فیلم تقلای ضدانقلاب در مونیخ برای جمع‌کردن سیاهی‌لشکر

فیلم تقلای ضدانقلاب در مونیخ برای جمع‌کردن سیاهی‌لشکر25-بهمن-1404

نوچه آموزش  دیده وپرورش یافته سربازجو شریعت نداری دراوین نامه کیهان تحلیل گر سیاسی و... شده است وبه سبک معلمش سربازجوشریعت نداری با پاک کردن صورت مسأله قلم زنی می کند . چون پس ازقطع اینترنت که موجب شده است اوین نامه کیهان در فضای مجازی بازتاب داده نشود . پس مطالبش  ازطریق خبرگزاری فارس پاسداران جنایتکار همسو با اوین نامه کیهان سربازجوشریعت نداری بازتاب داده می شود. لذا اکنون که نماینده رژیم تروریست وجنگ افروز ولایت فقیه به خاطر توی لیست تروریست گذاشتن سپاه پاسداران ازسوی اتحادیه اروپا در  شصت‌ودومین دوره کنفرانس امنیتی مونیخ راه داده نشد. درمقابل از رضا پهلوی دعوت شد تادراین کننفرانس حضورداشته باشد .هم زمان با این حضور رضا پهلوی برنامه ریزی وسازماندهی شده بود تا  حامیان رضا پهلوی  که اکثراً هم آنانی  اند که مدام به ایران در حال تردد بوده اندیاتازه واردینی اند که تلاش می کنند اقامت  دائم  درکشوری داشته باشند که حضوردارند  و شامل لمپن های صادراتی هتاک سینه چاک رضا پهلوی با عنوان رضا شاه شده  هم می شود. همین طور شامل شاکیان قطع اینترنت و عدم تماس با ایران هم می شود.  پس قراراست ازسراسر آلمان واروپا وکانادا وآمریکا و..... امروز درمونیخ حضور داشته باشند.لذا این سناریو  موجب  شده تا نوچه سربازوشریعت نداری بدون هیچ توضیحی که چرا تاحال مقابل رضا پهلوی سکوت شده بود تا میدان به وی داده شود با ترفند برج مقابل بارو برابرجریانات برانداز وجمهوری خواه مخالف رژیم تروریست وجنگ افروز ولایت فقیه قرار بگیرد. موازی آن گفته نمی شد که چرا  شبکه ایترنشنال شکل گرفت؟ سپس  چرامهره های صادراتی پس از88   وبعدازآن خبرنگاران  و گزارشگر ان ورزشی و فعالان سیاسی  و... بدون مانع ازکشور خارج شده وجذب این شبکه  وبی بی سیی رادیو فردا ومنوتو شدند تابلندگوی تبلیغاتی رضاپهلوی شوند.اماچون حال به دلیل برنامه تشدید تنش میان رژیم تروریست وجنگ افروز ولایت فقیه باآمریکا واسراییل که ناشی از برنامه هسته ای وموشکی وگروه های نیابتی می باشد. لذابرای مچ گیری کردن از اینترنشنال  ونقش این شبکه برای  تبلیغات کردن رضا پهلوی گزارشی  با عنوان  فیلم تقلای ضدانقلاب در مونیخ برای جمع‌کردن سیاهی ازسوی خبرگزاری فارس سپاه پاسداران تهیه و بازتاب داده شده است.

مونیخ امسال بیش از هر چیز نشان داد که جریان سلطنت‌طلب، همچنان درگیر بحران هویت، فقدان انسجام و نیاز مفرط به ویترین خارجی است؛ سیرکی پرهیاهو که در نهایت، تماشاگرانش نه تنها آن را جدی نمی‌گیرند، بلکه به آن نیشخند می‌زنند.گروه دیده‌بان غرب: شصت‌ودومین دوره از کنفرانس امنیتی مونیخ از ۱۳ فوریه در شهر مونیخ آغاز شد؛ نشستی که هر ساله با حضور مقامات ارشد سیاسی و امنیتی جهان برگزار می‌شود و مدعی است تریبونی برای گفت‌وگوهای آزاد درباره امنیت بین‌المللی است. اما آنچه امسال بیش از مباحث امنیتی جلب توجه کرد، رفتار دوگانه برگزارکنندگان و تلاش جریان سلطنت‌طلب برای تبدیل حاشیه‌های این رویداد به شوی تبلیغاتی است. آزادی بیان، فقط برای همسوها-در حالی که به گفته اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، دعوت از وزیر امور خارجه ایران تحت فشار وزارت خارجه آلمان لغو شد، برگزارکنندگان همان کنفرانس از رضا پهلوی برای حضور در یک پنل پرسش و پاسخ درباره ایران دعوت کردند. این تصمیم، بیش از هر چیز نشان داد شعار «گفت‌وگو» تا جایی اعتبار دارد که صداهای مستقل و رسمی همانند جمهوری اسلامی ایران در آن حضور نداشته باشند.

