به جایگاه و شیوه ی کار برد و اهداف نهفته در پشت شان دارد .

بطور مثال پول همانقدر که وسیله ی تسهیلات و مبادله کالا ها و غیرو می باشد و می تواند مشکل گشا باشد . ولی گاهی هم مشکل آفرین می شود . به خصوص وقتیکه پول در اختیار کامل فرد نباشد که بتواند از آن درست استفاده کند ، بر عکس می شود . یعنی فرد در اختیار پول قرار می گیرد که در این حالت پول دیگر نه مشل گشا که مشگل آقرین می شود . به خصوص زمانی که عنصر وابسته ودر خدمت پول در آمده هوس کند که هر چه بیشتر علاقه یا در خدمت پول بودن را به عنوان انباشت گسترش دهد که مشخص است که چه خون ها باید بدرون شیشه ها برود و کلید خانه ها بر بالای بام ها انداخته شود؟

اما هدف از بازگوئی این مثال که زده شد . ربط و بسط و تعمیم دادنش در بستر روز 13 آبان سال 1358 اشغال سفارت آمریکا است که مشخص است چه اتفاقی افتاد و چرا خمینی شیاد آن را انقلابی بزر گتر از انقلاب اول دانست ؟ سپس را بطه میان روز 19 فروردین سال 58 است که طلبله یادداشت روز به آن اشاره کرده که روز قطع رابطه با آمریکا می باشد . البته بدون آنکه توجهی به شرایط کنونی داشته باشد که اشاره کند چه خبر است و در پشت پرده چه می گذرد و چرا جسته و گریخته چه نوع شایعه یا خبر هائی مخابره می شود که در جا هم تکذیب می شود؟ البته این سیاست شتر گاو پلنگی گرچه تا کنون علیه ی مردم ایران و به خصوص مخالفان و دگر اندیشان و منتقدان تمام شده است . زیرا که برای خفه و خاموش کردن خیلی ساده اتهام عامل و همکار دشمن بیگانه و یا مهره ی نفوذی دشمن و ستون پنجم و پیاده نظام دشمن بسویش پرتاب یا نثارش شده است. بهر حال همانطور که اشاره شد پشت پرده خبر های دیگری جریان داشته است که بطور نمونه تابستان سل 65 در اوج فریاد های مرگ بر آمریکا در خیابان ها و مدارس و جبهه های جنگ ضد ملی و ضد مردمی و نماز جمعه ی تهران و خطبه خوان و مجلس ارتجاعی مرگ بر آمریکا و شیطان بزرگ آمریکا داغ بود . اما ملیجک خمینی و رفسنجانی بساز و بفروش به دیدار و ملاقات مک فارلین رئیس جمهور آمریکا در تهران رفت که نماینده ی ویژه ی ریگان رئیس جمهور وقت امریکا از حزب جممهوری خواهان بود و کلت و کیک و کتاب دریافت کرد . سپس مهدی هاشمی برادر داماد منتظری را اعدام کرد که چرا داستان این دیدار را در روزنامه النهار لبنان فاش کرده بود.

همینطور پس از اشغال نظامی افغانستان دو باره رفسنجانی بساز وبفروش و رو باه مکار در خطبه ی نماز جمعه تهران خود خطاب به بوش که رئیس جمهور بود گفت که بوش می داند اگر چنانچه ما در اشغال نظامی افغانستان همکاری نکرده بودیم هنوز طالبان در افغانستان بر سر قدرت بود. البته این صحنه ی همکاری در اشغال نظامی عراق هم به شیوه ای دیگر تکرار شد. اما اکنون طلبه پاسدار یادداشت روز نویس تصور کرده که انگاری با جامعه ی کورها سر و کار دارد که پس از اشاره کردن به تبریک نوروزی اوباما رئیس جمهور آمریکا در دنباله این چنین به تاریخ قطع رابطه ی آمریکا با نقل قول کردن گفته های خمینی شیاد اشاره کرده است:

"لانه جاسوسی آمریکا در تهران و ماجرای گروگانگیری، این کشور یک جانبه روابط سیاسی خود را با ایران قطع کرد و امام راحل(ره) در پیامی خطاب به ملت ایران پس از انتشار خبر قطع رابطه آمریکا می فرمایند: �رابطه بین یک ملت بپاخاسته برای رهایی از چنگال چپاولگران بین المللی یا یک چپاولگر عالم خوار، همیشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما این قطع رابطه را به فال نیک می گیریم چون که این قطع رابطه دلیلی بر قطع امید آمریکا از ایران است... من کرارا گوشزد نموده ام که رابطه ما با امثال آمریکا، رابطه ملت مظلوم با جهانخواران است.�"

ناگفته نماند که طلبه و پاسدار ها و پاد و و جارچیان قلم بر دست شده چون هر گز دارای استقلال و شخصیت فردی نمی باشند . زیرا که اعتبار کاذب و ساختگی و عروسکی شان عاریه گرفتن با آویزان شدن گفته یا سخنان خمینی شیاد و جانشین وی لوطی جماران است که با نقل قول کردن از گفته های شان بطور تاکتیکی در بستر اجرای وظایف و مأموریت و انتقال پیام خاص به مخاطب یا مخاطین خاص می باشد که نه هیچگونه ارتباطی به مطالبات و منافع مردم ایران ندارد ، بلکه بیان و تکرارش هیچگونه کمکی هم به منافع ملی نمی کند . زیرا همانگونه که تذکر داده شد مرتبط به مطلبات مردم ایران و رهیافت راه حل معضل اقتصادی و اجتماعی و معیشتی نیست ، بلکه ارتباط به جنگ و نزاع و رقابت جناحی و باندی داخلی و دفاع کردن از پروژه ی هسته ای در بعد بیرونی دارد . البته اینان حرفه ای در کتمان کردن یا دور زدن مسائل اصلی جامعه و یا پاک کردن صورت مسئله هستد . زیرا که موظف می باشند تا که نگویند بر خلاف شعار ها و روضه خوانی های تهدید آمیز ظا هری لوطی جماران در پشت پرده چه خبر است ؟ بهر حال قلم بر دست یاداشت روز نویس گزینه ای از سخنان لوطی جماران در صحن امام رضا خطاب به رئیس جمهورآمریکا که پاسخ به تبریک نوروزی وی می باشد را این چنین نقل قول کرده است:

"رهبر معظم انقلاب با اشاره به این موضوع در سخنرانی نوروزی خود می فرمایند: �اگر واقعا چیزی جز بخش اندکی از ادبیات شما تغییر کرده است، نشان دهید. آیا دشمنی شما با ملت ایران پایان یافته؟ دارایی های ایران را آزاد کرده اید؟ تحریم ها را برداشته اید؟ از لجن پراکنی و تبلیغات سوء دست برداشته اید؟ دفاع بی قید و شرط از رژیم صهیونیستی را پایان داده اید؟... تغییر نباید لفاظی و با نیت ناسالم باشد و اگر می خواهید ضمن حفظ همان اهداف قبلی، فقط سیاست ها و تاکتیک ها را عوض کنید این یک خدعه است نه تغییر و اگر تغییر واقعی مورد نظر شماست باید در عمل مشاهده شود.� نکته درخور توجه این که ما به برقراری رابطه با آمریکا نیازی نداریم بلکه این آمریکاست که برای پرهیز از دشمنی ایران با آن کشور و سست شدن جای پایش در خاورمیانه و هم چنین نجات از باتلاق خودساخته در عراق و افغانستان نیازمند رابطه با ماست."
"
اما با اینکه پاسدار طلبه ی یادداشت روز نویس بانق قول کردن از لوطی جماران تأکید کرده است که ما نیاز به ایجاد رابطه با آمریکا نداریم، بلکه این آمریکا است که چون در موضع ضعف در برابر قدرت منطقه قرار گرفته نیاز به مذاکره و رابطه دارد . همچنین قبل از این نقل قول در ابتد از خیمنی شیاد نقل قول کرد که گفته بود رابطه با آمریکا مثل رابطه ی جهانخوار با مظلوم است که ای دیگری گفته بود رابطه ی گرگ با میش است که همیشه به ضرر ماست . اما اکنون برای فاش کردن این بازی تراژدیک و کمدی پرسش است پس سیاست لابی های فعال پشت پرده را کدام مسئولین دنبال می کنند؟ چه مسئولی به دلال و جاسوس شناخته شده ی معلوم الحال هوشنگ امیر احمدی ی عفو ملوکانه داد و به ایران دعوتش کرد تا با رحیم مشائی معاون رئیس جمهور و غلامحسین الهام سخنگوی دولت دیدار و ملاقات داشته باشد ؟

