گزیده خبرهای بازداشت وزندان وشلاق . 10 اسفند 90
آنگونه بازداشت ها  شتاب گرفته است به خصوص در آستانه ی بر گزاری نمایش خیمه شب بازی بازار مکاره ی دوره ی نهم که قرار است حضور ساندیس خوران دشمن شکن حضور شان موجب تقلبات حماسه سازی شود تاکه مشت محکمی بر دهان دشمن بیگانه زده  شود . بنابراین برای کنترل فضای انفجاری جامعه  در این شرایط با گسترش ضرب وشتم و باز داشت ها بشود بر اوضاع کنترل داشت تا موجب هیچگونه تحرک و تجمع اعتراضی نشود و ادامه ی آن منتهی به تظاهرات مشابه ی پس از کودتای 22 خرداد 88 نگردد . البته همراه با بازداشت  احکام زندان واعدام  صادر و سانسور وتوقیف مطبوعات  و فیلتر اینترنت وکاهش سرعت آن هم ادامه می یابد .طوری که همین اقدام افزایش بازداشت ها موجب انتقاد شورای حقوق بشر سازمان ملل واقع شده است . عجیب است که با کمال پررویی وموضع فرار به جلو وزیر ترور وجاسوسی امور خارجه علی اکبر صالحی همراه با  محمد جواد لاریجانی که  مدافع سنگسار و اعدام نوجوانان است به عنوان رئیس سازمان حقوق بشر اسلامی در نشست اجلاس شورای حقوق بشر در ژنو حضور دارند تا زیر سایه ی سیاست خائنانه ی مماشات گری غرب  ضمن تأیید گذاشتن بر جنایات ضد بشری در ایران به خصوص در سیاه چال های ایران که روزانه اتفاق می افتد به شکنجه وتهدید آزارهای روحی وروانی وجسمی متهمان در بند مشروعیت داده شود . برای اینکه  وقتی به فیلم ساخته شده از سوی وزارت فرهنگ وتفتیش عقاید وسانسور  ارشاد با حضور نماینده اش  از سوی هالیوود جایز اسکار داده می شود .چرا نمی بایست هیأت مدافع سنگسار واعدام در اجلاس  شورای حقوق بشر در ژنو سوئیس حضور نداشته باشند؟ چون  معلوم است که روابط تجاری ومنافع اقتصادی  برای غرب به ظاهر مدافع حقوق بشر در عمل خیلی بیشتر از نقض مستمر حقوق بشر وبه خطر افتادن جان انسان ها  در ایران برای شان اهمیت دارد. بهر حال نقش اهرم فشارو اعراب وتعبیض ومظلوم کشی وظالم پروری دستگاه فاسد قضاییه آنچنان شفاف شده است که 2 روز مانده به بر گزاری نمایش خیمه شب بازی بازار مکاره ی دورنهم 12 اسفند حکم محکومیت  یک سال زندان  غیرقابل تجدید نظر و5 سال محرومیت از فعالیت علی اکبر جوانفکر که مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور می باشد تأیید و اعلام شده است .
. جزئیات کامل از بازداشت گروهی شهروندان بهایی شیراز
.در ۱۴ بهمن ۱۳۹۰ مأموران حکومت به خانه‌های تعداد زیادی از بهائیان شیراز یورش بردند و ۱۱ نفر را دستگیر کردند. در پی تحقیقات گزارشگران  هرانا، خانه‌ کلیه شهروندان مورد بازرسی قرار گرفت. بازرسی در بعضی موارد تا ۵ ساعت بطول انجامید با خشونت ماموران امنیتی نیز همراه بود و کامپیوتر‌ها، کتاب‌ها، عکس‌ها و وسایل شخصی که متعلق به متهم نبوده و مطالب دیگر مربوط به آئین بهائی توقیف وبدون تحویل صورتجلسه، وسایل را بهمراه بردند.مأموران حکم دستگیری ۲۱ بهائی شیرازی را در دست داشتند ۱۱ تن از ایشان به نامهای نیما دهقان (حدود ۳۵)، ژینوس فنائیان (دهقان) (حدود ۳۰)، همسر آقای نیما دهقان، ژنا دهقان (کودک ۸ ماهه، دختر آقای نیما دهقان و خانم ژینوس فنائیان (دهقان)، مژگان عمادی (حدود ۳۵)، یکتا فهندژ (حدود ۳۱)، نورا فلّاح (فرزند ۱۸ سالۀ خانم فائزه تشکّر (فلّاح)، مژده فلّاح (حدود ۳۰)، سام جابری (حدود ۵۰)، سینا ساریخانی (۳۰)، فائزه تشکّر (فلّاح) (حدود ۴۰)، پیام تسلیمی (حدود ۴۵)افراد زیر متعاقباً پس از بازجویی آزاد شدند: خانم ژینوس فنائیان (دهقان)، ژنا دهقان، فائزه تشکّر (فلّاح)، نورا فلّاحهم چنین مشخص شده افراد زیر که هنگام یورش‌ها حاضر نبوده‌اند، احضار شده‌اند تا خود را به مقامات معرّفی نمایند: فرید عمادی (شوهر خانم مژده فلّاح)، رزیتا اسلامی (همسر آقای فرشید یزدانی)، ایمان رحمت پناه خان، فرشید یزدانیدر ۱۴ بهمن خانه‌های خانم ماندانا کمالی، خانم طاهره نوروزی، سیما سپتو نیز مورد بازرسی قرار گرفت.پس از گذشت ۲۴ روز از بازداشت‌های قبلی در ۴ اسفند نیروهای امنیتی هومن زارعی، شهروند بهایی را در محل کار خود بازداشت و به بازداشتگاه پلاک ۱۰۰ منتقل کردند.در طی این سه هفته بستگان بازداشت شدگان با مراجعه به دادسرای انقلاب، دادگستری استان فارس، دفتر امام جمعه، ستاد خبری، شورای تامین امنیت، دایره حقوق شهر وندی هیچ گونه جواب قانونی دال بر اتهام بازداشت شدگان، شماره پرونده و نام دادیار از مسئولین دریافت نکرده‌اند و با بی‌اعتنایی و در پارهای موارد بی‌احترامی مواجهه شدند.در طی سه هفته گذشته نه تنها هیچگونه اطلاعی از آنان در دست نیست بلکه از ورود خانوادهٔ نگران آنان به دادسرای انقلاب اسلامی شیراز جهت پی گیری وضعیت پرونده و اتهام عزیزانشان ممانعت به عمل می‌آید و بدین وسیله آنان را از حداقل حقوق قانونی خود و حتی سؤال از مسئولین، محروم می‌نمایند.نگرانی شدید نسبت به وضعیت سلامتی آقای پیام تسلیمی، یکی از بازداشت شدگان روز ۱۴ بهمن به علت ابتلاء به سرطان تیروئید و لزوم استفاده از داروی تخصصی با دوز متغییر و تحت نظر پزشک متخصص وجود دارد، در حالیکه از‌‌ همان ابتدا خانوادهٔ جناب تسلیمی، با ارائهٔ پروندهٔ پزشکی ایشان و نظر پزشک متخصص؛ مسئولین را از وضعیت جسمانی و خطرات شدید احتمالی با خبر ساخته‌اند.مشکلات نگهداری از فرزند ۲ سالهٔ بی‌قرار مادر و پدر در بند؛ فرید عمادی و مژده فلاح نه تنها دغدغه مسئولین نمی‌باشد بلکه با بی‌اعتنائی و بی‌توجهی و ممانعت از ورود خانواده‌ها حاضر به شنیدن سؤالات قانونی نبوده، خود را حتی ملزم به پاسخگوئی بر طبق قانون نیز نمی‌دانند. و در تاریخ ۹/۱۲/۱۳۹۰ به اطلاعات که مراجعه شد و از بیماری فرزند این ۲تن گفته شد در جواب گفتند اگر مشکل در نگهداریش دارید آن را به پیش مادرش بیاورید.حکم یک سال زندان علی‌اکبر جوانفکر، مشاور احمدی نژاد به اتهام توهین به  خامنه ای تائید شد.حکم علی‌اکبر جوانفکر به اتهام توهین به سید علی (خامنه ای) که چندی پیش در دادگاه بدوی صادر و مورد اعتراض وی قرار گرفته بود در شعبه 36 دادگاه تجدید‌نظر تایید شد.به گزارش فارس، بر اساس این حکم علی‌اکبر جوانفکر؛ مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد و سرپرست موسسه ایران به دلیل توهین به سید علی (خامنه ای)  به یک سال حبس و 5 سال محرومیت از عضویت در احزاب و گروه‌های سیاسی محکوم شد.این حکم لازم‌الاجرا و غیرقابل تجدید‌نظر است.