نقد و بررسی " مرد بحران ها" روزنامه ی جمهوری اسلامی شنبه 27 تیر ماه سال 1388
سرمقاله نویس مشاور رفسنجانی بساز وبفروش درست بر خلاف یادداشت روز امروزسربازجو حسین شریعتمداری لیوان پر خطبه ی نماز جمعه ی روز گذشته ی رفسنجانی را دیده است"
سرمقاله نویس و مشاور رفسنجانی با انتخاب مرد بحران برای عنوان سرمقاله ی خود که منظور رفسنجانی بساز و بفروش می باشد و تذ کر داده که حضور رفسنجانی در نماز جمعه دیروز تهران از 4 منظر موافقان و مخالفان نتایج به حضوروی در نماز جمعه نگاه می کردند . زیرا که پس نمایش خیمه شب بازی انتصابات 22خرداد وی تا دیروز سکوت کرده بود . اما این 4 گروه شامل موافقان و مخالفان در داخل کشور و دوستان و دشمنان برون نظام هستند که حضور رفسنجانی در نماز جمعه ی تهران را مورد توجه قرار دادند و افزوده که این منتظران گفتند ونوشتند تا اینکه انتظارشان در روز 26 تیر با حضور رفسنجانی در نماز جمعه ی دیروز تهران به پایان رسید . ناگفته نماند که تحلیلی که سرمقاله نویس از این حضور وخطبه ی نماز جمعه ی رفسنجانی داده است درست بر خلاف نظر سرباز جو حسین شریعتمداری است که در یادداشت امروزش در ورق پاره ی کیهان بازتاب داده شده است که ادامه ی یادداشت روز 25 تیرش است که پیرامون حضور و خطبه خوانی رفسنجانی در نماز جمعه مرتبط می شود که کیفرخواست 7 بندی محور خطبه های رفسنجانی تهیه و تنظیم کرده است که اتهامات سنگینی می باشد. از جمله رفسنجانی متهم به قانون شکنی شده است . اما از سوی سرمقاله نویس مشاور رفسنجانی لیوان پر فقط دیده شده است . برای همین سمت و سوی محتوای خطبه ی دیروز رفسنجانی وی این چنین تحلیل و گزارش داده شده است :
" دشمنان تفرقه ميخواستند ولي خطيب هوشيار جمعه از نياز شديد كشور و نظام جمهوري اسلامي به وحدت سخن گفت . شايد كساني انتظار داشتند خطيب جمعه سخنان تندي در حمايت از آنها بگويد و ديگراني هم بودند كه نگران بودند شماتت ها و سرزنش هائي را از جايگاه خطبه جمعه به خاطر عملكرد خود بشنوند. عده اي هم با نوعي محاسبه كه چندان هم دور از طبع آدميزاد نيست گمان مي كردند خطيب اين جمعه با استفاده از فرصتي كه به دست آورده از جفاهائي كه بر خود او رفت و تهمت هائي كه به او زده شد و نسبت هاي ناروائي كه از رسانه ملي و در فراگيرترين برنامه ها به او داده شد بگويد و گله كند و از خود دفاع نمايد.... '
اما در ادامه ی سرمقاله ، از سوی سر مقاله نویس حامی و جارچی رفسنجانی ادعا شده که وی چون دارای روحیه بزرگ است در خطبه ی نماز جمعه ی خود گلایه شخصی نکرد . درصورتیکه با مثال تاریخی و نقل قل توجیهی خود از پیامبر و علی کردن به نوعی اتخاذ سکوت سیاست 50 روزه ی خود در شرایط پس از نمایش خیمه شب بازی انتصابات 22 خرداد مقایسه تشبیهی کرد . مشروط بر اینکه رفسنجانی و اعضای خانواده اش که دارای نقاط ضعف فراوان مالی هستند که رقیب کودتا گر غالب بر روی این نکات انگشت گذاشته است که نه جای گله و نه دفاع دارد که نیازباشد این مکار به این مورد اشاره کند. همچنین آخر در شرایطی که مردم این روز ها تا آنجا از خط قرمز ها عبور کرده اند که فریاد مرگ بر دیکتاتور و خامنه ای و فرزندش سر می دهد. یعنی عملاً رو در روی لوطی جمارانو کودتاگران پاسدار و بسیجیان ایستاده اند و حضور پررنگ شان در نماز جمعه ی دیروز تهران نه به خاطر رفسنجانی و موسوی و خاتمی بود که بقول خبر نگار خبر گزاری فارس پاسداری – اطلاعاتی – امنیتی غایب بزرگ دیروز خاتمی بود ، بلکه برای حضور در مکانی بود که هم حاشیه امنیتی نسبیً داشت ، هم حیات خلوت و حوزه ی اقتدار قدرت حکومتی و کودتا گران حاکم است تا که بتوانند رساتر فریاد های اعتراضی خودشان را به مخاطبان از جمله لوطی جماران برسانند. ولی رفسنجانی مکار و بساز و بفروش زد و بند چی کلامی به عملکرد لوطی جماران و پشتیبانی و حمایت وی از کودتاگران و حذف رقیب مغلوب درخطبه ی نماز جمعه ی خود نکرد و فقط به نکاتی اشاره و آنان را برجسته کرد که ناشی از اختلاف وی با پاسدار گماشته احمدی نژا و دولت وی می باشد که اینهم ریشه فردی خانوادگی دارد . چونکه در 4 سال گذشته به خصوص در مناظره های تلویزیونی ریاست جمهوری که احمدی نژاد خیلی بیش از تهدید کردنش در سفر به زنجان فرا تر رفت . زیرا که در زنجان تهدید کرده بود می خواهد با چاقوی ضامندار زنجانی شکم کسی که پولش از پارو بالا نمی رود را پاره کند . درصورتیکه در مناظره های تلویزیونی علناً هم نام از رفسنجانی و آقا زاده هایشان بعنوان غارتگر برد که رفسنجانی تلاش می کند هر فرصتی گیر می آورد دست به انتقام گرفتن از پاسدار احمدی نژاد بزند. اما سرمقاله نویس این چنین از روحیه ی بزرگ و قانون مداری وی نقل قول کرده است:
"خطيب جمعه اما روحي بسيار بزرگتر از آن داشت كه در چنين مقطع مهم و حساس تاريخي به مسائل شخصي بپردازد و گلايه هائي را كه از مدت ها پيش دارد به زبان بياورد. او عليرغم ناديده گرفته شدن حق قانوني و انكارناپذيري كه براي پاسخگوئي به اتهامات از طريق رسانه ملي دارد و از او دريغ مي شود خود را و حقوق شرعي و قانوني خود را ناديده گرفت و از مردم گفت"
در خاتمه اینکه سئوال است چرا نه رفسنجانی بساز وبفروش خطبه خوان نماز جمعه ی دیروز تهران و نه سرمقاله نویس مشاورش که اکنون در سایش و تمجید از این مرد بحران ها مسئولیت رفسنجانی را ریاست د ونها د مصلحت نظام و خبرگان و شناسنامه ی انقلاب و دلسوز و مدافع نظام معرفی کرده است و افزوده که جان وی با بقای این رژیم تروریستی - کودتائی گره خورده است . چونکه دست پرورده ی خمینی شیاد می باشد. چگونه است که را اینان توضیح نمی دهند که چه عملکرد و عواملی در 30سال گذشته اتفاق افتادکه نتیجه وراندمانش شرایط کنونی شده است که سرمقاله نویس آرزو کرده است که ایکاش وضعیتی پیش نمی آمد که رفسنجانی بساز و بفروش مجبورباشد خطبه خوانی برای آزادی زندانیان کند ویاابراز همدردی با آسیب دیدگان که منظور خانواده های جانبا ختگان وقایع اخیر است. یا اینکه تقضای ایجاد فضای مناسب برای فعالیت مطبوعاتی کند که دیگر نه نیاز به سانسور و توقیف مطبوعات و نه اتهام زنی و شکایت باشد؟ مگر اینگونه اذعان کردن جز اعتراف آشکار به تغییر و اصلاح ناپذیری رژیم قرون و سطائی و ضد بشری کودتائی می باشد که چون اکنون عدم مشروعیت رهبرش هم به این افشاشدگی افزوده شده بنابراین که سبب شده است تا دیگر جای هیچگونه ابهامی در اذهان عمومی باقی نماند که پس از آزمون پر هزینه ی 30 سال گذشتهکهتنها راه چاره تغییرات د مکراتیک در ایران می باشد.برای همین است که این تلاش و مبارزه و خواست موجب وحشت رفسنجانی شده است که این اگر ترس و نگرانی بیش ازدلهره لوطی جماران پشتیبان کودتا گران پاسدار نباشد مطمئناً کمتر هم نمی باشد . برای همین این مرد بحران لقب گرفته کوشش برای حفظ موقعیت شرایط موجود خود و نظام کودتائی می کند و حاضر نیست وارد حریم لوطی جماران نامشروع شود که خودش مسئول ولی فقیه مطلقه شدنش می باشد .
هوشنگ – بهداد
شنبه 27 تیر ماه سال 1388
نقد و بررسی " نماز جمعه ديروز و ... (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان شنبه 27 تیرماه سال1388
"پاسدار سرباز جوشریعتمداری بذرکاشته شده در یادداشت25 تیرخود علیه ی رفستجاتی را اکنون در یادداشت روز امروز 27تیرخود درو وبر داشت کرده است "
سربازجو حسین شریعتمداری بذر پاشی که در یادداشت روز 25 تیر خود پیرامون حضور رفسنجانی بساز و بفروش کرد وبا توطئه جینی ودسیسه کردن به مخاطبان چماقدار خود توصیه کرده بودکه چگونه در نماز جمعه ی تهران حضوریابند و چه بکنند. همانگونه که بهرفسنجانی هم رهنمود داده بودکه چه بگوید و از گفتن چه پرهیز کند؟ اکنون دو باره وارد صحنه شده است تا که آن بذر پاشیده شده در آن یادداشت روز خودرادرو و برداشت کند . یعنی اینکه مکمل آن یادداشت روز 25 تیر نماز جمعه ی دیروز دانشگاه تهران را در یاددشت روز امروز پس از نماز جمعه ی دیروز خود دنبال کرده است .
بنابراین قبراق و خوشحال از پای بساط منقل بلند شده و توپ توپ شده شال و کلاه کرده و علیه ی رقیب شمشیر را از رو بسته و مسلح وارد میدان رزم قدم گذاشته و حریف را به مصاف طلبیده تا برایش رجز خوانی ها کند . در اصل این رجزخوانی قرائت نوعی بند های های اتهاماتی کیفر خواست موزون و همآهنگ خطبه های نمازجمعه ی رفسنجانی است . به خصوص اینکه خود را نماینده ی مردم ایران و وکیل مدافع ویژه ی لوطی جماران نامشروع و وکیل تسخیری شورای نگهبان آلت دست لوطی جماران شده است. خلاصه در کسوت سخنگوی رئیس جهمور تقلباتی و قلابی گماششته احمدی نژادو دولت وی و پاسداران کودتا گر هم ظاهرشده است. بزبانساده یعنی ه اینکه از گرده ی خر افتاده و گردو جسته است و ذوق کنان مشغول شکستن آن بادمش شده است .چونکه زمان شروع این آتش بس از سکوت رفسنجانی بساز و بفروش ناشی از برگزاری نمایش خیمه شب بازی انتصاباتی 22خرداد ووقایع پس از آن تا حال می باشد که موجب شده بود تا سربازجو حسین شریعتمداری مدیر مسئول ورق پاره ی کیهان و نماینده ی لوطی جمارا ن نا مشروع وبی اعتبار شده نیز نسبت به رفسنجانی سکوت تاکتیکی اختیار کند تا فرصت بیشتری برای قلع و قمع کردن حامیان خاتمی وموسوی داشته باشد و هرچه بیشتر پرونده ی اتهاماتی موسوی و خاتمی را حجیم تر کند. البته این سربازجو با اشراف و شناخت کاملی که نسبت به شگردسیاست فرصت طبانه با دست پس کردن و با پا پیش نمودن رفسنجانی با خصلت جاه و قدرت طلبی و علاقه ی وافرش به انباشت ثروت دارد در این مدت سکوت تاکتیکیدر پیش گرفته بود و پیوسته در این مدت ترصد حرکتی از سوی رفسنجانی بود تا که دست به اقدام بزند تا ده ها بیشتر برابر از خود واکنش نشان دهد و به وی تهاجم کند.
لذا فرصت اعلام حضور رفسنجانی در نماز نماز جمعه ی تهران این شرایط مناسب را برایش به وجود آورد تا که به آسانی تیغ بر کف این زنگی مست نهاده شود تا عربده کشان علیه ی رفسنجانی و رقیب مغلوب با تهدید کردن شان تیغ کشی کند و از لوطی جماران و شورای نگهبان و پاسداران کودتا گر دفاع کند تا بزعم خودش زمینه ی مشروعیت تراشی برای اینان و نتایج نمایش خیمه شب بازی انتصابات 22 خرداد را نیز هموار سازد .
البته بر خلاف لیست کردن بندهای اتهامی سخنان و خطبه های نماز جمعه ی رفسنجانی ضمن لو دادن فریاد های اراذل اوباش آدمکشان سابق کفن پوش و لباس شخصی های عاملین قتل های زنجیره ای و امثالهم که برای حضور ساماندهی وبسیج شده اعزام به نماز جمعه ی دیروزتهران که شده بودند با فریادزدن شعار های دیکته شدهدفاع از لوطی جماران تا مانع سخنرانی رفسنجانی شدند که ویضمناشارهبهاین موضوع اینان را مردم ایران جا زده است.
ولی حلقه ی مفقوده و سخن ناگفته این است که چرا مشخص نیست این سربازجوی حرفه ای بد نام توضیح نداده است که اگر چنانچه طبق ادعای وی 40 میلیون از مردم ایران شرکت کردند که 25 میلیون این رأی هم سهم پاسدار گماشته احمدی نژاد بوده است و هیچ تقلب و خلافی هم در کار نبوده است و مردم هم به این رأی و نظام بازهم طبق ادعای این سربازجو باور واعتماد دارند. پس این اعتراضات و مقاومت ها و فریاد های مرگ بر دیکتاتور و احمدی نژاد و خامنه ای و فرزندش درخیابان های تهران برای چیست؟ چرااینان فریاد می زنند دولت کودتا استعفا ، استعفا ، زندانیان سیاسی آزاد باید گردند؟ اگر جواب این است که اینان مردم ایران نیستند ، بلکه آشوب گرانی می باشند که چون رهبران اینان مبلغ400 میلیون دلار از سازمان اطلاعات و جاسوسی آمریکا سیا دریافت کرده اند تا اینان اینگونه اغتشاش گری کنند. بازهم سئوال است که چرا پس از یک ماه سرکوب و کشته دادن و مجروح شدن وبیشماران بازداشت شدگان که همراه با شکنجه و اعتراف گیری هامی باشد. ولی بازهم هنوز نه اینکه اغتشاش گران در صحنه بصورت پرنگ وجدی حضور دارند ونه اینکه روزها توی خیابان ها و شب ها بر بالای بام خانه ها با فریادمرگ بر دیکتاتور گفتن اغتشاش می کنند ، بلکه حضور بس گستردهتری در نماز جمعه ی تهران دارند ودر آنجا هم دست به اغتشاش زنند؟
مهمتر اینکه چرا در برابر این 7 بند اتهامات تنظیم شده ی کیفرخواست علیه ی خطبه ی رفسنجانی که سربازجو حسین شریعتمداری در یادداشت روز خودلیست کرده است چرا جمعیت نماز جمعه ی روز گذشته ی دانشگاه تهران بیش از 100 برابر مقیاس نماز جمعه های مشابه هفته های دیگر نمازجمعه ی تهران بوده است؟ البتهبابی خیال شدن که مگر دریافت کنند گان سیاست سیب زمینی مجانی دولتی چه کسانی بودند که اکنون انتقاد شده نمازگزاران از اطراف تهران وسایر شهرهای دیگر بهتهران آورده شده بودند کهبا کفش نمازمی خواندند که اعتراف آشکار به ضعف حکومت دین فروشان حاکم می باشد . سئوال است که پس چرا حضور جمعیت در خیابان های اطراف دانشگاه تهران موج می زد ؟ چرا این حضور تبدیل به فریاد اعراضی شد و در نهایت چرا با دخالت سرکوبگران دولتی و در خدمت پاسداران کودتا گر به خشونت کشیده شد و تعداد بیشماری مجروح و باز داشت شدند ؟ آخر مگر تعداد این اغتشاش گران گول خورده چه میزان می باشد که قادرنداین چنین نظرات و فریاد های اعتراضی خودشان به حامیان 85% شرکت کنندگان نمایش خیمه شب بازی انتصاباتی 22خرداد رژیم تروریستی آخوندی با رئیس جمهور دارای 25 میلیون رأی تحمیل کنند؟
در خاتمه اینکه پس این جمععیت 85% پشتیبان مسلح نظام کودتائی کجا هستند که توان ایستادگی در برابر 15% اغتشاش گران مخالفان غیر مسلح را ندارند ؟ آیا مگر جز این است که پاسدار سربازجو حسین شریعتمداری پرونده ساز و وارونه و هذیان گویکه رفسنجانی را همچون موسوی متهم به قانون شکنی وهمگام با بیگانگان کرده است خود بخوبی می داند که واقعیت این است که حد اقل 85 % جمعیت کشور مخالفان جدی رژیم تروریستی جنگ افروز و غارتگر ودین فروش و کودتائی می باشند و چون اینان دانسته اند که این رژیم نه تغییر و اصلاح پذیر شدنی نیست، بلکه آنقدرمنقبض و نامشروع شده است که در بستر جنگ و جدال قدرت و ثروت دیگر حتی نمی تواند بهترین و کیفی ترین مهره های کلیدی اش همچون رفسنجانی و خاتمی و کروبی و موسوی را تحمل کند . بدتر اینکه اکنون که دست به کودتا زده آشکارا رو در روی مردم قرار گرفته است. چون وحشت زده شدهکه چرا از مردم ناراضی و خشمگین رفع توهم شده است و تصمیم گرفته اند که با حضور اعتراضی خود در صحنه ی مبارزه شرایط را به سمت تغیرات دمکراتیک در ایران سوق دهند .برای همین اینگونه موجب خشم و عصبیت و بر افروختگی این سربازجو واقع شده اند تا مجبورشود باشیوه ی بدر گفتن تا دیوار بشنود علیه ی رفسنجانی تیغ کشیو متهمبه قانون شکنی اش کند به امید اینکه آخرین مهره ی رقیب مغلوب را نیز از صحنه حذف و خاموش کند تا شاید رژیم کودتائی در بن بست و بحران فرو رفته را از این شرایط مرگ بار راه نجاتی برایش دست و پا کند.
هوشنگ - بهداد
شنبه 27 تیرماه سال1388
نقد و بررسی " نماز جمعه فردا و ... (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان پنجشنبه 25 تیر ماه سال 1388
" با تهدید خط نشان کشیدن ورهنمود و توصیه کردن به رفسنجانی از سوی سرباز جو حسین شریعتمداری که پس از 50 روز امام جمعه ی موقت تهران بودن وی چه بکند وچه بگوید ؟"

مگر امکان دارد که سربازجو حسین شریعتمداری که بیش از 12 سال شبانه روز سناریو وپرونده سازی کرده تا که موفق شده است شرایط کودتای پاسداران علیه رقیب دوم خردادی و حذف کردن شان را آماده کند . اکنون پس از افشاگری های انجام شده ی علیه ی رفسنجانی بساز و بفروش و مکار را که آنگونه خودش و اعضای خانواده و فامیلش را به کنج رینگ کشانیده شده و در لاک دفاع فرور فته است که که حتی جرأت حضور 50 روزه ر نماز جمعه ی تهران برای خطبه خوانی را نداشته است . اما اکنون که موقعیت پاسداران کودتا گران متزلزل می باشد و دولت نامشروع و رئیس قلابی و تقلباتی وی به رسمیت و مشروعیت شناخته نشده است . به خصوص اینکه لوطی جماران پشتیبان و آلت دست پاسداران و بسیجیان کودتا گر نامشروع و منفور تر از رفسنجانی شده است . در صورتیکه عمود خیمه ی نظام کودتائی – طالبانی می باشد . مهمتر اینکه دامنه ی اعراضات مردم ناراضی به خصوص اعضای خانواده های باز داشت شد گان مکمل فریاد های الله اکبر و مرگ بر خامنه ای گفتن شبانه بر پشت بام خانه ها شده است. همینطور هرروز سند جنایت بیشتری از دژخیمان همکاران کودتا گران از درون سیاه چال ها بازتاب داده می شود . می توان تصور داشت که در چنین شرایطی سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری سراسیمه وارد میدان نشود و در یادداشت روز خود تلاش نکنداز تجربیات باز جوئی زندان و صنعت اعتراف گیری و تواب سازی و تحریف گری و تهدید کردن در کنار سابقه ی تهیه کردن بولتن خبری اطلاعاتی – امنیتی جهت دار که در واحد اطلاعات سپاه پاسداران کودتاگر تهیه و تنظیم می کرد اکنون با ترکیب و تلفیق کردن این تجربیات و سابقه با هم دیگر در ورق پاره ی کیهان استفاده نکند و علیه ی رقیب مغلوب بکار نگیرد . به خصوص اینکه همانگونه که اشاره شد در این شرایط حساس رفسنجانی بساز و بفروش مکار خطبه خوان نماز جمعه ی تهران است که در دو جبهه ی موافق و مخالف وی نوعی آماده باش و لشکر کشی بسیج نیرو وتجممع حضور در نماز جمعه ی فردا در زمین چمن دانشگاه تهران داده شده است .

