یادداشت روزاوین نامه کیهان"آن پنج نفر...!"

 دروغ نامه کیهان ۲شنبه۹-شهریورماه سال-۱۴۰۵

یادداشت روزاوین نامه کیهان"آن پنج نفر...!"

یادداشت روزنویس هم قلم وهمکارپاسدارسربازجوشریعت نداری برای جاانداختن وعادی جلوه دادن انزوای منطقه ای وجهانی رژیم عوامفریب وفاسدوجنگ افروز ولایت فقیه وناپیدایی رهبردکوری  مجتبی خامنه ای رهبردکوری ولی فقیه که جایگزین پدرکشته شده است.چنانچه وجودداشته باشد درتنهایی قراردارد وتلاش برای توجیه وجاانداختن  می شود.بنرای همین  محورعنوان یادداشت روز" آن پنج نفر..." شده ومحورش ازحضرت محمدنقل کرده که تنهایی بهتر از همنشینی با بدان است.البته منظورازبدان موافقان مذاکره ومخالفان جنگ ومدعیان اصلاح ظلب وحتی پزشکیان ودولتش می باشند.زیرا یادداشت نویس ازخامنه ای رمال نقل کرده است که در خردادماه سال ۱۴۰۳، در آستانه شوی انتخابات ریاست‌جمهوری چهاردهم و در دیدار مردمی، خطاب به نامزدهای انتخاباتی فرمود: «کسان و کارگزاران خود را از کسانی قرار ندهید که ذره‌ای با انقلاب زاویه دارند. آن کسی که با انقلاب، با امام راحل، با نظام اسلامی ذره‌ای زاویه داشته باشد به درد شما نمی‌خورد و همکار خوبی برای شما نخواهد بود... آن کسی که دلبسته آمریکا باشد و تصور کند که بدون لطف آمریکا نمی‌شود قدم از قدم برداشت در کشور، برای شما همکار خوبی نخواهد بود...حال بماندکه مخاطبان خامنه ای رمال نه به نامزدموردادعایی وی  بی توجهی کردندکه به پزشکیان رأی دادندتادولتی تشکیل داده شودبا جنگی که خودش وپاسداران جنایتکاروجنگ افروز جرقه اش رازدند وسرانجام منجربه کشته شدنش گردیدوآسیب جدی به زیرساخت های کشورواردشدوتحریم هاتشدیدگردیدورشدتورم تاجایی دورگرفته است که دلارراتاحال به مرز۲۱۰ هزارتومان رسانیده است وپزشکیان  متهم چنین شرایط شده دست وپامی زندتابرای عبورازاین بحران فاجعه بارخواهان مذاکره بادشمن ورفع تحریم هاگرددو....که بشدت ازسوی جنگ افروزان وکاسبان تحریم های مخالف مذاکره به ویژه ازسوی اوین نامه کیهان سربازجوشریعت نداری وهم قلمان وهمقطارانش موردانتقادشدیدقراردارد.بهرحال درپایان یادداشت نویس با موضع همکارش پاسدارسربازجوشریعت نداری  بطور کامل همگامی شده است .تا بهانه برای اتهام زنی به پزشکیان وتهیه وتنظیم کیفرخواست اتهامی همکاران ومشاورانش درون دولت داشته باشد که چرابه جای تن دادن به اجرای شوی دروغ قدرت نمایی پوشالی مقابل دشمن  باعنوان بیان واقعیت، انتقادبه شرایط بحرانی اقتصادی وارزی ونداریم های ناشی ازتحریم هامی کنند وپیشنهادمذاکره برای برطرف کردن تحریم هامی دهند؟لذادراین رابطه یادداشت نویس باآویزان شدن به پیام مجتبی خامنه ای رهبرناپیدا ازموضع بازجویی چنین پرسش گری کرده است: حلقه گمشده این ماجرا کجاست؟ میانگین ۵ نفرِ رئیس‌جمهور چه کسانی هستند؟ چه کسانی و چرا راه‌حل مشکلات وسط میدان جنگ را «اظهار ضعف» فاکتور می‌کنند و نام آن را «صداقت با مردم» می‌گذارند؟ به نظر می‌رسد این‌جا موضوع دیگر یک «اشتباه مدیریتی» نیست. آیا ممکن است در اطراف رئیس‌جمهوری افرادی نشسته باشند که نه با دانش مدیریت، که با «نگاهی دیگر»! به او مشورت می‌دهند؟ وقتی پیام صریح رهبر دکوری ناپیدا درباره «روایت قدرت» منتشر می‌شود و تنها ساعاتی بعد، انبوهی از جملات مأیوس‌کننده درباره «نداریم‌ها» و «نمی‌شودها» بر بستر رسانه ملی پخش می‌شود، این پرسش در ذهن هر تحلیل گری نقش می‌بندد که چه کسی این ویدئو را برای پخش در چنین لحظه‌ای انتخاب کرده است؟ اگر این انتخاب، عمدی بوده باشد، دیگر حتی فقط با یک «خطای راهبردی» مواجه نیستیم! اگر اتفاقی بوده باشد، نشان از بی‌توجهی به ظریف‌ترین شئون «مدیریت بحران» در کشور دارد. اگر میانگینِ اطرافیانِ یک مدیر ارشد، افرادی باشند که «نگاه ضعف» را به «روایت واقعیت» تبدیل می‌کنند، طبیعی است که خروجی آن، سخنرانی مأیوس‌کننده‌ای مانند آنچه دیدیم، خواهد شد. اما اگر این میانگین، شامل کسانی باشد که با تمام وجود، «قدرت ایران» را باور دارند و «روایت دشمن» را نمی‌پذیرند، قطعاً زبان آن مدیر نیز، زبان «ما می‌توانیم» خواهد شد؟! 

