اوین نامه کیهان 4 شنبه 25-شهریورسال-1405
سازندگی
یا بازندگی؟!(گفت و شنود)
پاسدارسربازجو مدام
باجنگندگی
بسوی هرسوراخ می کنه
دوندگی
تادررقابت باموش کنه یک
دندگی
بتونه فضله ریزی جازندسازندگی
آنرابهانه کنه برای
بازجویی واتهام
چرارئیس حزب کارگزاران
داده پیام
می داندکه چگونه
مسئولین نظام
ازترس جنگ وتهدید شورش وقیام
لذاهنگام جنگ ترسیده
بودندوحیران
پس پناهگاه
خودکردندمتروی تهران
اماحال پاسدارسربازجوی
کلاش
انتقاد کرده چرااین
رازکرده فاش
لذانقل کرده ازیک یارو
چگونه بودکپی سربازجو؟
وقتی که می خواست وی بشکندگردو
زیرپایش میذاشت،سنگ
برسرمی زدپررو
گفت: رئیس شورای مرکزی حزب
کارگزاران سازندگی گفته است؛ «خبر دارم که مسئولین در هر دو جنگ از تونلهای مترو
به عنوان دفتر کار استفاده میکردند»!
گفتم: انتشار این خبر چه ضرورتی داشته است؟! اگر راست گفته باشد که یک خبر به کلی
سرّی را به نفع دشمن فاش کرده و به آمریکا گرا داده که کجا را بزند(!).
گفت: اگر هم راست نگفته باشد و مسئولان در تونلهای مترو نبودهاند، یک کانال
مناسب برای استفاده در جنگ را لو داده است و باز هم به آمریکا گوشزد کرده که حمله
به تونلهای مترو را هم در نظر داشته باشد(!)
گفتم: حال و روز و جایگاه حزب کارگزاران سازندگی را از حال و هوای رئیس شورای
مرکزی آن میتوان حدس زد!
گفت: کاش رئیس شورای مرکزی این حزب به جای این که اسرار نظام را آن هم در میانه
جنگ فاش کند، گزارشی از فعالیت این حزب ارائه میکرد! و به مردم میگفت که این حزب
تاکنون چه خدمتی داشته و کدام مشکل را حل کرده است و بالاخره حزب سازندگی است یا
بازندگی؟!
گفتم: یارو میخواست یک گردو را بشکند. گردو را زیر پایش گذاشت و بعد با سنگ محکم
توی سر خودش کوبید!