بنابراین سربازجو حسین شریعتمداری در این نزاع و مصاف حتی نیاز به آقاز اده معاون مدیر مسئول ورق پاره ی سابق خود پاسدار محمد حسین صفار هرندی دارد که وزیر فر هنگ سانسور و تفتیش عقاید ارشاد اسلامی باشد . زیرا که سجاد صفار هرندی در وبلاگ خود همان پیام تهدید آمیز مشترک پدر و همکارش سر باز جو حسین شریعتمداری علیه رفسنجانی را بیان و بازتاب داده است . پس بی جهت نیست که سرنوشت کتک خوردن دو وزیر کشور و ارشاد دوران مدعیان اصلاح طلبان آخوند عبدالله نوری و عطاء الله مهاجرانی در حاشیه نماز جمعه ی تهران را گوشزد کرده است که گفته فردا ممکن است شامل حال رفسنجانی و خاتمی و موسوی شود البته موسوی جا خالی از حضور داده است . زیرا که گزارش شده است که وی به عنوان سخنران در نماز جمعه ی همدان دعوت شده است.

آری در چنین شرایطی می بایست که از ابتدای یادداشت روز جو سازی شروع شود و مبلغان رفسنجانی بر زیر سئوال برده شوند که چرا بر خلاف روال معمول که چهار شنبه های هر هفته اعلام می شود که خطبه خوان نماز جمعه ی تهران کیست . این بار برای رفسنجانی از روز یکشنبه تبلیغ خبری حضور رفسنجانی در نماز جمعه ی تهران شروع شد. در دنباله مطبوعات حامی رقیب متهم شدند اینان که رغبت چندانی به پیگیری و بازتاب خطبه های نماز جمعه ها از خود نشان نمی دهند. ولی اکنون در یک روال غیر عادی تحلیل و تفسیر و خبر رسانی این مطبوعات و سایت های مدعی اصلاحات از حضور رفسنجانی به عنوان امام جمعه ی موقت تهران بازتاب دادند.

بهر حا ل در دنباله ی مقدمه چینی سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری در یادداشت روز خود وحشت و عصبیت این سخنگوی کودتاگران ونماینده ی ویژه ی لوطی جماران به دلیل حضور رفسنجانی در نماز جمعهی تهران و فراخوان حضور داده شده در نماز جمعه ی تهران را اینگونه به نمایش گذاشته شده است :

"خبرگزاري هاي خارجي، سايت هاي ضدانقلاب و شبكه هاي ماهواره اي فارسي زبان و برخي از سايت ها و روزنامه هاي مدعي اصلاحات در تفسيرها و تحليل هاي خود پيرامون نمازجمعه اين هفته تهران روي دو نكته تمركز ويژه اي داشته اند، فراخوان مجموعه مخالفان دولت و مخالفان نظام به حضور در نمازجمعه و توصيه به آنها براي سردادن شعارهايي عليه انتخابات و در صورت ممكن عليه نظام. برخي از رسانه هاي ياد شده با اشاره به حمايت آقاي هاشمي رفسنجاني از نامزد شكست خورده جبهه اصلاحات و ناكامي دشمن در آشوب هاي خياباني بعد از انتخابات، از نمازجمعه اين هفته تهران به عنوان يك «فرصت» براي ابراز وجود ياد كرده و هواداران را به حضور چشمگير و طرح شعارهاي ساختارشكن-بخوانيد شعارهاي ديكته شده محافل بيروني- دعوت كرده اند."

در دنباله سر باز جو حسین شریعتمداری برای رفع خطر و خنثی کردن هدف بر نامه ریزی شده ی رقیب به فراخوان مشابه ی رقیب روی آورده است که گذشته از نوعی بسیج و آماده باش دوئل جنگ در برابر رقیب می باشد نوعی مخدوش کردن مرز کمیتی میان موافقان و مخالفان حضور نماز جمعه فردا نیز می باشد . به خصوص حضور کمیتی جمعیت رقیب مغلوب بوضوح زیرآب نا مشروع بودن سایر امام جمعه های موقت نماز جمعه ی تهران زده می شود که حامی دولت و نمایندگان دست آموز لوطی جماران می باشند . بد تر اینکه خیلی آسان تق آمار آرای قلابی و تقلباتی ساخته شده ی 25 میلیونی برای پاسدار گماشته احمدی نژاد نیز در خواهد آمد که دروغین و قلابی می باشد .بنابراین سر باز جو حسین شریعتمداری مجبور شده است که برای سرخ نگهداشتن صورت خود با ضربسیلی این چنین به بسیجیان چماقدار و لباس شخصی های دژخیم آدمکش و سایر مزدوران رهنمود با فراخوان آماده باش حضور برای فردا در نمازجمعه ی تهران دهد :
" اما، توده هاي عظيم مردم و خيل گسترده حزب الله كه بارها فداكاري و پاكبازي خود در راه اسلام و انقلاب را به نمايش گذارده اند، اگرچه از آقاي هاشمي رفسنجاني گلايه هاي برحق و قابل توجهي دارند ولي با توجه به آنچه شرح آن گذشت، نبايد نمازجمعه فرداي تهران را خالي بگذارند. حضور توده هاي عظيم مردم وفادار و فداكار مثل هميشه توطئه هاي دشمن كه اين بار قرار است به نمازجمعه كشيده شود!
را ناكام مي گذارد، اما در حضور فردا بايستي به دو نكته ضروري توجه داشت؛1- يك خبر كاملا موثق حاكي از آن است كه فردا عده اي قصد تحريك و نهايتا ايجاد درگيري در نماز جمعه- ولو درگيري لفظي- دارند. و حتي شنيده شده كه قرار است افرادي با ظاهر حزب اللهي زمينه اين تحريك و درگيري را فراهم آورند. بنابراين نمازگزاران جمعه بايد توجه داشته باشند كه به هيچ وجه فريب اين ترفند را نخورند و كساني را كه احتمالا شعارهاي تفرقه انگيز مي دهند، طرد كرده و از خود برانند. 2- حضور فردا بايستي تابلوي روشن و شناسنامه كاملا آشكاري داشته باشد تا ديگران نتوانند آن را به نفع اهداف سوء و انگيزه هاي ضدانقلابي خود مصادره كنند، اما چگونه؟جمعيت بايستي هويت ولايي و انقلابي خود را به صراحت ابراز كرده و بر آن تاكيد بورزد. بهترين راه كار براي اين منظور، سردادن شعارهاي قاطع و بلند با مضمون پيروي كامل از رهبر معظم انقلاب است شعارهايي نظير؛ «ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند»، «خوني كه در رگ ماست، هديه به رهبر ماست»، «ما همه سرباز توئيم خامنه اي، گوش به فرمان توئيم خامنه اي» و..."
بالاخره سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری پس از رهنمود دادن به حامیان چماقدار و لباس شخصی ها که باید در نماز جمعه فردا حضور یابند و با فریاد دفاع کردن از لوطی جماران که دقیقاً کپی همین خط و خطوطی است که در وبلاگ سجاد صفار هرندی بازتاب داده شده است تا که مانع از سخنرانی رفسنجانی شوند و صدا و شعار وفریاد های رقیب را تحت الشعاع صدا و عربده کشی های خود قرار دهند . آنگاه ضمن وابسته کردن حامیان رقیب مغلوب به بیگانگان که شامل حال موسوی و خاتمی و کروبی و رفسنجانی هم می شود . توصیه کرده است که می بایست رفسنجانی طوری خطبه خوانی کند که نه علیه ی دولت و گماشته احمدی نژاد شود ونه اینکه آنگونه باشد که جنبه دفاع و همدردی کردن بارقیب مغلوب و تظاهر کنندگان و سرکوب و باز داشت شدگان و کشته و مجروح شدگان اخیر شود که این رهنمود را این چنین به خطیب نماز جمعه ی تهران با ضمیمه کردن انتظارش از رفسنجانی داده است:
" اما، سخني نيز با خطيب محترم جمعه تهران در ميان است. اگرچه آقاي هاشمي رفسنجاني از دولت آقاي احمدي نژاد - به هر علت كه اين وجيزه جاي آن نيست - دل خوشي ندارند ولي جماعتي شناخته شده و بدسابقه در رخدادهاي ماجراجويانه بعد از انتخابات اخير به بهانه مخالفت با احمدي نژاد، عليه برخي از مباني شناخته شده و بنيادين اسلام و نظام اسلامي دست به آشوب زده بودند. بديهي است اين جماعت بدنام كه آشكارا از حمايت بيگانگان نيز برخوردار بودند به هيچوجه در جمع 13ميليوني كساني كه به احمدي نژاد راي نداده اند قابل شمارش نيستند. آن 13 ميليون در مجموعه 40 ميليوني مردم شريف ايران قرار دارند، هر چند كه با 25 ميليون ديگر اختلاف سليقه داشته باشند، بنابراين از آقاي هاشمي رفسنجاني كه نشان داده اند در تحليل مسائل سياسي ناتوان نيستند، انتظار آن بود كه عليه آشوبگران و غائله آفرينان با صراحت موضع گيري كرده و اقدامات غيرقانوني و فتنه انگيزانه آنان - كه ديگر ربطي به اين دولت و آن دولت نداشت - را محكوم كنند. محكوميت اين عده، ترجمان روشني از احترام به قانون و تجليل از حضور حماسي و 85 درصدي مردم با شركت 40 ميليوني در انتخابات 22 خرداد بود. حماسه اي كه پيوند جمهوريت و اسلاميت را در بالاترين مقياس ممكن به نمايش گذاشته و دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب و امام(ره) را به حيرتي آميخته با حسرت و تعجبي توأم با غضب روبرو كرده بود و...اكنون، اما انتظار مردم از جناب هاشمي رفسنجاني آن است كه به عنوان خطيبي توانا در نماز جمعه فردا، با سخنان خود از قلوب مردم گلايه زدايي و از اذهان آنان رفع ابهام كنند و طمع دشمنان درباره ايشان را كه به يقين خام است، ناكام بگذارند."

در خاتمه اینکه اکنون پس از 30 سال و به خصوص پس از برگزاری نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی – انتصاباتی ریاست جمهوری 22 خرداد که اعلام شد پاسدار گماشته احمدی نژاد 25 میلیون رأی از 40میلیون آرای ریخته شده به صندوق ها به خود اختصاص داه است . البته برای موسوی 13 میلیون رأی اعلام شد که اکنون این رقم به نفع کودتاگران واریز شده است و برای پاسدار رضائی و کروبی هر یک زیر 500 هزار رأی برآورد و تعیین شد . اما این نتایج موجب اعتراض و تظاهرات خیابانی و فریاد مرگ ر دیکتاتور و احمدی نژادو خامنه ای شد که هزینه اش کشته و مجروح شدن وبازداشنت های بیشمار بوده است. ولی مبارزه و مقاومت مردم ناراضی همچنان ادامه دارد . اما مهمترین تغییر وتحول اتفاق افتاده شده ی وقایع اخیر عریان و علنی شدن نامشروع و منفور بودن خامنه ای است که تا حال عمود خیمه نظام نامیده می شد که اکنون فاش شده است که چگونه این عمود خیمه ی نظام اکنون شکسته و خیمه در حال فرو ریختن می باشد.بنابراین تهدید کردن رفسنجانی و رهنمود دان به وی که چه باید در خطبه اش در نماز جمعه ی تهران بگوید. در صورتیکه فرصت مناسب برای رقیب مغلوب استکه ممکن است دیگر تکرار نشود که می بایست نهایت بهره از حضور خود از این موقعیت را ببرد. از طرف دیگر نه اینکه حلال مشکل شقه و نامشروع شدن رژیم تروریستی کودتائی پاسداری نمی باشد ، بلکه فردا نشان داده خواهد شد که چگونه ضربه ی کاری دیگر بر عمود خیمه ی شکسته شده ی نظام تروریستی کودتائی وارد خواهد شد و با خوابیدن عموی خیمه فرو ریزی خیمه ی نظام شتاب بیشتری به خود خواهد گرفت .
هوشنگ – بهداد
پنجشنبه 25 تیر ماه سال 1388
نقدو بررسی " عهد در عدم تعهد (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان چهار شنبه 24 تیر ماه سال 1388
"جنبش عدم تعهد اگر هژمونی رژیم تروریستی کودتائی را نپذیرد و آمریکا و اسرائیل و انگلیس را محکوم نکند و تلاش برای انحلال یا تغییر ساختار سازمان ملل و شورای امنیت و خودش نکند ، دیگر مستقل می باشد "
طلبه پاسدار قلم بر دست و یادداشت روز نویس همکار سربازجو حسین شریعتمداری که حامی کودتا گران پاسدار و مدافع دولت نامشروع پاسدار گماشته احمدی نژاد می باشد. بافرار کرد ن از عدم پرداختن به شرایط حاکم موجود درایران آنگونه که هروز اسناد جنایات بیشتری از سیاه چال های این رژیم ضد بشری بیرون به بیرون درز و بازتاب داده می شود تا که بر حجم اسناد و مدارک جنایات علیه ی بشریت اش افزوده گردد . در عوض با دنباله رویاز سرمقاله نویس ورق پاره ی جمهوری اسلامی که روز گذشته بازتاب داده شد. اینهم دست به قلم فرسائی زده و تحلیل همراه با رهنمود پیرامون پانزدهمین نشست سران کشور های عضو جنبش عدم تعهد در شرم الشیخ مصر داده است . البته وی به نقش و هدفمند حضور وزیر آدمربای دستگاه جاسوسی و صدور تروریسم و ارتجاع امورخارجه منوچهر متکی در این نشست اشاره کرده است؟ البته توضیح نداده است که چرا به جای پاسدار گماشته احمدی نژاد رئیس دولت نامشروع طالبانی منوچهر متکی وزیر امورخارجه به شرم الشیخ سفر رفته است؟ یا اینکه اصلاً چرا به کشوری سفر کرده است که ادعا می شود هم پیمان آمریکا و اسرائیل است که جزو دشمنان درجه اول رژیم تروریستی کودتائی – پاسداری – طالبانی محسوب می شوند؟ به خصوص اینکه سرمقاله نویس ورق پاره ی جمهوری اسلامی در تحلیل خود محور این نشست تأکید کرد که جنبش عدم تعهد وابسته است ودیگر مستقل نمی باشد ، زیرا که رئیس کنونی آن حسنی مبارک رئیس جمهورمصر شده است که عامل اجراکننده ی اهداف آمریکا واسرائیل در خاور میانه می باشد مشروطبر اینکه دارای کارنامه ی خیانت بستنقرار داد صلح با اسرائیل می باشد؟

البته این طلبه پاسدار بر خلاف همتای خودش شیپور را بشکل دیگری برای پیگیر اهداف ترسیم شده مشخص از در گشادش نواخته است و ابتدا کلی از اهداف سیاست تروریستی برون مرزی خارجه ی رژیم تروریستی کودتائی نقل قول و دفاع و تعریف و تمجید کرده است تا در دنباله توانسته است سئوالی را پیرامون اهداف و مقاصد جنبش کشور های عدم تعهد مطرح کند تا که در دنباله به تواند نتیجه مطلوب پروژه ی هسته ای خود را از اقدام برخی اعضای این جنبش این چنین بگیرد:

"نزديك به نيم قرن از حيات سياسي جنبش عدم تعهد مي گذرد اما آيا اين جنبش توانسته است به مقاصد و اهدافي كه براي چنين تشكلي تعريف و تدوين شده، دست يابد؟ شايد يكي از جدي ترين شاخص ها براي اثبات اين فرضيه به ژوئن 2003 و نشست شوراي حكام در بررسي پرونده هسته اي ايران بازگردد كه 13 كشور عضو عدم تعهد در آژانس بين المللي انرژي اتمي- موسوم به گروه نم- از فعاليت صلح آميز هسته اي ايران حمايت كرده و با صدور بيانيه جداگانه و تكميلي برخورد سياسي با بحث هسته اي ايران را مردود دانستند."
اما در دنباله طلبه پاسدار به همان سبک همتای خود که دیگی که برای آخوندهای غارتگر حاکم بر ایران نجوشد بهتر است که در آن کله ی سگ بجوشد. نسبت به مواضع برخی ازاعضای کشور های عضوجنبش عدم تعهدکه مدافع پروژه ی هسته ای رژیم کودتائی تروریستی پاسداری نمی باشند این چنین موضع گیری کرده و تحلیل داده است :

"به نظر مي رسد ميزان وابستگي منابع و تعهدات متقابل برخي از اعضاي عدم تعهد با قدرتهاي بزرگ چنان گسترده است كه امكان هرگونه تصميم گيري موثر در مسايل جهاني و در چارچوب جنبش را براي آنان دشوار مي سازد."