وقتی وزیر خارجه یک کشور امکان حضور پیدا نمی‌کند اما چهره‌ای فاقد هرگونه جایگاه حقوقی و نمایندگی رسمی به عنوان «صدای ایران» معرفی می‌شود، پرسش جدی درباره بی‌طرفی چنین نشست‌هایی شکل می‌گیرد. این رفتار نه تنها کمکی به گفت‌وگو نمی‌کند، بلکه شائبه سیاسی‌کاری و اعمال فشار دولت‌ها بر ساختار یک کنفرانس بین‌المللی را تقویت می‌کند.تلاش برای احیای برند سیاسی رو به افول سلطنت‌طلبان-نکته قابل توجه اینجاست که دعوت از رضا پهلوی، در عمل بیش از آنکه ارزش تحلیلی داشته باشد، کارکرد نمایشی دارد. قرار است او در یک پنل یک‌ساعته درباره ایران شرکت کند؛ حضوری که بیشتر به تلاش برای احیای برند سیاسی رو به افول سلطنت‌طلبان شباهت دارد. و اما جریان سلطنت‌طلب بلافاصله از این فرصت بهره‌برداری تبلیغاتی کرد و فراخوان تجمعی در مونیخ صادر شد؛ تجمعی که از سوی برخی حامیانش «رفراندوم» نام گرفت. این تعبیر، خود گویای بحران مشروعیت درونی این جریان است؛ جریانی که فاقد هرگونه سازوکار انتخاباتی یا پایگاه اجتماعی منسجم است، تلاش می‌کند با گردهمایی چند صد نفر در خارج از کشور، وزن سیاسی خود را به نمایش بگذارد.

تلاش سلطنت‌طلبان برای فریب رسانه های خارجی-اما ماجرای تجمع مونیخ، تنها به فراخوان ختم نشد. شادی امین، از فعالان اپوزیسیون، در شبکه‌های اجتماعی فاش کرد که خبرنگاران اروپایی با موجی از ایمیل‌های مشابه و هماهنگ برای پوشش این تجمع مواجه شده‌اند. در این ایمیل‌ها، تنها از «تجمع ایرانیان برای کشته‌شدگان و زندانیان» سخن گفته شده و هیچ اشاره‌ای به نقش رضا پهلوی یا شعارهای سلطنت‌طلبانه نشده است.این شیوه، بیش از آنکه نشان‌دهنده اعتمادبه‌نفس سیاسی باشد، بیانگر تلاش برای فریب رسانه‌هاست. حتی خود سازمان‌دهندگان می‌دانند که نام «پهلوی» برای بسیاری از خبرنگاران اروپایی، به‌ویژه در فضای حساس نسبت به راست‌گرایی افراطی، جذابیتی ندارد و حتی دافعه ایجاد می‌کند. از همین رو، کوشیده‌اند با حذف نام او در اطلاع‌رسانی اولیه، خبرنگاران را به محل تجمع بکشانند و سپس تصاویر را با پرچم‌ها و شعارهای «یک کشور، یک رهبر، یک پرچم» تزریق کنند.