یک: علم می‌گوید «شما میانگین ۵ نفری هستید که بیشتر با آنها وقت می‌گذرانید.» این جمله می‌خواهد اهمیت و تأثیر اطرافیان را روی رفتار و کردار ما نشان دهد. در روان‌شناسی اجتماعی نیز دو واژه «همنوایی اجتماعی» و «انتقال هنجارها» به همین موضوع اشاره دارند. در آموزه‌های دینی ما نیز به این امر مهم پرداخته شده است. مثلاً از رسول اکرم(ص) نقل است که فرمودند: «اَلْوَحْدَةُ خَيْرٌ مِنْ جَلِيسِ السَّوْءِ، وَالْجَلِيسُ الصَّالِحُ خَيْرٌ مِنَ الْوَحْدَةِ»؛ یعنی «تنهایی بهتر از همنشینی با بدان است، و همنشین خوب از تنهایی بهتر است.»دو: خدا بر درجات امام شهیدمان بیفزاید، خردادماه سال ۱۴۰۳، در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری چهاردهم و در دیدار مردمی، خطاب به نامزدهای انتخاباتی فرمودند: «کسان و کارگزاران خود را از کسانی قرار ندهید که ذره‌ای با انقلاب زاویه دارند. آن کسی که با انقلاب، با امام راحل، با نظام اسلامی ذره‌ای زاویه داشته باشد به درد شما نمی‌خورد و همکار خوبی برای شما نخواهد بود... آن کسی که دلبسته آمریکا باشد و تصور کند که بدون لطف آمریکا نمی‌شود قدم از قدم برداشت در کشور، برای شما همکار خوبی نخواهد بود... آن کسی که راهبرد دین و شریعت را مورد بی‌اعتنایی قرار دهد، او با شما همکار خوبی نخواهد بود. کسی را انتخاب کنید که اهل دین، اهل شریعت، اهل انقلاب، اهل اعتقاد کامل به نظام باشد...» این جملات نیز دقیقاً به همان نکته علمی اشاره دارد که در ابتدای این یادداشت به آن اشاره کردیم: اطرافیان مهم هستند و روی اندیشه، رفتار و کردار ما اثر می‌گذارند.سه: رهبر انقلاب شنبه هفتم شهریور ۱۴۰۵ پیامی به مناسبت هفته دولت صادر کردند که در آن آمده است: «در دوران کنونی و شرایط خطیر و پیچیده‌ای که وصول به «ایران هرچه قوی‌تر» با آن رو‌به‌رو است، یکی از امور ضروری برای دستیابی به این هدف، علاوه ‌بر تلاش شبانه‌روزی و ابتکار مستمر، تبیین و روایت قدرت و قوّت ایران و ملّت عزیز آن می‌باشد. ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجسته‌سازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامه‌ریزی و اقدام برای رفع و حلِّ مشکل است. گاه بیان صادقانه ضعف‌های خود در وقتی که دشمن به روحیّه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است و ای‌بسا دل‌های دوستان و همراهان را دچار نگرانی نموده و ایشان را سرگردان و متحیّر سازد. بلی، هرگاه شنونده این بیان‌های صادقانه تنها مردم و دلسوزان ما باشند، اِشکال تقلیل می‌یابد. امّا قوّت و قدرت و نقاط مثبت به‌موجب آموزه قرآنیِ «وَأَمّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ» نیازمند روایت و برجسته‌سازی است.» این جملات کاملاً گویا هستند و اگر بخواهیم آن را در یک جمله بیان کنیم، این می‌شود که در شرایط خطیر امروز از بیان هرچند صادقانه ضعف‌ها پرهیز شود؛ چراکه باعث جری شدن دشمن خواهد شد. اما ساعاتی پس از انتشار این پیام، سخنرانی ضبط‌شده رئیس‌جمهور محترم کشورمان، جناب آقای دکتر پزشکیان، در شبکه یک و شبکه خبر منتشر شد که اشاره به برخی از «نداریم»ها و «نمی‌شود»ها بود. به این جملات ایشان عنایت بفرمایید:«... اکنون مسیر بسته است و کالا وارد