مسخره تر اینکه در شرایطی که رژیم کودتائی که با تقلبات گسترده و سرکوب وحشیانه ی معترضان خیابانی و با حذف کردن رقیب و اعلام کردن رئیس جمهور قلابی پاسدار احمدی نژاد که نه از سوی رقیب مغلوب برسمیت شناخته نشده و همچنان تأکید بر نا مشروع بودنش تأکیدمی شود و هرروزبر موج مخالفت ها همراه با اعتراضات فریاد الله اکبر شبانه و مرگ بردیکتاتور و احمدی نژاد و خامنه ای و مجتبی فرزندش گفتن افزوده می شود ، بلکه هیچیک ازکشور های اروپائی نیز حاضر به رسمیت شناختن این نماش خیمه شب بازی انتصاباتی – تقلباتی ریاست جمهوری22 خرداد نشده است. ولی طلبه پاسدار یادداشت روز نویس برای توجیه کردن دلیل حضور وزیر آدمربا منوچهر متکی در نشست شرم الشیخ از موضع موش به سوراخ نمی رود وجاروب هم بر دم خودش می بندد اینگونه پیشنهاد رهنمود تغییرساختار سازمان ملل و شورای امنیت سازمان ملل و جنبش عدم تعهد در این نشست را بعنوان راهکار برای راه حل معضل جهانی داده است :

"اكنون كه نظام اقتصادي سرمايه داري به بن بست رسيده و دامنه بحران بصورت روزافزون در كشورهاي وابسته به اين نظام رو به گسترش است و روزي نيست كه جهان شاهد جنايات آمريكا و قدرتهاي وابسته عليه ملت هاي تحت ستم نباشد، لازم است تا ساختار اين جنبش تغيير يافته و با بازتعريف مأموريت خود، از اينكه فقط نقش «تريبون» را ايفا كرده و صرفا بيانيه صادر نمايد، خارج شود.يكي از پيشنهادات تهران به عنوان عضو اصلي، تاثيرگذار و تعيين كننده براي اجلاس شرم الشيخ، اصلاح ساختار سازمان ملل و شوراي امنيت و هم چنين لزوم افزايش نقش و قدرت كشورهاي غيرمتعهد در اين رابطه است. چرا كه تاكنون هيچيك از كشورهاي عضو جنبش نتوانسته اند به عنوان عضو دائمي شوراي امنيت ايفاي نقش كنند"

بالاخره اینکه طلبه پاسدار یادداشت روز نویس همکار سربازجو حسین شریعتمداری بدون آنکه هیچ اشاره ای به فجایع اتفاق افتاده ی این روزهای داخل ایران کند که همچنان ادامه دارد . از سوی دیگر برای اینکه ثابت کند زمین گرد است و همه چیز به آمریکا و مبارزه کردن با آن و اسرائیل ختم می شود . بنابراین بدون اشاره با همکاری حاکمان رژیم تروریستی کودتائی آمریکا در اشغال نظامی افغانستان و عراق کند و یا سخنی ازکار نامه ی بس ننگین سیاست صدور تروریسم و ارتجاع به برون مرز گوید . یا کلامی از سیاست مداخله گرایانه با اقدامات تروریستی و آشوب گری و بحران آفرینی و جنگ افروزی لوطی جماران و پاسداران کودتا گر در عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین و مصر و پاکستان بیان کند. اما در مقابل تیغ برروی کشور های عضو جنبش عدم تعهد کشیده است که چرا علیه ی آمریکا و انگلیس اسرائیل مبارزه نمی کنند . یا اینکه با گریز اجباری و تاکتیکی به کشته شدن مسلمانان در چین شده است . ولی پرسش شده چرا جنایات آمریکا در خاور میانه را این چنین محکوم نمی کنند که تشریح آن چنین بیان شده است :

"اين انتظار بجا و برحقي است كه كشورهاي غيرمتعهد در قبال اشغالگري آمريكا در عراق و افغانستان موضع صريح و جدي بگيرند. سالهاست كه ارتش آمريكا و متحداني چون انگليس، گلوي مردم اين دو كشور را زير چكمه سلطه جوي خود فشار مي دهند. آيا بايد از كنار حوادث تروريستي ماههاي اخير در عراق منجر به شهادت و زخمي شدن صدها زن و مرد و بچه بي گناه شده و ردپاي آمريكايي ها در آن به وضوح مشاهده مي شود به سادگي گذشت! آيا بايد حملات زميني و هوايي به مردم بي پناه افغانستان و بخشي از پاكستان به بهانه مبارزه عليه طالبان كه زاييده آمريكا و سازمان جاسوسي اين كشور هستند و به خاك و خون كشيده شدن تعدادي از مردم غيرنظامي، از سوي جنبشي كه خود را متعهد به آمريكا نمي داند، بي پاسخ بماند؟ددمنشي رژيم اشغالگر قدس و فجايعي كه در فلسطين و غزه اتفاق مي افتد، چه؟ هنوز غائله غزه ادامه دارد و كودكان معصوم و رنگ پريده اين ديار در اعتراض به ادامه محاصره، پشت فنس ها و حصارهايي كه غاصبان به دور آن كشيده اند، فرياد مظلوميت سر مي دهند.آيا شهادت مروه الشربيني، زن محجبه مسلمان، در دادگاهي كه در فرجام خواهي او عليه هتك حرمت يك نژادپرست سفاك برپا شده بود آن هم جلوي چشم دهها قاضي و مامور دادگاه و پليس آلمان كه به فجيع ترين شكل، خود و فرزندش را در خون مظلوميتشان و خاك كشوري كه داعيه آزادي دارد و قرنهاست ننگ نازيسم و نژادپرستي بر چهره نشانده، غلطاندند، نه رگ غيرت مسلماني كه حس انسان دوستي و احترام به حقوق همنوع را در بين غيرمتعهدها برنمي انگيزاند؟ كشته شدن مسلمانان در ايالت سين كيانگ چين چطور؟"
در خاتمه اینکه فرصت طلبی و موج سواری کردن تبلیغاتی از سایر وقایع ودست به مانور تبلیغاتی هدفمند در راستای اهداف مشخص زدن که یک سمت هدف فراهم و اماده کردن پوشش انحرافی اذهان عمومی از جنایات و بحران های داخلی و رقابت و جنگ قدرت و ثروت است که میان باندهای مافیائی حاکم و مغلوب بشدت ادامه دارد. بطوریکه اکنون نوع این جنگ نزاع قرت و ثروت وتلاش برای حذف رقیب مغلوب و انحصاری کردن قدرت برای انباشت ثروت هم جدی وهم خطری شده است. بنابراین در چنین شرایطی نیاز شدید می باشد که می بایست بدنبال دستآویزی همچون کشته شدن یک دختر محجبه در دادگاه آلمان گشت که اصلاً قابل مقایسه با جنایات ضد انسانی کشتار مسلمانان در سین کیانگ چین نمی باشد . همچنین با اعتراف به سیاست دخالت گری در امور داخلی و مسائل کشور های خاور میانه باید یقه و پاچه گیری از آمریکا و انگلیس و اسرائیل شود تا بتوان از موضع هژمونی و بر تری طلبی خط و خطوط برای کشور های عضو جنبش عدم تعهد تعیین کرد و دستورالعمل یا به حساب راهکار برای شان صادر نمود . زیرا که رژیم تروریستی کودتائی پاسداری نامشروع شده ی متزلزل یک روز بدون سرکوبگری وسانسور و خفقان وضرب و شتمکردن و بازداشت و زندان و شکنجه واعتراف گیری و پرونده سازی نمودن با تهدید واعدام در داخل کشور و صدور ترریسم و ارتجاع به برون مرزدرکنار سیاست گسترده ی دخالت گری که چاشنی تلاش برای دسترسی به سلاح هسته ای اش می باشد وبرای تضمین بقای ننگین خود و پیگیری اهداف توسعه طلبانه اش می باشد بدون اعمال این سیاست هر گز نمی تواند قادر به ادامه ی حیاتش باشد . لذا اکنون که کودتای پاسداری مهر تأئید و تأکید برنامشروع بودنش زده است. دیگرنکته ی ابهامی باقی نمی ماند تا برای حل نهائی مشکل پروژه ی هسته ا ی و رفع خطرتهدید بی ثباتی و ناامنی منطقه ی خاور میانه و صلح و امنیت جهانی تلاش پیگیرجهانی برای تغییرات دمکراتیک در ایران نشود که انون شرایطش نیزبسیارآماده شده است .
هوشنگ – بهداد
چهار شنبه 24 تیر ماه سال 1388
نقد و بررسی "آخرين ميخ بر تابوت جنبش بي تحرك عدم تعهد" روزنامه ی جمهوری اسلامی سه شنبه 23 تیرماه سال 1388
"تحلیلی که پیرامون جنبش کشور های غیر متعهد داده شده است ، می بایست گفت : نیش عقرب نه از راه کین است ، بلکه ا قضای طبیعتش این است "

قرن هاست که آخوند های انگل و غیر مولد به مفت و مرده خوری اعتیاد مزمن مبتلا شده اند . اکنون نیاز به تذکر و یاد آوری نیست که اینان در این 30 ساله که بر تخت قدرت نشسته اند با مردم و ایران چه کرده اند وچگونه دست به تاراج و چوب حراح منابع و ذخایر کشور زده و غارتگری همراه با جنایات و سرکوب گری برای حذف مخالفان و دگر اندیشان و حفظ قدرت و انباشت ثروت و انحصاری کردنش زده اند ؟ زیرا که همه ی مردم ایرن به خوبی شرایط و وقایع اتفاق افتاده در 30 سال گذشته را می دانند . به خصوص اینکه اخیراً برای حذف کامل رقیب اکنون با تبانی و همکاری پاسداران و بسیجیان دست به کودتا هم زده شد تا شاید کودتامانع ازآسیب پذیر شدن رژیم کودتائی کا ملاً نامشروع شده شود. بنابراین اینگونه آخوندهای انگل و زالو صفت حکومتی با شرکای پاسداران شان تابع این فلسفه حوزوی می باشند که گفته می شود دیگی که برای اینان نجوشد بهتر است تا که در آن کله ی سگ بجوشد . لذا تکلیف جریانی همچون جنبش غیر متعهد یا کشورهای عضو کنفرانس اسلامی و سازمان ملل و شورای امنیت سازمان ملل و امثالهم معلوم که چیست . زیرا زمانی اینان اعتبار و ارزش دارند تا که در خدمت رژیم تروریستی آخوندی کودتائی باشند. در غیر اینصورت همچون مردم ایران و مطالبات شان هیچ محلی از اعراب اینان ندارند.

آری آخوندهائی در ایران بقدرت رسیده که سخت تلاش می کنند هر طوری شده است هرچه زود تر دسترسی به سلاح هسته ای یابند تا تضمینی برای بقای ننگین این رژیم قرون وسطائی و ضد بشری و کودتائی با شد . هم اینکه اهداف توسعه طلبانه اش را دنبال کند. تابع هیچ قانون وپای بندی به آن نمی باشند . زیرا که فقط اهداف و منافع خودشان را دنبال می کنند. ناگفته نماند که این شیادان سیاست خارجی شان را به جز ء صدور تروریسم و ارتجاعی و تروریسم به برون مرز که با جدیت هر چه تمام پیگیری کرده اند. از سوی دیگر با الگو برداری همان شیوه دروغ گفتن و عوامفریبی و دین فروشی و تناقض گوئی که 30 سال است در داخل کشور دنبال شده است به شیوه ی دیگر مشابه ی همین سیاست با غرب برخورد شده است . به خصوص پیرامون سیاست فرصت سوزی و پنهانکاری و باج دادن و باج گیری توأم با تهدید کردن ، اینان پروژه ی هسته ای را دنبال نموده اند. اکنون که ملای سرمقاله نویس به تاریخچه جنبش کشور های غیر متعهد اشاره کرده است که بر خلاف گذشته که از این جنبش دفاع می شد ولی اکنون این جنبش مورد انتقاد واقع شده است . بدلیل این واقعیت است که چرا این جنبش نمی تواند آلت دست یا اهرم چماق دفاع کردن از پروژه ی هسته ای تبدیل شود. بنابراین بدین دلیل است که ملای سرمقاله نویس اینگونه پیرامون جنبش عدم تعهد ها که خود خواسته تحلیل و تفسیر کرده است:

"با گذشت زمان كار به جائي رسيد كه واژه « جنبش غيرمتعهدها » به واژه اي بي محتوا تبديل شد و ركود و انفعال و حتي وابستگي به جاي آن نشست . نگاهي به اجلاسيه هاي اخير اين جنبش از پائين ترين سطوح كارشناسي و دبيرخانه اي تا بالاترين آن كه سطح وزراي خارجه و سران است نشان مي دهد كه اين جنبش آنچنان رنگ باخته و از خط مشي استقلال طلبانه و فعال خود دور افتاده كه از اين پس هيچ انتظاري از آن نمي توان داشت و اين توقع كه جنبش عدم تعهد نقش فعالي در ساختارهاي قدرت جهاني برعهده بگيرد عبث و بيهوده است"

البته مثل همیشه که ملای سرمقاله نویس می بایست گریز به صحرای کربلا بزند و یقه آمریکا را بگیرد و دخالت گری با جنایاتش را در عراق و افغانستان برجسته کند تا که نقش دخالت گرایانه ی رژیم تروریستی آخوندی کودتائی در سایر کشور های همجوار و خاورمیانه نه پنهان که بر جسته تر گردد . آنگاه بدون آنکه مدعی قلمبر دست طلبکار اشاره ای کند که چرا وزیر آدمربای امور خارجه ی دولت نامشروع کودتائی منوچهر متکی به جای پاسدارپاسدار گماشته احمدی نژاد به مصر سفر کرده است تا که در اجلاس کشور های غیر متعهد حضور داشته باشد که قرار است پس از 3 سال رهبریت این جنبش از کوبابه مصر واگذار شود که این جابجائی ریاست این جنبش موجب شده تا که اینگونه ملای سرمقاله نویس بر افروخته و عصبی شود و چنین علیه ی رئیس جمهور مصر هتاکی و توهین کند و متهمش نماید.:

"در كنار اين همه عقب ماندگي و انفعال در مسائل بين المللي . اين روزها جنبش عدم تعهد درحال برگزاري نشست سران در شرم الشيخ مصر است شهري كه در تاريخ معاصر به برگزاري اجلاسهاي خفت بار و سازشكارانه شهرت يافته است . قرار است در اين اجلاس رياست جنبش عدم تعهد كه در يك مدت سه ساله با كوبا بود به مصر واگذار شود. اين حادثه يعني رياست رژيم مبارك بر اجلاس عدم تعهد لكه سياهي بزرگ بر پرونده سازمان فراگيري است كه روز به روز از اهداف و كاركردهاي اصلي خود دور مانده و با اين تغيير و استقرار رياست يك رژيم وابسته و كارگزاران ابرقدرتها بر آن از اين پس از مسير اصلي خود دورتر مي افتد. بنابر اين رياست رژيم كمپ ديويدي مصر كه تابحال از آن كارنامه اي جز خيانت به آرمان فلسطين و دلالي براي آمريكا و رژيم صهيونيستي وجود ندارد بر جنبشي با 48 سال سابقه و 118 عضو معناي ديگري جز كوبيدن آخرين ميخ بر تابوت اين جنبش بي تحرك و زدن چوب حراج بر اهداف آن ندارد."