سپس برای چه رحیم مشائی بطور پنهانی دعوت به آمریکا شد تا با مشاوران اوباما دیدار داشته باشد؟ همینطور چرا این رحیم مشائی به کانادا رفت ودر آنجا اعلام آمادگی مذاکره با آمریکا کرد؟ چرا در دنبال سینماگران سرشاس آمریکائی � هالیوودی به تهران دعوت شدند؟ برای چه اخیرا ً مهدی آخوند زاده معاون وزارت امور خارجه به اجلاس هلند رفت و در حاشیه ی این اجلاس با نماینده ی آمریکا دیدار و گفتگو داشت؟ ولی به محض اینکه این دیدار و گفتگو از سوی وزیر امور خارجه ی آمریکا هلاری کلینتون تأئید شد .اما در جا از سوی سخنگوی وزیر امور خارجه ی رژیم تروریستی تکذیب و انکار شد؟ بدتر اینکه همانگونه که گفته شد که برخی کلمات کلیدی کار برد چند گانه وگاهی متضاد دارند؟ برای چه لوطی جماران در بربر اینگونه موضع گیری های سکوت رضایت مندانه اتخاذ می کند؟ در صورتیکه برای قیب دوم خردادی ها خط و خطوط و نشان می کشد و مرز قرمز غلیظ ترسیم می کند و کلاس درس دشمن شناسی برای شان می گذارد و با تأکیدات تهدید به عدم مخدودش کردن مرز شان می کند . آنگونه که این تهدیدات موجب بهانه رد صلاحیت گله ای � فله ای نامزدشان از سوی شورای نگهبان شد . ولی لوطی جماران با تعجب و سئوال برانگیز در برابر اقدامات خودی ها سکوت اختیار کرده است !

در خاتمه اینکه دلیل این سکوت رضایتمندانه ی لوطی جماران برابر اقداما ت خودی ها کا ملاً روشن است . برای اینکه هنوز هم ادعای مبارزه و مخالفت تاکتیکی با آمریکا کردن همان نقشی را باید اجرا کند که اشغال سفارت آمریکا در 13 آبان ماه سال ایفا کر د که 58 موجب سقوط دولت موقت بازرگان و قبضه ی قدرت و سپس انحصاری کردنش از سوی خمینی شیاد و پیروانش شد که اکنون جانشین وی لوطی جماران از همان سیاست رهبر شیاد خودش برای حذف رقبا و قبضه ی انحصاری قدرت از همان سیاست رهبر شیاد خودش پیروی می کند که این سیاست باید در خدمت سرعت بخشیدن به دسترسی سلاح هسته ای باشد.

هوشنگ � بهداد
یکشنبه 23 فروردین ماه سال 1388
نقد و بررسی "نصرالله هاي مصر" روزنامه ی جمهوری اسلامی یکشنبه 23 فروردین ماه سال 1388
"بادفاع ازحزب الله لبنان ، اعتراف مجدد به سیاست مداخله گری در امورداخلی مصر شده و با فحاشی و هتاکی و توهین کردن رئیس جمهور حسنی مبارک تهدید و تحقیر شده است"

کسانی که توفیق اجباری حضور در مساجد یا تکا یا ومکان های مجالس ختم و عزا و سوگواری و حتی جشن عقد و عروسی را داشته باشند و حتماً مشاهده کرده اند که چطوری آخوندها بر سر منبر می روند و مشغول اشک گیری می شوند . یا اینکه چگونه در پای سفره های عقد حضور دارند و در حال خندانیدن دیگران هستنند ؟

بنابراین اینان خوب بیاد دارند که چگونه آخوندهای منبری باگریز به صحرای کربلا زدن و صغرا و کبرا چیدن و با هنرنمائی کردن خودشان؛ به گر یه وا داشتن و همزمان خندایدن دیگران را به معرض نمایش می گذارند. بلی آخوند جماعت منبری و روضه خوان ها آنگونه هنرمدانه اجرای نقش کمیک و تراژیک می کنند که هیچ هنرپیشه و ستاره معروف سینمای هالیوودی هم قادر نیست تا اینگونه استعداد هنری و خلق کردن آثار هنری فی البداهه داشته باشد که در جا در روی صحنه همچون آخوند های منبری ایفای نقش کند. زیرا که اینان 1400 سال است که از طریق دین فروشی دست به اجرای سناریوی تکراری اینگونه هنرنمائی های به گریه و خنده واداشتن دیگران زده اند که موفق شده و توانست اند به صنعت روضه خوانی و مداحی گری و گریز به صحرای کربلا زدن برسند و آنچنان به رشد بقای خود ادامه داده اند تا که با کمک دولت فخیمه اکنون 30سال است که در ایران بقدرت رسیده و حاکم شده اند.

البته فراموش نشود که برای آخوند جماعت به خصوص آنانی که حاکم شده ا ند یا اینکه با لوطی جماران و با حاکمان در رابطه می باشند . پیوسته دیگران برای شان همچون نقش مرغ و عروسی را داشته اند . زیرا که در مراسم سوگواری و عزا و مراسم ختم تا جشن عقد و عروسی حضور داشته اند .

بنابرین اکنون که با حقه بازی و شیاد و عوامفریبی و دین فروشی و جنگ افروزی و غارتگری که اینان در 30 سال گذشته داشته اند و چون تق دروغ گفتن ها و وعدهای سر خرمنی و حتی و ارونه و متضاد شان در آمده است که دیگر نمی توانند همچون گذشته دست به نیرنگ و فریبکاری بزنند. از سوی دیگر چون شرایط کنونی بحرانی و خطیرمی باشد . زیرا که هم تورم و گرانی و هم فقر و بیکار ی در کنارا شکاف عمیق طبقاتی در جامعه بیداد می کند . همچنین هرروز بر میزان جو نارضایتی عمومی افزوده می شود . به خصوص اینکه رژیم تروریستی آخوندی در انزوای کامل منطقه به سر می برد . پس برای فرار از پاسخگوئی به مطالبات مردم ایران و همینطور برای عبور از بحران می بایست دو دستی به سیاست صدور بحران وترور و بنیاد گرائی و سیاست مداخله گری در امورد داخلی سایر کشورهای همجوار و منطقه چسبیده شود.

این سیاست در عراق از طریق سپاه بدر و مجلس اعلای انقلاب سلامی و سفیر پاسدار تروریست محمد حسن کاظمی قمی دنبال می شود البته با نظارت کامل سپاه پاسداران و لوطی جماران می باشد.

در فلسطین ازسوی جهاد اسلامی و حماس و پرتاب موشک و راه اندازی جنگ 22 روزه با اسرائیل دنبال شد که برای دامن زدن به این بحران جنگ افروزی و بسط وتوسعه در سراسر منطقه بسیجیان کفن پوش شدگان این زائده هایسپاه پاسداران روانه ی میدان شد تا با تحصن واعتصاب کردن و فریاد مرگ علیه رهبران کشور های عربی سر دادن و مواد آتش زا و انفجاری به درون دفتر هواپیمائی عربستان و سفارت اردن در تهران پر تاب کردن و بالاخره جایزه ی بیش از یک میلیون دلاری برای ترور ویا کشتن حسنی مبارک رئیس جمهور مصر نیز تعیین کردند . حتی تلاش اخیر ناامن سازی در مصر ادامه ی همین تهدید جایزه ی نقدی میلیون دلاری تعیین کردن برای ترور رئیس جمهور مصر است که از سوی سپاه پاسداران و بسیجیان تعیین شد .

همچنین سیاست مداخله گری در امور داخلی لبنان از طریق سپاه پاسداران و شیخ حسن نصر الله و حزب الله لبنان دنبال شده است . البته که در این مورد برای اهداف مشترک همچون بر پائی جنگ 33 روزه ی حزب الله لبنان با اسرائیل از هم پیمان رژیم تروریستی آخوندی در منطقه یعنی سوریه استفاده می شود که با باج دادن های کلان موافقت و حمایت و پشتیبانی سوریه جلب می شود . برای هین اهرم جنگ 33 روزه برگ برنده ی تبلیغاتی رژیم تروریستی آخوندی در منطقه است. اکنون نیز حربه ی تبلیغاتی جنگ 22 روزه ی غزه هم اضافه و مترادفش شده است.

