اوین نامه ی کیهان 3
شنبه 14د ی ماه سال 1395
يادداشت روز اوین نامه ی کیهان "بادكنك بزرگ سوزن كوچك"
يادداشت روز اوین نامه ی کیهان "بادكنك بزرگ سوزن كوچك"
- مگردولت روحانی تافته جدا بافته یا جزیره
مستقلی است که هیچگونه ارتباطی با رژیم وارونه ی ولایت فقیه ندارد و دولت
روحانی ادامه 10 دولت های قبلی یا عملکرد 38 ساله ر ژیم فاشیستی مذهبی ولایت نمی باشد که یادداشت روزنویسان همکار سربازجو
شریعت نداری از تاریخ 25 خرداد 92 روز پس ازرئیس جمهور شدن روحانی تا حال هرروز
یادداشت روز علیه دول تر وحانی تهیه و تنظیم کرده اندو محال بوده است که اشاره ای به
دولت های قبل یاانتقاد به عملکرد خامنه ای رهبر ولی فقیه همکاره بشود. برای همین
باوجود این سیاست یک جانبه نگری موجب بی ا عتبار کردن ادعاهای اوین نامه ی کیهان
شده است .مع الوصف این سیاست همچنان ادامه دارد .
برای همین در این یادداشت هم این چنین مروري
بر مواضع دولتمردان روحانی شده است :
اصلي ترين استراتژي سياسي آنها
تغيير ملموسي نکرده و حلقه شماره يک تصميم سازان و مشاوران دولت گمان مي برند در
شرايط فعلي هيچ نسخه اي براي ورود به انتخابات، بهتر از همان نسخه سال 92 نيست. در
آن دوره روحاني پيش و بيش از آنکه با نامزدهاي رقيب رقابت کند، نفي دولت دهم را در
دستور کار تبليغاتي خود قرار داد. سخنان چند روز پيش معاون اول رئيس جمهور نشان مي
دهد اين استراتژي تغييري نکرده و دولت اميدوار است با همان دوقطبي گذشته به اهداف خود
برسد. اسحاق جهانگيري سه شنبه هفته گذشته در جلسه گزارش عملکرد پروژه هاي اقتصاد
مقاومتي وزارت صنعت، معدن و تجارت گفته بود؛ «به کساني که بهانه جويي مي کنند بايد
بگوييم سياست شما همان بود که فضاي اقتصادي کشور را به پرتگاه رسانديد و نيروهاي
انقلاب را مقابل هم قرار داديد. شما کشور را به ته دره برديد و ما آن را چند پله
از ته دره بالاآورده ايم اما هنوز در دره است. آمار تورم، رکود و درآمد سرانه مردم
در سال 91 آنقدر بد بوده که هرچه تلاش مي کنيم نمي توانيم خرابکاري آقايان را
جبران کنيم.
دولت يازدهم با نسخه و شعار تغيير وضع موجود به ميدان آمد و
موفق به کسب راي شد. آقاي روحاني در دوران تبليغات انتخابات گفت دولت وي کاري
خواهد کرد که هم چرخ سانتريفيوژ بچرخد و هم چرخ اقتصاد. در حالي که دولت يازدهم
ماه هاي پاياني عمر خود را مي گذراند و فضاي سياسي کشور خود را براي ورود به
انتخابات رياست جمهوري دوازدهم آماده مي کند، استراتژي و نحوه آمادگي دولت براي
حضور در اين عرصه مي تواند ملاک و دريچه مناسبي براي ارزيابي کارنامه آن نيز باشد.