در خاتمه اینکه گذذشته از اینکه این روش برخورد نمود عینی دخالت گری آشکار در امور داخلی مصرو تعیین تکلیف کردن برای جنبش کشورهای غیر متعهد می باشد . از سوی دیگرهمانگونه که در ابتدای این نوشتار اشاره شد نمی توان انتظاری بیش از این از معتاد مزمنی داشت که فلسفه اش فقط برایش جوشیدن هر دیگ برروی بار می باشد. بنابراین که غیر از این نمی توان توقع داشت که از جنبش عدم تعهد و رئیس جمهور مصر بد گوئی نشود . البته فراموش نشود که اگر چنانچه این اجلاس اخیر کشور های غیر متعهد به جای قاهره پایتخت مصر در دمشق پایتخت سوریه بر گزار می شد بطور حتم تحلیل و تفسیر وارونه ی آنچه اکنون پیرامون عملکرد و نقش جنبش عدم تعهد گفته شده رائه می شد . زیرا که رژیم تروریستی آخوندی کودتائی تابع هیچ قانون و پرنسیب و رفتار و عملکرد متعارف و نرمال وثابتی نمی باشد . برای فلسفه وجودی این رژیم ضد بشری و کودتائی بر اساسعوامفریبی ووارونه گوئی و فرصت طلبی و منفعت جوئی و بحران آفرینی و آشوب گرائی و با ج دادن و باج گیری با تأکید هژمونی طلبی و تحمیل کردن خودش می باشد. به خصوص در شرایط کنونی که ماهیت نامشروع بودنش بدلیل تقلبات گسترده در نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی – انتصاباتی – تقلباتی ریاست جمهوری 22 خرداد آشکار و عیان شده است و برای حذف رقیب و انحصاری کردن قدرت و انباشت ثروت دست به کودتا زده شده است و سنگین ترین اتهامات خیانت و قتل و جاسوس بیگانه بودن به نامزدان مغلوب ریاست جمهوری دوره ی دهم زده شده که مشخص است وقتی با رقبای خودی اینگونه رفتار می شود . چگونه با جنبش عدم تعهد و رئیس جمهور مصر و دشمن آمریکا و اسرائیل بر خورد خواهد شد؟ پس می بایست گفت که عملکردش مصداق این شعر است که چنین می باشد : نیش عقرب نه از راه کین ست، بلکه اقتضای طبیعتش این است .
هوشنگ – بهداد
سه شنبه 23 تیرماه سال 1388
نقد و بررسی : دولت مردم نهاد (يادداشت روز) روز نامه ی کیهان سه شنبه 23 تیرماه سال 1388
"باشیوه ی بازجوئی و تحریف گری و هذیان گوئی و شیادی و رمالی و کتمان کردن حقایق تلاش مذبوحانه شده است تاکه یک کارنامه ی ننگین وسیاه کودتائی تبرئه وسفید جا زده شود."
همکار قلم بر دست سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری با کتمان حقایق و خالی بند کردن و وارونه و گنده و هذیان گوئی مقایسه ای میان کارنامه ی 4 سال مدعیان اصول گرائی با 8 سال مدعیان اصلاح طلبان که البته برای حال گیری کردن از رقیب مغلوب و یاد آوری دوباره ی پیاز و چوب خوراندنش می باشد نوعی تعیین تکلیف به حساب دلسوزانه هم برای رئیس دولت دهم کرده است. بهر حال قلم بر دست همکار سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری برای بی اعتبار کردن رقیب مغلوب وتمجید و تحسین کردن ازباندهای مافیائی کودتاگر غالب اینگونه به دفاع مشمئز کننده و غیر واقعی ازرئیس جمهور و دولت مدعی اصول گرا با شیوه ی مقایسه ای ریزش و افت یکی با رشد روز افزون دیگری پرداخته است.
"دولت و رئيس جمهور اصولگرا، دولت و رئيس جمهوري دوران ساز بودند. اگر پس از هيجان سياسي خرداد 76 به اعتبار عملكرد دولت و مجلس وقت، اعتماد عمومي و مشاركت سياسي مردم رو به افول و كاهش گذاشت و حتي تا مرز 55 درصد سقوط كرد، مشاركت 85 درصدي ملت ايران در انتخابات رياست جمهوري امسال و اعتماد دوباره به رئيس جمهور با نصاب تازه 24 ميليون و پانصد هزار رأي، حاكي از احياي «اعتماد ملي» و همپايي و پشتيباني ملت است. پس انداز 40 ميليون رأي در صندوق اعتبار نظام، سرمايه بزرگ و كم نظيري است كه بايد از آن در دهمين دولت جمهوري اسلامي- در هر دو مقياس داخلي و بين المللي- سود جست و شعار هوشمندانه كابينه 70 ميليوني را از طريق تعبيه مكانيزم هاي اجرايي، به نظريه و راهبردي عملياتي تبديل كرد. اعتماد و انتخاب ملت ايران در 22 خرداد 88، يك پيام را با دو وجه اثباتي و سلبي به همراه دارد. پيام اين اعتماد و انتخاب، رأي قاطع به رويكردهاي ملي، اسلامي، خدمتگزارانه و توأم با پاكدستي در برابر عملكردهاي بيگانه از اسلام و انقلاب و ملت و روح خدمتگزاري است. دولت دهم هر چه در برابر افراط گران، طعمه انگاران قدرت، زرسالاران و بيگانه پرستان مرز و دافعه دارد، متقابلا بايد مجاري گسترش بيشتر در ميان ملت و نخبگان پاك نهاد آن را تعبيه كند. البته طيف گسترده دشمنان در داخل و خارج كشور، تمام ترفندها را به كار خواهد بست تا دولت را قطبي، متصلب و محدود بنماياند اما هنر مضاعف رئيس جمهور و دولت جديد اين است كه قطب بندي هاي تصنعي و غيرواقعي را بشكند و از ظرفيت هاي فراهم شده در دوران جديد بهره بگيرد. در اين عرصه هر چند كه نخبگان و صاحبان توانمندي هم مسئوليت دارند، اما طبيعتا دولت و رئيس جمهور و تيم وي بايد نقش فعالانه اي ايفا كنند و جديت خويش را در اين زمينه نشان دهند."
نا گفته نماند که اوج دریدگی و خرافات پرستی و نمایش شعبده و تر دستی برای دروغ بزرگ را واقعیت جادزدن که فقط از مرشدان و مدیحه سران و نوحه خوانان و مجیز گوی گویان بر می آید که آئین شان بی پرنسیبی و بی آرمانی و عدم باور به هیچ مرام و مسلک و اعتقادو دین و مذهبی است . زیرا که جز کسب قدرت و ثروت و حفظ آن با هر دوزو کلک و دروغ و شیادی و تصویر مار کشیدن و مار نشان دادن و قالب کردنش به چیزدیگری نمی اندیشند .اگر نه اینگونه ادعای وارونهکه وی کرده اگر واقعیت داشته باشد . دیگر نیاز به تقلبات گسترده و تدارک کودتا نبود. همینطور اگر چنانچه 85% مردم به این رژیم و باند و جناح هایش باور دارند . چه ترس و وحشتی از واکنش معترضان وجود دارد؟ البته چون دامنه این اعتراضات و نا رضایتی ها گسترده است و که پژواک اعتراضی فریاد بر دیکتاتور و احمدی نژاد و خامنه ای دارد . بنابراین با شلیک گلوله و گاز اشک آور و باتون و کارد قصابی و چماق این فریاد ها مواجه می شوند تا سینه و مغزها شکافتن و گلو و رگ گردن ها بریده پاره گردد.همچنین انبوه باز داشت معتر ضان و شکنجه برای اعتراف گیری کردن از اینان رانیزبدنبال دارد.
اما اکنون پاسدار قلم بر دست وارونه و هذیان گوی برای سیاه سفید جلوه دادن مجبور شده است که آشکارادروغ عمدی بگوید و از پاسدار رئیس جمهور انتصاب شده از سوی کودتاگران با تقلب وخلافکار مدح و ثنا گوئی کند که رئیس دولت نامشروع دهم شده است و برای برون رفت از بن بستش رهنمود داده و نسخه ی جا بجائی هامهره ها در دولت دهم نامشروع تر از دولت کنونی نهم تجویز وصادر کرده است . حتی سهم دادن به منتقدان خودی اصول گرا برای خاموش وکنمرنگ کردن صدای معترضان و منتقدان غیر خودی را نیز پیشنهاد کرده است.
آخر مشخص نیست که توصیه کردن و رهنمود دادن به پاسدار رئیس جمهورخود خواه و خود رأی و لجوج و بیمار روانی با عقده ی خود بزرگ بینی برای چیست . زیراکه وی می خواهد جهان راتغییر دهد و فرهنگ و اقتصاد بسیجی به جهان صادر کند تا بحران مالی و اقتتصادی غرب را حل کند. سپس نوبت بررسی و رفع مشکلات اقتصادی و معضلات معیشتی مردم ایران شود . آنهم در شرایطی که اعتراف کرده است به تئوری های اقتصادی باور ندارد . بد تر اینکه سازمان مدیریت برنامه ریزی وبودجه بندی راهمان آغاز کار دولت نهم منحل کرد تا حسابرسی در کار نباشد که چگونه ازبودجه و ذخایر حساب اندوخته ی سپرده ی ارزی برداشت و دخل و خرج می کند و به هیچ کس هم پاسخگو نمی باشد .
مهمتر اینکه اعتیاد به دروغگوئی و بد قولی و پیمان شکنی مزمن و ترک نا پذیرنسبت به مردم دارد . حال چنین عنصرمهار ناپذیر با دولت نامشروع که ناشی از عیان شدن عدم مشروعیت رژیم تروریستی آخوندی کودتائی می باشد. چه فایدهای دارد که رهنمود داده شود که می بایست باند بازی را کنار بگذارد . صداقت در رفتار و گفتار داشته باشد . سعه صدر وتحمل پذیری انتقاد کردن پیراون خودی را داشته باشد . بد تر اینکه گفته شود اینان هم به بازی گرفته شوند . همچنین رئیس دولت ازتملق گوئی و چاپلوسی و تعریف و تمجید کردن اطرافیانش دوری جوید . در عوض با مشورت و کار کار شناسی کردن برای انتخاب اعضای کابینه و مشاورانش فعال و جستجو گر باشد و استفاده کند .
اما به نظر می رسد که مدعی موعظه گرزیادی نشئه بوده که چنین هذیان گوئی کرده است . برای اینکه در رژیم نا مشروع کودتائی که از رأس تا ذیل آلوده به فساد و رشوه و نیرنگ و حقه و فریبکاری و شیادی و دینفروشی آلوده است وهمه ی مسئولانش تلاشگر حفظ قدرت و ثروت بیشتر می باشند . آنهم پس از 30 سال تجربه که در مناظره ای تلویزیونی نامزدان افشاگری ها آنچنان بود که هیچگونه نکته ی ابهام و سخن نا گفته ای باقی گذاشت. چونکه کل عملکرد 30 سال گذشته ی رژیم تروریستی آخوندی کودتائی – غارتگر و جنگ افروز و عوامفریب و دین فروش به محاکمه کشانیده شد.آنگونه که دیگر مهره و جا یا نهاد سالمی برایش به جا نمانده است تا که بتوان شود دست آویزی برای آویزان کرد رختی از درختی یافت که از ریشه تا نوک شاخه و برگ فاسد وگندیده بودنش به معرض نمایش گذاشته شده است کههر گز نمی توان انتظار داشت شاخکی در این درخت یافتمی شود که بتوان مترسکی به آن آویزان کرد که با ادای نمایش خیمه شب بازی بشود ما نور تبلیغاتی و منحرف کردن اذهان عمومی داد که مورد نظر پاسدار قللم بر دست یادداشت روز نویس باشد . به خصوص اینکه مدعی نظریه ی رؤیائی پرداز قلم بر دست یاداشت روزنویس بدون توجه به عملکرد 4 ساله ی دولت نهم و کارنامه ی ننگین 30 ساله ی رژیم تروریستی- آخوندی – کودتائی اکنون اینگونه از نوزاد دولت دهم هنوز متولد نشده مواجه با دشمنان داخلی وخارجی یاد کرده است :
"نوزاد دولت دهم هنوز پا به عرصه نگذاشته، دشمنان كينه توز بسياري در دنيا و در داخل كشور دارد. مستكبران سيلي خورده عالم به انضمام ديكتاتور هاي سياسي انحصارطلب و مفسدان اقتصادي در داخل، 3 طيفي هستند كه از پا درآوردن دولت نهم را در دستور كار داشتند و اكنون هم براي دولت نيامده شاخ بسته اند. دولت اصولگرا با انبوهي از دشمني هاي آشكار و چند برابر آن دشمني هاي پنهان و ناجوانمردانه مواجه است. در برابر دشمنان غدار كه به جنگ هاي مخملي و خزنده و نرم در كنار كارزارهاي آشكار و كارشكني هاي صريح روي آورده، ديوانسالاري و بوروكراسي دولت بايد تغييراتي را شاهد باشد كه ضمن ثبات مديريت، حائز خصوصيات مهيا بودن، چابكي و واكنش هاي بهنگام بلكه پيش بيني و پيشدستي شود."
در خاتمه اینکه در شرایطی که هنوز بر موج اعتراضات نامشروع بودن دولت درداخل کشور افزوده می گردد.ازسوی دیگرنتیجه ی نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی – انتصاباتی – تقلباتی ریاست جمهوری دوره ی دهمم 22 خرداد از سوی هیچیک از کشورهای غربی نه اینکه به برسمیت شناخته نشده است ، بلکه بر ضریب انتقادات شان بدلیل نقض حقوق بشر و بازداشت شدگان روزانه ی فعالان سیاسی و مطبوعاتی و حقوق بشری ومعترضان خیابانی و گزارشات خبری قتل های درون زندان با شکنجه کردن برای ا عترافات و به خصوص نا مشخص بودن سر نوشت باز داشت شدگان گسترش می یابد .همچنین صحبت از تشکیل شورا ی موقت به جای رئیس جمهور و ابطال نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی – انتصاباتی وبر گزاری نمایش انتخابات جانشین دوباره می شود . یا اینکه صحبت پیگیری راه کم هزینه تر طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور مشابه اقدام بنی صدر از سوی مجلس کمدی و دکوری و انتصابی هشتم برای پاسدار احمدی نژاد می شود . مهمتر اینکه فریاد های اعتراضی الله اکبر و مرگ بر خامنه ای و آقازاده اش مجتبی هر شب بر بالای بام خانه ها سر داده می شود و تجمع اعتراضی خانواده ها در جلوی درب زندان اوین برای کسب اطلاع از عزیزان شان ادامه دارد . این دیگر خیلی مضحک و پرت از مرحله و بی اطلاع بودن واقیعات ملموس در جامعه می باشد که با پاک کردن صورت مسئله رهنمود چگونگی انتخاب اعضای کابینه ی دولت دهم و تشکیل کمی و کیفی آن داده شود. این تحلیل گری گذشته از توهین به فهم و شعور مردم ایران که اشراف و آگاهی کامل به مسائل و وقایع و حتی زد و بندهای پشت پرده دارند . به ویژه با فراموش کردن شرایط کنونی و مطالبات مردم ایران ، فقط اثبات گر جدی بودن جنگ قدرت و ثروت و حذف رقیب مغلوب و قبضه و نحنصاری کردنش از سوی باندهای مافیائی کودتاگران غالب می باشد. پس این جنگ قدرت و ثروت نه هیچگونه ارتباطی به مردم معترض ایران ندارد که خواهان تغییرات دمکراتیک در ایران می باشند .نه اینکه هیچگونه چشم انداز و افق روشنی برای رفع مشکلات و تغییر و بهبود شرایط به نفع مردم وجود دارد. راه حل تلاش برای تغییرات دمکراتیک در ایران است

هوشنگ - بهداد
سه شنبه 23 تیرماه سال 1388
نقد و بررسی "در دفاع از واقعيت (يادداشت روز)" روز نامه ی کیهان دوشنبه 22تیر ماه سال- 1388
"نقل قول کردن ها با دروغ و هذیان گوئی باادعای مضحک 40 میلیون رأی دهنده، غرب به خصوص آمریکا متهم شدند ازاغتشاشگران حمایت می کنند و در مورد مسائل ایران آگاهی و اطلاعات ندارند "
مدعی اطلاعاتی امنیتی با ادعای متهم کردن غرب به خصوص آمریکا پیرامون اطلاعاتی و نا دانسته های شان که افزوده که اگر چنانچه این نا آگگاهی ها گرد آوری و بر زیر پای غربی ها گذاشته شود سرشان به سقف آسمان می ساید . اما خود مدعی همه چیز دان باخود زنی واحمق گری و هذیان گوئی نادانسته هایش را رو کرده و به نمایش گذاشته است . زیرا این مدعی بدون توجه به چگونگی عفو ملوکانه به دلال و جاسوس چند جانبه هوشنگ امیر احمدی دادن و به ایران دعوت کردن و با معاونان و مشاوران و سخنگوی دولت دیدارداشتن که حتی مورد انتقاد همین ورق پاره ی کیهان وسر بازجو حسین شریعتمداری واقع شد . سپس از طریق همین دلال و جاسوس هوشنگ امیر احمدی رحیم مشائی بطور پنهانی به آمریکا دعوت شد تا با مشاور اوباما ولی نصر و سایر سرمایه داران ایرانی مقیم آمریکا دیدار و ملاقات داشته باشدتاکه به همایشی در ایران دعوت شوند . البته نتیجه ی این عفو سفر و دیدار و دعوت ها به خبر این مسئله بازگشائی دفاترشورای ایرانیان آمریکا در تهران وروابط دیپلماتیک با آمریکا منتهی شد که بی ربط با مشاور ویژه شدن رئیس جمهور حمید مولانا شهروند آمریکائی نبودکه سایت تابناک پاسدارمحسن رضائی این اقدام را خلاف قانون اساسی رژیم تروریستی – آخوندی – کودتائی دانست.
بنابراین گذشته از مسئله و هدف این بودکه کاهش فشار برروی بحران هسته ای باشد که نیاز به سیاست فرصت سوزی داشته ودارد. از سوی دیگر مسئله مهم دیگر موضوع رقابت نماش خیمه شب بازی انتصابات انتخابات تقلبات ریاست جمهوری 22 خرداد هم مطرح بود . اما اکنون قلم بر دست با فراموش کردن این تلاش هاو زدو بند های پشت پرده دولت نهم که با تعریف پاسدار گماشته احمدی نژاد از سفرش به بغداد همراه بودکه گفت چگونه یک فرمانده ی نظامی آمریکا با تأخیر انداختن مرخصی اش منتظر سفر فی البداهه وی به بغداد از دو ماه پیش بود که می خواسته خود و معاونش عکس یادگاری با پاسدار احمدی نژاد بگیرد و برروی قلبش بگذارد .
خیلی جالب است که اکنون اینگونه اقدام ها از سوی آمریکا تلاش برای باز کردن کانونی برای دسترسی به اطلاعات و رفع نقض اطلاعاتی خود پیرامون اوضاع ایران نامیده شده است.
عجیب تر اینکه که اینگونه خود زنی کردن برای تفهیم کردن غرب است که هنوز در نادانی بسر می برد ونمی خواهد چشمان شان را باز کند و رژیم کودتائی نامشروع با دولت و رئیس جمهور نامشروع تر کودتائی را برسمیت بشناسد که برای شیر فهم کردن شان نقل یکی دو گزارش گزارشگر از غرب کرده تا که نشان داده شود غرب از قبل می دانست پاسدار امدی نژاد رئیس جمهور می شود که گزارش این نقل قول چنین است :
يكي - دو گزارش منتشر شده وجود دارد كه نشان مي دهد سرويس هاي اطلاعاتي غربي، از قبل -والبته با خشم و نااميدي- مي دانستند كه احمدي نژاد انتخابات رياست جمهوري در ايران را خواهد برد. لااقل در مورد سازمان سيا، روزنامه واشينگتن پست جزئياتي از تحليل داخلي آن در مورد قطعي بودن پيروزي احمدي نژاد را هم منتشر كرد. با اين حال، رسانه هاي غربي كه بعيد است از تحليل دستگاه هاي امنيتي كشورهاي خود بي خبر بوده باشند، از چند روز قبل از انتخابات ميرحسين موسوي را پيروز قطعي انتخابات خواندند و پيشاپيش به تحليل شرايط ايران پس از روي كار آمدن دولت اصلاح طلب مشغول شدند. وقتي كسي مي داند كانديدايش انتخابات را خواهد باخت اما پي در پي در گوش او و ديگران مي خواند كه همه چيز تمام است و پيروزي مبارك باد، چه هدفي مي تواند داشته باشد؟! آيا اگر فرض كنيم او در حال عمليات رواني روي كانديداي مورد نظر و هوادارانش، براي ايجاد ناآرامي پس از اعلام نتيجه انتخابات بوده، حرف نامعقولي زده ايم؟ اين نكته را داشته باشيد.
قلم بر دست یادداشت روز نویس با فراموش کردن تظاهرات 18 تیر و شعار های رادیکال سر داده شده ی فریاد مرگ بر دیکتا تور و خاامنه ای و فرزندش مجتبی که قرار است جای پدرش لوطی جماران رهبر ولی فقیه شود.همچنین ادامه ی گسترده ی باز داشت های بیشترروزانه و خبر های کشتن جوان دانش آموز بی گناه19 ساله و دانشجوی فوق لیسانس در زندا ن و ندا آقا سلطان توی خیابان و ادامه ی فریادهای الله اکبر و مرگ بر دیکتاتورشبانه بر بالای بام خانه ها که بوضوع نامشروع بودن رژیم کودتائی و لوطی جماران عیان شده است . معلوم نیست که اینگونه اقدامات وواکنش چگونه نشان از سرکوب وخاموش کردن صدا و فریاد معترضان و تظاهرکنند گان و ناراضیان می باشد ؟ مشروط بر اینکه جو نارضایتی و خشم و کینه ی مردم به ویژه جوانان و دانشجویان آنگونه است که هر لحظه امکان شعله ور شدن این آتش زیر خاکستر وجود دارد .اما مدعی وارونه گوی قلم بر دست از خاموش شدن تظاهرات پس از یک هفته گفته و ادعا کرده است. البته از طرف دیگر برای اینکه نارضایتی عمومی به تحریک برون مرز نسبت داده شود به سناریوی سازی شبکه ی بی بی سی و همکاری رقیب شکست خورده نسبت داده شده است . زیرا یافتن دستگاه ضبط برنامه های شبکه ی بی بی سی در ستاد تخلیه شده ی موسوی متعلق به آقا زاده ی رفسنجانی مکارو مصلحت گرای خاموش مهدی رفسنجانی می طلبد که باید چنین ادعای برنامه ریزی شده برای قدرت نمائی شود. عحیب تر اینکه با تبلیغ کردن و مانور دادن پیرامون آماردروغ 40 میلیون شرکت کنند گان قلم بر دست یادداشت روز نویس داده است تا بطور وارونه ثابت کند که جمعیت 85%رأی دهنده از روی آگاهی و اطلاعات ز یاد رأی دادند چون اینان علاقه ی مفرط به رئیس جمهور شدن پاسدار گماشته احمدی نژاد و حذف رقیب موسوی و تقویت رژیم تروریستی آخوندی کودتائی دارند.
در خاتمه اینکه هر چه امثال این قلم بر دست یادداشت روز نویس تلاش مذبوحانه کنند تا با کتمان کردن واقعیت و هذیان ووارونه گوئی ها که چاشنی سرکوب و ساانسورو خفقان و تقلب و کودتا شده است از موضع فرار به جلو ، ضعف و بن بست و شرایط تزلزل کنونی را قدرت وا نمود نمایند . اما واقعیت آنگونه است که کورس نا مشروع شدن و فتادن طشت رسوائی رژیم تروریستی آخوندی کودتائی از بام بر زمین طنین انداز و صدایش جهانگیر شده است که با اینگونه ادا و اطوار های قدرت نمائی کردن و مدعی شدن که دشمنان بیرونی غرب به خصوص آمریکا اطلاعات مکفی در موردایران ندارند تا بدانند چه خبر است و از طرف دیگر برای خاموش کردن رقیب مغلوب و معترضان ناراضی که گفته پس از یک هفته سر و صداهای اعتراضات در ایران خوابیده است مدعی شده که تعداد 40 میلیون شرکت نندگان ایرانی رژیم تروریستی آخوندی را قبول دارند. البته سهم پاسدار احمدی نژاد را 25 میلیون مشخص و تعیین شده است. همینطور قلم بردست یادداشت روز کشف هم کرده است که حتی دوم خردادی های مغلوب هم پذیرفته و در گوشی م بهم می گویند که آرای نمایش خیمه شب بازی 22 خرداد و به خصوص رأی پاسدار احمدی نژاد راست می باشد. حال پرسش است که چرا برای اثبات این ادعای کاذب محض که اکنون به رخ غرب کشیده شده است که باید رژیم کودتائی را برسمیت بشناسدیک همه پرسی آزادبر گزارنمی شود تا مشخص شود که طرح کودتای عریان پاسداران برای حفظ این آرای ساختگی وحذف رقیب و قبضه و انحصاری کردن قدرت و انباشت ثروت با تدارک تقلبات گسترده ی آرای قلابی نبوده است؟