اما اکنون که رژیم تروریستی آخوندی از یک سو با بحران سخت هسته ای مواجه است . به خصوص اینکه تلاش مذبوحانه می کند تا با سیاست توبره و آخور خوی دو ذوقه خوری کند . یعنی هم در پشت پرده سیاست زد و بند ودیدار و مذاکره گفتگو با مقامات آمریکائیان را ر اروپا دنبال کند . هم اینکه بطور علنی ر اصفهان جشن خبر خوش غنی سازی اوراونیوم و گسترش سانتریفیوژها را بر پا کند. البته از طرف دیگر در شریطی که در انزوای کامل منطقه ای قرار دارد با شکست سخت نتایج انتخابات شورا های استانی عراق رو برو است که برایش تبدیل به کابوس وحشتناک نگرانی از تکرار شکست مشابه در انتخابات پارلمان عراق شده است که در پیش روی می باشد .

اکنون با توجه به اینکه حاکمان رژیم نامشروع و تروریستی آخوندی با رشد نارضایتی داخلی و اوضاع بد اقتصادی مواجه است که افزایش بی رویه ی واردات و کاهش های نفت و افزایش کاهش بودجه مکملش شده و گلوی شان را فشار می دهد . به خصوص در کنارش اسیر و گرفتار رشد رقابت و تضاد های جناحی و باندی شده اند. آنگونه که هرچه زمان به سوی تاریخ بر گزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات انتصابات تقلبات ریاست جمهوری دوره ی دهم پیش می رود . چشم انداز نگرانی بیشتر می شود . لذا برای همین است که برای انتقال بحران به برون مرز، شاهد می باشیم که اقدامات تروریستی و ناامن سازی در عراق دوباره اوج گرفته است. البته نقش کلیدی سفیر تروریست کاظمی قمی و سپاه بدر برجسته و انکار نا پذیر است . به ویژه با همکاری نزدیک اعضای القاعده این عملیات تروریستی و انفجاری انجام می گیرد. همینطور بطور همزمان متوه شدیم که در مصر از طریق حزب الله لبنان و ارسال قاچاقی سلاح دست به توطئه و اغتشاش و ناامن سازی زده شده است . بعلاوه پس بی جهت نیست که اسماعیل هنینه اعتراف به دریافت 250 میلیون دلار از بیت لوطی جماران کرده است و حماس به اسرائیل هشدار داده است .

ازطرف دیگر شیخ فضلل الله در لبنان برروی صحنه آمده و موضع گیری علیه آمریکا و خروج نظامیان آمریکائی از عراق کرده است . ازجهت دیگر بفرمان لوطی جماران و سپاه پاسداران شیخ حسن نصر الله وارد میدان شده است تاکه مصر را تهدید به اغتشاش ونا آرامی و آشوب کند و افتخار به داشتن رابطه با آشوب گران و تروریست های اعزامی به خاک مصر نماید وبه حمایت شدن از سوی رژیم تروریستی آخوندی و پدر خوانده ی تروریست جهانی نیز اعتراف کرده است تا که سوژه و بهانه قلمی و مانور تبلیغاتی - تهدیداتی لازم به ملای سر مقاله نویس ورق پاره ی حکومتی جمهوری اسلامی داده باشد تاکه قبر ستان کهنه ی تابستان گرم شروع جنگ 33 روزه ی حزب الله با اسرائیل را بشکافد و لغز خوانی وکرکری توهین تهدید آمیز جنگ طلبانه علیه رئیس جمهور مصر حسنی مبارک کند که با وارونه کردن این واقعیت که در زمان ادامه ی جنگ 33 روزه ی سپاه پاسداران و حزب الله لبنان با اسرائیل که بسر زمین سوخته لبنان تبدیل شد. پس از اعلام آتش بش شیخ حسن نصر لله که در سفار رژیم تروریستی آخوندی سنگر گرفته و پنهان شده بود خارج شد و یکشبه قهرمان جهان عرب شد و تصویرش در مصر توزیع شد تا چماق تهدید و تحقیر آمیزی علیه ی حسنی مبارک رئیس جمهوری مصرساخته شو که اکنون بطور عریان رئیس جمهور صر مورد تهدید و تحقیر و توهین واقع شده است . که بازهم نقش مستقیم دخالتگری تهدید آمیز رژیم بربر منش یاغی بین المللل آخوندی در امور داخلی کشورای منطقه به خصوص مصر به وضوح نمایان شده است.

در خاتمه اینکه حال پرسش است که برای چه با نماینده ی چنین رژیمی که مزاحم ومخل آسایش و آرامش و رفاه و حتی نفس کشیدن مردم ایران است و تهدید کننده ی ثبات و امنیت منطقه و صلح جهانی می باشد که با هاش بطور پنهانی زد وبند و مذاکره می شودو مشروعیت بهش داده می شود تا اینکه هم گستاخانه تر از این به سیاست صدور ترور و بنیاد گرائی و دخالت گری در امور داخلی سایر کشورهای منطقه ادامه دهد، هم اینکه با انگیزه و شتاب بیشتری به تلاش خود برای دسترسی به سلاح هسته ای ادامه دهد.

هوشنگ � بهداد
یکشنبه 23 فروردین ماه سال 1388
روزنامه ی کیهان شنبه 22 فروردین ماه سال 1388
آنجا چه خبراست ؟! (يادداشت روز)
قبل از نقد وبررسی یادداشت روز ورق پاره ی کیهان باید اذعان کرد که بقول ضرب المثل عامیانه نهاوندی ها که بزبان شیرین ساده لری می گویند دنیاننه او برده ایمانن خو برده .( دنیا ر ا آبرده ولی مارا خواب برده است. ) اکنون در شرایطی که سراسر رژیم تروریستی آخوندی را از رأس تا ذیل آنگونه فساد در بر گرفته و آلوده نموده است که نه اینکه حتی یک نهاد غیر آلوده ی یافت نمی شود تا که در گیر رشوه و تبعیض وو خلاف و قانون شکنی نباشد . بلکه در اثر تبعیض و بی عدالتی و بی قانونی و عدم آزادی و غارتگری و دزدی های کلان مستمر حاکمان و شرکای شان شکاف عمیق طبقاتی هرروز گسترده تر می شود و بر دامنه رشد افسار گسیخته ی تورم و گرانی و افزیش قیمت کالا ها وفقر و بیکاری در جامته افزوده می گردد و بیداد می کند و فریاد رسی هم وجود ندارد .

بدتر اینکه یک پاسدار دزد میلیاردی وزیر کشور با آرای تقلبی تأئید صلاحیت شده است که اکنون مشغول رشوه دادن رقم 200 هزار تومانی به کارکنان وزارت کشور می باشد تا که زمینه ی کسب آرای انتخاباتی و مقدمه ی تدارک ریاست جمهوری انتصابی دوره ی دهم را فراهم کند . از طرف ددیگر فرماندار حزب اللهی پاکدشت حامی دولت را کنارز ده و به جایش رایک فرماندار سپاه پاسدار نشانده است تا در بستر زمینه ی آرای تقلباتی به نفع پاسدار گماشته و چاقو کش احمدی نژاد فعال شود .

همینطور دولت سیب زمینی هائی که سال گذشته از کشاورزان خریدری کرده که به جای توزیع و عرضه کردن به موقع برروی دستش مانده است . حال آن را با کامیون و وانت راهی مکان های مخصوص می کند تا تخلیه و بطور مجانی میان محرومان و کارمندان دولت تقسیم شود تا که از طریق جلب توجه و کسب آرای انتخاباتی شود . حال بماند که داد و هوار و اعتراض مترسکان و عروسکان دکوری و کمدی و انتصابی باز ار مکاره ی هشتم از دولت هرگز به جائی نرسید که مبلغ 200 میلیار دلار فروش نفت در این دو سه ساله کجا رفته است؟ حتی اینان عرضه نداشتند تا که از دولت پاسخ دریافتت کنند که یک میلیارد دلار مفقود شده ی فروش پنهانی نفت را چکار کرده است؟

اما اکنون سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری با پاک کردن صورت مسئله و آدرس غلط دادن سراسیمه وارد صحنه شده و اذعان کرده که گویا خواب نما شده است که سناریوئی به نام شهرام جزایری وجود داشته است که بازی با آن کردن موجب شکست نمایندگان تشریفاتی مجلس ششم مدعی اصلاح طلبی و قبضه ی مجلس هفتم شد که تبدیل به سکوی پرش اشغال پست ریاست جمهوری دره ی نهم شد که باز این پرونده ی معجزه گر گشوده ونبش قبر شده است که ای هوار به فریاد برسید که گویا قرار است که وی از سوی مفسدان نفوذی در دستگاه آلودهی قضائی و حامیان و شرکای پرونده ی شهرام جزایری از زندان آزاد شود. پس این خبر را تبدیل به حربه و چماق تبلیغاتی علیه ی رقیب دوم خردادی کرده است .