1- مروري بر مواضع دولتمردان نشان مي دهد اصلي ترين استراتژي سياسي آنها تغيير ملموسي نکرده و حلقه شماره يک تصميم سازان و مشاوران دولت گمان مي برند در شرايط فعلي هيچ نسخه اي براي ورود به انتخابات، بهتر از همان نسخه سال 92 نيست. در آن دوره روحاني پيش و بيش از آنکه با نامزدهاي رقيب رقابت کند، نفي دولت دهم را در دستور کار تبليغاتي خود قرار داد. سخنان چند روز پيش معاون اول رئيس جمهور نشان مي دهد اين استراتژي تغييري نکرده و دولت اميدوار است با همان دوقطبي گذشته به اهداف خود برسد. اسحاق جهانگيري سه شنبه هفته گذشته در جلسه گزارش عملکرد پروژه هاي اقتصاد مقاومتي وزارت صنعت، معدن و تجارت گفته بود؛ «به کساني که بهانه جويي مي کنند بايد بگوييم سياست شما همان بود که فضاي اقتصادي کشور را به پرتگاه رسانديد و نيروهاي انقلاب را مقابل هم قرار داديد. شما کشور را به ته دره برديد و ما آن را چند پله از ته دره بالاآورده ايم اما هنوز در دره است. آمار تورم، رکود و درآمد سرانه مردم در سال 91 آنقدر بد بوده که هرچه تلاش مي کنيم نمي توانيم خرابکاري آقايان را جبران کنيم.»
درباره اين استراتژي دولت چند نکته قابل تامل وجود دارد؛
الف- نخست آن که دولت مي کوشد با تاکتيک جاخالي دادن، خود را بر صندلي پرسشگر بنشاند. پرسشگري و مطالبه تغيير وضعيت از سوي دولتمردان فعلي در سال 92 عجيب نبود. آنان ظاهراً بيرون از گود بودند و مدعي که مي توانند به اين وضعيت سر و سامان دهند. اما اينکه پس از چهار سال سکانداري قوه مجريه، به گونه اي سخن بگويند که گويي همچنان بيرون از گود و بدون مسئوليت هستند، براي مردم قابل پذيرش نيست. مردم از دولتمردان انتظار دارند در اين مقطع زماني گزارش کارهاي کرده خود را بگويند.
ب- فضاسازي هايي مانند «ته دره بودن کشور»، «خالي بودن خزانه»، «پول نداشتيم حقوق بدهيم» و عباراتي از اين دست که هر چند وقت يکبار از سوي برخي مسئولان مطرح مي شود، ادعاهايي هستند که تنها کارکرد آن سرپوش گذاشتن بر کم کاري هاست. اين گونه فضاسازي ها و بهتر است بگوييم سياه نمايي ها شايد در آغاز به کار دولت مي توانست تا حدي افکار عمومي را مشغول سازد اما با گذشت چهار سال، خاصيت خود را از دست داده و به ضدهدف نيز تبديل مي شوند. نکته جالب و متناقض ماجرا آنجاست که همين دولتمردان که از چنين ادبياتي استفاده مي کنند، منتقدان را به نااميد کردن مردم نيز متهم مي سازند!
2- در حالي که چند روز ديگر به سالگرد روز اجراي برجام –روزي که قرار بود همه تحريم ها بالمره لغو شوند!- مي رسيم و شرط بندي حياتي دولت بر روي آن به نتيجه نرسيده، استراتژي بزک برجام جاي خود را به ماله کشي داده است. اوايل آب و نان و حيات و ممات مردم به برجام گره خورده بود و قرار بود اين معامله عجولانه، تمام مشکلات ارضي و سماوي کشور را حل کند. عده اي چنان ذوق زده بودند که چيزي نمانده بود از هول هليم در ديگ بيافتند! چند نماينده دست بکار شدند و طوماري نوشتند از 165 دستاورد برجام خبر دادند و حتي روزنامه دولت مدعي شد توافق هسته اي عمر خلبان ها و مهمانداران هواپيما را طولاني خواهد کرد! البته هنوز هم برخي روزنامه هاي زنجيره اي آنقدر بي خيال و متوهم هستند که براي خوش رقصي و احتمالاً گرفتن يارانه بيشتر بنويسند آزادي حلب نيز از دستاوردهاي برجام است! اما بطور کلي حال که تشت رسوايي برجام از بام افتاده، بزک کنندگان دست به ماله شده اند و از دستاوردهاي سلبي برجام مي گويند که بله! درست است که برجام آنقدرها هم آورده نداشته اما اگر برجام نبود جنگ مي شد و فروش نفت به صفر مي رسيد و روزگارتان سياه بود! دستاوردسازي براي جنازه برجام قطعه اي ديگر از استراتژي انتخاباتي دولت است. در بوق و کرنا کردن قراردادهاي مبهمي مانند خريد هواپيما، شراکت با شرکت هاي بزرگ نفتي و شيرين سازي کام ملت با دستاوردهاي آدامسي، در ماه هاي منتهي به انتخابات قابل پيش بيني است.