هوشنگ - بهداد
دوشنبه 22تیر ماه سال- 1388
نقد و بررسی " افغانستان باتلاقي مخوف تر از عراق" روزنامه جمهوری اسلامی دوشنبه تیر ماه22 سال 1388


"
سرمقاله نویس مشاور رفسنجانی در دفاع از پروژه ی هسته ایو پس از باتلاق کردن عراق اکنون تهدید کرده که افغانستان برای نظامیان آمریکا و انگلیسی باتلاقی بد تر از عراق خواهد شد "
پس از آزادی 5 پاسدار دیپلمات تروریست اعزامی به عراق که پس از اینکه 30 ماه بازداشت نیرو های نظامی آمریکا در عراق بودند که پس از عقب نشینی نیروهای نظامی آمریکا در شهر ها و جاده های عراق که مستقر در پادگان نظامی مرز ایران شدند . این پاسدار تروریست ها تحویل دولت عراق داده شدند . ولی از سوی دولت دست نشانده ی لوطی جماران و پاسداران در عراق این تروریست پاسدارانتحویل رژیم تروریستی آخوندی کودتائی داده شدند . اکنون دستگاه تبلیغات و قلم بردستان با خیال راحت سرو صدای عربده کشی علیه ی آمریکا را بلند کرده اند . از جمله سرمقاله نویس ورق پاره ی جمهوری اسلامی می باشدکه با عبور از عدم پرداختن به بن بست رژیم تروریستی آخوندی کودتائی ونا دیده گرفتن اوضاع متزلزل و آشفته ی کودتائی که پس از حذف رقیب دوم خردادی ها و سر کوب کردن و قلع و قمع تظاهر کنند گان ناراضی و خشمگین به وجود آمده است . البته باز داشت تظاهر کنند گان و شکنجه و اعتراف گرفتن اینان نیزمکمل شرایط خفقان و سانسور حاکم شده از سوی کودتا گران پاسدار شده است . به خصوص اینکه رژیم جمهور رژیم تروریستی کودتائی با دولت نامشروعش از سوی غرب هنوز بر سمیت شناخته نشده است .
همچنین پس از با تلاق کردن عراق بدلیل دخالت گری عوامل وابسته به لوطی جماران و پاسداران وآشوب بر پا کردن و نا امن کردن عراق که در نتیجه عراق به با تلاق تبدیل شده است . اکنون برای ادامه ی این سیاست با تلاق سازی نوبت افغانستان فرا رسیده است تا که خبر بد تر با تلاق شدن افغانستان بر ای نظامیان آمریکائی در افغانستان از سوی سر مقاله نویس داده شود . تا اینگونه نقش دخالت گری رژیم تروریستی آخوندی کودتائی در افغانستان برجسته و لو رود و به نمایش گذاشته شود که البته ارتباط به پروژه ی هسته ای دارد . زیراکه رئیس جمهور آمریکا او باما دسترسی به سلاح اتمی رژیم تروریستی آخوندی کودتائی مخالفت می کند.
فراموش نشود که سرمقاله نویس گزارش سخت شدن شرایط سخت برای نیروهای غرب در افغانستان داده است و در ادامه افزوده که در دو هفته گذشته تعداد 15 نظامی انگلیس در افغانستان کشته شده اند که می تواند ادامه ی جنگ تبلیغاتی و دیپلماتیک میان دولت کودتائی نوکر با دولت فخیمه انگلیس باشد که پس از گروگان گرفتن کار کنان سفارت انگلیس در تهران و تهدید محاکمه کردن شان به اتهام جاسوسی در تهران ادامه انتقام از دولت فخیمه گرفتن به افغانستان کشیده شده است.
بهر صورت سرمقاله نویس ضمن سرنوشت مشابه بری نظامیان آمریکائی در افغانستان ترسیم کردن این مشاور رفسنجانی بساز و بفروش مکار بدون اعتراف رفسنجانی در خطبه ی نماز جمعه ی تهران کند که چگونه پس از اشغال نظامی افغانستان خطاب به بوش گفته بود که ایشان می داند اگر همکاری رژیم تروریستی آخوندی با آمریکا نبود هنوز در افغانستان طالبان بر سر قدرت بود . البته پس از اشغال نظامی عراق در خطبه ی نماز جمعه ی تهران باز هم رفسنجانی خطاب به مقامات آمیکائی اخطار کرد که اگر چنانچه نظامیان آمریکائی عراق را ترک نکنند . این کشور برایش ویتنامیزه و وباتلاق خواهد شد که البته عراق تبدیل به با تلاق گشت . بهر حال اکنون سر مقاله نویس مدعی شده است که 11 سپتامبر که بهانه ی اشغال نظامی عراق شد . در هاله ای از ابهام است . زیرا که مدعی شده است که واقعه ی 11 سپتامبر زیر سر اشغال گران دستگاه جاسوسی و اسرائیل و نظامیان آمریکائی بوده است تا که دست آویز برای اشغال نظامی این کشور را داشته باشد. و شرایط کنونی افغانستان را نتیجه ی همان اشغال گری 8 سال پیش دوران بوش می داند.
بالاخره سرمقاله نویس برای اینکه نقش رژیم تروریستی آخوندی کودتائی در افغانستان را بر جسته کند و اهدافی که علیه دو کشور مخالف پروژه ی هسته ای در افغانستان پیگیری می شود را ترسیم کرده باشد . بنابراین وضعیت افغانستان و تلفات و خطرات جدی که نیروهای نظامی آمریکا و انگلیس در افغانستان را تهدید می کند این چنین به تصویر کشانیده است :
در شرايطي كه اوضاع براي نظاميان خارجي مستقر در افغانستان روز به روز وخيم تر مي شود و باتلاق افغانستان اكنون مخوف تر از عراق براي دولتهاي آمريكا است به نظر مي رسد انگليسي ها پس از سقوط دولت توني بلر بايد يك دولت ديگر را نيز قرباني اين مداخله جويي بدفرجام كنند. اكنون گزارش هاي رسيده از لندن حاكي است دولت گوردون براون به شدت تحت فشار قرار دارد . افزايش آمار تلفات نظاميان انگليس در افغانستان به 179 نفر كه بيش از تلفات ارتش انگليس در عراق است اكنون زنگ خطر را به طور جدي براي لندن به صدا درآورده است . كشته شدن 8 نظامي انگليسي در يك روز در هفته گذشته چشم انداز بسيار تيره اي را براي نظاميان انگليسي مستقر در افغانستان ترسيم مي كند. علاوه بر كشته ها شمار مجروحان انگليسي در جنگ افغانستان نيز به رقم كم سابقه 200 نفر در طول 6 ماه گذشته رسيده است . اخيرا يكي از افسران ارشد ارتش انگليس كه به دليل فضاحت هاي اخير در افغانستان حضور در ارتش را رها كرده در مقاله اي اعلام كرد ارتش انگليسي از غرور و رهبري فاسد رنج مي برد. اين شرايط نشان مي دهد كه افغانستان درحال تبديل شدن به بحراني بزرگتر از عراق براي كشورهاي غربي دخالت كننده در افغانستان به خصوص آمريكا و انگليس است. اين واقعيت را مي توان از اعتراف هاي براون و اوباما به خوبي دريافت . نخست وزير انگليس در جريان حضورش در اجلاس گروه هشت تصريح كرد ارتش انگليس تابستان بسيار سختي در افغانستان خواهد داشت . اينكه باراك اوباما نيز روز گذشته گفته است ارتش آمريكا راهي طولاني و به شدت دشوار در افغانستان در پيش خواهد داشت همين واقعيت را نشان مي دهد.
البته سر مقاله نویس در پایان سر مقابله ی خود نشان داده است که فقط رژیم تروریستی آخوندی کودتائی دشمنی و مشکل با آمریکا و انگلیس ندارد ، بلکه مخاطب و طرف حسابش غرب می باشد . زیرا که وضغیت نیرو های غربی در افغانستان را این چین تشریح کرده است
:
"آنچه مسلم است اين است كه غرب در افغانستان به مفهوم كامل مستاصل شده بگونه اي كه هرگونه عقب نشيني در وضعيت فعلي گروههاي شورشي را بر افغانستان مسلط خواهد كرد كه قطعا پذيرش آن از يكطرف به معني زيربار يك ننگ بزرگ رفتن از سوي غرب است و از طرف ديگر هرگونه تلاش غرب براي افزايش نيرو و تشديد عمليات نيز افزايش خشم و قيام مردمي در افغانستان را موجب مي شود كه در نهايت شرايط را بحراني تر مي كند."
در خاتمه اینکه اکنون که رژیم تروریستی آخوندی کودتائی پس از نمایش خیمه شب بازی انتصاباب 22 خرداد بمراتب نامشروع و ضعیف تزاز قبل شده است . برای اینکه دیگر جای ابهامی در این مورد نه برای مردم ایران ونه منطقه و نه دولت های غرب باقی نمانده است که چگونه این نمایش خیمه شب بازی بر گزار شد و چرا رقیب دوم خردادی ها با تقبات گسترده و کودتای پاسداران و بسیجیان حذف شد ؟ مهمتر اینکه چگونه با مخالفان و تظاهر کنند گان و ناراضیانی عصبانی توی خیابان سرا زیر شده از سوی نیرو های سرکوبگر بر خورد شد که پاسخ جوابگوئی آرای شان را می خواستند و طلب می کردند ؟ در نهایت چگونه مهر تأئید بر نامشروع بودن رژیم تروریستی آخوندی کود تائی زده شده است؟ بنا براین اکنون که از سوی غرب رئیس جمهور بر آمده از کودتا و تقلب برسمیت شناخته نشده است . از طرف دیگر بحران هسته ای هم حاد تر شده است . مشخص است که برای برون رفت از بحران هسته ای و تلاش برای بیرون آمدن از در بن بست کنونی، می بایست سیاست صدور تروریسم و دخالت گری در امور داخلی سایر کشور های همسایه و خاور میانه سرعت و افزایش داده شود . پس بی جهت نیست که سرمقاله نویس از باتلاق شدن بد تر از عراق در افغانستان برای نظامیان آمریکائی و انگلیسی و غرب در افغانستان سخن گفته و تهدید کرده است . لذا تا این رژیم کودتائی دسترسی به سلاح هسته ای نیافته است .دیگر جای هیچگونه درنگ از سوی غرب برای تغییرلات دمکراتیک در ایران جایز نمی باشد.

هوشنگ – بهداد
دوشنبه 22 تیر ماه سال 1388
نقد و بررسی " زواياي مغفول هدفمندي يارانه ها" روزنامه جمهوری اسلامی یکشنبه 21 تیر ماه سال 1388
"طرح تحول اقتصادی و هدفمند کردن چگونگی توزیع رایانه های نقدی در مجلس دکوری و کمدی مجلس با دولت تبدیل به جنگ ومیدان مین گذاری دولت و مجلس است "

مگر دولتی که دارای رئیس آن نامشروع و کودتائی می باشد و سابقه ی 4 سال دروغگوئی و عوامفریبی کردن دارد و نسبت به قول های داده شده اش وارونه عمل و اقدام کرده است . مهمتر اینکه رئیس جمهور کمدی در مناظره ها ی تلویزیونی تبلیغاتی ریاست جمهوری خود زیرآب دولت های گذشته را زد و مهر تأئید بر فاسد بودنش زد که این آلودگی جدا از کل ژیم تروریستی آخوندی نمی شود . زیرا که مسئولان دولت های قبلی از سوی شورای نگهبان و لوطی جماران رهبر ولی فقیه مورد تأئید صلاحیت واقع شده بودند .

از طرف دیگر رئیس دولت پس از اینکه سازمان مدیریت و برنامه ریزی و بودجه بندی را منحل کرد و در دیدار با نایب رئیس هفتم و کار چاق کن پشت پرده محمد رضا با هنر و احمد توکلی رئیس کمیسیون پژوهش های استراتژیک مجلس تشریفاتی هفتم که هر دو نفر همین پست های مشابه را در مجلس و دکوری و کمدی و انتصابی و ارتجاعی هشتم بر عهده دارند اعتراف کرده بود که باور به تئوری اقتصادی ندارد . همچنین در شرایطی که واردات نسبت به صا درات 3 برابر شده است و روند رشد نرخ تورم و گرانی و فقر و بیکاری در جامعه غوغا و بیداد می کند و 80% جمعیت کشور در شریط سخت فقر اقتصای بسر می برند .

مهمتر اینکه میزان مبلغ حد اقل دستمزد خط فقر از سوی دولت و کار فرمایان کمتر یک سوم مبلغ خط فقر اقتصادی 850 هزار تومان تعیین شده است . در چنین شرایط که نمایند گان منتقد دولت از سوی وکیل الدوله ها تهدید به اخراج و در یافت حقوق حرام شده اند چگونه می توان انتظار داشت با صف آرائی که میان دو نهاد مجریه و مقننه رژیم کودتائی در برابر هم وجود دارد و با تجربه ی 30 سال دروغگوئی و به تعویق انداختن مطالبات انباشت شده مردم ایران که در دسترس است و پس از قطع رایانه های دولتی که از سوی مصوبه های مجمع مصلحت نظام و قوه ی مقننه و مجریه تصویب و پیگیری شده است . می توان باور کرد اکه چاقو می تواند دسته ی خودش را ببرد و مجلس دکوری و کمدی و انتصابی هشتم قادر است دست به اقدامات اقتصای رایانه ی نقدی به نفع مردم به خصوص محرو مان وتهی دستان بزند و مورد قبول دولت و شورای نگهبان واقع شود و سر از میز مجمع مصلحت نظام در نیاورد؟

در خاتمه اینکه آنگونه که مقاله نویس از چگونگی بحث و جدل توزیع رایانه های نقدی و خدماتی و بهداشتی بر حسب دهک های طبقه بندی شده میان نمایندگان گزارش داده است و آن را مقوله ای پیچیده ای دانسته که تفکیک کردن دهک ها از هم دیگر نسبت به بهره مندی شدن از مزایای رایانه های نقدی دولتی آسان نمی باشد . از سوی دیگر از تأثیرات منفی رایانه های نقدی سخن گفته شده است که موجب افزایش قیمت کالا خواهد شد و و تورم زا می باشد. ضمن اینکه افزوده شده است که افزایش کسری بودجه همراه دارد . همینطور اختلافی که در این میان نمایندگان و رؤسای کمیسیون ها ی اقتصادی و پژوهش های مجلس کمدی و دکوری و انتصابی وجود دارد که در مجموع همین اختلاف نهاد با طرح مورد نظر دولت نا مشروع هم اشاره شده است . بنابراین بعید است که از میان این جنگ و گریز هائی که وجود دارد آبی به نفع محرومان گرم شود ، جز اینکه بازتاب منفی برای محروان وتهی دستان در بر داشته باشد و بقول معروف آش نخورده د هان شان سوخته شود . یعنی اینکه رایانه نقدی دریافت ناکرده تورم و گرانی بیشتر نصیب شان شود .

