این شهر بوی گاز میدهد؛ بوی تخم مرغ گندیده! 6اسفند-96
در مسجد سلیمان بوی گاز هر غریبهای
را به سرفه میاندازد ولی محلیها این بو را احساس نمیکنند. بویی شبیه تخم مرغ
گندیده که سینه آدم را تنگ میکند و کمی بعد حالت تهوع. یکی از اهالی ما را به
خانهاش میبرد و فرش را کنار میزند و با فندکش زمین را یکپارچه به آتش میکشد.
من و بقیه همراهان از تعجب دهانمان باز میماند. این دیگر چه وضعیتی است؟
به گزارش ایسنا، روزنامه ایران
نوشت: «مردم مسجد سلیمان میگویند نشت گاز دمارشان را درآورده و خیلیهایشان آسم
گرفتهاند. نزدیکیهای «دره خرسان» در مسجد سلیمان بوی گاز هر غریبهای را به سرفه
میاندازد ولی محلیها این بو را احساس نمیکنند. بویی شبیه تخم مرغ گندیده که
سینه آدم را تنگ میکند و کمی بعد حالت تهوع. یکی از اهالی ما را به خانهاش میبرد
و فرش را کنار میزند و با فندکش زمین را یکپارچه به آتش میکشد. من و بقیه
همراهان از تعجب دهانمان باز میماند. این دیگر چه وضعیتی است؟
میگوید: «این گاز است که از زمین
بیرون میزند، ما توی این وضعیت زندگی میکنیم. حس بویاییمان از بین رفته و بچهها
آسم گرفتهاند. قرار بود جای دیگری به ما خانه بدهند ولی چند سال است بلاتکلیف
ماندهایم.»
به گفته مسئولان مسجد سلیمان،
مناطق «سی برنج»، «نفتون»، «پشت برج» و «چاه نفتی» هم همانند دره خرسان است، زمانی
نفت در باغچهها میجوشید و حالا گاز است که از زمین بیرون میزند و مسموم میکند.
وضعیتی که برای مردم و مسئولان به چالشی بزرگ تبدیل شده است.
وقتی ١٠٩ سال پیش نخستین چاه نفتی
از سوی کمپانی «دارسی» در دره خرسان مسجد سلیمان به نفت رسید، منطقه در اختیار
طایفهای از ایل بختیاری به نام «سادات قیری» قرار داشت که بعدها از سوی شرکت ملی
نفت خریداری شد و سند مالکیت آن تا پیش از انقلاب نیز با شماره پلاک «یک» در
اختیار این شرکت قرار داشت. اما با توجه به پایان رسیدن منابع نفتی خانهها به
مهاجران واگذار شد.
۱۰۹ سال پیش وقتی انگلیسیها دریافتند مسجد سلیمان
ذخایر نفتی سرشاری دارد، پس از ساخت تأسیسات مورد نیاز، ناچار به توسعه شهر و
تأسیس فرودگاه، منازل مسکونی برای کارمندان و کارگران، کارخانه یخ و گوگردسازی و
زمین فوتبال و تنیس، استخر و سینما شدند. طولی نکشید که منطقه دره خرسان و نفتون و
سی برنج تبدیل شد به شهری آباد که اسم و رسمش همه جا پیچید و مردم زیادی برای
زندگی به این منطقه مهاجرت کردند اما رشد و روند تحولات بیش از ٥٠ سال به طول
نینجامید و با تحلیل رفتن منابع نفتی، به گفته اهالی مسجد سلیمان، به بنبست رسید
و حالا با شهری روبهرو هستیم که ١٠٠ هزار جمعیت دارد و با بیکاری و کمبود امکانات
دست و پنجه نرم میکند. به این همه خطر نشت گاز طبیعی را هم اضافه کنید که ١٢ هزار
خانوار را تهدید میکند.
گفتوگو با اهالی نشان میدهد،
بیشتر ساکنان ٥ منطقهای که به آن اشاره کردیم، توانایی مالی برای مهاجرت به مناطق
امن و بیخطر مسجد سلیمان را ندارند و این کار جز با کمک و حمایت شرکت نفت،
شهرداری، بنیاد مسکن و مسئولان استان خوزستان میسر نیست.
روز جمعه به مسجدسلیمان میرسیم.
شهر، یکسره حاشیهای بیش نیست. خشکسالی هم کم مردم منطقه را آزار نداده. روز
تعطیلی کنار نخستین چاه نفتی خاورمیانه، جمعه بازاری برپاست. هر کس برای خودش
بساطی پهن کرده؛ از لوله آب و شیرآلات گرفته تا بیل و کلنگ و تسبیح و انگشتر. وقتی
از آنها درباره بوی تخم مرغ گندیدهای میپرسم که همه جا هست، میگویند خیلی وقت
است شامهشان را از دست دادهاند و بویی را احساس نمیکنند.
مردی که سپیدی به ریش و موهایش
دویده بساطش را میسپارد به همشهریاش و کمی آن طرف تر، ما را میبرد به خانههایی
که ٤٠-٥٠ سال پیش یا شاید هم بیشتر از عمرشان میگذرد. بوی گاز نفس آدم را تنگتر
میکند. از جیبش فندکی بیرون میآورد و روشن میکند و شعلهاش را میگیرد روی
زمین. تکهای از زمین برای چند لحظهای آتش میگیرد.