گدایی برای تأمین هزینه بلیت قطار ۱۰ یورویی-

در این میان یک نکته بسیار مهم وجود دارد و آن، فراخوان های متععد سلطنت طلبان برای جمع آوری پول است. این جماعت همان‌هایی هستند که در رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور، مدعی زندگی‌های مرفه و حقوق‌های چند هزار یورویی در اروپا هستند؛ اما در عمل برای تأمین هزینه بلیت قطار ۱۰ یورویی به مقصد مونیخ دچار مشکل می‌شوند. این تناقض، تنها یک شوخی فضای مجازی نیست؛ بلکه نمادی از شکاف میان ادعا و واقعیت در میان جریان سلطنت‌طلب است.جریانی که سال‌هاست از «پشتیبانی میلیونی»! سخن می‌گوید، در بزنگاه‌ها ناچار به فرستادن پیام های فله ای به خبرنگاران خارجی می‌شود تا شاید چند دوربین را به سمت خود جلب کند. این در حالی است که اگر پشتوانه اجتماعی وجود داشت، نیازی به چنین تاکتیک‌هایی نبود.اپوزیسیون تک‌نفره

-تماس یک ایرانی مقیم تفلیس با شبکه اینترنشنال و تمسخر وضعیت اپوزیسیون، بازتابی از همین آشفتگی است. او به‌درستی اشاره کرد که بسیاری از این گروه‌ها در عمل «احزاب تک‌نفره یا چندنفره» هستند که حتی بر سر یک پرچم واحد توافق ندارند و حالا اعلام کرده‌اند «هرکس هر پرچمی دارد بیاورد.»این تصویر، نه نشانه تکثر دموکراتیک، بلکه علامت فقدان انسجام سیاسی است. جریان‌هایی که حتی بر سر نماد مشترک توافق ندارند، چگونه می‌توانند ادعای اداره یک کشور ۸۰ میلیونی را داشته باشند؟!انحصار رسانه‌ای، اما بی‌اثر-واقعیت آن است که سلطنت‌طلبان از حمایت رسانه‌های عبری و جریان‌های راست‌گرای اروپایی و رسانه‌های فارسی‌زبان اپوزیسیون و همچنین رسانه های آمریکایی برخوردارند. اما تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که انحصار رسانه‌ای، جایگزین مشروعیت مردمی نمی‌شود. بر همین اساس بازنشر گسترده تصاویر و شعارها در شبکه‌های اجتماعی، لزوماً به معنای مقبولیت اجتماعی نیست. سیاست، برخلاف شوی تبلیغاتی، با واقعیت‌های میدانی سنجیده می‌شود.نکته دیگر اینکه، جریان سلطنت طلب از یک سو مدعی پلورالیسم‌اند و از سوی دیگر، عملاً حول محور یک فرد و یک نماد متمرکز می‌شوند. این دوگانه، نه‌تنها برای افکار عمومی داخل ایران قانع‌کننده نیست، بلکه برای ناظران خارجی نیز پرسش‌برانگیز است.

در مجموع باید گفت، کنفرانس امنیتی مونیخ امسال به‌جای آنکه عرصه گفت‌وگوی واقعی باشد، به صحنه‌ای برای نمایش‌های سیاسی تبدیل شده است؛ از لغو دعوت رسمی گرفته تا دعوت از چهره‌ای فاقد جایگاه حقوقی. در حاشیه این نشست نیز سلطنت‌طلبان می‌کوشند با بزرگ‌نمایی یک تجمع، تصویری اغراق‌آمیز از وزن سیاسی خود ارائه دهند.اما واقعیت آن است که سیاست را نمی‌توان با ایمیل‌های فله‌ای، شعارهای تند و شوهای خیابانی جایگزین کرد. مشروعیت، محصول ریشه اجتماعی و برنامه عملی است؛ نه نتیجه عکس‌های قاب‌شده در برابر دوربین‌های اجاره‌ای.مونیخ امسال بیش از هر چیز نشان داد که جریان سلطنت‌طلب، همچنان درگیر بحران هویت، فقدان انسجام و نیاز مفرط به ویترین خارجی است؛ سیرکی پرهیاهو که در نهایت، تماشاگرانش نه تنها آن را جدی نمی‌گیرند، بلکه به آن نیشخند می‌زنند.#کنفرانس_امنیتی_مونیخ#رضا_پهلوی#ایران#مونیخ#اپوزیسیون#اینترنشنال