هوشنگ – بهداد
یکشنبه 21 تیر ماه سال 1388
نقد و بررسی " قدرتمندتر از هميشه (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان یکشنبه 21 تیر ماه سال 1388

"ادعای کمدی 40 میلیون رأی و نمود دمکراسی نامیدنش برای جا انداختن کودتای پاسداران و پیام قدرت کاذب و پوشالی دربستر دفاع از پروژه ی هسته ای دادن به غرب "
گفته می شود کسی که خواب باشد بیدار کردنش آسان است . اما کسی که خودش را به خواب زده است بیدار کردنش آسان نمی باشدیا محال است . اکنون یکی از این خود به خواب زدگان طلبه پاسدار یادداشت روز نویس و همکار سر باز جو حسین شریعتمداری می باشد که با کتمان کردن خشم و نفرت کینه ی معترضانکهبخشی از این خشم وکینهی مقدس در روز 18 تیر در خیابان های اطراف دانشگاه تهران و سایر میادین و خیابان های تهران به نمایش گذاشته شد که همراه با فریاد مرگ بر دیکتاتور و خامنه ای و آقازاده اش مجتبی خامنه ای بود و چاشنی این فریاد شد که می گفتند نترسینن ترسین ما همه با هم هستیم . آنهم در شرایطی که استاندار تهران حامی دولت و فرمانده ی نیروی انتظامی اخطار کرده بودند که نه هیچگونه مجوز اجرای مراسم سالگرد قیام دانشجوئی 18 تیر سال 78 داده نمی شود ونه اینکه هیچگونه حضور و تجمع برای تظاهرات تحمل می شود،بلکه تأکید کرده بودند با اغتشاشگران بشدت بر خورد خواهد شد . البته نمونه اینگونه حرکات و تجمعات اعتراضی در سایر شهرهای ایران در چنین روزی نیز وجود داشته است . اما این خیلی تمسخر آمیز و هذیان گوئی می باشد که طلبه پاسدار قلم بر دست و یادداشت روز نویس شده ادعای کمدی کرده است که این نارضایتی عمومی ناشی از ائتلاف نا نوشته ی 30 ساله آمریکا و اسرائیل و چند کشور اروپائی علیه ی رژیم تروریستی کودتائی آخوندی می باشد و افزوده اوج مخالفت این منحنی پس از نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی � انتصاباتی 22 خرداد می باشدزیرا که بازتاب خبر های وقایع پس از نمایش خیمه شب بازی 22 خرداد را اینان در رأس خبرهای خود قرار داده اند. بالاخره طلبه پاسدار پس از صغرا و کبرا چیدن و گریز به صحرای کربلا زدن اینگونه از کشور های غربی به خصوص موضع اوباما پس از وقایع اخیر اینگونه تحلیل داده است:

"آمريكايي ها كه علي رغم قرارگرفتن در مسير افول و اضمحلال دايه كدخدايي دهكده جهاني را يدك مي كشند به همراه نوچه هاي اروپايي خود كه منافع در هم تنيده اي در چپاولگري و زياده خواهي در منطقه دارند به بهانه انتخابات اخير زود به زود درباره ايران اعلام مواضع مي كنند. آنچنان كه دامنه گفته ها و اظهارات مقامات غربي و صهيونيستي از سويي و تحليل و تفسير رسانه هاي وابسته و در اختيار آنها از سوي ديگر، از حد متعادل و به اصطلاح ديپلماتيك عبور كرده و در هر نشست و اجلاسي - و يا در حاشيه آن- از ايران و نحوه مواجهه با آن سخن مي گويند.همين چند روز پيش باراك اوباما كه تلاش بسياري دارد تا خود را متمايز از سلف بي خردش نشان دهد در اجلاس گروه 8 در رم در نشستي خبري بحث �ايران� را پيش مي كشد و اذعان مي دارد كه باب گفت وگو و مذاكره با ايران بايد باز بماند و جالب اينجاست كه او به دنبال وقايع پس از انتخابات در ايران و بروز و ظهور ناآرامي ها در تهران زمام كلام از دست داده و شتابزده از آشوبگران و اغتشاشگران حمايت كرده بود"

مهمتراینکه طلبه پاسدار در ادامه ی یادداشت روز خود ریشه ی نارضایتی عمومی 30 ساله را به تبلیغ رسانه های بیگانه ربط داده است . البته بدون آنکه توضیح دهد که اگرواقعاً مردم ایران 40 میلیون رأی دادند که 25 میلیون سهم پاسدار گماشته احمدی نژادشده است . آخر رژیمی که از این پشتوانه عظیم 85% طبق ادعای قلم بر دست بر خوردار می باشد وآن را نمود عینی دمکراسی نامیده است . چه دلیل دارد که پاسداران و بسیجیان دست به کودتا زنند و مردم معترض را به گلوله به بندند و مورد ضرب و شتم قرار دهند و دست به باز داشت گسترده بزنند و وازاینان با شکنجه کردن مشغول اعتراف گیری شوند . از طرف دیگرآنگونه که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تأکید بر کودتای پاسداران کرده است . اما عجیب است که طلبه پاسدار قلم بر دست و یادداشت روز نویس بطور وارونه دست به وارونه و هذیان گوئی زدهو ضریب مخالفتو نارضایتی های عمومی را اینگونه انگ های مختلف مطرح کرده است :

"انگ هاي مختلف و اتهام هاي متعدد و ادعاهاي واهي عليه جمهوري اسلامي به چه سبب است؟ قبل از انتخابات از نبود دموكراسي و دلسردي مردم ايران به حكومت سخن مي گويند و با بهره گيري از امپراتوري خبري خود در سطح دنيا ساختار حكومتي ايران را ناكارآمد و ضدمردمسالاري معرفي مي نمايند. پس از انتخابات و مشاركت 85درصدي مردم كه خبرنگاران خارجي نيز نتوانستند اين حضور بي نظير را انكار يا كمرنگ نمايند ديگر سخن گفتن از فقدان دموكراسي محلي از اعراب ندارد، خب طبيعي است كه بايد دسيسه اي ديگر مي بافتند و اين بار ناآرامي هاي بعد از انتخابات را- كه از مدتها قبل زمينه آن را چيده بودند- دستاويز مناسبي براي مانور بر نقض حقوق بشر در ايران قرار مي دهند؛ آنهم كشورهايي كه يد طولايي در نقض حقوق بشر دارند، گوانتانامو، ابوغريب، لشكركشي به عراق، افغانستان و كشتار چند صد هزار نفر از مردم مظلوم و بي گناه تنها بخشي از كارنامه سياه كاخ سفيد در زمينه حقوق بشر است.جنايت هاي ددمنشانه و مشمئزكننده صهيونيست ها با پشتيباني همه جانبه آمريكا در جنگ غزه نيز تنها برگي از كتاب قطور آدم كشي هاي رژيم صهيونيستي است."

در خاتمه اینکه طلبه پاسداریادداشت روز نویس با اعتراف سیاست صدور تروریسم و ارتجاع وبنیادگرائی و دخالت گری در امور داخلی عراق و افغانستتان و پاکستان و لبنان و فلسطین آشکارا اعتراف است که چگونه سیاست باج خواهی از کشورهای غربی در راستای دفاع از دسترسی به سلاح هسته ای ددنبال شده است؟ از سوی دیگر هنوز مگر دیگر جای شک و شبهه ای باقی مانده است که رژیم کودتا گران پاسدار خیلی بیش از گذشته نامشروع بودنش آنگونه عیان عیان شده است که خشم و تنفر لبریز شده مردم به خصوص نسل جوان که 70% جمعیت کشور را تشکیل می دهند بدون ترس از هر گونه سرکوب و ضرب و شتم و کشته و زندانی و شکنجه شدن در 18 تیر توی خیابان آمد تا فریاد مرگ بر دیکتا تور و خامنه ای سر دهد و آزادی و دمکراسی طلب کند . بنابراین در شرایطی که پاسداران و بسیجیان با پشتیبانی لوطی جماران و حمایت شورای نگهبان کودتا کردند و رقیب دوم خردادی ها را حذف کردند تا که باشتاب بیشتری برای دسترسی به سلاح هسته ای پیش روند.همچنین با فضای اختناق و سرکوب و سانسوری که حاکم شده است. دیگر غرب منتظر چه معجزه و اتفاقی می باشد که حاضر نیست دل از رژیم پاسداری کودتائی آخوندی ضد بشری بر کند و به جای تعقیب سیاست مماشات گرایانه و خائنانه ی تجارت خون از مبارزه ی مردم ایران در بستر تغییرات د مکراتیک حمایت و حرکت کند؟

هوشنگ � بهداد
یکشنبه 21 تیر ماه سال 1388
نقد و بررسی " وقايع � سين كيانگ � و مسئوليت ما" روزنامه ی جمهوری اسلامی شنبه 20 تیر ماه سال 1388
" سکوت مصلحت گرایانه در مورد جنایت کشتار مسلمانان در چین که خلاف قانون اساسی رژیم کوتائی است بدلیل نیاز در گروه 5 +1 و برسمیت شناختن دولت ورئیس جمهور کودتائی از سوی چین "

بر خلاف تصور که در 30 سال گذشته رژیم تروریستی � آخوندی � کودتائی خودش را مذهبی شناسانده است وسیاست صدور تروریسم و ارتجاع و بنیادگرائی به برون مرز را شالوده ی اصلی سیاست خارجی خودش قرار داده و آن را بشدت پیگیری کرده است. به خصوص دخالت گری در کشورهای مسلمان منطقه ی خاور میانه و شاخ آفریقا که مرکز ثقل این سیاست بوده است. بطوریکه خود را رهبر القرای جهان اسلام نامیده است . زیرا که برای بقای ننگنین اش نیاز شدید به تقویت و ادامه ی این سیاست دارد تا جائیکه بطور گسترده این سیاست دخالت گری در امور داخلی عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین که در چند سال گذشته دنبال شده است و دست به اقدام طراحی عملیات نظامی و جنگ افروزی هم زده شده است .

البته سرمقاله نویس برای توصیف و اهمیت موضوع دخالت گری در امور داخلی سایر کشور ها که هدف پاسخ دادن به سکوت مخاطبانش نسبت به کشتار اخیر مسلمانان در چین می باشدبا نقل قول کردن متن اصل 52 قانون اساسی اشاره به نفی هر گونه سلطه جوئی و سلطه پذیری در بعد سیاست خارجی رژیم تروریستی کودتائی آخوندی کرده است و در دنباله به دفاع از حقوق مسلمانان درهر نقطه ای از جهان بدون تفاوت قائل شدن میان اقوام و مذاهب هم اضافه کرده است . مهمتر اینکه ادعا نموده است که رژیم تروریستی آخوندی کودتائی نسبت به سعادت همه انسان ها چه مسلمان و چه غیر مسلمان احساس مسئولیت می کند .

البته سرمقاله نویس هیچگونه اشاره ای برای اثبات این ادعای وارونه و احساس مسئولیت سعادت در 30 سال گذشته در ایران نکرده است که در عمل این ادعا چگونه وارونه اجرا وعمل کرده است. همینطور نگفته که شرایط کنونی زندگی مردم ایران چگونه است؟ یا اینکه احساس مسئولیت سعادت همگان از سوی رهبر و مسئولان رژیم عوافریب و دین فروش و جنگ افروز و وارونه و هذیان گوی وغارتگر نسبت به مردم ایران در گذشته و حال چگونه بوده و می باشد؟ یا گفته شود که شرایط زندگی طاقت فرسای 80% مردم ایران که گفته می شود زیر خط فقر اقتصادی زندگی می کنند عاملش چه بوده است. یا اینکه روند لجام گسیخته ی تورم و گرانی و فقر و بیکاری در جامعه چگونه می باشد ؟ مهمتر اینکه شکاف عمیق طبقاتی در جامعه چگونه می باشد و این وضعیت چه نسبتی با شاخص ادعای احساس مسئولیت سعادت انسان ها به خصوص شهروندان ایرانی دارد؟

حال با این وجود چگونه می توان باور داشت که دخالت گری در امور داخلی عراق و افغانستان و لبنان و لبنان چیزی بیش از آنچه نصیب مردم ایران شده می تواند برای اینان ارمغان بهتری در بر داشته باشد که مقاله نویس اعتراف به این سیاست دخالت گری کرده و به بقول خودش نتیجه گیری کرده است که تعداد 156 مسلمان کشته در چین مربوط به نهضت اسلامی سین کیانک چین است که قدمت مبارزه ی صد ساله دارد و افزوده به جز دولت ترکیه که این اقدام چین را محکوم کرده است . چون احساس نزدیک تری با مسلمانان ترک زبان چین می کند. بقیه سکوت کردند. البته در حاشیه خطاب به مسئولین رژیم تروریستی آخوندی کودتائی و کنفرانش کشور های اسلامی گفته است اینکه گفته می شود این موضوع یک اقدام و نزاع قومی و محلی در چین است که ار تباط به ما ندارد . این ادعا فرار از مسئولیت و موضع گری نکردن در سرکوب و کشتن مسلمان از سوی دولت چین است که بدور از قانون اساسی رژیم تروریستی آخوندی کودتائی می باشد .

در خاتمه اینکه چون سرمقاله نویس از انتقام و مجازات و واکنش پاسداران کودتاگر غالب وحشت دارد. پس دچار خود سانسوری شده است و فاش نساخته که چرا 30 سال است که مذهب تبدیل به ابزار حفظ قدرت و سرکوب و خفقان در جامعه و انباشت ثروت با حذف رقبا و دگر اندیشان و بنیان و پایه ریزی سیاست خارجی تبدیل شده است که چماقگونه و مصلحت گرایانه مورد سوء استفاده حاکمان واقع شده است و در شرایط کنونی که پاسداران کودتاگر در بن بست قرار گرفته و ماهیت نامشروع بودن رژیم تروریستی آخوندی عریان شده در شرایط آسیب پذیر و متزلزلی است . مهمتر اینکه بحران هسته ای اش بیش از گذشته حادتر شده است . بنابراین نیازش به دولت چین مضاعف شده است . یعنی اینکه هم به چین در گروه 5+1 نیاز شدید دارد . هم اینکه نیازمند به برسمیت شناخته شدن دولت کودتائی از سوی دولت چین می باشد . پس ترجیح داده شده است برای توجیکاری و عدم موضع گیری علیه ی اقدام کشتار مسلمانان در چین تأکید شود که موضوع قومی و داخلی است و نیاز به دخالت گری نمی باشد.