پیش از این نیز جوانفکر به اتهام انتشار مطالب خلاف موازین اسلامی در ویژه نامه "خاتون" به 6 ماه حبس و 3 سال انفصال از هرگونه فعالیت مطبوعاتی محکوم شده بود.ضرب‌وشتم مهدی محمودیان در زندان.مادر مهدی محمودیان زندانی افشاگر شکنجه و تجاوز در کهریزک طی نامه ای از ضرب و شتم شدید فرزندش توسط ماموران سخن گفته است. متن این نامه که از سوی برخی دوستان مهدی محمودیان و خانواده برخی زندانیان در تهران منتشر شد.خانواده های زندانیان سیاسی بابل؛ به ملاقات عزیزان خود نمی رویم تا از شناسنامه های آنان سوءاستفاده نشود.جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی زندان متی کلای بابل با انتشار بیانیه ای با بیان اینکه “چهارشنبه هفته گذشته، در ملاقات کابینی که با همسران و فرزندان خویش داشتیم، مسئولین زندان دستور دادند که ما برای ملاقات بعدی با عزیزان خود، باید شناسنامه آنها را نیز با خود بیاوریم و تحویل زندان بدهیم تا در انتخابات فرمایشی روز جمعه از شناسنامه پاک عزیزان ما استفاده شود.”، اعلام کرده اند: با اعتراض به این شرط غیرقانونی رئیس زندان، به ملاقات عزیزان خود نمی رویم تا امکان هرگونه سوءاستفاده از شناسنامه های عزیزانمان سلب شود.به گزارش کلمه، این خانواده ها در بخشی از بیانیه ی خود آورده اند: عزیزان دربند ما، پیش تر اعلام کرده بودند که این انتخابات توهین به حرمت انسانی و شعور شهروندی است و بلا شک انتخاباتی که در آن صدای مخالف زندانی است و حقّ هیچگونه فعالیت و حضوری ندارد، جز صحنه رقّت بار و بی شرمانه انتصابات، چیز دیگری نیست. حال، از ما که خود رنج کشیده هوس های قدرت طلبانه مسئولین هستیم، خواسته اند که شناسنامه عزیزان خود را برای انتخابات به همراه داشته باشیم و در غیر این صورت ملاقات آتی لغو خواهد شد.فشار بر امضاکنندگان نامه حمایت از سعید ملک پور.  فشار بر امضاکنندگان نامه حمایت از سعید ملک پور افزایش یافت.به گزارش جرس، در پی انتشار نامه ی حمایت گروهی از زندانیان سیاسی و هم بندیان سابق "سعید ملک پور" خطاب به نهاد های بین المللی و مراجع حقوق بشری برای جلوگیری از اجرای حکم او، گروهی از امضا کنندگان این نامه در روزهای اخیر مورد بازجویی قرار گرفتند.در تازه ترین این موارد "مسعود لواسانی" روزنامه نگار و زندانی سیاسی سابق برای تکذیب امضای خود و باز پس گیری ان از سوی نهادهای امنیتی تحت فشار شدید قرار گرفته است .نهادهای امنیتی در روزهای اخیر با تماس های مکرر و تهدید تلفنی به بازداشت و به جریان انداختن پرونده قضایی جدید از وی خواستند که امضای این بیانیه را تکذیب کند. مهدی خزعلی : اینها قصد جان مرا کرده اند و من آماده جانبازیم.مهدی خزعلی، نویسنده و رزمنده منتقد در پنجاهمین روز اعتصاب غذای خود در بند ۳۵۰ اوین، در یادداشتی کوتاه به همسرش سالگرد ازدواجشان را تبریک گفته است.به گزارش کلمه، در بخشی از این نامه آمده است: امروز این بسیجی دیروز در چنگال کسانی اسیر است که رنگ جبهه را ندیده اند، من امروز در سنگر ۳۵۰ به رزم بی امان مشغولم و مدتی است که از دیدار و شنیدن صدایت محرومم، اینها قصد جان مرا کرده اند و من آماده جانبازیم این بار از ۳۵۰ برایت هدیه ای تازه دارم، کار دست آزاد مردان در بند، این روز های تیره و تار نیز بگذرد، هرگاه هدایای بند ۳۵۰ را دیدی این برهه سیاه تاریخ را بخاطر بسپار و به فرزندان مان بگو که چه کسانی از خویش گذشتند تا آینده ای آزاد و آباد را رقم زنند.میثم مشایخ بازداشت شد.ندای سبز آزادی : میثم مشایخ، کنشگر مدنی حامی جنبش سبز امروز بازداشت شد.این نویسنده و فعال اصلاح طلب، صبح امروز در محل مسکونی اش در نوشهر بازداشت شده است.از اتهام میثم مشایخ و نهاد مرتبط با این بازداشت هنوز خبری در دست نیست.در چند ماه اخیر، تحلیل هایی از این نویسنده ی جوان حامی جنبش سبز در سایت های سبز از جمله جرس، ندای سبز آزادی و چمران نیوز منتشر شده بود.در آستانه ی برگزاری انتخابات مجلس نهم، احضار، تهدید، ارعاب و بازداشت فعالان سیاسی و کنشگران اجتماعی شدت گرفته است. این برخوردهای امنیتی و غیرقانونی به خصوص متوجه فعالان و حامیان جنبش سبز شده است.حکم ۷۴ ضربه شلاق شهرام کریمی، فعال سیاسی اجرا شد. روز دوشنبه، هشتم اسفندماه، حکم ۷۴ ضربه شلاق شهرام کریمی، فعال سیاسی در زندان اوین به اجرا درآمد.بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حکم شلاق شهرام کریمی که از سوی شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی پیرعباس به اتهام "اخلال در نظم عمومی" صادر شده بود، روز گذشته در محل زندان اوین به اجرا درآمد.شهرام کریمی در تجمعات اعتراضی ۲۵ بهمن ماه سال ۸۹ به همراه ناصر کریمی، برادر و هم‌چنین خواهرشان بازداشت شد که همگی پس از گذراندن ۳ ماه حبس در قرنطینه‌ی اندرزگاه هفت و بند ۳۵۰ زندان اوین به قید وثیقه‌ی یک میلیارد ریالی موقتاً آزاد شده بودند.حکم شلاق شهرام کریمی در حالی به اجرا درآمده است که برادر مورد اشاره‌ی وی، ناصر کریمی نیز روی گذشته برای اجرای حکم حبس خود را به زندان معرفی کرد.ناصر کریمی به اتهام "تبلیغ علیه نظام" و "اخلال در نظم عمومی" به چهار ماه حبس تعزیری و ۵ سال تعلیقی محکوم است.این دو تن طبق احضاریه‌ای که ۲۵ بهمن ۹۰ دریافت کرده بودند، موظف شده بودند که جهت اجرای حکم، خود را به زندان اوین معرفی کنند. انتقال مهدی خزعلی به بند ۲۰۹ اوین.ظهر روز گذشته چند تن از ماموران بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین مهدی خزعلی را از بند ۳۵۰ زندان اوین خارج کردند.به گزارش کلمه، ظهر روز گذشته چند تن از ماموران بند امنیتی ۲۰۹ اوین مهدی خزعلی را که از فرط بی حالی با عصا حرکت می کرد با خود بردند.از وی که امروز ۵۱ روز از اعتصاب غذایش می گذرد هیچ خبری در دست نیست.مهدی خزعلی، نویسنده و رزمنده منتقد که بیش از ۵۰ روز پیش بازداشت شده و از همان روز در اعتراض به رفتارهای غیر قانونی ماموران و سیستم قضایی اعتصاب غذا کرده است.در این مدت بارها افراد مختلف از فعالان سیاسی تا سیدمحمد خاتمی و خانواده های شهید باکری و همت و خانم کروبی و بسیاری دوستان و دلسوزان از وی خواسته اند که به اعتصاب خد پایان دهد، اما وی همچنان می گوید که تا شهادت ایستاده ام.وی در این مدت بارها به بهداری اوین منتقل و یک بار نیز به بیمارستان خارج از زندان اعزام شد اما همچنان اعتصاب خود را نشکسته است,..