3- دست گذاشتن روي مسائل حاشيه اي و جنجالي، وارونه نمايي حقايق و ايجاد دوقطبي هاي کاذب در اين زمينه از ديگر تاکتيک هاي طراحي شده در اين ميدان است. ماه هاست که روزنامه هاي زنجيره اي و دولتمردان با بهانه و بي بهانه ماجراي بابک زنجاني را وسيله اي براي انحراف افکار عمومي قرار داده اند. بدون آنکه به اين مسئله مهم و اساسي اشاره کنند که اين مفسد اقتصادي چگونه و در کدام دوره –دوره کارگزاران که از آنان مي توان به عنوان پدرخوانده دولت يازدهم ياد کرد- از يک راننده تبديل به يک دلال بزرگ ارز شد. نگاهي به نحوه موضع گيري هاي جريان مدعي اصلاح و اعتدال به اين ماجرا نشان مي دهد، تنها چيزي که براي آنها کوچک ترين اهميتي ندارد، اجراي عدالت و بازگرداندن بيت المال بوده و بابک زنجاني مرده و زنده اش چيزي جز يک ابزار سياسي و تبليغاتي نيست. ديروز -اگرچه کمي دير- رئيس دستگاه قضايي کشور گوشه اي از اين پرونده را کنار زد تا مشخص شود نان سياسي و تبليغاتي جماعتي در به سرانجام نرسيدن اين پرونده است.
4- «هميشه سعي کن سريع تر از اشتباهاتت بدوي»؛ ظاهرا دولتمردان اين توصيه فرصت طلبانه مديريتي را به خوبي بکار بسته اند؛ مي توان دستور افزايش حقوق مديران را امضا کرد و نه تنها منکر شد بلکه در چشم 80 ميليون نفر نگاه و عذرخواهي کرد. ده ها هموطن در آتش بي کفايتي وزيري بسوزند و آقاي وزير بگويد مشکلي نيست بيمه بودند! مي توان آنقدرتوان داخلي را ناديده گرفت که پذيرايي قطارها را به خارجي ها سپرد و در مدح و ثنايش سخنراني کرد و البته به وقت لزوم هم تکذيب! مي توان دم از آزادي و پذيرش نقد زد و در عين حال منتقدان را هر روز به دادگاه کشاند. مي توان در اتاقي دربسته به اشتباه در حساب کردن روي حرف وزيرخارجه آمريکا اعتراف و سپس ديگران را به بي اخلاقي متهم کرد و چنان نعل وارونه زد که برجام2 را براي حل مسائل منطقه پيشنهاد داد و... وقتي مردم، رعيتي مفلوک فرض شوند که جز اقبال به اين جماعت خود همه چيز تمام پندار، راه ديگري ندارند، چنين رفتاري و برخوردي با اشتباهات عجيب نيست. مدعيان اصلاحات و اعتدال گمان مي کنند و خوشحال اند که دولت رقيب و آلترناتيوي ندارد. حال آن که اگر خدمت به مردم عاري از واقعيت و بادکنکي باشد، نبايد غافل بود که بزرگ ترين بادکنک ها نيز با يک سوزن مي ترکند! نويسنده: محمد صرفي
1- مروري بر مواضع دولتمردان نشان مي دهد اصلي ترين استراتژي سياسي آنها تغيير ملموسي نکرده و حلقه شماره يک تصميم سازان و مشاوران دولت گمان مي برند در شرايط فعلي هيچ نسخه اي براي ورود به انتخابات، بهتر از همان نسخه سال 92 نيست. در آن دوره روحاني پيش و بيش از آنکه با نامزدهاي رقيب رقابت کند، نفي دولت دهم را در دستور کار تبليغاتي خود قرار داد. سخنان چند روز پيش معاون اول رئيس جمهور نشان مي دهد اين استراتژي تغييري نکرده و دولت اميدوار است با همان دوقطبي گذشته به اهداف خود برسد. اسحاق جهانگيري سه شنبه هفته گذشته در جلسه گزارش عملکرد پروژه هاي اقتصاد مقاومتي وزارت صنعت، معدن و تجارت گفته بود؛ «به کساني که بهانه جويي مي کنند بايد بگوييم سياست شما همان بود که فضاي اقتصادي کشور را به پرتگاه رسانديد و نيروهاي انقلاب را مقابل هم قرار داديد. شما کشور را به ته دره برديد و ما آن را چند پله از ته دره بالاآورده ايم اما هنوز در دره است. آمار تورم، رکود و درآمد سرانه مردم در سال 91 آنقدر بد بوده که هرچه تلاش مي کنيم نمي توانيم خرابکاري آقايان را جبران کنيم.»