هوشنگ � بهداد
شنبه 20 تیر ماه سال 1388
نقدو بررسی " از اتوبان هاي اشتوتگارت تا دادگاه �درسدن� (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان شنبه 20 تیر ماه سال 1388
"پس از گروگان گیری از دیپلمات انگلیسی در تهران و شهروند فرانسوی ر اصفهان کردن ااکنون نوبت تهدید کردن دولت آلمانرسیده است تا ماهیت رژیم کودتائی بهتر نمایان شود"
انسربازجوپاسدار حسین شریعتمداری که متخصص پرونده سازی و تحریف گری و بازجوئی کردن و اقرار و اعتراف گرفتن می باشد و عجیب هم تسلط و اعتیاد مزمن و ترک نا پذیر بودن به سیاست توبره و آخور خوری کردن دارد . خلاصه گریز به صحرای کربلا زدن و تصویر مار کشیدن و مار نشان دادن هم جزو سایر صفات ویژه اش است. برای اینکه از این روش و ترفند ها استفاده می کند تا که در نهایت بتواند صورت مسئله را پاک کند و با موج سواری کردن علیه ی رقیب یا مخاطبانش مانور تبلیغاتی دهد .
اکنون پس از سناریوی کمدی گروگان گیری کار کنان سفارت دولت فخیمه در تهران که آخوند احمد جنتی در خطبه ی نماز جمعه ی تهران خبر از محاکمه شدن بزودی دوتن از کار کنان سفارت انگلیس در تهران را داد. حال بماند که یکی از این دو متهم جاسوسی آزاد شد و کار مند ایرانی سفارت انگلیس در تهران همچنان در باز داشت بسر می برد.
از سوی دیگر با باز داشت یک دختر 23 ساله ی فرانسوی فوق لیسانس در اصفهان به اتهام جاسوسی و ارسال صحنه های تظاهرات از طریق تلفن مبایلش به سایت های خبری در صورتیکه وی در دانشگاه اصفهان زبان فرانسوی تدریس می کرد.باوجود اینکه این بازداشت خود سرانه مورد اعتراض رئیس جمهور فرانسه واقع شده است ولی هدف این است تا که از این گروگان برای چانه زنی و معامله گری های پشت پرده پاسداران کودتاگر با دولت فرانسه استفاده شود .
بهر حال اکنون نیز برای انحراف اذهان عمومی از شرایط ایران که پس از نمایش خیمه شب بازی انتخابات و انتصابات 22 خرداد اتفاق افتاده است . زیرا که باند های مافیائی غالب برای حذف رقیب مغلوب با پاسداران و بسیج و پشتیبانی لوطی جماران رهبر و حمایت نهاد آلت دستش شورای نگهبان دست به کودتای مخملین یا رنگی و پاسداری زدند که این اقدام موج اعتراضات گسترده ای درایران را در پی داشته است. از جمله اینکه در روز 18 تیر با همه هشدار ها و اخطار های داده شده از سوی کودتاگران و حامیان شان که مجوز هیچگونه تظاهرات و تجمع اعتراضی به مناسبت بزر گداشت سالگرد مراسم 18 تیر سال 78 داده نمی شود و تأکید می کردند که با هر گونه گردهمآئی غیر قانونی باشدت بر خورد خواهد شد . مع الوصف دانشجویان و جوانا ندر کنار سایر اقشار مردم ناراضی و معترض توجهی به این اخطار ها نکردند ودر روز 18 تیر در اطراف دانشگاه تهران و خیابان های دیگر تهران حضور یافتند و ضمن فریاد شعار مرگ بر دیکتاتور و خامنه ای سر دادن با نیروهای سرکوبگر و ضد شورش درگیر شدند . جالب تر اینکه نمونه ی این صحنه ها در سایر شهر های ایران نیز تکرار شد.
در این شرایط سخنگوی پاسداران در بن بست فروفته و در گل گیرکرده بدون اینکه هیچ توجهی به تعداد کشته ها و مجروجین و بازداشتی های وقایع اخیر کند . از جمله اشاره ای به شیوه ی کشته شدن ندا آقا سلطان در اطراف دانشگاه تهران نمایدکه چگونه شهید شد؟ ازطرف دیگر بدون در نظر گرفتن اینکه دولت چین چگونه دست به کشتار و قلع و قمع مسلمانان در این کشور زده که با سکوت معنی ار مقامات رژیم تروریستی کودتائی آخوند مواجه شده است . زیرا که به حمایت چین در گروه 5+1 نیاز می باشد . در عوض حال سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری و نماینده ی لوطی جماران در ورق پاره ی کیهان با تلاش مذبوحانه دست آویز کشته شدن یک دختر محجبه ی مصری در آلمان گیر آورده و با آویزان شدن به آن، فرصت طلبانه دست به موج سواری زده و دولت آلمان و جهان اسلام و کنفرانس کشور های اسلامی را مخاطب قرار داده است . دردنباله پاسدار سربازجو ضمن دخالت گری آشکار در امور داخلی مصر ومتهم کردن حسنی مبارک رئیس جمهور مصر وشیخ طنطاوی رئیس دانشگاه اسلامی الزهر قاهره ومتهم کردن دولت آلمان به قتل دختر مصری اینگونه ماهیت تروریستی و صدور تروریست برای اقدام تروریستی در آلمان را به نمایش گذاشته وخواهان اخراج سفیر آلمان از تهران شده است :
كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه قتل مروه شربيني به دستور مستقيم دولت آلمان صورت گرفته و قاتل اگرچه مستحق مجازات مرگ است- و ان شاءالله اين مجازات به دست مسلمانان غيرتمند حتي در زندان شهر �درسدن� انجام پذيرد- ولي وي در اين ماجرا فقط عهده دار يك مأموريت بوده است. چرا...؟! در اين ميان، از جمهوري اسلامي ايران كه پرچمدار نهضت جهاني اسلام است انتظار مي رود در اخراج سفير دولت فاشيست آلمان پيشگام باشد"
در خاتمه اینکه سرباز جو پاسدار حسین شریعتمداری با تجربیات تاب و سناریو وپرونده سازی که دارد و اکنون کوهی از کاهی به روش خمیز باندی � مدل پاسداری � بازجوئی � حوزوی ساخته است . زیرا که تلاش کرده در پس این صحنه پردازی قتل مروه شربینی مصری در آلمان اهداف مشخصی را دنبال کند که بدون ارتباط با بحران هسته ای وبن بست ناشی از کودتای اخیر پاسداران و بسیجیان و لوطی جماران و حذف رقیب دوم خردای ها نمی باشد . زیرا که ضمن انتقام گرفتن از دادگاه آلمان که قبل از دوم خرداد سال 76 رهبران رژیم تروریستی آخوندی را به اتهام ترور مخالفان ایرانی در این کشور محکوم کرد. مسئله ی اعتراض و فعال بودن دولت آلمان پیرامون سر کوبگری های جدید در ایران نیز می باشد. از سوی دیگر چون دولت آلمان به حمایت از بازداشت کارکنان سفارت انگلیس در تهران بر خاسته و این اقدام را محکوم کرده است و هنوز دولت و رئیس جمهور کودتائی را برسمیت نشناخته است . مهمتر اینکه اخیراًجلوی کنسول رژیم تروریستی در برلین از سوی ایرانیان مخالف مقیم این کشور تظاهرات برپا شده که منجر به تعطیلی این لانه ی جاسوسی در آلمان شده است .البته همانگونه که اشاره شد در رأس همه ی مسائل بحران هسته ای رژیم تروریستی و کودتائی آخوندی می باشد که دولت آلمان در کنار فرانسه و انگلیس و آمریکا علیه ی دسترسی لوطی جماران و پاسداران کود تا گر به بمب هسته ای می باشد.برای همین است که اکنون از سوی پاسدار تروریست و سر باز جو حسین شریعتمداری فرمان اخراج سفیر دولت آلمان در تهران را داده است . همچنین فتوای ترور و قتل قاضی دادگاه مروه شربینی در آلمان صادر شده است . بنابراین وظیفه و مسئولیت دولت آلمان است که قبل از اقدام هرگونه ترور در خاک آلمان که ممکن است از سوی تروریست های اعزامی از ایرانرخدهد، سفارتخانه و همه لانه های جاسوسی و ترور وابسته به این رژیم تروریستی آخوندی در آلمان تعطیل و مهر وموم کند . همینطوردر کنار سایر کشور های عضو اتحادیه ی اروپا تلاش همگانی در سازمان ملل و سایر مجامع حقوق بشری برای محکوم کردن شدید این اقدام تهدید به ترور قاضی دادگاه آلمان شود که از سوی نماینده ی لوطی جماران در ورق پاره ی کیهان حکم آن صادر شده است و بالاخره اینکه کوشش همه جانبه برای تغییرا ت دمکراتیک در ایران نمایند.
هوشنگ - بهداد
شنبه 20 تیر ماه سال 1388
نقد و بررسی " هدف اصلي سفر اوباما به مسكو (ياددروزه اشت روز)" روز نامه ی کیهان پنجشنبه 18 تیر ماه سال 1388
"تحلیل و تفسیر کردن دستأورد های سفر اوباما رئیس جمهور آمریکا به مسکو بر اساس آنچه قلم بر دست یادداشت روز نویس می خواهد و دنبال می کند"
جالب است بدون اشاره داشتن به شرایط کنونی که در ایران حاکم شده است ، به خصوص پس از و وقایعی که پس از نمایش خیمه شب بازی انتخاباتی � انتصاباتی 22 خرداد رخ داده است . این موضوعات برای مدعی قلم بر دست ضد آمر یکائی مهم تر از پرداختن به مسائل داخلی ایرانی می باشد. چونکه بدنبال درج مقاله ای در ورق پار ه جمهوری مورخ 17 تیرپیرامون سفر اوباما به مسکو در دیروز بود که مقاله نویس در پایان مقاله ی خود خطاب به مقامات آمریکائی و روسی و اسرائیلی هشدار داد که تصور نکنند که اینان می توانند ازشرایط کنونی ایران برای خودشان از این نمد کلاهی بسازند . اکنون قلم بر دست و یادداشت روز نویس غیر ایرانی به بررسی علت سفر3روزه اوباما به مسکو و دستآوردهای این سفر پرداخته است . البته قلم بر دست یادداشت روز نویس تلاش کرده است که استقرار سامانه دفاع ضد موشکی در دو کشور چک و لهستان را از موضع ضد رژیم تروریستی آخوندی به ضد روسی بودن سوق دهد. از طرف دیگر در بخش مذاکره و مشورت اوباما با همتای روسی اش را اینگونه قلم بر دست یادداشت روز نویس تحلیل و تفسیر کرده است:
" مذاكره پيرامون موضوع �ايران� يكي از اهداف قطعي سفر بوده است بگونه اي كه مقامات و رسانه هاي آمريكايي از چند هفته پيش از سفر اوباما به مسكو درباره لزوم توافق ميان دو طرف براي مهار ايران خبر داده اند. آمريكايي ها بارها اذعان كرده اند كه مشكل اصلي آنان در منطقه، �ايران� است و كمترين ترديدي وجود ندارد كه آمريكايي ها در ماههاي گذشته تلاش كرده اند تا هر پرونده خاورميانه را به موضوع ايران گره بزنند و از آنها استنتاج دلخواه خود را بيرون آورند. آنان به ثمر نشستن پروژه لبنان- حفظ اكثريت توسط گروه حريري- عادي شدن روابط سوريه با عربستان در حالي كه روابط رياض و تهران طي ماههاي اخير سرد شده است، انتقال نيروهاي نظامي از شهرهاي عراق و انتقال به پادگان هايي در مجاورت مرز ايران و نيز آشوب هاي يك هفته اي تهران را علامت هاي كاسته شدن از اقتدار منطقه اي ايران معرفي كرده اند و حال آنكه در اهميت و ارتباط هر كدام با قدرت تهران بسيار اغراق شده است. به نظر مي آيد كه موضوع اصلي مذاكرات مسكو، �ايران� بوده است.آمريكايي ها از ماهها قبل تلاش كرده اند تا شرايط آينده ايران را دشوار معرفي كنند. هيلاري كلينتون دو روز پيش به رسانه هاي آمريكايي گفت: �آمريكا به دنبال تغيير رفتار ايران از طريق اعمال تحريم هاي سخت تر است� او به گونه اي غير صريح از توافق طرف هاي مختلف پيرامون �خطر ايران� صحبت كرد كه منظور او چهار محور اعراب، رژيم صهيونيستي، اروپا و روسيه بود. البته روس ها بلافاصله اين ادعا را رد كردند و گفتند كه ايران در چارچوب آژانس بين المللي انرژي اتمي مشكلي براي هيچ كشوري نيست.از نظر آمريكايي ها، روسيه مهمترين مشكل در مواجهه واشنگتن با تهران است چرا كه عدم همراهي روسيه مي تواند مجموعه تلاش هاي گروه 1+5 را خنثي و راه اعمال فشار بيشتر به ايران را سد نمايد"
عجیب است که در اینگونه یادداشت روز ها و سایر مقالات مشابه هر گز گفته نمی شود که این رژیم وحشی و عوامفریب و غارتگر ودین فروش وجنگ افروز کودتائی ضد مردم چگونه رژیم نا موزون ونا همآهنگ و نا متعارف در جهان می باشد که نه فقط نامش در ردیف رتبه ی اول محکومیت نقض کننده ی حقوق بشر در جهان می باشد ، بلکه با ادعای پوشالی و کمدی که از پشتوانه ی 40 میلیون رأی نمایش خیمه شب بازی 22 خرداد شدهبر خوردار است که شامل 85 آرای مردم ایران می شود . ولی عجیب تر این است که چرا گفته نمی شود برای اثبات این دروغ و هذیان گوئی لوطی جماران و پاسداران و بسیجیان مجبور شده اند تا که علیه ی رقیب مغلوب خود دست به کودتا بزند؟
از سوی دیگر بدلیل نا مشروع بودن رژیم تروریستی کودتائی که اکنون پس از نمایش خیمه شب بازی انتخابات � انتصابات ریاست جمهوری دره ی دهم علنی شده است و بدلیل سرکوب گری و ضرب و شتم و کشتن و مجروح نمودن و باز داشت کردن معترضان وناراضیان خیابانی که بازجویان در خدمت پاسداران کودتا گر با شکنجه کردن شان مشغول اعتراف گرفتن از اینان می باشند تا بگویند از سازمامن سیا پول دریافت تا دست به اغتشاش توی خیابان بزنند. بنابراین در این شرایط که این رژیم کودتائی به انزوای منطقه ای و جهانی کشانیده شده است و بحران پرونده ی هسته ای اش بس حاد تر از گذشته شده است . آنگونه که اوباما شریط کنونی ایران را بهترین فرصت مناسب سفر به مسکو تشخصی داده است تا که با همتای روسی خود بطور مشترک محور مهار کردن پروژه ی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی روسی خود مذاکر و مشورت کند . حال گذشته از اینکه از بی عرضگی و ضد مردمی بودن رژیم نا مشروع آخوندی که انکار کردنی نمی باشد. زیرا که به جای رسیدگی به مطالبات مردم ایران که 30 سال است پر داخت ناشده است و در شرایطی که رشد تورم و گرانی و فقر بیکاری در جامعه بیداد می کند و حداقل نرخ دستمزد فقر تعیین شده کار گران کمتر از یک سوم میزان 850 هزار تومانی زیر خط فقر اقتصادی می باشد . اما با سیاست ویران سازی و چپاول و غارت گری و چوب حراج بر منابع و ذخایر کشور زدن و چپ و راست به روس های فرصت طلب و منفعت کلان طلب کن باج های زیاد دادن تا که در گروه 5+ 1 و شورای امنیت سازمان ملل با اقدامات اعضای گروه علیه ی پروژه ی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی کودتائی همکاری نکند. تا زود تر این رژیم کودتائی صاحب بمب اتمی شود.
در صورتیکه همین زمان که اوبا به مسکو سفر کرد . معاون ریاست جمهور آمریکا گفت که اگر چنانچه اسرائیل به خواهد به تأسیسات هسته ای رژیم تر وریستی آخوندی تهاجم نظامی کند. مخالفتی نمی کند یا کاری به این موضوع ندارد. زیرا نمی خواهد در امور داخلی اسرائیل دخالت کند. یعنی طبق گزارشان مطبوعات رژیم تروریستی آخوندی چراغ سبز را به حمله ی اسرائیل داده است . البته اگر این اتفاق بی افتد روس ها همچون اشغال نظامی عراق هیچگونه مخالفتی نخواهند کرد. زیرا که قرار داد ها اقتصادی و منافع تجاری روس ها با اروپا و آمریکا خیلی بیش از آن مبلغ و ارقامی است که از طریق رژیم تروریستی آخوندی کودتائی دنبال می شود.
در خاتمه اینکه با توجه به اقدام کودتای پاسداری که با حمایت لوطی جماران در ایران در 22 خرداد انجام گرفت و ماهیت نا مشروع و ضد بشری بودن رژیم ترووریستی کودتا ئی درا ذهان عمومی مردم ایران و منطقه و جهان بطور عریان افشا و نمایان شده است . از طرف دیگر با سایه افکندن وحشت ناشی از ترس دسترسی به سلاح هسته ای که نقش اساسی در بی ثبات کردن منطقه ی خاور میانه و تهدید امنیت و صلح جهانی این تلاش دسترسی به سلاح هسته ای به وجود آورده است. همینطور در این شرایط که جوانان ناراضی روز ها توی خیابان ها و شب ها بر بالای پشت بام ها فر یاد مرگ بر دیکتاتور و خامنه ای می زنند که نشان از عمق تنفر و خشم و کینه و مخالفت شان نسبت به به این رژیم سرکوبگر وحکومت نظامی و کودتائی در ایران می باشد . بنابراین اکنون بهترین فرصت مناسبی است برای اینکه نیاز به تهاجم نظامی و جنگ نباشد . از سوی جهان متمدن یک تصمیم جدی باحرکت مسئولانه ی جهانی برای تغییرات دمکراتیک در ایران اتخاذ شود تا به بحران در ایران و منطقه و جهان پیرامون کابوس وحشت نا شی از دسترسی به سلاح هسته ای و صدور تروریسم و بنیاد گرائی و جنگ افروزی پایان داده شود که از سوی حاکمیان تیغ بر دستان زنگیان مست کودتاگر در ایران اعمال و پیگیری می شود .

هوشنگ � بهداد
پنجشنبه 18 تیر ماه سال 1388
نقد و بررسی " اوباما تناقض در شعار و عمل" روزنامه کیهان چهار شنبه 17 تیر ماه سال 1388
سرمقاله نویس در دفاع از پروژه ی هسته ای خطاب به اوباما وسفرش به مسکو اخطار کرده اشتباه تصور نشود که شرایط داخل ایران آنگونه است که می توان از این نمد کلاه ساخت؟
در فضا آشفته باز متزلزل کودتائی پاسداری که فضای بگیر و ببند و زندان و شکنجه کردن واعتراف گرفتن و اتهام به رقبای مغلوب زدن و به انواع و اقسام اتهامت سنگین همچون قاتل و خائن و جاسوس و ستون پنجم د شمن نامیدن و همسو با دشمن و ارذال و اوباش اغتشاشگر پول و دلار دریافت کننده از سوی سیا خطاب کردن که پاسداران کودتگر مدعی مکتبی و خیلی اصول گرا عدالت محور و ضد آمریکائی و انگلیسی این روز ها بلغور و رله می کنند که اینگونه با رقیب مغلوب بطور مهر ورزانه بر خورد و رفتار می شود کنند . بنابراین چون در بن بست و بحران فرو رفته اند. پس برای سنگین کردن پرونده ی رقیب مغلوب و پاسخ دادن به معترضان برون مرز که نسبت به شرایط خفقان و ارعاب و بگیر وببند و سانسور و سرکوب و تهدید و تعقیب کردن که هرروز پررنگ تر می شود و کسی اطلاعی از سرنوشت بیشماران باز داشت جوانان و فعالان سیاسی و روز نامه نگاران و دانشجویان و فعالان حقوق بشری بازداشت شده ندارد.همچنین خانواده های نگران ووحشت زده نسبت به سر نوش تفرزندان باز داشت شده ی خودشان در جلوی زندان اوین و سایر مکان های مشابه قضائی حکومتی بصورت حیرت زده سر گردان می باشند . ولی مسئولی در این رژیم ضد بشری کودتائی یافت نمی شود تا که پاسخگو باشد .
بنا براین وقتی که قلزنی وابسته به باند های مافیائی حاکم کودتا گر نباشد. بهترین شیوه برای جستن از خطر و مصون ماندن از پیگرد وباز داشت و شکنجه و اعتراف کردن، لذا برای فرارو گریختن از عدم پیگیری اخبار پیرامون شرایط کنونی و یافتن بهانه و سوژه های بی خطر و کم هزینه می باشد . یعنی شیوه ای که سرمقاله نویس ورق پاره ی جمهوری بر گزیده است . پس بی جهت نیست که تحلیل ها حول و حوش مسائل پیرامون کشور های منطقه یا اسرائیل و آمریکا و اوباما می باشد . یعنی به جای پاسخگوئی و نقد کرن عملکرد لوطی جماران و گماشته پاسدارش احمدی نژاد که همه عملکرد و گفتار و رفتارش تناقض آمیز وارونه با هذیان گوئی می باشد . در عوض این عنوان تیتر سر مقاله برای اوباما بر گزیده شده است که چرا سیاست تغییر تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری وی منجر به تغییر سیاست برای دفاع از پروژه ی هسته ای رژیم تروریستی آخوندی کودتائی نشده است تا پاسداران کود تا گر مجبور نشوند با تعجیل برای دسترسی به سلاح هسته ای علیه ی رقیب دوم خردادی دست به کوتا بزند تا که زود تر صاحب بم اتم شود . آری این سیاست تغییر اوباما آنگونه تغییر نکرد تا که بتوان بدون علنی شدن کودتا به سلاح هسته ای دسترسی یافت؟
بد تر اینکه مقله نویس بیشتر شاکی شده است که چرا در سفر اخیر رئیس جمهور آمریکا به مسکو اذعان کرده است که هدف از استقرار سپر موشکی آمریکا در قاره اروپا به خاطر مقابله با رژیم یاغی بین المللی و کودتائی و مهار ناپذیر آخوندی در ایران می باشد؟ بنابراین برای اینکه سفر اوباما به مسکو را نقد کرده باشد و واهداف سیاست تغییر و این سفر و موضع گیری اش علیه پروژه ی هسته ای رژیم تروریستی و کودتائی آخوندی را بر جسته کرده باشد که چگونه اتخاذ این موضع سیاست ضد ایرانی می باشد .( البته ایران و ملت و امثالهم اینگونه مواقع کار برد دارد) اینگونه آثار این سفر اوبا ما به مسکو را تحلیل و تفسیر کرده است :
تامل در رفتارها و مواضع ضد ايراني اخير اوباما و ديگر مقامات روس نشان مي دهد كه رئيس جمهور جديد آمريكا نقاب صلح دوستي را تحت عناويني همچون تغيير در سياست خارجي و تعامل با ايران كنار زده و دقيقا به سمتي مي رود كه دولت هاي قبلي آمريكا رفته اند و مشخصا پا جاي پاي بوش گذاشته است . اوباما همچنين در جريان ديدارش با ديمتري مدودف رئيس جمهوري روسيه در مسكو ادعاي تكراري و موهوم دولت هاي قبلي آمريكا را مطرح ساخت و برنامه هسته اي ايران را يك � تهديد بزرگ � خواند و علاوه بر آن مدعي شد ايران وظايف بين المللي خود را اجرا نمي كند و سياستهايش سبب مسابقه تسليحاتي در خاورميانه مي شود. اگر موضع گيري هاي تازه اوباما را در كنار اظهارات ديگر مقامات آمريكايي قرار دهيم به روشني اين رويكرد خصمانه دولت كنوني آمريكا در قبال ايران مشخص مي شود.
سرمقاله نویس در ادامه ی گزارش خود بدون آنکه اشاره ای به موضع گیری و تحلیل های نه چندان دور قبل از نمایش خیمه شب بازی انتصابات � انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد کند که پیوسته تأکید می شد نه آمریکا و نه اسرائیل جرأت و توان تهاجم نظامی به تأسیسات هسته ای رژیم تروریستی آخوندی را ندارد . ولی اکنون گزیده موضع گیری های احتمال تهاجم نظامی از سوی اسرائیل با چراغ سبز نشان دادن از سوی آمریکا را مطرح کرده و پیام داده است که نباید از شرایط کنونی در ایران اینان به هوس کلاه ساختن خود از این نمد اینگونه تصور اشتباه کنند و به اوباما اخطار داده که مواظب باشد اعتبار نیم بند بین المللی خودش را که آزمون شکست پس داده به خطر نیاندارد :
"اوباما بايد بداند كه اگر زمام حكومتش را به لابي صهيونيستي بدهد همانگونه كه از مواضع اخيرش برمي آيد سرنوشتي همچون بوش در انتظارش خواهد بود كه مجبور شد با فضاحت كاخ سفيد را ترك كند. قطعا نه رژيم صهيونيستي توان و جرات ماجراجويي و اقدام عملي عليه ايران را دارد و نه تحولات اخير ايران مي توان نمدي باشد كه آمريكا از آن كلاهي براي خود ببافد. پس بهتر است پيش از آنكه اعتبار نيم بند اوباما در صحنه بين الملل با توسل به سياستهايي كه پيشتر آزموده شده و شكست آن مسجل گرديده است از بين برود به رفتار معقول و سياستهاي مورد پذيرش و اجماع جهاني باز گردد و از زبان تهديدآميز در ديپلماسي با ديگر كشورها دست بردارد. "
در خاتمه اینکه سرمقاله نویس پیرامون اهداف هسته ای و عدم عقب نشینی و پذیرش توقف غنی سازی راست می گوید زیرا که از سوی رهبر و سایر مسئولان رژیم تروریستی آخوندی کودتائی در حمایت و پشتیبانی کردن از این پروژه ی هسته ای تأکید شده است به خصوص اکنون که پاسداران به خاطر تلاش بیشتر برای دسترسی به سلاح هسته ای دست به کودتای بقول رقیب مخملین زدند تا رقیب را از صحنه ی قدرت اجرائی و تصمیم گیری و سیاسی بطورکامل حذف کنند تا بقول یادداشت روز نویس ورق پاره ی کیهان رقیب را از رسیدن بقدرت محروم کرد تا که دیگر خبری از صحبت توقف غنی سازی همچون 6 سال پیش مطرح نشود و قوی تر از قبل در دفاع از پروژه ی هسته ای و در منطقه ظار شود .البته پاسداران کودتا گر غالب خوب می دانند که بقدرت خزیدن کنونی شان از طریق دو فاز کودتای خاموش و خزنده 4تیر 84 و کودتای علنی 22 خرداد و حذف رقیب دعی اصلاح طلبان مدیون همان جنگ خانمان بر اندازی می باشد که خمینی شیاد آن را نعمت الهی نامید. اما اکنون که رژیم کودتائی از هر زمان دیگر نامشروع شده است و زیر فشار داخلی و جهانی قرار دارد . همینطور به انزوای جهانی کشانیده شده است و بحران هسته ای اش حاد تر از گذشته شده است . بنابراین شانس بقای قدرت ننگین خودشان بازهم را در همان جنگ نعمت الهی هست خمینی شیاد جستجو می کنند . به این امید اینکه هم بهانه برای شتابدار و علنی کردن دسترسی به سلاح هسته ای را داشته باشند . هم اینکه دست آویز برای سرکوب و قلع و قمع داخلی و تسویه خونین رقیب دوم خردادی ها و دگر اندیشان را داشته باشند . ولی اشتباه محاسبه ی لوطی جماران و پاسداران کودتا گر اینجاست که فریاد مرگ بر دیکتاتور و احمدی نژاد و خامنه ای از سوی نسل جوان سیاسی و آگاه شده که در خیابان ها زده شد نشان داد که شرایط همچون دوران جنگ ضد ملی و ض میهنی ایران و عراق نمی باشد که این جوانان گوشت دم گوله باشند و به خواهند یا نقش بسیجیان عاشق شهادت و بهشت کذائی رفتن روی میادین مین یکبار مصرفان جنگ را اجرا کنند ، بلکه طبق تجربه وقایع پس از 22 خرداد مترصد هر گونه روزنه یا فرصت مناسب می باشند تا سرازیر خیابان ها شوند و رادیکال تر از گذشته فریاد مرگ بردیکتاتور و احمدی نژاد و خامنه ای و سرنگون باد حکومت کودتائی سر دهند. بنابراین تنها شانسی که برای رقیب مغلوب مانده است پیوستن به جنبش آزادیخواهی مردم و مبارزه و مقاومت برای تغییرات دمکراتیک در ایران است تا مانع از برپائی جنگ بس ویران ومخرب تر از ابعاد جنگ خانمان بر انداز 8 ساله ی ایران و عراق خواهد شوند که رقیب کودتا گر غالب دنبال می کند .