روزی نامه ی حکومتی جمهوری اسلامی 4 شنبه  10 اسفند ماه سال 1390
نقد وبررسی : سرمقاله ی روزی نامه حکومتی  جمهوری " خطر نفوذ صهيونيسم در منطقه قفقاز "
"چرا سرمقاله نویس  توضیح نداده است که چگونه پس ا ز 33 سال شعار سرنگونی و اسراییل نا بود باید گردد. به خصوص فراموش نشده است  که چگونه در روند جنگ 33 روزه  سپاه قدس وحزب الله لبنان با اسراییل هر روز گزارش می شد که روزهای پایانی عمرش را اسراییل دارد سپری می کند. ولی اکنون با فراموشی کامل آن دوره و گزارشات خبری تبلیغاتی امروز نه خلاف آن دوره اعتراف شده است که اسراییل تبدیل به آنگونه قدرتی شده است که نه  از طریق جمهوری آذربایجان خطر جدی برای  حاکمان  ایران تبدیل شده است ، بلکه اذعان شده است که دامنه ی قدرت و نفوذ اسراییل از طریق جمهوری آذربایجان به منطقه قفقاز بسط وتعمیم داده شده است . حال سئوال است که چگونه قرار است در صورت جنگ بدلیل تلاش برای دست یابی سلاح هسته ای آغاز گرش می باشد  بقول عربده  کشی های گزمکان پاسدار در همان دقایق آغاز جنگ اسراییل موشک باران ونا بود گردد؟"
تاکنون مداخله گری در امور داخلی جمهوری آذربایجان همچون سایر کشور های منطقه به خصوص کشور های همسایه  بطور سیستماتیک نمی شد. ولی دلایلی موجب شده است تا که بهانه ی مناسب برای مداخله گری در  امور داخلی این کشور از سوی سر مقاله نویس  وجود داشته باشد . از جمله داشتن رابطه ی دیپلماتیک جمهوری آذربایجان  با آمریکاو ترکیه و به خصوص اسراییل می باشد . همچنین  حکومت جمهوری آذر بایجان لاییک است و رابطه اش با ترکیه ترک زبان با حکومت شیعه ی ایران است.  مهمتر اینکه تازگی یک تیم اعزامی تروریستی از ایران که زیر پوشش خبر گزاری دروغ پرداز پاسداران فارس به باکو  اعزام شدند .شناسایی وبازداشت شدند که این بازداشت موجب اتهام زدن به جمهوری آذربایجان  شده است که با موساد اسراییل دست درترور دانشمندان هسته ای  در ایران داشته است ودر نهایت موجب تیرگی بیشتر رابطه میان دو کشور شده است . صد البته مذاکره مقامات جمهوری آذربایجان با دولت اسراییل پیرامون قرار داد خرید یک میلیارد و 600 میلیون دلار تسلیحات مدرن وپیشرفته از اسراییل مزید بر علت شده است. به ویژه اینکه جمهوری آذربایجان  هم مرز با ایران است و نفوذ قدرت اسراییل در این کشور اعتراف شده  تبدیل به خطر جدی برای ایران وکشور های قفقاز شده است . در صورتی که سر مقاله نویس نگفته است که عامل اصلی نزدیک شدن دو کشور آذربایجان واسراییل بهم دیگر مگر جز حاصل تهدید  کشور های منطقه وهمسایه از جمله جمهوری آذربایجان ازسوی حاکمان ایران به ویژه تلاش مستمر برای دست یابی به سلاح هسته ای می باشد که سرمقاله نویس با پاک کردن صورت مسأله تلاش کرده از موضع  ضد اسراییلی و برجسته کردن خطر نفوذ اسراییل در جمهوری آذربایجان  ومنطقه قفقاز اینگونه تحلیل ومانور تبلیغاتی داده است :
"خبرگزاري‌هاي غربي با خوشحالي، از انعقاد قرارداد معامله كلان تسليحاتي جمهوري آذربايجان با رژيم صهيونيستي به ارزش يك ميليارد و ششصد ميليون دلار، كه براي اين كشور كوچك آسياي ميانه رقم بزرگي محسوب مي‌شود، خبر داده و آن را گام ديگر اسرائيل به سوي مرزهاي ايران تفسير كردند. اين قرارداد تحريك آميز شامل فروش هواپيماي جاسوسي بدون سرنشين، سيستم‌هاي ضد هوائي و دفاع موشكي است كه همزمان با مواضع ضد ايراني برخي سياستمداران جمهوري آذربايجان و ايجاد تنش در روابط باكو و تهران مي‌تواند به موضوع قابل تأمل و بحث انگيزي تبديل شود. اين اقدام تسليحاتي، طبعاً در كنار ترور دانشجويان هسته‌اي ايران توسط عوامل وابسته به موساد و فرار آنها به باكو و پناه گرفتن تروريست‌ها در جمهوري آذربايجان به همراه فعاليت‌هاي گسترده جاسوسي و اطلاعاتي صهيونيست‌ها در آنسوي مرزهاي شمالي ايران مي‌تواند موجب تحريك و برانگيختگي همسايگان باكو شده و ناگزير به اين تحليل سوق داده شوند كه دولت جمهوري آذربايجان براي ماندن بر قدرت و مقابله با ملت، متوسل به صهيونيستها شده و اين كشور اسلامي را به پايگاهي براي اسرائيل در منطقه تبديل كرده است. نگاه استراتژيك صهيونيست‌ها به توسعه حوزه نفوذ خود در جمهوري آذربايجان همان چيزي است كه رژيم صهيونيستي پس از فروپاشي كمونيسم و با افتتاح سفارتخانه خود در باكو آن را دنبال كرده و جمهوري آذربايجان را در عمق اهداف استراتژيك خود جاي داده است. گام‌هايي كه رژيم صهيونيستي در باكو طي سالهاي اخير و در غياب حضور هدفدار و فعال جمهوري اسلامي ايران در قفقاز و آسياي ميانه برداشته و امروز به نقطه اشراف بر شاهرگ‌هاي حياتي جمهوري آذربايجان و حضور نظامي در مرزهاي ايران رسيده، چيزي نيست كه صهيونيست‌ها يك شبه به آن رسيده باشند بلكه حاصل اقدامات گسترده و نفوذي‌هاي بسياري است كه با طراحي‌هاي مختلف موساد در چند پرده و لايه انجام شده است.  