زیرا که تأکید شده بود که هرچه زمان به بر گزاری نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی � انتصاباتی � تقلباتی ریاست جمهوری دوره ی دهم نزدیک تر می شود . خط کشی و مرز بندی ها با تهدید های جناحی و باندی نیز حادتر و جدیتر می شود . زیرا که تذکر داد ه شده بود که کوتا گران خاموش و خزنده پشت پرده که پاسدار گماشته احمدی نژاد را رئیس جمهور کردند و وارد صحنه ی قدرت اجرائی شده اند وچنگ بر منابع و ذخایر اقتصادی و نفتی و گازی کشور انداخته و تأسیسات هسته ای و اهداف دسترسی به سلاح هسته ای را در اختیار خود گرفته اند . مهمتر اینکه لوطی جماران را تبددیل به بلند گوی رسمی خود کرده اند که هرچه به وی دیکته و تزریق می کنند را بیان و نشخوار کند برای یک دوره ی موقت 4 ساله قدرت را قبضه نکردند تا سپس صحنه ی قدرت را ترک کنند. بنابراین اگر چنانچه این روز ها سپاه سپاسداران بطور عریان وارد صحنه ی علنی شده و جای وزارت اطلاعات را نیز گرفته است که چپ و راست اطلاعیه ی کشف براندازان نرم اینترنتی و وبلاگ اینترنتی و هلندی خبر می دهد. همچنین فعال شدن علنی سر بازجو حسین شریعتمداری در یادداشت روز و نکته ها و طنز گفت و شنود خود علیه ی رقیب دوم خردادی و خاتمی و موسوی و حامیان شان که همسوئی آشکار با سپاه پاسداران دارد در دفاع از پاسدار گماشته و چاقو کش احمدی نژاد ودو باره رئیس جمهور شدنش می باشد.

پس بی جهت نیست که باز این سربازجو دست به قبرستان کهنه شکافی پرونده ی شهرام جزایری زده است و دست به تکرار نمایش پرونده و سناریو سازی های مشابه ی گذشته ی علیه ی رقیب دوم خردادی ها و دستگاه آلوده به فساد قضائیه زده و چنین با صدور کیفر خواست تهدید به محاکمه کردن شان کرده است .

در این یادداشت اگرچه به ماجرای حیرت انگیز و تأسف آوری اشاره می شود که اخیراً در جریان یک پرونده فساد اقتصادی اتفاق افتاده ولی موضوع اصلی یادداشت بسیار فراتر از ماجرای مورد اشاره است. بخوانید؛1- چند روز پیش، خبری به کیهان رسید که از آزادی قریب الوقوع شهرام جزایری حکایت می کرد. این خبر با توجه به فساد اقتصادی اثبات شده، و محکومیت تأیید شده شهرام جزایری، باورکردنی نبود. اما بررسی های بعدی تردیدی باقی نگذاشت که ماجرا صحت دارد و تعدادی از دست اندرکاران صاحب مقام در قوه قضائیه، نه فقط زمینه های آزادی او را فراهم آورده اند، بلکه با خیال راحت! تمامی قوانین را زیرپا نهاده و حکم آزادی این مفسد اقتصادی را صادر و حتی ابلاغ نیز کرده اند! برپایه این خبر موثق که بررسی ها و پی گیری های - نه چندان آشکار- نیز صحت آن را کاملاً تأیید می کرد، کار از کار گذشته بود و کیهان برای درج این خبر تأسف آور و اطلاع رسانی درباره این زد و بند پنهان، آماده شده بود که خبر دیگری از راه رسید. خبر آن که در آخرین ساعات باقیمانده تا آزادی شهرام جزایری، حجت الاسلام والمسلمین رئیسی، معاون اول قوه قضائیه از ماجرای این قانون شکنی و زد و بند پشت صحنه برخی از مسئولان- متأسفانه بلندپایه- قوه قضائیه با خبر می شود و بلافاصله خود را به مسئول اجرای حکم رسانده و خواستار توقف آن می شود. ولی مسئول مربوطه اعلام می کند که حکم آزادی شهرام جزایری تمامی مراحل را طی کرده و حتی به امضای یک مقام عالی رتبه در قوه قضائیه هم رسیده است! و تأکید می کند که حق ندارد مانع آزادی جزایری شود! اما، معاون اول قوه قضائیه با اصرار و با مسئولیت خود خواستار توقف اجرای حکم آزادی شهرام جزایری می شود و سرانجام با مسئولیت شناسی حجت الاسلام والمسلمین رئیسی از این رخداد رسوا جلوگیری می شود. - همانگونه که اشاره شد، ماجرای این زد و بند موضوع اصلی یادداشت امروز نیست، این زد و بند پنهان اگرچه با مسئولیت شناسی و اقدام به موقع معاون اول قوه قضائیه ناکام ماند، اما داستان تمام نشده است، چرا که عاملان این زد و بند-بخوانید انگل های خطرناک- هنوز در قوه قضائیه بر سر کار هستند و چنانچه با قاطعیت و بدون ملاحظه به دست قانون سپرده نشده و بازداشت و مجازات نشوند، به یقین در فرصت های دیگر، دست به زد و بندها و قانون شکنی های مشابه دیگری خواهند زد، اگرچه بعید نیست تاکنون در دهها زد و بند پنهان دیگر نیز دست داشته اند که کشف نشده باقی مانده است. چگونگی زد و بند یاد شده تردیدی باقی نمی گذارد که در انجام این قانون شکنی ها و خیانت ها و جنایت ها نه فقط یک یا دو نفر، بلکه یک باند مافیایی سازمان یافته دست دارد. چرا که پرونده ای نظیر پرونده فساد اقتصادی شهرام جزایری، در دستگاه قضایی، گردش کار گسترده ای دارد و مافیای مورد اشاره برای تدارک آزادی وی-آنهم با ظاهر قانونی و تهیه حکم رسمی آزادی او!- ناچار به زد و بند، رشوه دهی و ساخت و پاخت با عوامل متعددی است، آیا غیر از این است؟! اگر چنین است- که به یقین چنین است- این عده چه کسانی هستند؟! و در دستگاه قضایی که باید حامی مظلومان باشد چه می کنند؟!ساده اندیشی نکنید! افرادی نظیر شهرام جزایری برای غارت بیت المال و سوءاستفاده های اقتصادی و سیاسی خود، افراد فراوانی را با پرداخت رشوه های کلان خریده بودند، از کجا معلوم که تهیه کنندگان حکم آزادی او نیز از جمله همین خریده شدگان نباشند؟! البته دراین باره فقط یک تردید جدی! وجود دارد و آن این که، تهیه کنندگان حکم آزادی شهرام جزایری، اخیراً خریداری شده اند یا از قبل خریده شده بودند! 7- کاش برخی از مسئولان محترم دستگاه قضایی به جای آن که گذران اوقات فراغت خود- که متاسفانه خیلی زیاد نیز هست!- به نقاط خوش آب وهوای کشور رفته و در خانه های اشرافی کلان سرمایه داران جا خوش کنند، بخشی از وقت خود- بخوانید وقت متعلق به ملت- را نیز صرف رسیدگی به امور قضایی بر زمین مانده مردم و بررسی هویت برخی از مدیران این دستگاه می کردند البته به عنوان وظیفه خویش نه منت به مردم. مثلاً؛ چرا تعطیلات نوروزی را در باغ رویایی! و چند ده هکتاری آقای �الف-الف� در منطقه خوش آب وهوای شمال سپری کرده و در ویلاهای آنچنانی و اشرافی این کلان سرمایه دار لم داده اند؟ که خدای نخواسته مجبور باشند بهای این �لم دادن� ها را از کیسه ملت هزینه کنند؟! بالاخره، بازداشت و محاکمه عاملان این باند مافیایی و محاکمه آنان در یک دادگاه علنی، کمترین انتظار منطقی و قانونی مردم از حضرت آیت الله شاهرودی است که به یقین از این خواسته خود دست نخواهند کشید و صدالبته، کیهان به لطف خدای بزرگ و با همکاری دلسوختگان اسلام و انقلاب که همه جا- از جمله در زوایای دستگاه قضایی- حضور دارند، تا دستگیری و محاکمه این باند مافیایی، ماجرا را دنبال خواهد کرد. انشاءالله.

