نگاه بازجویانه اوین نامه به ديروزنامه هاي زنجيره اي جناح رقیب

نگاه بازجویانه  اوین نامه ی کیهان سربازجو شریعت نداری ي به ديروزنامه هاي زنجيره اي جناح رقیب  12 مرداد -96
«دوري از کانون مدارهاي حساسيت آمريکا» نام جديد نسخه سازش
    سرويس سياسي - روزنامه قانون مصافحه وزيران خارجه ايران و عربستان در حاشيه نشست سازمان همكاري كشورهاي اسلامي را حرکتي صادقانه و غيرظاهري خواند و به تمجيد اين اقدام پرداخت!

    قانون بدون اشاره به خصومت شديد و روز افزون عربستان و حاکميت آن عليه ايران و يارگيري سعودي از کشورها ، گروه ها و شخصيت هاي منطقه از عراق گرفته تا ديگر کشورها عليه ايران نوشته است: ديدار ظريف و الجبير از لحاظ مواجهه کلامي و رفتاري بسيار مهم بود. نکته بارزي که در اين برخورد وجود داشت، لبخندهايي طبيعي بود. چهره هر دو طرف عاري از خنده هاي مصنوعي بود. همان لبخندهايي که براي وانمود کردن استفاده مي شود و فقط براي حفظ ظاهر است. هم الجبير و هم ظريف ديروز صادقانه در مقابل دوربين ها لبخند زدند و حرکات دست ها براي مصافحه از الگوهايي محترمانه و حرفه اي، تبعيت مي کرد. اگر يک مخاطب بي اطلاع، اين ديدار و نحوه برخورد ظريف با الجبير را مي ديد، هرگز نمي توانست حدس بزند که اين دو، نماينده دو کشور رقيب و البته متخاصم هستند! شايد اگر بخواهيم تيتر يا عنواني براي ديدار ديروز ظريف و الجبير انتخاب کنيم، بهترين عبارت، «مواجهه برادرانه» باشد.

    اقدامات سال هاي گذشته سعودي در منطقه به خوبي عداوت و دشمني شديد عربستان با ايران اسلامي را نشان مي دهد، قتل عام هزاران حاجي بي دفاع در سرزمين امن الهي و حمله به يمن و کشتار روزانه مردم مظلوم و مستضعف اين کشور که جرمي جز طلب استقلال و آزادي ندارند تنها بخشي از اقدامات به شدت خصمانه سعودي عليه ملت هاي اسلامي و امت اسلام که ايران نيز جزو آن ها است مي باشد ، با اين حال چگونه مي توان از برخورد برادرانه سعودي با ايران و وزيرخارجه ايران سخن گفت؟!

    
    
نيازي به کابينه جوان نداريم!
    يک عضو هيئت نمايندگان اتاق بازرگاني در مصاحبه با روزنامه زنجيره اي آرمان در پاسخ به اين سوال که:«با توجه به اينکه آقاي روحاني گفتند سن افراد کابينه بايد پايين باشد به نظر شما سن اهميت بيشتري دارد يا تجربه؟» گفت:«به اعتقاد من سن صرفا يک عدد است و در انتخاب افراد کابينه بيشتر به کارايي و اثرگذاري بايد اهميت دهيم. ما تجربه کابينه جوان را در دولت هاي نهم و دهم داشتيم که تجربه تلخ و ناموفقي بوده است. فکر نمي کنم سن افراد تاثيري در تصميم گيري آنها داشته باشد. ».

    کابينه پير و خسته، عنواني بود که بسياري از کارشناسان در وصف دولت يازدهم از آن استفاده مي کردند. اين ويژگي موجب شد تا دولت يازدهم در بخش هاي مختلف و به ويژه در حوزه اقتصاد و مشکلات معيشتي مردم کارنامه قابل قبولي از خود به جا نگذاشت. بر همين اساس، کابينه پرتحرک و جوان به يک مطالبه عمومي در نزد افکار عمومي براي انتخاب اعضاي دولت دوازدهم بدل شد.

    چندي پيش محمدرضا تاجيک مشاور رئيس دولت اصلاحات در مصاحبه با سايت جماران گفته بود: «اگر کسي در شرايط کنوني رئيس جمهور مي شود مردم انتظار دارند که در زندگي روزمره آنها تغيير حاصل شود؛ بنابراين دولت کنوني بايد تلاش کند که موفق شود؛ و اين امکان ندارد مگر اينکه تغيير ساختاري بزرگي دهد و بسياري از مديران سنگين پاي بي طراوت کنوني را تغيير دهد و در رويکردهاي متصلبي که در عرصه هاي فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي پاسخ نداده تغيير ايجاد کند و با شادابي و توان افزون تر وارد صحنه شود و به نيازهاي مردم پاسخ دهد».

    
    
سياست خارجي در حال رکود است راهکار همراه شدن با آمريکا است!
    محمود سريع القلم استاد علوم سياسي دانشگاه و از حاميان دولت يازدهم در يادداشتي که روزنامه آفتاب يزد آن را بازنشر کرد به سياست خارجي دولت يازدهم انتقاد کرده و آن را همانند اقتصاد در حال رکود دانست.