سازمان جاسوسي رژيم صهيونيستي در قالب دهها شركت اسرائيلي بر نقاط حساس و كليدي جمهوري آذربايجان چنگ انداخته و علاوه بر حضور در اين صحنه‌ها، در قالب اين شركتها علاوه بر فعاليت‌هاي جاسوسي به تحكيم مواضع رژيم صهيونيستي در قفقاز مشغول شده و اكنون شبكه مخابراتي، مواصلاتي، بانكي، نفتي، ساختماني، كشاورزي و حتي خدماتي جمهوري آذربايجان در اختيار شركت‌هاي صهيونيستي قرار دارند. اين رژيم همچنين بهره برداري‌هاي فراواني از احساسات قومي و ملي گرايي داشته و در راستاي دامن زدن به تفكرات پان تركيسم عمل كرده است. بنابر اين، حضور همه جانبه رژيم صهيونيستي در جمهوري آذربايجان با استفاده از شيوه‌هاي گوناگون، روز به روز دامنه بيشتري يافته و در تارو پود ساختار سياسي، اقتصادي، فرهنگي، نظامي و امنيتي اين كشور نفوذ كرده است. طبعاً اين سلطه فرامنطقه‌اي و سرطاني در دروازه‌هاي قفقاز و آسياي ميانه علاوه بر خطراتي كه در اسرائيلي كردن فضاي منطقه ايجاد مي‌كند، تهديداتي را نيز مستقيماً متوجه منافع جمهوري اسلامي ايران مي‌سازد كه بايد به عنوان دغدغه سياسي و امنيتي در دستور كار دستگاه ديپلماسي خارجي كشورمان قرار گيرد. بي‌تفاوتي و انفعال در قبال تحركات ضد ايراني، القاي خطر تهديد ايران و اسلامگرايي، فشار عليه مسلمانان، كمك به شبكه‌هاي صهيونيستي، در اختيار قرار دادن پايگاه به شبكه‌هاي جاسوسي و تروريستي موساد، اكنون به وضعيتي رسيده كه يك همسايه كوچك جمهوري اسلامي ايران خاك خود را در اختيار نظاميان و جاسوسان اسرائيلي قرار مي‌دهد بدون آنكه هشدارها و تذكرات لازم و مناسب را از وزارتخارجه كشورمان دريافت كند.ناگفته پيداست اهدافي كه رژيم صهيونيستي از توسعه نفوذ خود در جمهوري آذربايجان دنبال مي‌كند تنها به تهديد امنيتي كشورمان محدود نمي‌شود بلكه كل منطقه قفقاز را تهديد مي‌كند. بنابر اين، امنيت ملي ايران ايجاب مي‌كند در برابر تحركات رژيم صهيونيستي در جمهوري آذربايجان حساسيت نشان داده شود و جلوي گسترش نفوذ اين غده سرطاني در منطقه گرفته شود" 
در خاتمه اینکه  ضریب اختلاف و رقابت ها و دامنه ی جنگ قدرت وثروت آنچنان گسترش یافته که موجب شده است که سرمقاله نویس روز قبل از بر گزاری نمایش خیمه شب بازی 12 اسفند به جای قلم زنی در این مورد داشتن ترجیح داده است که به سراغ جمهوری آذر بایجان برود و از موضع ضد اسراییلی مقامات این کشور را زیر تیغ انتقاد بگیرد  تاثابت  نماید که پیگیری سیاست صدور تروریسم و بحران و ارتجاع به برون مرز و مداخله گری در امور داخلی کشور های منطقه به ویژه همسایه خیلی مهمتر از پیگیری مطالبات مردم و بررسی مسایل داخلی می باشد. آنچه مهم است  این است که چرا سرمقاله نویس  توضیح نداده است که چگونه پس ا ز 33 سال شعار سرنگونی و اسراییل نا بود باید گردد. به خصوص فراموش نشده است  که چگونه در روند جنگ 33 روزه  سپاه قدس وحزب الله لبنان با اسراییل هر روز گزارش می شد که روزهای پایانی عمرش را اسراییل دارد سپری می کند. ولی اکنون با فراموشی کامل آن دوره وگزارشات خبری تبلیغاتی امروز نه خلاف آن دوره اعتراف شده است که اسراییل تبدیل به آنگونه قدرتی شده است که نه  از طریق جمهوری آذربایجان خطر جدی برای  حاکمان  ایران تبدیل شده است ، بلکه اذعان شده است که دامنه ی قدرت و نفوذ اسراییل از طریق جمهوری آذربایجان به منطقه قفقاز بسط وتعمیم داده شده است . حال سئوال است که چگونه قرار است در صورت جنگ بدلیل تلاش برای دست یابی سلاح هسته ای آغاز گرش می باشد  بقول عربده  کشی های گزمکان پاسدار در همان دقایق آغاز جنگ اسراییل موشک باران ونا بود گردد؟
هوشنگ بهداد
روزی نامه ی حکومتی جمهوری اسلامی 4 شنبه  10 اسفند ماه سال 1390
خطر نفوذ صهيونيسم در منطقه قفقاز
 این انتقاد سید محمد اعرابی  چند جانبه و تیز و افشاگرانه است . چون بیانگر نقش  حمایتی وزارت فرهنگ سانسور و تفتیش عقاید و دولت درفیلم  جدایی سیمین از نادر اصغر فرهادی  می باشد .طوریکه اشاره کرده است که موقع جایزه ا سکار دادن به اصغر فرهادی نماینده ی وزارت فرهنگ تفتیش وعقاید وسانسور وارشاد حضور داشته است که مشخص می شود هورا کشان برون مرزی به خصوص شبکه ی خبررسانی بی بی سی برای  این جایزه اسکار برای که هورا کشی کرده اند؟ آیا می دانسته اند که مسیر مجوز گرفتن وساختن فیلم وجایزه ی اسکار گرفتنش چگونه بوده است؟ البته منتقد نگفته است  که مگر رئیس دولت پاسدار گماشته احمدی نژاد از طریق کودتای 22 خرداد وحذف رقیب مدعی اصلاح طلب رئیس جمهور نشد؟ مگر سپس هم نمایش خیمه شب بازی تقلباتی کودتایی 22 خرداد 88  وهم رئیس جمهور وهم دولت وی مورد تأیید رهبر علی خائنه ای واقع نشد؟ مگر انان جزو مدعیان اصول گرا نیستند که منتقد هم به آن تعلق د ارد؟  