در خاتمه اینکه به نظر می رسد که سربازجو حسین شریعتمداری چون زیادی احساسی شده است آنگونه که از حول حلیم توی دیگ افتاده است و سوخته است که ندانسته از فرط عجله کاری و ذوق زدگی که خواسته با یک تیر دونشان بزند چگونه گلاب زده وندبار آورده است .زیرا که به حساب خودش هم علیه ی دستگاه قضائیه ی آلوده به فساد و رشوه موضع گیری کرده است. هم دوم خردادی ها را دراز کرده است که مخاطبان اصلی اش رفسنجانی و خاتمی و کروبی می باشند که در گیر پرونده ی شهرام جزایری به عنوان حامی و رشوه گیر وی بودند . بهمین دلیل متوجه نشده است چگونه دست به خود زنی زده و بر سر شاخ نشسته و بن بریده است . چونکه اولا ً: دستگاه فاسد و آلوده به رشوه و تبعیض و قانون شکن و دشمن مظلومان قضائیه ی سابقه ی 30 ساله دارد و مسئول اصلی شکاف عمیق طبقاتی کنونی در جامعهمی باشد. دوماً: رئیس دزد عراقی آن آخوند شاهرودی رئیس انتصابی لوطی جماران است که همکاره ی رژیم روریستی آخوندی می باشد . سوماً : مگر فراوش شده است که پس از افشا گری اسامی 44 دانه درشت و مفسدان اقتصادی و دزدان بیت المال که از سوی عباس پالیز دار در اردیبهشت سال گذشته در دانشگاه همدان اعلام و افشا شدند . چگونه سعید مرتضوی دادستان قاتل و بازجو وشکنجه گر خانم زهرا کاظمی سراسیمه و دستپاچه واردصحنه شد و حکم بازداشت و بازجوئی عباس پایزدار را صدر کرد ؟ در صورتیکه همین سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری برای دستگاه آلوده به فسادو رشوه و مدافع کلان دزدان و غارتگران حرفه ای عجیب هورا کشید و اجسنت بهش گفت. بالاخره اینکه خود واین سربازجحسین شریعتمداری که از مواضع فرار به جلو آی دزد آی دزد کرده است . خودش یک قلم 200 هکتار زمین مرغوب ورامین را بالا کشیده است که به نام مؤسسه ی کیهان اطلاعاتی � امنیتی � پادگانی در دوران مدعیان اصلاح طلبان از دولت گرفت و آن برای خودش مصادره کرد. ولی چون از حمایت سپاه پاسداران و پشتیبانی لوطی جماران و دیوار حاشیه ای آهنین امنیتی بر خور دار ست . کسی جرأت نمی کند به کریه منظر سرباز جو بگوید بالای چشمان خون آلود این دژخیم ابرو است. آنهمازآن ابروهائی که بقول معروف همیشه به جای آرایش کردنش چشم کور می کند .


هوشنگ - بهداد

شنبه 22 فروردین ماه سال 1388
نقدوبررسی " اصول را چه كسي تعيين مي كند" رونامه ی جمهوری اسلامی شنبه 22 فروردین ماه سال 1388
"اصول گرائی به آن معنی نیست که آنگونه پیشگوئی کند که نتیجه برنده وبازنده ی نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی � انتصاباتی رژیم تروریسنتی آخوندی ضررو زیان به بیند"

اصول جمع اصل است که به معنی یایه و اساس و مبنا و یا زیر بنا می باشد . پسوند "گرا" از گرایش می آید که در مجموع اصول گرا به کسی گفته می شود که تابع یک مبانی ریشه ای به عنوان راهکار و دستور العمل و خط مش می باشد . اما در رژیم ترورستی آخوندی وارونه که همه مفاهیم و کلمات یا نازا و ذبح ویا معکوس شده اند و کاربرد ابزاری و مقطعی و چندگانه یافته اند که چاشنی حفظ قبضه ی قدرت و انباشت ثروت و سرکوب و خفقان حاکمان شده است . بطوریکه دین ومذهب و ملت و آزادی و عدالت .... نیز بهمین سرنوشت ابزار و وسیله ی قدرت و ثروت تبدیل شده است . به خصوص اینکه 30سال است که عجیب بازار دینفروشی و عوامفریبی نیرنگ و جنگ افروزی و غارتگر و خرافات رایج شده و رنوق گرفته است .

از طرف دیگر در بستر جنگ و نزاع و سگ دعواهای جناحی و باند های مافیائی رژیم تروریستی و نامشروع ضد مردمی که برای سرکار گذاشتن مردم و منحرف کردن اذهان عمومی با وجود ایکه اصلا ح و تغییر ناذیر ست . اما چندسالی می باشد که بازی مدعیان درووغین اصلاح طلبی یا اصلاح گرا که معروف به شیفتگان قدرت از سوی رقیب می باشند . همچنین رقیب حاکم خودش را اصول گرا نامیده که چون حریف را قبول ندارد شیادانه عاشق خدمتگزار مردم نامیده است . در صورتیکه ثابت کرده است با وجود اینکه با تأخیر 26 سال بر اریکه ی قدرت خزیده است . نه اینکه عاشق خدمتگزاری به مرم ایران نیست و نه ایتکه هیچ فرقی با رقیب مدی اصلاح طلب شیفته قدرت دارد ، بلکه بمراتب غارتگر و سرکوبگر تر و عاشق و شیفته ی وقدرت و ثروت و انحصاری کردنش می باشد و عجیب هم اشتهای سیری ناپذیری به ورونه و دروغگوئی و عوامفریبی و دینفروشی و جنگ افروزی و تهدید و سرکوب و ترور و غارتگری دارد!

که اکنون آری آنگونه تق مدعیان شیاد و شارلاتاان مدعی اصول گرائی همچون رقیب مدعی اصلاح طلبی در آمده و نخ نما شده است که ملای سرمقاله نویس پیرامون ادعای آخوند روح الله حسینیان همکار ومدافع سعید امامی و حامی پاسدار گماشته احمدی نژاد نقادی کرده است که محور نمایش خیمه شب بازی انتخابات انتصبات � تقلباتی ریاست جمهوری دوره ی دهم است که چنین به اظهار نظر شفاف وی و ماهیت دروغین اصول گرائی و عملکرد و عواقب آن نقل قول و نظر توأم با هشدار کرده است:

"يكي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي كه وابسته به بخش دولتي جناح اصولگرا است در پاسخ به سئوال خبرنگاران دو نكته درباره انتخابات گفته است كه دور از شان نمايندگي مجلس و خلاف معيارهاي اصولگرائي است.ايشان ضمن اينكه گفته است آقاي مهندس ميرحسين موسوي را اصولگرا نميدانم تكليف انتخابات رياست جمهوري را نيز مشخص كرده و گفته است آقاي احمدي نژاد در مرحله اول انتخابات با راي قاطع برنده انتخابات خواهد شد. افراد ديگري نيز اين روزها مطالبي مشابه گفته و نوشته اند كه وجه مشترك آنها جبهه گيري عليه كسي است كه به عرصه رقابت انتخاباتي آمده و با صراحت اعلام كرده است براي صيانت از آينده نظام جمهوري اسلامي خود را نامزد رياست جمهوري كرده است . نوع برخوردهاي گفتاري و نوشتاري بگونه ايست كه در مجموع به نظر مي رسد اين جبهه گيري ها به معناي مطرح كردن اين سئوال است كه اصولا چرا كسي به خود اجازه مي دهد در برابر فرد مورد نظر صاحبان اين گفتارها و نوشتارها وارد رقابت انتخاباتي شود به همين دليل اين افراد به خود اجازه مي دهند در مورد رقباي فرد مورد نظر خود هر طور ميخواهد قضاوت كنند و هر برچسبي كه صلاح بدانند به او بچسبانند!.
زيان سواستفاده از رسانه ملي بسيار بيشتر است. اين قبيل روش ها مطرود باشند و همه برمبناي حق و انصاف آنچه ميخواهند بگويند و بنويسند. اين انتظار به ويژه از كساني كه با عنوان � اصولگرا � در جامعه ظاهر مي شوند بيشتر است و اگر خلاف آن عمل شود خلاف اصولگرائي است . زيرا اصولگرائي چارچوب ها و معيارهاي مشخصي دارد كه هر كسي نمي تواند به ميل خود آنها را ناديده بگيرد يا تغيير دهد و يا اين و آن را از اردوگاه اصولگرائي خارج بداند.اين قبيل برخوردها آفت ها و زيان هائي دارد كه بعضي از آنها را در اينجا برمي شمريم و نكاتي هم از بزرگان مي آوريم بدان اميد كه هشداري باشد براي اجتناب از آن زيان ها. 1 ـ اينكه افرادي نتيجه انتخابات را پيش بيني كنند اقدام عجيبي نيست . اما كساني كه به نوعي وابسته به دولت هستند و آشكارا رئيس دولت را كانديداي مورد نظر خود مي دانند و در برابر رقباي وي موضعگيري مي كنند اگر درباره نتيجه انتخابات سخن بگويند و سخنشان حاكي از اطمينان به پيروزي فرد مورد نظرشان باشد از نظر افكار عمومي مفهوم خاصي دارد كه با سلامت انتخابات سازگار نيست . زيرا ابزارهاي برگزاري انتخابات دردست دولت است و اين گونه سخن گفتن بطور طبيعي اين شائبه را پديد مي آورد كه برگزار كنندگان انتخابات نتيجه آنرا از قبل ميدانند! پرهيز از هر سخن و رفتاري كه چنين شائبه اي را پديد آورد يكي از واجبات اجتماعي و سياسي است . مسئولان صدا و سيما نيز مواظب افراد خودسر كه از اين سرمايه ملي عليه رقباي فرد مورد نظر خود سواستفاده مي كنند باشند"