    در بخشي از اين يادداشت آمده است : روابط خارجي ما نيز مانند اقتصاد، در حالت رکود است زيرا که سياست خارجي فعلي با فرمول هاي ۲۵ سال پيش عمل مي کند. ابتدا بايد به روز شد تا بتوان روابط خارجي داشت. روابط ما با اروپا و ژاپن در وضعيت Standby است. به جز شامات و عمان، تقريباً روابط ما با کل جهان عرب، قطع است. آسياي مرکزي و قفقاز باب احتياط را با ما پيش گرفته اند. پاکستان خيلي با ما کاري ندارد.

    نويسنده در عين حالي که به سياست خارجي در حال رکود دولت يازدهم اذعان و اعتراف مي کند راهکار را همگامي با حساسيت هاي آمريکا و دور شدن از مدار اين حساسيت ها مي شمارد و مي نويسد : با توجه به حساسيت هاي تاريخي و سياسي، بهترين شرکاي تجاري، اقتصادي و سرمايه اي براي ما، کشورهاي غرب اروپا و ژاپن هستند زيرا که توان سياسي و نظامي آنها بسيار محدود است. اما براي اينکه اين امر تحقق پيدا کند، به نظر مي رسد کشور نياز به فاصله گرفتن از کانون مدارهاي حساسيت آمريکا را دارد

    معناي ديگر اين نوشته و استدلال آن است که براي موفق شدن ضروري است که با آمريکا به عنوان کدخداي دهکده بزرگ جهاني در موضوعات حساسيت برانگيزي چون حقوق بشر و سياست خارجي منطقه اي همراه شد. سريع القلم به اين سوال پاسخ نمي دهد که اگر دور شدن از مدار حساسيت هاي آمريکا جوابگو بود چرا دولت يازدهم که در موضوعات کلاني چون هسته اي وارد مذاکرات با 1+5 و به ويژه آمريکا شد و اين مذاکرات به برجام منتهي گرديد نتوانست حساسيت هاي آمريکا را برطرف کرده و در نتيجه برجام براي ايران عايدي داشته باشد؟!

    تجربه نشان داده است که هر اندازه در برابر آمريکا عقب نشيني شده و سياست هاي خارجي و داخلي کشور بر اساس منويات آن تنظيم شود ايالات متحده گام به جلو برداشته و ادعاها و تقاضاهاي ديگري را مطرح مي کند و اين تقاضاها و ادعاها تا براندازي کامل نظام ادامه پيدا مي کند.

    
    
پس از چهار سال وعده دوباره براي تکميل مسکن مهر!
    روزنامه زنجيره اي اعتماد در شماره ديروز دو گزارش و يک خبر پيرامون « مسکن » منتشر کرده است ، خبر به موضوع مسکن مهر اختصاص داشت و وعده تازه وزارت راه و شهرسازي که از زبان قائم مقام وزير بيان شده بود: «مطابق دستور رئيس جمهوري ، طرح هاي مسكن مهر در سراسر كشور تا پايان سال جاري تكميل و بر اساس اولويت به متقاضيان واگذار خواهند شد!» اين در حالي است که دولت يازدهم در همان بدو شکل گيري چنان که عباس آخوندي وزير راه در مجلس گفت تعهد کرده بود که به سرعت واحدهاي باقيمانده را تکميل کند اما چهار سال گذشته و اکنون نيز وعده تا پايان سال داده شده است.

    اين روزنامه در گزارشي ديگر با عنوان «بازار مسکن رونق مي گيرد» به نقل از مشاور وزير راه و شهرسازي نوشت : با توجه به تقاضاي ايجاد شده براي واحدهاي مسكوني ارزان قيمت و مصرفي، معاملات اين بخش امسال رونق مي گيرد

    اعتماد در گزارشي ديگر تحت عنوان «بازار مسکن کشش افزايش قيمت ندارد» باز به موضوع مسکن پرداخته و در اين نوشتار برخلاف گزارش فوق چندان اميدي به خروج مسکن از رکود ديده نمي شود.

    گفتني است که دولت يازدهم برخلاف نظر بسياري از کارشناسان که معتقد بودند بايد نواقص مسکن مهر برطرف و اين طرف با اصلاحات کارشناسي ادامه يابد، نه تنها آن را تعطيل کرد بلکه شخص وزير آن را «مزخرف» خواند. اين در حالي است که در اين چهار سال وزارت راه و شهرسازي نه خانه اي ساخته و نه طرحي براي مسکن به اجرا گذاشته است. دولتمردان تدبير و اميد معتقدند که اين در حوزه وظايف دولت نيست!

    
    
به دنبال سهم خواهي نيستيم اما هستيم!
    روزنامه زنجيره اي اعتماد در شماره ديروز خود گزارشي از آخرين تغييرات در کابينه دوازدهم پيش از برگزاري مراسم تنفيذ و تحليف پرداخته و نوشت: کابينه دوازدهم بسته شد؛ زنگنه ماند، قاضي زاده هاشمي نماند، بي طرف آمد.