اکنون سئوال است که  مگر این فیلم در ایران ساخته  نشده است ومجوز آن از سوی وزارت فرهنگ سانسور وتفتیش عقاید دریافت نشده است که اکنون بدلیل اینکه جایزه ی اسکار  دریافت  کرده است و  همانگونه که منتقد اشاره  کرده تصور می شود که  چون کار گردانش گرایش  به سوی  وزارت  فرهنگ  سانسور و تفتیش عقاید  و دولت دارد. از طرف دیگر گرچه وی فاش نکرده ولی این جایزه اسکار می تواند  به نفع  دولت و سیاست های زد وبندهای پشت پرده با آمریکا  تمام شود. بنابراین  از موضع ضد آمریکایی و اذعان به  ترسیم خط قرمز هالیوود ومحدودیت هایی که برای چارلی چاپلین ونفوذ افکار کمونیستی کشیده مورد انتقاد واقع شده است . برای همین این نقد در  دروغ  نامه ی کیهان بازتاب داده شده  است. چونکه  منتقد فاش کرده که  عدم تکنیک ومحتوای فیلم جدایی نادر از سیمین فیلم با تکنیک ومحتوا  نبوده است. ولی  چون كسب توفيق در جشنواره هاي خارج از كشور، ارزشي را اثبات نمي كند. برای اینکه آنان  به تكنيك محض جايزه نمي دهند و راه وارزیابی شان  با شگرد محک و ارزیابی هنری مکتبی رژیم فاشیستی مذهبی کودتایی  نا متعارف  ایران  متفاوت است.  به ویژه اینکه   تكنيك و محتوا را نيز نمي توان از يكديگر تفكيك كرد پس روشن است كه آنها كدامين فيلم ها را مي خواهند.» ومورد نظرشان می باشد؟ بهرحال منتقد در ادامه افزوده که نمي دانم  بدلیل دریافت  این جایزه ی اسکار بايد تبريك يا تسليت گفت. وقتي ذائقه مسئولين سينمايي  رژیم ضد بشری قرون وسطایی ضد هنر ومدافع مداحی ونوحه خوانی وتعزیه ايران با ذائقه سينمايي نظام سرمايه داري هماهنگ شده است.  برای اینکه «جدايي نادر از سيمين» فيلمي كه جوايز متعددي از جشنواره بيست و نهمين فيلم فجر را به خود اختصاص داد، امروز از جانب سينماگران نظام سلطه بر صدر مي نشيند و تقدير مي شود، اين يعني ماحصل تلاش مسئولين فرهنگي و سينمايي ما در سي و سومين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي همان مي شود كه آمريكا و متحدانش مي پسندند. . منتقد د ر بخشی دیگر  از ادامه ی انتقاد تأسف وتسلیت گفتن وعزادار بودنش  اضافه کرده  است  كاش داستان به همين جا ختم مي شد!  چون چيزي كه دل مردم مؤمن و انقلابي را مي سوزاند لبخندهاي كش دار و نامه هاي تبريك برخي از مسئولين به مناسبت اين جوايز است .درست همان اتفاقي كه پس از دريافت جايزه صلح نوبل توسط شيرين عبادي افتاد وافزوده واكنش هايي اين چنين پيش از آن كه غفلت و خوابزدگي مسئولين را نشان دهد وارونگي ارزش گذاري در سياست هاي فرهنگي مان را به رخ مان مي كشاند.  مهمتر اینکه هم ما و هم شخص اصغر فرهادي بهتر از هر كس ديگري مي دانيم كه فيلم او متأسفانه مورد حمايت ويژه دولت و دولت مردان قرار گرفته و باز هم تأسف بارتر اینکه نماينده وزارت فرهنگ سانسور وتفتیش  عقاید  ارشاد دولت دهم هم در مراسم اسكار حضور داشته  است، پس بهتر است آقاي فرهادي بيش از اين ژست استقلال، فراجناحي و غيرسياسي بودن را نگيرند كه اين قبيل سخنان از زبان ايشان بيشتر به يك لطيفه خنده دار شبيه است و موجب انبساط خاطر مي گردد.
حقيقت اين است كه كسب توفيق در جشنواره هاي خارج از كشور، ارزشي را اثبات نمي كند. آنها به تكنيك محض جايزه نمي دهند و راهشان نيز با ما متفاوت است. تكنيك و محتوا را نيز نمي توان از يكديگر تفكيك كرد و چون اين چنين است، پر روشن است كه آنها كدامين فيلم ها را مي خواهند.»شهيد سيد مرتضي آويني.نمي دانم بايد تبريك گفت يا تسليت وقتي ذائقه مسئولين سينمايي جمهوري اسلامي ايران با ذائقه سينمايي نظام سرمايه داري هماهنگ شده است. «جدايي نادر از سيمين» فيلمي كه جوايز متعددي از جشنواره بيست و نهمين فيلم فجر را به خود اختصاص داد، امروز از جانب سينماگران نظام سلطه بر صدر مي نشيند و تقدير مي شود، اين يعني ماحصل تلاش مسئولين فرهنگي و سينمايي ما در سي و دومين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي همان مي شود كه آمريكا و متحدانش مي پسندند. اما كاش به همين جا ختم مي شد! چيزي كه دل مردم مؤمن و انقلابي را مي سوزاند لبخندهاي كش دار و نامه هاي تبريك برخي از مسئولين به مناسبت اين جوايز است درست همان اتفاقي كه پس از دريافت جايزه صلح نوبل توسط شيرين عبادي افتاد. واكنش هايي اين چنين پيش از آن كه غفلت و خوابزدگي مسئولين را نشان دهد وارونگي ارزش گذاري در سياست هاي فرهنگي مان را به رخ مي كشد. هم ما و هم شخص اصغر فرهادي بهتر از هر كس ديگري مي دانيم كه فيلم او متأسفانه مورد حمايت ويژه دولت و دولتمردان قرار گرفته و باز هم متأسفانه نماينده وزارت ارشاد دولت دهم هم در مراسم اسكار بوده است، پس بهتر است آقاي فرهادي بيش از اين ژست استقلال، فراجناحي و غيرسياسي بودن را نگيرند كه اين قبيل سخنان از زبان ايشان بيشتر به يك لطيفه خنده دار شبيه است و موجب انبساط خاطر مي گردد.