در خاتمه اینکه ضمن اینکه این مقاله درست نقطه مقابل یادداشت روزامروز ورق پاره کیهان اطلااتی � امنیتی � پادگانی سر بازجو حسین شریعتمداری می باشد . زیرا که در یادداشت روز بطور غیر مستقیم یک ریز از دولت نهم و شخص پاسدار گماشته و چاقو کش و عملکردش دفاع شده است ولی پرونده ولی سناریو سازی علیه ی رقیب وحتی دستگاه قضائیه آلوده به فساد و رشوه و تبعیض شده است و برایشان با قبر ستان کهنه شکافتن با تدید به محاکمه و مجازات پرونده گشوده شده است. اما در این مقاله به بخشی از عملکرد حامیان دولت نهم انتقاد شده است و به گوشه ای ا ز نگاه شیوه ی کار خلاف یکی از مدعیان باادعای مضحک و کمدی اصول گرائی را بازکرده و به نمایش گذاشته شده است که متضاد ادعای ادعای لوطی جماران و شورای نگهبان دست نشانده و آلت دستش است که با وارونه گوئی ادعای سلامت و صحت بر گزاری نمایش خیمه شب بازی انتخابات � انتصابات � تقلبات دوره ی دهم شده اند . زیرا که این ادعا بر زیر سئوال برده و افزوده شده است نتیجه ی اینگونه اقدامات که منتهی به برنده و بازنده ی هر جناح و باندی که شود به زیان رژیم تروریستی و نامشروع آخوندی تمام خواهد شد . زیرا که ذهان عمومی این شیوه را نمی پسندد و قبول نمی کند . جالب تر اینکه اصطلاح گروه خود سر ر ا خاتمی برای آدمکشان حرفه ای وزارت بدنام اطلاعات خاتمی در قتل های زنجیره ای به عنوان نفوذی ها بکار برد. اکنون این اصطلاح برای نفوذی های صدا و سیما یابقول مردم پشم و شیشه بکار برده است که ثابت می شود سبک و شیوه ی تبلیغاتی سمت و سوی این رسانه ی خبر رسانی و تبلیغاتی چگونه اسیر باندهای مافیائی اطلاعاتی � امنیتی � پاسدار خود سر شده که به عنوان خبر نگار یا گوینده ی تلویزیون نفوذ کرده اند. در نهایت بیشتر عریان و مشخص شده است که آخوند روح الله حسیان بر اساس چه مبنائی می باشد که پیشا پیش پیشگوئی پیروزی پاسدار گماشته احمدی نژاد در نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی � انتصااباتی � تقلباتی ریاست جمهوری دوره ی دهم را کرد ه است.
هوشنگ � بهداد
شنبه 22 فروردین ماه سال 1388
پیگیری سیستماتیک جیغ وفغان با توطئه های زنجیره ای علیه مجاهدین ساکن اشرف

رژیم نامشروع و ضد بشری و پدر خوانده تروریست جهانی آخوندی آنگونه به پیسی و افلاس و در ماندگی افتاده است که در بستر رقابت ونزاع جنگ قدرت و ثروت داخلی دست وپا می زند . به خصوص پیرامون نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی � انتصاباتی آنچنان جناح ها و باندهای مافیائی غارتگربه جان هم افتاده و در گیر مبارزه می باشند که به جای پاسخگوئی به مظالبات مردم که خود مسئولین قولش را بهآنان داده بودند تا که ا ز فروش نفت بر توی سفره های خالی محرومان نان ببرند و مبارزه با مفسدان اقتصادی کنند و مجلس دکوری و کمدی و انتصابی و ارتجاعی قول مهار تورم گرانی و تورم را به موکلین خود داده بود .

ولی اکنون دولت با کامیون ووانت مشغول توزیع سیب زمینی مجانی میان اقشار محروم و معلمین و برخی کارمندان دولتی می باشد تا رأی انتخاباتی بخرد. البته از سوی برخی این اقدام محکوم شده و آن را نوعی تحقیر وتوهیندانسته اند . همچنین پاسدار میلیاردی محمد صادق محصولی که تقلبی وزیر کشور شده است. مبلغ 200 هزار تومان میان کارکنان وزارت کشورتقسیم کرده است تا زمینه ی تدارک گسترده ی تقلبات نمایش خیمه شب بازی انتخابات � انتصابات ریاست جمهوری دوره ی دهم فراهم کند.

همینطور نهاد ارتجاعی و دست نشانده ی مجلس هشتم دکوری و کمدی و انتصابی که عوامل سپاه پاسداران در آن نفوذ کرده و کنترلش می کنند به جای بررسی مسائل اصلی کشور و جوابگوئی به اقدام نکردن قول های داده شده به مردم، اما در این بازار مکاره معرکه گیری بر پا شده است تا بفرمان لوطی پشت پرده بوزینگان هنر مند یکی یکی برروی صحنه نمایش وارد شوند و تو سر زنان داد و هوار از دست مجاهدین بلند کنند و جیغ بنفش علیه ی اتحاد اروپا بکشند که چرا نام مجاهدین را از لیست گروه و سازمان های تروریستی اخراج کردند؟ آنگاه در ادامه ی نمایش بدون توجه به ضریب 56 میلیارد دلاز واردات سالیانه که نه موجب رشد لجام گسیخته تورم و گرانی و گسترش فقر و بیکاری در جامعه شده است ، بلکه باعث ورشکست شئدن کار خانجات تولیدی و اخراج کار گران شده است . همینطور سبب رو به ورشکستگی گذاشتن صنعت دامپروری و تولیدات کشاورزی ووابستگی بیشتر کشور به واردات شده است . ولی مترسک های نماینده مجلس کمدی و دکوری و ااتنتصابی و ارتجاعی مجلس هشتم با حربه ی نفت و اعتراف چوب تاراج بر منابع و ذخایر کشور از موضع فرا فکنی و فرار به جلو ووارونه گوئی مبارزه با تروریست اروپا را تهدید به تجدید نظر روابط اقتصادی و اجتماعی کردده ا ند که همانگونه که گفته شد چرا نام سازمان قربانی مجاهدین را از لیست گروه و سازمان های تروریستی اخراج کرد اند؟

البته هسو با این بازی خیمه شب بازی و پس از اعتراف سرمقاله نویس ورق پاره ی حکومتی جمهوری اسلامی مورخ 19 فروردین که علیه ی مجاهدین ساکن اشرف بود که چرا موفق الربیعی مشاور امنیت عراق موفق به اخراج شان نشده است . اکنون یک تروریست نشاندار و بد نام وزارت بد نام اطلاعت رژیم فاشیستی مذهبی به نام محمدجواد هاشمی نژاد که دبیر کل سازمان تروریستی وزارت اطلاعاتی هابیلیان نامیده شده است و مأموریتش دخالت گری تروریستی و مداخله گی در امور داخلی عراق و پرونده و سناریو سازی کردن برای مجاهدین ساکن اشرف در بغداد می باشد برروی صحنه ی نمایش علیه ی مجاهدین وارد شده است . تا ادامه ی سیاست و توطئه ی دیکته شده به موفق الربیعی مشاور امنیت عراق علیه ی مجاهدین ساکن اشرف را عریان و بیان و دنبال و اجرا کند که مسئول بر نامه ریز و پیگیر اصلی در بغاد پاسدار تروریست محمد حسن کاظمی قمی سفیر رژیم تروریستی آخوندی در بغداد و سپاه بدر می باشد.