درباره اين استراتژي دولت چند نکته قابل تامل وجود دارد؛
الف- نخست آن که دولت مي کوشد با تاکتيک جاخالي دادن، خود را بر صندلي پرسشگر بنشاند. پرسشگري و مطالبه تغيير وضعيت از سوي دولتمردان فعلي در سال 92 عجيب نبود. آنان ظاهراً بيرون از گود بودند و مدعي که مي توانند به اين وضعيت سر و سامان دهند. اما اينکه پس از چهار سال سکانداري قوه مجريه، به گونه اي سخن بگويند که گويي همچنان بيرون از گود و بدون مسئوليت هستند، براي مردم قابل پذيرش نيست. مردم از دولتمردان انتظار دارند در اين مقطع زماني گزارش کارهاي کرده خود را بگويند.
ب- فضاسازي هايي مانند «ته دره بودن کشور»، «خالي بودن خزانه»، «پول نداشتيم حقوق بدهيم» و عباراتي از اين دست که هر چند وقت يکبار از سوي برخي مسئولان مطرح مي شود، ادعاهايي هستند که تنها کارکرد آن سرپوش گذاشتن بر کم کاري هاست. اين گونه فضاسازي ها و بهتر است بگوييم سياه نمايي ها شايد در آغاز به کار دولت مي توانست تا حدي افکار عمومي را مشغول سازد اما با گذشت چهار سال، خاصيت خود را از دست داده و به ضدهدف نيز تبديل مي شوند. نکته جالب و متناقض ماجرا آنجاست که همين دولتمردان که از چنين ادبياتي استفاده مي کنند، منتقدان را به نااميد کردن مردم نيز متهم مي سازند!
2- در حالي که چند روز ديگر به سالگرد روز اجراي برجام –روزي که قرار بود همه تحريم ها بالمره لغو شوند!- مي رسيم و شرط بندي حياتي دولت بر روي آن به نتيجه نرسيده، استراتژي بزک برجام جاي خود را به ماله کشي داده است. اوايل آب و نان و حيات و ممات مردم به برجام گره خورده بود و قرار بود اين معامله عجولانه، تمام مشکلات ارضي و سماوي کشور را حل کند. عده اي چنان ذوق زده بودند که چيزي نمانده بود از هول هليم در ديگ بيافتند! چند نماينده دست بکار شدند و طوماري نوشتند از 165 دستاورد برجام خبر دادند و حتي روزنامه دولت مدعي شد توافق هسته اي عمر خلبان ها و مهمانداران هواپيما را طولاني خواهد کرد! البته هنوز هم برخي روزنامه هاي زنجيره اي آنقدر بي خيال و متوهم هستند که براي خوش رقصي و احتمالاً گرفتن يارانه بيشتر بنويسند آزادي حلب نيز از دستاوردهاي برجام است! اما بطور کلي حال که تشت رسوايي برجام از بام افتاده، بزک کنندگان دست به ماله شده اند و از دستاوردهاي سلبي برجام مي گويند که بله! درست است که برجام آنقدرها هم آورده نداشته اما اگر برجام نبود جنگ مي شد و فروش نفت به صفر مي رسيد و روزگارتان سياه بود! دستاوردسازي براي جنازه برجام قطعه اي ديگر از استراتژي انتخاباتي دولت است. در بوق و کرنا کردن قراردادهاي مبهمي مانند خريد هواپيما، شراکت با شرکت هاي بزرگ نفتي و شيرين سازي کام ملت با دستاوردهاي آدامسي، در ماه هاي منتهي به انتخابات قابل پيش بيني است.
