علم، مرز
نمی شناسد - حسن سلامی* 6 اسفند -96
برای همین مرتجعان اشغال کننده ایران 4 دهه است
تلاش مذبوحانه کردند با پسوند اسلامی ناچسب به علم اهداف تروریستی وجنگ افروزی
برون مرزی شان رادنبال کنند . برای همین چون ترکش این ترفند به دولت روحانی اصابت
کرده روحانی مجبور شد علم ربط به پسوند سازی اسلامی برای اهداف جاسوسی ومتهم به
جاسوسی کردن متخصصان وپژوهشگران دانشگاهی علمی ندارذ
«حسن روحانی» رییس جمهوری اسلامی ایران
امروز (شنبه) در آیین گشایش جشنواره خوارزمی در تهران با بیان این گزاره که «علم
مرز نمی شناسد» گفت: کسانی که روزی می خواستند علوم بورژوازی و علوم سوسیالیستی
بسازند، ناموفق بودند.
وی افزود: علم به تفکر و ایدئولوژی وصل
نمی شود، سال ها در کشور ما کسانی نشستند علوم اسلامی درست کنند و بودجه و وقت
زیادی هم صرف شد اما ایدئولوژی و تفکر دینی در علم اثر نمی گذارد.
به باور روحانی «عده ای می خواستند اثبات کنند از اول همه علوم در اسلام بوده و آیه و حدیثی پیدا می کردند که حرف خود را ثابت کنند اما این حرف درست نیست».
پیش از این، «محمد باقرخرمشاد» رییس کارگروه علوم سیاسی شورای تحول، در گفت و گو با ماهنامه فرهنگ امروز(1) بر ضرورت اسلامی سازی علوم انسانی تاکید و ادعا کرده بود «علوم انسانی جدید که غرب محور یا غرب پایه است بیشتر مادی نگر است و شناختی نسبت به انسان غیر مادی ندارد. از این رو (باید) یک علوم انسانی جدیدی طراحی شود که بتواند وسیع تر و درست تر ببیند و به حقیقت واقعیت انسان نزدیک تر باشد. علوم انسانی اسلامی سرمایه ای است که ما داریم و باید آن را استحصال کنیم و آن را از سرمایه راکد به سرمایه درگردش تبدیل کنیم تا بتواند در قالب آموزش، پژوهش و نظریه پردازی خودش را بروز دهد».(2)
به نظر می رسد قرار است برخی افراد در ایران با اسلامی کردن دانشگاه ها و اسلامی سازی علوم، نگرش خاصی بر مراکز و پژوهش های علمی، بر دانشگاه ها و دستاوردهای آن حاکم کنند. اما این چنین نگرشی در گذشته نتوانسته و اکنون و آینده نیز نمی تواند جریان نیرومند و مطرحی در علم و فلسفه علوم انسانی ایجاد کند.
به عنوان یک نمونه ی عینی و تاریخی اگر به وضع همسایه شمالی ایران در دوره اتحاد جماهیر شوروی نگاه کنیم کمونیست های حاکم کوشش ویژه ای کردند که از منظر مارکسیستی و از بالا به پایین، علم و دانشگاه ها را آن گونه که حاکمیت می خواهد جهت ببخشند و در میدان مسابقه با نظام سرمایه داری غرب و اروپای غربی، پیروز شوند.
آن ها با برداشت تنگ نظرانه از علم، به تبلیغ و تقسیم علم به علم بورژوایی،سرمایه داری یا کاپیتالیستی و علم پرولتاریایی، سوسیالیستی و کمونیستی اقدام کردند. به علوم انسانی صفت و برچسب ضد خلق، بورژوا و منحط زدند. حال آن که علم، صفت نمی پذیرد. به همین دلیل از دهه 1930 میلادی تاکنون که 90 سال می گذرد خردمندان و عالمان جهان هیچ وقت نتوانستند بفهمند که روان شناسی کمونیستی، فیزیک کمونیستی، جامعه شناسی کمونیستی، اقتصاد کمونیستی، هنر کمونیستی، زبان شناسی کمونیستی و علم تاریخ کمونیستی چگونه علمی است.
شمار فراوانی از آثار به اصطلاح تولید شده در حوزه علوم در شوروی به وجود آمدند که در یک ارزیابی کلی، این آثار حاوی یافته های نوین علمی نبودند، بلکه فقط تفسیرهای ماتریالیستی از دستاوردهای علمی دیگران بودند. به دلیل این که تولید علم و تحول در آن جا از درون ذهن انسان های آزاد اتفاق نیفتاد بلکه از بیرون و بالا بخشنامه می شد.
دلیل مهم دیگری که نظام شوروی نتوانست فلسفه علم مستقل پدید بیاورد، حاکمیت ایدئولوژی و نگاه مسلط حکومتی به علوم انسانی بود. آن نظام ندانست که علم، بی وطن است.
با توجه به آنچه گفته شد و نظر به سخنان امروز رییس جمهوری، لازم است رسانه ها، دانشگاهیان، روزنامه نگاران و احزاب سیاسی با روشنگری، افرادی را که در پی اسلامی سازی دانشگاه و علوم انسانی هستند به فضای اجتماعی و حقیقی بکشانند و به آنان یادآوری کنند که ایران هم باید مثل بقیه کشورها و ملت ها در جریان علم مشارکت داشته باشد و در زمین حاصلخیز علم، دانه و بذر خود را بپاشد.