هوشنگ � بهداد
چهار شنبه 17 تیر ماه سال 1388
نقد و بررسی " فرصت دوباره (يادداشت روز)" روزنامه ی کیهان چهارشنبه 17 تیر ماه سال 1388
"وارونه و هذیان گوئی با مدیحه سرائی و آمار دروغین و متناقض دادن و ادعای کاذب خدمات مردمی کردن برای جا داختن نمایش خیمه شب بازی تقلباتی � کودتائی 22 خرداد از سوی حامیان دولت "
گفته می شود آب در جوی رفته دوباره باز گردانیده نمی شود . مگر اینکه جوی گرد یک دایره مدار بسته بدون هیچگونه راه و منفذ به بیرون جریان داشته باشد و مدام جریان داشته ودور بزند و به سر منشأ اصلی هم وصل نباشد که مشخص است در بستر گرما و تبدیل به تبخیر شدن بمرور کم کم و از جریان می افتد خشک می شود. اکنون داستان پاسدار گماشته احمدی نژاد است که مشروعیت رئیس جمهوری شدن و دولت وی غیر قانونی می باشد.نه از سوی رقبایش برسمیت شناخته نشده است ، بلکه با اقدام کودتای پاسداران و صحه بر تقلبات گسترده گذاشتن از سوی شورای نگهبان که آلت دست لوطی جماران است که نامشروع لوطی جماران و نظام تروریستی کودتائی تأئیدشد. به خصوص که از سوی معترضان جوان بر توی خیابان ها با فریاد مرگ بر خامنه ای طنین افکن شد . موجب شده اس تاکه طشت رسوائی رژیم ضد بشری کودتائی نامشروع نه از بام در ایران که از بام جهان بر زیر فکنده شود و پژواک رسوائی وبی آبرو و نامشروع بودنش عالم گیر شود .
اکنون مشخص نیست که چرا در چنین شرایطی طلبه پاسدار بر سر گوری دست به شیون و زاری زده ومرثیه خوانی و نوحه سرائی کرده است که در آن مرده ای نیست . به خصوص اینکه هنوز مراسم تشریفاتی نمایشی اجرای تنفیذ حکم از سوی لوطی جماران نیز انجام نشده است و گفته می شود که در مجلس ارتجاعی و کمدی و دکوری و انتصابی هشتم در شرف پیگیری شکایت به خاطر تقلبات و اتهام زدن های اخیر و بازداشتی ها جریان دارد. هم اینکه صحبت از مطرح کردن عدم کفایت سیاسی پاسدار گماشته احمدی نژاد مطرح می باشد. در صورتیکه طلبه پاسدار قلم بر دست یاداشت روز نویس شده همچون کره ای که از صاحب وهم تولید کننده اش جلو زده و چموش گری می کند . اینهم از فرصت 4 سال دیگر برای پاسدار احمدی نژاد سخن رانده و یاد کرده است.
راستی برای کسانی که با مسائل ایران کم و بیش آشنائی دارند و حد اقل وقایع 4 سال پیش را بطور نسبی دنبال کرده اند و اشراف به قول و وعده های دادن ها 4 سال پیش دوران تبلیغات انتخابات نمایش ریاست جمهوری دوره ی نهم آگاهی دارند که چه گفته شد ودر عمل چگونه معکوس ووارونه اش اجرا شد؟ همینطور در شرایطی که روند لجام گسخته ی تورم و گرانی و فقر و بیکاری در جامعه بیداد می کند . صد البته که نامزدان ریاست جمهوری دوره ی دهم خودشان در مناظره های انتخاباتی تلویزیونی با بیان و اعتراف بس حقایق مستند افشاگری که علیه ی هم دیگر کردند اعتراف کردند که در اصل افشای یک فرد و ومسئول در یک دوره و دو دوره و 30 ساله ی عمر ننگین رژیم تروریستی آخوندی کودتائی مطرح نیست ، بلکه صدر کیفر خواست و قرائت بند های اتهامات سنگین رژیم نا مشروع و ضد مردمی آخوندی است که در مظان متهم بود و محاکمه شد .
اکنون آیا این مضحک و کمدی نمی باشد و یا توهین به فهم و شعور سیاسی مردم ایران نمی باشد . یا به ریشخند گرفتن قشر آگاه دانشگاهی و روشتفکر و تحصیل کرده و دانشجوئی حتی آنانی که تجربه ی دروغ دریافت کردند . زیرا که رشد لجام گسیختهه ی تورم و گرانی و رشد فقر و بیکاری را به جای دریافت نان بر توی سفره های خالی اشان تحویل گرفتند و یا اینکه در برابر انتظار مبارزه با مفساد اقتصادی کردن را که از رئیس دولت نهم داشتند .ولی شاهد بودند که چگونه بسیجی جانباز عباس پالیز دار که پرونده ی خاک خورده در بایگانی دستگاه آلوده به فساد و رانتخواری و رشوه و تبعیض قضائیه و مدافع کلان دزدان را بیرون کشاند و آن در دانشگاه همدان در ار دیبهشت سال گذشته گشود و اسامی 44 دانه درشت مفسد اقتصادی و دزدان بیت المال را اعلام کرد که همه جزو نمایندگان یا یاران نزدیک لوطی جماران می باشند . ولی با کمل تعجب خود افشاگر بازداشت شد و مورد باز جوئی واقع شد و اکنون نیز گزارش شده است که محکوم به 10 سال محومیت زندان به جرم گشودن پرونده ی دزدان و غارتگران و مفسدان اقصادی دانه درشت ها شده است . بلی با این توصیف که مشتی از نمونه خروار ها می باشد . وقتی اینگونه هذیان گوئی یک طلبه پاسدار جارچی و مدافع پاسدار گماشته احمدی نژاد را به بینید در قبال این ادعای وارونه ی کمدی از خود چه واکنش نشان می دهید که که در ابتدای یادداشت روز چنین پیرامون این ادعای وارونه از خدمات به مردم در 4 سال گذشته گفته است:
"دولت احمدي نژاد در طول 4 سال خدمت به مردم و تلاش در راه آباداني و پيشرفت ايران اسلامي، در عرصه هاي مختلف گامهاي بلندي برداشته است. رأي 24 ميليوني مردم به رئيس جمهوري كه خود را از جنس همين مردم مي داند و شعار خدمت به آنان را سرلوحه كار دولت خود قرار داده، علاوه بر آنكه وي را براي يك دوره 4 ساله خدمتگزاري ديگر در رأس قوه مجريه كشور مي نشاند، قدرداني ملت از زحمات دولت اصولگراي او در طول چهار سال گذشته نيز به حساب مي آيد. مردم ثابت كردند كه قدردان احمدي نژاد هستند و مطمئنا او نيز با خدمت صادقانه خود به رويكرد عظيم مردمي و حماسه اي كه در 22 خرداد آفريدند، پاسخ خواهد داد.فرصت 4 ساله براي دولت دهم، زمان مناسبي براي دولتمردان است تا برنامه ها و طرحهايي كه فرصت اتمام و به ثمر نشاندن آن را نداشتند، كامل كنند. دولت دهم كه با رأي قاطع مردم تا چندي ديگر دومين دوره خدمتگزاري خود را از سر خواهد گرفت بايد با انرژي و شتابي بيشتر و بكارگيري نخبگان و خبرگان از متخصصين و دانايان جامعه در اركان تصميم گيري و همچنين بدنه دستگاه اجرايي كشور، پاسخگوي انتظارات و توقعاتي كه اكنون به شكل مضاعفي در بين آحاد جامعه ايجاد شده، باشد.مردم دولت دهم را ادامه دولت اصولگراي نهم مي دانند. رئيس جمهور با تيم گرداننده دولت را صاحب 4 سال تجربه مفيد و سازنده مي بينند. مجلس هشتم را با اكثريت اصولگرا، همراه و همدل با دولت مي پندارند و حال كه به دست پاكي دولت و تلاش شبانه روزي و مجاهدات بي وقفه و منت دولت اصولگرا 25 ميليون رأي داده اند، انتظارشان اين است كه در آغاز دهه چهارم انقلاب كه دهه پيشرفت و عدالت ناميده شده، روند عدالت پروري را بيش تر از پيش ديده و شاهد پيشرفت و توسعه روزافزون كشور عزيزشان باشند."
طلبه پاسدار قلم بر دست و یادداشت روز نویس برای اینکه نیشتر به زخم چرکین و مزمن زده و برروی آن نمک به پاشیده باشد.همچنین با خاک پاشیدن بر توی چشمان محرومان و تهی دستان و مخلوط کردن هر دو مورد با هم تا تهی دستان قادر نباشند که بیاد آورند که چگونه چند ماه پیش یک کار شناس اقتصادی � اجتماعی � آماری از درون رژیم افشا کرد که هزینه ی میانگین خطرزیر فقر اقتصادی 850 هزار تومان در ماه است . اما طلبه پاسدار یادداشت روز نویس شده با فراموش کردن ضریب نهادینه ی شده ی فقر که در جامعه ی کنونی ایران آنگونه است که دولت برای جوابگوئی مجبور به اجرای سیاست توزیع سیب زمینی سبز شده و غیر قابل مصرف سال گذشته بطور مجانی کرد تا بتواند با آن رأی بخرد و مقدمه تدارک تقلبات نجومی 25 میلیون آرای قلابی را فراهم کند. ولی دولت و کار فرمان کارگری حد اقل دستمزد را 245 هزار و 500 تومان تعیین و تصویب کردند . از سوی دیگر گفته می شود که 80 % جمعیت کشور بر زیر خط فقر اقتصادی بسر می برند . ولی طلبه پاسدار با دهان کجی کردن به محرومان و تهی دستان اینگونه از خدمات عدالت و مهر ورزانه ی دولت نهم بیلان وارونه و دروغین داده است :
شايد بيش از ساير موضوعات آنچه كه در زندگي مردم ملموس تر بوده و اولويت اول عامه آنان به شمار مي آيد، مسايل اقتصادي است. دولت نهم در اين حوزه اقدامات بزرگ و موثري انجام داده است؛ سهميه بندي بنزين كه باعث صرفه جويي و مانع خروج ميلياردها دلار سرمايه از كشور شد. هم چنين توزيع سهام عدالت بين دهك هاي مختلف جامعه خصوصا دهك هاي پايين و بهره مندي آنان از ثروت خدادادي نفت، افزايش حقوق بازنشستگان، اجراي قانون خدمات كشوري، افزايش حقوق خانواده هاي تحت پوشش نهادهاي حمايتي، گسترش نظام خدمات بيمه اي در كشور و افزايش ظرفيت پذيرش دانشگاهها در كنار اجراي صدها طرح بزرگ عمراني آنهم در دورافتاده ترين نقاط كشور، ثمرات شيريني است كه طعم آن را مردم چشيده اند اما با اين وجود هنوز مشكلات عديده اي خصوصا در حوزه اقتصاد پابرجاست. تورم، بيكاري، مسكن، ازدواج جوانان، اعتياد و همگاني نشدن نظام جامع بيمه اي كشور از جمله مشكلاتي است كه اگر چه مختص دولت احمدي نژاد نيست اما مردم انتظار دارند كه در دولت دهم به شكل جدي و ريشه اي اين موضوعات حل شود. - مسئله مهم ديگري كه بايد دولت با آن دست و پنجه نرم كند مبارزه با فساد و اشرافي گري است. مادامي كه امكان ويژه خواري براي عده و طبقه اي خاص در جامعه فراهم باشد و تحصيل ثروت هاي نجومي و بادآورده فاصله طبقاتي جامعه را بيشتر كند، مردم طعم عدالت را نخواهند چشيد.
گذشته از اینکه هنوز پاسدار احمدی نژاد هیچ پاسخی دربرابر سئوالات منتقدان خود نداده است که چگونه صد میلیارد دلار در آمد فروش نفت در 4 سال گذشته هزینه شد؟ حتی دریافت کنندگانش برای اینکه جلوی دهان منتقدان افشا گر را به بندند دست به کودتای مخملین نظامی با تقلبات گسترده در نمایش خیمه شب بازی 22 خرداد زدند . همچنین در شرایطی که یک وزیر غارتگر میلیاردی که پرونده ی کلان اختلاس گری با داوود احمد نژاد برادر رئیس جمهور دارد که وزیر کشور شد تا مدیریت تدارکات تقلبات آرای انتخاباتی به نفع پاسدار احمدی نژاد را بر عهده داشته باشد . همینطور گزارش شده است که خواهر زاده پاسدار احمدی نژاد محرابی وزیر کنونی صنایع و مهرداد بذر باش فرزند خوانده اش که مدیر مسئول ورق پاره ی دولتی هم وطن و مدیر خود رو سازی سایپای است .هر دو خیز برای تصاحب پست وزارت نفت بر داشته است که وارونه ی ادعای سادزیستی رئیس جمهور و دولت نهم است . مهمتر اینکه طلبه پاسدار قلم بر دست یادداشت روز نویس در ادامه ی یادداشت روز خود اینگونه خطاب به دولت دهم بطور شفاف خودش زیرآب شعار و بیلان دروغین ادعای کاذب عدالت و توزیع سهام عدالت دولتی مطرح شده ادعائی اش را زده است :
"- مسئله مهم ديگري كه بايد دولت با آن دست و پنجه نرم كند مبارزه با فساد و اشرافي گري است. مادامي كه امكان ويژه خواري براي عده و طبقه اي خاص در جامعه فراهم باشد و تحصيل ثروت هاي نجومي و بادآورده فاصله طبقاتي جامعه را بيشتر كند، مردم طعم عدالت را نخواهند چشيد. احمدي نژاد بخشي از آراء اين دوره خود را مرهون پاكدستي و ساده زيستي خود و نيز قولي است كه به مردم براي مبارزه با فساد و اشرافي گري داد. او گفته كه در اين زمينه عقب نشيني نمي كند ولي مانند گذشته برخي از جريانات موانعي پيش پاي رئيس جمهور پديد خواهند آورد كه احمدي نژاد بايد با توكل به خدا و تكيه بر اعتماد گسترده مردم از اين موانع عبور كرده و بساط ويژه خوارها و مفسدان را برچيند"
در خاتمه اینکه طلبه پاسدار یادداشت روز نویس پس از روضه خوانی مبسوط و صد البته تناقض آمیز وغیر واقعی که در مدح دولت نهم کرده است و اهداف با وعده های سرخرمنی و عوامفریبانه برای دولت دهم تر سیم نموده است و مانور با 40 میلیون آرای رأی دهند گان بری رژیم ضد مردمی و نا مشروع کودتائی مشروعیت کاذب تراشیده است واز پشتو انه 25 میلیون رأی به عنوان سرمایه ی اعتماد دو باره ی مردم به دولت دهم یاد کرده است و با رهنمود دادن از دولت خواست است که می بایست همانگونه که رئیس جمهور قول داده مبارزه با فساد اقتصادی می کند و عقب نشینی هم نمی کند . این مبارزه با فسادو اشراف گرائی وویژه خواری را ادامهداد و برای جوانان شغل و مسکن تأمین و مبارزهبا تورم و گرانی کند . اما در پایان همچون مثال گاو 9 من شیرده لگد زن هرچه که بافته و ساخته و پرداخته کرده را خراب کرده و باد هوا ساخته است . یعنی اینکه اعتراف کرده هرچه شعار ها ووعدهداده و در خواست نموده همه قول های کیلوئی و سرخرمنی و انحرافی و بدون پشتوانه می باشد . برای اینکه اذعان کرده است همانگونه که خود مردم می دانند اجرائی و عملی کردن اینگونه طرح ووعده ها زمانبر است و بر آورده کردن شان نیاز به سالیان دراز دارد. بزبان ساده یعنی کشک آفتاب خورده و رنگ برگشته و غیر قابل استفاده است . زیرا که اگر قرار بود از این رژیم غارتگر و عوامفریب و جنگ افروز و دین فروش آبی برای مردم گرم شود در 30 سال گذشته اینکار می شد که هنوز اینگونه نامشروع و ضد مردم نشده بود که برای بقایش محتاح به کودتای پاسداری با تقلبات گسترده ی انتخاباتی - انتصاباتی همراه با سرکوب و ضرب و شتم وکشتن و مجروح کردن و زندان انداختن معترضان و شکنجه کردن شان برای اعتراف گیری داشته باشد . چونکه بدون آن بقای ننگینش هر گز امکان پذیر نمی باشد. اما مثل همیشه تأکید می شود که راه حل نهائی تلاش همگانی برای تغییرات دمکراتیک در ایران است.
هوشنگ � بهداد
چهارشنبه 17 تیر ماه سال 1388