3- دست گذاشتن روي مسائل حاشيه اي و جنجالي، وارونه نمايي حقايق و ايجاد دوقطبي هاي کاذب در اين زمينه از ديگر تاکتيک هاي طراحي شده در اين ميدان است. ماه هاست که روزنامه هاي زنجيره اي و دولتمردان با بهانه و بي بهانه ماجراي بابک زنجاني را وسيله اي براي انحراف افکار عمومي قرار داده اند. بدون آنکه به اين مسئله مهم و اساسي اشاره کنند که اين مفسد اقتصادي چگونه و در کدام دوره –دوره کارگزاران که از آنان مي توان به عنوان پدرخوانده دولت يازدهم ياد کرد- از يک راننده تبديل به يک دلال بزرگ ارز شد. نگاهي به نحوه موضع گيري هاي جريان مدعي اصلاح و اعتدال به اين ماجرا نشان مي دهد، تنها چيزي که براي آنها کوچک ترين اهميتي ندارد، اجراي عدالت و بازگرداندن بيت المال بوده و بابک زنجاني مرده و زنده اش چيزي جز يک ابزار سياسي و تبليغاتي نيست. ديروز -اگرچه کمي دير- رئيس دستگاه قضايي کشور گوشه اي از اين پرونده را کنار زد تا مشخص شود نان سياسي و تبليغاتي جماعتي در به سرانجام نرسيدن اين پرونده است.
4- «هميشه سعي کن سريع تر از اشتباهاتت بدوي»؛ ظاهرا دولتمردان اين توصيه فرصت طلبانه مديريتي را به خوبي بکار بسته اند؛ مي توان دستور افزايش حقوق مديران را امضا کرد و نه تنها منکر شد بلکه در چشم 80 ميليون نفر نگاه و عذرخواهي کرد. ده ها هموطن در آتش بي کفايتي وزيري بسوزند و آقاي وزير بگويد مشکلي نيست بيمه بودند! مي توان آنقدرتوان داخلي را ناديده گرفت که پذيرايي قطارها را به خارجي ها سپرد و در مدح و ثنايش سخنراني کرد و البته به وقت لزوم هم تکذيب! مي توان دم از آزادي و پذيرش نقد زد و در عين حال منتقدان را هر روز به دادگاه کشاند. مي توان در اتاقي دربسته به اشتباه در حساب کردن روي حرف وزيرخارجه آمريکا اعتراف و سپس ديگران را به بي اخلاقي متهم کرد و چنان نعل وارونه زد که برجام2 را براي حل مسائل منطقه پيشنهاد داد و... وقتي مردم، رعيتي مفلوک فرض شوند که جز اقبال به اين جماعت خود همه چيز تمام پندار، راه ديگري ندارند، چنين رفتاري و برخوردي با اشتباهات عجيب نيست. مدعيان اصلاحات و اعتدال گمان مي کنند و خوشحال اند که دولت رقيب و آلترناتيوي ندارد. حال آن که اگر خدمت به مردم عاري از واقعيت و بادکنکي باشد، نبايد غافل بود که بزرگ ترين بادکنک ها نيز با يک سوزن مي ترکند! نويسنده: محمد صرفي