برخلاف برخي مسئولان فرهنگي ما كه هميشه ژست روشنفكري(!) مي گيرند، تكنيك را از محتوا جدا مي كنند و در نتيجه سياه ترين فيلم ها را با بودجه هاي دولتي مي سازند، فقط به اين بهانه كه كارگردان و عوامل آن را افرادي حرفه اي تشخيص مي دهند، نظام سرمايه كار خود را خوب بلد است. آنها خوب مي دانند تكنيك از محتوا جدا نيست نشان به آن نشان كه چارلي چاپلين را از سال 1953 به ايالات متحده راه ندادند فقط به اين دليل كه معتقد بودند او ايده هاي كمونيستي دارد. تكنيك از محتوا جدا نيست اگر چنين بود سازمان CIA در دوران موسوم به «مكارتيسم» كميته هراس (نامي كه هنرمندان آمريكا بر اين كميته گذاشتند) تشكيل نمي داد و صدر تا ذيل هاليوود را شخم نمي زد فقط به اين بهانه كه در هاليوود ايده هاي كمونيستي نفوذ كرده است؛ اگر چنين بود «برتولت برشت» بازجويي نمي شد و دست آخر 10 تن از دوستان و همكارانش به زندان نمي افتادند فقط به اين دليل كه در فيلمنامه شان نظام سرمايه داري را به چالش كشيده اند.تكنيك خوب در خدمت ذهن بيمار، همچون شمشيري است در كف زنگي مست؛ اتفاقي كه براي اصغر فرهادي افتاد تا قوت و قدرت فيلمنامه نويسي و كارگرداني او در اختيار ذهن بيمارش قرار گيرد. ذهني كه از غرب سراسر توحش و دروغ، سرزمين رؤياها بسازد؛ سرزمين راستگوها؛ سرزمين صداقت و درستي! ارزش اين بهشت آنقدر هست كه براي رسيدن به آن مجاز به ترك همسر و طلاق هستي پس حفظ نهاد خانواده در درجه دوم قرار مي گيرد؛ اينها نتيجه ذهن بيماري است كه در تحجر غرب زدگي پوسيده است و البته ذهن بيمار اصغر فرهادي تا زماني مورد حمايت غرب است و جوايز آنان را دريافت مي كند كه زبان نظام سرمايه داري در ايران باشد يعني داخل ايران و براي ايرانيان فيلم بسازد در غير اين صورت مانند دستمال كهنه اي به سطل زباله فرستاده خواهد شد صحت اين ادعا را او مي تواند از گلشيفته فراهاني بازيگر فيلم «درباره الي» ساخته قبلي آقاي فرهادي كه با حمايت ويژه دولت در جشنواره قبلي فجر نيز جوايز ويژه اي را دريافت كرد سؤال كند!بياييد با هم به عنوان يك شهروند اروپايي يا آمريكايي، مردم ايران را از دريچه دوربين اصغر فرهادي نگاه كنيم؛ چه مي بينيم؟ مردمي كه دروغگو هستند، شخصيت هاي داستان همگي دروغ مي گويند به جز سيمين و سيمين همان كسي است كه همه كار مي كند براي اينكه به اروپا يا آمريكا پناهنده شود چون از سرزمين دروغگوها خسته شده و مي خواهد به سرزمين راستي و درستي پناه ببرد. پس از تماشاي اين فيلم، يك شهروند اروپايي يا آمريكايي به خود افتخار مي كند چون ساكن چنين سرزميني است كه سيمين آرزوي رسيدن به آن را دارد و البته براي مردم ايران متأسف مي شود كه چقدر راحت دروغ مي گويند. حالا ساكنان سرزمين هاي هميشه ابري غرب و دستان هميشه خون آلود نظام سرمايه داري غرب چرا نبايد به فيلم فرهادي جايزه بدهند؟! فيلمي كه آنها را نماد راستي و درستي نشان مي دهد و مردم ايران را تماماً دروغگو و رياكار؛ راستي! اين روزها ايالات متحده چقدر تلاش مي كند كه ايرانيان را در مسائل سياسي (از جمله هسته اي) دروغگو جلوه دهد و حالا يك ايراني اين كار را انجام داده است. بهتر از اين هم مي شود...؟!اين بود هديه اي كه آقاي فرهادي پس از گرفتن جايزه نظام سرمايه داري- همان يك درصدي كه مردم دنيا عليه اش شوريده اند- آن را به مردم كشورش تقديم كرد. حال پس از تحقير ملت شريف ايران به دست اصغر فرهادي بايد از برخي مسئولين و رسانه ها كه بعد از دريافت جايزه اسكار دچار افت فشار خون شده و لبخند بر لبانشان ماسيده است، پرسيد: اين نيش هاي تا بناگوش باز شده به سمت غرب براي چيست؟سيدمحمد عماد اعرابي
اسكار (گفت و شنود(
گفت : سربازجو چون تازی در خدمت شکا ر ، آنقدر دویده به دنبال شکارتا آمریکا این جنایتکار
تا رسیده به فیلم جدایی تادر از سیمین این مکار ، تواند روضه ی مبسوط بخواند محور جایزه اسکار
گفت: اين فيلم «جدايي نادر از سيمين» چه ويژگي داشت كه جايزه اسكار گرفت؟
گفتم: چه عرض كنم؟! ولي وزارت خارجه آمريكا، سخنگوي كاخ سفيد، رئيس جمهور فرانسه و بسياري از دولتمردان آمريكايي و اروپايي اهداي اين جايزه را تبريك گفته اند و رژيم صهيونيستي اعلام كرده كه قصد دارد اين فيلم را بار ديگر در سينماهاي اسرائيل اكران كند.
گفت: بالاخره نگفتي اين فيلم چه ويژگي هايي داشت كه با استقبال گسترده دولتمردان كودك كش اسرائيل و مقامات دولتي آمريكا و انگليس و فرانسه روبرو شد؟
گفتم: اين فيلم، مردم ايران را ملتي عقب افتاده، دروغگو و حقه باز معرفي مي كند كه بزرگترين آرزوي آنها زندگي كردن در آمريكا يا يك كشور اروپايي است!
گفت: خب معلومه كه چرا آب از لب و لوچه اسرائيلي ها راه افتاده و ذوق زده شده اند ولي چرا برخي از مسئولان فرهنگي خودمان هم از اين فيلم ضد ايراني تقدير كرده اند؟!
گفتم: چه عرض كنم؟! يارو مي خواست گردو بشكند، گردو را گذاشته بود زير پاش و بعد با سنگ مي زد توي سر خودش!