هم چنین ضرورت دارد وزیر علوم پس از سخنان مهم روحانی در جشنواره خوارزمی، ضمن ارتباط گیری با نخبگان و اندیشمندان جامعه شناس، روابط وزارتخانه اش را با دانشگاه ها و دانشجویان از نو بررسی کند و دیدگاهی تازه در باره توسعه و پیشرفت علمی ایران در چهار سال پیش رو پیش نهد که در آن فرهنگ و علوم انسانی، نقش اساسی داشته باشد و دانشگاه به کانون اندیشه ورزی آزاد تبدیل شود.
(1) ماهنامه فرهنگ امروز، شماره 19 ، مهر ماه 96ص 13
(2) پیشین، ص14
--------------------------------------------------------------------------------
*پژوهشگر و روزنامه نگار- ایرنا
به باور روحانی «عده ای می خواستند اثبات کنند از اول همه علوم در اسلام بوده و آیه و حدیثی پیدا می کردند که حرف خود را ثابت کنند اما این حرف درست نیست».
پیش از این، «محمد باقرخرمشاد» رییس کارگروه علوم سیاسی شورای تحول، در گفت و گو با ماهنامه فرهنگ امروز(1) بر ضرورت اسلامی سازی علوم انسانی تاکید و ادعا کرده بود «علوم انسانی جدید که غرب محور یا غرب پایه است بیشتر مادی نگر است و شناختی نسبت به انسان غیر مادی ندارد. از این رو (باید) یک علوم انسانی جدیدی طراحی شود که بتواند وسیع تر و درست تر ببیند و به حقیقت واقعیت انسان نزدیک تر باشد. علوم انسانی اسلامی سرمایه ای است که ما داریم و باید آن را استحصال کنیم و آن را از سرمایه راکد به سرمایه درگردش تبدیل کنیم تا بتواند در قالب آموزش، پژوهش و نظریه پردازی خودش را بروز دهد».(2)
به نظر می رسد قرار است برخی افراد در ایران با اسلامی کردن دانشگاه ها و اسلامی سازی علوم، نگرش خاصی بر مراکز و پژوهش های علمی، بر دانشگاه ها و دستاوردهای آن حاکم کنند. اما این چنین نگرشی در گذشته نتوانسته و اکنون و آینده نیز نمی تواند جریان نیرومند و مطرحی در علم و فلسفه علوم انسانی ایجاد کند.
به عنوان یک نمونه ی عینی و تاریخی اگر به وضع همسایه شمالی ایران در دوره اتحاد جماهیر شوروی نگاه کنیم کمونیست های حاکم کوشش ویژه ای کردند که از منظر مارکسیستی و از بالا به پایین، علم و دانشگاه ها را آن گونه که حاکمیت می خواهد جهت ببخشند و در میدان مسابقه با نظام سرمایه داری غرب و اروپای غربی، پیروز شوند.
آن ها با برداشت تنگ نظرانه از علم، به تبلیغ و تقسیم علم به علم بورژوایی،سرمایه داری یا کاپیتالیستی و علم پرولتاریایی، سوسیالیستی و کمونیستی اقدام کردند. به علوم انسانی صفت و برچسب ضد خلق، بورژوا و منحط زدند. حال آن که علم، صفت نمی پذیرد. به همین دلیل از دهه 1930 میلادی تاکنون که 90 سال می گذرد خردمندان و عالمان جهان هیچ وقت نتوانستند بفهمند که روان شناسی کمونیستی، فیزیک کمونیستی، جامعه شناسی کمونیستی، اقتصاد کمونیستی، هنر کمونیستی، زبان شناسی کمونیستی و علم تاریخ کمونیستی چگونه علمی است.
شمار فراوانی از آثار به اصطلاح تولید شده در حوزه علوم در شوروی به وجود آمدند که در یک ارزیابی کلی، این آثار حاوی یافته های نوین علمی نبودند، بلکه فقط تفسیرهای ماتریالیستی از دستاوردهای علمی دیگران بودند. به دلیل این که تولید علم و تحول در آن جا از درون ذهن انسان های آزاد اتفاق نیفتاد بلکه از بیرون و بالا بخشنامه می شد.
دلیل مهم دیگری که نظام شوروی نتوانست فلسفه علم مستقل پدید بیاورد، حاکمیت ایدئولوژی و نگاه مسلط حکومتی به علوم انسانی بود. آن نظام ندانست که علم، بی وطن است.
با توجه به آنچه گفته شد و نظر به سخنان امروز رییس جمهوری، لازم است رسانه ها، دانشگاهیان، روزنامه نگاران و احزاب سیاسی با روشنگری، افرادی را که در پی اسلامی سازی دانشگاه و علوم انسانی هستند به فضای اجتماعی و حقیقی بکشانند و به آنان یادآوری کنند که ایران هم باید مثل بقیه کشورها و ملت ها در جریان علم مشارکت داشته باشد و در زمین حاصلخیز علم، دانه و بذر خود را بپاشد.
هم چنین ضرورت دارد وزیر علوم پس از سخنان مهم روحانی در جشنواره خوارزمی، ضمن ارتباط گیری با نخبگان و اندیشمندان جامعه شناس، روابط وزارتخانه اش را با دانشگاه ها و دانشجویان از نو بررسی کند و دیدگاهی تازه در باره توسعه و پیشرفت علمی ایران در چهار سال پیش رو پیش نهد که در آن فرهنگ و علوم انسانی، نقش اساسی داشته باشد و دانشگاه به کانون اندیشه ورزی آزاد تبدیل شود.
(1) ماهنامه فرهنگ امروز، شماره 19 ، مهر ماه 96ص 13
(2) پیشین، ص14
--------------------------------------------------------------------------------
*پژوهشگر و روزنامه نگار- ایرنا