مواضع خاتمی؛ به نام صلح و به کام جنگ!


 
مواضع خاتمی؛ به نام صلح و به کام جنگ!29-مرداد-1405

فراموش نشده که عامل زدن جرقه جنگ باعراق بنابراعتراف خمینی شیادموهبت الهی بودن جنگ بود.زیرااین ترفندازیک انحراف اذهان عمومی وامنیتی کردن فضای اجتماعی ورمزکلیدی ادامه بقای رژیم قرون وسطایی وفاسدوجنگ افروزولایت فقیه بود.برای همین طی 47 سال ترفندجنگ ازطریق سازماندهی ومسلح کردن گروه های نیابتی وناامن کردن منطقه وبرنامه های هسته ای وموشکی باشدت وجدیت وهزینه بالادنبال شده است.بنابراین چون خاتمی که بابرچسب ادعای اصلاح طلبی کمک به 8 سال بقای رژیم منفوروضدمردمی ولایت فقیه وعبورازبحران های جدی اش ازجمله فاش شدن برنامه هسته اش کرد.اکنون وی به دلیل بیان صلح شرافتمندانه ازسوی باندهای مافیایی کاسبان تحریم هاومدافعان جنگ متهم شده است که پیشنهادصلح دادنش پیام دادن جنگ به دشمن می باشد. .دراین رابطه خبرگزاری تسنیم سپاه تروریست قدس نظرخاتمی را مغالطه پهلوان پنبه به نام صلح دانسته کع به کام جنگ است.زیرامشکل اصلی سخنان امثال خاتمی این نیست که از صلح سخن می‌گویند؛ بلکه بالعکس! مشکل این است که موضع امثال خاتمی نه تنها کشور را از جنگ خلاص نمی‌کند بلکه به چاه جنگ های مستمر و پی در پی می‌کشاند. چون وقتی دشمن ببیند تو اینقدر محافظه کاری و از موضع ضعف صحبت می کنی و واقعیت ها را به نفع ترامپ به کار می‌گیری، قاعدتا دشمن احمق نیست که با تو صلح کند!

موضع امثال خاتمی نه تنها کشور را از جنگ خلاص نمی‌کند بلکه به چاه جنگهای مستمر و پی‌درپی می‌کشاند.خبرگزاری تسنیم-کیان عبداللهی:-موضع اخیر آقای سیدمحمد خاتمی درباره جنگ و صلح و واقعیت و تفاهمنامه اسلام‌آباد، مورد توجه و گفتگو قرار گرفته است؛ یک بخش بیشتر دیده شده سخنان او اینچنین است که می‌گوید: عده‌ای معتقدند که باید آمریکا را منهدم کنیم به نحوی که اول در منطقه و سپس در قلب آمریکا با او بجنگیم در صورتی که این حرفها بدون در نظر گرفتن واقعیات کشور و‌دشمن زده می‌شود و‌ جنگ طلبانه است حال آنکه باید واقع‌بین بود و با تمکین به برخی خواسته‌های آمریکا، به فکر صلح باشیم! (نقل به مضمون از سخنان اقای خاتمی)اما ایرادهای بنیادی سخنان ظاهرفریب آقای خاتمی چیست؟-واقعیت علیه واقعیت: توجه به «واقعیت‌ها» حتماً شرط عقلانیت در سیاست است؛ هر نوع سیاست ورزی که فارغ از واقع بینی باشد، خیال پردازی است. اما یک نکته ظریف در این میان هست: واقع‌بینی خوب است اما واقع‌گرایی غلط است؛ واقع‌گرایی یعنی اینکه ما اسیر واقعیات باشیم و به جای کمک به اصلاح واقعیات به نفع منافع ملی و آرمان‌ها، مدام به حادتر شدن و بدتر شدن واقعیت کمک کنیم. آنچه آقای خاتمی و‌ برخی دوستانش انجام می‌دهند، نام بردن از‌ واقعیت به نحوی است که مدام این واقعیت بدتر و بدتر شود. این ریاکاری با واقعیت، بدتر از آن خیال پردازی است و کشور را هر روز از نظر واقعیت عقب تر می برد. عقلانیت میگوید که باید به واقعیت توجه قطعی کرد اما مدام باید واقعیت را به سود وضعیت بهتر، تغییر دهیم.تشخیص این تمایز، خیلی سخت نیست اما اقای خاتمی و دوستانش، از واقعیت سواستفاده‌های دیگری می‌کنند که ضد واقع‌بینی است.  مغالطه پهلوان پنبه: اقای خاتمی منتقدان موضع خودش را کسانی معرفی می‌کند که معتقدند باید فقط با امریکا بجنگیم و منهدمش کنیم! این را چه کسی دقیقا گفته است؟ آیا واقعا منتقدان اقای خاتمی فقط گویندگان این جور سخن ها هستند؟ خیر! اینکه منتقدان خود را اینطور معرفی کنی و بعد در مقابله با آنها خودت را پهلوان نمایش بدهی، همان مغالطه پهلوان پنبه است. به نام صلح به کام جنگ: مشکل اصلی سخنان امثال اقای خاتمی این نیست که از صلح سخن می‌گویند؛ بلکه بالعکس! مشکل این است که موضع امثال خاتمی نه تنها کشور را از جنگ خلاص نمی‌کند بلکه به چاه جنگهای مستمر و پی در پی می‌کشاند. وقتی دشمن ببیند تو اینقدر محافظه کاری و از موضع ضعف صحبت میکنی و واقعیت ها را به نفع ترامپ به کار می‌گیری، قاعدتا احمق نیست که با تو صلح کند؛ بلکه تخته گاز تا انتهای انهدامت پیش می‌رود. آنچه صلح و امنیت واقعی را تامین می‌کند، قدرت است نه اظهار ضعف!بازدارندگی یا ستیزه‌جویی؟ اقای خاتمی نقطه مقابل دیدگاه های خود را جنگ طلب توصیف می‌کند ولی واقعیت این است که «بازدارندگی» از طریق قدرت کاملا متفاوت از جنگ طلبی است. آنچه منتقدان اقای خاتمی و‌دوستانش بر آن تاکید می‌کنند ضرورت بازدارندگی است تا کشور برای مدت طولانی از جنگ رهایی یابد. نام این بازدارندگی است نه جنگ طلبی. اما اقای خاتمی و رفقای سیاسی‌اش بارها نشان داده‌اند که شگرد زیادی در تضعیف سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران و به کام‌جنگ کشاندن کشور دارند.