بهر حال خبر گزار گزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران ادعای کمدی این تروریست که رله و نشخوار کننده ی سران رژیم تروریستی آخوندی پیرامون مجاهدین ساکن اشرف می باشد مدعی شده که مجاهدین دستور کشتار مجاهدین ساکن اشرف را داده اند . این مزدور بدون توجه به ضریب سرکوب و سانسور و خفقان و صدور احکام بازداشت و زندان و شکنجه و کشتن زندانیان سیاسی و مطبوعاتی در زندان و گسترش اعدام ها در سراسر کشور که خبرش هرروز مخابره می شود اشک تمساح برای مجاهدین ساکن اشرف ریخته است که گزارش خبری این اشک تمساح ریزی را سایت خبر گزاری فارس سپاه پاسداران مورخ22 فروردین اینگونه بازتاب داده است :

"دبيركل خانواده شهداي ترور سران منافقين دستور کشتن نيروهاي اردوگاه اشرف را صادر کرده اند .خبرگزاري فارس: دبيركل كانون هابيليان گفت: براساس اطلاعات موثق از بغداد، سران منافقين درصدد كشتن و سر به نيست كردن برخي از نيروهاي ناراضي خود هستند . مانور گسترده و رسانه‌اي منافقین در اين خصوص است كه نيروهاي موجود در اردوگاه اشرف در شرايط بسيار وخيم فقدان دارو و غذا به سر مي‌برند و هر لحظه امكان بروز فاجعه انساني مجدد وجود دارد خبرهاي كاملا موثقي داريم كه سران منافقين به علت شورش و نارضايتي‌هاي گسترده نيروهاي معترض در اين فرقه دستور سر به نيست كردن تدريجي نيروهاي ناراضي اين فرقه را دارند و تصميم دارند بعد از سر به نيست كردن اين افراد در خصوص علت اين مسئله، مريضي شديد برخي نيروها و نبود دارو را بهانه فوت اين افراد اعلام كنند تا هم از شر نيروهاي ناراضي و خواهان جدايي خود خلاص شوند و هم براي مظلوم‌نمايي بيشتر، دولت عراق را مقصر مرگ اين افراد جلوه دهند ."

در ادامه ی دیکته شده ی نسخه تنظیم شده از سوی وزارات بد نام اطلاعات وواحد اطلاعات ارگان فاشسیستی سپاه پاسداران ین مزدور تروریست از موضع نماینده مردم عراق و سخنگوی ی دولت عراق چنین گفته است :

"مدتي است كه منافقين در قبال درخواست آرام و قانوني دولت و نمايندگي مردم اين كشور براي خروج از عراق، جبهه‌گيري‌هاي شديدي كرده‌اند و با تطميع چند تن از نمايندگان سياسي اروپايي از جمله يكي از نايب رئيسان پارلمان اروپا و تعداد معدودي از نمايندگان اروپايي، نزاع گسترده رسانه‌اي را عليه دولت قانوني عراق آغاز كرده‌اند تا همچنان به حضور غيرقانوني خود در عراق ادامه دهند"

در خاتمه اینکه فراموش تشود اینگونه اعتراف و خود زنی کردن ها ناشی از انزوای منطقه ای و شکست عواملش در انتخابات شورای استانی عراق ووحشت و نگرانی از تکرار این شکست در انتخابات پارلمان آینده ی عراق می باشد که حضورمجاهدین ساکن اشرف را عامل شکست می دانند . صد البته نمایش دادن اوج استیصال و وحشت سران رژیم فاشیستی مذهبی از فعالیت و افشاگری های سیستماتیک اهداف پنهانی هسته ای و افشای نقش دخالت گری تروریستی و خرابکارانه و ناامن سازی در عراق از سوی مجاهدین نیزمی باشد زیرا که اکنون اینقدر رهبر و مسئولین وپاسداران وپادو وجارچیان رژیم تروریستی آاخوندی از دست مجاهدین به خصوص مجاهدین ساکن اشرف به فغان و وحشت افتاده اند وهرروز این ترس رابا برروی صحنه ی گفتاری و نوشتاری تهدید آمیز مهره ای به شیوه ای تکرار نمایش گذاشته می شود.

هوشنگ � بهداد
فروردین 22ماه سال 1388
نقد و بررسی " اگر بفهمند (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان پنجشنبه 20 فروردین ماه سال 1388
تراتژدیک و کمیک اینکه در رژیم نامشروع و بربرمنش و تاریک ادیش آخوندی،سخنان نوروزی لوطی جماران در مشهد تبدیل به "مانیفست سال 88 شده است "

وقتی که رژیمی نامشروع و ضد مردم و مستبد و سر کوبگر وعوامفریب و غارتگر باشد که دین را نیز ابزار و وسیله و حربه ی کسب قدرت و ثروت و خفقان و سرکوب در جامعه با زندان و شکنجه و اعدام و چپاولگری خود کرده باشد . به خصوص اینکه مترسکی به عنوان رهبر ولی فقیه یا لوطی جماران نشین هم داشته باشد که کارش سنگر گیری پشت منقل و آتش و دود می باشد که وظیفه و مأموریت وی بفرمان نیروهای کودتاگر ان خاموش و خزنده حاکم شده، گشودن آتش برای هموار کردن انتقال پیام و اهداف دیکته و تزریق شده ی اینان باشد . البته فراموش نشود برای این لوطی گاهی هم ضروریست که می بایست برای اربابان پشت پرده ی خودش در نقش عنترش ظاهر شود و نقش نشان دادن جای دوست و دشمن را اجرا کند .

جالب تر اینکه برای این لوطی جماران اختیارات تعیین شده است که بالاتر از قانون اساسی رژیم تروریستی آخوندی می باشد که بصورت فتوا و نامه های حکومتی صادر می شود . البته سخنرانی های از پیش تعیین شده برای وی نیز مکمل نامه های حکومتی می شود . به خصوص سخنرانی های نوروزی است که نمونه ی اخیراً آن در اول فروردین در مشهد ایراد شد که به عنوان مانیفست جایگزین وظایف قانونی 3 نهاد قضائیه و مجریه و مقننه خوانده شده است . زیرا که در نظام بربرمنش و تاریک اندیش پدر خوانده ی تروریست جهانی ولی فقیه نقش شبان دارد که مردم گله های گوسفند می باشند که هیچگونه اراده و قدرتی از خود ندارند جز اینکه تابع شبانی باشند که خود اسیر کارد سلاخان و قصابان می باشد . برای همین است که اکنون پاسدار یادداشت روز اعتراف کرده است که در رژیم آنرمال وضد بشر فاشیست مذهبی که قانون و عدالت و آزادی در آن نا مفهوم و بی معنی می باشد . پیرامون سخنان نوروزی لوطی جماران در مشهد مانور داده و عربده کشیده و تعیین تکلیف کرده است و خطاب به مشتاقان و ذوق زده شدگان پیام نوروزی اوباما که زیادی هیجان زده شده اند. در ابتدای یادداشت روز خود با تحلیل مانیفست سال 88 لوطی جماران برای اینان و سایر مخاطبان که شامل حال مسئولین دولت نهم نیز می شود این چنین تعیین تکلیف و نقل قول کرده است:

