سربازجوپاسدارحسین شریعت نداری: چرا از سفر قالیباف و عراقچی به قطر خبر نداشتیم؟

سربازجوپاسدارحسین شریعت نداری: چرا از سفر قالیباف و عراقچی به قطر خبر نداشتیم؟۵-خرداد-۱۴۰۵

سربازجوپاسدارحسین شریعت نداری  که درهمه   امور جاری ریز ودرشت حکومتی ودولتی و... مداخله جویی فضولانه می کند وبه شدت مخالف مذاکره باآمریکاست .اکنون سخت شاکی شده است که چرا باهمه تجربه چنددهه کاراطلاعاتی-امنیتی - بازجویی واعتراف گیری که  داشته است امارودست خورده ومتوجه نشده است که چرا بدون مجوز واطلاع وی پاسداران قالی باف وعراقچی بطورقاچاقی به قطرسفرکردند؟ 

آقایان به جای آن که اولین منبع و کانون انتشار خبر باشند و با اطلاع‌رسانی به هنگام‌، امتیاز بهره‌گیری از «روایت اول‌» را که نقش برجسته‌ای در تفسیر و تحلیل‌های بعدی دارد به کشور خودمان بدهند، این امتیاز را به بیگانگان، آن‌هم بیگانگانی که دشمنان تابلو‌دار کشورمان هستند، سپرده‌اند!حسین شریعتمداری در یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:«۱- «روایت اول » در کار رسانه و بایدها و نباید‌های آن از امتیاز برجسته‌ای برخوردار است. چرا که وقتی یک رسانه در انتشار فلان خبر از سایر رسانه‌ها پیشی می‌گیرد، دیواره ذهن مخاطب را همسو با خبری که قبل از دیگران منتشرکرده است، شکل می‌دهد و کسانی که قصد دارند روایت دیگری از همان رخداد را منتشر کنند، ناچارند ابتدا، آنچه را که از روایت اول بر دیواره ذهن مخاطب نشسته است، پاک کنند و این برخلاف ظاهر آن، کار آسانی نیست. دقیقاً به همین علت است که رسانه‌ها در کسب خبر و تبدیل آن به روایت اول با یکدیگر به رقابت برمی‌خیزند. این رقابت وقتی میان رسانه‌های خودی و داخلی در جریان است، مشکل چندانی درپی ندارد ولی اگر رقابت میان رسانه‌های داخلی و دشمنان بیرونی باشد، ماجرا متفاوت خواهد بود و نام واقعی آن «جنگ رسانه‌ای‌» است. گفتنی است در تمامی عمر مقدس و ۴۷ ساله انقلاب اسلامی حتی یک بازه زمانی کوتاه مدت را نیز نمی‌توان آدرس داد که با جنگ رسانه‌ها که این روزها به «‌جنگ شناختی» تبدیل شده است، درگیر نبوده باشیم. پیش از این بارها به ماهیت جنگ رسانه‌ها و جنگ شناختی پرداخته‌ایم ولی وجیزه پیش‌روی موضوع دیگری دارد. ۲- دیروز خبرگزاری‌های خارجی از سفر آقایان قالیباف و عراقچی به قطر خبر دادند. این خبر ابتدا روی خروجی خبرگزاری رویترز رفت و دقایقی بعد شبکه تلویزیونی فاکس‌‌نیوز به آن پرداخت و سایر خبرگزاری‌های آمریکایی و اروپایی و منطقه‌ای نیز این خبر را با آب و تاب و همراه با تحلیل‌ها و تفسیرهای خود منتشر کردند. ولی در این سوی ماجرا و درحالی که منشا و خاستگاه اصلی خبر یاد‌شده، ایران خودمان بود، مادام که خبرگزاری‌های خارجی به آن نپرداخته بودند، کمترین خبری از این رخداد منتشر نشده بود! چرا؟! پاسخ این سؤال را باید از مسئولان اطلاع‌رسانی دولت و مجلس جویا شد و با جرأت می‌توان گفت که بعید است پاسخ قابل قبولی داشته باشند!۳- آقایان به جای آن که اولین منبع و کانون انتشار خبر باشند و با اطلاع‌رسانی به هنگام‌، امتیاز بهره‌گیری از «روایت اول‌» را که نقش برجسته‌ای در تفسیر و تحلیل‌های بعدی دارد به کشور خودمان بدهند، این امتیاز را به بیگانگان، آن‌هم بیگانگانی که دشمنان تابلو‌دار کشورمان هستند، سپرده‌اند! به بیان دیگر شکل‌دهی به دیواره ذهن مردم خودمان را در اختیار دشمنان مردم و نظام قرار داده‌اند! عزیزی می‌گفت از آقای بقائی، سخنگوی محترم وزارت خارجه که اخیرا به سخنگویی مذاکرات نیز منصوب شده‌اند، انتظار انتشار خبر بوده است که باید گفت برادر عزیزمان جناب بقائی در حوزه کار خود کارشناس برجسته و توانمندی هستند ولی تصمیم به انتشار خبر بایستی از سوی مسئولان ذی‌ربط به ایشان ابلاغ می‌شد... که بگذریم!۴- این ادعا که خبر محرمانه بوده است قابل قبول نیست. ممکن است گفته شود به علت شرایط جنگی بایستی زمان سفر محرمانه باقی می‌ماند. ولی خبرگزاری‌ها این خبر را بعد از انجام سفر و همراه با تحلیل‌ها و تفسیرهای مغرضانه خود منتشر کرده‌اند. چرا دشمنان باید در انتشار خبری که از اساس در اختیار ماست پیشقدم باشند؟!  این بیت از خواجه شیراز اگرچه در حال و هوای لطیف عرفانی است ولی با توجه به تقدم دشمنان بر مردم خودمان در انتشار خبر یاد شده، اشاره به آن بی‌مناسبت نیست.سرّ خدا که عارف سالک به کَس نگفت -در حیرتم که باده فروش از کجا شنید؟!»