نمی‌شود. یکی از این کالاها بنزین است. درآمد ما هم کاهش یافته؛ یعنی علاوه‌بر بنزینی که تولید می‌کنیم، باید بنزین بخریم. در نتیجه، حتی اگر مسیر باز باشد، باید پول خرید آن را نیز داشته باشیم.... ما با مشکل مواجهیم و میزان تولیدمان نیز مشخص است. می‌دانیم چه داریم و چه نداریم. شما بگویید چه کار کنیم تا به تفاهم و زبان و نگاه مشترکی برسیم؛ ما هم اجرا می‌کنیم.... ما در جنگ هستیم. هم نیروگاه‌هایمان را زده‌اند، هم منابع نفتی و گازی‌مان را هدف قرار داده‌اند و تولیدمان نیز در جریان جنگ کاهش پیدا کرده است....» بدیهی است که رئیس‌جمهور محترم این اظهارات را با هدف راه‌یابی و چاره‌جوئی مطرح کرده‌اند ولی چه کسانی در اطراف ایشان هستند؟ آیا این افراد، مشورت‌های غلط می‌دهند؟ یا نه، مثلاً با کسانی مواجهیم که با چند واسطه، مواضع دشمن‌پسند را دریافت و احیاناً بی‌آن‌که بدانند و یا بخواهند، این مواضع را بین مسئولین توزیع می‌کنند؟! ممکن است برخی بگویند، این ویدئو از قبل ضبط شده بود. خب، این عده بفرمایند زمان انتشار آن را چه کسی انتخاب کرده است؟ آیا این اتفاقی است که ساعاتی پس از انتشار پیام رهبر انقلاب مبنی بر این‌که «قدرت ایران را بیان کنید، نه ضعف‌ها را» اظهارات رئیس‌جمهور درباره ضعف‌ها منتشر می‌شود؟! روی صحبت ما همان «اطرافیانی» است که در شماره‌های یک و دو این یادداشت به آنها اشاره کردیم. همان‌هایی که امام شهید در توصیه‌های انتخاباتی‌شان در سال ۱۴۰۳ درباره آنها تأکید کردند «کسان و کارگزاران خود را از کسانی قرار ندهید که ذره‌ای با انقلاب زاویه دارند». آیا اطراف رئیس‌جمهور محترم کسانی نیستند که با انقلاب زاویه دارند؟!چهار: حلقه گمشده این ماجرا کجاست؟ میانگین ۵ نفرِ رئیس‌جمهور چه کسانی هستند؟ چه کسانی و چرا راه‌حل مشکلات وسط میدان جنگ را «اظهار ضعف» فاکتور می‌کنند و نام آن را «صداقت با مردم» می‌گذارند؟ به نظر می‌رسد این‌جا موضوع دیگر یک «اشتباه مدیریتی» نیست. آیا ممکن است در اطراف رئیس‌جمهوری که خود، شخصاً مردی صادق، خدوم و انقلابی است، افرادی نشسته باشند که نه با دانش مدیریت، که با «نگاهی دیگر»! به او مشورت می‌دهند؟ وقتی پیام صریح رهبر انقلاب درباره «روایت قدرت» منتشر می‌شود و تنها ساعاتی بعد، انبوهی از جملات مأیوس‌کننده درباره «نداریم‌ها» و «نمی‌شودها» بر بستر رسانه ملی پخش می‌شود، این پرسش در ذهن هر تحلیلگری نقش می‌بندد که چه کسی این ویدئو را برای پخش در چنین لحظه‌ای انتخاب کرده است؟ اگر این انتخاب، عمدی بوده باشد، دیگر حتی فقط با یک «خطای راهبردی» مواجه نیستیم! اگر اتفاقی بوده باشد، نشان از بی‌توجهی به ظریف‌ترین شئون «مدیریت بحران» در کشور دارد. برگردیم به نقطه نخست این یادداشت: «همه ما میانگین ۵ نفری هستیم که بیشتر با آنها وقت می‌گذرانیم.» اگر میانگینِ اطرافیانِ یک مدیر ارشد، افرادی باشند که «نگاه ضعف» را به «روایت واقعیت» تبدیل می‌کنند، طبیعی است که خروجی آن، سخنرانی مأیوس‌کننده‌ای مانند آنچه دیدیم، خواهد شد. اما اگر این میانگین، شامل کسانی باشد که با تمام وجود، «قدرت ایران» را باور دارند و «روایت دشمن» را نمی‌پذیرند، قطعاً زبان آن مدیر نیز، زبان «ما می‌توانیم» خواهد شد، 
نه «ما نداریم»!جعفر بلوری