برای فهم دقیق همه پیام هایی که سخنان عمیق رهبر انقلاب در ابتدای سال 88 در بر داشت، احتمالا زمان زیادی لازم است. بویژه مخاطبان اصلی این سخنرانی، یعنی دشمنان ملت ایران کار سختی در فهم صحیح همه مضامین آن خواهند داشت. علت عمده هم این است که آنچه ایشان در زمانی بسیار کوتاه درباره آینده مناسبات ایران و امریکا فرمودند دقیقا پاسخی بود فشرده، جامع و در عین حال بسیار دقیق به مجموعه کدهایی که حدود 6 ماه است رسانه ها و مراکز مطالعات امنیتی و استراتژیک غرب سعی در تحلیل روابط ایران و غرب بر مبنای آنها داشته اند و ضمنا همواره سعی کرده اند دریابند موضع ایران درباره آنها چیست. بویژه، دولت جدید امریکا که ادعا می کند در حال نوعی بازنگری استراتژیک درباره ایران است می تواند همه آنچه را که برای فهم صحیح و دقیق موضع ایران لازم است در این سخنان بیابد. امریکایی ها می توانند چشم های خود را به روی واقعیت های ایران ببندند و استراتژی جدید خود را -اگر اساسا چیز جدیدی در کار باشد- بر تخیلات و محاسبات غیر واقعی استوار کنند؛ یعنی همان کاری که تا به حال کرده اند. این راهی است که از حالا می توان با اطمینان و قاطعیت سرنوشت آن را پیش بینی کرد. در واقع اگر امریکایی ها مایل به �گشت و گذار در جاده بن بست� باشند، کسی در ایران مانع آنها نخواهد شد، اما اگر دنبال راهی می گردند که نهایتا به یک راه حل ختم شود -واین دقیقا همان چیزی است که باید درباره آن اعتماد سازی کنند- چاره ای جز مراجعه به سخنان به دقت �کدگذاری� شده رهبر انقلاب ایران در ابتدای سال 88 ندارند. امریکایی ها قبل از هر کاری باید به این نکته توجه کنند که طراحی استراتژیک برای تعامل با ایران، بر مبنای اصولی جز آنچه در آن سخنرانی تبیین شده، رنج بیهوده بردن است و کسی در تهران حتی زحمت بررسی آن را به خود نخواهد داد. این نخستین پیام �مانیفست 88� است، و البته پیام های جزئی تری هم هست که این یادداشت اندکی به آنها خواهد پرداخت. . فعلا برآورد ایران -که به آسانی بر مبنای شواهد و قرائن می توان از آن دفاع کرد- این است که هرگونه مذاکره با امریکا یکسره ضرر است چرا که اولا هویت انقلابی ایران را در ازای هیچ مخدوش می کند، ثانیا امریکا پس از حل مشکلات خود با استفاده از امکانات ایران و آنگاه که نفس راحتی کشید، تازه کینه توزی و دشمنی علیه ایران را از موضعی قدرتمند تر آغاز خواهد کرد. امریکایی ها البته نشان داده اند محاسبه کنندگان خوبی نیستند، اما با این وضعیت حتی آنها هم می توانند بفهمند که نتیجه محاسبات ایران نمی تواند موافقت با مذاکره باشد. امریکایی ها ماه ها فرصت دارند به این بخش از فرمایشات رهبری که بیش از 15 دقیقه طول نکشید فکر کنند و تصمیم بگیرند که بالاخره چه خواهند کرد. راه تعامل با ایران بسته نیست اما فعلا آنقدر هم باز نیست که یک امریکایی بتواند از آن رد شود. خیلی روشن و واضح، امریکایی ها باید تصمیم بگیرند که می خواهند عوض -بخوانید �آدم�- شوند یا نه؟ ایران طبعا از اضافه شدن هیئت حاکمه امریکا به جمع موجودات اهلی استقبال خواهد کرد.

پاسداریادداشت روز نویس پس از تحلیل و تفسیر ی که پیرامون سخنان لوطی جماران در مشهد خطاب به مخاطبان به ویژه مقامات آمریکا ئی داده است . که از موضع چماق و هویج با مخاطبان برخورد کرده است . البته بدون اشاره کردن که چرا دلال و جاسوس چند جانبه هوشنگ امیر احمدی عفو داده و به تهران دعوت شد ؟ یا اینکه چرا پس از دیدار وی با مقامات مسئول دولت نهم سپس وی شدیداً در بستر زد و بند های پشت پرده در کنار سایر لابی و دلال های دو جانبه ی دیگر مقیم آمریکا فعال شد تا جائیکه رحیم مشائی را بطور پنهانی به آمریکا کشاند و قبل از رئیس جمهور شدن اوباما با مشاوران وی دیدار داشت . همچنین پس از رئیس جمهور شدن اوبا ما برای چه وی به کانادا سفر کرد و ابراز علاقه کرد و نظر داد که دولت آماده مذاکره با آمریکا می باشد . یا اینکه بدون آنکه گفته شود که این چگونه نیاز آمریکا به مذاکره است که معاون وزیر امور خارجه مهدی آخوند زاده به اجلاس هلند می رود و در حاشیه ی این اجلاس با نماینده ی آمریکا دیدار و گفتگو می کند ؟ ضمن اینکه تا از سوی وزیر امور خارجه ی آمریکا خبرش آنتنی شد بلافاصله برای ماستمالی کردن که گویا رژیم تروریستی آخوندی نیاز به مذاکره ندارد تکذیب شد تا که اکنون پاسدار شار لاتان و وارونه گو بتوانداز موضع اینکه نه رژیم تروریستی آخوندی که آمریکا هست که نیاز به مذاکره و ایجاد رابطه دارد . زیرا که به دلیل بحران عراق و افغانستان دچار ضعف شده که برای عبور از بحران نیاز به همیاری رژیم تروریستی آخوندی دارد .

مهمتر اینکه پاسدار یادداشت روز نویس نه اینکه موضعگیری عریان علیه اقدامات و تلاش های مذبوحانه دولت نهم برای کانال زدن ایجاد مذاکره و رابطه با آمریکا نگرفته است . همچنین از سوی دیگر توضیح نداده است که چرا روز گذشته در نکته و امروز در بخش طنز گفت و شنود این ورق پاره پاچه ی خاتمی گرفته شده و متهمم به امانت به خیانت شده است که چرا در اجلاس ائتلاف تمدن ها در استانبول با دبیر کل جدید سازمان نظامی ناتو راسموس نخست ووزیر سابق دانمارک دست داده و خوش و بش کرده است؟

در خاتمه اینکه عجیب دنیای زد وبند سیاست مماشات گرایانه تبدیل به تجارت خون شده و مسخره و اهانت آمیز و بی پرنسیب و بی در و پیکر و چارچوب شده است آنگونه که تابع هیچ قوانین مدون و مترقی نمی باشد . زیرا که نه خیلی ساده زیرآب قول و قرار ها تعهدات زده می شود ، بلکه بدتر با اعمال و حرکات متناقض آمیز موجب پایمال کردن هرچه بیشتر رعایت حقوق بشر و پایمال شدن حق و قوق انسان ها می شود . به خصوص در مورد حکومت های مستبدی که نوع دینی اش که در ایران حاکم است و از نوع بدترینش در جهان می باشد . چونکه نقض مستمر حقوق بشر بطور سیستاتیک ووحشتنااک تر از کشور های دیکتاتوری دیگر روزانه اعمال می شود و به شهروندان آمریکائی در ایران رحم نمی شود . زیرا به اتهام جاسوسی دستگر می شوند تا به عنوان گروگان برای آزادی پاسداران تروریست در عراق استفاده شوند . ولی متأسفانه شاهد می باشیم که آمریکا و اروپا از یک سو رژیم تروریستی و آزادی کش و نا مشروع و یاغی بین الملل و پدر خوانده ی تروریست جهانی را به دلیل نقض مستمر حقوق بشر محکوم می کند و اعتراف می کند که عامل و مشکل عدم امنیت عراق ، دخالت رژیم تروریستی آخوندی است . همینطور اشراف کامل دارد که همین نقش را در افغانستان اجرا و تعقیب می کند و عامل اصلی عدم پیشروی روند مذاکرهی صلح خاورمیانه است. مهمتر اینکه با شدت تمام تلاش برای دسترسی به سلاح هسته ای می کند . بطوریکه امروز قرار است در اصفهان با حضور پاسدار گماشته احمدی نژاد ادامه ی خبر های خوش جشن هسته ای برپا شود . اما وزارت امور خارجه ی آمریکا همچنان نام مجادین اپوزیسیون و سازمان قربانی رژیم تروریستی آخوندی را در لیست گروه و سازمان های تروریستی نگهداشته است تا با بستن سنگ، سگ های هار رها شده در عراق روزانه دست به جنایت بزنند و حتی نظامیان آمریکائی را بکشند . بدتر اینکه با تشویق لابی های پشت صحنه بدنبال ارسال پیام مذاکره و دیدار است تا به رژیم تروریستی آخوندی نامشروع و ضد بشری مشروعیت داده شو د تا که لوطی جماران مسئولین آمریکا را نصیحت کند که بهتر است با عذر خواهی کردن دست از اشتباهات گذاشته ی خود بر دارند. به خصوص هیچگونه مخالفتی با تلاش برای دسترسی به بمب داشتن رژیم تروریستی آخوندی نکنند. اکنون نیز پاسدار یادداشت روز نویس که خودش نیز باید جزو تنظیم کنندگان پشت پرده ی متن اصلی سخنرانی دیکته شده به لوطی جماران باشد این سخنان لوطی را بسط داده است و با حلوا حلوا کردنش آن را دور از فهم و درک مقامات آمریکائی و مخاطبان دانسته است.


هوشنگ - بهداد
پنجشنبه 20 فروردین ماه سال 1388