    بر اساس اين گزارش « سر و شكل كابينه دوازدهم كم كم رخ نمايانده است...كابينه اي كه هرچند تا اينجا اصلاح طلبان را آنچنان راضي نكرده است اما با سكوت و حمايت عجيب اصولگرايان همراه بوده است. عبدالله نوري مثل خيلي چهره هاي ديگر اصلاح طلب اخبار شنيده از كابينه را نگران كننده مي دانست؛ نگران از انحراف آن از راي اكثريت مردم. در مقابل اما اصولگرايان اين روزها در مقابل تركيب كابينه سكوت كرده اند و ترجيح مي دهند روي خط سهم خواهي اصلاح طلبان از كابينه مانور دهند

    هر چند اخبار و گزارشات منتشر شده در روزنامه هاي زنجيره اي و اظهار نگراني مدعيان اصلاحات از کابينه آينده به خوبي نشان دهنده سهم خواهي اين روزنامه ها و جريانات از رئيس جمهور است ولي آنان در عين حال مي کوشند که هر نوع سهم خواهي را منکر شوند، انکاري که با مطالعه گزارشات بي شمار منتشر شده در روزنامه هاي زنجيره اي عجيب و در عين حال خنده دار مي نمايد.

    به عنوان نمونه روزنامه زنجيره اي آفتاب يزد در يادداشتي که در شماره ديروز اين روزنامه منتشر شد درباره کابينه آينده تاکيد کرده است: روحاني ... به خاطر حمايت قاطع اصلاح طلبان و مردمي که انديشه هاي اصلاح طلبانه شان را در يک يک همايش هاي انتخاباتي فرياد مي زدند، توانست پيروز قاطع انتخابات باشد، به نظر مي رسد برخي رودربايستي ها موجب شده تا رئيس جمهوري انتخاب هاي عجيبي را براي دولت بعدي اش در نظر گرفته باشد.

    اظهار نگراني زنجيره اي ها از کابينه آينده و فشار به رئيس جمهور براي چينش کابينه به دلخواه آن ها نشان دهنده اين واقعيت است که مدعيان اصلاحات دولت آينده را به شکل يک شرکت سهامي مي بينند که هر کس بايستي سهم خود را برداشته و به کار خود برود و در اين ميان مشکلات مردم کمترين اهميتي ندارد!

    
    
کليدواژه دولت قبل همچنان توجيه کننده ناکامي ها!
    روزنامه زنجيره اي بهار در مطلبي نوشت: «کليدواژه «دولت قبل» در بسياري از موضوعات به خصوص در دو حوزه اقتصاد و سياست خارجي کاربرد درستي داشته است و برخلاف آن چه تندروهايي که رئيس «دولت قبل» را تقديس مي کردند معتقدند به هيچ وجه به معناي تخريب گذشتگان نيست. مثلا عملکرد دولت قبل در حوزه سياست خارجي که باعث تحميل تحريم هايي بي سابقه به مردم شد به همين سادگي برطرف نخواهد شد، يا تخريب پايه هاي اقتصاد کشور با اقداماتي غير علمي از جمله مسائلي است که تا سال ها گريبان کشور را گرفته است و تا دو دولت بعد هم مثلا در موضوعي مثل بحران بيکاري مي توانند از اثرات مخرب دولت دهم در اين حوزه بگويند

    نويسنده در ادامه براي به حاشيه کشاندن مشکلات اصلي کشور موضوع حصر را به ميان کشيده و آورده است «اما همانقدر که نقد و اعتراض به دولت قبل و يادآوري ريشه مشکلات در برخي موضوعات درست و لازم است، در برخي ديگر از مسائل نمي تواند چندان قابل قبول باشد. في المثل در همين موضوع حصر، اين که سخنگوي دولت اين اتفاق نامبارک را محصول دولت قبل مي داند از جهاتي درست است و مي توان درک کرد که اگر تندروي هاي رئيس دولت گذشته نبود شايد شاهد گسست نيروهاي دلسوز نظام نمي بوديم اما پرسش اساسي اين است که محصول دوره چهار ساله اخير چه بوده است؟»

    روزنامه هاي زنجيره اي که طي 4 ساله گذشته در برابر انتقادها از کارنامه ناموفق دولت در حوزه هاي مختلف بويژه در مسائل اقتصادي ، موضوعاتي نظير رفع حصر سران فتنه را براي منحرف کردن افکار عمومي از مسائل اصلي و مشکلات مبتلابه کشور مطرح مي کردند، ظاهرا قصد دارند در اين دوره نيز همين رويه را دنبال کنند و لذا به نوبخت توصيه مي کنند که کليد واژه دولت قبل (عطف به دولتهاي نهم و دهم) منقضي نشده و همچنان براي آنها کار برد دارد و مي توانند عدم توانايي خود در حل مشکلات کشور را همچنان به گردن دولت قبل بياندازند، در مقابل رسانه هاي زنجيره اي نيز به جاي طرح مطالبات و دغدغه ها و مشکلات اصلي مردم ، موضوع رفع حصر را برجسته و در بوغ و کرنا کنند.