گفت : سربازجو چون تازی در خدمت شکا ر ، آنقدر دویده به دنبال شکارتا آمریکا این جنایتکار
تا رسیده به فیلم جدایی تادر از سیمین این مکار ، تواند روضه ی مبسوط بخواند محور جایزه اسکار
گفتم : چرا این سر بازجوس نسناس؟ برای همه موضوعات میشه کارشناس
مگر این فیلم ساخته نشده در ایران؟ چرا دادن جایزه اسکار وی کرده نگران؟
گفت : میگه در  این فیلم  شده روایت ،  از رایج شدن  حیله وحقه شده شکایت
گفته مردم ایران چون از اوضاع ندارند رضایت ، رفتن شان به اروپا وآمریکا بهمه کرده سرایت
گفتم : چرا سربازجو به خودش زده پس گردنی؟ چون واقعیتی هست که نیست انکار کردنی
گفت : شاکیست چرا از سوی فرانسه وآمریکا با تاکیک؟ همراه با مقامات اروپایی به این جایزه گفته اند تبریک
پس به سوی فرانسه و اسراییل و آمریکا کرده شلیک ، یقه  مسئولان فرهنگی گرفته چراهمسو  با این پلتیک
برای این فیلم ضد ایرانی باکار گردانش کرده اند تقدیر؟ فکرنکردند از پست شان کشیده می شوند  بر زیر
گفتم : اگر در این مورد وجود داره انتقاد؟ مقصر اصلی هست وزیر سانسور ارشاد
چرا از قلم انداخته وی را  سربازجو؟ پاچه ی دیگران گرفته به جای این یارو
گفت : چون قاطی کرده این بی آبرو ، معتاده همه چیزو  وارو کنه این  پر رو
داستانش شده مثل شکستن آن گردو ،زیرپایش نهادگردو سنگ برسرش زد یارو
دروغ نامه ی کیهان  4 شنبه 10 اسفندماه سال 1390 
نقد و بررسی : (يادداشت روز( دروغ نامه ی کیهان " ضربه آخر "  
"آنگونه که مدعی یادداشت روز نویس  فاش کرده است که در نمایش خیمه شب بازی پس فردا 12 اسفند  حضور ساندیس خوران مشابه 22 بهمن می باشد .درادامه  نتیجه گرفته  است  اگر  چنانچه  بدلیل  تقلبات گسترده   ادعای حماسه سازی حضور دشمن شکن انجام گیرد ،موجب خواهدشد که ارزيابي غربي ها روز 13 اسفند اين باشد كه در اعمال فشار بر مردم ايران و تغيير ديدگاه هاي آنها هيچ توفيقي به دست نياورده اند و در مجموع به آخر خط رسیدن  پروژه فشار  و ضربه ی آخر منتهی می شود  و پس از آن گشايشي وجود خواهد آمد كه حدس زدن ابعاد آن ناممكن است.  یعنی  تأکید کرده که ساندیس خوران باید  با خضور دشمن شکن  خود از زدن اين ضربه آخر به دشمن دريغ نورزدند. برای اینکه نیاز است برای تدارک تقلبات گسترده دشمن شکن  در نمایش خیمه شب بازی  12 اسفند امکان عادی سازی  کردن وجود داشته باشد تا ضمن مشروعیت کاذب تراشیدن برای  رژیم فاشیستی مذهبی  کودتایی نا متعارف  از سوی دیگر  فضا ی تبلیغاتی برای خنثی کردن تأثیرات تحریم ها  و اعتبار دادن به پیگیری اهداف نظامی هسته ای وجود داشته باشد"
لولو خور خوره شدن آمریکا یا دشمن بیگانه بودنش به تبدیل به آنسوی تیغ دیگر قیچی شده است که بصورت دو تیغه 33 سال است  برندگی علیه ی مردم و منافع  کشور  وبرای حاکمان ایران معجزه گری  داشته است .چون  مبارزه با آمریکا مکمل دین ابزار قدرت  شده است که کلید حل همه معما ها وحلال همه مشکلات شده است . برای اینکه همه جنایات مرتکب شده ی حاکمان  که درهمه سطوح  انجام شد. با نارسایی ها ی اقتصادی واجتماعی و تورم وگرانی و فقر وبیکاری واختلاف و شکاف عمیق طبقاتی که موازیرقابت با ند های مافیایی وحتی نا رضایتی  عمومی و اعتراضات ضد حکومتی شان شده  که واکنش اعتراضی مقابل  عملکرد حاکمان بوده است به توطئه ی آمریکا ویار گیری در داخل کشور برای حکومت سکولاریسم نسبت داده می شود. یعنی اینکه حاکمان در 33 سال گذشته هیچگونه مسئولیتی نداشته و هیچ اشتباه وخطایی نکرده وانتقادی هم به اینان وارد نمی باشد جز اینکه فقط کارشان خنثی کردن توطئه های آمریکا ومهره هایش در داخل کشور بوده است. البته در دو سال گذشته پارامتر فتنه 88 هم ضمیمه ی دو تیغه ی قیچی شده است .چونکه حضور اعتراضی مردم پس از کودتای 22 خرداد 88  مردم معترض تعبیر به فتنه 88 از سوی آمریکا شده است و این چنین تبدیل به جوهره ی اصلی قم پردازان وارونه گوی شده است :
"هفته گذشته گزارشي وجود داشت كه نشان مي داد افسر رابط امور ايران در پايگاه نظامي بگرام افغانستان -كه يكي از مهم ترين پايگاه هاي عمليات اطلاعاتي آمريكا عليه ايران است- گفته است هيچ چيز براي آمريكا بهتر از اين نيست كه سياسيون در ايران همان هدف هايي را پي گيري كنند كه آمريكا به دنبال دست يابي به آنهاست ولي تصور كنند كه در حال پي گيري هدف هاي خودشان هستند.در كنار اين دو اصل كلي، اصلا دشوار نيست كه تلاش هاي آمريكا براي ارتباط گيري گسترده تر با محيط داخلي ايران از سال 88 به اين طرف را فهرست كنيم.اول- آمريكايي ها در اين مدت تلاش فراواني براي بازنويسي نسخه فتنه 88 و پيراستن آن از عيب هايي كه تصور مي كنند باعث مرگ آن در آن سال شد عملا اين نسخه لااقل در آستانه انتخابات مجلس مجال اجرايي شدن نيافت و ظاهرا بنا شده اين انتخابات به عنوان يك مرحله واسطه در نظر گرفته شود كه در آن اصولگرايان به جان هم مي افتند و راه را براي بازگشت جريان فتنه در انتخابات سال 92 هموارتر مي كنند.كاخ سفيد در دو سال اخير انرژي بي سابقه براي توسعه دسترسي خود به مردم ايران صرف كرده است. راه اندازي يك سايت اينترنتي به عنوان سفارت مجازي اين كشور در ايران (كه البته براي فتحش حتي نيازي نبود از ديوار آن بالا بروند) و بعد سر دادن شعارهاي عجيب و غريب و صرف بودجه هاي كلان براي توسعه اينترنت در ايران (بخوانيد جاسوسي اينترنتي از كاربران ايراني)، و آخر از همه مخاطب قرار گرفتن مكرر مردم ايران از سوي مقام هاي غربي طوري كه گويي اين مردم فراموش كرده اند كه همين مردان شيك پوش و زنان بزك كرده، چگونه هيولاوار در اتاق هاي در بسته شبانه روز در حال توطئه عليه آنها هستند.در كنار اين دو مورد، آمريكايي ها سعي كرده اند در همان حال كه با رضايت تشديد شكاف ميان اصولگرايان درون كشور را تعقيب مي كنند، تلاش براي ايجاد پيوند ميان گروه هاي مختلف اپوزيسيون در خارج از كشور و همچنين برقرار كردن كانال هاي ارتباطي آنها با داخل را تشديد كنند. برگزاري پي در پي كنفرانس هايي كه در آن جوجه روشنفكرها كنار تروريست ها نشسته اند و به اسراييلي ها و آمريكايي ها درس پس مي دهند نشان مي دهد براي آمريكا بسيار مهم است كه به جبهه بي در و پيكر اپوزيسيون سر و ساماني بدهد و و آنها را براي روز مبادايي كه خودش هم نمي داند كي از راه خواهد رسيد مهيا نمايد"
بدون آنکه نیاز باشد مدعی وامدار به خودش ز حمت بدهد و بگوید که ریشه وعامل تحریم ها چیست؟ چون حق ندارد بطور ر یشه ای با مسایل  برخورد کند .چونکه نباید به نقش و اهداف نظامی هسته ای اشاره نماید. چون آن موقع نمی تواند با ورونه گویی کردن دفاع از پروژه ی هسته ای کند و آن را اینگونه به  حساب مردم بگذارد که آشکارا از طریق  تحریم های آمریکا  مورد تهاجم تحریم ها قرار گرفته اند:
"آخر از همه، بايد از تلاش بسيار نمايان غربي ها براي بحراني كردن روابط مردم و نظام در ماه هاي گذشته هم چيزي بگوييم. زماني آمريكايي ها در اين باره كه بگويند هدف تحريم هاي آنها مردم ايران است، بسيار احتياط مي كردند و همواره تاكيد داشتند كه تحريم ها به نحوي سازماندهي مي شود كه هوشمند باشد و به مردم عادي درايران آسيب نرساند. اكنون اما آن ملاحظه كاري كنار گذاشته شده است. نه آمريكايي ها و نه بويژه اسراييلي ها هيچ در اين باره كه بگويند اولا اين بار هدفشان از تحريم تغيير رژيم است نه برنامه هسته اي و ثانيا در اين تحريم ها مستقيما زندگي مردم را هدف قرار داده اند احتياط نمي كنند. دقيق اگر باشيم اين هم يك مدل از ارتباط گيري با مردم ايران است. ارتباط از طريق فشار با اين توهم كه مردم ايران متوجه نخواهند شد كه چه كسي براي به هم ريختن زندگي آنها تلاش مي كند و كدام طرف خود را به هزار مشقت انداخته است تا در معيشت مردم خلل و نقصاني وارد نشود"
 چگونه است که قلم زن عضو حزب الله  یادداشت روز نویس نماینده وسخنگوی مردم شده واز جانب شان خطاب به آمریکا گفته که مردم ایران با طرح وتوطئه و سرمایه گذاری داخلی شما  نه سکولار ومخالف حاکمان نشده ، بلکه علاقه شان به انقلاب اسلامی نسبت به 10 سال پیش  بیشتر هم شده است .  سئوال است برای چه به جای اینکه همچون ولی وقیح علی خائنه ای نماینده و سخنگوی ملت شود وبرای شان تصمیم گیری کند . از طریق  یک همه پرسی آزاد نظر مردم خواسته نمی شود که  نظرشان در این مورد چگونه است؟ آیا مردم ایران  خواهان حکومت دمکراتیک سکولار می باشند یا نه اینکه خواهان ادامه ی حکومت فاشیستی مذهبی کودتایی نا متعارف کنونی می باشند ؟ آنگاه از سوی مردم  این چنین قلم فرسایی کند:
" اكنون و پس از يك دهه چيزي كه مي بينند اين است كه نه فقط مردم ايران سكولار نشده اند و دلبستگي آنها به انقلابي كه اكنون در حال درنورديدن مرزهاي خاورميانه است كمتر نشده، بلكه تنها اتفاقي كه افتاده اين است كه سكولارهاي ايراني يا به همراه همسر محترمه در حصر خانگي هستند و مردم براي سرنوشت آنها تره هم خرد نمي كنند يا اينكه در اين كشور پهناور يك وجب جا هم براي آنها نبوده و به ناچار به آغوش بزرگترها و كارفرمايانشان در اروپا و آمريكا بازگشته اند و از پشت كيبرد عليه نظام جمهوري اسلامي سرسختانه مبارزه مي كنند!انتخابات مجلس نهم در ايران آزموني است براي اينكه يك بار ديگر به آمريكايي ها و به همه كساني كه آشكارا مي گويند مهم ترين اولويتشان متوقف كردن ايران است بفهماند، معقول ترين كار براي آنها اين است كه از سر راه اين ملت كنار بروند والا جز اينكه بي آبروتر از اين شوند كه هستند، اتفاق ديگري نخواهد افتاد.اكنون نگاه همه جهان به ايران است. مردم منطقه خاورميانه كه بار گران خروش عليه ديكتاتورها را بر دوش مي كشند چشم دوخته اند كه ببينند ملت ايران چگونه به آنها دلگرمي مي دهد. دشمني هم كه اين اواخر عجز و ناتواني اش او را به گسيل كردن تروريست به خيابان هاي تهران واداشته در انتظار است تا ميزان تاثر فشارهايش بر مردم ايران را بسنجد. مردم ايران يك بار در راهپيمايي 22 بهمن نشان دادند كه خوب مي دانند چگونه بايد در چشم دشمن خار فرو كرد، و حالا در انتخابات مجلس آن كار عظيم را به فرجام خواهند رساند. بدون شك، اگر ارزيابي غربي ها روز 13 اسفند اين باشد كه در اعمال فشار بر مردم ايران و تغيير ديدگاه هاي آنها هيچ توفيقي به دست نياورده اند، پروژه فشار به آخر خط خواهد رسيد و پس از آن گشايشي وجود خواهد داشت كه از هم اكنون حدس زدن ابعاد آن حقيقتا ناممكن است. از زدن اين ضربه آخر دريغ نبايد كرد"
در خاتمه اینکه همکار وهم قلم وهم لهجه  پاسدار شریعتمداری یادداشت روز نویس دروغ نامه ی کیهان در روضه خوانی مبسوط خود  که تلاش کرده است با آسمان وریسمان بهم دوختن ثابت کند که نه حاکمان در 33 سال گذشته مرتکب خطا نشدند، بلکه مردم هم قبولش دارند چونکه هر زمانی که مردم احساس کردند  که خطر وجود داشته خودشان با حضور در صحنه ی نمایشات خیمه شب بازی ها نیروی خطا کار را حذف کرده اند . برای همین  همانطوری که  ساندیس خوران روستا ها به شهر ها به خصوص تهران گسیل شدند و دست به تظاهرات چند ده هزار نفری در تظاهرات فرمایشی 22 بهمن زدند . آنگونه  که بر اساس خبر گزاری فرانسه از میدان آزادی  تهران در 22 بهمن تعداد 30 هزار نفر شرکت کرده بودند . ولی در تبلیغات داخلی به جای هزار از میلیون استفاده شد .چون در گزارشات خبری دروغ نامه ی کیهان صحبت از حضور ده ها میلیون نفردر راهپيمايي 22 بهمن گزارش شد  . اکنون که مدعی یادداشت روز نویس استناد به اینگونه شیوه ی خبر رسانی در  تظاهرات 22 بهمن کرده و  مدعی شده که مردم  نشان دادند كه خوب مي دانند چگونه بايد در چشم دشمن خار فرو كرد؟ حال بماند از منظر مردم دشمن  فرق دارد با دشمن مورد نظر حاکمان وحامیان وجارچیان و قلم بر دستان شان .چون دشمن مردم همان است که هرموقع روزنه ای برای حضورشان به وجود می آید سریع فریاد مرگ بر دیکتاتور نثارش می کنند. بهر حال آنگونه که مدعی یادداشت روز نویس  فاش کرده است که در نمایش خیمه شب بازی پس فردا 12 اسفند  حضور ساندیس خوران مشابه 22 بهمن می باشد .درادامه  نتیجه گرفته  است  اگر  چنانچه  بدلیل  تقلبات گسترده   ادعای حماسه سازی حضور دشمن شکن انجام گیرد ،موجب خواهدشد که ارزيابي غربي ها روز 13 اسفند اين باشد كه در اعمال فشار بر مردم ايران و تغيير ديدگاه هاي آنها هيچ توفيقي به دست نياورده اند و در مجموع به آخر خط رسیدن  پروژه فشار  و ضربه ی آخر منتهی می شود  و پس از آن گشايشي وجود خواهد آمد كه حدس زدن ابعاد آن ناممكن است.  یعنی  تأکید کرده که ساندیس خوران باید  با خضور دشمن شکن  خود از زدن اين ضربه آخر به دشمن دريغ نورزدند. برای اینکه نیاز است برای تدارک تقلبات گسترده دشمن شکن  در نمایش خیمه شب بازی  12 اسفند امکان عادی سازی  کردن وجود داشته باشد تا ضمن مشروعیت کاذب تراشیدن برای  رژیم فاشیستی مذهبی  کودتایی نا متعارف  از سوی دیگر  فضا ی تبلیغاتی برای خنثی کردن تأثیرات تحریم ها  و اعتبار دادن به پیگیری اهداف نظامی هسته ای وجود داشته باشد.
هوشنگ بهداد
دروغ نامه ی کیهان  4 شنبه 10 اسفندماه سال 1390
ضربه آخر (يادداشت روز(